داغ دلي كه ديده‌ايم

قیصر امین پوردر سال 1357 جواني از زادگاه خود در خطه جنوب كشورمان با شوق ادامه تحصيل و ورود به دانشگاه به پايتخت (تهران) آمد كه بعدها نقش تعيين كننده‌اي در شعر معاصر ايران پيدا كرد. آن روزها قيصر امين‌پور، جوان گمنام و شهرستاني در پايتخت بود، اما آرزوهاي بزرگي براي ادبيات معاصر ايران در سر داشت كه براي برآورده شدن آنها نياز به گذر ايام داشت.
او متولد 2 ارديبهشت 1338 در گتوند در استان خوزستان بود. تحصيلات ابتدايي را در اين بخش و متوسطه را در دزفول سپري كرده و اكنون (1357) كه در رشته دامپزشكي دانشگاه تهران پذيرفته شده بود به اين شهر شلوغ قدم گذاشته بود. البته او در اين سال از اين رشته انصراف داد. بعدها رشته علوم اجتماعى دانشگاه تهران را انتخاب كرد كه در 1363 از اين رشته هم انصراف داد. رشته بعدي كه انتخاب كرد با روحيات او در اين ايام سازگاري بيشتري داشت؛ امين‌پور در سال 1363در رشته زبان و ادبيات فارسي به دانشگاه رفت و اين رشته را تا مقطع دكترا گذراند.

در اين ايام در شكل‌گيرى حلقه هنرى و انديشه اسلامى در حوزه هنرى امروزي با افرادى چون سيدحسن حسينى، سلمان هراتى، حسام‌الدين سراج، محمدعلى محمدى، يوسفعلى ميرشكاك، حسين خسروجردى همكارى داشت. گروهى كه بنيانگذاران جوان حوزه هنرى نام گرفتند و بعدها چهره‌هايى چون سهيل محمودى، ساعد باقرى، عبدالملكيان، عبدالجبار كاكايى و فاطمه راكعى و عليرضا قزوه هم به آنان پيوستند. البته هشت سال بعد يعنى در سال 1366 او به همراه بسيارى از هم دوره‌اى‌هايش، از حوزه هنرى خارج شد و 2 سال بعد به كمك دوستانش دفتر شعر جوان را راه اندازى كرد. امين‌پور سال 1376 از پايان‌نامه دكتراي خود با راهنمايي دكتر محمدرضا شفيعي كدكني با عنوان «سنت و نوآوري در شعر معاصر» دفاع كرد. اين پايان‌نامه در سال 1383 از سوي انتشارات علمي و فرهنگي منتشر شد. قيصر امين‌پور درباره اين اثر گفته است: پيشنهاد بررسى درباره اين موضوع از طرف استاد ارجمند دكتر شفيعى كدكنى بود و من از ميان موضوعات مختلف، اين موضوع را به ضرورت بحث سنت و نوآورى، براى پايان نامه دكترى برگزيدم.

او همچنين در خصوص ويژگي‌هاي موضوع پايان‌نامه خود به اين نكته اشاره كرده كه «دشوارى كار آنجا بود كه چون من به نسلى آرمانگرا تعلق دارم و كار ادبى و خلاق را براى خود انجام مى‌دهم، شعرى كه دلم مى‌خواهد مى‌نويسم و هيچ كس هم در آن دخالت ندارد، فكر كردم در كار تحقيقى هم مى‌شود، اين گونه بود؛ اما چنين نبود.» امين‌پور حرف‌هاي ديگري هم در اين درباره گفته كه يادآوري آن‌ها با گذشت سال و اكنون خالي از لطف نيست « به هر حال من، آدمى دوزيست بودم. هم در مطبوعات هستم و هم در دانشگاه. دانشگاه از من توقعى داشت و لابد انتظار داشت از چشم‌انداز سنت، نوآورى را بررسى كنم و دوستان مطبوعات بر عكس. بين اين دو ديدگاه سرگردان بودن مشكل كار من بود و موقعى اين مسأله حل شد كه تصميم گرفتم يك چشم سوم برگزينم و به قول گادامر يك جور فاصله‌گرايى.»
وي كه تجربه تدريس و مقطع راهنمايى را در فاصله سال‌هاى 60 تا 62 در كارنامه خود داشت، از سال 67 نيز به تدريس در دانشگاه الزهرا پرداخت، اما شروع تدريس او در دانشگاه تهران به سال 1370 بر مى‌گردد.
امين‌پور در سال 1366 به همراه دوستان نويسنده و شاعرش؛ بيوك ملكى و فريدون عموزاده خليلى، نشريه سروش نوجوان را طراحى و منتشر كرد كه تا مدت‌ها انتشار اين مجله با مسئوليت قيصر امين‌پور در سمت سردبير ادامه داشت. او همچنين مسئوليت صفحه شعر هفته‌نامه سروش (از سال60 تا 71) را بر عهده داشت و عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي بود.
وي اولين مجموعه شعر خود را با عنوان «در كوچه آفتاب» كه دفتري از رباعي و دوبيتي بود در سال 1363 منتشر كرد و به دنبال آن «تنفس صبح» كه تعدادي از غزل‌ها و شعرهاي سپيد او را در بر مي‌گرفت. او هيچگاه شعر بدون وزن نسرود و در عين حال اين نوع شعر را هم هرگز رد نكرد. ديگر آثار او عبارتند از«توفان در پرانتز»(نثر ادبي، 1365)،«ظهر روز دهم» (شعر نوجوان، 1365 و برنده جايزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكرى)، «مثل مثل چشمه، مثل رود» (شعر نوجوان، 1368)، «بي بال پريدن» (نثر ادبي، 1370)، «به قول پرستو» (شعر نوجوان، 1375 و برنده جايزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكرى)، مجموعه شعر آينه‌هاي ناگهان (سال 1372)، گزينه اشعار (سال 1378 نشر مرواريد)، «گلها همه آفتاب گردانند» (سال 1380، مرواريد) و دستور زبان عشق (سال 1386، مرواريد) كه آخرين دفتر شعر قيصر امين‌پور بود كه تابستان سال 1386 در تهران منتشر شد و در كمتر از يك ماه به چاپ دوم رسيد. او در سال 1368 موفق به كسب جايزه نيما يوشيج، موسوم به مرغ آمين بلورين شد. وي همچنين برنده تنديس ماه طلايى (برگزيده شعر كودك و نوجوان 20 سال انقلاب) بود.
به اعتقاد بسياري از كارشناسان حوزه ادبيات، اشعار قيصر امين‌پور در دهه‌هاى دوم و سوم زندگى‌اش نمايانگر شاعرى انقلابى و جنگ‌زده است و شعرهاى دوران جنگ او از نوادر ادبيات جنگ و پايدارى آن سال‌هاست.
او خودش در پاسخ به اين سؤال كه «قضاوت شما در مورد شعر دفاع مقدس از ابتدا تاكنون چيست؟» گفته است: « قضاوت به ويژه براى ادبيات و هنر دوره‌هاى خاص، بسيار دشوار است. منظور از دوره‌هاى خاص دوره‌هايى مانند مشروطيت، انقلاب، جنگ و دفاع مقدس است كه انگار شعر و ادبيات در اين دوره‌ها وظيفه، كاركرد و رسالت و در نتيجه‌گويى تعريف ديگرى پيدا مى‌كند بنابراين اگر بخواهيم با همان معيارهاى آرمانى و هميشگى دوره‌هاى ديگر به سراغ اين دوره‌ها برويم چه بسا كه دست خالى بر گرديم و گمان كنيم كه خبرى از هنر و ادبيات نبوده است. در حالى كه در بررسى چنين دوره‌هايى بهتر است كه به جاى نقد ايده آل به نقد رئال بيشتر بپردازيم. يعنى واقعگرايانه‌تر نگاه كنيم نه صرفاً آرمانى و ايده آل.» به باور بسياري، قيصر امين‌پور و اشعارش هر چه كه باشند، نمونه كامل زبان نسل دوم انقلاب است.

غزل«اگر دل دليل است» نمونه‌اي از اشعار قيصر امين‌پور است:
«سراپا اگر زرد و پژمرده‌ايم
ولى دل به پائيز نسپرده‌ايم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترك خورده‌ايم
اگر داغ دل بود، ما ديده‌ايم
اگر خون دل بود، ما خورده‌ايم
اگر دل دليل است، آورده‌ايم
اگر داغ شرط است، ما برده‌ايم
اگر دشنه دشمنان، گردنيم
اگر خنجر دوستان، گرده‌ايم
گواهى بخواهيد، اينك گواه
همين زخم‌هايى كه نشمرده‌ايم!
دلى سربلند و سرى سر به زير
از اين دست عمرى به سر برده‌ايم»

اين شاعر درد آشنا سر انجام پس از تصادفي در سال‌هاي ابتدايي دهه هشتاد برايش رخ داد همواره از بيماري‌هاي مختلف رنج مي‌برد و حتي دو عمل جراحي قلب و پيوند كليه را پشت سر گذاشت و در نهايت بامداد سه‌‌شنبه 8 آبان 1386 در بيمارستان دي تهران درگذشت. پيكر اين شاعر در زادگاهش (گتوند) و در كنار مزار شهداي گمنام اين شهرستان به خاك سپرده شد. پس از مرگ وي، ميدان شهرداري منطقه 2 تهران، واقع در سعادت‌آباد به نام قيصر امين‌پور نامگذاري شد.

نويسنده: علي‌الله سليمي
منبع: خبرگزاری فارس

احتمال تاثیر در شرایط امر به معروف و نهی از منکر

مطلب ديگر كه آن خيلی مهم است اينست كه ما در اجراء امر به معروف و نهی از منكر ، منطق را دخالت نمی‏دهيم ، در صورتی كه هر كاری منطقی‏ مخصوص به خود دارد كه كليد آن كار است
عرض كردم چيزی را كه ما خوب شناخته‏ايم و بيش از اندازه برايش اثر قائل شديم زبان بود نه عمل ، در عمل هم توجه به عمل فردی بود نه اجتماعی‏
اكنون می‏گويم چيزی كه بيش از هر چيز ديگر مورد غفلت است دخالت منطق‏ است در اين كار . مقصود اينست كه در كار معروف و منكر بايد تدابير عملی انديشيد و بايد ديد چه طرز عملی مردم را نسبت به فلان كار نيك‏ تشويق می‏كند و مردم را از فلان عمل زشت باز می‏دارد
چندی پيش در يكی از روزنامه‏های عصر مقاله‏ای خواندم تحت عنوان ” خروارها پند و نصيحت ” . در آن مقاله بعد از آنكه نوشته بود كه در كشور ما خروارها پند و نصيحت به صورتهای مختلف ولی بی‏اثر است اين مثل را ذكر كرده بود : ” يك جو درمان بهتر از صد خروار نسخه است ” . بعد نوشته بود : ” چندين سال پيش در يكی از شهرهای كوچك واقع در ايالت‏ فيلادلفيا (آمريكا ) زنها مبتلا به قمار بازی شده بودند . ابتدا كشيشها و روزنامه نويسها و خطباء و فصحاء تا می‏توانستند راجع به بدی قمار خصوصا برای زنها گفتند و نوشتند ، ولی مثل همين حرفهای خودمانی مانند گردو روی‏ گنبد سر خورد و پائين افتاد و به جائی نرسيد ، تا آنكه شهردار محل به فكر افتاد يكی دو تا باشگاه و نمايشگاه هنری زنانه داير كند و سرگرميهای مناسب در آنجا فراهم نمايد ، از قبيل نمايش بچه‏های چاق‏ و تندرست و جايزه دادن به مادران كاردان ، و از قبيل كارهای دستی و غيره‏ ، كه هر كدام برنامه و ترتيبات خاصی داشت و مردم را سر ذوق می‏آورد .

دو سه سالی از اين جريان گذشت كه زنهای آن شهر به كلی قمار را فراموش‏ كردند ”
اين را می‏گويند چاره عملی و تدبير عملی . اين ، معنای دخالت دادن منطق‏ و تدبير است در مبارزه با منكرات . اگر آنها می‏خواستند به موعظه‏ها و خطابه‏های كشيشان و مقاله‏ها و روزنامه‏ها قناعت كنند می‏بايست برای هميشه‏ بنشينند و مثل ما بگويند : گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من آنچه البته به جائی نرسد فرياد است.

اگر روزی توفيق پيدا كنيم كه عملا در فكر چاره‏جوئی بيفتيم و منطق را در امر به معروف و نهی از منكر دخالت‏ دهيم همه اين مشكلات به خوبی و آسانی حل می‏شود
اگر می‏خواهيد بدانيد كه در متن دستورات اسلامی به دخالت دادن منطق در امر به معروف و نهی از منكر توجه شده ، به اين نكته توجه كنيد : فقهاء عموما به استناد اخبار و احاديث گفته‏اند كه يكی از شرائط امر به معروف‏ و نهی از منكر احتمال تأثير است
احتمال اثر يعنی احتمال نتيجه دادن . هر حكمی مصلحتی دارد : نماز مصلحتی دارد ، روزه مصلحتی دارد ، وضو مصلحتی ، امر به معروف و نهی از منكر هم مصلحتی دارد .

مصلحت اين كار اينست كه طرف به سخن يا عمل ما ترتيب اثر بدهد . پس معنای احتمال تأثير اينست كه احتمال بدهی‏ مصلحت تشريع اين حكم بر سخن يا عمل تو مترتب بشود
حال از شما سؤال می‏كنم كه چرا در مورد نماز نگفته‏اند اگر احتمال می‏دهی‏ اين نماز در تو اثر داشته باشد و آن مصلحتی كه در نماز هست مترتب می‏شود بخوان ، و اگر احتمال نمی‏دهی نخوان ؟ و همچنين درباره وضو و روزه و حج و غيره
برای اين كه آنها تعبدی محض می‏باشند . ما نمی‏توانيم عقل خودمان را در كيفيت آنها و در اين كه بايد بكنيم يا نبايد بكنيم و چه جور بكنيم‏ دخالت بدهيم . ولی امر به معروف و نهی از منكر از كارهائی است كه‏ ساختمان و كيفيت ترتيب آن و اينكه در كجا مفيد است و به چه شكل مفيد است و مؤثر است و بهتر ثمر می‏دهد و بار می‏دهد و نتيجه می‏دهد ، همه را شارع در اختيار عقل ما و فكر ما و منطق ما گذاشته است . عرض كردم صاحب‏ جواهر هم می‏گويد : در همه موارد ، يگانه چيزی را كه بايد در نظر گرفت‏ اينست كه به چه نحو و به چه شكل و با چه كيفيت و چه وسيله ، به هدف و مقصود نزديك می‏شويم
اگر اين مطلب را خوب بفهميم طرز فكر ما در فهم اخبار و احاديث امر به معروف و نهی از منكر عوض می‏شود و بسياری از تعارضهائی كه خيال‏ می‏كنيم بين ادله اين اصل در بعضی خصوصيات وجود دارد مرتفع می‏شود .

خلاصه اينكه اگر ما راستی می‏خواهيم اين اصل فراموش شده را زنده كنيم‏ بايد مكتبی و روشی به وجود آوريم عملی ( نه زبانی فقط ) و در عين‏ حال اجتماعی ( نه انفرادی ) و در عين حال منطقی و مبتنی بر اصول علمی علم‏ النفسی و اجتماعی .

رابطه مردم و ولي فقيه بر پايه عقل و انتخابي آگاهانه است

محمد صادق کوشکیعضو هيئت علمي دانشگاه خواجه نصير با بيان اينكه رابطه مردم و ولي فقيه بر پايه عقل و انتخابي آگاهانه است، گفت: ولي فقيه حاكميت ديني را در جامعه اسلامي اعمال مي كند.

به گزارش خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، دكتر كوشكي عصر روز گذشته با حضور در نشست «شهيد رجب بيگي» كه به همت جنبش عدالتخواه دانشجويي و با موضوع رابطه امامت و امت در سالن كوثر دفتر مركزي تشكل هاي دانشجويي برگزار شد، به سخنراني پرداخت.

وي با بيان اينكه اين موضوع از جمله مسائلي است كه ذهن بسياري از مردم و دانشجويان را به خود معطوف كرده است، اظهار داشت: با وجود اينكه اين مسئله از جمله موضوعات مورد سوال و بحث انگيز افكار عمومي مي باشد اما تا بحال جواب مناسب و منطقي به مخاطبان داده نشده است.

عضو هيئت علمي دانشگاه خواجه نصير با طرح اين سوال كه نسبت بين مردم و ولي فقيه چگونه بايد باشد؟ افزود: ولايت فقيه حاكميت برآمده از دين است و دين نيز از جمله مقوله هايي است كه با انتخاب آگاهانه و به دور از احساس بدست مي آيد.

كوشكي در همين زمينه ادامه داد: ولايت فقيه هم مانند ساير دستورات ديني مانند نماز، روزه، زكات و غيره ثمره همين انتخاب آگاهانه است و كساني كه دين و چارچوب هاي آن را پذيرفتند از ولايت فقيه نيز مانند ساير دستورات ديني كه خود را مجاب به رعايت آنها مي كنند، اطاعت خواهند كرد.

اين استاد دانشگاه با تاكيد بر اينكه نسبت ولايت مطلقه فقيه و مردم در مقوله اطاعت برآمده از يك انتخاب آگاهانه است، عنوان كرد: مردم از رهبر خود اطاعت مي كنند؛ زيرا پذيرفته اند وي در حوزه دين و مسائل ديني از آنها توانمندتر و زبده تر و دقيق تر است و در مسائل ديني و غيره بايد از او پيروي كنند.

وي به تفاوت عمق فهم و درك افراد نسبت به انجام وظايف و تكاليف ديني شان اشاره و تصريح كرد: همانطور كه افراد مختلف بر اساس عمق ديد و درك خود تكاليف ديني و مذهبي خود را انجام مي دهند در خصوص مسئله اطاعت از ولايت فقيه نيز عمق درك و فهم افراد متفاوت است.

كوشكي در ادامه سخنان خود با بيان اينكه ولايت فقيه براي اجرايي كردن راهنمايي و توصيه هاي خود از هيچ گونه مكانيسم و ابزار بيروني استفاده نمي كند، بيان داشت: حكم ولايت فقيه مانند تابلوهاي هشدار دهنده مسير و متن زندگي را بر اساس دين روشن و شفاف مي سازد.

عضو هيئت علمي دانشگاه خواجه نصير ادامه داد: كار اصلي ولايت فقيه تبشير، انذار، دعوت، اطلاع رساني و راهنمايي جهت برطرف ساختن خلع هاي مفهومي كه در جامعه اسلامي بوجود مي آيد، است و مردم نيز با انتخاب آگاهانه خود تصميم مي گيرند.

وي با تاكيد بر اينكه رابطه ولايت فقيه با مردم بر مبناي ارباب و رعيت نيست، افزود: ولي فقيه نيز مانند ساير افراد جامعه بنده خداست اما به دليل اينكه همه مردم هرگز نمي توانند به تمام ابعاد و مسائل ديني تسلط داشته باشند ولي فقيه با تسلط كامل بر دين مي تواند در تشخيص و درك امور نسبت به مردم اولي تر باشد.

كوشكي در ادامه با بيان اينكه پيروي از نظر ولي فقيه به حساسيت جامعه و مردم آن جامعه بستگي دارد، اظهار داشت: اگر جامعه اي به نظر ولي فقيه خود نسبت به برخي مسائل حساسيت نداشته باشد، لطمه اي به جايگاه وي وارد نمي شود، درست مانند تابلوهاي هشدار دهنده جاده ها كه حتي اگر كسي به راهنمايي هاي آنها توجه نكرد به جايگاه آن تابلو و وظيفه ذاتي او لطمه اي وارد نمي شود.

اين استاد دانشگاه مردم را اولين و مهمترين ابزار اعمال قدرت ولي فقيه در جامعه دانست و بيان داشت: مهمترين ابزار اعمال قدرت ولي فقيه در جامعه مردم آن جامعه هستند؛ به طور مثال اگر90 درصد مردم نسبت به هشدارهاي ولي فقيه حساسيت داشته باشند و 10 درصد اين گونه نباشند، جامعه هوادار او براي ولي فقيه قدرت ايجاد مي كند و آنها وظيفه دارند 10 درصد مابقي را نيز با خود همراه سازند.

وي جدي نگرفتن برخي از مسائل كشور را توسط مسئولان نتيجه عدم حساسيت مردم نسبت به آن مسائل دانست و افزود: در جامعه شاهد بوده ايم مباحثي كه از سوي رهبر معظم انقلاب به عنوان مسئله اي هشدار دهنده و جدي مانند مباحث اقتصادي مطرح شده بود به دليل عدم حساسيت مردم توسط مسئولان امر نيز جدي گرفته نشد.

كوشكي تاكيد كرد: ولي فقيه حاكميت ديني را در جامعه اعمال مي كند نه ديكتاتوري را و پيروي از او به خواست مردم و اراده جامعه است.

عضو هيئت علمي دانشگاه خواجه نصير در بخش ديگري از سخنان خود رابطه مردم و ولي فقيه را رابطه اي آگاهانه و بر پايه عقل دانست و بيان داشت: رابطه مردم و ولي فقيه آگاهانه و مبتني بر فهم مشترك است كه در صورت عميق شدن اين آگاهي و ارتباط به همدلي منجر مي شود.

وي با اشاره به حديثي از امام صادق(ع) گفت: شيعيان و پيروان واقعي ولي فقيه به دليل همفكري منتهي شده به همدلي سخنان و نظرات ولي فقيه خود را حتي در سكوت وي متوجه خواهند شد.

كوشكي ايجاد رابطه عاشقانه بر پايه ايمان و آگاهي را حاصل همدلي بين مردم و ولي فقيه دانست و اظهار داشت: بسياري از مردم به اين مرحله نرسيدند و ارتباط آنها با ولي فقيه در حد احساسات باقي مانده است.

اين استاد دانشگاه جايگاه فرمانده كل قوا را جايگاه حقوقي ولي فقيه در جامعه دانست و عنوان كرد: به دليل ماهيت حساس نيروهاي مسلح در جامعه و امكان بهره وري از اين قوا در جهت منافع خواست برخي گروه ها؛ بنابراين هدايت نيروهاي نظامي را كه مظهر اقتدار كشورند بايد در دست كسي باشد كه از همه مردم و مسئولان كاملتر است.

وي به رشد بي سابقه كشور در امور نظامي و امنيتي در طول 20 ساله اخير اشاره و تصريح كرد: همه اين موفقيت ها در گرو حمايت رهبر معظم انقلاب و توانمندي هاي ايشان در درك و تحليل مسائل نظامي بوده است؛ مسئله اي كه همه مسئولان بر صحت آن تاكيد مي كنند.

دكتر كوشكي در پاسخ به سئوالي مبني بر اينكه مطالبات رهبري از دانشجويان در زمينه هاي مختلفي مطرح مي شود اولويت جامعه امروز ما كدام است؟ گفت: هر فرد و دانشجويي متناسب با ظرفيت توانايي و استعداد خود اولويتي را كه مي تواند بر عهده بگيرد.

عضو هيئت علمي دانشگاه خواجه نصير در ادامه افزود: مطالبه رهبري از دانشجويان عمدتا در سه مقوله جنبش نرم افزاري، توليد علم و عدالتخواهي است و پيگيري هر كدام بر اساس توانايي دانشجويان كار چندان سختي نيست.

وي همچنين در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اينكه آيا مسئله ولايت و امامت در خاندان پيامبر(ص) به صورت موروثي مطرح بوده است، گفت: انتخاب امامت جامعه بر مبناي لياقت افراد بوده است.

كوشكي در همين زمينه افزود: به اذعان مردم جامعه اسلامي، فرزندان پيامبر(ص) در زمان خود اصلح ترين و شايسته ترين فرد براي هدايت جامعه ديني كشور بوده اند؛ به طوري كه جايگاه امامت و ولايت به فزندان برخي از امامان نرسيد.

عضو هيئت علمي دانشگاه خواجه نصير در پايان تاكيد كرد: بسياري از امامان در گفتمان مردم زمان خود چه شيعه، چه سني و غير مسلمان هاي حكومت هاي وقت، بهترين و كامل ترين عضو جامعه به شمار مي رفتند.

قدرت حقیقی دست مردم است

براتی دبیر جنش عدالتخواهی دانشجویی در نشست تشکل‌های دانشجویی با موضوع «نسبت جنبش دانشجویی و قدرت» که عصر امروز در غرفه روزنامه جوان در هفدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات و خبرگزای‌ها برگزار شد، گفت: جنبش دانشجویی باید چارچوب‌های مشخص داشته باشد که این امر بعد از انقلاب با تحول عمیق در مبانی فکری دانشجویی به وجود آمد.

براتی تصریح کرد: جنبش دانشجویی می‌تواند وابستگی سیاسی داشته باشد اما نه وابستگی فکری.

وی با بیان اینکه در پایه نظری، اصالت نقد نیست،گفت: برای جنبش دانشجویی اصالت نقد است، زیرا کارکرد آن رصد کردن است.

دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی گفت: قدرت حقیقی به مردم و رابطه آنها با دانشجو برمی‌گردد که این پیوند باعث می‌شود جنبش دانشجویی مطالبات مردم را پیگیری کند و تنها جریانی که می‌تواند از مردم حمایت کند، جریان دانشجویی است.

امر به معروف و نهی از منکر لازمه علاقه به سرنوشت هم

شهید مرتضی مطهریانسان وقتی كه رجوع می‏كند به توصيه‏ها و بيانهائی كه در آثار مقدس دينی‏ راجع به امر به معروف و نهی از منكر رسيده و آنهمه فوائد و آثاری كه‏ برای اين اصل مقدس ذكر شده ، مثلا می‏بيند در قرآن كريم می‏فرمايد : « و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يامرون بالمعروف و ينهون عن‏ المنكر و يقيمون الصلاه و يؤتون الزكاه و يطيعون الله و رسوله اولئك‏ سيرحمهم الله ان الله عزيز حكيم »( توبه،71 ) . يعنی مردان مؤمن و زنان مؤمنه‏ دوستان يكديگرند و بين آنها رابطه و صله مودت و عواطف محبت‏آميز حكمفرما است ، امر به معروف و نهی از منكر می‏كنند ، نماز را بپا می‏دارند ، زكات را ادا می‏نمايند ، خدا و پيغمبر را اطاعت می‏كنند
اينها هستند كه البته رحمت الهی شامل حالشان می‏شود . خداوند غالب و حكيم است
در اين آيه كريمه قسمتهائی به طور علت و معلول و سبب و مسبب مترتب‏ بر يكديگر ذكر شده است : لازمه ايمان حقيقی و واقعی – نه ايمان تقليدی و تلقينی – رابطه وداد و علاقه به سرنوشت يكديگر است .
و لازمه اين محبت و علاقه ، امر به معروف و نهی از منكر است . لازمه امر به‏ معروف و نهی از منكر ، قيام بندگان است به وظيفه عبادت و خضوع نسبت‏ به پروردگار يعنی نماز ، و قيام به وظيفه كمك و دستگيری از فقرا يعنی‏ زكات ، و بالاخره لازمه امر به معروف و نهی از منكر اطاعت خدا و رسول و زنده شدن همه دستورهای دينی است . لازمه همه اينها اين است كه رحمتهای‏ بی‏پايان خداوند قادر غالب كه كارهای خود را بر سنت حكيمانه اجرا می‏كند شامل حال می‏گردد
در حديث است كه امام باقر ( ع ) درباره امر به معروف و نهی از منكر می‏فرمايد : « بها تقام الفرائض ، و تأمن المذاهب و تحل المكاسب ، و ترد المظالم ، و تعمر الارض ، و ينتصف من الاعداء ، و يستقيم الامر » (فروع کافی، ج 5، ص 56)
يعنی به وسيله اين اصل ، ساير دستورها زنده می‏شود ، راهها امن می‏گردد ، كسبها حلال می‏شود ، مظالم به صاحبان اصلی برگردانده می‏شود ، زمين آباد می‏گردد ، از دشمنان انتقام گرفته می‏شود ، كارها رو به راه می‏شود
وقتی انسان از طرفی به اين دستورها و راهنمائيها رجوع می‏كند و از طرفی‏ هم می‏بيند در يك دوره‏هائی كم و بيش مسلمين عمل كرده و استفاده كرده‌‏اند ، و از طرف ديگر وضع حاضر خودمان را می‏بيند، بی‏نهايت دچار تأسف می‏شود
من نمی‏گويم كه آنچه در گذشته به نام دائره حسبه بوده يك چيز بی‏عيب و نقصی بوده و منظور شارع اسلام را كاملا تأمين می‏كرده . من گذشته را با امروز مقايسه می‏كنم و می‏بينم كه چقدر ما عقب رفته‏ايم.
امروز گذشته از اينكه چنين قدرتی به هيچ شكلی برای امر به معروف‏ و نهی از منكر وجود ندارد ، اساسا آنچه بيشتر جای تاسف است اينست كه‏ اين فكرها به كلی از دماغ مسلمين خارج شده ، آن چيزهائی را كه آنروز جزء وظيفه حسبه می‏دانسته‏اند و به نام حسبه امر به معروف و نهی از منكر ، امور اجتماعی خود را اصلاح می‏كردند اساسا جزء امور دينی شمرده نمی‏شود ، و اگر احيانا كسی در فكر امر به معروف و نهی از منكر بيفتد فكر نمی‏كند كه‏ آن اصلاحات هم جزء اين وظيفه و تكليف است ، يعنی معروف و منكر آن‏ معنای وسيع خود را از دست داده و محدود شده‏اند به يك سلسله مسائل عبادی‏ كه بدبختانه آن هم عملی نمی‏شود
اگر در منطق اسلام امر به معروف و نهی از منكر آن اندازه توسعه‏ نمی‏داشت به ما نمی‏گفتند كه : « بها تقام الفرائض ، و تأمن المذاهب ، و تحل المكاسب ، و ترد المظالم ، و تعمر الارض ، و ينتصف من الاعداء ، و يستقيم الامر ، » زيرا اين فكر كوچك و محدود كه فعلا در مغز ماها به نام‏ امر به معروف و نهی از منكر وجود دارد هر اندازه هم كه لباس عمل بپوشد ممكن نيست اينهمه آثار نيك ببار آورد
علت بی‏تفاوتی مردم در اصلاحات
و چون فكر امر به معروف و نهی از منكر در نظر مردم محدود شده و مردم‏ از جنبه امر به معروف و نهی از منكر توجهی به اصلاحات امور زندگی‏ اجتماعی خود ندارند نتيجه اين شده كه اگر احيانا شهرداری مثلا يك قدم‏ اصلاحی در مورد ارزاق و خواربار بخواهد بردارد و يا يك قدم در مورد نظافت شهر بخواهد بردارد ، بخواهند جلو گرانفروشی را بگيرند ، و يا اينكه بخواهند مقررات خوبی برای عبور و مرور اتومبيلها معين كنند مردم احساس نمی‏كنند كه پای يك امر مذهبی در ميان است ، زيرا حس‏ نمی‏كنند كه اين هم از جنبه دينی يك وظيفه است ، و حال آنكه به قول‏ صاحب جواهر : به هر وسيله و هر طريق هست بايد كاری كرد كه معروف‏ تقويت و منكر ريشه‏كن شود .

عدالتخواهی هیچ مرزی نمی شناسد

مستضعفان حامی انقلاب اسلامی

به اعتقاد شما گرایش  به مستضعفان و آرمان دفاع از مظلومان چه جایگاهی در اندیشه دینی و تفکر امام خمینی داشته است؟

دکترین سیاست خارجی امام خميني و انقلاب اسلامي مانند ابعاد دیگر اندیشه جمهوری اسلامی، هویت ناب و غیرالتقاطی داشته و دارد. کسانی که امروز گرایش امام خمینی به »مستضعفان« و توجه ایشان به «کوخ نشینان» و سیلی خوردگان تاریخ را گرایشی کمونیستی تفسیر می کنند و جسورانه امام خمینی را به تأثیرپذیری از بلوک شرق متهم می کنند، چشم خود را به واقعیت های عینی تاریخ انقلاب بسته اند. موضع این ها بسیار شبیه کسانی است که می خواهند امام را مصادره به مطلوب کنند و تفسیری لیبرال از فلسفه سیاسی امام خمینی و مبانی مشروعیت نظام جمهوری اسلامی ارایه کنند. تمسک به عبارات متشابه ادبیات امام خمینی و قانون اساسی و غفلت از اصل محکم و بنیادین «نه شرقی و نه غربی» نوعی قایم ماشک بازی کودکانه در عرصه نظریه پردازی سیاسی است.

پارتیزان های لیبرال برای مسخ هویت پویا و شالوده شکن خط امام بین خود تقسیم کار کرده اند: عده ای با استناد به ابعاد عدالتخواهانه تفکر امام، امام را متأثر از شرق معرفی می کنند تا بگویند تفکر امام مربوط به دوران انقلابی گری سوسیال بوده و امروز کارآمدی ندارد. عده ای دیگر هم با استناد  به ابعادی که بر کرامت و حقوق انسان تأکید دارد به خیال خود می کوشند که چهره امام و انقلاب را  بزک دمکراتیک کنند. هر دو دسته به دنبال ایجاد غفلت تاریخی از الگوی جدیدی هستند که  امام و انقلاب برای انسانیت به ارمغان آورده است.

امام نه به دنبال جامعه بی طبقه مارکس بود و نه سودای جامعه باز پوپر را در سر می پروراند. امام خمینی هم به دنبال آزادی واقعی اندیشه بودند و هم با تمام وجود مصداق عدالتخواهی بودند ولی هم در مبانی و هم در روش مدیریت سیاسی با لیبرال ها و سوسیالیست ها زاویه جدی داشت. آزادی و عدالت در نگاه امام و انقلاب تجلی عبودیت خداست نه نمادی از تفرعن و سرکشی انسان در برابر وحی و شریعت. ما حرکت اصلاحی انبیای الهی و اوصیای ایشان را رهبری جریان مستضعف می دانیم. فکر میکنم روح کلام امام خمینی که فرمودند «ولایت فقیه استمرار حرکت انبیاء است« به همین معناست.

به همین دلیل هم سازمان مجاهدین، نهضت آزادی که نماد التقاط شرقی و غربی با مبانی اسلامی بودند و همچنین لیبرال ها و کمونیست ها همگی با امام خمینی و انقلاب درگیر شدند واقعا اگر امام و انقلاب زبان گویای این جریان ها بود -چنان که عده ای ادعا می کنند- این همه چالش در تاریخ انقلاب پدید می آمد؟

به شکل مشخص نظام جمهوری اسلامی چه کارکردی در حمایت از مستضعفان داشته است؟

اگر بخواهیم فهرستی از کارآمدی های نظام در این عرصه را بیان کنیم فکر می کنم یادآوری مطالب زیر ضروری است:

  1. پیروزی مردمی ممکن است: بعضی از نخبگان دینی و حتی عالمان و فقها بودند که معتقد به قیام بودند ولی بسیار به مردم بدبین بودند معتقد بودند عقب ماندگی توده های جهان اسلام مانع پیروزی جنبش های مردمی می شود. شاید امیدوار شدن نخبگان و رهبران جنبش ها و حرکت های عدالتخواه و آزادی بخش یکی از مهمترین کارآمدیهای انقلاب بود.
  2. به حاشیه رانده شدن حرکت های ملی گرایانه و احیای رویکرد اسلامی در جهاد و مقاومت علیه استکبار و اسرائیل
  3. حمایت جدی مادی و معنوی از مقاومت اسلامی در فلسطین و لبنان
  4. خروج بیداری اسلامی از حلقه نخبگانی و فراگیر شدن در میان توده های میلیونی مسلمان
  5. طرح اسلام و تشیع به عنوان الگویی پویا برای قشرهای عظیمی از مردم مسلمان و در نتیجه سرعت گرفتن بازگشت به اسلام و احیای دینداری در دنیای معاصر
  6. احیای مبحث وحدت اسلامی و تجمیع قدرت جهان اسلام و مستضعفان به جای برقراری جنگ های خانمان سوز دینی و مذهبی درون امت اسلامی
  7. فعال شدن احزاب دینی اسلامی در کشورهای مختلف
  8. پررنگ شدن حضور مسلمانان در غرب و دفاع از حقوق شهروندی خود
  9. ایجاد موج گرایش به اسلام در میان متفکران و آزاد اندیشان جهان غرب

10.ایجاد موج گرایش به الگوی انقلابی تشیع در میان آزاد اندیشان اهل سنّت

11.تغییر توازن قوا در منطقه به ضرر جریان سلطه

12.طرح الگویی جدید از دیپلماسی عمومی با مخاطب قرار دادن توده ها و سازماندهی آرمانی و فکری آنان

و ….

این گرایش چگونه از مرزهای جغرافیایی  فراتر رفت و به نماد اصلی پروژه سیاسی جمهوری اسلامی در سطح بین الملل تبدیل شد؟

اگر بخواهیم از منظر جامعه شناسی سیاسی اسلامی ملاکی برای استمرار مشروعیت سیاسی حکومت دینی ارائه کنیم باید بگوییم: حاکمیتی می تواند ادعای دینی بودن داشته باشد که تقابل و نبرد آن با سه جریان مافیایی قدرت، ثروت و تحجر واقعی تر و عینی تر باشد.

نقش مستضعفان و پابرهنگان دقیقا در همین جا نمود پیدا می کند. به عبارت دیگر حاکمیت دینی نمی تواند با بخشنامه و به شکل رسمی و بدون تکیه به قدرت مردم با باندهای قدرتمند مافیایی مبارزه کند.  حاکمیت اگر به قدرت تاریخی مستضعفان تکیه نکند بدون شک اهل مداهنه و تسامح  با اصحاب قدرت خواهد شد بلکه شریک دزد و رفیق قافله می شود. حاکمیتی واقعا مردمی است که بتواند قدرت توده های مستضعف را سازماندهی کند و قدرت و ثروت واندیشه را از چنگ فاسدان آزاد کرده در میسر صحیح بهره برداری در جامعه به کار بگیرد.

این چالش و  تقابل نیاز واقعی انسان معاصر است و در همه کشورها با چنین بحرانی مواجه است. مستضعفان جهان واقعا احساس کردند پیروزی انقلاب اسلامی فرصتی تاریخی برای نبرد است و ایران تبدیل به کانون امید بخشی و حمایت از مستضعفان جهان شده است.

عدالتخواهی هیچ مرزی نمی شناسد. نیاز تاریخی انسان است. مفهوم و آرمان همیشگی بشر است به همین دلیل هم امام خمینی جبهه جهانی مستضعفان را با نگاهی انسانی فراتر از همه مرزهای جغرافیایی، قومیتی، دینی و مذهبی طرح کرد.

یعنی نگاه انسانی امام خمینی موجب محبوبیت و فراگیر شدن الگوی فکری امام شد؟

همین طور است. خواستگاه تفکر امام خمینی دین اسلام و مذهب شیعه بود ولی امام خمینی پیام اسلام و تشیع انقلابی را به مسلمانان و شیعیان یا ایرانیان محدود نکرد. از طرفی با خمودی و تحجر در اندیشه دینی مبارزه کرد و از طرفی الگوی تفکر انقلابی شیعه را که قرنها در تقیه به سر می برد آشکارا جهانی و بین المللی کرد. مستضعفان جهان احساس کردند این مکتب برای احقاق حقوق تاریخی انسان در مقابل طاغوت دوران یعنی نظام جائرانه بین الملل کارآمدی دارد.

آیا ادبیات ویژه امام خمینی نقشی در احیاگری و سازماندهی مستضعفان در کشورهای دیگر داشته است؟

بازخوانی حرف حرف صحیفه امام به ویژه مرور ادبیات جهانی امام خمینی برای نسل سوم و چهارم انقلاب به اندازه تنفس در نسیم صبحگاهی ضرورت دارد.

امام خمینی تقابل دو نگاه به اسلام را برایمان عینی کرد. واقعا تا چه اندازه در نگاه دینی ما نبرد واقعی و غیرقابل انکار اسلام ناب و اسلام آمریکایی حضور دارد؟ اگر به پیام ها و گفتارهای امام خمینی در سالهای آخر عمرشان مراجعه کنیم می بینیم در هر موضوعی امام تلاش می کرد مساله را به این چالش مرتبط کند.

امام خمینی حتی در معرفی هنر آرمانی، هنر را در ترازوی اسلام ناب و اسلام مستضعفان می گذارد:

«تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی – صلی الله علیه و آله و سلم – اسلام ائمه هدی -علیهم السلام – اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان ، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیتها باشد»…

خوب است به برخی بخش های پیام ها و سخنان امام خمینی مراجعه کنیم و سپس در میدان عمل ببینم تحولات بین المللی به ویژه حرکت های مردمی چه مقدار بر اساس نگاه امام خمینی(ره) پیش رفته است؟

حضرت امام در پیام روز قدس فرمودند:

روز قدس روزی است که باید به همه‌ی ابرقدرتها هشدار داد که باید دست خود را از روی مستضعفین بردارید و سر جای خود بنشینید…

شما ملاحظه بفرمایید امسال رسما رهبران جنبش حماس به کشورهای عربی اعتراض کردند که چرا اجازه نمی دهید روز قدس در کشور شما راهپیمایی برگزار شود؟ بنده مقالات رسانه های وابسته عربی را در روزهای نزدیک به روز قدس مطالعه می کردم کاملا مشهود بود از توجه مردم به این مراسم کلافه شده اند. دائم مقاله می نویسند که این تظاهرات بی فایده است، ایران در حمایت از فلسطین دروغ می گوید و … همان کسانی که مذاکره مستقیم و صلح با اسرائیل را مطرح کرده اند، می گویند ایران صادقانه از مقاومت حمایت نمی کند و راهپیمایی قدس بی فایده است!

واقعا اندیشه های امام خمینی و نگاه استکبار ستیزی انقلاب به جهان صادر شده است. دیدیم در جنگ سی و سه روزه به جز برخی عالمان وهابی تند رو حتی توده های مردم اهل سنّت عربستان هم از حزب الله دفاع می کردند. در دو جنگ اسرائیل علیه حزب الله و حماس، در کشور مراکش که به رابطه بالای سیاسی با اسرائیل مشهور است مردم به شکل بی نظیری به خیابانها ریختند و از مقاومت حمایت کردند.

نمادها و شاخصه های بازگشت به دینداری در کشورهای اسلامی واقعا مشهود است و گرایش به حاکمیت دینی در میان توده ها موج می زند. شعار الاسلام هو الحل(راه حل در اسلام است) دیگر به شکل اختصاصی در پارچه نوشته های جنبش های اسلامی باقی نمانده بلکه باور جازم توده های مسلمان در جهان شده است.

اساسا در هر جای دنیا احترام و آبرویی داریم از اندیشه های انقلابی امام و رهبری است. هر کدام از مسوولان سیاسی ما هم در جهان ادبیات امام را به کار گرفته است موفق بوده و محبوبیت بیشتری داشته است.

امام خمینی تبیین اسلام ناب و تفاوت آن با اسلام آمریکایی را یکی از واجبات نهادهای سیاسی بر می شمردند:

متأسفانه هنوز براى بسيارى از ملتهاى اسلامى مرز بين «اسلام امريكايى» و «اسلام ناب محمدى» و اسلام پابرهنگان و محرومان، و اسلام مقدسنماهاى متحجر و سرمايه داران‌ خدانشناس و مرفهين بى‌درد، كاملًا مشخص نشده است. و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك مكتب و در يك آيين دو فكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسى بسيار مهم است.

جای تأسف است که عده ای هم در زمان امام و هم امروز در ایران و حتی در میان مسوولان عمق این چالش تاریخی را درک نکرده اند. متأسفانه عده ای که داعیه دار خط امام هم بودند امروز از تقابل منافع ملی و حمایت از مقاومت دم زدند یا دست کم در مقابل شعار انحرافی «نه غزه نه لبنان» سکوت کردند.

چرا برخی از حمایت از مستضعفان و حرکت های مردمی جهانی را مخالف با منافع ملی ما می دانند؟

واقعا موضع گیری این افراد جای تعجب دارد. ما در شرایط ابتدایی انقلاب که هیچ کدام از تسلیحات دفاعی، سازماندهی مردمی، انرژی هسته ای و … امروز را نداشتیم در سطح بین الملل شفاف و آرمانی سخن می گفتیم و تمام هزینه های آن را هم پرداختیم. همین ها هم بودند که آن روز با همین ادبیات سخن می گفتند. امروز که به قول خود این آقایان نظام تثبیت شده است چطور به عقب برگردیم و مرتجعانه توهم تعارض را میان منافع ملی و حمایت از مقاومت مطرح کنیم؟ واقعا باید خجالت بکشند که نسل های جدید انقلاب آرمان ها را به آنان یادآور شوند.

هیچ دلیل علمی هم بر این تعارض وجود ندارد. ادبیات سیاسی بین الملل هر نظام متناسب با اهداف و آرمان های آن نظام شکل می گیرد. هیچ منفعت ملّی بالاتر از این نیست که ایران پیشرو جریان تحول خواه و ساختار شکن نظام سلطه باقی بماند. ایران برای رسیدن به جایگاه شایسته خود هزینه نابجا نمی پردازد، سرمایه گذاری می کند.

کسانی که معتقد به تنش زدایی و اعتماد سازی با دشمنان هستند اساسا اعتقادی به گفتمان امام خمینی ندارند اگر هم بخواهیم با حسن ظن رفتار سیاسی شان را تفسیر کنیم باید بگوییم در مقابل نص اجتهاد می کنند! شاید زیباترین توصیف این دسته را در عبارات شهید آوینی پیدا کنید. ایشان معتقد بود: یکی از ارکان و عواملی که آمریکا را در پیشبرد نظام سلطه جهانی یاری داده است انسان های ضعیف النفسی هستند که پای بند عادات و تعلقات و فریفته ظواهر و «ترس» هستند و خصوصا «ترس از مرگ»

بیانیه تشکل های دانشجویی دانشگاه های شیراز در خصوص انتخاب شهردار

سومین حرم اهل بیت هم اکنون فاقد شهردار است و انتخاب شهردار از موضوعات مهم این روزهای شهر مقدس است.

شهر شیراز در طول سالهای گذشته فاقد یک مدیریت باثبات در حوزه ی شهرداری بوده است.  پس از سفر مقام معظم رهبری(مدظله العالی) به فارس رسالتی سنگین بر عهده ی مسئولین شهر و استان قرار گرفت اما متاسفانه هیچ گاه شایسته ی نام سومین حرم اهل بیت عمل نشد.

ما دانشجویان و تشکل های دانشجویی به عنوان فرزندان ملت  در شرایط کنونی سکوت را بر خود حرام دانسته و ذکر چند نکته را ضروری می دانیم.

1-فارغ از تمامی جنجال ها و هرگونه هیاهوی سیاسی اعلام میداریم که شهردار شهرمقدس شیراز باید فردی متناسب با جایگاه رفیع حرم اهل بیت باشد. امروز مشکلات فرهنگی شیراز سرفصل معضلات این شهر مقدس است. شهردار انتخابی باید فردی باشد ژرف نگر و معتقد به کار فرهنگی با تکیه بر مبانی دینی برگرفته از فرهنگ اهل بیت و اهداف کلان نظام جمهوری اسلامی. چهره ی امروز شهر شیراز به هیچ وجه مطلوب شهری نیست که گوشه گوشه ی آن جای پای شهدا و علما و مجاهدین راه حق بوده است.

2- پاکدستی، عدالت محوری،  مردمی بودن و دارا بودن تخصص و تعهد باید از معیارهای انتخاب شهردار باشد. هرگونه انتخاب سیاسی و جناحی از منظر ما محکوم و فاقد مقبولیت است. مدیریت بی ثبات و تغییرهای پی در پی در حوزه ی شهرداری ناشی از انتخاب نادرست و غیراصولی بوده که در نهایت باعث ضربه زدن به منافع شهروندان و عقب ماندگی شهر شده است. تبعیض و شکاف طبقاتی میان مردمان شمال و جنوب شهر هرگز قابل تحمل نمی باشد. پسندیده نیست که عده ای اقلیت حدود 80 درصد بودجه های عمرانی و فرهنگی تفریحی شهر را به خود اختصاص دهند و اکثریت تنها 20 درصد، این وضع باید اصلاح شود گرچه عامل بسیاری از این تبعیض ها شورای شهر است اما شهردار منتخب باید عزم جدی و اراده ای نفوذ ناپذیر جهت کاهش این شکاف داشته باشد ادامه ی روند موجود در افزایش شکاف طبقاتی بین شمال و جنوب شهر به هیچ وجه قابل تحمل نیست. به هیچ وجه قابل قبول نیست که در انقلاب مستضعفان و در دهه پیشرفت و عدالت هدف 90 تصویب شود. به هیچ وجه قابل قبول نیست که در هدف 90 از مجموع 283 میلیارد تومان پروژه تنها 16% متعلق به پایین شهر باشد و بقیه از آن نقاط از ما بهتر نشین گردد. شهردار آینده باید صریحا موضع خود را در قبال این مسائل روشن کند.. هیچ توجیهی درباره ی این ظلم آشکار قابل قبول نخواهد بود و دانشجویان نیز ذره ای از مطالبه و پیگیری این امر فروگذار نخواهند کرد. فساد موجود در شهرداری ها و رسیدگی نکردن به امور شهروندان از مشکلات انکار ناشدنی است.  شخصی که پاکدست نباشد یا اعتقادی به تخلف در شهرداری ها و تسهیل امور مردم نداشته باشد چگونه می تواند مشکلات انباشت شده ی مدیریت شهری شیراز را برطرف نماید؟

3- عدم تخصص و تجربه و ضعف در بنیه های فکری برخی مسئولین گذشته  و فعلی  شهرداری و شورای شهر از دیگر عوامل تبعیض و ناکارآمدی سیستم مدیریت شهرداری های شیراز است. صراحتا اعلام میداریم هرگونه تفکر برآمده از مبانی و مدل های توسعه ی غیر اسلامی و غیر عقلی  که منجر به افزایش شکاف طبقاتی شود با واکنش دانشجویان مواجه خواهد شد و این بار پیگیری های جدی دانشجویی اجازه نخواهد داد که برخی با بازتولید تفکرهای پوسیده و به زباله دان رفته ی غربی بیش از این حریم اهل بیت را آلوده ی فساد و تبعیض کنند.  تفکر که با طراحی پروژه تبعیض آمیز هدف نود دست یابی به عدالت ورفع تبعیض در شیراز سالهابه عقب انداخت.

دانشجوی انقلابی ذهن و دل خود متوجه به این بی عدالتی ها یا فته و تا رفع فقر و فساد و تبعیض در رکاب رهبر خود جانفشانی خواهد کرد.

بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز- جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز-ستاد یادواره شهدای دانشگاه شیراز-مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز

امروز ششم است…شش هشت

امروز ششم است

شش هشت

ایّام به کام

آقا شهرام !

آقا مهدی  !

میدانم که حالتان خوب است

حال ما هم

اگر مهم باشد

ملالی نیست جز

جای دندانتان

روی زخم کهنه ما !

***

امروز ششم است

شش هشت

سال مرگ مبارزه با شما

روز بزرگداشت امنیت سرمایه گذاری !

شما خیالتان آسوده

هنوز هم

امنیت برقرار است

و ایّام به کام !

ماشب و روز کار میکنیم

تا شما بالون های هوای داغ به آسمان بفرستید1

ما مالیات می دهیم

تا مسیر جاده ابریشم را

به طرف شیراز ما

کج کنید 2!

مثل همه راه ها

که 30 سال

به خاند شما ختم شد !

ما کار میکنیم

روز و شب مرکب شما می شویم

تا شما

با خیال آسوده

در ” قم آباد قصرالدشت ” 3

برای مدیرانتان خانه های آنچنانی بسازید !

یا زیتون و ستاره بکارید و بچنید

حتی راحله

که پدرش روی داربست برج تان

سقوط کرد

هر شب ناخنش را می جود

تا شما

با شکم سیر بخوابید !

***

امروز ششم است

شش هشت

بزرگداشت زر و سیم های باد آورده

درکاسه گدایی دیروزتان !

همه چیز در امن و امان است

دیروز استاندار 4

که شمشیر علیه شما کشیده بود

جلوی  چشم دوربین های بی خبری !

خیار فروشی مشتی رحیم را

به جرم گرانفروشی

پلمپ کرد

و فردایش

از ” آقای خلیج فارس “

که دوست شما و همشهری ماست

هشت میلیارد تومان هدیه گرفت

و شمشیر چوبی اش ، از قلاف بیرون نیامد ، هیچ!

از امنیت شما هم خبر داد

خیالتان آسوده !

***

امروز ششم است

شش هشت

روز بزرگداشت  امنیت سرمایه گذاری !

داروغه هم توجیه است !

جای نگرانی نیست

می توانید پیاده رو ها را تصرف کنید 5

یا با درختان سبز

تخت های شهوتتان را بلندتر  بسازید !

تا داروغه

شما را بهتر نبیند !

***

امروز ششم است

شش هشت

سالروز چرکین شدن زخم

زخم درد آور تبعیض !

خیاتان آسوده

آقا زاده ها !

دادیم

” طلبه سیرجانی “

که  رعایت شأنتان را نفهیده بود

به حکم ” دادگاه بسیار ویژه “

( که داروغه

شعبه  دارد

به اسم دین ! )

به هلف دانی بیندازند !

و چند دانشجوی پابرهنه را هم

حکمشان را زدیم  6

که  طعم ” لب انتظار ” علی را

بچشند !

***

امروز ششم است

شش هشت

سالروز مسابقه

برای رفاه و شهوت !

آقایان مفاسد اقتصادی !

شما  آنقدر امینید

که می خواستید همه داراییتان را

یک شبه وقف کنید !

همه دوهزار و پانصد میلیار تومان را !

برای همین

چون ریا می شود !

کسی جرأت نمی کند

اسمتان را کامل بچرخاند

آقای ” میم ” !

” خ ” !

”  م . پور ” !

”  ح . ق ” !

” م . خ ” !

و الخ …

ما میدانیم

اگر زبان باز کنیم !

و از بازار رانت هایتان بگویم

یا به ساحتتان

جسارتی کنیم

اذهان را تشویش  کرده ایم

اکاذیب نشر کرده ایم !

مخلّ نظم عمومی شده ایم !

ما

هر چه باشد

به تفیلی شما زنده ایم

به مدد سرمایه های شما مانده ایم

***

.

.

.

.

امروز ششم است

شش هشت

بازار مسابقه

گرم

اسب های قدرت رام

دین فروشان همه

در دام

شکاف زخم تبعیض

چرکین !

گلوگاه ها سرمایه

تضمین !

زر و سیم باد آورده

میان کاسه گدایان

تزئین !

نقاط استفهام

امّا

مسکوت … مسکوت

یاران ز پا افتاده

صف ها

دور افتاده

دندان ها

نفشرده

بخود  لرزیده  !

امروز ششم است

شش هشت

امیر قافله  امّا

بیرقش در دست

ایستاده چو سرو

سر افراز و سربلند

میان انبوهی از دشمن

سلمان کدیور –  ” سلیم”

———————————————————–

بعد نوشت :

1و2 – اشاره به جشنواره بالون های هوای داغ و همایش شهرداران راه ابریشم . در این دو حرکت نمایشی در شیراز ، دو میلیاردو هفتصدو پنجاه میلون تومان از بیت المال حیف و میل شد .

3 – مجتمع مسکونی مدیران واقع در خیابان قم اباد شیراز . زمین این مجموعه ، با پول بیت المال به سفارش استانداری برای انتقال برخی از سازمان ها (زمان اصلاحات) خریده شد ، اما ناگهان تبدیل به خانه های مسکونی و بسیار شیک برای مدیران (اصولگرا!!!) شد . یکی از پرونده های که دانشجویان عدالتخواه شیراز به آن وارد شدند .

4 – استاندار شیراز که با شعار مبارزه با فساد وارد عمل شده بود . چند مدت پیش خبر دار شدیم مبلغ هنگفتی از رئیس ” پرژه خلیج فارس ” ( پرژه ای که با رانت و رشوه و تخلفات بسیار مجوز گرفته و از طرف سرمایه داران بسار مشکوک به صهیونیست ها اداره می شود ) گرفته است .

5 – پرژه برج های تجاری دوقلوی شیراز . متعلق به فردی به نام محمد پور . این پرژه نیز با اختلاس و تخلفات فراوان مجوز کسب کرده . با اینکه  پیاده رو را اشغال کرده هنوز پا برجاست .  دادگستری فارس ؛ علی رغم نامه ویژه آقای شاهرودی ( رئیس سابق قوه قضادیه ) مبنی بر دستگیری محمد پور ، از این امر تا کنون سر باز زده است . تخلفات این پرژه نیز توسط دانشجویان عدالتخواه پیگیری شد .

6 – دانشجویان عدالتخواه شیراز ، توسط قوه قضائیه به جرم مبارزه با مفاسد مدیریتی و اقتصادی به دادگاه احضار و محاکمه شدند . این پرونده با تبرئه دانشجویان خاتمه یافت .

افشای زمین‌خواری در شیراز

زمین خواریجامعه اسلامی دانشجویان،‌ مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز، بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز، ستاد یادواره دانشجویان دانشگاه شیراز، ستاد یادواره دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی و تشکل وصال دانشگاه آزاد شیراز با صدور بیانیه‌ای از اقدام فرماندار این شهر در افشای زمین‌خواری در شیراز حمایت کردند که متن این بیانیه به شرح ذیل است؛

از خطبه ۱۵نهج البلاغه مولی الموحدین حضرت امیر(علیه السلام):در رابطه با برگرداندن املاک بیت المال که عثمان به میل خودش به دیگران بخشیده بود
وَ اللّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّساءُ، وَ مُلِکَ بِهِ الاِْماءُ لَرَدَدْتُهُ. فَاِنَّ فِى الْعَدْلِ سَعَةً، وَ مَنْ ضاقَ عَلَیهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَیهِ اَضْیقُ.

به خدا قسم اگر آن املاک را بیابم به مسلمین بر مى‌گردانم گرچه مهریه زنان شده باشد، یا با آن کنیزها خریده باشند. زیرا گشایش امور با عدالت است، کسى که عدالت او را در مضیقه اندازد ظلم و ستم مضیقه بیشترى براى او ایجاد مى‌کند.
امروز شیراز آبستن حوادثی است که قاریان مصحف تاریخ را به یاد تمثیلی از عدالتخواهی می‌اندازد که ویژه‌خواری قلدران را در کوفه و حجاز پایان داد.

پس سلام بر مجاهدین راه خدا، راهی که نام صاحب ذوالفقار بر سر درش نقش بسته و شناسایی مردان کمر بسته بر عدل و داد است.
همانانی که به شب‌های تار در کوچه پس کوچه‌های فتنه، به دستگیری و یاری فقیر و مسکین و مستکین و دستبندی دزدان بیت المال دست می‌زنند.
سه سال پیش، در پی پیام آیت‌الله خامنه‌ای دانشجویان عدالتخواه دانشگاه‌های شیراز برای بر آوردن لب انتظار ولی امر از ایشان دست در دست یکدیگر نهادند و با اهتمام فراوان با ایجاد جریانی مردمی مطالبه عدالت را گفتمانی فراگیر در سطح شیراز نمودند.

در این بین طعنه طاعنان و خدعه خائنان و اربابان زر و زور و تزویر باریدن گرفت و انباشته شد تا آنجا که برای ۶ تن از دبیران تشکل‌های اسلامی از جمله مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز، بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز، ستادیادواره دانشجویان دانشگاه شیراز، ستاد یادواره دانشجویان دانشگاه علوم پشکی و تشکل وصال دانشگاه آزاد اسلامی به جرم عدل خواهی و انجام رسالت پیامبران که لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ،قرار بازداشت صادر گردید و با تبلیغات سوء و گسترده فعالیت دانشجویان در نظر عوام ناصحیح به نظر می‌رسید و به تفسیر شمس تبریزی: “هرگز نبینی در جهان مظلوم‌تر زین عاشقان قولوا لاصحاب الحجی رفقا ارباب الهوی “

در هفته گذشته با خبر شدیم که مسئولان استان فارس اسامی برخی از زمین خواران و مفسدین اقتصادی را اعلام نمودند و با تحقیقاتی مشخص شد که این اشخاص همان فعالان پروژه باغ شهر بودند، یکی از پروژه‌هایی که دانشجویان بر آن سئولاتی را طرح کرده بودند و به موجب آن مطالبات بازداشت شدند.
این خود نشانگر راستی خط سیر جریان عدالتخواهی دانشجویان و بطلان یاوه‌گویی طاعنان دانشجویان خط امام و رهبری می‌باشد.

تشکل‌های دانشجویی دانشگاه شیراز بنا بر اصل لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق بر خود می‌داند که از تمامی مسئولین که در راستای به فعل رسیدن منویات مقام معظم رهبری و شفاف سازی فضای اجتماعی شجاعانه به برخورد با متخلفین پر رو این قانون‌دانان قانون شکن کمر همت بسته‌اند و دل‌های زخم خوردگان راه عدالتخواهی را پر سرور گردانیدند سپاس گذاری نماید و امتداد این حرکت پر ملال را مقتدرانه و پر توان از آنان درخواست نماید.
تشکل‌های دانشجویی دانشگاه شیراز با توجه به این مهم که در سنوات گذشته افشاگران و پرچمداران عدالتخواهی به صورت شدید مورد حمله و آزار شبکه اختاپوسی چنبره زده بر بیت‌المال قرار گرفتند از نهادهای مسئول و به خصوص سازمان بازرسی کل کشور قوه قضائیه و وزارت اطلاعات که در پیام ۸ ماده‌ای مقام معظم رهبری به سران قوا به صورت صریح از آنان نام برده شده خواستار است که برای تقویت آرامش روانی جامعه وارد عمل شوند و به پشتیبانی از جریان ولایی بپردازند.

نگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای رایج، مبتنی بر حذف و تحقیر مستضعفین است

وحید جلیلیوحید جلیلی سردبیر نشریه راه در گفتگویی چالشی و خواندنی با رجانیوز به آسیب شناسی عملکرد رسانه‌ها و رسانه ملی پرداخته است. اهم موارد مطرح شده در این گفتگو در ادامه آمده است.

در فضای تئوریک رسانه‌ای دچار مشهوراتی شده‌ایم که اگر کمی دقیق نگاه کنیم، خود این مشهورات زیر سئوال هستند. کسانی که مرعوب این مشهورات هستند، اصلاً نباید راجع به رسانه حرف بزنند، آن هم رسانه جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی که قرار است اساس آن شکستن رعب و خروج از انفعال و «نه شرقی نه غربی» باشد. نه شرقی، نه غربی، یعنی انفعال نه! یعنی مرعوب نباید شد، دچار مشهورات نباید شد.

بی‌سابقه است که یک ملتی در ظرف ۳۰ سال این همه ماجرا داشته باشد اما رسانه‌هایش این همه منفعل باشند. جمهوری اسلامی قابلیت‌های رسانه‌ای بالایی دارد، ولی متاسفانه، مدیران رسانه‌ای آن بسیار مدعی و در عین حال کار نابلد هستند.

سیما فیلم می‌گوید که در ظرف شش سال ۶۰۰ فیلم ساخته، یعنی سالی ۱۰۰ فیلم و هفته‌ای دو فیلم تلویزیونی. توضیح بدهند که از ۶۰۰ فیلمی که ساخته اند، نباید حداقل ۶۰ مورد از آن‌ها برجستگی ویژه داشته باشد و دیده می‌شد؟ اصلا راجع به چه موضوعاتی ساخته اند؟ قرار است همیشه فیلم‌ها را تا این حد ضعیف تولید کنند و دائماً هم فقط دعوای زن و شوهر و مادرشوهر و عروس و قتل و پلیس‌بازی و… را بسازند؟ چرا فیلم‌های سیاسی نمی‌سازند؟ چرا بحث‌های بین‌الملل جمهوری اسلامی را نمی‌سازند؟ ما ۱۶ هزار شهید ترور داریم. شما ۶۰۰ فیلم ساختید، یکی از آنها در باره یک شهید ترور هست؟

در طی این ۳۰ سال، چند کودتا و توطئه علیه جمهوری اسلامی شده است؟ می‌توانید در انواع و اقسام ژانرهای پلیسی و اطلاعاتی و جنگی و… از ماجراهایی که در تاریخ انقلاب و جنگ ما روی داده، هزاران داستان و سریال و فیلم بسازید. در امریکا یک جان اف کندی‌ را کشته‌اند، تا حالا ده ها فیلم و مستند از او ساخته‌اند.

خانم ندا آقاسلطان کشته می‌شود، همه دنیا او را می‌شناسد. خانم شهناز عالی‌شاه را چرا کسی نمی‌شناسد؟ شهناز محمدی را چرا کسی نمی‌شناسد؟ اینها شهدای جنگ ما هستند، شهدای بمباران هم نیستند. اسلحه دست‌شان بوده و با صدام می‌جنگیدند. با چه کسی؟ با صدامی که الآن معادل هیتلر هست. چرا کسی اینها را نمی شناسد و یک مستند هم در موردشان ساخته نشده است؟

بعضی‌ها می‌گویند آقای ضرغامی یک چیزهایی را سانسور کرده، بنابر این ملت به تلویزیون‌های بیگانه رغبت پیدا کرده‌اند اما من می‌گویم آن بخشی که صدا و سیمای ما از حزب‌اللهی‌ها و معارف انقلاب سانسور کرده، اگر ما قدرت این را پیدا کنیم و یک شبکه بزنیم و همان‌ها را پخش کنیم، صدا و سیمای الان دیگر هیچ جذابیتی ندارد! یعنی اگر ما به ماهواره برسیم، آن موقع معلوم خواهد شد که صدا و سیما در مورد بچه حزب‌للهی‌ها چقدر سانسور کرده است.

یک خواننده مردمی که پرفروش‌ترین کاست‌های موسیقی سنتی را دارد، با رئیس‌جمهور منتخب ۲۵ میلیون از ملت روبوسی می‌کند، بعد ببینید چه کارش می‌کنند. کسانی که ادعایشان آزادی بیان است، کسانی که ادعایشان احترام به هنرمند است و… کثیف‌ترین شیوه‌ها را به شدیدترین وجه از تلویزیون فارسی امریکا تا فلان وبلاگ به کار می‌گیرند تا هر ندای مخالف خودشان را سرکوب کنند. یک دگراندیش را در کل جهان حاضر نیستند تحمل کنند. به‌خصوص در سال گذشته روشن شد که چقدر دیکتاتور، مستبد و فاشیست هستند، یعنی برای جریان فتنه، هیچ تعبیری بهتری از فاشیست نمی‌توانم به کار ببرم. یک اقلیتی که می‌خواهند همه را خفه کنند.

اقلیت فتنه‌گر می‌گویند هر کسی غیر از ما بخواهد حرف بزند، باید خفه شود. یا اگر می خواهد حرف بزند، به او اجازه می‌دهیم، ولی جامعه باید کاملاً طبقاتی اداره شود. او باید بداند آدم پستی است، باید بداند برده ماست، باید بداند رده دوم است. بعد شما می‌خواهی رسانه جمهوری اسلامی را اداره کنی، بیایی بگویی اینها هم باشند، مردم هم باشند؟ هر دو طرف باشند؟ کدام دو طرف؟ آنها با ملتی که این همه وقایع تاریخی را پشت سر گذاشته و صدها هزار شهید داده، یکسان نیستند. شما تشریف ببرید توی «بی.بی.سی» و «وی.او.ای» حرف‌هایتان را بزنید که دارند هم می‌زنند.

کل لیگ برتر چند تا فوتبالیست دارد؟ ۲۰ تا تیم ۲۰ نفره هم که حساب کنید، می‌شود ۴۰۰ نفر و آن وقت ببینید برای ۴۰۰ نفر بازیکن فوتبال، چقدر از وقت تلویزیون اشغال می شود؟ بعد بروید در دانشگاه‌ها و ببینید چند دانشجوی نخبه دارید و تلوزیون چقدر به این نخبه ها اهمیت می دهد؟

علی کریمی چقدر درس خوانده؟ اما در همین یکی دو ماه در کل شبکه‌های رادیویی تلویزیونی، بالای چند ساعت در باره ایشان بحث شد، بعد شما یک جمعیت دو میلیونی دانشجویی دارید که از میان آنها ۵۰ هزار نفرشان هم درس‌خوان و در پژوهشگاه‌ها و آزمایشگاه‌ها و کتابخانه‌ها مشغول کار جدی علمی نیستند که ارزش وقت گذاشتن داشته باشند؟

از ۸۰۰ میلیون قرارداد آقای علی دایی، ۶۵۰ میلیون تومان می‌دهند، صداوسیما ده‌ها ساعت برنامه در باره‌‌اش پخش می‌کند، یعنی فقط برنامه نود نیست. همه شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی را که سر هم کنید، ده‌ها ساعت می‌شود، بعد فلان محقق و پژوهشگر شما که ماهی ۷۰۰ هزار تومان حقوق می‌گیرد، می‌خواهد یک پروژه علمی را به ثمر برساند که اگر به نتیجه برسد، میلیاردها تومان صرفه‌جویی ارزی برای مملکت دارد حتی نمی‌تواند یک خبر در یک روزنامه بزند که آقای فلان، مافیای فلان دستگاه سیاسی و فلان جناح حزبی یا سیستم مدیریتی، پدر ما را درآورده‌ و جلوی پیشرفت ما را گرفته است.

پیشنهاد می‌کنم یک شب به‌جای برنامه نود، آقای جهانشاهی (طلبه سیرجانی) را بیاورند، ببینم او جذاب‌تر است یا علی دایی؟ جذاب‌ترین برنامه نود را بیاورید و در کنارش یک شب آقای علیرضا جهانشاهی را دعوت کنید، ببینیم کدامیک جذاب‌تر است؟

مستندسازهایی که آقای طالب‌زاده در برنامه راز آورد، چرا مستندهایشان در صدا و سیما دیده نمی‌شوند؟ همین الان شبکه مستند دیجیتال دارد پخش می‌شود. اما حتی یکی از مستندهایی که بچه حزب‌اللهی‌ها ساخته‌اند، در آن نیست. یعنی اگر به همان کسانی که آقای طالب‌زاده در برنامه‌اش آورده بود بگویند شما مستندهایتان را بیاورید، هر کدام دست‌کم ۱۰۰ تا فیلم مستند دارند که بیاورند. از این تعداد ببینید چند تا در تلویزیون پخش شده؟

چند سال قبل، رهبر انقلاب خطاب به مسئولین صداوسیما فرمودند: “تجمل‌گرایی را تخریب کنید” نگفتند تجمل‌گرایی نکنید، گفتند تخریب کنید، یعنی صدا و سیما باید تجمل‌گرایی را تخریب کند. چه کسی می‌تواند تجمل‌گرایی را تخریب کند؟ کسی که تجمل‌گرایی را ترویج نکند و آن را شایسته و لایق تخریب بداند؛ ولی این صدا و سیمایی که ما می بینیم، نه تنها تخریب نمی‌کند، بلکه انواع و اقسام تجمل‌گرایی را ترویج می‌کند.

نویسنده سریال فاصله‌ها در مصاحبه‌ای رسماً بیان می‌کند که ما در سریال نرگس هم می‌خواستیم روابط پسر و دختر را عادی کنیم، ولی در آنجا به ما اجازه ندادند و موفق نشدیم، ولی در سریال فاصله ها موفق شدیم.

نگاه صدا و سیما از لحاظ اجتماعی و فرهنگی، نگاه سبزهاست، نگاهش نگاه تحقیر مستضعفین است، حذف مستضعفین است. حالا صدا و سیما دستش می‌رسد مستضعفین را از فضای رسانه پاک می‌کند، آنها می‌خواستند دست‌شان برسد، از فضای سیاست حذف‌شان ‌کنند. آنها می‌خواستند هر کسی را که مطالبات زیاده‌خواهانه آنها را قبول نداشت و قبلاً صداوسیما آنها را از صفحه رسانه‌ای کشور حذف‌شان کرده بود، حتی از صفحه سیاسی حذف‌شان کنند.

تا خیال‌شان راحت شد، بلافاصله آقای یامین‌پور را حذف کردند. برنامه دیروز، امروز، فردا را می‌خواهیم چه کار؟ بگذاریمش کنار. یعنی نگاه استراتژیک رسانه ملی، برنامه زرد نود است و به برنامه دیروز، امروز، فردا مثل تاکتیک نگاه می‌کند و ما نباید به یک چنین مدیریت سیاسی‌کاری اجازه بدهیم که از ظرفیت‌های حزب‌اللهی به شکل دوپینگی برای حفظ مصالح و ابقای مدیریت خودش استفاده کند، وگرنه اگر مصالح انقلاب و مصالح مردم برایش مهم بود، وقتی که فضا آرام می‌شد که باید ظرفیت‌های جدیدی پدید می‌آمد و خیلی از حرف‌ها را در فضای آرام‌تر می‌توانستید بزنید.

دیروز، امروز، فردا مجموعا برنامه موفقی بود اما به نظر من مشکل اساسی‌اش این بود که بعد از اینکه حرارت فتنه کم شد، نتوانست بحث‌های عمیقی را مطرح کند و به بحث های روزمره دچار شد. مثلاً فلان سریال‌ خارجی و مشایی و… بحث‌های عمیق‌تری وجود داشت و باید ریشه فتنه را می‌زد. من در حد ناقصی که به عقلم می‌رسید، بحث عدالت رسانه‌ای را مطرح کردم که به نظرم خیلی جای کار داشت. ما به این گونه مباحث احتیاج داریم و در لایه‌های عمیق‌تر اجتماعی حرف برای گفتن داریم. نباید خودمان را در سوژه‌ها محصور کنیم بلکه برویم دو تا سوژه بسازیم و تعریف کنیم.