تصويب گزارش كميسيون ويژه اصل 44 درباره ‌چالش‌هاي‌ فراروي خصوصي‌سازي

نمايندگان مجلس در جلسه علني امروز يكشنبه در اجراي بند 6 ماده 33 آئين‌نامه داخلي مجلس گزارش كميسيون ويژه نظارت و پيگيري اجراي اصل 44 قانون اساسي درباره مشكلات و چالش‌هاي فرا‌روي اجراي سياست‌هاي كلي اين اصل را بررسي و تصويب كردند.

‌به گزارش خبرگزاري فارس، متن كامل اين گزارش به شرح زير است:
مقدمه:
سياست‌هاي كلي نظام كه از سوي رهبر معظم انقلاب، ابلاغ مي‌شود، همواره فراتر از سلايق سياسي و علايق گروهي به عنوان اسناد بالا دستي بايد مبناي تصميمات اجرايي و مصوبات قانون باشد. اعتقاد به اجراي سياست‌هاي كلي اصل 44 لازمه و پشتوانه اجراي آنها است و لذا مديران اجرايي چنانچه نظرات شخصي خود را در تعارض با اين سياست‌ها مي‌دانند، يا بايد از نظرات خويش به نفع سياست‌هاي كلي و مصالح نظام عدول كنند و يا جاي خويش را به مديران معتقد به اين سياست‌ها بسپارند. به منظور اجرايي كردن اين سياست‌ها، ضروري است موارد زير مد‌نظر قرار گيرد.

1- بررسي‌هاي كميسيون ويژه، در خصوص نحوه عملكرد دولت و نهادهاي ذي‌‌ربط در اجراي سياست‌هاي كلي اصل 44 به اين نتيجه رسيده كه برخي از عوامل عدم تحقق سياست‌ها و يا بعضي از انحرافاتي اجرايي، ناشي از وجود اشكالاتي در قانون سياست‌هاي كلي اصل 44 و همسو نبودن برخي قوانين موجود با اين سياست‌ها بوده است. كميسون ويژه از ابتداي سال جاري اقدام به تشكيل كار‌گروهي متشكل از برخي اعضاي كميسيون و نمايندگان دستگاه‌هاي اجرايي و نظارتي و مركز پژوهش‌هاي مجلس كرده كه وظيفه بررسي مواد قابل اصلاح در قانون اجراي سياست‌هاي كلي اصل 44 از جمله مباحث مربوط به مؤسسات عمومي غير‌دولتي و شركت‌هاي موسوم به شبه دولتي، سهام عدالت، شوراي رقابت، هيات داوري و نحوه سرمايه‌گذاري دولت و سازمان‌هاي توسعه‌اي در مناطق محروم و مشابه آن را بر عهده دارد. پيشنهاد مي‌شود با همكاري نمايندگان محترم و دستگاه‌هاي اجرايي ذي‌ربط حداكثر تا سه ماه آينده گزارش اين كار‌گروه به صورت طرح قانوني به صحن علني ارائه شود.

بررسي‌هاي اوليه در كميسيون، در خصوص همسو كردن برخي قوانين مهم جاري با سياست‌هاي كلي اصل 44 نشان مي‌دهد كه ورود به اين عرصه همكاري همه‌جانبه كميسيون‌هاي مجلس و نيز دولت محترم را طلب مي‌كند تا برخي به صورت لايحه و برخي ديگر به صورت طرح تنظيم و به مجلس ارائه شود و از طرف ديگر در مدت زمان باقيمانده مجلس هشتم قوانين مهمي مانند تعاون و تجارت و همچنين قوانين امور گمركي مالياتي‌ و بانكي مي‌توانند در اولويت قرار گيرد.

2- در جهت اجراي حكم ماده 91 قانون اجراي سياست‌هاي كلي اصل 44 و با توجه به فوريت طرح ايجاد فضاي مساعد كار‌آفريني و رفع موانع كسب و كار در جلسه علني مورخ 4/11/89 بررسي و اين طرح با همكاري دستگاه‌هاي اجرايي و كميسيون‌هاي مرتبط مجلس شوراي اسلامي با اولويت در دستور قرار گيرد تا به اين وسيله امكان نظارت مستمر و پايش لازم از فضاي كسب و كار كشور فراهم شود.

3- تكليف باقيمانده در قانون اجراي سياست‌هاي كلي اصل 44 به ويژه در بعد رفع موانع سرمايه گذاري و مقررات زدايي و رفع تبعيض بين بخش‌هاي دولتي و غير‌دولتي و توانمند‌سازي بخش‌هاي تعاوني و خصوصي و نيز ارسال لوايحي در خصوص نحوه اجراي سياست‌هاي كلي اصل 44 در بخش‌هاي فرهنگ و آموزش و تحقيقات و بهداشت و درمان در اولويت دستگاه‌هاي اجرايي قرار گيرد.

4- با توجه به نتيجه‌گيري انجام شده از تحليل‌ آمار واگذاري‌ها و سرمايه گذاري‌هاي جديد و تركيب مالكيت‌ بورس، به منظور تحقق اهداف از روح حاكم بر سياست‌هاي كلي اصل 44 از ديدگاه مقام معظم رهبري كه همانا كاهش تصدي‌گري دولت در موارد غير‌ضروري اقتصادي و ايجاد زمينه حضور حقيقي بخش‌هاي خصوصي و تعاوني در اقتصاد كشور است. انتقال هر‌چه سريعتر مديريت شركت‌هاي واگذار شده به بخش‌هاي غير‌دولتي و نيز انتقال مالكيت و مديريت سهام عدالت به مردم امري ضروري است.

5- مطابق با تكليف قانون اجراي سياست‌هاي كلي اصل 44 واگذاري شركت‌ها بر اساس اولويت اعلام شده در ماده 20 قانون مزبور ابتدا‌ بايد از طريق فروش بنگاه از طريق عرضه عمومي سهام در بورس‌هاي داخل و خارج و سپس فروش بلوكي سهام از طريق مزايده عمومي و آنگاه از طريق مذاكره صورت گيرد و لذا ضرورت دارد اين اولويت رعايت شده و حتي‌المقدور عرضه‌هاي بلوكي سهام محدود شود و نيز در جايي كه فروش اوراق مشاركت مانع اجراي سياست‌هاي كلي اصل 44 و قانون مربوط باشد، انتظار اوراق مشاركت در طر‌ح‌ها و پروژه‌ها متوقف شود و واگذاري سهام اولويت يابد.

6- توانمند‌سازي بخش خصوصي كه در ملاقات 8/6/89 هيئت وزيران نيز مورد تأكيد مقام معظم رهبري قرار گرفت و همچنين تقويت بخش‌هاي خصوصي و تعاوني براي ورود فعال‌تر در واگذاري‌ها و نيز سرمايه‌گذاري‌هاي جديد بايد در اولويت اجراي سياست‌هاي كلي اصل 44 قرار گيرد. علاوه بر آن تقدم واگذاري شركت‌هاي گروه يك نسبت به گروه 2 رعايت شود؛ به‌نحوي‌كه امكان حضور بخش‌هاي خصوصي و تعاوني در خريد سهام شركت‌هاي بزرگ و صدر اصل 44 تا پايان سال 1393 فراهم شود.

7- اگر‌چه يكي از شاخص‌هاي عدم حضور حقيقي و مؤثر بخش‌هاي خصوصي و تعاوني در عرصه اقتصاد كشور ميزان سهم اندك آنها در واگذاري‌ها و مالكيت بورس است، ليكن ميزان سهم آنها در سرمايه‌‌گذاري جديد و پروژه‌هاي بزرگ، شاخص مهم ديگر است كه حضور كمرنگ اين دو بخش را نمايان‌تر مي‌سازد. برخي لوايح ارسال دولت و تصميمات اجرايي اتخاذ شده و نيز افزايش بودجه دستگاه‌ها و شركت‌هاي دولتي، متأسفانه حاكي از افزايش حجم دولت و اختيارات تصدي‌گرايانه دستگاه‌هاي اجرايي است، ضرورت دارد با رفع موانع حضور بخش‌هاي خصوصي و تعاوني در عرصه‌هاي مختلف اقتصادي كشور، نقش دولت در عرصه اقتصاد به امور حاكميتي، سياستگذاري و نظارتي محدود شود.

8- در مراحل بررسي و تصويب لايحه بودچه سال 1390 و در سال‌هاي آتي، پيش‌بيني در آمد ناشي از واگذاري‌ها اعم از فروش بنگاه‌ها و يا رد ديون بايد به ترتيبي باشد كه متناسب با ظرفيت اجرايي دستگاه‌ها و با توجه به عملكرد قبلي صورت گيرد و از درج ارقام درآمدي كه امكان آماده در آمدي كه امكان آماده‌سازي بنگاه‌ها و اصلاح ساختار آنها مد‌نظر قرار نگرفته، اجتناب شود. همچنين معارف ناشي از واگذاري‌ها بايد بر اساس سياست‌هاي كلي اصل 44 قانون اساسي و ماده 29 قانون مربوط و متناظر با تحقق در‌آمدي پيش‌بيني شده منظور شود. رعايت اين موضوع هم به نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي و كميسيون‌هاي تخصصي و تلفيق در ارائه پيشنهاد‌‌ها و هم به دستگاه‌هاي اجرايي دولت توصيه مي‌شود.

9- اجراي قانون هدفمند‌كردن يارانه‌ها و بقيه اجزاي طرح تحول اقتصادي دولت بايد در بستر سياست‌هاي كلي اصل 44 قانون اساسي و به عنوان الزامات اجرايي اين سياست‌هاي در جهت افزايش رونق اقتصادي كشور و جلو‌گيري از ركود اقتصادي و انحصاري غير‌ضروري صورت گيرد و لذا ميزان دخالت و نقش دولت در حيطه فعاليت‌هاي بخش‌هاي غير‌دولتي و خصوصي و تعاوين كاهش يافته و قوانين اصل 44 و برنامه پنجساله پنجم رعايت شود.

10- دستگاه‌هاي اجرايي اعم از وزارت‌خانه‌هاي ذي‌ربط پيرو مذاكرات، مكاتبات‌ و درخواست‌هاي قبلي، موظفند آخرين گزارش به روز شده خويش در زمينه‌ اجرايي تكاليف مربوط به سياست‌هالي كلي اصل 44 و قانون مربوط به انضمام فعاليت‌هاي حوزه اجرايي در زمينه‌ واگذاري را تا پايان سال جاري به كميسيون ويژه ارسال كنند تا در گزارش آتي اين كميسيون به صحن علني لحاظ شود.

11- كميسيون ويژه درخواست دارد چنانچه در شش ماه آينده گزارش‌هايي مبني بر اصلاح روش‌هاي اجرايي فوق در تطابق با قانون دريافت نكنند، مراتب از طريق هيئت رئيسه مطابق ماده 233 آئين‌نامه داخلي مجلس به قوه قضائيه و ديگر مراجع ذي ربط ارسال شود.

تجلیل از هنرمند حاج بهزاد پروین قدس+صوت برنامه

وقتی صحبت از هنر و هنرمند میشود، همه به نقاشی کمال الملک و داوینچی و بقیه می افتیم. هیچ کس به فکرش خطور نمیکند که یک هنرمند خاموش ، که جانش را فدای این ایران کرده است ، در ایران ما درخاموشی به سر میبرد و چه بی حرمتی هایی که به آن نمیشود. بی حرمتی تا حدی که بعد از چندین سال برایش بزرگداشت(به قول آقای وحید جلیلی تجدید مطلع) گرفته میشود. زبان از بیان حقیقت حاج بهزاد پروین قدس قاصر است؛ چون او را ملائک آسمان بهتر از ما زمینیها شناخته اند…

کار جایی میرسد که رضا برجی، عکاس ومستندساز دفاع مقدس داد میزند و این بی توجهی را خطر میخواند. دادی که به قول خودش بایستی به گوش مسئولین میرسید…

البته جلسه فقط به سخنرانی ایشان ختم نشد؛ آقای وحید جلیلی، سردبیر مجله راه و مسول دفتر جبهه ی مطالعات انقلاب فرهنگی هم در این مراسم با سخنان کوبنده ی خود جمع حاضر را بیدار کردند. و راستی سکوت معنا دار حاج بهزاد گویای هزاران حرف بود که آن را در دو جمله خلاصه کردند: “دو رکعت نماز برای من بخوانید.”

دانلود سخنرانی رضا برجی بافرمتmp3

دانلودسخنان وحیدجلیلی بافرمتmp3وحجم13مگ

مرگ فاطمه 16 ساله بدلیل اهمال کاری مسئولین محلی

چند روز گذشته برای تهیه خبر از مناطق جنوبی به زهکلوت رودبار سفری کردیم، مثل همیشه فقری که حاصل سالها اهمال کاری مدیران گذشته بود به چشم میامد ، مردم نجیبی که سالهای متمادی از چشمان کور مسئولین وقت دور بودند و در تنهائی خود بدرد خود پیچیدند و اما هیچوقت از نظام اسلامی خود نبریدند، و در همه صحنه ها در کنار نظامشان ایستاده اند و خواهند ایستاد ، «مردمی معتقد و از بن دندان معتقد به ولایت»

در جمعه گذشته در همین سه چهار روستائی که رفتیم صحنه های متعددی به چشم آمد که با آنها حداقل می شود 12 مستند ساخت… تا صدای در گلو مانده آنها را به گوش خیلی ها رساند.

در یکی از این اتفاقات با مسئله ای روبرو شدیم که قلب هر انسان دردمندی را به تنگ می آورد. اما حادثه چه بود؟

در حدود 15 روز قبل، فاطمه 16 ساله به همراه خانواده مظلوم و محرومش در داخل کپری که حاصل نداری پدر بود در خواب ناز صحبگاهی آرمیده بودند. آن شب بدلیل بارندگی زیاد ، آن کپر که سقف آن بجای حصیر به دلیل نداری با گِل پوشانیده شده بود(!!) ساعت 4 صبح برسرشان آوار می شود و اعضاء خانواده فاطمه تعدادی در زیر آوار می مانند و تعدادی نجات می بایند اما در این بین فاطمه جوان 16 ساله که کلاس سوم ابتدائی بود (فاطمه بدلیل مشکلات خانوادگی سالهای زیادی از مدرسه رفتن محروم بود) در زیر آوار کپر ماند وماند وماند، پدر فاطمه یک پا بیشتر نداشت نتوانست کاری برای فاطمه اش کند و فاطمه بین سقف کپر و زمین جانش را داد آنهم بدلیل اهمال کاری و تعلل مسئولین!!

اما می پرسید چرا اهمال کاری مسئولین؟؟ اگر به آنجا سری بزنید و در کنار کپر فاطمه خانه نیمه ساخته کمیته امداد را ببینید که سه سال است همچنان نیمه کاره است، قطعاً خواهی گفت که اگر مسئولین در ساخت این واحد سرعت عمل به خرج میدادند آیا امروز فاطمه بخاط بارندگی زیر آوار کپر می ماند؟ و این سوال را با خود تکرار خواهی کرد که جان چند فاطمه دیگر در خطر است؟ و قرار است چند فاطمه جان دهن تا آقایان به فکر وضع مردم محروم این ولی نعمتان انقلاب بیفتند.

و البته این را هم اضافه کنیم بعد از این حادثه مسئولین محلی به خانواده فاطمه سرکشی نمودند و برای التیام دردهای پدر و مادر زجرکشیده اش مقداری کنسرو مواد اولیه و چادر هلال احمری به آنها داده بودند!! نمیدانیم بخندیم یا بگرییم؟!!

رنگ عاشورایی انتفاضه بزرگ عربی-اسلامی بحرین

در میان هشت کشوری که موج بزرگ انتفاضه عربی- اسلامی آنها را فرا گرفته بحرین به دلایل زیر ویژه تر و قابل توجه تر است! آن هم برای ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران:

الف- بحرن نزدیک ترین فاصله را با ما دارد !هم از نظر جغرافیایی و هم از نظر تاریخی و هویتی!انتفاضه بزرگ در بحرین رنگی عاشورایی به خود گرفته است. مردم این کشور با پرچم های یا حسین(ع) به خیابانها آمده و با ندای یا علی (ع) و یا زهرا (س) به خاک افتاده و به شهادت رسیده اند. آمیخته شدن راهپیمایهای مردم بحرین با سینه زنی و پوشانیدن تابوتهای شهدا با پارچه های مزین به عبارت “علی ولی الله” نشانه هایی از این قرابتند.

ب: هر چند تحول خواهان بحرینی با هوشیاری از مذهبی کردن(بخوانید شیعی کردن)خیزش خود خودداری کرده و حرکت خود را اعتراض مردم(اعم از شیعه و سنی)نسبت به استبداد “آل خلیفه”معرفی می کنند تا مانع نزدیکی اقلیت اهل تسنن این کشور به خاندان سنی مذهب(و در حقیقت انگلیسی مذهب)آل خلیفه شوند ،اما بدون تردید تسلط تبعیض آمیز آل خلیفه بر این کشور از ابتدای تاسیس آن در سال 1350 شمسی تا به امروز و نادیده گرفتن بدیهی ترین حقوق شیعیان در این کشور (که روزگاری نزدیک به هشتاد درصد از جمعیت بحرین را تشکیل می دادند و امروز بر اثر سیاستهای ضد شیعی آل خلیفه، میزان آن به هفتاد درصد کاهش یافته است) از جمله دلائل اصلی قیام در این جزیره کوچک به شمار می رود.آل خلیفه در مسیر اجرای تدابیر اتخاذ شده از سوی انگلستان (که حاکم واقعی و مسلط این جزیره به شمار می آید) با تشویق مهاجرت اهل سنت به ویژه هندی تبارها به این کشور و سپردن بسیاری از امور به این عده تلاش کرده اند در سایه اختلافات مذهبی،نظام استبدادی خود را حفظ کرده و تداوم ببخشند! هر چند اکثریت شیعه مذهب این کشور تن به این بازی نسپرده اما در طول 39 سال گذشته قربانی مظلوم آن بوده است.هنوز در این کشور خانواده های مظلومی دیده می شوند که در تامین حداقل معاش خود در مانده اند و به جرم شیعه بودن ،از کسب شغل و در آمد مناسب محرومند.

بیش از 400 هزار نفر از جمعیت 900 هزار نفری این جزیره در شرایط فقر زندگی می کنند که  البته بیش از 95 درصد از این عده را شیعیانی تشکیل می دهند که ساکنان اصلی این جزیره به شمار می آیند.شیعیان از کمترین فرصت برای استخدام در ادارات دولتی برخوردار نبوده و نیستند و آل خلیفه حتی فرصت ماهیگیری را از بسیاری از شیعیان سلب نموده است!(در حالیکه ماهیگیری شغل اصلی ساکنان این جزیره در طول قرنها بوده است) .از مجموع 17 وزارتخانه در دولت بحرین سهم شیعیان تنها 5 وزارتخانه غیر مهم بوده و نمایندگان شیعه در مجلس این کشور همواره در اقلیت قرار داشته اند.(مثلا در فاصله سالهای 2006 تا 2010 ،سهم شیعیان 18 کرسی و سهم اهل تسنن 22 کرسی بوده است).

شیعیان بحرین به جرم تشیع همواره مورد غضب آل خلیفه (و انگلستان!) بوده اند ،حال آنکه نفرت آنان از آل خلیفه به سیاستهای تبعیض آمیز این قبیله باز می گرددو نه مذهب آنها!(که آل خلیفه بیش از آنکه اهل سنت نبوی باشند شیعه بریتانیای کبیر بوده و هستند که اگر چنین نبود ،ریاست سازمان امنیت و پلیس این کشور سالها ی سال در دست ماموران انگلیسی قرار نداشت!)

ج: دلیل اصلی قیام مردم بحرین اعتراض به حاکمیت سراسر تبعیض آل خلیفه است.حاکمیتی که نابودی تشیع در بحرین را یکی از اهداف اصلی خود قرار داده و به همین دلیل همیشه مورد حمایت “آل سعود”قرار داشته و از کمکهای مالی و نظامی و امنیتی عربستان بهره برده تا آنجا که برای تهاجم به متحصنان در میدان شهدای منامه ،از نیروهای امنیتی عربستان کمک گرفته است! تهاجمی که بیش از 8 شهید و 400 مجروح بر جای گذاشت و خشم بیش از پیش مردم بحرین را برانگیخت.

د: قیام بحرین نجیبانه ماهیتی مسالمت آمیز در پیش گرفته و با قدرت از به کار گیری خشونت خودداری نموده است.چرا که خود را محق می داند و برای اثبات حقوق بدیهی خود نیازی به استفاده از زور نمی بیند!در چنین موقعیتهایی معمولا کسانی دست به سلاح می برند که دستشان از منطق و حق خالی باشد و آل خلیفه که تا کنون با تکیه بر انگلستان و عربستان بر چنین مردم نجیبی حکم رانده ،امروز در جهت تداوم حاکمیت استبدادی و تبعیض گستر خود چاره ای جز پناه آوردن به عربستان و انگلستان نمی بیند!

ه: به این دلایل و دلایل دیگر جا دارد به قیام مردم بحرین توجه ویژه داشته باشیم!بماند که تا امروز بحرین را فقط با تیم فوتبالش آن هم به عنوان “گربه سیاه تیم فوتبال ایران”می شناختیم!

انتقادآیةالله مصباح ازشورای انقلاب فرهنگی

مدیر موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) گفت: تهیه یک نقشه اجرایی در کنار کارهای علمی در زمینه اسلامی سازی علوم انسانی ضروری است.

به گزارش رسا، آیت الله مصباح یزدی، رییس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در همایش ملی مبانی فلسفی علوم انسانی بیان داشت: این همایش اقدامی عملی در راستای تحقق بخشیدن به منویات مقام معظم رهبری پیرامون اسلامی شدن علوم انسانی و تحول در علوم اسلامی است.

وی ادامه داد: انتخاب مبانی فلسفی برای تحول در علوم انسانی یک شروع منطقی است که بعد از فهم صحیح این مسیر باید راه های عملیاتی شدن این مباحث در یک طرح اجرایی در نظر گرفته شود.

این استاد سطح عالی حوزه علمیه قم بیان داشت: تهیه یک نقشه اجرایی که دارای قابلیت های عملیاتی است بسیار پر اهمیت است.

عضو مجلس خبرگان رهبری اذعان داشت: دانشگاه‌ها از عهده اسلامی شدن علوم انسانی برنمی‌آیند زیرا معلومات آنها منحصر در علوم غربی است.

آیت الله مصباح یزدی اظهار داشت: کسانی می توانند در فرایند تحول در علوم انسانی و اسلامی شدن آن نقش موثری داشته باشند که در کنار آشنایی کافی با علوم اسلامی با تاریخچه، نظریات و نظریه های علوم انسانی هم آشنا باشند.

وی اظهار داشت: بعد از انقلاب اسلامی در حوزه‌های علمیه این احساس نیاز پدید آمد که طلاب با علوم انسانی آشنا شوند و موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با این هدف تاسیس شد.

این استاد برجسته حوزه علمیه قم گفت: در کنار کارهای علمی در راستای اسلامی کردن علوم انسانی باید کار فرهنگی مناسب هم انجام شود تا ضرورت تحول در علوم انسانی و ضرورت استفاده از فرهنگ اسلامی در جامعه تثبیت شود.

وی ادامه داد: متاسفانه بسیاری از اساتید دانشگاهی به مساله بازسازی علوم انسانی اعتقادی ندارند و یا آن را در دسته مسائل درجه دوم قرار می دهند.

آیت الله مصباح یزدی با اشاره به اینکه مسؤولان در بحث اسلامی شدن علوم انسانی کم کاری دارند، گفت: باید با توکل به خداوند و امید به وعده های الهی در این مسیر حرکت کنیم.

وی با اشاره به سرعت تحولات علمی جوانان ایران در مساله هسته ای و اختراعات و اکتشافات علمی، گفت: پیش بینی این تحولات برای کسی امکان پذیر نبود اما به همت جوانان و یاری خداوند امروز شاهد عزت ایران اسلامی هستیم.

آیت الله مصباح یزدی با بیان اینکه اسلامی شدن علوم انسانی ممکن و قابل تحقق است، گفت: امروز اساتید بسیار ارزشمندی در رشته های علوم تجربی و انسانی وجود دارند که باید از آنها استفاده شود.

وی با انتقاد از کارکردهای شورای عالی انقلاب فرهنگی بیان داشت: شورای عالی انقلاب فرهنگی بیشتر وقتش صرف تعیین فلان رییس دانشگاه می‌شود و اگر بر اثر فشار افکار عمومی، طرحی در این شورا مورد مطالعه قرار گیرد تنها بر روی سیاهه کاغذ باقی می‌ماند.

این استاد برجسته حوزه علمیه قم اظهار داشت: ضروری است تا افکار مسؤولان و اساتید دانشگاهی را با تبادل علمی همگرا کنیم.

متن كامل بيانيه جنبش جوانان 14فوريه درباره تحريف انقلاب مردم بحرين

جنبش جوانان 14 فوريه به‎مناسبت انقلاب و اعتراضات مردمي بحرين كه در واقع پيامي براي رهبران انقلاب و مردم بزرگ و شريف بحرين نيز به‏شمار مي‌آيد،‌ بيانيه‌اي را منتشر كرد:

به گزارش فارس، جنبش جوانان 14فوريه همزمان با آغاز اولين تظاهرات مردمي در شهر منامه پايتخت بحرين با الهام از انقلاب مصر و تونس شكل گرفت كه هسته اصلي آن را جوانان بحرين تشكيل مي‌دهند و هدايت اعتراض‌ها را در اين كشور به‏عهده دارند.

متن كامل اين بيانيه كه نسخه‌اي از آن در اختيار خبرنگار خبرگزاري فارس قرار گرفته به شرح زير است:

برادران و خواهران گرانقدري كه در ميدان اللؤلوة تجمع نموده‌ايد!
مردم انقلابي بحرين!

بدين وسيله ما نگراني خود را در برابر انقلاب مردمي بحرين كه با خون شهداي گرانقدر و از خود گذشتگي و فداكاري زخمي‌هاي عزيز و صبر و استقامت خانواده‌هاي شهدا و تلاش جوانان انقلابي‌مان آبياري شده، اعلام و از همين جا تاكيد مي‌كنيم، در زماني كه همه ما نگران حفظ وحدت ملي و اتحاد مردمي ميان جريان‌ها و جناح‌هاي مختلف نيروهاي سياسي معارض و توأمان علماي دين و نخبگان سياسي هستيم، نبايد نقش مهم و اساسي جوانان انقلاب 14 فوريه را در حوادث و انقلاب اخير از ياد ببريم كه به رهبران و پرچمداران انقلاب مردمي تبديل شده و ملت بحرين براي ادامه اعتراضات و مبارزات خود براي تحقق خواسته‌هايشان به آنها اقتدا كرده‌اند.

از روزي كه انقلاب 14 فوريه 2011 پاي به عرصه وجود گذاشت، جنبش جوانان 14 فوريه واقعيت جديدي در عرصه و ميدان سياسي بحرين خلق كرد، واقعيت‌هايي كه تا پيش از اين توسط گروه‌ها و جمعيت‌هاي سياسي، علما، دانشمندان و نخبگاني كه رهبري جامعه بحرين را به‎دست داشتند، نه خلق شد و نه به آنها توجه گرديد، اما از زمان طلوع خورشيد انقلاب توسط اين جوانان توجه به خواسته‌هاي مردم بحرين سرلوحه انقلاب اين جوانان قرار گرفت، به همين منظور از تمام جمعيت‌ها و علما و رهبران و نخبگان خواسته مي‌شود به حمايت از خواسته‌هاي به‏حق و مشروع اين جنبش برخيزند، بسان مردم آگاه و بيدار و هوشيار بحرين كه به دليل عدم تحقق خواسته‌هايشان در طول اين سه دهه و عدم توجه به آنها نجات و رهايي خود را در پيوستن و گرد آمدن زير لواي پرچم اين جنبش يافتند.

*خواسته جنبش جوانان 14 فوريه برچيدن حاكميت آل خليفه است

خداي را سپاس مي‌گوييم كه نيروهاي سياسي و جمعيت‌هاي سياسي بسياري پيرامون اين جنبش گردآمدند و از خواسته‌هاي آن حمايت نمودند، با اين حال ملاحظه مي‌كنيم، هستند جمعيت‌ها و گروه‌هايي كه خواسته‌هاي خود را با خواسته‌هاي اين جنبش و مردم كه حداقل آن براندازي رژيم و برچيدن حاكميت آل خليفه در بحرين است، هماهنگ ننموده و فقط خواهان اصلاحات قانوني و حاكميت قانون بوده و مخالفتي با ادامه حاكميت خاندان حاكم بر بحرين ندارند.

*هشدار نسبت به تحريف خواسته‌هاي انقلاب بحرين

به همين دليل ما نسبت به كساني كه تلاش دارند شعارها و خواسته‌هاي انقلاب را تحريف كنند، هشدار مي‌دهيم. شعارهار و خواسته‌هايي كه در سرنگوني رژيم و حاكميت خاندان آل خليفه و پذيرش دولت قانون‌مدار نمود پيدا مي‌كند و با اينكه مي‌دانيم، هم‎اكنون بحرين در مرحله بسيار حساسي از تاريخ خود به‎سرمي‌برد و همه از جمله ما بايد به ديدگاه‌هاي طرف‌هاي ديگر احترام بگذاريم كه گذاشتيم و مانع از ايجاد تفرقه و اختلاف در انقلاب شديم، با اين حال ديدگاه جنبش 14 فوريه را در برابر انقلاب بحرين اعلام مي‌كنيم، به‎ويژه آنكه خود را موظف مي‌دانيم در اين مرحله حساس از تاريخ بحرين مردم را نسبت به جريانات موجود و حوادث جاري در كشور آگاه نماييم و از همين جا اعلام مي‌كنيم كه جنبش جوانان 14 فوريه خواستار اصلاحات ريشه‌دار سياسي و بركناري حاكمان ديكتاتور و مستبد بحرين است.

*سه دهه وعده‌هاي دروغين آل خليفه

همچنين از همين جا به مردم بحرين اعلام مي‌كنيم كه هم اكنون آنها با دو سطح از خواسته‌ها مواجه هستند، خواسته‌هايي كه در سرنگوني رژيم نمود پيدا مي‌كند و خواسته جنبش جوانان 14 فوريه و عموم ملت بحرين است و از زمان آغاز انقلاب اين خواسته‌ها در همه جاي بحرين طنين انداز شده و به گوش همه رسيده و ما از اين خواسته حمايت مي‌كنيم، چون سه دهه وعده‌هاي دروغين رژيم حاكم و فريب مردم شرافتمند بحرين توسط آل خليفه را بعينه ملاحظه كرديم و لمس نموديم.

اما سطح دوم خواسته‌ها صرفا خواهان كشور قانون‌مند است كه درخواسته‌هاي انقلاب‌هاي پيشين نمود پيدا مي‌كرد و ما ملاحظه كرديم بر سر انقلاب‌هاي پيشين و از جمله قانوني كه در سال 2002 وضع گرديد، چه آمد و خاندان حاكم چگونه خواسته‌هاي مردمي و انقلاب دهه 90 آنها را كه به خاطر آن خون‌ها دادند، تحريف كردند و كشور را به كشوري سلطنتي تبديل و تحت عنوان قانون امنيت دولت و زير لواي قانون مبارزه با تروريسم چه‌ها كه بر سر مردم بحرين و خواسته‌هاي آنها نياوردند و با برقراري مجدد استبداد سياسي مورد نظر خود رهبران جريان‌هاي معارض را بازداشت و راهي‌ زندان‌ها كرده با تبعيد نمودند.

*خاندان حاكم توجهي به خواسته‌هاي مردم ندارد

هم‏اكنون نيز ما مشاهده مي‌كنيم خاندان حاكم توجهي به خواسته‌هاي مردم ندارد، چه اگر غير از اين بود به تظاهرات مسالمت آميز روز سه‎شنبه هفته گذشته مردم و خواسته‌هاي آنها توجه و دولت و پارلمان را منحل مي‌كرد،‌ اما به جاي پاسخ گفتن به اين خواسته‌ها ملاحظه كرديم كه فقط به انجام برخي تغييرات در سطح وزارتخانه‌ها دست ‌زد تا بدين وسيله خواسته‌هاي واقعي مردم را تحريف نمايد.

و به همين منظور است كه جنبش جوانان 14 فوريه هرگونه مذاكره و گفت‌و‌گو با قدرت حاكمه در بحرين و خاندان آل خليفه را رد مي‌كند، چون معتقد است براي برآوردن كمترين خواسته جنبش كه تمكين به قانون و حاكميت قانون بر كشور است، دولت به دستاويزهاي مختلفي متوسل خواهد شد و جريان معارض از جمله جنبش جوانان 14 فوريه بايد ماه‌ها و نه روزها در انتظار بماند تا بدين وسيله آب‌ها از آسياب بيفتد و مذاكرات بدون حمايت‌ها و پشتيباني‌هاي مردمي صورت گيرد و نه‎تنها از محتوا و مضمون خود خارج شود كه ديگر راهي و جايي و امكاني براي پيگيري خواسته‌هاي مردمي و جنبش وجود نداشته باشد، به‎ويژه آنكه ارتش و يگان‌هاي ويژه و پليس و دستگاه‌هاي امنيتي و اطلاعاتي در اختيار دولت بوده و به‎واسطه آنها خواهد توانست خواسته‌هاي خود را بر مذاكره كنندگان هرگونه كه بخواهد تحميل كند و از سقف و ميزان و سطح خواسته‌هاي معارضان بكاهد و اين خواسته‌ها را تا سقف اصلاحات ساده تنزل دهد و آن‎وقت است كه ما بايد انگشت حسرت به دندان بگزيم و بگوييم با اينكه انقلاب را شعله‌ور ساختيم، اما نتوانستيم كمترين خواسته خود را در آن محقق نماييم و يك فرصت بزرگ تاريخي را به خاطر عدم آگاهي و برخورد عاقلانه و منطقي از دست داديم.

به همين دليل جنبش جوانان 14 فوريه خواستار تامل و دقت در اتخاذ تصميمات سرنوشت سازي است كه در اين برهه از تاريخ بحرين پيشِ‌روي ملت بحرين قرار دارد و تاكيد مي‌كنيم هرگونه تصميم درست يا نادرست بازتاب بسيار ناخوشايند يا بالعكس خوشايندي بر كشور خواهد گذاشت.

جنبش جوانان 14فوريه از همين جا به مردم بحرين هشدار مي‌دهد كه اگر از خواسته‌هاي خود مبني بر حاكميت قانون در كشور و بركناري رژيم حاكمه و سرنگوني خاندان آل خليفه چشم‎پوشي نمايد و تنها به خواسته حاكميت قانون در كشور تن دهند، آنچه در كشور انجام خواهد شد، اصلاحاتي سطحي و گذرا خواهد بود كه به مرور زمان به بوته فراموشي سپرده خواهد شد و عواقب خطرناكي چون عدم تحقق دولت قانونمند در كشور و بروز شكاف‌هاي عميق‌تر در ميان مردم و نيروهاي سياسي و سركوب بيش از پيش هرگونه تحرك و جنبش سياسي را به دنبال خواهد داشت.

بنابراين جنبش 14 فوريه هرگونه مدارا و تساهل و تسامح با رژيم حاكم بر بحرين را زندگي در بندگي و اسارت و حقارت تلقي نموده و انقلاب كنوني را بهترين فرصت براي شوريدن بر اين شيوه زندگي و عبوديت دانسته و از نيروهاي سياسي و علماي بحرين مي‌خواهد با درس گرفتن از انقلاب‌هاي مردمي تونس، مصر، يمن و ليبي راه خود را تا تحقق خواسته‌هايشان ادامه دهند.

روایت شهدا و جنگ در راهیان نور؛ چگونه و با چه معیاری؟

اشاره: با در پیش بودن اردوهای سراسری راهیان نور، فرصتی مجدد برای انتقال پیام های دوران دفاع مقدس به نسلهای بعد از جنگ فراهم می شود. یقیناً برای برگزار کنندگان این اردوها، از هر چیزی مهمتر این است که بدانند دفاع مقدس را چگونه و با در نظر گرفتن کدام خطوط قرمز برای زائران این مناطق روایت کنند؟  هر چند گوشه و کنار مطلبی که می خوانید را بارها دیده اید و شنیده اید اما سعی شده است که این بار از همان مطالب بحثی کاربردی برای راهیان نور استخراج شود.

***

برای کسانی که توفیق داشته اند تا در اندیشه امام خمینی (ره) تأملی داشته باشند روشن است یکی از مهمترین دغدغه های امام که بیش از همه، در سال پایانی حیات ایشان خود را بروز می دهد روایت ها و برداشتهای غلط رایج از مفاهیم ناب و اسلامی بوده است. بررسی محل درگیریهای نظری و عملی حضرت امام با برداشتهای غلط دیگران از این مفاهیم ناب بیانگر این فرمول است که هر جا عنصری بوده که نقشی جدیتر و عمیق تر در پیشبرد نهضت اسلامی داشته است امام نیز در مواجهه با برداشتها و روایت های نادرست از آن عنصر، تسامح را کاملاً کنار گذاشته و قاطعانه موضع گیری کرده است. به عنوان مثال می توان به سخنرانی های متعدد حضرت امام در دوران مبارزه در نقد جریانات مسلمانی اشاره کرد که دین را از سیاست جدا می دانسته اند. همچنین است نقد صریح امام بر برداشتهای نادرست رایج از مفاهیم مهمی همچون انتظار و عاشورا.

حال اگر امروز اعتقاد داریم که ((دفاع و جهاد مقدس هشت ساله))، یکی از مهمترین عوامل استمرار و تداوم نهضت در مقطع پس از جنگ می باشد (که قطعاً چنین است) بنابراین باید به تناسب همین اهمیت، جبهه حزب الله اولاً روایت‌های صحیح از این جهاد مقدس را شناخته و به دیگران بشناساند و ثانیاً به رصد و مقابله با روایتهای ناقص و احیاناً غلط دفاع مقدس بپردازد.

اما می دانیم که به واسطه‌ وجود برخی اغراضها یا غفلتها در برخی از جریاناتی که مشغول نگارش و روایت تاریخ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس هستند شناسایی روایتهای صحیح و قابل اعتماد، برای همگان آسان نیست. در چنین شرایطی، حزب الله نیاز به یک میزان و معیار دارد تا بتواند آن را برای سنجش راستین بودن روایتها، تفسیرها و برداشتها به کار بگیرد. مجموعه بیانات و رهنمودهای امام و رهبری، بهترین، قابل اعتماد ترین و محکم ترین گزینه ای است که به عنوان سندی خدشه ناپذیر در دسترس ما قرار دارد. بر این اساس، در ادامه سعی می شود چند نمونه از روایتهای اصیل و مستند دفاع مقدس در اندیشه امام راحل و با تأکید بر پیام پذیرش قطعنامه و پیام منشور روحانیت بیان شود.

1-      تاریخ دفاع مقدس:

اهمیت روایت دقیق، واقعی و جامع و منصفانه تاریخ دفاع مقدس بیش از همه در آن است که به نوعی می توان تاریخ دفاع مقدس را پایه و اساس تمام نتیجه گیریها و قضاوتها در مورد این دوران دانست.

سوالاتی از قبیل اینکه: شروع کننده جنگ چه کسی بود؟ جنگ در چه شرایطی بر کشور تحمیل شد؟ رزمندگان با چه امکاناتی مقابل دشمن ایستادند؟ کشورهای کمک کننده به عراق کدام بودند؟ در طی جنگ از چند کشور اسیر داشتیم؟ تاکتیکهای رزمی ما کدام بودند؟ این تاکتیکها  بومی بود یا تقلیدی؟ عکس العمل زنان و مردانی که به هر علتی در پشت جبهه بودند نسبت به جنگ چه بود؟ کدام یک از مسئولان مملکتی از درون به جبهه خودی ضربه می زد؟ چه عاملی مهمترین تأثیر را در مقاومت ایران در خط مقدم داشت؟ چه قشرهایی از مردم به جبهه رفتند و چه قشرهایی نرفتند؟ وصایای شهدا چه بود؟ شهدا در لحظات آخر، چه می گفتند؟ در کدام مقطع از تاریخ این دوران، ما در جبهه های نبرد چه وضعیتی داشتیم؟ قطعنامه در چه شرایطی بر ایران تحمیل شد؟ و صدها و هزاران سوال دیگر اینچنینی در حوزه تاریخ دفاع مقدس قابل طرح و پرسش است که بایستی به هر کدام بهترین پاسخها داده شود. به دلیل ذیق مجال، تنها به نمونه ای از روایت مستند در مورد چرایی پذیرش قطعنامه می پردازیم  که مقام معظم رهبری در دهه هفتاد در مراسم سالگرد ارتحال امام بیان کرده اند:

((قطعنامه را هم که امام قبول کرد، به خاطر این فشارها نبود . قطعنامه از  طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسؤولین آن روزِ امورِ اقتصادی کشور  مقابلِ روی او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمیکشد و نمیتواند جنگ را با این همه هزینه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت. پذیرش قطعنامه، به خاطر ترس نبود؛ به خاطر هجوم دشمن نبود؛ به خاطر تهدید امریکا نبود؛ به خاطر این نبود که امریکا ممکن است در امر جنگ دخالت کند. چون امریکا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت می کرد. وانگهی؛ اگر همه دنیا در امر جنگ دخالت می کردند، امام رضوان اللَّه علیه، کسی نبود که رو برگرداند. بر نمیگشت! آن، یک مسأله داخلی بود؛ مسأله دیگری بود.))

انتظار می رود خواننده این سخنان را با آنچه که برخی افراد و جریانها در مورد چرایی پذیرش قطعنامه ذکر می کنند مقایسه کرده و در تبعات نتیجه گیری غلط در این باب تأمل کند. از جمله عواقب تأثیرپذیری از روایتهای غلط در باب تاریخ دفاع مقدس این خواهد بود که برداشت مخاطب از ماهیت خط و سیره امام (که امروزه به عنوان شاخص و معیاری مطرح است که به دلیل مقبولیت مردمی، حتی جریانات غیر معتقد به این خط نیز سعی می کنند خود را پایبند به آن نشان دهند) تغییر کرده و زمینه برای رخداد فتنه در جامعه در دراز مدت فراهم می گردد.

2-      اهداف ما در دفاع مقدس:

هدف نظام و مردم در دفاع مقدس را می توان آیینه تمام نمای اهداف کلی انقلاب اسلامی دانست. به این ترتیب هرگونه تحریف در چیستی این هدف، اگرچه به صورت ناآگاهانه صورت گیرد می تواند موانعی جدی پیش روی حرکت و برنامه های جمهوری اسلامی پدید آورد، از جمله اینکه حرکت نظام در مسیر حقیقی خود، از طرف مخاطبین این روایات، انجراف از مسیر مستقیم تلقی و تصور شود. با توجه به اهمیت مسئله، به مطالعه بخشی از پیام پذیرش قطعنامه می نشینیم که حضرت امام (ره) در آن به اهداف نظام و مردم در جنگ هشت ساله اشاره کرده اند:

((مليگراها تصور نمودند ما هدفمان پياده كردن اهداف بين الملل اسلامى در جهان فقر و گرسنگى است. ما مى‏گوييم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستيم. ما بر سر شهر و مملكت با كسى دعوا نداريم. ما تصميم داريم پرچم «لا اله الّا اللَّه» را بر قلل رفيع كرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوريم‏.))

نکته جالب توجه این است که امام در همین پیام که علی الظاهر باید در آن از اتمام جنگ و آتش بس و صلح سخن بگویند خبر از آغاز یک جنگ می دهند و صراحتاً اعلام می کنند که : ((امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار، و جنگ پابرهنه‏ها و مرفهين بى‏درد شروع شده است‏.)) امام حتی به این اندازه هم قانع نشده و با یادآوری تکالیف برزمین مانده برای روزهای پس از قطعنامه، کسانی را که برای رفاه طلبی و آسایش روزشماری می کردند ناامید می سازند: ((ما بايد در جنگ اعتقادى‏مان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم‏.))

اهدافی که بر اساس پیام های امام ذکر شد کاملاً وجهه مردمی نیز دارند، برخی شعارهای مرسوم بین رزمندگان در دوران دفاع مقدس نظیر ((جنگ جنگ تا پیروزی)) و ((جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم)) شکل مردمی پیامهای امام هستند که اثبات می کنند که ما در جنگ و مبارزه، برای اهدافی الهی و جهانی جنگیده ایم.

به راستی اگر ما در سالیان گذشته نسبت به تحریف محسوس و نامحسوس هدف انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در هر عرصه ای (از سینما گرفته تا تاریخ نویسی، آموزش و پرورش، روزنامه نگاری و…) حساسیت کافی و اقدام به موقع را داشتیم آیا باز هم ممکن بود که گروهی با کار فرهنگی نرم و تدریجی و تحریف در اهداف انقلاب و تبلیغ وطن پرستی، کار را به جایی برسانند که جمعی هر چند اندک از جامعه را با شعار ظاهرفریب ((نه غزه، نه لبنان؛ جانم فدای ایران))، حتی برای چند هفته هم شده با خود همراه سازند؟ و آیا در نتیجه تحریف در آرمان و نگاه جهان بین شهدا نیست که میزان توجه ما به مسائل مسلمانان جهان اسلام از پاکستان و یمن گرفته تا بوسنی و آفریقا و افغانستان و عراق و سایر جاها نسبت به گذشته کمتر شده است؟

دقت شود که اگر فلسفه مبارزه در دفاع مقدس تا سطح مسائل مادی نزول یابد دیگر سخن گفتن از فرهنگ دفاع مقدس و از سیره شهدا نه ضرورتی دارد و نه البته مخالفی در بین مستکبران خواهد داشت. اگر هدف دفاع از خاک باشد با اجرای آتش بس، هدف هم محقق شده است، دیگر راه ناتمامی نمی ماند که بخواهی برای آن فریاد بزنی و اقدام کنی. در این صورت، شهدا هم انسانهایی خواهند بود که تنها بایستی برایشان فاتحه ای نثار کرد، و نیازی به یادآوری آرمانها و اهداف آنها و الهام گیری جریانات و حرکتهای امروز از تفکر و آمال آنها نیست.

3-      فرهنگ دفاع مقدس

یکی از مهمترین و جذاب ترین جنبه های روایی دفاع مقدس جایی است که سخن از مولفه های فرهنگی دفاع مقدس و  از سیره شهدا می شود. برای اینکه نسل امروز از شهدا الگو بگیرد باید پاسخ های درستی برای سوالاتی مثل: (( شهدا چه کسانی بودند؟ از چه قشری بودند؟ چگونه فکر و سپس چگونه عمل می کردند؟ روی چه چیزهایی حساس بودند؟ چه عنصری باعث ایجاد روحیه ایستادگی در آنان می شد؟ پیام های اصلی فضای حاکم بر دفاع مقدس برای جوان امروز چیست؟ و…)) دریافت کند تا بتواند همانند شهدا زندگی کند و همانند شهدا بر جامعه و جهان تاثیر بگذارد. نکته قابل ذکر در اینجا نیز این است که چون شهیدان، با نیل شدن به مقام شهادت ((عمل)) خود را اثبات کرده اند هرگونه پیام و دعوتی که به اسم شهدا و از طرف آنها باشد به مراتب می تواند از دعوت سایرین تاثیر بیشتری بر روی مخاطب داشته باشد، از این رو می توان ادعا کرد همانطور که ارائه روایت مستند و صحیح از فرهنگ دفاع مقدس و سیره شهدا بر اسلامی شدن جامعه ما کمک شایانی می کند ارائه تحلیلها و تفسیرهای نادرست نیز خیلی جدی و سریع تاثیر منفی خود را در جامعه خواهد گذاشت.

در اندیشه امام خمینی (ره)، فرهنگی که دفاع مقدس را پیش برد و رزمندگان در سایه آن فرهنگ و برای آن فرهنگ می جنگیدند چیزی جز اسلام ناب محمدی (ص) نبوده است. این فرهنگ به قدری در دفاع مقدس پر رنگ است که حتی امام مهمترین عامل استمرار روح اسلام انقلابی (به عنوان یکی از ابعاد مهم اسلام ناب) را همین جنگ هشت ساله می داند. بنابراین وقتی سخن از فرهنگ دفاع مقدس و سخن از سیره شهدا می شود روایتی پذیرفتنی خواهد بود که بیشتر از همه به صورت ایجابی بر مؤلفه های اسلام ناب (همچون اسلام پابرهنگان، اسلام تازيانه خوردگانِ تاريخِ تلخ و شرم‏آور محروميتها‏، اسلام مستضعفين، اسلام رنجديدگان تاريخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طينتان عارف و…)‏  و به صورت سلبی بر مولفه های اسلام آمریکایی (همچون  اسلام سلطنتى، اسلام سرمايه دارى، اسلام التقاط، تحجر و واپسگرایی، اسلام  استكبار و پول پرستى و مقدس نمايى‏، اسلام رفاه و تجمل، اسلام سازش و فرومايگى، اسلام مرفهين بى‏درد، اسلام منافقين، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان‏ و…) تأکید کند.

4-      ثمرات دفاع مقدس:

یکی از اشتباهات رایج در بیان ثمرات دفاع مقدس نیز ترجیح دادن ثمرات مادی بر ثمرات معنوی این دوران است.

امام خمینی (ره) در پیام پذیرش قطعنامه با انتقاد از چنین نگرشهایی، نفس وصول مردان و زنان این مرز و بوم به مقام شهادت را عین نتیجه میدانند: ((شهادت در راه خدا مسئله‏اى نيست كه بشود با پيروزى يا شكست در صحنه‏هاى نبرد مقايسه شود. مقام شهادت، خود اوج بندگى و سير و سلوك در عالم معنويت است. نبايد شهادت را تا اين اندازه به سقوط بكشانيم كه بگوييم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و يا شهرهاى ديگر آزاد شد.))

همچنین حضرت امام در منشور روحانیت، مهمترین ثمره دفاع مقدس را بیان می کند:

((هر روز ما در جنگ بركتى داشته‏ايم كه در همه صحنه‏ها از آن بهره جسته‏ايم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده‏ايم، ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‏ايم، ما در جنگ، پرده از چهره تزوير جهانخواران كنار زديم، ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناخته‏ايم، ما در جنگ به اين نتيجه رسيده‏ايم كه بايد روى پاى خودمان بايستيم، ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستيم، ما در جنگ ريشه‏هاى انقلاب پر بار اسلامى‏مان را محكم كرديم، ما در جنگ حس برادرى و وطن دوستى را در نهاد يكايك مردمان بارور كرديم، ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان داديم كه عليه تمامى قدرتها و ابرقدرتها ساليان سال مى‏توان مبارزه كرد، جنگ ما كمك به افغانستان را به دنبال داشت، جنگ ما فتح فلسطين را به دنبال خواهد داشت، جنگ ما موجب شد كه تمامى سردمداران نظامهاى فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت كنند، جنگ ما بيدارى پاكستان و هندوستان را به دنبال داشت، تنها در جنگ بود كه صنايع نظامى ما از رشد آنچنانى برخوردار شد و از همه اينها مهمتر استمرار روح اسلام انقلابى در پرتو جنگ تحقق يافت.))

پی نوشت:

* با توجه به در پیش بودن اردوی راهیان نور، به کادر فرهنگی کاروان دانشگاه ها پیشنهاد می گردد کتابچه های پیام پذیرش قطعنامه و پیام منشور روحانیت حضرت امام را که بارها از طرف نهادهای مختلفی همچون مرکز مطالعات سازمان بسیج دانشجویی، مرکز حفظ و نشر آثار امام (ره) و… منتشر گردیده است تهیه و برای مطالعه به اعضای کاروان داده و از آن مسابقه ای نیز طرح کنند. البته جزوه این پیام ها نیز به صورت pdf در فضای مجازی قرار دارد که به خاطر هزینه تمام شده بسیار کمترش، بیشتر توصیه می شود.

نویسنده امریکایی: امپریالیسم و صهیونیسم حامی دیکتاتور لیبی

به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی پرس تی وی، رئالف شونمن گفت: “اسرائیل به گونه ای عمل می کند که می کوشد هرگونه جنبش و قیام مردمی و ملی در کشورهای عربی را ناکام کند تا اینکه از این طریق، حکومتهای عربی را به انقیاد خویش دربیاورد. حکام فاسد و دیکتاتور عربی نه تنها با امپریالیست امریکایی بلکه با صهیونیستها تبانی کرده اند. چرخش رویکرد امریکا درباره لیبی نیز در سالهای اخیر بسیار جالب توجه است. اسناد گویای آن است که بمب گذاری در هواپیمای مسافربری بر فراز شهر لاکربی اسکاتلند که به لیبی نسبت داده می شود، کار دستگاه اطلاعاتی سیا بوده است. دستگاههای اطلاعاتی اسرائیل، موساد، نیز با امریکا در این زمینه و موارد مشابه همراهی داشته است. هدف از این اقدامات در گذشته، ایجاد تنش در جهان عرب بوده است.”

رئالف شونمن در ادامه افزود: “اما امریکا با بهبود روابطش با لیبی تلاش کرده است حرکتهای انقلابی ومردمی را در منطقه مختل کند. معمر قذافی، رهبر لیبی، در سالهای اخیر قابل اعتمادترین متحد امپریالیست امریکایی و کشورهای ایتالیا و آلمان و فرانسه بوده است. در همین راستا، معمر قذافی به هیچ وجه به حاکمیت و استقلال لیبی توجه نداشته و فقط به فکر حمایت از غرب بوده است. در چنین فضایی، قذافی هیچ توجهی به منافع ملی کشورش نداشته است چه برسد به اینکه بخواهد از خواست ملت فلسطین حمایت کند. معمر قذافی ثروتهای لیبی را برای استفاده های شخصی و ساخت کاخهای مجلل و مجالس تفریح صرف کرده است. رژیم حاکم بر لیبی کاملا فاسد است و هیچ توجهی به خواست مردم لیبی ندارد. طبیعی است که چنین رژیمی نخواهد در مقابل امپریالیسم امریکایی بایستد.”

رئالف شونمن در ادامه گفت: “امریکا تحولات لیبی را دنبال می کند اما برای کمک به مردم این کشور که قیام کرده اند کاری صورت نمی دهد. باراک اوباما ،رئیس جمهور امریکا، درگیر کشتار صدها هزار نفر در افغانستان و تخریب و ویرانگری های گسترده است. امریکا دو میلیون نفر را نیز در عراق کشته و زخمی کرده است. طبیعی است که چنین نظام امپریالیستی نخواهد در حمایت از مردم لیبی اقدام کند. عملکرد باراک اوباما نیز گویای دورویی او است. وی ادامه دهنده سیاستهای قبلی واشنگتن است. واشنگتن باید اجازه بدهد مردم منطقه خاورمیانه و شمال افریقا، خودشان تعیین تکلیف کنند، منابع کشور خودشان را در اختیار بگیرند و تعیین سرنوشتشان در جهت منافع خودشان باشد و نه قدرتهای امپریالیستی و رژیمهای فاسد.”

نكاتي در باب تحولات اخير منطقه

آنچه امروز در كشورهاي مختلف مي‌گذرد شامل نكات متعدد و پيچيده‌اي است كه البته در نقاطي اشتراك دارند. آمريكائيها قصد دارند – در صورت امكان- اوضاع را به نحوي پيش ببرند كه جريانات انقلابي اسلامگرا در كشورها روي كار نيايند و براي اين مساله نياز به «زمان» نيز دارند. در زيركي اينان در شرايط موجود همين بس كه حتي از مردم بحرين نيز در مقابل پادشاه آن دفاع كردند. البته برخي اتفاقات از كنترل آنان نيز خارج است. در مجموع نكات زير قابل ذكر است :

–    با پيش گرفتن پروژه «بختياريزم»،‌ چنانچه در تونس و تا حدودي مصر صورت گرفت، دارند سعي مي‌كنند مردم را آرام كنند و در اين «زمان» به دست آمده، با حذف كساني كه اهل معامله نيستند، خريدن معامله‌گران، ايجاد اختلاف ميان انقلابيون و… مساله را كنترل كنند. از همين رو به نظر مي‌رسد نداشتن «رهبر» در جريانات اخير، خود در عين ضعف بودنش، فرصت بوده است چرا كه در عمده كشورها جريانات مقاوم و محكمي كه محبوبيت كافي نيز داشته باشند وجود نداشته است!

–    در برخي كشورها چون ليبي و يمن، مساله را به دعواي «مردم با مردم» بكشانند و طرفداران دولت را به جان انقلابيون بياندازند و از اين طريق اوضاع را عادي جلوه دهند. اگر بتوانند سعي مي‌كنند مساله را به دعواي مذهبي نيز بكشانند چنانچه در بحرين بدنبال اين مساله هستند.

–    كشورهايي چون الجزاير، مراكش، امارات متحده عربي، كويت و عمان نيز بستر بروز چنين مسائلي را دارند. ايجاد موج فيس‌بوكي در آنها مي‌تواند حداقل،‌ برخي آزاديهاي سياسي داخلي را بازتر نمايد و از آن مهمتر، بدنه بي‌تفاوت را نسبت به مسائل جامعه خود بيدار سازد.

–    در برخي موارد خصوصا آنجا كه اسلامگراها قدرت كافي ندارند، ليبرالهاي درس‌خوانده در خارج، پرچم حمايت از حقوق مردم را برداشته‌اند تا اگر تغييري صورت گرفت، اينها نقش اصلي را در دولت جديد بازي كنند. به نظر مي‌رسد آمريكاييها از هم اينك تكليف چند كشور را تمام شده مي‌دانند و در صدد برنامه‌ريزي و آماده‌سازي پشت صحنه براي آينده اين كشورها مي‌باشند.

–    اساسا دموكراسي تيغ دو لبه است و مي‌تواند دست آنان را نيز ببرد چنانچه در عراق رخ داد. لذا مساله مهم از همين امروز تا بعد، تقويت جريانات و موجهاي اسلام‌گرا و اسلام‌خواه و عزت‌طلب در كشورهاست. چنانچه رهبري معظم انقلاب نيز زيركانه بر اين امر پاي مي‌فشارند. بايد مطالبات مردم را در هر دو عرصه داخلي (بعنوان دموكراسي‌خواهي و حاكميت اسلام) و خارجي (بعنوان نفي عبوديت آمريكا و اسرائيل) تقويت كرد و نبايد گذاشت به مسائل داخلي تقليل داده شوند.

–    در صورتي كه بتوان جريانات اخير را به برخي كشورها چون آذربايجان نيز سرريز كرد و حداقل، آزاديهاي سياسي و انتخابات سالم را مطالبه و محقق نمود، جريانات اسلامگرا امكان موفقيت در چند سال آينده در اين كشورها را خواهند داشت.

–    شايد اين مساله كه در ليبي، مدل «سركوب» پيش گرفته شده و ممكن است در ديگر كشورها نيز رخ دهد جاي نگراني جدي نداشته باشد چون معمولا خون‌ريزي به گسترش انقلاب منجر شده است خصوصا كه شرايط فعلي هنوز داغ است.

–    درباره اردن و عربستان بايد تلاش بشود حداقل، اولاً ميزان نارضايتي مردم نمايش داده بشود،‌ ثانياً خيانت‌هاي سران آنان ضريب داده شود، ثالثاً گسترش آزاديهاي سياسي براي معارضين و اقليت‌ها مطالبه گردد. هنوز امكان اعلام روز خشم نيز در آنها هست خصوصا اگر قذافي سقوط كند. خصوصا در اردن در تلاشند كه با ضريب دادن به معارضين غربگرايي كه مطالبات خاصي دارند، صفوف انقلابيون را بشكنند و از بروز انقلاب جلوگيري كنند.

–    با توجه به موجي كه عليه محمود عباس ايجاد شده است فرصت تقويت جريانات انقلابي مثل جهاد و حماس و تضعيف جايگاه سازش در منطقه و فلسطين هست. بايد در اين جهت نيز تقويت صورت پذيرد.

–    فرصتهاي ساختاري و نظري جديدي نيز در شرايط فعلي پديد آمده است. مثلا از اين پس مساله شرايط حاكم اسلامي و نحوه انتخاب آن،‌ بيش از پيش مورد توجه انديشمندان مسلمان و عرب قرار خواهد گرفت. بايد سعي كرد در اين نوع موضوعات،‌ توليد محتواي متناسب با شرايط كشورها نمود. در باب فرصتهاي ساختاري مي‌توان بر مساله كارايي «سازمان كنفرانس اسلامي» توجه كرد و علل ناكارآمدي آن را به سران دست‌نشانده آن احاله نمود. همچنين مساله علماي حقيقي جهان اسلام مي‌تواند از اين پس مورد توجه باشد و عاملان دست حكومتها يا سكوت‌كنندگان در برابر آنها معرفي شوند تا منتظر نسل جديدي از روحانيون عرب باشيم. رسواسازي سياسي جريانات سلفي وهابي نيز در اين زمانه بسيار مغتنم، ممكن است.

منبع: وبلاگ آرمانخواهی-علی کمیلی

مصداق هايي از اصولگرایی

طلبه جوان هر روز می‌رفت دبیرستانها درس انگلیسی می‌داد. پولش هم می‌شد مایه امرار معاش. می‌گفت اینطوری استقلالم بیشتره، نواقص حوزه رو بهتر می‌فهمم و با شجاعت بیشتری می‌تونم نقد کنم. بهشتی تا آخر هم با حقوق بازنشستگی آموزش و پرورش زندگی می‌کرد.
***
از بهشتی پرسید؛ روحانی هم می‌تونه تو شورای شهر بره؟ گفت: روحانی همه جا می‌تونه بره به شرط اینکه علم اون رو داشته باشد نه اینکه تکیه‌اش به علوم حوزوی باشه.
گفت: صرف روحانی بودن به فرد صلاحیت ورود به هر کاری رو نمی‌ده.
***
صبح بود، یه اتوبوس آدم پیاده شدند جلوی خونه بهشتی. یه نگاهی و براندازی کردند و دوباره سوار شدند و رفتند. نگو دعوا شده بود، یکی گفته بود خونه بهشتی کاخه. یکی دیگه گفته بودند هشت طبقه است. راننده بهشتی‌شناس بود.
همه رو آورده بود دم خونه گفته بود حالا ببینید و قضاوت کنید.
***
بنی‌صدر که فرار کرد زنش رو گرفتند. زنگ زد که زن بنی‌صدر تخلفی نکرده باید زود آزاد بشه. آزادش نکردند. گفت با اختیارات خودم آزادش می‌کنم.
بهشتی می‌گفت: هر یک ثانیه که در زندان باشه گناهش گردن جمهوری اسلامیه.
***
به جمع رو کرد و گفت: قدرت اجرایی و مدیریتی رجوی به درد نخست‌وزیری می‌خوره. حیف که التقاط و نفاق داره، اگر نداشت مناسب بود.
تو بدترین حالت هم، انگشت می‌گذاشت روی نکات مثبت.

***
الآن بهترین موقعیته، برای کمک به پیروزی انقلاب هم هست! نیت بدی هم که نداریم. آمار شهدای ١۵خرداد رو بالا می‌گیم، خیلی بالا، این ننگ به رژیم هم می‌چسبه!
بهشتی بدون تعلل گفت: با دروغ می‌خواهید از اسلام دفاع کنید؟ اسلام با صداقت رشد می‌کنه نه دروغ!
***
بهشتی اسم جوان رو داده بود برای شورای صدا و سیما. گفته بودند ولی این مخالف شماست، کلی علیه شما دنبال سند بوده! گفت: او جویاست و کنجکاو. چه اشکالی دارد که سندی پیدا کند و مردم رو آگاه کند.
***
همه جمع شده بودند برای جلسه. باهنر رو فرستاده بودند که بهشتی رو بیاره. اومده بود که آماده شید بریم؛ همه منتظر شمایند. بهشتی عذر خواسته بود. گفته بود جمعه متعلق به خانواده است، قرار است برویم گردش. اخم باهنر رو که دید گفت: بچه‌ها منتظرند، سلام برسونید، بگید فردا در خدمتم.
***
به قاضی دادگاه نامه زده بود که: «شنیدم وقتی به مأموریت می‌روی ساک خود را به همراهت می‌دهی. این نشانه تکبر است که حاضری دیگران را خفیف کنی.» قاضی رو توبیخ کرده بود. حساس بود، مخصوصاً به رفتار قضات…
***
مترجم ترجمه کرد؛ «هیأت کوبایی می‌خواهند با شما عکس یادگاری بگیرند». همه ایستاده بودند تو کادر جز مترجم! پرسید مگه شما نمی‌آیی؟ گفت: همه می‌دونند من توده‌ایم، برای شما بد می‌شود. خندید؛ باید شما هم باشید، دقیقاً کنار من! کادر کامل شد.
***
گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همه‌گیر شده؛ شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است». آشفته شده‌بود. گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.
***
رفته بودند سخنرانی، منافقین هم آدم آورده‌بودند. جا نبود. بیرون شعار می‌دادند. آخر سر گفتند، حاج آقا از در پشتی بفرمایید که به خلقیها نخورید. گفت: این همه راه آمده‌اند علیه من شعار بدهند. بگذارید چند «مرگ بر بهشتی» هم در حضور من بگویند. از همان در اصلی رفت…
***
با بی‌ادبی بلند شد به توهین کردن به شریعتی. بهشتی سرخ شد و گفت: حق نداری راجع به یک مسلمان اینطور حرف بزنی.
هول شدند و چند نفر حرف تو حرف آوردند که یعنی بگذریم. گفت: شریعتی که جای خود! غیر مسلمان را هم نباید با بی‌ادبی مورد انتقاد قرار بدیم.

***
اومده بودند در خانه بهشتی که یک مقام سیاسی خارجی می‌خواهد شما را ببیند. گفت: قراره به فرزندم دیکته بگویم. جمعه‌ام متعلق به خانواده است.

منبع: صد دقیقه تا بهشت