چرا اسراییل از بشار اسدحمایت کرد؟

یکی از سئوالات مهمی که در تحلیل حوادث سوریه در اذهان ایجاد شده است، دلیل حمایت آمریکا و عربستان از سوریه و بشار اسد است. چرا کشورهایی که در جهت­ گیری های منطقه با سوریه تضاد دارند، از بشار اسد در مقابل اعتراضات مردمی حمایت کردند؟ از آن جالبتر اینکه رژیم صهیونیستی نیز از بشار اسد حمایت کرد. این جاست که علامت سئوال بسیار پررنگ­تر می شود. در ادامه به بررسی دلایل احتمالی که می توان مطرح کرد خواهیم پرداخت. لازم به ذکر است که برخی از این دلایل در مقاله­ ای که دیروز در روزنامه لس­ آنجلس تایمز چاپ شده بود، آورده شده است و در اینجا به صورت خلاصه می اید.

باقی در ادامه مطلب…

1-     * سوریه  به دلیل دشمنی و درگیری طولانی  که با اسراییل داشته است،از نظر دارا بودن تسلیحات جنگی وضعیت مناسبی دارد. یکی از دلایل ترس سران اسراییل از تغییرات در سوریه این است که امکان دارد در میان اتفاقات داخلی سوریه، این تسلیحات به دست نیروهای مقاومت فلسطینی بیافتد و از این طریق تهدیدی جدی برای امنیت اسراییل به وجود آید.اسراییل برآورد کرده است که تعداد قابل توجهی موشک­های اسکات ، سیستم­های پیشرفته زمین به هوا و کلاهک­های شیمیایی در سوریه وجود داشته باشد که امکان دارد به دست نیروهای مقاومت بیافتد.

2-      * با وقوع تحولات درسوریه امکان این وجود دارد که سرانجام جنگ داخلی در سوریه رخ بدهد همانند آنچه در عراق وجود دارد. این اتفاق نیز برای امنیت اسراییل مطلوب نیست. چرا که چنین وضعیتی بستربسیارمناسبی برای رشد بنیادگرایی اسلامی از نوع القاعده­ای است.

3-     *  احتمال دیگری که برای سران اسراییل قابل توجه است این است که آنها نمی­توانند بر اتفاقات سوریه تکیه نمایند. چرا که حجم و مقیاس آن به میزانی نبوده که امیدی به سرنگونی بشار اسد باشد. در نتیجه امکان دارد در صورت حمایت رسمی اسراییل از معترضین سوری ، بشار اسد به گرایشات ایران نزدیک­تر شود و برای اسراییل نیز مشکلات بیشتری ایجاد شود.

4-      * بشار اسد شخصیتی دارد که از زمان زمامداری خود تا کنون از برخورد مستقیم با اسراییل پرهیز نموده است. اما این امکان وجود دارد که بشاراسد برای انحراف مسایل داخلی و ایجاد فرصت برای خود ، به جنگی هرچند محدود با اسراییل روی آورد واین اتفاق برای اسراییل در این زمان مناسب نیست.

5-      * یک احتمال دیگر با جهت مخالف وجود دارد که اگر سران رژیم صهیونیستی آن را می­پذیرفتند درجهت حمایت از معترضین عمل می کردند. آن احتمال این است که مخالفان بشار اسد از اکثریت اهل تسنن هستند و بسیار از اسد که اهل اقلیت علوی است متنفرند و اگر آنها بتوانند قدرت را در سوریه به دست بگیرند با ایران شیعه و حزب الله شیعه مخالف خواهند بود و در جهت گیری سیاست خارجی از این ایران دور خواهند شد. و این برای اسراییل موقعیت مناسبی ایجاد می کند. اما گویا این تحلیل مورد قبول سران اسراییل قرار نگرفته است.

این چند احتمالی است که کمک می کند دلیل حمایت کشورهای مخالف سوریه را از بشار اسد بهتر درک کنیم.

سئوال دیگر که باید پاسخ داده شود این است که ایران چه موضعی باید بگیرد تا بهتر منافعش را تامین نماید؟ در مطلبی دیگر به این سئوال خواهیم پرداخت.

وقتی روشنفکر ها قاچاقچی می شوند

بالاخره گروه‌هاي مدعي روشنفكري بابد اخلاقي تمام، فيلم اخراجي‌هاي 3 را روي اينترنت منتشر نمودند. متني كه در ادامه مي‌آيد متني است كه مسعود ده‌نمكي كارگردان و تهيه كننده اين فيلم بر روي وبلاگ خود با عنوان « وقتی روشنفکر ها قاچاقچی می شوند » منتشر كرده است. در ادامه متن اين نوشته مي‌آيد:
امشب که  روشنفکر نما ها تنها یک هفته پس از اکران فیلم اخراجی ها نسخه قاچاق  اخراجی ها را بر روی وب سایت ها گذاشتند  همان حس زمان تعطیل شدن نشریه شلمچه به دست  مهاجرانی را دارم.نشریه ای که مظلومانه و به حکم یک آقازاده  در پشت پرده و برای دلخوشی  عالیجناب…. تعطیل شد.آن هم به دست کسانی که شعارشان -تحمل مخالف- و- زنده باد مخالف من- بود!!!گرچه زمانه انتقام این ظلم ها را از این آقا و آفازاده گرفت…
در آن زمان بین آن همه مدعی روشنفکری و اصلاح طلبی فقط مرحوم بورقانی بود که به کار دولت اصلاحات در تعطیل کردن شلمچه اعتراض کرد و به فولی مردانگی از خود نشان داد و گفت این کار با شعارهای  ما نمی خواند .خواستم به این حضرات مثلا مخالف فیلم که از نقد  به رنگ پاشی و از رنگ پاشی به تحریم و از تحریم به قاچاق فیلم رسیدند بگویم اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید  اما با خود گفتم  اینها اگر مرد بودند که مخنث وار به میدان نمی آمدند.اینها که حاضرند برای حذف رقیب اقتصاد بیمار سینما را نابود کنند مگر مروت می شناسند..یک مقدار سینمائی تر بنویسم.کار این حضرات مرا به یاد فیلم گلادیاتور انداخت. در سکانس فینال فیلم گلادیاتور باید با خود شاه مبارزه می کرد .شاه که مبارزه مردانه را از قبل باخته می دید دشنه ای مسموم در پهلوی گلادیاتور فرو برد و  بعد برای مردم دست تکان داد!!! و حالا این حضرات پس از قاچاق کردن فیلم دم از پیروزی خواهند زد….
در زمان تعطیلی نشریه  شلمچه توسط مهاجرانی  رفقای انقلابی ما هم  که مثل این روزها  در حالی که دشمن بیدار بود و آنها به سیزده بدر اسلامی رفته اند فقط  این تعطیلی را نظاره گر بودند و سکوت پیشه کردند…و راضی به این ظلم شدند..
ماکیاولی می گوید: برای بقا در محیط سیاسی یا باید در اردوگاه شیران باشی یا اردوگاه  روباهان .اگر این وسط باشی خورده می شوی.
.. و  چون شلمچه در اردوگاه چپ و راست نبود به راحتی خورده شد..
و  امروز همان مدعیان  روشنفکری وقتی دیدند اخراجی ها در هر قسمتی که ساخته می شود گفتمانی جدید برای  مردم به همراه می آورد  و قواعد سیاست بازی  حضرات را به هم می زند و به جای ایجاد تقابل بین مردم آنها را به هم دلی می خواند و چون نان این عقده ای ها در دعوای مردم و اخراجی بودن گروهی از آنهاست به تقابل جدی با سومین قسمت از اخراجی ها برخواستند.
تمام توان رسانه ای خود را در این چند ماه به ایجاد فضای تحریم اخراجی ها ۳ مصروف کردند و در کمال ناباوری و حیرت وقتی دیدند که مردم از هر قشر و گروه و عقیده  و قومی در سالن های سینماهای کشور  به فریبکاری حاجی گرینف های امروزی و دغل کاری دباغ های مدرن می خندند و در لحضات  غمگین آن به مظلومیت جانبازانشان گریه می کنند تاب نیاورده و برای جلوگیری از یک تفاهم ملی  و ثبت رکوردی تاریخی در حوزه فرهنگ ناجوانمردانه دست به  قاچاق اخراجی ها زدند و با فیلم برداری  از روی پرده سینما و مانند تروریست های القائده و طالبان با درج یک بیانیه  به اسم جنبش سبز در اول فیلم  آن را در اینتر نت  و سایت بالاترین قرار دادند…این رفتار در پی اظهارات عقده ای وار مثلا یک منتقد در مصاحبه با بی بی سی  علیه اخراجی ها قابل پیش بینی بود.
اما آنچه که مسجل است  این است که  این عمله های ناتوی فرهنگی گماشته اشراف فرهنگی  پشت صحنه هستند.  کسانی که تحمل ورود موفق نیروهای انقلاب به حوزه سینما را ندارند آنها شرافت یک رقابت سالم جوانمردانه را نداشتند وگرنه به فکر قاچاق فیلم و به صورت رایگان در اختیار عموم قرار دادن آن نمی افتادند..آنها وقتی دیدند شعار تحریم شان رنگ باخته و ادامه استقبال در سالن های سینما به بی آبروئی شان می انجامد با ایجاد فضائی  دوقطبی سعی کردند پشت اعتقادات سیاسی مردم سنگر بگیرند و با بازی با عواطف مردم به اسم جنبش سبز و …مانع از حضور مردم در سینما ها شوند. اما  دیدند مردم از طیف های مختلف سیاسی  وقتی وارد سینما می شوند حتی اگر با ذهنیت القا شده آنها به تماشای فیلم می نشینند در پایان  فیلم  -سبز و قرمز و آبی یک دل شده و دروغ پردازی آنها برملا می شود  به وحشت افتادند.هملنطور که در ساخت اخراجی ها هنرمندانی با گرایشات مختلف سیاسی برای یک مضمون و هدف مشترک کنار هم ایستادند تا اخراجی ها ساخته شد..
با اعلام آمار  استقبال مردم عوامل این جریان  یک رقابت  دو قطبی خود ساخته را باختند .آنها  بیشتر از اینکه از افزایش  صفر های فروش اخراجی ها ناراحت باشند از واقعیت های تاریخی  دیگری وحشت دارند . از اینکه مجبور بودند هر سال در نقد ها و مطالب و سخنرانی هایشان  بگویند این فیلم خوب نیست و مردم آنها را به حساب نیاورده و راه خود را بروند.آنها چهره زشت خود را که پشت گریم روشنفکری پنهان کرده بودند در آینه اخراجی ها  و استقبال مردمی از آن  فیلم می دیدند و برای فرار از  این حقیقت که جایگاهی بین مردم ندارند  آینه را شکستند…غافل از آنکه ننگ با رنگ پاک نمی شود.فکر کنید با این کار شما بردید و رکورد  جذب مخاطب اخراجی ها راامسال زدید با وجدانتان چه می کنید؟به تعبیر حضرت علی:وجدان تنها محکمه ای است که احتیاج به قاضی ندارد.
ما در زمان جنگ می گفتیم :چه بکشیم و چه کشته شویم پیروزیم  و حالا هم مردم اخراجی ها را چه  در خانه ببینند و چه  بر پرده سینما پیروزیم.
اما یک سوال باقی می ماند. اگر قرار باشدبرای حرف زدن ما امنیت نباشد آیا  تضمینی برای امنیت حرف زدن دیگران وجود خواهد داشت؟
من از اینکه شما اینقدر عصبانی هستید و حاضرید به خاطر نابود کردن مخالف خود اینقدر به زحمت بیافتید  و چهره واقعی خودتان را رو کنید خوشحالم .گرچه من از اول هم معتقد بودم که  شبه روشنفکران ما شنا گران قابلی هستند که اگر آب گیرشان بیاید دیکتاتور های خوبی می شوند.
در اینجا ضمن تشکر از مردمی که هوشیارانه با استقبال خود خوار در چشم حسودان و کوته فکران فرهنگی بودند امیدوارم علی رغم این اتفاق ترجیح بدهند فیلم را بر روی پرده سینما ببینند نه در سفره  روشنفکران  قاچاقچی!
نشریه شلمچه بسته شد. نشریه جبهه بسته شد.فیلم فقر و فحشا آنگونه شدو با اخراجی ها اینگونه رفتار کردند…..قطار تا حرکت نکند سنگش نمی زنند و من خوشحالم که پرو بالم را می شکنید .اگر سنگم نمی زدید به کارم و زنده بودنم  شک می کردم.لازمه انقلابی بودن تحمل سختی هاست.
ما زنده از آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست

اخراجي‌هاي 3: حرفهايي كه در سينه مانده بود!

*مسعود براتی

روزهاي گذشته زياد درباره قسمت جديد اخراجي‌ها شنيدم و بالاخره قسمت شد و اين فيلم را ديدم. سينما آفريقا مكاني بود كه به دليل نزديكي مسير رفتم. عصر ساعت حدود 5ونيم بليت رزرو كردم براي سانس ساعت9 همان شب تا مطمئن شوم بليت گيرم مي‌آيد. حال كه فيلم را ديدم، بد نيست مطلبي پيرامون آن بگويم. من منقتد حرفه‌اي سينما نيستم و نمي‌خواهم هم به زواياي حرفه‌اي اين فيلم وارد شوم، تنها نكاتي را كه به نظرم قابل بحث است را مي‌نويسم.

به نظرم مهمترين ايرادي كه مي‌توان به اين فيلم گرفت ضعف فيلمنامه آن است. فيلمنامه همان نخ تسبيحي است كه قسمت‌هاي مختلف را به يكديگر مرتبط مي‌كند و حوادث را در يك بستر منطقي به يكديگر مرتبط مي‌كند. فيلمنامه اخراجي‌هاي 3 نسبت به دوگانه قبلي‌اش ضعيف‌تر بود. ارتباط بخش‌هاي مختلف فيلم از منظر منطق واقعيات ضعيف بود. شايد عجله در نوشتن فيلمنامه علت آن باشد. ولي به هرحال ضعف مشخصي بود.

مهمترين نقطه قوت فيلم حرفهاي زده شده در آن است. حرفهايي كه در دو دهه پيش در سينه بسياري از دغده‌مندان انقلاب و امام مانده بود و تريبوني براي بيان آنها در دست نداشتند. نه اهل دغل‌بازي بودند كه بتوانند مناصب سياسي را براي خود بگيرند نه اهل نيرنگ و فريب مردم كه بتوانند با راه‌اندازي مطبوعات زنجيره‌اي حرفهاي خود را بزنند. خود حرفها نيز اين ابزار را برنمي‌تافت.  مثلا اينكه راست و چپ باهم فرقي نمي‌كنند و در پنهان هردو جناح به دنبال منافع خود هستند. آن قسمت فيلم كه حاجي گيرينف ( نماد طيف راست) و آقاي مهندس دباغ ( نماد روشنفكري غرب‌گرا) در پشت سالن مناظره حرفهاي صريح خود را مي‌زنند و به اين نكته تاكيد مي‌كنند كه مشكلي با هم ندارند مرا ياد يك حادثه‌اي در انتخابات سال 84 انداخت. در آن زمان حزب “م” از منتها اليه راست با حزب”م” از منتها اليه چپ بر سر انتخابات به اشتراك نظر رسيده بودند. همانجا بود كه فهميدم راست و چپ يكي هستند. همچنين ياد گزارشي افتادم كه بچه‌هاي مجمع حزب الله دانشگاه علم و صنعت در نشريه خيزش تهيه كرده بودند. در آن گزارش سراغ دو نفر از چهره‌هاي دو طيف رفته بودند و جالب اين بود كه هردو آن بزرگواران جواب‌هاي شبيه به هم در پاسخ به سئوالهايي داده بودند كه پیرامون مسايل و مشكلات زندگی مردم بود. مسعود ده نمکی با صراحت هرچه تمامتر این حرف را می­زند و روشی را برای بیان انتخاب کرد که همه مردم آن را درک می­کنند. حرفهای زیاد دیگری هم در فیلم هست که دیدن آن را برای هر فردی جذاب می­کند.

همين حرفها هم سبب شده كه جريان روشنفكر حاكم بر سينماي ايران اينگونه باشدت تمام در مقابل اخراجي‌ها صف كشي كنند. در روزهاي گذشته مطالب زيادي ديدم كه پاي هركدام اسمي از اسامي آشناي سينما بود كه در آن توصيه بسيار كرده بودند كه برويد و فيلم ” جدايي نادر از سيمين ” را ببينيد. از طرفي هم مطالب زيادي بود كه به اخراجي‌ها حمله كرده بود و از خوانندگان مي‌خواست كه به ديدن اين فيلم نروند. الان كه اخراجي‌ها را ديده‌ام دليل اين همه هجمه را درك مي‌كنم. به نظرم حرفهايي كه در اخراجي‌هاي3 زده شده ، حرفهايي است كه تا به حال در پستوها زده مي‌شد و تريبوني براي آنها نبود و اگر اين حرفها به گوش مردم برسد منافع بسياري از آدم ها به خطر مي‌افتد. چه آنهايي كه پز روشنفكري مي‌دهند و چه آنهايي كه مانند حاجي گيرينف در پشت كوهي از ريا مخفي شده‌اند. براي همين است که تمام تلاش خودشان را می­کنند تا این فیلم را زشت نشان داده و تبلیغ منفی برای آن بکنند. من به خطر افتادن منافع این آدم­ها را دوست دارم و لذا دوست‌دارم بارديگر اين فيلم را تماشا كنم.

آینده در قلمرو اسلام


عصر، عصر انقلابهاست و هم اکنون در هر گوشه جهان انقلابی برپاست…
جمله بالا اعتقاد سید قطب، نویسنده کتاب آینده در قلمرو اسلام است که با وضع کنونی موجود در دنیا و مخصوصا جهان اسلام بسیار سنخیت دارد. هر چند که منظور ایشان از انقلابها، همه انقلابهای بشر است در دو سه قرن اخیر. از انقلاب فرانسه گرفته تا انقلابهای قشرهای کارگری. اما هر چه هست، حقیقت آنست که عصر، عصر انقلابهاست!
او در ادامه می نویسد: “این نهضتها و انقلابها همگی مبتنی بر تصورات و دریافتهای بشری است که بدون تردید از شائبه نادانی، نقص، ناتوانی و هوای نفس مبرا نمی باشد. در حالی که نتیجه مطلوب آن گاه به دست خواهد آمد که بشر از چارچوب این ادراکات بی اساس بیرون آید و در افقی آزاد به انقلابی تازه دست زند. باید زیربنای این انقلاب طرز فکر الهی باشد؛ طرز فکری که اساس آن دانش، کمال، قدرت و حکمت است و هدفش رهایی انسانها از بندگی غیر خداست. فقط در این صورت است که جامعه بشری مطلوب خویش را خواهد یافت.”
کتاب آینده در قلمرو اسلام، نوشته سید قطب است که به زبان عربی نوشته شده است؛ اما به فارسی هم ترجمه شده. ابتدای کتاب، مترجم مقدمه ای نوشته و در پایان نوشته است: سید علی حسینی خامنه ای؛ مشهد؛ فروردین 1345 . نام مترجم، مشتاق ترت می کند برای خواندن کتاب.
مقدمه مترجم بسیار روان و جذاب و خواندنی است؛ چنان که آنقدر شیفته خواندن کتاب می شوی که جز به خواندن کتاب بدون وقفه، ظرف یک ساعت و تطبیق آن با تمامی حوادث در حال وقوع و آینده و هر بار رجوع به تمامی آنچه از تاریخ تمدن می دانی، رضایت نخواهی داد.
برای معرفی کتاب، گوشه ای از معرفی مترجم هم غنیمت خواهد بود: “کتاب حاضر با همه کوچکی حجم، قدمی بزرگ و موثر در راه انجام این رسالت ]تدوین مبانی و اصول اسلام با تحلیل کامل و ارائه آن به همگان[ است. مولف عالیقدر و بزرگوار کوشیده است در ضمن فصول این کتاب که به وضعی ابتکاری منظم شده اند، ابتدا ماهیت دین را آنچنان که هست معرفی کند و پس از بیان اینکه دین برنامه زندگی است و شعائر و مظاهر دینی آنگاه ضروری و سود بخش است که نماینده واقعیات و نشان دهنده حقایق باشد، با زبانی شیوا و جهان بینی خاص خود اثبات کند که سرانجام حکومت جهان در اختیار مکتب ما و “آینده، در قلمرو اسلام” خواهد بود.”
آینده در قلمرو اسلام کتاب کوچکی است با نگاهی بسیار کلان. خیلی از موضوعاتی را که در ابتدا فکر می کنی بی ربط باشند را به هم مربوط خواهی یافت. در این کتاب، تاریخ ادیان، تاریخ تمدن، تمدن مسلمین و استعمار، سرگذشت کلیسا و قرون وسطی را می خوانی. پیشینه علم و دین را مرور می کنی و حتی شاید بر گالیله هم اشک افشانی کنی. گریزی به معنویتها و عرفانهای ساختگی می زنی. کتاب همچنین طعنه می زند به حجتیه ای ها. طعنه می زند به انزواها و آنان که دین خدا را تنها در خلوتگاهها و گوشه مساجد یافته و در ظواهر و انجام مناسک محبوسش کرده اند. طعنه می زند به روشنفکرانی که با این تلقی از دین، اعلام جنگ با دین کرده اند.
کتاب علاوه بر طعنه زدنها و مرورهای تاریخی، پر امید است و پر نشاط.” حملات وحشیانه دشمنان و سرکوب شدن جنبشهای اسلامی نباید ما را متزلزل کند و پایه های قطور تمدن مادی، نباید امید را از ما بگیرد. چه آنکه نتیجه نهایی نه پیرو تناوری باطل است و نه دنباله رو شدت این حملات. این نتیجه فقط از آن نیرومندی حق و میزان استقامت آن در برابر باطل است. ما تنها نیستیم. ذخیره فطرت پشتوانه ما و ناموس خلقت و سرشت انسان پشتیبان ماست.” و ” ما اینک جهادی ممتد، دشوار و پر خطر در پیش داریم. این جهاد برای نجات فطرت از لابلای انبوه ابرهای تیره و پیروز ساختن آن بر تیرگی هاست. باید برای این جهاد مجهز شویم و قوای فراوان آماده سازیم. تجهیزات لازم برای این جهاد فقط یک چیز است: آشنایی کامل با حقایق اسلام و فراگرفتن دین در سطح عالی آن.”
کتاب را دفتر نشر فرهنگ اسلامی چاپ کرده؛ 126 صفحه است در هفت فصل و یک مقدمه مترجم. قیمت چاپ ششمش،هزار و دویست تومان بوده، اگر الان در چاپهای بعدی اش گران تر نشده باشد.
وبلاگ فرصت

دجال های دیجیتال

لیبی آه امام موسی صدر است
بحرین
سیلی خدا بر صورت خلیفه های دروغ است
ژاپن می لرزد و سونامی ژاپن
یعنی ژاپن قوی تر از فرانسه و آلمان است
و میراژها و اف بیست ها
در برابر خشم خدا هیچ اند
کجایی پل الوار؟
که از فرانسه به لیبی بروی
و اعتراض کنی به این کوتوله های سیاست
به اوبی ما و این مرتیکه کوتاه قد فرانسوی
که من مدام نامش را فراموش می کنم
به برلوسکنی که هر کجا باشد
فاحشه ها جمع اند
ایتالیا تئاتر فاحشه ها شده است
و زنده باد پاپ
و زنده باد بابانوئل
و زنده باد پیتزای پپرونی واتیکن
فرانسه با میراژهایش بگذار وژ وژ کند
بانجول ها
با بنجول های فکری ایران
شتران سبز قذافی
و سعد حریری
از مقابل عکس عبدالله ابن ابابیل و
خاخام های چاخان رژه بروند
آنها نقشه کشیده اند برای تمام جهان
برای رنگ عبای پسر زبیر
برای متن سخنرانی طلحه الخیر ایرانی
برای تهیه و توزیع و پخش جنازه های شهیدان اهل سنت در ایران
اما دست شان به هیچ جا نرسید
و اهل سنت ایران خندید به ریش فتنه
به کاخ الیزه و سفید
اگر دعوای شیعه و سنی راه می افتاد
به این شیخ تنها نصف سهم می رسید
یک سهم به آن شریکش
و دو سهم به زحمتکشان استودیو بی بی سی
که زورشان نرسید به میدان انقلاب و آزادی
و زورشان نرسید
به میدان مرجئه دمشق
و زورشان نرسید به میدان تقسیم استانبول
و زورشان نرسید به الضاحیه لبنان
سه گراز و سه خوک و سه کروکودیل
با سه افعی و سه گاومیش و سه شتر
پیمان بسته اند
آنها برای فردای ما نیز نقشه کشیده اند
برای شیخ عینک پنسی خوش تیپی که خواهد رسید
با نقشه ی دجال های دیجیتال
آنها هزار نقشه برای سیدحسن نصرالله کشیده اند
در روز اول 48 کشته
از کشته ها 16 قلب به هر کدام رسید
سی و دو کلیه
به جمهوری خواهان دموکرات
دموکرات های جمهوری خواه
که هیچ وقت بر سر رای ها با هم دعوا نمی کنند
اما نقشه دعوای جهان را می کشند
و روز اول لیبی این بود
القصافی جدا جدا
قصابها جدا جدا
امریکا چرا نیاید
مادام که آل خلیفه هست و شیخ خرفت هست
مادام که در استودیو بی بی سی مخملباف هست و نوری زاده هست و خاخام ها و چاخان ها هستند
فرانسه چرا لشکرکشی نکند مادام که سعدحریری هست و 13 مارس هست
اما سراسر دنیا پر است از حسن نصرالله
از بچه های علی و حسین و خمینی
و انتفاضه ها همچنان در راه است
انتفاضه ی تونس و مصر و لیبی
انتفاضه ی بحرین و یمن
و انتفاضه ی حجاز و امارات
و انتفاضه ی کویت و قابوس و شاه کوچک اردن
و انتفاضه ی پیوند شیعیان و اهل تسنن در راه است
شما از جنس دیگرید
از جنس بولهب و برلوسکونی با هم
سونامی بزرگتر از ژاپن همین هاست
که من می گویم و تو می بینی هر شب
محمد از حجاز بود
اما شما شبیه او نیستید
شما ابولهب اید تا هنوز
و ابرهه اید
و مصر حجاز نیست
الازهر با کبارالعلما فرق می کند حالا
شیوخ آل سعود
تنها تخصص شان نشان دادن قبله است
وقتی کنار خانه ی خدا تمرگیده اند
با شکمانی برجسته و چرخ های دوار
بچرخ تا بچرخیم
آنها تنها می توانند بوی صابون های غیر حلال را تشخیص بدهند
و این تخصص کمی نیست
و حد حرم را
با کمک اسرائیل و دوربین های پیشرفته انگلیسی مشخص کنند
آنها به درد هیچ چیز دیگری نمی خورند
بی خاصیت ترند از یک آدامس خروس و یک بستنی قیفی
آنها فقط به درد چاله کندن می خورند
بر سر راه مسلمانان
و تقسیم کردن مسلمانان با کمک آیات وحدت
آنها در مسابقه زیبایی عقال و دشداشه اول اند
در مسایقه آنکارد ریش هم اول
در خواب در رختخواب پر قو اول اند
در مسابقه زیباترین شاهین هم اول
در مسابقه بزرگترین کپل و ران و شکم اول اند
و در مسابقه بیشترین ساعت معاشقه با غرب هم اول
داوران زیباترین شترند
مادام که قذافی و مبارک و بن علی می دوند
و امریکا و فرانسه و انگلستان بر سرشان شرط می بندند
مادام که شیوخ آل سعود تنها ما را محکوم می کنند
اما گرازها آزادند
خلیفه های سعودی را
با شترانشان فرستاده اند به بحرین
با شمشیرهای تیز تا گردن بزنند
عاشقان خمینی را
دنیا به دست فاحشه ها افتاده است
و مردم بیدار شده اند
و این اسب سیاه یونایتد امریکا
تنها برای سواری دادن به تل ابیب طراحی شده ست
برای لگد زدن به پابرهنگان زمین است
این اسب سیاه
پابند خوک های سفید است
تا انگلستان پاپیونش را صاف کند و
لباس شب عمه الیزابت
کشیده شود تا افغانستان
و غرب را خر کرده اند با کمی سوسیس خوک و کمی ژانبون
و کمی اینترنت
و با بابانوئل و فاحشه ها
می بینی که حال جهان هیچ خوب نیست
شب بخیر عمه الیزابت
کجایی پل الوار؟!

جهاد اقتصادی، بهانه ای برای سودجویی نشود!

به گزارش عدالتخواهی به نقل از پایگاه اطلاع رسانی بصیرت ، حجت‌الاسلام والمسلمين سيد احمد علم الهدي در خطبه‌هاي نماز جمعه مشهد گفت: جوانان متعهد و متدين و با تقوا بايد در عرصه جهاد اقتصادي وارد شوند تا مانند گذشته پيروز شويم و با فعاليت و تلاش در جهاد اقتصادي باز هم جلوي توطئه‌هاي دشمن را مانند گذشته بگیریم .
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بصیرت ، حجت‌الاسلام والمسلمين سيد احمد علم الهدي در خطبه‌هاي نماز جمعه مشهد افزود : جوانان متعهد و متدين و با تقوا بايد در عرصه جهاد اقتصادي وارد شوند تا مانند گذشته پيروز شويم و با فعاليت و تلاش در جهاد اقتصادي باز هم جلوي توطئه‌هاي دشمن را مانند گذشته بگیریم .

وي ادامه داد: بايد در دليل نامگذاري امسال به نام سال جهاد اقتصادي توسط مقام معظم رهبري، يک بازخواني، تامل و انديشه‌اي از سوي مردم انجام شود زيرا اکثرا چنين مي‌پنداشتند که نامگذاري متناسب با حوادث و تحولات و خيزش‌هاي مردم منطقه و کشورهاي اسلامي باشد.
حجت‌الاسلام والمسلمين علم‌الهدي اظهار داشت: نامگذاري امسال به نام سال جهاد اقتصادي برغم گمانه‌زني‌هاي متفاوت، ريشه در انديشه و تدبير و نيز مديريت 23 ساله مقام معظم رهبري دارد؛ در طول مدت عمر انقلاب اسلامي، حوادث بسياري اتفاق افتاد که به جاي اينکه مردم غافلگير شوند، حوادث و حادثه‌آفرينان غافلگير شدند و اين به واسطه مديريت هوشمندانه رهبر فرزانه نظام است.
امام جمعه مشهد دو دليل ويژه را در نامگذاري سال جديد به نام سال جهاد اقتصادي حائز اهميت دانست و گفت: استکبار جهاني، آمريکا و دستياران غربي به دنبال افزايش تهاجم و فشار اقتصادي نسبت به کشور ايران هستند چرا که آن‌ها مي‌خواهند چهره الگوي خيزش‌هاي ملت‌هاي مسلمان منطقه را که انقلاب و نظام مقدس اسلامي ايران است، با تهاجم و فشار اقتصادي از بين ببرند.
وي تصريح کرد: استکبار و غرب مي‌دانند با تهاجم نظامي نمي‌توانند با ايران روبه‌رو شوند بنابراين تهاجم و فشار اقتصادي را الگوي خود کرده‌اند و اين اولين دليل نامگذاري امسال به نام سال جهاد اقتصادي است.
حجت‌الاسلام والمسلمين علم‌الهدي دليل دوم نامگذاري امسال را شکست تحريم‌هاي غرب دانست و افزود: غرب با تمام فشار و تحريم‌هاي خود در مقابل ايران شکست خورد و نه تنها ايران ضعيف نشد بلکه ايران را به کشوري تواناتر و نيرومندتر تبديل کرد.
وي ادامه داد: مقام معظم رهبري مردم را دعوت به جهاد براي مقابله با تهاجم و فشار اقتصادي غرب کردند چرا که کلمه جهاد يک تلاش مقدس است و هرگونه سعي و تلاشي جهاد گفته نمي‌شود؛ در جهاد عنصر هدفمندي خاص وجود دارد و نيز جهاد تلاش براي رسيدن به نقطه مقدسي است.
عضو مجلس خبرگان رهبري اين دعوت را نه به خاطر انباشته کردن ثروت بلکه دعوت به اقتدار اقتصادي دانست و گفت: در طول عمر نظام اسلامي جهاد دو پيشينه مطلوب دارد؛ يکي پيروزي در مقابل گروه‌هاي الحادي و منحرف زماني که در کشور انگشت روي قشر محروم جامعه و روستاييان گذاشتند و به دنبال اجراي تجربه لنين، خرمن‌ها و کشتزارها و محصولات کشاورزي را به آتش کشيدند تا عده‌اي را دنبال خود راه بياندازند ولي با فرمان تاسيس جهادسازندگي از سوي امام خميني(ره) روبه‌رو شده و شکست خوردند.
وي ادامه داد: جهادسازندگي از جوانان مومن و متعهدي تشکيل شده بود که کار و درآمد خود را رها کردند و به ياري و عمران آباداني روستاها و جمع‌آوري محصولات کشاورزي و نيز ياري قشر محروم شتافتند و با عمران و آبادي 80 هزار روستا، دشمن را شکست دادند.
امام جمعه مشهد گفت: جوانان متعهد نيزدر جهاد مقدس سازندگي در جنگ آنچنان رشادتي از خود نشان دادند که در 8 سال دفاع مقدس، سنگرسازان بي‌سنگر لقب گرفتند.
وي پيشينه دوم جهاد را در طول عمر انقلاب اسلامي، دفاع مقدس دانست و افزود: با توجه به اين دو پيشينه امروز هم بايد مانند گذشته جهاد مقدس اقتصادي را با تلاش و هدفمندي آغاز کنيم.
حجت‌الاسلام والمسلمين علم‌الهدي با اشاره به فرمايشات مقام معظم رهبري در مورد راهکار اجرايي جهاد اقتصادي گفت: رشد و بهره‌وري راهکار اجرايي است که جلوي سودجويي‌هاي عده‌اي را مي‌گيرد که به دنبال افزايش ثروت و امتياز گرفتن از مسوولان به بهانه جهاد اقتصادي هستند.
وي ادامه داد: رشد و بهره‌وري يعني استفاده بيشتر از امکانات کشور و در واقع به اين معني است که فعاليت و توسعه را در همه عرصه‌ها به ويژه عرصه صنعت و کشاورزي افزايش دهيم، به طور مثال اگر زمين کشاورزي دو بار در سال زير کشت مي‌رود، اکنون سه بار در سال زير کشت رود.

اقتصاد مقاومتی

با نام گذاری سال نو به نام سال جهاد اقتصادی، برای عمل درست و به دور از تفاسیر و توجیهات مختلف که معمولا در اول سال شروع می شود، رجوع به بیانات امام خامنه ای برای تببین مفهوم و بعد از آن، عمل صحیح، ضروری به نظر می رسد.
بیانات امام خامنه ای در جمع کارآفرینان که ماه رمضان سال پیش بود، پشتوانه استدلالی خوبی را برای نام گذاری امسال بیان می کند. ابداع مفهوم اصطلاح “اقتصاد مقاومتی” و دلایل طرح آن در این زمان، از مباحث خوبیست که بازخوانی اش بسیار مطلوب است.
نگاهی هم به تعریف “جهاد” که ایشان در دیدار اساتید ماه رمضان بیان کردند، لطف خودش را دارد. “ببينيد، جهاد يك معناى خاصى دارد. معناى جهاد فقط تلاش نيست. در مفهوم اسلامى، جهاد عبارت است از آن تلاشى كه در مقابل يك دشمن است، در مقابل يك خصم است. هر تلاشى جهاد نيست. مجاهدت با نفس، مجاهدت در مقابل شيطان، جهاد در ميدان نظامى، مواجهه‌ى با يك دشمن است؛ مواجهه‌ى با يك معارض است.”

بیانات در دیدار با کارآفرینان

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

خيلى متشكريم از دوستان عزيزى كه اين جلسه را تدارك ديدند و اين فرصت را براى بنده به وجود آوردند كه جمع محترم و عزيزِ كارآفرينان را در روزهاى آخر ماه مبارك – كه روزهاى مغتنمى است – زيارت كنيم و اين مطالب مفيد را از دوستان بشنويم. البته من مطمئنم كه جمع شما حرفهاى زيادى داريد؛ هر كدام از هر بخشى كه در اينجا شركت كرديد، درباره‌ى بخش مربوط به خودتان هم پيشنهاد داريد، هم نظرهاى نو داريد، هم بلاشك مژده‌هائى داريد كه براى ملت ما و كشور ما خرسند كننده است – همچنانى كه اين مطالبى كه دوستان گفتند، بسياريش خرسند كننده است براى ملت عزيزمان – و هم انتقادهائى داريد، مطالباتى داريد كه همه‌اش بجاست.

خب، ما دو روز قبل از اين، جلسه‌ى اهل علم را داشتيم، امروز هم جلسه‌ى اهل عمل را. اگرچه بسيارى از شماها اهل علميد؛ علم را با عمل توأم كرده‌ايد. و همان طور كه در روايت شريف هست كه: «العلم يهتف بالعمل فان اجاب و الّا ارتحل»؛(1) علم، عمل را به دنبال خود فرا ميخواند، دعوت ميكند. اگر عمل به دنبال علم آمد، آن وقت علم ميماند، باقى ميماند – يا شايد بشود گفت توسعه پيدا ميكند، رشد پيدا ميكند – اگر عمل به دنبال علم نيامد، علم هم باقى نميماند. «و الّا ارتحل»؛ عمل كه نبود، علم هم ميرود. اهميت عمل را اينجا ميشود فهميد؛ اهميت كار را اينجا ميشود فهميد. كار بدون علم، كم‌اثر است؛ علم بدون كار، بى‌اثر است. اهميت كار اين است.

خب، وقتى كار اينقدر مهم است، پس كارآفرينى هم به همين نسبت حائز اهميت است. اگر كسى بتواند زمينه‌ى كار را فراهم بكند، يك عبادت انجام داده است. نگاه به اين كارى كه توليد ميشود، فقط از جنبه‌ى اين نباشد كه ما يك بى‌كار را دستش را به يك كارى بند ميكنيم تا يك درآمدى داشته باشد؛ خب، اين كه البته خيلى چيز خوبى است، لازم است، بلاشك. يعنى كارآفرينى، ايجاد اشتغال در كشور موجب ميشود كه ثروت توليد بشود؛ همچنانى كه سرمايه و سرمايه‌دار، ايجاد كار ميكند – چه سرمايه‌ى مالى، چه سرمايه‌ى علمى – كارگر هم ايجاد سرمايه ميكند، ايجاد ثروت ميكند. اين البته يك جنبه‌ى مهمى است در اشتغال، اما اهميت اشتغال فقط اين نيست. يك بعد ديگر اهميت اشتغال اين است كه شما يك گنج را داريد استخراج ميكنيد. يك انسانى كه در او استعدادهائى وجود دارد، ميتواند توليد كند، ميتواند بيافريند، اين افتاده بود آنجا، شما دست او را به كار بند كرديد، اين گنجينه‌ى درونى استخراج شد؛ خيلى اهميت دارد. انسانى كه كار ندارد، اشتغال ندارد، يك استعداد پنهانِ مخفىِ خداداده را غالباً بدون اختيار خودش راكد گذاشته، وقتى شما اين انسان را مشغول كار ميكنيد، اين چشمه كه در درون بود و از او استفاده‌اى نميشد، تشنه‌اى از او سيراب نميشد، اين چشمه را شما به جريان مى‌اندازيد. پس اشتغال و اشتغال‌آفرينى، هم جنبه‌ى اقتصادى بزرگى دارد، هم جنبه‌ى انسانىِ خيلى والائى دارد.

لذا من عرض ميكنم كه كارآفرينى در بخشهاى مختلف – البته امروز اين جمع دوستان و عزيزانى كه صحبت كردند، بخشهاى محدودى را مطرح كردند. اينها فقط نيست؛ در بخشهاى وسيع و گستره‌ى عظيم استعدادهاى كشور و توانائى‌هاى طبيعى و انسانى كشور، كارآفرينى رشته‌هاى فراوانى دارد كه خب يك گلچينى از آنها شماها هستيد؛ مشتى از خروار. كارآفرينى در كشور گسترده است – عبادت است؛ اين كارآفرينى يك عبادت است؛ يك كار باارزش است؛ يك ارزش‌آفرينى است.

خب، اين جلسه‌ى ما عمدتاً يك جلسه‌ى نمادين است. درست است كه هم من از بيانات دوستان استفاده كردم، هم مطالب شما پخش خواهد شد و ملت استفاده خواهند كرد؛ لكن اين جلسه نشان ميدهد كه توانمندى‌هاى كشور عزيز ما چقدر گسترده است. شما ملاحظه كنيد، حالا فرض كنيد اگر در بخش كشاورزى، در بخشهاى مختلف صنعتى، در بخشهاى گوناگونِ دانشهاى ديگر و فناورى‌هاى ديگر، در بخشهاى خدمات، در بخشهاى بازرگانى، بيايند كارهائى را كه انجام گرفته است بيان كنند، هر شنونده‌اى خواهد ديد و برأى‌العين مشاهده خواهد كرد كه بحمداللَّه كشور عزيز ما – همان طور كه من بارها گفته‌ام – توانمندى‌هاى زيادى دارد، ظرفيت زيادى دارد. ما امروز در واقع كشور را مشاهده ميكنيم كه به شكل يك كارگاه عظيم و وسيعى درآمده؛ از همه طرف دارد كار ميجوشد، ابتكار به وجود مى‌آيد، نوآورى هست، تكيه‌ى به دانش هست، تكيه‌ى به تجربه هست.

خب، من پريروز به استادان دانشگاه‌ها كه اينجا تشريف داشتند، به آنها هم گفتم، به شما هم عرض ميكنم؛ نه اينكه خيال كنيد ما به اين چيزها قانعيم، يا نرخ بيكارى در كشور را اطلاع نداريم و نمى‌بينيم؛ نه، همه‌ى اين كارهائى كه انجام گرفته، قدم اول است؛ همه‌ى اين كارها قدمهاى اول است. ما قدمهاى بعدى را بايد برداريم. مهم براى برداشتن قدم بعدى چيست؟ مهم در درجه‌ى اول اين است كه ما بدانيم ميشود قدم برداشت. بعد از آنى كه فهميديم اقدام، ممكن است، احساس كنيم كه اين اقدام يك وظيفه است؛ يك وظيفه‌ى عظيمى است.

البته كار فى‌نفسه مهم است؛ اما امروز به دو دليل اساسى كار و كارآفرينى مهمتر از هميشه است. اينى كه گفتند كار در اسلام مهم است، خب اين همه روايات فراوانى از ائمه (عليهم‌السّلام) در اهميت كار، در فضيلت كار وارد شده كه اين كارهائى كه شما ذكر كرديد، نمونه‌هائى از همين چيزى است كه مورد فضيلت است، كه حالا من اين روايت را اينجا يادداشت كردم: «من يعمل يزدد قوّة و من يقصّر فى العمل يزدد فترة»؛(2) كار كه بكنيد، نيروى كار هم افزايش پيدا ميكند. خاصيت كار، كاهش نيست، افزايش است؛ افزايشِ خودِ نيروى كار، نه محصول كار. خب، محصول كار كه معلوم است افزايش پيدا ميكند – وقتى كار كرديد، كار يك محصولى دارد – اما در اين روايت، اميرالمؤمنين (عليه‌السّلام) ميفرمايد كه وقتى كار كرديد، قدرت كار و نيروى كار هم افزايش پيدا ميكند. «و من يقصّر فى العمل»، كسى كه در كار كردن كوتاهى كند، تقصير بكند، «يزدد فَترة» يا «فِترة»، فتور و سستى او افزايش پيدا ميكند. اين مال شخص فقط نيست؛ اين «مَن» كه فرمود: «من يعمل»، معناش فقط اين نيست كه هر كسى اين كار را بكند؛ خب، اين روى اشخاص نيست، روى جوامع هم هست: هر ملتى، هر جامعه‌اى. هرچه كار بكنيد، نيروى كارتان بيشتر ميشود. هرچه تحرك انسان داشته باشد، نشاط حركتش بيشتر ميشود. اين خب، مال كار است كه در اسلام درباره‌ى كار اين همه حرف هست، كه از جمله حالا اين روايت را من اينجا خواندم. لكن امروز گفتيم به دو دليل كار و طبعاً كارآفرينى اهميت بيشترى دارد.

دليل اولش اين است كه ما در يك برهه‌اى هستيم كه آماده‌ى جهشيم؛ ما امروز آماده‌ى جهش در پيشرفتيم. مسئله‌ى ما امروز فقط مسئله‌ى حركت به جلو نيست. شرائط كشور به گونه‌اى شده كه اين ملت ميتواند يك حركت عظيم، يك جهش در پيشرفت براى خودش به وجود بياورد. چرا؟ اولاً زيرساختهاى زيادى آماده شده؛ علم در كشور بالا رفته؛ مديريتهاى قوى به وجود آمده است. يكى از مشكلات ما در گذشته‌ها، نبودن مديريتهاى قوى و سالم در كشورمان بوده. امروز ما تجربه‌ى يك مديريت انقلابىِ قوىِ سى ساله داريم. پس اين يك زيرساخت است. زمينه‌هاى كار فراهم شده است؛ اميد به پيشرفت زياد شده است. وقتى مى‌آيند ميگويند ما داروئى را در كشور ساختيم كه همه‌ى دنيا به آن احتياج دارند، همه‌ى دنيا هم به آن مبتلا هستند، هيچ كدام از مراكز علمى دنيا هم هنوز آن دارو را نتوانستند بسازند، ما توانستيم بسازيم، اين خب، اميد ميدهد به جوان ما. وقتى كه ملت مشاهده ميكند كه ما بدون اينكه يك كشور پشتيبانى داشته باشيم، توانسته‌ايم از درون خودمان دانش هسته‌اى را رشد بدهيم، فوران بدهيم، به پيشرفت برسانيم، خب جوان اميدوار ميشود.

در دنيا چند تا از كشورهاى دارنده‌ى دانش هسته‌اى اين را به طور بومى توانسته‌اند در خودشان به وجود بياورند؟ بسيار كم. هستند، اما بسيار بسيار نادر؛ از ديگران گرفته‌اند. بسيارى از همين‌هائى كه الان – ما اين را اطلاع داريم، بنده ميدانم؛ از روى اطلاع دارم عرض ميكنم – دانش هسته‌اى دارند، كشورهاى پشتيبان به آنها بسته‌ى دانش را اهداء كردند؛ روى دلائل ايدئولوژيكى و سياسى و بقيه‌ى چيزها. ما نه؛ ما توانستيم خودمان اين كار را انجام بدهيم. همان طور كه گزارش دادند، كارهاى بزرگى در اين زمينه انجام گرفته. در زمينه‌ى سلولهاى بنيادى، جوانهاى ما توانستند با پيگيرى، با پشتكار، با فراگيرى، كارهاى بزرگى را انجام بدهند. خب، اينها خيلى اميدبخش است.

پس امروز ما تجربه‌مان بيشتر است، اميدمان بيشتر است، زيرساختهامان زيادتر است، و فصل توانائى و فصل جهش فرا رسيده. ملت خود را شناخته؛ جوانِ خود را شناخته؛ ضريب بالاى هوشى كشور شناخته شده است؛ پس فصل جهش است. وقتى فصل جهش است، پس كار اهميت مضاعف پيدا ميكند؛ كارآفرينى هم به همين نسبت اهميت مضاعف پيدا ميكند. اين يك دليل.

دليل دومِ ما كه امروز كار برامان مهم است، كارآفرينى مهم است، اين است كه ما امروز در مقابل يك فشار جهانى قرار داريم. دشمنى وجود دارد در دنيا كه ميخواهد با فشار اقتصادى و با تحريم و با اين كارهائى كه شماها ميدانيد، سلطه‌ى اهريمنى خودش را برگرداند به اين كشور. هدف اين است. يك كشور به اين خوبى، با اين همه منابع، منابع طبيعى، با اين موقعيت سوق‌الجيشى، با همه‌ى امكانات، زير نگين يك قدرتى در دنيا بوده؛ يك روز انگليسها بودند، يك روز آمريكائى‌ها بودند – در واقع نظام سلطه، دستگاه سلطه، امپراتورى سلطه. حالا آمريكا يك گوشه‌اى از اين امپراتورى است – اينها مسلط بودند بر اين كشور؛ انقلاب دست اينها را كوتاه كرده. سلطه ميخواهد برگردد به اين كشور. همه‌ى اين تلاشها براى اين است. مسئله‌ى انرژى هسته‌اى بهانه است. آن كسانى كه خيال ميكنند اگر ما مسئله‌ى انرژى هسته‌اى را حل كرديم، مشكلات حل خواهد شد، خطا ميكنند. مسئله‌ى انرژى هسته‌اى را مطرح ميكنند، مسئله‌ى حقوق بشر را مطرح ميكنند، مسائل گوناگون را مطرح ميكنند، كه اينها بهانه است. مسئله، مسئله‌ى فشار است، ميخواهند يك ملت را به زانو در بياورند؛ ميخواهند انقلاب را زمين بزنند. يكى از كارهاى مهم همين تحريم اقتصادى است. ميگويند ما طرفمان ملت ايران نيست! دروغ ميگويند؛ اصلاً طرف، ملت ايران است. تحريم براى اين است كه ملت ايران به ستوه بيايد، بگويد آقا ما به خاطر دولت جمهورى اسلامى داريم زير فشار تحريم قرار ميگيريم؛ رابطه‌ى ملت با نظام جمهورى اسلامى قطع بشود. هدف اصلاً اين است. البته ملت ما را نميشناسند؛ مثل همه‌ى موارد ديگر محاسباتشان غلط اندر غلط است. از نظر نظام سلطه، گناه بزرگ ملت ايران اين است كه خودش را از زير بار سلطه آزاد كرده. ميخواهند مجازات كنند به خاطر اين گناه، كه چرا خودت را از زير بار سلطه، اى ملت! آزاد كرده‌اى. اين ملت راه را پيدا كرده. اصلاً محاسباتشان اشتباه است؛ نميفهمند چه كار بايد بكنند و چه كار دارند ميكنند. خب، اما فشار مى‌آورند؛ فشار اقتصادى از راه تحريمها.

ما بايد يك اقتصاد مقاومتىِ واقعى در كشور به وجود بياوريم. امروز كارآفرينى معناش اين است. دوستان درست گفتند كه ما تحريمها را دور ميزنيم؛ بنده هم يقين دارم. ملت ايران و مسئولين كشور تحريمها را دور ميزنند، تحريم‌كنندگان را ناكام ميكنند؛ مثل موارد ديگرى كه در سالهاى گذشته در زمينه‌هاى سياسى بود كه يك اشتباهى كردند، يك حركتى انجام دادند، بعد خودشان مجبور شدند برگردند، يكى يكى عذرخواهى كنند. چند مورد يادتان هست لابد ديگر. حالا جوانها نميدانند. در اين ده بيست سال اخير، از اين كارها چند بار انجام دادند. اين دفعه هم همين جور است. البته تحريم براى ما جديد نيست، ما سى سال است تو تحريميم. همه‌ى اين كارهائى كه شده است، همه‌ى اين حركت عظيم ملت ايران، در فضاى تحريم انجام گرفته؛ بنابراين كارى نميتوانند بكنند. خب، ولى اين دليلى است براى همه‌ى مسئولان و دلسوزان كشور كه خود را موظف بدانند، مكلف بدانند به ايجاد كار، به توليد، به كارآفرينى، به پر رونق كردن روزافزون اين كارگاه عظيم؛ كه كشور ايران حقيقتاً امروز يك كارگاه عظيمى است. همه خودشان را بايد موظف بدانند.

آنچه كه من از مجموع اين مطالب آقايان و خانم كه صحبت كردند، ميفهمم – كه در گزارشها هم همين را انسان احساس ميكند – گله‌گزارى‌هائى از جريان امور كار وجود دارد. ما البته سنگ بناى اصلى را با سياستهاى اصل 44 گذاشتيم؛ يعنى حقيقتاً اگر سياستهاى اصل 44 كه خود آن اصل، مفسر مواد اين اصل هست، ما از خود اصل استفاده كرديم و آنچه را كه در سياستهاى اصل 44 هست، تبيين كرديم و اگر اين، ان‌شاءاللَّه به طور كامل، دقيق، همه‌جانبه، مستمر اجرا بشود، بسيارى از مشكلات حل خواهد شد. لكن آنچه كه من از مجموع اين مطالب احساس ميكنم، دو كار را دستگاه‌هاى دولتى مورد توقع هست كه انجام بدهند: يكى، مديريت دقيق و عالمانه‌ى منابع است. بسيارى از اين مطالبى كه گفتند، ناشى است از اينكه مديريت منابع مالى به صورت دقيقى در همه‌ى موارد انجام نگرفته. اين لازم است. اين را من به عزيزانى از دولت كه اينجا حضور دارند، توصيه ميكنم كه روى اين تكيه كنند. بسيارى از اين ايرادها و اشكالها كه خيلى‌اش هم وارد است، مربوط به اين است. مديريت منابع، معناش اين است كه ما منابع را بكشانيم به سمتى كه امروز براى كشور ارزش افزوده‌ى مالى و غيرمالى داشته باشد. مراد من از ارزش افزوده فقط ارزش افزوده‌ى مالى نيست؛ بلكه آنچه كه توليد را افزايش بدهد و آنچه كه كسب و كار را رونق بدهد و آنچه كه اميد را افزايش بدهد، اشتغال را افزايش بدهد و از اين قبيل. پس يك نكته‌ى اساسى، مسئله‌ى مديريت منابع است.

نكته‌ى دوم، بهبود فضاى كسب و كار است، كه از جمله‌ى كارهائى كه به نظر ما عمده‌ى وظيفه‌ى دولت هست، همين هست. وزير محترم در گزارششان اشاره كردند به بهبود فضاى كسب و كار. بهبود فضاى كسب و كار، بيشتر وظيفه‌ى دولت است. همين مسئله‌ى مقررات، تسهيلات گوناگون، پيچ و خم‌هاى ادارى فراوان، اينها همه، چيزهائى است كه اگر چنانچه اصلاح بشود، بهبود فضاى كسب و كار كه يكى از مسائل عمده‌ى اقتصادى ماست، حاصل خواهد شد. همين پنجره‌ى يك واحد – يك پنجره براى كارها كه ايشان ذكر كردند – همين يك كار، اگر انجام بگيرد، به نظر من بسيارى از مشكلات حل خواهد شد. اين مربوط به بخش دولتى است كه بخش مهم است. وظيفه‌ى دولت، تكليف دولت، به نظر من عمدتاً اينهاست؛ البته مسئولين وظائف فراوانى دارند، لكن پايه و مايه آنطور كه انسان از مجموع گزارشها و مجموع حرفها استفاده ميكند، اين دو چيز است.

يك نكته‌ى اساسى‌اى كه در باب كار وجود دارد و كارآفرينان بايد به او توجه كنند، مسئله‌ى مرغوبيت توليد داخلى است؛ كيفيت توليد داخلى است؛ اين خيلى مهم است. البته بخشى از اين، ارتباط پيدا ميكند به همان قضاياى مالى و نميدانم مقررات و غيرذلك، و پشتيبانى‌هاى دولت؛ اما بخشى هم ارتباط پيدا ميكند به عزم و اراده‌ى مسئولين، كارآفرين و كننده‌ى كار. فرمود: «رحم اللَّه امرا عمل عملا فاتقنه»؛(3) رحمت خدا بر آن انسانى كه كارى را انجام بدهد و آن را متقن انجام بدهد، درست انجام بدهد. اين آينده‌نگرى است، غير از امروز. شما امروز ببينيد در دنيا كمپانى‌هائى هستند صد سال است اينها دارند كار ميكنند، صد و پنجاه سال است دارند كار ميكنند و محصولاتشان در دنيا فروش ميرود. اسم اينها كافى است كه جنس را تو بازار رائج كند؛ به خاطر اينكه درست كار كردند، خوب كار كردند، مشترى مطمئن است به اينها. شما ميگوئيد كه ما سفارش كنيم به مردم كه توليدات داخلى را مصرف كنند. من كه خب چند سال است دارم سفارش ميكنم؛ بنده كه بارها گفته‌ام، منتها اين با شعار درست نميشود. خب، بله يك مقدارى مردم حالا يك اعتمادى بكنند، يك اعتنائى بكنند به حرف ما، به خاطرى كه مثلاً ما گفتيم، بروند يك مقدارى چه كنند؛ اين يك بخشى از قضيه است. يك بخش ديگر هم مربوط به كيفيت است. خب كيفيت را بايد بالا برد؛ كيفيتها را بايد بالا برد. بله، من مسئله‌ى واردات را كه چند نفر از دوستان گفتند، بنده به آن عقيده دارم. در جلسه‌ى مسئولين، در همين جا اوائل ماه رمضان اعلام كردم، گفتم؛ هم به مجلس، هم به دولت كه به مسئله‌ى واردات بپردازند؛ حالا هم از وزير محترم بازرگانى تو راه سؤال كردم، ايشان اطلاع دادند كه كارهاى خوبى در اين زمينه دارد انجام ميگيرد؛ بله راست است. مسئله‌ى واردات بى‌رويه و بى‌منطق ضرر بزرگى است، خطر بزرگى است؛ مردم هم بايد اين را بدانند. وقتى يك محصول خارجى را ما داريم مصرف ميكنيم، در واقع داريم يك كارگر خودمان را بى كار ميكنيم، يك كارگر ديگر را داريم به كار وادار ميكنيم؛ اين هست، منتها مسئله‌ى مرغوبيت و كيفيت خيلى مهم است؛ و استحكام؛ اينها خيلى مهم است. اگر چنانچه جنس داخلى، توليد داخلى، اين خصوصيات را داشته باشد، به طور طبيعى تمايل پيدا ميشود. البته متأسفانه بعضى هستند كه بر اثر فرهنگ غلطِ دوره‌ى منحوس پادشاهى – دوره‌ى طاغوت، دوره‌ى وابستگى – هنوز چشمشان به خارج است. يك روزى بوده است كه تو اين كشور مسئولين دولتى ما آمدند صريح گفتند كه ايرانى يك لوله‌هِنگ(4) نميتواند درست كند! عملاً هم همه چيز را وارد كردند. در همان دوره‌ى طاغوت يك فردى از بلندپايگان دولتى كه تصادفاً بنده را توى يك مجلسى – ما كه با اينها هيچ وقت ارتباطى نداشتيم، ملاقات هم نميكرديم – ديد، من داشتم انتقاد ميكردم از همان چيزهائى كه بود. اين رو كرد به ما و گفت: چى چى را انتقاد ميكنيد؟ ما مثل آقا نشستيم، كشورهاى ديگر مثل نوكر دارند براى ما كار ميكنند، كالا ميفرستند داخل؛ اين بد است؟ شما ببينيد؛ اين منطق دولتمردان دوره‌ى طاغوت بود! حالا ظاهرش اين منطق است، باطنش چيزهاى ديگر بود؛ فسادهاى اقتصادى فراوان و فسادهاى اخلاقى فراوان. بله، مسئله‌ى واردات و مديريت واردات مهم است. ما آن روز به دوستانى كه اينجا بودند، در جلسه‌ى مسئولين و كارگزاران نظام، توصيه كرديم، گفتيم واردات را مديريت كنيد؛ نميگوئيم متوقف كنيد. يك چيزهائى بايد بيايد، يك چيزهائى بايد نيايد. يك مديريت صحيحى بايد انجام بگيرد؛ اين مسلماً هست.

يكى از كارهاى ديگرى هم كه حالا من اينجا يادداشت كردم كه بر عهده‌ى مسئولين دولتى است، توسعه‌ى مهارتهاست. اين هنرستانهاى فنى و صنعتى، اين دانشگاه‌هاى علمى – كاربردى، اين فنى – حرفه‌اى‌ها، آموزشكده‌هاى فنى – حرفه‌اى، بايد توسعه پيدا كند. ما به علم احتياج داريم، اما به پنجه‌ى كارآمد هم احتياج داريم. يكى از كارهاى اساسى به نظر من اين است كه در زمينه‌ى صنعت و كشاورزى بايستى كار كنيم.

يك نكته‌ى ديگر هم مسئله‌ى نوآورى و ابتكار و زيبائى است در توليدات كشور. از جمله‌ى چيزهائى كه بايد مورد توجه قرار بگيرد، نوآورى كردن در همه‌ى توليدات به صورت پى‌درپى و لحاظ حس، يعنى اشباع حس زيبائى‌شناسى در مصرف‌كننده است. اين يكى از مسائل قابل توجه هست كه بايستى به آن اهميت بدهيم. من حقيقتاً از دوستانى كه در اين زمينه‌ها تلاش ميكنند، كار ميكنند، تشكر ميكنم.

اين توصيه‌ى آخر را هم بكنم: به تربيت نيرو، بخصوص در صنايع دانش‌بنيان – همان طور كه دوستان گفتند – بايست خيلى اهميت داد. در بعضى از بخشها خوشبختانه اين كار شده است. در بخش انرژى هسته‌اى ما اطلاع داريم، در بخش رويان از نزديك اطلاع داريم كه تربيت نيروى ماهر، نيروى كارآمد، نيروى دانشمند و محقق انجام گرفته. بايست به اين در بخشهاى مختلف توجه كرد.

خداوند ان‌شاءاللَّه همه‌ى شماها را موفق بدارد. بله، ما ان‌شاءاللَّه بر دشمن فائق خواهيم آمد، تحريمها را دور خواهيم زد و جوانهاى ما روزهاى خوبى را ان‌شاءاللَّه در آينده تجربه خواهند كرد و اين كشور، كشور بسيار با استعدادى است. امروز مثل روزى است كه فرض كنيد يك عقاب تيزپروازى كه ميتواند در ارتفاعات بسيار بلندى پرواز كند، از داخل صحن اين فضا توانسته به پشت بام بپرد. اين يك تجربه است. اين سقف پرواز، خيلى بيش از اينها خواهد بود. ان‌شاءاللَّه روزى خواهد رسيد كه هم مرجع علمى خواهد شد كشور شما، هم مورد افتخار مسلمانان خواهد شد كه بگويند اسلام يك كشور را اينجور اداره كرد و هم ان‌شاءاللَّه از لحاظ عملى و از لحاظ توليدات، مرجع مراجعات مردم دنيا خواهيد شد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه‌

1) بحارالانوار، ج 65، ص 363
2) الحياة، ج 1، ص 591
3) –
4) آفتابه‌

پوسترهایی برای انقلاب های مردمی منطقه

این پوسترهای به همت فعالین فرهنگی آذربایجان شرقی آماده شده است. تقدیم به شهیدان و مبارزان انقلابی کشورهای منطقه.

سایر پوسترها را در آدرس زیر مشاهده نمایید.

آثار گرافیکی طراحی شده در کارگاه “بیداری اسلامی و قیام ملت های مسلمان”

 

ظرفیت های دیپلماسی ایران در قبال تحولات منطقه(1)

سئوالی که در این روزها بسیار مطرح است این است که دستگاه دیپلماسی دولت جمهوری اسلامی ایران در قبال تحولات منطقه چه کارهایی می­توانست و می­تواند انجام دهد. در اینجا سعی می­کنیم که این مساله را کمی بشکافیم. لزوما این نوشته به معنای بررسی تمام وجوه نیست.

تحولات منطقه از سه عنصر تشکیل شده است. عنصر اول حرکت­های مردمی است. عنصر دوم دولت های مستبد است. و عنصر سوم قدرت­های خارجی و دخالت آنهاست که سبب پیچیده­تر شدن مسایل گردیده است. با توجه به هر عنصر اهداف سیاست خارجی ایران را می­توان تبیین کرد. سیاست خارجی ایران براساس حمایت از حرکت­های مردمی بنا شده است. این مساله در قانون اساسی تصریح شده و به عنوان جزیی از وظایف دستگاه دیپلماسی است. لذا وظیفه دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران حمایت از حرکت­های مردمی در حال انجام منطقه است. به طور منطقی در مقابل این حرکت­ها فشار دولتهای حاکم قرار دارد که وظیفه دستگاه دیپلماسی تلاش برای کاهش فشارها و خشونت­های دولت­های حاکم بر مردم آنهاست. در برابر عنصر سوم که دخالت­های خارجی است وظیفه مشخص دستگاه دیپلماسی نفی دخالت و تلاش برای تبیین عدم مشروعیت دخالت خارجی و جلوگیری آن است. چرا که دخالت­های خارجی در مقابل حرکت­های مردمی است و سبب افزایش خشونت­ها می­گردد.

حال که اهداف دستگاه دیپلماسی تبیین گردید، فعالیت-های قابل انجام را به دو دسته دیپلماسی رسمی و دیپلماسی عمومی تقسیم می نماییم.

دیپلماسی رسمی

در چارچوب دیپلماسی رسمی دولت اسلامی می­تواند از ظرفیت­های مختلفی استفاده نماید. هر کدام از این ظرفیت ها را نام خواهیم برد و وضعیت ایران را در هر کدام بررسی خواهیم نمود. به خصوص با تمرکز به تحولات فعلی منطقه.

1. نهادهای بین المللی

1.1.  سازمان ملل: سازمان ملل از دو ارگان اصلی مجمع عمومی و شورای امنیت تشکیل شده است که یکی از اهداف اصلی آنها در منشور، حفظ صلحو امنیت بین الملل و جلوگیری از نقض حقوق بشر است. هر کشوری می تواند توجه مجمع عمومی سازمان را به موضوع خاصی جلب نماید. انتشار نامه یا بیانیه یکی از ابزار این کار است. همچنین می­تواند توجه  دبیر کل سازمان ملل را به یک مساله مهم که امکان دارد صلح و امنیت بین الملل را به خطر بیاندازد ، جلب نموده و از طریق وی شورای امنیت را درگیر مساله نماید. اما در واقعیت این راه برای ایران شدنی نیست. اعضای شورای امنیت به خصوص 5 عضو اصلی آن نسبت به مساله وقوف دارند و اینگونه نیست که عدم آگاهی سبب انجام دادن حرکتی باشد. بیشتر کشورهای قدرتمند به خصوص آمریکا در کشورهای در حال تحول منافع دارند و این تحولات به نفع آنان نیست. البته دستگاه دیپلماسی ایران نه ازباب امید داشتن به انجام حرکتی از سوی آنان، بلکه برای اثبات عدم مشروعیت آنان لازم است که ظرفیت این نهاد را به صورت کامل فعال کند. سازمان ملل یکی از ارکان شکل گرفته توسط نظام سلطه است که سلطه گری آنان را تسهیل می کند. لذا جمهوری اسلامی ایران از تمامی فرصت های ایجاد شده برای تضعیف آن باید استفاده کند. اینکه تا به حال کاری صورت گرفته یا خیر، خبری مخابره نشده است اما با توجه به تحرکات دیپلمات های بحرینی که خبر آن منتشر گردید به نظر می آید که ایران تحرکاتی در این زمینه داشته است.

1.2. نهادهای حقوق بشری : تعداد قابل توجهی از مراکز و نهادهای حقوق بشری وجود دارد که تا به حال به عنوان ابزاری برای تحت فشار گذاشتن کشورهای مخالف جریان حاکم بر نظام بین الملل استفاده می شده است. این نهادها نیز ظرفیت هایی هستند که دستگاه دیپلماسی می تواند ازآنها استفاده کند. این نهادها به دودسته تقسیم می شوند. یک دسته آنهایی که با دولت ها سروکار دارند و با قراردادهای بین دولتی ایجاد شده اند ، مانند شورای حقوق بشر سازمان ملل که وظیفه اش نشان دادن نقض حقوق بشر می باشد. همین شوراست که به تازگی برای ایران بازرس ویژه ای تعیین کرده و احتمالا در سالهای آینده چالش جدی برای ایران در این حوزه به وجود بیاورد. دسته دیگر نهادهایی هستند که بین المللی اما غیر دولتی هستند. آنها متشکل از گروه های به اصطلاح مردمی هستند که از طرف دولتهایی حمایت می شوند. مانند سازمان دیده بان حقوق بشر که در نیویورک مستقر است. اینها نیز ظرفیت هایی دارند که برای گروه های غیر دولتی قابل استفاده است. اما بعید به نظر می رسد این حوادث حرکت جدی انجام دهند. چرا که منافع کشورهای غربی ایجاب می کند که در برخی از این حوادث سکوت حاکم باشد و یا در زمانهایی سروصدا شکل گیرد که نیاز است.

1.3. سازمان کنفرانس اسلامی: این سازمان بعد از به آتش کشیده شدن مسجد القصی توسط افراطییهای صهیونیست در سال 1969 تشکیل شد. یکی از نهادهایی است که امت اسلامی برای بررسی مسایل و مشکلات جهان اسلام ایجاد کرده است. هرچند که این سازمان به دلایل مختلفی کارآمدی مناسبی نداشته است. اما یک ظرفیتی است تا برای حمایت از حرکت های مردمی استفاده شود. تمام تحولات رخ داده در این چند ماه در محدوده جغرافیایی جهان اسلام بوده است و این مساله لزوم درگیر شدن این سازمان را دوچندان می کند. از نظر نباید دور داشت که کشورهایی مانند عربستان وزن مهمی در این سازمان دارند و تعداد قابل توجهی از کشورهای عضو سازمان نیز خود درگیر این تحولات هستند و برای همین انتظار زیادی از این سازمان برای کارکرد در این فضا نمی توان داشت.

2.     کشورهای همسو : یکی دیگر از ظرفیت های مهم برای دستگاه سیاست خارجی ایران ، کشورهای همسو با ایران است . به خصوص کشورهایی که در منطقه قرار دارند. کشورهای منطقه بایکدیگر روابط  دو جانبه و نیز چند جانبه دارند، لذا امکانش وجود دارد تا از این ظرفیت برای اهداف سه گانه ابتدایی که بیان گردید، استفاده شود. توجه به انی نکته ضروری است که کشورهای دچار تحول تماما عرب هستند و اگر دستگاه سیاست خارجی ایران بخواهد با کمترین هزینه به اهداف سه گانه خود برسد باید از ظرفیت کشورهای عربی منطقه که با او همسو هستند استفاده نماید.  در ذیل کشورهای همسو در منطقه را لیست می نماییم.

2.1. ترکیه : کشور ترکیه چند سالی است که سیاست خارجی خود را با رویکرد نزدیک شدن به جهان اسلام، آن هم نه صرفا دولت ها ، بلکه ملت ها تنظیم کرده است. اینکه اهداف اصلی این کشور چیست ، هنوز محل بحث و اختلاف نظر است، اما این کشور سعی کرده در این چند سال آرمان های جهان اسلام را در سیاست خارجی خود پررنگ نماید. مساله فلسطیین یکی از مسایل مهم جهان اسلام است که ترکیه سعی کرده موضعی منطبق با اصول اسلامی اتخاذ کند که خواست اکثر ملت های جهان اسلام است. در قضایای مورد بحث نیز ترکیه فعال ظاهر شده است. این موضوع در مورد حوادث بحرین آشکار بود. نخست وزیر ترکیه حوادث بحرین را به کربلایی دیگر توصیف کرد و دخالت عربستان و دیگر کشورهای عربی را محکوم کرد. نمایندگانی به عربستان و آمریکا برای گفتگو در این زمینه فرستاده است. ترکیه به دلیل جایگاهی که دارد سعی میکند حلقه وصل جهان اسلام با جهان غرب باشد و از این طریق جایگاه خود را در جهان اسلام تقویت کند. این جایگاه را ایران ندارد. ایران با اکثر کشورهایی که در آنها تحولات در حال انجام است، روابط مناسبی ندارد و لذا ضروری است از ظرفیت کشور ترکیه در این میان استفاده کند. هرچند امکان دارد برخی با این کار مخالف باشند و این را سبب تقویت ترکیه در مقابل ایران بدانند، اما به نظر می اید که ترکیه و ایران می توانند نقشی مکمل داشته باشند.

2.2. عراق : کشور عراق نیز از بعد از صدام یکی از کشورهایی است که  می توان همسو با ایران دانست. البته عراق به دلیل مشکلات داخلی و نیز حضور نظامیان آمریکایی در آن، امکان حضور فعال در مسایل منطقه ای را ندارد، اما ظرفیت های مدنی فراوانی در عراق وجود دارد . علما و مراجع تقلید عراق، حزوه های علمیه و جمعیت مسلمانی که تجربه زندگی در دوران دیکتاتوری را داشته اند، ظرفیتی است که می تواند به کمک حرکت های مردمی منطقه بیاید. دستگاه سیاست خارجی ایران باید متوجه این ظرفیت ها باشد.

2.3. سوریه : یکی از کشورهای عربی است که جهت گیری سیاست خارجی آن ضد اسراییل است. هرچند این کشور از مردم سالاری تمام و کمال بهره مند نیست، برای همین احتمال می رود این کشور نیز آبستن اعتراضات مردمی باشد. این مساله در موضع گیری وزیر خارجه این کشور اشکار شد. ایشان به صورا تلویحی حضور نظامی عربستان در بحرین را دخالت نظامی و یا اشغال نظامی ندانست و روابط خود با عربستان را راهبردی دانست. لذا بعید است که سوریه بخواهد نقش فعالی در حمایت از حرکت های مردمی منطقه داشته باشد و حتی امکان آن نیز هست که این کشور از سران این کشورها حمایت نماید.

2.4. لبنان : بعد از سقوط دولت حریری در لبنان و قدرت گرفتن گروه های حامی مقاومت در این کشور، انتظار می رود که همسویی بیشتری میان این کشور و ایران رخ بدهد. اما اینکه لبنان بتواند به صورت فعال در مسایل منطقه حضور  پیدا کند، توقع زیادی است. اما در لبنان گروه حزب الله لبنان وجود دارد که می توان آن را جزیی از جامعه ولایی ایران دانست. حزب الله لبنان به دلیل عرب بودن می تواند نقش فعالی در زمینه مسایل دنیای عرب ایفا کند خصوصا بعد از جنگ 33 روزه که با شکست اسراییل به عنوان نماد مقاومت در دنیای عرب شناخته شد و دبیر کل آن یکی از چهره های مطرح در جهان عرب گردید. این ظرفیت ها این امکان را به حزب الله می دهد تا اثرگذاری بیشتری داشته باشد. به ویژه در ارایه تحلیل به مردم انقلابی در جهت حفاظت از انقلاب های خود و جلوگیری از به انحراف کشیده شدن انقلاب ها، چرا که حزب الله لبنان تجربه بسیار خوبی در اداره مسایل سیاسی داخل کشور لبنان دارد.

2.5. قطر : این کشور نیز در مسایل مربوط به فلسطین به مواضع جمهوری اسلامی ایران نزدیک است. اما قطر نیز وضعیت مشابهی با دیگر کشورهای دستخوش تحول دارد، نبود مردم سالاری واقعی در آن کشور سبب شده که مسئولین قطری نیز وضعیت مناسبی نداشته باشند. نکته دیگر حمایت قطر از تهاجم نیروهای غربی به لیبی است که نشان دهنده وجود هماهنگی هایی با کشورهای غربی است. شبکه الجزیره نیز در مسایل بحرین رویکرد مناسبی را اتخاذ نکرد و مانند تحولات مصر و دیگر کشورهای شمال آفریقا با آن برخورد نکرد. در نتیجه انتظار جدی از قطر برای حضور فعال و مثبت در مسایل منطقه نمی توان داشت.

3.     کشورهای درگیر تحول : یکی دیگر راه هایی که می تواند در تحولات و کاهش خشونت ها موثر باشد، ارتباط با سران کشورهایی است که در آنها حرکت های مردمی شکل گرفته است. اما واقعیت فعلی حاکی از عدم ارتباط رسمی درخور توجهی میان ایران و آن کشورهاست. یکی از مهمترین دلایل این مساله رابطه تنگاتنگ این کشورها با آمریکا است. به طور طبیعی هر کشوری که همسویی بیشتری با آمریکا داشته باشد، با ایران همسویی کمتری خواهد داشت و به تبع آن روابط رسمی ضعیف تری میان دو کشور وجود خواهد داشت. لذا این مسیر ، مسیری نیست که انتظار اثرگذاری از ان داشت. نمونه مصر و بحرین در این مساله گویاست.

در بخش بعدی به بررسی ظرفیت های دیپلماسی عمومی ایران برای تحقق اهداف سه گانه فوق خواهیم پرداخت. تنها در اینجا باید عنوان کرد که ظرفیت های دیپلماسی عمومی بسیار موثرتر از ظرفیت های دیپلماسی رسمی است که دو علت را می توان برای آن ذکر کرد. اول اینکه حرکت ها مردمی است و مردم کشورها با دولت هایشان فاصله قابل توجهی گرفته اند، لذا دیپلماسی رسمی نمی تواند موثر باشد. دوم اینکه دستگاه سیاست خارجی ایران نتوانسته ظرفیت های مناسب را ایجاد کند تا در این زمان مورد استفاده قرار بگیرد. ساختار نقص دار وزارت خارجه یکی از عوامل موثر در این زمینه است. این نیز مساله ای است که باید به جد مورد بررسی قرار بگیرد. ( می توانید به بیانیه جنبش عدالتخواه دانشجویی در نقد عملکرد وزارت امور خارجه رجوع کنید. )

منبع: وبلاگ گروه ویزا