رویکردی انتقادی به شورای عالی انقلاب فرهنگی

شورای عالی انقلاب فرهنگیاشاره: شورای عالی انقلاب فرهنگی بالاترین نهاد کشور در عرصه سیاستگذاری فرهنگی کشور است که متأسفانه آن طور که باید و شاید، در عرصه فرهنگ، نقش‏آفرین نبوده است. در این نوشتار به بررسی انتقادی و اجمالی شورای عالی انقلاب فرهنگی می‎پردازیم و اذعان داریم که این همه انتقادات وارده به شورا نیست و تنها بخشی از انتقادات به این نهاد است.

***

شورای عالی انقلاب فرهنگی بالاترین و تأثیرگذارترین نهاد در عرصه سیاستگذاری فرهنگی و حتی علمی کشور است که متأسفانه آن طور که باید و شاید، در عرصه فرهنگ و آموزش، نقش‏آفرین نبوده است و سازمانها و نهادهای فرهنگی دیگر که باید سیاست‏های شورا را اجرا می کردند، عمدتاً توجه و اهتمام چندانی به تحقق سیاست‏های مصوب این شورا ندارند و مستقلاً به کارها و سیاست‏های خود می پردازند.

بررسی اجمالی عملکرد و نقش شورای عالی انقلاب فرهنگی در دو دهه اخیر نشان داده است که این نهاد، بیش از اینکه نهادی تأثیرگذار در عرصه فرهنگ و سیاستگذاری فرهنگی و علمی باشد، بیشتر تحت تأثیر سیاست‏های فکری و فرهنگی حاکم بر دولت‏ها بوده است و سیاستگذاری‏های بیرون از شورا، خود را بر این شورا تحمیل کرده است یا اینکه مجوزهای فعالیت خود را از شورا به دست آورده است یا اینکه آن را درگیر مصوبات و موضوعات فرعی و غیر اصلی است.[1] لذا بررسی علل چنین اتفاقاتی و مشکلات این نهاد ضروری است و قبل از بررسی مشکلات این شورا به انتظاراتی که از این شورا می‎رود، اشاره‎ای کوتاه خواهیم داشت.

انتظارات از شورا

درباره انتظارات از شورا، نظرها متفاوت است. برخی معتقدند که نقش شورا بیشتر نقش نظریه‎پردازی است و لازمه آن هم رصد کردن چالش‏های فکری، معرفتی و فرهنگی کشور، جهان اسلام و حتی جهان بشریت است. برای نمونه دکتر افروغ که زمانی به عنوان رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، عضو حقوقی این شورا بود. اما برخی انتظار کار اجرایی و عملیاتی دارند. یکی از صاحب‏نظران و اعضای سابق شورا در این باره می‏گوید: «شورا از جایگاه فکری خودش که بیشتر رصد کردن و نظریه‏پردازی و تبیین و ارائه راه‏حل‏های کلان فکری و معرفتی باشد، کاملاً فاصله گرفته و در مسیر روزمرگی قرار گرفته است. شورای عالی انقلاب فرهنگی یا باید وصل به یک عقبه فکری یا خودش اتاق فکر باشد.»[2]

رصد فعالیت‏های دو دهه اخیر نشان داده است که شورای عالی بیشتر درگیر مباحث اجرایی ـ فرهنگی و علمی شده است تا سیاست‏گذاری‏های کلان و حتی هر چه به سالهای میانی دهه هشتاد نزدیک‏تر می‏شویم، نگاه‏ها روزمره‏تر و جزئی‏تر شده است، ولی خوشبختانه جهت‏گیری‏های شورا به سمت سیاست‏گذاری در حال تغییر است. در این زمینه، توجه به علل شکل‏گیری این نهاد و اهمیت فرهنگ به عنوان عامل بقا و گسترش انقلاب اسلامی ضروری است و ما هر چه به علل وجودی این شورا و اهمیت فرهنگ برای نظام تأمل کنیم، بهتر می‏توانیم در مورد وظایف بنیادی آن نظر بدهیم. چراکه شورای عالی انقلاب فرهنگی، فلسفه‏ای متناسب با جوهره انقلاب اسلامی و پیشینه فرهنگی این کشور و اسلام ناب داشته است و برای حفظ استقلال علمی و فرهنگی و دفاع در مقابل فرهنگ و امپریالیسم فرهنگی غربی شکل گرفته است.

انتظارات رهبر معظم انقلاب درباره شورا

1. ستاد مرکزی و اصلی یا ستاد عالی فرهنگی و علمی دستگاههای کشور

رهبر معظم انقلاب، آيت‌‏الله ‏خامنه‌‏اي در تاريخ 75/6/14 با صدور پيامي ضمن تعيين تركيب جديد اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگی بر اهميت جايگاه و وظايف خطير آن نيز تأكيد كردند شوراي عالي انقلاب فرهنگي در جهاد ملي با بي‏سوادي و عقب ماندگي علمي و تبعيت فرهنگي، در حكم «ستاد مركزي و اصلي» است…

2. اتاق فکر فرهنگی کشور

ايشان در مناسبتی دیگر بیان می‏کنند: «اين مجموعه [شوراي عالي انقلاب فرهنگي] در كشور بي‌بديل است. در مديريت راهبردي فرهنگي، ما به غير از اين مجموعه، هيچ مركزي را در كشور نداريم. بخش‌هاي مختلف، چه دولت، چه مجلس، چه حتي مجمع تشخيص مصلحت، وظايفي دارند. اما، هيچكدام، وظيفه‌اي را كه اين شورا بر عهده دارد، بر عهده ندارند. اينجا را در واقع بايد اتاق فرمان فرهنگي كشور يا ستاد عالي فرهنگي و علمي دستگاه‌هاي كشور ـ اعم از دستگاه‌هاي فرهنگي و ساير دستگاه‌ها ـ و مركز مهندسي فرهنگي كشور به حساب آورد.» (۲۶/۹/۸۱)

3. قرارگاه مقدم فرماندهی

«[شما] اينجا [در] آن قرارگاه مقدم فرماندهي هستيد، عقبه فكري شما در مراكز دانشگاهي و حوزه‌اي و دبيرخانه خودتان است كه بايد محور همه اين مراكز باشد. خط مقدم‏تان هم عبارتست از دولت، مجلس و حتي مجمع تشخيص مصلحت و دستگاه قضايي و ديگر دستگاه‌هايي كه در كشور هستند، اينها بازوان اجرايي شما هستند. اين بازوان اجرايي فقط چهار وزارتخانه فرهنگي نيستند. مجلس ما براي عملي شدن آنچه اينجا به عنوان مهندسي انجام مي‌گيرد، حتماً بايد قانون بگذارند. مجمع تشخيص مصلحت هم در سياستگذاري‌ها همين مهندسي كلان را در نظر داشته باشند.» (۸/۱۰/۸۳)

4. قله تصمیم‏گیری برای مسائل فرهنگی کشور

«من از آغاز تاكنون، اين شورا را در قله تصميم‌گيري براي مسائل فرهنگي كشور مي‌دانسته‌ام. آن قله تصميم‌گيري فرهنگي به معناي نگاه كلان و مهندسي عمومي فرهنگ كشور است كه شامل دانشگاه‌ و فرهنگ عمومي و مدرسه و نظام آموزشي و كتاب درسي و تربيت معلم و حتي صنعت و غير ذلك مي‌شود.» (۸/۱۰/۸۳) البته این همه انتظارات رهبری از شورای عالی انقلاب فرهنگی نیست و همین گزیده انتظارات خود مبین اهمیت فراوان شورا و انتظارات ایشان از این شوراست.

مشکلات اساسی شورای عالی انقلاب فرهنگی[3]

در مورد مشکلات شورا نمی‏توان به صورت قطعی و یقینی روی یک عامل مشخصی دست گذاشت. یک سلسله مشکلات نظری و اجرایی باعث وضعیت فعلی این شوراء، عدم پویایی و نقش آفرینی جدی و موثر آن در فضای فرهنگی و علمی کشور شده است.

الف) مشکلات مبنایی یا رویکردی:

1. غلبه نگاه کمیت‏گرا و تک بعدی و غفلت از نگاه جامع علوم انسانی و علوم اجتماعی

2.  نگاه تزئینی برخی مسئولین به فرهنگ و بی‏توجهی به مسائل فرهنگی

3. کم توجهی به نظریه‏پردازی و سیاستگذاری و توجه فراوان به مباحث اجرایی

یکی از اعضای سابق این شورا می‏گوید که «ضعف اصلی شورای عالی انقلاب فرهنگی، آن است که به فکر و نظریه پردازی بها نمی دهد. به رصد کردن چالش‏های فکری و معرفتی سه جهان (جهان بشر و جهان اسلام و جهان ایران) بها نمی دهد. نگاه کاملاً کمیت‎گرا و مکانیکی حاکم است و حتی بر مهندسی فرهنگی ـ که نظر انداختم باز ـ این نگاه کمیت‏گرایانه را شاهد بودم.[4]

4. روحیه محافظه‏کاری برخی اعضا و مسئولان شورا

روحیه محافظه‏کاری برخی اعضا و مسئولان دبیرخانه شورا از جمله مشکلات مبنایی شوراست که عملاً به حفظ وضع موجود، سکون و سکوت فضای فرهنگی و انفعالی عمل کردن کلیت شورا دامن می‏زند.

ب) مشکلات اجرایی

1. ترکیب خود شورا؛ یک اشکال ساختاری و بنیادی

ترکیب شورا نشان داده است وقتی شخصیت‏های فکری با مسئولان کشوری در یک میز کنار هم بنشینند، غالباً آنچه که مسئولان اجرایی اراده کرده‎اند، محقق می‏شوند و طرح‎ها و برنامه‎های شخصیت‎های فکری چندان مورد توجه قرار نمی‎گیرد. لذا همن امر ممکن است باعث سرخوردگی و یأس و احساس عدم تأثیرگذاری شخصیت‏های فکری در این نوع شوراها می‏شود و بعد از مدتی، آنها کم‏کم به ماشین امضاء و تأیید برای سیاست‎های اجرایی مسئولان می‏شوند و مسئولان و مدیران اجرایی برای اینکه نظر آنها را جلب کنند و به گونه‏ای آنها در تصمیمات سهیم کنند، آنها را مسئول تحقیقات یا پروژه‏هایی می‎کنند که حتی این هم در عرصه عمل و اجرا، چندان مورد توجه و اهتمام و اجرا قرار نمی‏گیرد.

2. جایگاه قانونی شورا

جایگاه قانونی شورا هم یکی از مشکلات پیش روی شوراست. یکی از فعالان فرهنگی مرتبط با این شورا در تحلیل مشکلات و چالش‏هایی که شورای عالی انقلاب فرهنگی دارد، می‏گوید: «یکی از مشکلات اساسی که شورای عالی انقلاب فرهنگی با آن روبرو است، جایگاه این شورا در قانون است. به گونه‎ای که در قانون اساسی جایگاه تعریف شده‏ای برای شورای عالی انقلاب فرهنگی در ارتباط با نهادهای دیگر نظام وجود ندارد. لذا برخی از سلایقی که لحاظ مقاطع مختلف تاریخی در نحوه مواجهه با شورای عالی انقلاب فرهنگی می‏توانست اعمال شود، ظرفیت اعمالش کمتر می‏شد.

در حال حاضر بسته به این که مجلس یا دولت چه مقدار نسبت به رهبری و احکام رهبری همراهی و توجه داشته باشند، ظرفیت نفوذ شورا و اجرایی شدن احکام آن مشخص می‏شود. چرا که یک مسیر مشخص قانونی ایشان را موظف نمی‏کند. و اگر اراده‏ای برای همراهی با شورای عالی وجود نداشته باشد، عملاً مصوبات شورا به صورت مصوبات روی کاغذ باقی می‏ماند. لذا نکته اول این است که در بازبینی قانون اساسی که هر ده سال یکبار انجام می‏شود، یکی از مواردی که لازم است در آنجا راجع به آن اظهار نظر بشود، جایگاه شورای انقلاب فرهنگی است.»[5]

3. ترکیب اعضای حقیقی و حقوقی و فقدان برخی صاحب‎نظران رشته‎ها و نمایندگان نهادها

در ترکیب فعلی شورا برخی از نهادها و همچنین صاحب‏نظران رشته‎های خاص حضور ندارند تا بتوانند از منظر خاص خود هم نظر بدهند و هم اینکه اجرایی شدن در سازمان خود پیگیری کنند و به تحقق سیاست‏های شورا اهتمام بورزند. برای نمونه حضور یک صاحب‏نظر رسانه (مستقل از رئیس صداوسیما)، کارشناس مسائل خانواده و جوان یا نماینده‏ای از حوزه علمیه قم و… خالی است. رئیس کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی معتقد است که در ترکیب روحانی این شورا، حوزه‏های علمیه را در شورای عالی انقلاب فرهنگی نمایندگی نمی‏کنند و این خلاء وجود دارد و پیشنهاد می‏دهد افرادی باشند تا حوزه‏های علمیه را از چند جهت نمایندگی کنند: اولاً آشنایی نزدیکی با نیازها و زمینه‏های درون حوزه داشته باشند. ثانیاً بتوانند ارتباط فعالی را بین حوزه علمیه و شورای عالی برقرار کنند تا نیازهایی که از حوزه‏های علمیه باید در سطح سیاستگذاری‏های کلان فرهنگی تأمین شود را دنبال کنند.[6]

4. ضعف دبیرخانه شورا در برقراری ارتباط و به کارگیری مراکز تحقیقاتی و پژوهشگاه‏ها

الآن یکی از مشکلاتی که در مورد شوراست، ضعف دبیرخانه شورا در برقراری ارتباط و به کارگیری از ظرفیت نخبگانی کشور و خود شورا و اعضای آن است. دبیرخانه شورا نتوانسته است از پتانسیل واقعی اعضای شورا و مراکز تحقیقاتی کشور استفاده کند و خودش با راه‏اندازی مرکز مطالعات راهبردی، گویا یک پژوهشکده‏ای مستقل شده است. لذا نه تنها از دیگر ظرفیت‏ها استفاده نکرد، بلکه خودش هم یک نهاد جدیدی را در این زمینه ایجاد کرد که مشخص نیست تا چه حد می‏تواند در کار او تأثیرگذار باشد و تا چه حد ظرفیت علمی چنین امری را دارد.

الآن ما بیش از 50 پژوهشگاه و پژوهشکده و دانشگاه معتبر و بزرگ داریم. لذا کافی است رصد کنیم که شورای عالی انقلاب فرهنگی با کدامیک از آنها تعامل دارد؟ اگر سطح ارتباط و همکاری کشف شود، مشخص می‏شود که شورا چقدر از پتانسیل علمی مراکز تحقیقاتی کشور استفاده می‏کند و حتی می‏توان حدس زد که شورا با چه دانشگاه‎ها و پژوهشگاه‎هایی ارتباط دارد و از مراکزی بسیاری غافل است. از سویی دیگر اینکه بر فرض دانستن سطح ارتباط، کیفیت ارتباط و تعامل هم مهم است و اینکه واقعاً چه استفاده‎هایی از آنها می‎شود؟ برای تبیین سیاست‎های فرهنگی مناطق مختلف چقدر از مراکز پژوهشی و آموزشی شهرستان‎ها استفاده می‎شود؟ آیا سیاست‎های فرهنگی و هویتی منطقه‎ای بومی مورد توجه قرار می‎گیرد؟

 

پیشنهاداتی برای اصلاح و بهبود وضعیت فعلی

گذشته از نقد رویکردهای کلان شورا، نمی‏توان بیرون از گود و میدان فعالیت بود و بدون شناخت دقیق مشکلات آن، برای بهبود وضعیت فعلی آن نظر داد، امّا همه محققان در این شکی ندارند که باید متناسب با نیازهای روز و شرایط و چالش‏های پیش‏ روی جامعه و جهان، در شورا تغییراتی صورت بگیرد.

1. ضرورت ارزیابی و بررسی تحلیل وضعیت از اعضای شورا

به نظرم اولین کاری که باید صورت بگیرد، ارزیابی و تحلیل نظرات همه اعضای شورا طی این سه دهه است. هر کدام از اینها از مناظر، گرایش‏ها و سلایق مختلف سیاسی، فرهنگی و فکری بودند. اگر این نظرسنجی تحلیلی به درستی و جامعیت انجام شود، قطعاً پیشنهادات ارزشمندی ارائه خواهند داد. از آنجا که ممکن است اعضای شورا آن طور که باید از ظرفیت‎های شورا مطلع نباشند، باید ظرفیت‏های شورا از منظر بیرونی هم نگریست و از بدنه نخبگانی دیگر هم استفاده شود.

2. استفاده از تجربیات کشورهای دیگر

شاید هم بد نباشد با تجربیات دیگر کشورها در این زمینه آشنا شویم. البته منظورم این نیست در همه مسائل از آنها الگو بگیریم و کلاً شبیه آنها شویم، بلکه می‏توانیم از تجربیات و نهادسازی و سیاستگذاری‎های فرهنگی، آموزشی و علمی آنها استفاده کنیم. آشنایی با نهادها و ساختارهای مشابه در کشورهای دیگر، امکان شناسایی و بازخوانی ظرفیت‏های شورا را به ما می‏دهد.

3. اجرایی کردن رهنمودها و تحقق انتظارات رهبری

به ضرس قاطع معتقدم که اگر انتظارات مقام معظم رهبری از این شورا به درستی فهم و تبیین و سپس عملیاتی شود، خیلی از مشکلات و وظایف شورا مرتفع می‏شود. رهبر معظم انقلاب به عنوان یک شخصیت و نظریه‎پرداز فرهنگی برجسته و به خاطر جایگاه و مسئولیتی که در مدیریت و تصمیم‏گیری کلان کشور دارد و با تجربه فعالیت‏های اجرایی و فرهنگی، مشکلات عرصه اجرا را نیز به درستی می‏شناسد و لذا توصیه‎هایی که نشدنی باشد، نمی‏دهند. متأسفانه باید گفت این شورا با این که منصوب به رهبری است امّا در عینیت بخشیدن و محقق کردن خواسته‎های رهبری، ضعیف است و عملکرد قابل دفاعی نداشته است. این عملکرد کار را به جایی کشاند که رهبر معظم انقلاب، صریحاً از عملکرد شورا و دبیرخانه آن در بی‏توجهی به طرح‎هایش انتقاد کرده است.

4. استفاده بهینه از وضعیت موجود

اگر ما همین ظرفیت‏های موجود را بپذیریم و روی فرصت‏های مغفول یا جدید و برنامه‏های جدید بحث نکنیم، می‏بینیم حتی با وضعیت فعلی، هم دبیرخانه شورا عملکرد ضعیفی داشته است. شاید تعبیر عملکرد ضعیف به مذاق عده‏ای از جمله مسئولان دبیرخانه شورا، خوش نیاید و برایشان سنگین بیاید، امّا حداقل باید پذیرفت آن طور که انتظار می‎رفت، عملکرد قابل دفاعی نداشته است و بیشتر در حد گزارش به مسئولین نظام و مصوبات باقی مانده است و اجرایی نشده است. ضعف تا بدان حد بوده است که خود اعضای شورا، جزء منتقدین اصلی شورا هستند و اعتراضات و انتقادات خود را در رسانه‏ها علنی کردند.[7] این امر حداقل بیانگر انتقاد از نحوه مدیریت و عملکرد دبیرخانه شوراست.

5. تغییر نگاه کمیت‏گرا و مکانیکی و توجه به مسائل بنیادی و معرفتی

شورا باید نگاه کمیت‏گرا و مکانیکی (مهندسی) و قالبی خود را از مسائل و پدیده‏های فرهنگی و اجتماعی تغییر دهد و به مسایل بنیادی‏تر و لایه‏های معرفتی توجه بیشتری کند و ابعاد فرم‏زدایی و قالب‏شکنی را در برنامه‏های خویش به کار ببرد. به تعبیر یکی از اعضای سابق شورا، «به رغم اینکه مفاهیم (خلاقیت، فرم‎شکنی و آزادی اندیشه) در شورای عالی انقلاب فرهنگی ورود پیدا کرده‏اند روح و جوهر و محتوا و مبانی فلسفی و مولفه‏های نظری و ملزومات نظری آنها ورود پیدا نکرده است. هنوز ما اسیر یک سری قالب‏ها هستیم و با این شکل‏گرایی به مقصد نمی‏رسیم. کمیت‏گرایی، آفت نگاه محتوایی خلاق و آزاد اندیشانه به معرفت است و هنوز نتوانسته‏ایم از این تارهای عنکبوتی، خلاص شویم.[8]

6. تغییر رویکرد تدافعی و انفعالی به رویکرد تهاجمی؛ تغییر رویکرد تهدیدمحوری به فرصت‎محوری

نگاه تدافعی و واکنشی در شورا باید به نگاه تهاجمی، تبلیغی یا تبیینی در عرصه فرهنگ تبدیل شود و دیگر اینکه، رویکرد تهدیدمحوری در فضای فرهنگی و سیاسی به رویکرد فرصت‎محوری تغییر کند. چرا ما همیشه باید منتظر تهاجم فرهنگی غرب باشیم تا بتوانیم جوابگوی آنها باشیم. اصلاً گفتمان انقلاب اسلامی طرحی برای تهاجم فرهنگی و فکری به غرب سکولار است. لذا شورای عالی باید این رویکرد را در دستور کار خود قرار دهد و شجاعانه وارد طرح مسائل جدید و بین‏المللی بشود و نظرات خویش را در عرصه فکر و فرهنگ باید با صدای رسا بیان کند. ضمناً برای نهادینه کردن این تهاجم، طرح و برنامه داشته باشد و احساسی و عجولانه وارد عمل نشود. ضمن اینکه البته به وجوه معرفت‏شناسی و نرم‏افزاری فرهنگ و اندیشه غرب هم توجه کند و سامانه معرفت‏شناسی این تهاجم و تبلیغ فرهنگی را ساماندهی کند.

7. انتخاب مدیران شایسته و جامع‏نگر برای نهادهای علمی و فرهنگی به عنوان اعضای حقوقی شورا

8. تغییر در ترکیب شورا

تجربه دو دهه‏‏ اخیر نشان داده است که برخی از اعضا وقت لازم را برای این شورا اختصاص نمی‏دهند و همین کم‏کاری و کم توجهی برخی از اعضا، از کارآیی شورا کاسته است. این نکته مورد انتقاد رهبر معظم انقلاب نیز قرار گرفته است و از این گلایه می‏کنند که چرا برخی از اعضا وقت کافی را برای شورا نمی‏گذارند و وقت اصلی‏شان را در جاهای دیگر می‏گذارند. لذا باید مدیران و شخصیت‏های چند شغله و کم‏انگیزه از عضویت در شورا کنار زده شوند. چنین شورایی نیاز به افرادی متخصص، دلسوز و پرانگیزه دارد. افراد مسن و کم‏انگیزه که فرصت چندانی برای فکر و رصد مشکلات فرهنگی، فکری و اجتماعی کشور ندارند، نمی‏توانند در شورا تأثیرگذار باشند و برای کشور و جهان اسلام سیاستگذاری کنند.

9. نظارت و تفحص از عملکرد وابسته به شورا

الآن شورای عالی مراکز وابسته زیادی دارد که عملکرد آنها نیز مورد سؤال و انتقاد است. متأسفانه مسأله‎ای که از آن غفلت می شود نظارت شورا بر نهادهای وابسته به این نهاد است. الآن نهادهایی چون جهاد دانشگاهی، فرهنگستان علوم، فرهنگستان هنر، فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، فرهنگستان علوم پزشکی، سازمان سمت و… از جمله زیرمجموعه‏های این شورا محسوب می‏شوند. یک سؤال جدی این است که تا به حال چقدر بر فعالیت‏های آنها نظارت صورت گرفته است؟ و چه آسیب‏شناسی‏هایی از این فرهنگستان‏ها شده است؟ برای مثال تا قبل از فتنه پس از انتخابات سال 1388، نگارنده هیچ انتقاد و نظارتی بر عملکرد فرهنگستان هنر که زیر نظر آقای مهندس میرحسین موسوی اداره می‏شد، ندیده است. چون نقدی نشده بود. نه تنها در این مورد، بلکه بر عملکرد دیگر فرهنگستان‏ها و نهادهای وابسته به این شورا، نظارتی نشده است. غیر از فرهنگستان زبان و ادب فارسی که آن هم اگر اهمیت زبان فارسی و تهاجم فرهنگی غرب نبود، به سرنوشت بقیه فرهنگستان‏ها دچار می‏شد. سازمان سمت (سازمان مطالعه و تدوین کتاب‏های علوم انسانی) نیز از مجموعه‎ نهادهای وابسته به شوراست که غیر از عملکرد مناسب سالهای اولیه انقلاب در زمینه انتشار کتابهای علوم انسانی ـ اسلامی، هم اکنون کارنامه چندان قابل دفاعی ندارد و کتاب‏های کنونی این انتشارات، بیشتر ترجمه‎ای است. لذا اگر قرار بود کتاب‏های علوم انسانی مورد نیاز کشور ما، ترجمه‏ای باشند از منابع غربی، چه لزومی داشت سازمان سمت شکل بگیرد. همین وظیفه را ناشران خصوصی دیگر مانند نشر نی، چشمه، روزنه، طرح نو، ققنوس و نیلوفر و… می‎توانستند انجام ‏دهند.

متأسفانه ما به علت اینکه مدیریت این مجموعه‏ها از افرادی موجه و باسابقه عهده‏دار بودند، از نظارت بر عملکردشان غافل شدیم. در حالی که غالب این نهادها از ضعف مدیریتی و اداری و عدم تحول و پویایی رنج می‏برند و هر فرد منصفی با بررسی خروجی‏ها و نوع فعالیت‏هایی که در آن نهادها صورت می‏گیرد، می‏تواند دریابد که آنها چه مسیری را می روند؟ آیا حرکت آنها متناسب با سرعت تحولات فرهنگی جهان امروز یا در راستای تعالی فرهنگ و علم جامعه اسلامی هست یا خیر؟

متأسفانه ما هنوز ظرفیت‏های این نهادهای وابسته به شورا و دیگر نهادهای متولی اعتلای فرهنگ انقلاب اسلامی را شناسایی نکردیم؛ سرعت تحولات فکری، فرهنگی و هنری جهان امروز را نادیده می‎گیریم و به حداقل‎ها قانع‏ایم. نه تنها در این زمینه، الآن شما مراکز تحقیقاتی حساس کشور را هم رصد کنید، اینها دچار این غفلت و عدم نظارت هستند. الآن واقعاً چه کسی بر علمکرد مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری یا مجمع تشخیص مصلحت نظام نظارت می‏کند. اینها به کدام سو دارند می‏روند و چه کار می‏کنند؟ تحقیقات اینها چه خلایی را در کشور جبران می‎کند؟ چه تحقیقات راهبردی برای پیشبرد برنامه‏های انقلاب انجام دادند. لازمه‎اش نظارت و ارزیابی یک تیم منصف و بی‏غرض است وگرنه تحقیق و تفحص‎های سیاسی و جناحی، مشکلی را حل نمی‎کند.

تجربه نشان داده است که ما غالباً با گماردن فردی خوب و موجه در رأس یک سازمان یا نهاد، فکر می‏کنیم همه کارها روبرو می‏شود و از آن سازمان و نهاد نظارت نمی‏کنیم، ولی می‏بینیم که اینگونه نیست. متأسفانه این اتفاق برای جامعه علمی، فرهنگی و مدیریتی کشور بسیار تکرار شده است. عدم نظارت در مورد هر مدیریت یا نهادی، منجر به کم کاری آن مجموعه‏ها و حتی انحراف آن افراد و مجموعه‏ها شده است.

10. بازخوانی مجدد وظایف اعضای شورا و فرصت‏ها و ظرفیت‎های آنها

وظایف و فرصت‏ها و ظرفیت‏های شورا برای غالب مدیران و اعضای آن روشن نیست و اینها خودشان دقیقاً نمی‏دانند که قرار است چه کار کنند. این سخن شاید بر اعضای سنگین بیاید ولی همین سردرگمی و عدم اطلاع دقیق و روشن از وظایف شورا در برنامه‏ها و سیاستگذاری‏ها و روال جاری شورا خودش را نشان داده است. به گونه‏ای که آنها به وظایف حداقلی خود که نصب یا عزل رئیس دانشگاه‏ها و مراکز آموزش عالی و تصویب چند مصوبه فرهنگی و هنری است، بسنده می‏کنند. در حالی که نباید این گونه باشد. بازخوانی سخن رهبر معظم انقلاب در این زمینه روشنگر وظایف است: «شوراي عالي انقلاب فرهنگي در حقيقت ستاد مركزي فرهنگ كشور است، اينجا برنامه‌ريزي و طراحي و آينده‌نگري و كلان‌نگري و اشراف بر مسائل فرهنگي لازم است.»[9] لذا هر کسی که عضو شورا می‏شود، باید به درستی و جامع از ظرفیت‏ها و اهمیت و جایگاه این شورا آگاه باشد و حتی با برنامه وارد این شورا شود وگرنه مثل غالب اعضاء، تابع جریان و گفتمان اجرایی غالب در این شورا خواهد شد.

11. نظارت بر سازمان و نهادهای فرهنگی کشور

شورای عالی انقلاب فرهنگی هم اکنون برای خودش، وظیفه‏ای در زمینه نظارت بر عملکرد نهادهای فرهنگی و علمی کشور قائل نیست و فکر می‏کند کارهای نهادهای دیگری مانند مجلس شورای اسلامی و سازمان بازرسی کشور است. لذا عملکرد این نهاد را در عرصه نظارت بسیار ضعیف می‎دانم و به همین جهت، بسیاری از دستگاهها و مسئولان فرهنگی به راحتی این شورا را دور می‎زنند و بدان پاسخگویی نیستند. البته ممکن است خود شورا به صورت مستقیم وارد عرصه نظارت در این زمینه نشود و حتی می‏تواند درخواست نظارت و بررسی عملکرد این مجموعه‏ها را به نهادهای مسئول را ـ با استفاده از کارشناسان خبره فرهنگی، علمی و آموزشی و… ـ بدهد.

* این مقاله در دوهفته نامه «پگاه حوزه»، شماره 301، شنبه 10 اردیبهشت 1390 منتشر شده است.

پاورقی‏ها:

. در این زمینه مقالات تحلیلی و ارزشمند دکتر سعید زیباکلام در نشریه «برداشت اول» (شماره 6 و 7، سال 1387) و نشریه «سوره» (شماره 19 سال 1384) به بررسی مقایسه‏ای شورا و نهاد مشابه آن در آمریکا می‏پردازد.[1]

. دکتر عماد افروغ، محتواگرایی و تولید علم، ص 186.  [2]

3. در این زمینه جنبش عدالتخواه دانشجویی بیانیه‏ای تحلیلی انتقادی درباره عملکرد شورای عالی انقلاب فرهنگی منتشر کرده است که در جای خود قابل تأمل است ولی نگارنده سعی کرده است از منظری دیگر، به برررسی عملکرد این شورا بپردازد.

. افروغ، همان، ص 188.[4]

. دکتر حمید پارسانیا، نشریه رواق (مدرسه معصومیه قم)، شماره 7، 1388. وی هم اکنون رئیس کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی است. [5]

. همان.[6]

. دو نمونه از آن، انتقادات استاد حسن رحیم‎پور ازغدی و دکتر احمد احمدی هستند.[7]

. افروغ، همان، ص190.[8]

. سخنرانی در تاریخ 23/10/۸۲.[9]

 

نامه سرگشاده چند بسیج دانشجویی پیرامون عدالت در نظام سلامت

به گزارش عدالتخواهی بسیج دانشجویی هشت دانشگاه تهران نامه‌ای به دکتر احمدی نژاد و ریاست مجلس در مورد عدالت در نظام سلامت ارسال نموده اند که مشروح آن در ادامه ‌می‌آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دکتر احمدی نژاد، ریاست محترم جمهور

با سلام

امروز سالروز پیام هشت ماده‌ای امام خامنه ای به سران قواست. پیامی که امام ما در آن داد عدالت خواهی سر داد و سرلوحه ی حرکت‌های عدالت خواهانه ی مامومینش قرار گرفت.

اما از زمان صدور آن پیام ده سال می گذرد. زمانی که شاید کافی بود برای ریشه‌کن کردن فساد و بی‌عدالتی‌های فاحش در نظامی که داعیه دار عدالت است. در این مدت تلاش‌های خوبی در دولت شما برای نزدیک شدن به آرمان‌های این نظام عدالت خواه و خطوط ترسیم شده در پیام برداشته شده است و شایان تقدیر است. اما آنچه ما فرزندان آن پیر بصیر در این نامه می‌خواهیم به آن بپردازیم عدالت در نظام سلامت کشور است. در حالی که اماممان نمی خواهند خانواده‌ها جز رنج مریض داری رنج دیگری داشته باشند، شاهد موارد بیشمار بد رفتاری، پایمال کردن حقوق و نقض قوانین توسط بعضی پزشک ها و بیمارستان های کشور بوده‌ایم و هستیم. بعضی از این موارد به‌قدری دردآور و غیر انسانی بوده‌اند که رسانه‌های کشور ناچار از پرداختن به آن‌ها بوده‌اند و به عنوان داستان‌های عجیب در صفحه های حوادث آن‌ها را نشر می دادند. نمونه ی از این وقایع را در همین چند روز اخیر شاهد بودیم. رها کردن دو بیمار در وسط بیابان به جرم استضعاف در نظام و دولت حامی مستضعفین!

آقای دکتر،‌ ما از شما به عنوان داعیه دار عدالت می پرسیم؛ واقعاً مجرم اصلی در این حادثه و حوادث مشابه، راننده ی آمبولانس و نگهبان بیمارستان هستند یا مساله ریشه‌ای تر است و از جای دیگر نشات می گیرد؟

آقای دکتر آیا تبر عدالت نظام جمهوری اسلامی باید ریشه ی این درخت بی‌عدالتی را بزند یا به شاخ و برگ‌های آن بپردازد؟

آیا به جای دستگیری چند کارمند رده پایین و راننده و نگهبان نباید از وزیر محترم بهداشت پرسید که سامانه ی نظارت شما کجا است که بیمارستان های زیر مجموعه ی شما جسارت چنین حرکت‌هایی را پیدا کرده اند؟ آیا با یک بار دستگیر کردن چنین افرادی این مساله که مشتی است نمونه ی خروار حل می شود؟ یا ما باید نظام نظارت و مجازات متخلفین حوزه ی سلامت را اصلاح کنیم؟

آیا نباید از نمایندگان عضو در كمیسیون بهداشت مجلس ‌پرسید كه چه كمبودها و نقص‌هایی در قوانین موجب بروز چنین بحران‌هایی در نظام سلامت شده است؟ آیا قوانین مرتبط با حوزه‌ی سلامت پاسخگوی نیاز این بخش حساس و حیاتی مي‌باشد؟ آیا ساختارهای نظام سلامت بیشتر از آنكه به نفع مردم باشد، به نفع صنف پزشكان نیست؟

از جناب آقای دكتر صدر،‌ نائب رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس سابق كمیسیون بهداشت مجلس و رئیس سازمان صنفی نظام پزشكی، نباید پرسید كه شما به عنوان نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی، از حقوق دو بیمار بخت برگشته و بسیاری موارد مشابه دیگر حمایت می كنید، یا به عنوان نماینده پزشكان و سهامداران بخش خصوصی در سازمان نظام پزشكی، به دنبال تبرئه كردن فعالان این حوزه بر خواهید آمد؟

برنده اصلی اتفاق رخ داده كیست؟ آیا غیر از این است كه با بروز چنین اتفاقی سیل خیرات و بركات به سمت بخش خصوصی كه ایشان رئیس نمایندگان آنها در سازمان نظام پزشكی هستند، سرازیر می شود؟ آیا نمی توان تصور كرد كه این هم یكی از روش های انتقال بیمار از مراكز دولتی به مراكز خصوصی است؟

هنگامی كه این وضعیت را مي‌بینیم دیگر سخنان وزیر بهداشت سابق عجیب به نظر نمي‌رسد كه: “هر سال حدود 700 هزار نفر به جهت لزوم استفاده از یك خدمت پزشكی نسبتاً مهم مانند یك جراحی بزرگ و یا درمان یك بیماری صعب‌العلاج، برای تأمین هزینه‌های درمان مجبورند ماحصل پس‌انداز و اندوخته ی سال‌ها كار و تلاش خود را به صورت یكجا صرف این امر نمایند و بدین‌وسیله از طبقه متوسط اجتماع به طبقه ی فقیر تبدیل مي‌شوند و در این میان فقرا نیز تكلیف نامشخصی دارند و در مواجهه با چنین هزینه‌هایی حیات و زندگی آنها دچار تهدید و صدمه ی  جدی مي‌شود”

جناب آقای رییس جمهور، در اين شرايط كه حضور غیر قابل انکار سيستم مافيايي در ساختار نظام سلامت، جان و مال مردم را به نفع گروهي پزشك‌نماي كاسب‌كار به باد فنا داده است، اصلاح اين ساختار از درون آن، امري ناممكن مي‌نمايد. مشکل فعلی نظام سلامت ما معضلی ریشه ای است که رها کردن بیمار در بیابان، رعایت نشدن حقوق بیماران، گرانی تعرفه ها، وجود زیر میزی ها، داروهای تک نسخه ای و بازار سیاه دارو و… تنها بخش کوچکی از بروزها و نمودهای آشکار آن است؛ مشکل اصلی و ریشه ای نظام سلامت کشور ما آن است که ذینفع های تشکیلات صنفی سازمان نظام پزشکی توانسته اند در جایگاه های حاکمیتی و دولتی رخنه کنند و نظام قانون گذاری و سیاستگذاری کشور را به نفع صنف خود مصادره کنند.

وخامت اوضاع تا آنجاست که حتی در بعضی از موارد این اختیارات حاکمیتی به طور صریح و قانونی به آنها واگذار شده است. از جمله مصادیق حضور اعضای این صنف در جایگاه های حاکمیتی و دولتی می توان به موارد ذیل اشاره کرد: حضور اعضای ارشد سازمان نظام پزشکی در کمیسیون بهداشت و هیأت رییسه ی مجلس؛ حضور این تشکل صنفی در جایگاه های معاونتی و مدیریتی وزارت بهداشت؛ ریاست سهامداران بیمارستان های خصوصی بر بیمارستان های دولتی؛ حضور پزشکان و سهامداران بخش خصوصی در هیأت های علمی دانشگاه های دولتی علوم پزشکی؛ و تشکیل دادگاه های قصورات پزشکی ذیل تشکل ذینفع نظام پزشکی. حضور اعضای ذینفع صنف در جایگاه های حاکمیتی مانند آن است که داوری بازی فوتبال به سهام دار یکی از باشگاه ها سپرده شود. نتیجه چنین بازی‌ از پیش واضح است.

باید گفت تنها با ورود جدی هیئت دولت و همکاری و همراهی مجلس شورای اسلامی  اصلاح چنین ساختار فاسدی مي‌تواند صورت پذیرد. فلذا در اینجا از شما و ریاست محترم مجلس درخواست داریم اقدامات زیر با تمام قوا پیگیری کنید:

۱. منع قانونی فعالیت مدیران سازمان صنفی نظام پزشكی و سهامداران بخش خصوصی در مناصب حاكمیتی اعم از مجلس شورای اسلامی، وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكی و قوه قضائیه و پزشكی قانونی.

۲. منع قانونی اشتغال پزشكان در دو بخش دولتی و خصوصی به طور هم‌زمان.

۳. گرفتن مسئولیت تعرفه‌گذاری از سازمان نظام پزشكی و سپردن آن به وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكی.

۴.  باز مهندسی ساختار معیوب وزارت بهداشت در جهت تقویت امر نظارت بر مراكز درمانی اعم از خصوصی و دولتی.

۵.  ایجاد نهاد‌های قدرتمند حمایت از حقوق بیمار و تصویب قوانین بازدارنده جهت حمایت از حقوق بیماران.

۶.  ایجاد دادگاه های تخصصی عادلانه، مستقل از سازمان صنفی و ذینفع نظام پزشكی.

برای شما و دیگر خدمتگزاران نظام در پیگیری و اجرای این مسایل تا تحقق عدالت در این حوزه آرزوی توفیق داریم.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاتة

بسیج دانشجویی دانشگاه‌های صنعتی شریف، صنعتی امیرکبیر، تهران، امام صادق (ع)، علم و صنعت، علامه طباطبایی، خواجه نصیرالدین طوسی و شهید بهشتی.

رونوشت به ریاست محترم مجلس شورای اسلامی آقای دکتر لاریجانی

درخواست لغو بازي پرسپوليس و الاتحاد عربستان از سوي ستاد پاسداشت

ستاد پاسداشت شهداي نهضت جهاني اسلام درخصوص لغو بازي فوتبال ميان دو تيم پرسپوليس و الاتحاد عربستان بیانیه‌ای صادر نموده‌ است که مشروح آن به شرح زير است:

بسم الله القاصم الجبارين
موج بيداري ملتهاي مسلمان براي مطالبه حقوق مسلمي كه ده‌ها سال زير يوغ مستبدين دست نشانده استعمار از آن محروم بوده‌اند، آغاز فصل نويني را در حذف مستكبران و سرسپردگان آنان از معادلات قدرت و تعامل مستقيم جوامع انساني و حركت بسوي عدالت جهاني نويد مي‌دهد.

اگر چه سرعت وقوع تحولات در جهان اسلام، جمله حاميان نهضت جهاني اسلام را متحير ساخته و بر هر اقدامي سبقت جسته است؛ لكن در مقطع كنوني تذكر نكاتي ضروري بنظر مي‌رسد.

ستاد پاسداشت شهداي نهضت جهاني اسلام ضمن تبريك به ملت قهرمان مصر كه امروز شاهد به ثمر نشستن مجاهدات خود در بازيابي دوران پرشكوه سيادت مصر در جهان عرب و خصوصا رفع حصر از غزه مقاوم مي باشد و تشكر از دولتمردان انقلابي اين كشور بزرگ و تاثيرگذار در شرايط حاد منطقه، كه خواسته مهم ملت خود مبني بر اتخاذ سياست خارجي مستقل از قدرت‌هاي استعماري را دريافته و با گشايش مرز رفح با غزه مظلوم به مرحله عمل رساندند، از برادران و خواهران مصري خود مي‌خواهد كه هرچه سريع‌تر پاي در مسير انقلاب دوم نهاده و هر چه گسترده‌تر مطالبه استراتژيك خود مبني بر الغاي ام‌المصائب مصر يعني پيمان ننگين كمپ ديويد را تعقيب نمايند و عنايت داشته باشند كه بزرگترين ترس جهان استكبار و مولود نامشروع و غاصبش، انصراف و خروج مصر از اين پيمان شوم و باز پسگيري شناسايي رسمي موجوديت اسراييل غاصب است كه طبعا بايد در راس شعارهاي انقلابيون قرار گيرد.

بديهي است آماده باش كامل براي مقابله با هر گونه اقدام انتقام جويانه اسراييل ضرورت تمام دارد.

در تحليل شرايط آتي منطقه، ستاد پاسداشت شهداي نهضت جهاني اسلام چنين مي‌انگارد كه پس از سرنگوني نامبارك خائن، پس از اين جهان هر چه بيشتر شاهد نزديكي علني آل سعود با دولت غاصب صهيونيست خواهد بود.

بر همين اساس است كه اينك حاكم غاصب حرمين شريف با حماقتي وصف ناشدني مي‌رود تا گام در مسير طي شده‌اي بگذارد كه ديكتاتور منفور مصر را به چنان ذلتي كشانيد كه حمالـة‌الحطبش از مقامات وابسته به استكبار، عاجزانه درخواست كند كه آن فرعون متفرعن را چون غلامان از انقلابيون مصر خريداري و آزاد كنند!

اكنون حمار آل سعود بر آن شده است كه بار توامان همه شياطين استبداد و استعمار را بر پشت خود نهد و قطب و محور عملياتي شيطان بزرگ در جهان اسلام و منطقه شود تا شايد چند صباحي بيشتر از آخور مستكبران جيفه دنيوي بردارد.

اعزام نيروي نظامي به بحرين مظلوم و لشكركشي عليه مردمي كه چون ديگر ملل عرب و مسلمان، امروز در پي مطالبه حقوق ابتدايي خود برخاسته‌اند، آخرين حلقه از اقدامات خائنانه اين نوكر شيطان بزرگ است كه با تلاش براي مهار وضعيت انقلابي مستقر در مصر و تونس و تضعيف مقاومت در لبنان پرافتخار و مساعي ناكام در ايجاد فتنه مذهبي در ميان انقلابيوني كه امروز خط دشمن را نديده مي‌خوانند، آغاز شده بود.

ستاد پاسداشت شهداي نهضت جهاني اسلام با تاكيد بر اين نقطه مهم كه تحليل قضاياي بحرين جز در بستر تحولات جاري جهان اسلام و مطالبات بر حق همه ملل دربند حاكمان جائر چون يمن و مصر و تونس و ليبي و … جايز نيست و اعلام برائت از هرگونه تحليل انحرافي كه وحدت ضروري جهان اسلام را مورد تهديد قرار دهد و آب به آسياب دشمن غدار مسلمين بريزد، از آنچه امروز شاهد آن است اظهار تاسف و از دستگاه سياست خارجي سوال مي‌كند كه چرا عليرغم صرف منابع هنگفت در دعوت از سفراي ايران و برگزاري همايشي نمايشي نهايتا – بر خلاف قانون اساسي و فريضه ديني ما – چنين موضع بي‌رمقي اتخاذ و اعلان مي‌شود كه ايران در امور داخلي هيچ كشوري دخالت نخواهد كرد!

اين ژست صرفا ديپلماتيك چنين القا نمي‌كند كه آقايان چنان از تحولات بيخ گوش خود غافلند كه لشكركشي رقيب استراتژيك نظام انقلابي ايران به يك كشور ديگر منطقه را امري داخلي دانسته و در دفاع از نقش منطقه‌اي نظام قدرتمند اسلامي ايران در ابعاد اعتقادي، سياسي و نظامي هيچ اولويت و وظيفه‌اي براي خود قائل نيستند؟

البته مسلم است كه ايران بنا ندارد به تحريك اراذل و اوباش آمريكا، در فاز نظامي اقدام متقابلي عليه آل سعود انجام دهد؛ لكن اين عدم اقدام نبايد به سطوح ممكن پايين‌تر چون تحريم حج عمره يا از آن هم كمتر، تحريم يك بازي فوتبال نيز تسري يابد و به نمادي از عدم احساس مسووليت ما را در قبال فجايع جاري عليه ملت‌هاي مظلوم تبديل شود.

چنين غفلتي به اين منجر شده كه ديگر مسووليني كه آرزو دارند از عرصه‌هاي هنر و ورزش تا حج هم سياست‌زدايي و بلكه دين‌زدايي كنند و شكست حرمت سي ساله مسابقه با ورزشكار رژيم صهيونيستي را نيز در كارنامه مردودي خود دارند، نه تنها هيچ موضعي عليه بازي با تيم سعودي نداشته باشند؛ بلكه امتناع سعودي‌ها از حضور در ايران را با انعطاف بيجا پاسخ گويند و برد در زمين فوتبال را كه هيچ تضميني هم ندارد به باختن حيثيت انقلاب اسلامي ايران در ميدان نهضت بيداري اسلامي مردم منطقه مرجح بدانند؛ آن هم در شرايطي كه پس از سي سال از پيروزي انقلاب و استقامت ما در برابر شيطان بزرگ، نسل جوان جهان اسلام بر رعب ناشي از سركوب‌هاي سبعانه نسل معاصر انقلاب ايران غلبه كرده و با تمام وجود به ميدان مبارزه آمده و امروز بيش از هر زمان چشم به اقدامات مقامات ايراني دوخته است كه تا ديروز مدعي احياي تفكر ناب حضرت امام راحل(ره) و سياست خارجي فعال و تهاجمي و فراتر از آن مشاركت در مديريت جهان بوده‌اند و مع‌الاسف امروز و در عصر چند فوريتي تحولات جهان اسلام، سكوت و بي عملي و انفعال را در پيش گرفته‌اند.

ستاد پاسداشت شهداي نهضت جهاني اسلام به لحاظ حماسه‌اي كه از غيرت و حميت جوانان ورزش دوست و ورزشكار ايراني در استقبال از ثبت‌نام در نيروهاي شهادت‌طلب شاهد بوده است، يقين دارد كه بازيكنان و هواداران تيم پرسپوليس با اندكي تعمق، “قطعيت ” پيروز شدن در آزمون الهي را به “احتمال ” برد در زمين چمن ترجيح مي‌دهند و مايل نخواهند بود تا با پذيرش رويارويي با تيم سعودي در شرايط اشغال بحرين و جنايات فجيع عليه مردم مسلمان آن ديار، نام نيك خويش را مخدوش سازند و آن را به زشتي در تاريخ ورزش كشور ثبت كنند.

بديهي است كه با ايفاي نقش موثر رسانه ملي در ترسيم ابعاد فاجعه انساني در بحرين، جوانان آگاه و انقلابي ما خود در مسير لغو بازي پيشقدم خواهند شد تا به ناله مسلمانان داغ ديده و زخم خورده و نواميس محترم هتك شده در اين كربلاي تاريخ معاصر لبيك گويند و حماسه‌اي بزرگ را در عرصه ورزش پهلواني خلق نمايند.

علي ايحال نظر به اين كه تيم پرسپوليس كماكان تحت پوشش مالي و مديريتي دولت اسلامي است، ستاد پاسداشت شهداي نهضت جهاني اسلام با جديت و قاطعيت از مقامات مسوول دولتي و ورزشي مي‌خواهد تا هرچه زودتر با ابلاغ تصميم ملت ايران در لغو بازي با تيم سعودي در شرايط فعلي، از وقوع چنين عار و فاجعه‌اي پيشگيري كنند و با تداوم اين مسير اشتباه، آن هم به هزينه بيت‌المال مسلمين، بر زخم‌هاي مردم مظلوم بحرين نمك نپاشند.

بديهي است چنانچه مسوولين با بي‌تفاوتي اين خواسته منطقي را كه حداقل حمايت عملي از ملت مقاوم بحرين و كمترين پاسخ به گستاخي متجاوزان قداره‌بند سعودي است ناديده بگيرند و بدين لحاظ بين خود و اصول اساسي نظام اسلامي و ملت انقلابي ايران فاصله افكنند، علاوه بر عقاب الهي بايد پاسخگوي ظلمي باشند كه با تقويت شبهه عدم تفاوت ايران با ديگر دولتهاي منطقه، به اين نظام مقدس و مردم مقاوم آن روا داشته‌اند.

البته جوانان غيرتمند و دغدغه‌دار نهضت جهاني اسلام به وظيفه خود آگاه بوده و در عرصه عمل حاضرند؛ لكن اميد است با اقدام قاطع و به موقع در تحريم بازي فوتبال روز سه شنبه 13 اردبهشت، ننگ جدايي راه ملت از دولت، از ساحت نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران دور شود!
روابط عمومي ستاد پاسداشت شهداي نهضت جهاني اسلام
به اميد آزادي كعبه و قدس و كربلا

کجاست فریادها و نعره ها؟

در سالروز صدور فرمان هشت ماده ای رهبر معظم انقلاب دانشجویان بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور سبزوار  و انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم سبزوار اقدام به برپایی نمایشگاهی با عنوان “کجاست فریاد ها و نعره ها؟” نمودند.

نمایشگاه کاریکاتور مفاسد اقتصادی سبزوار
نمایشگاه کاریکاتور مفاسد اقتصادی سبزوار

نمازگزاران نماز جمعه این هفته سبزوار شاهد برپایی نمایشگاهی با عنوان ” کجاست فریاد ها و نعره ها ؟” بودند. این نمایشگاه به همت بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور سبزوار و انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم سبزوار در سالروز صدور فرمان هشت ماده ای  رهبر معظم انقلاب به سران سه قوه در خصوص پیگیری مفاسد اقتصادی در سال 1380 برپا گردید، که شامل کاریکاتورهایی از مازیار بیژنی (کاریکاتوریست متعهد جبهه فرهنگی انقلاب) و سخنانی از رهبر حکیم انقلاب با موضوع مفاسد اقتصادی بود.

گفتنی است در حاشیه این نمایشگاه دانشجویان به توزیع فرمان هشت ماده ای رهبر معظم انقلاب پرداختند و با توجه به استقبال گستر ده مردم بخش های مختلف این فرمان مهم را تبیین نمودند.

همچنین لازم به ذکر است، این نمایشگاه از شنبه 10/2/90 به مدت یک هفته برای بازدید دانشجویان در در دو دانشگاه تربیت معلم و پیام نور سبزوار  دایر خواهد بود.

گزارش تصویری این نمایشگاه را در ذیل مشاهده میکنید:

صفحه‌ی ویژه‌ی «بیداری اسلامی» در سایت khamenei.ir

«امروز به بركت اسلام، به بركت انقلاب اسلامى، به بركت بيدارى عمومى اسلامى، يك حوادثى در منطقه دارد اتفاق مى‌افتد. مطمئناً اين بيدارى مردم به نتيجه خواهد رسيد؛ همچنان كه تا امروز، تا اين ساعت، در نقاطى به نتيجه رسيده است.» این جملات، سخنان ولی‌امر مسلمین، درباره‌ی رخ‌دادهای چندماه اخیر خاورمیانه است كه دیدار هفته‌ی گذشته با مردم استان فارس بیان شد.

به گزارش عدالتخواهی به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله خامنه‌ای همگام با حركت ملت‌های منطقه، صفحه‌ی ویژه‌ی «بیداری اسلامی» پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از امروز جمعه نهم اردیبهشت‌ماه راه‌اندازی شد.
در این صفحه، آخرین تولیدات سایت Khamenei.ir درباره‌ی خروش ملت‌های منطقه در قالب‌های گزیده‌هایی از بیانات رهبر انقلاب در این‌باره، گفتگو و یادداشت از صاحب‌نظران، محصولات چندرسانه‌ای، برگزیده‌ای از یادداشت‌های وبلاگی و آخرین اخبار سایت‌های خبری درباره «بیداری اسلامی» منتشر خواهد شد.

همچنین، در قسمت دیگری از این صفحه‌ی ویژه، بیانات ولی‌امر مسلمین درباره‌ی اتحاد امت اسلامی، بیداری اسلامی، تاكتیك‌های استكبار علیه ملت منطقه و… به دو زبان عربی و انگلیسی ارائه شده است.

این صفحه، با آدرس http://farsi.khamenei.ir/package?id=12298 در دسترس علاقمندان قرار دارد.

تخریب خانه به دلیل ندادن رشوه

– زمین های اوقافی شهرک سید احمد خمینی منطقه19 و سند دار بودن آن، تا پیگیری های قضایی دادگستری و شهرداری و مردم، موضوع مبتلا به  چند ساله ساکنین این منطقه است . بی بضاعت بودن مردم یک ناحیه و احکام مربوط به تخلیه ی خانه ی یک مستمند و چگونگی برخورد حکومت با آن ها فارغ از حوصله ی این نوشته است اما ارائه ی گزارش برخورد با مردم این ناحیه خود تذکری است نسبت به اصول فراموش شده و الزام احیای آن ها

– مطلع شدن اعضای دانشگاه از آن جا آغاز می شود که یکی از کارمندان دانشگاه ساکن در شهرک سید احمد خمینی در ساعات اولیه ی یک روز با حمله ی ماموران شهرداری به یکی از همسایگانش مواجه می شود هرچند که این شخص سعی در جلوگیری از حرکت مامورین دارد اما به وی نیز حمله و با اصابت باتوم برقی مواجه می شود .

– گروهی از اعضای مجمع دانشجویان حزب ا… به بازدید منطقه و مصاحبه با کسانی که به نوعی در خصوص زمین های خود متضرر شده بودند می روند . وجه مشترک تمامی این اهالی در گلایه داشتن از حرکت نادرست شهرداری است.ماجرا از این قرار است که شهرداری منطقه افرادی را تحت عنوان مامور به خانه ی اهالی شهرک می فرستد . مامورین با ایراد وارد دانستن به جواز ساخت و ساز مردم آن ها را بین دو گزینه قرار می دهند تخریب خانه و یا دادن رشوه. اغلب مردم هم لز روی فشار مجبور به دادن رشوه های چند میلیونی می شوند . چند ماهی که می گذرد دوباره مامورین شهرداری به سراغ آن ها می روند و همان بحث های قبلی را مطرح می کنند. اگر حاضر به دادن رشوه شدند که هیچ .وگر نه خانه ی مسکونی آن ها مورد تهدید تخریب قرار می گیرد.

– کم نبودند افرادی که با وجود بودن وسایلشان در خانه ، منزلشان تخریب شده است . عجیب بودن این ماجرا شخصیت مامورین شهرداری است. افراد بزن بهادری که به گفته ی برخی از ساکنین بعضی شان همان اشرار دستگیر شده ی منطقه بوده اند ، که برخورد نامناسبشان به شدت آهالی منطقه را ازار می دهد.

– گزنده تر بودن تبعیض از فقر و فساد در این جا روشن می شود . در کنار خانه های تخریب شده خانه هایی دیده می شد که تفاوتی با دیگر خانه ها نداشتند اما به خاطر ملک فلان محله یار و مسئول منطقه بودن نباید تخریب شود. جالب این جا بود که یکی از ساکنین در مصاحبه اش می گفت اگر می خواهید خانه های ما را خراب کنید بکنید اما چرا با همه یکسان برخورد نمی کنید و ضعیف کشی می کنید.

– مصاحبه ی ما مقارن بود با یک روز پیش از افتتاح چندین طرح عمرانیدر مناطق جنوب شهر تهران توسط شهردار شهر دکتر قالی باف . بنرهای این مراسم در جای جای منطقه نصب شده بود و در کنار آن عده ای مشغول ساختن جایگاه برای آقای شهردار بودند. مسئولین شهر چه عمدا و چه سهوا در پیگیری نکردن امور مردم منطقه مسئولند. رنجیدن مردم از نبود گاز و فاضلاب و سیستم جمع آوری زباله و عدم نظافت محله و امکانات تفریحی و … جمع شده است با تیتر شدن اخبار پاره کردن چند ده روبان افتتاح توسط آقای دکتر. مردمی که باید وضعیت معیشتی آن ها دغدغه ی مسئولین می بود مردمی که ولی نعمت مسئولان اند ، کسانی که صاحبان اصلی انقلاب آنهایند.

نشریه دانشجویی بهلول؛ دانشگاه علم و صنعت ایران

ضرورت های انقلاب اسلامی، دیپلماسی فرهنگی و آینده مصر

بررسی تحولات اخیر در جهان عرب این نکته را آشکار می سازد که تحولات این کشور در عین سیاسی بودن ،ماهیتی فرهنگی ، اجتماعی دارد و به نوعی به زمینه های فکری و فرهنگی مردم مسلمان مصر باز می گردد. روحیه اصلاح خواهی و تلاش برای مقابله با جریان اسلام ستیزانه حاکم بر دولت مبارک،همچنین تلاش برای احیا و جایگاه فکری و فرهنگی مصر در جهان اسلام از جمله شکل گیری اعتراضات مردمی بر علیه حکومت غرب گرای مبارک است.
از سوی دیگرعرصه مصر در پیش روی خود بزرگترین گزینش تاریخ معاصر خود را دارد.چراکه در سپتامبر جاری اولین انتخابات ریاست جمهوری مصر در فضای پس از مبارک و بر اساس قانون اساسی جدید برگزار می گردد که این می تواند تا حدود زیادی جهت گیری های آینده مصر را تحت تاثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی چالش اصلی مردم و جوانان در اختیار قرار دادن راهبردهای فرهنگی اغنا کننده ای است که با هویت و نیازهای فرهنگی این کشور مطابقت دارد.
تفکر انقلاب اسلامی از این ظرفیت برخوردار است که در صورت تبیین دقیق به عنوان راهبردهای جوانان مصری مورد توجه قرار گیرد و مبنای بازسازی ساختارهای سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی این کشور قرار گیرد.
همین نکته وظیفه خطیر نظام جمهوری اسلامی ایران و بویژه دستگاههای مسوول دیپلماسی فرهنگی آن را آشکار می سازد. دستگاههایی مانند:سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و صدا و سیما از طریق شبکه های برون مرزی خود (العالم،الکوثر و…) این رسالت را برعهده دارند که به عنوان تریبون های رسمی جمهوری اسلامی و مجریان دیپلماسی فرهنگی ،مبلغان اندیشه و تفکر اسلامی در سرزمین مصر باشند و عطش فکری جوانان آن مرز و بوم را پاسخ گفته و سوالات و شبهات پیش روی نسل جوان این کشور را با بهره گیری از اندیشه ناب انقلاب اسلامی مرتفع نمایند.
این مهم آنجا اهمیت بیشتری می یابد که بدانیم غرب و بویژه ایالات متحده با حداکثر توان خود تلاش می کند الگوی دیپلماسی لیبرال را به عنوان مهمترین الگو برای بازسازی ساختاری فرهنگی مصر و جوانان آن ارائه کند و در این راه از ابزارهای گسترده خود سود می برد. ازاین رو می توان از یک رقابت بین تفکر اسلامی و تفکر لیبرال غرب در جهت تسخیر اذهان مردم مصر و حاکمیت بر ساختارهای سیاسی این کشور سخن گفت.
غرب این رقابت را بسیار جدی گرفته و خود را ازهم اکنون مهیای این نبرد سخت فرهنگی نموده است.
باید دید دستگاههای مسوول در جمهوری اسلامی بویژه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ، اصولا به چنین رقابت حساسی معتقدند و اگر چنین رقابتی را پذیرفتند آیا بضاعت ، تجربه و توان فکری و معنوی در چنین رقابتی را به نمایندگی از تفکر انقلاب اسلامی دارند؟
آیا کارگزاران دیپلماسی ایران از صلاحیت های معنوی و فکری لازم جهت بر عهده گرفتن این رسالت بزرگ تاریخی برخوردارند و آیا تاکنون موفق به تعیین استراتژی عملیاتی شرکت در این رقابت بزرگ گشته اند؟
بدون تردید سالهای آینده سرنوشت سازترین مقطع زمانی جهت تعیین آینده کشور مصر محسوب می گردد و از این رو حساس ترین مقطع در جهت فعالیت کنش گرانه دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی محسوب می گردد. در این راستا اقدامات زیر ضروری به نظر می رسد:
۱- نخست برآورد دقیق، علمی و منطبق با واقعیت از وضعیت کنونی فرهنگ و اندیشه در مصر بویژه در میان نسل جوان این کشور
۲- طرح استراتژی عملیاتی جهت حضور قدرتمندانه دیپلماسی فرهنگی ایران در این سرزمین در حدی که مطابق با شان و جایگاه انقلاب اسلامی باشد.
۳- گزینش نیروهایی با قدرت فکری ،انگیزه انقلابی و پشتوانه علمی کافی جهت اجرای راهیردهای دیپلماسی ایران در آن سرزمین
۴- ایجاد هماهنگی جدی و تقسیم کار میان دستگاههای مختلف حاضر در عرصه دیپلماسی فرهنگی جهت پیشگیری از موازی کاری و احیانا خنثی سازی رفتارهای ناهماهنگ
۵- به کارگیری همه توان رسانه ای و تبلیغاتی کشور اعم از فیلم و حوزه هنرهای تجسمی جهت عرضه به فضای فرهنگی این کشور با توجه به اینکه مصر بزرگترین تولید کننده محصولات هنری بویژه محصولات تصویری در جهان عرب می باشد.
۶- عرضه فیلم های داستانی ، مستمر و سینمایی که بتواند بیانگر انقلاب اسلامی باشد، با دوبله و یا زیرنویس مناسب به بازار فرهنگی این کشور
۷- ترجمه دقیق کتب و مقالات روشنگر و مبین اندیشه های انقلاب اسلامی جهت ارائه به جوانان مصری
۸- طراحی پایگاههای اینترنتی به زبان عربی جهت برقراری ارتباط جوانان مصری و پاسخگویی ۲۴ ساعته به شبهات و نیازهای فکری آنان در خصوص نظام جمهوری اسلامی و ساختارهای سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی آن
به کارگیری موارد فوق و بهره گیری از توانایی های فکری و خلاقیت های نیروهای باتجربه، مومن و انقلابی و فرهنگی این کشور در این عرصه بدون تردید موجب افزایش قدرت دستگاه دیپلماسی ایران در این مقطع حساس در تعیین سرنوشت مردم مصر خواهد بود.
فرصت بسیار کم است و عرصه بسیار حساس و در این میان اگر تفکر انقلاب اسلامی موفق به حضور قدرتمندانه در فضای فرهنگی و فکری مصر گردد، آن گاه با توجه به موقعیت این کشور این تفکر خواهد توانست با سرعتی افزون تر به سایر کشورهای انقلاب عربی نفوذ کرده و جایگاه واقعی خود را در جهت تعیین سرنوشت ملت های منطقه پیدا کند.

منبع: جهان نیوز

جدول پذیرش دانشجوی پولی در 22 دانشگاه کشور

به گزارش مهر، براساس مصوبه نهایی مجلس شورای اسلامی، پذیرش دانشجوی پولی در دانشگاه‌های دولتی مجاز خواهد بود اما شرط برگزاری کنکور برای این دانشجویان نیز تسری می‌یابد و شرایطی تقریباً مشابه دوره‌های شبانه دانشگاه‌های دولتی در حال حاضر برای آنها فراهم می‌شود.

جدول پذیرش دانشجوی پولی در 22 دانشگاه کشور
جدول پذیرش دانشجوی پولی در 22 دانشگاه کشور

توضیح عدالتخواهی: برای آشنایی بیشتر به روند تصویب قانون پذیرش دانشجوی پولی در سال 83 ، پیگیری آن توسط دولت نهم و دهم ، مراحل تصویب در مجلس شورای اسلامی و انتقادات و دفاعیات پیرامون این قانون به پرونده دانشجوی پولی در سایت مراجعه کنید.

فأین تذهبون (روایت کوخ وکاخ)

کپرنشینی در منطقه‌ای از جنوب کرمان
کپرنشینی در منطقه‌ای از جنوب کرمان

حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) : ما اَصبَحَ بِالکوفه احدٌ الّا ناعماً اِنّ اَدناهُم مَنزِلَتاً لَیَأکُلُ البُر و یَجلِسُ فیِ الظِل و یَشرَبُ مِن ماءِ الفُرات ( بحار الانوار ج 40 ص 327)
در ناحیۀ حکومتی من هیچ کس نیست مگر اینکه در نعمت است همانا فقیرترین مردم از بهترین گندم می خورند و همه سایۀ بالا سر دارند و از آب فرات می آشامند .

سیاستی می تواند مدعی علوی بودن باشد که بتواند با وجود سه جنگ نفس گیر ناکثین و قاسطین و مارقین و گستردگی وسیع دایرۀ حکومت ( چند برابر ایران ) ، در کمتر از پنج سال نیازهای اولیّۀ عموم مردم را تامین نماید.

هر چند دولت نهم و دهم خدمات شگفت انگیزی داشته و چنان انقلاب عظیمی در اقتصاد و مسکن سازی و اشتغال آفرینی و… ایجاد نموده است که قلم از نوشتن انتقادات شرم دارد اما از باب آنکه توجیه ، حماقت ؛ تضعیف ، خیانت ؛ و تکمیل ، رسالت است باید برحسب رسالت حوزوی خودم عرض نمایم که علی رغم 2500 مسکنی که در طی این چند سال به همت مضاعف دولت محترم در منطقه جبل بارز جنوبی شهرستان عنبرآباد ساخته شده است و خدمات فراوان دیگری همچون ساخت دبیرستان شبانه روزی ریحانه النبی مردهک با هزینه ای بالغ بر 3 میلیارد تومان ، تجمیع 15 شهرک ، ساخت 15 خانه بهداشتی و 14 مسجد در جبل بارز جنوبی و … که انجام داده است هنوز متاسفانه شاهد کپر نشینان زیادی در این منطقه و سایر مناطق می باشیم چرا که وقتی در فروردین 90 به همراه اردو جهادی فدائیان عدالت بسیج مدرسۀ علمیه معصومیه (س) قم  به عنبر آباد رفتیم بعینه دیدیم که هنوز که هنوز است مردم برای تأمین ابتدائیات خود ( همچون حمام ، دستشویی ، آب سالم آشامیدنی ، نان ،گازوئیل، نفت ، بهداشت ، جاده ، مدرسه ،تلفن ، آنتن دهی موبایل و تلویزیون و… ) با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کنند.

وقتی به روستاهای دهستان نرگسان و مردهک می روی گویا عالم بر سرت خروار می شود مظلومیت 1400 سالۀ اهل بیت (ع) و تشیع در جلوی چشمانت مجسّم می شود آنجا نیازی به روضه خوان و مداح و ذکر مصیبت نداری وقتی ناله های بی فریادرس مردم را ( که گویا بعد از چند سال گوشی برای شنیدن پیدا کرده اند ) می شنوی دوست داری که زمین دهان باز کند و تو رادر درون خود فرو ببرد تا مجبور نباشی در کسوت روحانیت عرق شرم بر زمین بریزی و سنگینی نگاه ملتمسانه یتیمان علی (ع) را تحمل کنی ؛ بغض گلویت را می گیرد و بجای اشک خون گریه می کنی که چرا …؟

چرا در عین ناباوری 3 میلیارد تومان برای جشن جهانی نوروز 90 هزینه می شود اما از هدیۀ چند هزار تومان عیدی به کپرنشینان دریغ ورزیده می شود ؟ اگر قائل به ملی گرایی و وطن پرستی هستید که ظاهرا ! کپرنشینان عنبر آباد و قلعه گنج و سیستان و بلوچستان و … جزء همین کشورند ؛  و اگر قائل به اسلامیت هستید که و علی الاسلام السلام ؛

شاید اگر1000/1 اندازه ای که برای شهوت رانی رقاصه های تئاتر هدا گابلر در پایتخت مملکت اسلامی( با تقدیم اینهمه شهید و جانباز) ارزش قائل بودیم برای شکم کپرنشینان نیز  ارزش قائل بودیم شاهد خشک شدن اینهمه نخل خرما و مرکبات و نفله شدن دامها نبودیم !  ( در بسیاری از روستاها با احداث چاه آب ، نصب  پمپ آب ، لایروبی قنوات ، تهیه تراکتور ، احداث یک حوضچه آب ، سیستم آبیاری قطره ای و سایر طرحهای کشاورزی به راحتی  می توان روستا های قحطی زده را از فقر و فلاکت نجات داده و روح امید و نشاط را در مردم دمید. اما دریغ از چند میلیون برای نجات روستا !!! )

شاید اگر 1000/1 دغدغه ای که برای پخش زنده بازی های فوتبال داشتیم برای زنده ماندن کپرنشینان نیز داشتیم و 100/1 مبلغ 5/7 میلیارد تومانی را که جهت پخش زنده جام جهانی 2010 هزینه نمودیم برای بیماران کپرنشین هزینه می نمودیم شاهد اینهمه مرگ و میر کپرنشینان به خاطر عقرب زدگی ، مارزدگی ، بیماریهای روده ای ،کلیوی ، انگلی، قلبی و… نبودیم!

شاید اگر قلب کوچک یتیمان به اندازۀ توپ فوتبال پرسپولیس و استقلال در نزد ما ارزش داشت تا به حال هزاران باره بچه های روستای تنگ شاه نرگسان به حداقل خواسته خود که مسطح ساختن زمین کج و معوج و خاکی فوتبالشان بود می رسیدند!

شاید اگر آنقدری که برای ورزش قهرمانی سینه چاک می کنیم و 120 میلیارد تومان برای بازی های المپیک 2008 پکن هزینه می کردیم و قراردادهای میلیونی با فوتبالیستها می بستیم1000000/1 هم برای ورزش همگانی ارزش قائل بودیم بچه های روستای بوسه هاک سنته عنبر آباد در حسرت یک توپ فوتبال نمی ماندند!

شاید اگرآنقدری که از باختن تیم محبوبمان ، زمین و زمان را بهم می ریختیم و همه جا را به آتش می کشیدیم برای جان باختن و سوختن سه بچه با مادرشان در کپر آتش گرفته روستای رحمت آباد عنبرآبادو جزغاله شدن سه کپر  روستای سنته با تمام وسایل داخلش؛ زمین و زمان را نیز به هم می ریختیم شاید به هر روستای کپری حداقل یک کپسول آتش نشانی تعلق می گرفت تا دیگر شاهد دهها آتش سوزی اخیر کپرها نبودیم !

شاید اگر1000/1 آنقدری که به فوتبالیستها و هنرپیشه ها و نوازندگان و خوانندگان و رقاصه های تئاتر هدا گابلر اهمیت می دادیم به دانش آموزان کپرنشین اهمیت می دادیم دیگر شاهد هدر رفتن اینهمه استعدادهای درخشان و سرمایه های علمی ونفله شدن نخبگان کشورمان به دلیل عدم توانایی ادامه تحصیل نمی شدیم! ( به دلیل عدم وجود مدرسه و صعب العبور بودن جاده و عدم تمکّن مالی اکثرا بعد از سوم راهنمایی ترک تحصیل کرده بودند.)

شاید اگر آنقدری که به فکر برگزاری همایشها و سمینارهای میلیونی (برگزاری 20 همایش در سال 89 توسط یک وزارتخانه با هزینه 4 میلیارد تومان ) بودیم کمی هم به فکر خیمۀ آتش گرفته مدرسۀ آسیاباد عنبر آباد بودیم خیمه ای دیگر سهم دانش آموزان می شد !

(کلاس درس بچه ها  در چادرهای صحرایی برپا می شود. برخی جاهای دورافتاده تر، حتی همین چادر را نداشتند ومدرسه شان بخشی از دشت بود که با یک چوب پرچم، نشانش کرده بودند! در روستایی، مادری می نالید که آب زیر چادر مدرسه راگرفته بوده وفرزندش در اثر نشستن طولانی روی زمینِ نمدار پادرد گرفته است .)

شاید اگر آنقدری که برای افتتاحیه ها ، اختتامیه ها ، همایش ها و …وقت می گذاشتیم برای سر زدن به کپر نشینان محروم و صعب العبور

وقت می گذاشتیم از دیدن ما آنقدر شگفت زده نمی شده و ما را منجی خود نمی دانستند و از نیامدن مسئولین گلایه نمی کردند؟

شاید اگر آنقدری که به فکر جراحی زیبایی بینی و لنز زیبایی چشم و صدها مواد آرایشی و هزار مد و نیم مد بودیم کمی هم به فکرسرویس بهداشتی و آب بهداشتی کپرنشینان بودیم آن کودک روستای بُندرریز شبها از درد انگل به خود نمی پیچید و جیغ نمی زد ؟

(روستای بُندرریز عجیب ترین جایی بود که دیدیم. الفبای اولیه بهداشت هم برای این مردم نامانوس بود، در رساندن عمق فاجعه همین بس که در این روستا حتی یک دستشویی وجود نداشت و همین ریشه بسیاری بیماری ها مخصوصاً در زنان و کودکان شده بود.

دلخراش ترین روز سفر در این روستا رقم خورد. علی الخصوص وقتی مادری را دیدیم که به یکی از خانم های پزشک می گفت کودکش شب ها در خواب جیغ می کشد.  نه، جن زده نشده بود! توضیحات تکمیلی را که داد، فهمیدیم انگل و کرم در بدن این کودک غوغا می کند و شبها با آزار این کرم ها کودک از درد جیغ می کشد. انگل، بیماری شایع بین کودکان این مناطق است.)

حضور روحانیون در مناطق محروم جنوب کرمان
حضور روحانیون در مناطق محروم جنوب کرمان

شاید اگر آنقدری که برای تعویض سنگفرش خیابانها (تصویب 100 میلیارد تومان برای تعویض سنگفرش خیابان ولی عصر پایتخت مملکت اسلامی ) و تغییر نماد میادین و سر در ورودی دانشگاهها و دکوراسیون اتاق جلسات و … دغدغه داشتیم برای تسطیح جادۀ کوهستانی روستاهای نرگسان و سنته و بو سه هاک و… دغدغه داشتیم آن پیرمردی که فقط یکبار در عمرش به کرمان آمده بود بیشتر می توانست به کرمان بیاید و ما می توانستیم پزشکان خود را به همراه اقلام خوراکی و پوشاکی به روستای بوسه هاک ببریم!

( رد چند ماشین که روی تپه ها و بستر رودخانه های خشکیده و دامن کوه ها و گاهی سطح دشت مانده بود ، شده بود راه! بعضی جاها را که راننده می گفت با باریدن یک باران و پرشدن یکی از این رودهای خشکیده به کلی راه ارتباطی اش با اطراف قطع می شود. و خدا نکند در چنین اوضاعی در یکی از این روستاها زنی بخواهد وضع حمل کند، یا احیاناً پیرمردی سکته کند یا کسی نیاز فوری به پزشک پیدا کند، زیرا که درد  در حبس، بس بی درمان است. )

شاید اگر آنقدری که به فکر تغییر دکوراسیون 500 میلیونی شبکه های صدا و سیما  (شبکۀ خبری ساعت 2 و 21 ) بودیم کمی هم به فکر آنتن دهی به روستای سنته و بوسه هاک بودیم بعد 32 سال مردم در حسرت دیدن یک شبکه تلویزیونی نمی ماندند !

شاید اگربجای گوشی 44 میلیونی و خط رُند 200 میلیون تومانی به ساده تر از آن قناعت می کردیم هزاران نفر از محرومین مناطق صعب العبور عنبر آباد از نعمت آنتن دهی موبایل وخط تلفن ثابت بهرهمند می شدند !

شاید اگر آنقدری که به فکر ساخت گنبد و گلدسته و مناره و کاشی کاری هستیم به فکر ساخت مسجد برای کپرنشینان عنبرآباد بودیم حداقل سالی یکبار هم که شده ؛ روستائیان امام جماعت و نماز جماعت را به چشم خود می دیدند !

شاید اگر بجای افتخار به طولانی ترین ساندویچ جهان به طول یک و نیم کیلومتر با گوشت مرغ ( 700 کیلو )و گوشت شتر مرغ ( 700 کیلو ) قارچ (700 کیلو ) و… در پارک ملت تهران برای ثبت رکورد در کتاب گینس ؛ به اطعام ایتام و بیوه زنان افتخار می کردیم امروزه شاهد دکوراسیونی از انواع بیماریهای مختلف بدلیل سوء تغذیه در بین کپر نشینان نبودیم !

شاید اگر آنقدری که از دیدن آبنمای موزیکال پارک ملت تهران لذت می بردیم از دیدن لبخند یک بچه یتیم هم لذت می بردیم ، عید امسال درد بی پدری و بعضاً بی پدری و مادری را کمتر حس می کردند! ( از بین حدود 1000 یتیم عنبرآبادی ، 24 خانواده یتیم نه پدر دارند و نه مادر )

شاید اگر بجای آنکه میدان آزادی و برج میلاد و پل جوادیه ؛ به عنوان المان پایتخت حکومت اسلامی معرفی می شد برابری و برادری و بهره مندی عموم مردم از ابتدائیات زندگی ، به عنوان المان و نماد پیشرفت معرفی می شد شاهد اینهمه درد و ناله نبودیم !

شاید اگر بجای قبر 15 میلیونی و سنگ قبر 25 میلیونی و مراسمی آنچنانی به اموراتی ساده تر بسنده می کردیم سهمی هم از سدر و کافور به اموات روستاهای نرگسان می رسید تا مجبور نباشند اموات خود را بدون سدر و کافور به خاک بسپارند !

شاید اگر000 1000/1 8500 میلیارد تومان معوقات بانکی که توسط 84 نفر اخذ شده و حاضر به بازگرداندن آن نیستند در احیای امر کشاورزی گذاشته می شد سهمی هم از موتور آب به روستای سنته می رسید!(روستایی که فقط با خرید 2 میلیون تومان کف کش احیا می شد )3

شاید اگر آنقدری که به پوسته و آهنگ قرآن چسبیده ایم و آیات قرآن را با هزاران شکل و قالب همچون معرق کاری ، سنگ نوشته ، نقره کاری ، خطاطی ، آب طلا نویسی در برگه های زرّین چند تنی ، فرش بافی با ابریشم ، کاشی کاری ، آینه کاری و … به نگارش  درمی آوردیم کمی هم از آیات را بر روی قلبمان حک نموده و به هسته و فرهنگ قران توجه می کردیم دیگر خبری از خانه کپری ، حمام  کپری ، دستشوی کپری و کلاس کپری نبود! و نه دیگر بادی آن را از جا می کند و نه آتشی آن را می سوزاند و نه مار و عقربی در آن رخنه می کرد !

( برخی از اهالی روستای بنگلو اظهار می نمودند که بدلیل بادهای محلی در زمستان 89  ،کپر های ایشان را باد برده و علی رغم مراجعه به مسئولین ذی ربط مجبور شدند شبهای زمستانی را بدون سرپناه طی به صبح رسانند !)

شاید اگر1000/1 حسّاسیت و وسواسی که برای سِت بودن رنگ ماشین شب عروسیمان با رنگ لنز چشمانمان (ماشینی با قیمت 120 میلیون تومان ) و سِت بودن آنها با مبلمان و پردۀ سلطنتی و منزل ویلائی و جکوزی و سونای شخصی وعتیقه جات وجواهرات و کلکسیون یک میلیاردی کلاهمان داشتیم  برای سِت بودن رنگ دلمان با رنگ الهی داشتیم دیگر نه اشکی بر زمین می چکید نه ناله ای به آسمان !

شاید اگر 100/1 شأنیتی که برای سشوار کشیدن موهای سگمام قائل بودیم و برای پیدا شدنش 5 میلیون تومان جایزه تعین می کردیم برای موها که نه بلکه برای سر بچه شیعیان یتیم هم شانیتی قائل بودیم سهمی از شامپو هم به آنان می رسید !

افلا تسخطون؟  افلا تهتّمون؟

علی (ع) : چرا عصبانی نمی شوید؟ چرا همّت نمی کنید؟

بدانید که اگر همّت نکنیم و برای ارزشهای دینی و انسانیمان عصبانی نشویم مورد نفرین حضرت امیر المؤمنین (ع) قرار می گیریم :

اُفٍّ لکم ، قُبحاً لکم ، قاتَلَکُمُ الله ، لَیتَنیِ لَم اَراکُم ،تَبّاً لَکُم ،یا اَشباهَ الرِّجال و لا رِجال ، مَیِّتٌ بَین احیاء

چشم انداز آینده ستاد فدائیان عدالت :

در نهایت به همه دلسوزانی که درد دین دارند عرض می نمائیم که ستاد فدائیان عدالت سه طرح مهم و کلیدی برای مناطق محروم درنظر گرفته است که عبارتند از :

1-طرح اکرام ایتام نخبۀ محروم :

قصد ما این است که انشاءالله با کمک شما خیرین محترم علاوه بر حمایت مالی ماهیانه (حداقل15000 تومان برای هر نخبه  ) هر ساله در ایام نوروز برای نخبگان یتیم و محروم با برقراری دورۀ ویژۀ علمی ، فرهنگی ، تربیتی  وبرگزاری همایش تجلیل از دانش آموزان و دانشجویان نخبه و ممتازمحروم و کپرنشین ؛ علاوه بر تشویق و حمایت آنان برای رسیدن به مدارج عالی دانشگاهی و حوزوی آنان را به عنوان سفیران هدایت و پل ارتباطی خود با کپرنشینان روستایشان ، راهنمایی و ساپورت نماییم.

2- طرح اشتغال آفرینی :

با تشکیل تعاونی ها ، آموزش و حمایت از صنایع و هنرهای دستی ، احداث چاه آب ، نصب  پمپ آب ، لایروبی قنوات ، تهیه تراکتور ، احداث یک حوضچه آب ، سیستم آبیاری قطره ای و سایر طرحهای کشاورزی به راحتی می توان روستا های قحطی زده را از فقر و فلاکت 4

نجات داده و روح امید و نشاط را در مردم دمید.

3 – طرح تشکیل صندوق قرض الحسنه :

با  اینکه ما معمولا دوست داریم واسطه خیر بوده و با مبالغ قرضی خود گره گشایی نماییم اما بزرگترین مشکل ، عدم اطمینان به بازگشت

مبالغ مذکور می باشد که این معضل ، با حساب سپرده قرض الحسنۀ مسدودی موسسه مالی و اعتباری مهر حل شده است چرا که موسسه مهر نقش واسطه را ایفا می نماید به این صورت که موسسه ، مبالغ مورد نظر خیرین را در حساب سپرده قرض الحسنۀ مسدودی واریز نموده و به افرادی که خود خیرین معرفی می نمایند طبق قوانین موسسه وام قرض الحسنه با سود 4% اعطا می نماید مهمترین مزیت این طرح این می باشد که شخص خیر و وام دهنده از برگشت پول قرضی خود مطمئن می باشد چرا که طرف حساب حقوقی او موسسه مهر می باشد نه شخص وام گیرنده ؛ در این بین موسسه مهر متعهد می شود که وام قرض الحسنه خیرین را که به دیگران داده شده است طی ظرف زمانی معین به آنان عودت دهد .

لذا ما از خیرین محترم دعوت می نماییم که با واریز مبالغ قرضی خود به این حساب ویژه به مدت حداقل 12 ماهه یاد مولایشان امیر المؤمنین (ع) را در گره گشایی از مشکلات ضعیفترین قشر جامعه (کپر نشینان) زنده نمایند ضمناً ما با تقدیم چک تضمینی ، بر گشت پولشان را ضمانت می نماییم.

از سرورانی که مایلند به رسالت دینی خود عمل نمایند خواهشمند است جهت دریافت شماره حساب ایتام ممتاز و محروم و کمک به طرح اشتغال آفرینی و طرح تشکیل صندوق قرض الحسنه و احیای منطقه با شماره تلفن 09108051182 محمدرضا فراهانی تماس حاصل نمایند.

بديهي است كه اختصاص منابعی همچون زکات، خمس (با اجازه مرجع تقلید)، نذر، عهد ، قسم، کفارات روزه ،رد مظالم، صدقات و … به آن منطقه محروم و تاسيس بناهاي عام المنفعه در آنجا از ثوابي مضاعف برخوردار خواهد بود .

ضمناً جهت اعتماد سازی ، ما آمادگی خود را جهت ارسال گزارشات ، عکس ها ، CD مستند منطقه و حضور خود در جمع دوستان دانشجو و طلبه و… اعلام می داریم .و از دوستان دعوت می نمائیم که حتماً قدم رنجه فرموده و از منطقه بازدید نمایند. باتشکر فراوان ، والسلام .  جهت دیدن عکسهای منطقه به سایت ذیل مراجعه نمایید .

گزارش تصویری یک

گزارش تصویری دو

فدائیان عدالت

برگزاری نشست “آشنایی با جنبش های اسلامی ” در سبزوار

نشست آشنایی با جنبش های اسلامی و بیداری جهان اسلام با حضور یاسر عسکری، کارشناس مسائل سیاسی در دانشگاه پیام نور سبزوار برگزار شد.

این کارشناس سیاسی با گلایه از کم اطلاعی مسئولان، اساتید و دانشجویان از خیزش های منطقه،  شناخت صدا و سیما و مردم از جهان اسلامِ را خلاصه در لبنان و فلسطین دانست. وی در ادامه ایران، مصر و عربستان سعودی را از کشورهای تاثیرگزار جهان اسلام بین مذاهب شیعه و سنی عنوان نمود.

وی با اشاره به کمرنگ خواندن حضور علمای تشیع در جنبش های آزادیخواه جهان، علت عمده آن را شناخت کم علما، عدم اطلاع رسانی و ضعف رسانه ای عنوان کرد.

این کارشناس مسائل جهان اسلام در ادامه به تاریخ اخوان المسلمین مصر پرداخت و گفت: اخوان المسلمین سازمان یافته ترین تشکیلات جنبش های جهان اسلام است که در همه کشورهای اسلامی تاثیرگذار بوده است که رویکرد آن فرهنگی، آموزشی و تربیتی است و فعالیت های سیاسی در اولویت بعدی قرار دارد.

یاسر عسکری الگو شدن ایران را انگیزشی برای قیام کشورهای عربی عنوان کرد و گفت: وقتی اعراب حکومت شاهان خود را با نظام اسلامی مقایسه می کنند، انگیزه ای برای قیام و اعتراض در کشورهای خود می یابند.

عضو هیئت تحرریه مجله راه و فعال جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در این نشست اشاره ای به گروه های جهادی فعال در افغانستان، پاکستان، ترکیه، سودان و تونس داشت و اختلافات داخلی و فعالیت وهابیت بین این گروه ها را تهدیدی برای جبهه جهان اسلام عنوان کرد

عسکری همچنین در حاشیه این نشست در جلسه ای با حضور فعالین جبهه فرهنگی،مساجد و فعالین عرصه کتاب و نرم افزار به تبیین و تشریح مسائل تشکیلاتی پرداخت.