اتفاقات اسپانیا ریشه در خون گرم کشورهای عربی دارد

برنامه بیداری اسلامی در دانشگاه تربیت معلم کرج

روز شنبه مورخ 7/3/90 ، سلیم غفوری، کارشناس امریکای لاتین، جعفر گنزالس؛ مبارز اسپانیایی، شیخ عزیز الخضران؛ طلبه بحرینی و عضو مجلس علمای مبارز بحرین و سید حسن موسوی بحرینی، درباره آخرین تحولات منطقه؛ کشورهای عربی و اروپایی به گفتگو نشستند.

در این جلسه که در جمع دانشجویان دانشگاه تربیت معلم برگزار گردید سلیم غفوری مستند ساز و کارشناس آمریکای لاتین گفت:

رمز موفقیت مردم ریشه در این داشت که سالیان قبل در لبنان و فلسطین حزب الله و حرکت حماس در برابر زورگویی های ارتش اسرائیل ایستاد. این در رشد فکری مردم و دمیدن روحیه مقاومت تاثیر داشت.

بیداری مردم لبنان و فلسطین و ایستادگی آن ها مقابل اسرائیل، الگویی بود که از انقلاب ایران گرفتند.  و مدل فلسطین و لبنان بی شک موثر بوده در مقاومت و بیداری و انقلاباتی که در منطقه به وقوع پیوست.

سپس جعفر گنزالس، مسلمان مادریدی؛  به موج جدید اعتراضات در اسپانیا اشاره کرد و دلایل حرکت مردم اسپانیا را ریشه در مسائل سیاسی و اقتصادی دانست.

در این روزها یک وضع سیاسی دارد. و هم اقتصادی و اجتماعی.

موضوع دین مطرح نیست یعنی اروپا خیلی از دین دور رفته به دلایل مختلف که دلیل اصلی اش این است که که کلیسا همیشه یک وضع خیلی ارتجاعی داشت. و جز لهستان که

روحانیت کاتولیکی طرف مردم بود، بقیه اروپا از زمان جنگ آندلس همیشه طرف ملوک و ظلم به اقوام را گرفت…اما این حرکتها که الان داریم می بینیم از سال200  یا 2010بیشتر دلایل اقتصادی اند. وضع اقتصادی آمریکا و اروپا خیلی وخیم است چون آن ها فوق امکانات خود زندگی می کردند آمریکا از سال های 70 رفته است به سمت سرمایه داری به دنبال سود بیشترند. نتیجه این است که خیلی از اروپایی ها و آمریکایی ها رفتند به سمت کشورهایی که حقوق مردم خیلی پایین تر بود مثل چین، کره و ویئتنام.

وی گفت: وقتی حباب اقتصادی را منتشر کردند مردم منتظر بودند سیستم اقتصادی تغییر کند به سمت یک سیستم عادلانه تر هم به لحاظ اقتصادی هم اجتماعی؛ اما برعکس شد.

وی افزود: اینکه در اسپانیا اتفاق افتاد ریشه در خون گرم کشورهای عربی داشت! تونس و مصر و…

می گفتم اسپانیا منتظر چی هست؟ من واقعا منتظر این بودم!شرایط مردم به نقطه ایی رسیده که دیگر راهی ندارند. از جمعیت 40 میلیونی اسپانیا، 5 میلیون بیکارند؛ یعنی بیست درصد مردم. اما این 20 درصد در سن جوان ها، می رسد به 42 و 43 درصد. معمولا برای مردم باسواد کار نیست. 25 هزار خانواده از خانه ها اخراج شدند چون نمی توانستند کرایه را پرداخت کنند. شکایت اصلی مردم ین است که لیست انتخابات برای شرکت باید باز باشد. شما باید عضویت در چپ و راست داشته باشید تا کاندیدا در انتخابات شوید. مردم می گویند این دموکراتیک نیست.

سپس شیخ الخضران، سردبیر مجله لسانه القلم گفت: انگلیس از آل خلیفه حمایت می کند. بعدا هم آمریکا آمد در بحرین که تا حالا هم هست اما ظاهرا نیست. در سال 1996 که سال استقلال  بحرین است. در آنوقت انگلیس خودش خواست بحرین مستقل شود. در همان کشورهای منطقه.  آل خلیفه ترسید که اگر انگلیس برود  شیعه حکومت می کند.  شاه بحرین رفت نجف و گفت از شیعه حمایت می کند و گفت ما یک قانون اساسی درست می کنیم. اما بعد از 2 سال عمل به قانون اساسی متوقف شد. و مجلس منحل شد تا 26 سال این مجلس منحل شد. این که می گویند مردم بحرین تاثر کردند به مردم تونس و مصر این درست نیست. این حرکت مردم بحرین خیلی وقت است، یعنی 100 سال این قیام ها همیشه هست. 73 یک حرکتی به عنوان قیام کرامت شد بیش از 40 شهید داد و هزاران نفردر زندان ها ولی این حرکت به دلیل نبودن شبکه های تلویزیونی ،دیده نمی شد. تا این که حاکم از دنیا رفت و پسرش آمد  می ترسید چون قیام هست و مردم بحرین می گویند ما ادامه می دهیم این قیام را.  گفت من اصلاحات سیاسی گسترده می کنم. گفت ما به قانون اساسی رجوع می کنیم و یک مجلس جدید هم تاسیس می کنیم اما این حاکم صفتی داشت و اینکه بی حیا بود. بعد از 1سال یک قانون اساسی تاسیس کرد بدون رجوع به علما

وی افزود: توصیه به مردم ایران که همیشه سوال می کنند که ما چه می توانیم به مردم بحرین بدهیم؟

دعا کنید برای مردم بحرین و هم تمسک به این نظام جمهوری اسلامی و به نظام ولایت فقیه. این به ترین هدیه به مردم بحرین است.

وقتی نظام اسلامی ایران قوی تر می شه قضیه ما هم قوی تر می شه الحمدلله.

آقای سید حسن موسوی بحرینی دانشجوی بحرینی

عوامل پدید آمدن موج بیداری را : مخدوش ماندن و پایمال شدن هویت و کرامت ملت ها، سلب آزادی مردم، کم رنگ کردن نقش و حضور آنها در تمام صحنه ها، رواج بی عدالتی الگو گیری از انقلاب اسلامی، برشمرد و گفت: این مسئله را به وضوح می شود در تحرکاتی که بعد از انقلاب اسلامی پیش آمد به آن  اشاره کرد. بعد از انقلاب ایران، تونس و مصر انقلابش روی کشورهای دیگر تاثیر گذاشت. انقلاب اسلامی ایران هم تاثیر بسزایی در انتفاضه هایی که در آن ایام شکل گرفت مثل بحرین گذاشت.

در بحرین پس از دو سه سالی بعد از انقلاب ایران یک حرکتی داشت انجام می شد منتها چون بحرین تراکم جمعیتی اش کم است، سریع سرنگون شد و 73 نفر از لیدرهای قیام مردمی اعدام شدند و به شهادت رسیدند.

روابط بین الملل از دیدگاه رهبر انقلاب

هر رهبری در جهان زوایه دیدی به حوادثی که در عرصه بین الملل رخ می­دهد، دارد. با آن زوایه دید به تحلیل و بررسی آن حوادث می­پردازد و در نهایت اقدام به تصمیم­‌گیری می­‌نماید. در این بین رهبران دینی، به دلیل سابقه­‌ای که در تحصیل علوم دینی و رشدی که براساس آموزه­‌های دینی داشته­‌اند، نگاهی براساس همان تعالیم به تمام دنیا و به طورخاص عرصه روابط بین الملل دارند. در این مجال در تلاشیم تا با بررسی بیانات رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید علی خامنه­‌ای که در زمان­های مختلف مطرح شده است، نظام فکری ایشان در این حوزه خاص را ترسیم نماییم. در اینجا باید اذعان نماییم که این تلاش مطمئنا نقص­هایی در خود دارد که نویسنده امیدوار است با کمک صاحبان اندیشه این نواقص رفع گردد. یکی از عللی که نویسنده را مجاب به داشتن نقص می­‌کند روش این مطالعه است. هرچند سعی شده که بررسی­ها دقیق باشد اما به دلیل اینکه ظرف در نظر گرفته شده از مظروف خود بسیار کوچک­تر است، نباید انتظار داشت که تمام مظروف را در خود جای دهد. از آنجا که تفکرات ایشان براساس مبانی دینی شکل گرفته است، روش­های علوم اجتماعی که برخاسته از اندیشه انسان مادی است نمی­‌تواند به صورت تمام و کمال آنها را پوشش دهد. اما به دلیل آنکه از این دست کارهای ابتدایی نیز تابه­‌حال صورت نگرفته است، امید است که همین کار ناقص کمک شایانی به شناخت منظومه فکری ایشان در میان علاقه­‌مندان بنماید. لازم به توضیح نیست که در جامعه شیعی، ولایت رکن اساسی است، لذا شناخت ولی از جمله مهمترین وظایف است.

منازعه ذاتی در نظام بین­الملل

در قدم اول لازم است که نوع نگاه ایشان به کلیت نظام بین­‌الملل شناخته شود. این شناخت کمک می­کند تا در مسایل خرد نیز اندیشه ایشان بهتر فهم شود. از بررسی بیانات ایشان این برداشت حاصل می­گردد که ایشان به منازعه ذاتی در نظام فعلی بین‌الملل اعتقاد دارند. در جاهای مختلفی ایشان به عبارات گوناگونی این مساله را بیان نموده­‌اند. این منازعه دو طرف دارد. یک طرف دولت­ها و جوامعی که سلطه­‌گر هستند و به دنبال غلبه بر تمام دنیا و دراختیار گرفتن تمام منابع روی زمین برای خود می­باشند و در طرف دیگر جوامع و دولت­هایی که خواهان استقلال و عدم وابستگی به نظام سلطه­ می­باشند. در این بین نیز دولت‌هایی هستند که سلطه دیگران را پذیرفته‌اند. رهبر انقلاب در یک بیان تفصیلی در دیدار با مسئولین نظام درسال 83 [1] نظام سلطه را تشریح نموده و می­فرمایند: « نظام سلطه يعنى اينكه در دنيا يك امپراتورىِ قدرت وجود دارد، متشكل از طرفهايى. در مقابل آنها، منابع ثروت متعلق به ملتها وجود دارد. رابطه­‌ى بين اين دو قطب، رابطه­‌ى سلطه است؛ سلطه­‌گر و سلط‌ه­پذير. او سلطه­‌گرى می­كند؛ ملتهايى هم كه يا خاكشان، يا آبشان، يا نفت­شان، يا منابعشان، يا موقعيت سوق­‌الجيشی­شان مورد نياز آن مركز قدرت است، بايد سلطه­‌پذير باشند و آنچه را كه او لازم دارد و منافعش تأمين می­شود، تقديم او كنند.» این جمله به خوبی مفهوم سلطه­‌گری و اهداف نظام سلطه را بیان می­کند. در نگاه رهبر انقلاب این منازعه که ناشی از روحیه سلطه­‌گری است همیشه وجود دارد، و در نتیجه حوادثی که در دنیا رخ می­دهد در قالب همین چارچوب قابل تحلیل است.

تجاوزگری­های کشورهای قدرتمند به سایر نقاط دنیا، استعمار که دوره­های مختلفی را گذرانده و رهبر انقلاب دوره­ی جدیدی از آن را با نام استعمار فرانو معرفی نموده است. حتی استبداد داخلی نیز در نتیجه حاکم بودن نظام سلطه بر صحنه روابط بین الملل است. نهادهای به وجود آمده در نظام بین­‌الملل نیز برهمین اساس قابل توضیح است لذا برای جمهوری اسلامی ایران که جهت­گیری مخالف با این رویکرد دارد، مهم­ترین اصل در سیاست خارجی­‌اش مقابله با نظام سلطه است. این بیان را رهبر انقلاب در دیداری که با کارکنان وزارت خارجه در سال 1387 داشتند به صراحت مطرح کردند و تاکید کردند که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران باید بر مبنای الگوی تعاملی ضد نظام سلطه تبیین و تدوین گردد.[2]

رهبر انقلاب نظام سلطه را دارای سابقه تاریخی می­دانند و این پدیده را محدود به زمان­ معاصر نمی­دانند، تنها تفاوتی که برای نظام سلطه در عصر جدید قایل هستند، پیشرفت­های علمی و فناوری آنهاست که این اجازه را به آنها می­دهد تا به نقاط مختلف دنیا دست­‌درازی و لشکرکشی نمایند. « قدرتهاى سلطه­‌گر و زورگوى جهانى البته در طول تاريخ هميشه بوده­اند، اما با پيشرفت علم و صنعت و با امكانات ارتباطاتى مدرن، اين سلطه­‌گرى براى آنها آسانتر شده است. لذا می­بينيد آمريكائيها نسبت به همه­‌ى جهان ابراز طمع­ورزى ميكنند و با اين بهانه كه منافع ما در فلان جا به خطر افتاده است، وارد ميشوند.»[3] به نظر می­آید ایشان آنچه که در عرصه روابط بین الملل می­گذرد را برآمده از خصوصیات انسان می­دانند، که این اندیشه نیز برآمده از مبانی معرفتی اسلامی است. برای همین است که در نگاه ایشان تفاوتی جوهری میان زورگویان معاصر با زورگویانی که در طول تاریخ به زورگویی پرداخته­‌اند، وجود ندارد. تفاوت تنها در شکل و ظاهر زورگویی و سلطه­‌گری است.

انقلاب اسلامی ایران حرکتی ضد سلطه

این مساله را در پیوندی که میان سطح تحلیل ملی با سطح بین­‌الملل از سوی ایشان انجام شده است نیز می­توان دید. در نگاه ایشان به هیچ وجه تفکیکی میان مسایل سطح داخل با مسایل سطح بین الملل وجود ندارد. در مسایل مختلف ایشان این نگاه را ابراز داشته­‌اند. برای نمونه ایشان در توضیح حرکت بزرگ مرد تاریخ معاصر حضرت امام خمینی (ره) به خوبی پیوند میان این دو سطح را بیان می­نمایند و صراحتا حرکت امام خمینی (ره) را از ابتدا مبارزه با سلطه­‌گری بیان می­کنند و آن را ناشی از اسلامی بودن حرکت ایشان می­دانند. « امام بزرگوار با پرچم اسلام، با پرچم ضديت با سلطه و سلطه­‌گرائى در اين كشور قيام كرد و اين كار بزرگ را به ثمر رساند. انقلاب اسلامى با همه­‌ى انقلابهاى ديگر متفاوت است؛ نه يك انقلاب صرفاً معنوى و فرهنگى است، نه يك انقلاب صرفاً اقتصادى است، نه يك انقلاب صرفاً سياسى است؛ يك انقلاب هم هجانبه است. مثل خود اسلام است.»[4] نکته­ای که باید در نظر داشت این است که این رابطه سلطه­‌گری و سلطه­‌ستیزی تنها در بعد سیاسی نیست. این رابطه که سبب بروز منازعه­‌ای دایمی می­گردد در ابعاد مختلف است، فرهنگ، اقتصاد و سیاست همه را شامل شده و حتی در زیرشاخه­‌های آن نیز وجود دارد. لذا در نگاه ایشان در تمامی حوزه­‌های معرفتی و عملی، جهاد که مبارزه با دشمن سلطه­‌گر است، معنا دارد.

انقلاب اسلامی که به رهبری امام خمینی (ره) و حضور مجاهدانه مردم ایران در سال 1979 به وقوع پیوست، از ریشه حرکتی ضد سلطه بود چه سلطه داخلی که نماد آن شاه مستبد بود و چه در نظام بین الملل که در آن زمان دو ابرقدرت شوروی و آمریکا بودند. باید توجه داشت که ضد سلطه بودن انقلاب اسلامی به این معنا نیست که انقلاب اسلامی به دنبال ایجاد دشمن برای خود است. نه، بلکه رویه­‌ای که جمهوری اسلامی ایران در پی گرفت ، به طور طبیعی دشمنی نظام سلطه را در پی‌داشت. استقلال­‌طلبی به معنای حقیقی آن در دل خود نفی هرگونه رابطه سلطه­‌گری را دارد، لذا برای کشورهای سلطه­‌گر این مساله قابل پذیرش نیست که قسمتی از این جهان تحت سلطه آنها نباشد، به خصوص کشوری مانند ایران که دارای منابع عظیم انرژی و معدنی و موقعیت سوق­‌الجیشی بسیار مناسب است. این معنا را رهبر انقلاب بدین صورت بیان نموده­اند: « جمهورى اسلامى دشمن­تراش نيست، تشنج­‌آفرين نيست، دعوا درست­كن نيست، دنبال دردسر نيست. اگر دردسرى وجود دارد، ناشى از طبيعت نظام جمهورى اسلامى است. اين طبيعت عبارت است از نگاه مستقل به مسائل عالم و تحت تأثير قدرتها قرار نگرفتن در كوچك و بزرگ مسائل. اين از تعاليم اسلام است، اين آموزش اسلام است» [5]

راهبرد مقاومت

آخرین مساله که باید به آن توجه داشت، نحوه مقابله با نظام سلطه است. در نگاه ایشان این روحیه سلطه­‌گری چیزی نیست که بخواهد با کرنش در مقابل سلطه­‌گران از بین برود و یا تعدیل شود. این رابطه و روحیه اصل ذاتی شکل دهنده نظام حاکم بر روابط بین الملل است و لذا این روحیه زمانی از میان خواهد رفت که نظام فعلی بین الملل از بین برود. به عبارت دیگر اصل سلطه­‌گری، اصل تکوینی نظام بین­‌الملل کنونی است. از این جهت است که ایشان تاکیدات بسیاری برای مقاومت و ایستادگی در مقابل آمریکا به عنوان رهبر این نظام سلطه می­نمایند.«در مقابل اين زورگوئى و گردن­كلفتى و حرف­‌نشنوى و حق­ناشناسى چه جور بايد برخورد كرد؟ دو جور برخورد وجود دارد: يك برخورد، تسليم است؛ يك برخورد، مقاومت است. تسليم در مقابل زورگويان جهان، زورگو را به زورگوئى تشويق ميكند. تسليم ملتها، تسليم سياسيون عالم، تسليم روشنفكران جوامع مختلف در مقابل زورگوئيهاى استكبار جهانى، مشوق آنها در پيشرفت است؛ مشوق آنها در زورگوئى بيشتر است.» [6]

 

 


[1] -http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3256

[2] – دیدار با کارکنان وزارت خارجه 1387

[3] – نوزدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام (ره)

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3463

[4] – همان

[5] دیدار با برگزیدگان استان کردستان

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=6820

[6] – نوزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)

خلاصه سخنرانی سلیمی‌نمین/ روند تشکیل باندهای قدرت و ثروت

به گزارش عدالتخواهی ، روز دوشنبه در جلسه هفتگی جنبش عدالتخواه دانشجویی آقای سلیمی نمین محقق و تاریخ‌نگار، به تشریح چگونگی شکل‌گیری حلقه‌های قدرت و ثروت پرداختند. در ادامه خلاصه‌ای از مباحث مطرح شده توسط ایشان می‌آید.

 

 

باید توجه داشت که گمانه زنی‌ها در مورد تحلیل فضای فعلی کشور، امکان اینکه واقعیت داشته باشند هست. مثلا اینکه فراماسون‌ها نفوذ کرده‌اند. بالاخره دشمن انقلاب با یک روش صرفا دشمنی نمی‌کند. و تلاش دارد از روش‌های مختلف و به صورت همزمان به انقلاب ضربه بزند.

اما آیا می‌توان احتمالات را مبنا قرار داد؟ مطمئنا خیر. چرا که مبنا قراردادن این احتمالات تنها سبب مخدوش شدن اذهان می‌شود.

به طور قطع هر دولتی دارای قدرت است. فارغ از گرایش‌های دولت‌ها این واقعیت وجود دارد. و همیشه عده‌ای هستند که فارغ از گرایش دولت برای بهره بردن از قدرت به دولت نزدیک می‌شوند.  سپس تلاش می‌کنند تا جای خود را در دولت نهادینه کنند تا با تغییر دولت ، تغییری در وضعیت آنها ایجاد نشود.

برخی از حرکت‌های دولت دهم نشان دهنده وجود تمایل برای ماندن در قدرت است. عده‌ای این حرکت‌ها را توجیه میکنند و می‌گویند که دولت ایشان حق است و لذا می‌تواند از ابزار استفاده غیردرست انجام دهد . باید این سئوال را از این دسته پرسید که آیا رواست برای کمک به یک محروم از دیگران دزدی نمود؟

رویکرد معطوف به قدرت یکی از زیان‌بارترین رویکرد‌ها در دولت‌هاست. سبب می‌شود تا دولت‌ها مملو از متملق گویان شود.

غلو بزرگ دیگری که گفته می‌شود این است که احمدی نژاد توانسته قطار انقلاب را به مسیر صحیح بیاورد و نباید اجازه بدهد تا دوباره این قطار از مسیرش خارج شود، مردم نیز امکان اشتباه دارند و نباید به آنها سپرد. همین غلو را در زمان هاشمی نیز اطرافیانش انجام دادند. امثال مهاجرانی.

نظام اسلامی ما یک ساختار بسیار قوی دارد و برای همین نیز دشمنی استکبار را برانگیخته است. اگر ساختار محکم نبود آنها نیز تلاش به این حد نمی‌کردند و رها می نمودند تا خود ساختار از بین برود. اما دلیل دشمنی زیاد آنها استحکام ساختار سیاسی است.

در ساختار سیاسی ما رهبری بالاترین رکن نظارتی است. و در هیچ سیستمی اجازه نمی‌دهند که بالاترین رکن نظارتی درموارد متعدد ورود نماید ، و به کارهای خرد درگیر شود،‌ بلکه با فعالیت نهادهای نظارتی میانه مسایل را پیش می‌برند. در اینجا نقش نهادهای نظارتی برای جلوگیری از فساد مشخص می‌شود.

ما دو نوع نهاد نظارتی در نظام اسلامی داریم. یکی مردم هستند و یا همان نظارت عمومی و دیگری نهادهای رسمی نظارتی که در قانون پیش‌بینی شده اند. برای استفاده از مردم باید بسترهای لازم آماده باشد، اما این بسترها آماده نشده است. نهادهای رسمی نیز یا توسط مفسدین دور زده می‌شوند و یا با نفوذ به داخل آنها افراد داخلی را همراه خود می نمایند.

در دروه الان سازوکار آلوده کردن نهادهای نظارتی بسیار پیچیده شده است. به تدریج ابزارها پیشرفت کرده است. نمونه دانشگاه آزاد بسیار مهم است.

در رقابت‌های حزبی عمدتا تغییر نفر مدنظر است. یعنی تنها به دنبال راس هستند نه آن بدنه پنهان که ساختار را تشکیل می‌دهند. ما باید به تغییر ساختار توجه داشته باشیم. ما باید در شناسایی بدنه پنهان تلاش نماییم. معمولا این بدنه پنهان در زیر چتر یک شخصیت بزرگ پنهان می‌شوند. بدنه پنهان افراد متجمع در قدرت هستند.

لایه‌های پنهان یک خطر جدی است و باید جدی گرفته شود. عدم حساسیت سبب ضربه خوردن شدیدتر می‌شود. دانشگاه آزاد یکی از لایه‌های پنهان است که باید مورد بررسی قرار گیرد.

شاخص‌های لایه‌های پنهان : 1- تشکیل گروهی در دولت برمحور ماندن در قدرت. 2- تملق‌گویی و پیگیری فرد محوری که در نتیجه آن فرد بر قانون برتر می‌شود، فرد را در مقابل قانون بزرگ‌تر می‌شود. 3- ابزار اقتصادی 4- ابزار فرهنگی

نمایشگاه بیداری اسلامی .دانشگاه صنعتی شاهرود+تصاویر

به گزارش عدالتخواهی نمایشگاه بیداری اسلامی در دانشگاه صنعتی شاهرود به همت کانون عدالتخواهی قسط برگزار گردید. در طی این نمایشگاه که شامل غرفه هایی برای کشور های مختلف، تحریم کالای صهیونیستی ،طومار برای جمع آوری این کالا ها از سطح دانشگاه ،فروشگاه محصولات جهان اسلام،ثبت نام اعزام به بحرین و دو غرفه عملیات استشهادی یکی برای خواهران(دختران زیتون ) و دیگری برای برادران بود . اما در بین غرفه های کشور ها غرفه سوریه و پاراچنار به دلیل تازگی و غرفه بحرین به علت اتفاقات اخیر جایگاه خاصی داشت.

برای این نمایشگاه 4 گعده با حضور اعضا قبل از نمایشگاه انجام شد که هم در مورد عملیات استشهادی ،بیداری اسلامی ، ایران هراسی و بررسی اجمالی کشور ها بود و هم هر کس مسئول مطالعه یک کشور یا موضوع شد . که علاوه بر بالا بردن سطح اطلاعاتی دانشجویان زیر بنایی برای بحث در نمایشگاه شد.

یکی دیگر از بخش های جالب نمایشگاه قسمت (نظر شما) بود که گوناگونی طیف بازدید کننده را نشان می داد با هر نظر و عقیده ای .

گفتنی است در حاشیه نمایشگاه و در سالروز ولادت حضرت زهرا(س) سخنرانی خام رجایی فر رئیس ستاد پاسداشت شهدای اسلام برگزار شد که موضوع بیداری اسلامی -صدور انقلاب با نگاهی به سیره حضرت زهرا را پیگیری کردند.

از نکات مهم این نمایشگاه حضور افراد جدید الورود در کار های نمایشگاه بود.

سیره حضرت زهرا (سلام‎الله‎علیها) و جهاد اقتصادی

الف) حضرت زهرا (سلام‎الله‎علیها)

یکی از ابعاد مظلومیت اولیای خدا این است که با آن‎ها مواجهه کلیشه‎ای صورت می‎گیرد. ما ظاهرا حضرت زهرا (سلام‎الله‎علیها) را احترام می‎کنیم؛ اما زوایای مختلف وجود ایشان را کمتر می‎شناسیم و اصلا فراموش کرده‎ایم ایشان را باید اسوه خود بدانیم، در حالی‎که امام زمان (عج‎الله‎تعالی‎فرجه‎الشریف) او را اسوه خود دانسته است (الاحتجاج طبرسی، ج2، ص466). بگذارید بحث را با بیان چند حکایت از ایشان، که شاید برخی را قبلا هم شنیده باشید، آغاز کنم:

1- حضرت علی (علیه‎السلام)، بعد از شهادت حضرت زهرا (سلام‎الله‎علیها) روزی به مردی از بنی‎سعد فرمود: «آیا می‎خواهی از خودم و فاطمه برایت حکایت کنم؟ او نزد من بود در حالی‎که محبوبترین شخص برای پیامبر بود و با این حال خودش از چاه آب می‎کشید تا حدی که اثر چرخ آب بر سینه‎اش ماند؛ آرد را آسیاب می‎کرد تاحدی که دستانش پینه بست؛ خانه را جارو می‎کرد تا حدی که لباس‎هایش غبارآلود شده بود؛ آتش زیر دیگ را روشن می‎کرد تا حدی که لباس‎هایش مندرس گردید؛ و این‎گونه متحمل سختی‎‎ها می‎شد. به او گفتم کاش نزد پدرت روی و از او بخواهی کمک‎کاری برایت بفرستد… پیامبر فرمود آیا می‎خواهی چیزی که بسیار مفیدتر از خدمتکار است به تو بدهم؟ هرشب پیش از خواب 34 بار الله‎اکبر، 33 بار الحمدلله و 33 بار سبحان‎الله بگو، و…؛ او به‎شدت از این هدیه پیامبرخوشحال شد.» (بحارالانوار، ج43، ص82 – 83)

2- وقتی آیات 43 و 44 سوره حجر، در توصیف جهنم نازل شد، پیامبر چنان گریست که کسی را یارای تکلم با او نبود. از آن‎جا که می‎دانستند او با دیدن زهرا خوشحال می‎شود، یکی از اصحاب به‎دنبال ایشان رفت؛ و وی را دید که در حال آسیاب کردن جو است و می‎گوید «آنچه نزد خداست بهتر و ماندنی‎تر است» (قصص، آیه 60). حکایت گریه پیامبر را بیان کرد. حضرت به‎سمت مسجد آمد در حالی‎که چادری پوشیده بود که دوازده وصله داشت. نگاه سلمان به ایشان ‎افتاد؛ گریست و گفت: دختران کسری و قیصر در حریر و ابریشم‎اند، و دختر محمد (صلی‎الله علیه‎وآله وسلم) در چنین لباسی؟ حضرت به پیامبر عرض کرد: «سلمان از لباسم تعجب کرد؛ قسم به آن‎که تو را به‎حق برانگیخت پنج سال است من و علی جز پوست گوسفندی در اختیار نداریم که در روز در آن به شترمان علوفه می‎دهیم و شب آن را بستر خود می‎گردانیم و بالش ما، پوستی مملو از لیف خرماست.» پیامبر فرمود: «ای سلمان! این دخترم از زمره سبقت‎گیرندگان [به خیر] است.» (بحارالانوار، ج43، ص88)

3- امام باقر (علیه‎السلام) روایت کرده‎اند که پس از جهادی، امیرالمؤمنین (علیه‎السلام) سهم خود از غنایم جنگی را تقدیم حضرت زهرا کرد. ایشان دو النگوی نقره و پرده‎ای برای خانه خرید. پیامبر از مسافرت برگشت و طبق معمول ابتدا به دیدن وی رفت؛ اما وقتی نگاهش به النگو‎ها و پرده افتاد، به مسجد برگشت. ایشان النگو‎ها و پرده را به حسن و حسین (علیهماالسلام) داد و فرمود این‎ها را به پیامبر برسانید و بگویید هرجا مصلحت می‎دانید صرف کنید. پیامبر اصحاب صفه را فراخواند و النگو را چند تکه کرد و به آن‎ها داد و پارچه را به یکی از آن‎ها که لباس نداشت بخشید؛ و فرمود خدا فاطمه را رحمت کند؛ خداوند در ازای این‎ها به او پوشش و زیورآلاتی از از لباس‎ها و زینت‎های بهشتی عطا فرمود. (بحارالانوار، ج43، ص84)

4- حضرت زهرا و بقیه اهل خانه ایشان سه روز پیاپی روزه گرفتند و هر سه روز وقت افطار درب خانه را زدند؛ یکبار یتیمی پشت در بود، بار دیگر مسکینی، و بار سوم اسیری؛ و ایشان هرسه شب افطار خود را به آن‎ها بخشیدند، بدون این‎که چشم‎داشت هیچ گونه تشکر و پاداشی از آن‎ها یا از جامعه داشته باشند. آن‎ها فقط برای خدا چنین کردند و خدا هم از آن‎ها تشکر کرد و آیات سوره انسان در شأن آن‎ها نازل گردید. (سوره انسان، آیات 5-22)

5- از امام باقر(علیه‎السلام) نقل شده است که: «حضرت فاطمه (سلام‎الله‎علیها) کار‎های خانه و آرد کردن گندم و نان پختن و جارو کردن را عهده‎دار شد و حضرت علی (علیه‎السلام) آن‎چه به بیرون خانه مربوط بود، مانند جابه‎جا کردن هیزم و آوردن گندم. روزی به حضرت زهرا گفت: آیا در خانه چیزی [برای خوردن] داریم؟ حضرت فرمود: قسم به خدایی که حق تو عظیم داشت، سه روز است که چیزی نداریم تا برایت بیاورم. امیرالمؤمنین (علیه‎السلام) فرمود: پس چرا مرا خبر نکردی؟ فرمود: پیامبر از این‎که از تو چیزی بخواهم مرا برحذر داشت و فرمود: از پسرعمویت چیزی نخواه مگر این‎که خودش برایت بیاورد… (بحار الانوار، ج43، ص31) (در روایت دیگری آمده است که حضرت زهرا فرمود: «یا اباالحسن، من از خدای خود شرم دارم که از تو چیزی بخواهم که توان انجامش را نداری» (همان ص59)

6- حکایت مفصلی را امام باقر(علیه‎السلام)، از قول جابر بن عبدالله انصاری برای فرزند خویش امام صادق (علیه‎السلام) نقل کرده‎اند؛ که جابر گفت: «روزی نماز عصر را همراه پیامبر خواندیم؛ هنوز متفرق نشده بودیم که پیرمردی از مهاجران که از شدت پیری و ضعف به زحمت راه می‎رفت به‎سمت ما آمد. پیامبر احوالش را جویا شد؛ گفت: ای پیامبر خدا، گرسنه‎ام سیرم کن، برهنه‎ام مرا لباسی بپوشان، فقیرم دستم را بگیر. حضرت فرمود من چیزی ندارم که به تو بدهم اما این مقدار هست که بتوانم تو را به کسی که اهل خیر باشد راهنمایی کنم؛ پس به خانه کسی برو که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند، کسی که خدا را بر خویش مقدم می‎دارد، به خانه فاطمه برو. آن فرد با راهنمایی عمار به خانه حضرت زهرا می‎رود و عرض حال می‎کند و حضرت تنها گردنبند خود را که آن هم هدیه‎ای از جانب دختر حضرت حمزه بوده به او می‎بخشد و…» (بحارالانوار، ج43، ص56-58)

7- پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با توجه به روحیه‎ای که از حضرت زهرا (سلام‎الله‎علیها) سراغ داشت، باغات فدک را که طبق آیه انفال (سوره انفال، آیه1) در اختیار او بود، به حضرت زهرا بخشیده بود. حضرت زهرا (سلام‎الله‎علیها) در زمان پیامبر با مدیریت صحیح فدک، می‎کوشید نیاز‎های نیازمندان جامعه دینی را تا حد امکان مرتفع سازد. پس از رحلت پیامبر و جریاناتی که پیش آمد، خلیفه اول، فدک را به‎عنوان اموال حکومتی تصاحب کرد. حضرت در دو خطبه مفصل فدک را بهانه‎ای برای نقد مشروعیت حکومت خلیفه اول قرار داد.

ب) جهاد اقتصادی

این‎که یکی از مظلومیت‎‎های اولیای خدا این است که با آن‎ها مواجهه کلیشه‎ای صورت می‎گیرد، مختص صدر اسلام نیست؛ امروز هم بسیاری با اولیای زمان چنین مواجهه‎ای دارند. غلبه این مواجهه کلیشه‎ای تاحدی بوده که نوروز امسال اعتراض خود رهبر انقلاب نیز بلند شد؛ اما چه سود؟! این‎بار، علاوه‎بر زدن سخن ایشان بر در و دیوار، «صاحبان تریبون» هم وارد میدان شدند و باب تفسیر‎های کلیشه‎ای را هم باز کردند که: «با توجه به اهمیت اقتصاد در دوره مدرن و ضرورت توسعه اقتصادی، مقصود ایشان افزایش تلاش‎های اقتصادی در کشور است». «شدت بخشیدن به تلاش‎‎های اقتصادی، یکی از ارکان جهاد اقتصادی است»؛ اما آیا این تمام ماجراست؟ اگر مسأله فقط همین بود، آیا بسیاری از اقشار مردم، مانند معلمان، دانش‎آموزان، اصحاب قلم، زنان خانه‎دار، پزشکان و پرستاران، و… از دایره خطاب ایشان خارج نمی‎شوند؟ قطعا منظور ایشان این هم نیست که همه اقشار فوق کار خود را ر‎ها کنند و به‎سراغ مشاغل اقتصادی بروند.

شاید ریشه این‎گونه تلقی‎‎ها این است که واژه «جهاد» در این عبارت، درست مورد توجه قرار نگرفته است. این کلمه، اگرچه در لغت به معنای «تلاش فراوان» است، اما در ادبیات دینی، بار معنایی خاصی دارد و با اموری همچون صبر و استقامت، ایثار و فداکاری، اخلاص و توکل، و… گره خورده است. وقتی فضای کلیشه‎ای حاکم می‎شود از طرفی عده‎ای تمام بحث‎ها را در تلاش‎های اقتصادی منحصر می‎سازند؛ و از طرف دیگر عده‎ای می‎گویند چرا مهمترین دغدغه رهبر دینی جامعه، باید این‎گونه مطالب باشد. اما وقتی سخن رهبر را در فضای آموزه‎‎های قرآنی بررسی کنیم، مطلب کاملا عوض می‎شود:

بر اساس قرآن کریم، یکی از مهم‎ترین راه‎‎هایی که منافقان برای ضربه زدن به حکومت دینی در پیش می‎گیرند، ایجاد بحران‎‎های اقتصادی است. قرآن کریم از قول منافقان نقل می‎کند که «آن‎ها می‎گویند اطرافیان پیامبر را در تنگنای اقتصادی قرار دهید تا پراکنده شوند» (سوره منافقون، آیه7) حتی یکی از مهمترین زمینه‎‎های پیدایش نفاق در افراد، بخل، و جامعه را دچار مشکل اقتصادی کردن است: در آیات 75 تا 79 سوره احزاب حکایت عده‎ای از مسلمانان مطرح شده که در ابتدا وضع مالی‎شان خوب نیست و از خدا می‎خواهند اموالی داشته باشند تا گشایشی در وضع اقتصادی جامعه ایجاد کنند؛ اما همین که به مال و ثروت می‎رسند، نه‎تنها بخل می‎ورزند، بلکه با انواع ابزار‎های تبلیغاتی، مانع اقدامات کسانی می‎شوند که دغدغه حل مشکلات اقتصادی جامعه را دارند؛ و خداوند همین روحیه را عاملی برای شکل‎گیری نفاق در وجود آن‎ها معرفی کرده است. درست اجرا شدن مسائل اقتصادی در جامعه اسلامی آن‎قدر مهم است که خداوند «اخلال‎گران اقتصادی در جامعه دینی» که رویه‎‎های ناصوابی مانند رباخواری را در پیش گرفته‎اند و دست از این اقدامات خود برنمی‎دارند، کسانی می‎داند که به خدا و رسول اعلام جنگ کرده‎اند (سوره بقره، آیه 279).

اما برای خنثی کردن این اقدامات منافقانه در جامعه دینی چه باید کرد؟ بی‎تردید یکی از مهمترین واجبات دینی، که پشتوانه به ثمر نشستن سایر واجبات است، «جهاد» است؛ و با توجه به ضربه شدیدی که از ناحیه این اخلال‎گری‎‎های اقتصادی بر جامعه دینی وارد می‎شود، نمی‎توان به تدوین قوانین عادلانه اقتصادی، و حتی به «اصلاح الگوی مصرف» و «کار مضاعف و همت مضاعف» بسنده کرد؛ بلکه به «جهاد» نیاز است. اهمیت جهاد اقتصادی تا حدی است که قرآن کریم، در تمام مواردی که جامعه دینی را توصیه و تشویق به جهاد كرده، جهاد اقتصادی (جاهدوا بأموالهم) را در کنار حضور در جبهه جنگ (جاهدوا بأنفسهم) یاد کرده است (نساء/95؛ انفال/72؛ توبه/20 و 44 و 81 و 88؛ حجرات/15).

اگر بخواهیم «جهاد اقتصادی» را بهتر بفهمیم، خوب است مروری بر خاطرات خود از «جهاد جانی» داشته باشیم. امام راحل به ما آموخت که برای گرداندن امور جبهه‎‎های جنگ نباید فقط روی ارتش رسمی کشور حساب کرد. در اسلام، جهاد، به ویژه اگر برای دفاع از نظام و جامعه اسلامی باشد، بر همگان واجب است؛ و در دوره دفاع مقدس نیز جبهه‎‎ها را عمدتا همین بسیجیان (نیرو‎های مردمی) پر کرده بودند. اکنون اگر اسلام جهاد اقتصادی را هم‎رتبه حضور در جبهه‎‎های جنگ معرفی می‎کند، و حضور در جبهه‎‎های جنگ برای دفاع از جامعه و نظام اسلامی بر همگان واجب است، پس عرصه جهاد اقتصادی نیز عرصه حضور همگان و تکلیف همگانی است. البته همان‎طور که در جنگ، این‎گونه نبود که افراد همگی اسلحه بردارند و در متن عملیات شرکت کنند، بلکه عده‎ای مشغول برنامه‎ریزی و هدایت بودند، عده‎ای در قسمت تدارکات مشغول بودند، عده‎ای به مجروحان رسیدگی می‎کردند، عده‎ای سنگر یا پل می‎ساختند، و…، و آن‎چه در همه مشترک بود، آن روحیه جهادی و اخلاص و ایثار و استقامت بود، نه اسلحه به دست گرفتن؛ در عرصه جهاد اقتصادی نباید گمان شود تنها کار ممکن، انجام فعالیت‎های اقتصادی است.

در جهاد اقتصادی، وظایف کسانی‎که در متن فعالیت‎های اقتصادی هستند، تقریبا معلوم است؛ اما کسانی که اصلا ماهیت شغل و برنامه زندگی‎شان، اقتصادی نیست، چه‎کار‎هایی می‎توانند انجام دهند. این‎جاست که سیره حضرت زهرا سلام‎الله‎علیها می‎تواند راه‎گشای ما باشد؛ انسان معصومی که به لحاظ مشاغل موجود در ادبیات امروز، باید او را یک «زن خانه‎دار» به حساب آورد و همین نشان می‎دهد برخلاف فضای تبلیغاتی دوره مدرن، خانه‎داری امری دون‎شأن یک زن مسلمان نیست.

ج) حضرت زهرا (سلام‎الله‎علیها) و جهاد اقتصادی

یکبار دیگر در حکایاتی که ابتدای کلام مطرح شد، تأمل کنیم. آیا نمی‎توان آن‎ها را بیانگر زوایای مختلف جهاد اقتصادی برای تک‎تک افراد جامعه به حساب آورد و از آن‎ها الگو‎هایی برای رفتار امروز خود در این عرصه یافت؟

ارتباط چهار حکایت اول با جهاد اقتصادی واضح است. سخت‎کوشی و همت و کار مضاعف، قناعت و ساده‎زیستی، دوری از تجملات و اصلاح الگوی مصرف البته متناسب با زمان و نیاز‎های جامعه خویش، و ایثار و برداشتن بار مشکلات اقتصادی از دوش ناتوانان جامعه، هریک زاویه‎ای از زوایای جهاد اقتصادی است. اما حکایات بعدی چطور؟

در اسلام، نفقه زن (یعنی تأمین مسائل اقتصادی زن) برعهده شوهر اوست. ایشان در زمانه‎ای که جامعه دینی دچار مشکلات اقتصادی است، سعی می‎کنند با سخت گرفتن بر خود کوچکترین فشاری بر همسرش نیاید. آیا نمی‎توان گفت یکی از محل‎های بروز جهاد اقتصادی، نحوه مطالبه اعضای خانواده از کسی است که عهده‎دار مخارج خانواده است؟

اما حکایت ششم؛ آیا نمی‎توان نتیجه گرفت که یکی از مصادیق جهاد اقتصادی، پشتوانه قرار دادن دارایی خود برای رفع مشکلات حکومت دینی است؟ آیا این حکایت شاهدی بر این نیست که حضرت زهرا، به تبع مادرش خدیجه کبری، چنان برای رفع نیاز حکومت پیامبر با تمام وجود آماده بود که در موارد متعددی که کسی برای مشکل اقتصادی خود به پیامبر (یعنی به حاکم جامعه دینی) مراجعه می‎کرد و پیامبر خود نمی‎توانست مشکل او را حل کند، او را به حضرت زهرا ارجاع می‎داد؟

شاید حکایت هفتم هم به ما بگوید که مصادیق جهاد اقتصادی، تنها در تلاش و سخت گرفتن بر خود و انفاق اموال و رفع مشکلات اقتصادی جامعه خلاصه نمی‎شود؛ بلکه به‎کار انداختن دارایی‎‎های اقتصادی در مسیر مبارزات سیاسی و دفاع از حق نیز نوعی جهاد اقتصادی است. در جامعه دینی، بسیاری از افراد پیدا می‎شوند که پشت سر ولایت سنگر می‎گیرند و در برابر هجوم منتقدان و مخالفان، ولایت را سپر بلای خود می‎کنند؛ اما حضرت زهرا (سلام‎الله‎علیها)، به مصداق آیه 18 سوره حجرات (مؤمنان فقط کسانی‎اند که پس از ایمان به خدا و رسول، دچار تردید نشدند و با جان و مالشان به جهاد در راه خدا پرداختند و آن‎ها واقعا در ادعای ایمانشان صادقند)، نه‎تنها پس از رحلت پیامبر، جان خود را سپر دفاع از ولی زمان خویش کرد، بلکه پس از آن در جریان غصب فدک، اموال خود را نیز وسیله و بهانه‎ای برای دفاع از حق غصب‎شده ولایت قرار داد. ‎

همه این‎ها شاهدی است که جهاد اقتصادی امری نیست که مخاطب آن صرفا سرمایه‎داران، یا تولیدکنندگان و امثال آن‎ها باشد؛ بلکه هر کس، حتی یک زن خانه‎دار هم، آن مقدار که زندگیش با اقتصاد ارتباط برقرار می‎کند، می‎تواند در عرصه این جهاد مشارکت جدی داشته و نقش‎آفرین باشد. اگر به تعبیر قرآن کریم، منافقان می‎پندارند که با ایجاد مشکلات اقتصادی می‎توانند نظام دینی را زمین بزنند، ما در عرصه جهاد اقتصادی چه وظیفه‎ای داریم؟

باز هم بیمارستان؛ باز هم فاجعه

اورژانس بیمارستان هفت تیراینجا اورژانس بیمارستان شهدای هفت تیر است. این مرکز درمانی دولتی به عنوان مرکز تروما و بیمارستان معین در جنوب تهران، روزانه پذیرای تعداد زیادی از مصدومان حوادث ترافیکی و غیرترافیکی است. آنچه مسلم است اینکه وضعیت اورژانس این بیمارستان با آنچه که مسئولان مربوطه مدعی هستند، زمین تا آسمان تفاوت دارد.

به گزارش عدالتخواهی به نقل از خبرگزاری مهر، بیمارستان شهدای هفت تیر به عنوان مرکز ترومای جنوب تهران و بیمارستان معین شبکه های بهداشت شهرستانهای شهریار، رباط کریم و اسلامشهر تعیین شده است. در واقع، همین مسئله می تواند انگیزه ای باشد برای مسئولان حوزه سلامت که نگاه ویژه ای به این مرکز درمانی داشته باشند.
برای اینکه با مشکلات بخش اورژانس بیمارستان شهدای هفت تیر بیشتر آشنا شویم، در یکی از روزهای خرداد ماه وارد این بخش از بیمارستان شدیم تا وضعیت رسیدگی به بیماران اورژانسی را از نزدیک ببینیم.

در اولین صحنه ، سربازی را دیدیم که از ناحیه پا تیر خورده و مجروح شده بود.

این سرباز توسط همراهانش که تعدادی سرباز بودند وارد اورژانس شد. از پرستار و… که بخواهند بیایند و این مصدوم تیر خورده را تحویل بگیرند، خبری نبود.

وضعیت نه چندان مناسب تختهای اورژانس باعث شده که بود که فضای ناخوشایندی از یک مرکز درمانی تروما در ذهن مراجعان نقش ببندد. بعضی از تختها ملحفه داشتند و برخی دیگر نداشتند.

اورژانس بیمارستان هفت تیرکمی آن طرف تر پسرکی که دچار افت قند خون شده بود، روی تخت خوابش برده بود. معلوم نیست شاید هم از افت قند دچار بیهوشی شده بود. آنچه مسلم است، اینکه پزشکی بالای سر او نبود.

پدر این کودک گفت: بعد از یک ساعت که پسرم روی تخت افتاده بود، پزشک بالای سرش رسید. اما قبل از گفته بودند که باید 30 هزار تومان به صندوق بیمارستان واریز کنیم.

البته پدر این کودک یک گلایه دیگر هم داشت و آن وضعیت نامناسب بهداشتی اورژانس بیمارستان بود.

او گفت: پسرم را روی تختی خواباندند که ملحفه آن تعویض نشده بود.

پدر این کودک همچنین از بوروکراسی خیلی خسته کننده برای پذیرش و بستری کودکش گلایه مند بود.

او افزود: حداقل 15 برگه را امضا کردم.

پدر این کودک به تاخیر زیاد برای جواب آزمایش خون اعتراض داشت و گفت: یک ساعت طول کشید تا جواب آزمایش پسرم را بدهند.

اورژانس بیمارستان هفت تیرمردی که لباس کار یکی از سازمانهای خدماتی را بر تن دارد به دلیل ضعف جسمانی که دارد آهسته خود را به یکی از تختهای اورژانس بیمارستان شهدای هفت تیر می رساند و همانجا از هوش می رود. جالب اینکه در مدت زمانی که او روی تخت افتاده بود، کسی از پرسنل اورژانس بالای سر او نیامدند تا ببینند که چرا او اینجا خوابیده است! فقط مسئول توزیع غذا یک پرس غذا کنار تخت او می گذارد و می رود.

دست آخر بعد از یک ساعت که روی تخت افتاده بود، به واسطه شماره تلفنی که در جیبش بود، با یکی از بستگانش تماس می گیرند و می آیند و او را می برند. بدون اینکه پزشک او را معاینه کرده باشد.

کمی آن طرف تر چند بیمار و مصدوم دیگر روی تختهای بخش اورژانس خوابیده اند. در کنار هر کدام از آنها یکی پرس غذا در ظروف یکبار مصرف (که البته وزارت بهداشت سلامت این قبیل ظروف را زیر سئوال برده است) بدون قاشق دیده می شود. وقتی از سوپروایزر بخش سئوال می کنیم که از چه کسی باید قاشق گرفت، پاسخ می دهد که معمولا بیماران خودشان قاشق می خرند.

اورژانس بیمارستان هفت تیربه نظر می رسد که وضعیت جسمانی این بیماران به هیچ عنوان مورد توجه کادر درمانی قرار ندارد که معتقدند باید خودشان با پای خودشان بروند و قاشق برای خوردن غذا تهیه کنند.

دست آخر یکی از بیماران که حسابی ضعف داشت، با همان دستهای خون آلود شروع کرد به خوردن غذا.

وضعیت اورژانس بیمارستان شهدای هفت تیر به گونه ای است که تجهیزات و امکانات موجود به همراه تیم درمانی نمی تواند پاسخگوی مراجعان باشند. از این رو، مردم مجبورند عطای ماندن در این بخش را به لقایش ببخشند و با دادن رضایت از این بیمارستان بروند. به طوریکه حدود 80 درصد مراجعان به اورژانس این بیمارستان با دادن امضا، از بیمارستان خارج می شوند.

به گزارش مهر، اورژانس بیمارستان شهدای هفت تیر تنها یکی از دهها اورژانس بیمارستانی در بخش دولتی است که چنین وضعیتی دارند. البته دکتر سید سجاد رضوی، مدیرکل دفتر نظارت و اعتباربخشی امور درمان وزارت بهداشت معتقد است که اورژانس بیمارستانی در بخش دولتی به مراتب بهتر از بخش خصوصی است.

در همین رابطه ببینید: پرونده «عدالت در نظام سلامت»

محورهای سناریوی دشمن در قبال جمهوری اسلامی

بيانات رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه‌ای، در ديدار نمايندگان مجلس شوراى اسلامى:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

خيلى خوشامديد برادران و خواهران عزيز، و خسته نباشيد. اميدواريم كه خداوند متعال بر لحظه‌لحظه‌ى تلاشها و اهتمامها و مسئوليت‌شناسى‌هاى شما برادران و خواهران عزيز اجرهاى فراوانى عنايت كند و توفيقاتش را بر شما روزافزون بدارد.

تشكر ميكنيم از جناب آقاى لاريجانى، به خاطر اين گزارش خوبى كه دادند؛ و همچنين بخصوص به خاطر اين موضعگيرى صريح و روشنى كه نسبت به مستكبرين، نسبت به آمريكا، نسبت به زياده‌خواه‌ها و ياوه‌گوهاى بين‌المللى، از زبان شما نمايندگان محترم ابراز كردند. البته اينها زبان حال مردم ما هم هست و بايد حقيقتاً خدا را سپاسگزارى كرد بر اين كه تفضل كرده است و توفيق داده است كه ملت ما در طول اين سه دهه، همچنان فهم دقيق و روشن خود از خطكشى‌ها و جناح‌بندى‌هاى جهانى و مضمون اين جناح‌بندى‌ها و اهداف آنها را حفظ كند، بلكه روزبه‌روز به آن افزايش ببخشد. حقيقت هم اين است كه يكى از مشكلات و گرفتارى‌هاى ملتها، نداشتن اين آگاهى يا غفلت از آنهاست، كه در تحولات عالم و در حوادث گوناگون به آنها ضرر ميزند و سر پيچهاى تند و سخت سياسى، آنها را دچار اشتباه ميكند. اگر جناح‌بندى‌هاى جهان، جناح‌بندى‌هاى بزرگ و كلان دنيا در عالم سياست، در عالم اقتصاد، براى ملتها روشن باشد، با آن آگاهانه بينديشند، هدفها را در اين جناح‌بندى‌ها مدنظر داشته باشند، تيغ مستكبرين عالم كند خواهد شد. هدف از اين تبليغات وسيعى كه شما ملاحظه ميكنيد – چقدر ابزارهاى رسانه‌اى و تبليغاتى، امروز در خدمت سياستهاى مستكبرين است – عمدتاً غبارآلودكردن و ابرى كردن فضاست، تا ملتها نتوانند همين آگاهى را، همين بصيرت را به دست بياورند، يا نتوانند حفظ كنند. ملت ما اين را حفظ كرده است، و اين جاى سپاس فراوانى دارد.

بنده بايد از مجلس محترم تشكر كنم به خاطر اينكه اين مواضع را در طول اين دوره تا امروز و ان‌شاءالله تا آخر دوره، به طور واضح از خود بروز و نشان داده است. خيلى براى كشور و براى انقلاب سرشكستگى داشت اگر مجلس احياناً در يكى از اين قضاياى مهم سياسى و اين حوادث گوناگون دچار خطا ميشد يا موضعگيرى نميكرد يا بدتر از آن، موضعگيرى غلط ميكرد. اينكه مجلس در قضاياى مختلف سياسى دنيا، در هجمه‌هاى دشمنان به جمهورى اسلامى، قرص و محكم، واضح و آشكار ايستاد و موضع گرفت، واقعاً جاى افتخار دارد، جاى تشكر دارد. من صميمانه تشكر ميكنم و اصرار دارم بر اينكه اين مواضع، همچنان با همين استحكام، با همين قوت ادامه داشته باشد؛ چون چالش ميان انقلاب اسلامى و استكبار جهانى، چالش مستمرى است، چالش ادامه‌دارى است. البته به حول و قوه‌ى الهى تا ابد طول نخواهد كشيد؛ هرچه زمان ميگذرد، كفه‌ى نظام اسلامى سنگين‌تر ميشود، قوى‌تر ميشود. آن روزى كه دشمنان احساس نوميدى كنند، هجمه‌ها كم خواهد شد، بتدريج زائل خواهد شد؛ ليكن تا آن روز، ايستادگى ملت، ايستادگى نخبگان ملت، يك امر ضرورى و لازم است؛ اين را بايد ادامه داد. مبادا ظرافتهائى كه در نوع برخورد انقلاب با دشمن مورد نظر است، مورد غفلت قرار بگيرد. ببينيم كه امروز نقشه‌ى دشمن در مورد انقلاب چيست. به تعبير متعارف و رائج، سناريوى دشمن را حدس بزنيم، ببينيم دنبال چيست. اگر توانستيم درست بفهميم، درست حدس بزنيم و در مقابل سناريوى دشمن رفتار و اعمال خودمان را برنامه‌ريزى كرديم، قطعاً دشمن شكست خواهد خورد.

همه‌ى شواهد نشان‌دهنده‌ى اين است كه دشمن امروز بر روى چند نقطه تكيه‌ى اساسى دارد. از واضح‌ترينهايش انسان شروع كند، يكى مسئله‌ى اقتصاد است. اينكه ما امسال گفتيم »سال جهاد اقتصادى«، ناظر به اين بخش قضيه است. به زانو درآوردن كشور از لحاظ اقتصاد، عقب راندن و پس راندن كشور در زمينه‌ى اقتصاد، كه منتهى بشود به فلج پايه‌هاى اقتصادى، منتهى بشود به نوميدى مردم، يكى از كارهاى اساسى است. خب، اين چيز واضحى است؛ خودشان هم اين را دارند بيان ميكنند و ميگويند. اين، هم براى مجلس، هم براى دولت، هم براى يكايك مسئولانى كه در بخشهاى مختلف مشغول تلاش هستند، خط روشنى را ترسيم ميكند كه چه بايد كرد.

يك نقطه‌ى ديگر – كه آن هم خيلى واضح است – ايجاد اختلاف بين دستگاه‌هاى مديريت‌كننده‌ى كشور است؛ اين هم يكى از كارهاى اساسى آنهاست. اين مسئله را پنهان هم نميكنند. نه اينكه نميخواهند پنهان كنند؛ پنهان‌كردنى نيست. نوع كار دشمنان در اين قضاياى مهم و كلان و بين‌المللى اقتضاء ميكند كه يك كارهائى را بكنند، يك چيزهائى را بگويند، اظهاراتى را داشته باشند؛ لذا اين تدابير و سياستهاى دشمنان در پرده نميماند. ميخواهند اختلاف ايجاد كنند. اين اختلاف را به هر شكلى بتوانند، تزريق ميكنند؛ ما بايستى بيدار باشيم. اختلاف سليقه، اختلاف نظر، اختلاف عقيده در مسائل سياسى، نبايد به چالش ميان جناحهاى كشور، ميان عناصر كشور منتهى شود. گناه بزرگ فتنه‌گران در سال 88 اين بود كه اگر خوشبينانه نگاه كنيم و بگوئيم اينها يك شبهه‌اى، خدشه‌اى در ذهنشان بود، اين خدشه را به صورت ايجاد چالش براى نظام اسلامى مطرح كردند. اين گناه بزرگ، قابل اغماض هم نيست؛ آثار آن هم همچنان در جامعه‌ى ما موجود است. البته ملت، ملت بيدارى است. نصاب لازم در فهم و بصيرت اين ملت موجب ميشود كه خيلى از اين حوادث پوشيده بشود و بتدريج آثار آن زائل شود؛ ليكن اينها به خاطر همين، ضربه زدند. ايجاد دعوا، گريبان يكديگر را گرفتن، ايجاد اختلاف عميق، يكى از كارهاى بسيار بد، بسيار بزرگ و نكوهيده است؛ اين همان چيزى است كه دشمن ميخواهد.

شما در مجلس شوراى اسلامى سهم خودتان را در اين زمينه ايفاء كنيد. ربطى ندارد اين مطلب به اينكه آن كسى كه در مجلس است، مال چه نحله‌ى سياسى است، چه مذاق سياسى‌اى دارد؛ فرقى نميكند؛ مسئله، مسئله‌ى دفاع از كشور، دفاع از انقلاب، دفاع از اسلام، دفاع از دستاورد بزرگ ملت ايران است؛ اين ديگر بين همه‌ى جناحها مشترك است، مگر آن كسانى كه بيگانه‌اند؛ والّا بين جناحهائى كه معتقدند – حالا وابسته به هر نحله‌ى سياسى ميخواهند باشند – مشترك است.

يكى ديگر از قلمهاى واضحِ اساسى، رقيق كردن اعتقادات اسلامى و احساسات اسلامى و رسوخ دادن تفكرات الحادى و شبه‌الحادى از طرق مختلف است؛ اين جزو سياستهاى اينهاست. دستگاه‌هاى گوناگونِ تبليغاتى را با مبالغ كلان، با پيگيرى‌هاى همه‌جانبه و گسترده، در خدمت تغيير فكر جوانان ما به كار ميگيرند. البته اين مخصوص جوانان ما هم نيست. امروز در همين كشورهاى عربى كه اين قيامها و انقلابها اتفاق افتاد، عين همين قضيه دارد با شدت پيگيرى ميشود؛ دارند دنبال ميكنند. ميلياردها دلار خرج كردند براى اينكه بتوانند ذهن و فكر جوانانى كه در فلان ميدان قاهره يا فلان ميدان تونس اجتماع كردند و آن حوادث بزرگ را به وجود آوردند، تغيير دهند، عوض كنند. اينها اتفاقاتى است كه دارد مى‌افتد. اينها حدس و تحليل نيست؛ اينها اطلاع است. خب، دشمن مشغول است؛ با همه‌ى قوا مشغول است. از اين قبيل كارها به وسيله‌ى دشمن انجام ميگيرد. ترويج فساد هست، ترويج فحشا هست، ايجاد ترديد در عقايد هست.

دشمن يك سناريوى جامع و سر و ته دارى را براى نظام اسلامى و براى حركت اسلامى و بيدارى اسلامى تدارك ديده است. خوشبختانه ما كفايت برخورد با اين سناريو را داريم؛ در اين ترديدى نيست. اين را من با قاطعيت عرض ميكنم: با مايه‌هاى اعتقادى و فلسفى و عقيدتىِ غنى و قوى‌اى كه در بين ما بالفعل وجود دارد – حالا آن كارهاى بالقوه به جاى خود – با نيروى انسانىِ علاقه‌مند و كارآمد، اين كفايت در نظام جمهورى اسلامى هست كه در مقابل اين هجمه مقابله كند؛ همچنان كه در طول اين سى و دو سال، جمهورى اسلامى اين كفايت را نشان داده. در اين سى و دو سال بيكار كه نبودند. مرتباً تلاش شده، مرتباً فكر شده، به قول خودشان اتاقهاى فكرشان مشغول كار بوده است. پول خرج كرده‌اند، مرتباً طرح بيرون داده‌اند، آدم معين كرده‌اند، مأمور گذاشته‌اند، رفت و آمد كرده‌اند؛ در زمينه‌هاى ديپلماسى هرچه توانسته‌اند، كرده‌اند؛ ولى خب، نتيجه اين شده است كه جمهورى اسلامى جلو آمده، آنها عقب رفته‌اند. البته اگر برخى كوتاهى‌هاى ما نبود، برخى از ضعفهاى اخلاقى و غير اخلاقى ما نبود، ما از اين هم جلوتر ميرفتيم. بالاخره اشكالاتى در ما وجود داشته؛ ليكن با وجود اشكالات، امروز ما به طور واضح و بيّن جلو رفته‌ايم، و دشمن به طور واضح و بيّن عقب رفته. آمريكاى دوره‌ى ريگان با آمريكاى دوره‌ى اوباما زمين تا آسمان تفاوت كرده. جمهورى اسلامىِ سال 60 هم با جمهورى اسلامىِ سال 90 زمين تا آسمان تفاوت كرده. ما جلو رفته‌ايم، آنها عقب رفته‌اند. بنابراين كفايت برخورد وجود دارد، منتها بيم آن هست كه ما يا غافل شويم يا مغرور شويم؛ هر دو تاى اينها خطر است. نه بايد غفلت كرد و سرگرم كارهاى حاشيه‌اى شد، نه بايد مغرور شد و دشمن را خرد و بيچاره شمرد؛ بايد هشيارى باشد. تك تك ماها مخاطب اين حرف هستيم. يعنى شما دويست و نود نماينده در مجلس، هر يك يكتان جداگانه مخاطب اين خطاب الهى و اين مسئوليت الهى هستيد؛ بايد مواظب باشيد. دولت هم همين جور، مسئولين قضائى هم همين جور، مسئولين بخشهاى گوناگون كشور هم همين طور؛ نظامى‌ها يك جور، غير نظامى‌ها يك جور، آحاد مردم هم همين جور؛ همه مسئوليم؛ منتها مسئوليت مسئولان حكومتى، مسئوليت محدّد و روشن و غالباً تعريف شده‌اى است. همه مسئوليم، يعنى با اين ديد به مشاغل خودمان نگاه كنيم؛ بنده در شغل خودم، شما در شغل خودتان، ديگرى در شغل خودش.

ما بار امانت سنگينى را بر دوش گرفته‌ايم. خداى متعال اين بار امانت را بر دوش ما گذاشته. اختيارى هم نيست كه بگوئيم خيلى خوب، ما اين امانت را نميخواهيم؛ نه، اين امانتى است كه بايد آن را مقتدرانه و امينانه به سرمنزل رساند. هر كارى كه ميكنيم – كار سياسى ميكنيم، كار فكرى ميكنيم، كار اقتصادى ميكنيم، كارهاى مديريتى ميكنيم – همه بايد با اين نگاه باشد. اگر فارغ از اين نگاه كار كرديم، بيم آن هست كه كار ما در جهت خلاف اين اهداف به كار بيفتد؛ آن وقت مؤاخذه‌ى الهى است. خداى متعال از اينگونه گناهان بزرگ نميگذرد. امام (رضوان الله تعالى عليه) در چند مورد از مسائل اجتماعى و گناهان اجتماعى و تخلفات سياسى و اينجورى، همين تعبير را داشتند: اين گناهى است كه خداى متعال از آن نخواهد گذشت، چون توبه‌اش آسان نيست. خب، انسان از هر گناهى توبه كند، خدا ميگذرد؛ اما وقتى انسان يك حركتى كرد، يك ضربه‌اى به يك ملت وارد شد، چطور ميشود اين را توبه كرد؟ چطور ميشود جبران كرد؟ چطور ميشود از تك تك كسانى كه آسيب ديده‌اند، انسان استحلال و طلب عفو كند؟ لذا خدا از اين گناهان نميگذرد. حساسيت موضع من و شما از اين جهت است.

خب، حالا يك نگاه به مسائل منطقه و مسائل جهان و مسائل عمومى كشور است، كه عرض كرديم. خوشبختانه مواضع مجلس و دولت خوب بوده است؛ ايستادگى كردند. مسئولين كشور خوشبختانه در مناسبتهاى مختلف توانسته‌اند صداى رساى انقلاب را از فراز اين هياهوهاى گوناگونى كه منطقه را فرا گرفته، به گوش مردم منطقه هم برسانند. على‌رغم هياهو و جنجال و شلوغ بازى‌اى كه دشمنان درآوردند، ملت ايران و مسئولين كشور توانستند حرف درست را، حرف متين و منطقى را به گوشها برسانند. اين خوشبختانه اتفاق افتاده است و بايد هم ادامه پيدا كند.

خب، ميدان جنگ است ديگر. ميدان جنگ، آدم ميزند؛ انتظار خوردن هم بايد داشته باشد. دشمن بيكار نيست، او هم ضربه ميزند. انسان بايد در اين عرصه‌ى وسيع بين‌المللى، خود را در ميدان جنگ مشاهده كند. بحث صلح و نوازش و اينها نيست. حتّى آنجائى هم كه حرف نرم ميزنند، پشت حرف نرم، يك خنجر آخته‌اى وجود دارد كه منتظر غفلتى هستند تا دسته در جگر طرف مقابلِ خودشان فرو كنند. لذا بايد بيدار بود، بايد هشيار بود. اين هشيارى هست، اين بيدارى هست. من توصيه و تأكيدم اين است كه اين را حفظ كنيم، نگه داريم.

البته من اين را عرض بكنم؛ اينجا جاى تقواى جمعى است. ما يك تقواى فردى داريم، كه هر كسى خود را تحت مراقبت دائم داشته باشد. تقواى كامل اين است كه انسان به طور دائم خود را تحت مراقبت داشته باشد؛ مثل كسى كه در يك محوطه‌ى پوشيده‌ى از خارهاى دامنگير دارد حركت ميكند – اين مثال، هم در روايات هست، هم در كلمات بزرگان هست – بايد دائم حواسش باشد؛ يعنى زير پايش را نگاه كند. اگر غفلت كنيد، خار دامن شما را ميگيرد، لباس شما را پاره ميكند، پاى شما را مجروح خواهد كرد. تقوا را تشبيه كرده‌اند به حركت در خارستان. خب، اين تقواى فردى است و لازم است؛ راه دستيابى به فوز و فلاح هم فقط همين است. اگر كسى بخواهد به فلاح برسد، به فوز برسد، به نجات ابدى برسد، بايستى تقوا داشته باشد. هر مقدار اين حالت بيشتر بود، فوز و فلاح بيشتر است.

يك تقواى جمعى هم داريم. تقواى جمعى اين است كه جمعها مراقب خودشان باشند. جمع به حيث جمع، مراقب خودشان باشند. بى‌مراقبتى جمعها نسبت به مجموعه‌ى خودشان، موجب ميشود كه حتّى آدمهائى هم كه در بين آن جمعها تقواى فردى دارند، با حركت عمومىِ آن جمعها بغلتند و به جائى بروند كه نميخواهند. در طول اين سى سال، ما از اين ناحيه ضربه خورده‌ايم. يكى از جاهائى كه ضعف نشان داده‌ايم، همين بوده.

در دهه‌هاى قبل، يك جريانى در كشور وجود داشت به نام جريان چپ. آنها شعارهاى خوبى هم ميدادند، اما خودشان را مراقبت نكردند و تقواى جمعى به خرج ندادند. در ميانشان آدمهائى بودند كه تقواى فردى هم داشتند، اما نداشتن تقواى جمعى، كار آنها را به جائى رساند كه فتنه‌گرِ ضد امام حسين و ضد اسلام و ضد امام و ضد انقلاب توانست به آنها تكيه كند! آنها نيامدند شعار ضد امام و ضد انقلاب بدهند، اما شعار دهنده‌ى ضد امام و ضد انقلاب توانست به آنها تكيه كند؛ اين خيلى خطر بزرگى است. آنها غلتيدند. بنابراين تقواى جمعى لازم است.

من پارسال به شما عرض كردم كه در داخل مجلس شوراى اسلامى، خودنظارتى بگذاريد. اين، همان تقواى جمعى است. مجموعه، خود را بپايد. حالا حرفهائى گوشه كنار زدند كه نماينده بايد آزاد باشد، چه باشد. كسى با آزادى نماينده مخالف نيست؛ با كجرفتارى نماينده مخالف است. يك نماينده‌ى كجرفتار ممكن است مجلس شوراى اسلامى را بدنام كند، متهم كند؛ حيف نيست؟ مجلسِ به اين عظمت، اين نهاد قانونىِ اساسى در كشور.

اول انقلاب خدمت امام رفتيم، براى اينكه يكى از بزرگانِ بين خودمان را به عنوان رئيس جمهور به امام معرفى كنيم تا امام ايشان را قبول كنند و ما بيائيم ايشان را در حزب جمهورى اسلامى به عنوان رئيس جمهور مطرح كنيم. امام به دليلى قبول نكردند. بعد به ما گفتند كه برويد سراغ مجلس؛ مجلس مهم است. از نگاه رهبر انقلاب و بنيانگذار اين نظام و پديد آورنده‌ى اين مجموعه، مجلس يك چنين جايگاهى دارد. خب، اين را بايد نگه داشت، بايد آبرويش را حفظ كرد، بايد چهره‌اش را حفظ كرد؛ اين، خودنظارتى لازم دارد. اگر اين خودنظارتى نباشد، اشكال به وجود مى‌آيد؛ خود شما هم داريد مى‌بينيد. من پارسال در اين خصوص سفارش كردم. البته اخيراً در مجلس نسبت به اين قضيه كاركى انجام گرفت، اما اهميت اين قضيه درست به دست نيامد. اين خودنظارتى، تقواى جمعى است.

در مجلس، سلائق مختلف و جريانهاى مختلف هستند. بنده هيچ اصرار ندارم كه جريانها بيايند همه يكى بشوند؛ نه، اختلاف سليقه، اختلاف فكر، اختلاف مذاق و اختلاف عقيده‌ى سياسى وجود دارد و طبيعى است. اين اختلاف سليقه‌ها در موارد بسيارى مفيد است؛ حالا ممكن است يك جاهائى هم ضررهائى داشته باشد. اصرارى نيست بر اين كه اين خطوط حتماً برداشته شود؛ اصرار اولاً بر آن چيزى است كه قبلاً گفتم: يقه‌ى يكديگر را نگيرند؛ اختلاف سليقه منتهى نشود به كشمكش و دعوا و چالش و دشمن خونى همديگر شدن و فراموش كردن آمريكا. متأسفانه بعضى از جناحهاى ما اينجورى‌اند. وقتى با طرف مقابل مخالف ميشوند، ديگر آمريكا فراموش ميشود، اسرائيل فراموش ميشود، مخالفين انقلاب و دشمنان امام فراموش ميشوند؛ تضاد اصلى، ميشود همينى كه در مقابلش قرار دارد! خب، اين غلط است. پس جناحها با همديگر اينجور جنجال و دعوا نداشته باشند. دوم هم اينكه در بين خودشان خودكنترلى داشته باشند، خودمراقبتى داشته باشند، نگذارند جريانشان انحراف پيدا كند؛ والّا در ميان اين جريانات، آدمهاى خوب كم نيستند؛ اما وقتى جريان اشكال پيدا كرد، آدمِ خوب را هم با خودش ميغلتاند و ميبرد. اين نكات، جزو چيزهاى روشن و طبيعى است. من خيلى بنا ندارم براى برادران و خواهران، توسّع در حرف و بيان داشته باشم.

نكته‌اى را من الان لازم ميدانم عرض بكنم. چون امسال آخرين سال نمايندگىِ اين مجلس و دوستان و عزيزان است، مراقب باشيد به خاطر انتخابات آخر سال در اسفند، اين ده ماهى كه باقى مانده، مجلس دچار ركود و كم‌كارى نشود. بيم آن هست كه توجه دوستان و نمايندگان محترم به حادثه‌ى دوازده اسفند آينده موجب بشود كه همه‌ى كارهاى لازمِ فاصله‌ى بين امروز و دوازده اسفند تحت‌الشعاع قرار بگيرد. خواهشم اين است كه اين اتفاق نيفتد. من در همه‌ى دولتها اين سفارش را به دولتى‌ها ميكردم كه مراقب باشيد سال آخر سست نشود. اين در مورد مجلس اهميتش بيشتر است، چون خطرش بيشتر است. سال آخر براى دولتى‌ها فقط همين است كه سال آخرشان است؛ خودشان تلاش و تحركى براى تداوم مسئوليت نميتوانند داشته باشند؛ اما نماينده‌ى مجلس چرا، ميخواهد تلاش كند، چه كند. اين تلاش نبايستى وظيفه‌ى امروز را – كه وظيفه‌ى نقد و لازمى است – تحت‌الشعاع قرار بدهد. من جداً درخواستم از برادران و خواهران اين است كه اين را رعايت كنند.

يك مسئله‌ى ديگر هم نزديك شدن به صاحبان قدرت و ثروت است؛ اين را ما با شما بى‌رودربايستى عرض كنيم. بالاخره ما برادرانِ هم هستيم؛ همديگر را بايستى تواصى به حق و تواصى به خير كنيم. اين خيلى خطر بزرگى است كه كسى به خاطر تأمين نمايندگى در يك دوره، نزديك بشود به صاحبان ثروت يا به صاحبان قدرت؛ اين خيلى چيز بدى است؛ اين از آن چيزهائى است كه خداى متعال از آنها نميگذرد و انتقام خواهد گرفت. اين چيزها روى شخص، روى عاقبت – عاقبت به خيرى كه اينقدر برايش اهميت قائليم – و روى جامعه اثر منفى ميگذارد.

در اين طرح نظارت هم كه حالا كلياتش تصويب شده، دوستان جورى تنظيم كنند كه يك نظارت واقعى انجام بگيرد؛ يعنى حالت سازوكار بده بستانى پيش نيايد. جورى عمل كنيد كه واقعاً يك چشم بصير و بينائى از خود مجلس مراقبت كند. اينجور نباشد كه رودربايستى و بده بستان و اينها بر اين قضيه حاكم شود.

مطلب ديگر هم همين توصيه‌اى است كه من هميشه دارم و آن، هم‌افزائى با قوه‌ى مجريه است – قوه‌ى مجريه و قوه‌ى قضائيه، ليكن عمدتاً قوه‌ى مجريه؛ چون سر و كار مجلس با قوه‌ى مجريه است – بايد هم‌افزائى كرد. نبايستى كار را جورى تنظيم كرد، جورى پيش برد كه معنايش دعوا و اختلاف باشد؛ اين در بيرون، روى مردم، خيلى تأثيراتش بد است. گاهى ديده ميشود كه مثلاً در مجلس، در يك نطقى، در يك اظهار نظرى، يك حرفى زده ميشود. خب، حرف كه زده شد، پرتاب شد ديگر. اگر خداى نكرده حرفى باشد كه كسى را يا جمعى را متهم كند، جبرانش به‌آسانى ممكن نيست؛ مردم را نااميد ميكند. امروز مسئولين دارند تلاش ميكنند، كار ميكنند. نگوئيد فلان ضعف و فلان ضعف وجود دارد. بنده به ضعفها آگاهم. شايد بنده بعضى از ضعفها را هم بدانم كه خيلى‌هاى ديگر ندانند. با وجود اين ضعفها، آن چيزى كه امروز در قوه‌ى مجريه وجود دارد، يك شاكله‌ى خوب و مطلوب است. در كشور دارد كار انجام ميگيرد. خب، بايستى همكارى كرد، بايد كمك كرد؛ هم مجلس كمك كند به دولت، هم دولت كمك كند به مجلس؛ هم قانون فصل‌الخطاب است براى عمل دولت، هم گرايشهاى دولت و تشخيصهاى دولت يك اشاره است به قانونگذار براى كيفيت قانونگذارى. اين مسئله با استقلال مجلس منافات ندارد. من نماينده‌ى مجلس هم بودم، رئيس دولت هم بودم؛ من هر دو جا را تجربه كردم. در طول اين سالهاى متمادى هم، هم مجالس را ديدم، هم دولتها را ديدم. هيچ اشكالى ندارد كه يك مجلسى قانون صحيح و درست و قوى و منطقى را جورى تنظيم كند كه براى دولت، رفتار طبق آن قانون، عملى باشد، ممكن باشد، آسان باشد. اگر اين شد، معنايش اين نيست كه مجلس استقلال ندارد. بعضى‌ها كه شايد ميخواهند سر به تن اين مجلس هم نباشد، آدم مى‌بيند كه شده‌اند دلسوز استقلال مجلس: آقا مجلس استقلال داشته باشد! اين هيچ منافاتى با استقلال مجلس ندارد. انسان نگاه كند ببيند دولت چه جورى ميتواند عمل كند، چه جورى بهتر ميتواند عمل كند، چه جورى آسانتر ميتواند عمل كند، قانون را تنظيم كند و در اين مجرا بيندازد؛ اين ممكن است، هيچ اشكالى هم ندارد. از آن طرف هم وقتى قانون تهيه شد، منجّز شد، دولت موظف است با همه‌ى وجود، با همه‌ى قوا، بدون بهانه‌گيرى، طبق آن قانون عمل كند. دو طرف قضيه، اينجورى است؛ يعنى هر دو ميتوانند به هم كمك كنند، هم‌افزائى كنند؛ اين لازم است، اين بايد انجام بگيرد. اگر چنانچه از هر دو طرف يك بهانه‌هائى اتفاق افتاد؛ اين طرف گفت نه، اين قانون را چون دولت اينجورى ميخواهد، ما نميكنيم؛ آن طرف هم گفت چون اين قانون، اين گوشه‌اش كج است، ما هم زير بار نميرويم؛ خب، اين كه نميشود؛ اوضاع مملكت نميچرخد. رفق، خوب است؛ رفق، همسازى، هميارى، مدارا. در باب رفق رواياتى داريم. رفق يعنى سازگارى؛ انسان سازگارى نشان بدهد. آن كه آدم نبايد با او سازش كند، دشمن است؛ آدم با دوست بايد سازگارى نشان دهد. بالاخره بايد تحمل كنند؛ يك چيزى را اين از آن تحمل كند، يك چيزى را آن از اين تحمل كند.

خب، انتخابات هم در پيش است. انتخابات هم مهم است. انتخابات، شاخص و عَلم نظام جمهورى اسلامى است. به كورى چشم دشمنها، ما الحمدلله انتخابات را بدون اندك تأخيرى، هميشه سر وقت انجام داديم؛ اين خيلى مهم است. از سال 58 كه اولين انتخابات انجام گرفته است تا امروز، سى و يكى دو تا انتخابات انجام گرفته؛ سر وقت، با دقت. واقعاً خودشان را كُشتند كه شايد بتوانند در يك برهه‌اى انتخابات مجلس را عقب بيندازند، اما نتوانستند. رؤساى قوا با همديگر همدست شدند كه نگذارند انتخابات مجلس شوراى اسلامى سر وقت انجام بگيرد، اما نتوانستند. خيلى تلاش كردند، آمدند، بحث كردند، حرف زدند، روزنامه نوشتند، امضاء جمع كردند، مأمورين دولتى را بسيج كردند، ولى الحمدلله نتوانستند. بعد از اين هم به توفيق الهى همين جور خواهد بود. انتخابات مهم است. انتخابات براى ما يك پرچم افتخار است؛ نشانه‌ى مردم‌سالارى دينى است. انتخابات بايستى خوب انجام بگيرد. تا امروز هم با همه‌ى بداخلاقى‌هائى كه از اطراف مختلف و در دوره‌هاى گوناگون اتفاق افتاده و همين طور نق و نوق كرده‌اند و از قبل از انتخابات شروع ميكنند كه آره، نبادا در انتخابات تخلف بشود، فلان بشود، اما خوشبختانه هيچ چيز را نتوانستند اثبات كنند. در دوره‌هاى مختلف بحمدالله انتخاباتِ خوب، روشن و شفافى انجام گرفته، اين دوره هم ان‌شاءالله همين جور خواهد بود. البته تا انتخابات وقت خيلى زياد است، منتها من ميخواهم سفارش كنم كه مسئولين كشور مراقب باشند احترام انتخابات را نگه دارند. هم مجلس، هم دولت، هم قوه‌ى قضائيه، احترام انتخابات را نگه دارند. اگر كسى به انحاء مختلف دخالت كند، هيچ روا نيست، جايز نيست. بايد مردم بر طبق روال قانونى ببينند، تشخيص بدهند، بشناسند و انتخابات انجام بگيرد.

عرايض ما تمام شد. من فقط يك جمله عرض بكنم: اين مطالبى كه برادر عزيزمان بعد از صحبتهاى آقاى لاريجانى فرمودند، واقعاً من را شرمنده ميكند. ولو ميدانم از روى محبت و اخلاص و صفاست – در اين ترديدى نيست – ليكن اينجور بيانات، هم به ضرر من است، هم به ضرر خود گوينده است. نبايستى اين بيانات به اين شكل بيان شود. يك مجموعه‌ى زمانى تصادفاً كنار هم قرار گرفته‌ايم و داريم با هم كار ميكنيم؛ من يك كار ميكنم، شما يك كار ميكنيد. اينجور تعبيرات، تعبيراتى نيست كه انسان را خوش بيايد يا كمكى به كار پيشرفت انسان بكند. ما همگى بندگان خدا هستيم و ان‌شاءالله خدمتگزاران مردم هم باشيم.

اميدواريم ان‌شاءالله خداى متعال همه‌ى ما را مشمول تفضلات خودش قرار بدهد.

والسّلام عليكم و رحمةالله و بركاته

کسی به امر مسلمین اهتمام نکند، مسلم نیست

امام روح الله الموسوی الخمینی

قسمت اول از مجموعه «اسلام ناب در کلام امام» را اینجا بخوانید.

هم مقدس هم ضد اسلام!
آن مقدسي كه خيال مي كند كنار نشسته و دخالت در امور اسلامي نمي كند، او بر خلاف اسلام دارد رفتار مي كند. 13/10/62
مذهب مسخ شده!
يكي از بدترين چيزي كه اجانب در بين مردم و در بين خود ما القا كردند اين است كه اسلام براي اين است كه ما همان عبادت بكنيم ، چنان كه مذهب مسيح را هم مسخ كردند . مذهب مسيح مسخ شد . مسيح هرگز نمي شود كه دعوتش اين باشد كه فقط عبادت بكنيد ، ظلمه را بگذاريد به كار خودشان ،اين نمي شود ، نبي نمي‌تواند اينطور باشد ، مسخ شده است اينها . اينها اسلام را در نظر ما ، در نظر جاهلين مسخ كردند . اسلام را بصورت ديگر نشان دادند و اين از كيدهايي بود كه با نقشه هایي پياده شده است و ما خودمان هم باوركرديم آخوند را به سياست چه ؟ اين حرف ، حرف استعمار است . 16/12/57
ما اين سد را بايد بشکنيم
علماي اسلام احساس كردند ، اكثريت قريب به اتفاقشان احساس كردند كه بايد مااين سد عدم دخالت در سياست را بشكنيم و ما بايد وارد بشويم در امور ،بايد ما دخالت كنيم، بايد اهتمام به امر مسلمين داشته باشيم . اهتمام بر امر مسلمين اين نيست كه _ اين _ من بروم نماز بخوانم و او اقتدا كند . اين كه امر مسلمين نيست ،اين امر خداست. امور مسلمين عبارت _ است _ از امور سياسي و اجتماعي مسلمين . 18/6/60
همه تعليمات انبيا را کنار گذاشتيم
ما همه تعليمات انبيا راكنار گذاشتيم ،فقط به آن تعليماتي كه با _ عرض مي كنم_ دخالت نكردن در سياست و دخالت نكردن در جامعه ، اينها فقط همينش را گرفته ايم ،نمازش را گرفته ايم و باقي را رها كرديم. مگر امكان دارد كه انسان مسلمان باشد به فقط نماز خواندن و روزه گرفتن و حج رفتن و امثال ذلك و در امر مسلمين دخالت نكردن ؟ اگر اهتمام به امر مسلمين كسي نكند مسلم نيست ، به حسب روايت منسوب الي رسول ا… . 18/6/60
اسلام بي محتوا!
اين از تبليغات همان شياطين بود كه مي خواستند قشر اسلام را صورتش را نگه دارند و ماها مشغول به همين صورت ها باشيم و محتوا نباشد در كارهايشان را انجام بدهند . محتواي اسلام كه مهمش اسلام قيام لله ، نهضت لله ، جلوگيري از ظلم ظالمين ، از ستم ستمكاران ، اجراي عدالت اسلامي اينها منسي باشد. 10/4/60
همانند کليسا؟
شما مي بينيد كه از اول يك جرياني در كار بود كه شماها را از ملت منعزل كند و لااقل شماها را نگذارند در جاهايي كه يك ارگان اجرايي يا تقنيني يا اينها باشد. همان چيزي كه در غرب نسبت به كليسا مي گفتند كليسا براي خودش عليحده برود و مسايل ناسوت و لاهوت بگويد و مملكت را بدهند مااداره اش بكنيم، در ايران هم همان معنا را تعقيب كرده بودند . 10/4/60
اين اشكال اولش به نبي اكرم وارد است!
يك وقت اين شياطين نيايند بگويند كه به شما چه دخالت در اسلام ، دخالت در سياست ، شما برويد سراغ مساله گفتن تان ، خيلي هم معزز هستيد و اگر چنانچه مساله مي گفتيد ديگر قتلي واقع نمي شد ،براي دخالت در سياست بود كه چندين هزار معلول و مقتول داريد . اين اشكال اولش به نبي اكرم وارد است ،اگر ايشان هم به سرمايه دارهاي مكه و حجاز كاري نداشت و توي مسجد مي نشست و مساله مي گفت ،جنگ پيش نمي آمد ، كشتار نمي شد، عموي معظمش كشته نمي شد . و به سيدالشهدا وارد است ،اگر سيدالشهدا مي رفت پيش يزيد و بيعت مي كرد و مساله گو ،مساله مي گفت ،با او مي ساخت و مساله مي گفت ،يزيد خيلي هم احترام مي كرد و دستش هم مي بوسيد ، ولي تكليف اين بود18/6/60
چه آقاي خوبي!
شان بزرگ اهل علم اين بود كه اين آقا نمي فهمند سياست را . اگر يك آقايي اصلا عقلش نرسيد به اينكه سياست چيست ،اين بزرگوار بود خيلي ،آقايي است كه دخالت در امور نمي كند ،قربانش بروم ، چه آقاي خوبي ،ظهر مي آيد نمازش را مي خواند و مي رود توي خانه اش مي نشيند . وبه ما اين مطلب را تحميل كرده بودند . 10/4/60
آدم خوب يک آدم تسبيح بدست است که در مسجد بنشيند و
. . .
اينطور نيست كه آدم خوب كسي باشد كه در كناري نشسته باشد و تسبيحي دست بگيرد و در مسجد ذكر بگويد. اگر انسان خوب اينگونه بود حضرت رسول صلي عليه و آله و سلم و حضرت امير مومنان ( ع ) هم اين كار را مي كردند ما نديديم در تاريخ كسي گفته باشد رسول اكرم و امير مومنان در جايي از صحنه كناره گيري كنند و در مسجد بنشينند و ذكر بگويند، بلكه بعكس در همه جا حضور داشتند و در صحنه بودند. بنابراين اينكه عده اي نشسته اند و مي گويند بايد كناره گيري كرد، درست نيست3/9/61
خيال باطل!
مرتبه اعلاي عرفان را امام علي سلام الله عليه داشته است و هيچ اين چيزها نبوده در كار خيال مي كردند كه كسي كه عارف است بايد ديگر به كلي كناره گيرد از همه چيز و برود كنار بنشيند و يك قدري ذكر بگويد و يك قدري تغني بشود و يك قدري چه بكند و دكانداري! اميرالمومنين در عين حالي كه اعرف خلق الله بعد از رسول الله در اين امت، اعرف خلق الله به حق تعالي بود، معذلك نرفت كنار بنشيند و هيچ كاري به هيچي نداشته باشد، 2/6/65
ما اهل سلوكيم ؛ چه كار داريم كه به ملت چه مي گذرد!
خيال مي شود كه كسي كه اهل سلوك است، اهل سلوك بايد به مردم ديگر كار نداشته باشد، در شهر هر چه مي خواهد بگذرد، من اهل سلوكم، بروم يك گوشه اي بنشينم و ورد بگويم و سلوك به قول خودش پيدا كند اين سلوك در انبيا زيادتر از ديگران بوده است، در اوليا زيادتر از ديگران بوده است، لكن نرفتند در خانه شان بنشينند و بگويند كه ما اهل سلوكيم و چه كار داريم كه به ملت چه مي گذرد، هر كه هر كاري مي خواهد بكند اگر بنا باشد كه اهل سلوك بايد بروند كنار بنشينند، پس بايد انبيا هم همين كار را بكنند 2/6/65
بعد از ايجاد عدالت چه مي شود؟
همه مي دانيم رسول خدايي كه سال هاي طولاني در سلوك بوده است، وقتي كه فرصت پيدا كرد، يك حكومت سياسي ايجاد كرد براي اين كه عدالت ايجاد بشود، تبع ايجاد عدالت فرصت پيدا مي شود براي اين كه هر كس هر چيزي دارد بياورد. وقتي كه آشفته است نمي توانند، در يك محيط آشفته نمي شود كه اهل عرفان ، عرفانشان را عرضه كنند، اهل فلسفه ، فلسفه شان را، اهل فقه ، فقه شان را، لكن وقتي حكومت يك حكومت عدل الهي شد و عدالت را جاري كرد و نگذاشت كه فرصت طلب ها به مقاصد خودشان برسند، يك محيط آرام پيدا مي شود، در اين محيط آرام همه چيز پيدا مي شود بنابراين” ما نودي بشيء مثل ما نودي بالولايه” براي اين كه حكومت است به هيچ چيز مثل اين امر سياسي دعوت نشده است. 2/6/65
مقدس نماهاي بي شعور
ديروز مقدس نماهاي بي شعور مي گفتند دين از سياست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز مي گويند مسوولين نظام كمونيست شده اند! تا ديروز مشروب فروشي و فساد و فحشا و فسق و حكومت ظالمان براي ظهور امام زمان – ارواحنا فداه- را مفيد و راهگشا مي دانستند، امروز از اين كه در گوشه اي خلاف شرعي كه هرگز خواست مسوولين نيست رخ مي دهد، فرياد وا اسلاما سر مي دهند! ديروز حجتيه اي ها مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغاني نيمه شعبان را به نفع شاه بشكنند، امروز انقلابي تر از انقلابيون شده اند! 67/12/3
دل خون يک پدر!
خون دلي كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است. هرگز از فشارها و سختي هاي ديگران نخورده است . وقتي شعار جدايي دين از سياست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احكام فردي و عبادي شد و قهراً فقيه هم مجاز نبود كه از اين دايره و حصار بيرون رود و در سياست و حكومت دخالت نمايد، حماقت روحاني در معاشرت با مردم فضيلت شد. به زعم بعض افراد، روحانيت زماني قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاي وجودش ببارد و الا عالم سياس و روحاني كاردان و زيرك، كاسه اي زير نيم كاسه داشت. و اين از مسايل رايج حوزه ها بود! 3/12/67
سياست يک ارث نيست!
حرف ما اين است كه نه روحاني تنها، همه قشرها بايد در سياست دخالت بكنند . سياست يك ارثي نيست كه مال دولت باشد يا مال مجلس باشد يا مال افراد خاصي باشد، سياست معنايش همين وضع آن چيزهايي كه در يك كشوري مي گذرد از حيث اداره آن كشور، همه اهالي اين كشور در اين معنا حق دارند . خانم ها حق دارند در سياست دخالت بكنند ، تكليف شان اين است ، روحانيون هم حق دارند در سياست دخالت بكنند ، تكليف آنهاست . 25/6/58
اگر اين کارها را بکنيم همه با ما خوب مي شوند!
زندگي سيدالشهدا، زندگي حضرت صاحب سلام الله عليه ، زندگي همه انبياي عالم، همه انبياي از اول، از آدم تا حالا همه شان اين معنا بوده است كه در مقابل جور حكومت عدل را مي خواستند درست كنند ؛حكومت . و مع الاسف به قدري به گوش ما خواندند، به قدري به گوش ملت ما خواندند، به گوش ملت هاي ضعيف خواندند كه حكومت به شما چكار دارد، شما برو نمازت را بخوان ، شما مسجدت را برو، همين البته ، ما اگر فقط مسجد برويم و دعا بكنيم و بعد هم دعا به _ عرض بكنم كه_ آن بزرگان چه بكنيم، همه با ما خوب مي شوند اما وظيفه اين است كه ما برويم مسجد بنشينيم دعا بخوانيم يا وظيفه اين است كه ما بايد قيام بكنيم؟ وظيفه اين است كه ما همه بايد همه چيز خودمان را در راه اسلام فدا بكنيم، چنانچه اولياي ما اين كار را كردند 1/1/67
اين اصل قيام انبيا بوده است!
آنهايي كه خيال مي كنند كه حضرت سيدالشهدا براي حكومت نيامده ، خير اينها براي حكومت آمدند، براي اين كه بايد حكومت دست مثل سيدالشهدا باشد، مثل كساني كه شيعه سيدالشهدا هستند ، باشد. اصل قيام انبيا از اول تا آخر اين بوده است. در طبيعت قيام انبيا _ قيام مسلحانه يا غير مسلحانه در مقابل همه كساني كه به جور داشتند مردم را از بين مي بردند باشد . 1/1/67
سيره حکومتي اسلام
حكومت ها بايد خدمتگزار ملت ها باشند چنانچه در اسلام اين سيره بود كه حكومت در خدمت مردم بود و ارتش درخدمت مردم بود حكومت ها از مردم انشاء مي شدند و ارتش نيز از آنها و اگر حكومت ها و ملت ها به سيره رسول اكرم و ائمه مسلمين عمل مي كردند ، آرامش در همه جاي ارض بود اين اختلافات و خونريزي ها نبود. 4/2/58

راه 52 منتشر شد

شماره ۵۲ مجله فرهنگی-تحلیلی راه، ارگان دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در ۱۲۸ صفحه منتشر شده و در شبکه توزیع پارتیزانی و بر روی پیشخوان ها قرار گرفت.

«اقتصاد مقاومتی؛ الزامات تحقق حرکت عظیم اقتصادی» عنوان گزیده ای از سخنان رهبر انقلاب در نوروز امسال است که به عنوان سرمقاله این شماره مجله راه می خوانیم. همچنین دو گزارش خبری با عنوان «اخراجی های 3 و گروه های فشار سینما» درباره حواشی سیاسی این فیلم پرفروش نوروزی و «انتظار از باب انفعال» درباره مستند جنجالی ظهور نزدیک است، در آخرین شماره مجله راه به چشم می خورد.

در این شماره چند پرونده با موضوعات «جهاد اقتصادی»، «بیداری اسلامی»، «جهان»، «سینما»، «فضای مجازی» و «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در آغاز دهه نود» منتشر شده است که دربرگیرنده مقالات و گفتگوهایی از علیرضا کمری، علیرضا قزوه، مصطفی محدثی خراسانی، سردار افشار، عباس سلیمی نمین، امیرحسین فردی، راضیه تجار، محمدحسین نیرومند، احمد علی راغب، حمید شاهنگیان، رضا برجی، حاج حسین یکتا، حسن سبحانی، گلعلی بابایی، مجتبی رحماندوست، مسعود شجاعی طباطبایی، مازیار بیژنی، محمدرضا طاهری و نیز شمار زیادی از نویسندگان و تحلیلگران جهان عرب است.

جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در آغاز دهه 90 پرونده ای است مشتمل بر یادداشت ها و گفتارهایی از 50 چهره اندیشه، فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی که در حوزه های اندیشه و تاریخ، سیاست و اقتصاد، جهان اسلام، دفاع مقدس، سینما، سرود و موسیقی، هنرهای تجسمی، ادبیات، ادبیات کودک و نوجوان و نیز جبهه فرهنگی انقلاب، به جمع بندی تجارب این جبهه در دهه های گذشته و الزامات آن برای دهه جدید پرداخته اند.

عناوین مهمترین مقالات پرونده بیداری اسلامی این شماره عبارتند از: «سانسور ظالمانه بحرين» نوشته شهید زکریا العشیری (بلاگر بحرینی)، «مصرانقلابي و شكست طلسم ترس از آمریکا» نوشته عبدالباري عطوان (سردبیر روزنامه القدس العربی چاپ لندن)، «حزب الله محبوب ملت های عرب؛ مروري بر نقش حزب الله در بيداري كشورهاي اسلامي- عربي» نوشته پژوهشگر موسسه مدیریت بحران هیلیوس گلوبال در واشنگتن، «محاکمه مبارک يا محاكمه عربستان؟»، «آیا سلفی ها حاضرند بگویند: نه شیعه و نه سنی؟»، «از توجیه سازش تا رهبری خیزش؛ احیاء الازهر چه لوازمی دارد؟»، «خدا در ميدان التحرير با ما بود؛ در سهاي دهگانه انقلاب مصر»، «آمريكا ترسيده است؛ نگاهي به گزينه هاي پيش روي غرب در مواجهه با انقلابهاي خاورميانه»، «رهايي از طاغوت؛ جهان عرب میان دو نوع انقلاب».

رئیس حزب عمل اسلامی مصر نیز علاوه بر مقالات «پیوند دوباره دین و سیاست؛ مروری بر در سهای کربلای حسینی برای انقلابهای منطقه» و «مسائل انقلاب»، گزارشی از سفر خود به تهران به تحریر در آورده و در آن از «تغییر موازنه قوا به نفع امت» سخن گفته است. همچنین «ایمان معجزه می كند» مقاله دکتر محمد صفری از گروه هنری میثاق است که در آن به رفتارشناسی جنبش های اخیر کشورهای اسلامی می پردازد.

در پرونده جهاد اقتصادی، «دانشگاه در خط مقدم جهاد» به قلم رضا نساجی نقش دانشجویان در جهاد سازندگی را مرور کرده و «جهاد سازندگی به سبک منافقین» روایتی از نخستین روزهای جهاد سازندگی ارائه می کند.

در بخش سینمای این شماره، محمدرضا طاهری با مقاله «از پایانی تلخ تا تلخی بی پایان» تصویری را که اصغر فرهادی از چالش طبقه متوسط با طبقه محروم در آثار سینمایی اش ترسیم می کند به چالش کشیده است. همچنین محمدمهدی خالقی در «سیاه بازی» به انواع و اقسام سیاه نمایی در سینمای روشنفکری ایران اشاره کرده است.

پرونده جهان شماره 52 راه نیز میزبان مقدمه ای است که محمدکاظم کاظمی بر دو کتاب منتشر نشده با موضوع خاطرات مجاهدان هراتی نوشته است. کاظمی در «کشتگان جبرئیل» اشاره موجزی به فراز و فرود جهاد اسلامی افغانستان و ویژگی های این دو کتاب تاریخی نموده است. همچنین حامد حامدی خسروشاهی در مقاله «شیر خفته بیدار می شود» نگاهی به شرایط جدید کشور آذربایجان دارد. «ساختن مین با دیگ زودپز» گفتگو با یکی از مجاهدان ایرانی جهاد افغانستان و «کدامین فرهنگ؟» یادداشتی از یک روزنامه نگار افغانی در کابل، دو مطلب دیگری است که نگاهی به گذشته و حال افغانستان دارند.

«انقلاب جوانان اینترنت» نوشته مریم محمد طلعت فعال اینترنتی مصری و «اگر وارد این میدان شویم…» که مروری است بر تجربه انعکاس اینترنتی کاروان آسیایی غزه، از عناوین بخش فضای مجازی این شماره بوده و «جبهه فرهنگی سایبر دهه 80»، «تحلیلی بر رکود وبلاگستان در سال 89» و «شبکه های برهوت» نیز عناوین سایر مقالات و گزارش های این بخش اند.

همايش «نقش انقلاب اسلامي در بيداري اسلامي»

حوزه علميه باقرالعلوم(عليه‌السلام) همايشي را تحت عنوان «نقش انقلاب اسلامي در بيداري اسلامي» در سراي محلۀ جي برگزار مي‌كند. اين همايش با حضور جمعي از انديشمندان و فرهيختگان حوزه و دانشگاه از جمله حجةالإسلام عليرضا پناهيان، آية‌الله سيدمحمدباقر خسروشاهي(مدير مركز مديريت حوزه‌هاي علميه تهران)، آيةالله شاه‌چراغي(امام‌جمعۀ شهرري)، حجةالإسلام حميدرضا غريب‌رضا(كارشناس مسائل جهان اسلام)، آية‌الله علامي(نماينده و وكيل آيت‌الله سيستاني)، حجةالإسلام جلالي(رئيس دفتر آيت‌الله مصباح‌يزدي)، آيت‌الله علوي(عضو مجلس خبرگان رهبري)، مهندس حسين صفارهرندي و سردار حيسن الله‌كرم برگزار مي‌شود.

همايش «نقش انقلاب اسلامي در بيداري اسلامي» طي سه روز به تاريخ 10، 11 و 12 خردادماه 1390، رأس ساعت هشت صبح در سراي محلۀ جي واقع در تهران، خيابان قزوين، خيابان سبحاني برگزار مي‌شود. از همه علاقمندان دعوت مي‌شود تا در اين همايش شركت كنند.  برنامه اين همايش سه‌روزه از اين قرار است:

 

برنامه روز اول(سه‌شنبه 10/03/1390):

ساعت 08:00 پخش قرآن، سرود جمهوري اسلامي و كليپ

ساعت 8:30 سخنراني حجةالإسلام عليرضا پناهيان

ساعت 9:30 سخنراني آيت‌الله علوي

ساعت 11:00 سخنراني مهندس حسين صفارهرندي

 

برنامه روز دوم(چهارشنبه 11/03/1390):

ساعت 08:00 پخش قرآن، سرود جمهوري اسلامي و كليپ

ساعت 8:30 سخنراني سردار حسين الله‌كرم

ساعت 9:30 سخنراني آيةالله شاه‌چراغي

ساعت 11:00 سخنراني آيةالله علامي

 

برنامه روز سوم(پنج‌شنبه 12/03/1390):

ساعت 08:00 پخش قرآن، سرود جمهوري اسلامي و كليپ

ساعت 08:30 سخنراني حجةالإسلام جلالي

ساعت 9:30 سخنراني حجةالإسلام حميدرضا غريب‌رضا

ساعت 11:00 سخنراني آيةالله خسروشاهي

ساعت 12:00 اختتاميه همايش با سخنراني آيةالله مجد (مسئول و سرپرست حوزه علميه باقرالعلوم عليه‌السلام)

 

زمان: 10، 11 و 12 خردادماه 1390، ساعت .:800

مكان: تهران، خيابان قزوين، خيابان سبحاني، سراي محلۀ جي