خاطراتی از زندگی عدالتخواهانه شهید بابائی

مشخصات شهيد عباس بابائي:
سال تولد: 329
محل تولد: شهرستان قزوين
سمت‌هاي شهيد: فرمانده پايگاه هشتم اصفهان, معاونت عمليات فرماندهي نيروي هوايي
تاريخ شهادت: 15/5/1366 برابر با روز عيد قربان
1- موضوع :عدالت اجتماعي
قوم خويش سالاري

ديگر چيزي نگفتم و فرداي آن شب به قزوين آمدم. فرزندم پس از گذراندن دوره آموزش به جبهه اعزام شد و سرانجام خدمت سربازي را با موفقيت به پايان رساند و پس از پايان دوره سربازي يك روز نزد عبّاس رفت و از اينكه هيچ تبعيض بين خويشاوندان و افراد ناشناس نگذاشته و مانع اعزام او به جبهه شده بود از او تشكر كرد. او هميشه مي‌گفت كه من از اين حركت عبّاس درس شجاعت, ايثار و جوانمردي آموختم و آن را تا پايان عمر از ياد نخواهم برد.
كتاب :پرواز تا بينهايت ،صص73و74

2- موضوع :محروميت‌زدائي
سه متر به گودي يك متر

(به نقل از:علي خوئيني) در حال عبور از خيابان منتهي به دبستان دهخدا بودم كه زنگ مدرسه به صدا درآمد و عباس, كه آن زمان در كلاس پنجم ابتدائي درس مي‌خواند, همراه با دانش‌آموزان از مدرسه خارج شد. او با ديدن من به طرفم آمد. پس از احوال‌پرسي به سوي منزل به راه افتاديم. هنگام گذشتن از خيابان سعدي, گروهي از كارگران را ديديم كه در حال كندن كانال بودند. در ميان كارگران پيرمردي بود. پيرمرد آنگونه كه بايد, توانايي انجام كار را نداشت و بعداً معلوم شد كه به ناچار براي گذراندن زندگي خود و خانواده‌اش كارگري مي‌كند. عباس با ديدن پيرمرد كه به سختي كلنگ مي‌زد و عرق از سر و رويش مي‌چكيد, لحظه‌اي ايستاد. سپس نزد پيرمرد رفت و گفت:
_ پدرجان! بايد چند متر بكني؟
پيرمرد با ناتواني گفت:
سه متر به گودي يك متر.
عباس بي‌درنگ كتاب‌هايش را كه در زير بغل داشت به پيرمرد داد و از او خواست تا كلنگ را به او بدهد و در گوشه‌اي استراحت كند. عباس شروع كرد به كندن زمين. من كه با ديدن اين صحنه سخت تحت تاثير قرار گرفته بودم. بيلي را كه روي زمين افتاده بود, برداشتم و در خاك‌برداري به عباس كمك كردم.
پس از يك ساعت كار, مقداري را كه پيرمرد مي‌بايست حفر مي‌كرد, كنده بوديم. از او خداحافظي كرديم و به منزل رفتيم.
از آن روز به بعد, هر روز پس از تعطيل شدن از مدرسه عباس را مي‌ديدم كه به ياري پيرمرد مي‌رود
اين كار عبّاس تا پايان حفّاري و لوله‌گذاري خيابان سعدي قزوين ادامه داشت
كتاب : پرواز تا بينهايت ،ص 25

3- موضوع :پرهيز از خلق و خوي كاخ‌نشيني
شاگرد بي‌بضاعت

(به نقل از مادر شهيد بابائي) من تعداد هفت فرزند دارم و عباس در ميان فرزندانم «برترين» آنها بود. او خيلي مهربان و كم توقع بود. با توجه به اينكه رسم بود تا هر سال شب عيد براي بچه‌ها لباس نو تهيه شود امّا عباس هرگز تن به اين كار نمي‌داد. او مي‌گفت: «اول براي همه برادرها و خواهرانم لباس بخريد و چنانچه مبلغي باقي ماند براي من هم چيزي بخريد». به همين خاطر هميشه هنگام خريد اولويت را به خواهران و برادرانش مي‌داد. او هر وقت مي‌ديد ما مي‌خواهيم براي او لباس نو تهيه كنيم, مي‌گفت «همين لباس كه به تن دارم بسيار خوب است». و وقتي كه لباس‌هايش چرك مي‌شد, بي‌آنكه كسي بداند, خودش مي‌شست و به تن مي‌كرد. عباس هيچ‌گاه كفش مناسبي نمي‌پوشيد و بيشتر وقت‌ها پوتين به پا مي‌كرد. عقيده داشت كه پوتين محكم است و ديرتر از كفش‌هاي ديگر پاره مي‌شود. آنقدر آن را مي‌پوشيد تا كف نما مي‌شد. به خاطر مي‌آورم روزي نام او را در ليست دانش‌آموزان بي‌بضاعت نوشته بودند. دايي عباس, كه ناظم همان مدرسه بود, از اين مساله خيلي ناراحت شد و به منزل ما آمد. از ما خواست تا به ظاهر و لباس عبّاس بيشتر رسيدگي كنيم تا آبروري خانواده حفظ شود. من از سخنان برادرم متاثر شدم. كمد لباس‌هاي عبّاس را به او نشان دادم. گفتم:« نگاه كن! ببين ما برايش همه چيز خريده‌ايم امّا خودش از آنها استفاده نمي‌كند. وقتي هم از او مي‌پرسم كه چرا لباس نو نمي‌پوشي؟ مي‌گويد: «در مدرسه شاگرداني هستند كه وضع مالي خوبي ندارند. من نمي‌خواهم با پوشيدن اين لباسها به آنها فخرفروشي كنم.»
كتاب :پرواز تا بينهايت، ص19

4- موضوع :محروميت‌زدايي
كارگر ولي نعمتان

(به نقل از سرهنگ اصغر مطلق)در مراسم چهلم شهادت تيمسار بابايي, در ميان ازدحام سوگواران, مرد ميانه سالي, با كلاه نمدي و شلواري گشاد كه معلوم بود از اهالي روستاهاي اطراف اصفهان است بر مزار عباس خاك بر سر مي‌ريخت و به شدّت مي‌گريست. گريه‌اش دل هر بيننده‌اي را سخت به درد مي‌آورد. آرام به او نزديك شدم و با بغضي كه در گلو داشتم پرسيدم:
_ پدرجان! اين شهيد با شما چه نسبتي دارد؟
مرد سرش را بلند كرد و گفت: او همه زندگي ما بود. ما هر چه داريم از او داريم. گريه امانش نداد تا صحبت خود را ادامه دهد, از او خواستم تا از آشنايي‌اش با عبّاس بگويد: با همان حالي كه داشت گفت: من اهل ده نويار هستم اهالي روستاي ما قبل از اينكه شهيد بابائي به آنجا بيايد از هر نظر در تگنا بودند. ما نمي‌دانستيم كه او چه كاره است. چون هميشه با لباس بسيجي مي‌آمد. او براي ما حمّام ساخت. مدرسه ساخت. حتّي غسّالخانه براي ما ساخت و هميشه هر كس گرفتاري داشت برايش حل مي‌كرد. همه اهالي او را دوست داشتند. هر وقت پيدايش مي‌شد همه با شادي مي‌گفتند: اوس عباس اومد. او ياور بيچاره‌ها بود. تا اينكه مدتي گذشت و پيدايش نشد و گويا رفته بود به تهران. روزي آمدم اصفهان, عكس‌هايش را روي ديوار ديدم. مثل ديوانه‌ها هركه را مي‌ديدم مي‌گفتم: او دوست من بود ولي كسي حرف مرا باور نمي‌كرد. بچه‌هاي نيروي هوايي را ديدم گفتم: او دوست من بود.
گفتند: پدرجان تو مي‌داني او چكاره بود؟ گفتم: او دوست من و دوست همه اهالي ده ما بود. او هميشه مي‌آمد به ما كمك مي‌كرد. گفتند: او تيمسار بابايي فرمانده عمليات نيروي هوايي بود.
گفتم: ولي او هميشه مي‌آمد براي ما كارگري مي‌كرد. دلم از اينكه او ناشناس آمد و ناشناس رفت, آتش گرفته بود
كتاب :پرواز تا بينهايت ،ص266

5- موضوع :پارتي‌بازي
اين امام‌زاده كور مي‌كند اما شفا نمي‌دهد

(به نقل آقاي كريمي شوهرخاله شهيد بابائي)در سال 1361 فرزندم جهت گذراندن دوره خدمت سربازي در حال اعزام به اصفهان بود. ترس از اين داشتم كه فرزندم به جبهه جنگ اعزام شود از اين رو به منزل مرحوم حاج اسماعيل بابايي رفتم و خواستم تا از عباس, كه در آن زمان فرمانده پايگاه هوايي اصفهان بود, بخواهد فرزندم را در اصفهان نزد خود به كارهاي اداري و دفتري مشغول كند. مرحوم بابايي با شناختي كه از فرزندش عباس داشت با خنده گفت:
_ اين امام‌زاده كور مي‌كند. اما شفا نمي‌دهد.
امّا چون اصرار مرا ديد, قول داد تا مساله را با عبّاس در ميان بگذارد: از اين رو به همراه مرحوم حاج اسماعيل بابايي به پايگاه هوايي اصفهان رفتيم. وقتي رسيديم عباس در خانه نبود. همسر ايشان ضمن استقبال از ما با تلفن ورود ما را به اطلاع شهيد بابايي رساند. تا آمدن ايشان همچنان مضطرب بودم و با خود مي‌انديشيدم كه به تقاضاي من عمل مي‌كند يا خير؟ همانطور كه از پنجره به بيرون چشم دوخته بودم, ناگاه ديدم كه عباس از اتومبيل پياده شد. درجه سرهنگي را از شانه‌اش برداشت و درون جيبش گذاشت. سپس وارد ساختمان شد و دقايقي بعد به داخل اتاق آمد. ما را در آغوش گرفت و خوش‌آمد گفت و خيلي گرم احوال‌پرسي كرد. شام را كه خورديم به گونه‌اي سر صحبت را باز كردم و مساله فرزندم را با او درميان گذاشتم و خواسته‌ام را به او گفتم. چهره عباس كه تا آن لحظه بشاش بود, با گفتن اين سخن برافروخته شد و چيزي نگفت, امّا پيدا بود كه خيلي ناراحت شده است. همه بستگاني كه در آنجا بودند, چشم به عباس دوختند تا پاسخ او را بشنوند. ولي او همچنان ساكت بود و گويا به نقطه‌اي بر روي گل‌هاي فرش چشم دوخته بود.
بار ديگر خواسته‌ام را تكرار كردم ولي او باز هم چيزي نگفت. وقتي براي بار سوم تقاضايم را گفتم, او در حالي كه سرش را به زير انداخته بود گفت:
_ حاجي آقا! اگر حجّت مي‌خواهد ، بيايد و آموزشي را در اصفهان بماند, ولي فيلش ياد هندوستان نكند و پس از پايان آموزشي برود جبهه!!
با شنيدن كلمه جبهه انگار آب سردي بر بدنم ريخته شد. گفتم:
_عباس جان! ما اين راه دور و دراز را آمده‌ايم اينجا تا توكاري كن كه او به جبهه نرود و ….
هنوز صحبتم به پايان نرسيده بود كه ديدم عبّاس در حالي كه سرش را به علامت تاسّف تكان مي‌داد و خشمگين به نظر مي‌رسيد گفت:
_اين كار از دست من ساخته نيست. من نمي‌توانم به عنوان فرمانده پايگاه بچه‌هاي مردم را به جبهه اعزام كنم و بستگانم را نزد خود نگهدارم.

كتاب : پرواز تا بينهايت ، صص73 و 74

6-ايثار
رد كردن هديةامام

تيمسار خلبان جهانبخش :عبّاس هميشه دوست داشت تا گمنام باقي بماند. او از تشويق, شهرت و مقام سخت گريزان بود. شايد اگر كسي با او برخورد مي‌كرد, خيلي زود به اين ويژگي‌اش پي مي‌برد.

زماني كه عباس فرمانده پايگاه اصفهان بود يك روز نامه‌اي از ستاد فرماندهي تهران رسيد. در نامه از ما خواسته بودند تا اسامي چند نفر از خلبانان نمونه را جهت تشويق و اعطاي اتومبيل به تهران بفرستيم. در پايان نامه نيز قيد شده بود كه اين هديه از جانب حضرت امام است. عباس نامه را كه ديد سكوت كرد و هيچ نگفت. ما هم اسامي را تهيّه كرديم و چون با روحيه او آشنا بودم, با ترديد نام او را جزو اسامي در ليست نوشتم و مي‌دانستم كه او اعتراض خواهد كرد. از آنجا كه عباس پيوسته از جايي به جاي ديگر مي‌رفت و يا مشغول انجام پرواز بود, يك هفته طول كشيد تا توانستم فهرست اسامي را جهت امضا به او عرضه كنم. ايشان با نگاه به ليست و ديدن نام خود قبل از اينكه صحبت من تمام شود, روي به من كرد و با ناراحتي گفت:
_ برادر عزيز! اين حق ديگران است, نه من.
گفتم:« مگر شما بالاترين ساعت پروازي را نداريد؟ مگر شما شبانه‌روز به پرسنل اين پايگاه خدمت نمي‌كنيد؟ مگر شما …؟»
ولي مي‌دانستم هر چه بگويم فايده‌اي نخواهد داشت, سكوت كردم و بي‌آنكه چيزي بگويم, ليست اسامي را پيش رويش گذاشتم. روي اسم خود خط كشيد و نام يكي ديگر از خلبانان را نوشت و ليست را امضا كرد.
در حالي كه اتاق را ترك مي‌كردم, با خود گفتم كه اي كاش همه مثل او فكر مي‌كرديم.

كتاب :پرواز تا بينهايت،ص71

7- موضوع : گمنامي
وام بدون بهره

(به نقل از آقاي سيمياري)من و عباس در يك محل زندگي مي‌كرديم و تقريباً در همه پايه‌ها با هم همكلاس بوديم. عباس چون از پشتكار بسيار بالايي برخوردار بود، هميشه در زمره شاگردان ممتاز كلاس به حساب مي‌آمد. پس از پايان تحصيلات متوسطه، عباس به استخدام دانشكده خلباني نيروي هوايي درآمد و من هم به خدمت سربازي اعزام شدم. بايد بگويم در آن زمان وضع مالي من چندان خوب نبود.
در يكي از روزها كه در پايگاه اروميّه مشغول گذراندن خدمت سربازي بودم، پاكت نامه‌اي كه در آن مقداري پول بود، به دستم رسيد. پشت و روي پاكت را بررسي كردم. هر قدر كه دقّت كردم نام و نشاني از فرستنده بر روي آن نيافتم. ابتدا گمان كردم كه يكي از خواهرانم براي من پول فرستاده و خوشحال شدم، امّا به علّت نبودن نشاني فرستنده فكر كردم شايد نامه متعلق به شخص ديگري است كه با من تشابه اسمي دارد. اين موضوع هر ماه تكرار مي‌شد و من همچنان سردرگم بودم، تا اينكه چند روزي به مرخصي آمدم موضوع را با خانواده و برخي از خويشاوندانم در ميان گذاشتم و همه آنها اظهار بي‌اطلاعي كردند. اين مساله فكرم را به شدّت مشغول كرده بود و پيوسته با خود مي‌گفتم كه چه كسي از وضع زندگاني من با خبر است و من او را نمي‌شناسم؟ تا اينكه يك روز برادرم گفت: (روزي عبّاس نشاني تو را از من مي‌خواست من هم آدرس تو را به او دادم)
با گفتن اين جمله به ياد عباس افتادم. عباس و محبّتهاي او در مدرسه. عباس و ايثارش. عباس و جوانمرديش. عباس و ….
ديگر برايم ترديدي باقي نمانده بود كه آن پاكت‌ها همه از جانب عبّاس بوده است.
در يك لحظه از خود متنفّر شدم، زيرا عباس با آن همه گرفتاري‌ها هنوز هم مرا از ياد نبرده بود و با پول‌هايي كه مي‌فرستاد مي‌كوشيد تا من در شمالِ غرب كشور، در رنج و سختي نباشم، ولي من روزها بود به مرخصي آمده بودم و حتّي يك بار به ذهنم نيامده بود تا احوال او را بپرسم. بي‌درنگ نزد عبّاس رفتم و پس از احوال‌پرسي، چون يقين داشتم كه ماجراي پاكت كار او بوده است، از او تشكر كردم و به او گفتم:
_ چرا مرا شرمنده مي‌كني و ماهيانه برايم پول مي‌فرستي؟
او در ابتدا با لبخندي ملايم، اظهار بي‌خبري كرد. به او گفتم:
_ عباس! من از كجا بياورم و آن مقدار پول را به تو برگردانم؟ او مثل هميشه خنديد و گفت:
_ فراموش كن.
كتاب :پرواز تا بينهايت ،صص32 و33

مرتبط: [posts-by-tag tags = “جنگی که بود جنگی که هست” number = “100”]

مجلس مجازات نمایندگان متخلف را تعیین کرد

مجلس شورای اسلامی امروز سه شنبه با تصویب طرح نظارت بر رفتار نمایندگان نحوه مجازات نمایندگان متخلف را معین کرد.

بر اساس ماده ۴ طرح نظارت بر نمایندگان هیئت با توجه به اهمیت تخلفات و شرایط و موقعیت ارتکاب آنها نسبت به اعمال یک یا چند مجازات زیر تصمیم می گیرد که طبق ماده ۶ آیین نامه داخلی مجلس قابل اجراست.

الف- تذکر شفاهی بدون درج در پرونده

ب- تذکر کتبی با درج در پرونده

پ- اخذ تعهد کتبی مبنی بر عدم تکرار تخلف

ت- کسر حقوق از یک ماه تا یک سال به میزان یک دوم

ث – محرومیت از عضویت در مجامع یا شوراها یا کمیته های تحقیق و تفحص

ج- محرومیت از نامزدی برای عضویت در هیئت رئیسه مجلس و هیئت رئیسه کمیسیون ها

چ- لغو عضویت در مجامع و شوراها و یا کمیته های تحقیق و تفحص

ه – لغو عضویت در هیئت رئیسه مجلس و هیئت رئیسه کمیسیون ها

خ- اعلام یک یا چند تخلف نماینده در جلسه غیر علنی توسط رئیس مجلس

د- اعلام یک یا چند تخلف نماینده در جلسه علنی توسط رئیس مجلس

ذ- محرومیت از شرکت در جلسات مجلس و کمیسیون های تخصصی تا ۳ ماه با پیشنهاد هیئت و تصویب مجلس

ر- لغو اعتبارنامه نماینده به پیشنهاد هیئت و تصویب مجلس

بر اساس تبصره یک ماده ۴ طرح نظارت مجلس بر رفتار نمایندگان در جلسه رسمی قبل از رای گیری در خصوص اعمال بندهای “ذ” و “ر” این ماده ابتدا گزارش این هیئت ابتدا قرائت می شود سپس نماینده متخلف به مدت نیم ساعت دفاعیات خود را مطرح می نمایند و وی می تواند نیمی از وقت خود را به یکی دیگر از نمایندگان واگذار کند.

بر اساس تبصره ۲ این ماده نیز اجرای مصوبات مجلس درباره بند ر این ماده مستلزم تایید شورای نگهبان است.

نمایندگان مجلس شورای اسلامی بر اساس تبصره ۳ نیز مقرر کردند در صورتیکه هیئت تشخیص دهد دارایی نماینده به ناحق افزایش یافته است تا قبل از انتخابات دوره بعد موضوع را به اطلاع شورای نگهبان می رساند و جهت رسیدگی به دستگاه قضایی ارسال می نماید.

ماده ۴ طرح نظارت مجلس بر نمایندگان با ۱۲۹ رای موافق، ۱۶ رای مخالف و ۲۷ رای ممتنع از مجموع ۲۱۵ نماینده حاضر در مجلس به تصویب رسید. ۴۳ نماینده حاضر در مجلس نیز در این رای گیری شرکت نکردند. در جلسه امروز مجلس حدود ۷۰ نماینده حضور ندارند.

منبع: مهر

از عکس امام تا دیپلماسی کتایون ریاحی به سبک آنجلیناجولی

نفس چنین سفری برای بازیگرانی که معمولا غیر از محلات شمال تهران و شاید نقاط تفریحی دیگر کشورها جای دیگری را نشناسد، بسیار مفید خواهد بود که سری نیز به گرسنگان سومالی بزند، البته این مساله تنها در بعد شخصی است، اما زمانی که به بعد تبلیغاتی ماجرا می رسیم ماجرا کاملا متفاوت می شود.

یکی از روزنامه های عامه پسند صبح، تصویری از کتایون ریاحی بازیگر سینما وتلویزیون ایران به منتشر کرده است که در میان کودکان مسلمان و قحطی زده سومالیایی نشسته است و عکس یادگاری گرفته؛ این روزنامه در تیتر خودش ریاحی و سفر و عکس یادگاری اش را با آنجلینا جولی مقایسه می‌کند.

آنجلینا جولی، جرج کلونی و بسیاری دیگر از بازیگران سینمای آمریکا سال ها است که در خدمت دیپلماسی عمومی و تبلیغاتی آمریکا هستند و در نقاط مختلف جهان از شهرت جهانی شان که خود ساخته و پرداخته دستگاه عظیم تبلیغاتی هالیوود است استفاده می‌کنند. این یعنی همان کاری که آژانس اطلاعات آمریکا در دهه ۸۰ میلادی جهت روایت داستان آمریکا برای مردم جهان پیش می گرفت. داستان آمریکا یعنی قصه نوعدوستی و نگهبانی آمریکا از جهان، قصه ای که توسط نشانه های شهرت آمریکا در جهان تعریف می‌شود و در کجای جهان آمریکا را با فیلمهای هالیوودی اش نمی‌شناسند.

از این ها گذشته عکس های یادگاری هنرپیشه های آمریکایی با مردم سودان، سومالی و دیگر نقاط آفریقا و آسیای شرقی و … اساسا مصرفش برای آن دست از کشور های در حال توسعه و توسعه یافته ای است که مصرف کننده اصلی تولیدات ماشین تبلیغاتی هالیوود است.

اما اینکه چنین حرکتی توسط یک بازیگر ایرانی صورت بگیرد دارای چند نکته است که تامل بر آنها خالی از لطف نیست:

نکته اول اینکه نفس چنین سفری برای بازیگرانی که معمولا غیر از محلات شمال تهران و شاید نقاط تفریحی دیگر کشورها جای دیگری را نشناسد، بسیار مفید خواهد بود که سری نیز به گرسنگان سومالی بزند، البته این مساله تنها در بعد شخصی است، اما زمانی که به بعد تبلیغاتی ماجرا می رسیم ماجرا کاملا متفاوت می شود، به عبارت بهتر چنین سفری تا به چه اندازه می تواند بر زندگی مردم سومالی کمک کند؛ آیا جز این است که بیش از اینکه عکس های یادگاری و سفرهای این گونه بیش از هر چیزی رپرتاژ آگهی هایی است که برای هنرپیشه نقش اول بیشترین عایدی را دارد.

نکته دوم؛ آیا ستاره های سینمایی ما می توانند نماینده و سفیر خوبی برای ایران باشند؟ اگر یک هنرپیشه هالیوودی نماینده فرهنگ ینگه دنیایی می شود، به واسطه دستگاه منظم تولید سبک زندگی ستاره های فرهنگی آمریکایی نماینده فرهنگ آمریکا هستند؛ اما آیا همین حکم درباره ستاره های سینمای ایران هم صادق است. آیا ستاره های سینمای ایران سمبلهایی قابل قبول برای فرهنگ ایرانی هستند، بعید به نظر می آید که ناظری منصف چنین نظری را تایید کند با این حال در صورتی که تایید کننده ای نیز وجود داشته باشد باید از او خواست تا نگاهی به آنچه از زندگی این ستاره ها درباره زندگی خصوصیشان منتشر می شود بیندازند.


و اما نکته سوم؛ برد دیپلماسی هنرپیشه‌های آمریکایی در جهانی بودن آنها است که غیر از دستگاه بزرگ تولید، تبلیغ و انتشار جهانی متکی به جاذبه های جنسی و خشونت فوق العاده سینمای هالیوود است؛ اما از دیدی منطقی تا چه حد بازیگران سینمای ایران در میان مردم جهان شناخته شده اند که با طرح سفر آنها به آفریقا یا هر نقطه بحران خیز جهان موجی از احساسات مردمی برخیزد و الخ. حداکثر برد سینمای ایران به درون مرزهای ایران خلاصه می‌شود؛ البته اگر بگوییم سریال حضرت یوسف علیه السلام را برخی از کشورهای مسلمان نیز دیده اند شاید برخی بازیگر نقش زلیخا را به خاطر بیاورند اما باز هم این در قاعده حکم کلی تغییر ایجاد نخواهد کرد.

و نکته آخر اینکه چرا مسوولان سیاست خارجی و فرهنگی ما نتوانسته اند آن بخش از سمبل های انقلاب اسلامی را که در گذشته نیز در میان ملت های مستضعف به خوبی شناخته شده بودند دوباره به کار بگیرند و کار به استفاده از هنرپیشه های سینما و تلویزیون به سبک آمریکایی کشیده است.

منبع: مشرق

تلاش برای بایکوت کالاهای صهیونیستی در لندن + تصاویر

قدسنا نوشت: جمعی از گروه های حامی ملت فلسطین به همراه مردم انگلیس با برپایی ایستگاه اطلاع رسانی در مقابل فروشگاه مارک اند اسپنسر واقع در خیابان آکسفورد لندن ضمن اطلاع رسانی جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین خواستار تحریم محصولات تولید شده توسط اسرائیل شدند.

شرکت مارک اند اسپنسر در لیست شرکت های حامی رژیم صهیونیستی می باشد.

تلاش برای بایکوت کالاهای صهیونیستی در لندن
تلاش برای بایکوت کالاهای صهیونیستی در لندن

تلاش برای بایکوت کالاهای صهیونیستی در لندن
تلاش برای بایکوت کالاهای صهیونیستی در لندن

تلاش برای بایکوت کالاهای صهیونیستی در لندن
تلاش برای بایکوت کالاهای صهیونیستی در لندن

آمریکا بین ایران و ترکیه, ترکیه را انتخاب می‌کند

دو تحلیل متفارت در این باره وجود دارد. بخشی از تحلیل‌گران معتقدند که دولت اردوغان و حذب عدالت و توسعه، دولتی است که اصالتاً ریشه در پیش‌بینی ها و طراحی‌های آمریکایی-صهیونیستی دارد. یعنی آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها وقتی مشاهده‌  کردند که موج اسلام‌گرایی در جهان اسلام و جهان عرب قابل کنترل نیست و از اینکه مدل القاعده و طالبان هم بتواند به نوعی این موج اسلام‌گرایی را مصادره بکند و به هرز ببرد ناامید شدند، به این نتیجه رسیدند که باید یک مدل جذابی از اسلام را ارائه کنند که بتواند مهارکننده اسلام‌گرایی و سیره انقلاب اسلامی باشد. یعنی اسلام‌گرایی سیاسی به شیوه انقلاب اسلامی را تصمیم گرفتند در جهان مهار کنند. آنها به این نتیجه رسیدند که اگر یک اسلام مدرن که جذابیت‌هایی هم داشته باشه و بتواند به شیوه دموکراتیک به قدرت برسد، میتواند تا حد زیادی موج اسلام‌گرایی در جهان اسلام و جهان عرب را پوشش بدهد، بدون اینکه خطرات واقعی و عمقی برای رژیم صهیونیستی یا برای غرب و آمریکا داشته باشد.

به همین دلیل تلاش کردند و دولت اردوغان سر کار آمد و با مانع جدی هم روبرو نشد. کسانی که این تحلیل را ارائه می‌کنند، دلیلشان این است که هر زمانی اسلام‌گراها در گذشته می‌خواستند به قدرت برسند، ماننده دولت “رجایی‌پوتان”  و دولت “اربکان” حتماً با مشکل برخورد می‌کرد، اما دولت اردوغان با مشکل برخورد نکرد. این موضوع مهمی است که این دولت نه از سوی ارتش، نه از سوی سازمان اطلاعات و امنیت ترکیه و نه از سوی غربی‌ها به مشکل برخورد نکرد. برخی تحلیل گران این را دلیلی می‌دانند بر اینکه این دولت، یعنی دولت عدالت و توسعه، با غربی‌ها هماهنگ است و اصلاً از سوی آنها روی کار آمده است.

دلیل هایی هم ارائه می شود. به عنوان مثال همراهی این دولت در قضیه سوریه با غربی‌ها و فشاری که از سوی دولت اردوغان متوجه سوریه شد، موید همین نظریه‌ است. موافقت ترک‌ها با ایجاد سپر دفاع موشکی ناتو و آمریکا نیز مؤید این نظریه بوده و اینکه ترکیه تلاش می کند خود را رهبر جهان اسلام و حتی رهبر بیداری اسلامی معرفی کند و سعی دارد محبوبیت هایی را در سطح جهان اسلام به‌دست بیاورد، ماننده دیداری که اردوغان از سومالی داشت.

همه این موارد حاکی از این است که این عده در واقع مزدور و ابزار دست آمریکا و صهیونیست هستند تا موج اسلام‌گرایی در جهان اسلام و جهان عرب مهار شود و ترک ها به عنوان رهبران جهان اسلام معرفی بشوند. یعنی کسانی که اسلامشان برای آمریکا و صهیونیست خطر جدی نیست. این طرح پس از اینکه طرح آمریکا برای رهبری جهان اسلام از سوی عربستان با شکست مواجه شد، به مرحله اجرا درآمد.

اما تحلیل دیگری نیز وجود دارد. این تحلیل می گوید که اردوغان و همراهانش اصالتاً اسلام‌گرا هستند البته با قرائت اسلامی که در فضای لائیک ترکیه بتواند کار کند. این تحلیل اعتقاد دارد؛ در عین حال که برای دولت اردوغان گسترش افکار و ایده‌های اسلامی مهم بوده و باورها و اعتقادات اسلامی در آنها درونی است، ولی به دنبال کسب منافع ملی ترکیه، اقتدار کشورشان و بازسازی موقعیت ترکیه در عرصه بین‌المللی و منطقه‌ای نیز هستند. البته نگاهشان به اسلام هم یک نگاه مدرن است. یعنی واقعاً دوست دارند مسلمان باشند اما قرائتی از اسلام را می‌پسندد که اسلام بتواند با سیستم لائیک و دموکراتیک کنار بیاید.

این تحلیل می گوید نشانه این طرز تفکر ترک ها، حمایت‌هایی است که دولت اردوغان از فلسطین می کند، یا حمایت‌هایی که در بحث هسته‌ای از جمهوری اسلامی داشت. همه اینها نشانه‌ای است از اصالت که حرکت اسلام‌خواهی در میان دلت اردوغان. اما اسلامی که اینها دارند اسلامی است مدرن، اسلامی است سازگار با لائیسم و نظام دموکراتیک و در واقع اسلامی سازگار با منافع ملی ترکیه که به دنبال اقتدار ترکیه و افزایش منافع ملی آن نیز هستند، یعنی اولویت آنها فقط مسائل اسلامی نیست.

این تحلیل رفتارهای ترکیه در قبال سوریه را فریب خوردن اردوغان از غربی‌ها و صهیونیست‌ها می داند. یعنی اینگونه نیست که اردوغان بازیچه و مهره آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها باشد، بلکه اینجا فریب خورده و به واسطه اشتباه در تحلیل و فهم قضایا به گمان خود تلاش کرده که در جهت افزایش منافع ملی کشورش کار کند، اما در عمل به نفع آمریکا و صهیونیسم وارد عمل شد است.

این عده می‌گویند که تلاش اردوغان برای اینکه بتواند الگوی کشور خود را، الگویی مناسب برای کشورهایی ماننده مصر، یمن، لیبی و… معرفی کند،  در کنار  فعال ظاهر شدنش در عرصه بین المللی، همه برای این است که بتواند هم دیدگاه خود را درمورد اسلام، یعنی یک اسلام منطبق با لائیسم و سازگار با دموکراسی که اردوغان آن را موفق می داند، ترویج دهد و هم در این حال بتواند نفوذ ترکیه را افزایش داده و به تعبیر خود به احیاء عظمت گذشته ترکیه در روزگار فعلی بپردازد.

اردوغان در همین راه بحث بیداری اسلامی را نیز بهانه‌ای می داند که بتواند با تأمین الگوی ارائه شده خود به جهان عرب، عملاً پیشتازی ترکیه نسبت به جهان عرب را که در گذشته امپراطوری عثمانی داشت دوباره مطرح و احیا کند.

هرکدام از کسانی که این دو تحلیل را ارائه می دهند برای خود دلایلی دارند و البته هیچکدام نتوانسته‌اند به طور قطعی ثابت کنند که کدام‌یک از تحلیل‌ها درست و کدامیک نادرست است. چون رفتارهای متناقض ترکیه در طول چند سال اخیر باعث شده که هر دو تحلیل بتوانند برای اثبات خود و رد طرف مقابل المان هایی را داشته باشند.

نباید به ترکیه اعتماد کامل کرد/ ایران می تواند از ترکیه برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند

*طبیعی است که سؤال مطرح می‌شود که جمهوری اسلامی می‌خواهد چه تعاملی با ترکیه داشته باشد؟

ما چند نکته را در جمهوری اسلامی مد نظر داریم. اول اینکه تجربه نشان داده که ما نمی‌توانیم با کسانی که قرائتشان از اسلام با قرائت اسلام ناب، یعنی اسلامی که در انقلاب اسلامی مطرح می‌شود و امام (ره) مطرح کردند متفاوت است، اعتماد کامل داشته باشیم. هرچند که آنها در اسلام‌خواهی به شیوه خودشان صادق باشند. یعنی اعتماد کامل نباید بکنیم.

نبایستی همه درها را کاملاً به روی آنها باز کنیم. اما از طرفی اگر بتوانیم با مهارت و موقع‌شناسی رفتار کنیم می‌شود از ظرفیت‌های ترکیه در پاره‌ای از موارد در جهت پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی استفاده کرد. مثلاً اگر ما بتوانیم فضای ضدصهیونیستی موجود در ترکیه را بتوانیم از سوی خودمان مدیریت کنیم و حتی به نوعی با دولت ترکیه و گروه‌های غیردولتی ترکیه هماهنگ شویم، آن وقت می‌شود این فضا را مصادره و از آن در جهت پیشبرد اهداف اصیل ضدصهیونیستی جمهوری اسلامی استفاده کرد.

نکته دیگر این است که از طرفی حتی این امکان وجود دارد، در صورتی که ما بتوانیم در عرصه سیاست خارجی با ترکیه مقتدرانه عمل کنیم، حتی در قضیه‌ای مثل قضیه سوریه، ترکیه را متوجه اشباهش خواهیم کرد. این سیاست خارجی فعال باعث می‌شود که ترک‌ها از همکاری و هم نوایی با رژیم صهیونیستی و آمریکا دست بردارند و در مسیر منافع مردم منطقه و منافع جهان اسلام عمل کنند. اینها امکان‌پذیر خواهد بود، اما مستلزم این است که ما بتوانیم در عرصه سیاست خارجی‌ از تمام ظرفیت اقتدار جمهوری اسلامی استفاده کرده و بتوانیم در عرصه سیاست خارجی بدون انفعال، تردید و شک و با اعتقاد راسخ در مبانی نظام حرکت کنیم و اینکه این اعتماد را داشته باشیم که ما می‌توانیم ترکیه را از دست غربی‌ها و آمریکایی‌ها (که گاهی بازیگر صحنه آنها می شود) خارج کنیم. حتی می توانیم ترکیه را تبدیل به یک بازیگر مستقل و شاید بازیگری که در برخی از موارد بتوان از آن به نفع جهان اسلام و انقلاب اسلامی استفاده کرد تبدیل کنیم.

* صاحبان این دو تحلیل در داخل و خارج چه کسانی هستند؟

برخی از گروه‌های جهادی فلسطینی صاحب تحلیل دوم هستند که حتی چهره‌هایی در داخل کشور نیز این اعتقاد را دارند. اما تحلیل اول برای برخی از تحلیل‌گران داخلی است که مقداری با شک و تردید جدی به آنچه در ترکیه می‌گذرد نگاه می‌کنند. ولی در تحلیل دوم که خوش بینانه تر به نظر می رسد از سوی تحلیل گران داخلی و گروه های جهادی ارائه می شود.

بیداری اسلامی و تقابل الگوی نظام ایران، ترکیه و عربستان

* هم اکنون عربستانی ها و ترک ها در مصر درگیری دارند، چون ترک ها مدل اخوانی را ارائه می دهند و عربستان نیز به دنبال اشاعه الگوی وهابی گری است. یعنی یک درگیری به وجود آمده است.

بر روی این موضوع نیز می توان صحبت کرد. هم اکنون فضای بیداری اسلامی به نوعی صحنه زورآزمایی سه مدل نظام است. نظام جمهوری اسلامی، ترکیه و سعودی‌ها.

سعودی‌ها که نیروهای “کنسرواتیو” منطقه هستند، حافظ وضع موجود بوده و می‌خواهند همان فضای استبداد زده و غرب‌گرا و نزدیک به صهیونیسم در جهان عرب و اسلام وجود داشته باشد.

جمهوری اسلامی و ترکیه خواهان تغییر‌ هستند، اما ترک‌ها تغییر با الگوی خودشان را پیشنهاد می‌کنند که این حتی می‌تواند به نوعی گزینه غربی‌ها هم باشد. چون غربی‌ها وقتی دیدند الگوی عربستان در منطقه نتیجه نمی‌دهد و مهار بیداری اسلامی به وسیله آن ممکن نیست به این نتیجه رسیدند که جلوی ضرر را از هرجا بگیرند نفع دارد. بنابراین تلاش کردند که حداقل الگوی ترکیه را بتوانند در جهان عرب و جهان اسلام حاکم کنند.

از طرفی هم جمهوری اسلامی به دنبال ترویج مدل حکومتی خود است. در حال حاضر با شکست عربستان به نظر بنده رقیب عمده تفکر انقلاب اسلامی و ایجاد نظام‌های دینی در جهان عرب فعلاً ترکیه است که سعی می‌کند خود را به عنوان تجمیع شده بین دین و دموکراسی به جهان عرب عرضه کند و نظام خود را  شدنی‌ترین الگو معرفی کند.

تحقق این الگو و پیاده‌سازی آن در جهان عرب و جهان اسلام به تعبیر ترک‌ها میتواند به موجب ثبات در کشورهای عربی و اسلامی شود و این الگو می‌تواند هم کشورهای اسلامی را از فضای استبدادی گذشته خارج کند و هم روابط این کشورها را با جهان غرب در یک حدّ معتدلی نگه دارد.

صحبیتی که ترک ها برای جهان عرب دارد این است که؛ شما بایستی با جهان غرب زندگی بکنید. الگویی که ما به شما ارائه می‌دیم این قدرت را دارد که بتواند هم استقلال، و حتی نگاه به دین را به شما اعطاء کند، و هم اینکه بتواند روابط شما را با غرب تنظیم کند و شما بتوانید (به تعبیری که ترک‌ها دارند) اسلام مدرن یعنی اسلامی که دارای همزیستی با جهان غرب و جهان مدرن است را در ترکیه تفسیر کنید.

آمریکا قطعا اسلام ارائه شده ترکیه را انتخاب می کند/ اردوغان می خواهد ترکیه رهبر جهان اسلام باشد

* رویترز، فاکس نیوز گزارشی  با عنوان “اردوغان رهبر جهان اسلام” منتشر کردند که حتی از بی‌بی‌سی فارسی هم پخش شد. با وجود این اتفاقات و تحلیل‌هایی که داخلی‌ها می‌گویند، این مسائل چطور تحلیل می شود. با این دید که تحلیل هایی مبنی بر آمریکایی بودن ترکیه وجود دارد.

قطعاً اردوغان از اینکه بتواند خود و کشورش رهبری جهان اسلام را به عهده بگیرند خوشحال است و در این مسیر حرکت می‌کند. بدون تردید، حال در این میان یا نیت دولت فعلی ترکیه این است که اسلام به قرائت خودش را عرضه کند، (یعنی فریب آمریکایی‌ها را خورده‌اند) یا اینکه طبق تحلیل اول ممکن است مزدور باشند و هدفشان نیز منحرف کردن و هرز بردن گرایشات اسلام‌گرایانه در جهان امروز است.

اما هرکدام از این دو تحلیل را که بپذیریم برایند آن دو این است، که ترکیه در وضعیت فعلی کاملاً مشتاق است که رهبری جهان اسلام را به عهده بگیرد. مقامی که قبلاً عربستان مدعی‌اش بود و الان ترکیه مدعی‌اش است و طبیعتاً اگر آمریکایی‌ها بین اینکه ایران رهبری جهان اسلام را بگیرد یا ترکیه مخیر باشند، قطعاً ترکیه را انتخاب می‌کنند، چون با مدل ترک هیچ مشکلی ندارند، یعنی همان اسلام‌گرایی مدل اردوغان. اما با اسلام‌گرایی به شیوه انقلاب اسلامی به طور قطعی مشکل دارند.

مدل ترکیه ای اسلام دارای تناقضات فراوانی است/ جهان اسلام به دنبال اسلام خالص

* آیا این مدل می تواند یک خطر برای صدور انقلاب اسلامی باشد؟

در کوتاه مدت بله. یعنی در کوتاه‌مدت گسترش اسلام در مدل حزب عدالت و توسعه در کشورهایی مثل مصر که قرابت هایی دارد، یا حتی در لیبی، تونس و در این کشورها، می‌توانند در کوتاه مدت به دلیل سادگی سهل‌الوصول بودن و همچنین سازگاری با دیدگاه اهل سنت، این دیدگاه می‌تواند یک رقیب جدی برای انقلاب اسلامی باشد.

اما اگر چنین دیدگاهی به فرض محقق و در این کشورها و مستقر شود، امکان حیات درازمدت ندارد، چون دچار تناقضات درونی است و مسیر حرکت جهان عرب و اندیشمندانش به سمت اسلام‌گرایی خالص می رود، (یعنی هرچقدر دارند در این مسیر حرکت می‌کنند مدل اسلام‌گرایی خالص را بیشتر می‌پسندند) قطعاً به سرعت متوجه تناقضات این اسلام مدرن خواهند شد. سوال هایی پیش می آید از جمله اینکه اسلام چگونه می‌تواند با مفهوم لائیسم مماشات کند؟ چگونه می‌تواند با دموکراسی مرتبط باشد؟ یعنی قطعاً ‌با تناقضاتی برخورد خواهند کرد که در میان‌مدت آنها را به مشکل خواهد کشاند. و در آن حالت ناگزیرند که دارای الگوی اسلامی خالص باشند.

ترک ها مانند محمد خاتمی به اسلام سکولار  اعتقاد دارند

مطلب دیگر این است که به هر حال مردم مصر، یمن، لیبی و تونس نسبت به غربی‌ها و صهیونیست‌ها بسیار بدگمانند. حرکت اخیر مردم مصر نشان دهنده همین موضوع است. از طرفی الگویی که دولت فعلی ترکیه ارائه می دهد الگوی همزیستی مسالمت آمیز با آمریکا است. به همین خاطر نکته ای وجود دارد که این بدگمانی عمیق مردم منطقه نسبت به آمریکا که خود آمریکایی ها نیز به آن اذعان کردند مانعی‌ است که این اسلام گرایی مدل ترکیه و اسلام مدرن مدل اردوغان را به چالش می‌کشه و اجازه نمی‌دهد که این الگو به سادگی مطرح بشود. یعنی اگر اسلام مدل اردوغان بخواهد در منطقه مطرح شود این مانع جدی هم وجود دارد که بدگمانی مردم منطقه به ویژه مصر و کشورهای از این دست نسبت به آمریکایی‌ها، مطلبی  است که نمی توان به سادگی از آن گذشت.

* نظر شخصی شما در این باره چیست، یعنی مدل تحلیل اول را قبول دارید یا مدل دوم؟

من خودم شخصاً می‌گویم که اینها به هر حال ذاتاً اسلام‌گرا هستند، ولی جنس اسلامی که به آن اعتقاد دارند اسلام سکولار است. اسلام سکولار یعنی اسلامی که ۵۰ درصدش را حذف کرده‌اند. یعنی اینها قرائتی که از اسلام دارند با قرائت سیدمحمد خاتمی تقریباً یکی است.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دکتر محمدصادق کوشکی

پوستر: سال تحصیلی جدید

سال تحصیلی جدید را با یاد شهدای عرصه علم و اخلاق، شهیدان دکتر مسعود علیمحمدی، دکتر مجید شهریاری و داریوش رضایی‌نژاد آغاز می‌کنیم.

پوستر: آغاز سال تحصیلی جدید
پوستر: آغاز سال تحصیلی جدید

اختلاس سه هزار ميلياردي يعني اينكه سيستم بانكي ناتوان است

محمد جعفری‌نژاد دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی در اولین نشست خبری اتحادیه‌های دانشجویی در سال تحصیلی جدید که بعد از ظهر امروز در دفتر جامعه اسلامی دانشجویان برگزار شد، با گرامیداشت هفته دفاع مقدس و آغاز سال تحصیلی دانشگا‌ه‌ها گفت: ابتدای سال تحصیلی امسال با اتفاقاتی همراه بود که یکی از آنها فساد مالی ایجاد شده در سیستم بانکی کشورمان بود.

وی با اشاره به اینکه اختلاس سه هزار میلیارد تومانی از بیت‌المال کشور اقدام بیشرمانه‌ای بود، افزود: مطالبه جنبش عدالتخواه دانشجویی همانند سایر تشکل‌های دانشجویی برخورد قاطع با عاملان و حامیان این اختلاس بزرگ است.

این فعال دانشجویی با بیان اینکه یک دهه از فرمان هشت ماده‌ای مقام معظم رهبری مبنی بر مبارزه با مفاسد اقتصادی می‌گذرد، خاطرنشان کرد: از همان ابتدا که مقام معظم رهبری این فرمان هشت ماده‌ای را صادر کردند، جریان عدالتخواه دانشجویی فریاد برخورد با اختلاس کنندگان و مفسدان اقتصادی را سر می‌دادند و ای کاش نهاد‌های نظارتی کشورمان به مباحث مالی و اداری ریشه‌ای‌تر می‌پرداختند.

جعفری‌نژاد تأکید کرد: اکنون اختلاس بزرگی به مبلغ سه هزار میلیارد تومان صورت گرفته است که اگر با این گونه اختلاس‌ها برخورد قاطع نشود این اختلاس بزرگترین اختلاس کشور نخواهد بود.

وی افزود: اختلاس سه هزار میلیاردی نمایانگر مشکلات ساختاری در سیستم بانکی و مالی کشور است و حوزه‌های نظارتی نیز در این خصوص دچار مشکلاتی هستند.

این فعال دانشجویی با اشاره به اینکه نهادهای نظارتی باید نظارت بیشتری بر سیستم‌های بانکی و مالی کشور داشته باشند، اظهار داشت: سیستم بانکی کشور دارای اشکالاتی است که باید اصلاح شود چه طور می‌شود سیستم بانکی کشور زمینه ایجاد اختلاس سه هزار میلیاردی را شکل دهد.

دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی با تأکید بر اینکه از رئیس بانک مرکزی گرفته تا سایر مسئولان بانکی کشور باید پاسخگوی پدید آمدن این اختلاس میلیاردی باشند، تصریح کرد: آیاسیستم بانکی کشور باید آنقدر فشل باشد تا سوءاستفاده کنندگان به راحتی به این اختلاس دست بزنند؟

وی افزود: عدم شفافیت در عملکرد مسئولان، وجود قوانین مبهم، روشن نبودن وضعیت مالی مسئولان، عدم ردیابی تخلفات مالی، اقتصادی رانتی، تضاد طبقاتی، فرهنگ پارتی‌بازی به جای شایسته سالاری از جمله مواردی است که موجب بی‌اعتمادی عمومی در سطح جامعه می‌شود که بارها تشکل‌های دانشجویی به این امر تذکر داده‌اند اما مسئولان کشور توجهی نداشتند.

جعفری‌نژاد خاطرنشان کرد: دانشجویان باید همایشی را برگزار کنند و مسئولان نهاد نظارتی را پای میز بکشانند و از آنان بپرسند چرا فرمان هشت ماده‌ای مقام معظم رهبری مبنی بر مبارزه با مفاسد اقتصادی را اجرا نکرده‌اند؟

وی در ادامه گفت: از همان لحظات ابتدایی که اخبار اختلاس سه هزار میلیاردی منتشر شد به جای اینکه به منفذها و مشکلاتی که موجب ایجاد این اختلاس شده، پرداخته شود، مسئولان همواره در مصاحبه‌های خود با رسانه‌های گروهی این اختلاس را به جریان‌ها و گروه‌های سیاسی مختلف ربط داده‌اند در حالی که باید شاه‌راه‌های اصلی برای نفوذ در بدنه مالی و اداری کشور بسته شود.

این فعال دانشجویی با بیان اینکه اگر روند رسیدگی به پرونده‌های اقتصادی روشن نباشد، ضربه‌های سنگینی به نظام اسلامی وارد می‌شود، گفت: قوه قضائیه و نهادهای نظارتی باید قاطعانه وارد میدان شوند تا دوباره اعتماد عمومی را جلب کنند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه جریان عدالتخواه دانشجویی با رسالتی که دارد، در سال تحصیلی جدید به تولید گفتمان خواهد پرداخت، اظهار داشت: اکنون عدالتخواهی به گفتمان غالب کشور تبدیل شده اما نقاط مثبت و منفی بسیاری دارد و تشکل‌های دانشجویی به دنبال این خواهند بود که در بحث مفهوم، عدالت‌خواهی را بازتعریف کنند.

جعفری‌نژاد تصریح کرد: یکی از مطالبات جنبش عدالتخواه دانشجویی در سال تحصیلی جدید پیگیری معضلات و مشکلات حوزه سلامت است، البته به بحث خصوصی سازی خوابگاه‌های دانشجویی و دانشجوی پولی نیز خواهد پرداخت.

وی افزود: پیگیری وضعیت بنیاد مستضعفان نیز از دیگر فعالیت‌های جنبش عدالتخواه دانشجویی در سال جدید تحصیلی است و از سایر تشکل‌های دانشجویی نیز می‌خواهیم تا در این حوزه ورود پیدا کنند.

دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی با بیان اینکه جنبش عدالتخواه دانشجویی نگاه فراملی نیز خواهد داشت و در این راستا فعالیت‌هایی را پیگیری کرده است،‌گفت: دانشجویان معتقد به گفتمان اسلام ناب با محوریت فرمایشات امام (ره)، مقام معظم رهبری و قانون اساسی هستند.

وی در خصوص بحث انتخابات مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: نگاه دانشجویان در بحث انتخابات رشدمحور است و در این حوزه باید به مردم نگاه ویژه‌ای داشته باشیم و طبیعی است برخی گروه‌ها و جریان‌ها برای خود لیست‌بندی می‌کنند که دانشجویان با این امر مخالفند.

این فعال دانشجویی با تأکید بر اینکه انتخابات اصلح مطالبه جدی دانشجویان است، گفت: باید در حوزه انتخابات دست به اقداماتی زد که انتخابات آتی موجب رشد تحلیل سیاسی مردم شود.

جعفری‌نژاد با بیان اینکه در بحث انتخابات، گفتمان عدالتخواهی باید بازتعریف شود، خاطرنشان کرد: ایجاد شرایطی برای نقد عملی به جای شعارها و گفتارها از دیگر مسائل مهم در انتخابات است به دلیل اینکه تمامی گروه‌های فعال در انتخابات مدعی عدالتخواهی هستند.

دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی در خصوص بحث رابطه ایران و آمریکا گفت: در خصوص بحث رابطه ایران و آمریکا، پاسخ دانشجویان همان مواضع مقام معظم رهبری است.

وی افزود: مذاکره و تعامل ایران با آمریکا جزو سیاست‌های کلی نظام اسلامی است و تصمیم‌گیر اصلی این بحث، مقام معظم رهبری است و توصیه دانشجویان این است که مسئولان در این حوزه ورود پیدا نکنند.

این فعال دانشجویی در خصوص آزادی 2 جاسوس آمریکایی گفت: دولت در بحث آزادی 2 جاسوس آمریکایی باید پاسخگو باشد. این بحث باید در کانتکس اهداف و راهبردهای نظام انجام ‌شود و مسئولان در این خصوص باید شفاف‌سازی می‌کردند.

جعفری‌نژاد در پایان خاطرنشان کرد: وزارت امور خارجه و دستگاه دیپلماسی کشورمان در بحث پیگیری و آزادی 4 دیپلمات ربوده شده در لبنان عملکرد خوبی نداشته و کوتاهی‌ کرده است.

منبع: فارس

جلوگیری از بیداری اسلامی از اهداف حمله عراق به ایران

آیت الله خامنه‌ای در خطبه های نماز جمعه سال ۱۳۶۴ به بیان دو دلیل عمده حمله عراق به ایران می پردازند:

دو هدف عراق برای حمله به ایران

مسأله‌ى اصلى و اساسى مسأله‌ى هفته‌ى جنگ و سالگرد جنگ تحمیلى است. در مثل سى‌ویک شهریور – پنج، شش روز قبل – که حمله‌ى عراق شروع شد به کشور ما و به مرزهاى ما، ما پنج سال این جنگ پُرحادثه و پُرماجرا را پشت سرگذاشتیم. در باب جنگ بحثهاى زیادى را از اول تا امروز گویندگان و مسؤولان و تحلیلگران براى شما برادران و خواهران در سراسر کشور انجام دادند، هیچ نقطه‌اى از این مسأله‌ى مهم تاریخ ما از نظر مردم پوشیده نیست. همه مى‌دانند که این جنگ چرا شروع شد، مخصوص ملت ما هم نیست. بسیارى از زمامداران معروف دنیا به ما گفتند، یا در مجامع جهانى بعضى‌ها اعتراف کردند که این جنگ بوسیله‌ى رژیم عراق شروع شد، و به قصد ضربه زدن به نظام نوپاى جمهورى اسلامى؛ یعنى همه پذیرفته‌اند که حمله‌ى عراق به ایران دو هدف داشت.

در درجه‌ى اول هدف سیاسى مطرح بود، یعنى به شکست کشاندن جمهورى اسلامى و با شکست جمهورى اسلامى به شکست و ناکامى کشاندن انقلاب اسلامى. شاید اگر استکبار جهانى اطمینان داشت که حرکت انقلابى اسلام و بیدارى اسلام به کشور ما منحصر خواهد بود اینقدر در مقابل این انقلاب و این نظام جمهورى اسلامى حساسیت به خرج نمى‌داد. مى‌دانند که بیدارى اسلامى با تشکیل نظام جمهورى اسلامى در ایران در تمام سرزمینهاى اسلامى پیدا خواهد شد و مى‌بینیم که شده. ملتها از رخوت و خواب چندقرنى خود بیدار خواهند شد. استثمار و غارتگرى قدرتهاى بزرگ در کشورهاى ثروتمند و داراى ذخائر فراوانى که مسلمان‌نشین هستند در آفریقا و در خاورمیانه و در آسیا به پایان خواهد رسید. وقتى ملتها بیدار شدند، وقتى استکبار جهانى را شناختند، وقتى دزد شناخته شد و روشهاى او دانسته شد، غارتگرى و دزدى براى او دشوار خواهد شد، این را مى‌دانستند و دست هم فهمیده بودند.

انقلاب را ما لازم نبوده هیچ وقت بخواهیم صادر کنیم. صدور انقلاب یعنى گسترش بیدارى و آگاهى ملتها و این کارى بود که با موفقیت انقلاب و تشکیل نظام جمهورى اسلامى به وجود مى‌آمد. استکبار جهانى براى این‌که این بیدارى در دنیا به وجود نیاید و ملتها به هوس آن نیفتند که استکبار را از محیط خودشان اخراج کنند و از زیر سلطه‌ى امریکا و دیگر قدرتها بیایند بیرون، تنها راهى که استکبار داشت این بود که جمهورى اسلامى را به شکست بکشاند. با شکسته شدن جمهورى اسلامى انقلاب در دنیا شکست مى‌خورد نه فقط در ایران، براى خاطر این‌که ملتها در هر جاى دنیا بودند مى‌دیدند که این انقلاب فایده‌اى ندارد، براى خاطر این‌که هیچ جا مثل ایران با آن همه تلاش، با آن همه مجاهدت، با چنین رهبرى، با چنین مردمى دیگر کجا در دنیا پیدا مى‌شود.

وقتى که این ملت با این رهبرى، با این قدرت اداره، با این شجاعت، با این همه خون که داده نتواند نظام جمهورى اسلامى را نگه دارد ملتهاى دیگر هم نخواهند توانست یا به طریق أولى نخواهند توانست. لذا درصدد برآمدند که جمهورى اسلامى را به هر کیفیتى هست شکست بدهند. راههاى گوناگونى را پیمودند، یکى‌اش هم همین حمله‌ى نظامى بود. پس حمله‌ى نظامى هدف اولى و اصلى‌اش یک هدف سیاسى بود. مى‌خواستند نظام جمهورى اسلامى را به شکست بکشانند، و مى‌خواستند این تجربه را در دنیا یک تجربه‌ى ناموفق جلوه بدهند.

البته هدف دومش هم هدف نظامى بود، یعنى مى‌خواستند از یک قسمتى از ایران یک یا یک شیخ‌نشین ثروتمند و وابسته یا یک استان براى عراق درست کنند، که جاه‌طلبیها و بلندپروازیهاى ابلهانه‌ى سردمنداران بغداد هم به این انگیزه کمک کرد، واقعاً باورشان شد که مى‌توانند یک چنین کارى را بکنند، خامش کردند و فریبش دادند وادارش کردند که حمله کند به ایران. او هم تمام نیروهایش جمع کرد، هر چى که داشت، هر چى از دیگران گرفت و این حمله را سازماندهى کرد آمد، و خودش را در این باتلاق انداخت. آمده بودند که چند روزه برگردند، یا بگوئیم چند روزه بمانند و کار را تمام کنند، پنج سال گذشته و روزبه‌روز ملت ایران و رزمندگان ما و نیروهاى مسلح ما و ارتش و سپاه ما قوی‌تر، مجهزتر، مجربتر، جریتر و شجاعتر شدند و آنها روزبه‌روز روحیه‌شان را از دست دادند، این خلاصه‌ى آن چیزى است که مردم ما از این جنگ مى‌دانند و درست هم هست، امروز دنیا هم کم و بیش این را فهمیده.

بیانات در خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران ۵/۷/۱۳۶۴

منبع: جهادی

بررسی آثار شهید آوینی در «شب‌های مستند»

علاقه‌مندان به آثار شهید آوینی می‌توانند دوم تا هفتم مهر بیننده «شب‌های مستند» از شبکه مستند سیما باشند.

«شب‌های مستند» مجموعه‌ای است که هر شب به پخش و نقد فیلم‌های سینمای مستند و آثار شاخص مستندسازان ایران می‌پردازد.

این برنامه علاوه بر پخش آثار مستند تاریخ سینمای ایران از ابتدا تاکنون، در هر برنامه میزبان کارگردان اثر و منتقدانی خواهد بود که به نقد و تحلیل اثر خواهند پرداخت.

از جذابیت‌های «شب‌های مستند» می‌توان به نمایش آثاری اشاره کرد که قرار است برای اولین بار از سیما و از طریق شبکه مستند پخش شوند.

این برنامه به تهیه‌کنندگی «بابک میزانی»، هر شب ساعت۲۰ از شبکه مستند سیما پخش می‌شود.

منبع: فارس

دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر

همواره یکی از موضوعات مهم و مورد پرسش، موضوع ادامه جنگ پس از بازپس گیری خرمشهر بوده است. از این رو پاسخ رهبر انقلاب به خبرنگاری که در سال ۶۵ از این موضوع سوال میکند مورد بازخوانی قرار گرفته است.

(+) سوال: آقای خامنه‌ای سؤالی که می‌شود مطرح کرد مسأله‌ی دفاعی بودن جنگ است. ما از ابتدای جنگ و شروع تجاوز عراق اعلام کردیم که در حال دفاع هستیم و بعد از این‌که وارد خاک عراق هم شدیم این مسأله را عنوان می‌کنیم که باز جنگ ما یک جنگ دفاعی است. شما این مسأله را چگونه تعبیر می‌کنید؟

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم

جنگ ما از آغاز به صورت دفاع شروع شد و تا این ساعت هم ما در حال دفاع هستیم. علت هم این است که حتی ورود ما به خاک عراق، در ادامه‌ی دفاع مقدس ماست. البته دشمن طبعاً مایل است که هنگامی که می‌تواند و احساس قدرت می‌کند، وارد مرزهای ما بشود، تا هر وقتی که می‌تواند در آن‌جا بماند، ویرانگری بکند، تخریب بکند، افراد نظامی و غیرنظامی را به قتل برساند، زندگى را ناامن بکند، هر وقت هم که تاب نیاورد و نتوانست بماند، برگردد و داخل مرزهاى خودش بشود و ما هم با فداکارى و با توانائى مردم، وقتى که توانستیم او را از مرزها بیرون برانیم، لب مرز بایستیم که نبادا وارد خاک دشمن بشویم و به حریم دشمن نبادا که قدم بگذاریم، این میل دشمن است.

دشمن بناى بر قلدرى و زورگوئى دارد

اما عقل و منطق انسانى، همچنین احکام اسلامى به ما اجازه‌ى این را نمى‌دهند. ما دشمن را باید ببینیم که چگونه دشمنى است. یک وقت دشمنى است که آمده براى گرفتن یک تپه، تصرف یک رودخانه، یک موذى‌گرى مرزى، بعد هم سرکوب مى‌شود برمى‌گردد سرجایش و قضیه تمام مى‌شود. این‌جا البته بعد از آنى که دشمن را ما راندیم مسأله تمام شده است. لکن یک وقت دشمن بناى بر قلدرى و زورگوئى دارد. مسأله‌ى او با بیرون رفتن از مرزها، آن هم با قدرت‌نمائى نیروهاى اسلامى و فداکاریهاى فراوان حل شده و تمام شده نیست. دشمن خیلى این را مغتنم مى‌شمارد که وقتى قصد تجاوز دارد و وارد خاک مى‌شود، تا جایى که مى‌تواند بماند، بعد هم که رفت بیرون، ما لب مرزها بایستیم او تجدید قواى خودش بکند و هنگامى که باز لازم دانست و مصلحت دانست برگردد، تجاوز خودش را آغاز کند.

من یک وقتى یک مثالى زدم، گفتم که دزدى، متجاوزى، وارد خانه‌ى شما مى‌شود، وارد مزرعه‌ى شما مى‌شود و ویران مى‌کند، نابود مى‌کند، مى‌دزدد، مى‌کشد. اگر تحمل کردید که مى‌ماند، اگر تحمل نکردید و با فشار و زور و قدرت‌نمائى او را بیرون کردید، هیچکس به شما نمى‌گوید که شما از خانه‌ات دیگر پا بیرون نگذار، پا توى مزرعه‌ى او یا خانه‌ى او نگذار که این تجاوز به حریم اوست. نه، عقل به شما حکم مى‌کند که بروید گریبان این دشمن را بگیرید، گلوى او را به فشارید و اولاً: از او بپرسید چرا این کار را کرده و مجازاتش کنید به این کار و ثانیاً: حقتان را بگیرید، آنچه که تضییع شده از او باز پس بگیرید. این یک حکم عقلى است. این چیزى نیست که این را ما ابداع کرده باشیم. همه‌ى انسان‌ها و همه‌ى فطرتهاى سالم همین جور فکر مى‌کنند.

اصولاً وارد شدن به حریم خاک دیگران دو نوع است: یک نوع این است که از روى تجاوز، به قصد تصرف و براى زورگوئى است؛ این تهاجم است، این تجاوز است. همان‌طور که عراق وارد خاک ما شد. دلیلى براى این کار نداشت. یک بهانه‌هایى همان اوّل ذکر کردند، اما حتى خودشان هم کاملاً واقف بودند و مى‌دانستند که این‌ها بهانه است. دنیا هم این را فهمید. لذا بود که همه‌ى کسانى که توى مسأله جنگ وارد شدند، تا امروز هم به ما مى‌گویند، از اوائل هم به ما گفتند که ما مى‌دانیم متجاوز کى است، این تجاوز است. یکجور وارد شدن به خاک دشمن هست که براى استنقاض حق است، براى گوشمال دادن به متجاوز است، براى حفظ امنیت است. براى تأمین مرزها از حوادث مشابه بعدى از سوى همین دشمن هست، این را نمى‌شود گفت تجاوز.

گوشمال دادن به متجاوز؛ یکى از هدف‌هاى ادامه‌ى جنگ

بنابراین ما، تا وقتى که در پشت مرزهاى خودمان مى‌جنگیدیم که روشن بود داشتیم دفاع مى‌کردیم از خاک خودمان. آن وقتى هم که وارد خاک عراق شدیم، باز به دنباله‌ى همین مسأله است. ما مجازات متجاوز و گوشمال دادن به متجاوز را یکى از هدف هاى ادامه‌ى جنگ ذکر کردیم و همین هم هست. البته این را هم باید بگویم که هنوز در مرزهاى ما، همه‌ى مناطق از دشمن پاکسازى نشده است. ما هنوز مناطقى را داریم که از جمله نفت‌شهر و بخشى از مراکز دیگر مرزىِ ما که هنوز در اختیار دشمن هست و ما ادامه‌ى جنگمان ولو براى پس گرفتن این‌ها هم که باشد، یک عمل دفاعى است. اما وقتى این‌ها را هم پس بگیریم، ما دنبال کردن دشمن و رفتن داخل اعماق خاک او براى گوشمال دادن او، این را همه، دفاع از خود و مجازات متجاوز مى‌شناسند. بنابراین دفاعى بودن این جنگ یک چیز واضحى است.

البته ما این را گفتیم بارها و همه هم این را قبول کردند از ما که ما قصد ماندن در این مناطق تصرف شده‌ى از عراق را نداریم. نه فاو، نه جزیره و نه هیچ نقطه‌ى دیگر، نقاطى نیست که ما این‌ها را براى خودمان و جزء خاک خودمان دانسته باشیم. نه این‌ها مال عراق است، مال مردم عراق است، مال هر رژیم صالحى است که بعدها بر سر کار بیاید در عراق. فعلاً حرکت ما، حرکتى است که در دفاع از امنیت ما و در دفاع از آرامش و صلحى است که براى زندگى دو همسایه که ما و عراق باشیم، ضرورى و لازم است.

بیانات در گفتگو با خبرنگار صداوسیما پیرامون دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر۲۹/۶/۱۳۶۵

منبع: تریبون مستضعفین