آقایان احمدی‌نژاد و هاشمی؛ فأین تذهبون؟!

به گزارش اسلام ناب، در پی پیام تسلیت روسای قوه مجریه و تشخیص مصلحت نظام به دیکتاتور رژیم آل سعود، بسیج مدرسه علیمه معصومیه (س) قم بیانیه ای بدین شرح صادر کرد.

بسم الله الرحمن الرحيم
” لازم است در نوحه ها و اشعار مرثيه و اشعار ثناي از ائمه حق – عليهم سلام الله – به طور كوبنده فجايع و ستمگري هاي ستمگران هر عصر يادآوري شود و در اين عصر كه عصر مظلوميت جهان اسلام به دست آمريكا و شوروي و ساير وابستگان به آنان و از جمله آل سعود اين خائنين به حرم بزرگ الهي – لعنه الله و ملائكته و رسله عليهم – به طور كوبنده يادآوري و لعن و نفرين شود و همه بايد بدانيم كه آنچه موجب وحدت بين مسلمين است اين مراسم سياسي است كه حافظ مليت مسلمين بوي‍‍ژه شيعيان ائمه اثني عشر – عليهم صلوات الله و سلم – است.”
وصيت نامه سياسي- الهي حضرت امام جلد 21 ص 401

انا لله و انا اليه راجعون

جناب آقايان احمدي نژاد و هاشمي رفسنجاني

رياست محترم جمهوري و مجمع تشخيص مصلحت نظام ايران اسلامي- انقلابي ( كه با شعار اعتقاد به تفكر حضرت روح الله و پيروي از خط امام و رهبري با پشتيباني مردم مسلمان و شيعه ايران در اين جايگاه ها قرار گرفتيد)

سلام عليكم و رحمه الله و بركاته !
خبر ارسال پيام تسليت حضراتعالي به خائن الحرمين عبدالله سعودي در پي درگذشت وليعهد و وزير دفاع حكومت سفاك آل سعود و همچنين ابراز تاسف و همدردي با بازماندگان و طلب غفران و رحمت الهي براي ملعوني كه به عنوان وزير دفاع و قاتل حجاج ايراني در سال 66 و مردم مظلوم بحرين و يمن در سال هاي اخير به حساب مي آمد و شما اورا فقيد سعيد خوانده ايد و همچنين آرزوي سربلندي و بهروزي دولت وهابي و سلفي عربستان؛ ما را در بهت و حيرت فرو برد.

راستي چه اتفاقي افتاده است كه عاليترين مقامات اجرايي نظامي كه قرار بود سياسيتش طبق گفته بنيان گذار آن، پشتيباني هميشگي از مسلمانان آزاده جهان و مستضعفين عالم باشد در شرايطي كه امت اسلامي بيدار شده و نوكران و دست نشاندگان آمريكا را يكي يكي از تخت هايشان پايين مي كشد، پا بر روي خون مظلومين بحرين بگذارد و براي هم پيالگان صهيونيست ها آرزوي سربلندي كند؟

حتي اگر حضرت امام هم آل سعود را ” وهابي هاي پست بي خبر” ، “رژيم سفاك” ، “آل سعود احمق” و “شقي ترين جانيان عصر” نخوانده بود ؛ آيا اندكي تامل و سلامت نفس كافي نبود تا مشخص شود كه خط امام روح الله دوستي با سران سفاك عربستان سعودي نيست؟ آيا حكومت عربستان در اين 30 سال جز خدمت به آمريكا و صهيونيست ها نقش ديگري نيز بازي كرده است ؟؟

آقايان ! فاين تذهبون ؟
مسئولين ما ، نمايندگان مردم شيعه، انقلابي و ولايي ايران اسلامي كه محبوب اين مردم و همه مسلمانان و همه آزادگان عالم در عربستان و عراق و لبنان و فلسطين و بحرين و يمن و مصر و … هستند مرداني هستند كه احياگر گفتمان امام در عصري بودند كه عده اي قصد داشتند گرد فراموشي به آن بپاشند، مسئولين ما سياستشان جدا از ديانتشان نبود، عرف ديپلماتيك بهانه اي نبود برايشان تا منويات امام و رهبري را اجرايي نكنند.

فراموش نكنيم كه دعاي هميشگي ما دعاي هميشگي امام بود:
ازخداي متعال نجات اماكن مقدسه مسلمين را از سلطه آل سعود غاصب مسئلت داريم.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

بسیج مدرسه علمیه معصومیه(س) قم

جنبش وال استريت؛ سرمایه داری در بن بست؟

سلسله جلسات سخنرانی با موضوع جنبش وال استریت و نظام سرمایه داری در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی برگزار میشود. این هفته دکتر غنی نژاد در این رابطه به ایراد سخنرانی خواهند پرداخت.

زمان: سه شنبه دهم آبان ماه؛ ساعت ۱۲:۱۵ – ۱۳:۳۰

مکان: آمفي تئاتر دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي(ره) – بسيج دانشجويي: خيابان شهيد بهشتي، نبش خيابان شهيد احمد قصير(بخارست)

بیانیه جنبش پیرامون علملکرد اشتباه دولت در سیاست خارجه: حفظ نظام اوجب واجبات است

جنبش عدالتخواهی دانشجویی پس از نامه‌های برخی از مسئولین جمهوری اسلامی ایران و نیز سفر وزیر امور خارجه به رژیم سفاک عربستان بیانیه‌ای اعتراضی صادر نمود. متن بیانیه به این شرح است:

حفظ نظام اوجب واجبات است

اسلام، دين توحيد است و توحيد ي يعنى گسستن بندهاى سلطه‌ى نظامهاى بشرى؛ يعنى شكستن طلسم ترس از قدرتهاى شيطانى و مادّى ؛  يعنى اعتماد به وعده‌ى الهى در پيروزى مستضعفين بر ستمگران و مستكبرين به شرط قيام و مبارزه و استقامت؛ يعنى استقبال از زحمات و خطراتى كه در راه تحقق وعده‌ى الهى، آدمى را تهديد مى‌كند؛ همه‌ى عزت و اعتلايى كه به مسلمين وعده داده شده، در سايه‌ى چنين ايمان و درك روشن و عميقى از توحيد است. بدون فهم درست و پايبندى عقيدتى و عملى به توحيد، هيچ‌كدام از وعده‌هاى الهى درباره‌ى مسلمانان عملى نخواهد شد

جمهورى اسلامى كه با پيدايش خود، راه نوينى در مقابله با زورگويان طراز اول عالم باز كرد و به ملتهاى مستضعف اميدى تازه بخشيد و  بسيارى از مسلمانان احساس عزت نمودند و در مقابل قدرتمندان و زورگويان ايستادند و سرفصل جديدى در مبارزات ملل مسلمان به وجود آمد. امام راحل  بارها قلدران زمان را عملاً تحقير كردند و بيشترين اهتمام امت اسلام و ملت ستم‌كشيده‌ى ما را به خود جلب كرد.البته نباید فراموش کرد صحنه‌پرداز اصلى و عامل حقيقى، همانا اسلام و عقيده و ايمان و تربيت اسلامى بود

پس از امام نظام اسلامى كه قلب تپنده‌ى خود را از دست داده بود، به بركت ايمان و توكلش و به بركت درسهاى جاودانى كه مردمش از آن مرشد خود آموخته بودند، نه فقط از حركت  بازنماند، بلكه با  قيام شجاعانه‌اش در برابر نظام سلطه‌ى جهانى كارى عظيم و بى‌سابقه انجام داد؛ و رهبر و قائد عظيم‌الشأن اين انقلاب كه مثل كوه در برابر همه‌ى بادهاى مخالف ايستاد و هجوم طوفانها را شكست

اثر حرکت انقلابی ما شروع مبارزات مردمى در سرزمين فلسطين و ايستادن مردم مسلمان و مبارز فلسطين در برابر احزاب معامله‌گر و شروع نهضت هاى اسلامى زيادى در كشورهاى مسلمان آفريقايى و آسیا بود كه همه براساس جاذبه‌ى اسلام و شوق به تحقق احكام الهى به وجود آمد.

آثار پيروزى ملت ايران در زورآزمايى قدرتهاى جهانى با آن، به جهان اسلام منحصر نماند؛ بلكه در كشورهاى غيرمسلمان و در نظامهايى كه قفس آهنين استبداد حزبى يا ستم قومى اجازه نداده بود که کوچکترین فریادی برای عدالت و آزادی حقیقی بلند شود هم جانهای مرده را بیدار کرد.

راز بزرگ در اعتلاى امروزين اسلام و بيدارى عمومى مسلمين، اين است كه در كانون اين حركت – يعنى ايران اسلامى – مولود مبارك انقلاب بارديگر از شجره‌ى طيبه‌ى اسلام به وجود آمد وبا ارئه ی اسلام ناب  و با مظلوميتى قدرتمندانه و سرافراز، چهره‌ى منوّر خود را در برابر چشم جهانيان قرارداد و با وجود و بقا و استقامت و صلابت خود، مبلّغ اسلام شد

آن چيزى كه هويت اصلى  نظام اسلامی را تشكيل ميدهد – كه آن، اطاعت از خداى متعال و سير بر مسير الهى است – بايستى محفوظ بماند. مخالفان، نظام را، اين حركتِ بر اساس حكم الهى و دين الهى را برنميتابند و در این مبارزه بی امان ما بيشترين همت خود را باید بر پاسدارى از ظاهر و باطن نظام اسلامی و مراقبت از جهت‌گيرى درست آن بگماریم .حفظ اين اساس و حفظ مرزها و شاخصهاست كه اين نظام را از بقيه‌ى نظامهاى دنيا جدا ميكند

رهبر انقلاب اسلامی و امام را حل حفظ نظام اسلامى را با اهميت‌تر از هر واجبى معرفی کرده اند.حفظ نظام یعنی حفظ ساخت اصلی و هويت حقيقی نظام که همان حفظ آرمان های انقلاب است .كه حفظ ساخت حقوقی بدون حفظ اين هويت حقيقی فايده‌ای ندارد.چالش اصلى نظام اسلامى از روز اول تا امروز همین بوده است .پايه‌هاى نظام، مشخص و معلوم است؛ همه بايد بر اساس آن حركت كنند و در جهت تحكيم اين پايه‌ها بايستى تلاش کنند

ميدان سياست خارجى، ميدان چالش نظام جمهورى اسلامى يا صف مقدم اين چالش با مجموعه‌ى جهان بيرونى است. در اين صف مقدم، استحكام، استوارى قدم، اعتماد به نفس، اطمينان به راهى كه آن را دنبال مى‌كنيد، مهمترين شرط است و باعث حفظ عزت و كرامت انقلابى جمهورى اسلامى و ملت ايران در مناسبات بين‌المللی می شود

هویت ما دلگرمى و شجاعت بخشيدن به ملتهاست .باید جرأت مقابله با دولتهاى دست‌نشانده را به آنان تزريق كرد. که نتیجه آن عبارت است از بيدارى و جرأت و اعتماد به نفس ملتها در برابر زورگويى ابرقدرتها و شكستن بتهاى قدرت ظالمانه و بالندگى نهال قدرت واقعى انسانها و سربرآوردن ارزشهاى معنوى و الهى

اگر و اگر به جای ايستادگی در مقابل دشمن، رودربايستی ها،‌ و ضعف های شخصی و شخصيتی بر روابط سياسی و بين المللی مسئولان حاكم شود، در واقع بخش­های اصلی هويت جمهوری اسلامی از دست می رود و در چنين اوضاعی،‌ ساخت ظاهری نظام و پسوند اسلامی كاری از پيش نخواهد برد.

در سياست خارجى ابزار تاكتيكى و ملاحظات سياسى در جاهايى قابل قبول است؛ اما وارونه جلوه‌دادنِ اهداف اساسى به هيچ‌وجه قابل قبول نيست. اهداف اساسى ما را بايد همه به‌طور مشخص بدانند. در شرایطی با صداى بلند اعلام نمى‌كنیم اما آن را انكار هم نبايد کرد  بايد همه بدانند كه ما در اين جهت و در اين خط هستيم و نباید دشمنی با هم پیمانان آمریکا را انکار کرد

نسخه ی  اسلام آمریکایی، اسلام ملاهای کثیف درباری را معمار کبیر انقلاب پیچیده است. نبرد اسلام ناب و اسلام آمریکایی  یکی از پایه های فلسفی این نظام  اسلامی است و نماینده ی اسلام آمریکایی هم به گفته ی امام آل سعود است.در پیام قطعنامه ی امام پرده از چهره ی پلید آل سعود برداشته شده است و چگونه می توان آن عبارات را فراموش کرد؟

مبارزه با آل سعود یکی از اهداف اساسی این انقلاب است  و عدول از آن در نگاه ما خروج از دایره گفتمان انقلاب تفسیر می شود و جزو آرمانهایی است که فراموشی آن باعث از بین رفتن نظام اسلامی می شود.

با اتفاقات منطقه و موج بیداری اسلامی انتظار می رفت که دولت ایران با حمایت همه جانبه از قیام های منطقه گامی در نابودی آل سعود و ریشه کن شدن اسلام آمریکایی در جهان بردارد و نگاه پر امید انقلابیون به ایران نا امید نشود.اما چرا ما باید در حالی که عربستان در حال توطئه چینی آشکار علیه ماست از موضع ضعف و ذلت عمل کنیم؟آیا این است رفتار عزت مندانه و الگو ساز؟

متاسفانه در چند ماه اخیر عملکردها و اظهار نظرهایی از سوی آقایان  احمدی نژاد و صالحی  مشاهده شده است که هویت اصلی جمهوری اسلامی که همان مبارزه با ظلم و عدالتخواهی است را زیر سوال برده است.

در اولین موضع گیری های که صورت گرفت ما به عنوان جریان دانشجویی با حسن ظن رفتار کردیم و متصور شدیم که یا اشتباهی در اظهار نظر پیش آمد یا برداشت نادرستی از صحبت ها داریم .اما با تکرار آن مواضع توسط وزیر خارجه بیش از پیش مواضع شاز دستگاه دیپلماسی در مواجه با قیام بحرین و بیداری اسلامی مشخص شد و در بیانیه ای به  جناب وزیر نسبت به خروج از دایره ی گفتمان انقلاب و پشت کردن به آرمان های انقلاب هشدار های جدی دادیم که با جوابی از سوی وزارت خارجه همراه نشد.

متاسفانه بعد از مرگ ولیعهد عربستان نامه ی آقای احمدی نژاد به پادشاه سفاک عربستان و استفاده از عباراتی چون خادم حرمین شریفین در مرحله ی اول و سپس سفر آقای صالحی به عربستان برای شرکت در مراسم تشییع این جنایتکار در مرحله ی دوم و ابراز خرسندی ایشان از شرفیابی به حضور آن خائن و جلاد ملک عبدالله لعنه الله علیه خون ما را به جوش آورده است. تفسیر ما این است که این حرکت باعث لکه دار شدن مشروعیت نظام اسلامی شده است و باید برخورد جدی با آن شود و مسئولان دستگاه دیپلماسی ما باید با اعلام مرزبندی مشخص با حکومت جنایتکار عربستان (یکی از دشمنان اصلی نظام اسلامی) قدمی در جهت مشروعیت نظام اسلامی بردارند.

در نگاه ما نفس اعلامِ مواضع اسلامى در دنياى اسلام، اعتبار ما را افزايش مى‌دهد و براى ما امتياز است و نشان دهنده‌ى عمق استراتژيك ماست لیکن در شرایطی که مستضعفان جهان برای نابودی ظلم و استکبار به پا خواسته اند و در حال نابودی امریکا و نظام مادی و تفاله هایش هستند این رفتار چگونه قابل تصور است؟

بی شک یکی از دلایل اصلی انتخاب مجددآقای احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور زنده کردن شعار استکبار ستیزی بود اما با تحلیل مسائل مرتبط با بیداری اسلامی این سوال مطرح می شود که

آیا ایشان گمان مى‌كنند که دشمنىِ امريكا و جبهه‌ى استكبار و دارودسته‌ى وسيع صهيونيستى كه اكثر خبرگزاريها و رسانه‌هاى خبرى و تبليغى جهان را در اختيار دارند، ناشى از آن است كه جمهورى اسلامى، به موقع تلاش لازم را براى كسب دوستان انجام نداده و يا در مسايل جهانى دچار تندروى شده است؟اين گمان، حاكى از عدم تعمق در حوادث و جريانات داخلى و جهانى و عدم بصيرت در دشمن‌شناسى است.

از آقایان احمدی نژاد و  صالحی درخواست داریم که برای پاسخ دادن به اعتراضات دانشجویی و همچنین اعلام مرزبندی با آل سعود جنایتکار در یک جلسه  دانشجویی حاضر شده و در مورد مواضعی که اتخاذ کرده اید که باعث تضعیف نظام اسلامی شده است دلایل خود را بیان کنید.

در پایان خطاب به مردم ایران و مردم مستضعف جهان:

از خانواده ی شهدا که حق بزرگی بر گردن ما دارند عذرخواهی می کنیم.

از خانواده ی شهدای بیداری اسلامی و انقلابیون مصر و تونس و بحرین و یمن و….. عذرخواهی می کنیم و اعلام می کنیم که موضع دولت ایران موضع ملت مسلمان ایران که پیمان حمایت از شما را با خدای خود بسته اند نیست.مستضعفین جهان  بدانید که پشتوانه‌ى شما اسلام است؛ اين را بدانيدپشتوانه‌ى شما همين ايمان و همين نهضت جهانىِ اسلام است.نهضت جهانى اسلام يك شخص نيست كه ترورش كنند، يك دولت نيست كه منزوى‌اش كنند، بلكه يك پديده‌ى فرهنگى و عمومى است. بايد هوايش را داشته باشيم و بايد مراقب باشيم.

نامه‌ای سرگشاده به رئیس جمهور

محمدرضا فراهانی / گروه فدائیان عدالت

بسم ربّ المستضعفین

ناله های خاموش  ( نامه ای سر گشاده به رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران)

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد

سلام علیکم

آقای رئیس جمهور با اینکه شما فرمودید هر جا ظلمی را دیدید چنان فریاد بزنید تا من بشنوم اما نمی دانم چرا با این همه فریادمان در طی این چند سال ، ناله هایمان به شما نرسیده در نطفه خفه می شود برای بار چندم فریاد می زنیم بلکه به برکت دولت شما معضل 30 ساله مناطق قحطی زده و کپرنشین عنبرآباد حل شود .

حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) می فرمایند :

ما اَصبَحَ بِالکوفه احدٌ الّا ناعماً اِنّ اَدناهُم مَنزِلَتاً لَیَأکُلُ البُر و یَجلِسُ فیِ الظِل و یَشرَبُ مِن ماءِ الفُرات                       ( بحار الانوار ج 40 ص 327)   در ناحیۀ حکومتی من (کوفه) هیچ کس نیست مگر اینکه در نعمت است همانا فقیرترین مردم از بهترین گندم می خورند و همه سایۀ بالا سر دارند و از آب فرات می آشامند .

سکانس اوّل : عنبرآباد کرمان ( 6/1/90 )

هر چند دولت نهم و دهم خدمات شگفت انگیزی داشته و چنان انقلاب عظیمی در اقتصاد و مسکن سازی و اشتغال آفرینی و… ایجاد نموده است که قلم از نوشتن انتقادات شرم دارد اما از باب آنکه توجیه ، حماقت ؛ تضعیف ، خیانت ؛ و تکمیل ، رسالت است باید برحسب رسالت حوزوی خودم عرض نمایم که علی رغم 2500 مسکنی که در طی این چند سال به همت مضاعف دولت محترم در منطقه جبل بارز جنوبی شهرستان عنبرآباد ساخته شده است و خدمات فراوان دیگری همچون ساخت دبیرستان شبانه روزی ریحانه النبی مردهک با هزینه ای بالغ بر 3 میلیارد تومان ، تجمیع 15 شهرک ، ساخت 15 خانه بهداشتی و 14 مسجد در جبل بارز جنوبی و … که انجام داده است هنوز متاسفانه شاهد کپر نشینان زیادی در این منطقه و سایر مناطق می باشیم که اینها دیده نشده اند و مغضوب و مطرود صاحبان زر و زور و تزویر واقع گشته اند گوئی اینها سهمی از خاک ایران را نداشته و جزئی از مردم ایران نمی باشند چرا که وقتی در فروردین 90 گروه جهادی فدائیان عدالت قم را راهی عنبر آباد نمودیم بعینه دیدیم که هنوز که هنوز است مردم برای تأمین ابتدائیات خود ( همچون حمام ، دستشویی ، آب سالم آشامیدنی ، نان ،گازوئیل، نفت ، بهداشت ، جاده ، مدرسه ،تلفن ، آنتن دهی موبایل و تلویزیون و… ) با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کنند.

وقتی به روستاهای دهستان نرگسان و مردهک می روی گویا عالم بر سرت خروار می شود مظلومیت 1400 سالۀ اهل بیت (ع) و تشیع در جلوی چشمانت مجسّم می شود آنجا نیازی به روضه خوان و مداح و ذکر مصیبت نداری وقتی ناله های بی فریادرس مردم را ( که گویا بعد از چند سال گوشی برای شنیدن پیدا کرده اند ) می شنوی دوست داری که زمین دهان باز کند و تو رادر درون خود فرو ببرد تا مجبور نباشی در کسوت روحانیت عرق شرم بر زمین بریزی و سنگینی نگاه ملتمسانه یتیمان علی (ع) را تحمل کنی ؛ بغض گلویت را می گیرد و بجای اشک خون گریه می کنی که چرا …؟

* روستای بُندرریز عجیب ترین جایی بود که دیدیم. الفبای اولیه بهداشت هم برای این مردم نامانوس بود، در رساندن عمق فاجعه همین بس که در این روستا حتی یک دستشویی وجود نداشت و همین ریشه بسیاری بیماری ها مخصوصاً در زنان و کودکان شده بود. دلخراش ترین روز سفر در این روستا رقم خورد. علی الخصوص وقتی مادری را دیدیم که به یکی از خانم های پزشک می گفت کودکش شب ها در خواب جیغ می کشد.  نه، جن زده نشده بود! توضیحات تکمیلی را که داد، فهمیدیم انگل و کرم در بدن این کودک غوغا می کند و شبها با آزار این کرم ها کودک از درد جیغ می کشد. انگل، بیماری شایع بین کودکان این مناطق است. کودکانی که واقعاً در این ماجراها بی گناه ترین بودند. کلی بزرگترها را نصیحت کردیم که به بچه هایتان رحم کنید، لا اقل چاه را که خودتان می توانید حفر کنید. اما این مردم یا اهمیت موضوع را نمی دانستند، یاحتی در چنین موارد جزئی هم نیاز به محرک داشتند.

* ای کاشک سهمی هم از سدر و کافور به اموات روستاهای سنته عنبرآباد می رسید تا مجبور نباشند اموات خود را بدون سدر و کافور غسل داده  و حنوط نکرده به خاک بسپارند ! حق هم دارید باور نکنید اما وقتی از زبان دهیار روستای سنته می شنوی که روستاهای اطراف ما بدون سدر و کافور امواتشان را غسل می دهند آنوقت است که از مولای خود حجه بن الحسن خجالت می کشی و از دینداری خود توبه می نمایی . مات علی هذا اسفا

* چقدر سوختم وقتي از زبان فرماندار عنبر آباد شنيدم كه يك بچه به خاطر اينكه مادرش به او 5000 تومان نداده بود ،مي رود پشت كپر و خودش را مي سوزاند.چقدر آتش گرفتم وقتي شنيدم دست و پا و صورت خيلي از بچه ها و دخترها به خاطر آتش گرفتن كپر سوخته است.

* مردمان این دیار که صدها خانوار پراکنده هستند در بین انواع حشرات و حیوانات موزی زندگی می کنند و تنها به این می اندیشند که چه کنند تا زنده بمانند
کودکان اغلب در وضعیت بهداشتی بدی به سر می بردند. اکثر کودکان از نارسایی های جسمی جدی در رنج بودند. کودک چهار ساله ای بودکه از دو پا فلج بود. بعضی را مار گزیده بود و برخی را عقرب یا رتیل. پدری دختر بچۀ پنچ ساله اش را از کپر بیرون آورد که چشمش آسیب جدی دیده بود پسر بچۀ سه سالۀ دیگری فلج بود . پسر دیگری را مار زده بود و پایش خشک شده بود ؛ پیرمردی بود با هشت بچه آنهم بدون همسر ، با اینکه بسیار فرتوت و از کار افتاده بود امّا تحت پوشش هیچ جا نبود .

* معضل مهمی که قریب به اتفاق مردم منطقه با آن دست به گریبان بودند، دسترسی به آب بود.آب سالم وبهداشتی برای آشامیدن و همچنین آب لازم برای شستشو. بعضی جاها، برای استفاده دام ها و همچنین برای مصارف غیر آشامیدنی خودشان، آب چشمه های اطراف را در حوضی جمع می کردند و با لوله ای پلاستیکی آنرا به روستا می رساندند، که آن هم گاهی بود و گاهی نبود. برای مصرف آشامیدنی هم باید جدا آب می آوردند و می ریختند توی تانکرها. خیلی جاها این آب ناسالم منشا بیماری های کلیوی شده بود.

* رد چند ماشین که روی تپه ها و بستر رودخانه های خشکیده و دامن کوه ها و گاهی سطح دشت مانده بود ، شده بود راه! بعضی جاها را که راننده می گفت با باریدن یک باران و پرشدن یکی از این رودهای خشکیده به کلی راه ارتباطی اش با اطراف قطع می شود. و خدا نکند در چنین اوضاعی در یکی از این روستاها زنی بخواهد وضع حمل کند، یا احیاناً پیرمردی سکته کند یا کسی نیاز فوری به پزشک پیدا کند، زیرا که درد  در حبس، بس بی درمان است.آنقدر جاده ها صعب العبور بود که خاوری را که آرد زده بودیم برای توزیع بین کپرنشینان ، حتی به روستای اول نرسید . لذا یکی از بزرگترین موانع پیشرفت منطقه جبل بارز جنوبی و نرگسان مسیرهای بسیار صعب العبور آنجا می باشد به حدی که بردن مصالح ساختمانی با ماشینهای سنگین در آنجا امکان پذیر نمی باشد .

* برخی از اهالی روستای بنگلو اظهار می نمودند که بدلیل بادهای محلی در زمستان 89  ،کپر های ایشان را باد برده و علی رغم مراجعه به مسئولین ذی ربط مجبور شدند شبهای زمستانی را بدون سرپناه طی به صبح رسانند !

* به دلیل عدم وجود مدرسه اکثراً بعد از سوم راهنمایی ترک تحصیل کرده اند.

* پیرمردی می گفت: کاش زلزله می آمد تا در اخبار نامی از این منطقه فراموش شده برده شود و شاید به این واسطه به ما توجه شود در دل به او زهرخندی زدم و گفتم: بنده خدا اگر زلزله هم بیاید با این فاصله کسی از حال شما خبردار نخواهد شد و خسارات بیشتری را متحمل خواهید شد.

* با این که چندمین بارم بود که به منطقه کپر نشین عنبر آباد می رفتم ولی برادر عادلی از بچه های کمیته امداد گفتند می خواهم شما را جایی ببرم که اشکتان جاری شود.

بعد از این که وارد روستای عبدالله آباد شدم و با مردم صحبت کردم آنقدر آن صحنه ها و ناله ها برایم ثقیل و دردناک بود که دوست داشتم زمین دهان باز می کرد و مرا در درون خود فرو می برد تا مجبور نشوم در کسوت روحانیت به چشمان ناامید و سائل مردم خیره شوم و بیش از آن خجالت بکشم ، آن ها 50 خانواری بودند که 6 ماه پیش به علت خشکسالی از منطقه صعب العبور و دور افتاده جبل بارز جنوبی عنبر آباد کوچ کرده بودند و آمده بودند به روستای عبدالله آباد عنبر آباد ؛

می نالیدند از این که چرا در این 6 ماه هیچ مسئولی نیامده بگوید شما زنده اید یا مرده ؟

با تمام بغض و غضب و سوز حرف می زدند؛ از همه جا ناامید بودند اکثرشان دچار بیماری های متعدد بالاخص کلیه درد بودند چون نه آبشان بهداشتی بود و نه حمام  داشتند و نه آبگرمکن ؛ لذا مجبور می شدند با آب سرد استحمام کنند و بعد استحمام هم در کپر سرد به سر برند. به معنای واقعی کلمه هیچ چیز نداشتند ، نه دستشویی ، نه حمام ، نه خانه ، نه مدرسه ، نه گاز ، نه نفت ، نه تلفن و نه حتی آب لوله کشی شده ( مجبور بودن برای آوردن آب 1200متر راه را با دبه سنگینی طی کنند) « قابل ذکر اینکه علی رغم پیگیری گروه جهادی فدائیان عدالت جهت لوله کشی آب و عملی شدن آن توسط یکی از خیّرین تهرانی  به این روستا و روستای مجاور ، به دلیل عدم تأمین منبع آب و نداشتن هزینه مالی کپرنشینان جهت دریافت حق امتیاز وکنتور آب ؛ هنوز که هنوز است مردم با معضل بی آبی روبرو هستند . »

چقدر سوختم وقتی شنیدم چند نفر از بچه های آن جا به علت وجود خانه های کپری و منفذهای کپر دچار عقرب زدگی شده بودند !!!

چقدر سوختم از این که شنیدم در روستای مجاور آنان یعنی روستای رحمت آباد 7-6 ماه پیش یک مادر با 4فرزندش نیمه شب در آتش کپر سوختند و جزغاله شدند و اما دریغ از امداد رسانی یک آتش نشان و یا آمبولانس؟(روزنامه محلی گلدشت)

سکانس دوّم : قلعه گنج (2/9/1389)

* چقدر خجالت کشیدم وقتی وضعیت بسیار اسفناک بهداشتی روستای ابوذر مندوستی (شهرستان قلعه گنج) را دیدم ریش سفید آنجا خیلی می نالید از وضعیت بسیارشرمگین و نا بهنجار بهداشتی آن جا ؛ ما فکر کردیم به خاطر وجود زباله می نالد اما وقتی که ما را به پشت تپه ها برد ، حالمان چنان به هم خورد از آن همه تعفن و آلودگی که اگر به شما بگویم شاید تا چند روز از غذا خوردن بیفتید ؛ با عرض پوزش فراوان فضایی باز بود از فضولات انسانی ؛ نه آبی ، نه آفتابه ای و نه حتی کپری به عنوان سرویس بهداشتی تا چه رسد به حمام و صابون و شامپو ؛ دردآورتر از این قضیه این که مدرسه ابتدایی آن جا سه دستشویی بدون آب داشت که علی رغم درخواست و مراجعه مردم به آموزش و پرورش جهت استفاده از سرویس های بهداشتی ، مسئولین آموزش و پرورش جواب رد داده بودند .

* بعد از دیدار چراغ شیخی (بزرگ اهل تسنن رمشک) به روستای گارو رفتیم با اینکه چهاردهمین سفرمان      ( 23/2/1390 ) به مناطق محروم بود و از کم و کیف زندگی کپرنشینی مطّلع بودیم امّا در این سفر چیزی را دیدیم و شنیدیم که قلم از نگارش آن شرم دارد ای کاش قلمم می شکست و این سطور را به نگارش در نمی آوردم ای کاش می مردم و این ماجرای تلخ را نمی دیدم و نمی شنیدم اما چه کنم که گفتنش طوری رنجم می دهد و نگفتنش طوری دیگر ؛ ولی برای بیدار نمودن مرفّهین بی درد و غیرتهای خفته با شرمندگی تمام لازم می دانم از حقیقتی پرده بردارم که اگر همۀ شیعه و سنی در سوگ این درد بمیرند کم است .

آنچه که چراغ شیخی را در روستای گارو ی سنی نشین رنجانده بود و ما را هم بسیار بسیار متأثر و متأسف و محزون نمود و تحت تأثیر قرار داد این بود که ایشان گفتند آنچه که ما را خیلی رنج می دهد این است که به دلیل نبود حمام و عدم توانایی مردم برای اخذ حق امتیاز آب و از همه مهمتر فقر شدید فرهنگی ؛ زن و مرد جهت استحمام به رودخانۀ پرتردد رفته و در همان جا بدون هیچ استتاری حمام می نمایند آنقدر حرف ایشان برای ما گران آمد که باور کردنش ثقیل بود لذا از چند فرد مطّلع دیگر سوال نمودیم متأسّفانه همه تصدیق نمودند ،  تصدیق نمودند که ناموس ما بدون هیچ گونه ستر و پوششی و حتی کپری در رودخانه استحمام می نمایند و به کرّات مورد مشاهدۀ نامحرمان واقع شده اند . والله قسم اگر وظیفه نبود نمی گفتم ؛ نمی گفتم که با شرمساری تمام حتی ما بطور ناگهانی چند مورد از این صحنه های دردناک و سوزناک را مشاهده نمودیم .

مات علی هذا اسفا

افلا تسخطون؟  افلا تهتّمون؟

البته آن چه مسلّم است فعالیت دولت نهم و دهم قابل قیاس با هیچ دولتی نبوده و از مظلومیت و حقّانیت این دولت باید دفاع کنیم چرا که آقای احمدی نژاد اولین رئیس جمهوری بوده که در نظام جمهوری اسلامی برای یک بار هم که شده به شهر عنبر آباد و قلعه گنج آمده و از 40 مصوبه ای که برای خود شهر عنبر آباد داشته تا به حال 37 مصوبه آن عمل شده و در راستای طرح کپرزدایی و مسکن سازی برای محرومین تا به حال برای مناطق محروم کهنوج 40000 واحد مسکونی احداث شده است که ضمن تشکر فراوان از زحمات دولت، لازم به ذکر است که جبران نمودن کم لطفی ها و بد اخلاقی های گذشتگان ، همتی مضاعف را از دولت وملت بزرگوار  می طلبد. والسلام علی من تبع الهدی

اعتراضات آمریکا علیه سرمایه‌داری است

گفتاری از دکتر قدیری ابیانه، سفیر سابق ایران در مکزیک درباره‌ی بحران نظام سرمایه‌داری

ریشه‌ی اتفاقات اخیر آمریکا و تظاهرات گسترده‌ی مردم این کشور با عنوان «جنبش فتح وال‌استریت» را باید در شکست لیبرالیسم جست‌وجو کنیم؛ شکستی که در حقیقت منشأ بحران اقتصادی در این جامعه‌ی به‌شدت طبقاتی است.

سقوط به طبقه‌ی پایین‌تر
اگرچه در جوامع لیبرالیستی ظاهراً محدودیتی برای سرمایه‌اندوزی وجود ندارد، اما تمام اهرم‌ها در اختیار صاحبان ثروت است. در ایالات متحده‌ی آمریکا که به زعم غربی‌ها مهد دموکراسی است، اگر کسی بخواهد به مناصب حکومتی برسد، شدیداً محتاج حمایت و بهره‌گیری از نفوذ و اثرگذاری رسانه‌های گروهی است. اداره‌ی رسانه‌های گروهی نیز طبیعتاً هزینه‌های سنگینی دارد که فقط از عهده‌ی صاحبان ثروت برمی‌آید. به همین دلیل رسانه‌های گروهی این جوامع انحصاراً در اختیار صاحبان ثروت است. هدف آنها از این تصاحب رسانه‌ای نیز همانا اثرگذاری و شکل‌دهی به افکار عمومی در راستای منافعشان است. در حقیقت رسانه‌های گروهی در این کشور وسیله‌ای برای تحمیق ملت‌ها هستند.

صاحبان ثروت، علاوه بر رسانه‌های گروهی، هر ‌چه را که بتواند ذهن مردم را از مسائل اصلی منحرف کند، در اختیار می‌گیرند؛ از فیلم‌های سینمایی گرفته تا باشگاه‌های ورزشی و سالن‌های مد لباس. آنها نه‌تنها حاضرند امنیت و استقلال را برای حفظ منافع فدا کنند، در این راه حتی ابایی از پایمال کردن حقوق ملت‌ خود نیز ندارند. به سبب همین رویکرد و همین سازوکار است که در جامعه‌ی آمریکا شاهد معضل گسترده‌ی کارتن‌خواب‌ها بودیم. یا در بحران اخیر نیز می‌بینیم که بسیاری از مردم طبقات متوسط آمریکا در حال سقوط به طبقات پایین‌تر هستند. تعداد قابل توجهی از آمریکا‌یی‌ها خانه‌ی خود را از دست داده‌اند و بسیاری نیز امید چندانی به حفظ خانه‌های خود ندارند.

در بحران مالی اخیر، دولتمردان آمریکا که در حقیقت دست‌نشانده‌های صاحبان سرمایه‌اند، کوشیدند که این بحران را به اقشار پایین و متوسط منتقل کنند تا طبقات ثروتمند از آن مصون بمانند. این در حالی بود که مالیات‌ها افزایش پیدا کرد، اما این افزایش در مورد ثروتمندان اجرا نشد، بلکه فشار افزایش مالیات تنها بر گرده‌ی طبقات متوسط و پایین وارد آمد. همچنین از خدمات اجتماعی مردم کاسته شد، اما ثروت صاحبان سرمایه همچنان افزونی یافت.

حتی در یونان نیز، حقوق‌ کارمندان و کارگران را به‌شدت کاهش داده‌اند، اما هنوز نتوانسته‌اند بر بحران اقتصادی این کشور غلبه پیدا کنند و مردم خود را برای کاهش بیشتر حقوق و خدمات آماده می‌کنند. همه‌‌ی این‌ها در حالی است که مردم در این کشورها شاهد رفتارهای غیر‌ مسئولانه و ثروت‌اندوزی صاحبان سرمایه هستند.

علیه نظام سرمایه‌داری
وارد آمدن فشارهای اقتصادی بر مردم تا حدی که زندگی روزمره‌ی آنان را مختل کرده است، باعث شده که مردم به ریشه‌یابی مشکلات بیندیشند و در مورد آن اقدام کنند. بر اساس اطلاعاتی که دسترسی به آن حتی برای کاربران اینترنتی هم وجود دارد و با وجود نظر فوکویاما که لیبرالیسم را پایان تاریخ اعلام کرده است، باید گفت که امروز حیات لیبرالیسم وارد مرحله‌ی حساسی شده است. امروزه اعتراضات در غرب صرفاً علیه دولت یا سرمایه‌دار خاصی نیست، بلکه این اعتراضات با شعار «ما ۹۹ درصد هستیم» و «وال‌استریت را اشغال کنید» علیه نظام سرمایه‌داری است و به نظر می‌رسد که حمایت‌ها از این جنبش روز‌به‌روز در حال گسترش است و عواقب این مسئله در آینده‌ای نه‌چندان دور، گریبان‌گیر دولت‌مردان آمریکا خواهد شد.

دولت‌های این کشور هم همیشه تحت نفوذ همین صاحبان سرمایه قرار دارند. این دولت‌ها نه‌تنها دنبال رفع بحران نبوده‌اند، بلکه با هزینه‌کرد مبالغ هنگفتی کوشیده‌اند که منافع ثروت‌مندان را حفظ کنند. البته در همین اوضاع، مبالغ حقوق سردمداران نه‌تنها کاهش نیافته است، بلکه افزایش هم داشته؛ یعنی در همین هنگامه‌ی بحران اقتصادی، تعداد میلیونر‌ها در غرب بیشتر هم شده است. در چنین وضعیتی، موضع‌‌گیری مردم علیه صاحبان سرمایه امری طبیعی است.

در شرایط کنونی، رسانه‌های گروهی که متعلق به صاحبان ثروت هستند، مردم را علیه خود می‌بینند و از تحقیر و توهین معترضان ابایی ندارند و توده‌های مردم را اوباش می‌نامند. چنین روندی باعث شده است که این رسانه‌ها با وجود داشتن مخاطبان زیاد، اعتبار خود را از دست بدهند.

اقلیت یک‌درصدی چه می‌گویند؟
با توجه به این‌که اقلیت یک‌درصدی حاکم بر آمریکا در مقابل مردم ایستاده‌اند و مردم نیز این یک درصد را دشمن خود می‌انگارند و نیز از آن‌جا که اکثریت این یک‌درصد را یهودیان طرفدار اسرائیل تشکیل می‌دهند، لذا پیش‌بینی می‌شود که به‌تدریج مردم به جهت‌گیری ضد صهیونیستی گرایش پیدا کنند. بنابراین چه‌بسا که جهت‌گیری‌های مردمی به‌تدریج به سمت یک نظام ضد سرمایه‌داری و بی‌اعتبار کردن رسانه‌های موجود و موضع‌گیری در قبال حاکمیت صهیونیست‌ها و نیز مخالفت با جنگ‌های مختلف آمریکا در سراسر دنیا برود، زیرا در حقیقت هزینه‌های این جنگ‌ها از جیب ۹۹ درصد مردم هزینه می‌شود و البته اگر منافعی هم داشته باشد، تنها به جیب همان اقلیت یک درصدی می‌رود.

امروزه طرفداران حرکت اعتراضی تسخیر وال‌استریت صریحاً اعلام می‌کنند که ما از حرکت میدان تحریر در مصر الهام گرفته‌ایم. این حرکت‌هایی که در اروپا و استرالیا و آمریکا مشاهده می‌کنیم، قطعاً با سرکوب روبه‌رو خواهد شد و زمینه را برای مبارزه با استکبار فراهم خواهد کرد. امروز مقابله با استکبار به درون مرزهای اروپا کشیده شده است. مردم در این کشورها می‌پندارند که کاهش بیمه‌ها و خدمات اجتماعی، ناشی از صرف بودجه‌های عمومی آنها برای مقاصد نظامی توسعه‌طلبانه است.

با ادامه یافتن این وضع، قطعاً در آینده‌ا‌ی نه‌چندان دور، سرکوب‌ها به‌شدت افزایش پیدا خواهد کرد و هرچه این سرکوب‌ها افزایش یابد، بی‌اعتمادی مردم به نظام سرمایه‌داری و در نتیجه مقابله با آن افزایش می‌یابد، بحران‌ها عمق بیشتری پیدا می‌کند و این‌جا است که ما زمینه‌ی مناسبی برای معرفی اسلام پیدا خواهیم کرد. هنگامی که امواج بیداری به این کشورها می‌رسد و در حالی که مردم این کشورها فساد نظام سرمایه‌داری را به چشم مشاهده ‌کنند، به طور حتم این نظام از هم فرو خواهد پاشید؛ همان‌گونه که نظام اتحاد جماهیر شوروی از هم فروپاشید.

منبع: خامنه‌ای.آی‌آر

لینکهای مرتبط:

کاریکاتور: اوضاع مبارزه با مفاسد اقتصادی/صفحه اول کشیده

کشیده هشتم منتشر شد. صفحه اول این مجله طنز در مورد اوضاع مبارزه با مفاسد اقتصادی و البته شاید بهتر باشد بگوییم اوضاع مفاسد اقتصادی است!

 

کاریکاتور: اوضاع مبارزه با مفاسد اقتصادی
کاریکاتور: اوضاع مبارزه با مفاسد اقتصادی

برای مشاهده صفحات دیگر این شماره نشریه و یا دیگر شماره‌های این مجله به این آدرس مراجعه کنید.

روح سرمایه داری در بانکداری و اقتصاد کشور ریشه دوانده است

علی رضایی: برای روشن شدن علل ایجاد فساد در سیستم بانکی به سراغ دکتر حسن سبحانی کارشناس اقتصاد اسلامی و بانکداری رفتیم تا نظرات وی دراین باره جویا شویم. وی معتقد است اگر در سیستم فعلی بانکداری فعلی در ایران فساد رخ ندهد جای تعجب دارد و چیزی که به عنوان بانکداری بدون ربا در کشور در حال اجراست فقط پوسته ای از قوانین اسلامی را دارا یوده در محتوا به هیچ از مفاهیم اسلامی عمل نمی شود.

دکتر حسن سبحانی
دکتر حسن سبحانی

در زیر مشروح مصاحبه با دکتر سبحانی را خواهید خواند:

وضعیت بانکداری ایران را در حال حاضر چگونه ارزیابی می‌کنید؟
– بانکداری در ایران از نظر تئوری با قانون بانکداری اسلامی و بانکداری بدون ربا اداره می شود. این ادعا وجود دارد که تا حدودی از نظر تئوری این قانون پشتیبانی کننده بانکدای در ایران است. ارزیابی از عملکرد بانک ها نشان می دهد نباید تا حدود بسیار زیادی این ادعا که بانکداری ایران مبتنی بر عملیات بانکدای بذدون ربا صحت داشته باشد. قاعدتا در همین زمینه باید گفت در بعضی بخش ها پیشروی های خوبی صورت گرفته و در بعضی بخش ها کمتر از قانون موجود پیش رفته ایم.

به طور کلان هم که نگاه کنیم از روند بانکداری و اقتصادی و مشاهد پیامدها تا حد زیادی امثال بنده به این مسئله می‌رسیم که نباید بانکداری ایران را یک نظام بانکی با عملیات بدون ربا دانست. شاید در عنوان غیر ربوی وجود داشته باشد ولی در عمل شبهه غیر ربوی (تا چند درصد)وجود دارد. در همین زمینه باید گفت تا اندازه خیلی زیادی عملیات انجام شده با متن قانون همخوانی ندارد. در قانون اراده هایی وجود دارد که در عمل شاهد آن نمی باشیم. در برخی موارد هم که قانون در حال اجرا شدن می باشد، بیشتر جنبه‌ صوری داشته تا جنبه‌های محتوایی؛ به عنوان مثال عناوین عقودی که بکار گرفته می‌شود به لحاظ عنوان مشابه با متن قانون بوده و لذا از لحاظ کارکرد که باید در غالب عقود مشارکتی و مبادله ای باشند یا سپرده‌های قرض‌الحسنه در سیستم بانکداری فعلی رعایت نشده و اجرا نمی شوند.

سیستم فعلی بانکداری در ایران به چه مزان با بانکداری اسلامی شباهت دارد؟
– همانطور که گفته شد شباعت زیادی ندارد. دلیل عمده‌ای که برای این موضوع اقامه می‌شود را می توان در جای خود اثبات کرد. در بانکداری مبتنی بر عقود مشارکتی و مبادله‌ای امکان به وجود آمدن یک مفهومی به عنوان بدهی اصولاً وجود نداشته و اصولاً در بانکداری بدون ربا، سیستم بانکی قصد ندارد وام دهد تا فرد بدهکار شده و یا برخی بدهی خود به بانک را برنگردانند و برخی پول را در جای دیگری بر خلاف ان چه در قرارداد و متن عقد آمده است خرج کنند.

این گونه استدلال‌ها برای مشخص کردن عدم کارکرد قانون فعلی در عمل زیاد بوده و نتیجتاً بدهی و مطالبات پرداخت نشده ناشی از این نوع سیستم بانکی می باشد. مثلا در بانکداری اسلامی مفهومی به نا وام وجود نداشته و این در حالی است که بانک با مشتری عقد مشارکت بسته و در این سیتم با مشتری در سود و زیان شریک می شود و در این کار دیگر بدهی وجود نخواهد داشت. اما مشاهده می شود که در عین عقود مشارکتی بدهی وجود دارد.

علل ایجاد و شکل گیری فساد در سیستم بانکداری ایران چیست؟
بسته به اینکه فساد چگونه تعریف شود به این موضوع می توان پاسخ های گوناگون داد. اگر کسانی از موقعیتی که در اختیار دارند در عدم اجرا و یا نازل اجرا کردن قوانین به منفعت خود و دیگران در آن سیستم نگاه کنند می توان گفت به وسیله آن فرد فساد ایجاد شده است.

در مورد کشور ما می‌توان ادله‌ای را نام برد که چرا سیستم قانون در ایران دور زده می شود و یا سواستفاده در آن اتفاق می‌افتد. یکی از عمده‌ترین دلایل فساد سراسری در بانکداری ایران را می‌توان این موضوع نام برد که به رغم آن که مسئولین ارشد بانکی درصدد هستند قانون بانکداری بدون ربا را خوب اجرا کنند، اما به دلایل فراوانی این موضوع محقق نمی شود.

مشکل اصلی بانکداری کشور در قوانین خلاصه می‌شود یا در اجرای قوانین بانکداری؟
– در عمل قانون دچار اشکال بوده ولی فساد موجود در بانکداری ایران از انحراف سراسری موجود نشات می گیرد. عدم نظارت دستگاه‌های ذی‌ربط در حُسن اجرای قانون در سیستم بانکی یکی از این دلایل فساد در سیستم بانکی می‌باشد.

تنقیح نشدن قوانین پولی و بانکی مورد نیاز یکی دیگر از این دلایل است. در حالی که قانون بانکداری بدون ربا در بعد از انقلاب طراحی شده اما باید گفت قانون پولی و بانکی کشور برای سال ۱۳۵۱ است. این عدم هماهنگی بین قانون بانکداری بدون ربا و قوانین پولی و بانکی می تواند از دلایل اصلی فساد در سیستم بانکی کشور باشد. یکی از مواردی که انحراف به وجود می‌آید زاویه گرفتن جهت گیری های این دو قاون با یکدیگر است.

عدم باور جدی مسئولین سیستم بانکی از سال ۶۲ به بعد و منفعل بودن در قبال بانکداری ربوی و مفتخر نبودن به اجرای بانکداری بدون ربا و البته و احتمالاً معتقد نبودن به کارآیی آموزه‌های دینی در فعالیت‌های اقتصادی هم می‌تواند از نشانه‌های بی مهری و حتی منزوی شدن قانون بدون ربا باشد و بدیهی است وقتی یک قانون منزوی می‌شود فعالیت بانکی تعطیل نشده ولی بر شیوه‌های غیر مبتنی بر آن قانون اجرا می شود. در یک جمله می توان گفت در حال حاضر عملیات بانکی در ایران پوسته اسلامی داشته و در محتوا تهی از آموزه های اسلامی است.

اگر محتوای بانکداری کشور خالی از آموزه های دینی است چه چیزی جای آن را پر کرده است؟
– در حال حاضر محتوای تهی شده را بانکداری ربوی پر کرده حتی اگر پوسته غیر ربوی باشد. برای مثال می توان گفت پرداختی‌های مطمئن به سپرده گذاردن حتی اگر دو روز سپرده آنان در سیستم بانکی باشد به آن سود پرداخت می شود. باید پرسید در این دو روز چه کار اقتصادی صورت می گیرد که به آن سود پرداخت می شود. این موضوع یکی از این مواردی است که نشان می دهد ما در عمل در حال اجرای بانکداری ربوی هستیم و بانک ها بر اساس بهره فعالیت می کنند.

نمی توان نظام بانکی را مستقل از جریانات و روندهای کلان اقصادی بررسی کرد. اقتصاد ما با دور شدن از آموزه‌های دینی به سمت سرمایه‌داری رفته و ذهنیت سرمایه‌داری در آن جا خوش کرده است. توجه بیش از اندازه به بخش خصوصی و فراموش کردن این واقعیت که بخش خصوصی در سیستم اقتصادی خود، پرورش دهنده روحیه بدست آوردن سود از هر راه است و این موضوع بدون زحمت در بانکداری ایران اتفاق می افتد. اگر سیستم فعلی بانکداری در ایران فسادی اتفاق نیفتد و چنین اخباری بیرون نیاید تعجب کرد.

به نظر شما راهکارهای خروج از وضعیت فعلی چیست؟
در جمهوری اسلامی شاید یک پدیده منحصر به فرد در اقتصاد به نام دین یک رسالتی را به عهده گرفت تا از دل آن بانکداری بدون ربا درآمد. موضوع دیگری که به آموزه‌های دین نزدیک باشد در اقتصاد نداریم. کسانی که دغدغه این موضوع را دارند از همان ابتدا اعلام کردند نکند قانون بانکداری بدون ربا درست اجرا نشود و یا قانون ناقص باشد. در عمل آن چه اتفاق افتاده است نه از زبان متخصصین بلکه از زبان توده‌های مردم می توان گفت مازاد دریافت شده همان ربا است. راهکارهای موجود را می توان به دو بخش تقسیم کرد. اول دغدغه قانون از اول به دنبال وضع قوانین واقع بینانه برای این موضوع بوده است، یعنی تغییر قانون بر اساس شرایط موجود. دوم، مسئولین بانکی افرادی باشند که وقتی مسئولیت می‌گیرند به دنبال اجرای قانون باشند و نه این که به ان اعتقادی نداشته باشند.

به نظر شما در اختلاس اخیر مقصران اصلی چه کسانی هستند؟
– همانطور که گفته شد هم سیستم بانکداری و هم قوانین می تواند عامل بروز این نوع فساد ها باشد. اما نکته ای که علت این موضوع است را باید در مجریان و نظارت بر سیستم کاری این مجریان دانست. علت العلل تولید کننده این نوع فسادها عدم استفاده از دین در بانکداری ایران است. سیستم بانکداری ایران که در حال حاضر وجود دارد ربوی بوده و اگر چنین فسادهایی در آن اتفاق نیفتد باید تعجب کرد. این نوع سیستمی که در حال حاضر در بانکداری ایران در حال اجراست تولید کننده این نوع فسادهایی خواهد بود و در صورت عدم تغییر قانون و عدم نظارت می توان گفت در آینده شاهد فسادهای بزرگتر باید باشیم.

منبع: جهان نیوز

http://hassansobhani.blogfa.com/

دکتر حسن سبحانی
دکتر حسن سبحانی

اینفوگرافهایی متناسب با فضای امروزه دنیای سرمایه‌داری

سایت فوق در زمینه اینفوگراف طراحی شگفت انگیزی و محتوای خلاق و خوبی دارد. برخی نمونه‌های مناسبتر آن متناسب با فضای امروز در ادامه می‌آید. برای دریافت عکس با کیفیت بهتر روی هر کدام از عکسها کلید کنید.

این چند مورد:

سیاهه ای از جنگ افروزی آمریکا در جهان …

آمریکای همیشه در جنگ

جابجایی مرزهای فلسطین


?Who is the 1% in America

this Infographic is about the wall street movement …

wall street movment & Che

OCCUPY WALL St. TIMELINE

از دمکراسی غربی تا مردم‏سالاری دینی در نگاه آیت الله خامنه‌ای

تهیه و تنظیم: میلاد تتری

دمکراسی یعنی مردم.

دمكراسى يعنى مردسم‌سالارى؛ يعنى حَكَميت و معيار بودن رأى مردم در شيوه‌ى سياسى حكومت و اداره‌ى كشور(1)؛ يعنى برانگيخته بودن از سوى مردم و ملت خود(2).در همه‏ى جاى دنيا دموكراسيها در يك چهارچوب قرار دارند. هيچ جا وجود ندارد كه يك دموكراسى‏اى باشد، اما به وسيله‏ى يك چهارچوب و يك هدف‏گذارى خاصى هدايت نشود؛ يا به وسيله‏ى احزاب است، يا به وسيله‏ى دستگاه‏هاى قضایى است، يا به وسيله‏ى دستگاه‏هاى خارج از دستگاه قضایى و اجرایى است. همه جاى دنيا اين‏جور است(3).

دموکراسی غربی و تنها پایه مشروعیت آن: رأی اکثریت.

دمکراسی غربی – یعنی دمكراسىِ متّكى بر ليبراليسم- منطقى براى خودش دارد. آن منطق پايه‏ى مشروعيت حكومتها و نظامها را عبارت از «رأى اكثريت» مى‏داند. مبناى اين فكر هم همان انديشه‏ى ليبرالى است؛ انديشه‏ى آزادىِ فردى، كه هيچ قيدوبند اخلاقى ندارد، مگر حدّ و مرز ضرر رساندن به آزادى ديگران. تفكّر ليبراليسمِ غربى اين است: آزادىِ شخصى و فردىِ مطلق انسان در همه‏ى زمينه‏ها و در همه‏ى عرصه‏ها كه تجلّي‏گاه آن در تشكيل نظام سياسى كشور هم خواهد شد. چون در جامعه، اقليّت و اكثريّتى هستند، چاره‏اى نيست جز اينكه اقليت از اكثريت پيروى كند. اين پايه‏ى دمكراسى غربى است. اگر نظامى اين را داشت، اين نظام از نظر دمكراسىِ ليبرالى مشروع است؛ اگر نظامى اين را نداشت، نامشروع است. اين تئورىِ دمكراسىِ ليبراليسمى است(4).

منشأمردم‏سالاری دینی: تعالیم اسلام.

نمايندگىِ از مردم در تفكر اسلامى، ريشه‏ى بسيار عميقى دارد. قضيه‏ى اين نمايندگى، قضيه‏ى پيروى كردن از عرف متداول دنيا و چون حالا در دنيا انتخابات‏ هست، دمكراسى هست، ما هم براى اينكه از دنيا عقب نمانيم، نيست(5).مردم‌سالارى دینی به ريشه‌هاى دمكراسى غربى مطلقا ارتباط ندارد. اين يك چيز ديگر است(6).علاوه بر این، مردم‌سالارى دينى، دو چيز نيست؛ اين‌طور نيست كه ما دمكراسى را از غرب بگيريم و به دين سنجاق كنيم تا بتوانيم يك مجموعه‌ى كامل داشته باشيم؛ نه. خود اين مردم‌سالارى هم متعلق به دين است(7). دنياى اسلام براى مردم‏سالارى، محتاج نسخه‌ى مغلوط و بارها نقض‌شده‌ى غرب نيست. مردم‏سالارى، در متن تعاليم اسلامى و از برجسته‌ترين سخنان اسلام است(8).

تعریف مردم‏سالاری دینی: انتخاب در چارچوب دین.

مردم‏سالارى دينى به معناى كرامت حقيقى انسان و حركت عموم مردم در چهارچوب دين خداست و اراده‏ى مردم، تعيين‏كننده‏ى مطلق است(9)و رأى مردم بر اساس كرامت انسان پيش خداى متعال، معتبر است(10).مردم سالاری دینی یعنی آزادى مردم در انتخاب و عدم تحميل آراء فردى و حزبى و دولتى و غيره بر مردم؛ مردم سالاری دینی یعنی این كه مردم آزادانه فكر كنند و آزادانه عمل بكنند؛ در چارچوب مقررات اسلامى. مردم‏سالارى دينى‏ يعنى اين(11).

ضامن مردم‏سالاری دینی: هدایت الهی

مردم‌سالارى در نظام اسلامى، مردم‌سالارى دينى است؛ يعنى به نظر اسلام متكى است(12).در مردم‌سالارى دينى، مردم انتخاب مى‌كنند، تصميم مى‌گيرند و سرنوشت اداره‌ى كشور را به وسيله‌ى منتخبان خودشان، در اختيار دارند؛ اما اين خواست و انتخاب و اراده در سايه‌ى هدايت الهى، هرگز به بيرون جاده‌ى صلاح و فلاح راه نمى‌برد و از صراط مستقيم خارج نمى‌شود. نكته‌ى اصلى در مردم‌سالارى دينى اين است(13). حقيقت مردم‌سالارى دينى اين است كه يك نظام بايد با هدايت الهى و اراده‌ى مردمى اداره شود و پيش برود(14).

مبنای مردم‏سالاری دینی: ولایت الهی

در اسلام هيچ ولايت و حاكميتى بر انسانها مقبول نيست، مگر اينكه خداى متعال مشخّص كند. ما هرجا كه در مسائل فراوان فقهى كه به ولايت حاكم، ولايت قاضى يا به ولايت مؤمن- كه انواع و اقسام ولايات وجود دارد- ارتباط پيدا مى‏كند، شك كنيم كه آيا دليل شرعى بر تجويز اين ولايت قائم هست يا نه، مى‏گوييم نه؛ چرا؟ چون اصل، عدم ولايت است. اين منطق اسلام است(15).در بينش اسلامى، ولايت متعلق به خداست؛ يعنى هيچ احدى بر ديگرى ولايت ندارد. اين كه زِيدى كه بنده باشم، به عَمرى كه شما باشيد، بگويد آقا شما بايد آن‏جور كه من مى‏گويم عمل كنيد؛ نه، اين را در اسلام نداريم.هيچ‏كس بر كس ديگرى ولايت ندارد. ولايت مال خداست. اگر خداى متعال براى اين ولايت مجرايى مشخص كرد و روشن كرد، اين مجرا مى‏شود همان مجراى الهى و مورد قبول و قابل اتّباع، كه اين مجرا را خداى متعال مشخص كرده است؛ در اسلام مشخص شده است. در مجرای ولایت الهی، قانون و اجرا بايستى منطبق با معيارهاى خدايى و با مقررات الهى باشد؛ يعنى با احكام اسلامى يا با احكام مشخص يا با كليات و آنچه كه از اسلام دانسته شده و فهميده شده است، منطبق باشد و معارض نباشد. افرادى هم كه مجرى هستند، مشخصات و خصوصياتى دارند؛ بايد عادل باشند، فاسق نباشند و قانون اساسى هم همان شكل اجرايى و دالان عبور به سمت آن چيزى است كه ولايت الهى براى ما ترسيم مى‏كند.

خوب، مسئله‏ى اقليت و اكثريت هم يك ضرورت است؛ اگرچه ما در اسلام به اين صورت چيزى نداريم كه آنجايى كه آراء مختلف شد، اكثريت را بر اقليت ترجيح دهيم، لكن يك چيز لابدّمِنه‏اى است كه در مسائل گوناگون بشرى پيش مى‏آيد. وقتى پنج نفر درباره‏ى يك چيزى تصميم‏گيرى مى‏كنند، اگر سه نفر بر اين امرى كه به سرنوشت پنج نفر ارتباط دارد اتفاق نظر كردند، آن دو نفر قاعدتاً بايد تسليم بشوند؛ اين هم يك چيز عقلايىِ روشنى است كه اسلام اين‏ها را تصويب و امضاء كرده است.

بنابراين قانون‏گذارى، يك ولايت الهى است؛ ريشه در ولايت الهى دارد؛ برخاسته و پديد آمده از ولايت الهى است. اين مردم‏سالارى دينى كه ما مى‏گوييم، معنايش اين است؛ يعنى نماينده‏ى مجلس شوراى اسلامى از اين طريقى كه در قانون اساسى براى مجارى اعمال ولايت الهى معين شده، يك ولايتى پيدا كرده است كه اين شد يك تكليف. بنابراين آنچه كه در مجلس شوراى اسلامى تصويب مى‏شود، براى منِ شخصى و نوعى، واجب الاتّباع است و بايستى برطبق او عمل كنم. اين مبنا، مبناى اسلامى است. تفكر اسلامى بر مبناى يك پايه‏ى محكم، برخاسته از ولايت اللَّه است. خداى متعال به انسان‏ها حق داده كه يك حقى را به كسى بسپرند. مردم هم اين حق را در آراء خودشان در مجلس، در رياست جمهورى، در آن چيزهايى كه به آراء مردم وابسته است، به افراد مى‏دهند(16). البته آن وقتى اين ولايت مورد قبول است كه شارع آن را تنفيذ كرده باشد و تنفيذ شارع به اين است كه آن كسى كه ولايت را به او مى‏دهيم- در هر مرتبه‏اى از ولايت- بايد اهليّت و صلاحيت يعنى عدالت و تقوا داشته باشد و مردم هم او را بخواهند. اين منطق مردم‏سالارى دينى است كه بسيار مستحكم و عميق است(17) و بر يك پايه‏ى اصيل و عميق كه حقيقتاً مورد اعتقاد است، بنا شده است(16). يك مؤمن مى‏تواند با اعتقاد كامل اين منطق را بپذيرد و به آن عمل كند؛ جاى شبهه و وسوسه ندارد(17).

 

مشروعیت در مردم‏سالاری دینی: تقوا، عدالت و رأی اکثریت.

در اسلام مردم يك ركن مشروعيتند، نه همه‏ى پايه‏ى مشروعيت. نظام سياسى در اسلام علاوه بر رأى و خواست مردم، بر پايه‏ى اساسىِ ديگرى هم كه تقوا و عدالت ناميده مى‏شود، استوار است. اگر كسى كه براى حكومت انتخاب مى‏شود، از تقوا و عدالت برخوردار نبود، همه‏ى مردم هم كه بر او اتّفاق كنند، از نظر اسلام اين حكومت، حكومت نامشروعى است؛ اكثريت كه هيچ. حاكم در جامعه‏ى اسلامى و حكومت در جامعه‏ى اسلامى نيست، مگر آنكه عاملِ به قسط باشد؛ حكم به قسط و عدالت كند و راه دین خدا را بپیماید«الحاكم بالقسط، الدائن لدين الله». اگر حكم به عدالت نكرد، هركس كه او را نصب كرده و هركس كه او را انتخاب كرده، نامشروع است. اين موضوع در همه‏ى رده‏هاى حكومت صدق مى‏كند و فقط مخصوص رهبرى در نظام جمهورى اسلامى نيست. البته تكليف رهبرى سنگين‏تر است و عدالت و تقوايى كه در رهبرى لازم است، به‏طور مثال، در نماينده‏ى مجلس لازم نيست؛ اما اين، بدين معنا نيست كه نماينده‏ى مجلس بدون داشتن تقوا و عدالت مى‏تواند به مجلس برود؛ نخير، او هم تقوا و عدالت لازم دارد؛ چرا؟ چون او هم حاكم است و جزوِ دستگاه قدرت است، همان‏طور كه دولت و قوّه‏ى قضائيّه هم حاكم هستند؛ چون اين‏ها بر جان و مالِ جامعه‏ى تحت قدرت خودشان حكومت مى‏كنند.

در قرآن، در خطاب خداوند متعال به ابراهيم اين نكته‏ى بسيار مهم آمده است كه خداوند بعد از امتحانهاى فراوانى كه از ابراهيم كرد و ايشان از كوره‏ى آزمايشهاى گوناگون بيرون آمد و خالص و خالص‏تر شد، گفت: «انّى جاعلك للنّاس اماما»؛ من تو را پيشواى مردم قرار دادم. امام فقط به معناى پيشواى دينى و مسأله‏ى طهارت و غسل و وضو و نماز نيست؛ امام يعنى پيشواى دين و دنيا؛ راهبرِ مردم به سوى صلاح. اين معناى امام در منطق شرايع دينى از اوّل تا امروز است. بعد ابراهيم عرض كرد: «و من ذريّتى»؛ اولاد و ذُرّيه‏ى من هم در اين امامت نصيبى دارند؟ خداوند نفرمود دارند يا ندارند؛ بحث ذُرّيه نيست؛ ضابطه داد. «قال لا ينال عهدى الظالمين»؛ فرمان و دستور و حكم امامت از سوى من به ستمگران و ظالمان نمى‏رسد؛ بايد عادل باشد.

پايه‏ى اصلى تقوا و عدالت است؛ منتها تقوا و عدالت هم بدون رأى و مقبوليت مردم، كارايى ندارد. رأى مردم هم لازم است. اسلام براى رأى مردم اهميت قائل است. در مردم‏سالارى دينى و در شريعت الهى اين موضوع مطرح است كه مردم بايد حاكم را بخواهند، تا او مورد قبول باشد و حق داشته باشد كه حكومت كند. اميرالمؤمنين عليه الصّلاة و السّلام، امام دادگران عالم و مظهر تقوا و عدالت است. وقتى بعد از قتل عثمان در خانه‏اش ريختند تا ايشان را به صحنه‏ى خلافت بياورند، حضرت نمى‏آمد و قبول نمى‏كرد. بعد از قبول هم فرمود: «لو لا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله على العلماء ان لا يقارّوا على كظّة ظالم و سغب مظلوم لألقيت حبلها على غاربها)»؛ اگر وظيفه‏ى من با توجّه، قبول، بيعت و خواست مردم بر من مسجّل و منجّز نمى‏شد كه در مقابل ظلم بايستم و با تبعيض مبارزه و از مظلوم دفاع كنم، بازهم قبول نمى‏كردم.بنابراين، پايه‏ى مشروعيت حكومت فقط رأى مردم نيست؛ فرق بين دمكراسى غربى و مردم‏سالارى دينى كه ما مطرح مى‏كنيم، همين‏جاست(18).

مردم سالاری دینی و جمهوری اسلامی: دو روی یک سکه!

نظريه‌ى سياسى اسلام و نظام جمهورى اسلامى، مردم‌سالارى دينى است. بعضى خيال مى‌كنند ما كه عنوان مردم‌سالارى دينى را مطرح كرديم، حرف تازه‌اى را به ميدان آورديم؛ نه. جمهورى اسلامى يعنى مردم‌سالارى دينى.جمهورى، يعنى مردم‌سالارى؛ اسلامى، يعنى دينى(19)!مردم‌سالارى، چيزى غير از ترجمه‌ى جمهورى اسلامى نيست(20).

جمهورى اسلامى دو جزء دارد: جمهورى است، يعنى مردمى است؛ اسلامى است، يعنى بر پايه‏ى ارزشهاى الهى و شريعت الهى است. مردمى است، يعنى مردم در تشكيل اين نظام، در بر روى كار آوردن مسئولان اين نظام نقش دارند، پس مردم احساس مسئوليت مى‏كنند؛ مردم بركنار نيستند. مردمى است، يعنى مسئولان نظام از مردم و نزديك به مردم باشند، خوى اشرافيگرى، خوى جدائى از مردم، خوى بى‏اعتنائى و تحقير مردم در آن‏ها نباشد. دوران جمهورى اسلامى يعنى دوران حاكميت آن كسانى كه از مردمند، با مردمند، منتخب مردمند، در كنار مردمند، رفتارشان شبيه رفتار مردم است. اين، معناى مردمى است. مردمى است، يعنى بايد به عقايد مردم، به حيثيت مردم، به هويت مردم، به شخصيت مردم، به كرامت مردم اهميت گذاشته بشود. اين‏ها مردمى است.

اسلامى است، يعنى همه‏ى آنچه كه گفتيم، پشتوانه‏ى معنوى پيدا مى‏كند. حكومتهاى دموكراسى سكولار، بيگانه‏ى از دين، جداى از دين، و در مواردى ضد دين، مى‏روند كنار. اسلامى است، يعنى مردم در كار دنيايشان هم كه كار مى‏كنند، تلاش مى‏كنند، در واقع دارند كارِ خدایى مى‏كنند. آن كسانى كه براى جامعه كار مى‏كنند، آن كسانى كه براى استحكام نظام كار مى‏كنند، آن كسانى كه براى پيشبرد كلمه‏ى اين نظام و اين كشور و اعلاى كلمه‏ى اين نظام‏ كار مى‏كنند، براى خدا دارند كار مى‏كنند. خدایى است(21).

البته اسلام‏گرايى در نظام اسلامى، از مردم‏گرايى جدا نيست. مردم‏گرايى در نظام اسلامى، ريشه‏ى اسلامى دارد. وقتى ما مى‏گوييم «نظام اسلامى»، امكان ندارد كه مردم ناديده گرفته شوند. پايه و اساسِ حقّ مردم در اين انتخاب، خود اسلام است؛ لذا مردم‏سالارى ما- كه مردم‏سالارى دينى است- داراى فلسفه و مبناست. چرا بايد مردم رأى دهند؟ چرا بايد رأى مردم داراى اعتبار باشد؟ اين متّكى بر احساسات توخالى و پوچ و مبتنى بر اعتبارات نيست؛ متّكى بر يك مبناى بسيار مستحكم اسلامى است(22). در ضمن، اين بحث كه در نظام اسلامى، جمهوريت مقدم است يا اسلاميت مقدم است، يك بحث بى‏معنى و انحرافى است. اسلاميت و جمهوريت دو عنصر جدا نيستند كه به يكديگر وصل شده باشند و يك حقيقت را به وجود آورده باشند؛ در دل اسلاميت، جمهوريت هست. در دل اتكاء به حكم الهى، تكيه‏ى به مردم و احترام به خواست و رأى مردم هست. جمهورى اسلامى يك حقيقت واحد است(23). جمهورى اسلامى يعنى نظامى كه در آن، مردم‌سالارى از اسلام گرفته شده است و با ارزشهاى اسلامى همراه است(24). جمهورى اسلامى، يعنى آن‌جايى كه هدايت الهى و اراده‌ى مردمى توأم با يكديگر در ساخت نظام تأثير مى‌گذارند. بر اين نظريه، هيچ‌گونه خدشه و اشكالى در بحثهاى دانشگاهى و محافل تحقيقاتى وارد نمى‌شود(25).

راهکار اجرای مردم‏سالاری دینی: انتخابات

مردم‌سالارى دينى با شركت مردم، حضور مردم، اراده‌ى مردم، ارتباط فكرى و عقلانى و عاطفى مردم با تحولات كشور صورت مي‏گيرد؛ اين هم جز با يك انتخابات صحيح و همگانى و مشاركت وسيع مردم ممكن نيست(26)؛مردم‏سالارى دينى، مبناى انتخابات ماست(27). بنابراین در نظام جمهورى اسلامى، انتخابات‏ يك امر واقعى است؛ يك چيز شكلى و صورى نيست. اين‏جور نيست كه بخواهيم از ديگران تقليد كنيم؛ كه چون ديگران به نام دموكراسى، انتخابات‏ دارند، ما هم انتخابات‏ داشته باشيم؛ نه، انتخابات‏ يك امر واقعى است براى دخالت دادن نظر مردم و رضاى عامه؛ همانى كه در فرمان معروف امير المؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) به مالك اشتر هست كه: رضاى عامه را بر سخط خاصه ترجيح بده، و نترس از سخط خاصه به خاطر رضاى عامه. ما بايد نگاه كنيم و ببينيم كه مردم چه مى‏گويند و چه مى‏خواهند(28).

 

دوستان و دشمنان مردم‏سالاری دینی

مردم سالاری دینی یا جمهوری اسلامی، تجربه‌ى جديد و جوانى است؛ اما تجربه‌ى قابل تأمل و پيگيرى و قابل تقليدى است براى همه‌ى كسانى كه دلشان براى فضيلتها و جامعه‌ى پاك و پاكيزه‌ى انسانى مى‌تپد و از جرائم و رذائل اخلاقى و رواج زشتيهاى خلقيات بشرى رنج مى‌برند(29). اين خيلى ارزش دارد و اين يك نسخه‏ى جديد است؛ اين نسخه‏ى جديدى است كه دنيا اين را بعد از زمان پيامبران و بعد از صدر اسلام تا امروز، ديگر نديده. اين، چيز كمى نيست. اين، دشمن دارد. ديكتاتورهاى عالم هم دشمن اين نظامند؛ سلطه‏گران و متجاوزان به حقوق ملتها هم دشمن اين نظامند(30).

مردم‏سالاری دینی: پيشرفته‏تر، معنادارتر و ريشه‏دارتر از دموکراسی غربی

مردم‏سالاری اسلامی، برخاسته‏ى از حق و تكليف الهىِ انسان است؛ همه‏ى انسان‏ها حق انتخاب و حق تعيين سرنوشت دارند(31). مردم‌سالارى در نظام اسلامى، مردم‌سالارى دينى است؛ يعنى به نظر اسلام متكى است؛ مراجعه به رأى و اراده و خواست مردم، در آن‌جايى كه اين مراجعه لازم است، نظر اسلام است؛ لذا تعهد اسلامى به وجود مى‌آورد.مردم سالاری اسلامی مثل كشورهاى دمكراتيك غربى نيست كه يك قرارداد عرفى باشد تا بتوانند به‏راحتى آن را نقض كنند(32).مردم‏سالارى غربى يك پايه‏ى فكرىِ متقن كه بشود به آن تكيه كرد، ندارد؛ اما مردم‏سالارى دينى اين‏طور نيست. چون پايه‏اش پايه‏ى دينى است، لذا پاسخ روشنى دارد(33).مردم سالاری دینی، بسيار پيشرفته‏تر و معنادارتر و ريشه‏دارتر از چيزى است كه امروز در ليبرال دمكراسى غربى وجود دارد(34).

  • 1-     22/07/1382، بيانات در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى استان زنجان‏.
  • 2-     22/02/1382، بيانات در ديدار با دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتی.
  • 3-     12/10/1386، بيانات در اجتماع بزرگ مردم يزد.
  • 4-     26/09/1382، بيانات در ديدار استادان و دانشجويان قزوين.
  • 5-     21/03/1387، بيانات در اولين ديدار با نمايندگان مجلس هشتم.
  • 6-     12/09/1379، بيانات در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى ايران‏.
  • 7-     12/09/1379، بيانات در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى ايران‏.
  • 8-     19/10/1384، بيانات در ديدار عمومى مردم قم‏.
  • 9-     14/03/1386، بيانات در ديدار هزاران نفر از مردم در مراسم هجدهمين سالگرد رحلت حضرت امام خمينى(ره).
  • 10- 26/09/1382، بيانات در ديدار استادان و دانشجويان قزوين.
  • 11- 22/12/1386، بيانات در ديدار اقشار مختلف مردم.
  • 12- 14/03/1381، بيانات در اجتماع بزرگ زايران حرم امام خمينى(ره).
  • 13- 11/05/1380، بيانات پس از مراسم تنفيذ حكم رياست جمهورى آقاى سيد محمد خاتمى‏.
  • 14- 20/08/1380، بيانات در اجتماع بزرگ مردم شهرستان كاشان و آران و بيدگل‏.
  • 15- 26/09/1382، بيانات در ديدار استادان و دانشجويان قزوين.
  • 16- 21/03/1387، بيانات در اولين ديدار با نمايندگان مجلس هشتم.
  • 17- 26/09/1382، بيانات در ديدار استادان و دانشجويان قزوين.
  • 18- 26/09/1382، بيانات در ديدار استادان و دانشجويان قزوين.
  • 19- 20/08/1380، بيانات در اجتماع بزرگ مردم شهرستان كاشان و آران و بيدگل‏.
  • 20- 17/04/1383، بيانات در ديدار جوانان، اساتيد، معلمان و دانشجويان دانشگاه‏هاى استان همدان‏.
  • 21- 15/07/1388، بيانات در ديدار عمومى مردم چالوس و نوشهر.
  • 22- 14/03/1380، بيانات در اجتماع زائران مرقد مطهر امام خمينى(ره).
  • 23- 12/05/1388، بيانات در مراسم تنفيذ حكم دهمين دوره رياست جمهورى.
  • 24- 20/08/1380، بيانات در اجتماع بزرگ مردم شهرستان كاشان و آران و بيدگل‏.
  • 25- 01/01/1388، بيانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علىّ بن موسى الرضا(ع).
  • 26- 14/03/1384، بيانات در مراسم شانزدهمين سالگرد ارتحال امام خمينى(ره).
  • 27- 06/12/1388، بيانات در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى.
  • 28- 11/05/1380، بيانات پس از مراسم تنفيذ حكم رياست جمهورى آقاى سيد محمد خاتمى‏.
  • 29- 15/07/1388، بيانات در ديدار عمومى مردم چالوس و نوشهر.
  • 30- 14/03/1384، بيانات در مراسم شانزدهمين سالگرد ارتحال امام خمينى(ره).
  • 31- 14/03/1381، بيانات در اجتماع بزرگ زايران حرم امام خمينى(ره).
  • 32- 26/09/1382، بيانات در ديدار استادان و دانشجويان قزوين.
  • 33- 14/03/1384، بيانات در مراسم شانزدهمين سالگرد ارتحال امام خمينى(ره).

تحلیل جنبش وال استریت از زبان نادر طالب‌زاده

ما در دوران خاصی زندگی می‌کنیم و باید خدا را شاکر باشیم که در این زمان هستیم و حیات داریم. انتخاب زندگی در این دوران انتخاب ما نبود و خداوند اینطور مقدر کرده است که در این زمان بتوانیم در این کشور حضور بیابیم و در اتفاقی که سر منشا بسیاری از خیرات است شریک باشیم.

طالب زاده اظهار داشت: نکته اساسی این است که یک نفر در جامعه می‌تواند خیلی موثر باشد. کسی که محلی و منطقه ای فکر می‌کند بردی نخواهد داشت. باید همت کنیم و بزرگ فکر کنیم. اینکه مقام معظم رهبری فرمود “بصیرت در این جهت چراغ است” بسیار درست است. یعنی یک نگاهی به دور و افق را دیدن و تصویر کلی را دیدن.

نادر طالب زاده با بیان اینکه انقلاب اسلامی تاثیر وضعی در جهان داشته است، گفت: من اینطور فکر می کنم. من هر دو دوره قبل و بعد از انقلاب را دیده ام. برای دو منطقه هم هستم. هم ایران بودم و هم در آمریکا. خداوند به من این توفیق را داد که با انقلاب اسلامی بیدار شوم و متوجه اسلام شوم و تبلیغات سو و منفوری که غرب برای ایران به راه انداخت را از همان اول رصد کنم. چیزهایی که من می گویم شهودی است و از روی کتاب نیست و چیزهایی است که تجربه کرده ام. آنهایی که می لغزند کسانی هستند که یادگیری هایشان از کتاب بوده است و هیچ تمرینی هم نکرده اند.

مجری برنامه راز گفت: ما چون شاهد هستیم و شهود کردیم، پیام این انقلاب برای ما شیرین است و ما وقتی این تحول را که یک تحول واقعی است را می بینیم، کیف می‌کنیم. از سال ۱۹۷۹ به قبل جهان طور دیگری بود. از این تاریخ به بعد جهان بخاطر انقلاب اسلامی تغییر پیدا می‌کند. همین تحولات اخیری که با نام “وال استریت” شکل گرفته است مستقیم تاثیر گرفته از تحولاتی است که انقلاب اسلامی در جهان ایجاد کرده است.

طالب زاده افزود: اگر انقلاب اسلامی نبود، آنها حیله ای بکار نمی بردند تا “۱۱ سپتامبر” را ایجاد کنند. امروز تمام مهندسین دانشگاه های آمریکایی تاکید می کنند که امکان نداشت که این ساختمان ها با برخورد هواپیما اینگونه منظم پایین بیایند. حتی اگر چهار هواپیما هم به این ساختمان ها می‌خورد امکان نداشت که این ساختمان‌ها فرو بریزند مگر اینکه با یک ترتیب منظم این کار صورت بگیرد و یک تخریب برنامه ریزی شده باشد.

وی با بیان اینکه پرداختن به جزئیات ۱۱ سپتامبر الان و در این وقت ممکن نیست ولی این امری ثابت شده است که “۱۱ سپتامبر” یک حیله بود تا آنها وارد منطقه شوند اظهار داشت: آنها وارد منطقه شدند و حضورشان ده سال طول کشید و آمریکا بدهکار شد. یکی از نمایندگان کنگره آمریکا در اینباره می گوید که بدهکاری آمریکا و بحران اقتصادی آمریکا بخاطر جنگی است که به راه افتاده است. این موضوع دو سه ماه پیش گفته شده بود و قبل از ماجرای وال استریت بود.

طالب زاده تاکید کرد: وال استریت بخاطر شروری آمریکا در منطقه است. بدهکاری که آمریکا در جنگ بالا آورده است بیش از یک تریلیون دلار است. نیمی از جنگ های آمریکا را شرکتهای خصوصی می گردانند. بحرانی که امریکا با آن درگیر است بخاطر سیاست شرور اسرائیل است که آمریکا را مجبور کرد که وارد منطقه شود و ایران را محاصره کند. خود اسرائیل هم جنگ ۳۳ روزه با لبنان را آغاز کرد که اسرائیل در همان مرز متوقف شد و فهمید که نمی تواند در برابر ارتش شیعه مقاومت کند.

این چهره محبوب دانشجویان ادامه داد: بحران وال استریت پدیده ای است که تا بحال در آمریکا سابقه نداشته است. سابقه نداشته است که یک تظاهرات به ۹۰ شهر آمریکا کشیده شود. در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی تظاهراتی در آمریکا بخاطر جنگ ویتنام صورت گرفت که من آن زمان در آمریکا حضور داشتم. هیچ وقت تظاهرات در آمریکا از یکجا و یک عده محدود در یک شهر کوچک فراتر نرفته بود. امروز مردم در خیابانها چادر زدند و دانشجو هم نیستند. آن زمان فقط دانشجوها بودند.

طالب زاده تاکید کرد: امروز اتفاق دیگری افتاده است. اولا دانشجو معترض نیست. دانشجویان هم هستند اما طبقه متوسط آمریکا است که در صحنه حضور دارد. طبقه ای که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند. در حال حاضر رسانه های آمریکا بطور کامل بحران وال استریت را پوشش نمی دهند. تنها دو شبکه هستند که فعالیت می کنند. یکی “پرس تی وی” و دیگری “راشا تودی” است. اگر شما این شبکه ها را رصد کنید خواهید دید که طبقه متوسط جامعه هستند که به خیابان‌ها آمده اند. حضور این طبقه متوسط برای آمریکا بسیار گران تمام شده است.

نادر طالب زاده گفت: شما سوالتان این است که چرا چند روز پیش رئیس جمهور آمریکا دستور داد که نیروهای نظامی از عراق خارج شوند. این حرکت برای چه بود؟ چون می دانند که بحران در کشورشان آمده است. اصلا با “وایت هوس” کار ندارند، با “وال استریت” کار داند. این است که بی سابقه است.

مجری برنامه راز تاکید کرد: هنوز مردم آمریکا نمی دانند که افسارشان در دست کیست و چه کسانی هستند که بر آنها حکومت می کنند. آنها فقط فهمیده اند که صاحبان قدرت در “وال استریت” هستند. این یک تحول است در جامعه آمریکا. مردم آمریکا چه دیده اند که اینگونه به خیابان ها ریخته اند. به قول خودشان انقلاب عربی. آنها دیدند و فهمیدند که به خیابان آمدن یعنی موفق شدن. آنها در خاورمیانه دیده اند که مردمی که به خیابان ها می آیند موفق می شوند تا خواسته خود را عملی کنند. ایستادگی مردم ایران باعث شده است که مردم ایران الگو شوند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم الگو می‌شویم.

وی ادامه داد: چند شب پیش داشتم یک میزگرد را از یک شبکه روسی مشاهد می کردم. در این میزگر یک خبرنگار روسی حضور داشت به همراه دو مهمان دیگر. یک خانم از پاریس که اصلا تو باغ نبود و می گفت اینهایی که تظاهرات کرده اند چرا می آیند در خیابان ها و بجایش بروند سر کار و کار کنند. یک استاد دانشگاه هم از دانشگاه کالیفرنیا بود که معلوم بود وضعش خوب است و حقوقش در جیبش است و راحت هم هست. اما شخصی که در پنسیلوانیا بود مردی ۶۷ ساله، نویسنده و خبرنگار بود. شخصی که وقایع جنگ ویتنام را بخوبی در یاد داشت. او می گفت: من سالها است که وقایع آمریکا را رصد می کنم و مطمئنم وقایع اخیر آغاز یک انقلاب در آمریکا است.

وی تاکید کرد: اولین بار بود که من در یک تلویزیون خارجی می بینم که حرف از انقلاب در آمریکا زده شود. من بعد از آن هم چندین بار شنیدم که این اتفاق در اسرائیل و در بین صهیونیستها هم دارد پیش می آید. شما ببینید در این اوضاع و احوال تمام سیاستمدار های آمریکا مانده اند و فریز شده اند. هیچکس نمی‌داند و چه می خواهد شود. آنچه که مسلم است همه چیز دست خدا است. اینها تا یکسال پیش ما را تهدید می کرند. تا یکماه پیش تهدید می کردند. اخیرا هم تهدید کرده اند که می خواهند با به راه انداختن جنگ نظام آمریکا را نجات دهند.همه حواسها پرت است. آمریکا می خواهد با تراشیدن یک بهانه به ایران حمله کند. همین جریان ترور سفیر عربستان در آمریکا بهانه تراشیدن است برای حمله آمریکا به ایران.

نادر طالب زاده اظهار داشت: اکنون وضعیت جهان را ببینید. من واقعا لذت می برم وقتی می بینم که اولین خواسته انقلابیون داشتن حکومتی اسلامی و قوانین اسلامی است. تونس کشوری است که بشدت تحت تاثیر فرانسه است ولی می بینیم که آنها هم خواستار حکومتی اسلامی هستند. آمریکا بشدت خشمگین شده است و این تحول را بهار عربی نامید ولی این حرف اشتباه است و حرفی که آقا گفت درست است، “بیداری اسلامی”

آمریکا می گوید که ۸ تریلیون دلار بدهکار است و این یک بحران اقتصادی است. آمریکا بخاطر درگیر شدن در جنگهای طولانی دچار این بحران اقتصادی شد. بدهکاری های آمریکا چندین برابر این رقم هایی است که می گویند ولی آنها این مساله را افشا نمی کنند. مردم آمریکا کار ندارند و برای همین مجبور هستند که در خانه بشینند. آنها می خواستند اعتراض کنند و بدنبال راهی بودند که اعتراضاتشان را علنی کنند. وقتی مردم آمریکا دیدند که در کشورهای عربی مردم به خیابان های می ریزند و به افرادی که نمایندگان غرب هستند اعتراض می کنند، روحیه گرفتند و به خیابانهای بورس آمریکا آمدند. شما می دانید که مرکز اقتصادی آمریکا نیویورک است و مرکز سیاسی آمریکا واشنگتن است. مردم به خیابانهای نیویورک آمدند و در مقابل بورس این کشور مشغول اعتراض شدند. این بی سابقه است که مردم آمریکا به خیابان ها بیایند و اعتراض کنند که این برگرفته است اعتراض مردم در میدان التحریر تونس است.

وی در پایان تاکید کرد: یکی از شعارهایی که مردم آمریکا در اعتراضهایشان بیان می کنند این است که “آمریکا را پس خواهیم گرفت”. کشور آمریکا که آغاز شد مستعمره انگلیس بود و انقلاب کرد تا توانست به اینجا برسد و این شعار درستی است.

منبع: عمارها