بیانیه مشترک اتحادیه‌های دانشجویی در خصوص اتفاقات اخیر سفارت انگلیس

به گزارش عدالتخواهی چهار تشکل بزرگ دانشجویی بیانیه ای در خصوص اتفاقات اخیر سفارت انگلیس صادر نموده اند.

متن کامل این بیانیه در ادامه می آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

اقدام دولت استعمارگر روباه پیر در اخراج کارمندان سفارت ایران در این کشور دست و پا زدنی است عاجزانه ناشی از حقارت این دولت در مقابل خشم انقلابی دانشجویان و ملت ایران در سفارت انگلیس در ایران. حرکت انقلابی دانشجویان ناشی از عملکرد خصمانه چندصد ساله این دولت خبیث در ایران و سایر کشورهاست. سوال جدی در اینجا این است که تا کنون سفیر ایران از این کشور اخراج نشده بود و امروز که این دولت خبیث در این اقدام انقلابی به خاک مذلت کشانده شد این کار را کرد. این نشان از منفعتی دارد که تا کنون انگلیسی ها در رابطه با ایران داشته اند. نشان از جاسوسی هایی دارد که در این شبه سفارت بر کشوری روا میشده است که عکس العملهای زیرکانه ی و مقتدرانه ی او در برابر استعمار گریهای استعمارگر پیر همیشگی بوده است. رابطه با انگلیس را میخواهیم چکار؟ چرا که این رابطه برای آنها سود است و برای ما ضرر.

سابقه تاریخی ملت ایران مملو از اقدامات خصمانه و استعمارگرانه دولت خبیث انگلستان بوده و برای کسانی که حتی از دور دستی بر آتش تاریخ دارند این مساله واضح است که استعمارگری این رژیم محدود در خاک ایران اسلامی نیز نبوده و جای جای سرزمین های جغرافیای استضعاف از چنگال های خون آلود این رژیم، مجروح و زخم خورده است.

همکاری در ترور دانشمندان هسته ای جمهوری اسلامی ایران، پناه دادن به تروریست های پیشانی سفید، پروپاگاندای سیاسی و تبلیغاتی علیه آرمان های ملت ایران، تحریم های ناجوانمردانه علیه ملت شریف ایران و … تنها برخی از اقدامات اخیر این رژیم استعمارگر علیه ملت انقلابی ایران است. اما بعد از دوران فتنه سال ۸۸ و شیطنت های روباه پیر و رسوایی های پی در پی رسانه دولتی انگلستان، بی بی سی، که دیگر معیارهای حرفه ای را نیز کنار گذاشته و مانند یک بوق تبلیغاتی به ضدیت با نظام اسلامی می پرداخت، بارها و بارها این انتظار از دستگاه های متولی می رفت تا با اقدام درخور و مناسب پاسخی کوبنده به یاوه گویی ها و دخالت های مکرر رژیم استعمارگر انگلیس بدهند و در حداقلی ترین اقدام ممکن سفیر این رژیم را از ایران اخراج کنند اما این اقدام با تعلل های مکرر به تاخیر افتاد تا اینکه پس از آخرین اقدام بی شرمانه رژیم انگلستان در تحریم بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، مجلس شورای اسلامی با اقدامی تحسین برانگیز و طی طرحی دو فوریتی رای به کاهش سطح روابط جمهوری اسلامی ایران و رژیم استعمارگر انگلستان داد. هرچند که انتظار ملت انقلابی ایران این بود که فراتر از اخراج سفیر این کشور از خاک ایران، به علت اینکه این رژیم لیاقتِ داشتن روابط با نظام اسلامی را نداشته و گویا سفارت خانه آن جز شیطنت و فتنه گری کار دیگری در ایران ندارد، اساسا روابط دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران با انگلیس خبیث قطع شده و انشاء الله که در آینده نزدیک این اتفاق رخ دهد و به طور کلی جمهوری اسلامی ایران مناسبات خود را با این رژیم منفور ملت ها قطع نماید.

بر این اساس ما دانشجویان انقلابی دانشگاه های ایران در سالگرد ترور استاد عالیرتبه مان که با همکاری سرویسهای جاسوسی غرب علی الخصوص انگلیس انجام شد دست به تجمع خودجوش و پرخروش در مقابل سفارتخانه روباه پیر در تهران زدیم و گوشه ای خشم ملت ایران را در این حرکت نشان دادیم تا خاطر نشان کنیم که مقابله با این رژیم خواست ملت ایران است.

اما بوق های تبلیغاتی انگلیسی کوشیدند در این میان، تحقیر اخراج سفیرشان از خاک ایران را با هوچی گری و جنجال کاهش داده و با تشکیل جلسات پوچ و بی ارزش و صدور بیانیه هایی که ارزش کاغذپاره را نیز ندارد بار تحقیر خود را کم کنند. اما باید به گوش باشند که جنبش دانشجویی ایران به ایشان شدیدا هشدار می دهد که در صورت استمرار این گونه اقدامات خصمانه باید منتظر خروش ملت ایران در کنار تمام ملت های منطقه علیه ظلم و ستمگری دولت انگلستان باشند و بدیهی است آنجا که پای دفاع از آرمان های انقلاب و اصول اساسی نظام نظیر مبارزه با استعمار و استکبار برسد ملت ایران به عنوان پیشتاز بیداری و انقلابی گری در منطقه خاورمیانه و جهان، از یاوه گویی آمریکایی و انگلیسی‌ها باکی ندارند.

در این میان رسانه های مستقل نیز باید به این نکته عنایت داشته باشند که فریب هوچی گری های رسانه ای جریان استکبار را نخورده و به هوچی گری های ایشان ضریب ندهند. چرا که اینها نعره های اخراج آمریکا و انگلیس از منطقه خاورمیانه است که در پوشش زرورق های حقوقی و رسانه ای به خورد مخاطب داده می شود.

در پایان تشکل های دانشجویی و مردمی به استعمار انگلیس هشدار می دهند که پیام تجمع دیروز مقابل سفارت خانه این رژیم آن است که مراقب عواقب هرگونه اقدام خصمانه علیه ملت مسلمان ایران باشند و بیش از این تن به تحقیر و ذلت ندهند.

والعاقبه للمتقین

جنبش عدالتخواه دانشجویی

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل

جامعه اسلامی دانشجویان

انجمن اسلامی دانشجویان

شمشیر و جغرافیا

بادی وزید و دشت سترون درست شد

طاقی شکست و سنگ فلاخن درست شد

شمشیر روی نقشه‌ی جغرافیا دوید

این‌سان برای ما و تو میهن درست شد

یعنی که از مصالح دیوار دیگران‌

یک خاکریز بین تو و من درست شد

بین تمام مردم دنیا گل و چمن‌

بین من و تو آتش و آهن درست شد

یک سو من ایستادم و گویی خدا شدم‌

یک سو تو ایستادی و دشمن درست شد

یک سو تو ایستادی و گویی خدا شدی‌

یک سو من ایستادم و دشمن درست شد

یک سو همه سپهبد و ارتشبد آمدند

یک سو همه دگرمن و تورَن‌ درست شد(1)

آن طاقهای گنبدی لاجوردگون‌

این گونه شد که سنگ فلاخن درست شد

آن حوضهای کاشی گلدار باستان‌

چاهی به پیشگاه تهمتن درست شد

آن حله‌های بافته از تار و پود جان‌

بندی که می‌نشست به گردن درست شد

آن لوح‌های گچ‌بری رو به آفتاب‌

سنگی به قبر مردم غزنین و فاریاب‌

سنگی به قبر مردم کدکن درست شد(2)

سازی بزن که دیر زمانی است نغمه‌ها

در دستگاه ما و تو شیون درست شد

دستی بده که ـ گرچه به دنیا امید نیست ـ

شاید پلی برای رسیدن‌، درست شد

شاید که باز هم کسی از بلخ و بامیان‌

با کاروان حلّه بیاید به سیستان‌

وقت وصال یار دبستانی آمده است

بویی عجیب می‌رسد از جوی مولیان‌

سیمرغ سالخورده گشوده است بال و پر

«بر گِردِ او به هر سر شاخی پرندگان‌»(3)

ما شاخه‌های توأم سیبیم و دور نیست

باری دگر شکوفه بیاریم توأمان‌

با هم رها کنیم دو تا سیب سرخ را

در حوضهای کاشی گلدار باستان‌

بر نقشه‌های کهنه خطی تازه می‌کشیم

از کوچه‌های قونیه تا دشت خاوران

تیر و کمان به دست من و توست، هموطن

لفظ دری بیاور و بگذار در کمان‌

پی‌نوشت‌ها

1. دگرمن و تورَن از مناصب نظامی افغانستان است.

2. این بیت یک ساختار متفاوت دارد، یعنی دارای سه مصراع است. این ساختار را پیشتر در بیتی از یک غزل علی‌رضا بدیع دیدم و پسندیدم.

3. مصراع از نیمایوشیج است، از شعر «ققنوس».

جلسه اینترنتی پیام نهضت حسینی برای بیداری اسلامی

موسسه گفتگوی دینی با هدف بررسی پیام نهضت حسینی برای انقلابهای بیداری اسلامی مجالس عزاداری و اندیشه حسيني را به زبان عربی و با سخنراني اندیشمندان جهان اسلام از کشورهای مصر، یمن، الجزایر و ایران برگزار می کند.
زمان: از روز سه شنبه 8 تا یکشنبه 12 آذرماه ساعت 12:30 (9 صبح به وقت گرینویچ)
مکان: قم- خیابان 45 متری عمار یاسر- کوچه5- پلاک39 موسسه گفتگوی دینی
برای مشارکت اینترنتی در جلسه با اضافه کردن آی دی gharibreza1 به مسنجر اسکایپ در این نشست شرکت فرمایید.

برگزاری اولین نشست از سلسله نشستهای “رسانه انقلابی, انقلاب رسانه ای”

اولين نشست بررسي عملكرد صدا و سيما با عنوان “رسانه انقلابي، انقلاب رسانه‌اي” در دانشكده علوم اجتماعي و ارتباطات علامه‌طباطبايي برگزار مي‌گردد

اولين نشست از سلسله نشست‌هاي بررسي عملكرد صدا و سيما با عنوان “رسانه انقلابي، انقلاب رسانه‌اي” توسط بسيج دانشجويي دانشكده علوم اجتماعي و ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي (ره) برگزار مي‌شود.

در اين برنامه دكتر وحيد يامين‌پور به همراه حجه‌الاسلام علي جعفري (مسئول دفتر مطالعات رسانه مركز پژوه‍ش‌هاي مجلس شوراي اسلامي) و سيد محمد حسيني (مدير آموزش حوزه هنري)، به نقد ساختاري و محتوايي صدا و سيما خواهند پرداخت.

اين نشست، ساعت 14 روز سه‌شنبه 8 آذر در محل سالن شهيد مطهري (ره) دانشكده علوم اجتماعي و ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي (ره) به آدرس خيابان شريعتي، تقاطع بزرگراه شهید همت، سه راه ضرابخانه، خیابان گل نبی (کتابی سابق)، جنب بیمارستان چشم‏ پزشکی نگاه برگزار خواهد شد.

بیانات امام خامنه‌ای در باب هیئت و مراسم‌های عزاداری

اگر برخورد امروز ما با اين حادثه، مثل روضه‌خوانى باشد كه در پنجاه سال قبل برخورد مى‌كرد، ممكن است به حادثه ضرر بزنيم.

امام(ره) با ظرافت، آن تصور غلط روشنفكرمآبانه‌ى قبل از پيروزى انقلاب را كه در برهه‌يى از زمان رايج بود، از بين بردند. ايشان، جهتگيرى سياسى مترقى انقلابى را با جهتگيرى عاطفى در قضيه‌ى عاشورا پيوند و گره زدند و روضه‌خوانى و ذكر مصيبت را احيا كردند و فهماندند كه اين، يك كار زايد و تجملاتى و قديمى و منسوخ در جامعه‌ى ما نيست؛ بلكه لازم است و ياد امام حسين و ذكر مصيبت و بيان فضايل آن بزرگوار – چه به صورت روضه‌خوانى و چه به شكل مراسم عزادارى گوناگون – بايد به شكل رايج و معمول و گريه‌آور و عاطفه‌برانگيز و تكان‌دهنده‌ى دلها، در بين مردم ما باشد و از آنچه كه هست، قويتر هم بشود. ايشان، بارها بر اين مطلب تأكيد مى‌كردند و عملا هم خودشان وارد مى‌شدند.

 اولين مسأله اين است كه ما حادثه را خالص كنيم و آن حادثه‌ى خالص‌شده و دقيق و متقن را، به انواع بيانهاى هنرى – از شعر و نثر و سبك روضه‌خوانى كه خودش يك سبك هنرى مخصوصى است – بياميزيم. اين كار، اشكالى ندارد و مهم است. ما بايد اين كار را بكنيم. كسانى كه در اين رشته متصلّب و واردند، بايد اين كار را انجام بدهند.

 اين حادثه – به عنوان پشتوانه‌ى نهضت و انقلاب – بايد آبرومند و پرتپش و پرقدرت باقى بماند. اگر برخورد امروز ما با اين حادثه، مثل روضه‌خوانى باشد كه در پنجاه سال قبل برخورد مى‌كرد – يعنى چيزى را در جايى مى‌ديد و مثلاً بر حسب احتمال ذهنى، آن را ترجيح مى‌داد و نقل مى‌كرد و مؤمنين را مى‌گرياند و هم آنها و هم خود او به ثواب مى‌رسيدند – ممكن است به حادثه ضرر بزنيم. 11/05/1368

منبرى كه در روزهاى پيش از انقلاب مى‌توانست مفيد و مؤثر باشد، ممكن است امروز در همه‌جا آن‌قدر مفيد و مؤثر نباشد.

ماجراى حسين‌بن‌على(عليه‌السّلام)، حقيقتاً موتور حركت قرون اسلامى در جهت تفكرات صحيح اسلامى بوده است. هر آزاديخواه و هر مجاهد فى‌سبيل‌اللَّه و هر كس كه مى‌خواسته است در ميدان خطر وارد بشود، از آن ماجرا مايه گرفته و آن را پشتوانه‌ى روحى و معنوى خود قرار داده است. در انقلاب ما، اين معنا به صورت بيّنى واضح بود. معلوم نبود اگر ما اين حادثه را نمى‌داشتيم، چه‌طور مى‌توانستيم در اين معركه خوض كنيم. اين خودش فصل عريض و قابل تعمقى است كه تمسك به ذيل ماجراى عاشورا و مجاهدت سيدالشهداء(عليه‌الصّلاةوالسّلام)، چه تأثيرى در وضع انقلاب ما داشت. انسان وقتى در اين مسأله غور مى‌كند، از عظمت تأثير آن حادثه به دهشت مى‌افتد و فكر مى‌كند كسانى كه از آن محرومند، اين خلأ را چگونه مى‌توانند پُر كنند.

ما چه‌طور مى‌خواهيم حرف حق خودمان را به همان شيوه و روشى كه با مردمِ پنجاه سال يا صد سال پيش گفته مى‌شد، امروز در ميان بگذاريم؟ امروز حتّى با قبل از انقلاب فرق دارد. منبرى كه در روزهاى پيش از انقلاب – در سالهاى 55 و 56 و 57 – مى‌توانست مفيد و مؤثر باشد، ممكن است امروز در همه‌جا آن‌قدر مفيد و مؤثر نباشد. البته بعضى از معارف هست كه به هر زبانى و در هر شرايطى بيان بشود، گيرايى دارد؛ اما اين عموميت ندارد. اين، آن نكته‌ى اساسى است كه خواستم در باب مسائل منبر و اهل منبر عرض كنم و خلاصه‌اش، پيشبرد اين فن شريف از لحاظ محتوا و قالب و روشها و اسلوبهاست. 20/04/1370

منبرِ بى‌مطالعه رفتن؛  ناسپاسى در حقّ عاشوراست./ روحانى بايد با انديشه‌ى ناب اسلامى از بهترينش، مستدلترينش و قويترينش مجهّز باشد

در ماه محرّم، معارف حسينى و معارف علوى را كه همان معارف قرآنى و اسلامىِ اصيل و صحيح است براى مردم بيان كنيد. بنده مكرّر عرض كرده‌ام: منبرِ بى‌مطالعه رفتن؛ منبرى كه انسان برود، بگويد «حالا ببينيم چه خواهيم گفت» و هرچه به دهانش بيايد در منبر بگويدگاهى حرف سست، گاهى خداى ناكرده نقلِ نادرست، خداى ناخواسته حرفى كه موهن مذهب باشد ناسپاسى در حقّ عاشوراست. آقايان محترم؛ روحانيون، علما و خطباى گرامى و زحمتكش و ارزشمند! امروز جوانان ما، با ذهن سيّال خودشان سؤالهايى دارند. اين سؤالها را نبايد حمل بر ايرادگيرى كنيد. تا يك جوان سؤالى كرد، بگوييم: «آقا، ساكت!» گويا دارد كفر مى‌گويد! جوان است. ذهن جوان، سيّال است. افكار غلط و استدلالهاى نادرست، امروز در همه جاى دنيا با توجه به روابط صوتى و بصرى‌اى كه وجود دارد، گسترده است. جوان ما، برايش سؤال به‌وجود مى‌آيد. چه كسى بايد اين را برطرف كند؟ من و شما بايد برطرف كنيم. اگر شما نرويد و آن خلأ فكرى را به شكل درست پُر نكنيد، يا آن سؤال و اشكال را برطرف نكنيد، كس ديگرى مى‌رود و به شكل غلط، جواب او را مى‌گويد. روحانى بايد با انديشه‌ى ناب اسلامى از بهترينش، مستدلترينش و قويترينش مجهّز باشد. ما اين طور انديشه‌ها و حرفها، بسيار داريم. يك نفر مثل شهيد مطهّرى رضوان‌اللَّه‌تعالى‌عليه، يك جامعه‌ى دانشگاهى را در مقابل خود، به قبول و اذعان و تسليم وا مى‌داشت. در همان دانشكده‌اى كه آن بزرگوار تدريس مى‌كرد،كسانى بودند كه به‌طور صريح، ضدّ دين تبليغات مى‌كردند و درس مى‌گفتند. آن بزرگوار نرفت با آنها دعوا كند و دست به يقه شود. حرف زد، فكر داد، حقايق را گفت؛ از ذهنيّت صحيح استفاده نمود و فضا را قبضه كرد. 26/03/1372

در مجالس عزاداری ماه محرم باید این سه ویژگی وجود داشته باشد: عاطفه, دادن دید روشن به حادثه عاشورا, ایجاد معرفت نسبت به دین

متأسفانه بايد عرض كنم كه گاهى چنين مواردى ديده مى‌شود. يعنى بعضاً گوينده‌اى در يك مجلس به نقل مطلبى مى‌پردازد كه هم از لحاظ استدلال و پايه‌ى مدرك عقلى يا نقلى سست است و هم از لحاظ تأثير در ذهنِ يك مستمعِ مستبصر و اهل منطق و استدلال، ويرانگر است. مثلاً در يك كتاب، بعضى مطالب نوشته شده است كه دليلى بر كذب و دروغ بودن آنها نداريم. ممكن است راست باشد، ممكن است دروغ باشد. اگر شما آن مطالب را بيان كنيد – ولو مسلّم نيست خلاف واقع باشد – و با شنيدن آنها براى مستمعتان، كه جوانِ دانشجو يا محصّل يا رزمنده و يا انقلابى است – و بحمداللَّه، انقلاب ذهنها را باز و منفتح كرده است – نسبت به دين، سؤال و مسأله ايجاد مى‌شود و اشكال و عقده به وجود مى‌آيد، نبايد آن مطالب را بگوييد. حتى اگر سندِ درست هم داشت؛ چون موجب گمراهى و انحراف است، نبايد نقل كنيد؛ چه رسد به اين‌كه اغلبِ اين مطالبِ مندرج در بعضى كتابها، سند درستى هم ندارد. يك نفر از زبان ديگرى، مطلبى را مبنى بر اين مى‌شنود كه من در فلان سفر، فلان‌جا بودم، كه فلان اتّفاق افتاد. گوينده از روى مدرك يا بدون مدرك، چنان مطلبى را مى‌گويد. شنونده هم آن را باور مى‌كند و در كتابى مى‌نويسد و اين كتاب به دست من و شما مى‌رسد. من و شما چرا بايد آن مطلب را كه نمى‌تواند در يك مجمع بزرگ، براى ذهنهاى مستبصر و هوشيار و آگاه توجيه شود، بازگو كنيم؟! مگر هر مطلبى را هرجا نوشتند، انسان بايد بخواند و بازگو كند؟!

در مجالس عزادارى ماه محرّم، اين سه ويژگى بايد وجود داشته باشد: 1. عاطفه را نسبت به حسين‌بن‌على و خاندان پيغمبر، عليهم‌صلواةاللَّه، بيشتر كند. (علقه و رابطه و پيوند عاطفى را بايد مستحكم‌تر سازد.) 2. نسبت به حادثه‌ى عاشورا، بايد ديدِ روشن و واضحى به مستمع بدهد. 3. نسبت به معارف دين، هم ايجاد معرفت و هم ايجاد ايمان – ولو به نحو كمى – كند. نمى‌گوييم همه‌ى منبرها بايد برخوردار از همه‌ى اين خصوصيات باشند و به همه‌ى موضوعات بپردازند؛ نه. …

 اگر براى ذكر مصيبت، كتاب «نَفَس المهمومِ» مرحوم «محدّث قمى» را باز كنيد و از رو بخوانيد، براى مستمع گريه‌آور است و همان عواطفِ جوشان را به وجود مى‌آورد. چه لزومى دارد كه ما به خيال خودمان، براى مجلس‌آرايى كارى كنيم كه اصل مجلس عزا از فلسفه‌ى واقعى‌اش دور بماند؟! 17/03/1373

در خلال روضه‌خوانى، سخنرانى، مدّاحى، ماجرا و هدف امام حسين عليه‌الصّلاةوالسّلام بيان شود.

عاشورا و ماجراى حسين‌بن‌على بايد در منبر، به شكل سنّتى روضه‌خوانى شود؛ امّا نه براى سنّت‌گرايى، بلكه از طريق واقعه‌خوانى. يعنى اين‌كه، شب عاشورا اين‌طور شد، روز عاشورا اين‌طور شد، صبح عاشورا اين‌طور شد. شما ببينيد يك حادثه‌ى بزرگ، به مرور از بين مى‌رود؛ امّا حادثه‌ى عاشورا، به بركت همين خواندنها، با جزئّياتش باقى مانده است. فلان كس اين‌طورى آمد با امام حسين وداع كرد؛ اين‌طورى رفت به ميدان، اين‌طورى جنگيد؛ اين‌طورى شهيد شد و اين كلمات را بر زبان جارى كرد.

 واقعه خوانى، تا حدّ ممكن، بايد متقن باشد. مثلاً در حدود «لهوفِ» ابن‌طاووس و «ارشادِ» مفيد و امثال اينها – نه چيزهاى من‌درآوردى – واقعه‌خوانى و روضه‌خوانى شود. در خلال روضه‌خوانى، سخنرانى، مدّاحى، شعرهاى مصيبت، خواندن نوحه‌ى سينه‌زنى و در خلال سخنرانيهاى آموزنده، ماجرا و هدف امام حسين عليه‌الصّلاةوالسّلام. يعنى همان هدفى كه در كلمات خود آن بزرگوار هست كه: «و انى لم اخرجِ اشراً و لا بطرا و لا ظالماً و لا مفسداً، و انّما خرجت لطلب الاصلاح فى امّة جدّى»، بيان شود.

 …از اين فرصت استفاده شود و همان‌طور كه خودِ حسين‌بن‌على عليه‌السّلام به بركت جهادش، اسلام را زنده كرد (اسلام، در حقيقت زنده شده و آزاد شده‌ى خون و قيام حسين‌بن‌على است) امروز هم شما به انگيزه‌ى ياد، نام و منبر آن بزرگوار، حقايق اسلامى را بيان كنيد؛ قرآن و حديث را معرفى كنيد؛ نهج‌البلاغه را براى مردم بخوانيد؛ حقايق اسلامى، از جمله همين حقيقت مباركى را كه امروز در حكومت حق، يعنى نظام علوى، ولوى و نبوى جمهورى اسلامى، تجسّد پيدا كرده است براى مردم بيان كنيد. اين، جزو بالاترين معارف اسلامى است. خيال نكنند كه مى‌شود اسلام را تبيين كرد و از حاكميت اسلام – كه امروز در اين مرز و بوم متجسّد شده است – غافل ماند و آن را مغفولٌ‌عنه گذاشت. اين، توصيه‌ى ما به شما عزيزان است. 03/03/1374

  هر جا خرافات به ميان آيد، دين خالص بدنام خواهد شد.

من در دو، سه سال قبل از اين، راجع به قمه‌زدن مطلبى را گفتم و مردم عزيز ما، آن مطلب را با همه‌ى وجود پذيرفتند و عمل كردند. اخيرا مطلبى را كسى به من گفت كه خيلى برايم جالب و عجيب بود. براى شما هم آن مطلب را نقل مى‌كنم. كسى كه با مسائل كشور شوروى سابق و اين بخشى كه شيعه‌نشين است – جمهورى آذربايجان – آشنا بود، مى‌گفت: آن زمان كه كمونيستها بر منطقه‌ى آذربايجان شوروى سابق مسلط شدند، همه‌ى آثار اسلامى را از آن‌جا محو كردند. مثلا مساجد را به انبار تبديل كردند، سالنهاى دينى و حسينيه‌ها را به چيزهاى ديگرى تبديل كردند و هيچ نشانه‌اى از اسلام و دين و تشيع باقى نگذاشتند. فقط يك چيز را اجازه دادند و آن، قمه زدن بود! دستورالعمل رؤساى كمونيستى به زيردستان خودشان اين بود كه مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار كنند، قرآن بخوانند، عزادارى كنند، هيچ كار دينى نبايد بكنند؛ اما اجازه دارند قمه بزنند! چرا؟ چون قمه زدن، براى آنها يك وسيله‌ى تبليغ بر ضد دين و بر ضد تشيع بود. بنابراين، گاهى دشمن از بعضى چيزها، اين گونه عليه دين استفاده مى‌كند. هر جا خرافات به ميان آيد، دين خالص بدنام خواهد شد. 01/01/1376

  ببينيد ما در زندگى سياسى و اجتماعى‌مان به كدام درس اهل‌بيت احتياج داريم، آن را از زندگى اين بزرگواران و اين بزرگوار بخصوص استخراج كنيد و با زبان شعر بيان كنيد

شما ببينيد امروز نسل جوان شما – چه دخترهاتان، چه پسرهاتان – و جامعه‌ى شما از خلأ كدام معرفت رنج مى‌برند و آسيب مى‌بينند؛ از كمبود كدام عنصر سازنده‌ى اخلاقى رنج مى‌برند، آن عنصر اخلاقى را در وجود فاطمه‌ى زهرا (سلام‌اللَّه‌عليها) و در فضايل آن بزرگوار و اين وجودهاى مقدس پيدا كنيد و به زبان شعر – كه زبان هنر هست – آن را القا و بيان كنيد. ببينيد ما در زندگى سياسى و اجتماعى‌مان به كدام درس اهل‌بيت احتياج داريم، آن را از زندگى اين بزرگواران و اين بزرگوار بخصوص استخراج كنيد و با زبان شعر بيان كنيد؛ اينها لازم و مهم است، والّا صرف مدح گفتن – كه الفاظ آن مدح هم گاه الفاظ مبهمى است كه نه شنونده درست مى‌فهمد كه محصول اين مدح چه شد و نه گاهى خود گوينده! – كافى نيست. ما بايد اظهار ارادت بكنيم و اين اظهار ارادت، كمال ماست. 17/05/1383

قمه‌زنى يك خلاف شرع قطعى بود و هست

اين‌طور نباشد كه وقتى مطلب حقى در مركزى گفته مى‌شود و مسؤول و روحانى روشنفكر و آگاهى آن را بيان مى‌كند، ناگهان با اين توهم يا با اين وسوسه كه اصل عزادارى امام حسين زير سؤال برده شد، جريانى درست شود؛ كمااين‌كه ما ديديم در قضيه‌ى قمه‌زنى همين‌طور شد. به نظر ما قمه‌زنى يك خلاف شرع قطعى بود و هست؛ اين را ما اعلام كرديم و بزرگانى هم حمايت كردند؛ اما بعد ديديم از گوشه و كنار كسانى در جهت عكس اين عمل مى‌كنند! اگر قمه‌زنى اشكال هم نداشته باشد و حرام هم نباشد، واجب كه نيست؛ چرا در جاهايى براى اين چيزهاى بعضا خرافى انگيزه وجود دارد؟ آنهايى هم كه جنبه‌ى خرافى محض ندارد، لااقل اين مقدار هست كه در دنياى امروز، در ارتباطات امروز، در فرهنگ رايج جهانى امروز، در عقلانياتى كه امروز در داخل خانه‌هاى ما و بين جوانان و دختران و پسران ما رايج است، عكس‌العمل نامناسب ايجاد خواهد كرد. اينها از بينات شرع نيست كه ما بگوييم چه دنيا بپسندد، چه نپسندد، ما بايد اينها را بگوييم؛ حداقل اينها چيزهاى مشكوك‌فيه است. براى اين موضوع فكرى بكنيد و كارى انجام دهيد. اين هم با اشاره‌يى كه شما در بيانيه اجلاس كرديد، به‌دست نمى‌آيد.27/12/1383

مگر ارزش اباالفضل به چشمهاى قشنگش بوده؟!

چيز ديگرى كه بنده در بعضى از خوانندگان جلسات مداحى اطلاع پيدا كردم، استفاده‌ى از مدح‌ها و تمجيدهاى بى‌معناست، كه گاهى هم مضر است. فرض كنيد راجع به حضرت اباالفضل (سلام‌اللَّه‌عليه) صحبت مى‌شود؛ بنا كنند از چشم و ابروى آن بزرگوار تعريف كردن؛ مثلاً قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنيا كم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشمهاى قشنگش بوده؟! اصلاً شما مگر اباالفضل را ديده‌ايد و مى‌دانيد چشمش چگونه بوده؟! اينها سطح معارف دينى ما را پايين مى‌آورد. معارف شيعه در اوج اعتلاست. معارف شيعى ما معارفى است كه يك فيلسوفِ در غرب پرورش يافته‌ى با مفاهيم غربى و بزرگ شده‌ى آشناى با معارف فلسفىِ غرب مثل هانرى‌كُربن را مى‌آورد دو زانو جلوى علامه‌ى طباطبايى مى‌نشاند؛ او را خاضع مى‌كند و مى‌شود مروج شيعه و معارف آن در اروپا. مى‌شود معارف شيعه را در همه‌ى سطوح عرضه كرد؛ از سطوح ذهن متوسط و عامى بگيريد تا سطوح بالاترين فيلسوف‌ها. ما با اين معارف نبايد شوخى كنيم. ارزش اباالفضل العباس به جهاد و فداكارى و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است؛ به صبر و استقامت اوست؛ به آب نخوردن اوست در عين تشنگى و بر لب آب، بدون اين‌كه شرعاً و عرفاً هيچ مانعى وجود داشته باشد. ارزش شهداى كربلا به اين است كه از حريم حق در سخت‌ترين شرايطى كه ممكن است انسان تصورش را بكند، دفاع كردند. … ارزش اباالفضل، ارزش حبيب‌بن‌مظاهر، ارزش جُون در اينهاست، نه در قد رشيدش يا بازوى پيچيده‌اش. قد رشيد كه خيلى در دنيا هست؛ ورزشكارهاى زيبايى اندام كه خيلى هستند؛ اينها كه در معيار معنوى ارزش نيست. گاهى روى اين تعبيرها تكيه هم مى‌شود! حالا يك وقت شاعرى در يك قصيده‌ى سى، چهل بيتى اشاره‌يى هم به جمال حضرت اباالفضل مى‌كند؛ آن يك حرفى است؛ ما نبايد خيلى خشكى به خرج دهيم و سختگيرى كنيم؛ اما اين‌كه ما همه‌اش بياييم روى ابروى كمانى و بينى قلمى و چشم خمار اين بزرگواران تكيه كنيم، اين‌كه مدح نشد؛ در مواردى ضرر هم دارد؛ در فضاهايى اين كار خوب نيست.

 نبايد بگذاريد منبرِ ده دقيقه‌يى يا بيست دقيقه‌يى شما از معارف خالى بماند. امسال ديدم بعضى از برادران مداح در ماه محرم و در دهه‌ى فاطميه بحمداللَّه اين نكته را رعايت كرده بودند. در منبر مداحى حتماً در اول، فصلى اختصاص بدهيد به نصيحت يا بيان معارف به زبان زيباى شعر. اصلاً رسم مداحى از قديم اين‌طورى بوده است؛ الان يك مقدار آن رسم‌ها كم شده. مداح در اول منبر يك قصيده، يك ده بيت شعر – كمتر، بيشتر – فقط در نصيحت و اخلاق، با الفاظ زيبا خطاب به مردم بيان مى‌كرد؛ مردم هم مى‌فهميدند و اثر هم مى‌گذارد. من يك وقت گفتم كه گاهى شعر يك مداح از يك منبر يك ساعتىِ ما اثرش بيشتر است. البته هميشگى نيست؛ گاهى است.اگر خوب انتخاب و اجرا شود، اين‌طورى خواهد بود.

 نكته‌ى آخر هم آهنگ است. من شنيده‌ام در مواردى از آهنگ‌هاى نامناسب استفاده مى‌شود. مثلاً فلان خواننده‌ى طاغوتى يا غيرطاغوتى شعر عشقىِ چرندى را با آهنگى خوانده؛ حالا ما بياييم در مجلس امام حسين و براى عشاق امام حسين، آيات والاى معرفت را در اين آهنگ بريزيم و بنا كنيم آن را خواندن؛ اين خيلى بد است. خودتان آهنگ بسازيد. اين همه ذوق و اين همه هنر وجود دارد. يقيناً در جمع علاقه‌مندان به اين جريان كسانى هستند كه مى‌توانند آهنگ‌هاى خوبِ مخصوص مداحى بسازند؛ آهنگ عزا، آهنگ شادى. 05/05/1384

عاشورا يك فرهنگ، يك جريان مستمر و يك سرمشق دائمى براى امت اسلام بود / سه عنصر حرکت ابی عبد الله(ع): عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت، و عنصر عاطفه.

عاشورا يك فرهنگ، يك جريان مستمر و يك سرمشق دائمى براى امت اسلام بود. حضرت ابى‌عبداللَّه (عليه‌السّلام) با اين حركت – كه در زمان خود داراى توجيه عقلانى و منطقى كاملاً روشنى بود – يك سرمشق را براى امت اسلامى نوشت و گذاشت. اين سرمشق فقط شهيد شدن هم نيست؛ يك چيزِ مركب و پيچيده و بسيار عميق است. سه عنصر در حركت حضرت ابى‌عبداللَّه (عليه‌السّلام) وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت، و عنصر عاطفه.

ما مبلّغان، زير نام حسين‌بن‌على تبليغ مى‌كنيم. اين فرصت بزرگ را يادِ اين بزرگوار به مبلّغان دين بخشيده است، كه بتوانند تبليغ دين را در سطوح مختلف انجام بدهند. هر يك از آن سه عنصر بايد در تبليغ ما نقش داشته باشد؛ هم صِرف پرداختن به عاطفه و فراموش كردن جنبه‌ى منطق و عقل كه در ماجراى حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) نهفته است، كوچك كردن حادثه است، هم فراموش كردن جنبه‌ى حماسه و عزت، ناقص كردن اين حادثه‌ى عظيم و شكستن يك جواهر گرانبهاست؛ اين مسأله را بايد همه – روضه‌خوان، منبرى و مداح – مراقب باشيم.

 تبليغ يعنى چه؟ تبليغ يعنى رساندن؛ بايد برسانيد. به كجا؟ به گوش؟ نه؛ به دل. بعضى از تبليغ‌هاى ما حتى به گوش هم درست نمى‌رسد! گوش هم حتى آن را تحمل و منتقل نمى‌كند! گوش كه گرفت، مى‌دهد به مغز؛ قضيه اين‌جا نبايد تمام بشود، بلكه بايد بيايد در دل نفوذ و رسوخ كند و به هويت ما هويت مستمع – تبديل شود. تبليغ براى اين است. ما تبليغ نمى‌كنيم فقط براى اين‌كه چيزى گفته باشيم؛ ما تبليغ مى‌كنيم براى اين‌كه آنچه را كه موضوع تبليغ است، در دل مخاطب وارد شود و نفوذ كند. آن چيست؟ آن، همه‌ى آن چيزهايى است كه در اسلام به عنوان ارزش، مورد حمايت جان و حرم و ناموس حضرت ابى‌عبداللَّه (عليه‌السّلام) قرار گرفت، كه همه‌ى پيغمبران و اولياى الهى ديگر و وجود مقدس رسول‌اللَّه هم همين‌طور عمل كردند، كه البته مظهرش حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) است. ما مى‌خواهيم منطق دين، ارزش‌هاى دينى، اخلاق دينى و همه‌ى چيزهايى را كه در بناى يك شخصيت انسانى بر مبناى دين تأثير دارد، تبليغ كنيم؛ براى اين‌كه مخاطب ما به همين شخصيت دينى تبديل شود. 05/11/1384

محتواها را محتوائى قرار بدهيد كه مخاطب شما استفاده كند / مسئله فقط تحريك احساسات نيست؛ هدايت ذهنهاست

بازى كردن با مسئله‌ى مداحى سزاوار نيست. مداحى را به صورت يك كار صرفاً سطحى، شكلى، ظاهرى در آوردن، آن را عبارةٌاخراى تقليد از يك كار مبتذل غربى قرار دادن، هيچ جائز نيست. اين را توجه بكنند، بخصوص جوانها كه توى اين صراط وارد ميشوند. هيچ اشكالى ندارد كه از شعرى با زبان مردم استفاه شود، ليكن با مضمون درست، با مضمون صحيح. اگر چنانچه مداح و خواننده ما و ستايش‌گر اهل بيت (عليهم‌السّلام) از كسانى كه خودشان غرق در حيرت و بدبختى‌اند – وادى هنرى غرب، بخصوص هنر موسيقى‌شان كه به ابتذال كشانده شده – و در وادى حيرت و سردرگمى شيطانى و نه حيرت رحمانى هستند، اين كار شريف و پاكيزه و مقدس را الگوگيرى كرد، اين كار ناسزاوار است؛ كار ناشايستى است.

نكته‌ى ديگرى كه اين را هم ما دائما تذكر داده‌ايم، باز هم عرض ميكنيم، اين است كه محتواها را محتوائى قرار بدهيد كه مخاطب شما استفاده كند؛ يا يك منقبت قابل فهمى، يا يك فضيلت برانگيزاننده‌اى از اهل‌بيت (عليهم‌السلام) باشد كه اعتقاد و ايمان انسان را محكم كند. شما ببينيد مداحان اهل‌بيت (عليهم‌السلام) در دوران حيات معصومين (عليهم‌السلام) بر روى چه چيزهائى تكيه ميكردند. شعر دعبل، شعر كميت، شعر فرزدق – اين شعرهائى كه ائمه (عليهم‌السلام) اينها را تشويق كردند – بر روى چه چيزهائى تكيه ميكردند. شما نگاه كنيد ببينيد محتواى اين اشعار يا عبارت است از اثبات حقانيت اهل‌بيت با دليل، با استدلال – استدلالى كه در كسوت زيبا و لطيف شعر خودش را نشان ميدهد. شعر دعبل را نگاه كنيد – يا بيان فضائل اهل‌بيت (عليهم‌السلام)؛ همينى كه امروز در شعر اين خوانندگان عزيز ما هم چند بار تكرار شد. اشاره‌ى به ماجراى هل اتى، اشاره‌ى به ماجراى مباهله، اشاره‌ى به تعبيرات پيامبر مكرم نسبت به فاطمه‌ى زهرا (سلام الله عليها)، يا بيان درسهائى كه از زندگى آن بزرگواران ميشود گرفت كه نمونه‌ى شيرين كامل نزديك به زمان خودمان، شعرهائى است كه در دوره‌ى انقلاب – دوره‌ى اوج نهضت در سال 56 و 57 – در محرم، دسته‌جات سينه‌زنى، به ابتكار خود مداحان، خود مرثيه‌سرايان، خود را نشان داد. دسته‌ى سينه‌زنى توى بازار، توى خيابان سينه ميزد، نوحه ميخواند، ليكن هر كسى مى‌شنيد، ميفهميد كه امروز بايد چه كار كند؛ امروز بايد در كدام جهت حركت كند.

مسئله فقط تحريك احساسات نيست؛ هدايت ذهنهاست. البته امروز خوشبختانه من مى‌بينم كه هم در اين جلسه، هم در جلسات عزادارى و مناسبتهائى كه مداحان عزيز مى‌آيند ميخوانند، الحمد لله توجهات خوبى در اين سالها پيدا شده، ليكن ظرفيت، خيلى ظرفيت عظيمى است. شما جوانهائى كه اهل خواندن و سرودن و بيان كردن و برنامه اجرا كردن هستيد، به نياز امروز جامعه‌ى اسلامى نگاه كنيد، ببينيد چقدر ملت ما، جوانها و جامعه‌ى ما در كشاكش طوفانهاى گوناگون تهاجم سياسى و فرهنگى و انواع و اقسام تلقينات و تبليغات، به نگاه نو، به روحيه‌ى سرشار از اميد، به دل لبالب از اطمينان به آينده، فهميدن راه روشن احتياج دارد. اين را همه بايد انجام دهند؛ هر كسى به يك نحوى. و شما ميتوانيد سهم وافرى در اين زمينه داشته باشيد. به هر حال، مجموعه‌هاى اساتيد و پيشكسوتهاى مداحى ميتوانند كارهاى خوبى انجام دهند، اميدواريم ان‌شاءالله انجام دهند. 04/04/1387

 مسئله‌ى تبليغ، ناظر است به عمل، همراه با بصيرت و يقين

 اين مناسبتها و اين اصل مسئله‌ى تبليغ، ناظر است به عمل، همراه با بصيرت و يقين. بايد بصيرت باشد. يقين، يعنى همان ايمان قلبى متعهدانه، وجود داشته باشد و بر پايه‌ى اين بصيرت و يقين، حركت انجام بگيرد. اگر بصيرت بود، يقين بود، اما كارى انجام نگرفت، اين مطلوب نيست؛ تبليغ نشده است. اگر چيزى تبليغ شد، اما بدون بصيرت و بدون يقين – هر كدام از اينها كم باشد – يك پايه خراب است و مطلوب به دست نخواهد آمد. اين يقين همان چيزى است كه «ءامن الرّسول بما انزل اليه من ربّه و المؤمنون كلّ ءامن باللَّه و ملائكته و كتبه و رسله»؛يعنى اولْ‌كسى كه به پيام، اعتقاد و ايمان عميق پيدا ميكند، خودِ پيام‌آور است. اگر اين نبود، كار دنباله پيدا نخواهد كرد، نفوذ نخواهد كرد. آن ايمان هم بايد با بصيرت همراه باشد؛ همچنانى كه حالا درباره‌ى بصيرت مطالبى گفته شده است و روشن است. اين، ميشود عمل صالح. يعنى «انّ الّذين ءامنوا و عملوا الصّالحات»، واقعاً عمل صالح و مصداق اتمّ عمل صالح، همين تبليغ است كه انجام بايد بگيرد. پس در باب تبليغ، بايد فكر كرد، بايد كار كرد.

يك نمونه، همين تبليغات ماه محرم است كه به مناسبت عزادارى محرم انجام ميگيرد. اين، بهترين فرصت براى تبليغ كردن است. از اين فرصت بايد استفاده كرد براى همان مطلبى كه عرض شد؛ شاخص ايجاد بشود؛ مايز، شاخص سازى، معالم‌الطريق. اگر چنانچه سر دو راهى تابلوئى نباشد كه نشان بدهد راه فلان جا از كجاست، طرف راست است يا طرف چپ است، اين سير كننده و رونده، به خطا خواهد افتاد. اگر چند راهى باشد، گمراه خواهد شد. شاخص بايد معين كرد، انگشت اشاره را بايستى واضح مقابل چشم همه قرار داد تا بتوانند گمراه نشوند. در دنيائى كه اساس كار دشمنان حقيقت بر فتنه‌سازى است، اساس كار طرفداران حقيقت بايست بر اين باشد كه بصيرت را، راهنمائى را، هرچه ميتوانند، برجسته‌تر كنند و اين شاخصها را، اين مايزها را، اين معالم‌الطريق را بيشتر، واضح‌تر، روشن‌تر در مقابل چشم مردم قرار بدهند، كه مردم بفهمند، تشخيص بدهند و گمراه نشوند.

اين را هم من در مورد تبليغ در دوران محرم – كه حالا در پيش هست – عرض بكنم كه بعضى حالا ممكن است بگويند شما ميخواهيد نهضت امام حسين را بيان بكنيد، خيلى خب، برويد بيان كنيد، ديگر روضه‌خوانى و گريه و زارى و اينها چيست؟ برويد بنشينيد بيان كنيد كه حضرت اين كار را كردند، اين كار را كردند، هدفشان هم اين بود. اين، خيلى فكر خطائى است، نگاه غلطى است. اين عاطفه‌ى نسبت به اولياء خدا، اولياء دين، اين پيوند عاطفى، پشتوانه‌ى بسيار ارزشمند پيوند فكرى و پيوند عملى است. بدون اين پشتوانه، خيلى سخت ميشود در اين راه حركت كرد. اين پيوند عاطفى، خيلى مهم است. اينى كه امام راحل (رضوان الله عليه) فرمودند عزادارى به سبك سنتى، اين يك حرف از روى عادت نبود؛ حرف بسيار عميقى است؛ ژرف‌نگرانه است. 22/09/1388

متخصصان خردنگر آفت مجلس هستند

دکتر حسن سبحانی
دکتر حسن سبحانی

دکتر حسن سبحانی/ از افتخارات نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران، آن است كه از زمان آغاز به كار مجلس در آن، هيچگاه بدون مجلس نبوده است و اين امر، حكايت از اهميت مجلس در ايران و لزوم پشتيباني امور كشوري و لشكري با اراده عموم ملت دارد كه از طريق نمايندگان آن‌ها در مجلس شوراي اسلامي عملياتي مي‌شود. صرفنظر از چگونگي‌هاي حاكم بر مقدمات انتخابات و شكل‌گيري مجالس، كه البته مثل هر كشور ديگري جاي نقد و بررسي دارد، آنچه مهم مي‌باشد تعطيل‌نشدن مجلس طي هشت دوره گذشته و عدم امكان تعطيلي مجلس از ناحيه هيچ نهادي است. دقت در اختيارات و كاركردهاي مجلس كه در قانون اساسي آمده است نيز، حكايت از نقش بي‌بديل اين نهاد، در زندگي مردم و رقم‌زدن سرنوشت كشور توسط آن دارد. بي‌حكمت نبود كه امام‌خميني مجلس را در رأس امور دانسته بودند و بي‌دليل نيست كه كيد و مكر همه كساني كه با مردمسالاري ديني مخالفند در همه اين سال‌ها، منعطف به تضعيف مجلس و تبديل آن به نهادي صوري و غيركارآمد شده است. نمايندگي مجلس در منظر قانون اساسي، پاسداري از حريم اسلام و نگاهباني از دستاوردهاي انقلاب اسلامي ملت و همچنين مباني جمهوري اسلامي است. پايبندي به استقلال و اعتلاي كشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم از رسالت‌هاي نمايندگي است و دفاع از قانون اساسي، خود از موضوعيت تامي در اين خصوص برخوردار است.
ملت ما طبق قانون اساسي در قامت نمايندگان خويش رسالت وضع قوانين بايسته، شرح و تفسير قوانين، تحقيق و تفحص در تمام امور كشور، تصويب عهدنامه‌ها و مقاوله‌نامه‌ها، قراردادها و موافقت‌نامه‌هاي بين‌المللي، تصويب دريافت وام و كمك‌هاي داخلي و خارجي – مسئوليت در برابر تمام ملت‌. راي اعتماد به وزيران، استيضاح و سئوال از وزيران و رئيس‌جمهور را انتظار مي‌برد و بديهي است كه تشكيل نهادي با اين رسالت‌هاي بنيادين و صاحب اين مسئوليت‌هاي سنگين و گسترده، كاري عادي و دچار روزمرگي نمي‌تواند باشد كه چگونگي آن، به چگونگي حيات و ممات مصالح و منافع ملي برمي‌گردد. مجلس مي‌تواند محل ظهور و بروز مطامع دشمنان و جايگاه تخريب وجهه ملي قرار گيرد همانطور كه مي‌تواند جايگاه حفظ و تعميق منافع و مصالح ملت و عرصه تحقق مطالبات و حقوق آنان باشد. لذا دانستن و ارج‌نهادن به اهميت آن، براي ملت هنر نيست، اما نشناختن و تضعيف موضع آن براي همه عيب است.
اكنون كه بر اين جايگاه بالقوه رفيع به لحاظ سياسي، اتفاق‌‌نظر حاكم است جاي آن دارد كه وضعيت عملي و به اصطلاح بالفعل اين جايگاه را نيز، مورد بررسي قرار داده تا با واقعيت‌هاي موجود در آن آشنا شويم و يا آشنائي‌هاي خودمان را باز تكرار نمائيم. آنچه مي‌توان در اين ارتباط و متناسب با ظرفيت اين مكتوب مطرح ساخت آن است كه مجلس شوراي اسلامي، عليرغم ايفاي رسالت‌هائي در بعضي از زمينه‌ها، و در بعضي از دوره‌ها، شرايطي را تجربه كرده است كه با وضعيت متصوره براي آنان در نظر و ايده‌آل، فاصله‌هاي كمي ندارد. شاهد اين ادعا را مي‌توان در اوضاع و احوال كشور و چگونگي‌هاي مسائل آن جستجو كرد. چرا كه هر مقوله‌اي در اجرا و قضا، به لحاظ قوت و ضعف واقع مي‌شود به نوعي به اختيارات و رسالت‌هاي نمايندگي هم معطوف مي‌شود و چون در نوع مشكلات بنيادي در اين عرصه‌ها، ترديدي نيست بدون شك مي‌توان كاركرد مجلس را هم در ايجاد و بقاي آن‌ها موثر دانست. ما بر آن هستيم كه اجتماع آئينه تمام نماي مجلس است و آنچه در آن مي‌گذرد و بازتاب نگرش، تفكر، دغدغه‌ و نوع فعاليتي است كه نمايندگان در مجلس اعمال مي‌نمايند.
اكنون در آستانه شكل‌گيري مجلس نهم و با عنايت به نوع فعاليت‌هائي كه براي تاثيرگذاري بر ساختار مجلس آتي در جريان است نكات ذيل را ياد‌آور مي‌شويم.
1 – تشكل‌هاي رسمي و غيررسمي كه در غيبت فعاليت احزاب و گروههاي سياسي و در پرتو اعتمادي كه طبقاتي از مردم به آنان دارند، در خصوص پيروزي خود در انتخابات و ورود به مجلس با يكديگر و يا مستقلا اقداماتي را سروسامان مي‌دهند بايد در افت كيفيت و فداشدن بسياري از رسالت‌هائي كه از مجلس، در مديريت امور جامعه اسلامي انتظار مي‌رود به جد، انديشه كنند و در راستاي تشكيل مجلسي قدم بردارند كه مشروعيت نظام سياسي مبتني بر ولايت فقيه را، با تحقق كارآمدي خود تقويت نمايد. منظور از اين بيان آن نيست كه آنان بايد به كساني بينديشند كه در صورت پيروزي در انتخابات به اصل ولايت فقيه باور داشته باشند. زيرا اين مقوله، از بديهي‌ترين مفروضات است كه قائلين به قانون اساسي، به آن قائل هستند و اصولا ويژگي‌ منحصر به فرد شاكله و اركان نظام سياسي جمهوري اسلامي هم مي‌باشد. بلكه بايد به انديشه انتخاب‌شدن كساني از سوي ملت باشند كه دغدغه آنان به رفع مشكلات كشور، مجراي اصلي نهادينه‌شدن تئوري سياسي امام، براي اداره جامعه اسلامي، محسوب گردد. تحقق اين هدف مستلزم آن است كه اين تشكل‌ها با بالابردن سطح و گسترش قلمرو فهم و ابتناء بر‌ آينده‌نگري، و عنايت به مجموعه انسان‌هاي قابل و توانمند، خود را از حجاب محدودكننده احتمالي شناسائي دوستان و ارادتمندان قديم و لاحق بيرون بياورند و در جستجو برگزيدن و معرفي‌كردن انسان‌هائي باشند كه هيچ چيزي جز اداي تكليف الهي آنان را راضي نمي‌كند. به عبارت ديگر، آنان بايد اين نكته را وجدان كنند كه راز و رمز ناكارآمدي‌ها در مجالس پيشين، كاستي در ميزان ارادت نمايندگان به مقدسات ديني نبوده است بلكه آنچه مورد نقصان بوده، عدم شناخت مسئوليت بر عهده گرفته شده، از ناحيه عده‌اي و قادرنبودن به ايفاي تكاليف بر عهده آنان قرار گرفته از ناحيه عده‌اي ديگر بوده است و اين ضايعه اسفناك است كه مشكلات فعلي كشور را ايجاد و باقي گذارده است. تاكيد بر معرفي افراد متدين و حر و آزاده و فهيم و متخصص توام با كلان‌نگري – متخصصان خردنگر آفت مجلس هستند – و خوش فكر و ارادتمند در قبال حقايق امور و نه سلايق معمول، از آن جهت است كه در غياب احزاب فعال و بعضا دغدغه دين و ملت را توامان داشتن و در نتيجه، نبودن سازوكاري خودكار براي نظارت بر كاركرد نمايندگان منتخب وابسته به احزاب، آنچه كه مي‌تواند شرايط موجود را تهديد كند همانا، سرسپردگي به تشكيلات فعال امروز و غيرفعال پس از پايان انتخابات، و رهاشدگي از هرگونه نظارت و پاسخگوئي در فرداي انتخاب‌شدن است. انسان‌هاي قابل و شجاع و فهيم و داراي ادارك راستين از آنچه كشور در مراحل گذار خود به رشد و پيشرفت مي‌طلبد، مي‌توانند در قامت آن‌هائي بايستند كه در قاب قانون اساسي از نمايندگي ملت متجلي است و اين جماعت به راحتي و به سهولت، آرمان‌هاي الهي خويش را تحت الشعاع مصلحت‌طلبي‌ها و منفعت‌جوئي‌هاي ديگران، ولو از مجموعه معرفي‌كنندگان خويش به مردم باشد نمي‌كنند. اما تجربه نشان داده است كه منافع اقدامات نمايندگاني از اين قبيل، براي كساني كه قدرت را به قصد تعميق ارزش‌هاي اسلامي و گسترش احكام آن در سراسر كره ارض مي‌خواهند، به مراتب بيشتر و سالم‌تر از، اقدامات انفعالي سرسپردگان به قدرت است كه پس از انتخاب، با رعايت سرسپردگي و عدم قابليت به ايفاي وظايف نمايندگي، مشروعيت نظام سياسي را به مسلخ ناكارآمدي‌هاي مربوط به خود مي‌كشانند و با شعار بنفع آن، آن را قرباني مي‌كنند.
2 – براي تحقق آنچه در بند (1) آمد. بايد جماعتي به ميدان آيند كه در گذشته نيامده‌اند و حتي احتمالا در گذشته در ايجاد و بقاي وضعيت موجود موثر بوده‌اند. متاسفانه نمايندگي ملت در قامت حوزه‌هاي انتخابيه، نه قانونگذار، كه بعضا در اندازه‌هاي نمايندگان شوراهاي شهر و ده مورد سنجش قرار مي‌گيرند و مردم هم به گونه‌اي عادت كرده‌اند كه گوئي‌حقي از شهرها و روستاهاي آن ضايع شده و نمايندگاني كه بتوانند در امور عمراني شهري و روستائي منشاء خدمات بيشتري باشند، در سلك همان احقاق‌كنندگان حقوق ملت هستند. صداوسيما، رسانه‌ها و مطبوعات، امامان جماعت و جمعه و همه كساني كه در تنوير افكار عمومي نقش دارند و موثر هستند، همانطور كه در بوجود‌آوردن اين تلقي از نمايندگي مسئول هستند در تصحيح آن نيز مسئوليت دارند. ملت‌ ما بايد صادقانه بپذيرد كه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي منتخب خود را. در قاب نمايندگي ملت، آنطور كه قانون اساسي تعريف كرده است بنشاند و براي اداره امور شهري و روستائي خود هم،‌ نمايندگاني به همان منظور انتخاب كند اگر مجلس شوراي اسلامي در بحث مربوط به تجميع انتخابات، به جاي جمع‌كردن بين انتخابات شوراهاي شهر و روستا با انتابات رياست‌جمهوري مبادرت به تجميع انتخابات مجلس شوراي اسلامي با شوراهاي شهر و روستا مي‌كرد در آنصورت تا حدود زيادي اين مهم حاصل مي‌شد زيرا مردم عنايت مي‌كردند كه در دو انتخابات متفاوت شركت دارند و آنگاه دچار اين غفلت بعضا واقع شده، نمي‌شدند كه براي قانونگذاري در مجلس، به سمت انتخاب افرادي بروند كه مطابق تبليغاتي كه مي‌كنند براي شوراي ده يا شهر مناسب‌ترند. اين رويه به كارآمدي مجالس لطمه زده است و بايد آن‌ها كه رسانه هستند و موظف هم هستند و مدعي هم مي‌باشند كه حافظ مشروعيت نظام سياسي هستند در تصحيح انحراف ناشي از آن بكوشند.
ما بر آن هستيم كه ازجمله مشكلات كشور اختلاف بين مجلس شوراي اسلامي و رياست‌جمهوري نيست بلكه مشكل از آنجاست كه مجالس در جايگاه و قاب استوار و قانونمند خود تشكيل نمي‌شوند و فعاليت نمي‌كنند و چنين شرايطي است كه به عدول مجريان از شئونات و وظايفشان تمكين مي‌كند، اما نام آن را اختلاف‌نظر مي‌گذارند. مجلس كارآمد، ريشه اختلافاتي از جنس آنچه جاري است را با درايت قانوني براي هميشه مي‌خشكاند.

منبع: دغدغه ها و چشم اندازهای دکتر حسن سبحانی

کتاب ۷۲ سخن عاشورایی از سخنان رهبر انقلاب منتشر می‌شود

کتاب ۷۲ سخن عاشورایی همزمان با فرا رسیدن ایام سوگواری سالار شهیدان حضرت ابا‌عبدالله الحسین (ع) به همت مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی (دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای «مدظله العالی») وارد بازار نشر می‌شود.

این کتاب در ۲۹۶ صفحه شامل گزیده‌ای از بیانات حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای «مدظله‌العالی» درباره مسائل مختلف مربوط به نهضت حسینی می‌باشد که از خرداد ۱۳۶۸ تا تیرماه ۱۳۹۰ در محافل و مجالس گوناگون ایراد و در قالب ۷۲ سخن جمع آوری شده است.

در مقدمه این کتاب آمده است:

بار دیگر ماه محرم فرا می‌رسد و نام و یاد حضرت سیدالشهدا، امام حسین (ع) فضای جامعهٔ اسلامی را با عطر معنوی خویش معطر می‌‎نماید. در طول قرن‌هایی که از حادثه‎ی عظیم عاشورا گذشته است؛ علما، فق‌ها، متفکران و محققان بسیاری در جهت تبیین و تبلیغ فلسفهٔ قیام امام حسین (ع) و اصحاب باوفایش کوشش‌ها نموده و آثار متعددی از خویش به‌جا گذاشته و در دسترس عموم مردم مشتاق به فهم و درک معارف دینی قرار داده‌اند.

در میان همهٔ تلاش‎های گذشتگان در بهره‌گیری از برکات و آثار نهضت امام حسین (ع)، نام امام خمینی (ره) همچون ستاره‌ای فروزان می‌‎درخشد؛ چرا که آن امام راحل با استفادهٔ دقیق و روزآمد از معارف حسینی و با طرح شعار برخاسته از فلسفهٔ عاشورا یعنی «پیروزی خون بر شمشیر» توانست انقلاب ملت مسلمان ایران را رهبری و به سرمنزل پیروزی برساند و به تبلیغ عملی و نشان دادن جلوه‎ی حقیقی فلسفه‎ی قیام عاشورا اقدام کند.

حضرت آیت‎الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی که رهبری این انقلاب الهی را پس از رحلت امام (ره) برعهده گرفته‎اند نیز توجهی بسیار عمیق و دقیق به نهضت عاشورا داشته و در مناسبت‎های مختلف به تبیین و روشنگری پیرامون این بزرگ‎‌ترین واقعه‎ی تاریخ اسلام پرداخته‎اند.

ویژگی خاصی که در بیانات معظم له در این زمینه به خوبی قابل مشاهده است، همانا جامع‌نگری و در عین حال تبیین دقیق، کارآمد، مبتنی بر تحلیل تاریخ و موشکافی‌های علمی و محققانه در زوایای پنهان و آشکار نهضت امام حسین (ع) است، که به‎عنوان نمونه می‌‎توان به این نکات اشاره کرد:

اساس دین با عاشورا پیوند خورده و به برکت آن باقی است؛ آنچه موجب بروز چنین فداکاری و شجاعتی از سوی سیدالشهدا (ع) شد، ریشه در معنویت، خلوص، بصیرت و در یک کلمه، انسان کامل بودن آن حضرت داشت. از سوی دیگر، عاشورا حاوی درس‌ها و عبرت‌های فراوانی است و بر هر مسلمان و ملت مسلمانی لازم است تا این درس‎‌ها را فراگیرد و عبرت‎های عاشورا را مورد توجه قرار دهد؛ زیرا بزرگ‌ترین عبرت عاشورا همانا تغییر و انحطاط جامعهٔ اسلامی آن هم در زمانی کمتر از ۵۰ سال بوده است؛

در نهضت عاشورا و همچنین در بررسی تاریخی حوادث ۵۰ سال اول تاریخ اسلامی نقش خواص، خصوصاً خواص جبهه‎ی حق نقشی مهم و عبرت‌آموز است، بیماری و آفت بی‌بصیرتی و از آن مهم‎‌تر دنیاطلبی آسیبی است که همان‎طور که منجر به شهادت اهل‌بیت پیامبراکرم (ص) شد در هر زمان می‌‎تواند به انحطاط جامعهٔ اسلامی و حاکم شدن دوباره‎ی یزیدهای زمان شود؛ هر ملتی اگر بخواهد راه آزادی‌خواهی و استقلال را طی کند، باید از راه و مسلک اصحاب عاشورا الگو بگیرد، همانطور که ملت ایران در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس هشت ساله در برابر مستکبران راه امام حسین (ع) را در پیش گرفت و عزت و استقلال خویش را حفظ کرد؛

بر همگان لازم است تا در ماه‌های محرم و صفر به تبلیغ و تعلیم و تعلم معارف حسینی بپردازند و در عین حال از خرافه‎‌ها و پیرایه‌هایی که برخی جاهلان در طول تاریخ به چهرهٔ تابناک و نورانی این قیام پیوند زده‎اند، بپرهیزند و همان‌طور که به تبیین علل و عوامل بروز حادثه‎ی عاشورا همت می‌‎کنند از عزاداری سنتی به معنی روضه‎خوانی و سینه‎زنی با محتوای خالص و مبتنی بر منابع مستند نیز غفلت نورزند، در تفسیر فلسفه و هدف قیام سیدالشهدا (ع) نه دیدگاهی که برقراری حکومت را تنها انگیزه‎ی امام می‌‎داند، جامع است و نه دیدگاهی که شهادت را تنها هدف امام معرفی می‌‎کند، بلکه هدف اصلی عمل آگاهانه و مجاهدانه نسبت به انجام تکلیف الهی جهاد در برابر انحراف پیش آمده در امت اسلامی و عمل به فریضه‎ی امر به معروف و نهی از منکر بود و با چنین هدفی هر نتیجه‌ای به دست آید، پیروزی حاصل است، چه برقراری حکومت اسلامی و چه شهادت؛ توأم بودن سه عنصر منطق، حماسه و عاطفه در حرکت امام حسین (ع) و ده‎‌ها درس و نکته‎ی ارزشمند دیگر که در این کتاب قابل ملاحظه است.

درباره‎ی این کتاب

کتاب حاضر گزیده‌ای از بیانات حضرت آیت‎الله العظمی خامنه‎ای (مدظله) دربارهٔ مسائل مختلف مربوط به نهضت حسینی است که از خرداد ۱۳۶۸ تا تیرماه ۱۳۹۰ در محافل و مجالس گوناگون ایراد و در قالب ۷۲ سخن جمع‎آوری شده است. برخی از این بیانات مانند سخن ۲ و ۵ صرفاً در حد چند عبارت و برخی همچون سخن ۲۷ و ۴۴ بنا بر مقتضیات زمان و اهمیت مطلب دارای حجم بیشتری است.

همچنین در سخن ۷۲ دعاهایی که معظم له با محتوای مطالب مربوط به حماسهٔ عاشورا در سخنرانی‎های مختلف ایراد فرموده‎اند، جمع‎آوری و ارائه شده است.

درج مطالب در این کتاب بر اساس ترتیب زمانی صورت گرفته اما برای یاری به خوانندگانی که به مطالعه‎ی موضوعی مطالب علاقه دارند، راهنمای مطالعه موضوعی نیز در ابتدای کتاب ارائه شده است.

* * *

امید که عزاداران امام حسین (ع) با حضور در مجالس عزاداری در ماه محرم ضمن تعظیم شعائر الهی و سوگواری برای کاروان شهدا و اسرای کربلا، در کسب معرفت و بصیرت نسبت به اهداف و آرمان‎های آن امام شهید و آمادگی برای حفظ نام و راه آن بزرگ پاسدار اسلام موفق باشند.

منبع: رجانیوز

عزاداری ارعاب ستمگران و اعلام حمایت از مستضعفان است

رئیس ستاد اقامه نماز در آستانه فرارسیدن ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) نامه‌ای به عزاداران حسینی نوشته و طی آن نکته‌هایی را یادآور شده است.

در آستانه محرم سال ۹۰ نکاتی را جسته و گریخته که به ذهنم آمد، به شما تقدیم می‌کنم.

در سوره کوّرت خداوند با یک آهنگ استثنایی می‌پرسد که آنگاه که آفتاب تابان تاریک شود و ستارگان تیره شوند و کوهها به حرکت درآیند و … سؤال شود که دختران زنده به گور به کدامین گناه کشته شدند؟ ناگفته پیداست که مشرکین دختران خود را زنده به گور می‌کردند. ولی چون این دختران مظلوم بودند، خداوند به حمایت آنان برخاسته. (این بود نمونه حمایت از مظلوم، گرچه مسلمان نباشد.)

و اما حمایت از مظلومان مؤمن. در سوره بروج می‌خوانیم مرده باد اصحاب اخدود که با ریختن مؤمن به دره‌ای و سوزاندن آنان تماشاگر این جنایت خود بودند. و تنها گناه آنان ایمان به خدای عزیزِ حمید بود. بنابراین گفتن مرگ بر ظالم یک سنت قرآنی است.

و اما سیره نبوی. بعد از آن که هفتاد و دو نفر از یاران پیامبر در احد کشته شدند و در خانه‌ها عزاداری بپا شد، پیامبر اکرم پرسید چرا برای حضرت حمزه که سید شهدا بود، عزاداری بپا نمی‌شود و گریه کننده‌ای ندارد؟ معلوم می‌شود اقامه عزاداری برای شهید مورد توجه است. و همچنین همین که جعفر طیار در جنگ شهید شد، پیامبر دستور داد برای آل جعفر غذا تهیه کنید. از این نیز معلوم می‌شود تغذیه عزاداران و داغداران یک سفارش نبوی است.

تجلیل بزرگان در قرآن

عزاداری و بیان فضایل اهل بیت نمونه‌ای از یاد نیکی است که خدا به پیغمبرش می‌فرماید و رفعنا لک ذکرک.

توجه دلها به اهل بیت نمونه‌ای از دعای ابراهیم است که از خدا خواست دلهای مردم را به سوی خاندانش سوق دهد. (فاجعل افئدة من الناس تهوی الیهم) عشق به اهل بیت مصداق روشن وعده‌ای است که خداوند به مؤمنین داده که (سیجعل لهم الرحمن ودّا)

در مراسم عزاداری و نقل فضایل مطالبی را به خوبی درک می‌کنیم.

به خوبی می‌فهمیم که چگونه فرجام نیک برای متقین است. (و العاقبة لاهل التقوی)

به خوبی می‌فهمیم که چگونه نقشه‌های شیطانی ضعیف است و چگونه نقشه بنی‌امیه نقش بر آب شد. (ان کید الشیطان کان ضعیفا)

به خوبی می‌فهمیم که چگونه خداوند حق را بر سر باطل کوبید و آن را دمغ کرد. (بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه)

به خوبی می‌فهمیم که چگونه خواستند نور خدا را خاموش کنند، ولی خدا هر روز آن را برافروخته‌تر می‌کند. (یریدون ان یطفئوا نورالله بافواههم)

به گفته روایات در طول تاریخ انبیا و پیامبر اسلام و اهل بیت همه آنان برای امام حسین(ع) اقامه عزاداری می‌کردند.

اقامه عزاداری خواندن تاریخ کربلا در منزل نیست. بلکه مثل اقامه نماز نیاز به یک توجه و عنایت و حرکت و حماسه دارد.

امروز دشمنان ما اقرار می‌کنند که ما حریف شیعیان نمی‌شویم. زیرا آنان دو بال قوی دارند. بال سرخ که عاشوراست و بال سبز که انتظار حضرت مهدی است. آنان از شهادت نمی‌ترسند. از محاصره نظامی، اقتصادی، تبلیغاتی، شهادت، اسارت نمی‌ترسند. چون رهبرشان امام حسین آنگونه در محاصره اقتصادی قرار گرفت که آب خوردن برای اطفال نداشت. و آنگونه در محاصره نظامی قرار گرفت که هفتاد و دو نفر میان سی هزار دشمن قرار گرفتند. و آنگونه در میان هیاهوی مخالفان قرار گرفت که هنگام سخن گفتن امام با هیاهو جلو شنیدن مردم را گرفتند. اما شهادت و اسارت را پذیرفت و زیر بار زور نرفت. الگوی شیعیان چنین فردی است. این از یک سو.

از سوی دیگر اینها به کمتر از رهبر معصوم و عدالت عمومی روی کره زمین با هیچ فردی قانع نمی‌شوند. و هیچ حکومتی با هیچ شیوه‌ای اینان را راضی نمی‌کند و اینان همچنان در انتظار آن رهبر غایب هستند و ارادتی که به علما و مراجع دارند به خاطر آن است که این افراد را نایب آن سرور می‌دانند.

عزاداری هماهنگی با انبیا و اهل بیت است. و عزاداری همنوایی با حضرت مهدی است. امام صادق(ع) به شاعری فرمود شنیده‌ام مرثیه می‌خوانی؟ گفت بله. فرمود بخوان. امام آنگونه با صدای بلند گریه کرد که از کوچه صدای حضرت شنیده می‌شد.

عزاداری هماهنگی با فرشتگان و بهشتیان است. امام زمان(ع) می‌فرماید ای حسین عزاداری تو در اعلی علیین اقامه شده و حتی حورالعین در عزاداری تو به صورت خود سیلی می‌زنند. (و لطمت علیک الحورالعین)

عزاداری نوعی بیعت با امام از راه دور و از طریق احساسات است.

عزاداری ارعاب ستمگران و اعلام حمایت از مظلومان است.

عزاداری نشان دادن الگو به همه اقشار است. به نوجوان می‌گوید از حضرت قاسم (پسر سیزده ساله امام حسن مجتبی که در کربلا بود) یاد گیرید که اگر بناست رهبر مردم، جنایتکاری مثل یزید باشد، مرگ از عسل شیرین‌تر است. به جوان می‌گوید از علی اکبر یاد گیرید که به پدر خود گفت اگر راه ما حق است، هیچ باکی نیست.

عزاداری یعنی مخالفت و حذف همه سیاستهای انحرافی. (وقتی در زیارت عاشورا می‌خوانیم (لعن الله بنی امیه قاطبه) یعنی همه نوع سیاستهای انحرافی را رد می‌کنیم.)

عزاداری یعنی زنده نگاهداشتن خاطرات فداکاران. (بر تمام افرادی که توان دارند، حج واجب شده و بخشی از اعمال حج زنده نگاهداشتن خاطرات ابراهیم و اسماعیل و هاجر است. زائران خانه خدا در صفا و مروه شبیه‌سازی می‌کنند و همچون هاجر با هیجان می‌دوند، تا آن خاطره زنده بماند. و ما همانگونه که از پدر و پسر و همسر در مکه تجلیل می‌کنیم، باید از امام حسین و فرزندان و اصحاب و زینب کبری و خاندان او نیز تجلیل کنیم.)

شاید اگر بگوییم تجلیل ما در کربلا باید بیش از مکه باشد، سخنی گزاف نگفته‌ایم. زیرا در مکه ابراهیم و اسماعیل آماده گذشت از جان شدند. ولی قتلی صورت نگرفت. اما در کربلا علاوه بر قتل، قطعه قطعه شدند. در مکه چند ساعتی برای کودک آنجا (اسماعیل) آب نبود، ولی بعد آب زمزم از زمین جوشید. ولی در کربلا آب نجوشید. بنابراین تجلیل فداکاران که در مراسم حج آمده، بزرگداشت فداکاری آنان است.

عزاداری یعنی اجتماع، تعهد، غیرت، حرکت هدفمند.

عزاداری یعنی وحدت ملی (ترک و فارس، عرب و عجم، زن و مرد با هر نوع لهجه و آداب و رسوم)

عزاداری یعنی یک بسیج دهها میلیونی همراه با سوز بدون اجبار و بدون چشم‌داشت، عاشقانه و هر سال.

عزاداری یعنی صبر و مقاومت را ببین و یاد گیر.

عزاداری یعنی بلند نگاهداشتن پرچم مقاومت، مبارزه، مکتب، انقلاب، ایثار، اخلاص، شجاعت.

عزاداری یعنی یک کلاس عمومی تعلیم و تهذیب.

رضاخان که مأمور محو اسلام بود، به فکر منع عزاداری افتاد.

عزاداری یعنی نگه داشتن قانون پیروزی خون بر شمشیر. (همان چیزی که امروز در بیداری اسلامی کشورها مشاهده می‌شود.)

عزاداری یعنی عالی‌ترین نوع تنفر از ظلم و ظالم.

عزاداری یعنی قساوت‌زدایی و تحریک عواطف و مظلوم‌یابی و ظالم‌کوبی.

عزاداری یعنی تعظیم شعائر.

عزاداری یعنی نفوذ در دل مردم دنیا، تا آنجا که گاندی می‌گوید رهبر من امام حسین است، تا آنجا که در دانمارک که کاریکاتور پیغمبر را کشیدند، بزرگترین اجتماع روز عاشورا برای شیعیان در خیابانها جلوه می‌کند.

عزاداری یعنی دعوت به حق و منطق، ولی در قالب احساسات و هنر.

عزاداری بستری برای میلیونها سفر به شهر و روستا و در سایه آن صله رحم و بازدید از وطن و انواع کمکها.

عزاداری بستری برای دهها هزار هجرت روحانیون به اقصی نقاط دنیا و رساندن پیام اسلام.

در سایه عزاداری است که در خیابانهای نیویورک نماز جماعت برپا می‌شود.

عزاداری بستری برای رشد حماسه‌ها، اشعار و هنرها و ایثار به دیگران و بستری برای بذل جان و مال است.

عزاداری یعنی تعطیل کردن بازارها و خیابانها و به فکر مظلوم افتادن و ظالم را محاکمه کردن.

عزاداری یعنی از جرقه‌ها جریان ساختن. اگر امام حسین(ع) همه چیز خود را برای دین داد، پس ما نیز باید دین‌محور باشیم.

عزاداری یعنی خود را در آیینه کمال دیدن. امام از جان، مال، فرزند، وطن، همسر، مسکن، لباس، غذا، طفل، جوان، اصحاب و … گذشت، فقط از دین نگذشت. ما چه کرده‌ایم؟

عزاداری یعنی محو طبقات. تاجر و فقیر، شهر و روستا، زن و مرد، کوچک و بزرگ، همه یکسوشدن.

در عزاداری می‌آموزیم که در سخت‌ترین شرایط از خدا راضی باشیم. که امام حسین(ع) فرمود (رضاً برضاک) و در سخت‌ترین شرایط به سراغ غیرخدا نرویم. که فرمود (لا معبود سواک)

در عزاداری می‌آموزیم به ولایت الهی وفادار باشیم. گرچه دو دستمان قطع شود.

در عزاداری می‌آموزیم که له می‌شویم، ولی شکسته نمی‌شویم. (زینب کبری به یزید گفت من تو را بسیار کوچک می‌بینم. (انی لاستصغرک)

در عزاداری است که می‌شنویم درهای غیب به روی افراد باز می‌شود. (علی اکبر به پدرش گفت (هذا رسول الله) یعنی من پیغمبر را می‌بینم. و امام حسین به یاران فرمود (هذه جنه) بهشت شما را من می‌بینم.)

در عزاداری می‌آموزیم که بالاترین هدف، رضای ولی خدا و امام معصوم است. (کسی که سیزده تیر به خاطر نماز عاشورا و حفاظت از امام بر بدنش خورد، لحظه آخر به امام گفت آیا از من راضی هستی؟ (اَرضیت عنّی؟)

در عزاداری می‌آموزیم اقامه نماز حتی به قیمت هر کلمه یک تیر. (سی تیر برای دو رکعت نماز)

در عزاداری می‌آموزیم آنچه مهم است، اراده است. سن مهم نیست. نوجوان باشد یا سالمند. (قاسم یا حبیب)

در عزاداری می‌آموزیم بالاترین سختیها افرادی را حتی از مستحبات دور نمی‌کند. (زینب کبری شب یازدهم حتی نماز شب را خواند.)

در عزاداری می‌آموزیم که چگونه مسلمان به خاطر پیروی از طاغوت و علاقه به دنیا از کفار بدتر می‌شود. (مسیحیان همین که دیدند پیامبر اسلام با دختر و فرزندش برای مباهله آمده، حیا کردند. ولی طرفداران بنی‌امیه با اینکه دیدند امام حسین با زن و بچه به کربلا آمده، حیا نکردند.)

در عزاداری می‌آموزیم که چگونه انسان از گرگ درنده‌تر می‌شود و غرور و تکبر و ریاست، نااهلان را تا آنجا پیش می‌برد که چوب بر لب و دندانی می‌زند که از آن دعای عرفه صادر شده و پیغمبر آن را می‌بوسیدند.

در عزاداری می‌آموزیم که انسان وجود خطرناکی است که اگر خدا او را حفظ نکند، به جای معرفت و مودت و اطاعت اهل بیت که مزد رسالت است، اهل بیت را به نحو بی‌نظیری شهید و حتی از کشتن کودک و آتش زدن خیمه نمی‌گذرد.

در عزاداری با مدیریت بحران آشنا می‌شویم، که امروز در دانشکده‌های مدیریت یک فصل مهمی را به خود اختصاص داده. (مدیریت زینب کبری از ظهر عاشورا به بعد در بحرانی‌ترین شرایط)

عزاداری یعنی بیدارکردن خفتگان، تعلیم جاهلان، به غیرت آوردن بی‌تفاوتان. گرچه به قیمت زیر سم اسب رفتن باشد. (امام زیر سم اسب رفت، ولی زیر بار زور نرفت.)

از کربلا می‌آموزیم که حق‌الناس بر هر چیزی مقدم است. (امام حسین(علیه السلام) زمین کربلا را خرید، تا خونش در زمین مردم ریخته نشود و زائرانش در ملک مردم پا ننهند.) ما نیز باید در عزاداری مراعات مسافران، عابرین، همسایگان، اطفال، بیماران را بنماییم.

در کربلا می‌آموزیم توجه به برده و آزاد یکسان است. (امام حسین هم سر علی اکبر را در بغل گرفت، هم سر غلام را)

از کربلا می‌آموزیم سر از بدن جدا می‌شود، ولی از قرآن جدا نمی‌شود. (سر امام بالای نی قرآن خواند.)

از کربلا می‌آموزیم که چگونه افرادی به خاطر جایزه و حکومت ری گول خوردند. و ما باید به خدا پناه ببریم.

در عزاداری می‌آموزیم که باید کارهای خیر عمومی باشد. امام صادق فرمودند زنها هم در عزاداری شرکت کنند.

در عزاداری می‌آموزیم که احکام الهی باید همه جا پیاده شود. امام صادق فرمود زنان پشت پرده بنشینند.

عزاداری نماد بزرگی از تولی و تبری است.

در عزاداری می‌آموزیم که یک تیم هفتاد و دو نفری در نیم روز می‌توانند برای ابد الگو باشند. امام خمینی(ره) فرمود ما هرچه داریم از محرم و صفر است.

نقش عزاداری در جبهه‌های حق از پیشانی‌بند، تابلوها و نوشته‌ها روی سینه‌ها، پشت کمرها، نوحه‌ها، جاده‌ها، همه و همه مملو از نام کربلا، عشق به شهادت، پیروی از امام حسین و …

در عزاداری می‌آموزیم می‌توان یک بسیج سریع، خالص برای اهداف بلند به راه انداخت.

عزاداری نیابت بردار نیست. یعنی نمی‌توان کسی به جای دیگری در مجلسی شرکت کند و عشق و گریه خود را ابراز نماید. بلکه خودش باید دل بدهد، دل بسوازند، اشک بریزد، خرجی بدهد، حرکت کند.

در عزاداری می‌آموزیم که باید از بازماندگان تفقد و همدردی کنیم. این مسئله به قدری مهم است که حتی ریاکاری در آن جایز است. و مستحب است خودتان را به صاحب عزا نشان دهید. و در ماجرای کربلا صاحب عزای اصلی امام زمان است و عزاداری ما می‌تواند تسلیتی برای آن عزیز باشد.

در پایان به چند نکته فقهی اشاره کنم: لب زدن به هر خاک حرام است جز خاک کربلا، در حرم کربلا مثل خانه خود نماز را چهار رکعتی می‌توان خواند. یعنی در آنجا احساس غربت نکن، به گفته روایات خاک کربلا رمز قبولی نماز است، خاک کربلا انیس مرده در قبر است، خاک کربلا رمز امان و بیمه کالاهای تجاری است، تسبیح خاک کربلا نشان وفاداری به شهدای کربلاست.

همانگونه که طرفداران رنگ قرمز و آبی با همان پرچم و اتوبوس تظاهرات می‌کنند، شیعیان نیز با داشتن خاک کربلا وفاداری خود را اعلام می‌کنند که ما طرفدار تیمی هستیم که زیر بار زور نرفت و تسلیم طاغوت نشد، جالب آن است که دعایی که برای آب فرات آمده، همان دعایی است که برای آب زمزم است. با اینکه آب فرات قبل از شهادت بوده و الآن این آب، آب زمان امام حسین نیست، اما به خاطر کوچکترین مناسبت باید در بستر زنده نگهداشتن کربلا مورد توجه قرار گیرد.

با اینکه قبر مرده عادی را بعد از متلاشی شدن بدن و یا سی سال می‌توان نبش کرد، ولی قبر شهید را حتی اگر یک سرباز ساده باشد، برای هیچ وقت نمی‌توان نبش کرد، وظیفه ما زنده نگهداشتن آثار و یادگارهای شهداست. همانگونه که امام صادق(ع) پیراهن امیرالمؤمنین را که در آن شهید شده بود، نگاه داشته و گاهی به مهمانهای خود نشان می‌داد. و امام سجاد(ع) فرمود پیراهن پدرم را که در آن شهید شده و مادرم آن را بافته، به ما برگردانید.

منبع: مهر

از واقعیت تا جنجال رسانه‌ای؛ از جنجال تا مصوبه غیر قانونی

متن کامل این یادداشت تحلیلی به صورت فایل آماده چاپ را می‌توانید از این لینک دریافت نمایید.

نجمه مصدق / عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی

در مورد تبصره 3 ماده 71 و استفساریه ی آن در این مدت قیل و قال ها ی زیادی وجود داشت. ماده 71 یکسری مقامات را نام می برد که در ادامه می آوریم و تبصره 3 ماده مذکور بیان می دارد مقامات این ماده چنانچه در آینده در سمت های پایین تری قرار بگیرند و میزان حقوق آن ها کمتر از حقوق قبلی شان باشد (توجه دارید که این تبصره در صورتی اعمال می شود که شخص در آینده هم شاغل باشد) دستگاه اداری جدید باید تا 80 درصد مابه التفاوت آن را به او پرداخت نماید و دوران بازنشستگی او نیز بر مبنای همین حقوق است.

در توضیح این تبصره؛ اولا باید بگوییم این چنین امتیازی در تمام کشورها برای مقامات سیاسی در نظر گرفته می شود. با دو هدف:

1- توجه به سطح معیشت و حفظ کرامت مقامات در دوران پس از تصدی مقام؛ مقاماتی که چند سالی را به مردم خدمت کرده اند و دارای شهرت و مقام هستند بعد از این مدت به لحاظ مالی از سطح خیلی کمتری برخوردار نباشند. هرچند در اینجا باید این سؤال را مطرح کرد آیا حفظ شأنیت مقامات سیاسی، به میزان درآمدی است که برخوردارند یا خیر، به تجربه و علم و رابطه ی خوبی که با مردم در دوران پس از مقام دارد؟! و البته! در فرهنگهای پیرو سرمایه داری غرب میزان افراد، اسکناس هایی است که دارند.

2- این افراد در مقام سیاسی که قبلا داشته­اند از اطلاعات محرمانه­ی مملکتی برخوردارند؛ لذا تدابیری اندیشیده می شود تا حداقل سطح معیشت آن ها از قبل خیلی کمتر نباشد. که البته این دلیل هم مبتنی بر صحبت قبلی است و اینکه در جامعه ای که فرهنگ اسلامی کم رنگ شود باید برای این قبیل اتفاقات پیش بینی های عجیب و غریب درنظر بگیریم.

ماده 71 در مورد مقاماتی اجرا می شود که پس از دوران تصدی مقام سیاسی شاغل در یک ارگان دولتی باشند.

سال 86 لایحه‌ی ماده 71 قانون مدیرت خدمات کشور به مجلس تقدیم شد. لایحه مذکور در کمسیون اجتماعی بررسی و در صحن علنی مجلس به تصیوب رسید.

فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری که ماده 71 هم جزو آن است به موجب قانون بودجه از ابتدای سال 88 به اجرا درآمد.

ماده 71 مقامات سیاسی رابیان می کند. مطابق با این ماده:

ماده 71 – سمتهای ذیل مدیریت سیاسی محسوب شده و به عنوان مقام شناخته می‌شوند و امتیاز شغلی مقامات مذکور در این ماده به شرح زیر تعیین می گردد.

الف – رؤسای سه قوه (18000) امتیاز.

ب – معاون اول رئیس جمهور، نواب رئیس مجلس شورای اسلامی و اعضاء شورای نگهبان (17000) امتیاز.

ج – وزراء، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و معاونین رئیس جمهور (16000)‌امتیاز.

د- استانداران و سفراء (15000)امتیاز.

هـ- معاونین وزراء (14000)امتیاز.

تبصره 3- مقامات مذکور در این ماده که حداقل دوسال در پست مدیریتهای سیاسی انجام وظیفه نموده یا بنمایند پس از تصدی مقام در صورتی که به سمت پائین‌تری منصوب شوند، چنانچه حقوق ثابت و فوق العاده مستمرآنها در مسؤولیت جدید از هشتاد درصد (80%) حقوق ثابت وفوق‌العاده مستمر وی در پست قبلی کمترباشد به میزان مابه‌التفاوت تا(80%)را تفاوت تطبیق دریافت خواهند نمود. این تفاوت تطبیق با ارتقاء‌های بعدی (‌عوامل شغل و شاغل و فوق العاده‌ها) مستهلک می گردد و این مابه‌التفاوت در محاسبه حقوق بازنشستگی و وظیفه نیز ملاک عمل خواهد بود.

مقامات سیاسی که مشمول تبصره 3 قرار می گیرند در ماده 71 احصاء شده است.

و اما ماده 117؛ این ماده یک سری از ارگان ها را از حاکمیت قانون مدیریت خدمات کشوری مستثی کرده است. ارگان های مذکور عبارتند از:

نهادها، مؤسسات و تشکیلات و سازمانهایی که زیرنظر مستقیم مقام معظم رهبری اداره می‌شوند، وزارت اطلاعات، نهادهای عمومی غیردولتی که با تعریف مذکور در ماده(3) تطبیق دارند، اعضاء هیأت علمی و قضات،  دیوان محاسبات، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری

یعنی این ارگان ها تحت حاکمیت قانون دیگری می باشند و مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری قرار نمی گیرند.

در مورد استفساریه؛

یک هفته است که با اطلاعات عجیب و غریبی سرو کار داریم. این که چه می شود تعدادی از نمایندگان طرح را امضاء می کنند اما خودشان با  تصویب آن مخالفت می نمایند یا این که چه می­شود ظرف یک هفته خواستار لغو آن می شوند. علت این امر را در تغییراتی می دانیم که در طرح صورت گرفته است.

ابتدا ماجرا با پیشنهاد برخی از نمایندگان (آقایان؛ مقدسی، کامران، حسینی دولت آبادی، مفتح، یوسف نژاد، هدایت خواه، دلخوش، قمری، خیری، نصرالله ترابی، نیکنام، محجوب، بوجردی، شجاعی) در خرداد 90 با رائه­ی نامه­ای به رئیس مجلس آغاز می­شود در این نامه عنوان شده “این که نهادها و سازمان های استثنا شده­ی ماده 117 مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری قرار نمی­گیرند، سبب شده تعدادی از مسئولین ذی ربط این برداشت را داشته باشند که مستخدمین نهادها و سازمان های مذکور که نماینده مجلس بوده اند و در دوره های بعد به مجلس راه پیدا نکرده اند مشمول تبصره 3 ماده 71 نمی باشند و در نتیجه نمی توانند همانند سایر نمایندگان ادواری که در دستگاه های اجرای دیگر مشغول خدمت هستند از حقوق و مزایای تعیین شده در تبصره موصوف استفاده نمایند و این یک تبعیض نارواست. بدین علت طرح ذیل با یک فوریت تقدیم می گردد:”

پیشنهاد این نامه به نظر منطقی می آید. نمایندگان پیشنهاد دهنده فوق، بعضا تبصره 3 ماده 71 را هم قبول ندارند اما حرف شان این است که اگر این ماده تبعیض آمیز است حذف شود و اگر اجرا می شود برای تمام مقامات و نمایندگان اجرا شود نه برخی.

پیشنهاد فوق جهت نگارش و تدوین رسمی به کمسیون اجتماعی می­رود.

نمایندگان کمسیون اجتماعی هر چند برخی­شان از جمله­ی پیشنهاد­ دهندگان ابتدایی بوده و خواسته ی اصلی نمایندگان پیشنهاد دهنده را می دانستند، اما در تدوین استفساریه تا حدودی متفاوت عمل کردند. و موضوع را تحت دو استفساریه جداگانه آورند: (صوت مجلس در مورد این ماجرا را از دو لینک انتهای مقاله دریافت کنید)

1-    در عبارت “میزان با­به­التفاوت تا 80% را تفاوت تطبیق دریافت خواهند نمود” بر کلیه مقامات موصوف در ماده 71 اعم از شاغل یا بازنشسته ای که تاریخ بازنشستگی آن ها قبل یا بعد از تاریخ لازم­الاجرا شدن قانون باشد شمول دارد؟ و دولت و صندوق­های بازنشستگی مکلفند کلیه ی مطالبات را بر مبنای آخرین حقوق و مزایای هر سال مقام نظیر پرداخت نمایند؟

پاسخ استفساریه: (توسط کمسیون اجتماعی)

بلی باید بر مبنای 80% آخرین حقوق به کلیه ی شاغلین و بازنشستگان مقامات ماده 71 از تاریخ لازم الاجرا شدن قانون که برای شاغلین 14/9/1386 و برای بازنشستگان 8/7/86 است محاسبه و پرداخت گردد به طوری همواره از 80 درصد حقوق و مزایای مقامات نظیر و همتراز ان کمتر نباشد.

بنا بر استفساریه­ی  فوق و پاسخ آن، تبصره­ی 3 بر کلیه­ی شاغلین و بازنشستگان مقامات ماده 71 اعمال می شود خواه قبل از سال 86 شاغل یا بازنشسته شده باشند یا بعد از سال 86. اتفاق مهم­تری که در این استفساریه افتاده است افزودن کلمه “همواره” در استفساریه مربوطه می باشد. و این عمل قانونگذاری است نه تفسیر قانون. چرا که تفسیر قانون تنها کشف نظر مقنن در زمان قانونگذاری می­باشد و لاغیر.

تا الآن حقوق نماینده یا سایر مقامات ماده 71 تنها یک مرتبه مورد محاسبه قرار­گرفته و در صورت کمتر بودن حقوق جدید، ما­به­التفاوت تا 80 در صد به آن ها پرداخت می شد و عملاً این پرداختی دو، سه سال بیشتر طول نمی کشید چون به مرور زمان به علت تورم، حقوق فعلی کارمند از حقوق مقامی که قبلا در آن بوده است بیشتر می شود. اما آوردن لفظ “همواره” باعث می شود حقوق کارمند هر سال تطبیق داده شود. و این همان است که در خبرگزاری ها با عنوان حقوق مادام العمر عنوان شده بود.

کوهکن نماینده مجلس در این رابطه تلاش نمود تا نظر نمایندگان را برای حذف کلمه “همواره” جلب نماید. افرادی مثل کامران نیز از وی درحذف کلمه مذکور دفاع می کنند اما پیشنهاد آن­ها رأی نمی­آورد.

و استفساریه به همین صورت به تصویب می رسد.

استفساریه بعدی:

2-    “آیا تبصره 3 ماده 71 قانون مدیریت خدمات کشوری، شامل کارکنان دستگاهها، سازمان ها، نهادها و غیره مستثنی شده درماده 117 قانون مرقوم می شود یا خیر؟”

نمایندگان طی نامه‌ی ارسالی به ریاست مجلس درخواست کردند؛ نمایندگانی که بعد از اتمام دوره نمایندگی در نهادها و سازمان های استثناء شده ی ماده 117 شاغل می شوند همانند نمایندگانی که در سایر مراکز مشغول به کارهستند از امتیازات تبصره 3 ماده 71 برخوردار شوند. دلیل شان هم این بوده که اگر چه نهادها و سازمانهای نام برده از قانون مدیریت خدمات کشوری مستثنی هستند اما نمایندگان مجلس در هر کجا مشغول خدمت باشند تحت ماده 71 و مستحق امتیازات تبصره ی ماده مذکور قرار می گیرند.

جدای از بحث عادلانه بودن یا نبودن ماده 71 و این که ماده ی مذکور شاید مخالف بند9 اصل 3 قانون اساسی مبنی بر عدم تبعیض ناروا باشد، درخواست فوق به نظر منطقی می آید.

هر چند متن استفساریه به خوبی تنظیم نشده است و شبهه­ی بسط مقامات ماده 71 به کارکنان ماده 117 را به ذهن متبادر می­­نماید، اما این چنین نیست و این قسمت از استفساریه همان­طور که نمایندگان پیشنهاد دهنده درخواست کرده­بودند، خواستار عدم تبعیض بین نمایندگان در دستگاههای اجرایی که بعداً درآن مشغول به کار می­شوند شده است و به صورت زیر پاسخ می­دهد.

پاسخ استفساریه:

بلی؛ حکم تبصره 3 ماده 71 قانون خدمات کشوری ناظر به مقامات موضوع ماده 71 این قانون و همترازان آن است که شامل کلیه­ی دستگاههای اجرایی موضوع ماده 5 همین قانون می باشد.

سخنگوی کمسیون اجتماعی در مجلس بیان می کند: استفساریه و پاسخ را به گونه­ای تنظیم کرده است که جای ابهامی باقی نماند. به همین دلیل در پاسخ به استفساریه دستگاه­های ماده 5 را در شمول دستگاه­های ماده 117 می داند. از این منظر چنانچه مقامات ماده 71، بعد از فراغت از مقام، علاوه بر دستگاه­های دولتی دیگر در هر یک از دستگاههای موضوع مواد 117 یا 5 قانون مدیریت خدمات کشوری شاغل شوند، حکم تبصره 3 بر آن ها اعمال می شود.

ماده 5: دستگاه اجرايي: كليه وزارتخانه ها، مؤسسات دولتي، مؤسسات يا نهادهاي عمومي غيردولتي، شركت هاي دولتي و كليه دستگاه هايي كه شمول قانون بر آنها مستلزم ذكر و يا تصريح نام است از قبيل شركت ملي نفت ايران، سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران، بانك مركزي، بانكها و بيمه‌هاي دولتي، دستگاه اجرايي ناميده مي شوند.

به نظر می رسد این قسمت از استفساریه به لحاظ قانونی قابل ایراد نباشد. بنابراین خدشه­ی اصلی ما نسبت به قسمت اولیه استفساریه است که توضیح دادیم.

 از آنجا که بنظر می رسد در استفساریه ی مورد بحث، مواردی به قانون اضافه شده است، این توضیح لازم به ذکر است که تشریفات تصویب قانون تاحدودی با استفساریه متفاوت می باشد، تصویب قانون جدید به عنوان استفساریه مغایر ماده 130 آیین نامه داخلی مجلس می باشد. و این ایرادی بود که آقای کوهکن نماینده مجلس قبل از رأی گیری به آن اشاره نمود(ر.ک صوت مجلس) و بیان داشت که مجلس یک روزی باید تکلیف خود را قانونگذاری­هایی که به نام استفساریه مشخص می­شود روشن کند و گفت اگر نمایندگان محترم می خواهند قانون تصویب کنند طرح جدید ارائه نمایند. جواب استفسار یک کلمه است؛ بله یا خیر. نمی توان با توضیحاتی که در ادامه آورده می شود اقدام به قانونگذاری کرد. آقای باهنر در مقام هئیت رئیسه سخن ایشان را تأیید کرد اما به آن ترتیب اثر نداد و به همین صورت رأی گیری شد. نماینده­ی دولت هم در مجلس به این نکته اشاره کرد و آقای کامران نیز؛ اما علارغم این مخالفت ها رسیدگی به استفساریه ها با همان نگارش ادامه یافت.

نماینده ی دولت علاوه بر این مورد، گسترش دامنه ماده 71 را به دلیل بار مالی که برای دولت ایجاد می­کند خلاف اصل 75 قانون اساسی دانست. ضمناً به کلمه­ی “همواره” هم که قبلا گفتیم مورد اعتراض آقایان کوهکن و کامران قرار گرفته بود ایراد وارد نمود. و بیان داشت تبصره 3 یک مرتبه تطبیق حقوق می دهد در حالیکه مطابق با جواب استفساریه این تطبیق هر ساله انجام خواهد شد.(صوت مجلس)

کوهکن در توضیح می گوید: جواب مردم  را چه می دهید که مقامی 2 سال کار سیاسی بکند و حقوق وی هر سال تطبیق داده شود. مضافاً بر این که به بار مالی که بر دولت وارد می شود هم دقت کنید (اصل 75 قانون اساسی).

آقای کامران بیان می نماید: روحیه غدیری حکم می کند که تبعیض را کاهش دهیم. مقامات چه کار کرده­اند که این امتیاز را برای شان قائل باشیم؟! به برکت خون شده به مقام رسیده اند. در خارج، وکیل با دوچرخه می رود، رئیس برای خودش رئیس است، دلیل ندارد مقامات را این قدر بالا ببریم و از آن طرف شعار دهیم امیرالمؤمنین به درب خانه های فقرا می رفت.(صوت مجلس)

اقای لاهوتی مخالف حذف کلمه “همواره” بودند و بیان داشتند مقامات بالاخره یک روزی مقام بوده­اند، الان در سمت پایین تری قرار گرفته اند.(صوت مجلس)

یکی دیگر از نماینده ها بیان می دارد؛ تنها با بلی یا خیر موافق است و این که تبصره 3 در حال حاضر در مورد برخی از کارمندان ماده 71 اعمال می شود اگر خوب نیست برای همه حذف کنید وگرنه تبعیض قائل نشوید (این خواسته همان اصل پیشنهاد افرادی است که اسم شان در ابتدا آمد). وی می گوید استفساریه را به گونه ای تنظیم کرده اید که می خواهد بعضی سازمان هایبیشتری را مشمول این قانون بداند! و با این مخالفیم.(صوت مجلس)

با تمام قیل و قال ها، مصوبه استفساریه نما به تصویب رسید!

اما راه برخورد با این چنین اقدامات غیرقانونی که متأسفانه در تمام دوره های مجلس صورت می­گیرد، و در این مورد دامنه ­ی احیاناً تبعیض را هم گسترش داده است چیست؟

بهارستان نشینان که سیر مخالفت ها را در این باره دیدند برای جلب نظر مردم و البته عده ای از آن ها نیز به سبب آگاهی که در این امر پیدا کردند به دنبال راه چاره برآمدند. اما فراموش کردند که هر گونه اقدام هیجانی در این رابطه مشکلات را بیش تر می کند.

مجلسیان در عرض یک هفته تصمیم به الغای اقدامات قبلی خود نمودند. در 1 آذر دو طرح دوفوریتی به مجلس تقدیم شد:

1- دو فوریت طرح لغو تبصره 3 ماده 71؛ طراحان این دو فوریت بیشتراز جبهه پایداری بودند.

2- طرح دو فوریت لغو استفساریه جدید؛ از جمله طراحان این دو فوریت، دکتر توکلی، الیاس نادران و ابوترابی­فرد بودند.

خوشبختانه در این مرحله عالمانه یا اتفاقی طرح دو فوریتی دوم رأی آورد و طرح دوفوریت اول رأی نیاورد. تأکید می کنم نظر ما هم این است که تبصره 3 مورد بررسی مجدد توسط مجلس قرار بگیرد اما نظر منطقی و معقول این است که به طور عادی و با کارشناسی ادامه مسیر یابد. دو فوری یا سه فوریتی که قانون تعیین کرده است کارآیی خاص خود را دارد و نمایندگان نمی توانند برای رضایت گرفتن نمادین از مردم هر نمایش غیر عادی را انجام دهند و مردم را راضی نمایند!

توضیح اجمالی راجع به فوریت هایی که به طرح ها و لوایح داده می شود:

طرح یا لایحه عادی، بدون فوریت در جریان کار مجلس قرار می گیرد. ابتدا در کمسیون مربوطه مطرح می شود و کلیات آن مورد رسیدگی قرار می گیرد. کمسیون در کمتر از یک ماه طرح بررسی شده را برای تصویب به صحن علنی مجلس می آورد(شور اول)، در صحن علنی کلیات مورد تصویب قرار­گرفته و دوباره برای بررسی جزئیات به کمسیون می رود. در مرحله بعد به صحن علنی آمده(شور دوم) و نسبت به تصویب آن اقدام می شود. ممکن است شور سومی هم برای آن در نظر گرفته شود.

این پروسه ماهها به طول می انجامد. و با توجه به حجم کاری مجلس طبیعی است.

توضیح در مورد طرح یا لایحه یک فوریتی:

اما چنانچه طرح یا لایحه ای “مبتنی بر نیاز فوری جامعه” باشد؛ ابتدا نسبت به فوریت یا عدم فوریت آن رأی گیری می شود اگر رأی بیآورد، آن وقت به صورت یک فوریت در صحن علنی مطرح می شود و جهت رسیدگی و کار کارشناسی به کمسیون می­رود.

 تفاوت یک فوریت با طرح عادی تنها در این است که طرحی که یک فوریت آن تصویب شده است خارج از نوبت در کمسیون مربوطه بررسی می­گردد. گزراش کمسیون نیز تنها در یک شور در صحن علنی مجلس رسیدگی می شود و نسبت به تصویب یا عدم تصویب آن رآی گیری می شود.

توضیح در مورد طرح یا لایحه دو فوریتی:

طرح ها یا لوایح دو فوریتی مبتنی بر “ضرورت جلوگیری از وقوع خسارت اختمالی و فوت فرصت” است؛ ابتدا نسبت به دو فوریت آن رأی­گیری می­شود، اگر دو فوریت رأی آورد، آن وقت به صورت دو فوریت در مجلس رسیدگی می شود.

در این روش طرح، اصلاً به کمسیون نمی­رود و ظرف 48 ساعت در صحن علنی مورد رسیدگی جهت تصویب یا عدم تصویب قرار می گیرد.

یعنی این قدر اضطراری است که جهت کار کارشناسی هم به کمسیون نمی رود.

توضیح در مورد طرح یا لایحه سه فوریتی:

این طرح ها و لوایح مبتنی بر “حالت اضطراری و حیاتی برای مقابله سریع با خسارت حتمی است”
در این جا هم ابتدا نسبت به سه فوریت آن رأی گیری می شود، اگر سه فوریت آن رأی آورد، آن وقت بلافاصله و بدون فوت وقت در همان جلسه در صحن علنی مورد رسیدگی قرار می­گیرد و نسبت به تصویب یا عدم تصویب آن رأی گیری می شود.

توضیحی در مورد دو طرح دوفوریتی 1 آذر:

این که استفساریه مورد بحث در دوفوریت به مجلس تقدیم شده است دلیل منطقی دارد و آن هم این است

که مجلس تا قبل از اظهار نظر شورای نگهبان، نسبت به لغو آن اقدام نمایند.

اما نسبت به تبصره 3 ماده 71  اضطرار موجود در دو فوریتی بودن وجود نداشته است. آن هم نه یک فوریتی بلکه دو فوریتی که در این صورت حتی جهت اظهار نظر کارشناسی به کمسیون هم نرود!
تصور من این است که اقدام طراحان طرح دو فوریتی جهت لغو تنصره 3 یا ناشی از عدم آگاهی و هیجان بوده یا جنبه­ی تبلیغاتی داشته است.

در مقابل؛ اقدام آقایان توکلی، محمدحسن ابوترابی فرد٬ امیدوار رضایی٬ غلامرضا مصباحی مقدم٬ احمد توکلی٬ الیاس نادران٬ محمد دهقانی نقندر٬ مفتح و باهنر به جا و در خور تقدیر می باشد. البته اقدامشان در این مرحله خوب بوده است و این که درواقع چه موضعگیری نسبت به کلیت این مباحث داشته­اند بر ما روشن نیست.

جالب این جاست که استفساریه ی مورد بحث با رأی قاطع به تصویب رسید، با رأی قاطع هم لغو شد! هر چند اقدام صورت گرفته در جهت لغو آن را شایسته می دانیم.

و  اما تبصره 3 ماده 71؛

تبصره مذکور و اصولاً ماده 71 جای گفتگو، اصلاح یا حذف دارد اما باید به صورت عادی در مجلس بررسی شود و کار کارشناسی در مورد آن صورت بگیرد.

دو فوریت بررسی لغو تبصره 3 رأی نیاورد، اما لغو تبصره3 رأی آورد!

جالب این جاست که 1آذر طرح دو فوریت لغو تبصره 3 توسط برخی نمایندگان (رسايي، آقاتهراني، حسينيان، زارعي، كوچك‌زاده، كريمي قدوسي، هدايت‌خواه، بزرگواري، قاضي‌زاده، دهقان، آشتياني و كوثري) داده شد رأی نیاورد اما 2 آذر گویا به صورت فوق فوریت! و بدون روند قانونی لغو شده است.

علت مخالفت با چنین اقدامی بدعت آشکاری است که به سبب لغو یک دفعه­ای و غیرقانونی تبصره 3 انجام شده است. علاوه بر این که به نظر می رسد اقدام مذکور صرفا جهت جلب نظر مردم بوده است.

با این اقدام باید منتظر این باشیم که در سال های بعد گروه­هایی به استناد همین بدعت و با مستمسک قراردادن همین رویه، هر قانونی را مخالف منافع شان دیدند یک جا، جابه جا کنند.

نظر من این است که مجلس ملزم به عذر خواهی شود. و دستور الغا یا اصلاح تبصره3 ماده 71 را در روند قانونی مجلس قرارداده و موافق با اندیشه های اسلامی رسیدگی نماید.

مضافاً این که ما هنوز بر اصل ماده 71 إن قلت وارد می کنیم و معتقدیم با فرهنگ غنی اسلامی نیازی به راهکارهای شکست خورده سرمایه­داری نداریم تا به بهانه آن بخواهیم با ایجاد فضای ناعادلانه و تبعیض­آمیز میان مردم و مسئولین نظام اسلامی ارتباط برقرارکنیم. امیدواریم ماده 71 و موارد اینچنینی مورد مداقه بیشتر توسط عالمان دلسوز، هم از میان حوزویان و هم دانشگاهیان قرار بگیرد. و سال آینده که زمان تغییر قانون مدیریت خدمات کشوری است شاهد تصویب قانونی درخور مسئولان و مردم نظام اسلامی­مان باشیم.

برای دریافت صوت جلسه مجلس که در متن مقاله به آن اشاره شده است از لینکهای زیر استفاده کنید:

http://www.mediafire.com/?gro1r2w4re39421

http://www.mediafire.com/?49hz5lv5w93a163

نامه ابتدایی نمایندگان و نیز اظهار نظر کارشناسی مرکز پژوهشها را از لینک زیر دریافت کنید

http://www.mediafire.com/?hluc24d6dyn0ap5

تجربیاتی از مبارزه با مفاسد اقتصادی و چند درس از آنها

یاسر عسگری/ عضور ادوار شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی

قسمت اول: راهکارهایی برای مبارزه با مفاسد اقتصادی؛ ویژه تشکل‏های مردمی­ و دانشجویی

تجربه ماجرای مبارزه زمین‏خواری شیراز

برای نمونه در قضیه زمین خواری شیراز ـ که خوشبختانه با بخشی از آن ـ که فرزند آیت­الله حائری شیرازی، امام جمعه وقت شیراز و برخی اعضا و مسئولان وقت ستاد نماز جمعه این شهر از جمله آنها بودند ـ برخورد شد، ولی عمق قضیه ظاهراً بیشتر از اینهاست. پیش از این آقای عبدالله شهبازی، مورخ نامدار کشور، ـ که کتاب «زرسالاران یهودی و پارسی استعمار بریتانیا و ایران» وی بسیار قابل توجه و ارزشمند است ـ ادعاهایی را مطرح کرد که تشکل­های مذهبی و دانشجویی این شهر فضایی را ایجاد کردند که وی ادعاهای خود را مطرح کند و از طرفی مسئولان را به پاسخ طلبیدند. عدم پاسخگویی مسئولان باعث شد که دوستان دانشجوی ما در این امر مصمم‏تر شوند. متأسفانه کاهلی مسئولان در خصوص پیگیری ادعاهای آقای شهبازی و کوتاهی مسئولان در برخورد با مفسدین اقتصادی این شهر و تجربیات مواجهه مسئولان با حرکت‏های عدالت‏خواهانه و… باعث شد که دوستان دانشجوی ما بی­تجربگی کنند و خودشان مستقیماً از آقای عبدالله شهبازی (یکی از طرفین دعوا) حمایت کنند. در صورتی که لزومی­نداشت کار به اینجا بکشد. اینها می­توانستند به عنوان یک ناظر و گروه سوم، پیگیری ادعاهای شهبازی را خواستار باشند و خودشان را خرج ادعاهای آقای شهبازی نکنند. اینها می‏توانستند با ابزارهای مختلف، مسئولان استانی و حتی کشوری را به پاسخ‏گویی و اعلام موضع در این باره مجبور کنند ولی متأسفانه با تعلل مسئولان استانی، خودشان را وارد فضایی کردند ـ فضای حمایت از آقای شهبازی ـ که اصلاً لزومی نداشت. اصل، مبارزه با مفاسد و پیگیری ادعاهای آقای شهبازی بود نه حمایت و طرفداری از ادعاهای ایشان. به نظرم، اگر آنها مبارزه با مفاسد را مطالبه می­کردند، خواه ناخواه به نفع آقای شهبازی می­شد و همه یا غالب ادعاهای ایشان تصدیق می­شد.

تجربه زمین‏خواری سیرجان و حرکت طلبه سیرجانی

 الآن در ماجرای زمین‏خواری سیرجان، مطالبه­ها باید به سمت برخورد با زمین‏خواران این شهر برود نه صرفاً حمایت از حجت‏الاسلام آقای علیرضا جهانشاهی. اگر چه بعداً ایشان یک نماد مبارزه شد و حمایت از ایشان، یعنی پیگیری ادعاهای ایشان و مبارزه با زمین‏خواران سیرجانی. هم چنان که حرف آقای جهانشاهی هم برخورد قاطع و بدون تبعیض با زمین‏خواران است نه آفتابه دزدهای این شهر. متأسفانه برخی نهادهای نظامی­ و امنیتی خواه ناخواه، با علم یا بی­علم، آلوده به زمین‏خواری در برخی نقاط کشور شدند که مبارزه با این پدیده شوم را سخت و برخورد با زمین‏خواران را پیچیده­تر کردند. از سویی دیگر ما باید بدانیم که مبارزه با مفاسد بزرگی چون زمین‏خواری، رشوه، اختلاس و دیگر فسادهای اقتصادی و اداری به همین راحتی نیست و این خوش‏باوری و ساده‏لوحی است که با صرف چند تا تجمع و بیانیه بتوانیم ریشه فساد را برکنیم. البته این طوری هم نیست که نتوان جلوی فساد را گرفت. این امر شدنی است. فقط همت و اراده و استمرار می‏خواهد. خصوصاً استمرار و پیگیری.

تجربه تخلفات دانشگاه آزاد

الآن شما ماجرای دانشگاه آزاد را ببینید. چند سال طول کشیده است؟! آیا هنوز برخورد لازم شده است؟! نه! هم چنان که ماجرای با مهدی­هاشمی­ ـ برای کشاندنش به دادگاه و پیگیری پرونده­های دیگری همچون پرونده شل و… ـ هنوز محقق نشده است. پس نباید ناامید شد. این طولانی شدن ماجرا را از منظرهای مختلف می‏توان تحلیل کرد مثل نهادینه شدن فساد در بخشی از بدنه حکومتی و قضایی، وجود باندهای فساد و… یک منظرش هم این است که نشان می­دهد که قضایا گاهی اوقات، مبارزه با فساد و تحقق عدالت، پیچیده­تر از این است که ما فکر می­کنیم. متأسفانه طی دو دهه اخیر، با تعلل و کوتاهی دستگاه­های نظارتی و قضایی، شبکه­های متعددی از فساد در کشور شکل گرفت و قدرت یافتند که الآن برخورد با آنها به این سادگی نیست. آن شبکه­ها فساد توانستند برخی از قضات، وکلاء، مأموران انتظامی، امنیتی و قضایی و حتی دیگر مسئولان اجرایی و نمایندگان را به طرق مختلف با خود آلوده یا همسو کنند ـ مانند وام‏دار کردن‏شان به خود، آلوده کردن آنها یا خانواده­هایشان، ایجاد فرصت­های تحصیلی، شغلی یا اقتصادی و دهها موارد دیگرـ لذا می­بینید که عزم جدی در مبارزه با مفاسد در برخی ادارات و نهادها و بین برخی از مسئولان به چشم نمی­خورد. دولت آقای احمدی‏نژاد تلاش کرد با تخلفات و مفاسد دانشگاه آزاد اسلامی­برخورد کند، ولی کنار کشید و حتی دیگرانی مانند آقایان عباس سلیمی‏نمین (مدیر موسسه مطالعات و تدوین تاریخ معاصر) و علیرضا زاکانی (نماینده مجلس) و برخی تشکل­های دانشجویی پیگیر آن ماجرا شدند، حمایت نکرد حتی حمایت رسانه‏ای لازم و مستمر. حمایت‏های رسانه‏ای موقت بود. متأسفانه دولت آقای احمدی‏نژاد هم که با شعار مبارزه با مفاسد و عدالت‏خواهی روی کار آمد، برخی مدیران یا منسوبانش دچار مفاسد فراوانی شدند که در رسانه­ها آمده است و نیازی به تکرار مکررات نیست؛ چرا که دل همه مذهبی‏ها و طرفدار انقلاب اسلامی در داخل و خارج از کشور را به درد آورده است.

امید به مبارزه با مفاسد با آمدن ریاست جدید دستگاه قضایی

خوشبختانه با روی کار آمدن آیت‏الله صادق لاریجانی، فضا در این زمینه تغییر کرد وگرنه آیت­الله­هاشمی­شاهرودی که شاگرد شهید والامقام و متفکر بزرگ آیت‏الله سید محمدباقر صدر و خودش یک فقیهی نظریه‏پرداز و صاحب‏نام بود ـ نشان داد که از لحاظ مدیریتی، آن چنان که باید قوی و مدیر نیست و حتی گاهی اوقات نظراتی متفاوت و متضاد با نظرات رهبر معظم انقلاب در زمینه مبارزه با مفاسد می­داد و این گونه موضع‏گیری‏ها، کار را برای مبارزه با مفاسد در دستگاه قضایی سخت‏تر می­کرد. لذا برخی از منتقدان سیاسی و فرهنگی متعهد و انقلابی به صراحت بیان می‏کنند که در این دوره، برخورد قاطعی با مفاسد اقتصادی صورت نگرفت و همه این مفاسد تل‏انبار شد. در برخی از نمونه­هایش، همین برخورد با اراذل و اوباش بود که ما در زمان شکل‎گیری این گروهها و باندها، شاهد نبودیم که برخورد جدی و قاطع با آنان صورت بگیرد و فضای قوه قضائیه، فضای رأفت و رحمت اسلامی­بود! لذا در آن زمان، مفسدان و تبهکاران مانند مارهایی که بودند که با گذشت زمان، تبدیل به افعی شدند و کار را به جایی رساندند که مبارزه با آنان سخت و هزینه­بردار شد. لذا این نوع کوتاهی‏ها و تعلل‎ها را در بین مسئولان زیاد دیدیم و نمی‎توان همه آنها را به حساب خلأهای قانونی گذاشت و از زیر بار مسئولیت فرار کرد. ما منکر برخی خلأهای قانونی یا شکاف‏ها و درزها در قوانین نیستیم، ولی در دوره مذکور، اقتدار قضایی لازم را نداشتیم.

نقش رسانه­ها در مبارزه با مفاسد

نکته بعدی این که نقش رسانه­ها در مبارزه با مفاسد و تحقق عدالت بسیار جدی و موثر است. یک بخش مهمی از شکل‎گیری مفاسد یا عدم برخورد با مفاسد به رسانه­ها برمی­گردد که وظایف خود را در زمینه نظارت، اطلاع‏رسانی، شفافیت‏سازی و مطالبه از مسئولان انجام نمی­دهند. متأسفانه گاهی اوقات تشکل‎های دانشجویی یا مردمی، برای اینکه جلوی یک کار بد یا فسادی را بگیریم، شاید آن مشکل با اطلاع‎رسانی به مسئولان ارشد و بالادستی یا رسانه­ای شدن شاید قابل حال باشد، اما بدون توجه به آن، دست به تجمع و تحصن می­زنیم و بی‏جهت، خود و مجموعه­های دانشجویی و مردمی خود ­را درگیر چنان کار سخت و هزینه­مند می­کنیم. پس با اندکی دقت و تأمل می­توان راهکارهایی پیدا کرد که هزینه­های کمتری را پرداخت و به نتایج مطلوب هم رسید. تجمع و تحصن و یا تظاهرات، برای مواقع خاص و غالباً در آخر کار است، نه این که از همان اول کار بیاییم تجمع و تحصن برگزار کینم و بعد از آن، به فکر کارهای دیگر باشیم یا این که فکر کنیم فقط با تجمع و تحصن کردن است که توجه رسانه­ها به اعتراضات و مطالبات ما جلب خواهد شد. غالباً این گونه است که مسئولان، به دلایل مختلف، از رسانه­ای شدن پدیده یا حادثه­ای در حیطه مسئولیت خودشان به شدت پرهیز می‏کنند. البته این امر در همه زمینه­ها صادق نیست، بلکه در غالب موارد، این گونه است. لذا داشتن هُنر ارتباط با نهادهای نظارتی، اطلاع‏دهی به مسئولان بالادستی آن فرد یا حتی رسانه­ای کردن برای مجموعه­های دانشجویی و مردمی­ضروری است. لذا همه مجموعه­های دانشجویی و مردمی­باید شماره فاکس ادارات مختلف، خبرگزاری­ها، سایت­ها و روزنامه­های تأثیرگذار کشور مانند ایرنا، فارس، مشرق، ایسنا، مهر، تابناک، رجانیوز، الف، جهان نیوز، مطالبه، عدالتخواهی، تریبون مستضعفین و روزنامه­هایی مثل ایران، کیهان، یالثارات الحسین(ع) و شبکه­های خبری مانند واحد مرکزی خبر، 20:30 و … را داشته باشند تا بتوانند مشکلات یا کم‏کاریها یا اتفاقات را به اطلاع آنها هم  برساننند. البته در برخی موارد این گونه هم نیست که بتوان به راحتی، پدیده یا فسادی را رسانه­ای کرد، لذا نیاز است با کانال­هایی که شما را می­شناسند در تهران یا شهر­های بزرگ مشورت بگیرید، در این زمینه مراکزی چون سایت عدالت‏خواهی (جنبش عدالت‏خواه دانشجویی) و احیاناً سایت‏های الف، رجانیوز و جهان نیوز و… احتمالاً می­توانند مورد مشاوره قرار بگیرند.

مشکلات اصلی عدم نظارت و برخورد قاطع با مفسدین است

به نظرم یکی از ریشه­های اصلی شکل­گیری فساد و جولان دادن مفسدین در جامعه، عدم نظارت است. هر چند قوانین ما کامل باشند و افراد مومن و مذهبی در رأس مجموعه مدیریتی باشند، هیچ چیزی جای نظارت و بازرسی مستمر و حرفه‏ای و دقیق را نمی‏گیرد. متأسفانه سازمان­های بازرسی و نظارتی ما ضعیف هستند و کمتر حالت پیشگیرانه دارند. حالا به هر دلیل که برخی از آنها خلاءهای قانونی است یا کم اطلاعی و آگاهی ناقص بازرسان و ناظران یا کم همتی و بی‎انگیزگی مدیران چنین مجموعه­هایی. متأسفانه در کنار عامل مذکور، عدم برخورد قاطع با مفسدین و متخلفین هم عامل مهم دیگری شده است برای افزایش فساد اداری، اخلاقی، و رشوه و تبعیض.

  گول شعارهای عدالت‏خواهانه را نخوریم!

نکته بعدی در مبارزه با مفاسد، حفظ جایگاه و تشکل خودمان و همراهان مجموعه است و در ارتباط با مسئولان باید هم ظرافت و تیزبینی لازم را داشته باشیم. متأسفانه فضا به گونه­ای شده است که نمی­توان زیاد به مسئولانی که شعار مبارزه با مفاسد می­دهند، اعتماد کرد. چون ممکن است این عدالت‎خواهی، شعار آنان باشد و از قِبَل آن، درصدد یکسری امتیازگیری‏ها و اغراض و منافع شخصی یا سیاسی باشند. نمونه­هایش در کشور فراوانند و همین که یک پُست و مسئولیت بزرگتری گرفتند آن شعارها را فراموش می­کنند. نمونه­های این گونه در بین روحانیون، فعالان بسیجی و حتی سپاهی، نمایندگان، استانداران و… مشاهده شده است. تاریخ انقلاب اسلامی در طول همین سه دهه، موارد زیادی را به خود دیده است، پس نمی­توان به بهانه شعارهای عدالت‏خواهانه یا مبارزه با مفاسد مسئولی، با اعتماد تام و تمام به او، تمام تشکل را خرج شعارها و فعالیت­های او کرد و خدای ناکرده، مشخص شود که او با بیان این شعارها، درصدد اغراض و منافعی بوده است. پیشنهادم بی‏توجهی یا احیاناً سکوت نیست، بلکه می‏توان خواستار رسیدگی به ادعاهای او شد یا این که از مسئولان دیگر خواست در مقابل ادعاهای او پاسخ بدهند و افکار عمومی را روشن بنمایند. یا فرصت­هایی برای او و دیگر مسئولان قضایی و بازرسی منطقه یا کشور ایجاد کرد که بیایند در یک جلسه‏ای یا جلساتی، مفاسد مورد ادعا را بررسی و پیگیری کنند. با این کار نه متهم به بی‏تفاوتی می­شویم و نه این که از او (شخص مدعی) حمایت مطلقی کردیم، بلکه بستر را برای موافقان و مخالفان یا ارگان­های مسئول و رسیدگی کننده، ایجادکردیم که آنها بیایند در جمع­های مردمی­یا دانشجویی سخنان همدیگر را بشنوند و برای حل معضل و مفسده اقتصادی ادعاشده یا احتمالی چاره­اندیشی کنند و سپس شما سریع، اخبار چنین جلساتی را رسانه­ای کنید.

نکته همه جانبه در این کارها این است که باید تا حد ممکن، تمام جلسات و فعالیت­های خود را ضبط و مستندسازی کنیم. ترجیحاً با دوربین‏های تصویری یا حتی موبایل یا ضبط صوت یا هر چیز دیگر. چرا که اینها بعداً به دردمان خواهد خورد. پس از این کار ارزشمند، غافل نشویم و فعالیت­های خود را مستند کنیم. چه بسا بعداً ـ در زمان فراغت مناسب ـ بتوانیم یک فیلم یا مستندی برای این کار تولید و توزیع کنیم و با پخش آن، جلوی بسیاری از مفاسد دیگر را بگیریم. خصوصاً این که می‏توانیم تجربه‏ای را به دیگران انتقال بدهیم.

صرف افشاگری جواب نمی‏دهد و نداده است

تجربه نشان داده است که با صرف افشاگری­ و داد و فریاد زدن، اتفاق خاصی در مبارزه با مفاسد ایجاد نمی­کند و غالباً خود افشاگر، چون توان اثبات همه ادعاهای خود را نخواهد یافت، حتی به جرم تشویش اذهان عمومی­محکوم می­شود. ممکن برای موارد معین و محدودی چنین کارهایی جواب داده باشد ولی راهکار پیشنهادی نیست، مگر شرایط خاصی که بسیار به‏ندرت پیش می‎آید. متأسفانه روال مبارزه با مفاسد در کشور آن قدر کند پیش می­رود که برخی عدالت‏خواهان یا مظلومان را به این نتیجه می­رساند که برای پیگیری مفاسد، آدمی­ناچار است دست به افشاگری بزند.

وظیفه نخبگان حزب اللهی زیاد است

در این مبارزه، وظیفه نخبگان حزب‏اللهی زیاد است. اصلاً وظیفه هر فرد مسلمان و معتقدی در جامعه نیز زیاد است. آموزه‏های مترقی اسلامی و الهی چون اصل امر به معروف و نهی از منکر، کمک به مظلوم، آرمان عدالت و مبارزه با ظلم، فطرت انسانی و… همه ما را به سمت عدالتخواهی و مبارزه با ظلم دعوت می‏کند. به عنوان حُسن ختام این نوشتار، استاد رحیم‎پور ازغدی در کتاب «علی(ع) و شهر بی­آرمان» آورده­اند: «توده مردم، چشم‏شان به نخبگان است، وقتی نخبگان و آنها که دین و انقلاب را می­شناسند، انتقاد نکنند و جلوی انحرافات نایستند، چه می­شود؟ رهبری در نماز جمعه فرمودند: نهی از منکر، مطالبه از مسئولان حکومت است که شما کجا طبق اسلام، حکومت می­کنید؟ ……. اینها وقتی گفته نشد و روی هم انبار شد، این سکوت­ها و انحراف­های تدریجی تکرار می­شود و آن وقت چه اتفاقی می­افتد؟ وقتی نهی از منکر نشود، از این توده جوانهای نسل سوم انقلاب که توقع زیادی نیست.»[1]



[1]. صفحه 23، انتشارات سروش.