بیانیه کانون عدالتخواهی قسط پیرامون نه دی

کانون عدالتخواهی قسطبسم الله الرحن الرحیم

ما دانشجویان عدالتخواه دانشگاه صنعتی شاهرود بر خود لازم دیدیم سالروز 9 دی 88 که حقا جلوه ای از پیروزی جبهه حق بر باطل بود را گرامی داریم.

حافظه تاریخی این ملت هرگز فراموش نخواهد کرد روزهایی را که مردم ایران با شور و اشتیاق در انتخاباتی بزرگ و مردمی که طعنه به تمام کشورهای داعیه دار دموکراسی دنیا می زد،رییس جمهور خود را انتخاب کردند و مهر باطلی به تلاش تمام مستکبران عالم در انحراف خط این انقلاب پاک و اسلامی زدند.

عده ای از منافقین که از درگاه این ملت رانده شده بودند با جنجال آفرینی و طی نکردن راه قانونی اعتراض سعی در نا آرام کردن این کشور داشتند  و امت حزب الله سعی کرد حل و فصل این مساله را به بزرگان و خواص واگذار کند .اما عده ای از به ظاهر بزرگان که همه چیز خود را از این انقلاب داشته و دارند سعی در حفظ منافع حزبی و شخصی خود کردند و با سکوت در را برابر فتنه گران و ضد انقلاب گشودند تا رهبر عزیزمان را آماج اهانت ها و تهمت های خود قرار دهند و ارزش های این انقلاب از قبیل عکس امام روح الله ،دفاع از فلسطین ،مبارزه با استکبار مخصوصا آمریکا و اسرائیل را زیر پا بگذارند و بعضی خواص فقط سکوت کردند.

کار بدان جا رسید که در روز عاشورا که جزء ماههای حرام بوده و حتی اعراب جاهلیت احترام آن را نگه میداشتند همچون یزیدیان به نمازگزاران و عزاداران سید الشهدا (ع)حمله کردند و شعار (مرگ بر اصل ولایت فقیه ) سر دادند.

آن زمان مردم فهمیدند که این افراد به جا مانده از اجتماع معترضان به جنگ با اسلام آمده اند نه اعتراض به یک تقلب .

و آن زمان مردم فهمیدند خواص بی خاصیت را باید به خود واگذاشت و خود به صحنه آمد

آن زمان بود که دیگر هیچ چیز نتوانست جلوی موج خروشان ملت را بگیرد و عاشقان دلسوخته ابا عبدالله(ع)  رهبرشان را همچون نگینی  در برگرفتند و به هل من ناصر حسین ابن علی(ع) بار دیگر لبیک گفتند و فتنه ای را برچیدند که به گفته رهبری ابعاد آن سال ها بعد آشکار خواهد شد.

ان شاء الله

با خامنه ای کسی نگردد گمراه                او در شب فتنه می درخشد چون ماه

در هر نفسم برای او میخوانم                 لا حول و لا قوه الّا بالله

 کانون عدالتخواهی قسط دانشگاه صنعتی شاهرود

پیام نه دی برای انتخابات آینده شکستن اشرافیت سیاسی توسط مردم است

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، میزگردی با حضور محمد پهلوان دبیرکل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور، محمد جواد نیک‌روش مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)، محمد رضایتی دبیر سیاسی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های سراسر کشور، حجت علمداری عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و مهدی خوجگی عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی و با موضوع «واکاوی و تبیین حماسه نهم دی و ابعاد فتنه88» در خبرگزاری فارس برگزار شد.

مهدی خوجگی عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی در ابتدا با اشاره به حماسه یوم الله 9 دی اظهار داشت: شاه کلیدی که می‌توان 9 دی و ماجراهای قبل از آن را قابل تعریف کرد اسلام ناب است؛ به نظر من برای فهم و تحلیل درست این ماجرا به شناخت اسلام ناب پرداخت، مردم در حقیقت برای دفاع از اسلامیت و جمهوریت نظام جمهوری اسلامی ایران در صحنه حاضر شدند.

وی افزود: جمهوریت و اسلامیت ۲ گانه متصل به هم بوده و در هم آمیخته هستند؛ همواره می‌بینیم که در اسلام نام گذاره‌ای به نام مردم وجود دارد یعنی اسلام برای رشد توده مردم و آحاد مردم آماده است اگر این موضوع را به خوبی درک کنیم و بتوانیم ابعاد مختلف آن را بفهمیم فهم کل ماجرا میسر خواهد شد.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی 9 دی را تجلیل اسلام خواهی، عدالت طلبی، قانون‌گرایی ولایت مداری توصیف کرد و گفت: هویت حضور مردم در 9 دی به منظور پشتیبانی از افکار نظام و دور کردن عوامل معاند با نظام بود.

خوجگی خاطرنشان کرد: قبل از 9 دی ما شاهد بودیم که در انتخابات 22 خردادماه مردم با حضور 85 درصدی نمادی افتخار آفرین از مشارکت مردم را به نمایش گذاشتند و جمهوریت نظام را متجلی کردند.

وی گفت: بعد از انتخابات 22 خرداد 2 نگاه اشرافی و ولایی در مقابل هم قرار گرفتند طی اشرافیت که سعی می‌کرد با مستمسک قرار دادن نماد‌های دینی در مقابل اسلام ناب صف آرایی کنند، آنها با شعارهای به ظاهر اسلامی و انقلابی و تعاریف نادرست از اسلام سعی کردند فتنه‌ای را دامن بزنند که فضایی غبار آلوده را در کشور ایجاد کردند؛ بنابراین من معتقدم که فتنه 88 ما شاهد نبرد میان اسلام ناب و اسلام اشرافی بودیم.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی گفت: در ماهیت 9 دی لایحه‌های مختلفی وجود دارد؛ به عبارت دیگری مردم با حضور خود در 9 دی خواستار شکسته شدن برخی از حلقه‌ها و برخی از ساختارهای غلط شدند؛ مردم در این روز به صراحت گفتند که خواسته‌هایشان چیست و برای آنها کدام مسائل ارزش و کدام مسائل ضدارزش محسوب می‌شود.

خوجگی با بیان اینکه مردم در 9 دی یک نه محکم به اشرافیت سیاسی و اقتصادی گفتند، توضیح داد: در طول سال‌های گذشته شاهد بودیم که برخی حلقه‌ها و طبقه اشراف سیاسی و اقتصادی درحال شکل گیری بود و این عدم رضایت مردم را موجب شده بود؛ این طبقه نماد تبعیض و بی عدالتی در جامعه اسلامی بودند و آحاد مردم مسلمان از وجود چنین طبقه‌ای بسیار ناخرسند هستند.

وی متذکر شد: در طبقه اشراف سیاسی برخی خود را خدای سیاست فرض می‌کردند و به نوعی این حق را برای خود قائل بودند که هر طور می‌توانند برای مردم تصمیم بگیرند و در حقیقت خود را مالک کشور می‌دانستند؛ مردم در این روز به صراحت فریاد زدند که آنها را قبول ندارند و کسی نمی‌تواند برخلاف اعتقادات و مبانی ارزشی ما کاری بکند.

خوجکی در ادامه سخنان خود به نقش خواص در فتنه 88 پرداخت و گفت: سکوت، سقوط و تردید برخی خواص در فتنه ریشه‌های متفاوتی دارد که در یک جامعه شناسی می‌توان به ریشه‌های آن پرداخت؛ به عنوان مثال برخی دچار حب، دنیا، حب فرزند، حب ریاست، حب نفس، شدند و برخی نیز دچار اشتباه تحلیل و خطا در فهم شدند که پرداختن به علت معلول‌های آنها بحث مفصلی را می‌طلبد.

وی در ادامه گفت: بسیاری از خواصی که معتقد به نظام بوده و در چارچوب انقلاب فعالیت می‌کردند دچار تردید شدند و وقتی حضور با بصیرت مردم را در صحنه دیدند راه را پیدا کردند و به دنبال مردم راه افتادند؛ لذا معتقدم که تا زمانی که مردم پای کار نیامده بودند این طیف در تصمیم گیری خود مردد بودند.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی با بیان اینکه برای پرداختن به 9 دی با شعارزدگی پرهیز کرد، گفت: اگر بخواهیم 9 دی را بفهیم باید مردم را بفهیم.

خوجگی در ادامه در خصوص موضوع جمهوریت اسلامی نظام اسلامی گفت: اسلامیت یک بحث جامع و بسیار عمیقی است که جمهوریت را در درون خود دارد و تاکید امام خمینی (ره) نیز بر همین نکته بوده است؛ جمهوریت فقط به معنای مردمی بودن نیست بلکه یک قالب و شکل است لذا مردمی بودن در درون خود اسلام ناب نهفته است.

وی اخلاق، مرزبندی با دشمن در شعار و عمل، اطاعت محض از ولایت فقیه را از ویژگی‌های 9 دی برشمرد و گفت: از پیامدهای دیگر 9 دی بازگشت مردم به هویت سیاسی خودشان برگرفته از سیاست الهی بود علاوه بر اینکه در حقیقتا یک جنبه فتنه 88 تعمیق رابطه امت و امامت بود.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی افزود: برای پیشبرد اهداف جهانی انقلاب اسلامی نمی‌توان فقط به ساختارهای حکومتی بروکراتیک و سازمانی اکتفا کرد؛ آن چیزی که می‌تواند پیام‌های انقلاب اسلامی را به جهان منتقل کند تکیه واقعی به خود مردم است.

خوجگی گفت: مردم در دوران فتنه 88 احساس تکلیف کردند و فهمیدند که باید هم در حوزه فردی و هم در حوزه اجتماعی در صحنه باشند؛ یعنی هم به عنوان یک فرد در 22 خرداد رای دادند و هم در قالب جمع در ۹ دی و صحنه حاضر شدند.

وی به گستاخی حرمت شکنی‌ها و حملات فتنه گران به کیان نظام اسلامی اشاره کرد و گفت: اگر صبر انقلابی مردم نبود در همان مراحل اولیه فتنه 8 ماهه، مردم حساب سران فتنه را در کف دستشان می‌گذاشتند ولی به پیروی از امام خود صبر کردند تا اینکه ماهیت واقعی آنها بر همگان آشکار و حجت بر فتنه گران و فتنه سازان تمام شد و تا حد امکان جذب حداکثری رخ بدهد.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی متذکر شد: مردم انقلابی ایران نمی‌توانستند ببیند که یک طبقه محدود اشراف به خوی استکباری، همه دستاوردهای نظامشان را که با خون شهدا به دست آمده است به یک شب بر باد برود به عبارت بهتر مردم نشان دادند که همواره انقلابی هستند نه افراطی.

خوجگی گفت: در حماسه 9 دی همه طیف‌های مردم با ستوه مختلف ایمانی حضور داشتند و به اندازه آگاهی و تکلیف خود وظایف خود را به انجام رساندند.

وی مهمترین ویژگی 9 دی را تقویت و عیان شدن رابطه امت و امامت دانست و گفت: مردم نشان دادند که با اعتقاد کامل در راستای منویات و اهداف ولایت در حرکت هستند.

این فعال دانشجویی رکن رکین نظام جمهوری اسلامی ایران را ولایت فقیه دانست و گفت: رهبر معظم انقلاب با مدیریت کم نظیر خود در فتنه 88 اثبات کردند که نظام ولایت فقیه یک نظام مترقی و کامل و پاسخگوی به نیازهای اجتماعی، سیاسی اقتصادی و … است.

خوجگی با اشاره به اینکه انتخابات آتی اولین انتخابات بعد از ماجراهای سال 88 است، اضافه کرد: از قاب ۲ پنجره می‌توان به این انتخابات نگاه کرد؛ در نگاه اول این انتخابات اولین انتخابات بعد از فتنه 88 است و در نگاه دیگر این انتخابات اولین انتخابات بعد از ۹ دی یعنی مردمی ترین حماسه سال‌های جمهوری اسلامی است.

وی در تبیین نگاه اول به انتخابات توضیح داد: نگاه اول هر چند که باید در نظر گرفته شود اما نباید در آن غرق شد چراکه این نگاه باعث یک عملکرد انفعالی و نادیده گرفتن فرصت‌های انتخابات می‌شود؛ البته باید عبرت‌های آن را برای انتخابات آتی مدنظر بگیریم.

این فعال دانشجویی با اشاره به حماسه ۹ دی و عملکرد بهتر توده مردم از نخبگان سیاسی گفت: این مردم بودند که با صبر و بصیرت، فتنه را جمع کردند و در حقیقت ۹ دی مهر تأییدی بود بر اینکه مردم مهمترین عامل برای پیشبر اهداف انقلاب هستند.

خوجگی با تأکید بر اینکه احزاب و سایر نهادهای سیاسی-اجتماعی کنونی از پیگیری آرمان‌های والای ملت ایران ناتوانند، افزود: در ۹ دی ملت ایران این ساختارهای حداقلی را کنار زده و خودشان به دفاع از جمهوری اسلامی پرداختند؛ اگر ما از پنجره ۹ دی به انتخابات آتی نگاه کنیم خواهیم دید که مردم چه فرصت عظیمی را جهت پیگیری آرمان‌های مختلف انقلاب اسلامی و مجبور کردن سیاسیون به پیگیری این آرمان‌ها دارند.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی با اشاره به سخنان رهبر انقلاب در مورد چالش در انتخابات آتی اضافه کرد: اول از همه باید بگویم که رهبری فرمودند چالش و نه تهدید؛ امروزه متأسفانه برخی با یک نگاه تهدیدی به انتخابات آتی می‌نگرند. هر انتخاباتی به دلیل افزایش حضور مردم در مباحث سیاسی و نیز تعیین مسئولین جدید کشور ذاتا دارای یک چالش است.

خوجگی در توضیح رویکرد حداکثری ببرای حضور و مشارکت مردم گفت: معنای مشارکت حداکثری مردم صرفا نباید به معنای حضور مردم بر سر صندوق‌های رأی تفسیر شود بلکه مشارکت حداکثری یعنی اینکه مردم قبل از انتخابات با به چالش کشیدن احزاب سیاسی خواسته‌های حقیقی و ناظر به حیطه قانون‌گذاری را از آنها مطالبه کنند و با مقایسه ویژگی‌های کاندیدا با معیارهای یک کاندیدای انقلابی دست به انتخابی آگاهانه بزنند که برای تحقق این امر مردم باید همانند ۹ دی با تقویت کانون‌های مردمی نظیر مساجد به ایفای نقش دینی-سیاسی خود بپردازند.

وی همچنین در توضیح معیارهای یک نماینده مطلوب مجلس شورای اسلامی اظهارداشت: معیارهای یک نماینده انقلابی را می‌توان مواردی همچون تعهد عملی به اسلام، مردمی‌بودن و استکبار ستیزی دانست که با شاخص‌هایی نظیر ساده‌زیستی، چشیدن طعم تلخ فقر و محرومیت و اعتقاد به اسلام مستضعفین نه اسلام اشرافی‌گری و کاخ نشینی، وصل نبودن به حلقه‌های قدرت و ثروت و غیره قابل سنجش می‌باشند.

وی همچنین گفت که مردم نباید صرفا به شعارهای کاندیداها توجه کنند بلکه توجه به سابقه و حتی نحوه تبلیغات را در ارزیابی خود تأثیر بدهند.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی همچنین با انتقاد از لیست‌های سیاسی که در لابی‌های سیاسی بسته می‌شود، افزود: این لیست‌های سیاسی که عموما در نزدیک انتخابات بسته می‌شوند نشانی از عدم اعتقاد واقعی مردم به مردم است؛ احزاب به مردم از قاب لیست‌های سیاسی نگاه می‌کنند و مردم را صرفا برای لیست‌های سیاسی خود می‌پسندند.

خوجگی در خاتمه با اشاره به عدم اعتقاد امام خمینی به رأی دادن لیستی، به سخنان امام در این رابطه اشاره کرد و گفت: امام خمینی(ره) می‌فرمایند”«کى و از کجاست» مطرح نیست، از هر گروهى باشد، حزب باشد یا غیرحزب، نه حزب اسباب این مى‌شود که غیر آن فاسد، و نه صددرصد حزبى بودن باعث صلاح آنهاست.”

نقدينگي در هر ماه هزار ميليارد تومان اضافه مي شود

در نشست هفتگی جنبش عدالت خواه دانشجویی امیر سیاح کارشناس مسائل اقتصادی در خصوص اصلاح قانون هدفمندی یارانه ها بیان داشت: برحسب آمارهای دولت الگوی مصرف در شهرها و روستاها مراکز تولید اصلاح شده است و این اصلاح در کسب و کارهایی که در گروه الگوی مصرف قرار داشته اند قابل لمس است.برای مثال تقاضای پنجره دو جداره بیشتر شده است.
درست است که دهک های پایین وضعشان بهتر شده اما آثاری که باید پیش بینی می شد برای این قانون کم کم دارد بروز می کند که کمترین ان تورم است.

وضعیت تورم مزمن شرایطی یا مالیاتی است که فقرا به ثروتمندان می دهند و در صورتیکه وضع فقرای دهک درآمدی به صورت نسبی بهتر شود نباید انتظار داشت که این روال به صورت مداوم ادامه پیدا کند چرا که زیر بنا دچار اشکال است.
در مورد تعریف قانون هدفمندی یارانه ها در دولت های پیشین بنا به پولی که دولت از فروش نفت ارزان در خلیج فارس به دست می آورد و این وجه را از مردم مطالبه نمی کرد و همچنین بنزین و نفت ارزان درجامعه در اختیار جامعه قرار می گرفت این عدم نفع را یارانه تلقی می کردند و این تعریف نادرستی از یارانه بود.
در دولت بعدی این اجازه به دولت داده شد تا روال قبلی را برهم زند و نرخ بنزین را افزایش دهد و براساس تعریف نادرستی که از یارانه و عدم نفعی که دولت از دریافت نکردن قیمت بین المللی بنزین و نفت و دیگر فرآورده های نفتی از مردم دریافت نمی کرد تلقی می شد که یارانه به مردم تعلق می گیرد که این گونه نبود وتصور می کردند که اسمش یارانه است.
این فرض نادرست اقتصاددانان در تحلیل های اقتصادی است که می گویند ما اثر این حرکت را می سنجیم بر فرض ثابت بودن سایر شرایط. این نظریه که پول بنزین را نقدی به مردم پرداخت کنیم وضع معیشت مردم به فرض ثابت بودن شرایط بهتر می شود نادرست است زیرا به فرض ثابت بودن شرایط می توان دستمزدها را افزایش، تورم را مهار کرد تصمیم درستی نبود.
نکته قابل توجه دیگر اینکه تصور می شد عرضه انعطاف پذیر است می گفتند تولید کنندگان از لحاظ تکنولوژی خود را بالا ببرند و این در صورتی است که عرضه تولید در کشور ضعف تکنولوژیکی دارد و نیازمند زمان است.
قانون هدفمندی یارانه ها تاثیرات مطلوبی داشته که دهک های پایین را غنی کرده و منجر به مصرف بهینه در کشور شده است اما خطری که در نقدینگی و تورم در این روال پیش بینی می شد در حال بروز است و آن خیزی است که نقدینگی در هر ماه هزار میلیارد دارد اضافه می شود و جلوی این باید گرفته شود.
هدفمند نبودن یارانه ها مشکل اصلی کشور نبوده است؛ مشکل اصلی دولت بود زیرا در بستن بودجه مشکل داشت. باید برای هر کالایی به اقتضای خود برنامه ریزی می شد همان طور که قبل از این قانون در بحث بنزین خیلی خوب داشتیم پیش می رفتیم.در موضوع اصلاح یارانه ها باید به صورت جزئی و اختصاصی در همه موارد وارد شویم یعنی بنزین، دارو، برق و گاز هرکدام جداگانه کارشناسی شود و نسخه ای کلی برای آنها پیچیده نشود.

اگر بنزین براساس قانون مدیریت مصرف سوخت پیش می رفت تا سال ۹۱ مشکل بنزین حل می شد. دولت ناچار به هدفمندی یارانه ها شد.به دلیل اینکه مشکل کسری بودجه داشتیم و این بار از دوش دولت برداشته می شد و همچنین به دلیل حجیم بودن دولت در ساختار خود است که باید اصلاح گردد. زمانی که در ساختار دولت ساختمان های پر خرج و عریض و طویل دولتی وجود دارد و سیستم ولخرج است چرا باید به مردم حکم کرد هزینه شرکت های ولخرج دولتی را پرداخت کنند.

تمرکز دولت بر بحث زیرساخت ها مثل راه و برق و … است در حالیکه مطالعات نشان می دهد که امروز مشکل ایران دیگر ساختارهای توسعه نیست بلکه نرم­افزارهای توسعه است. امنیت سرمایه گذاری و حقوق تولید کننده ما دچار مشکل است. تولید کننده اگر شکایتی علیه شخصی که پول او را نمی دهد داشته باشد، سریع به حق خود نمی رسد. امروز نیاز است دولت در سطح نرم افزاری کار کند. دولت می تواند به جای صرف هزینه های کلان در راه و راه سازی با هزینه­ی اندک قوانین و دادگاه­ها را تقویت کند تا امنیت و حقوق افراد را تأمین نمایند تا در نتیجه­ی آن افراد اقتصاد مملکت را گسترش دهند.

در ادامه این نشست احسان خاندوزی با بیان این نکته که اطلاعات ما محدود به اعلام رسمی مراجع قانونی می باشد ادامه داد که این مسئله ای قدیمی است اما در سالهای اخیر این بخل اطلاعاتی تشدید شده است.

در بحث اتلاف انرژی در بخش خانگی و تولید صرفه جویی داشتیم به این معنی که اگر روند گذشته ادامه پیدا می کرد افزایش مصرف داشتیم.
در جلوگیری از قاچاق حامل های انرژی طرح هدفمندی یارانه ها موفق عمل کرده است. اگر چه اخیرا در بحث گازوئیل به علت عدم ثبات بازار منطقه جذابیت هایی برای قاچاق پیش آمده است. همچنین در مورد واردات بنزین هم با توجه به مسائل تحریم موفق بوده ایم.

در مورد پیش بینی مبنی بر اینکه 12 ماه بعد از اجرای طرح تورم حدود 36 درصد خواهیم داشت و با توجه به آمار 24 درصدی بانک مرکزی هنوز آن پیش بینی را قابل دفاع می دانم. ما عواملی مثل کنترل قیمت ها با فشار بر تولید کننده را در نظر نگرفته بودیم.
قرار نبود اقلامی کالا تثبیت و تعدادی افزایش یابد و این سیاست دو گانه است و نتیجه تاثیر آن در تولید کننده داخلی تمایل به واردات و قاچاق و کاهش کارهای تولیدی است.
بالا بردن هزینه تولید در مقابل کمک نکردن به تولید کننده مخصوصا توسط سیستم بانکی که بتواند ضعف تولید کننده را جبران کند باید صورت می گرفت و این اتفاق تا به حال رخ نداده است.
می توانستیم پوشش های بیمه ای را کامل تر در کشور تقویت کنیم و بیمه بیکاری را ارتقا دهیم که به مانند ضربه گیری برای مردم در قبال افزایش قیمت ها باشد و کمک های نقدی را به صورت بهینه تر مصرف کنیم.
این تفکیک ربطی به روستایی و شهری بودن ندارد چرا که در حاشیه بعضی شهرها این کمبودها بیشتر از روستاها نمایان می شود.
در خانواده های پرجمعیت روستایی با دریافتی چند صد هزار تومان انگیزه کار تولیدی از آنها گرفته شده است و از لحاظ انگیزه هایی که ایجاد می کند مخرب عمل کرده و دولت باید سقف جمعیتی را هم در نظر بگیرد.

این ادعا که 80 درصد مردم وضعشان بهتر شده است را نمی توان بی دلیل پذیرفت. تورم برای طبقات ضعیف تهرانی بیش از 24 درصد و برای ضعفای شهرهای دورتر بیش تر از آن هم است. ۳۰ درصد کاهش قدرت خرید ایجاد شده است و ۲۵۰ هزار تومان قدرت خرید کاهش پیدا کرده و این در صورتی است که ۱۵۰ هزار تومان به نقدینگی ها اضافه شده و این به معنی توهم پول داشتن مردم است. این در کوتاه مدت جواب می دهد و در بلند مدت نمی توان به آن دل بست. در راه کارها باید به انقباض نقدینگی توجه شود.

در انتها به نظر من اگر مشکل بودجه­ای هم نداشتیم باید وارد بحث یارانه­ ها می شدیم و آن وضع اشتباه را سامان میدادیم چرا که نه باعث رشد می شد و نه به عدالت کمک می کرد.

امام برای تزیین نیست!/ در نگاه امام لیستی رأی دادن مردود است

مصاحبه عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه با نشریه خط امام:

– چه مطالبی برای امام تا حالا نوشته­اید و بیشتر با چه موضوعاتی بوده است؟ شاید بهتر باید بگویم چه چیزی باعث شد که دغدغه کار کردن روی مباحث امام را پیدا کنید؟

– عامل اولیه ایجاد دغدغه در من این بود که وقتی ما به سخنان و سیره امام خمینی مخصوصاً متونی که در صحیفه جلد بیست و بیست و یک بود و سال­های پایانی عمر امام یعنی سال­های ۶۶ و ۶۷ و ۶۸ ایراد شده بودند رجوع میکردیم می­ دیدم که امام با سایر علما و سیاسیونی که ما می­بینیم تفاوت­های زیادی دارد؛ و همچنین یک تفاوت­هایی دارد با آن امامی که در حال معرفی شدن است. مثلاً آنچه در تریبون­ها، در دهه فجر ویا  حوالی ۱۴ خرداد که سالروز رحلت امام هست و یا آنچه توسط سیاسیون و یا سایر چهره­های فرهنگی مطرح می­شد، می­دیدیم که این با آنچه که خود حضرت امام می­گفت تفاوت­هایی دارد.می دیدیم که تناسبی را که امام رعایت کرده و یا ضریب­هایی که به بعضی موارد می­دهد را کسانی که داعیه دارآرمانهای امام خمینی هستند در عرصة سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و غیره رعایت نکرده­اند و یا اصلا به آن اعتقادی ندارند.

– مثلاً دقیقاً چه چیزهایی بود؟

– مثلاً در مجموعه‌های دانشجویی ما پیام بسیج امام را می­خواندیم، یک جملة معروفی دارد که بسیج شجرة طیبه است، این را همه جا دیده­ایم، بعد در یکی دو جمله بعد برای بسیجی مؤلفه می­آورد؛ بسیجی ضدتحجر، ضد پول پرستی، ضد مقدس نمایی است. ما این گزاره را هیچ کجا نمی­بینیم، و این پارامتر اصلاً مطرح نمی­شود، ویا مخالفت با اشرافیت، مخالفت با سرمایه­داری؛ اینها مواردی است که اتفاقاً امام روی آنها تأکید می­کند. و یا مثلاً اسلام ناب و اسلام آمریکایی، از مهمترین واژگانی است که که در گفتار و اندیشة امام کاملاً مشخص بوده و بعد یک سلسله مواردی را برای اسلام ناب مطرح می­کرده و یک سلسله موارد را برای اسلام امریکایی، ولی الان تقسیم بندی اسلام ناب و اسلام آمریکایی محجور مانده و خیلی کم استفاده می­شود مگر اینکه مثلاً در دعواهای سیاسی بخواهد باب بشود.

ما برای شروع مطالعه مباحث امام، با پیام­های مناسبتی و یا پیام­هایی که به اقشار خاصی می­دادند شروع می­کردیم؛ مثل پیام به هنرمندان که امام در آنجا تأکید می­کنند که “تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی – صلی الله علیه و آله و سلم – اسلام ائمه هدی – علیهم السلام – اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت‌ها باشد.”این پیامها نظیر منشور روحانیت، جام زهر، منشور برادری، پیام به هنرمندان و .. نقطه­ای بود برای شروع ما. که در هر کدام از اینها می‌فهمیدیم که فاصله‌ی زیادی وجود داد بین آنچه امام گفته است و آنچه می‌گویند امام گفته است. کاری ما این بود که به نسخه اصلی امام مراجعه کردیم.

– تا بحال چه کارهایی در این زمینه  انجام دادید؟

ما سعی میکردیم که در فضای دانشگاه دانشجویان به طور مستقیم با متون و سخنان امام ارتباط برقرار کنند. و برای این هدف چندینقالب قابل استفاده بود؛ از اولین قالب­هایی که ما فکر می­کردیم عمومی است و دانشجویان زود می­توانند با آن ارتباط برقرار کنند قالب جزوات بود. یعنی ما برخی از پیام های امام را  بصورت جزوه درآوریم و بین دانشجویان توزیع کنیم و یا حلقه‌های مطالعاتی پیرامون آنها تشکیل دهیم پیامهایی نظیر پیام قطعنامه، پیام به بسیج، پیام به هنرمندان، منشور روحانیت، منشور برادری و بقیة موارد.

– چند تاست؟

– به نظرم ۶-۷ تا می­شود.

گزینه دوم این بود که ما در بررسی اندیشه امام می­دیدیم که چند تا از گزاره­ها شاه­کلید بحث امام است. یکی از مواردی که ما بیش از سایر موارد می‌دیدیم سرفصل اسلام ناب و اسلام آمریکایی بود. که امام در سخنان و پیامهای مختلفشان پارامترهای این سرفصلها را بر میشمارند. برای مثال در پیام قطعنامه پارامترهای اسلام آمریکایی را مواردی چون اسلامذلت و نکبت و یا حاکمیت سرمایه و سرمایه‌داران بر مظلومین و بسیاری موارد دیگر برمی‌شمارند. در این موارد هم جزواتی نظیر جزوه اسلام ناب یک و دو که گزیده‌ای از سخنان امام خمینی با همین شاه‌کلید بود تولید شد.

فعالیت ما در گام بعدی پیوند زدن این مباحث با وظایف جنبش دانشجویی بود. جنبش دانشجویی ویژگی­هایی دارد که یک ویژگی بارز آن آرمانخواهی است و این آرمانها و حس آرمان خواهی را باید در این شرایط برای اینکه دانشجو در محافظه­ کاری گیر نکند به او نشان داد و این آرمانخواهی را می­توان در پیام­های امام نشان داد. برای مثال امام در پایان جنگ، در حالی که شاید برخی احتمالا به دنبال عافیت‌طلبی بودند، صحبت از آرمانهای والا و جنگ دیگری به نام جنگ فقر و غنا میکند. این مباحث باعث زنده شدن حس آرمانخواهی در جوانان می‌شود. هر چند که به علت جوانی این روحیه تا حدی نیز وجود دارد.

– پس روی پیام­های امام کار کردید، دوره­های مباحثه شما به چه شکلی بوده است؟

محوریت اصلی همین جزوات بود. جزوه برای انتشار عمومی و آشنایی اولیه مخاطب با مباحث امام صورت می­گرفت. بعد خیلی از دانشجویان می‌آمدند می­گفتند که آیا امام چنین مباحثی هم دارد؟! برای مثال برخی می‌آمدند و می‌گفتند که “من فکر می­کردم که امام یک عارف گوشه­نشین بوده”! یکی می‌آمد و می‌گفت که یعنی چی اینکه امام می‌گوید “خوندلی که پدر پیرتان از دست این متتحجرین خورده است از هیچ دسته‌ای نخورده است” یا مواردی از این دست که برای خیلی از دانشجوها جذاب بود. قدم اول ما این بود که دانشجوها را با خود صحبت­های امام آشنا می­کردیم.بعد از این ما جلسه­ های بحث و گفتگو داشتیم. یعنی کنار این مباحث بچه­ ها می­آمدند، جلسه تشکیل می­دادند، هرکس صحبت­ها و برداشت­های خود را بیان می­کرد، در این فضا ممکن بود برای بعضی­ها سؤالاتی پیش بیاید.برای مثال عرض می‌کنم که مثلا مطرح مشد معنی جنگ فقر و غنا چیست؟ این با نگرش مارکسیستی چه تفاوتی دارد؟ خود این مباحثه­ها این زمینه را بوجود می­آورد که سؤالات بچه ­ها مطرح شود، چالش جدی صورت بگیرد، بقولی در آن فضا آزاد فکری باشد و هر کس علاوه بر سوال نظرش را هم بگوید. درنهایت ما هر دو سه جلسه از یک استاد استفاده می­کردیم تا کسانی که روی کل آثار امام مطالعه داشته­اند این شرایط را برای ما توضیح بیشتری بدهند.

– یعنی یک پیش مباحثه­ای می­شد و بعد با یک استادی صحبت می­شد؟

– بله، یعنی خود متون محور قرار می­گرفت، بچه­ ها صحبت می­کردند و هرچند جلسه­ای یک استاد می­آمد و به سؤالات بچه­ ها جواب می­داد. ولی آنجا هم همان حالت چالشی حفظ می­شد.

مبحث دیگر این بود که اصلاً خود ما شروع به خواندن بیست و یک جلد صحیفه می­کردیم، یعنی کارگروه شکل می­گرفت با محوریت خواندن بیست و یک جلد. کاری که ما انجام می­دادیم این بود که مثلاً جلد یک را به چند قسمت تقسیم می­کردیم و بعد مثلاً سهم هرکسی پنجاه صفحه می­شد که خواندن پنجاه صفحه در یک هفته کار خاصی نیست، نکات مهم و برداشت­ها و سوالات .. استخراج و ثبت می‌شد، بعد در جلسه هرکس می­گفت مثلاً در این پنجاه صفحه من این محورهای مهم را پیدا کردم، این سؤالات من بوده، این مواردی بوده که درس گرفتم و… .

البته این روش باید در کنار الزاماتی باشد برای مثا یک نکته که باید درنظر گرفته شود این است که دانشجویان باید برهه­ های تاریخی را نیز نگاه کنند. چند مبحث وجود دارد؛ یکی اینکه نگاه تاریخی را حفظ کنند، چون بالاخره امام یک شخصیتی بوده که متناسب با فضای سیاسی و اجتماعی آن موقع صحبت می­کرد. مثلاً امام در جایی می­گوید اعلی­حضرت شاه، کسانی که یک نگاه کاملی به اندیشه دینی و نیز سیر تاریخی مبارزه نداشته باشند تعجب می­کنند که چرا امام گفت اعلی­حضرت شاه؟! مگر امام با شاه مخالف نبود؟! این مسئله برای خیلی از بچه­ ها رخ می­دهد. لذا در چنین زمان­هایی استاد حضور پیدا می­کرد.

– حالا که این مسئله را مطرح کردید پس دلیل اعلی حضرت گفتن امام را هم بفرمایید.

– امام برای اینکه هم همیاری مردم را داشته باشد و بتواند فضای مردمی را توجیه کند و هم اینکه بالاخره مراحل امربه معروف این است که اول کار بگوید آقای شاه مثلاً این کار را نکن، و مرحله به مرحله شدت عمل را بیشتر کند. درنهایت امام اندیشه دینی را کامل مطرح می­کند می­گویدو ذهنیت مردم را می­سازد که اصلاً اسلام با شاهنشاهی مخالف است.

در خیلی از موارد هم جوابها در لابه‌لای سخنان امام موجود است. مثلاً امام درمواردی به چیزهایی استناد می­کند و اگر کسی بخواند می­گوید اینها که اصلاً در اندیشة دینی مطرح نیست. مثلا مگر ما با قانون اساسی آن موقع موافق بودیم که امام به آن استناد می‌کند؟! بعد امام خودش پاسخ می­دهد که من بنا به قاعدة “ألْزِموُهُمْبِماألْزَموُاعَلَیْهِأنْفُسَهُمْ” دارم این کار را انجام می­دهم، که اگر شاه به همین قانون اساسی هم پایبند بود نباید اینگونه عمل میکرد. ممکن است بعضی وقت­­ها سؤالاتی ایجاد شود که چرا چنین مباحثی از این دست اتفاق افتاد که با درنظر گرفتن شرایط تاریخی و هم درنظر گرفتن اندیشة دینی امام (که کار متخصصین امر است) قابل حل است. و همچنین تجربه­ ای که ما داشتیم نشان داده است که اگر کسی بتواند یک چارچوب فکری از شهید مطهری داشته باشد معمولاً درک صحبت­های امام و روند تاریخی امام برای او خیلی راحت­تر است.

قالب دیگری که می­توانیم پیگیری کنیم این است که محوریت را فضای سیاسی-اجتماعی آن موقع بگذاریم که کنار آن صحبت­های امام مطرح می­شود. چرا این را پیگیری می­کردیم؟ زیرا همزمان با حرکت امام جریان­های دیگری فعال بودند، جریان­های ملی مذهبی بودند، جریان­های مارکسیستی-کمونیستی بودند، جریان­های روشنفکری بودند، این موارد هستند، اما می­بینیم که هیچکدام از آن­ها توانایی جذب این تودة مردم را نداشتند. بالاخره آن چیزی که مردم را پای کار آورد اندیشة دینی بود و مطمئناً هم به رهبری امام خمینی بود. مقایسة تطبیقی بین این جریان­ها مؤلفه­های امام را خیلی بیشتر مشخص می­کند. مثلاً این مؤلفه­ ها چه بود؟ برای مثال یک مورد مردمی بودن امام است، اینکه مخاطب امام مردم بود و نه یک عده خواص، اینکه انقلاب را با مردم می­توان پیش برد. این قضیه در اندیشة سیاسی امام هم مطرح می­شود و کلمة جمهوری کنار اسلامیت قرار می­گیرد و بعد می­بینیم که اصلاً مردمی بودن مبتنی بر خود اسلام است، کجا مطرح می­شود؟ آنجا که امام می­گوید کلمة دموکراسی­ها اگر باشد این به معنی این است که اسلام مردم ندارد و این توهین به اسلام است.و مباحث دیگر نظیر ضدیت با استکبار و استبداد به طور همزمان، عدم وحدت سیاسی با هر گروه و عقیده‌ای، تحجر ستیزی، التقاط ستیزی و غیره از جمله قسمتی از این مولفه‌هاست.

معیارهای دیگری هم هست که کنار این مباحث مطرح می­شود. چه زمانی می­توانیم به این مؤلفه­ ها و معیارها بهتر برسیم و آن­ها را بهتر درک کنیم؟ زمانیکه مقایسه تطبیقی انجام دهیم؛ یعنی خواندن تاریخ و جریان­شناسی گروه‌های آن موقع و مقایسه هر کدام با خط اصیل نهضت امام خمینی.

– آیا به شاخص­هایی هم می­رسیدید؟

– بله، اگر بخواهیم فایده­هایی که در این کار است را نام ببریم اولین نکته­ای که گفتم همین بحث پیدا کردن آرمان­های اسلامی است که مخصوصاً هرچه با زندگی امام جلو می­رویم و شرایط عوض می­شود امام آرمان­ها را کامل و اهداف را واضح‌تر مطرح می­کند.پس یکی مبحث پیدا کردن آرمان­های انقلاب اسلامی و شاخص‌های حرکت جمهوری اسلامی است. یکی دیگر از مزایای این مطالعات این بود که جایگاه و اولویت‌بندی ارزشها و آرمانها نیز به دست می‌آمد. برای مثال حال که نزدیک انتخابات نیز هستیم، میتوان به سخنان امام روح الله مراجعه کرد و مشاهده کرد که امام برای یک نماینده اصلح چه شاخص‌هایی را مطرح می‌کنند.

دومین چیزی که عاید خوانندگان می­شود این است که مبتنی بر اندیشه دینی و در فضاهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و غیره ما چگونه عملکردی باید داشته باشیم. هر فردی من جمله دانشجویان نیاز به یک­سری اصول برای حرکت در فضای سیاسی-اجتماعی دارند، این قواعد را از کجا باید درآورد؟ خیلی از موارد تدوین نشده است که دانشجوها با مطالعه و دقت در آثار و سیره امام این قواعد و اصول را استخراج میکردند. البته باید با این وجهه هم نگاه کرد که امام یک عارف بود، امام یک فقیه بود، امام یک سیاستمدار بود. امام نمونه یک سیاست اسلامی و انقلابی را به نمایش گذاشت و بدست آوردن این مولفه‌ها یکی از مهمترین فایده­ های مأنوس بودن با صحبت­های حضرت امام است. و البته پس از آن این موارد نیز با اساتید در میان گذاشته می‌شد و مباحث با استفاده از آنها تکمیل می‌شد.

– استادان چه کسانی بودند؟

– گاهی اوقات اساتید در هرجلسه ثابت بودند نظیر برخی جلسات که از آقایان ترکش‌دوز یا کوشکی استفاده می‌شد و گاهی نیز به صورت موضوعی به اساتید مختلف یا آثارشان رجوع می‌شد نظیر خانم رجایی­فر، حجت السلام غریبرضا، حجت الاسلام نبوی، سردار قاسمی و غیره. و نیز مجموعه­هایی هم بودند که روی این مبحث کار کرده بودند و از آنها استفاده می­کردیم (مثل برخی مجموعه‌هایی در دانشگاه امام صادق) و قسمتی هم کارهای تدوینی خود بچه­ها بود مثل همان جزوه اسلام ناب که تولیدی کانون قرآن عترت دانشگاه زاهدان بود.

– فضای دانشجویی فعلی در مورد امام چگونه است و نقاط قوت و ضعف آن چه چیزهایی است؟ فضای دانشجویی در مورد امام چگونه فکر می­کند و چه کاری باید انجام دهد؟ آیا فضای خوبی دارید و ارتقاء یافته است؟

– باید آن را نسبی درنظر گرفت. در این چند سال اخیر حبّ و دلبستگی دانشجویان نسبت به امام افزایش پیدا کرده است. یعنی اگر جریان­های دانشجویی را با مثلاً ۷-۸ سال گذشته مقایسه کنیم می­ بینیم که در آن موقع جریان­های دانشجویی جدی بودند که اصلاً امام را نقض می­کردند و یا چهره­های سیاسی می­دیدیم که می­گفتند مثلاً امام  برای موزه­ها خوب است. اما بعد از آن می­ بینیم که شرایط عوض می­شود، یعنی با پیشرفت زمان دیده می­شود که حبّ ملت درحال افزایش است. اما این مسئله ما را بی­نیاز آسیب­شناسی نمی‌کند.

یکی از این محورها این است که چقدر برخورد ما شعاری است؟ یعنی مثلاً می­گوییم امام را دوست داریم، چه جور دوست داشتنی؟ دوست داشتن برای قاب عکس! امام برای این نیست که بَک­گراند گوشی یا صفحه لپ­تاپمان باشد، امام برای این نیست که عکس ایشان وسیلة تزئین اتاقمان باشد، امام برای این است که اصول آن را بخوانیم و با آن عمل کنیم. اصلا مباحث امام وآرمان‌هایش یک سبک زندگی و سبک عمل به ما می­دهد.

لذا درست است که از امام یک­سری شعارها و آرمان­ها گرفته شده اما گاهی احساس می‌شود که فضای دانشجویی به یک فضای شعارزده نزدیک شده است. ما باید هم عمق را بیشتر کنیم و این آرمانها را در زندگی شخصی و سیاسی و یا ابعاد مختلف جمهری اسلامی پیاده کنیم. یعنی اول شناختن چارچوب و نظام فکری امام که در این برهه زمانی برای ما خیلی اولویت دارد. و دوم اینکه بفهمیم آرمانها و الگوی امام در فضای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و غیره چه بوده‌است؟ سوم اینکه هم این آرمان‌ها را در حیطه خودمان اجرا کنیم و در حیطه‌های غیر مربوط به خودمان از مسئولینش مطالبه کنیم.

– چه مباحثی در اندیشة حضرت امام وجود دارد که چالش­برانگیز است؟ یعنی در دانشگاه­ها و فضای آکادمیک یک مناقشة جدی است که باید روی آن کار شود؟

– اول از همه چون کلمه مناقشه را آوردید یک نکته را بگویم و آن اینکه ترس ما این است که امام خرج یک­سری مناقشات سیاسی بشود. این ترسی بوده که در این ۳ سال حداقل برای من وجود داشته است، اینکه فضای سیاسی دوباره یک گوشه­ای از شخصیت امام را برای بحث دیگری بگیرد و سایر مباحث را رها کند و امام مظلوم واقع شود، این اولین بحث است.و با توجه به سابقه‌ی حضور دانشگاه میگویم که هرمقداری که روی اندیشه و آرمان‌های امام کار بشود کم است. فقط باید این الزام را داشته باشد که اگر می‌خواهد روی امام کار بشود همه ابعاد اندیشه امام مطرح شود و جامعیتش حفظ شود و از امام سوء استفاده برای مقاصد سیاسی نشود.اگر بخواهیم صادقانه بگوییم امام در خیلی از روابط و برداشت‌هایی که برای ما عادی و تبدیل به اصول شده بود چالش کرد. امام مبتنی بر اندیشه انقلابی شیعی چالشهایی در قرن ایجاد کرد که هنوز که هنوز است باید روی آنها کار شود. و چون این چالش‌ها منافع افرادی از مسکتبران خارجی تا زالوصفتان و ملتقطان و متحجران و مرفهان بی‌درد و … را هدف قرار داده بود در حیطه‌های مختلف مناقشات جدی بین جبهه امام و سایر جبهه‌ها وجود دارد. و اینجاست که باید علاوه بر اثبات حقانیت مباحث مطرح شده توسط امام و نیز عمق تئوریک آنها، ساز و کارهای رسیدن به آن آرمانها را نیز بدست آوریم. همچنین به نظرم برای جلوگیری از تبدیل صحبت‌های امام به برچسب های سیاسی، مجموعه‌های دانشگاهی و حوزوی باید مباحث و کلیدواژه‌های تولیدی امام خمینی را مبتنی بر نظام فکری خود ایشان تفسیر و تبیین کنند تا هر کسی با هر نیتی نخواهد از امام در جهت منافع شخصی‌اش استفاده ببرد.

– آیا در مورد انتخابات آینده صحبتی دارید؟ شاخص­های امام، شاخص­های خط امام؟

– شاخص‌های امام در بین صحبتهای خود امام موجود است و باید به همانها رجوع کرد که اخیرا جنبش عدالتخواه دانشجویی جزوه‌ای با موضوع صحبتهای امام خمینی در مورد انتخابات مجلس و وظایف کاندیداها و مردم، به نام «انتخاب روشن» تهیه کردن است که از روی سایت عدالتخواهی قابل دریافت است. اما به نظرم با توجه به شرایط کنونی چند نکته اهمیت بیشتری می‌یابد. اول از همه اینکه این را باید مردم و دانشجویان ما بدانند که در نگاه امام خمینی، رأی دادن لیستی امری مردود بود. امام در این زمینه می‌فرمایند که: “«کى و از کجاست» مطرح نیست، از هر گروهى باشد، حزب باشد یا غیرحزب، نه حزب اسباب این مى شود که غیر آن فاسد، و نه صددرصد حزبى بودن باعث صلاح آنهاست”. و البته امام معیارهای کاندیدای اصلح را نیز تعیین می‌کند. امام انتخابات را صرفا جولانگاه سیاسی چند حزب و کاندیدا نمیدانست بلکه انتخابات را عرصه‌ای برای حضور آزادانه و آگاهانه مردم می‌دانست تا مردم با شناخت درستی از کاندیداهای موجود به آنهایی رأی دهند که اصلح باشند. مهمترین این معیارها به نظرم عبارتند از تعهد به اسلام، شناختن سیاست و احتیاجات و مصالح و مفاسد کشور، لمس طعم تلخ فقر و محرومیت و اعتقاد به سیاست «نه شرقی، نه غربی». همچنین در مورد حضور آزادانه مردم می‌فرمایند :” مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند و هیچ فرد و یا گروه و دسته ای حق تحمیل فرد و یا افرادی را به مردم ندارند.” که به نظرم این مورد اخیر نیز از مواردی است که این چند روزه باید دوباره برای گروههای مختلف مخصوصا رسانه‌ها و احزاب سیاسی مورد بازخوانی قرار گیرد.

به نظر انتخابات هرچند در ظاهر یک مقطعی برای تعیین شدن چند نماینده مجلس است اما “فرصت” بسیار خوبی برای مطرح شدن معیارهای خط امام در جامعه و سنجش میزان سنخیت هر فرد و کاندیدا با آن است. در مقطع انتخابات درگیر شدن در مباحث سیاسی سطحی نتیجه‌ای جز غفلت از فرصت مهمی چون مطرح کردن شاخص‌های اسلام ناب در بر ندارد.

منبع: نشریه خط امام؛ بنیاد تبیین اندیشه‌های امام خمینی در دانشگاه‌ها

تخذیر تصویری

چندی پیش به نقل از خبرگزاری ها معاونت سیما خبر از تأسیس یک شبکه ی جدید فیلم و سریال را در پاییز امسال اعلام کرد1. افتتاح این شبکه (و شبکه ورزش و پویانمایی) در ادامه ی موج جدیدی از ایجاد شبکه هایی مانند آی فیلم،مستند و شما است که به زعم برخی در جهت مقابله ی با شبکه های ماهواره ای صورت می گیرد. اما آنچه به حمد الهی در این مقاله به آن می پردازیم،بحث سرگرمی و رابطه ی آن با رسانه ی دینی است.

به نظر نگارنده تا وقتی که به این سؤال پاسخ ندهیم که «سرگرم سازی چه نقشی در یک رسانه ی دینی خواهد داشت؟» نمی توانیم رسانه ای داشته باشیم که در راستای انقلاب اسلامی حرکت کند و بتواند شاخصه های رسانه ی اسلامی معیار را بروز دهد. باید اذعان کرد یکی از مهم ترین دلایل تأسیس و موفقیت نسبی شبکه های خارج نشین که در طی دوسال پس از انتخابات به شکل فزاینده ای رشد کرده اند،سیاست های صدا و سیمای خودمان است2.

آیا به صرف اینکه روزانه چهار-پنج سریال پخش کنیم و یا در آخر هفته 10 فیلم از شبکه های مختلف ارائه  دهیم و مردم را بر سر جایشان میخ کوب کنیم به طوری که حتی هوس عوض کردن کانال را هم به مخیله خطور ندهد،می توان گفت که رسانه ی موفقی داریم؟ آیا به صرف اقبال عمومی به برنامه ای،می توان آن را برنامه ای مناسب تلقی کرد؟ این سؤالی که باید از مسؤلانی پرسید که در تقدیرهای خود از برخی برنامه ها،میزان استقبال مخاطب را معیار قرار می دهند و مجموعه ای پر ایراد و مبتذل را شایسته ی تقدیر می دانند3.

برخی از غربی ها حالت مغز را در هنگام تماشای تلویزیون حالت امواج آلفا می دانند4 . اما به جای این تعبیر به نظر علمی،بهتر است از تعابیر معرفتی خودمان بهره بگیریم: غفلت. باید بپرسیم که در حال حاضر چه برنامه ای جذاب محسوب می شود ؟5 به طور مثال سریالی جذاب محسوب می گردد که در پی پخش خودش تمام توجه و به اصطلاح حواس شما را به خودش معطوف کند و رشته ی افکار شما را در طی داستان سرایی خویش با یک حس تعلیق به دنبال خود بکشاند. این کشش در سریال ها به صورتی است که در طی پخش به تماشای آن می نشینیم  و بعد از اتمام یک قسمت،مترصد و خمار رسیدن قسمت دیگری می شویم. این خود یک حالت اعتیاد است6. سکر و مستی و غفلتی که در اثر دیدن مداوم برنامه های تلویزیون و سپردن طایر خیال و قلب به سازندگان برنامه ها و قرار گرفتن در موضع انفعالی،برای انسان حادث می شود،مانند مخدری است که اثر شدیدی بر ذهن انسان می گذارد؛ هر چند که بروز جسمی نداشته باشد. این حالت به گونه ای است که تمرکز قوای خیال را از انسان می رباید و قوه ی فکر انسان را مختل می کند. و چه چیزی گران بها تر برای انسان از تفکر در احوال خویش؟7 این غفلت در نگاه اسلام امری مکروه و ناپسند شمرده شده است، به خصوص در ازمنه و امکنه ی خاص. شاید از این جهت باشد که شعر خواندن در شب و روز جمعه مکروه است.8

اما در زمانی زندگی می کنیم که قهراً با تمدنی مواجه هستیم که اغلب آدمیان را قالبی یکسان نواخته است. قالبی که انسان را از آسمان بریده،وجود غیب را بی معنا تلقی می کند و مفهمو مقدس را امری خودساخته می پندارد و آدم را هرچه بیشتر به زمین چسبانده و به تمتع در لذات حیوانی مشتاق کرده است و پیروی از نفس اماره را شرافت خویش معنا می کند. سال هاست که مردم در مغرب زمین ساز زندگی خود را با آهنگ دل خراش زرسالاران و سرمایه دارن  کوک می کنند و عنان زندگی خویش را در دستان کسانی می بینند که بیش از همه،فزون خواهی و ماجراجویی نفس اماره ی خود را دنبال می کنند. دیگر قرار نیست مردم زمانی از خواب برخیزند که آفتاب صدایشان می کند،بلکه باید زمانی برخیزند که قرار است به موقع به خدمت اربابان پیدا و پنهان خویش برسند. در فضایی که شیوه ی زندگی غربی حکم براند، خواب مردم را برنامه های سرگرم کننده تلویزیون تعیین می کند و بیداری آنها را ساعت کار ادارات.

شاید پر کردن وقت برای کسانی که داعیه ی اخلاد در زمین دارند9 و به پرواز در آسمان معنا نمی اندیشند،شیرین پنداشته شود و برنامه های رنگارنگ و متنوع و سرگرم کننده (همان غفلت زا) برای فرورفتگان در کثرت های دنیا مطلوب و موجه باشد تا این غفلت بتواند ساعتی دیگر جان شان را از غربتی که در آن گرفتارند،نجات دهد و باز هم چشم آن ها را در مقابل حقایقی که با آن رو به رو هستند،کور نگه دارد.10 و چه حقیقتی چون مرگ بر بچه های آدم سایه افکنده است و شاید بشر از هیچ چیزی مانند مرگ نگریخته،در حالی که دیر یا زود او را در مرگ او در می رباید.11 اما برای کسی که می خواهد بر طبق شریعت محمدی-صلی الله علیه و آله- زندگی  کند،به هیچ وجه این غفلت مداوم مناسب نیست.12 بله، در صورتی که برنامه سازانی داشته باشیم که انسان شناس باشند و جایگاه انسان را بدانند و بتوانند محصولاتی تولید کنند که مفاهیم والای الهی را در قالب های هنری به دیگران ارائه دهند و به جای مخاطب قرار دادن بعد حیوانی او ،با بعد الهی او مخاطبه کنند و بیننده را درگیر خیالات و توهمات سازنده و خود بیننده نکنند، وقت برای آن ها موافق بود. بنابراین بهتر است تکلیف خود را با رسالت رسانه در نظام دینی و تفاوت های آن با یک شبکه ی غیرالهی روشن کنیم و ببینیم که آیا با این سرمایه های فکری  و انسانی می شود شبکه ی دیگری تأسیس کرد؟ و پرکردن ذهن و وقت مردم به هر جهت مناسب است، یا باید به آنها قدرت تفکر بخشید؟ و در صورت دوم شاید به این همه برنامه نیازی نباشد.

پی نوشت ها :

  1. رجوع کنید به خبرگزاری ها
  2. شبکه های فارسی 1 ، من و تو ، بی ام سی موسیقی و خانواده ، زمزمه ، یورونیوز فارسی در طی تقریباً دو سال اخیر افتتاح شده اند.
  3. برای نمونه تقدیر از چنین مجموعه هایی می توان به تقدیر از مجموعه خنده بازار بعد از ماه رمضان اشاره کرد ، که در آن معاون سیما خواستار تهیه ی این مجموعه برای نوروز 91 و 92 هم می شود.
  4. امواج آلفا سطحی از امواج مغزی است که فرکانس آن نصف فرکانس امواج مغز ، در حالت بیداری کامل است. فرکانس امواج مغزی در خواب به 7 تا 14 سیکل در ثانیه کاهش می یابد که این همان سطح آلفاست. در واقع حالتی از یک خواب سبک . امواج آلفا توسط روانشناسی به نام هاسبرگر در حدود سال 1908 کشف شد.
  5. با وجود مقاله ی شهید بزرگوار آوینی به نام «جذابیت در سینما» توضیح بیشتر اضافی است.
  6. برای نمونه می توانید به مطالعات کافمن در این زمینه مراجعه کنید.
  7. برای مثال درباره ی تفکر از معصومین نقل شده است :امام حسن عسکری-علیه السلام-:عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست،بلکه (حقیقت)عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.تحت العقول صفحه ی 448.یا امام صادق- علیه السلام-فرمودند:برترین عبادت مداومت نمودن بر تفکر درباره ی خداوند و قدرت اوست.اصول کافی جلد2.باب تفکر.
  8. در مفاتیح از اعمال شب جمعه ترک شعر خواندن در شب و روز جمعه آمده است. وسائل شیعه جلد 7) از این مطلب شاید بتوان به ناپسند بودن مشغول شدن به هر کار لهو مانند سریال بیهوده دیدن در اوقات مخصوصی مانند شب و روز پی برد! البته بسیاری از مراجع و علما مطالبی مانند مدح و مرثیه ی اهل بیت و شعر های مناسب را از این قاعده مستثنی می دانند. برای نمونه به استفتاء از برخی از مراجع و هم چنین به جلد اول نکته های ناب مرحوم آیت الله بهجت، نکته ی 458 رجوع بفرمایید.
  9. و اگر می خواستیم قدر او را به خاطر آن]عملش به آیات[بلند می داشتیم . ولی او به دنیا ]و پستی[گرایید  از هوای نفس خویش پیروی کرد ، آری داستان او همچون داستان سگ است که اگر به حمله آوری، زبان از دهان بیرون می آورد و اگر هم او را]به حال خود[واگذاری، باز زبان از دهان بیرون می آورد ، این داستان دروغ انگاران آیات ماست. پس برایشان این پند و داستان ما را بخوان، باشد که اندیشه کنند، سوره ی اعراف، آیه ی 176.
  10. به راستی که از این امر در غفلت بودی و حال پرده ات را از تو برطرف ساخته ایم، و امروز دیده ات تیزبین است.سوره ی ق، آیه ی 22.
  11. و چه زیبا امیرالمؤمنین در نامه ی خود به محمد بن ابی بکر فرموده اند که:شما رانده شده های مرگ هستید؛ اگر بایستید به دستش می افتید،و اگر فرار کنید، شما را خواهد یافت.مرگ از سایه ی شما با شما همراه تر است، و با زلف تان گره خورده، و دنیا به دنبال شما در نوردیده می شود.
  12. البته این گفته به معنای نفی تفنن و سرگرمی نیست،بلکه به معنای اشتیاق به تفنن و هدف قرار گرفتن آن در زندگی است. وگرنه در زندگی برای رفع خستگی در طی مسیر به لعب هم نیاز هست، ولی زندگی برای بازی و لعب نیست.

شماره ی 49 نشریه نبض بسیج دانشکده فنی دانشگاه تهران

اطلاعیه جنبش عدالتخواه دانشجویی پیرامون اخبار منتشر شده مبنی بر دعوت از افراد

جنبش عدالتخواه دانشجویی ضمن احترام به همه افراد انقلابی و عدالتخواه و دعوت عمومی از همه افرادی که خود را برای تصدی نمایندگی مجلس توانمند می دانند ، اعلام می دارد که هیچ گونه دعوتی را به صورت رسمی با نام اتحادیه از افراد برای حضور در انتخابات نداشته است و خواهشمند است مخاطبین محترم و سایتهای خبری به تفاوت میان عبارت “جنبش عدالتخواه دانشجویی” با عباراتی  مانند “دانشجویان عدالتخواه” و “جنبش عدالتخواهی(زمانی که منظور نویسنده جریان و موج عدالتخواهی داخل کشو است)”… توجه بفرمایند.

ضمنا به اطلاع می رساند تمامی مواضع این اتحادیه از طریق سایت edalatkhahi.ir منتشر خواهد شد.

فساد اقتصادی ضربه به سلامت رفتاری می زند

بدواً من باید به چند نکته ی قابل تأمل اشاره کنم. یکی اینکه بالاخره جنبش عدالتخواه تحت عنوان دادخواست مردمی علیه سران قوا که البته منظور سه قوه در دوره های است. در عدم اجرای فرمان که به طور خاص نشان دهنده ی تأکید روی اجرای فرمان است. خوب این یک اقدام خوبی است که بخصوص در دانشکده حقوق گذاشته شد. اما اینکه بحث باید به دادخواست بیانجامد یا نه جای بحث دارد. آقای سلیمی نمین فرمودند که همچنین دادخواستی را می توان متوجه دانشجویان باشد. این خودش هم می تواند قابل تأمل باشد. آیا این پدیده بدون اینکه درک و شناخت محتوایی و مفهومی داشته باشیم می شود به آن پرداخت؟ و مهم تر از آن اینکه شکوه ای که کردند،اینکه همچنین بحثی را ما با حضور پر رنگ تر افرادی که نسبت به این مقوله باید حساس شوند داشته باشیم ولی شاهد نیستیم. سه محور دارد بحث من که آخرین مورد برایم اهمیت دارد با توجه به اینکه محیط دانشجویی یک سرمایه ی مردمی و سرمایه ی اجتماعی قوی هر کشوری است.فرمایشات حضرت امام به کرات به نقش دانشگاه و دانشجو اشاره شده است یا تأکیدات مقام معظم رهبری. اما دانشجو چه ویژگی هایی دارد؟ ویژگی هایش آرمانخواهی است، ظلم ستیز است، عدالتخواهی است، و از صداقت و خلوص بالاتری نسبت به خیلی از گروه ها به خصوصی به خاطر مقتضیات سن اش برخوردار است. اگر ما دیدیم که محیط های دانشجویی که این ویژگی ها را دارد و می تواند موتور محرکه حرکت باشد نسبت به مباحث عدالت، مفاسد،سخنرانی هایی برگزار می شود و کمتر توجه می کنند و بی رغبت هستند، حتما این را می شود در یک محیط گسترده تر دید. چه چیزی پیش می آید که مقوله ای مثل عدالت ، آن مقوله ای که می تواند هم بستگی ایجاد کند بین گرایش ها و سلیقه های مختلف ما شاهد هستیم که بی رغبتی وجود دارد. من سه هفته ی پیش با آقای صادق زیباکلام بحث وال استریت را در سالن دانشکده علوم داشتیم. 3 ساعت طول کشید، روی زمین نشسته بودند در سالن ایستاده بودند و … به خاطر چی؟ یک تحلیل، تحلیل محیط بیرونی است اما یک تحلیل برای محیط درونی است. مثلا شما جنبش عدالتخواه از لحاظ سازمانی و تشکیلاتی این خودش یک آسیب شناسی است. آیا شما به سمت بی تفاوتی می روید؟ به سمت نا امیدی می روید؟ به سمت چه مقوله ای می روید؟ این می تواند موضوع سخنرانی و غیره باشد. اما موضوع دوم و اولی را که اشاره کردم . اینکه سران قوا را به طور خاص مطرح کردید در یک دادخواست واجد ارزش است به شرط اینکه اثر بخش و عمقی باشد. اینکه من از قوه ی مقننه و آقای میرمحمد صادقی از قوه قضائیه و آقای سلیمی نمین از دولت دعوت شدیم، کمدی کلاسیک است. بنابراین اگر این یک استارتی است که یک فرصتی بگذاریم که بعد هم با یک مطالعات قوی سران قوه را دعوت کنیم خیلی اقدام رو به جلویی است چون من خودم در این ده،پانزده سال گذشته و بخصوص بعد از بحث فرمان مبارزه با مفاسد همیشه انگشت اشاره ام به سمت این بود که سران سه قوه درک مشترکی نسبت به پدیده ندارند. من به ترمینولوژی خیلی معتقدم. یعنی به یک واژه که درک صحیحی از آن نداریم و تعریفی از آن نداریم بپردازیم.پرداختن به آن باعث انحراف می شود،تفسیر به رأی می شود،بازی دادن می شود. از این واژه ها ما خیلی داشتیم مثل خود عدالت. یک دولتی تابلویش می شود عدالت، این واژه ها تعریف نشده است و فقط اشتراک لفظی است. عدم درک صحیح از عدالت تصمیماتی در بخش های مختلف در پیش دارد دارد که این خود ضد عدالت است در حوزه ی اقتصادی و جاهای دیگر.حالا این انحراف چگونه ایجاد می شود. یکی به خاطر عدم تعریف جامع از مسئله است. بنابراین در مورد بحث مفاسد اقتصادی قبل از هر چیز تعریف جامع از مفاسد به طور عام، می تواند مفاسد سیاسی یا اقتصادی یا غیره باشد،به طور خاص مفاسد اقتصادی یک ضرورت اجتناب ناپذیر است که نسبت به آن کم تر پرداخته شده است. در مورد مفاسد اقتصادی من ترجیح می دهم تجربیاتم را در مجلس به خصوص در گروه و کمیته ای که بحث مفاسد اقتصادی را پیگیری می کردیم مطرح کنم. طرف ما هم قوه قضائیه بود که از دل این قضیه پالیزدار در آمد. موضوع گفتنی است،اگر وقت کنم شاید بگویم. مقوله ای که به ظاهر حق است دستاویز کانون های قدرت و ثروت می شود به نفع خود،به جای آنکه اصلاح قرار بگیرد تسویه حساب سیاسی می شود. خیلی ها مفاسد اقتصادی را برای اینکه بالا ببرند یا پایین بیاورند یا کم رنگ کنند مقایسه ی تطبیقی می کنند. وقتی بحث مفاسد را می کنید می گویند این کشور و آن کشور هم اینگونه اند. البته مطالعه تطبیقی اش لازم است،من نفی نمی کنم. مخصوصا بدون این که تعریفی از فساد ارائه کرده باشیم. چون بعضی فساد را با رشوه خواری معادل می گیرند در حالی که بحثش خیلی وسیع تر است. انحراف در تخصیص منابع و امکانات است که فساد را ایجاد می کند بنابراین فساد را اگر مطالعه ی تطبیقی کنیم،ادبیات و شاخص های فساد که مطرح می کنند و می گویند اقتصاد زیر زمینی یکی از مصادیقش است.انحراف در تولید ناخالص ملی مصداقش است. بعد می آیند ترتیب می نویسند و آنهایی که مهم تر است را مشخص می کنند. مثلا ایتالیا در یک مقطعی 33 درصد از اقتصادش زیرزمینی بود. این نسبت در استرالیا 12درصد بود. در آلمان 11 درصد بوده است. این آمارها برای سال 2002 و 2003 است؛بعد همین طور درصد ها را می گیرند و می آیند اقتصاد جانی را تنظیم می کنند،ده فعالیت غالب دنیا که وجود دارد را لیست می کنند؛3 تا از این شاخصه ها انحرافی است و فساد اقتصادی یا سیاسی به همراه دارد.یکی از اینها مواد مخدر است یا قاچاق انسان است. در همین مطالعه تطبیقی ما به طور خاص روی اقتصاد دست گذاشتیم. بیش ترین مفاسد اقتصادی را هم که مشاهده می کنیم مالی است که یک قلمرو تخصصی است و این مفاسد مالی ارتباطش با کانون های قدرت و ثروت است که فضای قابل تاملی را ایجاد میکند که باید آسیب شناسی شود. بنابراین اگر این طور پیش برویم کم کم به ریشه های فساد می رسیم؛مثلا اقتصاد دولتی.خیلی ها از اینکه اقتصاد دولتی منشأ فساد است سوء استفاده کردند. منابع و امکانات را تحت عنوان خصوصی سازی که مثل گوشت های لختی است بگیرند. این خود شد منشأ فسادهای مضاعف شد. این زد و بندهایی که در اختلاس سه هزار میلیاردی وجود داشت مثل خرید سهام ذوب آهن و .. تازه شروع کارهای بعدی بود. بنابراین خود این باید شکافته شود که اصلا اقتصاد دولتی به صرف دولتی بودن چه آسیب هایی دارد. بعد انحرافش از کجا آغاز می شود. ما همین طور ساده می توانیم بگوییم اقتصاد دولتی.من خودم در این بیست سالی که در دانشگاه تهران و دانشگاه های دیگر تدریس می کردم قبل از اینکه بگویم اقتصاد دولتی یا دولتی بودن اقتصاد مشکل دارد می گویم این تقسیم بندی را قبول ندارم. این را قبول دارم که اشکال اقتصاد ایران در این است که دولت در حوزه هایی که نباید باشد حضور پررنگ دارد. در حوزه هایی که باید باشد حضور کم رنگ دارد. در سلامت باید حضور پررنگ داشته باشد ولی کم رنگ است. در مسکن باید حضور پر رنگ داشته باشد که خودش ریشه ی شکاف طباتی و بی عدالتی هزینه ی مسکن است. شکاف مسکن بر شاخص های اجتماعی اثر کرده است و ازدواج ها را عقب انداخته است و غیره. اگر چه یک طرحی تحت عنوان مسکن مهر هست که من انتقاد جدی دارم؛ از نظر شیوه ی اجرا این طرح را ناموفق می دانم. اما کم رنگ بودن در مسکن هم هست؛در حمل و نقل عمومی هست؛در ورزش ملی هست. ما وقتی که می گوییم اقتصاد دولتی این مجوز را می دهیم که دولت در این حوزه ها ورود نکند. در آموزش عمومی هم چنین اتفاقی در حال وقوع است،دانشگاه پولی و … اگر دست برخی از دوستان برسد مدارس و آموزش و پرورش را هم حاضرند به بخش خصوصی بدهند که اصلا از فشار جریانات معلمین و دانش آموزان و … نجات پیدا کنند. چون جریانات فاسد سازمان یافته هستند و همدیگر را پیدا می کنند، مخصوصا آن فسادی که باید به آن حساس بود . سؤال این است که آیا این فساد در سطح نظام تصمیم گیری و سیاست گذاری و برنامه ریزی اگر رگه هایی وجود داشته باشد. بحث چیست؟ یک موقع است که فساد اگر عمومی شود یا اگر به عنوان یک برگه ی رفتاری در رفتارهای عادی مردم نهادینه شود انحراف ایجاد می کند. از تخصیص منابع مخصوصا اقتصادهایی مثل اقتصاد ما به نفت وصلند که خودش یک دریای لایزال و نعمت الهی است و ثروت به ارث رسیده است. صد میلیارد دلار در آمد نفتی داریم،این صد میلیارد دلار نرخ خالص است. بنابراین وقتی می گوییم در آمد نفتی باید به ذهن بیاید که این نتیجه ی یک هزار و دویست میلیارد دلار اقتصاد حجیم می تواند باشد. بنابراین حجم توجه به این نفت و جریانات انحرافی اش مهم است. آثار و تبعات فساد مسئله ی مهمی است یعنی قبل از اینکه به این درک مفهومی و دلایل ایجابی و نوع اش رسیدیم و بعد سطح بندی صورت دادیم و اینکه از چه سطحی شروع کنیم و بعد از آن آثار و تبعاتش است که مردم بیشتر این را می بینند،جریانات دانشجویی این را می بینند. یکی از این ها گستردگی خط فقر خواهد بود و شکاف طبقاتی که به خاطر توزیع ناعادلانه ثروت و درآمد ایجاد می شود. یکی دیگر از تبعات ضربه به سلامت رفتاری می باشد یعنی انگیزه ها و سلامت کاری؛مثلا همین اختلاس سه هزار میلیاردی که می شود اینقدر که خودش مهم است، باور و اعتماد عمومی اهمیت بیشتری دارد و مورد هدف قرار می گیرد. مثلا اگر در یک نظام بانکی کشور پیشرفته تری، صدمیلیون دلار اختلاس می شد بانک ورشکسته بود و نظام بانکی دچار اختلالات جدی می شد. باور و اعتماد عمومی حتما باید بازسازی شود با معاملات شفاف و مشخص. اگر باور و اعتماد عمومی پایین بیاید هزینه ای می دهد که این اختلاس در مقابلش ناچیز است. مخصوصا باور و اعتماد درون سازمانی به خود نظام بانکی،افراد سالم دارند کار می کنند تحت فشار اقتصادی و معیشتی قرار دارند؛هدیه نمی گیرند، رشوه نمی گیرند. بعد نگاه می کنند رقم افسانه ای که اختلاس شده است یک درصدی ممکن است افراد سالم دچار لغزش شوند. یا اینکه خودشان را تطبیق دهند. جنبه ی دومش این است که فساد اقتصادی ضربه به سلامت می زند. سلامت سیاسی،سلامت اقتصادی،سلامت اجتماعی و سلامت رفتاری. نگرانی بعدی در آثار و تبعات اشاره کردم ایجاد کانون های قدرت و ثروت است. کانون های قدرت و ثروت اگر همدیگر را پیدا کنند همه ی این سه قوه که شما می گویید،دچار آسیب می شود. یعنی انتخابات مجلس می شود یک کانالی که پول،خدایی ناکرده،حرف اول را بزند و با این پول از فقر برخی نقاط جغرافیایی سوء استفاده شود. در قوه ی قضائیه و مجریه هم همین طور. بنابراین مرتب کردن این ها و به ترتیب پیش آمدن بسیار مهم است.

جنبش دانشجویی هنوز بین مصداق و شعار کلی انتخاب نکرده است

قطعا زیاده خواهی و لغزش در همه ی نظام ها ، چه نظام های مادی گرا ، چه نظام های معنویت گرا امری پذیرفته شده است.لغزش یافتن مسئله ای نیست که ما برای بعضی از نظام های سیاسی ممکن بدانیم برای بعضی ناممکن.دو شیوه برای مبارزه با زیاده خواهی مسئولین سیاسی یا کسانی که در موضع قدرت سیاسی قرار دارند وجود دارد، یکی ساختار نظام و سیستم کشور و دیگری ساختار ناتوی مردمی که از طریق دخالت مردم در ارتباط با مسائل خودشان است.جنبش عدالتخواه بعد از ده سال از فرمان رهبری انقلاب امروز موضعی می گیرد که برای خودم هم قابل تأمل است. ببینید اگر قرار بود برخی مفاسد از طریق سه قوه حل بشود قطعا رهبری انقلاب این مسئله را به سطح جامعه نمی کشاندند. اگر رهبری انقلاب می توانستند در خفا و غیرعلن این توصیه را به رؤسای قوا بکند و رؤسای سه قوه می توانستند بر برخی از مفاسد سازمان یافته تسلط یابند قطعا این را خصوصی می گفتند.نیازی به عمومی سازی این قضیه نبود. حالا بعد از ده سال و اندی یک حرکت دانشجویی هی می گوید که قوه ی قضائیه چرا این کار را نکرده است؟ قوه مجریه چرا این کار را نکرده است؟ قوه ی مقننه چرا این کار را نکرده است؟

خوب یک بار هم بگویید که  در این قضیه وقتی که رهبری این مسئله را به توده ی مردم منعکس می کنند خودتان چه کار کردید؟ اینکه به توده مردم منعکس می شود یعنی توده یا نهاد های مدنی باید در این قضیه فعال شود تا بتواند برخی از معادلات ناسالم را که شکل گرفته است برهم بزند.

برادرمان آقای میر محمد صادقی یک مظهری از مفاسد را گفتند که برای دهه ی اول انقلاب است؛بحث اقتصاد دولتی. الان مفاسدی که ما با آن مواجهیم مفاسد سازمان یافته و طراحی شده است که توانسته بسیاری از عناصر قدرت را در جایگاه های مختلف به هم پیوند بزند. و این پیوند قدرتی را بوجود بیاورد که در برابر قانون سرکشی کند و بایستد. خوب جنبش دانشجویی چرا اینجا ساکت است. در واقع نمی داند باید چه کار کند. آیا باید با مصادیق مقابله کند یا نباید کند. باید شعار بدهد یا ندهد؟ من می گویم امروز ای کاش این جلسه برای مورد سوال قرار گرفتن جنبش دانشجویی برگزار می شد که جنبش دانشجویی در این ده سال نسبت به فرمان رهبری چه کارهایی انجام داد. به چه جمع بندی هایی رسیده است و چه وظیفه ای برای خودش قائل است. چیزی که من فکر می کنم ضروری ترین مسئله است در مباحث دانشجویی امروز وضعیت جنبش دانشجویی باید مشخص شود. واقعا جنبش دانشجویی نمی داند که دنبال مصداق برود یا حرف کلی بزند خوب این مشخص است که هیچ نتیجه ای از یکی از جریانات پیشتاز و هدایت گر جامعه نخواهیم داشت. به همین دلیل هم هست که به نظر من حتی دانشجویان هم اعتمادی به حرف شما ندارند. چون اگر اعتماد داشتند امروز اینجا خیلی دانشجو می داشتیم که بخواهند بدانند که شما چه کار می کنید و به کجا رسیدید. در مسئله ای مثل فساد اگر نیاز باشد باید جامعه به شما کمک کند. این که می بینید یک سستی و یاسی در ارتباط با مسائل این چنینی در میان دانشجویان وجود دارد. این برمی گردد به پیشتازان .در واقع در این ده سال پیشتازان در یک زمینه ی مصداقی عمل نکرده اند و نتیجه اش را عرضه نکردند که بعد بتوانند اعتماد دانشجو را کسب کنند. اگر شما تابه حال کارنامه ی خودتان را در این ده سالی که رهبری از شما خواسته که وارد شوید ارائه می کردید و مثلا می گفتید که ما در این زمینه وارد شدیم و توانستیم به این نتیجه برسیم یا اینکه اصلا نتوانستیم نتیجه بگیریم و وارد این مسائل شدیم و با این مشکلات مواجه شدیم. آقای میرمحمد صادقی شما به ما مشاوره ی حقوقی بدهید. آقای خوش چهره شما بحث های قانونی را به ما بیاموزید. این کار را نمی کنید اعتماد در جامعه ایجاد نمی شود.

شما به عنوان جنبش عدالتخواه دانشجویی چندین سال است که بی عدالتی را در جامعه در حال رشد مشاهده می کنید، بی عدالتی قطعا از ابتدای امر در میان دست اندرکاران سیاسی ایجاد می شود. یعنی در واقع امتیازخواهی هایی به وجود می آید. خوب در برخی از مسائل کاملا به صورت مستند به شما ارائه شد. حال اشاره کردند بحث های دانشگاه آزاد یک بحثی که شما دیدید منشاء فساد و بی عدالتی در میان مسئولین شد. زیاده خواهی های بسیاری از مسئولین در بستر عادی سازی قرار گرفت. خیلی مهم است این که یک عده بنشینند راهکارهایی را پیدا کنند که فساد را در بستری عادی سازی شده دنبال کنند که کسی نتواند گریبان شان را بگیرد. یعنی یک محمل ها و پوشش هایی را به وجود بیاورند که مانع از این شودکه مجری قانون یا ناظر بتواند گریبان آنان را در این قضیه بگیرد.خوب این مسائل بسیار حائز اهمیت بود . شما در این مسائل آیا کم سند در اختیار داشتید؟ آقای زاکانی در واقع اسناد بسیاری را به شما نشان داد،قضاتی از قوه ی قضائیه فاسد شدند و در یک فساد هماهنگ مشارکت کردند. شما این اسناد را در اختیار گرفتید. با این اسناد می توانید جنبش عدالتخواه را محاکمه کنید که این اسنادی که در اختیار گرفتید چه کار کردید؟

آقای دکتر زاکانی در ارتباط با فروش سئوالات علوم پزشکی دانشگاه آزاد که چند سال پیاپی صورت گرفت و بعد یک باز پرس محترمی در قوه قضائیه این قضیه را پیگیری کرد و به احضار فرزند آقای جاسبی منجر شد.این بحث را که چرا بعد از اینکه این قضیه پیگیری شد آقای طباطبائی بازپرس محترم توسط آقای مرتضوی سه ماه منفصل از خدمت شد. بعد از این پرونده ها گم شدند. مشروح این قضیه را آقای زاکانی در یک رسانه ی عمومی منتشر کردند. شما این پرونده هایی که آقای مرتضوی گفتند مفقود شده در اختیار گرفتید یا نه؟

چه فسادی بالاتر از اینکه یک مرکزی فساد کند ، قاضی محترمی که باید حساسیت داشته باشد نسبت به فساد ، خودش عامل حمایت از عناصر فاسد باشد. این مطلب را شما می بینید بعد می گویید که ما هنوز نتوانستیم تصمیم بگیریم که آیا نسبت به مصداق عمل کنیم یا نسبت به شعار های کلی. خوب این معلوم است حاصلش چی می شود. در آن قضیه هم آقای قاضی مرتضوی با وقاحت تمام به آقای زاکانی بدترین توهین ها را کرد و  دیوانگی و بحث های بسیار زشتی را به ایشان نسبت دادند. شما ساکت شدید و آن موقع موضع نگرفتید،نظاره گر بودید. شما می گویید که امروز پیوند بین سیاست و اقتصاد برقرار شده است و این پیوند برای کشور بسیار مشکل آفرین است یعنی سیاست مداران و تصمیم سازان و کسانی که در مراکز مهم و تعیین کننده قرار دارند بین آنها با صاحبان ثروت پیوند خورده است. باز هم می توانید بگویید ما با مصادیق کاری نداریم و همین جوری می گوییم نماینده ی محترم شما از یک مرکز قدرتی به توصیه ما همین جوری پول نگیر ، همین جور با شعارها در حالی که آنقدر مصداق در اختیار داشتید که رهبری هم سال گذشته در ملاقات نمایندگان مجلس این را به عنوان یکی از مسائل اساسی امروز کشور بیان کردند و گفتند پیوند خوردن بین آقایان سیاست مداران و کانون های اقتصادی چه مشکلاتی برای جامعه ایجاد می کند و چه روسیاهی برای آقایان.

باز هم جنبش دانشجویی وارد این مسائل نشد. من یک مسئله ای را می خواهم عرض کنم،شما هم اگر بتوانید یک مصداق را درست پیش ببرید و دستاوردی را داشته باشید موجب ایجاد نقطه قوت می شود. یأسی که ما نمی توانیم در مبارزه با مفاسد تأثیرگذار باشیم  از نیروهای مردمی زدوده می شود.

اگر بتوانیم در این مورد پیش برویم علی القاعده خیلی از مسائل حل خواهد شد. اما اینکه دارم می گویم به این معنا نیست که شما به ضعف های ساختاری توجه نکنید. به نظر من در قوه ی قضائیه اولین مشکلی که ما به لحاظ ساختاری با آن مواجه هستیم عدم وجود یک مرکزیت که تعقل سیاسی قوی داشته باشد است.شما ببینید برخی از موارد وجود دارد که قوه قضائیه قصد اقدام و مقابله با برخی از مصادیق فساد پیچیده را دارد، اما چون خودش فاقد آن مرکزیت است دچار مشکل می شود به عنوان مثال الان ارگان دولت توپخانه ای شده است که کسانی که می خواهند با فساد عناصر دولتی مقابله کنند را بکوبد. این ارگان دولت جسورانه در مقام  هجمه به کسانی که می خواهند انتقاد کنند بر می آید. قوه ی قضائیه می خواهد عمل کند ببینید چه افتضاحی به بار می آورد چرا؟ چون کانون تعقل قوی ای ندارد، می داند که احتمالا آنجا می توانند برایش یک بازی درست کنند. یک بازی سیاسی؛ما نیروی خودش را در شرایطی که می داند الان یک سری از آدم های خاص تربیت شده که یک سوت می زنند در این نقطه ی شهر حاضر می شوند به دفتر روزنامه می فرستد. این را هم همه ی آدم های سیاسی می دانند که الان متأسفانه این جریان که اصطلاحا انحرافی گفته شده توانسته عده ای را سازمان بدهد و عندالحضور در مکان های مختلف جمع کند.

قوه ی قضائیه که این قدر تعقل ندارد که وقتی نیروی خودی را به آنجا می فرستد، آنجا چون آنها می دانند که آنروز روزی است که قوه قضائیه می خواهد بیاید و جلوی کنفرانس مطبوعاتی را بگیرد، آنها قبلش سازمان لازم را گرفته اند. کاری می کند که عکس قضیه نتیجه می دهد ؛ یعنی موجب قوت جایگاه آن ارگانی که امروز مثل توپخانه تهاجمی به عناصر منتقد سالم دولت می شود.

قوه قضائیه ما امروز نتوانسته است بسیاری از توانمندی های قانونی خودش را استفاده کند. هر چیزی می گویید،می گویند ما ضعف قانونی داریم. من از قوه قضائیه سئوال می کنم که آیا پیشگیری از جرم یکی از وظایف قوه قضائیه نیست؟ از وظایف جدی قوه قضائیه است.در این زمینه چه کاری انجام داده اید؟ آیا این بخش از قوه ی قضائیه را فعال کرده اید؟

خیر تعطیل است؛پیشگیری از جرم اگر در قوه قضائیه فعال شود ما خیلی از مشکلات را نخواهیم داشت. خیلی از مدیرانی که براساس زد و بند در جایگاه های حساس قرار گرفته اند حساب کار خودشان را می کنند. یعنی با بحث فعال بودن بخش پیشگیری از جرم در قوه قضائیه، بنده که برای یک لفت و لیس از طریق زد و بند و یا از طریق تملق یا هر شیوه ی دیگری یک جایگاهی را غصب کردم بدون آنکه صلاحیت داشته باشم. اگر این بخش را فعال ببینم می گویم می خواهم یک مقداری به امکانات مالی برسم در عوض قوه قضائیه من را محاکمه می کند. فقدان تجربه و مدرک و …این بحث را به صورت کارشناسی دنبال خواهد کرد. چون ببینید اگر بنده فاقد صلاحیت لازم باشم. راس فلان بانک بسیار مهم است و بانک بسیار عظیم و گسترده است. من که یک روز فرض کنید نه در امر بانک داری و تخصصی دارم نه یک تجربه به واسطه ی یک داد و ستد سیاسی در راس آن بانک قرار گرفته ام و حقوق خوبی می گیرم. قوه قضائیه من را مجازات خواهد کرد.

قوه قضائیه آن بخشی که دارد می تواند با ارسال لوایحی به مجلس اصلاح کند که باعث حل خیلی از مشکلات می شود.

اختلاس ۳ هزار میلیاردی از نگاه استاد محمد رضا حکیمی

محسن مهدیان- امروزه کشورهای توسعه یافته به موضوع پولشوئی و یا به تعبیر اسلامی و عام آن “حرام خوری” حساسیت ویژه ای پیدا کرده اند. حساسیت به این موضوع صرفا از حیث کسب مال نامشروع و فرار از چنگال قانون نیست بلکه بیشتر به اثر منفی پول کثیف بر اقتصاد ملی توجه دارد.

پولی که از راه های نامشروع کسب می شود هم خاصیت خود افزائی دارد و هم اینکه به سرعت منشا فساد می شود. از این رو امروزه در بسیاری از کشورها نسبت به منشا درآمد افراد حساسیت ویژه ای پیدا شده است و فرآیند کسب درآمدها برای نهادهای نظارتی کاملا شفاف است. اشراف دولت ها بر درآمد و دارائی افراد نه تنها ضدفساد عمل می کند بلکه مکانیزمی مطمئن برای رعایت حقوق دولت ها و درآمدهای مالیاتی است.

در اسلام و فقه اقتصادی به این مساله با دقت بیشتری توجه شده و نسخه تکامل یافته بسیاری از قوانینی که غرب امروز به آن رسیده است را می توان در توصیه های اکید ائمه معصومین در اقتصاد ملاحظه کرد. چه آنکه اصرار امروز کشورهای غربی برای نظارت بر منشا درآمد ها و تاکید بر پرداخت حقوق اجتماعی و مالیاتی، بیش از آنکه پشتوانه های اخلاقی و انسانی داشته باشد، تلاش برای پایدار نگه داشتن نظام سرمایه داری است تا از درون و از طریق فسادهای پیچیده و تو در تو مضمحل نشود هرچند نظام امپریالیزم سرمایه محکوم به این سرنوشت است.

اما نگاهی که اسلام به منشا کسب درآمد و حقوق مالکیت دارد با هدف تکریم انسانی و مراقبت های اجتماعی و جامعه سازی اسلامی و عادلانه است. یکی از منابع بسیار غنی و ارزشمند در تبیین نگاه اسلام به اقتصاد و تاکید بر عدالت در تولید و توزیع درآمدها مجموعه احادیث مجلدات ارزشمند و نفیس الحیات است که توسط علامه محمد رضا حکیمی خراسانی فقیه اصولی و اسلام شناس راستین و عدالتخواه حقیقی جمع آوری و تحلیل و تبیین شده است.

یکی از مواردی که علامه حکیمی در مجموع ۸ جلدی الحیات و بالاخص در مجلدات ۳ تا ۶ بر آن تاکید دارد، همین کسب مال حلال و مقابله با تکاثر طلبی است.

استاد حکیمی با استناد به احادیث و روایات توضیح می دهد که کسب مال فراوان در کوتاه مدت از مسیر حلال جمع نمی شود. استاد حکیمی در الحیات تاکید دارد که اولا ملاحظات مربوط به راه کسب مال حلال چیست و ثانیا حقوق حقه ای بر گردن صاحبان درآمد وجود دارد که اجازه نمی دهد مال و ثروت با این وسعت و سرعت در دست عده ای خاص تجمع و تمرکز یابد و این همان موضوعی است که امروزه نظام های غربی با تاکید بر قوانین پولشوئی تلاش دارند به آن برسند.

جامعه ما علیرغم اینکه از حیث قوانین اسلامی می بایستی پیشرو در این موضوع باشد اما نتوانسته است حتی اولین قدم های اساسی در اجرای قوانین ضدپولشوئی را بردارد چه آنکه خود این قوانین نیز ضعف های بسیاری دارد و تا رسیدن به اصول اسلامی در نظارت بر مالکیت ها و حقوق متقابل افراد و جامعه راه بسیاری وجود دارد.

اختلاس اخیر از همین حیث قابل ارزیابی است. اینکه این فساد چگونه شکل گرفت و چه کسانی در ان مقصر بودند و چه باید کرد تا مجددا چنین ضایعه ای شکل نگیرد یک سویه داستان است. نکته مهمتر این است که جامعه به دلیل بی توجهی به برخی احکام اسلامی و تاکیدات دینی در اقتصاد آبستن چنین فساد هائی است.

نکته مهمی که در ماجرای اختلاس اخیر کمتر مورد توجه قرار گرفت سابقه درآمدی متهم اصلی است. سابقه ای که اگر این فساد شکل نگرفته بود، برای برخی افراد سطحی و ظاهر بین یک امتیاز تلقی می شد.

حسب آنچه گزارش شده است مجرم اصلی این پدیده شوم ۴۷۰۰ میلیارد تومان دارایی دارد. این در حالی است که وی در اوائل دهه ۸۰ با فروش گاوداری خود به مبلغ ۲۰ میلیون تومان وارد کاسبی و تجارت شده است و طی ده سال بیش از ۴۷۰۰ میلیارد تومان ثروت بهم زده است.

علامه محمد رضا حکیمی در الحیات، منشا فسادهائی چون اختلاس را در همین نقطه می بیند. توجه به این موضوع برای دست یابی به مدلی برای پیشگیری از چنین سطحی از فساد و بلکه بالاتر از آن یعنی صیانت از اقتصاد ملی و عدالت اسلامی اهمیت دارد.

علامه محمد رضا حکیمی در جای جای الحیات نسبت به همین موضوع تذکر می دهد و تاکید دارد که مال حلال هیچگاه در این حجم و به این سرعت جمع نمی شود و اگر بود نظامی کارآمد و حسابرس و ناظر، که هم برنحوه کسب درامد افراد اشراف داشت و هم کسب مالیات ها و هم فرهنگ سازی در موضوع حد و حدود مالکیت ها، هیچگاه چنین پولهائی یک جا در دست عده ای خاص جمع نمی شد.

به همین دلیل است که حضرت علامه پس از ذکر حدیثی از امام صادق علیه السلام که می فرماید: مال چهار هزار درهم است.دوازده هزار درهم گنج است و بیست هزار درهم از حلال جمع شدنی نیست.(ج۳ ص ۲۲۹) تاکید می کند که بنابر تعلیماتی که از ائمه اطهار به ما رسیده شایسته است به مال فراوان به چشم احتیاط یعنی شک کردن در حلال و مشروع بودن آن نگاه کنیم.

ایشان همچنان درباره اعداد و ارقام ذکر شده در این قبیل روایت نیز توضیح می دهد که مقادیر یاد شده در احادیث برحسب زمان و هر شهر ارزیابی و با واحد پول رایج آن زمان تعیین می شود به شرطی که به آن اندازه نرسد که در عرف رایج به مال فراوان شهرت پیدا کند.

علامه توضیح می دهد که علم فقهی که شماری از کسب ها را حرام می شمارد و معتقد به محدود بودن کیفی مالکیت است ناگزیر باید به محدودیت کمی آن نیز معتقد باشد زیرا کم و کیف در اقتصاد متلازم یکدیگرند.

مال در اسلام داراری موضعی محدود و چارچوبی معین است که با آزادی و نامحدود بودن در تضاد است.هدف جامعه اسلامی قائم به قسط است و به همین دلیل از لحاظ کمی و کیفی برای مال محدودیت قائل است.

علامه در جای دیگری تاکید دارد که این است مغز آنچه امام سجاد در رساله حقوق معروف درباره حقوق مال به ما می آموزد:” از جمله حق هائی که خود مال بر تو دارد این است که آن را از جایگاهش منحرف نسازی و از چگونگی حقیقتش دور نکنی.”
و سپس می نویسند:”چگونه ممکن است که این مواضع الاهی و محدود مال با مالکیت آزاد تکاثری و تصرفات اترافی و مصرفهای جهنمی که حد و مقدار ندارد قابل جمع باشد. و آنچه به حق مایه تاسف است این است که دسته ای می خواهند به مردم باور دهند که انچه می کنند با دین سازگار است کسانی نیز هستند که در این فریبکاری آنان را تائید می کنند خواه از روی غفلت یابا طرفداری مغرضانه.”
علامه حکیمی در الحیات انحراف مال را از ۲ طریق می داند. یکی نحوه کسب آن و دیگری نحوه توزیع آن.ایشان توضیح می دهند که اگر طریق کسب مال پیرو آن چیزی می شد که خدا آنرا معین کرده است قسمت انسانی نیز متناسب با قسمت الهی می گردید و همان اندازه مقرر شده از مال باقی می ماند و ظلم و انحصار در آن تاثیری نداشت و فقر و تکاثری پدید نمی آمد.

حسب آنچه در احادیث و روایات مجموعه الحیات آمده است زیاده خواهی در کسب مال جز از طریق ستم و غصب حق دیگران و بهره کشی و احتکار و ربا و دروغ و فریب وکم فروشی و بالابردن نرخ های ساختگی و نظایر اینها کسب نمی شود.

اما مرحله دیگر توزیع است که در آن مواهب طبیعی و امکانات معیشتی میان مردم توزیع می شود.علامه تاکید دارد که در این مرحله نیز بیشرین ظلم ها و ستم ها شکل می گیرد چرا که توانگران مستکبر و طاغوت های اقتصادی مترصد این مرحله هستند تا نعمت ها و مواهب اجتماع و معادن و کالاها و تعیین نرخ ها و فرآورده ها در اختیار آنها قرار گیرد.

نهایتا اینکه مال فراوان نتیجه قسمت الاهی و مشروع و عادلانه نعمتها و مواهب نیست و با مقیاس های بر حق مطابقت ندارد بلکه نتیجه عمل مغشوش انسانی و پرداختن به کارهای نامشروع است.

استاد حکیمی سپس تاکید می کند که هر حکومتی که در قانون گذاری و اجرا دست متجاوزان در مالکیت خارج از حرام را قطع نکند ناگزیر به عدوان و تجاوز کمک کرده است.

ایشان پس از ذکر مجموعه ای از روایات توضیح می دهد که مال حلال، فراوان و روی هم انباشتنه نیست. چون به دست آوردن آن سختی و زحمت دارد. مال طلبی تکاثری مخالف حلال بودن آن است.از آشکارترین چیزها این است مال فراوان در نزد هیچ کس با مراعات اعتدال و میانه روی در کسب فراهم نمی شود.بلکه اینگونه اموال و امکانات با اموری از این دست گرد می آید:بخل شدید، حرص غالب، قطع رحم، غصب کردن حقوق ناتوانان و مستمندان ، دزدین اموال فقیران، خیانت ورزیدن، به فسق وفجور پرداختن، طغیان و سرکشی، ندادن زکات ظاهری،خودداری از دادن زکات باطنی، چنگ اندازی به اموال دیگران، کم فروشی، احتکار، نزخ گذاری آزاد وبی بندبار، انحصار واردات، انحصار تولید ، انحصار توزیع
امام باقر(ع) می فرمایند:هیچ کس هرگز از حلال ده هزار (درهم) جمع نکرده است. ج ۴ ص ۱۷۹

علامه تاکید می کند که مبارزه حاکمیت با تکاثر وثروت های بادآورده تنها یک مبارزه صرفا اخلاقی نیست بلکه باید مبارزه ای برای نابود کردن تکاثر و زراندوزی باشد.

امام صادق (ع) می فرمایند: مال (درست وحلال ) ۴۰۰۰ درهم است.۱۲۰۰۰ درهم داشتن کنز است .از حلال ۲۰۰۰۰ درهم گرد نمی اید.کسی که ۱۰۰۰۰۰درهم داشته باشد از شیعیان ما نیست.ج ۳ ص ۵۱۱

بعد حضرت علامه توضیح می دهد که این مال فراوان و حرام است که باعث ایجاد فساد می شود و به گفته ایشان چنین مالی جز در راه حرام و ایجاد فساد نیز هزینه نمی شود.

امام علی (ع) می فرمایند:بدانید فراوانی مال سبب تباه شدن دین است و سخت شدن دلها.
در ذیل همین بخش علامه توضیح می دهد که چگونه تکاثر و زیاده خواهی بزرگترین عامل فساد عمومی در جامعه است و چگونه در همه سطوح و تراز های زندگی اثر منفی می گذارد وتکاثر را علت نیرومندی برای تغییر همه مقیاس های انسانیت و مسخ آنها معرفی می کند.

امام علی(ع) می فرمایند: در زمان که مست می شوید(فساد گسترانیده می شود) اما نه از شراب بلکه از نعمت و غوطه وری در آن.

پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:پس از من مسلمانانی خواهند آمد که خوراکهای پاکیزه و رنگارنگ می خورند و از وسایل سواری استفاده می کنند و خانه ها می سازند و کوشک ها می افرازند و مسجد ها می آرانید…فتنه از ایشان است و کار ایشان ج ۴ ص ۱۱۰

علامه می گوید انچه متکاثران انجام می دهند آشفته سازی اوضاع مخالفین شان و پراکندن ولنگاری و فساد در جامعه و تحریف کردن مفاهیم دینی و تربیتی است تا از این راه، سیاست های اقتصادی مدنظرشان را بر مردم تحمیل کنند.

ایشان تاکید دارند که چنین افرادی را باید افشا کرد و با آنها به مبارزه برخاست:”کسانی که در روی زمین آشوب و فساد و قوانین را تحریف می کنند و تمرد و سرکشی می کنند همان صاحبان ثروت های بادآروده و متکاثران و سرمایه داران و شادخواران اند.

علامه تاکید می کند که حرمت تکاثر طلبی بیش از حرمت بی حجابی و شراب فروشی است و سپس تعبیر جالبی دارند و آن اینکه یکی از مسائلی که جامعه نباید از آن غافل باشد آن است که مبارزه با “امپریالیزم خارجی” بدون مبارزه با “امپریالزم داخلی” نتیجه و اثر چندانی ندارد.

منبع: همشهری اقتصاد