سيستم اداري فاسد و عليل مانع تولید

آن چه را که می‌نویسم نه تنها حکم شرع مقدس بلکه تجربه‌ای است که نه یک بار بلکه صد بار با حواسم حس کرده‌ام و ذائقه‌ام طعم تلخ آن‌ها را چشیده و جانم از پلیدی‌اش رنج برده‌است.

سرورم با این اداراتی که از شاهان به ما ارث رسیده و غرب کافر به کام خود دستکاری کرده است، جمله نجات بخش “تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی” تحقق‌پذیر نیست. زیرا که شرع مقدس می‌فرماید: اگر گلاب را در ظرف آلوده به شراب بریزید گلاب هم نجس می‌گردد و پزشکان می‌گویند اگر بهترین غذاها را در ظرف آلوده به میکروبی بریزید آن غذا آدم‌کش می‌گردد.

و با چنین مدارک و تجربه‌های تلخی که از اداراتمان دارم، باور دارم که اگر کارآفرینان تا پایان سال در پی تولید بدوند در پایان دوندگی‌ها چیزی به جز یک جفت کفش پاره و سرمایه‌ای بر باد رفته و دلی شکسته حاصلی نمی‌برند. من که چند بار ماجرای مهندسانی که کمر همت برای تبدیل آبیاری ابتدایی کشاورزی را به آبیاری صنعتی بربستند را به مسئولان گزارش داده‌ام لیکن در این جا به عنوان سندی بر ادعا دگر بار تکرار می‌کنم.

و چون مهندسان آبیاری صنعتی دریافتند بیشترین سوبسیدهای آبیاری (سالی ۱۰۰میلیارد تومان) خرج خرید ورق‌های ژئوممبران می‌شود و این ورقه‌ها از جزیره‌ای فسقلی وارد می‌گردد. به ریاست جمهور گزارش می‌دهند و ایشان مبلغ هشت و نیم ملیارد تومان بیش از تمام مخارج تاسیسات به بانکی حواله می‌دهند لیکن گروه چهار سال برای اخذ مجوزها از ادارات، پیاده‌روی می‌کنند و هفت خان رستم را که در نوردیدند همان بانک سه هزارملیارد تومانی می‌فرماید ما چنین بودجه‌ای نداریم! گر چه توان پرداخت سالی ده میلیارد از این ورقه‌ها را دارد و در این چهار سال ۴۰۰ ملیارد تومان را پرداخت کرده است و گروه را به تهران از پی نخود سیاه فرستاده است و چون نخود سیاه وجود ندارد، زمین‌گیر می‌گردند و لحظه درماندگی به جزیره دعوت می‌شوند و به آنان گفته می‌شود بیش از این خود را نیازارید زیرا ما در میان مسئولان کشور شما، دوستان و شرکایی و در هر اداره یاوری داریم که به شما اجازه همکاری با ما را نمی‌دهند. و گروه صدها شکایت می‌کنند و دادرسی نمی‌یابند!!

این یکی گرم و گیراتر است: نویسنده فرهنگ‌نامه شیمی؛ برنده کتاب سال پس از آن که در کشوری با درآمدهای بسیار، اشباع می‌گردد، مصمم می‌شود برای حفظ ایمان نوه‌هایش، به همراه سه فرزند پزشک و دانشمندش به ایران برگردند و بیمارستان خیریه‌ای در یکی از مناطق محروم مشهد تاسیس کنند. اداره بهداشت خراسان رضوی می‌فرماید ما در صورتی با تاسیس چنین بیمارستانی موافقت می‌کنیم که آن را در بالای شهر و منطقه‌ای بسازی که آپارتمان‌های تازه‌ساز آن جا را متری ۶ ملیون تومان می‌خرند و در انتهای خیابان طبرسی منطقه‌ای با نیم ملیون فقیرنشین مجوز داده نمی‌شود. دکتر هنگامی که از ساختن بیمارستان در منطقه فقیرنشین مایوس و مصمم می‌شود خیراتی خود را در کشور دیگری تاسیس کند با خنده تلخی به من می‌گوید: تو با این ادارات چگونه می‌توانی در ایران نفس بکشی؟ و این داستان را برایم حکایت می‌کند:

در آن کشور می‌خواستم برای کسب درآمد بیمارستان خصوصی بسازم و من برای کسب مجوز، نامه‌ای به سازمان بهداشت نوشتم و خود بردم . مسئول پس از خواندن نامه با لهجه مشهدی مرا به نام خواند و گفت عمو جان این جا که ایران نیست که برای هر کاری از هر چه اداره در کشور دارید استعلام بگیرید. برو خواسته و داشته‌های خود را در گزارشی بنویس و به اداره کاریابی بده و آن جا پس از پانزده روز، تمام راهکارها را به تو نشان می‌دهند و من چنین کردم و ۱۵ روز بعد چنین دفترچه‌ای به درب خانه‌ام آوردند. شهرداری از خدمت من تشکر کرده بود و نوشته بود اگر بیمارستان را در فلان منطقه فقیرنشین تاسیس کنی ما هر چه پول لازم دارید با نرخ ۴% تقدیم می‌کنیم و القصه ما با امضایی، ساختن بیمارستان را به شرکتی واگذار کردیم و ۱۱ ماه بعد بیمارستان به بهرداری نشست و ما از لحظه تاسیس تا امروز پول پارو می‌کنیم . اما در این جا برای تاسیس بیمارستان خیریه‌ای در زمین خود و به خرج خود سرم سفید شده و به بلاد کفر برمی‌گردم چه ادارات آنان با فرهنگ اسلام از ادارات شما آشناتر هستند؟!!

آه که فرهنگ اداری دل‌خواه شهدای ما در کافرستان پیاده شده است و فرهنگ ادارات دل‌بسته کفر در کشوری که ما به خاطر نمایش اسلام در آن، رودخانه‌ای خون داده‌ایم. سرورم و مسئولان دلسوز! تا ما هم چنین اداره‌هایی نداشته باشیم هر چه بکاریم، درو کنیم و در انبان ذخیره بریزیم در پایان زحماتمان، انبان خالی را بر دوش می‌کشیم. و لا حول و لا قوه الا بالله.

منبع: الف

دولت باید به ما کمک کند، که نمی کند!

پس از اطلاع از وضعیت پیازکاران جیرفت و عنبرآباد بر آن شدیم تا صحبتی هر چند مختصر با کشاورزان داشته باشیم که متن این مصاحبه در زیر آمده است.

-پیاز را در میدان بار از شما چند می خرند؟

-بین 100 تا 120 تومان

توضیح: همین پیاز در میوه فروشی های شهر جیرفت کیلویی 500 تومکان فروخته می شود!

-برای هر هکتار پیازکاری چه هزینه ای صرف می شود(هزینه زمین و محصول)؟

-متفاوت است. بین 10 تا 15 میلون تومان

-هر هکتار پیازکاری در بهترین حالت چقدر محصول می دهد؟

-بین 30 تا 45 تن

-یعنی با شرایط موجود در بهترین حالت کشاورز باید 5 میلیون تومان از جیب خودش بگذارد؟

-در همین حدود. حتی بعضی ها پیازهایشان را برداشت نکرده اند و زمین را شخم زده اند.

-آیا نهادهای دولتی مثل سازمان جهاد کشاورزی و سازمان تعاون روستایی و … در قبال خرید محصولات از شما تضمینی نمی دهند؟

-به هیچ وجه.

-خواسته شما از نهادهای دولتی چیست؟

-دولت باید به ما کمک کند. که نمی کند!

افتتاح سایت ما 99درصدی ها

در آستانه سال نو با حمایت دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی نسخه آزمایشی سایت ( ما نود و نه درصدی ها ) به دو زبان فارسی و انگلیسی آغاز به کار نموده این سایت با آدرس  WWW.WE99.IR در دسترس می باشد و علاوه بر انعکاس اخبار و مقالات تحلیلی در مورد جنبش فراگیر تسخیر نود ونه درصدی ها ، اشاعه اندیشه های جهانی امام خمینی (ره ) و آیه الله خامنه ای، وحدت همه مستضعفین علیه جهان استکبار ، انتشار حقایق مربوط به تهاجمات علیه انقلاب اسلامی و اقدامات بین المللی در دفاع از حقوق مشروع ملت ایران را محور کار خود قرارداده است .شایان ذکر است که رونمایی رسمی این سایت سال آتی انجام خواهد شد.

اولین شماره ماهنامه “داستان” منتشر شد

نخستین شماره ماهنامه «داستان» با پرونده‌ای برای مرگ سیمین دانشور با عنوان «همسایه‌های باصفای جلال» منتشر شد.

نخستین شماره ماهنامه «داستان»  با سردبیری حسین بدری از سوی بنیاد ادبیات داستانی منتشر شد.

در نخستین شماره این مجله پرونده‌ای به مناسبت درگذشت سیمین دانشور با عنوان «همسایه‌های باصفای جلال» منتشر شده است. ضمن این که به دلیل انتشار کتاب «ارتباط ایرانی» بعد از 14 سال نیز گفت‌وگویی با علی موذنی نویسنده اثر منتشر شده است.

همچنین گفت‌وگو با رابعه مدنی بازیگر سینماو تلویزیون با موضوع داستان‌های واقعی زندگی و گزارش همایش داستان کوتاه و یزرگداشت محمود حکیمی از دیگر بخش‌‌های اولین شماره ماهنامه داستان است.

در این شماره از مجله آثاری از رضا امیرخانی، محمدرضا سرشار، محمدحسین جعفریان، وحید جلیلی، سیمین دانشور، شمس آل‌احمد، رحیم مخدومی، همایون اسعدیان، پرویز شیخ‌طادی، محمدکاظم کاظمی، محمود حکیمی، سیداحمد نادمی و … منتشر شده است.

این نشریه با سردبیری محمدحسین بدری منتشر شده است. محمدحسین بدری، پیش‌تر سردبیری ماهنامه «مهر نو» وابسته به سازمان تأمین اجتماعی را به عهده داشت.

نخستین شماره ماهنامه «داستان» در 116 صفحه و با قیمت هزار تومان روی دکه‌های مطبوعات عرضه شده است.

در وبلاگ این ماهنامه آمده است:

این اولین شماره از ماهنامه «داستان» است. کارهای مشابهی در روزگار مختلف آمده‌اند و رفته‌اند و تعدادی کار خوب همین الان در زمینه ادبیات داستانی منتشر می‌شوند که خود ما هم کم و بیش مخاطب آنها هستیم.

«داستان»، کار خودش را انجام می‌دهد و ضرورتی که براساس آن شکل گرفته، کم‌کم و در چند شماره نشان می‌دهد جای کسی را تنگ نخواهد کرد. یعنی اصلا توی این دنیا کسی جای دیگری را تنگ نمی‌کند. چه رسد به این‌جور جاها که قدرتی خدا آن‌قدر کار نشده و حرف نزده هست که 10 مجله خوب درباره ادبیات داستانی می‌توانند منتشر شوند و هر‌یک، گوشه‌ای از ماجرای داستان را بگیرند و با مخاطب قهرکرده ایرانی آشتی کنند.

غرض، این رفت و آمدها جز این‌که بار ما را سنگین‌تر کند، فایده دیگری ندارد. مگر این‌که حرف حسابی گفته شود و دل خلق خدا به آن خوش باشد.

می‌گفت اگر 10پیامبر خدا هم‌زمان مبعوث شوند، مشکلی در تقسیم کارها با هم نخواهند داشت و به یک نمونه جزیی از دعواهایی که ما با هم راه می‌اندازیم، برنمی‌خورند. معاذ الله که بین اهالی ادبیات چنین ادعایی باشد، اما هرچه نسبت درست‌تری با اصل پیدا کنیم، لابد که دعواهای‌مان کم‌تر خواهد شد.

گفتن این حرف‌ها به دهان ما بزرگ است، درست می‌فرمایید. ولی قرار، طبع و نشر یک نمونه از کارهایی است که در این دوره می‌شود کرد و خدا کند که همت ما، کار بهتری فراهم کند.

***

همه آنچه در تصمیم «داستان» بوده، در این شماره نیست و این فقط قدم اول است.

بیانیه سه اتحادیه دانشجویی کشور پیرامون انتخاب سعید مرتضوی به ریاست سازمان تأمین اجتماعی

به گزارش عدالتخواهی سه اتحادیه دانشجویی کشور پیرامون انتخاب سعید مرتضوی به ریاست سازمان تأمین اجتماعی بیانیه ای صادر نمودند که متن آن بدین شرح می باشد:

انتشار خبر معرفی سعید مرتضوی به ریاست سازمان تأمین اجتماعی، ذهن عدالت­خواهان و نخبگان را معطوف به مسائل و مشکلات مغفول مانده­ی نظام تأمین اجتماعی در کشور نمود.

سازمان تأمین اجتماعی که بزرگ­ترین سازمان بیمه ای کشور بوده و حدود 40 میلیون نفر را تحت پوشش خود دارد، از دیرباز دست به گریبان مشکلات عدیده ای بوده است. مشکلات و مسائلی چون بی ثباتی و تغییرات مداوم در مدیریت سازمان، عدم وجود و توانایی نظارت از طرف سازمان‌های نظارتی جمهوری اسلامی ایران بر شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی(شستا) و تبدیل شدن سازمان به حیاط خلوتی در جهت منافع سیاسی- اقتصادی دولت­ها، شائبه‌ی وجود مفاسد کلان اقتصادی در شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی (شستا)  – که از بزرگ‌ترین بنگاه‌های سرمایه‌گذاری کشور است- و موارد بسیار دیگری که در این‌جا مجال بحث از آن­ها نیست.

با وجود مشکلات و گره­های کوری از این دست و در شرایطی که سازمان تأمین اجتماعی نیازمند مدیریتی قوی، کارآمد و ضد فساد جهت غلبه بر مشکلات است، در کمال تعجب جناب آقای سعید مرتضوی به ریاست سازمان انتخاب می‌گردد. حال سؤال این است، شخصی که تخصص و تجربه‌ی لازم در زمینه بیمه و تامین اجتماعی و توانایی مبارزه با مفاسد و مشکلات فوق را ندارد، با چه توجیه و استدلالی به ریاست این سازمان انتخاب می شود و آیا این انتخاب گامی در جهت مرتفع ساختن مشکلات سازمان است یا این­که گره کوری بر گره های دیگر این مجموعه خواهد افزود؟ مگر ایشان در ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز چه عملکرد مثبت و قابل توجهی داشته اند که اکنون قرار است چنین سمتی به ایشان واگذار شود؟

علاوه بر این، در ماجرای کشته شدن سه نفر در بازداشتگاه کهریزک، طبق گزارش كميته‌ی ويژه‌ی مجلس كه براي رسيدگي به حوادث پس از انتخابات تشکیل شده بود، انتقال بازداشت‌شدگان 18 تير 1388 به كهريزك، با «دستور و اصرار» آقای سعيد مرتضوي دادستان وقت تهران، صورت گرفته است و به دنبال این گزارش صلاحیت قضایی ایشان در تاریخ 24مرداد 1389 به دليل تخلفاتشان در پرونده‌ی مربوط به بازداشتگاه كهريزك ازسوی دادگاه عالی انتظامی قضات – به عنوان عالی ترین مرجع قانونی برای بررسی صلاحیت قضات دادگستری- تعلیق شده است. لذا بدیهی است که تعیین چنین شخصی به ریاست سازمان تأمین اجتماعی که عهده‌دار بخش قابل ملاحظه ای از سرمایه و اموال عمومی و دولتی است و نیازمند مدیریتی توانمند و امین و صالح و بدون هرگونه اتهام ازسوی مراجع صلاحیت‌دار قانونی است، به صلاح ملت و کشور نخواهد بود.

گذشته از ماجرای کهریزک، بحث گم شدن پرونده های مربوط به سوالات دانشگاه آزاد و سایر اتهامات و تخلفات که حول این مبحث و در گزارش تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی از قوه قضایی آمده است که کماکان باقیست؛  و افکار عمومی در انتظار پاسخی روشن به این اتهامات هستند. حال جای سوال است که چگونه و با کدام منطق فردی با چنین سابقه ای به ریاست سازمانی که مستقیما با زندگی محرومین و مستضعفین در ارتباط است و بزرگترین شرکت سرمایه‌گذاری کشور زیر مجموعه آن می‌باشد، انتخاب می شود؟ آیا هدف از چنین انتخابی خدمت به مردم و رفع صادقانه مشکلات است یا اهداف و اغراض سیاسی-اقتصادی در پس این انتخاب نهفته است؟

وقتی افرادی که چنین اتهامات و شائبه هایی درمورد آن­ها وجود دارد، در دستگاه‌های دولتی منسوب شده و به سمت های بالاتر ارتقاء می‌یابند، عجیب نیست اگر این تصور به وجود آید که هدف دولت از چنین اقداماتی تحمیل خواسته‌ی خود بر سازمان‌ها و نهاد هاست و نتیجه­ی طبیعی اینگونه انتصابات، بی اعتمادی مردم نسبت به ساختارها خواهد بود.

در این میان آنچه ذهن عدالت­خواهان را بیش از همه به خود مشغول کرده است، پیامد انتصابهایی از سر ناشایستگی و با اهداف و اغراض سیاسی است که منجر پیوند سیاسیون قدرت‌طلب با منابع ثروت و تشکیل حلقه‌های قدرت-ثروت می‌گردد و انتظار می‌رود دولتی که با شعار عدالت‌محوری و مبارزه با مفاسد اقتصادی روی کار آمده است در صحنه عمل نیز به شعارها و گفتمان خود پایبند بماند.

جنبش عدالتخواه دانشجویی، اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل و اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان کشور(دفتر تحکیم وحدت) رسالت خود می دانند که آینده‌ی این تصمیم و تاثیر آن بر زندگی محرومان و مستضعفان را گوشزد نموده و مردم شریف ایران را از پیامدهای چنین تصمیماتی بیم دهد؛ ضمن آن‌که از قوه محترم قضائیه انتظار می‌رود پیرامون پرونده‌ی جناب آقای مرتضوی، تصمیمی قاطعانه، همراه با جدیت و سرعت عمل داشته باشد تا ابهامات و اتهامات، بیش از این افکار عمومی را نسبت به سلامت نظام سیاسی و اقتصادی کشور خدشه دار و شبهه دار ننماید.

جنبش عدالتخواه دانشجویی
اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور
اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان سراسر کشور – دفتر تحکیم وحدت

تجمع خودجوش دانشجویان سبزواری

مخالفت دانشجویان سبزواری با سیاست کلان ضد عدالت وزارت علوم در مورد آزادسازی قیمت ها بار دیگر علنی شد اوایل هفته پیش اطلاعیه ای در دانشگاه تربیت معلم سبزوار منتشر شد که اعتراض دانشجویان را به دنبال داشت.گران شدن غذای دانشجویان شبانه که با شروع کلاس ها در سال جدید قرار است در این دانشگاه اجرایی شود در راستای سیاست جدید وزارت علوم است.سیاستی که با تفسیر خاص از اصل 30 قانون اساسی توسط مسئولان صندوق رفاه دانشجویی وزارت علوم گذارده شده قرار است در تمام دانشگاه های کشور اجرایی شود.آزادسازی قیمت غذا ها و هم چنین خصوصی سازی خوابگاه های دانشجویی را می توان در ادامه ی مسیر خصوصی سازی در آموزش عالی دانست که پیش از این در برنامه پنجم گنجاند شده بود.روندی که تا به حال صدای اعتراض بسیاری از دانشجویان دانشگاه های مختلف را بلند کرده است. بعد از انتشار این اطلاعیه از سوی مسئولین دانشگاه تجمع خودجوشی جلوی سازمان مرکزی این دانشگاه شکل گرفت.این تجمع که با حرکت دانشجویان از سلف دانشجویی آغاز شد با حضور تعدادی زیادی از دانشجویان ادامه پیدا کرد. یکی از مسئوین دانشگاه با حضور در جمع تجمع کنندگان از انتقال خواسته ی دانشجویان به وزارت خبر داد.این تجمع با امضای طوماری توسط دانشجویان به پایان رسید

قرائت گزارش تحقیق و تفحص از ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز

به گزارش مهر، قرائت گزارش کمیسیون اقتصاد از تحقیق و تفحص از عملکرد ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز این هفته هم زمان با زمزمه‌های تغییر مدیریت این ستاد در دستور کار صحن علنی مجلس قرار دارد.
طرح تحقیق و تفحص از عملکرد ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز فروردین سال 1389 در صحن علنی مجلس به تصویب رسید و حدود دو سال از تصویب آن می‌گذرد.
علی اکبر اولیا رئیس کمیته تحقیق و تفحص از ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز در خصوص روند بررسی این تحقیق و تفحص اظهار داشت: کمیته تحقیق و تفحص از عملکرد ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز تلاش کرد از طریق بازدید از دستگاهای استانی، تحلیلی درست از وضعیت قاچاق در کشور به دست آورد و خلا های اجرایی و قانونی که باعث افزایش قاچاق در کشور می شود را شناسایی کرده و متناسب با آن راهکارها و پیشنهاداتی را به قوه مقننه و قضائیه ارائه دهد.
وی با انتقاد از تغییر مکرر روسای ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز تصریح کرد: ستاد مبارزه با قاچاق باید موضع قوی تر و تاثیر گذار تری در مبارزه سریع و قاطع با قاچاق ارز و کالا داشته باشد.
ریاست ستاد مبارزه با کالا و ارز از آذر ماه سال 88 به سعید مرتضوی سپرده شد در روزهای اخیر اخباری مبنی بر رفتن مرتضوی از این ستاد به سازمان تامین اجتماعی منتشر شد که با واکنش نمایندگان و تذکر کتبی آنها به رئیس جمهور مواجه شد. نمایندگان به دلیل محکومیت مرتضوی در پرونده کهریزک و نداشتن تجربه و سابقه مدیریتی مرتضوی در سازمان تامین اجتماعی با انتصاب وی به مدیریت این سازمان مخالف هستند.

زن کارتن خواب در آتش سوخت

به گزارش مهر، به دنبال تماس شهروندان با سامانه 125 و در خواست کمک از آتش نشانان بیدرنگ زنگ ایستگاه 11 در ساعت 22:10 دقیقه شب گذشته به صدا در آمد و آتش نشانان راهی جنوب به شمال خیابان ولیعصر، حوالی پل همت شدند.

غلامرضا سلیمی فرمانده آتش نشانان در این باره گفت: با رسیدن به محل مشاهده شد، یک ساختمان متروکه در دو طبقه دچار آتش سوزی شده است. آتش نشانان پس از تجهیز خود به دستگاه تنفسی و با استفاده از نردبان دستی به دل شعله های آتش زده و با دو رشته لوله آبرسانی به مهار آتش پرداختند.

آتش نشانان پس از مهار کامل آتش و بررسی بیشتر جسد سوخته یک زن کارتن خواب که بر اثر آتش سوزی جان باخته بود را کشف کردند.

علت آتش سوزی از سوی کارشناسان آتش نشانی افتادن چراغ خوراک پزی روشن بر روی مواد قابل اشتعال و سرایت شعله ها به سایر نقاط اعلام شده است.

دایه های مهربان تر از مادر!

محمد حمزه قدیری نژادیان/

امام روح الله در نامه ای خطاب به آقای ولایتی بر لزوم انتقاد پذیری اینطور تأکید می فرمایند :
“من جنابعالی را فردی متدین و دلسوز انقلاب می‏دانم. و شما و دوستانمان در وزارت امورخارجه باید تحمل انتقاد را، چه حق و چه ناحق، داشته باشیم…”

همچنین ایشان انتقاد صحیح را انتقادی می دانند که بدور از انتقامجویی باشد، می فرمایند :
“به همۀ آقایان من می‏گویم با هم جنگ نکنید. روزنامه‏ ها را پر نکنید دوباره از بدگویی از هم و از انتقاد از هم. انتقاد غیرانتقامجویی است. انتقاد، انتقاد صحیح باید بشود. هر کس از هرکس می‏تواند انتقاد صحیح بکند. اما اگر قلم که دستش گرفت انتقاد کند برای انتقامجویی، این همان قلم شیطان است…”

همچنین در مفهوم صحیح نقد نیز اینطور می فرمایند :
“انتقاد سازنده معنایش مخالفت نبوده و تشکل جدید مفهومش اختلاف نیست. انتقاد بجا و سازنده باعث رشد جامعه می‏ شود. انتقاد اگر بحق باشد، موجب هدایت دو جریان می‏ شود. هیچ کس نباید خود را مطلق و مبرّای از انتقاد ببیند…”

امام خامنه ای نیز در بیانی در دفاع از آزادی بیان و مناظرات مبتنی بر اخلاق و پرهیز از تشریفاتی شدن انتقادات اینطور می فرمایند :
“نباید از «آزادى» ترسید و از «مناظره» گریخت و «نقد و انتقاد» را به کالاى قاچاق و یا امرى تشریفاتى، تبدیل کرد چنانچه نباید بجاى مناظره، به «جدال و مراء»، گرفتار آمد و بجاى آزادى، به دام هتاکى و مسئولیت گریزى لغزید. آن روز که سهم «آزادى»، سهم «اخلاق» و سهم «منطق»، همه یکجا و در کنار یکدیگر اداء شود، آغاز روند خلاقیت علمى و تفکر بالنده دینى در این جامعه است…بى‌شک آزادیخواهى و مطالبه فرصتى براى اندیشیدن و براى بیان اندیشه توأم با رعایت «ادب استفاده از آزادى»، یک مطالبه اسلامى است و «آزادى تفکر، قلم و بیان»، نه یک شعار تبلیغاتى بلکه از اهداف اصلى انقلاب اسلامى است.”

همچنین ایشان انتقاد اصولی وبدون تخریب مسئولین را هدیه کردن عیوب آن ها به خودشان می دانند و می فرمایند :
“انتقاد کردن غیر از تخریب کردن است. انتقاد، خوب و نعمت است. اگر دولت یا مسؤولان دیگر، مورد انتقاد قرار نگیرند، عیوب خودشان را نمى‌فهمند. انتقاد در واقع هدیه کردن عیوب آنها به خود آنهاست. ممکن است گاهى انتقاد درست باشد، ممکن هم هست نادرست باشد؛ اما انتقاد کردن غیر از تخریب کردن است…”

شهید مطهری رحمة الله علیه بعنوان تئوری پرداز انقلاب اسلامی مسئله آزادی بیان را اینطور تبیین می فرمایند(کتاب پیرامون انقلاب اسلامی ، صفحه ی ۶۳) :
“برای تداوم انقلاب اسلامی ِ ما، هرکسی باید فکر و بیان و قلمش آزاد باشد و اتفاقاً تجربه های گذشته نشان داده است که هر وقت ، جامعه از آزادی فکری-حتی از روی سوء نیت- برخوردار بوده، در نهایت به سود اسلام تمام شده است. اگر در جامعه ی ما محیط آزاد ِ برخورد آرا و نظریات پدید آید که صاحبان افکار مختلف بتوانند حرف خود را مطرح بکنند، ماهم بتوانیم حرف خود را مطرح کنیم، تنها در چنین زمینه ی سالمی است که اسلام رشد می کند…”

در اصل ۸ قانون اساسی ، اصل امر به معروف و نهی از منکر اینطور آمده است :
“در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امربه معروف و نهی از منکر وظیفه ای همگانی و متقابل برعهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت، شرایط و حدود و کیفیت آن را قانون معین می کند. والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر.”

امروز با خبرهایی که از فضای محدودیت های رسانه ای کشور شنیده می شود باید به این فکر فرورفت که آیا اندیشه های نظارت بر فضای رسانه ای یک فضای صحیح و اصولی مبتنی بر قانون و اندیشه های رهبران و تئوری پردازان انقلاب اسلامی است یا اینکه یک فضای دایه وار مهربان تر از مادر که سلایق و گرایش ها در آن تأثیر گذار می باشد، حاکم بر این نظارت ها شده است. در این مورد چند نکته گفتنی است :

  1. از کسانی که دست به توقیف، فیلتر، بازداشت و … در برابر آزادی بیان بدون غرض ورزانه می زنند باید پرسید که چگونه و با برداشت از چه قوانینی چنین تصمیماتی گرفته می شود؟ آیا صرف انتقاد سازنده و بدون تخریب به شخصی از سران قوا موجب این را باید فراهم کند که دست به تیغ حذف برده شود؟ اگر دلیل قانونی برای برخوردها وجود دارد باید پرسید که آیا نباید با تبیین بین مخالفت قانون و مصداق جرم به شفاف کردن فضا و ابهام زدائی پرداخت؟ مگرنه که دشوار نیست که بر مسند قدرت بود و اعمال قدرت کرد !
  2. اگر برخوردهای حذفی ای که دامن آزادی ِ بیان ِ اسلامی را که لازمه ی بقای انقلاب اسلامی است هرازگاهی می گیرد، مبتنی بر یک اسلوب و قاعده ی مشخصی است و یا به بیان بهتر از یک قانون شفاف نشأت گرفته است و ناظران و مجریانی بدون گرایش را دارد، چطور شاهد این هستیم که در مصادیق مشابه برخوردهای متفاوت وجود دارد؟ بطور مثال ممکن است که مسئولی زیر فشار توهین و تهمت و گمانه زنی له شود و هیچ وقت توهین کنندگان به دام فیلتر و توقیف گرفتار نشوند ولی خدا نکند از مسئولی دیگر نقدی شود و اصلاحی را از او بخواهند !
  3. با بستن و فیلتر کردن مشکی حل نمی شود بلکه بر روی مشکلی پوشانده می شود و صدایی بسته می شود ولی یادمان نرود که هنوز ابهام و نقد و سؤال وجود دارد و تنها با حذف آن ، طرح مشکلات و بیان نقد را به یک کالای قاچاق تبدیل کرده ایم. علاوه بر این فرصت خودسازی را از جامعه گرفته ایم و معلوم نیست که عیوب جامعه و عیوب مسئولین از کجا قرار است سر درآورد !
  4. آزادی بیان بی شک به معنای ولنگاری در اظهار نظرات و عقاید نیست بلکه پرواضح است که آزادی بیانی که از آن صحبت می کنیم آزادی بیان در کنار ” حفظ حقوق افراد” و “اخلاق” است. با این حال است که وقتی پنجره ای از نقد بسته می شود نگران باید شد که چگونه برای کسی غیر از ولایت فقیه تقدس قائل هستیم. این درحالی است که حتی شخص رهبر انقلاب نیز آغوششان برای انتقادهای سازنده باز است و این را حتی اعلام نموده اند.
  5. در هیچ صورتی نباید اجازه داد که به دوران بسته شدن فضای نقد و انتقاد که در دوران سازندگی ، جامعه آن را تجربه کرد بازگشت کرد. اگر دیده می شود که فضای نقد و انتقاد از شخص یا جریانی پرهزینه می شود باید با عدالتخواهی بدون نقد به اشخاص از بسته شدن فضا جلوگیری کرد. رهبر معظم انقلاب در مواجهه با برخوردها و تخلفات مقابل عدالتخواهی می فرمایند : شما زرنگى‌تان این باشد، گفتمان عدالت خواهى را فریاد کنید؛ اما انتقاد شخصى و مصداق‌سازى نکنید.
  6. فیلتر شدن سایت تریبون مستضعفین در شب انتخابات مجلس نهم، باعث تأسف بسیار دوستداران این سایت که جهت گیری جناحی را از دستور کار خود خارج کرده بود، شد. فیلتر شدن تریبون نشان داد که تفکر ناب نقد که در بیان امام و آقا نه تنها از آن نهی نشده است بلکه بر لزوم آن تأکید شده است در بین بعضی از ناظران و مجریان فیلترینگ وجود ندارد و این شروع ماجراست که دایه هایی مهربان تر از مادر بر این امور مسلط شده اند. البته این به این معنی نیست که انتقادی به انتقادهای دوستانمان در تریبون وارد نباشد.