دانلود دانلود مستند بی‌قرارگاه، روایتی از شش روز تحصن در فرودگاه مهرآباد

مستند بی قرارگاه روایت تحصن دانشجویان عدالتخواه در فرودگاه مهرآباد

مستند «بیقرارگاه» کاری از «محمد حسین خوش بیان» که برای اولین بار در دومین جشنواره فیلم عمار به نمایش در آمد.

این مستند که به سفارش جنبش عدالتخواه دانشجویی تولید شده است، روایتی است از تحصن دانشجویان در فرود گاه مهر آباد در سال ۸۷ که همزمان با جنگ ۲۲ روزه غزه و به منظور اعلام آمادگی دانشجویان برای اعزام به غزه صورت گرفت.

علاقه مندان می‌توانند این مستند را با دو کیفیت متفاوت از لینک‌های زیر دریافت کنند.

دانلود مستند بیقرارگاه با کیفیت بالا و حجم ۲۲۶ مگابایت

دانلود مستند بیقرارگاه با کیفیت پایین و حجم ۷۶ مگابایت

مطالب مرتبط:

اکران مستند “آذرخش” به مناسبت روز دانشجو +تیزر

به همت دبیرخانه جشنواره مردمی فیلم عمار و به مناسبت فرارسیدن روز دانشجو، مستند “آذرخش” در سراسر کشور اکران می شود.

این مستند به بررسی زوایای مختلف حوادث روز 16 آذر 1332 مصادف با 7 دسامبر 1953 میلادی می پردازد. در این روز نيکسون معاون رئيس جمهورآمريکا راهي ايران می شود. در حقيقت او مي آمد تا نتيجه سرمايه گذاري بيست و يک ميليون دلاري را که سازمان جاسوسي آمريکا(سياه) در راه کودتا و سرنگوني دولت دکتر مصدق هزينه کرده بود را از نزديک مشاهده کند، که با مخالفت دانشجویان و شهید شدن سه دانشجو مواجه می گردد.

دبیرخانه جشنواره مردمی فیلم عمار در ادامه ی اکران های مردمی فیلم های برگزیده جشنواره و به مناسبت گرامیداشت روز دانشجو اکران هماهنگ مردمی را در نقاط مختلف کشور تدارک دیده است. متقاضیان اکران این مستند می توانند  از تاریخ 28 آبان با مراجعه به سایت جشنواره در قسمت “ثبت نام اکرانهای مردمی” فرم مربوط به اکران مستند “آذرخش” را دریافت کنند و پس از تکمیل، آن را به آدرس الکترونیکی دبیرخانه ارسال نمایند.

مستند “آذرخش” به کارگردانی سیامک مختاری تولید شده و برنده ی فانوس بلورین دومین دوره جشنواره مردمی فیلم عمار در بخش تاریخ انقلاب اسلامی بوده است.

کسانی که در گذشته فیلم اکران کرده اند و تمایل دارند در اکران مستند “آذرخش” مشارکت کنند می توانند تقاضاهای خود را به آدرس ammarfilmfest@gmail.com ارسال کنند و یا با شماره 88960477 داخلی 104 تماس حاصل فرمایند و آمادگی خود را اعلام کنند.

قطع حق مسکن و توقف خرید خودرو برای نمایندگان مجلس

نایب رییس کمیسیون تدوین آیین‌نامه مجلس از قطع حق مسکن نمایندگان و توقف فروش خودرو برای نمایندگان مجلس خبر داد.

 غلامرضا کاتب در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: کمیسیون برنامه و بودجه مکلف است هر شش ماه یک بار گزارش عملکرد بودجه مجلس را تدوین و در اختیار هیات رییسه و نمایندگان مجلس قرار دهد لذا اولین گزارش مجلس نهم تهیه و تا اواسط آذرماه در مجلس قرائت می‌شود.

 نماینده مردم گرمسار از چاپ گزارش عملکرد بودجه‌ای مجلس خبر داد و افزود: از مجموع 460 میلیارد تومان بودجه عمرانی، 150 میلیارد تومان مربوط به احداث دفاتر نمایندگانی در مراکز استان‌ها و احداث دفاتر خبرگزاری خانه ملت در شهرستان‌ها بود که به دلیل عدم پرداخت از سوی دولت اجرا نشده است.

 وی افزود: نمایندگان مجلس در هر دوره دفاتر کاری اجاره می‌کنند و این مبالغ باید توسط مجلس تامین شود بنابراین هیات رییسه تصمیم گرفت با احداث دفاتر نمایندگان در شهرستان‌ها یک بار برای همیشه هزینه کند که با عدم تخصیص اعتبار، این قصد هیات رییسه محقق نشد.

 نایب رییس کمیسیون تدوین آیین‌نامه با اشاره به بودجه جاری مجلس، گفت: از بودجه 221 میلیارد تومانی مجلس فقط 50 درصد تخصیص یافته است که از این میزان نیز 83 میلیارد تومان معادل 76 درصد بودجه جاری از خزانه دریافت شده است. این ردیف بودجه‌ای مجلس شامل هزینه‌های مربوط به بازنشستگان، نظارت، قانون‌گذاری، دبیرخانه، کنفرانس‌ها، دبیرخانه مجالس آسیایی و مرکز پژوهش‌های مجلس است.

 کاتب از حذف حق اجاره مسکن از فیش حقوقی نمایندگان خبر داد و افزود: هیات رییسه مجلس برای سال جاری اعلام کرده است یا نمایندگان خودشان منزلی را اجاره کرده و مجلس طرف قرارداد با موجر می‌شود یا مجلس خود راسا منزلی را در قالب خانه سازمانی برای نمایندگان اجاره و در اختیار آنان می‌گذارد.

 نماینده مردم گرمسار از توقف ارائه خودرو به نمایندگان مجلس در مجلس نهم سخن گفت و افزود: تا قبل از مجلس نهم امکان خریداری خودرو از طریق مجلس به نام نمایندگان وجود داشت ولی در مجلس نهم خودرو به نام مجلس شورای اسلامی خریداری و با راننده در اختیار نمایندگان قرار می‌گیرد.

وی افزود: رهن خانه برای نمایندگان بین 40 تا 80 میلیون تومان متغیر است. در برخی موارد نیز تعدادی منزل مسکونی به صورت یک جا برای 8 نماینده اجاره شده است. از نمایندگان شهرستانی خواسته شده است تا برای کاهش هزینه‌های مجلس در مراکز استان‌ها خانه اجاره کنند که بسیاری از نمایندگان این چنین کرده‌اند.

منبع: ایسنا

کارتن خواب ها زیر پوست شهر شیراز

هادی مسعودی – فرهنگ ائمه اطهار این بود که از دیدن گونه های چال افتاده فقرا به خود می لرزیدند.اهل بیت معتقد بودند،آرمانی که گرسنگی گرسنگان به آن لطمه نزند،یک آرمان انسانی نیست،چه برسد به یک آرمان الهی.آن بزرگواران شیعیان را حتی به یک قطره اشک یتیمان هم حساس کرده بودند و می گفتند که از کنار محرومان و مظلومان بی تفاوت عبور نکنید.

 انقلاب اسلامی ایران که ادامه دهنده راه اهل بیت می باشد،باید به همین اندازه نسبت به پابرهنگان حساسیت به خرج دهد.

حکومت اسلامی وظیفه دارد شرایط دین داری مردم را فراهم کند.اولین و ابتدایی ترین شرط دین داری مسلمین،مطلوب بودن وضع معاش آنان می باشد.نظام اسلامی وظیفه دارد از طریق اجرای عدالت،معاش مردم را به بهترین وجه تأمین کند و اگر به هر دلیلی نتواند این وظیفه را انجام دهد،فلسفه وجودی خویش را از دست داده است.قوام این انقلاب به اقامه ارزش های آن در جامعه می باشد و اگر به وضع معیشتی مردم،اهمیتی داده نشود،در واقع به ارزش هی اسلامی توجه نشده است.پیامبر اکرم می فرمایند:من لا معاش له لا معاد له. حضرت علی(ع) خطاب به فرزندشان محمد حنفیه فرمودند:ای فرزند!من از تهیدستی بر تو هراسناکم،از فقر به خدا پناه ببر که همانا فقر دین انسان را ناقص و عقل را سرگردان و عامل دشمنی است.

 با این اوصاف،در همین جامعه خودمان،در کوچه پس کوچه های شهرمان،افرادی زندگی می کنند که نه غذایی برای خوردن و نه مکانی برای خوابیدن دارند.کسانی که شب ها از سردی هوا رو به مرکز شهر می آورند،شاید کمتر سرما را حس کنند.درهمین شهری که عده ای از مردمش نماز جماعت صبحشان و مجالس عزاداری  هفتگیشان ترک نمی شود کسانی هستند که باید شب تا صبح را کنار خیابان بگذرانند.کسانی که برای فراموش کردن گرسنگی خویش،آنقدر در شهر می گردند تا از شدت خستگی گرسنگیشان را از یاد ببرند و بیهوش بیفتند.

 سوالی که پیش می آید این است که چرا در جامعه ای که تمام افرادش ادعای مسلمانی می کنند،باید چنین افرادی وجود داشته باشند؟چرا کسی کاری برای این ها نمی کند؟حدیث امیرالمومنین را یاداور می شوم که فرمودند:اگر کسی مال و جانش را در راه خدا بذل نکند،نباید امیدی به مهربانی خدا داشته باشد.مردم،مذهبی ها،حزب اللهی هی،مگر در زیارت عاشورا نمی خوانیم”بابی انت و امی”پدر و مادرم به فدایت یا اباعبدالله؟فدا کردن والدین که به حرف نیست،به عمل است،یعنی من حاضرم در راه مکتب و نهضت حسینبن علی،که همان اجرای عدالت و کمک به مستضعفین است،عزیزترین کسانم را فدا کنم.

مگر ما خود را شیعه حضرت امیر نمی دانیم؟شیعه یعنی کسی که امام خود را پا به پا

همراهی کند.ما همه ادعا داریم که راه علی(ع) را در پیش گرفته ایم پس چرا هیچ کداممان به سرنوشت ایشان دچار نمی شویم؟شاید ما واقعا شیعه نیستیم.آخر به اسم که نیست،ما اگر وظایف شیعه بودن خود را به جا نیاوریم،عاقبت شیعه از دنیا نخواهیم رفت.علی(ع) طاقت دیدن اشک یتیمان را نداشت،علی طاقت شنیدن آه مظلوم را نداشت…چرا انقدر بی خیال شده ایم؟مگر ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین را فراموش کرده ایم؟

صحبت امام امت را یادآور می شوم که فرمودند:

“این پایین شهری ها و این پابرهنه ها ـ به اصطلاح شما ـ این ها ولی نعمت ما هستند, اگر این ها نبودند ما یا در تبعید بودیم, یا در حبس بودیم یا در انزوا, این ها بودند كه همه ما را از این مسائل نجات دادند… اگر تا آخر عمرمان به این ها خدمت كنیم نمی توانیم از عهده خدمت این ها برآییم… شما امروز هم كه ملاحظه می كنید این هایی كه در جبهه ها الآن دارند جانفشانی می كنند این ها از كدام طبقه هستند?… الآن هم این هایی كه جانشان را در دستشان گرفتند و شما را حفاظت می كنند و آن هایی كه در بین شهرها و در بین روستاها حفظ می كنند شما و مردم را همین طبقه هستند… شما باید توجه به این معنا بكنید كه ما را این ها آورده اند وكیل كرده اند, آورده اند وزیر كرده اند, رئیس جمهور كرده اند. این ها ولی نعمت ما هستند و ما باید ولی نعمت خودمان را قدردانی كنیم و خدمت كنیم.”

 مسئولین،نخبگان،روحانیون و ای مردم،چرا به فکر نیستید؟چرا کسی فریاد این زمین خوردگان و مظلومان را لبیم نمی گوید؟

 آقای رئیس بهزیستی،نکند برای تأمین مکان کارتون خواب ها و رسیدگی به آنان استخاره کرده اید جوابش بد آمده است؟

 آقای شهردار،به شما و دوستانتان هشدار می دهم،اگر به بی محلیتان به گوشه نشینان و کارتون خواب ها ادامه دهید با خشم شدید اقلابیون مواجه خواهید شد.

 و در آخر خطابه سیدالشهدا در منا را خطاب به تمام مسئولین،روحانیون و کسانی که ادعای ایمان دارند بازگو می کنم:

 مردم به نام دین از شما حساب می برند و احترام می گذارند شما را بر خودشان ترجیح می دهند در حالی که هیچ فضیلتی بر آنها ندارید و هیچ خدمتی به این مردم نکرده اید…در خیابان ها مثل شاهان راه می روید با هیبت و کبکبه رفتار می کنید،به راستی چگونه به این احترام واعتبار اجتماعی رسیده اید؟فقط به این علت که مردم از شما توقع دارند که به حق خدا قیام کنید… شما هر جا حق ضعفا و مستضعفین بود کوتاه آمدید و گفتید خداوند در آخرت جبران می کند،اما هر جا منافع خودتان بود آنرا به شدت مطالبه کردید و محکم ایستادید،شما نه مالی در راه خدا بذل کردید و نه جانتان را در راه ارزش ها و عدالت به خطر انداختید و نه حاضر شدید با قوم و خویش ها و دوستانتان به خاطر خدا و اجرای عدالت و اسلام درگیر شوید.با همه این کوتاهی ها از خدا بهشت را هم می خوایید؟پس از همه این عافیت طلبی ها و دنیا پرستی ها،منتظرید که در بهشت همسایه پیامبران او باشید؟در حالی که من می ترسم خداوند در همین روز ها از شما انتقام بگیرد.خداوند از شما انتقام خواهد گرفت.”

مقام شما از کرامات خداست،دستاورد خودتان نیست…لال ها،زمین گیرانکوران،فقرا و بیچاره ها در سرزمین اسلامی روی زمین رها شده اند بی پناهندکسی به این ها رحم نمی کند.شما به این وظیفه دینی و الهی تان عمل نمی کنید و کسی مثل من هم که می خواهد عمل کند کمکش نمی کنید…

جزوه:بحثی در معرفت‌شناسی حسینی از حسن رحیم‌پور

سید الشهدا علیه السلاممتن پیش رو که در قالب جزوه آماده شده است، پیاده شده گفتاری است از استاد حسن رحیم‌پور (اَزغَدی) که اسفندماه 1383 به پاسداشت نهضت عاشورا، در تالار ابن‌سینای مشهد ایراد شد. موسسه طرحی برای فردا متن این گفتار را برای نخستین بار منتشر و تقدیم عاشقان حسینی می‌کند، باشد که به منزله‌ی ادای دینی به این نهضت عاقلانه و عاشقانه، پذیرفته شود.

محورهای این متن به شرح ذیل است:

1. جنبشی برای پیروز نشدن (معادله‌ی تکلیف و نتیجه)
2. شهادت‌طلبی، “حساب‌گری” بدون چرتکه‌اندازی بازاری
3. سه صورت مسئله برای عقل (معادله‌ای با سه معلوم)
4. “عقلانیّت”، نه شکاکیّت و نه عصبیّت
5. اسلام، یک “تفکّر”، نه یک “تعصّب”
6. دو راهی “عقل” و “نفس” یا دو راهی عقل و عشق؟!
7. استدلال عاشورا: مقابله با حکومت کسری و قیصر در کسوت مذهب!
8. حکومت دینی، حکومت “بندگان” است نه حکومت “آقایان”
9. سکوت و فریاد شما خودمحورانه است نه خداپرستانه
10. جهاد، خشونت، شهادت، حماقت؟!
11. جنگ بدون کینه، صلح بدون ظلم
12. امامِ “یقین” و دفاع از “عقلانیّت انتقادی”
13. “یقین‌طلبی”، بنیادگرایی یا لقاح معرفت؟
14. “جنایت‌کار” و “قدّیس”؛ در ترازوی کدام “داوری”؟
15. مساوات؛ ارزشی یا حقوقی؟
16. چه کسی می‌پرسد: “چه باید کرد؟”
17. چه کسی می‌تواند جهاد کند؟
18. چه کسانی از شهادت می‌گریزند؟
19. عقل، خود را نقد و محدود می‌کند
20. “مطلق‌گرایی” له و علیه عقل، از دو سوی!
21. هرمنوتیک یزید و جاهلیّت جدید
22. مجاهد عاشورایی، نه “فاناتیک”، نه “فیدئیست”
23. عاشورای حسین(ع) و صلیب عیسا(ع)؟!
24. ایمان بدون تصدیق و تصور، پلورالیزم اموی
25. “هدایت” و “ضلالت”، مساوی است!!
26. جمع‌بندی معرفتی در کربلا

برای دانلود این جزوه به صورت ورد از این لینک و به صورت پی‌دی‌اف از این لینک استفاده کنید.

برخی دیگر از جزوات مربوط به ایام عاشورا را در این صفحه مشاهده کنید.

معرفی نشریه مسجد ما +دانلود

نشریه مسجد ما از سوی دبیرخانه  طرح مسجد ما با سردبیری امیر سعادتی در مشهد منتشر می شود.
شماره اول مسجد ما

چرا امام گفت: جمهوري اسلامي؟/ فرصت انتخابات و بازخواني جمهوريت اسلامي
خانه خدا و مردم/ مسجد طراز اسلامي در پيامي از رهبر فرزانه انقلاب
كرامات مسجد كرامت/ مروري بر تاريخ شفاهي مسجد كرامت/ قسمت اول
ورود زير 18 ساله ها به مساجد ممنوع!/ وضعيت فعاليت هاي مسجدي در تاجيكستان/ قسمت اول
مسجدي كه خواب ندارد/ پرونده اي درباره مسجد صنعتگران مشهد
فايل پي دي اف براي دانلود:
http://s1.picofile.com/file/7552925806/masjed_ma_1.pdf.html

 

شماره دوم مسجد ما

رجايي مسجدي بود/ مسجد و كادرسازي براي نظام اسلامي
خارج از محدوده/ پرونده اي درباره فعاليت هاي فرهنگي در يك مسجد دورافتاده
مساجدي شبيه كليسا!/ وضعيت كنوني مساجد در تاجيكستان/ قسمت دوم و پاياني
سپندوار زكف داده ام عنان بي تو/ گزارش و اشعاري از يك شب شعر مسجدي
تصوير مخدوش مسجدي ها در تلويزيون
فقط در 250 مسجد مشهد نماز صبح اقامه مي شود!
فايل پي دي اف براي دانلود:
http://s3.picofile.com/file/7552929244/masjed_ma_2.pdf.html

 

شماره سوم مسجد ما
نقشه راه سال 91
سخنراني نوروزي رهبر معظم انقلاب اسلامي
ويژه سال «توليد ملي؛ حمايت از كار و سرمايه ايراني»
با بيش از 80 پيوست/ در 8 قالب مطبوعاتي/ از 32 تحليلگر و كارشناس
فايل پي دي اف براي دانلود:
http://s3.picofile.com/file/7552949565/masjed_ma_3.pdf.html
شماره چهارم مسجد ما

سفر به سرزمين حزب خدا/ پرونده اي درباره لبنان و مساجد آن
سرنوشت فلسطين در مساجد رقم مي خورد/ مسجد و بيداري اسلامي در بيانات رهبر فرزانه انقلاب
از آشپزخانه تا مدرسه علميه/ پرونده اي درباره يك مسجد خودكفا(مسجد امام محمد باقر قاسم آباد مشهد)
كاركردهاي مسجد را تقليل داده ايم/ گفتگو با كارگردان مستند كدام مسجد؟ و برگزيده جشنواره فيلم عمار
نفاق راست خطرناكتر از نفاق چپ/ گفتگو با فرزند شهيد هاشمي نژاد درباره شهداي ترور در مسجد
فايل پي دي اف براي دانلود:
http://s3.picofile.com/file/7552936448/masjed_ma_4.pdf.html

 

مقاله‌های ارائه‌شده در نشست اندیشه‌های راهبردی با موضوع آزادی

 

چهارمین نشست از سلسله نشست‌های اندیشه‌های راهبردی با موضوع «آزادی» با شركت نخبگان حوزوی و دانشگاهی و با حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در حسینیه‌ی امام خمینی رضوان‌الله‌علیه برگزار شد. از بین ۱۰۳ مقاله‌ی ارائه‌شده به این نشست، ۱۰ مقاله برای ارائه توسط نویسندگان آنها برگزیده شدند. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR متن مقاله‌ها، فایل صوتی ارائه‌ی مطلب توسط اساتید و نیز پاورپوینت این مقاله‌ها را در دسترس كاربران قرار می‌دهد:

عنوان: آزادی اندیشه و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران
نویسنده: دكتر سید جلال دهقانی فیروزآبادی، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی(ره)

عنوان: آزادی سیاسی در قرآن كریم
نویسنده: حجت‌الاسلام دكتر منصور میراحمدی، دانشیار دانشكده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه شهید بهشتی

عنوان: مصادر دینی آزادی و عدالت
نویسنده: دكتر علی‌رضا شجاعی‌زند، استاديار دانشگاه تربيت مدرس
عنوان: آزادی اقتصادی انسان‌محور بر اساس آموزه‌‌های اسلامی
نویسنده: حجت‌الاسلام‌والمسلمین احمدعلی یوسفی، دانشيار پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی
عنوان: آزادی در الگوی سه گانه اسلام
نویسنده: دكتر ابراهیم برزگر، دانشیار دانشكده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی
عنوان: بررسی اثرات نظریه لیبرالیسم در حوزه خانواده
نویسنده: خانم محدثه معینی‌فر، دانشجوی دكتری فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه مذاهب اسلامی
عنوان: جانب هنجاری تلقی اسلامی از آزادی
نویسنده: حجت‌الاسلام دكتر احمد واعظی، هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)

عنوان: مفهوم آزادی و مناقشات آن
نویسنده: دكتر عماد افروغ، دانشيار علوم اجتماعی

عنوان: مراتب اندیشه آزادی در تكامل بیداری اسلامی و هویت ملی ایران
نویسنده: دكتر موسی نجفی، دانشيار علوم سياسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

عنوان: بررسی مقایسه‌ای مبانی اندیشه‌ای و كاركردهای مفهوم آزادی در انقلاب فرانسه و انقلاب اسلامی ایران
نویسنده: مصطفی ملكوتیان، استاد دانشگاه تهران

 

حوزه؛ بایدها و نبایدهای مطالعاتی طلاب

اشاره: این نوشتار گزیده مباحثی است که در جمع‏های دوستانه طلبگی و حوزوی ـ عمدتاً دانشجویانی که به تازگی به حوزه روی آوردند ـ ارائه شده است تا هم انتقال یک سری تجربیات و مشاهدات نگارنده از فضای حوزه و ارتباطاتی که با مراکز آموزشی و پژوهشی حوزوی در قم داشته است، باشد. امید که مورد استفاده قرار گیرد. این متن به بزرگ احیاگران حوزه علمیه قم حضرت امام خمینی(ره) و حضرت علامه طباطبایی)ره) تقدیم می‏شود.

***

شناخت تاریخی تحولات حوزه

توجه به تاریخ، حال و آینده ضرورت دارد. چرا که بی توجهی به هر یک می‏تواند حسرت و خسارت به بار بیاورد. تحول در حوزه و نقش ‏آفرینی در گرو فهم گذشته و تاریخ حوزه‌ها و مناسبات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی حوزه در دوران آغاز، فعالیت و رشدش است. باید تاریخ و اوضاع دوره‏ های مختلف حوزه را بشناسیم. شناخت تاریخی هر نهاد، پدیده یا نهضتی کمک بسیاری در روند برنامه‏ ریزی و شناخت جایگاه فعلی آن نهاد، پدیده یا نهضت دارد؛ لذا اگر ما اوضاع حوزه در دوره‏های قبل از صفویه و همچنین دوره‏های بعد از آن یعنی صفویه، افشاریه، زندیه، قاجاریه و پهلوی داشته باشیم بهتر می‏توانیم قدر فرصت‏های کنونی حوزه پس از انقلاب را بدانیم. متأسفانه حافظه تاریخی ما کم است و گویا تا ما از یک سوراخ چند بار گزیده نشویم، به اشتباهات، کم کاری‏ها یا کوتاهی‏های خود پی نمی‏بریم.

وضعیت خیلی از ما و حوزویان در حال حاضر این است که شناخت درستی از تحولات حوزه نداریم. کم نیستند طلاب، روحانیون و اساتیدی که قدر این فرصت طلایی پیروزی انقلاب اسلامی و حاکمیت اسلام ناب محمدی (ص) را نمی‏دانند. مانند ماهی در آبیم، ولی قدر آب را نمی‏دانیم مگر اینکه به مصیبتی دچار شویم و احساس نگرانی و دغدغه پیدا کنیم.

متأسفانه در اکثر مواقع، سکوت برخی از علما و روحانیون ـ که باید بزنگاه در صحنه حضور می‏داشتند ـ تبعات سنگینی برای ما داشته است مانند فتنه سال 1388 و فرصت‌های مناسب بسیاری که از دست داده‏ایم یا مانند بیداری اسلامی در کشورهای عربی، جنگ‌های 33 روزه حزب‏الله و 22 روزه غزه با رژیم صهیونیستی. شاید برخی از آن‌ها فکر می‏کنند که با این سکوت دارند جلوی برخی مناسبات غلط را در جامعه یا حکومت را می‏گیرند، اما نمی‏دانند که بیش از همه، دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمین، از این اتفاقات سوءاستفاده می‏کنند. ما نمی‏گوییم انتقاد نکنند، اعتراض نکنند، اما سکوت محض یا احیاناً بی‏تفاوتی هم اصلاً درست نیست؛ حداقل اینکه در یک سری مسائلی که کیان اسلام و مکتب اهل بیت (ع) اظهارنظر بکنند. مواردی پیش آمده که کیان اسلام و مسلمین به خطر افتاده، ولی واکنشی از آن‌ها شاهد نبودیم. مثلاً جنگ 33 روزه حزب‏الله لبنان با رژیم صهیونیستی که صهیونیست‏ها واقعاً آمده بودند حزب‏ الله و شیعیان انقلابی لبنان را قلع و قمع کند و بعدش هم به سراغ ایران اسلامی بیایند، ولی خدا چنین مقدر نفرمود و اوضاع به گونه‏ ای دیگر ـ یعنی پیروزی مقاومت اسلامی ـ رقم خورد. این‌ها که می‏توانستند از حزب‏ الله و شیعیان لبنان حمایت معنوی بکنند. در عراق همین طور. توهین به پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) و عتبات عالیات و… حداقل اینکه یک بیانیه و سخنرانی علیه اسرائیل، آمریکا و انگلیس و ناتو داشته باشند.

متأسفانه اوضاع به گونه‏ ای است تا اندک معترض و منتقد می‏شوی، داد یک عده‏ای بلند می‏شود که به مقام روحانیت و مرجعیت توهین شد، ولی شاید همین عده اصلاً روحانیت و مرجعیت شیعی و شاید اسلام ناب را قبول نداشته باشند. اسلام و حوزه مرجعیت و اهل بیت (ع) تا آنجایی برایشان عزیز و محترم است که منافعشان به خطر نیفتد و آن‌ها دغدغه در خصوص رابطه حضور دین در اجتماع و سیاست نداشته باشند. به پرستیژ آن‌ها بر نخورند. از سویی هم افرادی داشتیم که در مقام اعتراض و انتقاد، رعایت اخلاق و ادب را نکردند و خود به این مسئله دامن زدند. ما با همایش و دستور و شعار نمی‌توانیم در حوزه تحول ایجاد کنیم.

مطالعه تاریخ معاصر

یکی از مباحثی که همیشه و در همه جا برای همه دوستان پیشنهاد می‏کنم این است که تاریخ معاصر بخوانند؛ چون آنقدر اتفاقات مختلف افتاده است که ما اگر تأمل داشته باشیم، می‏توانیم به راحتی از گذرگاه‌ها و فتنه‌ها و حوادث سربلند بیرون بیاییم؛ چون تاریخ دست‏مایه تحلیل به ما می‏دهد. خداوند امثال آیت‏ الله مکارم شیرازی، آیت‏ الله نوری همدانی، آیت ‏الله سبحانی و آیت‏ الله جوادی آملی و چند تای دیگر را در شرایط فعلی برای حوزه حفظ کند که ـ حالا در حد و اندازه متفاوت ـ با حضورشان در صحنه سیاست و اجتماع و موضع‏گیری‏هایی که می‏کنند، مردم متدین و مذهبی و مقلدان خود در چند و چون اوضاع و تحلیل وقایع قرار می‏دهند و اگر این عده معدود هم حضور نداشته باشند و حرف نزنند مشخص نیست اوضاع عمومی حوزه به کجا می‏رود!؟

 

اهمیت بیان مواضع و تحلیل در فضای عمومی

متأسفانه اهمیت بیان مواضع و داشتن تحلیل و ارائه آن در فضای عمومی، برای خیلی از ما مشخص نیست. آدمی وقتی که به تحلیل می‏رسد ـ حالا به هر صورت یا پس از مشورت با یک سری آدم اهل فن، کارشناس یا صاحب‏نظرـ باید در حد توانش، مواضع‏اش را بیان کند و هیچ چیز بدتر از سکوت و بی‏تفاوتی، اوضاع را تیره و تاریک و مبهم نمی‏کند. نمونه بارزش حوادث فتنه سال 1388 بود که سکوت یک‏سری از این علما و برزگان حوزه، چه تبعاتی را برای نظام اسلامی به وجود آورد و اُبهت و اقتدار ایران اسلامی را در جهان شکست. اُبهت و اقتداری که با هشت سال دفاع جانانه و سی سال استقامت بی‏نظیر و با سختی تمام به دست آمده، ولی به واسطه مبهم کردن فضا توسط یک عده‏ای که متأسفانه برخی‏هایشان حوزوی هم بودند،تا حدی این اُبهت و اقتدار شکست و اعتماد عمومی دچار خدشه شد. شکست اُبهت و اقتدار یک کشور در جهان مانند شکستن چینی یا شیشه است و اینکه دوباره بتواند اُبهت و اقتدار سابق خویش را به دست بیاورد یا امکان‏پذیر نیست یا اینکه بسیار زمان‏بَر است.  همین طور از دست رفتن اعتماد عمومی. دشمنان هم بیکار نمی‏نشینند و از صد تا نقطه مثبت و دستاورد بزرگ، روی چند تا نقطه منفی و محدود ـ مانند اتفاقات فتنه 88، کهریزک، کوی دانشگاه و نظایر آن ـ تمرکز و تبلیغات منفی می‏کند و آن چه را می‏خواهد به نفع خودش مصادره می‏کند.

یکی از حربه های دشمن ایجاد یأس و ناامیدی در بین مردم و سلب اعتماد عمومی ملت به حاکمان و مدیران است. پس در حد و توان خودمان بکوشیم که در جامعه ایجاد امید و انگیزه بکنیم و مانع یأس و ناامیدی مردم شویم. تلاش کنیم تبیین کننده مواضع و گفتمان رهبر معظم انقلاب و حضرت امام(ره) در حوزه باشیم. من این صحبت را به تجربه و اعتقاد می‏گویم. چیزی که طی سالهای فعالیت تشکیلاتی، سیاسی و فرهنگی در دانشگاه و غیر دانشگاه به دست آوردم که سیر و صلاح ما فقط همین خطر فکری است. فهم نگاه کلان و کلیت گفتمان امام و حضرت آقا خیلی راهگشاست. اگر دنبال واسطه‏ها بودیم، شاید نتوانیم درست حرکت کنیم؛ چون تجربه نشان داده است که واسطه‏ها آن چنان که باید و شاید، خودشان این خط و گفتمان را به طور کامل دریافت نکرده‏اند و یک سری پیش‏ فرض‏ها و پیش زمینه‏هایی برای خودشان دارند. به نظرم، اگر ما یک مدت آثار و همچنین خاطرات و سیره امام خمینی(ره) و حضرت آقا را با دقت بخوانیم، منش و رویکرد کلی آن‌ها برای ما مشخص می‏شود. اصول و مبانی‏شان دستمان می‏آید و با این مبانی می‏توان حدس زد که برای اتفاقات و حوادث چه باید کرد.

بررسی الگو و پدیده ای به نام «قرائتی»

استاد محسن قرائتی)حفظه الله)، یک نمونه و الگویی محسوس برای همگان به ویژه مبلغان و معلمان است. امام خمینی، شهید مطهری، شهید بهشتی و رهبر معظم انقلاب بحثشان جداست. اما در سطح دیگر، معرفی الگو، آن هم در حوزه خیلی سخت است. الگویی که برای همگان الگو باشد. واقعاً چه کسانی می‏توانند یک الگوی محسوس و جامع برای طلاب باشند: آیت‏الله جوادی آملی، آیت‏الله بهجت، آیت‏الله حسن‏زاده آملی، آیت‏الله مکارم شیرازی، شیخ رجبعلی خیاط، حاج اسماعیل دولابی، شیخ جعفر مجتهدی یا شخصیت دیگری. به نظر می‏رسد که برای هر کدام از طلبه‏ها که دغدغه تربیتی، تبلیغی و تفسیر قرآن دارند، یک الگوی محسوس و قابل دسترس استاد محسن قرائتی است .کسی که خودش را وقف کارهای روی زمین مانده جامعه کرده است: نهضت سوادآموزی، معرفی قرآن و تفسیر قرآن، کار برای کودکان و نوجوانان، اقامه نماز در ادارات و اماکن عمومی، پرداخت زکات، ساخت مساجد در شهرک‌ها و راه‌ها و چندین فعالیت دیگر. انشاءالله خدا خیرش دهد و طول عمر با عزت و توفیقات بیشتر عنایت کند. ایشان برای همه طلاب خصوصاً سطوح میانی و مبتدی الگو است؛ یعنی باید کارهایی بکنند که روی زمین مانده است و از همین جوانی شروع کنند و به آینده محول نکنند. استاد قرائتی الآن بیش از 35 سال است که درس و بحث تفسیر قرآن دارد. پس هر چه زودتر باید ایده و طرح خودمان را شروع کنیم و با توجه به تجربیات دیگران و روشهای جدید، پیگیری و تکمیلش کنیم. ایده خودمان را ادامه دهیم و در کار خود استقامت داشته باشیم تا بتوانیم تأثیرگذار باشیم. به نظرم جا دارد که چندین پایان‏نامه کارشناسی‏ارشد و دکتری باید درباره پدیده قرائتی نوشت و این تجربه موفق را به صورت علمی تحلیل کرد و از آن راهکارهای تولید قرائتی‏های جدید ـ البته با مقتضیات زمان و دوره ـ درآورد. بعید نیست در آینده، کشورهای غربی برای شناخت بیشتر تبلیغات و ارتباطات تبلیغی اسلامی ـ شیعی به سراغ قرائتی بیایند و قرائتی را تجزیه و تحلیل کنند. همچنان که سراغ شهید آوینی و آثار ایشان هم رفتند و همچنان که سراغ برخی کتابهای هنر و ادبیات پایداری حوزه هنری مانند «زنده باد کمیل» یا «فرمانده من» و چند نمونه دیگر هم رفتند تا از جوانب مختلف این پدیده یا پدیده‏های جانبی را تحلیل کنند مثلاً رفتارهای انسانی رزمندگان ما را.

نمونه دیگری که باید پیش از این بدان می‌پرداختیم، مدل شیخ محمدتقی فلسفی یا مدل شیخ احمد کافی، منبری‏های معروف قبل از انقلاب اسلامی بود. البته الآن هم می‏توان بدان پرداخت ولی کار سخت است. اما الآن آقای قرائتی زنده است و می‏توان چند تحقیق تخصصی و علمی درباره شیوه کارشان گرفت. از اخلاص آقای قرائتی این است که در دوره‏های مختلفی تجربیات خودش را بیان کرده است، در دوره‏های تربیت مبلغ، چندین دوره رازهای تبلیغ موفق و مؤثر دینی را بیان کرده است. پس کار  چندان هم سخت نیست. معمولاً تولید علم در غرب از دل تجربیات موفق در حوزه‏های مختلف در می‏آید. شیوه‏های جدید تبلیغی غرب ـ خصوصاً مسیحیان ـ برگرفته از تجربیات موفق در حوزه‏های تبلیغ دینی و آموزشی است و در این میان، تجربیات مسیونرها ـ مبلغان ـ مسیحی در جهان بیش از دیگران مؤثر بوده است. چرا که غالب آن‌ها خاطرات و تجربیات خود را مکتوب می‏کردند و نوآوری‏های تبلیغی از دل آن کتاب‏ها در آوردند.

 

اُنس با قرآن و تفسیر قرآن

باید در همین دوران با قرآن و تفسیر قرآن انس گرفت.  چه عمری از ما در دوران دانشجویی و فعالیت تشکلی گذشت،  بدون توجه جدّی و تأمل در قرآن و مطالعه تفسیر قرآن. ای کاش ما بیش‏تر و زودتر از اینجا با قرآن و تفسیر قرآن انس می‏گرفتیم. اگرچه الآن هم  حق قرآن را رعایت نمی‌کنیم، ولی ارتباط حداقلی با قرآن و تفسیر قرآن، تحولات جدّی‏ای در ما رقم زده است و همین توجه حداقلی، اثر بسیاری بر ما گذاشته است. باید در همین الآن مطالعات قرآنی و تفسیر قرآن را شروع کنیم و به صورت جدّی برای این مطالعات، وقت بگذاریم. باید جزء برنامه‏های اصلی ما باشد. از همین الآن مطالعه و تفسیر قرآن، را جدّی بگیریم. تا با قرآن بیشتر اخت بگیریم. برای تفسیر، هم تفسیر نمونه آیت‏الله مکارم شیرزای و تفسیر نور استاد قرائتی پیشنهاد آغازین است و در مرحله بعد تفسیر المیزان علامه طباطبایی و تفسیر تسنیم آیت‏الله جوادی آملی. البته پیش از آن‌ها می‏توان قرآن حکیم با ترجمه و تفسیر آیت‏الله مکارم شیرازی یا تفسیر یک جلدی مبین استاد ابوالفضل بهرام‏‏پور را با دقت و تأمل خواند. تفسیر نور خیلی کاربردی و سرشار از نکته و راهکار است. تفسیر نمونه هم بیان روان و ساده‏ای دارد و سعی کرده است آرای مفسران قبلی را گردآوری کرده است و این گروه محقق هم خودشان نظراتی داشته‏اند. البته شاید نواقص و کاستی‏هایی داشته باشد، اما برای آشنایی با کلیت قرآن، شروع خوبی است و ما نباید به آن و آرای نویسندگان آن بسنده کنیم. به قول آقای قرائتی، اگر هر روز، نیم ساعت مطالعه  تفسیری داشته باشیم، در مدت یک سال و نیم، یک دوره تفسیری را مطالعه می‏کنیم.

مطالعه احادیث و روایات اسلامی

مطالعه حدیث و روایات اسلامی را از همین الآن در دستور برنامه زندگی و مطالعات اسلامی خودمان قرار بدهیم. خیلی بد است که ما مدل اسلام و شیعه باشیم ولی احادیث پیامبر)ص) و معصومین (ع) را ندانیم و مطالعه و تأمل نکرده باشیم. جالب است بدانیم که بزرگان ما ـ از جمله امام، رهبر انقلاب، علامه طباطبایی و… ـ اهتمام زیادی به احادیث داشتند و دارند و سعی می‏کردند که زندگی‏شان را طبق سیره معصومین پیش می‏بردند و احادیث را در زندگی خودشان محقق کنند. مثلاً می‏گویند که علامه طباطبایی، آنقدر اهتمام به احادیث داشتند که مجموعه روایی مفصل ما یعنی بحارالانوار مرحوم علامه مجلسی را چند باری مطالعه کرده بودند. بعد از دل احادیث و روایات کتاب «سنن‏النبی(ص)» را نوشتند تا همگان بتوانند با اهم سنن نبوی آشنا شوند و خودشان را به آن حضرت نزدیک کنند و در راه او گام بردارند. لذا به نظرم در این زمینه، مطالعه میزان‏الحکمه آقای ری‏شهری ـ از انتشارات مؤسسه دارالحدیث ـ برای شروع خوب است یا منتخب میزان‏الحکمه (در 2 جلد) برای شروع مناسب است. در مراحل بعدی، اصول کافی و دیگر مجموعه‏های روایی.

مطالعه نشریات خوب حوزوی

نشریات خوب حوزوی را مطالعه کنیم. در این سال‏های اخیر، نشریات خوبی در این زمینه منتشر شده‏اند و اساتیدی هم به صورت نیمه تخصصی روی موضوع کار کرده‏اند که می‏توانند مورد مشاوره قرار بگیرند. مثلاً گروه اخلاق و تربیت پژوهشکده باقرالعلوم(ع) سازمان تبلیغات اسلامی ـ در محل مصلی قم ـ یا گروه اخلاق و تربیت پژوهشگاه علوم و تربیت اسلامی و شاید چند جای دیگر که نمی‏شناسم. مجموعه نقطه عطف ـ در تهران ـ هم یک مجموعه جدید است که در زمینه تغییر رشته دانشگاهی در بین نیروهای مذهبی حزب‏ اللهی، فعال شده است و…  خصوصاً دوره فصلنامه «خشت اول» که هم نشریه و هم نرم‏افزار آن موجود است. البته در دو سال اخیر، فعالان این نشریه، در دو تیم نشریاتی فعالیت می‏کنند: «نشریه خط» زیر نظر خانه طلاب ـ و نشریه «رهنامه پژوهش» ـ زیر نظر معاونت پژوهشی حوزه علمیه قم. البته همچنان با همدیگر مرتبطند. خصوصاً نشریه «خط» که خیلی دقیق‏تر و مفصل‏تر به حوزه و تحول در حوزه می‏پردازد.

کار شبکه‏ ای و شبکه ‏سازی

جزیره ‏ای کار نکنیم. متأسفانه جزیره ‏ای کار کردن ما در همه زمینه ‏ها و در همه قشرها هست و کمتر سعی می‏کنیم که نیازهای خودمان را به صورت شبکه‏ ای مرتفع کنیم و با شبکه‏ سازی، فرصت‏هایمان را بیش‏تر کنیم و از توان دیگران استفاده کنیم. ده‏ها مؤسسه‏ برای تبیین اسلام در جهان معاصر فعالیت می‏کنند لذا برنامه‏ ها، راهکارها و شیوه‏ ها متعدد است و این به خود حوزه و طلاب ضربه می‏زد و همه آن‌ها را در یک سطحی متوسط یا حداقلی نگاه می‏دارد. علیرغم این که در ظاهر ندای وحدت سر می‏ دهیم. در عمل بسیار جدا و مجزا عمل می‏ کنیم. اوضاع کنونی جامعه ما تا حدی متأثر از وضعیت حال حاضر حوزه و روحانیت است. اگر روحانیت با همدیگر مهربان و مراوده داشته باشند، به تبع، این روحیه در سطوح پایین میان مردم خصوصاً مذهبی‏ ها سرایت پیدا می‌کند. این نقیصه برای حوزه ماست به مایی که داعیه مذهبی و انقلابی‏ گری هم داریم‏. پس از همین الآن فکر حل این معضلات و چالش‏های بزرگ باشیم و با عمل خودمان و در حدّ  توان خودمان در رفع این نقیصه عمل کنیم.

 

 توجه به نقاط مثبت؛ دیدن نیمه پُر لیوان

نقاط مثبت حوزه را دریابیم. نگاه انتقادی به امور خوب است ولی از یک حدی به بعد، باعث یأس و سرخوردگی می‏شود. پس مواظب باشیم که دچار افراط و تفریط نشویم. صرفاً منتقد نباشیم خودمان هم برای رفع خلأها و کاستی‏ها و کم کردن مشکلات، اقدام عملی کنیم و آستین‏مان را بالا بزنیم. ما نباید صرفاً تماشاگر منتقد باشیم. توان مجموعه حوزه اگر تا حد فعال است، خودمان سر باز حوزه نباشیم و در حد توان خود آن‏ها را چند قدم بالاتر ببریم. از اساتید نوآور ـ هر چند که نوآوری خاصی نداشته باشند، تقدیر کنیم ولی افراط نکنیم. گاهی اوقات بی‏ توجهی و برخی اوقات، توجه بیش از حد، استعدادها و خلاقیت‏ها را کور می‏کند. پس مواظب باشیم که هم به موقع حمایت و تقدیر کنیم و هم اینکه بیش از حد و اندازه تقدیر نکنیم و فرد را دچار عجب و غرور نکنیم و او را مثل بادکنک باد نکنیم تا بترکد.

الآن چند وقتی است که حضرت آقا بحث تحول در حوزه و راه ‏اندازی کرسی فقه حکومتی در حوزه را مطرح کرده است. شاید با آن ویژگی‏ های خاص، چند نفر محدود در این راستا اقدام کرده‏ اند مانند آیت‏ الله شیخ محسن اراکی، ‌آیت‏ الله محمد مؤمن، حجت‏ الاسلام کعبی و استاد محمدمهدی میرباقری (رئیس دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم) و چند نفر دیگر. اما اگر وسیع‏تر بنگریم، می‏بینیم که در این سالهای اخیر فعالیت‏های خوبی شروع شده است که برای شروع خوب است ولی نباید به آنها بسنده کرد. اما باید قدر همین وضعیت فعلی را دانست و آن را گسترده و تقویت کرد. تحول در حوزه و فقه حکومتی یک‏باره ایجاد نمی‏ شود، بلکه زمان‏بر است  تا اینکه یک جریان غالب شود طول می‏کشد. پس باید قدر اقدامات اصولی تحول آخرین حداقلی را دانست و فقط منتقد نبود. به قول یکی از فعالان جبهه فرهنگی انقلاب، دوست‏ شناسی در کنار دشمن‏ شناسی. پرداختن به یکی بدون توجه به دیگری، زیان‏بار است یا غافل‏گیر‏کننده است یا ناامیدکننده پس خوف و رجاء باید کنار هم باشند. الآن در سالیان اخیر، مباحثی فقهی مختلفی ارائه و تدریس می‏شود که جا دارد با اینان گفتگو شود، رسانه ‏ای شود و ضریب بگیرد ـ در حد خودش، ‌نه کم‏تر و نه بیش‏تر ـ  که علل ورود آن اساتید به این موضوعات چه بود و چه مشکلاتی در سر راه است و چه باید کرد؟ به چه نکات جدیدی رسیده ‏اند؟ به نظرشان مرکز مدیریت حوزه و اساتید چه کار بکنند؟… البته شاید خیلی از آنها در نوع ارائه و کل محتوا، متوسط و پایین باشند ولی از این منظر نگاه کنیم که آنها شروع‏ کننده کار هستند و برای شروع و فتح باب شاید خوب باشند. شاید دروس فقه طهارت و بیع و… هم در آغاز دچار ضعف ‏ها و نقص‏ هایی بود که به مرور تکمیل و تقویت شده است. اینجا هم همین طور. مثلاً من با یک نگاه اجمالی دریافتم که مباحث حکومتی در برخی دروس خارج فقه مطرح شده است که به عنوان یک مجموعه تحول خواه کم‏تر در کنار هم مطرح شده است. آمار کمی هم نیست و همین اتفاق هم مغتنم است. برخی از این دروس خارج فقه با موضوعات نوین عبارتند از:

  1. فقه حکومتی: آیت ‏الله شیخ محسن اراکی، آیت‏ الله هاشمی شاهرودی، حجت‏ الاسلام نکونام، استاد میرباقری، حجت الاسلام سید احمد خاتمی و…
  2. فقه الاداره: حجت ‏الاسلام سید صمصام‏ الدین قوامی، رئیس بنیاد فقهی مدیریت و…
  3. فقه تربیتی: حجت‏ الاسلام علیرضا اعرافی، رئیس جامعه المصطفی(ص) و…
  4. فقه مسجد: آیت‏ الله محسن اراکی و…
  5. ولایت فقیه: آیت ‏الله مؤمن، حجت‏ الاسلام کعبی، حجت‏ الاسلام محسن غرویان و…
  6.  فقه خبر و خبررسانی: حجت‏ الاسلام مهدی طائب ـ صهیونیزم پژوه و استاد تاریخ تحلیلی اسلام ـ و…
  7. فقه هنر، از جمله فقه مجسم ه‏سازی و… در مدرسه اسلامی هنر و…
  8. فقه زنان
  9. فقه بانکداری: حجت‏ الاسلام سید عباس موسویان، حجت الاسلام علی اصغر تقوی (مشهد) و…
  10. فقه اقتصادی: حجت‏ الاسلام حسن آقا نظری، آیت‏ الله محسن اراکی، حجت الاسلام نکونام و…
  11. فقه ارتباطات، فرهنگ و رسانه: حجت الاسلام حیدری، آیت الله محسن اراکی، حجت الاسلام علی نهاوندی (مشهد)، و…
  12. فقه فناوری نوین: حجت الاسلام حمید شهریاری و…

برنامه مطالعاتی بلند مدت

برنامه مطالعاتی بلندمدت داشته باشیم. حال که ما قرار است به صورت جدی و برنامه تحصیلی وارد عرصه علوم اسلامی شویم، باید خودمان را به علوم اسلامی مجهز کنیم و برنامه بلندمدت مطالعاتی داشته باشیم. مثلاً آثار شخصیت‏ های متفکر حوزه را به صورت دقیق و جدّی ـ همراه با فیش‏ برداری و تحلیل محتوا ـ مورد مطالعه قرار دهیم. مثلاً شهید مطهری، شهید بهشتی، حضرت امام(ره) و آقا، آیت‏ا لله مصباح یزدی و آیت‏ الله جوادی آملی و… از مباحث تربیتی هم غافل نشویم خصوصاً کتاب‏های استاد علی صفایی حائری (عین صاد) و کتاب‏های دیگری که فکر می‏کنیم برای کار بلند مدت می‏تواند پاسخگوی نیاز ما باشند و به ما نظام فکری بدهند.‏ البته استاد طاهرزاده هم یک‏سری کتاب‏های خوب دارند که مطالعه آنها هم می‏تواند مفید واقع شود. آثار شخصیت‏ها را مطالعه کنیم، اما شخصیت‏ زده نشویم. شاید ما یک‏سری روحیاتی داشته باشیم که دقیقاً نمی‏توانیم از یک شخصیت یا متفکر استفاده کنیم، بلکه باید از مشرب‏های مختلف فکری و تربیتی استفاده کنیم و پشت سر مطالعه هم تحلیل داشته باشیم. اِن قُلت‏هایی هم وارد کنیم. تحلیلی بپذیریم نه تقلیدی. خوشبختانه در این سال‏ها یک‏سری کتاب برای راهنمایی و مشاوره طلبه‏ ها منتشر شده است که مطالعه آنها هم در بدو امر و هر چند از چند وقت نیاز است مثلاً کتاب‏های «راه و رسم طلبگی» و «طلبه آرمانی از دیدگاه مقام معظم رهبری»، «لباس روحانیت» هر سه از حجت‏ الاسلام عالم‏ زاده نوری، «میقات سبز» حجت‏ الاسلام هادوی تهرانی، «صراط» حجت‏ الاسلام ابوالقاسم علیدوست، «حوزه» حجت‏ الاسلام سید احمد خاتمی و چند تا کتاب دیگر . کتاب «ادب خیال، عقل و قلب» استاد طاهرزاده هم کتاب خوبی است و به برخی از سئوالات ما پاسخ می‏دهد. مطالعه دو کتاب  «حوزه و روحانیت» از دیدگاه امام(ره) و رهبر معظم انقلاب که مرکز اسناد انقلاب اسلامی و مرکز مدیریت حوزه علمیه قم منتشر کرده است، هم راهگشا خواهد بود و یک افق جدیدی را پیش روی ما خواهد گشود. مشاوره با اساتید متعدد و انقلابی خیلی مؤثر خواهد بود؛ کسانی که پیش از ما دغدغه های فراوانی داشتند و با پیروزی انقلاب یا قبل از انقلاب وارد حوزه شدند و بهتر از ما حوزه را می شناسند .

اساتیدی مثل سید عباس نبوی، سید محمدمهدی میرباقری، عبدالحسین خسروپناه، هادوی تهرانی، سید یدالله یزدان‏ پناه، حمید پارسانیا، سید عباس صالحی، احمد واعظی، ابوالقاسم علیدوست،شمس‏الله مریجی، محمدمهدی گرجیان، محمد مطهری، ذبیح ‏الله نعیمیان، مهدی علیزاده، محسن غرویان، محمدرضا فلاح، محمد عالم ‏زاده نوری و دهها استاد دیگر که این طرف و آن طرف مشغول فعالیت هستند .به یک مشاوره هم بسنده نکنیم و سعی کنیم با اساتید مختلف در ارتباط باشیم و از مشاوره و تجربیات آنها استفاده کنیم.

داشتن افق جهانی

افق جهانی داشته باشیم. خودتان در فضای ایران در نظر نگیریم. افق دیدگان را جهانی کنیم. به ایران و اوضاع داخلی اش خودمان را محدود نکنیم. اگر چه باید توجه به داخل هم داشته باشیم. باید ببینیم که در چه عرصه هایی می توانیم بیشتر به اسلام و مسلمین خدمت کنیم و آمادگی پذیرش اوضاع مختلف را در خودمان ایجاد کنیم. حال چه در بشاگرد، کهکلویه و بویراحمد و سیستان و بلوچستان یا افغانستان و آفریقا و آمریکای لاتین. مهم این است که آمادگی روحی و علمی لازم را توانسته باشیم در خودمان ایجاد کنیم. ایجاد آمادگی هم در همین سن و سالهای جوانی است وگرنه بعد از تشکیل خانواده و صاحب دو سه فرزند شدن، مشکلات زندگی بیشتر می شود و آن چنان که بخواهیم فرصت و توان لازم را مثل الآن نخواهیم داشت. امام موسی صدر و شهید بهشتی نمونه های بسیار خوبی برای طلاب و دانشجویان هستند .افق دیدشان جهانی است و توانستند در خارج از کشور هم تأثیرگذار باشند یا امام موسی صدر که کلاً خودش را وقف شیعیان و مردم لبنان کرد و خوشبختانه دیدیم که از دل زحمات ایشان و شهید چمران، حزب‏ الله لبنان از میان شیعیان لبنان سر بر آورد که باعث افتخار و عزت اسلام و تشیع شده اند. یا آیت الله سید مجتبی موسوی لاری، موسس دفتر نشر معارف اسلامی در جهان که یک نمونه و الگوی دیگری است. ایشان تلاش کرده است معارف اسلامی را به زبانهای مختلف دنیا عرضه کند و در گرایش به اسلام یا تشیع غربی ها و آفریقایی ها بسیار موثر و موفق عمل کند. البته با امکانات محدود و توانایی که خودشان داشتند.

داشتن مطالعات اسلامی مطلوب قبل از رشته تخصصی

قبل از ورود به مراکز و رشته‏ های تخصصی، مطالعات اسلامی خودمان را به حد مطلوب برسانیم. خوشبختانه در دهه اخیر موسسات تخصصی حوزوی بسیاری فعال شده‏اند: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی)ره)، مرکز فقهی ائمه اطهار)ع(، مرکز تخصصی تفسیر قرآن، موسسه شیعه‏ شناسی، موسسه امام صادق)ع(، مرکز تخصصی مهدویت، موسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا)ع) و دانشگاه باقرالعلوم)ع) دفتر تبلیغات اسلامی حوزه، دانشگاه معارف اسلامی، دانشگاه مفید، دانشگاه معارف و علوم  قرآنی، مرکز تخصصی کلام، مرکز تخصصی فلسفه و دهها موسسه حوزوی ـ دانشگاهی دیگر. اما ورود به این موسسات تا قبل از اینکه بُنیه معارف اسلامی ما به حد مطلوب برسد، به نظرم اشتباه است. صرف دروس لعمه و مکاسب برای حضور در این مراکز مفید نیست. متأسفانه ‌ این موسسات، در خصوص عقاید و تفسیر قرآن و آشنایی با کلیت دین اسلام و قرآن و تاریخ اسلام و تاریخ معاصر، آن برنامه و اهتمام لازن را ندارند.

متأسفانه در سطوح مقدماتی و متوسطه، خیلی کم به تاریخ اسلام، تاریخ معاصر و عقاید بها داده می شود.  این یکی از خلأهای جدی در حوزه در این سطح است. خیلی از به اصطلاح روشنفکری‏ها و غربزدگی ما ـ چه دانشگاهی‏ ها و چه حوزوی‏ ها ـ به خاطر عدم تسلط کافی به مباحث اسلامی و تاریخ و عقاید اسلامی است. فقدان مطالعات تاریخی و عقاید به صورت کافی و مطلوب، باعث شکافی در ما می‏شود که هر چقدر هم بعدها، به صورت تخصصی کار و مطالعه نکنیم، نمی‏توانند این خلأها و شکاف‏ها را بپوشانیم. این شکاف‏ها بعداً خودش را نشان خواهد داد. این که الآن یک سری از روشنفکران با صبغه حوزوی منکر عصمت ائمه(ع( یا کاستن نقش و جایگاه امامت یا منکر یکی سری ادعیه و معارف اسلامی و… می شوند، بیشتر به خاطر ضعف در عقاید است که خودش را پس از گذشت بیست سی سال بعد نشان داده است. متأسفانه مسئولان و مدیران حوزه یا مراکز تخصصی فکر می‏کنند که با مطالعه کتابهای «سیره پیشوایان» یا «شیعه در اسلام» یا «بدایه المعارف» آیت‏ الله خرازی و امثالهم، ‌این خلأهای تاریخی و اعتقادی پر می‏شود. هیهات! هیهات! الآن اگر تأملی در برنامه‏ های تبلیغی وهابیت و رسانه‏ های غربی داشته باشیم می‏بینیم که آنها از راه تاریخ ـ هم تاریخ اسلام و هم تاریخ معاصر ـ وارد می‏شوند و به شبهه‏ افکنی و ابهام‏ آفرینی روی می‏ آورند. خصوصاً تاریخ اسلام که به شدت مورد هجمه وهابیت و آکادمی‏های مطالعات اسلامی و دینی غرب است. به واسطه تحقیقاتی درباره «مطالعات اسلامی در غرب» دریافتم که غربی ‏ها به شدت روی این زمینه‏ ها کار کرده ‏اند. اگر این حجم کتابهایی که در این باره منتشر شده، به فارسی ترجمه شود، باید دهها مرکز تخصصی جدید با صدها محقق تأسیس شود که فقط بتواند پاسخگوی شبهات، سئوالات و ابهامات آنها باشد. در آینده‏ای نزدیک، همه این آثار ـ طبق برنامه و نقشه‏ هایی ـ ترجمه می‏شوند و آن وقت مشخص می‏شود که ما در کجای کاریم و چه قدر ضعیف عمل کردیم. کتاب «‌مکتب در فرآیند تکامل» نوشته حسین مدرسی طباطبایی یک نمونه‏ اش بود که بحث‏ها و نقدهایی را در حوزه برانگیخت. به جرأت می‏توان گفت که ترجمه  پنجاه شصت تا کتاب دیگر در این زمینه هم در راه است. خودمان اگر تنبلی می‏کنیم، فکر نکنیم که دشمن ـ حال چه دشمن آمریکایی، چه صهیونیستی و چه وهابیت یا بهائیت ـ بیکار می‏نشیند؛ خصوصاً وهابیت و بهائیت که طبق سیاست‏های آمریکا،‌ زمینه فعالیت و حضور در سراسر جهان و مراکز آکادمیک برای آنها خیلی مهیاست. تا پیش از انقلاب اسلامی، عمده کرسی‏ های اسلام‏ شناسی غرب در اختیار یهودیان بود و مشخص شد که این کرسی‏ها چقدر تولید شبهه و سئوال و ابهام درباره اسلام و شیعه و قرآن کریم کردند. اما الآن بیشتر درست بهایی‏ هاست که به خون تشیع تشنه‏ اند و بهتر از بقیه، ضعف‏ها و قوت‏های ما را می‏ شناسند و می‏دانند که دقیقاً باید کجاها را بزنند. از سویی غالباً تسلط به زبان فارسی دارند و آخرین کارهای ما را ـ آثار تولیدی و منتشر شده فضلای حوزه علمیه قم ـ را مطالعه می‏کنند و جریان‏های داخلی حوزه را خوب می‏شناسند و به راحتی می‏توانند روی حوزویان ما تأثیرگذاری کنند. این تازه اعلام خطری است که سالیان آینده ما را به خودشان مشغول می‏کنند. مثل دکتر سروش، که به مدت ده سال فضای علمی و حوزوی ما را مشغول مباحث معرفت‏ شناسی، دین‏ شناسی و سکولاریستی خودش کرد. گویا برنامه‏ اش این بود که حوزه و جامعه دینی و علمی ما را به خودش مشغول کند و بعداً ماجرای ختم نبوت و انکار وحیانیت قرآن و انکار عصمت ائمه معصومین(ع). وهابیت هم به گونه‏ای دیگر، ولی همسو و هم‏راستا در این زمینه فعالیت می‏کند. بد نیست نکته‏ای را عرض کنم حجت‏الاسلام حسینی قزوینی، رئیس مرکز تحقیقاتی ولی عصر(عج) در قم در زمینه نقد وهابیت، آدم سرشناسی است و مناظرات فراوانی با علمای اهل سنت خصوصاً وهابیان داشته است. ایشان در سخنرانی که در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داشته‏اند، یک حقیقت بزرگی را گفته است که شاید کمتر جایی آن را تکرار کند. ایشان می‏گوید شبهه‏افکنی و تردید در بنیادهای تشیع یکی از حربه‏های وهابیت است و آنها همیشه حمله می‏کنند تا هیچ وقت در موضع دفاع قرار نگیرند و اگر اوضاع آنها برعکس شود و در موضع تدافعی قرار بگیرند، آن وقت همه مسلمانان می‏ فهمند که آنان چیزی در چَنته ندارند و فقط اذهان را منحرف می‏کنند تا بتوانند خودشان را مُوجه و مستقیم جلوه بدهند. لذا باید حالت تدافعی ما عوض شود و باید رویکرد تهاجمی به خودمان بگیریم وگرنه صدها مرکز و موسسه هم راه‏اندازی شود، با ده هزار پژوهشگر شاید نتوانیم به تمام شبهات آنها پاسخ بدهیم. این یک نکته مهمی است که باید به آن توجه کنیم.

مطالعه زندگی بزرگان؛ الگویی موفق به نام امام موسی صدر

سیره و سلوک امام موسی صدر را دریابیم. امام موسی صدر نمونه و الگوی مطالعاتی برای فعالیت طلاب و روحانیون و مبلغان است. بزرگان دیگری هم هستند و ایشان هم یکی از آن قله‏هاست. چون تجربیاتی گران‏قیمت دارد. خوشبختانه امثال موسی صدر در همین حوزه است ولی کشف نشده است یا نتوانسته‏اند در جایی، استعدادهایشان را به عرصه ظهور برسانند. پس اینکه می‏گوییم امام موسی صدر، دلیلی بر این نیست که فقط ایشان و لا غیر. نه! از این جهت می‏گوییم که ایشان توانستند تأثیرگذار باشند و روحیات و افکار و خاطرات ایشان قابل دسترسی است، اگر چه یک عده آدم سوسول و روشنفکر و برخی غیرمتعهد، به دروغ، ادعای پیروی از راه و اندیشه ایشان را دارند.

تأکیدم بر این است که توجه ویژه‏تری به یک سری شخصیت‏های حوزوی تأثیرگذار داشته باشیم از جمله امام(ره)، ‌رهبر معظم انقلاب، شهید بهشتی،‌ شهید مطهری و امام موسی صدر. البته اساتید و علمای بزرگی دیگری هستند، ولی شاید این جامعیت لازم را نداشته باشند و ما می‏توانیم در برخی موضوعات از آنها الگو بگیریم. مثلاً علامه حسن‏زاده آملی الگوی علم‏آموزی و تواضع است. آیت‏الله سبحانی و مکارم شیرازی الگوی شاگردپروری و توجه به عموم مخاطبان است. آیت‏الله تسخیری و استاد سید هادی خسروشاهی در زمینه فعالیت جهان اسلام. حاج عبدالله والی الگوی فعالیت در مناطق محروم. فلان شخصیت الگو در نوشتن و پژوهش است و فلانی هم الگوی غیرت و دین‏باوری و تعصب به مکتب اهل بیت)ع).

شاید مطالعه کتاب تاریخ شفاهی و زندگینامه و خاطرات بزرگان آن استفاده کتاب‏های علمی را برای ما نداشته باشد ولی کمتر از آن هم نیست و آدم اگر تیز و هوشیار باشد می‏تواند خیلی از آنها استفاده کند. هم تاریخ است و هم آشنایی با شخصیت‏هاست و هم اینکه لابلایش مطالب بسیاری نهفته است. خصوصاً درباره امام خمینی و شهید بهشتی و شهید مطهری. کتابهای خوبی هم در این زمینه منتشر شده است. لذا در اوقات بیکاری و فراغت یا زمانی که حس و حال مطالعه عمیق نداریم، این نوع کتابها را مطالعه می کنیم مثلاً «پا به پای آفتاب» درباره امام، «سیره شهید بهشتی»،‌ «استاد مطهری از نگاه خانواده» یا «مصلح بیدار» (هر دو از انتشارات صدرا) و…

مشکل کمبود وقت نیست. مشکل عمدتاً بی‏ برنامگی ماست که اگر برنامه باشد، ما به بسیاری از آنها می‏توانیم بپردازیم. همچنان که رهبر انقلاب با  چنین مطالعاتی دارند و حاشیه‏هایشان درباره کتب خاطرات و تاریخ شفاهی کم و بیش منتشر می‏شود. مثلاً کتاب دا،‌ خاطرات عزت شاهی، نورالدین پسر ایران، کتاب جریانها و جنبش‏های سیاسی ـ مذهبی ایران نوشته آقای رسول جعفریان و… پس باید برنامه ‏ریزی داشته باشیم.

پیگیری علایق

الآن حوزه‏های فعالیت در حوزه فراوان است و خلأها نیز فراوان و هر عرصه‏ای برای فعالیت جای کار دارد. از تولید علم و نوآوری‏های فقهی و اصولی و فلسفی گرفته تا تبلیغ و تفسیر و مبارزه با تهاجم فرهنگی از قبیل وهابیت،‌ بهائیت، جنبش‏های معنویت‏گرای نوپدید و… اما با این توجه که موازی کاری نشود و خلأها و کمبودها به درستی تشخیص داده شود. نکته‏ای که کمتر مورد توجه قرار می‏گیرد، علاقمندی فرد به حوزه فعالیت است که اگر عشق و علاقه باشد، قطعاً کارهای بسیاری انجام می‏شود و نوآوری‏ها و ابتکارات و خلاقیت‏ها بیشتر خواهد بود و کلیشه‏ها را خواهد شکست. هر کسی بعد از  5ـ4 سال دوره دانشجویی، روحیه و علاقه خودش را بهتر می‏شناسد و باید در حوزه‏ای که علاقه دارد، گام بردارد. اگر دغدغه تبلیغی دارد زودتر جهتش را مشخص کند و مطالعات آزادش روی این موضوع متمرکز کند تا بتواند زودتر در این عرصه و با شناخت کامل ورود کند. برخی دغدغه تربیتی و مشاوره دارند، آنها هم همین طور. عده‏ای هم تبلیغ بین‏المللی را مدنظر دارند، از همین الآن باید لوازم و جوانب مورد نیاز این امر مهم را مهیا کنند؛ مثلاً زبان‏آموزی و آگاهی و تحقیق درباره مناطقی که می‏خواهند تبلیغ کنند و از کشورهای مقصد یا هدف، ‌شناخت و آگاهی به دست بیاورند. پس کار را همین الآن البته به صورت مستمر شروع کنند تا در پنج سال آینده بتوانند وارد عرصه مورد علاقه بشوند. البته هر کاری می کنیم باید برای خدا باشد و در کارهایمان اخلاص داشته باشیم.

استفاده از ظرفیت مدارس و مراکز حوزوی

از کتابخانه ها و امکان تحصیلی و همکاری و… خوشبخانه شرایط در قم برای طلاب خیلی فراهم است و خیلی‏ها می‏توانند در رشته های مورد علاقه فعال بشوند، پس باید با برنامه و استراتژی دارد و حوزه مورد علاقه شوند و استعداد خودشان را الََکی هدر ندهند.

زبانهای خارجی را یاد بگیریم

اوضاع کنونی با دهه ها و سده های گذشته فرق کرده است و اهمیت زبان آموزی بسیار زیاد است. خصوصاً زبان عربی ـ که زبان دین است ـ و زبان انگلیسی که در اکثر کشورها به درد می خورد. یکی از مسئولان ارشد جامعه المصطفی(ص) قم می گفت که «هم اکنون تعداد زیادی از روحانیون را داریم که در انگلستان یا دیگر کشورهای اروپایی هستند لکن بعد از سالها، هنوز نمی توانند انگلیسی صحبت کنند. در حالی که علم دارند ولی توان انتقال مطالب و بیان آن در سطحی که با محققین غربی گفتگو کنند را ندارند.» البته ایشان آسیب شناسی علت یابی می کند و می گوید: «علت، ‌ضعف علمی نیست بلکه ضعف در روش است؛ ‌یعنی برای هدفی آموزش داده نشده است.»

این تازه یک نمونه از دهها و شاید صدها نمونه اعتراض باشد که مسئولان و روحانیون ما می گویند، ولی در حد انتقاد یا درد دل بیان می شود و غالباً اقدامی برای رفع چنین مشکلی نمی شود. خلاصه کلام این که حوزه برنامه‏ای برای زبان آموزی شما یا تفسیر قرآن یا برخی مهارت‏های دیگر شما ندارد،‌ مگر اینکه خودتان دست به کار بشوید و کاری بکنید. از اوقات کم شروع کنید تا اینکه بتوانید این شوق و اشتیاق ادامه و استمرار را در خودتان ایجاد کنید و پس از گذشت 5 سال، حداقل به دو زبان عربی و انگلیسی تسلط یابید.

راهکارهای عملی برای مبارزه با عدالتخواهان

آنچه در زیر می‌آید متن سخنرانی استاد ارجمند جناب دکتر شیزوفرنی است که در جمع خصوصی ایراد شده است. شیزوفرنی در این سخنان بررسی موشکافانه‌ای از یک ماجرای خطرناک انجام داده است.
 
همانطور که می‌دانیم جریان عدالتخواه توانسته است در جبهه‌های فرهنگی، دانشجویی و مردمی ریشه دوانده و نیروسازی و جریان سازی فعال بنماید. این جریان به حسب اینکه به هیچ حزب، گروه یا سازمانی متعهد نیست و تمام جناح‌های سیاسی موجود در کشور را به نقد واداشته و مدت‌هاست آن‌ها را به چالش جدی کشانده، برای بسیاری از ما یک خطر محسوب می‌شود و بر حسب امر بر ما تکلیف شرعی است که برای قرب الی الله هم که شده مانع از حرکت این جریان بشویم.

بنده راهکارهای مبارزه با این جریان را کالبدشکافی نموده‌ام که به اختصار خدمت‌تان عرض می‌کنم.

عدالتخواه هراسی:

عدالتخواه هراسی فاز اول حرکت ضد جریان عدالت‌خواه است. دقیقا آنچه که غرب پیرامون اسلام هراسی انجام می‌دهد ما باید به نیت خیر البته، علیه عدالتخواهان به انجام رسانیم. یعنی کاری کنیم که در جامعه و سطوح مختلف آن تصویری خوف‌ناک از عدالت‌خواهان و همچنین لیدرهای آنان برجای بماند.
برای این روش گزارش نویسی زنجیره‌ای بهترین روش است. یعنی اینکه در یک زمان واحد، توسط رسانه‌های مختلف اعم از زبانی و تصویری و کاغذی، گزارشاتی رعب آور از فعالیت‌های عدالت‌خواهان منتشر کنیم.

برچسب‌هایی مثل افراطیون، براندازان، گروه انحرافی و … از القابی هستند که باید در این گزارشات دائم تکرار و زاویه داشتن آن‌ها با دین را در تیتر قرار بدهیم.
نکته بعد در این روش ایجادی تصویری ضد نظام از جریان عدالت‌خواه است. برای این روش باید آن‌ها را به سوی بیرون نظام هل بدهیم یا بکشانیم یا تشویق کنیم. مطمئنا این کار با مقاومت عدالت‌خواهان مواجه می شود، امّا خیالی نیست، ما باید حرف خودمان را بزنیم حتی اگر عدالت‌خواهان آن را باور نداشته باشند یا از آن برائت بجویند.

برای ساخت تصویری زاویه دار با نظام باید فعالیت عدالت‌خواهان را درجهت منافع غرب از جمله بی بی سی قلمداد نماییم و آنها را در پازل آنان جا بزنیم.
به عنوان نمونه مصداقی، اگر عدالت‌خواهی در گوشه ای از کره خاکی از حق کارگری دفاع کرد، یا حق تضییع شده او را مطالبه کرد، باید فوری هزارتا گزارش بنویسیم و به مقامات بالا برسانیم که عدالت‌خواهان در حال تقویت اتحادیه‌های کارگری بوده و تفکرات کمونیستی خطرناکی را دنبال می‌کنند و اگر جلوی‌شان گرفته نشود تا چند صباح دیگر داس و چکش به دست، به جان نظام و آرمان‌هایش می‌افتند.

این کار سه دست‌آورد دارد:

اول این است که مردم و توده‌ها از این جریان گریزان می شوند و یا به عبارتی متنفر می‌گردند چرا که موفق شده‌ایم ذهن آنها را مهندسی بنماییم و ذهنیتی همانند طالبان یا گروهک ریگی، علیه جریان عدالت‌خواه، در اذهان متبادر نماییم.

دوم این که هزینه عدالت‌خواهی کردن و مطالبه‌گری را بالا می‌بریم. این گران‌بها ترین دست‌آورد این روش مقدس است. باید هر شخصی بداند که عدالت‌خواه شدن برابر است با محرومیت از کار، شغل و زندگی به علاوه هزاران برچسب، فحش، تهمت، تخریب و الخ. تا کسی جرأت نکند دم از عدالت‌خواهی و مبارزه با فساد و اشرافیت و این حرف‌ها بزند چون فوری دهان مبارکش را آسفالت! می‌کنند.

اگر این کار با دادگاهی کردن چند عدالت‌خواه همراه باشد، بسیار عالی است. مثلا می‌شود طلبه عدالت‌خواهی را گرفت، علیه‌اش کلی تبلیغات سوء کرد، و رایج کرد که دارد فرقه سازی می‌کند و به شدت تمایلات کمونیستی دارد و علاوه بر آن رفتار منافی عفت نیز مرتکب می‌گردد. این کار علاوه بر اینکه به مثابه کشتن گربه دم در حجله است تا عدالت‌خواهان حساب کار دستشان بیاید، باعث می‌شود که حمایت از فرد نامبرده هم برای همه میسر نباشد چرا که این کار نیز برای رسانه‌های همسو با عدالت‌خواهان، گران و پر هزینه تمام می‌شود.

سوم دست‌آورد این تاکتیک، منزوی گشتن جریان عدالت‌خواه است. اگر رسانه‌ها و مردم آنطور که عرض کردم مهندسی بشوند، چیزی نمی‌گذرد که همه با چشم بد به عدالت‌خواهان نگاه می‌کنند و هیچ جا حرفشان را نمی‌خرند. این مقدمه رسوب و به تاریخ سپرده شدن این جریان است.

پرچم های تقلبی:

راه دوم به انحراف کشاندن جریانات عدالت‌خواه که بایستی توسط سایر هم فکران ما در این جبهه مبارک رقم بخورد، بلند کردن پرچم های تقلبی عدالت‌خواهی است به طوری که پرچم اصیل عدالت‌خواهان میان این همه پرچم گم شود یا دیده نشود.

برای تحقق این هدف بر همه ما واجب است که شعارهای عدالت‌خواهان را به مصادره خود، احزاب و گروه‌هایمان در‌آوریم. باید عدالت و عدالت‌خواهی شعار تمامی ما درانتخابات بشود. از انتخابات شورای دانش‌آموزی مدارس ابتدایی گرفته تا انتخابات ریاست جمهوری.

مرحله بعد این است که مایی که به اسم و شعار عدالت‌خواهی قدرت گرفته‌ایم (در تمامی نهادها و سازمان‌ها) اعمالی در جهت ضد عدالت انجام دهیم. با این حربه، با عدالت به جنگ عدالت می‌رویم. چیزی نمی‌گذرد که در جامعه قرائت‌های مختلفی با القاب متفاوتی از جریانات عدالت‌خواه رایج می‌گردد که نه معلوم است به کجا وصلند و نه معلوم است از کی خط می‌گیرند. که اگر ما بتوانیم این جریانات قارچی عدالت‌خواه را به جان هم بیندازیم شاهکار محض کرده‌ایم، طوری که شایبه بشود در جریان عدالت‌خواه و اصیل شکافی اندازه لایه اوزون در حال ایجاد است. چنین است که از این دعوا گرد و غباری بلند می‌شود که هیچکس نمی‌تواند تشخیص بدهد کی راست می‌گوید و کی دروغ. خر تو خری می‌شود که بیا و ببین!

اینکار نتایج زیر را به همراه دارد:

اول اینکه هیچ کس دیگر پرچم عدالت‌خواهی را بلند نمی‌کند چرا که ما آن را به گند کشیده‌ایم. آن‌هایی هم که بلند کرده‌اند با زبان خوش مثل بچه آدمی زاد پایینش می‌کشند یا مثل زمان عزای عمومی، نیمه افراشته‌اش می‌کنند.

دوم اینکه هر چه فحش و فضیحت است نثار جریان عدالت‌خواه می‌شود و ما می‌توانیم در انتخابات آینده با تغییر شعار، از این موضع تهمت بگریزیم و عدالت‌خواهان بمانند و حوض‌شان.

سوم اینکه عدالت‌خواهان در اذهان مردم، افرادی قدرت طلب، انحصارگرا و دروغ‌گو شناخته می‌شوند.
چهارم اینکه با ساخت قرائت‌های جعلی از عدالت، می‌توانیم آن جریان عدالت‌خواه آرمانگرا را سرگرم کارهای تئوریک کنیم تا وقت‌شان صرف جواب دادن به چالش‌های تئوریک شود نه مطالبه از ما و خاندان و احزاب‌مان.

نفوذ:

یکی از مهمترین و رایج‌ترین روش به خاک سیاه نشاندن جنبش‌های انقلابی، در تمامی طول تاریخ حیات بشر، فرستادن افراد نفوذی در این جریانات بوده است. شاید همان بلایی که به سرخودمان آوردند همین بود وگر نه ما روزی از این عدالت‌خواهان عدالت‌خواه‌تر بودیم.

این تکنیک به این نحو است که ما فردی را به روش‌های خاص وارد جریانات عدالت‌خواه کنیم و او را از پشت پرده یاری کنیم که به بالاترین رتبه تصمیم گیری در این جریان نایل بیاید. و قتی چنین شد به او فرمان بدهیم که سر جریان را به طرف دیگری کج کن. یا به تدریج مبانی جریان عدالت‌خواه را دست‌خوش تغییر کن یا نسخه جدیدی در روش‌شناسی یا معرفت‌شناسی عدالت‌خواهان وارد کن.

این فرد که در حقیقت مهره ماست می‌تواند با اسم این جریان وارد زد و بندهای سیاسی شود و به اسم عدالت، جهت‌گیری‌هایی در خلاف آرمان خودش انجام دهد. البته ما به چنین فردی باید توصیه اکید کنیم که یک لحظه دهانش از نشخوار عدالت بازنماند. و همچنین به او تکلیف کنیم که عدالت‌خواهی عملی را تبدیل به عدالت‌خواهی کاغذی کند. به جای اینکه خودش پاپیچ مسئولان بشود، به نوشتن یک یاداشت و فوقش زدن یک بیانیه اکتفا نماید.
هدف اصلی از تاکتیک نفوذ علاوه بر انحراف در عمل، ایجاد سبک جدیدی از عدالت‌خواهی به اسم عدالت‌خواهی بدون خطر است. عدالت‌خواهی که اصولا برای هیچ گروهی از احزاب و خاندان‌ها و گردن کلفت‌ها مزاحمتی ایجاد نکند، امّا در عین واحد عدالت‌خواه هم باشد.

امیدوارم دوستان عزیز و مخاطبین گرامی این سه تاکتیک را به یاد بسپارند. بنا به نظر بنده می توانند برای نایل شدن به این هدف مقدس؛ از کثیف ترین حربه‌ها، دوغ‌ها، تهمت‌ها، انحراف‌ها سود ببرند.

والسلام علی من التبع الهدی

منبع: تریبون مستضعفین

ارتباط با گروه‌های قدرت به برخی سایت‌ها بیشتر می‌چسبد تا جنبش دانشجویی!

سایت بازتاب امروز در مطلبی تحت عنوان “هاشمی و خمینی حذف میشوند، اما اصلاح قانون انتخابات برای مملکت لازم است” اقدام اخیر جنبش دانشجویی در حمایت از جمهوریت نظام را اینگونه توصیف کرده است: “امروز علاوه بر قشون‌کشی نمایندگان تشکل های به اصطلاح دانشجویی مرتبط با گروه های قدرت مقابل مجلس و تهدید نمایندگان، برخی از نمایندگان عمدتا اقلیت هم، مجلس را به دلیل بررسی این طرح، آماج تذکر قرار دادند.”

ادعای ارتباط با گروه‌های قدرت از سمت این سایت در حالی مطرح میشود که تعدادی از نمایندگان اتحادیه‌های دانشجویی برای ساعاتی جهت ارائه توضیحات به حفاظت مجلس برده شدند.(+)

این سایت پس از مطرح کردن حذف افرادی چون هاشمی رفسنجانی و سید حسن خمینی و “برخی شیوخ سیاسی کشور” در صورت تصویب قانون جدید انتخابات آورده است در این مورد “می‌توان بیشتر تامل کرد”. حال سوال اینجاست هنگامی که این سایت خبری به صراحت به حمایت از افرادی چون هاشمی رفسنجانی و سید حسن خمینی و “شیوخ سیاسی کشور” می‌پردازد چگونه می‌تواند تشکلهای دانشجویی که نقد اصلی‌شان به اصلاحیه قانون انتخابات ذبح جمهوریت نظام و گسترش باندبازی احزاب قدرت و ثروت است را به ارتباط با گروه‌های قدرت متهم کند.

البته شاید از نگاه این سایت خبری “شیوخ سیاسی” و سایر افرادی که در این خبر و سایر اخبار مرتبط به حمایت از آنها برخاسته جزو مستضعفین و پابرهنگان کشور هستند و توده‌های مردم “گروه‌های قدرت”!

این سایت در مطلبی دیگری برگزاری کنفرانس خبری تشکلهای دانشجویی مقابل مجلس را ” اقدامی عجیب، تعدادی از تشکلهای دانشجویی همسو! برای فشار بر مجلس” خوانده است.

این در حالی است که برگزاری کنفرانس خبری تشکلهای دانشجویی برای  ابراز نظرات خود در مورد اتفاقات سیاسی امری شناخته شده است.

لازم به ذکر است که این سایت خبری اظهار نظرهای نمایندگان مخالف این اصلاحیه را “فضاسازی” و ابراز نظر شورای نگهبان پیرامون این اصلاحیه را “هجمه شورای نگهبان” توصیف کرده است و احتمالا خود این نوع تیترزدن‌ها نیز فضاسازی و هجمه علیه منتقدین حساب نمی‌گردد!!

مطالب مرتبط: