Fast Food با طعم خاک

 عدالتخواهی- فرهاد بیضایی[دانشجوی سابق دانشگاه علم و صنعت]


خاصیت ندارد. نه اینکه نداشته باشد. خیلی ندارد. از همانی که می خورد بپرسی می گوید حق با شماست خاصیت ندارد ولی شکم سیر کن است. سیرتان می کند. زود می آید و زود هم می رود. همه چیز خیلی سریع اتفاق می افتد. هرچند خوشمزه اند ولی کوتاه و گذارا هستند. همه فست فودها اینجوری اند. ینی خوشمزه اند ولی خاصیت ندارند.

از فلافل های توپخونه و شوش و مولوی بگیر تا پیتزاهای ونک و تجریش. فست فود یعنی همین. آخرش باز هم احساس می‌کنی یه چیزی کم داری.

حالا چه فرقی می کند. که لای کاغذ روزنامه برایت بپیچند یا توی این جعبه‌های باکلاس با دو تا سالاد کنارش. همه چیز توی ده دقیقه تمام می‌شود. فلافل و پیتزا ندارد.

این طرف قضیه هم همین طور است. همه چیز چندروزه تمام می‌شود. خیلی سریع اتفاق می‌افتد. که برنامه‌های کامل که به عمقش نگاه می‌کنی خاصیتی ندارد. یعنی نه آنکه نداشته باشد. دارد ولی خیلی کم. سیر می‌شوی اما احساس می‌کنی چیزی کم داری. فرقی هم نمی‌کند که با دفتر فرهنگی عمران بروی و شب را جای گرم و نرم و حسابی بخوابی یا با فلان تشکل و لای روزنامه. فرقی نمی‌کند که که دو سه تا بازدید از سد و زیگورات و چغازنبیل هم سالاد قضیه باشد. همه چیز در پنج روز تمام می‌شود. و تو فعلاً احساس سیری می‌کنی و همه چیز تمام می‌شود. چند باری زیارت عاشورا خوانده‌ای و عزاداری کرده‌ای و برگشته ای. وقتی از تو می‌پرسند این همه راه آمدی فقط همین؟ می‌گویی در این محیط تاثیر بیشتر است.

آره. دقیقا مثل همان فست فود است. پیتزای خانگی اصلاً مزه نمی‌دهد. پیتزا را باید در بوف خورد. هر چند خاصیت ندارد ولی مزه اش در محیط بیشتر است. بین آن همه رنگ‌های قرمز و زرد و آن تزیینات قشنگ مزه فست فود را بیشتر می‌کند. این طرف هم همینطور است. زیارت عاشورا آن هم جایی که می‌دانی کربلای چهار و پنج انجام شده است. کنار اروند که می‌دانی والفجر هشت اتفاق افتاده است. یک مزه دیگری دار.

اما فقط مزه دارد. خاصیت که ندارد. فقط سیر می‌شوی و یک چیزی ته دلت را می‌گیرد تا سال دیگر سرپا بایستی.

فقط همین، ولی نه می‌دانی و نه می‌گویند کربلای چهار و پنج چه بود و این که چه گذشت که طرح‌های توسعه گلزارهای شهدا در دست سیاسیون و مسئولان قرار گرفت. کسی نمی‌گوید که خیبر چه بود و چه شد. و یا رمضان چرا شکست خورد و هنوز نمی‌دانی ما در فاو چه می‌کردیم. آخر سفر اگر بپرسی بعضی‌ها گمان می‌کنند فاو جزو خاک ایران است.

کسی چیزی از هزاران چیزیکه باید بدانی برایت نمی‌گوید. برای همین است که مثل فست فود می‌ماند. خوشمزه است. سریع است و زودگذر و خاصیت زیادی  ندارد.

زیارت عاشورایت، زیارت کربلایت قبول.

 

مشهد مقدس را شبیه دوبی نکنید

پروفسور بهرام شیردل، استاد معماری دانشگاه هاروارد آمریکا، شهر مشهد در حوزه جذب گردشگر مذهبی ارزش و جریان خاص خودش را دارد و دلیلی ندارد بخواهیم با احداث پروژه‌هایی در این شهر، آن را شبیه دبی کنیم:
«باعث تاسف است که پروژه‌هایی در مشهد دیده می‌شود که می‌خواهند جایی در این شهر را شبیه دبی کنند، دلیلی برای این کار وجود ندارد، یک میلیون ساختمان هم که با این ویژگی‌ها بسازیم این اتفاق نمی‌افتد و البته قرار هم نیست بیفتد.
معماری ایران در گذشته آمیخته با هنر بود، اما امروزه با توجه به جهانی شدن این رشته در بیشتر آثار معماران ایرانی، رنگ و بوی هنری که برگرفته از هنر اسلامی بوده کم رنگ‌تر از گذشته شده است.»
پروفسور بهرام شیردل، استاد دانشگاه هاروارد آمریکا در همایش بین المللی معماری و توریسم با اشاره به این مطلب گفت: ساختمان سازی در شهر‌ها هیچ وقت متوقف نشده و نخواهد شد، اما در این فرآیند باید برخی ملاحظات فرهنگی و اجتماعی، مورد توجه معماران قرار بگیرد.

«مشهد» مربوط به زائر است نه گردشگری
پروفسور شیردل همچنین در کارگروه بررسی ویژگی‌ها و شرایط توریسم جایگزین با اشاره به بی‌نیاز بودن ایران در زمینه جذب گردشگر گفت: ایران کشور ثروتمندی است که این ثروت تنها به پول محدود نمی‌شود و همین موضوع سبب شده است که در ایران علاقه چندانی به جذب گردشگر وجود نداشته باشد و نیازی به آن احساس نشود.
وی افزود: البته باید به سنت‌ها توجه کنیم و قدر آن چیزی را که داریم بدانیم.
این استاد دانشگاه هاروارد با اشاره به برخی ساخت و ساز‌ها در شهر مشهد بیان داشت: شهر مشهد ارزش و جریان خاص خودش را دارد، مشهد مربوط به زائر است، مربوط به گردشگری نیست و این موضوع بسیار ناراحت کننده است که برخی می‌خواهند با پروژه‌هایی در مشهد، این شهر را شبیه دبی کنند.
پروفسور شیردل ادامه داد: «این کار عملی نیست و دلیلی هم برای انجام آن وجود ندارد، چرا نباید متوجه شویم که ارزش مشهد چیست و چرا نباید مشهد را با توجه به آن چیزی که هست بشناسیم.»
تجربه شهری در مشهد با مفهوم گردشگر مذهبی توام بوده است
هم چنین به گزارش ستاد خبری اولین همایش بین المللی معماری و توریسم، اوزان آوچی، محقق و مدرس معماری دانشگاه فنی استامبول، حضور بارگاه منور رضوی در مشهد را از ویژگی‌های بارز این شهر عنوان و بیان کرد: شهر مشهد به دلیل داشتن این شاخصه همواره با بحث گردشگر و زائر مذهبی عجین بوده است.
وی افزود: رسیدن به درک صحیحی از آنچه در معماری شهر مشهد جاری است نیازمند مرور تاریخ و بررسی جنبه‌های مذهبی این شهر است که البته ممکن است در نگاه اول چندان قابل مشاهده نباشد.
ایران، کشوری غنی از فرهنگ معماری
همچنین، «روبا صالح»، کار‌شناس برنامه ریزی شهری و سیاست‌های عمومی ایتالیا، ایران را با توجه به پیشینه تاریخی آن، کشوری غنی از فرهنگ معماری معرفی کرد و اظهار داشت: یکی از شهرهایی که در آن قدمت بسیار زیادی وجود دارد شهر مشهد است و باید برنامه ریزی دقیقی انجام داد تا در کنار بناهای قدیمی این شهر، بتوان بناهایی متناسب با وضعیت روز جامعه را نیز در آن ایجاد کرد.
نمای ساختمان‌ها باید متناسب با فرهنگ جوامع باشد
اردشیر انجمنی، استاد برنامه ریزی شهری و منطقه‌ای دانشگاه تگزاس نیز در این همایش با اشاره به نقش مهم طراحی فضا‌ها و ساختمان‌ها در ارتقای هویت معماری یک شهر گفت: نمای ساختمان‌ها در هر کشوری باید متناسب با فرهنگ‌‌ همان جامعه باشد، اما می‌توان با اجرای طرح‌های نوین و خلاق در ساختمان‌ها، برنامه ریزی دقیق برای جذب گردشگر انجام داد.
عملکرد ما با هنر معماری اسلامی فاصله دارد
استاد معماری دانشگاه فردوسی مشهد نیز در این همایش گفت: معماری اسلامی تنها می‌تواند با مفاهیم اسلامی آمیخته و پدیدار شود و در واقع هنر معماری اسلامی، نماد فرهنگ و ماهیت انسانی است.
ارسلان قهرمانی افزود: یکی از مهم‌ترین اهداف معماری و ساخت بناهای اسلامی این است که به مسلمانان کمک کنیم تا آنچه را که به خاطر آن آفریده شده‌اند روی زمین محقق کنند.
وی ادامه داد: مشهد برای گسترش هنر معماری اسلامی زمینه کاری بسیاری دارد اما عملکرد امروز ما با آنچه هدف است، یعنی رسیدن به نمای هنر معماری اسلامی، فاصله دارد.
شهر یک موجود زنده است
در مراسم اختتامیه این همایش، قالیباف شهردار تهران، «شهر» را به عنوان یک موجود زنده و دارای حیات معرفی کرد و با اشاره به حضور معماران خلاق در کشور گفت: یکی از مولفه‌های معرفی ایران در کشورهای دیگر، معماری اسلامی بناهای قدیمی بوده است اما متاسفانه در حال حاضر از لحاظ معماری نتوانسته‌ایم قوی حرکت کنیم.
اولین همایش بین المللی معماری و توریسم، چهارشنبه و پنج شنبه هفته گذشته، با حضور کار‌شناسان و معماران داخلی و خارجی برگزار شد و در مراسم اختتامیه آن، از پروفسور ایرج اعتصام به عنوان چهره ماندگار معماری ایران تجلیل به عمل آمد.

منبع: روزنامه خراسان/خرداد ۱۳۹۱

بجای بازگشت به گذشته، باید الگوی اقتصادی انقلاب را بسازیم

در پی نامه ۴۳ تن از اقتصادانان کشور به احمدی‌نژاد در خصوص معضلات اقتصادی کشور جمعی از پژوهشگران اقتصادی به آن پاسخ گفتند. در جوابیه‌ی جمعی از جوانان پژوهشگر و تحلیلگر اقتصادی، بر بیانیه‌ی ۴۳ تن از مدرسان اقتصاد آماده است: «انقلاب اسلامی، یک تحول صرفا سیاسی نبوده و نیست. بلکه عمیقا ظرفیتهای فرهنگی و حتی علمی داشته و دارد که به دلیل فضای سکولاریستی حاکم بر علوم انسانی و دانشگاه های کشور، این ظرفیتها همچنان مهجور مانده و بطور کامل و عملاً بر اداره کشورحاکم نشده است. نمونه ای از این ظرفیتهای عینیت یافته را می توان در خیزهای بلندی همچون توسعه روستایی در دهه اول انقلاب در قالب جهادسازندگی، ریشه کنی بی‌سوادی در قالب نهضت سوادآموزی، الگوی اعجاب برانگیز پشتیبانی مهندسی جنگ در طول دفاع مقدس، خودکفایی در صنایعی همچون نیروگاه‌سازی و ده ها تجربه دیگر که ذکرش در این مجال نمی‌گنجد، مشاهده نمود. این تجارب ارزشمند انقلاب هرچند برای طیفی از مدرسان و محققان دانشگاهی ما غیرواقعی و یا غیرعلمی جلوه می نماید و خود را در ورود علمی و الگوپردازی برای این تجارب عینی، مسئول نمی‌دانند، اما اتفاقاً در بحران‌های اقتصادی امروز غرب، شاهد گرایش برخی اندیشمندان غربی به بررسی علمی این الگوها به منظور جایگزینی با الگوهای سرمایه داری هستیم. آنچنان‌که جهادسازندگی ایران، امروز در دانشگاه پریسنتون آمریکا مورد پژوهش علمی قرار گرفته و یا اندیشمندان آلمانی از محققان دانشگاه امام صادق (ع)، الگوی بانکداری اسلامی درخواست می‌کنند.»

متن کامل جوابیه‌ی جمعی از جوانان پژوهشگر و تحلیلگر اقتصادی، بر بیانیه‌ی ۴۳ تن از مدرسان اقتصاد بدین شرح است:

روز یکشنبه ششم اسفندماه و سه روز مانده به مذاکرات هسته‌ای، چند تن از مدرسان و پژوهشگران اقتصاد، بیانیه‌ای تکراری و کلیشه‌ای درباب مسائل اقتصاد ایران منتشر نمودند. در بیانیه مذکور، موضعگیری علمی و حرف نو و محکمی وجود نداشت که نیاز به نقد و بررسی موشکافانه داشته باشد. اما به دلیل آنکه این بیانیه را حرکتی سیاسی در فضای کنونی قلمداد می‌کنیم، اجمالاً به نکات زیر اشاره می‌کنیم:

۱- طبق متن منعکس‌شده از این بیانیه در رسانه‌ها، از «اجرای عدالت اجتماعی» در فهرست چالش‌های اقتصاد ایران طی سالهای اخیر نام برده شده است. ما معتقدیم اتفاقاً عدالت اجتماعی هنوز به محور سیاستگذاری‌های اقتصادی تبدیل نشده است. سیاست‌های اقتصادی همچنان نتوانسته از مدار الگوهای التقاطی لیبرالی و کمونیستی خارج شود و برنامه‌های اقتصادی کشور از دولت‌محوری و سرمایه‌سالاری به سمت عدالت اجتماعی گرایش یابد. این امر صرفاً محصول عملکرد سالهای اخیر هم نیست. مشکلات پولی و مالی و ساختاری نامبرده در بیانیه، همواره در طول دو سه دهه اخیر در کشور وجود داشته و در طول دولتهای مختلف، فقط آب و رنگ آن عوض شده است. تورم‌های افسارگسیخته و بیکاری‌های گسترده و ناکارآمدی‌های بانکی و تجاری و امثال آن، در کدام دولت و در چه مقطعی وجود نداشته که آقایان این معضلات را به روند «سالهای اخیر»، نسبت داده و تلویحاً دعوت به بازگشت به سیاست‌های دولت‌های پیشین می‌کنند؟‌ اگر مقصود بیانیه‌دهندگان از ارجاع این مشکلات به سالهای اخیر، توصیه به برگشت به سیاستهای اقتصادی گذشته نبوده، پس باید توضیح می‌دادند که آیا از نظر آنها، تغییری در روند تداوم سیاستهای تحمیل‌شده بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، در طول سالهای اخیر رخ داده است؟‌ شواهد نشان می‌دهد اینطور نبوده و هچنان همان چارچوبها و الگوهای وارداتی بر اقتصاد کشور حاکم است و دولت فعلی نیز صرفاً بدنبال تغییراتی روبنایی در این الگوها بوده است.

۲- در حال حاضر که کشورهای مدعی الگوی اقتصاد بازار آزاد، خود نیز چهارسال است در بحران مالی و اقتصادی عمیقی فرورفته‌اند و بحران از وضعیت استثنا به یک واقعیت مستمر تبدیل شده است و لیبرال‌سرمایه‌داری در باتلاق عمیقی فرورفته و بانگ ناقوس مرگش به گوش می رسد و صحبت از بحران در علم اقتصاد و الگوهای سیاستگذاری اقتصادی است، چرا امضاکنندگان بیانیه هیچ اشاره‌ای به ضرورت نوگرایی و تحول واقعی در فضای فکری و علمی اقتصاد در ایران نداشته و مشکلات را یکسره به دولت و سیاستهای دولتی ارجاع داده‌اند؟ آیا به نظر آنها زمان آن نرسیده که در اقتصاد، گفتمان خود را داشته باشیم و الگوی راهبردی خودمان را بسازیم و از گرفتار شدن صرف در ساخت روبناها آن هم به تقلید از دیگران، به سمت تحول واقعی در زیربناها برویم؟ ما نگرانیم که با ارائه پیشنهاداتی همچون سیاست تنش‌زدایی، احیای سازمان مدیریت، بهبود فضای کسب و کار و مانند اینها، که بارها تکرار شده، مسائل واقعی اقتصاد ایران نادیده گرفته شود.

۳- مشکلات ریشه‌ای اقتصاد کشور، نه آنطور سطحی است که آن را با نگرش‌های کوته بینانه ای همچون آنچه در کتابهای درسی اقتصاد نئوکلاسیک تدریس می شود و صرفاً با به میان آوردن چند عدد و رقم و آمار که می دانیم هیچگاه گویای همه ابعاد واقعیت نیست، بتوان تحلیل و بررسی کرد و نه آنطور قائم به شخص رییس جمهور است که با تعویض رییس جمهور مسائل خاتمه یابد. تجربه سه دولت مختلف در طول ۲۴ سال اخیر نشان داده است مواضع سیاسی متفاوت دولتها توفیری در سیاستهای اقتصادی نداشته و سیاستگذاری اقتصادی در ایران به طور کم و بیش، عمیقاً تحت استیلای فضای علمی و پژوهشی کشور، متمایل به پارادایم پوزیتیویستی اقتصاد بوده و از الگوهای توصیه ای نهادهای پولی جهانی، بطور ناقص و جاهلانه تقلید نموده و تفاوتها صرفاً در جهت دهی به منابع بانکی از بنگاه های بزرگ به بنگاه های کوچک و یا تمرکز در شهرهای بزرگ یا شهرهای کوچک و مانند اینها بوده است. البته بعضی شجاعت ها در اجرای طرحهایی مانند هدفمندی یارانه ها تحسین برانگیز بود اما متاسفانه مهار علمی سیاستگذاری اقتصادی، کماکان در دست همان تفکرات و الگوهای مقلدانه باقی مانده، تحول عمیقی در اقتصاد ایجاد نشده و آرمان های انقلاب در این عرصه همچنان بر زمین مانده است.

۴- انقلاب اسلامی، یک تحول صرفا سیاسی نبوده و نیست. بلکه عمیقا ظرفیتهای فرهنگی و حتی علمی داشته و دارد که به دلیل فضای سکولاریستی حاکم بر علوم انسانی و دانشگاه های کشور، این ظرفیتها همچنان مهجور مانده و بطور کامل و عملاً بر اداره کشورحاکم نشده است. نمونه ای از این ظرفیتهای عینیت یافته را می توان در خیزهای بلندی همچون توسعه روستایی در دهه اول انقلاب در قالب جهادسازندگی، ریشه کنی بی‌سوادی در قالب نهضت سوادآموزی، الگوی اعجاب برانگیز پشتیبانی مهندسی جنگ در طول دفاع مقدس، خودکفایی در صنایعی همچون نیروگاه‌سازی و ده ها تجربه دیگر که ذکرش در این مجال نمی‌گنجد، مشاهده نمود. این تجارب ارزشمند انقلاب هرچند برای طیفی از مدرسان و محققان دانشگاهی ما غیرواقعی و یا غیرعلمی جلوه می نماید و خود را در ورود علمی و الگوپردازی برای این تجارب عینی، مسئول نمی‌دانند، اما اتفاقاً در بحران‌های اقتصادی امروز غرب، شاهد گرایش برخی اندیشمندان غربی به بررسی علمی این الگوها به منظور جایگزینی با الگوهای سرمایه داری هستیم. آنچنان‌که جهادسازندگی ایران، امروز در دانشگاه پریسنتون آمریکا مورد پژوهش علمی قرار گرفته و یا اندیشمندان آلمانی از محققان دانشگاه امام صادق (ع)، الگوی بانکداری اسلامی درخواست می‌کنند.

۵- در شرایط کنونی کشور، باید به جای برگشت به الگوهای شکست خورده وارداتی و یا صرفاً دست زدن به تغییرات روبنایی، اندیشه و الگوی «اقتصاد مقاومتی» محوریت یابد. اقتصاد مقاومتی، واقعا یک الگوی علمی و راهبردی است. هرچند برخی مدرسان دانشگاه ها تصور کنند صرفاً یک شعار سیاسی و یا تاکتیک موقتی است. آن‌ها که تاریخ اقتصادی انقلاب را نه می‌شناسند و نه اگر شناسایی شود به آن باور خواهند آورد، بدیهی است گفتمان در حال شکل‌گیری «اقتصاد انقلاب اسلامی» را درک نکنند و به آن وقعی ننهند.

۶- ما امضاکنندگان این جوابیه به مشکلات اقتصادی کشور و مردم واقفیم. اما ریشه‌ی این مشکلات را نه در به اصطلاح تنش زدایی با کشورهای سلطه جو و دلبستگی به اقتصاد در معرض نابودی آنها می دانیم و نه در تقویت و احیای نهادهای سرمایه‌داری کشور. بلکه مطالبه‌ی ما از دولت فعلی آن است که چرا علی رغم اتخاذ اهداف و اصول اولیه‌ای که عمدتا با گفتمان انقلاب همسو بود، در عمل در خیلی از مواضع، کار به دست اصحاب اندیشه‌ی التقاطی سپرده شد و دلسوزی‌ها و همراهی‌های نخبگان انقلاب‌باور به طور کامل به بوته‌ی فراموشی افتاد و از توان وظرفیت عظیم مردمی برای تحقق اهداف و اولویت های اقتصادی بهره‌ای گرفته نشد. چرا انبوه نهادهای مردمی و غیردولتی در مدیریت اقتصاد به کار گرفته نشد و بیماری دیوان‌سالاری‌زدگی افزایش یافت؟ چرا فرهنگ کار و مسئولیت و تعهد به پیشرفت و مردم‌گرایی در دولت نهادینه نشد و چرا سرطان سوداگری و پول پرستی و سرمایه‌محوری در بازار و نظام توزیع، مورد مداوا قرار نگرفت و همچون دولت های پیشین تصور شد که صرفاً با ابزارهای پولی و مالی می توان بیماری‌های اقتصادی را ریشه کن نمود؟ و چرا خط‌مشی‌گذاری‌های رهبری در چارچوب جهاداقتصادی، آنچنان که باید محور و مبنای سیاست گذاری ها و برنامه ریزی ها قرار نگرفت؟

۷- ما نیز همچون امضاکنندگان آن بیانیه، پیشنهاد داریم. اما پیشنهاد ما از جنس پاک کردن صورت مسائل و اعتماد کودکانه به دیپلماسی فریب سلطه‌گران و دست دراز کردن به سوی جریان های فکری و سیاسی تجربه‌ی شکست‌خورده پس داده نیست، بلکه معتقدیم همانطور که در جنگ نظامی توانستیم پیشرفت چشم‌گیری در عرصه‌ی دفاعی و نظامی پیدا کنیم، در همین زمان بحران اقتصادی است که می توانیم راه های میانبر را هم برای جراحی بیماری‌ها و هم هموارسازی پیشرفت شتابان اقتصادی، کشف نماییم. از جمله‌ی این راه ها می توان به موارد زیر اشاره نمود:

الف- خط اقتصاد مقاومتی باید در عمل محوریت یابد. ما به‌طور آشکار درگیر جنگ اقتصادی هستیم، و تجربه‌ی بومی و عینی انقلاب هم نشان می دهد مقاومت بهترین راهبرد حفظ استقلال و کمک به پیشرفت است.

ب- ظرفیت‌ها و توانمندی‌های عظیم مردم باید به‌کار گرفته شود. مردم در اقتصاد صرفا‌ رفاه‌جو یا مصرف کننده نیستند؛ بلکه می‌توانند در پیشرفت اقتصادی عاملیّت داشته باشند. سرمایه‌ی مردم و مدیریت مردم باید اقتصاد را بردوش گیرد و دولت پشتیبانی و کنترل نماید. در این میان تأکید رهبر معظم انقلاب بر تولیدمحوری اقتصاد ایران، نه یک تاکتیک کوتاه مدت موقت، بلکه یک استراتژی عمومی و بلندمدت در جهت پیشرفت مادّی و معنوی کشور محسوب می‌شود. تأکید بر تولید به معنای نفی وابستگی تجاری و ارزی، نفی سفته‌بازی و سوداگری و اعمال محدودیت بر بازارهای مالی و پولی و کنترل رفتار لجام گسیخته‌ی بانک‌ها و مؤسّسات مالی است. شرایط بوجود آمده در کشور اگر با تدبیر و ایمان انقلابی مدیران آن توأم شود، بهترین فرصت برای قطع همیشگی وابستگی به دارایی‌های پولی و مالی سلطه‌گران و افزایش خودکفایی تولیدی و مالی کشورست.

ج- ساختارهای بیمار و استعمارزده و عقب‌مانده‌ در اقتصاد کشور باید به راستی متحول شده و نهادهای آن نوسازی شود. دیوان‌سالاری‌های رخوت‌آور، مدیریت‌های رضاخانی و اشرافی، قوانین و مقررات ضد و نقیض، سازمان های دولتی پیشرفت‌زدا (نه پیشرفت‌گرا)، سازوکارهای اداری کهنه و فرسوده، سیاست‌گذاری از بالا و متمرکز، حاشیه‌نشینی نخبگان و نهادهای جمعی در مدیریت‌ها و سیاستگذاری‌ها، تضعیف نهادی بخش تولید و حاکمیت مطلق سوداگری بر ساختار اقتصادی، عدم نگرش علمی و راهبردی به عدالت اجتماعی، تداخل‌های بی‌جای قوا در فعالیت‌های اقتصادی، خصوصی‌سازی‌های اختصاصی، حاکمیت نظام بانک‌محور بر مناسبات مالی، وابستگی بودجه به دلار نفتی، عقب نگه‌داشتن فضای علمی و پژوهشی در علوم انسانی به‌ویژه اقتصاد، ندیدن الگوهای موفق عینی و عدم تکثیر آن، و ده‌ها معضل و آفت دیگر، بیماری‌های ساختاری اقتصاد کشور است که تا زمانی که در اولویّت بررسی رییس جمهور و هیئت دولت قرار نگیرد، هیچ درمان موقتی و مسکّنی نمی‌تواند دوام آورد.

۸- ما معتقدیم رییس جمهور آینده نباید لزوماً فردی اقتصادخوانده باشد، اما یقیناً باید شخصیتی داری تشخیص باشد، که نخبگان انقلاب‌باور را در عرصه های مختلف اقتصادی کشور، شناسایی نموده و شایسته‌سالاری را به معنای عملی آن، محور منش ریاستی خویش قرار دهد و از محدود کردن دایره‌ی مدیریت‌ها به طرفداران خود و یا سپردن انفعالی امور به معاونین و مدیران میانی و کارشناسانی – که سال‌هاست گلوگاه های اقتصادی کشور را در مدار فعلی محدود کرده، تفکّر و فرهنگ دیوان‌سالاری‌زده و سوداگر ناشی از تفکر لیبرالی، را حفظ کرده‌اند و به مانعی برای هر تحولی تبدیل شده‌اند،- شدیداً پرهیز نماید و در این مقام، با هیچ جناح و دسته‌ای مصالحه ننماید.

اسامی امضاکنندگان به ترتیب الفبا:
۱٫ سهیل ابوالحسنی
۲٫ روح‌الله ابوجعفری
۳٫ محمدمهدی اطهر
۴٫ سیدمحمدرضا امیری
۵٫ روح‌الله ایزدخواه
۶٫ حمیدرضا ایمانی‌مقدم
۷٫ عباس باقری
۸٫ مسعود براتی
۹٫ برنا برخوردار
۱۰٫ ابوالفضل بردبار
۱۱٫ افشین پروین‌پور
۱۲٫ علی جدیدزاده
۱۳٫ محسن جعفری
۱۴٫ محمد جعفری‌نژاد
۱۵٫ مهدی جمشیدیان
۱۶٫ حامد حاجی‌پور
۱۷٫ سعید حسن‌زاده
۱۸٫ سیدحمزه حسنی
۱۹٫ سیدرضا حسینی
۲۰٫ سیدمحمدحسین حسینی
۲۱٫ ایمان حقیقی
۲۲٫ عمار خسروجردی
۲۳٫ حمید خواجه‌احمدی
۲۴٫ سعید خورشیدی
۲۵٫ سیدداوود دخانچی
۲۶٫ رضا رحیمی
۲۷٫ سیدحسین رضوی‌پور
۲۸٫ حسین رضی
۲۹٫ سعیدحسین رفیعی
۳۰٫ مهدی روح‌الهی
۳۱٫ حسین روزبه
۳۲٫ حسین زندی
۳۳٫ محمدمهدی سالاری
۳۴٫ سیدجواد سراج زاده
۳۵٫ علی سعیدی
۳۶٫ سمیعی‌نصب
۳۷٫ احسان شریعتی
۳۸٫ محمدجواد شریف‌زاده
۳۹٫ محمدصادق شهبازی
۴۰٫ محمد شیریجیان
۴۱٫ علی صابر
۴۲٫ داوود صادقی
۴۳٫ مهدی صادقی‌کجایی
۴۴٫ حسین ضمیری
۴۵٫ محمد طاهری‌نژاد
۴۶٫ سیدعلیرضا طباطبایی
۴۷٫ احمد عادلی
۴۸٫ ایمان عادلی
۴۹٫ سیدمهدی عاملیان
۵۰٫ حجت‌الله عبدالملکی
۵۱٫ سعید عبدلی‌زاده
۵۲٫ بیژن عبدی
۵۳٫ حسین عسگری
۵۴٫ سیدامیر عقیلی
۵۵٫ سیدمحسن علوی‌منش
۵۶٫ محمد فاروق
۵۷٫ مرتضی فیروزآبادی
۵۸٫ سیدمجتبی قابله‌باشی
۵۹٫ رشید قانعی
۶۰٫ محمدصادق کریمی
۶۱٫ علی گلرونیا
۶۲٫ احمدرضا محمدی
۶۳٫ حمیدرضا مقصودی
۶۴٫ محسن مقصودی
۶۵٫ عبدالعظیم ملایی
۶۶٫ منصور ملکی
۶۷٫ موحدی‌کیا
۶۸٫ سیدسعید موسوی
۶۹٫ سیدحسن موسوی‌فر
۷۰٫ علی‌اکبر ناسخیان
۷۱٫ نوید ناصر
۷۲٫ رضا نخلی
۷۳٫ محمد نعمتی
۷۴٫ مهدی نعمتی
۷۵٫ علی نعمتی
۷۶٫ رضا نعمتی
۷۷٫ جواد نوری
۷۸٫ زهرا ابوالحسنی
۷۹٫ بتول احمدی
۸۰٫ نسرین پرستش
۸۱٫ زهرا صابری
۸۲٫ مریم عاقلی
۸۳٫ مرضیه فروزنده
۸۴٫ سمانه منصوری
۸۵٫ سمیه نجفی.

منبع: تریبون مستضعفین

ماجرای دوقلوهای نامشروع شیراز چه بود؟

آغاز ماجرا…

سال1383 است؛ فردي حدودا 40 ساله با نام “محمد حسن پور مطلق آریا” كه بعدها معروف مي شود به “محمدپور”، با مراجعه به شهرداري شيراز تقاضا مي كند پروانه احداث دو برج 25 طبقه را به او دهند. مكان اين دو برج كه خيلي زود به “برج هاي دوقلو” شهره مي گردد را امروزه ديگر همگان مي دانند؛ خیابان قصرالدشت-ابتدای عفیف آباد!

چندی بعد توافق اولیه بین صمد رجا -شهردار وقت شیراز- و جناب حضرت مستطاب محمد پور –مالک پروژه- حاصل میگردد! اما مشكل اساسي در اين بين آن است كه خیابان قصرالدشت دارای ضابطه  m2 مي باشد و اين بدان معناست كه ساختمانهايي مي توانند مجوز احداث در آن حوالي بگيرند كه حداكثر 2 طبقه باشند. لذا به ناچار پرونده برج هاي دوقلو به کمیسیون ماده 5 استانداری (محلي كه پرونده هاي خاص در آنجا بررسي مي گردد) ارجاع داده مي شود. در حالي كه برخی منابع از زد و بندهای پشت پرده در همين بين خبر می دهند، ارجاع اين پرونده به ساختمان آجرنماي استانداري مصادف مي شود با خبري بهت آور؛ “پروژه برج هاي جنجالي محمدپور مجوز ساخت گرفت!” اقدامي كه برخلاف نظر بسياري از کارشناسان بوده و متخصصين امر مي گويند احداث چنین برج هایی در خیابان كم عرض و پرتردد قصرالدشت، غیر منطقی، غیر مفید و غیر فنی است.

گردن کِشیِ گردن کشِ گردن کلفت!

از تاريخ توافق اوليه محمدپور با شهرداري در سال 83، دو سالي به طول مي انجامد تا گذر او براي ارائه نقشه ساختمان به شهرداری منطقه یک شيراز بيفتد؛ اين اتفاق در سال 85 و زماني كه شخص جديدي بر مسند شهرداري آن منطقه تكيه زده رخ مي دهد. اما شهردار جديد منطقه  كه با اين نقشه مواجه مي شود به قانون استناد مي كند و از وي مي خواهد قیمت عوارض احداث ساختمان را بر اساس زمان تحویل نقشه (سال 85) به شهرداری پرداخت كند. اين حرف شهردار براي محمدپور ميلياردها تومان آب مي خورد! لذاست كه اصرار مي كند عوارضش را به نرخ همان سال 83 محاسبه کنند؛ اما وقتي با پافشاري مسئولین جدید شهرداری مواجه مي شود ترجيح مي دهد به دیوان عدالت اداری شکایت کند. چندي بعد شعبه 29 دیوان به نفع شهرداری رأی می دهد و اعلام مي كند این رأی قطعی است!

از اين برهه به بعد اتفاقات جديدي رخ مي دهد؛ ماموران نیروی انتظامی كه جهت اجرای حکم و جلوگیری از ادامه ساخت به محل پروژه می روند، به ناگاه با محمد پور و نوچه هایش مواجه مي شوند؛ درگیری فيزيكي با ماموران نیروی انتظامی آغاز مي شود و محمدپور ضمن تهديد ماموران مي گويد حداد عادل و هاشمی شاهرودی مالکان اصلی اين پروژه هستند!! اتهامی كاملا كذب و بي اساس که خيلي زود در شهر مي پيچيد و سرانجام موجب واکنش تند روسای وقت دو قوه به این مسئله مي گردد.

پس از مدتی محمدپور مجدداً به دیوان عدالت اداری شکایت می کند! با اینکه موضوع شکایت، شخص شاکی و دیگر مسائل مرتبط با پرونده به مانند شكايت قبل است و تغییري صورت نپذيرفته، اما در عين ناباوري این بار شعبه 31 دادگاه به نفع محمدپور رأی مي دهد! علاوه بر آن طبق رأی دیوان عدالت اداری، شهردار منطقه یک نيز از کار برکنار می شود! شهرداران مناطق مختلف شیراز در اعتراض به این رای دیوان كه حیرت همگان را بر انگيخته ، به صورت دسته جمعي استعفا می دهند. اين اقدام كافي است تا بار ديگر ماجرا کاملاً رسانه ای شود.

پيش قراولي جنبش دانشجویی

دانشجویان، نمایندگان مجلس و اقشار مختلف مردم به شدت به این مسئله اعتراض می کنند. بیانیه ای دانشجویی در راهپیمایی روز قدس پخش می شود. این بیانیه افشاگرانه از طرف 6 تشکل دانشجویی صادر می گردد و از ابعاد كريه داستان پرده بر مي دارد. در اين بیانیه دانشجویان علاوه بر پرداختن به ماجرای برجهای 2 قلو، خواستار پیگیری نقش صمد رجا -شهردار وقت- و مهدی خانی -عضو شورای شهر شيراز- در صدور چنین مجوزی می شوند. در همين بين تعدادی از نمایندگان شورا همچنان از محمدپور حمایت می کنند. اين مواضع سبب مي گردد دانشجویان کاریکاتورهایی را در نقد عملکرد بعضی اعضای شورا و دستگاه قضایی در صحن شورای شهر پخش کنند. درگيري هاي عدالتخواهان با طرفداران محمدپور با شدت هرچه بيشتر ادامه دارد و حالا دیگر قضیه كاملا ابعاد کشوری به خود گرفته است…

شکایت دادستان از دانشجویان

مدعی العموم به جرم تشويش اذهان عمومي از دانشجویان شکایت می کند! او مي گويد بيانيه شما در روز قدس تمام شهر را به هم ريخته و همچنين به دانشجويان انتقاد دارد كه چرا كاريكاتورهايي را در شوراي شهر پخش كرده ايد كه در آنها به دستگاه قضايي توهين شده ؟! با شکایت جناب دادستانِ وقت، 7 فعال دانشجویی به دادگاه احضار شده و یک دانشجو بازداشت می شود. احضار دانشجویان ابعاد جدیدتری به مسئله می دهد. نمایندگان مجلس برای حل مشکل دانشجویان به وزیر دادگستری تذکر می دهند و صحن دانشگاه شیراز محل تجمع دانشجویان معترض می گردد. در این بین، فرماندار وقت شیراز (ابراهیم عزیزی) در تجمع دانشجویان حاضر گشته و قول تعلیق احکام، تا برگزاری جلسه کمیسیون دانشجوییِِ شورای تأمین استان را می دهد. در جلسه شورای تأمین، 3 دانشجو به نمايندگي از ديگران حاضر شده و توضيخات خود را ارائه مي دهند. دادستان تازه در آنجا متوجه می شود که کاریکاتورهای پخش شده توسط دانشجويان برگرفته از روزنامه هاي سراسري بوده و در کتابی كه مجوز رسمي وزارت ارشاد را دارد به چاپ رسيده است!

از پاپوچ هاي قضايي تا ورود بيت رهبری

حالا ديگر داستان دانشجويان شيرازي به طريقي به گوش رهبر معظم انقلاب هم مي رسد. نمایندگانی از بيت به منظور بررسی این پروژه به شیراز می آیند. بسیاری از مسئولین وقت و كساني كه در صدور مجوز برج هاي دوقلو نقش داشتند براي ارئه توضيحات فرا خوانده مي شوند. از سوي ديگر بازرسي بيت رهبري، فرماندار شيراز، استاندار فارس و رئيس دادگستري استان را به تهران احضار مي كند. تنها يك روز پس از جلسه اين 3 مسئول ارشد در بازرسي بيت، فرماندار شيراز دانشجويان را به فرمانداري دعوت كرده و به آنان مي گويد دردسرهاي قضايي آنان حل خواهد شد؛ به شرط آنكه حالا كه بيت رهبري به ماجرا ورود كرده است ديگر كاري به اين ماجرا نداشته باشند. اين شرط از سوي دانشجويان پذيرفته نمي گردد. اما مدتي بعد ، سرانجام پرونده مذکور به دلیل محرز نشدن سوء نیت دانشجویان و اصطلاحا “فقد عنصر روانی بزه” با صدور قرار منع تعقیب کیفری مختومه می شود.

اما این پایان ماجرا نيست! این بار دانشجویان به جای مدعی العموم، شاکی خصوصی پیدا ميكنند! مهدی خانی عضو شورای شهر شيراز پس از گذشت ماه ها از انتشار بيانيه دانشجويان در روز قدس، تازه يادش مي آيد كه از دانشجويان شكايت كند كه چرا به وی توهین کرده اند؟! جالب آنجاست كه او دقيقا زماني اين موضوع را بخاطر مي آورد كه درست همزمان است با مختومه شدن پرونده نخست در محكوم كردن دانشجويان؛ موضوعي كه حتما كاملا اتفاقي رخ داده است!

با برگزاری مجدد دادگاه، مسئولان 5 تشکل دانشجویی، (دبیر ستاد یادواره شهدای دانشگاه شیراز، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شیراز- مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی- دبیر مجمع دانشجویان عدالت خواه و دبیر ستاد یادواره شهدای دانشگاه علوم پزشکی) در عين ناباوري به 4 ماه حبس محکوم می گردند! اما در نهايت پس از رای دادگاهِ بدوی در محکومیت دانشجویان، آنها در دادگاه تجدید نظر از کلیه اتهامات وارده تبرئه می شوند تا بدين ترتيب ترفند بعدي به منظور شكست عدالتخواهان نيز به سرانجام نرسد. مقام معظم رهبری در سفر تاریخی خود به فارس، در جمع دانشجویان دانشگاههای شیراز ، در پاسخ به نطق یکی از دانشجویان فرمودند:

سالها بعد…

روند ساخت دو برج جنجالي در طول اين سالها گاهي به حكم قضايي متوقف مي گشت و گاهي به حكم قضايي ادامه مي يافت! در اين بين هرچند دانشجويان احضار شده فارغ التحصيل شدند، اما خداحافظي آنان از محيط دانشجويي سبب نگشت عَلَم عدالتخواهي به زمين افتد؛ نسل هاي بعد در كنار دانشجويان قديمي در تمام اين مدت به فراخور زمان اعتراضات و پيگيريهاي خود را ادامه دادند. اما آنچه كه سبب گشت به بررسي اين پرونده بپردازيم، مصاحبه شهردار منطقه يك شيراز در هفته گذشته بود. اکنون پس از گذشت چندین سال از آن ماجراها، شهردار منطقه 1 شیراز چند روز قبل رسما پرونده برج های 2 قلو را مختومه اعلام کرد. 2 قلوهایی که از ابتدا نامشروع زاییده شده بودند، به همت جنبش دانشجویيِ بیدار و مستقل، و همراهیِ مردم و مسئولانِ متعهد سقط شدند. مراکز قدرت و ثروت ناکام ماندند و دگر بار عدالت پیروز گشت.

منبع: نشریه دانشجویی خروش دانشگاه‌های شیراز

موضوع انشا: عدالط

نادیان سلامت– من عدالط رو خیلی دوس دارم چون چیز خیلی خیلی خوبیه.بچه که بودم از عدالط فقط صحنه دادگاه، ترازوی میزون و یه قاضی گیس بلند چکش به دست یادم مونده. تو کتابامون هم که ازبس خوبیای عدالط برامون خوندن و نوشتن و بلغور کردن همه یه پا وکیل و قاضی و آخر کار هم شدیم عدالطخواه. بزرگتر که شدم بهم گفتن عدالط یعنی هر چیزی و هرکسی جای خودش.و این که هرچی و هر کی سر جای خودش باشه هم فی نفسه خیلی چیز خوبیه و منم که خدا میدونه از همون بچگی عاشق همه چیزای خوب بودم .بی خیال همه گذشته ها!

اصن هر چی دورو برمو نیگا میکنم دقیقاً مصداق عدالطه. یعنی از همون قدیم ندیما همه چی و همه کس سر جای خودشون بودن و هستن.ای تن بمیره اینجوری نیس؟! اگه یه کم بیشتر فک کنی میبینی که دزدا، قداره بندا، دلالا، اختلاسگرا، نون به نرخ روز خورا، گشنه ها، سیرا، مریضا، سالما، پولدارا، بی پولا، باسوادا، بیسوادا، محروما، نامحروما، زنا، مردا حتی نامردا، آقازاده ها، خانم زاده ها، سیاسیا،غیر سیاسیا، انقلابیا،ضد انقلابا، شمالیا، جنوبیا، آدم دوستا، آدم کشا، خادما، خائنا ،ساندیس خورا، ساندویچ خورا،مسلمونا،غیر مسلمونا،دوستا،دشمنا و خلاصه همه آدم خوبا و همه آدم بدا همشون یه جورایی سر جاشون بودن و هستن. شاید یه جابجایی های مختصری هم صورت گرفته باشه ها ولی تقریباً همگی محکم و پابرجا سر جای خودشونن.قبول ندارین؟!! خوب قبول نداشته باشین. میتونین تاریخ زندگی آدما رو بیشتر بخونین! اصن به من چه!!

خدا بیامرز ننجونم هم خیلی زن با عدالطی بود.یادم میاد همه ظرف و ظروف از ادویه و نمک گرفته تا حبوبات و ترشی وتخم مرغ محلی، همیشه سرجاشون میذاشت یا به دیوار آویزون می کرد.بابا بزرگ مرحومم هم عین ننجونم آدم عدالط داری بود.تو طویله خونشون خیلی حواسش جمع بود که آخر شب تموم حیونا سرجای خودشون باشن.آخه اگه بی عدالطی میکرد،یهو میدیدی که خدای نکرده شاخ بز تو شیکم گوساله بود یا سم گاوه میرفت تو چیش بزغاله.حالا خر بیار و باقالی بار کن…! ولی خداییش بابا بزرگم همه حیونا رو با یه چیش نیگا میکرد.اصن گاو و گوساله و خر و خروس براش هیچ فرقی نداشتن! حتی به اندازه یه سر سوزنی بین ای همه حیوون طبعیذ قائل نمیشد.اصن مجسمه عدالط و مصاوات بود! ا…ی…ی… خدا رحمتشون کنه!

ولی از نظربنده به همی چیزا میگن عدالطططط !!!!!!!! یعنی بنده هر چه بیشتر فسفر می سوزونم می بینم که عمده آدم خوبا ، الی الابد خوبن و خوب هم خواهند بود!( حالا هر چه بعدها هم بدی بکنن ولی بازم خوبن) و آدم بدا هم از بخت بدی که بر سرشون نازل شده، الی الابد بد خواهند بود. حالا هرچی میخوان زور بزنن که خوب بشن، هه هه، فقط خودشونو خسته میکنن! عدالط البته اقسام مختلفی هم داره مث اجتماعی،سیاسی،اقتصادی که مال از ما بهترونه …

………………………………………………………………………………

بعد نوشت:

1- یاد جمله باغچه بونی افتادم که وقتی گزارشگر تلوزیون نظرش رو راجع به عدالط پرسید،با صداقت و سادگی خودش گفت: “هر کی عدالط داشته نباشه،هیچی داشته نباشه.”

2- به قول یه اقتصاد دون خارجکی: فقیر، فقیره.

3- یه ضرب المثل داخلکی هم میگه: آدمای فقیر، فلون فلون شده هستن!

پرونده ویژه مدل توسعه شهری و شهرسازی مشهد

شهر مقدس مشهد با وجود بارگاه ملکوتی حرم امام رضا(ع) به عنوان پایتخت معنوی ایران شناخته می‌شود که سالانه پذیرای میلیون‌ها مسافر می‌باشد. از این رو نوع توسعه شهری و شهرسازی و نیز معماری ساختمان‌های اطراف حرم مطهر و نیز سطح شهر علاوه بر تأثیر گذاردن بر جمعیت ساکن این کلان شهر، نسبت به میلیون‌ها مسافر سالانه این شهر نیز تأثیر گذار خواهد بود. این تأثیرات باعث می‌شود نتوان به راحتی از کنار نوع توسعه شهر مشهد و بایدها و نبایدهای آن گذشت.

البته در تکمیل بند فوق باید در نظر داشت که انتقادات وارد بر مدل توسعه شهر مشهد صرفا از بعد معماری نیست بلکه نوع سیستم اقتصادی و اجتماعی‌ای که به مرور بر شهر حاکم می‌شود و اثرات آن در این حیطه‌ها از مواردی است که نباید مورد غفلت واقع بشود.

مطالب زیر که به مرور در سایت عدالتخواهی کار شده است پیرامون مباحث فوق است که به صورت پرونده در اختیار خوانندگان قرار می‌گیرد. مخاطبان میتوانند مطالب خود را پیرامون مبحث فوق به ایمیل info@edalatkhahi.ir بفرستند.

[posts-by-tag tags = “توسعه شهری مشهد” number = “100”]

این مواضع سنگ اندازی در مسیر عدالت در نظام سلامت است!

عدالتخواهی- یوسف مهدوی(کارشناس سلامت)
نقدی بر صحبت های دکتر ولایتی درباره قانون تفکیک پزشکان دولتی و خصوصی

دکتر ولایتی در قسمت اول صحبت های خود اشاره کرده اند که عجله در اجرای قانون (ماده 32 برنامه پنجم توسعه مبنی بر تمام وقت شدن پزشکان)  مشکل آفرین است. سوال این است که آیا در اجرای این قانون از سوی مسئولان عجله ای صورت گرفته است؟ شما در بدنه وزارت بهداشت یا دولت اراده ای برای اجرای این قانون می بینید که نگران عجله در اجرای آن هستید؟ چطور در اجرای قانونی که بیش از دو سال از تصویب آن می گذرد و هنوز برای آن اقدامی صورت نگرفته است می خواهید که عجله نکنیم؟! فکر نمی کنید بعد از سی سال از عمر انقلاب اسلامی و قریب به سه سال از تصویب این قانون برنامه پنجم توسعه اجرای آن کمی دیر شده باشد؟ و اگر قرار است کسی نگران این قانون باشد باید نگران اجرا نشدن آن و به تأخیر افتادن آن باشد.

در قسمت دوم صحبت هایتان اشاره کرده اید به این که پزشکان زندگی خود را بر اساس درآمدهای بخش خصوصی و دولتی تنظیم کرده اند و به یکباره نمی توان درآمد های بخش خصوصی را از زندگی آنها منفک کرد. باید عرض کنیم که اولا درآمد حاصل از پزشکان هیئت علمی که در مراکز دولتی مشغول به کار هستند درآمد کمی نمی باشد و بسیار بالاتر از میانگین درآمد در جامعه است و مطمئنا کفاف یک زندگی مرفهانه را می کند! و به نظر نمی رسد در امرار معاش دچار مشکل شوند! در صورت لزوم آمادگی داریم این موضوع را به صورت مستدل اثبات کنیم تا شاید برخی شبهات دیگر برطرف شده و برخی از نکات مبهم در مورد درآمد قشر خاصی از پزشکان که در هر دو بخش فعالیت می کنند روشن تر و شفاف تر شود. به علاوه این قشر از پزشکان شامل تمام پزشکان نمی شود و پزشکانی هم هستند که فقط در بخش دولتی به مردم خدمت می کنند مشکلی در زمینه درآمد ندارند.

جناب آقای دکتر ولایتی آیا بهتر نیست که نگران قشر متوسط و ضعیفی باشید که هر ساله به خاطر هزینه های گزاف و غیر قانونی خدمات سلامت به زیر خط فقر می روند و بسیاری از آنها به دلیل عدم توانایی مالی از دریافت خدمات محروم می شوند؟ شایسته است به جای نگرانی برای درآمد قشر خاصی از پزشکان که با تصاحب مناسب دولتی و فعالیت در بخش خصوصی با آبرو و تجربه ای که با استفاده از امکانات و فرصت حضور در دانشگاه ها و مراکز دولتی دریافت کرده اند به کسب درآمدهای آن چنانی مشغولند، باید نگران مردمی بود که سالهاست از این بیماری سرطانی در نظام سلامت رنج می برند.

ای کاش شرایطی فراهم می شد و برخی پزشکان شرایط اقتصادی قشر متوسط (نه فقیر) جامعه را حتی برای مدت کوتاهی درک می کردند که در جای خود می توانست بسیار مفید باشد.

نکته دیگر این که جنابعالی اگر برنامه مدونی یا روش مشخصی را برای اجرای تدریجی این قانون پیشنهاد دارید بسیار استقبال می کنیم که نظرات جنابعالی راهگشای مشکلی شود که یکی از معضلات بزرگ نظام سلامت است.

در پایان این که اگر جناب آقای دکتر ولایتی این صحبت را به عنوان یک پزشک و به عنوان مطالبات صنفی مطرح کرده اند صحبت ایشان محترم است هرچند که محل بحث است. اما اگر این اظهارات به عنوان یک کارشناس با تجربه در نظام سلامت و سیاست گذاری مطرح شده است، با شناختی که از استاد بزرگوار داریم انتظار می رود بیش از پیش در مورد مشکلات مهم تر و کلان نظام سلامت دغدغه و نگرانی داشته باشند. چراکه  باعث ایجاد بی عدالتی گسترده و عدم دسترسی قشر متوسط و ضعیف به خدمات سلامت شده است.

لینک: پرونده برای «عدالت در نظام سلامت»

 

نمایندگان تشکل های دانشجویی درباره مذاکرات قزاقستان و تحولات سوریه چه گفتند؟

نمایندگان اتحادیه دانشجویی کشور در نشست خبری آخرین تحولات کشور و منطقه را مورد بررسی قرار دادند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، در این نشست خبری که با حضور سیدمرتضی موسوی‌نژاد، عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل، لیلا اقبالی عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی و اکبر سهرابی دبیر واحد بین‌الملل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در دفتر جامعه اسلامی دانشجویان برگزار شد، به مسائل شرایط منطقه و جایگاه ایران  و گفت گوهای اخیر ایران با گروه 1+5 اشاره کردند، و در پایان با صدور بیانیه ای در خصوص مذاکرات ایران با 1+5، رفع تمامی تحریم ها و تبعیض های شکست خورده ی غرب را خواستار شدند.

بر این اساس در این بیانیه ای آمده است:

بسمه تعالی
چگونه (پیمان مشرکان ارزش دارد)، در حالی که اگر بر شما غالب شوند نه ملاحظه خویشاوندی با شما را می کنند و نه پیمان را؟ شما را با زبان خشنود می کنند ولی دلهایشان ابا دارد، و بیشتر آنها فرمان بردار نیستند! (8 توبه)

(نه تنها درباره شما،) درباره هیچ فرد با ایمانی رعایت خویشاوندی و پیمان را نمی کنند و آنها همان تجاوز کارانند.(10 توبه)

ماه هاست که مذاکرات جمهوری اسلامی ایران با گروه 1+5 ادامه دارد که توسط ملت و دانشجویان رصد می شود. مذاکراتی که به سبب تمامیت خواهی کشور هایی چون آمریکا و انگلیس پیشرفت شایسته ای نداشته است. شاید پس از سال ها هنوز این درک برای کشور های سلطه گری چون آمریکا و انگلیس بوجود نیامده است که در قاموس ملت و مسئولان جمهوری اسلامی ایران پذیرش هرگونه زورگویی جایی ندارد. تا زمانی که گروه 1+5 پیشنهادی شایسته ی بزرگی ملت ایران ارائه نکنند مسئولان جمهوری اسلامی ایران همچون گذشته نباید ذره ای از حقوق ملت عقب نشینی کرده و بدانند که ملت در این راه، همچون کوهی استوار پشت آنها ایستاده است.

ملت بزرگ ایران به خوبی می داند که با روند کنونی که کشورهای 1+5 در پیش گرفته اندهیچ گونه پیشرفتی حاصل نمی شود و صراحتا اعلام می دارد که ادامه ی این نشست ها باید با ارائه یک سازوکار مشخص از سوی 1+5 باشد. سازو کاری که در آن پای سیاسی کاری های آمریکا و غرب باز نبوده و پیشنهادات و امتیازات گروه 1+5 معقول و متناسب با خواست آنها از جمهوری اسلامی ایران باشد.

حداقل خواست ملت عزتمند ایران رفع تمامی تحریم ها و تبعیض های شکست خورده ی غرب می باشد که می تواند نشان کوچکی بر تغییر رفتارها و عملکرد غرب باشد. البته مسئولان کشور هم چون گذشته باید استراتژی خود را بر توان داخلی گذاشته و ضمن رفع کامل اثر تحریم ها برای همیشه غرب را منفعل نمایند.

از سوی دیگر بر اساس قدرت بالای دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران محور های دیگری در سطح منطقه و جهان باید در نشست های 1+5 مورد بحث قرار گیرد تا موضوع هسته ای ایران تحت فشار کمتری مورد بررسی قرار گیرد.

پیشنهاد مغرضانه آمریکا در رابطه مذاکره مستقیم با ایران در خلال نشست 1+5 بار دیگر مطرح گشته است که مسئولان جمهوری اسلامی ایران باید تذکرات مقام معظم رهبری را دقیقا مورد توجه قرار داده و پذیرش مذاکره مستقیم با آمریکا را منوط بر تغییر رفتار جدی و مستمر آمریکا و غرب در برابر ایران بدانند.

(اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان، جنبش عدالتخواه دانشجویی، اتحادیه انجمن اسلامی دانشجویان مستقل)

همچنین در ابتدای این نشست نمایندگان سه اتحادیه دانشجویی به مسائل مختلف منطقه پرداختند:

اقبالی: جامعه دانشجویی مواضع قاطع در مقابل 1+5 را طلب کند
لیلا اقبالی امروز در نشست خبری تشکل دانشجویی با موضوع تحلیل اوضاع منطقه و استراتژی غرب در حمایت از گروه های تکفیری گفت: جریان‌های مختلفی میان سلفی‌ها وجود دارد که در آن باید جریان تکفیری از جریان تقریبی و اعتدالی جدا شود.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالت‌خواه ادامه داد: سلفی‌ها محور وهابی دارند که عمده‌ترین آن توسط عربستان حمایت می‌شود. سلفی اعتدالی زیدیه در یمن وجود دارد که بخش معتقد به تقریب در اخوان مصر وجود دارد.

وی در ادامه افزود: سلفی جهادی تحت تأثیر اندیشه سید قطب هستند. وهابی‌ها گرایش‌های افراطی و ضد وحدت میان سلفی‌ها را ایجاد می‌کنند.

اقبالی در ادامه با طرح این پرسش که اما چطور غرب نفوذ خود را از طریق تکفیری‌ها و سلفی‌ها دنبال می‌کند گفت: یک نوع مخدوش‌ ساختن جوامع اسلامی توسط رشد کردن افراطیون دنبال می‌شود و کشورهای غربی توسط آنها حضور خود را در منطقه توجیه می‌کنند.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالت‌خواه دانشجویی در ادامه افزود: نسل کشی مسلمانان به دست یکدیگر، دامن زدن به آشوب‌های داخلی را تقویت می‌کند که این موضوع، ایجاد فضای رعب و وحشت در کشورهای اسلامی و صدور و تثبت تفکر غربی در منطقه را به دنبال خواهد داشت.

وی درباره سوریه در ادامه افزود: تغییر رویکرد در مخالفان در سوریه دیده می‌شود که در این رابطه معاذ الخطیب درخواست مذاکره با مخالفان را می‌دهد.

اقبالی در ادامه خاطر نشان کرد: غرب از ضعیف شدن ارتش آزاد در هراس است و تغییر رویکرد در سوریه را دنبال می‌کند.

وی ادامه داد: معارضین سوری به نحوی از پافشاری ایران و محور مقاومت ایران و سوریه در حمایت از بشار اسد در سوریه غافلگیر شدند که حتی معارضین را شگفت‌زده کرد.

اقبالی گفت: غرب در ارتباط با منطقه رویکرد مداخله‌جویانه را دنبال کرده و با حمایت گروهک‌های مختلف به دنبال تأثیرگذاری بر منطقه خاورمیانه است اما با شکست‌های مختلف از جمله در افغانستان و عراق برخورد کرده است. نکته حائز اهمیت این است که برخلاف گذشته وجه محبوبیت و ناجی بودن از غرب در افکار عمومی و کشورهای اسلامی وجود ندارد.

این فعال دانشجویی در ادامه افزود: غرب به دنبال تجزیه کشورهای اسلامی است زیرا کشورها هرچقدر کوچک‌تر شوند ضعیف تر خواهند شد و در خاورمیانه، غرب از طریق عربستان و ترکیه اقدامات ضدشیعی انجام داده که مداخله عربستان در بحرین کاملا مشهود است.

اقبالی در مورد دیپلماسی ایران خاطرنشان کرد: موارد سیاسی و بارز از دستگاه سیاسی و وزارت خارجه وجود داشته که خیلی مقبول نبوده است دیدار وزیرامور خارجه با پادشاه بحرین مسائلی بود که با دیدگاه مقاومت طلبانه سازگار نبود.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالت‌خواه دانشجویی گفت: در ماجرای سوریه نیروهای امنیتی و استراتژیکی ایران مثبت‌تر از دستگاه دیپلماسی ایران عمل کردند. حمایت از بشار اسد از نقاط قوت ایران بوده است و این حمایت ایران در کنار روسیه، غرب و گروهای معارض را غافلگیر کرد.

وی با اشاره به موضوع هسته ای کشور گفت: بحث ادامه مذاکرات هم از سوی رهبری و هم از سوی مردم حائز اهمیت است. در این رابطه فشار افکار عمومی مطرح است لذا جامعه دانشجویی به عنوان یک دیدگاه مطرح باید مواضع قاطعانه و مشخص را از مسئولین جمهوری اسلامی ایران در مقابل گروه 1+5 درخواست کند.

سهرابی: نباید بسته‌های نامشخص را در نشست‌های 1+5 بپذیریم
دبیر واحد بین‌الملل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان گفت: ایران نباید بسته‌های نامشخص و سخیف را در نشست‌های 1+5 به راحتی بپذیرد و نشست‌ها باید از سوی مسئولین کشوری مدیریت شود.

به گزارش «خبرگزاری دانشجو» اکبر سهرابی دبیر واحد بین‌الملل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان با بیان کلی از شرایط منطقه و جایگاه ایران از حوادث پاکستان، سوریه و چرایی موضوع گفت: دست غرب از سال‌های پیش برای تسلط بر کشورهای اسلامی مشهود است و برای کنترل مسلمانان برنامه‌های دراز مدت دارند که در این راستا مذاهب و فرقه‌های مختلف را رصد می‌کنند.

همچنین در جاهایی که می‌توانند قدرت را در دست می‌گیرند و به حامیانشان قدرت می‌بخشند.
وی در ادامه افزود: القاعده را همه با دید ضد صهیونیستی، ضد امریکایی و ضد یهودی می‌شناسند اما القاعده همه جا در پازل غرب بازی می‌کند و خشن‌ترین رفتارها را که مورد تأیید هیچ گروهی نیست انجام می‌دهد در واقع القاعده پازل اصلی پروژه غرب در اسلام‌هراسی بوده است اما این واقعیت را باید بدانیم که مگر گروه القاعده چقدر از مسلمانان را تشکیل می‌دهند.

سهرابی با بیان اینکه امریکا و غرب با پروژه هماهنگ در صدد هستند خاورمیانه را در دست بگیرند و بهانه آنان برای شروع این مسئله از گروه‌های تکفیری شروع شد خاطرنشان کرد: به مرور زمان غرب نتوانست پشت گروه تکفیری بایستد و حامی گروه‌های تروریستی در سوریه شد که در این راستا نتوانست نقش خود را پنهان کند و به گروه‌های مخالف در سوریه تسلیحات نظامی بخشید.

سهرابی در ادامه افزود: این در حالی است که در پاکستان گروه های تکفیری به شدت مسلمانان را آزار می‌دهند همچنین در افغانستان این گروه‌ها فعالیت می‌کنند همچنین حمایت مالی که  عربستان از گروهک‌ها انجام می‌دهد و در افغانستان حوزه و مدرسه مخصوص ایجاد می‌کند.

دبیر واحد بین‌الملل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در ادامه بیان داشت: ‌غرب گروهک‌ها را به رسمیت می‌شناسد اگر چه ضررهایی داردند اما سود آنان بیشتر است و اگر این گروهک‌ها رشد کنند منطقه را بی‌ثبات می‌کنند و موجب دستیابی غرب به منطقه خاورمیانه می‌شوند‌ اما مسئله این است که غرب به دنبال نجات بخشی برای خود است و تغییر رویکرد آنان بر اساس استراتژی آنان شکل می‌گیرد که به مرور زمان این استراتژی سبب شده تا رو بازی کنند.

سهرابی در ادامه افزود: اگر اخوان المسلمین موضع جدی در برابر اسرائیل می‌گیرد پس امریکا در مصر گروه‌ها را درگیر مسائل داخلی می‌کند. اگر ایران می‌خواهد به سمت مصر برود به دلیل این است که مصر را نیز در عرصه بین‌المللی فعال کنیم.

وی در ادامه افزود: خود آ‌نان هم نمی‌دانند اگر بشار اسد برود کدام گروه قدرت را در دست می‌گیرد و در این زمینه استراتژی که مشخص باشد ندارند و امریکا در حمایت از این گروه‌های تکفیری به خاطر منافع خود است که در این رابطه عربستان، قطر و گروه‌های تفکیری بازوهای اجرایی غرب و امریکا در منطقه هستند.

دبیر واحد بین‌الملل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان گفت: ترکیه به‌ عنوان کشوری که ضربه‌های زیادی از غرب خورده اما جدا شدن کردها را پذیرفته و می‌داند که استقلال کردها فقط از ناحیه ایران امکان‌ناپذیر است که در این راستا غرب در تلاش است.

وی با بیان اینکه دیپلماسی ایران این است که موضع‌گیری نمی کند کشور ایران در قضیه سوریه وارد شد و دیپلماسی خود را مطرح کرد و مواردی را تذکر داد که سوریه به آنها توجه نکرد که بعدها به اشتباه خود پی بردند اما نگاه دو گانه غرب باعث شد دیپلماسی ایران محتاط‌تر شود.

سهرابی ادامه داد: گروه‌های معارض در سوریه نمی‌توانند دور هم جمع شوند اما غرب بهترین کار را برای تجزیه کردن کشورها اجرا کرد ترکیه قبول کرده که خود را از کردستان جدا کند و بحث کردستان مستقل را مطرح کند این یعنی ترکیه طرح غرب را پذیرفته است.

وی در ادامه افزود: در پاکستان و بلوچستان و عربستان این مسئله تجزیه‌طلبی مطرح است تا از این راه دولت‌ها تضعیف شوند تا فکر مقابله با امپریالیسم از بین برود غرب هرچند نمی‌تواند سوریه را به نفع خود تغییر دهد اما با این اقدامات باز هم سود خود را می‌برد.

دبیر واحد بین‌الملل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان گفت: موضوع ایران این است که بشار اسد فقط در چارچوب انتخابات می‌تواند کنار گذاشته شود اوایل ایران در حل مشکلات سوریه به رسمیت شناخته نمی‌شد اما امروزه می‌گویند اگر ایران وارد نشود مسئله سوریه حل شدنی نیست.
وی در ادامه افزود: غرب هم که می گفت بشار باید برود امروزه نظرشان سست شده و عقب‌نشینی از سوی نیروهای معارض شکل‌ گرفته است.

سهرابی با اشاره به سخن رهبری مبنی بر اینکه تنها راه حل مشکلات سوریه سیاسی است و هیچ راه دیگری وجود ندارد گفت: ایران از ابتدا همین مسئله را تأکید کرده بود و در این نظر تغییری رخ نداده بود اما غرب به این نتیجه رسیده که ایران باید برای حل مشکلات سوریه کمک کند.

وی ادامه داد: خیلی‌ها می‌گویند ایران در مورد سوریه قافیه را باخته اما امروز به این نتیجه رسیدند که ایران درست عمل کرده است و گرنه همه کشورهای اطراف ایران آسیب می‌دیدند و در این راستا ایران با بدعت مقابله کرد. در این باره روسیه گفت بشار اسد رفتنی است اما ایران به ماندنی بودن او اعتقاد داشت.

دبیر واحد بین‌الملل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در باره عملکرد گروه 1+5 گفت: در رسانه‌ها گفته می‌شود ایران باید انعطاف بیشتری از خود نشان دهد اما چیزهای که پیشنهاد می‌کنند نامتوازن است ایران نباید بسته‌های نامشخص و سخیف را در نشست‌های 1+5 به راحتی بپذیرد و نشست‌ها باید از سوی مسئولین کشوری مدیریت شود تا بسته‌ای که در خور و در شأن ایران و متوازن باشد ارائه شود.

وی با اشاره به اینکه در فضای رسانه‌ای، ایران را کشوری انعطاف ناپذیر نشان می‌دهند همچنین سخنان رهبری مبنی بر اینکه هر چه می‌گویم حرف‌های ما را قلب می‌کنند خاطرنشان کرد: بسته‌های ارائه شده از سوی گروه 1+5 باید روشن باشد زیرا این نشست‌ها تبعات بدتری را برای ایران خواهد داشت.

سهرابی با بیان اینکه مسئولان در مقابل حقوق ملت کوتاه نمی‌آیند و حق ملت را پایمال نمی‌کنند همچنین پیگیر بودن خود مردم در این زمینه گفت: به مسئولان متذکر می‌شویم که مراقب حضور امریکا باشند گروه 1+5 باید رویکرد معقول و صادقانه پیش بگیرد تا ملت و مسئولین هم انعطاف‌پذیری بیشتری را در پیش بگیرد در این راستا به مسئولان هشدار می‌دهیم به مذاکرات مستقیم با حضور امریکا توجه داشته باشند و همان‌گونه که رهبری فرمودند این مذاکرات مستقیم امریکا برای سیاسی‌کاری است و تغییری ایجاد نخواهد شد.

موسوی‌نژاد: نشان‌دادن خطر تکفیری‌ها اولویت ایران ‌است
سیدمرتضی موسوی‌نژاد، عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل در نشست خبری تشکل‌های دانشجویی با موضوع «تحلیل اوضاع منطقه و استراتژی غرب در حمایت از گروه‌های تکفیری» که بعد از ظهر امروز در دفتر اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان برگزار شد، گفت: باید بین گروه‌های سلفی و تکفیری تفاوت قائل شویم زیرا این مسئله در تحلیل اوضاع منطقه بسیار مهم است.

این فعال دانشجویی با بیان اینکه عملکرد تکفیری‌ها و اثرات سوء آن تنها به منطقه خاورمیانه محدود نمی‌شود، افزود: ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه انگلستان در اظهارنظری در یک مرکز تحقیقاتی گفته بود که مسائل مربوط به تکفیری‌ها و تبعات آن به منطقه خاورمیانه محدود نشده و دامنه‌اش به اروپا نیز خواهد رسید.

موسوی نژاد تصریح کرد: غرب به خوبی می‌داند که در صورت عدم کنترل فعالیت این جریان، دامنه آن به منطقه خاورمیانه محدود نشده و گریبانگیر آنها نیز خواهد شد.

عضو شورای مرکزی انجمن‌ اسلامی دانشجویان مستقل با مقایسه اوضاع لیبی و سوریه ادامه داد: در حقیقت اوضاع این دو کشور از همه نظر با هم یکسان است و تنها در سه مسئله اساسی با هم تفاوت دارند.

وی افزود: مردم سوریه بیشتر از مردم لیبی با رئیس جمهورشان همراه و همصدا هستند و از سوی دیگر نقش بارز حکومت سوریه در مسئله مقاومت علیه صهیونیست جهانی و نقش بزرگ جمهوری اسلامی ایران در اتفاقات سوریه به عنوان خط مقدم مقاومت با رژیم صهیونیستی، سه عامل تمایز اتفاقات سوریه و انقلاب لیبی است.

موسوی نژاد با تأکید بر اینکه کار در سوریه یک حرکت تاکتیکی و گذرا است، خاطرنشان کرد: غرب هرگز نمی‌توانست حد مقاومت مردم و دولت سوریه را باور کند.

این فعال دانشجویی تأکید کرد: در جریانات سوریه یا محور مقاومت پیروز خواهد شد یا برای همه شکست رقم خواهد خورد که انشاءالله پیروزی مقاومت رقم می خورد، زیرا اگر شکستی باشد، شکست اقتصادی و سیاسی برای تمام جهان خواهد بود.

این فعال دانشجویی گفت: محور سوریه در حال حاضر یک مساله حیثیتی است.

موسوی نژاد با بیان اینکه کلیه دستگاه‌های دیپلماسی کشورمان باید افکار تکفیری‌ها را افشا کرده و آنها را از جریان اهل سنت به خصوص سلفی‌ها جدا کنند، تاکید کرد: نشان دادن خطر تکفیری‌ها اولویت اول جمهوری اسلامی ایران است که نیاز به کار رسانه‌ای دارد.

وی یادآور شد: اخوان المسلمین خود یک جریان سلفی است ولی از تکفیری‌ها جدا است.

موسوی نژاد با بیان اینکه راهی که غرب در حمایت از تکویری ها رفت غیر قابل برگشت است، افزود: غرب از این جریان ضربه خواهد خورد، زیرا سرمایه گذاری که برای این جریان کرد در جهت اشتباه بود و به غرب ضربه می زند.

این فعال دانشجویی گفت: کشورهای منطقه مانند ترکیه که از این جریان حمایت می کنند دومین ضربه از جریان های تکویری را خواهند خورد.

عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل خاطر نشان کرد: همان طور که جمهوری اسلامی از ابتدای پیروزی از چنین جریانی مصون مانده و این گروه جریان نتوانسته در کشور گسترش پیدا کند؛ کمترین ضربه را از این جریان خورده است.

موسوی نژاد گفت: جریان تکویری مشی ثابتی در اخلاق، رفتار و مبارزه ندارد و این چیزی است که در ترکیه، مصر، پاکستان و لبنان شاهد آن بوده ایم؛ هیچ انسان آزاده‌ای از تعارض آنها در امان نخواهد ماند و در نیتجه بازی صدام و القاعده دوباره تکرار می شود.

موسوی نژاد ادامه داد: ‌باید دلارهای نفتی عربستان و سرمایه قطر در حمایت از این جریان خرج شود، زیرا این سرمایه در جهت غلط استفاده شده و موجب می شود که کشورهای حامی این جریان حتی در کوچکترین مسائل نتوانند علیه جریان تکویری متحد شوند؛ همان طور که در سوریه نمی توانند باهم متحد شده و فضا را از حالت مسلحانه به حالت سیاسی تبدیل کنند.

موسوی نژاد خاطر نشان کرد: اگر این فضا در آسیای میانه فعال تر شود، کنترل آنها از دست خارج خواهد شد.

این فعال دانشجویی گفت: پرونده هایی وجود دارد که می گوید افراد موثر در کشتار مردم سوریه افراد جداشده از حکومت بشار اسد هستند.

موسوی نژاد با اشاره به اینکه بارها جداشدن از حکومت اسد در سوریه را شاهد بودیم، افزود: در هیمن قضایا چندین بار عزل های تکان دهنده در دولت بشار اتفاق افتاد، بنابر این بخش عظیمی از کشتار مردم سوریه توسط کسانی بوده که بعدها به غرب پیوسته اند.

عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل خاطر نشان کرد: یک بار قطعه قطعه شدن منطقه را تجربه کرده‌ایم، آن هم زمانی که در ایران یک حکومت ضعیف به نام قاجار بود و هنوز جمهور اسلامی ایران شکل نگرفته بود و یا یک حکومت عثمانی در منطقه حاکم بود، زیرا در آن دوره غرب قادر بود به منطقه آمده و تقسیم انجام دهد.

وی با اشاره به اینکه در حال حاضر غرب توان نظامی ندارد که وارد منطقه شود، خاطر نشان کرد: اگر امروز غرب دست به چنین کاری بزند بدون شک ضربه اقتصادی فوری خواهد خورد، بنابر این نقشه غرب برای تجزیه نمی تواند اجرایی شود.

این فعال دانشجویی ادامه داد: اخبار حاکی از آن است که گروه های داخل عربستان فعال شده اند و حتی امارات که یک کشور وابسته به پول است نیز حرکت هایی مردمی را تجربه می کند؛ از این رو این نقشه غرب به هیچ عنوان عملیاتی نمی شود.

موسوی نژاد گفت: کشورهای هوشیار منطقه که درحوزه مقاومت هستند عملکرد بهتری را بعد از شکل گیری انقلاب های مردمی رقم زدند.

وی گفت: پیشنهاد ایران برای فلسطین برگزاری رفراندوم است که در آن از مسلمان، یهودی و سایر ادیان شرکت کنند.

این فعال دانشجویی با بیان این نکته که برگزاری انتخابات در لبنان و حتی اینکه چه گروه سیاسی در فلسطین حاکم کنیم مسئله ای است که همه آن را مطرح می کنند گفت: تفاوت ما با غرب این است که معتقدیم حکومت فعلی سوریه باید باقی بماند تا انتخابات بعدی توسط این دولت برگزار شود؛ هیچ نشانه ای نیست که مردم از این حکومت ناراضی باشند، اما گروه های معترض می گویند اول این حکومت باید تغییر کند و بعد انتخابات برگزار شود.

موسوی نژاد خاطر نشان کرد: جمهوری اسلامی ایران معتقد است اگر این روند اجرا شود، چنین اتفاق غلطی به کل جهان آسیب خوا هد زد و در تمام دنیا شیوع پیدا می کند.

وی تاکید کرد: حکومت سوریه نیز قائل به این است که همه، حتی معارضین سوری در انتخابات شرکت کنند؛ راه حل سوریه هم همین است و اگر غیر از این عمل شود ضرر آن به همه جهان سرایت خواهد کرد.

عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل در بخش دیگری از سخنانش به گفتگوی ایران و 1+5 اشاره کرد و گفت: در فضای عمومی کشور این آگاهی ایجاد شده که از درون مذکرات چیزی که به درد مردم بخورد بیرون نخواهد آمد.

وی افزود: درخواست مردم ما این است که فضای فعالیت هسته ای گسترش پیدا کند.

این فعال دانشجویی با اشاره به سخنان رهبری مبنی برا اینکه ما بحث سلاح هسته ای را شرعی نمی دانیم، گفت: ما در برخی از مسائل نیز غنی سازی بیشتر از 20 درصد داشته باشیم که بر اساس فتوای رهبری عمل می کنیم.

موسوی نژاد با اشاره به اینکه بعد از این تحریم ها هیچ تحریم دیگری وجود نخواهد داشت که غرب بتواند به واسطه آن به ایران ضربه بزند، ادامه داد: در کدام کشور جهان بانک مرکزی تحریم شد؟ تحریم فروش نفت که بالاترین ضربه را به اروپا می زند در حال حاضر برای کشور ما اتفاق افتاده است؛ 8000 کارگر فرانسوی از شرکت پژو اخراج شده؛ چون این شرکت سومین خریدار خود را از دست داده است؛ بنابر این بعد از این تحریم ها هیچ تحریم دیگری نیست که بتواند ایران را از پای درآورد.

این فعال دانشجویی ادامه داد: اتحادیه اروپا مصوبه تحریم گازی را داد اما در جریان همین تحریم ها حذف لوله انتقال گاز به پاکستان و انتقال گاز به ترکیه در حال انجام است، این نشان می دهد که مسئولان دیلپماسی جمهوری اسلامی ایران نباید هیچ امیدی به غرب داشته باشند.

وی تاکید کرد: هر آنچه در مذاکرات صورت می گیرد باید تاکتیک به نفع جمهوری اسلامی ایران باشد.

موسوی نژاد خاطر نشان کرد: هیچ مقام دیپلماسی حق ندارد که راجع به آمریکا و مذاکره با آنها اظهارنظر کند، زیرا وقتی دعوا بر سر شاهرگ های نفتی است بنابر این قرار نیست هیچ مسئله ای تغییر کند.

عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل در پایان یادآور شد: جز یک مسئله تاکتیکی در گفت و گو با1+5 نباید امید به غرب داشته باشیم.

از اين فاجعه تاريخي جلوگيري کنيد

اشاره: آنچه در ادامه می‌آید مشروحی است از مناظره محمد سعید احدیان، سردبیر روزنامه خراسان و محمد مهدی برادران، معاون برنامه‌ریزی و توسعه شهردار مشهد پیرامون «مسایل اجتماعی فرهنگی پایتخت معنوی ایران اسلامی» می‌باشد.
خلاصه گزارش را میتوانید در این لینک مطالعه کنید.

سالن اجتماعات دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه آزاد مشهد عصر سه شنبه ميزبان مناظره محمدمهدي برادران معاون برنامه ريزي شهرداري مشهد و محمدسعيد احديان سردبير روزنامه خراسان بود.اين مناظره را که به همت مجمع اسلامي دانشجويان دانشکده حقوق و علوم سياسي برپا شد در موضوع «اولين» و «متفاوت» بود. اگرچه پيش از اين موارد متعددي شامل گزارش ها و گفت وگوها درباره دغدغه ها ومسائل پايتخت معنوي ايران در عرصه رسانه ها جريان داشته و دارد مي توان اين مناظره را به ويژه به دعوت دانشجويان و در جمع آنان مبارک قلمداد کرد. به هر روي مشهدالرضا(ع) که اکنون پايتخت معنوي ايران مي نامندش، امروز به واسطه ميزباني سالانه بيش از ۲۵ميليون زائر و مسافر اقتضائات و ساحت هاي جديدي يافته است که به طور قطع غفلت از تدبيرانديشي براي آن آينده اش را با چالش هاي جدي و خسارت هاي جبران ناپذيري مواجه خواهد کرد. از اين رو توجه به مسائل پايتخت معنوي ايران ابتدا در حوزه نوع «نگاه» و سپس اجرا و تبادل ديدگاه ها پيرامون آن جدا از ساحت هاي ساختاري، سازماني و نخبگاني بي شک مشمول اجر معنوي خدمت به زائران امام علي بن  موسي الرضا(ع) خواهد بود. در اين رهگذر دانشجويان دانشگاه آزاد مشهد بر آن شدند تا در نشستي با حضور کارشناسان مسائل و اقتضائات پايتخت معنوي ايران را به تبادل نظر و بحث و خود نيز نظراتشان را با اين کارشناسان در ميان بگذارند. آن چه در ادامه مي آيد مشروح اين مناظره است که البته در بخش هايي نيز با حاشيه هايي خارج از موضوع همراه شد. محمدسعيد احديان معتقد است آن چه اکنون در مشهد در حوزه توسعه شهري در حال انجام است به «فاجعه اي تاريخي» مي ماند که اگر امروز برايش نگاه جامع در بستر پيوست هاي فرهنگي تدبير نکنيم با آينده اي غيرقابل جبران مواجه خواهيم شد. او همچنين معتقد است مشهدالرضا(ع) به عنوان پايتخت معنوي ايران با توجه به ظرفيت هايي که داراست مي تواند بهترين و برترين نماد تمدن نوين اسلامي باشد. محمدمهدي برادران نيز با اين ديدگاه احديان مبني بر «فاجعه تاريخي» مخالف و معتقد است نبايد به بهانه نداشتن برنامه جلوي پيشرفت را سد کرد. او همچنين از توسعه رويکردهاي اقتصادي، تفريحي و اقامتي در مشهد دفاع و درباره «پيوست فرهنگي» اين طرح ها نيز مطالبي را مطرح مي کند. در اين نشست تعدادي از دانشجويان نيز ديدگاه هايشان را داخل و خارج از موضوع بيان مي کنند.

برادران: اگر بخواهيم به وضعيت موجود مشهد نگاهي اجمالي داشته باشيم مي توان شاهد قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهديدهايي در محيط شهري آن بود.

بالطبع مطلق نگري و اين که ما يک شهر مطلوب داريم نمي تواند شناختي دقيق به ما ارائه کند. اين که نسبت به فضاي پيراموني مان بتوانيم عرصه هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، محيط زيستي را رصد و فرصت ها و تهديدهاي آن را تبيين کنيم به ما کمک مي کند تا در فرآيند توسعه و آن چه به عنوان الگوي پيشرفت صحيح از آن ياد مي شود به سر منزل مقصود برسيم. در عرصه مديريت شهري همواره بر اشتراک نظر رسانه ها، گروه هاي مدني، سازمان هاي دولتي و غيردولتي تأکيد مي شود تا بتوان بر اين اساس موضوع رقابت شهرها و کلان شهرها را که امروز محل اشتغال زايي است در مسير پيشرفت قرار دارد. امروز مسائل گوناگوني در عرصه هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي و ابعاد توسعه داريم که مي توانيم آن ها را پيگيري کنيم.

واقعيت اين است که مشهد در عرصه هايي ضعف هايي دارد. براي نمونه در عرصه هاي فرهنگي و اجتماعي ضعف هايي داريم که بر کسي پوشيده نيست؛ اعتياد يکي از پديده هايي است که در کشور با آن روبه رو هستيم، هم چنين بي عدالتي، تبعيض و فقر که درباره آن ها با شکافي ۱۰ برابري در کشور مواجهيم که البته به طور خاص اين شکاف در مشهد ۱۷برابر است.در مشهد با مواردي هم چون مهاجرت، نبود برنامه ريزي در عرصه هاي شهري، مسائل اتباع بيگانه و تبعات حضورشان و هم چنين در ديگر عرصه ها هم چون حوزه هاي فکري خاصي که در مشهد با برخي نحله هاي نامناسب فکري، مخالفان تفکر انقلاب اسلامي و حضرت امام خميني(ره) مواجهيم و از سويي ديگر نحله هاي روشنفکري غيرديني يا متحجرانه وجود دارد.در کنار اين موارد علاوه بر فرهنگ و مزيت هاي ارزشمند ساکنان مشهد مثل همجواري با بارگاه مطهر حضرت علي بن موسي الرضا(ع)، فرهنگ هاي ضعيفي هم پيش رو داريم؛ که نبود فرهنگ ترافيک و رانندگي و کار جمعي نمونه اي از اين موارد است.بد نيست از شهيد مطهري ياد کنيم آن جا که مي گويد قطار تا ايستاده است کسي به آن سنگ نمي زند اما حرکت که مي کند سنگ ها از اطراف به سوي آن پرتاب مي شود. گمان مي کنم اين مثال شهيد مطهري شايد بخشي از آن ناظر به فضاي شهر مشهد باشد. البته در کنار اين نکات چنان چه در آمار آمده است مشهد بيشترين مطالعات در بخش آي تي را دارد يا اين که موسيقي هاي نامناسب کم ترين تقاضا را در مشهد دارد.

احديان:من به عنوان يک روزنامه نگار علاقه مندم همين ابتدا براي مطالبي که بدان اشاره خواهم کرد، يک عنوان انتخاب کنم؛ اين که «از يک فاجعه تاريخي جلوگيري کنيم».

معتقدم و مدعي هستم يک فاجعه تاريخي در مشهد در حال رخ دادن است، فاجعه اي که ظاهراً اراده اي هم بر اصلاح آن وجود ندارد، در دهه هاي آينده عده اي مي آيند و اين دوره ما را به نقد جدي خواهند کشيد و ما را در برابر پرسش هايي قرار خواهند داد که چرا از بروز اين فاجعه جلوگيري نکرديم.

من در اين باب به دو محور کلي اشاره خواهم کرد؛ محور اول که توصيف وضعيت موجود است با اين عنوان: «مشهد به کجا مي رود؟»

محور دوم نيز با اين عنوان که «مشهد به کجا بايد برود؟»

اگر بتوانيم اين دو محور را در بستري عقلاني تبيين و مقايسه کنيم، خواهيم توانست نمايي کلي از اين «فاجعه تاريخي» را ترسيم کنيم.

بالطبع اگر اين فاجعه تاريخي شکل گيرد هر فردي از جمله من به عنوان يک روزنامه نگار تا هر مسئولي در هر رده اي، مقصر محسوب مي شود. اين که من خودم را هم مقصر مي دانم به اين دليل است که ما هم از طريق رسانه مي توانيم از اين فاجعه جلوگيري کنيم اگرچه تاکنون با همه تلاش هايي که کرده ايم، نتوانسته ايم.

معماري بدون هويت

در ابتدا تصريح کنم اگر به شرايط موجود نقدهايي وارد مي کنيم به اين دليل است که حرکتي جدي در سطح شهر شروع شده است قبلا ما هيچ حرکتي نداشتيم طبيعتا نقدي هم به وجود نمي آيد ما اين حرکت را به فال نيک مي گيريم اما در عين حال معتقديم اگر اين حرکت در جهت درست پيش نرود بهتر است اکنون متوقف شود.

در ادامه بايد بگوييم که آن چه ما در سطح شهر مي بينيم ساخت و سازهايي است در بستر يک معماري بدون هويت، در اين باره گفته شده و من فقط چند مثال مي زنم از داشتن هويت در معماري شهري. در اين باره اگر بخواهم به نمونه هايي اشاره کنم از معماري حال حاضر بافت پيراموني حرم مطهر پيامبر(ص) ياد مي کنم به هيچ عنوان نمي خواهم اين معماري را تأييد کنم اما يک واقعيتي در اين معماري موجود است و آن «هويت واضح و مستقلي» است که با خود يدک مي کشد. اين هويت به گونه اي است که اگر ما امروز در مشهد ساختماني با الگوي آن ها بسازيم آنان که مدينه را ديده اند بلافاصله آن الگو و معماري به ذهن شان خطور مي کند اين يعني داشتن هويت مستقل در معماري شهري.

همچنين شهر پاريس نيز در بخش اصلي آن، هويت خودش را در حوزه الگوي معماري حفظ کرده است . براي حفظ اين هويت بخش هاي توسعه اي را با توجه به فرهنگ خودشان دور از بافت اصلي به عنوان بخش مدرن شهر ايجاد کرده اند.

در لندن و آلمان و به طور کل کشورهاي اروپايي که داراي پيشينه تاريخي اند با موضوع معماري همين گونه برخورد کرده اند. يعني حداقل به هويت شان در بخش کالبدي توجه کرده و بدان پايبند بوده اند.

 توسعه با رويکرد اقتصاد گردشگري

غير از موضوع معماري، ساختمان هايي که در حال ساخت است کاملا رويکرد «اقتصاد گردشگري» در حال ساخت است شما به تمام اين ساختمان ها دقت کنيد يا تجاري اند يا اقامتي – خدماتي اند و يا تفريحي گردشگري.

حال با اين رويکرد اين پرسش پيش مي آيد که براي پايتخت معنوي ايران جاي مجموعه هاي فرهنگي در اين توسعه کجاست؟

اساساًَ آيا به ايجاد مجموعه ها، موزه ها و مراکز ترويج فرهنگ شيعي به ويژه فرهنگ رضوي انديشيده ايم؟ البته کارهايي انجام شده است مثل احياي ۲ مسجد در طرح ميدان شهدا که در اصل همه کاري که صورت گرفته اين است که در اين طرح اين دو مسجد را از بين نبردند و جايش را حفظ کردند و اقدامات کوچک ديگر مثل ايجاد چند فرهنگسرا که جز فرهنگسراي زيارت مابقي اتفاق مهمي محسوب نمي شود.

در واقع آن چه امروز به وجود آمده و در حال شکل گيري است اگر مضجع شريف حضرت امام رضا(ع) و زائران ايشان را حذف کنيم، تفاوتي با دبي در رويکرد توسعه شهر ندارد.

اشکال بعدي در بافت پيراموني حرم مطهر است که از نظر شکلي با ديگر نقاط شهر هيچ تفاوتي ندارد. آيا واقعاً نبايد حداقل ساخت و سازهاي پيراموني حرم نسبت به ديگر نقاط شهر متفاوت باشد؟

 نبود نگاه جامع ريشه اي ترين ضعف

آسيب ديگري که مشهد مبتلاي آن است نبود يک نگاه جامع است. به طور کلي براي يک بار بررسي نکرده ايم که در اين حوزه، کاربري هاي مورد نياز اين شهر در مناطق  گوناگون از جمله اطراف حرم مطهر، سطح شهر و حتي مناطق گردشگري مثل طرقبه شانديز، توس و… چيست؟ در واقع مشهد در مسير توسعه هيچ گاه به عنوان يک «مجموعه جامع» لحاظ نشده است. براي نمونه اگر طرح «مکه ۲۰۲۰» را بررسي کنيد با وجود آن که ايرادهاي جدي دارد اما يک نقطه قوت دارد و آن، اين که کل شهر مکه را با نگاهي جامع ديده است.

بي توجهي کامل به موضوع پيوست فرهنگي

در محور اول و در ترسيم «مشهد به کجا مي رود؟» آسيب ديگري که توسعه مشهد با آن مواجه است، بي توجهي کامل به موضوع پيوست فرهنگي است. معتقدم براي بسياري از اتفاقات توسعه اي که در مشهد در حال رخ دادن است به طور اساسي نينديشيده ايم که به چه سمت و سويي مي رويم.

در واقع براي بسياري از پرسش ها هيچ پاسخي را تدبير نکرده ايم.

آيا به آثار اجتماعي افزايش فضاهاي تجاري اطراف حرم که جايگزين بافت سنتي شده است انديشيده ايم؟

آيا موافقيم عده اي با نيت گردشگري يا براي تفريح يا براي خريد يا براي سياحت به مشهد بيايند نه با نيت زيارت؟ من نمي گويم با اين مخالفم و نمي گويم هم موافقم چون اين بحث بايد کارشناسي شود ممکن است کسي بگويد اين که ما مردم را با نيت گردشگري جذب کنيم و با امام رضا(ع) آشنا کنيم اقدام بسيار خوبي است و ممکن است ديگري بگويد که نوع اين گردشگران فضاي معنوي مشهد را تحت الشعاع قرار مي دهد.

حرف من اين است که استان و کشور ابتدا بايد به اين سوالات پاسخ دهد و بعد اجازه دهد شهر رويايي شانديز ساخته شود يا در چهارراه خيام ساختمان تجاري مخصوص بهترين برندهاي دنيا ساخته شود.

چون وقتي اين کار اجرايي شد ديگر نمي توان از تبعات آن جلوگيري کرد ولي اکنون مي توان آن ها را به سمت درست سوق داد. همه حرف اين است، اين پروژه هاي عظيم بايد پيوست فرهنگي داشته باشد.

 جلوي پيشرفت را نگيريم

برادران:من هم با مطالب آقاي احديان موافقم همين طور که آقاي احديان گفتند، دغدغه ديني داشتن درباره مسائل مشهد بايد دغدغه اول ما و تمام مسئولان در عرصه هاي برنامه ريزي باشد.

اما اجازه بدهيد من با اين تيتر و عنوان آقاي احديان که فاجعه اي تاريخي در مشهد در حال رخ دادن است مخالفت کنم.

چرا که در اين صورت فرض اين است که يعني فاجعه تاريخي اکنون رخ داده و قطعي است.

علاوه بر دو محوري که آقاي احديان اشاره کردند من نيز محور سومي را اضافه مي کنم که چگونه اين مسير را بايد طي کرد؟

قطعا همه ما به اين موضوعات کمتر انديشيده ايم.

اما نکته اي وجود دارد و اين که گاهي ما احساس مي کنيم برخي مخالف اصل پيشرفت هستند که البته آقاي احديان نيز بر اصل پيشرفت تاکيد داشتند و اين اولين نقطه اشتراک ماست. به هر روي امروز واقعاً نمي توان جامعه فعلي را با نوع نيازهاي جامعه ۵۰ سال گذشته اداره کرد.

ضمن اين که يک مجموعه نمي تواند سليقه خودش را به تمامي جامعه تسري دهد.

امروز تمام مجموعه شهرداري ساختن و پيشرفت شهر را به عنوان اصلي ترين وظيفه خودمان برمي شماريم. به طور قطع براي شهر امام رضا(ع) مطلوب نيست که در شاخص هاي شهري از ديگر شهرها عقب باشد.

مسائل شهر را بايد در کنار هم ديد و معتقديم پيشرفت ضرورت دارد ضمن اين که شهر بايد نشاط و حرکت داشته باشد اگر بخواهيم با اين دليل که چون برنامه اي نيست کار را متوقف کنيم يعني بايد جلوي پيشرفت را بگيريم.

در حال حاضر در حوزه مجموعه مديريت شهري يک هزار و ۸۸ پيمانکار مشغول انجام وظيفه اند. همچنين ۳هزار و ۱۲۵ قرارداد عمراني و يک هزار و ۸۸۶ قرارداد جاري و ۲هزار و ۱۲۱ زير پروژه و نيز ديگر آماري از اين دست که در مجموع ۱۹ برنامه، ۶۸ فعاليت و ۲۷۰عمليات اکنون در مشهد در ابعاد مختلف فرهنگي، اقتصادي، سرمايه گذاري، حمل و نقل عمومي و … توسط شهرداري در حال هدايت و انجام است که البته از نظر شاخصي هرکدام وضعيت هاي مختلفي دارد.

«برادران» در اين بخش در پاسخ به برخي نقدهاي احديان اين طور گفت: تفاوت عمده اي ميان شهر مشهد و نمونه هايي که آقاي احديان در حوزه معماري برشمردند وجود دارد. در مشهد چون حرم مطهر قطب اصلي شهر است و بيشتر سفرها به اين مسير ختم مي شود و زائران نيز علاقه مند هستند در همين محدوده اسکان يابند، نمي توان قطبي ديگر در اين شهر به وجود آورد و بين مکان اسکان و حرم مطهر فاصله زياد ايجاد کرد چرا که اين موضوع خود باعث تدابير و هزينه هاي ديگر مثل حمل و نقل مي شود.

در مشهد نمي توان حرم مطهر را جا به جا کرد و اگر بخواهيم قطبي ديگر ايجاد کنيم باعث دوقطبي شدن مشهد و تضاد مي شود.

بيشترين آمار ناهنجاري ها در بافت فرسوده اطراف حرم بوده است.

از سويي ديگر اگر بخواهيم عنوان کنيم چون برداشت ما از معماري اسلامي اين است که به بافت فرسوده دست نزنيم، به طور قطع با اين نظريه مخالفيم اما مي شود در کنار قطب اصلي شهر کانون هاي ديگري مثل کانون هاي اداري و … به وجود آورد.

برادران در پاسخ به نقد احديان درباره رويکرد تجاري، تفريحي و اقامتي و شباهت آن به دبي و کيش، گفت: حرف من اين است که يک زائر جز زيارت، اقامت و خريد سوغات چه نياز ديگري دارد که ما بايد در اين کاربري تعريف مي کرديم. از اين رو اين دليلي نمي شود که بگوييم ما راه دبي را رفته ايم شايد آن ها راه ما را رفته اند.

اين که بگوييم هر جا هتل و مراکز تفريحي ايجاد شده اين شبيه دبي شده است، حرف درستي نيست. معتقديم هر زائري که به مشهد مي آيد بايد بهترين امکانات و خدمات را به او ارائه داد. در حال حاضر يک ميليون مسافر خارجي به مشهد مي آيد با اين تفکر يعني اگر او بخواهد سوغات تهيه کند بايد برود در يک مغازه قديمي به مقصودش برسد و کالايي را که مي خواهد تهيه کند.

اين که مي گوييد در اين بافت تجاري سازي صورت نگيرد، مگر در گذشته اين بافت تجاري نبوده است، ضمن اين که زائر هميشه پس از زيارتش به سراغ تهيه سوغات مي رود و سوغاتي يک امر مستحب است. در دين ما معنويات و ماديات با هم گره خورده است.

و اين که با ايجاد اين امکانات رفاهي در اطراف حرم بگوييم «وا اسلاما» و عنوان کنيم اجر زيارت زائراني که از آن امکانات استفاده کردند از دست رفت.

من با رويکرد تجاري بودن، تفريحي بودن و اقامتي بودن موافقم.

البته در حوزه مجموعه هاي فرهنگي بايد بيش از پيش بيني هايي صورت بگيرد. البته ساختارهاي فرهنگي و موضوع پيوست فرهنگي در تمام کشور ما با چالش هاي جدي مواجه است.از داشتن هويت معماري صحبت کردم معماري آنها را تاييد نکردم .

احديان: من هم کليات مطالب آقاي برادران را قبول دارم اما نقدهاي من ناظر به اين مطالب نبود و ايشان اصلا درباره عرايض من سخن نگفتند و من مجبورم مطالبم را دوباره مرور کنم.

آن چه درباره معماري گفتم ناظر بر نبود يک «هويت» مشخص در معماري در حال شکل گيري در مشهد است. نمونه هايي را که از مدينه، پاريس و اروپا سخنش را به ميان آوردم، شاهد مثالي براي روش اجراي ايده و انگيزه حفظ «هويت» معماري بود. در واقع اين شهرها همگي با معماري هاي متفاوتي که دارند يک عزم مشترک دارند. آن ها هويت مشخصي را براي معماري شان ايجاد کرده اند. ما معماري مدينه را قبول نداريم ولي نمي توانيم کتمان کنيم که اين معماري از يک «هويت» برخوردار است در عين حال آن چه در مشهد در حال رخ دادن است به نظر هيچ هويت مشخصي ندارد؛ هر فرد و نهادي با هر سليقه اي دستي در اين معماري دارد و هيچ نگاه مشخص و مدوني براي اين توسعه کالبدي وجود ندارد. به طور قطع من اعتقاد ندارم و نمي گويم بايد از آجر سفال و کاشي در معماري مشهد استفاده شود و بايد در معماري قرن ۲۱ از مصالح و فناوري روز بهره برد اما مبتني بر هويت مشخص و مبتني بر فرهنگ خودمان.

 کسي مخالف هتل سازي نيست اما چرا فقط هتل سازي

نکته بعد ناظر بر ضرورت نگاه جامع بود؛ به طور قطع ما مخالف ايجاد هتل ها نيستيم اصلاً  مگر بدون هتل مي توان به زائران خدمات رساني کرد. چه اشکالي دارد آنان که تمکن مالي دارند از مراکز اقامتي و هتل هاي گران قيمت استفاده کنند. ما مي گوييم بايد در نگاهي جامع هم اين نوع اقامتگاه را ديد هم اقامتگاه براي زائران معمولي و هم مجموعه هاي فرهنگي، معنوي و هم مجموعه هاي تفريحي و… اما همه را به اندازه و براساس نگاهي جامع.

هم چنين نداشتن برنامه و پيوست فرهنگي اين طرح ها در واقع محل بحث رويکرد «اقتصاد گردشگري» است، آيا در اين نگاه توسعه اي «زائر» اولويت دارد يا رويکرد اقتصاد گردشگري؟

اگر ما و شهرمان بايد خادم الرضا(ع) باشيم بنابراين نبايد روح حاکم بر توسعه شهر در حوزه ظاهر و محتوا، به سوي اقتصاد گردشگري سوق يابد. همانگونه که مثلاً دبي عمل مي کند ما مي گوييم آنچه در مشهد بايد اتفاق بيفتد نبايد همان چيزي باشد که در دبي يا کيش اتفاق افتاده است.

البته ارائه خدمات به «زائر» به عنوان اصل و محور، توسعه اقتصادي و پيشرفت را نيز به همراه خواهد داشت و اين مسئله اتفاقاً اقتصاد پايدارتر و پررونق تري نيز به همراه خواهد آورد.

و ديگر نکاتي که آقاي برادران درباره عملکرد شهرداري مطرح کرد بايد بگويم که نگاه کلي من نيز به شهرداري مثبت است و به نظرم تا جايي که سن و اطلاعاتم اجازه مي دهد مي توان اين دوره شهرداري را بهترين دوره دانست. من معتقدم شهرداري طي اين سال ها کارهاي مهمي در شهر انجام داده است از جمله اين که احساس تعلق به مشهد تقويت شده است و امروز مشهدي ها از اين که شهرشان رشد يافته است افتخار مي کنند و خود را در برابر اصفهان و شيراز و… برتر مي بينند.

 اگر شهرداري سند چشم انداز را قبول ندارد اصلاحش کند

احديان در ادامه اين قسمت به سند چشم انداز مصوبه شوراي شهر مشهد در سال ۱۳۸۳ اشاره و عنوان کرد: شنيده ام شهرداري اين مصوبه را قبول ندارد و سوال اين جاست اگر اين سند را قبول ندارند چرا اصلاحش نمي کنند؟ بالاخره سند رسمي توسعه شهر همين است. البته که اين سند با نقص هاي زيادي همراه است از جمله اين که در اين سند «زائر» جايگاه ويژه اي ندارد و «زائر» در کنار ديگر موارد مثل صنعت و… مورد توجه قرار گرفته است.

مشهد به کجا بايد برود؟

اجازه دهيد به ادامه بحث اصلي ام بپردازم. ما گفتيم «مشهد به کجا مي رود؟» حال اگر بتوانيم بگوييم «مشهد به کجا بايد برود» خواهيم توانست فاجعه تاريخي را توضيح دهيم.

احديان در بخشي ديگر از سخنانش به موضوع تمدن سازي نوين اسلامي و جايگاه مشهد در اين عرصه اشاره و عنوان کرد: اگر به ضرورت ايجاد تمدن نوين اسلامي که رهبر معظم انقلاب در سفر اخيرشان به خراسان شمالي، از آن ترسيم جديدي ارائه کردند باور داريم پس جايگاه مشهد به عنوان پايتخت معنوي در اين تمدن سازي کجاست؟

 مشهد بايد نماد تمدن نوين اسلامي شود

به نظر اين اولين پرسشي است که نگاه جامع و سند چشم انداز مشهد بايد به آن پاسخ دهد. البته اين نقد تنها به شهرداري مشهد معطوف نيست. بلکه در استان و سطح ملي بايد درباره آن اقدام شود موضوع جايگاه مشهد در تمدن نوين اسلامي دو محور سخت افزاري و نرم افزاري دارد که در بخش سخت افزاري آن شهرداري مي تواند نقش ويژه اي ايفا کند.

ما که در موضوع جايگاه و نقش مشهد در تمدن نوين اسلامي مطالب گسترده اي را در روزنامه خراسان منتشر کرديم و علاوه بر مطالب روزانه به صورت هفتگي نيز در صفحه اي به نام «پايتخت معنوي ايران» به اين موضوع مي پردازيم اما هنوز نتوانسته ايم مسئولان را در اين باره متقاعد کنيم و از همين جهت هنوز به خود نقد داريم و بايد بيشتر تلاش کنيم تا از فاجعه تاريخي جلوگيري شود، معتقديم در آن نگاه مطلوب، مشهد بايد به نماد تمدن نوين اسلامي تبديل شود. به طور قطع به سبب وجود بارگاه مطهر امام رضا(ع) اين ظرفيت و امکان در اين شهر وجود دارد. در واقع تصويري که از اين نماد پديدار مي شود ذيل تدوين يک بستر و «نگاه جامع» به وجود مي آيد بستري که هر موضوعي در اين شهر در جاي خودش قرار دارد و زائر و مجاور اين شهر، در تعامل و بهره برداري از آن، پيام و مظاهر فرهنگ شيعي و انقلاب اسلامي را مشاهده کند. يعني از کالبد شهري شامل معماري و خدمات شهري گرفته تا مجموعه هاي فرهنگي که مکان ترويج فرهنگ ناب شيعي است در اين شهر فضايي از تمدن ايراني اسلامي را به مخاطب ارائه کند. هم چنين اگر نگاه جامعي در اين زمينه وجود داشته باشد حومه شهر تعريف مشخص خود را خواهد داشت و به طور قطع در اين نگاه ايجاد شهر رويايي شکل و محتواي ديگري دارد و به طور قطع در اين نگاه تکليف ما با شهر توس و آرامگاه فردوسي به مثابه ظرفيتي خواهد بود که مي تواند نگاه ايراني- اسلامي را در اين تمدن سازي نوين مدد رساند.

 تجارت در پايتخت معنوي ايران نسخه الگويي مي خواهد

علاوه بر اين موارد در «نگاه جامع» مراکز تجاري تعريف و جايگاه مشخصي خواهند داشت؛ چه بسا لازم باشد براي مراکز تجاري اين شهر مراکز توليد محصول با رويکرد خاص ايجاد شود.

در اين شهر مطلوب که نماد تمدن نوين اسلامي است بايد بتوانيم بازتعريفي از تجارت در پايتخت معنوي ايران ارائه کنيم.

در اين شهر مطلوب و آرماني بايد براي مجاور به عنوان کسي که تعامل رودر رو با زائر دارد تعريف و الگوي مشخصي تدوين کرد. از سويي ديگر براي «زائر» نيز بايد برنامه ها و ساحت هاي ويژه اي در اين شهر در نظر گرفت تا پس از اين که از مشهد خارج مي شود بهترين مبلغ و مروج فرهنگ شيعي و حامل پيام انقلاب اسلامي باشد.

 سه گام آغازين چيست؟

احديان درباره اين که راه اجرايي تحقق و رسيدن به اين شهر مطلوب که به نماد تمدن نوين اسلامي تبديل شود چيست، ادامه داد: ما در اين شهر براي بافت اطراف حرم به جاي اين که مجموعه اي از ساختمان هاي تجاري و اقامتي کوچک با سبک معماري متناسب با سليقه هاي شخصي داشته باشيم، مجموعه اي يکپارچه را خواهيم داشت که از معماري باهويتي مستقل که مي تواند معماري عصر انقلاب اسلامي لقب گيرد برخوردار خواهد بود.

در اين مجموعه يکپارچه همه چيز به اندازه خودش است، مجموعه هاي فرهنگي با استفاده از هنر و تکنولوژي به ترويج فرهنگ رضوي و تبيين مباني انقلابي مي پردازند.

موزه هاي مدرن، مجموعه هاي تفريحي متناسب با فرهنگ رضوي براي کودکان و فضاهاي سبز، محيط زيبا و خلاصه همه نکاتي که معرف تمدن نوين اسلامي باشد، ديده مي شود.

گام اول تدوين چشم اندازي جامع، عملياتي و اجرايي است. در اين چشم انداز تمام سوالاتي که تکليف رويکردها را معلوم مي کند بايد روشن شده باشد.

گام دوم گرفتن رهنمودهاي رهبري، اصلاح و نهايي کردن اين سند است. گام سوم تبديل شدن آن بايد «سند» به ميثاق نامه تمامي مسئولان استان و کشور شود و مسير اجرايي را طي کند. تأکيد مي کنم که همه اين فرآيند از تدوين سند تا مراحل نهايي اش بايد در استان صورت گيرد چرا که به طور قطع اين کار را هيچ گاه فردي يا نهادي در پايتخت براي مشهد انجام نخواهد داد.بالطبع اگر بتوان طرح و سندي جامع و قوي بدين منظور تهيه کرد که مشهد را قامتي براي نماد تمدن سازي نوين اسلامي معرفي و عملياتي کند قطعاً مي توان در سطح کشور نيز براي آن مطالبه ايجاد کرد و همت همه مسئولان اجرايي و قانون گذاري را براي ساختن نمادي براي تمدن  نوين اسلامي عزم کرد و البته مسئولان کشور در اين شرايط حتما حاضر خواهند بود به صورت ملي براي چنين نگاهي بودجه هاي ملي را فراهم کنند تا نياز نباشد به خاطر سرمايه گذار و اقتصادي بودن کار از ضرورت هاي کار بگذريم.

 مشهد چشم انداز فرهنگي مي خواهد

برادران: من به عنوان يک کارشناس و مدير شهري با تمامي مواردي که آقاي احديان گفتند و تصوير ذهني مناسبي که از شهرمان بيان کردند، موافقم. فکر مي کنم ما بايد اميدوار باشيم که اين مسير به همت ايشان و رسانه اي که آن هم جزو سرمايه هاي اين شهر است طي شود. ما نيز خودمان را در اين مسير داناي کامل نمي دانيم. به طور اساسي دليل اين که چشم اندازها و برنامه ريزي هايي نوشته مي شود و در رويکرد برنامه ريزي شهري امروز توجه به سوي برنامه ريزي غلتان و نگاه ها به تدوين راه بر اساس شرايط محيطي است، اين است که حرکت بايد با بيشترين سرعت ممکن انجام شود؛ اما در کنارش بايد مدام کنترل کنيم که به خطا و بيراهه نيز نرويم.

نکاتي که شما درباره پيوست فرهنگي مورد نظرتان گفتيد، صحيح است البته در واقع مشهد بايد يک چشم انداز فرهنگي داشته باشد زيرا ما خيلي وقت ها مي گوييم مشهد پيوست فرهنگي نمي خواهد، بلکه يک رويکرد فرهنگي بايد بر شهر حاکم باشد و در کنارش موارد ديگر نيز لحاظ شود.اولين نکته اين است که ما بايد تا حدي اساسا از حوزه نظري به سمت حوزه هاي عملي گام برداريم و به افرادي که سابقه اجرايي بيشتري دارند، حق بدهيم. افرادي که سابقه آکادميک،رسانه اي و پژوهشي دارند، بايد شکافي در ذهن شان متصور شوند. بعضي اوقات دوستان ما را دعوت مي کنند، چند جلسه اي صحبت مي کنند و يک دور نما نشان مي دهند. اما تجربه نشان داده است، بعد از اين که بحث عملياتي مي شود طرح مشخصي ارائه نمي دهند.

 دولت الگوي اسلامي و ايراني ارائه نکرد

ما بارها از شوراي عالي انقلاب فرهنگي درخواست کرديم و براي اجراي ماده يک قانون برنامه پنجم توسعه تفاهم نامه امضا کرديم.

اين ماده همان اصل مربوط به الگوي اسلامي و ايراني است که مي گويد دولت طي ۳سال ملزم است اين الگو را تدوين کند.

شما اشاره فرموديد ما بايد روي پاي خودمان بايستيم ما هم قبول داريم. ولي تکليف قانوني اين است که دولت اين (الگو) را آماده کند و ما از آن بهره برداري کنيم. يعني تشکل هايي مثل مديريت شهري ممکن است به واسطه علاقه در بعضي موارد کارهايي انجام دهند. اقداماتي مثل همين عرضه (الگوي اسلامي ايراني) که ما علاقه مند بوديم و تکليف هايي براي خودمان در نظر گرفتيم. با معاونت برنامه ريزي و نظارت رئيس جمهور تفاهم نامه امضا کرديم. گفتيم اگر به کمک ما نيازي هست تفاهم نامه امضا مي کنيم. بحث هايي هم مطرح شده است ولي هنوز در حوزه مديريت شهري نقشه مشخصي به ما ارائه نشده است. لذا اين گونه هم نبوده است که در اين مسير ما زائران کم درآمد را فراموش کرده باشيم. ما در مجموعه منطقه ثامن با اين فرض که شهرداري هيچ سودي نگيرد و هر چه درآمد دارد، صرف منطقه کند (ما به اين مي گوييم تراز صفر).

 احداث ۱۴مجتمع اقامتي ارزان قيمت

از سال ۸۷ نقشه اي را تدوين کرديم و بر اساس آن در حال اجراي عمليات هستيم. در خلال برنامه هم بر اساس توصيه هاي کارشناسي از طرف شما، طرح زيارت و… آن در حال اجراي عمليات هستيم.گفتيم حاضريم زمين ها را با هر قيمتي که خريديم، رايگان به افرادي بدهيم که قصد انتفاعي نداشته باشند و براي زائران کم درآمد با رويکرد عام المنفعه، زائرسرا بسازند. گفتيم زمين و پروانه از ما، ساخت از شما. من وقتي که اين پيشنهاد را به آقاي قرائتي ارائه دادم، گفتند: دوباره تکرار کن!!

الان ۱۴پروژه جانمايي شده و بخشي هم وارد فاز اجرايي شده است يک سوم از هزينه هاي اين کار را دولت در قالب مطالعات زيارت کمک کرده است که در اين زمينه رسانه شما خيلي نقش داشت.

مقداري هم ما همت کرديم و گفتيم يک سوم هزينه را اختصاص مي دهيم يک سوم باقيمانده را هم گفتيم افراد خير بدهند. شرط اش براي ساخت هم اين است که اگر خواستيم اين جا خدمتي ارائه دهيم، بايد با قيمت خيلي اندک باشد؛ حدود يک بيستم هزينه اقامت در هتل. اما به طور قطع عملياتي شدن موضوع زمان بر است. ولي در مجموع رويکرد اين است که اين نگاه صحيح است. اما همين جا هم اگر بخواهيم اين کار را انجام بدهيم، نمي توانيم ۲يا۳ طبقه بسازيم. بايد از حداکثر ظرفيت استفاده کنيم تا بتوانيم زائر بيشتري را پوشش دهيم.

 مي توانيم نماد تمدن اسلامي باشيم

من اصلاً معماري مدينه را اسلامي نمي دانم و از آقاي احديان هم مي خواهم که ما را با آن جا مقايسه نکنند. واقعا مشهد قابليت هاي بيشتري از مدينه دارد. همان طور که آقاي احديان گفتند ما مي توانيم نماد تمدن سازي نوين اسلامي باشيم.

 تجارت را خلاف دين و معنويت ندانيم

نکته ديگر اين که به تعريف تجارت اشاره شد. وقتي شغل پيامبر(ص) تجارت است، اين را نبايد خلاف دين و معنويت دانست و بايد تجارت را درست تعريف کنيم. اين هم برمي گردد به تشکل هاي فرهنگي که بايد نقش خود را ايفا کنند. ما بيشتر در حوزه سخت افزاري هستيم و بايد زيرساخت‌هاي شهر را نيز مهيا کنيم.

تجديدنظر درباره تشکل هاي فرهنگي

اما واقعا اين تشکل هاي فرهنگي که بسيار هم مدعي هستند در اين ميان چه نقشي دارند؟ در کشور ما مدعي ترين و کم کارترين تشکل ها، همين تشکل هاي فرهنگي هستند. يعني وقتي مي گويي رزومه بده، هيچ رزومه اي نيست. وقتي مي گويي چه کرده اي، هيچ نيست. ولي وقتي بحث ادعا مي شود، همه گونه ادعايي دارند. به نظر من بايد در حوزه تشکل هاي فرهنگي، تجديد نظر کنيم.

موزه بازار نيست که از چين برايش کالا بياوريم!

بحث موزه هم حرف بسيار درستي است. ما فقر شديد موزه داريم در اين شهر ۲۰ميليون زائر مي آيد و مي خواهد جايي را ببيند. فقط چند جا در حرم مطهر داريم. بعد از آن موزه بزرگ خراسان هم هست که شهرداري در محدوده کوهسنگي زمين رايگان به آن اختصاص داده است. (مجري) نيز به شوراي شهر دوم تعهد داد که طي ۴سال اين موزه ساخته مي شود. اما ساليان سال است اين موزه رها شده و هر روز روزنامه شما اين موضوع را پيگيري مي کند و وعده هاي گوناگون مطرح مي شود. تازه بعد از اين موضوع اصل مورد نظر من اين است که هيچ برنامه مشخصي درباره اين که چه چيزهايي در اين موزه اکران مي شود، وجود ندارد. يعني فرض کنيد موزه ۶ماه يا ۲سال ديگر بهره برداري شد. براي اين که ببينيم چه چيزهايي مي خواهيم در اين موزه نمايش دهيم، بايد از ۲سال قبل فکر مي کرديم. همين تشکل هاي فرهنگي بايد فکر مي کردند که اين موزه مي تواند چه برنامه هاي مشخصي داشته باشد. موزه که بازار نيست برويم از چين برايش کالا بياوريم. موزه داري که فقط مديريت ساختمان نيست. بايد از سال ها قبل فکر مي کرديم که با چه آثار و چيدماني مي خواهيم تمدن شيعه را نمايش بدهيم. اين کارها انجام شده است، زمين رايگان داده شد، تمام پارک کوهسنگي ساخته شد ولي اين مجموعه آن وسط رها شده است. خب اين نقد درست است و ممکن است خيلي ها هم اين موضوع را به ضعف مديريت شهري نسبت دهند. در حوزه هاي ديگر هم به همين صورت است.

 احساس هويت به مشهد شکل گرفته است

درباره بحث «احساس هويت» به مشهد هم بايد بگويم، امروز با يک همت جمعي اين احساس شکل گرفته است. ما خيلي نگرانيم اين احساس هويت با برخي نقدها از بين برود.من اين را صريح درخواست مي  کنم. الان يک فضايي ايجاد شده است که مردم به توسعه شهرشان اميدوار شده اند. امروز مقايسه مشهد با شهرهايي مثل تهران و اصفهان و… احساس عزتي براي مردم شهر به همراه دارد. اگر چه کار زيادي هم انجام نشده، ولي فضاي اميدواري براي مردم به وجود آمده است. ما بايد قدر و ارزش اين فضا را بدانيم تا بتوانيم در مرحله بعد به کمک هم اصلاحش کنيم. برخي نقدهاي مبهم ممکن است اين فضا را از بين ببرد.

شاهد مثال معاون شهردار درباره نقد مبهم

من يک اشاره مي کنم بحثي که مطرح مي کنم درباره رسانه شما نيست. خوشبختانه روزنامه شما منصف است و تدبيرتان هم به ما کمک مي کند. بحث درباره يک سايت خبري پايتخت است که هيچ کمکي به مديريت شهري نمي کند. تاکنون حتي يک بار هم نشده است که بگويد مثلا چرا گازوئيل کم گوگرد به مشهد نمي دهيد؟ چرا پول مشهد را نداديد؟ چرا ۹۰ درصد اعتبارات کمک دولت به مشهد از ابتداي سال جاري پرداخت نشده است؟

تا الي ماشاءا… درخواست و دغدغه و نگراني داريم. براي همين بحث اتوبوس الان نگرانيم که نتوانيم هزينه خدمات را بدهيم. الان ۲۰۰ تومان از هزينه يک اتوبوس بخش خصوصي را که شما سوار مي شويد، مردم مي دهند و ۱۰۰ تومان را مديريت شهري. اين موضوع سالانه ۱۲۰ ميليارد تومان براي مديريت شهري هزينه دارد که بايد براي آن يارانه پرداخت کنيم. ما سهم خودمان را کامل پرداخت کرده ايم اما دولت هنوز ۹۰درصد سهم خودش را پرداخت نکرده است. اين سايت مي گويد: ۴۸ پروژه که سيماي معنوي مشهد را نابود مي کند يعني سريع تير زد و نتيجه هم گرفت. بعد بعضي از مواردي را هم که شما اشاره مي کنيد و در حريم ما نيست نيز آورده است. آقاي احديان! همان طور که استحضار داريد ما حريم شهري نداريم. محدوده مشهد ما هم مشخص نيست، چه برسد به اين که حريم شهري مان کجاست و چه برسد به پروژه اي که در شانديز شما به آن اشاره مي کنيد که نه ما نفعي از آن مي بريم و نه اجازه اي براي ساخت آن از ما گرفته شده است. خيلي از پروژه ها که اين سايت به آن اشاره مي کند در محدوده ما نيست اما در همين مطلب به برخي پروژه هاي سطح شهر که کمي ظاهر امروزي دارد هم اشاره مي کند و مي گويد که اين پروژه ها مي خواهند سيماي معنوي مشهد را نابود کنند. اين را من يک توهين به مردم و فضاي معنوي شهر مي دانم که ما معنويت و دين را اين قدر سطحي ببينيم که با ۲ پروژه نابود شود! مثلاً اشاره مي کند يک استخر فلان جا ساخته شده که به نظر من کار بسيار مثبتي است، يکي از نيازهاي شهر را پوشش مي دهد، باعث شادابي و نشاط مي شود و همه اين ها جزو توصيه هاي دين است. اما اين سايت مي گويد، اين استخر باعث شده، معنويت شهر نابود شود. معنويتي که با يک استخر و آب نابود مي شود، چه معنويتي است؟! ما درباره اين گونه مسائل دغدغه داريم و احساس مي کنيم اگر در خلال مباحث نظري شما، چنين افرادي پيدا شوند که نمي توانند مسير را گام به گام در عرصه علمي و انديشه اي طي کنند و دچار افراط گري مي شوند (مشکلاتي ايجاد مي شود). همين گزارش سايت مشرق يکي از اين ۴۸ پروژه را ورزشگاه ثامن الائمه (ع) معرفي کرده و مدعي شده است اين ورزشگاه معنويت شهر ما را از بين مي برد. يک کلان شهري مثل مشهد آيا نبايد يک ورزشگاه داشته باشد؟! يعني ما اگر يک ورزشگاه بسازيم، ديگر معنويت مان از بين مي رود؟! اگر در حوزه نظري اين مسائل براي ما تبيين نشود، فرمايش شما درست است و هر کسي سليقه خود را دنبال مي کند و ما هم به عنوان مدير اجرايي هر روز پيگير جمع کردن زباله و درخت کاشتن و… هستيم. اين جا محل افتراق ماست. ما رويکردمان اجرايي تر است و ممکن است رويکرد دوستان پژوهشي باشد. ما يک چشم انداز نوشته ايم و مصوباتش را گرفته است. يک مصوباتي هم خود دولت دارد که مراحل قانوني اش طي شده است. به نظر من اگر ما اين ها را در کنار هم ببينيم مي توانيم به اين رويکرد اميدوار باشيم که با مشي واحد دنبال شود.

نگاه کم رنگ يا بي رنگ چشم انداز مشهد به موضوع زيارت

احديان: من توضيحات کوتاهي درباره بحث هاي آقاي برادران ارائه مي دهم. اصلاً بحث ما فراتر از بحث نظري يا اجرايي است. اتفاقاً ما بحث را اجرايي مي بينيم. آن نکته و نگاهي که ما درباره بحث شهرداري داريم، يک رويکرد، نگاه و دغدغه است. ما درباره رويکرد، نگاه و دغدغه بحث مي کنيم و محل بحث ما اين هاست. اگر اين دغدغه وجود داشته باشد، خودش را در مسائل اجرايي نشان مي دهد و اگر وجود نداشته باشد، خودش را در همه بخش هاي اجرايي نشان مي دهد آن گونه که در حال حاضر مشاهده مي کنيم وجود ندارد باعث مي شود در اجرا شرايطي پيش آيد که ما به آن فاجعه تاريخي مي گوييم، يعني اتفاقي که دارد رخ مي دهد و شهرداري در حال انجام بخش مهمي از آن است. (نمي گوييم همه آن مربوط به شهرداري است) اجازه دهيد براي اثبات اين که نگاه و دغدغه در مجموعه شهر مشکل مبنايي دارد به سند چشم انداز مصوب شوراي شهر اشاره کنم. در سند چشم انداز شهرداري آمده است: «شهر مشهد در افق ۱۴۰۴ شهري زيارتي، سياحتي و مذهبي، آرامش دهنده، فرح بخش با اقتصاد خدماتي و صنايع برتر مبتني بر فناوري و با امنيت مناسب در سطح جهاني است». شما به خوبي مي بينيد اهميتي که به زيارت در اين سند داده شده است چقدر است. يک موضوع هم تراز بسياري از موضوعات حتي صنايع برتر. در ادامه اين سند مسائل در بحث هاي مختلف تقسيم و درباره هر کدام توضيح داده شده است. اما درباره موضوع مهم زيارت فقط در يک بخش بحث شده است. در اين بخش هم به عنوان «ابعاد استراتژي هاي محور استراتژيک زيارتي، سياحتي و مذهبي» مطرح شده است. اين يعني حتي «زيارت» را مستقل نکرده اند که چند زيرشاخه درباره آن طرح کنند و توضيح دهند. بلکه همه اين مباحث را در يک بخش آورده و ذيل آن چند نکته مطرح شده است. نکاتي که ذيل اين عنوان مطرح شده هم اين هاست:

* الهام بخش در کلاس جهاني

* اعمال مديريت زنجيره اي صنعت گردشگري

* ايجاد زيرساخت ها و تأسيسات گردشگري

* بهره گيري از فناوري اطلاعات (IT)

خيلي روشن مي بينيد که در اين سند چقدر کم به محور اصلي آينده مشهد يعني زيارت و امام رضا(ع) توجه شده است. يعني فناوري اطلاعات يک بند دارد، گردشگري دو بند دارد اما زيارت به صورت صريح هيچ بندي ندارد يعني اين موارد را مي توان براي چشم انداز کيش هم ذکر کرد.

سوال من اين است که نسبت اين سند با نماد تمدن نوين اسلامي چيست؟ما بايد توجه داشته باشيم اگر اين نگاه محقق شود، مي توان ديگر مسائل را برطرف کرد. اما اگر نگاه درست نباشد ممکن است کارهايي مثل احداث چند اقامتگاه انجام شود، ولي در نهايت اتفاقي رخ نمي دهد. از نظر اسلامي مدينه را مطرح نکردم بلکه گفتم بالاخره آن ها فکر کرده اند، برايشان مهم بوده است و در نهايت يک هويت مستقل را هر چند اشتباه براي خودشان تعريف کرده اند.

 نگاهمان کاملاً اجرايي است

در حوزه اجرايي هم که آقاي برادران اشاره داشتند بايد بگويم ما به موضوعات، کاملاً اجرايي نگاه مي کنيم. من در اولين سالي که آقاي مهندس پژمان شهردار شده بودند، براي مصاحبه ويژه نامه نوروزي خدمت ايشان رسيدم و درباره معماري ميدان شهدا سوال کرديم. ايشان در پاسخ توضيحي شبيه همين حرف هاي آقاي برادران ارائه دادند و گفتند: مهندسان معماري کار مناسبي در حوزه معماري اسلامي ارائه نمي دهند.ما هم درک مي کنيم، چرا که خودمان هم درگير هستيم و از نزديک دشواري کار را حس کرده ايم. ما حدود ۳ سال براي ساختمان موسسه خودمان پيگيري کرديم تا بتوانيم آن را با يک معماري ايراني اسلامي بسازيم. گفتيم: ما که به موضوع معماري تأکيد داريم، حداقل خودمان ساختمان موسسه را خوب بسازيم. بنابراين مي دانم که براي تحقق اين امر چقدر مشکل وجود دارد، هر چند اکنون خيلي پيشرفت کرده ايم و اميدواريم. اما آن جا من به آقاي پژمان گفتم: شما مي توانيد. چون شما کارفرما هستيد و پول دست شماست. شما مي توانيد نگاه مهندسان معماري و مشاوران را فعال و مجبورشان کنيد در قالب نگاه شما فکر کنند و فقط شما و امثال شما کارفرمايان مي توانيد. شما بايد شرايطي فراهم کنيد که خروجي هايشان را ارائه دهند و اگر مشکل داشت دوباره تلاش کنند. اين يک نگاه کاملاً اجرايي است. شهرداري در وهله اول بايد آن بخش از کار را که به خودش مربوط است اصلاح کند. مثلاً طرح «تاش» را تعطيل کند و آن را دوباره با رويکردي جديد بنويسد. اين طرح به طور کامل و ذاتي اشتباه است چون در آن نگاهي جامع نيست و رويکرد نيز اقتصاد گردشگري است و بايد دوباره تدوين شود. در مرحله بعد بايد سند چشم انداز مربوط به خودش را اصلاح کند و آن بخشي که به عهده اش است را با رويکرد صحيح پيگيري کند. اين سند نشان دهنده نگاه شهرداري است. شهرداري که مي تواند نگاه خودش را اصلاح کند

و آن بخشي که به عهده اش است را با رويکرد صحيح پيگيري کند. علاوه بر اين مديران قدرت چانه زني دارند و مي توانند مديران بالاتر هم چون استاندار و رئيس جمهور را همراه کنند مخصوصاً اکنون که شهرداري مشهد در دوره جديد پيشرفت عظيمي کرده است و از وزن بالايي حتي در سطح کشور برخوردار شده است. مي توانند طرح پخته ارائه دهند و مديران را همراه کنند. اين موضوع يعني چانه زني در همه دنيا وجود دارد و در کشور ما خيلي تأثيرگذارتر از ديگر کشورهاست. يعني شهرداري مشهد (به ويژه با توجه به قدرتي که اکنون يافته است) مي تواند خيلي فراتر از سطح خودش تأثيرگذار باشد.

 تصميم پژمان براي پايان فعاليت در مسند شهردار

برادران: در پاسخ به نکته اي که درباره آقاي مهندس پژمان مطرح کردند بايد بگويم بالاخره هر آمدني رفتني دارد. اين موضوع به ويژه در شهر مشهد که ما قدر مديرانمان را نمي دانيم جدي تر است و از همين رو شاهد حضور پررنگ مديران مشهدي در بخش هاي گوناگون کشور هستيم. آن چه از آقاي مهندس پژمان نقد شد و ما هم به ايشان نقد کرديم، اين بود که تصميم گرفتند بعد از پايان شوراي شهر اين دوره در عرصه ديگري فعاليت کنند. آن عرصه هم هنوز مشخص نيست. با توجه به اين که خانواده شهرداري مشهد آقاي پژمان را جزو خود مي داند و ايشان تجربه هاي بسيار ارزشمندي هم دارد، دغدغه خانواده شهرداري اين است که حضور ايشان مستمر باشد و فرآيند سريعي که در توسعه و پيشرفت شهر شکل گرفته، ادامه داشته باشد.يک نگراني من که قصد دارم در اين فرصت به آقاي احديان منتقل کنم اين است که مباحث نظري طرح شده توسط ايشان مسائل خوبي است و ما مي پذيريم.اما تيتر مبحث را ما نمي پذيريم. ما در پيوست فرهنگي پيش قدم شديم. اولين شهري هستيم که به معماري اسلامي بودجه ويژه اي اختصاص داده ايم و گفته ايم هر کس نظري دارد، بيايد و براي ما تبيين کند.پس از نظر مباحث نظري ما با هم همسو هستيم.

 خودمان له شويم نمي گذاريم پروژه متوقف شود

اما از سوي ديگر اين که ما در سال حمايت از کار و سرمايه ايراني کار مي کنيم که سرمايه گذار کارش متوقف شود درست نيست. سرمايه گذار مجوز گرفته است و ما اگر خودمان «له شويم» اجازه نمي دهيم پروژه متوقف شود.

تورم ۳۵۰ ميليارد توماني هزينه پيش بيني نشده به شهرداري تحميل کرد

در همين تورم ايجاد شده که ناشي از فعاليت هاي دولت بود، ما توانستيم با همراهي شوراي شهر کارمان را ادامه بدهيم. طبق محاسباتي که داشتيم اين تورم ۳۵۰ ميليارد تومان هزينه پيش بيني نشده به شهر تحميل کرد.اما تصميم گرفتيم هر طور شده است، با صرفه جويي، مهندسي ارزش، برخي اصلاحات، افزايش راندمان توليد و … هيچ کدام از پروژه هاي خودمان را تعطيل نکنيم و اجازه هم نمي دهيم هيچ کدام از پروژه هاي بخش خصوصي و دولتي در شهر تعطيل شود.

فضاي رسانه اي مشهد مساعد نيست

(من از شما مي خواهم) چشم انداز و قوانيني که مصوبه دارد را محترم بشماريد و فضاي نامناسبي را در عرصه رسانه اي شهر ايجاد نکنيد.من مي توانم ۱۰ مورد افتخار کسب شده توسط معاونت خودمان طي همين هفته گذشته را برشمارم. همين ديروز ما عنوان کتاب اول کشور در زمينه برنامه ريزي شهري را کسب کرديم، ولي خبرش را منتشر نکرديم؛ چرا که احساس مي کنيم فضاي رسانه اي مساعد نيست. آقاي پژمان با هزينه ميزبان ۲۴ ساعت در گوانگجو حضور پيدا کرده و به نمايندگي از کلان شهرهاي جهان سخنراني کرده است. اين تيتر يک روزنامه خراسان نمي شود. اما در بين چندين هزار قرارداد اگر يک مورد داراي مشکل باشد آبروي تمام مديراني که من به سلامتشان قسم مي خورم، مي رود.

 پاسخگو هستيم

من پرونده هايي دارم که به خاطر مبالغ بسيار جزئي مديران ارشد شهرداري به دادگاه احضار شده اند، رفته اند و پاسخ داده اند.مديريت مسئوليت حقوقي است و ما هم پاسخگو بوده ايم.نکته جالب توجه اين است که مدير ما در شرايطي به دادگاه رفته که قرارداد مذکور در دوران قبل از مديريت او امضا شده است.ولي ما پاسخگو بوده ايم و اين روال دستگاه حقوقي است. اما من از شما درخواست دارم که اگر ما در حوزه نظري با شما هماهنگ هستيم در حوزه عملي هم شما اجازه بدهيد، سرعت اين قطار حفظ شود. فضاي موجود در مشهد زمينه هاي زيادي براي متوقف کردن اين قطار دارد.

 رويکردي حاکم نباشد که سرمايه گذار فراري شود

بياييد در مسائل مختلف کمک کنيد، اما رويکردي حاکم نباشد که سرمايه گذار فراري شود. يک سرمايه گذار هست و مي تواند سرمايه اش را در دبي و استامبول سرمايه گذاري کند، اما مي خواهد سرمايه اش را به مشهد بياورد. ما در سال حمايت از توليد ملي، از هر سرمايه گذار داخلي و خارجي که بخواهد در شهرمان شغل ايجاد کند، استقبال مي کنيم؛ هزينه اش را هم مي پردازيم، چون باور داريم اين موضوع براي شهرمان ضرورت دارد.

 برخي انتقادها از شهرداري ناشي از انگيزه هاي سياسي است

حالا هر کسي هر طور که مي خواهد و با هر هدفي حرفش را بزند. البته درباره شما مي دانم که نيتي جز دغدغه هاي ديني نداريد. اما مي دانيم در اين شهر افراد بسياري هستند که انگيزه هاي سياسي و «نگاه هاي مخالف حرکت» دارند و نبايد اجازه بدهيم نگاه اين ها حاکم شود. همين امروز خود شما نوشتيد که مشهد رتبه اول کشور در حمل و نقل را به دست آورده اين که در زمينه پژوهش ما رتبه اول دستگاه هاي اجرايي را کسب کرده ايم که نظر خودمان نيست، حاصل بررسي استادان دانشگاه زير نظر استانداري است. ما در حوزه سلامت اداري رتبه اول را کسب کرديم. در زمينه روابط بين الملل در حال حرکت به سمتي هستيم که با تاکيد بر ارزش هاي معنوي و ديني به شهرهاي مختلف الگو بدهيم.

 طرح تاش و چشم انداز را کنار نمي گذاريم

برادران ادامه داد:آقاي مهندس مي گويند طرح تاش را بگذاريد کنار ما نمي گذاريم. مي گويند چشم انداز را بگذاريد کنار، ما نمي گذاريم. اصلا ما مجري قانون هستيم، احترام به قانون همين جا نمايان مي شود. مگر چشم انداز مشهد را من نوشته ام. پيش نويس اين چشم انداز سال ۸۳ توسط شوراي شهر دوم نوشته شده است. ما چشم انداز را ننوشتيم، ولي از  آن حمايت مي کنيم.

دانشجو: من وکيل مدافع شهرداري نيستم. ولي به عنوان يک ناظر بي طرف و يک شهروند مشهدي که در اين شهر زندگي مي کنم، مي خواهم بگويم از سال ۸۶ و ۸۷ با رويکردي که آقاي مهندس پژمان داشتند و نيروهاي متخصصي که گرفتند سنگ بناي عظيمي در شهرداري گذاشته شد و بر هيچ کس پوشيده نيست. مجموعه شهرداري مشهد تا پيش از اين دغدغه برنامه ريزي شهري نداشت. اما امروز شرايط خيلي متفاوت است، هر چند با شرايط مطلوب فاصله داريم. بنابراين من تأکيد دارم اين ها را ببينيم. اما درباره نقدهايي که آقاي احديان به معماري اطراف حرم مطهر کردند، مي خواهم بگويم طبق مطالعاتي که من داشتم دريافتم تاکنون هيچ اجماع و تفسير واحدي درباره هويت معماري اسلامي و ايراني وجود ندارد. شهرداري مشهد اين جا مظلوم دارد واقع مي شود. در توسعه اطراف حرم شهرداري نقش نظارتي دارد و نهادهاي قدرتي وجود دارند که ساخت و سازها را انجام مي دهند. آيا رانت هايي که اين ها مي گيرند را پيگيري کرده ايد؟! اي کاش همه چيز را معطوف به شهرداري نکنيم. يک سوال هم از آقاي برادران دارم درباره شهردار بعدي مشهد. اکنون با توجه به نزديک بودن انتخابات شوراي شهر زمزمه هايي مطرح مي شود. آيا امکان ابقاي مهندس پژمان وجود دارد؟ما هم عملکرد شهرداري را مزيت مي دانيم اما…احديان در پاسخ به سوال اين دانشجو چنين گفت: ما هم باور داريم که در دوره کنوني مديريت شهري اقدامات ويژه اي در شهر انجام شده است. به نظر مي آيد مجموعه عملکرد اين دوره قابل مقايسه با ديگر دوره ها نيست. به ويژه اين که شهرداري در بخش اقتصادي مجبور بوده است بيشتر با درآمدهاي خودش هزينه ها را مديريت کند. اما اصل بحث ما و بخش هايي که از آن انتقاد مي شود بدين دليل است که معتقديم «شهرداري» کارفرمايي بزرگ و ناظر اصلي در عمده بخش هاي مورد بحث ماست. از اين رو اگر اين نهاد در مديريت شهري مشهد نگاه هايش را مبتني بر اين دغدغه ها اصلاح کند مي تواند آن را اجرا کند که اگر هم نخواهد و اراده نکند اين مطالبات هيچ گاه اجرا نخواهد شد. علاوه بر اين شهرداري به عنوان يک نهاد مهم و تأثيرگذار مي تواند در زمينه مطالبه گري و چانه زني با نهادهاي فرادستي و نهادهاي همکار عمل کند.

 اين نقد را مي پذيريم

احديان درباره اين که چرا روزنامه خراسان در مقابل برخي نهادهاي قدرت که در بافت پيراموني حرم مطهر بلندمرتبه سازي کرده اند واکنش نشان نمي دهد، گفت: اين نقد را مي پذيرم و براي اصلاح آن تلاش مي کنيم اما اين موضوع نافي نقص و ضعف شهرداري نيست که مجوز احداث چنين بناهايي را صادر کرده است.

 اگر از اين فاجعه تاريخي جلوگيري نکنيم بعدا قابل جبران نيست

احديان در بخش پاياني سخنانش ضمن تشکر از بيان مطالب توسط حجت الاسلام دکتر غمامي از استادان دانشگاه آزاد مشهد و وعده در نظر گرفتن نکات مطرح شده توسط ايشان تأکيد کرد: مي توانيم و بايد از رخ دادن يک فاجعه تاريخي در مشهد جلوگيري کنيم که اگر امروز در خصوص آن اقدام نکنيم، سال هاي بعد هيچ کاري از دست هيچ فردي برنخواهد آمد.درباره عملکرد آقاي پژمان هم معتقدم با کارهاي درستي که در اين مجموعه انجام شده است موافق هستيم و از آن حمايت مي کنيم. وي تصريح کرد: اگر از من درباره شهردار آينده بپرسند، آقاي پژمان را پيشنهاد مي دهم.به طور قطع اگر شهرداري در مسير اصلاح نگرش حرکت کند و نگاه هاي جزمي را کنار بگذارد ما نيز حاضريم اين نهاد را در زمينه امور کارشناسي و رسانه اي ياري دهيم.

نقدها را مي پذيريم اما…

برادران نيز در بخش پاياني مطالبش چنين يادآور شد:در حوزه برنامه ريزي شهري نقدها را مي پذيريم اما در حوزه اجرا اجازه دهيد که روند کنوني ادامه پيدا کند.در عين حال اين گونه کرسي ها در نقد عملکردها بايد با حضور استادان حوزه و دانشگاه و دانشجويان و رسانه ها برگزار شود. ما اعلام آمادگي مي کنيم که در چنين جلساتي نقدها را بشنويم و درباره آن به بحث بنشينيم.احديان نيز در بخش پاياني سخنانش تأکيد کرد: آن چه مشهد بايد باشد با آن چه در حال حرکت به سمت آن هستيم خيلي فاصله دارد و اين يک فاجعه تاريخي است و بايد از آن جلوگيري کنيم. اگر امروز اقدام نکنيم سال بعد هيچ کاري از دست کسي برنمي آيد.

منبع: روزنامه خراسان

گم شدن هویت زیارتی در توسعه مشهد

اشاره: آنچه در ادامه می‌آید گزارشی مختصر از مناظره محمد سعید احدیان، سردبیر روزنامه خراسان و محمد مهدی برادران، معاون برنامه‌ریزی و توسعه شهردار مشهد پیرامون «مسایل اجتماعی فرهنگی پایتخت معنوی ایران اسلامی» می‌باشد.
مشروح مناظره را میتوانید در این لینک مطالعه کنید.

مناظره با موضوع «مسایل اجتماعی فرهنگی پایتخت معنوی ایران اسلامی» عنوانی بود که دانشجویان مشهدی را در دانشکده حقوق دانشگاه آزاد مشهد جمع کرده بود تا نقطه نظرات محمد سعید احدیان، سردبیر روزنامه خراسان و محمد مهدی برادران، معاون برنامه‌ریزی و توسعه شهردار مشهد را در این باره بشنوند. مناظره ای که در همان یکی دو اظهار نظر ابتدایی جای خود را با مباحثه پیرامون اختلاف نظرها درباره چشم انداز آینده مشهد عوض کرد.

البته براداران نیز در همان نطق ابتدایی اشاره کرد که عنوان مناظره بدون اطلاع من برای این جلسه انتخاب شده است اما در ادامه تفاوت دیدگاه ها بحث را به جایی رساند که احدیان گفت: «اگر درباره بهسازی بافت فرسوده پیرامون حرم مطهر همین شیوه ادامه داشته باشد، ما براساس تکلیف رسانه ای مان نقد و پیگیری رسانه ای آن را رها نمی کنیم.»

شکاف طبقاتی در مشهد بیشتر از تهران!

به گزارش “رصد” پایگاه تحلیلی دفتر پژوهش روزنامه خراسان، معاون شهردار مشهد گفت: هیچ کار و فعالیتی در مجموعه شهرداری مشهد تمام عیار نبوده است، مشهد در عرصه هایی دچار ضعف هایی نیز می باشد که بر جمع حاضر پوشیده نیست.

برادران در توضیح این ضعف ها و  مشکلات، اظهار داشت: اعتیاد، بی‌عدالتی، تبعیض، فقر و شکاف ۱۷برابری طبقاتی در حالی که شاخص این شکاف در کشور ۱۰برابر است از جمله مشکلات شهر مشهد هستند. وی در ادامه به مسایلی چون مهاجرت اتباع بیگانه و تبعات آن و وجود نحله های فکری دارای انحرافات عقیدتی نیز اشاره و آن را از مشکلات کلان شهر مشهد دانست.

برادران ادامه داد: فرهنگ ضعیف ترافیکی یکی از نقاط ضعف مشهد به شمار می رود.

وی فضای کاری و مدیریتی مشهد را برای فعالیت مدیران کارآمد نامناسب دانست و با اشاره به حضور تاثیرگذار مدیران مشهدی در سایر نقاط کشور از فقدان روحیه انجام کار جمعی و صادرات مسئولان بومی از این شهر انتقاد کرد..

از فاجعه تاریخی جلوگیری کنیم!

اما احدیان به تعبیر خود، صحبتش را با یک تیتر آغاز کرد «از فاجعه تاریخی جلوگیری کنیم» او با این تیتر قصد انتقاد از فضای معماری و ساختمان سازی در مشهد و به خصوص اطراف بارگاه امام هشتم(ع) را داشت و گفت: اگر این فاجعه تاریخی شکل بگیرد ما هرکدام به اندازه ای در آن سهیم هستیم و باید امروز برای جلوگیری از آن کاری انجام دهیم. قطار پیشرفت در مشهد به حرکت درآمده و در حال ساخته شدن است. اما این قطار به کدام سو می رود؟ آن چه ما می بینیم ساختمان هایی است که در سراسر مشهد در حال ساخته شدن هستند اما از کمترین هویت لازم برخوردارند.

در شهری مانند مدینه بافت پیرامونی مسجد نبوی به طور واحد از یک هویت خاص معماری بهره مند است به شکلی که اگر به طور مثال یکی از هتل های مدینه را به مشهد انتقال دهیم، حجاج با دیدن آن ساختمان در مشهد می گویند این بنا همانند ساختمان های شهر مدینه است. در پاریس نیز بافت قدیمی شهر را حفظ کرده اند و بازسازی بناها نیز براساس همان هویت انجام می شود. البته در عین حال منطقه جدید و مدرنی نیز در قسمت دیگر شهر احداث شده است تا آسیبی به آن وارد نشود.

هویت مشهد زیارتی است یا تجاری و تفریحی!؟

سردبیر روزنامه خراسان انتقادات خود را از ساخت و سازها در مشهد این طور ادامه داد: کاربری بناهای درحال ساخت رویکرد اقتصاد گردشگری را در پیش گرفته اند، کاربری ها تجاری، رفاهی، اقامتی خدماتی و تفریحی هستند. در شهر دبی نیز همین کاربری ها تعریف می شوند.

وی با طرح چند سوال بر هویت زیارتی مشهد تاکید و عنوان کرد: پس هویت و تفاوت پایتخت معنوی ایران در چیست؟ کاربری های فرهنگی جایشان در این میان بسیار کم رنگ است. چند فرهنگسرا نمی توانند در این موضوع تاثیر خاصی داشته باشند. آیا در ساخت خیابان های اطراف حرم با خیابان های دورتر از آن نباید تفاوتی وجود داشته باشد؟ ضعف دیگر این است که در ساخت پیرامون حرم مطهر نگاه جامع و کلی وجود ندارد بلکه هر بخش به صورت پاره هایی جدای از هم درحال تغییر است.

احدیان سوال دیگری را مطرح کرد و از مدیریت شهری خواست تا درباره آن بیشتر فکر کند. وی سوال کرد: اگراقدامات ما مشهد را تبدیل به شهری کند که مردم همانند دبی و کیش برای خرید و تفریح به آن سفر کنند و در کنار آن زیارت هم بروند؛ آیاخوب است یا بد؟آیا در این باره فکر کرده ایم. البته در این باره نظر کارشناسی ندارم و تنها پرسش می کنم. ولی باید برای آن پاسخی پیدا کنیم.

مشهد چگونه باید پیشرفت کند؟

برادران از سردبیر روزنامه خراسان خواست تا در ابتدای صحبت ها تیتر را انتخاب نکند و بدون پیش فرضی مانند رخداد فاجعه تاریخی؛ اجازه دهد تا مخاطب با صحبت ها همراه شود. وی اذعان داشت: با توجه به اینکه در مجموعه شهرداری مشهد کارشناسان و مدیران متدین و متعهدی در حال کار هستند و دغدغه های مشترکی در این باره نیز مطرح شده، آقای مهندس باید این احتمال را در نظر بگیرند که در این باره فکر و اظهار نظرهایی نیز انجام شده باشد. این که مشهد به کجا می رود یا به کجا باید برود رویکرد راهبردی مناسبی است، البته در این میان چگونه باید به آن جا برود را هم می بایست درباره اش صحبت کرد.

معاون شهردار مشهد از تایید اقدامات انجام شده و رویکرد منصفانه احدیان نسبت به پیشرفت های صورت گرفته در شهر تشکر کرد و گفت: برخی موضوع پیشرفت را منکر می شوند.

توسعه چند هسته ای را برای مشهد مناسب نمی دانیم

وی در ادامه به آمارهایی از تعداد پروژه های در حال انجام مشهد اشاره و از شاخص های در حال رشد شهر سخن گفت. برادران یادآورشد: مقایسه مشهد، پاریس و لندن اشتباه است. ما نمی توانیم توسعه چند هسته ای را در دستور کار قرار دهیم چرا که اینجا همه چیز ازجمله بازارها، خیابان ها و مراکز اقامتی بایستی بر محور بارگاه منور رضوی توسعه پیدا کنند. تاکید بر حفظ بافت قدیمی پیرامون حرم نباید منجر به ارائه خدمات نامطلوب به زائر شود.

معاون شهردار مشهد با اشاره به صحبت های اخیر رییس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران مبنی بر ضعف فرهنگی در نهادها و سازمان ها و کل کشور تصریح کرد: ما قبول داریم که در عرصه فرهنگی ضعف داریم و بیشتر باید کار کنیم. برنامه ریزی ها در این باره صورت گرفته است اما این مربوط به کل کشور است و تنها محدود به مشهد نیست.

اسکان ارزان قیمت به جای افزایش هتل های ۵ ستاره

احدیان انتقاد های خود را درباره ساخت و سازهای مشهد این گونه ادامه داد: ما نیز می پذیریم که باید با مصالح قرن ۲۱ ساختمان سازی کنیم و با وجود هتل برای رفاه حال زائر در مشهد مخالف نیستیم اما چرا بایستی تسهیلات به سمت ساخت هتل های ۵ستاره سرازیر باشد و اسکان ارزان قیمت برای زائران مهیا نشود. وقتی زائری با بضاعت اندک به مشهد می‌آید به ناچار به کمپ‌ها یا منازل اجاره ای روی می آوردو یا در کنار خیابان چادر می زند. این برای زائر احساس سرخوردگی می‌آورد.

سردبیر روزنامه خراسان در اختیار گذاشتن تسهیلات برای ساخت هتل های ۵ ستاره را متوجه شهرداری ندانست و نهادها و مسئولان دیگر را در این رابطه مقصر شمرد. وی اظهار کرد: نمی خواهم با انتقادات، کارهای انجام شده را نادیده بگیرم. امروز مشهدی ها احساس هویت و پیشرفتی نسبت به دیگر شهرها در مقایسه با گذشته پیدا کرده اند که ارزشمند است.

طرح ” تاش” ضعف دارد

احدیان درباره زیرساخت های فرهنگی مثالی از نبود موزه ای جذاب در مشهد آورد و گفت: زائری که به مشهد می آید باید موزه ای تاریخی فرهنگی را ببیند تا با تاریخ و هویت شیعی در بازدید از آن آشنا شود. انقلاب اسلامی بر اساس گفته مقام معظم رهبری تمدن نوینی را به ما عرضه می کند. جایگاه مشهد به عنوان پایتخت معنوی ایران در این تمدن کجاست؟ مشهد ظرفیت الگو شدن در تمدن نوین اسلامی را داراست. زیر ساخت های آن نیز نرم افزاری و سخت افزاری است و شهرداری در بخش سخت افزاری الگو سازی مشهد نقش و مسئولیت مهمی را دارد.

سردبیر روزنامه خراسان بر لزوم ترسیم چشم اندازی روشن برای مشهد تاکید و بیان کرد: شنیده شده که در مجموعه شهرداری برخی گفته اند این چشم انداز فعلی را قبول نداریم. ما نیز به سند موجود انتقاداتی داریم اما صرفا قبول نداشتن آن درست نیست باید مدیریت شهری برای اصلاح آن اقدامی کند.

وی طرح” تاش”، طرح کنونی سامان دهی بافت پیرامون حرم مطهر را نامناسب دانست و گفت: من نیز اگر جای مدیران کشوری بودم به این طرح بودجه نمی دادم. زمانی که برنامه و افق درستی را برنامه ریزی کنیم بودجه ها نیز جذب خواهد شد.

۱۴ پروژه اسکان ارزان قیمت در حال ساخت

برادران در پاسخ به احدیان و اظهار نظری صریح گفت: طرح تاش را کنار نمی گذاریم چون ما دستگاه مجری هستیم. دستگاه اجرایی نمی تواند نسبت به قوانین و طرح هایی که برای اجرا به دستش می رسد این گونه رفتار نماید. البته برای اصلاح آن می توان اقدام کرد. درباره اسکان ارزان قیمت هم ۱۴ پروژه در حال ساخت در اطراف حرم مطهر برای زائران با فرض تراز صفر در حال ساخت است. شهرداری در این پروژه ها به دنبال سود نیست و زمین و پروانه را به افرادی که عام المنفعه برای اسکان ارزان قیمت زائران آماده ساخت باشند، رایگان واگذار می کند. شهرداری در منطقه ثامن مشهد تراز صفر را برای خود در نظر گرفته است و درآمدها را در همان منطقه صرف می کند.

معاون شهردار مشهد با انتقاد از گزارش سایت مشرق و تیتر آن درباره پروژه های در حال ساخت در مشهد با عنوان «۴۸ پروژه‌ای که سیمای معنوی مشهد را نابود خواهد کرد» اظهار تاسف کرد: کاش در همه موارد برای پایتخت معنوی ایران دغدغه داشته باشیم و درباره وعده هایی مانند بودجه زیارت، نرسیدن گازوئیل کم گوگرد به مشهد، عدم وصول یارانه حمل و نقل و … نیز پیگیری شود. در این گزارش به پروژه هایی اشاره شده که برخی از آن ها در مشهد نیست و برخی دیگر نیز مانند مجتمع های آبی و ورزشگاه ثامن، مشهد به آن ها نیاز دارد. آیا وجود ورزشگاه و مجتمع آبی در یک شهر با معنویت آن در تناقض است؟

حاشیه های مناظره

– برادران در پاسخ به سؤالی در مورد ماندن پژمان در سمت شهردار مشهد گفت: هر آمدنی یک رفتنی دارد و روزی به پایان می‌رسد، اما شهردار مشهد قبلا هم اعلام کرده که پس از پایان دوره کاری شورای شهر از این سمت خواهد رفت.

– برادران از تحمیل ۳۵۰میلیارد تومان هزینه اضافی بر پروژه های شهری مشهد خبر داد و آن را ناشی از تورم های سال جاری دانست. وی گفت: برای انجام پروژه‌ها اگر خودمان هم له شویم، نمی‌گذاریم سرمایه‌گذار آسیبی ببیند و پروژه متوقف شود.

– یکی از حاضران از سردبیر روزنامه خراسان به خاطر موضع نگرفتن وی در مورد فتنه سال ۸۸ ، خبرهای یک دوماه اخیر درباره خانواده آقای هاشمی رفسنجانی و وقف دانشگاه آزاد انتقاد کرد که احدیان در پاسخ گفت: اینکه شما روزنامه خراسان را نمی‌خوانید، تقصیر ما نیست، ما جواب‌های مستند و محکمی به برخی رفتارهای آقایان موسوی و کروبی داده‌ایم و اسناد آن نیز در قالب سرمقاله و یادداشت‌های متعدد وجود دارد. در مورد فتنه کتابی چاپ کرده ایم که پاسخ به دو نامه آقای موسوی بود که تا کنون نظیر آن را ندیده ام. در مورد وقف دانشگاه آزاد هم عده‌ای به دنبال بهره‌برداری سیاسی بودند،‌ قرار بود دانشگاه آزاد به کجا برود و حالا کجاست؟‌ قرار نیست در معامله‌های سیاسی به کسی سواری بدهیم.

– احدیان همچنین در پاسخ به انتقاد چند تن از حاضران از عملکرد شهردار مشهد،‌ با دفاع از فعالیت‌های صورت گرفته در شهر مشهد، گفت: مشکلات و عیب‌هایی در عملکرد شهرداری مشهد وجود دارد، اما اگر از من برای شهردار آینده نظر می‌خواستند، من از مهندس پژمان دفاع می کردم.

– معاون شهردار در پاسخ به سؤال در مورد میزان پول هزینه شده برای ساخت‌وسازها در حوزه دفتر شهردار مشهد گفت: واقعا این سؤال نخ‌نما شده است و بارها و بارها به آن پاسخ داده‌ایم. سوال کننده تنها با یک جست و جوی اینترنتی می توانست به پاسخ های داده شده دست پیدا کند.

 منبع: رصد