چرا به رویه‌های خلاف قانون در سایر دانشگاه‌ها طی هشت سال اعتراض نکردید؟

جنبش عدالتخواه دانشجویی در پی انتشار نامه‌ای از رئیس جمهور به وزیر علوم پیرامون عزل چند تن از روسای دانشگاه‌های تهران، طی نامه‌ای خطاب به محمود احمدی نژاد رئیس محترم جمهور نکاتی پیرامون رویکردهای خلاف قانون در قبال مجوز فعالیت تشکلها و نشریات دانشجویی، برخوردهای امنیتی با فعالیت‌های دانشجویی، جلو انداختن تاریخ امتحانات مطرح کرد و تصمیم اخیر ایشان را کیسه دوختن دولت برای استفاده از فضای دانشگاه‌های تهران و اقدامی جهت مهندسی فضای دانشگاه‌ها دانست.

متن کامل این نامه بدین شرح است:

جناب آقای دکتر احمدی نژاد

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

سلام علیکم

هفته گذشته نامه شما پیرامون برکناری برخی روسای دانشگاههای تهران در رسانه‌هایتان منتشر شد که بلافاصله واکنش هایی در پی داشت. ما اما با آنکه سالهاست بر سر این مسائل خون دل می خوریم؛ لکن با قدری تأمل و تدبر نکاتی چند را با حضرتعالی و مدیریت تحت نظرتان در میان می‌گذاریم. امیدواریم در این روزهای پایانی از هشتمین سال فعالیت دولت که ظاهرا دغدغه فضای دانشگاه پیدا کرده‌اید شنیده شود.

نامه با چنان رویکردی و بالاخص رسانه‌ای شدن در برهه نزدیک ایام انتخابات بیش از آنکه نشان دهنده دغدغه حضرتعالی برای حراست از آزادی و آزادگی باشد، کیسه دوختن دولت برای استفاده از فضای دانشگاه‌های تهران در انتخابات آتی را به ذهن متبادر می‌کند.

نمی‌خواهیم بر تمام عملکرد روسای دانشگاه‌های مورد اشاره در نامه حضرتعالی صحه بگذاریم، چرا که سیاست‌های سلیقه‌ای خلاف قانون – بالاخص در دانشگاه تهران-  امری است که در طول دو سال اخیر چندین بار مورد اعتراض دانشجویان عدالتخواه قرار گرفته است. اما مسئله اینجاست که چرا رئیس جمهور محترم و تیمشان پس از هشت سال و آنهم صرفا برای برخی از دانشگاه‌ها بدین نتیجه رسیده‌اند که نوع مدیریت آن در شأن دانشگاه و دانشگاهیان کشور نیست؟!

جهت اطلاع ریاست محترم جمهور باید عرض کنیم مواردی همچون فضای علم، اخلاق، آزادی و آزادگی و لزوم رویکرد غیر امنیتی که در نامه‌تان منعکس کرده‌اید سالهاست که دغدغه دانشجویان عدالتخواه و آزاده کشور است که نه صرفا در دو سه دانشگاه تهران، بلکه در اکثر دانشگاه‌های کشور رویه‌های خلاف آن پیگیری می‌شده است.

تجربه تلخ بسته و امنیتی شدن فضای دانشگاه در دوران به اصطلاح سازندگی و نیز دولتی شدن و آلت دست احزاب شدن در دوران به اصطلاح اصلاحات تجربه‌های تلخی است که جنبش دانشجویی در ذهن خود دارد و مطمئنا نخواهد گذاشت دولتی دیگر فضای دانشگاه را مهندسی کرده و در لوای شعارهای مقدس اهداف نامقدس را پیگیری کند.

البته محتمل است طبق رویه‌های سابق، رئیس جمهور محترم بخواهد با انداختن مشکلات بر گردن یک نفر و عزل وی انگشت اتهامات را از خود بردارد ولی باید متذکر شد که این حنا دیگر رنگی ندارد! اگر حقیقتا دلسوز فضای دانشگاه بودید باید خیلی زودتر از این به رویه‌ها و نه صرفا برخی مصادیق محدود اعتراض می کردید.

جناب آقای احمدی نژاد

آیا می‌خواهید لیست برخوردهای خلاف قانون با تشکلها، نشریات و فعالین دانشجویی از دانشگاه‌های فردوسی، علامه طباطبایی(ره)، تهران، علم‌و‌صنعت، کرمان، شاهرود، شیراز، مرودشت، اردبیل – که صرفا تجربیات این یک سال جنبش عدالتخواه دانشجویی می‌باشد – در کنار تجربیات تلخ سالهای گذشته و نیز تجربیات تشکل های آزاده دیگر که به خرواری از مصادیق بی‌قانونی‌ها و بدسلیقگی‌ها منجر شده است را با شما در میان بگذاریم تا شاید در این پایان کار دولت به عمق فاجعه پی ببرید؟

البته نمی‌خواهیم نفس برخورد را زیر سوال ببریم چرا که برخورد با قانون‌شکنان و هرج‌ومرج خواهان مطابق قانون و شرع، کاری بجاست ولی مسئله این است که مسئولین از یک طرف بی‌قانونی عده‌ای هرج و مرج خواه را علم می‌کنند و از طرف دیگر خود، قانون مورد استنادشان را زیر پا می‌گذارند.

رئیس محترم جمهور

مسئله دیگر که در این روزهای نزدیک انتخابات ریاست جمهوری ذهن بسیاری از دانشجویان را درگیر کرده جلو کشیده شدن  تاریخ امتحانات پایان ترم دانشجویان دانشگاه‌های آزاد و دولتی است. اقدام عجولانه‌ای که ظاهرا به منظور تعطیلی دانشگاه‌ها قبل از برگزاری انتخابات انجام پذیرفته و صرفا با منطق محافظه‌کارانه قابل توجیه است. این تصمیم در کنار آسیب‌هایی که به کیفیت علمی دانشگاه ها دارد، به کاهش نشاط سیاسی دانشگاه و در پی آن جامعه در ایام انتخابات منجر خواهد شد که مطمئنا نفع هیچ کس در آن نیست. اگر دلسوزی مسئولانی که این روزها بیش از پیش دغدغه دانشگاه پیدا کرده‌اند حقیقی است، خوب است برای حل این مسائل نیز عکس العملی نشان دهند.

رئیس محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی

در نامه‌تان از شأن دانشگاه، رویکردهای غیر علمی و سیاسی در قبال دانشگاه و نیز اعتقاد به جوانان برومند دانشجو سخن به میان آورده‌اید. آیا حفظ جایگاه و شأن نخبگان دانشگاهی کشور این نیست که زمینه مطرح شدن انتقادات آنها به مسئولین را فراهم سازیم؟! سوال این است که آیا شما و دولت مطبوعتان به وظیفه پاسخگویی و حضور در جمع‌های دانشجویی و گوش دادن به انتقادات «جوانان برومند دانشجو» عمل نموده‌اید؟! آیا نمی‌شد طوری عمل کرد تا هر ساله شاهد گلایه رهبر انقلاب از پاسخگویی مسئولین و توصیه به آنها برای حضور در جمع‌های دانشجویی نباشیم؟

شما که در پاسخ به انتقادات نمایندگان تشکلهای دانشجویی در افطار دانشجویی سال گذشته فرمودید برخی اقدامات وزیر علوم مورد تأییدتان نیست، چرا تا حال هیچ اقدام جدی در این زمبنه صورت ندادید؟

با این حال، به نظر می رسد هنوز هم فرصت اندکی برای پاسخگویی پیرامون برخی مسائل مطرح شده در این سطور از جمله رویکردهای خلاف قانون در قبال مجوز فعالیت تشکلها و نشریات دانشجویی، برخوردهای امنیتی با فعالیت‌های دانشجویی، جلو انداختن تاریخ امتحانات و مسائل مطرح نشده در این سطور همچون مسائل آموزشی دانشجویان، اختصاص بورس‌های تحصیلی مختلف به افراد خودی وزارت علوم، نحوه گزینش هیئت‌های علمی دانشگاه‌ها، پذیرش دانشجوی پولی و غیره، باقی است و دانشجویان از حضور مسئولین برای پاسخگویی استقبال می‌کنند.

والسلام علیکم و رحمة الله

جنبش عدالتخواه دانشجویی

بیانیه مشترک سه اتحادیه دانشجویی پیرامون تخریب و بازسازی قبور شهدا

 

جنبش عدالتخواه دانشجویی، بسیج دانشجویی دانشگاه‌های سراسر کشور و اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل طی بیانیه‌ای مطرح شدن مجدد بحث تخریب و یکسانسازی قبور شهدا را محکوم کردند.

متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

امسال در حالی مردم و خانواده شهدا عید خود را بر سر مزار شهدا می‌روند که چندی پیش خبرهای ناگواری مبنی بر از سر گیری طرح تخریب و بازسازی قبور شهدا از سمت مسئولین امر در اخبار رسانه‌ها منتشر گردید. طرحی که اجرای آن در برخی نقاط کشور فاجعه نابودی « مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاي آزادگان» و از بین رفتن بهترین سند و «زبان گویای» فرهنگ اصیل شهادت و اسلام ناب در مسلخ سنگ‌های یک‌دست بی‌روح را باعث شد که هنوز به عنوان نشان مدیریت نامأنوس با فرهنگ جهاد و شهادت دل بازماندگان و عاشقان را می‌آزارد.

باید گفت تاکنون در راستای عمل به قوانین مصوب برای گلزارهای شهدا، در بعضی از گلزارها اقدام به دیوارکشی،مسقف نمودن و  ایجاد مراکز فرهنگی و امکانات رفاهی شده است؛ که جای تقدیر دارد؛ اما مسئله اصلی و آنچیزی  که باید به مسئولین شهرداری تهران، سازمان بهشت زهرا(س)و بنیاد شهید متذکر شد نحوه اجرای این طرح نسبت به قبور و حجله‌ها و سایر نمادهایی است که ارزش معنوی و تاریخی دارد.

طبق اساسنامه بنیاد شهید یکی از وظایف این بنیاد حفظ و مرمت گلزارهای شهداست که مصوبه هیئت وزیران در سال 83  نیز بر این مسئله تاکید دارد. ولی آنچه در عمل رخ داد  تخریب و یکسان سازی مزار شهدا بود که اعتراضات و نارضایتی ها در مصوبه شورای هماهنگی  و نظارت بر امر ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در تاریخ 88/5/4 منعکس گردیده است.

 در این مصوبه به  دو محور اصلی اشاره شده است. یک: عدم رعایت مسئله مرمت و از بین بردن اصل اثر فرهنگی- تاریخی و دو: شیوه کسب اجازه از خانواده های شهدا.

خانواده های شهدا از روی حسن ظنی که به مسولین امر دارند قبل از اجرای طرح معمولا اعتراضی ندارند ولی بعد از اینکه طرح به مرحله اجرا رسید؛ اکثر خانواده ها ناراضی اند. دردا که حامی قانونی خانواده های شهدا در اجرای طرح به آنها خیانت کرده است.

پیشکسوتان جهاد و شهادت و فعالان و جهادگران عرصه فرهنگ کشور و جریانات دانشجویی طی این سالها مراتب انتقاد و اعتراض خود را با بیانیه ها و مصاحبه ها به گوش مسوولین رسانده اند، ولی طرح مذکور فقط در چند گلزار متوقف شده است که آنهم نتیجه فشار رسانه ای و پیگیری‌ها و فشار خانواده شهدا و دغدغمندان فرهنگی بوده است.

پیرامون مسئله رضایت خانواده شهدا همیشه به عنوان یک مسئله انحرافی توسط مجریان و کارفرمایان مطرح شده است باید گفت اولا عموم خانواده‌های شهدا از این طرح ناراضی هستند. ثانیا مسوولین امر میخواهند با طرح این شرط، غرض اساسی طرح را که «مرمت» گلزارهای شهدا است را به حاشیه ببرند و هدف اصلی خود یعنی «تخریب و بازسازی»  را توجیه کنند.

واژه مرمت در ادبیات حقوقی و ادبیات حفظ میراث فرهنگی تعریف مشخصی دارد و معنای تخریب و یکسان سازی هیچ اشتراک معنایی با مرمت ندارد. بدیهی است آن چیزی که تا الان در این طرح در جریان بوده است تخریب و یکسان سازی نام دارد.

مرمت همان فرآیندی است؛ که در بازسازی آثار تاریخی گذشتگان توسط سازمان میراث فرهنگی انجام می شود. تخریب و یکسان سازی، آن کاری است که تا الان در راستای این طرح در کشور مثل قطعات 40 و 44 بهشت زهرا سلام الله علیها انجام شده است.

برداشتن حجله ها و سنگ مزار شهدا و بهم ریختن فضای اصیل معنوی و عاطفی که توسط خانواده های شهدا شکل گرفته است؛ معنای تخریب و یکسان سازی دارد.

در مرمت هیچه حجله ای تخریب نمیشود. در مرمت هیچ سنگ مزاری تخریب نمیشود.

در مرمت برای حفظ اثر از گزند آفتاب ، باران ، سرما و گرما ، آن اثر را زیر سقف نگه میدارند. ولی به اثر گزندی وارد نمیشود.

 حضرت امام )رضوان الله تعالی علیه( در نظر صریحی پیرامون حفظ مواریث فرهنگی – معنوی فرمودند (از قول مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی . 1391/06/21 ه.ش): “قضیّۀ دیگری را نقل می‌کنم. این را بسیاری از دوستان وآقایانی که در قم هستند هم می‌دانند. بعد از انقلاب دارالشفا را می‌خواستند خراب کنند و بسازند. به محضر ایشان(حضرت امام) آمدند تا برای تخریب اجازه بگیرند. ایشان این جمله را فرمودند: «هر یک‌دانه از این خشت‌ها و آجرها که برای تعمیر دارالشفا عوض شود و یک آجر جدید بیاید، به همان مقدار از قداست اینجا کاسته خواهد شد.» این حرف‌ها در حوزه‌های علمیّۀ ما مسخ و نسخ شدند و مسیرها دارد عوض می‌شود.”

همچنین امام خمینی(ره) میفرمایند “همين تربت پاك شهيدان است كه تا قيامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاي آزادگان خواهد بود.” و “قبور شهدا زبان گويايى است كه به عظمت روح جاويد آنان شهادت مي دهد.”

ایشان در پیام پیرامون سياستهاى كلى نظام در دوران بازسازى می فرمایند: “حفظ و نگهدارى تركيب يك يا چند شهر خراب شده در جنگ به منظور ترسيم علنى تجاوز دشمنان عليه انقلاب و كشورمان و نشان دادن قدرت دفاع و مقاومت قهرمانانه ملت كه آيندگان فقط به اسناد و نوشته‏ها بسنده نكنند. البته اين كار با رضايت كامل صاحبان املاك و با ايجاد شهرهاى مجاور بايد انجام شود”

توجه به نظرات حضرت امام رحمت الله علیه ابعاد دیگر خسارت جبران ناپذیری که در اکثر گلزارهای کشور اتفاق افتاده است را روشن مینماید.

ما دانشجویان و فعالان فرهنگی تخریب و بازسازی مزار شهدا را مخالف بیانات رهبر کبیر انقلاب، هنر متعهد و قانون و همچنین اسراف بیت المال در اقدامات تجملاتی میدانیم و بنا به رسالت مطالبه‌گری و حفاظت از دستاوردهای انقلاب اسلامی خواهان آن هستیم که طرح متوقف شود تا حال که در این چند ساله بسیاری از گلزارهای کشور به دست نهادهای مسوول حفظ آنها از بین رفت حداقل بهشت زهرای (س) تهران برای آیندگان بماند.

مطمئنا اگر در هر طرحی و به هر بهانه ای به این اثر تاریخی – معنوی گزندی وارد شود؛ طبق بند میم وصیت نامه حضرت امام خمینی(ره) خود به مقابله با آن بر خواهیم خواست. ان شا الله چنین نشود.

جنبش عدالتخواه دانشجویی

اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل

بسیج دانشجویی دانشگاه های سراسر کشور

 

به فکر امنیت سیستان هم باشید

تشکلهای دانشجویی دانشگاه زابل در نامه‌ای به مصطفی نجار وزیر کشور اعتراض خود را نسبت به تغییر مکان مجمع آموزشی-نظامی ولی عصر(عج) را ابراز داشتند و خواستار برخورد با زورگیران مناطق حاشیه کشور شدند. متن کامل این نامه بدین شرح می‌باشد:

وزیر محترم کشور

سلام علیکم
گفته ها، شنیده ها و شواهد حکایت از آن دارد که مجتمع آموزشی- نظامی ولی عصر(عج) زابل با دستور مسئولین امر در حال انتقال به مکان دیگر است. اتخاذ چنین تصمیمی که ناشی از عدم اشراف کافی مسئولین تصمیم گیرنده از اوضاع منطقه است، موجبات برخی تحرکات و عکس العمل ها را در اقشار مختلف مردم؛ اصناف، کسبه، روحانیون و طلاب، دانشجویان و جامعه علمی و.. را در منطقه فراهم کرده است.
در این راستا دانشجویان و تشکل های دانشجویی دانشگاه زابل(بسیج دانشجویی،مجمع دانشجویان عدالتخواه،جامعه اسلامی دانشجویان وانجمن اسلامی مستقل دانشجویان) حَسَب وظیفه شرعی و قانونی بر خود لازم می داند موارد و تبعات چنین اقدامی را متذکر شود؛

1) با عنایت به اینکه”امنیت” زیرساخت و بستری است جهت نیل به توسعه اقتصادی، انتقال یک مرکز نظامی آن هم در منطقه حساس سیستان،ب سیاری از فرصت های توسعه ای و سرمایه گزاریها را در منطقه تحت تاثیر قرار خواهد داد و عملا تیر خلاصی است بر اوضاع نابسامان زندگی مرز نشینان.

2) با توجه به موقعیت منطقه که امنیت بشدت تحت الشعاع قرار گرفته است، این مساله به ذهن ها متبادر می شود که چه نوع اولویتی در کدام نقطه از کشور ضروری تر به نظر رسیده است؟! اتخاذ چنین تصمیمی در خصوص انتقال مجتمع آموزشی- نظامی ولی عصر(عج) به استان دیگر متاسفانه برخی شائبه ها در خصوص تقدم روابط بر ضوابط کاری برخی مسئولین امر نیز قوت گرفته است!

3) نکته قابل تامل اینکه؛ با وجود زورگیری های وسیع در سطح شهر زابل بویژه در ایام واریزی یارانه خانوارها که متاسفانه تنها منبع درآمد قابل اتکا اکثر آنهاست، انتقال یک پادگان نظامی از شهر زابل و تقلیل سطح آن به یک مرکز مرزبانی، خدشه اساسی به توان رزم در منطقه صورت می پذیرد و نمی تواند توجیه عقلایی داشته باشد. لذا ضروری است با توجه به پایین بودن ضریب امنیت منطقه، ضمن جلوگیری از بعمل آمدن چنین تصمیمی، تجدید نظر اساسی در مدیریت انتظامات شهر هم صورت پذیرد.

4) دانشجویان و تشکل های دانشجویی دانشگاه زابل ضمن تقدیر از اقدامات اخیر نیروی انتظامی در خصوص برخورد با زورگیران و متعرضین به نوامیس و جان و مال مردم در پایتخت و بدنبال آن مانور گسترده تبلیغاتی در رسانه ملی، این حق سوال را برای خود محفوظ می شمارد که چرا این اقدامات تنها معطوف به پایتخت، کلان شهرها و مناطق مرکزی کشور است و در مناطق مرزی و حاشیه نشین حتی در مقیاس محدود خبری از این اقدامات نیست!!

کلام آخر اینکه؛ شدت خلوص، ایمان، ولایتمداری و نجابت مردم دیار سیستان از گذشته تاکنون در سختی ها و دشواریها، همتی میخواهد بس بلند و درسی است بزرگ برای ما و شما مسئولین.
قدر ولی نعمتان خود را بدانید!!

والسلام علی من اتبع الهدی

با اقدامات شعاری در مبارزه با فساد مخالفیم

بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی  دانشگاه تهران بیانیه‌‌ای خطاب به آیت‌الله آملی لاریجانی منتشر کرد. متن این بیانیه بدین شرح است:

حضرت آیت الله جناب آقای آملی لاریجانی

ریاست محترم قوه قضاییه

سلام علیکم

بسیج دانشجویی دانشکده حقوق دانشگاه تهران وظیفه خود میداند تا بانظر به اتفاقات اخیر در قوه قضاییه لزوم توجه این نهاد را به برخی ازابعاد این احکام که در تعارض با موازین حقوقی و فقهی و تاکیدات مقام معظم رهبری در فرمان هشت مادهای می باشد و موجب نگرانی شده است یادآور گردد. کسی در ضرورت برخورد قاطع با فساد و قانون شکنی در هیچ عرصه ای تردید ندارد ولی همانطور که کوتاهی در برخورد با مفاسد محکوم است زیادهروی در برخورد با مجرمین نیز محکوم است. توجه شما را به بند چهارم فرمان هشت ماده ای ۱۰/۲/۱۳۸۰ مقام معظم رهبری جلب میکنیم: «ضربه عدالت باید قاطع ولی در عین حال دقیق و ظریف باشد. متهم کردن بی گناهان یا معامله یکسان میان خیانت و اشتباه یا یکسان گرفتن گناهان کوچک با گناهان بزرگ جایز نیست.»در این خصوص توجه شما را به دو پرونده مهم که اخیرا در دادگاه انقلاب مورد رسیدگی قرار گرفتند و حضرتعالی مکررا در مورد آنان اظهار نظر کردید جلب میکنیم:

الف –پرونده فساد بانکی

از حدود یک سال پیش رسانه ها به شکل وسیعی خبر از کشف یک اختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی در سیستم بانکی دادند. عده ای تا آنجا به این موضوع دامن زدند و افکار عمومی را تحریک نمودند که مقام معظم رهبری به ناچار نسبت به تحریک افکار عمومی موضعگیری فرمودند:«….اما دیگر نباید قضیه را خیلى کش بدهند. بگذارید مسئولین کارشان را بکنند؛ عاقلانه، مدبرانه، قوى و با دقت قضایا را دنبال کنند. جنجال و هیاهو تا یک مقدارى براى آگاهى‌ها لازم است؛ دیگر همینطور هى ادامه دادن – بخصوص که اگر بعضى‌ها هم بخواهند در این بین استفاده‌هاى دیگرى از این مسائل بکنند – هیچ مصلحت نیست. (۱۱/۷/۱۳۹۰)» جالب است که برخلاف جنجال رسانهای، ایشان در این نطق به جای استفاده از عنوان اختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی به این پرونده با عنوان «فساد بانکی» اشاره فرمودند. پس از شروع رسیدگی به این پرونده در دادگاه انقلاب،ریاست قوه قضاییه در سخنرانی مورخ ۱۰/۲/۱۳۹۱ چنین اظهار داشتند که: «مگر می شود ۳۰۰۰ میلیارد پول در اختیار افراد غیر باشد و در کار خود مصرف نشود، فساد محسوب نشود. این پولها باید در تولید به کار گرفته میشد ولی نشد. امروز یک جوان برای یک یا دومیلیون وام باید کلی دوندگی کند ولی گروهی به آسانی سه هزار میلیارد تومان پول را از بانکها می گیرند. آیا این فساد نیست؟ ما در این پرونده پنهان کاری نمیکنیم. باید بپذیریم که دستگاه اجرایی ما فساد کرده است … آیا به راستی کیفهای پر از پول و رشوه فساد نیست؟ کیفهای پر پول به مسئولان بانکی دادن فساد نیست؟ فساد پس چی است؟ این فساد بزرگ است زیرا اعتماد عمومی را هم خدشهدار کرده است ولی ما ایستادهایم و باید به مردم حقایق را بازگو کنیم. باید بپذیریم که دستگاه اجرایی ما فساد کرده است.»

با این اظهارات قبل از رسیدگی دادگاه و استماع دفاعیات متهمین ریاست این نهاد تکلیف پرونده را روشن نمودند. آیا با وجود این موضع گیری رسیدگی دادگاه انقلاب، تشریفاتی و برای اثبات وقوع فساد نبوده است؟ بیان عباراتی چون «کیف پرپول» و «۳۰۰۰ میلیارد تومان» بیش از آنکه حقوقی باشد، مناسب فضای رسانه ای است و به نظر می رسد در شأن ریاست قوه قضاییه نیست. مشخص نیست که منظور ایشان در این سخنرانی از فساد چه جرمی است؟ مگر نه اینکه در عالم فقه و حقوق واژه ها معنی دقیق دارند و نمی توان آنها را این گونه استعمال کرد؟

پس از صدور تأیید احکام اعدام ۴ نفر از متهمان این پرونده از نحوه رسیدگی به این پرونده ابراز رضایت نموده و آن را «عادلانه» و «قابل دفاع» خواندند. با این وجود حقیقت آن است که رای دادگاه انقلاب و همین طور رای دیوان عالی کشور علیرغم صفحات زیاد حاوی ایرادات عدیده ای میباشد که باعث خدشه به حیثیت دستگاه قضا میگردد. امیدواریم که این آراء منتشر شوند و در اختیار اساتید و دانشجویان و آشنایان به فقه و حقوق قرار گیرند تا همگان در مورد این سند افتخار قوۀ قضائیه قضاوت نمایند. تا کنون هر آنچه از این رأی در مطبوعات و فضای مجازی نقل شده، سراسر اشکال و ابهام بوده و محل اشکال آشنایان به فقه و حقوق قرار گرفته است؛ پیشنهاد میشود پیش از اجرای حکم اعدام که امری غیرقابل بازگشت است و از باب احتیاط در دماء مسلمین با تأکید ریاست این نهاد، این رأی به قضاوت گذاشته شود تا تمامی ابهامات و شایعات رفع گردد.

ب–پرونده زورگیران

همچنین ریاست محترم قوه پس از پخش تصاویر زورگیری مشهور از رسانۀ ملّی و در واکنش به آن فرمودند: «طبق موازین فقهی مجازات آن [محاربه] اعدام است، البته مجازات بدیل دیگری نیز در این زمینه وجود دارد اما دستگاه قضایی با توجه به ضرورت بالابردن هزینه اعمال شرورانه و برخورد قاطع، مجازات اعدام را انتخاب کرده است».در این فرمایش سه اقدام همزمان قضائی انجام گرفته است: صدور حکم، تطبیق حکم بر مصداق و در نهایت انتخاب مجازاتی خاص از میان مجازات های چهارگانه که در شرع مقدس برای محارب پیش‌بینی شده است؛ آیا این اقدام دخالت در فعالیت قاضی و مخدوش نمودن استقلال او در تصمیم‌گیری نمی‌باشد و اساساً آیا بعد از چنین سخنی جلسه‌ی دادگاه به یک جلسه‌‎ی فرمایشی با حکمی از پیش‌تعیین‌شده بدل نخواهد شد؟ ظاهراً تبعات همین انتقادات موجب شده است که ریاست این قوه پس از اعدام این زورگیران بفرمایند: «هرگاه مجرمانی دست به ایجاد فضای خوف و وحشت بزنند، تشخیص مجازات بازدارنده از میان حداقل و حداکثر مجازات‌ها برعهده قاضی یا قضات صادرکنندۀ رای خواهد بود و در پرونده زورگیری اخیر نیز قاضی مجازات حداکثری را با هدف بازدارندگی در نظر گرفته است و این البته حتماً به مصلحت جامعه اسلامی است». ولی ظاهراً فراموش کرده‌اند که در این پرونده پیش از ارجاع پرونده به دادگاه و صدور کیفرخواست، ریاست دستگاه قضائی به صراحت مجازات متهمان را به نیابت از قاضی تعیین فرموده است. در این مورد نیز مقتضای احتیاط، اجتناب از چنان مجازات سهمگینی بود. از سوی دیگر بنابر اصول مسلم دادرسی، محاکمه‌ی متهم و صدور حکم پس از استماع دفاعیات او می‌باشد؛ آیا این اقدام ایشان مصداق صدور حکم بدون اخذ دفاعیه و در نتیجه نقض حقوق شهروندی نمی‌باشد. طبق اعلام نیروی انتظامی و نیز مشاهدات میدانی اقدام به زورگیری در تهران منحصر به این مورد نبوده است و از این رو این شائبه به ذهن می‌آید که دستگاه قضائی به دلیل انتشار فیلم این اقدام چنین مجازات سنگینی را در نظر گرفته است؛ آیا عدم وحدت رویه در صدور حکم، با عدالت اسلامی سازگار است؟ نهایتا اینکه بر طبق ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی «هر کسی که برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد محارب و مفسد فی الارض می باشد»، شرط محاربه قصد برهم زدن امنیت اجتماعی است، بنابراین هر زورگیری محارب نیست و عنصر معنوی جرم محاربه یعنی قصد ارعاب عمومی، از شروط محاربه است؛ حال اگر محرز شود که اظهارات متهم ردیف اول پرونده مطابق واقع بوده و قصد او رفع نیاز مالی جهت درمان بیمار خود بوده است،آیا همچنان می‌توان او را عامد در برهم زدن امنیت اجتماعی دانست؟

کلام آخر؛

بسیج دانشجویی همواره خواهان مبارزه اصولی و ریشه ای با فساد در کشور و اجرای فرمان هشت مادهای مقام معظم رهبری بوده است ولی با اقدامات شعاری و تحریک افکار عمومی و سپس آرام کردن آن با صدور احکام اعدام مخالف است.وعقیده دارد که اقدامات رییس محترم قوه در این ۲ پرونده و اظهار نظر های مکرر خارج از اختیارات مصرح برای ایشان در اصل ۱۵۸ قانون اساسی می باشد. در پایان نیز ریاست محترم دستگاه قضا را به بند هشتم فرمان هشت ماده مقام معظم رهبری توجه میدهد:

«با این امر مهم و حیاتی نباید به گونه شعاری، تبلیغاتی و تظاهر گونه رفتار شود. به جای تبلیغات باید آثار و برکات عمل مشهود گردد. به دست اندرکاران این مهم تاکید کنید که به جای پرداختن به ریشه ها و ام الفسادها به سراغ ضعفا و خطاهای کوچک نروند و نقاط اصلی را رها نکنند. هر گونه اطلاع‌رسانی به افکار عمومی که البته در جای خود لازم است باید به دور از اظهارات نسنجیده و تبلیغات گونه بوده و حفظ آرامش و اطمینان افکار عمومی را در نظر داشته باشد».

و السلام علی من اتبع الهدی

بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

شعبده‌بازی خودروسازان و قیمت‌های نجومی

سید محمدرضا فارغیان

 سالی که در انتهای آن به سر می بریم پر بود از اتفاقات سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و… اما از مهمترین این اتفاقات، شعبده بازی خودروسازان داخلی برای بالا بردن صعودی قیمت ها با ترفند کاهش عرضه و ایجاد بازار دلالی موازی بود.

آقایان که نبوغ بسیار زیادی در فرصت شناسی دارند ، با شناخت کامل ابعاد اقتصادی کشور!! در سکانس پایانی نمایش ظلم و ستم خود، دست به گران کردن بهای خودرو به صورت نردبانی زدند . مسئولین را یا با خود همراه یا وادار به عقب نشینی کرده و عنان قیمت گذاری را به دست گرفتند. مردم نیز با کمال حیرت به دستان پرفند این شعبده باز حیله گر می نگرند و برای تسکین خود لطیفه می سرایند.

باید برای صنعت خودروی کشور کاری کرد. دست روی دست گذاشتن و این صنعت را به حال خود گذاشتن باعث حوادث ناگوار امروز ما ، از کشته شدن هموطنانمان گرفته تا قیمت های سربه فلک کشیده، شده است. جوانان انقلابی این سرزمین طی مدت زمان کوتاهی با سرعتی شگفت انگیز در پیچیده ترین و سخت ترین عرصه های دانشی، جهان را وادار به کرنش کرده اند؛ چه کسی باور می کند که از پس صنعت خودرویی که کشورهایی همچون کره جنوبی در آن به جایگاه های مناسب رسیده اند، برنیایند. عرصه را باید گشود، مشکلات را باید شناخت ، راهکار را استخراج کرد و به قلب مشکلات یورش برد.

اگر بخواهیم برای مشکلات صنعت خودروی کشور دسته بندی داشته باشیم ، بی گمان موارد زیر از اهم آنهاست :

1- عدم طراحی به روز و قوی

2- عدم توجه به مقوله ی کیفیت به صورت جامع

3-عدم تنوع محصول

4-عدم ارتباط با بدنه ی دانشگاه

5-عدم استفاده از فناوری های بومی

6-عدم پشتیبانی قطعات یدکی به صورت مطلوب

7-عدم ایمنی مناسب و رعایت استاندارد .

عوامل زیر را می توان بازوان اجرایی این مشکلات برشمرد :

1-رانت خواری شدید

2-سود محوری اکید

3-فساد مالی

4-لابی گری سیاسی

5-عدم تخصص و تعهد برخی مدیران

6-روزمرگی مفرط در بین کادر مهندسین

7-عدم استفاده از مشاوران بالاخص مشاوران تکنولوژیست.

که ریشه اصلی این اختاپوس را باید در دو مقوله مدیریت ارشد و انحصار این صنعت جست و جو کرد .

هر دوی این ریشه ها به دولت بازمی گردد که با تن دادن به گماردن مدیران نالایق و نااهل از طرفی و گذاشتن سدهای پولادین بر سر راه رقابت از طریق تعرفه گذاری سنگین و پروسه زمان بر واردات، باعث به وجود آمدن چنین فضایی شده است.

هر جا که بحث پیشرفت و توسعه حقیقی در صنعت خودرو شد، آقایان مدعی برنامه های استراتژیک!!! خود برای پیشرفت بوده اند. همه ی کارشناسان عرصه ی خودروسازی کشور می دانند که اندک پیشرفتی که در ساخت موتور و خودروی ملی در سال های قبل بوده، مرهون زحمات مهندس میر تسلیم و دکتر شجاعی فرد است که از نیرو های با سابقه و متخصص هستند. این دو بزرگوار، یکی وزیر ارشاد سابق و دیگری استاد دانشگاه است و هر دو با روحیات جهادی و توصیه های ولایت برای صنعت خودرو تلاش کرده اند. آقایان سال هاست که زحمات این بزرگواران را روکش بی کفایتی خود می کنند .

در تمامی دنیا برای حمایت از صنایع داخلی، تعرفه گذاری موقت واردات مرسوم است؛  ولی صنایع داخلی نیز تعهد به پیشرفت دارند و شرایط موقتی است و تعرفه با شیب ملایم کاهش می یابد . لکن در کشور ما تعرفه بر خلاف قانون سال 83 که دولت را موظف به کاهش سالیانه ده درصدی تعرفه می کرد، تعرفه ها و گذرگاه های قانونی را بیشتر و سخت‌تر کرده و با توجه به این فرصت درخور!!، خودرو سازان هیچ تعهدی احساس نمی کنند که هیچ، بر طبل وخیم تر شدن اوضاع به طور دائم می کوبند .

خودروسازان در مقابل کاهش تعرفه، همیشه از شگرد پروپاگاندای احساسی مانند بیکار شدن کارگران بهره می برند؛ که در پاسخ باید گفت در شرایطی که شرایط تسهیل شده و رقابت زیاد شود و تولیدی ها و شرکت های تجاری و خدماتی فعال شوند، نیاز به نیروی انسانی ندارند؟؟ یقینا عده ی بسیار بیشتری از سراسر کشور با مدارج علمی و کاری مختلف جذب کار در این مراکز خواهند شد.

قیمت های سال قبل دوبرابر قیمت واقعی بود، حال حاشیه ی سود آقایان چند صد درصد افزایش یافته؟؟  خودرویی که چون روزنامه بصورت فوق انبوه تولید می شود ، قیمتش اینچنین است؟؟ چون دولت در تامین ارز به دلیل تحریم ها و برخی سیاست های اقتصادی کلان به مشکل برخورده، باید سو استفاده شود؟؟  آیا خودروسازان حقوق کارگران را نیز به دلار می دهند؟؟

آیا سزای مردمی که بی هیچگونه چشم داشتی از صنایع خودروسازی همواره حمایت کرده اند این است؟؟ مصائب قبلی صنعت خودرو کم بوده که حال چنین ظلمی آشکار می کنند؟؟

قصه بدان جا رسیده که آقایان با تأصی از استکبار، سیاست چماق و هویج را در پیش گرفته و در روزهای اخیر منتهی به عید که مردم بدلیل قیمت های افسارگسیخته منتظر آرامش بازار پس از سال نو هستند یا توان خرید ندارند، با هویج تخفیف ناچیز، چماق گرانتر کردن خودرو در صورت نخریدن را به مردم نشان می دهند.

در حال حاضر آقایان حتی به مواضع مقامات عالی اجرایی کشور وقعی ننهاده – که با توجه به ایام ممکن است ظاهری باشد – و با وقاحت تمام صحبت از افزایش قیمت در سال آینده می کنند. این دست اعمال باعث تحریک مردم شده و گره را بیش از پیش کور می کند.

در یک کلام : این معتاد وقیح که دچار سرطان بدخیم شده ، راهی جز بایکوت کردن ندارد.

 

دستگیری جوان دانشجو توسط مسئولین حراست به خاطر اعتراض به افزایش شهریه

به گزارش عدالتخواهی از مشهد، در روز سه شنبه 15/12/1391 طی اقدامی غیر قانونی،دانشجویی که در خارج از محدوده موسسه آموزش عالی سجاد مشهد به پخش بیانیه ای در اعتراض به افزایش شهریه مشغول بود توسط مسئولین حراست موسسه مورد ضرب و شتم قرار گرفته و دستگیر شد.
این جوان که توسط حراست موسسه آموزش عالی سجاد دستگیر شد عصر همان روز به ماموران نیروی انتظامی کلانتری سجاد مشهد تحویل گردید.
مسئولین حراست موسسه آموزش عالی سجاد ادعا دارند که فرد مذکور در داخل موسسه دستگیر شده است بنابراین دستگیری این فرد در حوزه اختیارات حراست موسسه می¬باشد اما لازم به ذکر است که هیچ کدام از دوربین های دربهای ورودی و خروجی،نشانگر ورود این فرد به داخل موسسه نیستند و علاوه بر آن جمعی از دانشجویان با تنظیم استشهاد نامه ای به عدم حضور جوان دستگیر شده در داخل موسسه آموزش عالی سجاد شهادت دادند.
در ادامه روند قانونی پرونده،با وجود استشهاد نامه مذکور،این جوان بدون اینکه از مسئولین حراست موسسه آموزش عالی سجاد شکایتی تنظیم کند آزاد شد.
این در حالی است که انجام چنین اقداماتی نه تنها روحیه مطالبه گری که از توقعات مقام معظم رهبری از قشر جوانان و دانشجویان است را از بین می¬برد بلکه بدنه دانشجویی کشور را نسبت به مجموعه حراست دانشگاه ها بی اعتماد می کند.

مسئولین باید گزارش دهند كه چه كرده اند؟

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (پنج شنبه) در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان در سخنان مهمی ضمن ارائه تحلیلی جامع از حركت رو به جلو و پیشرفتهای شگرف ملت ایران بعد از گذشت 34 سال و چالش های پیش روی او، نگاه بلندمدت در مسیر حركت به سوی آرمانها و اهداف نظام اسلامی را بسیار ضروری دانستند و تأكید كردند: ایمان به اسلام، عزم راسخ، تكیه به مردم و حفظ و تقویت روحیه امید، عوامل اصلی استمرار حركت رو به جلو و رسیدن به موفقیتهای بزرگتر و عبور از موانع و سختی های مقطعی است.
رهبر انقلاب اسلامی، نگاه بلندمدت به مسائل مدیریتی و تشكیلاتی و همچنین اهداف و آرمانهای نظام را از لوازم مهم حركت مستمر و صحیح به سوی اهداف تعیین شده نظام اسلامی برشمردند و افزودند: در نگاه بلندمدت، نسبت به اهداف، دشمن و مسیر حركت، شناخت درستی وجود دارد و بر همین اساس، سختی ها و فراز و نشیب ها قابل پیش بینی است.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان كردند: اگر در دوران مبارزه، چنین نگاه بلندمدتی وجود نداشت، قطعاً مبارزه به شكست منتهی می شد اما امام بزرگوار (ره) با ایمان و استقامت و استحكام روحی و امید به آینده، ایستاد و سرانجام مبارزه با همه سختی های خود، به پیروزی رسید.
ایشان شرایط كنونی را نسبت به دوران مبارزه، به مراتب دشوارتر و پیچیده تر توصیف  كردند و افزودند: در این شرایط باید از نگاههای كوتاه مدت و مقطعی دوری و با ایمان به اسلام و تكیه به مردم و روحیه امیدوارانه، استمرار حركت رو به جلو را تضمین كرد.
رهبر انقلاب اسلامی یكی از وظایف علما و روحانیون را حفظ و تقویت روحیه امید در مردم بویژه جوانان دانستند و تأكید كردند: باید دائماً در كوره امید دمیده شود، بخصوص كه نشانه های امید فراوان است.
حضرت آیت الله خامنه ای یكی از نشانه های امید را، استمرار موفقیت های روزافزون ملت ایران ارزیابی و خاطرنشان كردند: عظمت كنونی و مركزیت فكری ملت ایران در دنیای اسلام، تسلط گفتمان دینی در كشور، پیشرفتهای علمی و فناوری، نفوذ سیاسی و بین المللی نظام اسلامی و اقدامات زیربنایی عدالت محور در كشور، دستاوردهای شگرفی است كه قبل از انقلاب اسلامی و یا در ابتدای پیروزی آن، غیرقابل تصور بود.
ایشان این دستاوردها را نشان دهنده پیشرفت نظام اسلامی دانستند و افزودند: یكی دیگر از نشانه های پیشرفت، سراسیمگی، عصبانیت و شدت عمل دشمن است.
رهبر انقلاب اسلامی تأكید كردند: اگر نظام اسلامی پیشرفت نداشت، دشمنان تا این حد سراسیمه و عصبانی نمی شدند.
حضرت آیت الله خامنه ای، موضوع هسته ای را یكی از چالش های پیش روی نظام اسلامی برشمردند و خاطرنشان كردند: البته این چالش به زیان ما نبوده و نخواهد بود.
ایشان با اشاره به نشست اخیر جمهوری اسلامی ایران و 1 + 5 در آلماتی قزاقستان افزودند: در این دیدار غربی ها كار مهمی انجام ندادند كه از آن تعبیر به دادن امتیاز شود بلكه آنها فقط به بخشی از حقوق ملت ایران، اعتراف كوچكی كردند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سابقه غربی ها در نادیده گرفتن صحبت ها و یا توافقات خود، تأكید كردند: برای سنجش صداقت غربی ها در نشست اخیر با ایران، باید منتظر اجلاس بعدی بود.
حضرت آیت الله خامنه ای تحریم ها را یكی دیگر از چالش ها برشمردند و در تبیین علت آن گفتند: بهانه تحریم ها به ظاهر موضوع هسته ای است اما علت اصلی آن یك هدف بلندمدتی است كه غربی ها به دنبال آن هستند.
ایشان، رودررو قرار دادن مردم در مقابل نظام اسلامی را هدف اصلی از تحریم ها دانستند و افزودند: امید غربی ها این بود كه با فشار آوردن به مردم، آنها در مقابل نظام قرار گیرند اما آنچه كه در 22 بهمن امسال اتفاق افتاد برخلاف آرزو و خواسته آنها بود.
رهبر انقلاب اسلامی، حضور گسترده و پرشور مردم در راهپیمایی 22 بهمن امسال را موضوعی بزرگ و مهم برشمردند و خاطرنشان كردند: برآوردهای دقیق و بررسی های افراد خبره و صاحب تجربه نشان می دهد كه حضور مردم در راهپیمایی 22 بهمن امسال نسبت به سالهای گذشته بیشتر، متراكم تر، گرم تر و با نشاط تر بوده است.
حضرت آیت الله خامنه ای با طرح این سئوال كه چنین حضوری بخصوص حضور شاداب مردم، با وجود مشكلات اقتصادی، آن هم بعد از گذشت 34 سال از انقلاب اسلامی، چه معنایی دارد؟ افزودند: معنای این حضور پرصلابت در واقع پاسخ ملت ایران به آنچه كه آنها «تحریم های فلج كننده» می نامیدند، بود و تأثیر این حضور، در میدانهای بین المللی نیز مشهود است.
رهبر انقلاب اسلامی، حضور مردم در انتخابات سال آینده ریاست جمهوری را نیز نقش آفرین و تأثیرگذار خواندند و تأكید كردند: در آن زمان هم، به اذن خداوند و به فضل پروردگار دلهای مردم به سمت حركت انتخاباتی تمایل پیدا خواهد كرد.
حضرت آیت الله خامنه ای، انتخابات در نظام جمهوری اسلامی را یكی از بهترین، آزادترین و استانداردترین انتخابات در دنیا برشمردند و افزودند: اینكه برخی تلاش دارند، بررسی صلاحیت ها در انتخابات را به عنوان یك اشكال نظام اسلامی مطرح كنند، سخن غیرفنی و ناشیانه ای است زیرا بررسی صلاحیت كاندیداها و عبور آنها از صافی های قانونی، در دموكراسی های دنیا وجود دارد.
ایشان هدف از بررسی صلاحیت كاندیداها در انتخابات را عرضه افراد دارای شرایط لازم و متناسب با میل و رغبت مردم در انتخابات دانستند و خاطرنشان كردند: باید در انتخابات، افرادی حضور یابند كه دارای صلاحیت ها و حد و اندازه های لازم برای مسئولیت ریاست جمهوری باشند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به مسئولیت سنگین شورای نگهبان در بررسی صلاحیت ها، افزودند: اعضای شورای نگهبان باید همانگونه كه تا به حال براساس قانون عمل كرده اند، در انتخابات ریاست جمهوری نیز در چارچوب قانون عمل كنند و در نهایت هر فردی كه براساس ضوابط قانونی، از این صافی عبور كرد، می تواند وارد انتخابات شود.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأكید برلزوم پرشور بودن انتخابات ریاست جمهوری، خاطرنشان كردند: امیدواریم با عنایت پروردگار، منتخب مردم هم، فردی باشد كه مایه رضای الهی باشد و مردم را به آرزوهای بزرگ آنها از انقلاب اسلامی، نزدیك كند.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه به موضوع مشكلات اقتصادی و معیشتی مردم نیز اشاره كردند و گفتند: برخی از این مشكلات اقتصادی ناشی از تحریم ها است و برخی هم مربوط به مدیریت ها و سیاست های اقتصادی است اما نكته مهم این است كه این مشكلات قابل حل هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: من به مسئولان برای حل موضوع گرانی توصیه مؤكد كرده ام و اكنون آنها باید گزارش دهند كه چه كرده اند؟
ایشان تأكید كردند: مسئولان باید برای حل این مشكلات، برنامه ریزی و تلاش كنند زیرا این مشكلات قطعاً قابل حل هستند.
رهبر انقلاب اسلامی برخی از چالش های پیش روی نظام اسلامی از جمله تحریم ها بویژه ممنوعیت واردات برخی كالاها را به نفع كشور دانستند و افزودند: نتیجه این تحریم ها، بازگشت به خود و جوشش از درون است همانگونه كه درخصوص اورانیوم بیست درصد مورد نیاز راكتور تحقیقاتی تهران، اتفاق افتاد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تولید رادیو دارو در راكتور تحقیقاتی تهران و فشار غربی ها در خصوص اورانیوم بیست درصد به منظور تسلیم شدن ایران در مقابل خواسته های آنها خاطرنشان كردند: دشمنان ملت ایران به دلیل نشناختن ملت ایران و اشتباههای محاسباتی، در این قضیه راههای پرپیچ و خم و عجیب و غریبی را پیشنهاد دادند كه احتمال رسیدن اورانیوم بیست درصد از این راهها، صفر بود و بر همین اساس نظام اسلامی زیر بار این پیشنهادها نرفت.
ایشان افزودند: آنها برای تحریك افكار عمومی دنیا و دوستان ایران، یك طراحی دیگر كردند و رئیس جمهور امریكا از رؤسای جمهور تركیه و برزیل درخواست كرد وساطت كنند تا ایران یك راه حل میانه ای را بپذیرد.
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: من همان موقع به مسئولان گفتم كه پیگیری این راه حل اشكالی ندارد اما بدانید كه امریكاییها، آن را قبول نخواهند كرد و همانطور هم شد.
حضرت آیت الله خامنه ای تأكید كردند: امریكاییها می خواستند به افكار عمومی دنیا القاء كنند كه ایران راه حل های منطقی را هم قبول نمی كند اما آنچه كه اتفاق افتاد، اثبات واقعیت مهم غیرمنطقی بودن خود امریكاییها بود.
ایشان از این موضوع نتیجه گیری كردند، همانگونه كه تحریم، در قضیه اورانیوم 20 درصد باعث شد تا متخصصان جوان كشور با اتكاء به دانش و تواناییهای خود به فناوری اورانیوم بیست درصد و تبدیل آن به صفحه های سوخت دست یابند، در موارد دیگر نیز می توان از فشارها، به نفع كشور استفاده كرد.
رهبر انقلاب اسلامی درخصوص تحریم ها واقعیت دیگری را نیز بیان كردند.
ایشان افزودند: واقعیت این است كه كشورهایی كه امروز ملت ایران را تحت تحریم قرار داده اند، خودشان گرفتار مشكلات اقتصادی به مراتب سخت تر، سنگین تر و غیرقابل حل هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان كردند: امریكا و اروپا اكنون،  بین دو محظور قرار گرفته اند و در حال حركت به سمت استهلاك نیروی اقتصادی  هستند.
ایشان افزودند: غربی ها علاوه بر مشكلات اقتصادی خود، گرفتار برخی مشكلات ناشی از تحریم ایران نیز شده اند، این در حالی است كه آنها برای مشكلات خود راه حل ندارند اما ایران برای مشكلات اقتصادی خود راه حل دارد.
رهبر انقلاب اسلامی در جمع بندی این بخش از سخنان خود با تأكید بر لزوم تقویت بیش از پیش روحیه امید در میان مردم، خاطرنشان كردند: اگر اعتقاد قلبی واقعی داشته باشیم كه همه امور به دست خداوند متعال است و او حاضر، ناظر، مجیب و سامع است، همه دغدغه ها و مشكلات برطرف خواهد شد، بخصوص كه نظام اسلامی دارای عزم راسخ، مردم خوب و با ایمان، اهداف روشن و راه معین است.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود با تبریك انتخاب مجدد آیت الله مهدوی كنی به ریاست مجلس خبرگان، به مباحث مطرح شده در نشست اخیر خبرگان بویژه مسائل مربوط به صدا و سیما اشاره كردند و افزودند: حساسیت نمایندگان مجلس خبرگان به مسائل مهم كشور و موضوعاتی همچون صدا و سیما بسیار مهم و لازم است و باید ادامه پیدا كند.
ایشان سازمان صدا و سیما را یك مجموعه پیچیده فنیِ هنریِ سیاسیِ سازمانی خواندند و خاطرنشان كردند: مسئولان صدا و سیما افرادی خوب، متدین و پایبند به ارزشها هستند اما توقعات و انتظارات نیز از صدا و سیما بسیار بالاتر است.
رهبر انقلاب اسلامی برآورده شدن انتظارات از صدا و سیما را منوط به نگاه بلندمدت مسئولان آن و پرهیز از نگاههای مقطعی و كوتاه مدت دانستند.

هوگو چاوز یکی از چهره‌هایی است که به جبهه مستضعفین پیوست

پیام جنبش عدالت‌خواه دانشجویی که در سفارت ونزوئلا تقدیم سفیر این کشور در تهران شد چنین است:

انقلاب کبیر اسلامی بر اساس نگاه امام خمینی (ره) با در نظر گرفتن دو خط تاریخی مستضعفین و مستکبرین، با خطاب قرار دادن مستضعفان جهان، فطرت‌های عدالت‌طلب و آزادیخواه و حقیقت‌طلب را به ایستادگی مقابل ابرقدرت‌ها و منافع آنها فرا خواند و به ضرورت تشکیل بسیج جهانی مستضعفین برای مقابله با مستضعفین اشاره کرد. این دو خط تاریخی نه تنها در محدوده اندیشه دینی با تفکیک دو جبهه اسلام ناب و اسلام آمریکایی به نقش‌آفرینی پرداخت که فراتر از آن، بشریت را به دو جبهه تقسیم کرد و حتی جمع زیادی از غیرمسلمانان برای رهایی از ولایت طاغوتی شیطان بزرگ، به حرکت ملت مقتدر مظلوم ایران پیوستند.
هوگو چاوز بی‌شک یکی از این چهره‌هاست که در مقابل استکبار جهانی ایستاد و همراه با ملتی در صحنه در برابر فشارهای تبلیغاتی و اقتصادی و سیاسی و حتی کودتا مقاومت کرد و نه تنها به اسطوره‌ای برای ملت ونزوئلا که به رهبری بی‌بدیل برای مردم حق‌طلب و عدالت‌خواه و آزادیخواه آمریکای لاتین و محوری برای مقاومت در دنیا تبدیل شد و در کنار انقلاب کبیر اسلامی و مقاومت اسلامی فلسطین و لبنان ایستاد.

طبیعتاً‌ انقلاب کبیر اسلامی افق‌های فراتر و عرصه‌های ناب‌تری برای مبارزه با استکبار جهانی و تحقق حکومت‌های مردمی بر اساس معنویت و توحید، عقلانیت، استقلال‌خواهی، استکبارستیزی، عدالت‌خواهی و آزادیخواهی در نظر دارد، اما بی‌شک حکومت مردمی و بولیواری هوگوچاوز حرکت و نمونه‌ای کم‌نظیر در دعوت و حرکت ملت‌ها د راین مسیر بود. حرکتی که با واکنش‌های تند استکبار جهانی روبرو شد و در مستضعفان دنیا را به فراگیر شدن گفتمان انقلاب اسلامی در حیاط‌خلوت استکبار جهانی محکم‌تر کرد.

جنبش عدالتخواه دانشجویی این ضایعه دردناک را به مردم ونزوئلا و همه مستضعفین جهان، محور مقاومت و در رأس همه رهبر جبهه جهانی مقاومت آیت الله خامنه‌ای تسلیت گفته و اعلام می‌دارد، نسل‌های جوان انقلاب کبیر اسلامی و همچنین ملت‌های آزادیخواه و حقیقت‌طلب با کم شدن سربازان و سرداران این مسیر از پای نمی‌نشینند و همصدا با هم علیه متجاوزان به حقوق ملت‌ها و استکبار جهانی به حرکت درآمده و زمینه جبهه جهانی مستضعفین و حکومت بزرگ اسلامی را فراهم خواهند ساخت.

حضور تشکلهای دانشجویی و مردمی در سفارت ونزوئلا

جنبش عدالتخواه دانشجویی به همراه نمایندگانی از تشکلهای دانشجویی بسیج دانشجویی، انجمن اسلامی دانشجویان مستقل، جامعه اسلامی دانشجویان، و سازمانهای مردم نهادی چون اتحادیه بین المللی امت واحده(IUUU)، عدالت‌طلبان بدون مرز(JSWB)، خانه آمریکای لاتین(HOLA)، کمپین همبستگی با ایران(SI) و تریبون مستضعفین؛ ظهر امروز پنج شنبه 17 اسفند در سفارت ونزوئلا حضور پیدا کرده و فوت هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا را به سفیر این کشور تسلیت خواهند گفت.

همچنین لازم به ذکر است در این دیدار نمایندگان تشکلهای نامبرده با آمنوتپ زامبرانو (Amenothep Zambrano) سفیر ونزوئلا در ایران به گفتگو خواهند نشست.

تکنوکراسی چیست؟ تکنوکرات کیست؟

تکنوکرات از لحاظ لغوی به معنای حاکمیت تکنیک است و حاکمیت فن و تکنیک به خودی خود به معنای پذیرش سلطه صاحب تکنیک است که به وی فنان  یا متخصص گفته می‌شود.

امینی با اشاره به اظهار نظر برخی افراد مبنی بر اینکه تکنوکرات چیز بدی نیست تصریح کرد: بحث درباره این نیست که تخصص و استفاده از فناوری خوب است یا بد بلکه بحث بر سر  این است که «سلطه تکنیک» یا «سلطه متخصص»  خوب است یا نه؟ وقتی بر حاکمیت تکنیک و فن آوری تاکید داریم معنایش این است که در «تصمیم گیری» درباره مسایل و پدیده ها و «انتخاب» راهها و کارها دغدغه‌های فنی و تکنیکی نقش «درجه اول» را دارند و بر سایر دغدغه‌ها «ارزشی و انسانی و اخلاقی» ترجیح می‌یابند و مسئله و مناقشه از این جا آغاز می‌شود.

** مفهوم تکنوکراسی در سطحی عمیق‌تر در «عقلانیت ابزاری» ریشه دارد

این کارشناس مسائل سیاسی با تاکید بر اینکه تکنوکرات هیچ دغدغه‌ فرافنی و فراتکنیکی را اعم از دین و اخلاق در مناسبات تصمیم گیری خود به رسمیت نمی‌شناسد، ادامه داد: مفهوم تکنوکراسی در سطحی بالاتر و عمیق‌تر در  مفهوم «عقلانیت ابزاری» ریشه دارد و فهم درست و عمیق آن محتاج فهم عقلانیت ابزاری است. به عقلانیت ابزاری، عقلانیت فنی و تکنیکی نیز گفته می‌شود که برجسته‌ترین لایه عقلانیت در اندیشه مدرن است.

وی با اشاره به اینکه ماکس وبر از مهمترین چهره‌های فکری غرب در تئوریزه کردن این مفهوم است گفت: وبر کنش‌های انسانی را به چهار دسته کنش‌های معطوف به سنت، کنش‌های مربوط به عاطفه، کنش‌های معطوف به هدف و کنش‌های معطوف به ارزش تقسیم می‌کند، ادامه داد: وی با تاکید بر روی کنش معطوف به هدف به عنوان یک کنش عقلانی، عقل ابزاری  را تجلی صورت بخشیدن به چنین کنشی می داند.

«کار عقل ابزاری در کنش معطوف به هدف ایجاد تناسب بین ابزارها و اهداف است و بنابراین درباره  خود اهداف به لحاظ ارزشی و اخلاقی داوری ندارد و اساسا برایش موضوعیت ندارد  و  فقط تحقق هدف مهم است. همچنین درباره وسایل نیز ملاحظات فنی و تکنیکی اساس است و هیچ ملاحظه فرافنی در آن مطرح نیست. »

این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: تصور کنید که می‌خواهیم در شهر اتوبانی بسازیم؛کسی که دارای عقل ابزاری است سوال اصلی‌اش این است که آیا این اتوبان منجر به تسهیل ترافیک می‌شود یا خیر ؟ آیا به تسهیل امور شهری کمک می‌کند یا خیر و در واقع اینها را به عنوان هدف مطرح می‌کند چراکه عقل ابزاری صرفاً دغدغه فنانیت دارد اما یک عقل دینی که عقل کلی هم به آن گفته می‌شود و در برابر عقل ابزاری که به عنوان عقل جزئی است، محسوب می‌شود می‌پرسد وضع کسانی که خانه‌‌های خود را در این اتوبان سازی از دست می‌دهند چه خواهد شد؟ آیا این موضوع موجب افزایش شکاف طبقاتی می‌شود؟ محیط زیست چه وضعیتی پیدا می‌کند؟ این کار موجب برتری طبقه فرادست بر طبقه فرودست می شود یا نه؟ و پس از حل این مسائل، به دغدغه‌های فنی توجه می‌کند.

** عقل فنی بخشی از دغدغه‌های عقل دینی است

در واقع کسانی که دغدغه ارزش‌های فراتکنیکی مثل عدالت دارند از این موضع سوال می‌پرسند و دغدغه اقشار محروم و کم‌درآمد را دارند بنابراین پرسش‌های این عقل از این جنس است و عقل فنی بخشی از دغدغه‌های اوست و دغدغه‌های بسیار مهم‌تری دارد و به دنبال مراعات قانون، اخلاق و منطق است.

وی تصریح کرد: تفاوت عقل ابزاری و غیرابزاری در اینجا مشخص می‌شود. شما وقتی از تکنوکراسی دفاع می‌کنید به معنای دفاع از عقل ابزاری در برابر عقل فرا ابزاری و دینی است و باید متوجه این مفهوم بود؛

** «قفس پولادین» تجلی عقل ابزاری در اداره جامعه است

یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان عقل ابزاری ماکس وبر است که علاوه بر مزایایی که برایش قایل است، مشکلاتی را برای آن قائل می‌شود و معقد است که غلبه عقل ابزاری به سلطه بوروکراتها و تکنوکراتها بر زندگی اجتماعی منجر می شود.  در حالیکه آنها آدم‌های متوسطی هستند که دغدغه‌های فنی و تکنیکی دارند در حالیکه جامعه از نظر اخلاقی نیاز به دغدغه‌های بلندتری دارد. لذا وبر از سازمان‌های بوروکراتیک به عنوان «قفس پولادین» یاد می‌کند که تجلی عقل ابزاری در اداره جامعه هستند.

وی افزود: در عقل ابزاری آدم‌هایی برای ما تصمیم می‌گیرند که افراد متوسط با دغدغه‌‌های فنی هستند از این رو وبر به وجود  کاریزما در جامعه توصیه می‌کند و معتقد است باید کاریزمایی وجود داشته باشد که درباره مبانی و جهت‌گیری‌های ارزشی تصمیم بگیرد تا همه چیز در تصمیم‌گیری برعهده افراد متوسط قرار نگیرد تا زندگی در سایه این عقل مدرن قابل تحمل تر بشود.

امینی ادامه داد: هابر ماس از مهمترین متفکران غرب سه نوع عقلانیت را مطرح می‌کند که یکی عقلانیت ابزاری است و آن را نازل‌ترین سطح عقلانیت می‌داند و لایه دوم عقل ارتباطی و لایه سوم عقل عملی است که وی معتقد است عقل ابزاری تصرف در طبیعت را انجام می‌دهد و عقل ارتباطی تفاهم و نیاز ما به ارتباط و عقل عملی عقل رهایی بخش و آزادی خواهی است.

این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: تکنوکراسی زیرمجموعه عقل ابزاری است و ما باید عقل ابزاری را به خوبی متوجه شویم چرا که مدافعانی همچون ماکس وبر نیز خودشان نسبت به این مسئله منتقد هستند و از آن به عنوان قفس فولادی یاد می‌کند و هابرماس نیز منتقد دیگری است که از عقل ابزاری به عنوان نازل‌ترین سطح عقل یاد می‌کند.

** مخالفت پست‌مدرن‌ها با غلبه عقل ابزاری

وی با بیان اینکه نقطه شاخص  و مشترک تفکر پست‌مدرن که چهره غالب فکری امروز دنیا هستند،  مخالفت با همین  عقل ابزاری است افزود: آنها این نوع سلطه عقل ابزاری را نمی‌پذیرند و رد می‌کنند.

** هاشمی، جاسبی و کرباسچی مصادیق مسئولان تکنوکرات

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به مصادیق تکنوکرات‌ها در جامعه ایران خاطر نشان کرد: باید منظور ما از تکنوکرات به لحاظ مصداقی نیز مشخص شود؛ در ایران امروز و در بین کسانی که در جمهوری اسلامی مدتها زمام امور را در بخش های از کشور به عهده داشتند، می توان  سه نفر را از مصادیق تفکر تکنوکراسی دانست که در واقع تیم تکنوکرات کشور ما را می‌سازند و یک حلقه مشترک هستند؛ در راس این تفکر هاشمی رفسنجانی و بعد جاسبی با گرایش راست سیاسی و کرباسچی با گرایش چپ سیاسی است.

«جریان موسوم به کارگزاران سازندگی نیز نماد جریانی این نوع تفکر است. بیانیه این جریان در انتخابات مجلس پنجم در این باره جالب است. در این بیانیه طرح می شود که طی چهار دوره مجلس به حد کافی دغدغه های ارزشی در انتخاب و شکل دادن مجالس گذشته وجود داشته است و الان باید بیشتر به فکر تخصص و افراد متخصص بود.

کسانی که درباره خوب و بد بودن تکنوکراسی و تکنوکرات بودن صحبت می کنند  باید متوجه این مفهوم و لوازم و پیامدهای معرفتی و ارزشی آن باشند و  بدانند که به معنای خوب یا بد بودن ابزار های جدید و نگاه تخصصی داشتن نیست. متاسفانه در بین سیاسیون ما این گونه بی دقتی های مفهومی کم اتفاق نمی افتد که ناشی از  ضعف های معرفتی و فکری در آنهاست. مثلا یکی از همین تکنو کرات ها گفته بود کارگزاران سازندگی حزب لیبرال دموکرات مسلمان است. تنها چیزی راجع به آن می‌توان گفت این است گوینده نه می داند لیبرالیسم چیست و نه از دموکراسی خبری دارد و درباره فهم او از مسلمانی هم باید تردید کرد.»

** دوران سازندگی دوران تجلی عقل ابزاری و تکنوکراتیک بود

وی دوران سازندگی را دوران تجلی بروکراسی و عقل ابزاری و تکنوکراتیک دانست و اظهار داشت: ساختن پل، جاده و دغدغه‌‌های سخت‌افزارانه در ذیل این تفکر مطرح می‌شود و توجه ندارند که این مسیر چگونه طی می‌شود و در واقع دغدغه‌هایی فراتر از دغدغه‌های فنی نداشته‌اند و ما تحولات اجتماعی و تغییرات ارزشی را در دوره هاشمی و غلبه تکنوکرات ها داشتیم که جامعه را از ارزش‌های عدالت‌خواهانه و ساده‌زیستی و مبارزه با اسراف و طرفداری از قناعت به یک جامعه مصرف‌گرا، تجمل‌گرا و ثروت‌‌گرا تبدیل کرد. چرا که آنها با عقل محدودِ  ابزاری  تصمیم می گرفتند و  فراتر از نگاه ابزار ی و تکنیکی دغدغه ای نداشتند.  شهردار اسبق تهران کرباسچی نیز به دنبال این بود که تهران را به یک شهر مدرن  تبدیل کند. در حالیکه به چه قیمت و چه هزینه‌ای چندان برایش مهم نبود.

امینی با بیان اینکه ظاهرا عقل ابزاری یک نوع عقلانیت فارغ از ارزش  انگاشته می شود که از یک نظر درست است چون در تصمیماتش دغدغه ارزش های اخلاقی و انسانی ندارد اما در باطن خودش صورتی ایدئولوژیک دارد چرا که برای خودش بایدها و نبایدهای کاملا مشخصی دارد.

** مفهوم تکنوکرات بین مذهبی‌ها بار منفی دارد

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به نادیده گرفتن تعهد از سوی تکنوکرات‌ها ادامه داد: عقلابزاری چیز بدی نیست و  عقلانیت دینی با  آن مشکلی ندارد. آنچه عقلانیت دینی با آن چالش و تعارض دارد، بحث سلطه عقل ابزاری است که در مفهوم تکنوکراتیسم وجود دارد. به طور مثال زمانیکه کرباسچی در دهه 70 شهردار تهران بود می‌گفت باید تهران از نظر مدرن بودن تبدیل به شهری بشود که هر کس زیر 500 هزارتومان درآمد دارد تهران را ترک کند چون نمی‌تواند هزینه‌های چنین شهری را پرداخت کند.  این نوع تفکر ناشی از یک عقل ابزاری است که فقط  دغدغه فنی دارد و  مسایل فرافنی و فراتکنیکی مثل دغدغه عدالت در آن راهی ندارد. بنابراین مفهوم تکنوکرات در فضای اجتماعی ایران خصوصا در بین مذهبی ها بار منفی دارد‬ ‫و موجب جدایی و دوری آنها از این جریانات می شود.‬‫البته تلقی تکنوکراتیستی به لحاظ اجتماعی در طبقه متوسط شهری خصوصا در شهرهای بزرگ با واکنش مثبتی روبروست و اساسا در این پایگاه اجتماعی سمپات و هوادار دارد.