تجمع دانشجویان انقلابی در فرودگاه مهرآباد

هیجان اعتراض تجمعهیجان اعتراض تجمعبه گزارش خبرنگار عدالت خواهی، دانشجویان انقلابی دانشگاه های تهران، امروز شنبه راس ساعت 11 صبح در فرودگاه مهرآباد تهران تجمع می کنند. این تجمع در اعتراض به گفتگوی تلفنی روحانی و باراک اوباما صورت می گیرد.

انتهای پیام/

آیا از نظر رهبری موانع مذاکره با آمریکا حل شده است؟

دیروز صبح خبر دادند که آقای ظریف و جان کری(مزیر امور خارجه  شیطان بزرگ) بعد از جلسه 5+1 با هم مذاکره نیم ساعته دوجانبه کرده اند؛ نیمه شب نشده بود که خبر آمد آقای روحانی قبل از ترک نیویورک با آقای اوباما تلفنی در باب مسائل هسته ای ایران صحبت کرده است. تمام این ها در یک صبح تا شب اتفاق افتاد. سی و چند سال مقاومت در برابر زورگویی های آمریکا، سی و چندسال مقاومت در باربر پیشنهادت وسوسه کنند شیطان، عاقبت او را به کدخدایی دنیا به رسمیت شناختیم و در خاک کشورش با او به مذاکره نشستیم.

برخی ها می گویند این کارها با اذن رهبری بوده است، پس نباید هیچ حرفی بزنیم ولو نباید تحللیلی خلاف آن بنویسیم. این آدم هایی که من به اسلامشان شک دارم چه برسد به ولایت مداریشان. قبلا هم گفته ام باز هم می گویم که به نظر من، هیچگاه مراد رهبری از «نرمش قهرمانانه» سازش، نبوده است.

بگذارید رک بگویم که اگر رهبری هم(به فرض محال) اذن مذاکره داده باشد، من تحلیل خودم را ارئه می کنم و استدلالم را بدون ترس عنوان می نمایم حتی اگر  این تحلیل آنچیزی نباشد که آقا می فرمایند. بله، از ایشان اطاعت می کنم، نظرشان را بر نظر شخصی ام ترجیح می دهم و هر انچه در توان داشته باشم برای عملی کردنش به کار می گیرم امّا نقدم را هم می گویم، اعتراضم را می کنم، حرفم را می زنم . این را گفتم چرا که از دیشب تا حالا ده نفر بیشتر این سوال را از من کرده اند.

حالا که باب مذاکره باز شد اول تسلیت می گویم به آقا امام زمان(عج) دوم تسلیت می گویم به تمام مستضعفان جهان، آنانی که درس مقاومت از ما آموخته بودند، سوم تبریک می گویم به مستکبران عالم؛ کدخدایان روی زمین!

من اگر مذاکره را برای اسلام و انقلاب مضر می دانم از روی آموزشی ایست که رهبرم به من داده است. سی و چند سال است که هر کس در این کشور حرفی از مذاکره زده با تو دهنی رهبری مواجه شده است. ایشان همیشه استدلال های منطقی و متینی در باب مضرات مذاکره با آمریکا داشته اند که هر عقل قاصری هم آن را درک کرده است. ایشان فرموده بودند که اگر مذاکره نفعی داشته باشد خودشان بابش را باز می کنند. و همیشه شرط این مذاکرات را تغییر رفتار آمریکا بیان کرده اند. به قول اما(ره): اگر آمریکا آدم شود ما با او صلح میکنیم.

در این مقال می خواهیم شروط مذاکره را که رهبری عنوان کرده بودند برسی کنیم و ببینیم آیا آن شرایط محقق شده است یا خیر. اگر محقق شده مسئولین باید توضیح بدهند از آمریکا چه دیده اند و چه تغییری در رفتارش ایجاد شده که ادعا می کنند محقق شده است و اگر محقق نشده پس چرا مذاکره؟!. مگر الان با دیروز چه تفاوتی کرده است آمریکا!

1- نیت مذاکره اصلاح شده است؟

بحث مذاکره را پیش کشیدند، که ایران بیاید بنشینیم مذاکره کنیم. همین رفتار غیرمنطقى، در این دعوت به مذاکره هم وجود دارد. غرض آنها حل مشکلات و مسائل نیست – که من بعد توضیح خواهم داد – غرضشان یک کار تبلیغاتى است براى اینکه به ملتهاى مسلمان نشان دهند که ببینید این نظام جمهورى اسلامى بود با آن سرسختى، با آن ایستادگى، اما عاقبت مجبور شد بیاید باب مصالحه و گفتگو را با ما باز کند. وقتى ملت ایران اینجور است، شماها چه میگوئید دیگر؟ این را براى خاموش کردن و ناامید کردن ملتهاى سربرافراشته‌ى مسلمان که امروز در بسیارى از کشورهاى اسلامىِ اینها نسیم بیدارى وزیده است و به خاطر اسلام احساس عزت میکنند، لازم دارند. از اول انقلاب، این یکى از هدفها بود. از سالهاى اول انقلاب، یکى از هدفهاى آنها همین بود که ایران را پاى میز مصالحه و بده‌بستان بکشانند؛ بگویند بالاخره دیدید ایران هم که ادعا میکرد مستقل است، ایستاده است، نترس است، شجاع است، مجبور شد بیاید بنشیند پاى میز مذاکره؟ امروز هم همین هدف را دنبال میکنند. این، مطلب مهمى است. وقتى هدف از مذاکره، یک هدفِ غیرمربوط به مسائل اساسى است، یک هدف تبلیغاتى است، خب معلوم است طرف مقابل که جمهورى اسلامى است، خام نیست، چشم‌بسته نیست، میفهمد که هدف شما چیست؛ لذا متناسب با همان نیت خودتان، جواب شما را میدهد.»( سخنرانی در جمع مردم اذربایجان – 29 بهمن 91

رهبری یکی از موانع مذاکره با آمریکا را نیّت امریکایی ها می داننند و اینکه آنها هدفشان تضعیف و سرخوردگی مسلمانان است. با توجه به سخنان فوق باید پرسید در دور جدید مذاکرات این مانع رفع شده است؟ آنها حسن نیّت دارند؟ واقعا برای حل و فصل اختلافات آمده اند؟

2-  نتیجه مذاکره برای ما مفید است؟

نکته‌ى سوم این است که مذاکره در عرف آمریکائى‌ها و قدرتهاى سلطه‌گر به معناى این است که بیائید بنشینیم گفتگو کنیم تا شما حرف ما را قبول کنید – هدف مذاکره این است – بیائید بنشینیم حرف بزنیم تا بالاخره نتیجه‌ى این حرف زدن و گفتگو کردن این باشد که مطلبى را که شما قبول نمیکردید، حالا قبول کنید. همین حالا در تبلیغاتى که آمریکائى‌ها در مورد مذاکرات راه انداخته‌اند – که چند وقت است لابد میشنوید – و سر و صدا و هیاهو دارند که بله، با ایران مذاکره‌ى مستقیم کنیم، چه کنیم، در همین حرفهاى امروزشان هم این معنا کاملاً خودش را نشان میدهد: بیائیم بنشینیم تا ایران را قانع کنیم که از غنى‌سازى دست بردارد؛ از انرژى هسته‌اى دست بردارد. هدف این است. نمیگویند بیائیم بنشینیم مذاکره کنیم تا ایران ادله‌ى خودش را بیان کند، ما از فشار روى مسئله‌ى هسته‌اى دست برداریم، از تحریم دست برداریم، از دخالتهاى امنیتى و سیاسى و غیره دست برداریم؛ میگویند بیائید مذاکره کنیم تا ایران حرف ما را قبول کند!

خب، این مذاکره که به درد نمیخورد؛ این مذاکره که به جائى نمیرسد. حالا گیرم دولت ایران قبول کرد، رفتند نشستند با آمریکائى‌ها مذاکره کردند. وقتى هدف این است، این چه مذاکره‌اى است؟ خب، معلوم است که ایران از حقوق خودش دست‌بردار نیست. هر جائى که در اثناى مذاکره ببینند طرف مقابل یک حرف منطقى‌اى میزند و آنها کم مى‌آورند، در مقابل ایران همان جا مذاکره را قطع میکنند؛ میگویند ایران حاضر نیست حرف بزند! شبکه‌هاى خبرى و سیاسى هم دست آنهاست؛ تبلیغات میکنند. این را ما تجربه کردیم. در این ده پانزده سال گذشته، دو سه مرتبه اتفاق افتاد که آمریکائى‌ها سر یک موضوع مشخصى به مسئولین ما پیغام دادند، اصرار کردند که یک امر خیلى لازمِ فورىِ فوتىِ واجبى است، بیاید بنشینیم یک صحبتى بکنیم. خب، مأمورین دولتى – معمولاً یک نفر، دو نفر – رفتند یک جائى نشستند صحبت کردند؛ بمجرد اینکه حرف منطقى اینها بیان شد و آنها جوابى نداشتند، یکجانبه مذاکره‌ها قطع شد! البته استفاده‌ى تبلیغاتى‌شان را هم کردند. این، تجربه‌ى ماست. خب، «من جرّب المجرّب حلّت به النّدامة». ( همان)

3- وعده دروغ نخواهند داد؟:

در تبلیغات وانمود میکنند که اگر ایران با آمریکا سر میز مذاکره بنشیند، تحریمها برداشته میشود. این هم دروغ است. هدفشان این است که با وعده‌ى برداشتن تحریمها، ملت ایران را وادار کنند که اشتیاق به مذاکره‌ى با آمریکا پیدا کند. تصور آنها این است که ملت ایران دیگر از تحریمها به ستوه آمده‌اند، پدرشان دارد در مى‌آید، همه چیز به هم ریخته است؛ پس ما بگوئیم خیلى خوب، بیائید مذاکره کنید تا تحریم را برداریم، یکهو جمعیت ملت ایران راه بیفتند که بله، بیائید مذاکره کنیم.

تحریمها با مذاکره برداشته نخواهد شد؛ این را من به شما عرض بکنم. هدف تحریمها چیز دیگرى است. هدف تحریمها خسته کردن ملت ایران است، جدا کردن ملت ایران از نظام اسلامى است. مذاکره هم که انجام بگیرد، اگر ملت ایران باز در صحنه باقى باشد و بر حقوق خود اصرار بورزد، این تحریمها وجود خواهد داشت. ملت ایران در مقابل این فکر غلط دشمن چه کار میکند؟»(همان)

کسانی که ادعا می کنند هدف از مذاکره رفع تحریم هاست به استدلال فوق جواب بدهند. کسانی که خودشان دارند وانمود می کنند که پدر ملت ایران در آمده از تحریم ها. حال آیا وضع فرق کرده و آمریکا می خواهد در ازای مذاکره تحریم ها را بردارد؟

4-  آیا از مقاومت و ایستادگی بد دیده ایم؟

کشورهائى در همین منطقه‌ى ما هستند و سى و چند سال در مشت آمریکا بودند، دولتهاشان نوکر و مطیع و فرمانبر آمریکا بودند؛ آنها کجا هستند؟ ملت ایران هم سى و چند سال در مقابل آمریکا ایستاده؛ ملت ایران کجاست؟ در مقابل سى سال فشار آمریکا، ملت ما از لحاظ پیشرفت علمى، پیشرفت اقتصادى، پیشرفت فرهنگى، آبروى بین‌المللى، نفوذ و اقتدار سیاسى، به جائى رسیده است که در دوران رژیمهاى پهلوى و قاجار خوابش را هم نمیدیدند؛ نه مردم، نه مسئولان. ما تجربه کردیم، ما امتحان کردیم. سى سال ما در مقابل فشارهاى آمریکا ایستاده‌ایم، اینجائیم؛ ملتهائى هم هستند که سى سال تسلیم آمریکا شدند و مراحل متعددى عقبند. ما بدى ندیدیم از ایستادگى، از مقاومت. مقاومت، نیروى درونى یک ملت را احیاء میکند و به فعلیت میرساند. همین تحریمهائى که میکنند، به کمک ملت ایران خواهد آمد و ملت ایران را به اذن اللَّه و به حول و قوه‌ى الهى به رشد و شکوفائى خواهد رساند. این، نکته‌ى مهمى است.» (همان)

5-  آمریکا حسن نیت نشان داده است؟

ما بعکس آنها، منطقى هستیم. مسئولین ما منطقى‌اند، ملت ما منطقى‌اند. حرف منطقى و کار منطقى را ما قبول داریم. آمریکائى‌ها نشان بدهند که زور نمیگویند، نشان بدهند که شرارت نمیکنند، نشان بدهند که در حرف و عملشان غیر منطقى حرف نمیزنند و عمل نمیکنند، نشان بدهند که به حقوق ملت ایران احترام میگذارند، نشان بدهند که در منطقه آتش‌افروزى نمیکنند، نشان بدهند که در مسائل ملت ایران دخالت نمیکنند؛ آنچنان که در فتنه‌ى 88 دخالت کردند، از فتنه‌گران پشتیبانى کردند، شبکه‌هاى اجتماعى را در خدمت فتنه‌گران قرار دادند – یک شبکه‌ى اجتماعى آن روزها میخواست براى تعمیرات تعطیل کند، گفتند تعطیل نکن؛ براى اینکه بتوانند روى فتنه و آتش فتنه اثر بگذارند! – این کارها را نکنند، خواهند دید جمهورى اسلامى یک نظام خیرخواه است؛ مردم، مردم منطقى‌اى هستند. راه تعامل با جمهورى اسلامى فقط این چیزى است که گفتیم و لاغیر؛ از این راه میتوانند با جمهورى اسلامى تعامل داشته باشند. آمریکائى‌ها باید حسن نیت خودشان را اثبات کنند؛ نشان بدهند که درصدد زورگوئى نیستند. اگر چنانچه این را نشان دادند، آن وقت خواهند دید که ملت ایران پاسخ خواهد داد. شرارت نباشد، دخالت نباشد، زورگوئى نباشد، شناختن حقوق ملت ایران باشد، آن وقت جواب مناسب از طرف ایران داده خواهد شد.(همان)

همانگونه که در قسمت قبل بیان شد، ایالات متحده از خود سابقه و گذشته نامناسبی در ذهن مردم ایران به جای گذاشته است. برای شروع مذاکرات و پذیرش مذاکره توسط جمهوری اسلامی، ایالات متحده باید گذشته خود را جبران نماید تا حداقل شرط مذاکره که همان ایجاد اقلی از اعتماد هست به وجود آید.» (بیانانت در دیدار زائران و مجاوران امام رضا(ع)، مشهد، 1/1/1385)

آیا آمریکا شرارت نمی کند؟ آیا علیه جمهوری اسلامی دست از فتنه گری برداشته است؟ در مسائل ایران دخالت نمی کند؟ قصد براندازی انقلاب را ندارد؟ آیا شرایط در این چند روز منطقی شده است؟ آیا حداقل شرط مذاکره محقق شده است؟

6- چیزی که قرار است در مذاکرات بدهیم چیست؟

صرف این‌که شما بروید با آمریکا بنشینید حرف بزنید و مذاکره کنید، مشکلات حل مى‌شود؟ این‌طورى که نیست. مذاکره در عرف سیاسى، یعنى معامله. مذاکره با امریکا، یعنى معامله با امریکا. معامله، یعنى داد و ستد؛ یعنى چیزى بگیر، چیزى بده. تو از انقلاب اسلامى، به آمریکا چه مى‌خواهى بدهى، تا چیزى از او بگیرى؟ آن چیزى که شما مى‌خواهید به آمریکا بدهید، تا در مقابل از او چیزى بگیرید، چیست؟ ما چه مى‌توانیم به آمریکا بدهیم؟ او از ما چه مى‌خواهد؟ آیا مى‌دانید که او چه مى‌خواهد؟ و ما نقموا منهم الّا ان یؤمنوا باللَّه العزیز الحمید. واللَّه که آمریکا از هیچ‌چیز ملت ایران، به قدر مسلمان بودن و پایبند بودن به اسلام ناب محمّدى، ناراحت نیست. او مى‌خواهد شما از این پایبندیتان دست بردارید. او مى‌خواهد شما این گردنِ برافراشته و سرافراز را نداشته باشید؛ حاضرید؟» (بیانات در دیدار زائران و مجاوران امام رضا(ع)، مشهد مقدس 1/1/88)

هر کس که تصمیم به مذاکره بگیرد یا گرفته باید به این سوالات ذهنی من (به عنوان یک شهروند معتقد به اسلام و انقلاب) پاسخ بدهد و جوابی درخور برایم فراهم نماید. اینکه ما تغییر کرده ایم یا امریکا؟ چطور و چگونه؟

بیانیه جنبش عدالتخواه دانشجویی پیرامون مذاکره با شیطان بزرگ و اتفاقات اخیر

روحانی و اوباما
روحانی و اوباما

به گزارش خبرنگار عدالتخواهی، جنبش عدالتخواه دانشجویی در پی انتشار خبر گفتگوی تلفنی حسن روحانی با باراک اوباما، بیانیه ای منتشر کرد. در بخشی از این بیانیه آمده است:

سوال اینجاست که آیا فراموش کرده‌ایم امریکا و ابرقدرت‌های شرق و غرب جز به منافع استکباری خود نمی‌اندیشند؟ آیا گمان کرده‌ایم که دشمنی اینان با نظام جمهوری اسلامی ایران بر سر مسائلی چون هسته ای است که با مذاکره و گفتگو قابل حل باشد یا اینکه دشمنی امریکا با منطق و جوهره‌ی انقلاب اسلامی است و مسائل چون هسته ای تنها بهانه ای برای دشمنی هستند؟ آیا تصور کرده‌ایم که مستکبران جهان دست از خوی استکباری خود برداشته‌اند؟ آیا یادمان رفته است که هرگاه با این زورگویان عالم به مذاکره نشسته‌ایم در نهایت شرمنده مردم از پای مذاکره برگشته‌ایم؟

متن کامل بیانیه به شرح زیر است:

بیانیه جنبش عدالتخواه دانشجویی پیرامون مذاکره با شیطان بزرگ و اتفاقات اخیر

خبر گفتگوی تلفنی حجت الإسلام و المسلمین حسن روحانی با رئیس جمهور ایالات متحده امریکا در واپسین ساعات حضور روحانی در نیویورک، ما را شگفت زده کرد و این پرسش را به اذهان متبادر نمود که مذاکره با مستکبران و قلدران جهان و علی الخصوص امریکا چه منطق و توجیهی می‌تواند داشته باشد؟ سوال اینجاست که آیا فراموش کرده‌ایم امریکا و ابرقدرت‌های شرق و غرب جز به منافع استکباری خود نمی‌اندیشند؟ آیا گمان کرده‌ایم که دشمنی اینان با نظام جمهوری اسلامی ایران بر سر مسائلی چون هسته ای است که با مذاکره و گفتگو قابل حل باشد یا اینکه دشمنی امریکا با منطق و جوهره‌ی انقلاب اسلامی است و مسائل چون هسته ای تنها بهانه ای برای دشمنی هستند؟ آیا تصور کرده‌ایم که مستکبران جهان دست از خوی استکباری خود برداشته‌اند؟ آیا یادمان رفته است که هرگاه با این زورگویان عالم به مذاکره نشسته‌ایم در نهایت شرمنده مردم از پای مذاکره برگشته‌ایم؟ به راستی در رابطه با دشمنی های دولت امریکا با ایران انقلابی چه چیزی تغییر کرده است که به خود اجازه می دهیم به لطایف الحیلی امید مستضعفان جهان را نا امید کنیم؟

در این راستا جنبش عدالتخواه دانشجویی بر خود لازم می داند نکاتی را متذکر شود:

1- رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر با مسئولین نظام به این مطلب اشاره فرمودند که نسبت به مذاکره با امریکا خوشبین نیستند؛ چرا که امریکایی ها غيرقابل اعتماد و غير منطقى‌اند و در برخوردشان صادق نيستند و شرط اساسی تعامل را شناخت طرف مقابل دانستند. از سوی دیگر ایشان در دیدار با فرماندهان سپاه امام را منفورترین چهره در نزد دشمنان اسلام دانستند و دلیل این دشمنی را دو خصوصيّت بى‌نظير «بصيرت كامل» و «قاطعيّت تمام» امام(ره) دانستند.

همانطور که رهبر معظم انقلاب تبیین فرمودند، هیچ کس بهتر از امام راحل امریکا را نمی شناخت و هیچ کس بیش از او عمق دشمنی و بغض امریکا نسبت به اسلام ناب محمدی (ص) را درک نکرده بود؛ این بود که امام عزیز تنها راه پیش روی اسلام انقلابی و نظام برآمده از آن را «مبارزه» می دانست و در پیام جانسوزش به مناسبت پذیرش قطعنامه 598 و نوشیدن جام زهر ‌فرمود:

«پس راهی جز مبارزه نمانده است؛ و باید چنگ و دندان ابرقدرت‌ها و خصوصا آمریکا را شکست، و الزاما یکی از دو راه را انتخاب نمود: یا شهادت یا پیروزی؛ که در مکتب ما هر دوی آن‌ها پیروزی است، که ان‌شاءاللّه خداوند قدرت شکستن چهارچوب سیاست‌های حاکم و ظالم جهانخواران، و نیز جسارت ایجاد داربست‌هایی بر محور کرامت انسانی را به همه مسلمین عطا فرماید».

با چنین تبیین صریحی از مشی امام(ره) در مواجهه با شیطان بزرگ و با علم به اینکه شرط اصلی هرگونه تعامل شناخت طرف مقابل است، چگونه و با چه منطقی می توان «نرمش قهرمانانه» و تعامل را به گفتگوی تلفنی با دشمن اصلی ملت ایران تفسیر و ترجمه کرد؟

2- پس از شناخت ماهیت دشمنی امریکا با ملت ایران، نباید از شناخت صحیح شرایط و اوضاع عالم در مقطع کنونی غفلت نمود. اگر نیم نگاهی به رخدادهای امروز جهان بیاندازیم و درک درستی از شرایط حاکم بر جهان داشته باشیم، درخواهیم یافت که معادلات بین‌المللی به ضرر امریکا و به نفع مستضعفان جهان تغییر یافته است. اگر تا دیروز امریکا به مدد امپراطوری رسانه ای خویش می توانست افکار عمومی ملت ها و دولت های جهان را بفریبد و راه را برای حمله نظامی به افغانستان و عراق هموار کند، امروز بیداری و هشیاری ملت های دنیا فراتر از سلطه رسانه ای امریکا حرکت می کند و اجازه نمی دهد امریکا بتواند اهداف سلطه طلبانه خویش را با شعارهای حقوق بشری بزک کند؛ شکست رسانه ای امریکا در حمله نظامی به سوریه دلیلی بر این مدعاست.

از سوی دیگر در تحولات کشورهای منطقه و با وجود افت و خیزهای گوناگون، آنچه جزء محکمات و ثابتات است، افزایش منفوریت امریکا نزد مردم کشورهای اسلامی است.

اوضاع در قلب جهان سرمایه داری نیز بهتر از این نیست؛ دیر زمانی از طنین شعارهای ضد امپریالیستی و ضد سرمایه داری در پارک «زاکوتی» نیویورک و زیر سایه‌ی ساختمان های وال استریت نمی گذرد و شعله های جنبش ضدسرمایه داری هنوز خاموش نشده است.

در شرایطی که همه چیز- چه در درون امریکا و چه در بیرون- در غلیان و جوشش علیه سلطه امریکاست و بدون شک امریکا در موضع ضعف قرار گرفته است، میدان دادن به رئیس جمهور امریکا و گفتگوی تلفنی با او بعد از سی و چند سال ایستادگی و مقاومت چه معنایی می تواند داشته باشد؟ آیا معنای دیپلماسی ندیدن این واقعیت های بدیهی است؟ آیا معنای دیپلماسی آن است که سیاستمداران امریکایی اوج عجز و لابه‌‌ی خویش را در پس لبخندهای فریبنده پنهان کنند و ما تنها لبخندهای ظاهری را ببینیم؟ آیا ساده لوحی در شناخت امریکا و شرایط جهان معنای دیپلماسی و رفتار منطقی است؟

3- باید به این نکته توجه داشت که در رابطه‌ با رفتار امریکا در قبال ملت ایران و سایر ملت های جهان چیزی عوض نشده است.

اگر امریکای دیروز در جنگ نظامی از رژیم جنایتکار صدام حمایت تام و تمام می نمود، امروز در جنگ اقتصادی تمام قد پشت سر تحریم ها و فشارهای مضاعف علیه ملت ایران ایستاده است و در طول سی و چند سال پس از انقلاب از همه توان خود برای وارد کردن فشارهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی استفاده نموده است.

اگر در سال 1982 جنایت صبرا و شتیلا توسط رژیم منحوص صهیونیستی رخ می دهد و ایالات متحده امریکا در قبال این جنایت سکوت می کند و حتی به اعتراف روزنامه نیویورک تایمز خود در این حادثه نقش ایفا می کند، در سال 2011 نسل کشیِ تاریخی توسط رژیم اشغالگر قدس در نوار غزه رخ می دهد و با این وجود امریکا از این رژیم قاتل حمایت های تام و تمام می‌کند؛ و امروز همین دشمنی در قالب حمایت از تروریست های سوری ادامه دارد. برای آنانی که تصور می کنند امریکا توبه کرده است و دست از جنگ طلبی و کشتار ملت ها برداشته است، یادآوریِ سیاست های نظامی کنونی امریکا که در قالب استقرار سپرهای گوناگون دفاع موشکی، پایگاه های متعدد نظامی در منطقه و استقرار همیشگی ناوهای نظامی امریکا در آب های آزاد سرتاسر جهان تجلی یافته است، خالی از لطف نیست.

با وجود همه‌ی این مسائل، باید این سوال را طرح نمود که آيا رفتار امریکا در قبال ملت ایران و سایر ملت های مستضعف جهان به فرموده حضرت امام خميني (ره)، از حالت «گرگ و ميش» خارج شده كه آقایان به خود اجازه داده‌اند دست به چنين عملي بزنند؟

با این وجود، دیدن راه حل مسائل در مذاکره با امریکا چه توجیهی می تواند داشته باشد؟

4- یکی از خطاهای فاحشی که ممکن است گریبان گیر تحلیل های سیاستمداران و مسئولین کشور شود، آن است که راه برون رفت از مشکلات اقتصادی کشور را در جایی خارج از مرزهای کشور جستجو کنند. این در حالیست که اساسا منشأ مشکلات و مسائل اقتصادی کشور نه تحریم ها و مسائل بیرونی، که ضعف های درونی است. باید گفت مشکلات اقتصادی امروز کشور بیش از آنکه ناشی از تحریم‌ها باشد، ناشی از بی تدبیری و سوء مدیریت مسئولین است و موج‌های رسانه‌ای و فضاسازی به انحاء مختلف برای القای این مساله به بدنه مردم که فشارهای معیشتی و اقتصادی به تحریم‌ها بر می‌گردد و راه حل آن امتیاز دادن به ابرقدرت‌های دنیوی است، چیزی جز جستجوی دم دستی ترین راه حل و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت‌ها نیست و لذا همانطور که رهبر انقلاب اشاره نمودند، «تقویت ساخت درونی نظام» چیزی است که امروز باید در رأس اولویت های کشور باشد؛ به بیان دیگر کلید حل مسائل در درون کشور است و نه در بیرون و ضعف نشان دادن در مقابل دشمن به بهانه‌ی لغو تحریم ها و بهانه هایی از این دست، یا از سر ساده لوحی است و یا از سر غرض ورزی.

5- برای ما جای تعجب است که با وجود تجربه‌ی تلخ مذاکرات سعد آباد در سال 82 اشاره کرد که با وجود کوتاه آمدن ایران از حق مسلم خود و پذیرفتن تعلیق کلیه ی فعالیت های هسته ای، طرف غربی به تعهدات خود پایبند نماند و شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی دست به تصویت قطعنامه علیه ایران زد و در طی دو سال همراهی و سازش از طرف ایران، غرب به هیچیک از تعهدات خود پایبند نماند و چندین قطعنامه علیه ایران تصویب شد. ضمن اینکه در آن مقطع زمانی جمهوری اسلامی ایران محور شرارت نام گرفت. اگر آن زمان دیپلماسیِ نرمش و سازش نتیجه ای برای ایران در بر نداشت و منجر به جری تر شدن طرف غربی شد، چگونه امروز می توان به حصول نتیجه‌ی مطلوب از این سیاست امیدوار بود؟ در تجربه تاریخی ملت ایران بارها ثابت شده است که هرگاه ایران با هدف کاهش فشارها، سیاست خارجی خود را در راستای تنش زدایی تنظیم نموده و راه گفت‌وگو با مستکبرین را در پیش گرفته است، آن‌ها این سیاست را نشانه ضعف ما تلقی نموده و سعی کرده‌اند با افزودن بر درگیری‌ها و تنش‌ها، بر شدت فشارها بیافزایند تا بتوانند ضربه‌های بعدی را کاری‌تر وارد کنند.

سوال اینجاست که آیا نباید از تجربه های نزدیک گذشته عبرت گرفت؟

در پایان این نکته را یادآوری می کنیم که ممکن است عده ای موضع گیری صریح در قبال چنین رفتارهایی را به معنای سنگ اندازی و مخالفت با دولت تلقی کنند؛ در این رابطه باید گفت جنبش عدالتخواه دانشجویی تقویت دولت را نه به معنای حمایت بی چون و چرا از تمامی اقدامات که به معنی پایش دولت در راستای حرکت در مسیر آرمان های انقلاب و مرتفع کردن مسائل کشور می داند و در این راستا از نقاط قوت حمایت و نقاط ضعف را تذکر می دهد و نقد درون گفتمانی مسئولان نظام را مایه‌ی قوت کشور و مسئولان تلقی می کند.

به امید ظهور عدالت گستر گیتی

جنبش عدالتخواه دانشجویی

6 مهر 1392

نامه جنبش عدالتخواه دانشجویی به حسن روحانی در آستانه سفر به نیویورک

به گزارش خبرنگار عدالت خواهی، جنبش عدالت خواه دانشجویی صبح دوشنبه در آستانه سفر رئیس جمهور به نیویورک، نامه ای خطاب به ایشان منتشر کرد.

متن این نامه به شرح زیر است:

جناب آقای حجت الاسلام و المسلمین دکتر روحانی؛

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران؛

با سلام و احترام؛

ضمن عرض تبریک به مناسبت فرارسیدن هفته دفاع مقدس و گرامیداشت سال های مبارزه جبهه مستضعفین با استکبار جهانی، با توجه به حضور حضرتعالی در اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، لازم می دانیم نکاتی خدمت حضرتعالی متذکر شویم:

1- در طی سی ساله ای که از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد، همواره شاهد بوده ایم که دولت امریکا با زبان زور و تهدید با ملت های جهان و همینطور ملت ایران سخن گفته است. اقداماتی چون حمله نظامی به عراق و افغانستان، حمایت صریح و آشکار از رژیم جنایتکار صهیونیستی، حمایت از اقدامات تروریستی در منطقه و در روزهای اخیر تهدیدات نظامی علیه دولت سوریه، نشان دهنده این امر هستند و همانطور که حضرتعالی در نخستین کنفرانس خبری خود به آن اشاره داشتید، با چنین رویه ای، تعامل و مذاکره با امریکا معنی و مفهوم نمی یابد.

2- یکی از مصادیق زور و تهدید امریکا علیه ملت ایران،  مساله هسته ای است که سالها عرصه رویارویی ملت ایران با دول استکباری غرب بوده است. در طول این مبارزه، ملت ایران توانسته است به موفقیت هایی دست یابد که از جمله آنها می توان به دستیابی به توان تولید سوخت 20 درصد  اشاره کرد. مسلم است در شرایطی که ملت ایران پس از سالها مبارزه برای دستیابی به یکی از حقوق بدیهی و اولیه خویش توانسته است به چنین دستاوردهایی برسد و نیز در شرایطی که امریکا در موضع ضعف قرار دارد و رسانه های فریبنده آن دیگر مانند گذشته نمی توانند ذهن و دل ملتها را به تسخیر خود درآورند، نباید از چنین دستاوردهایی عقب نشینی کرد.

3- البته بر همگان معلوم و واضح است که  مواردی چون مساله هسته ای تنها بهانه ای برای اعمال فشارهای بیشتر به ملت ایران بوده و مخالفت با آن را باید در راستای مخالفت با انقلاب اسلامی و آرمانهای آن تفسیر کرد. لذا ساده اندیشی است اگر تصور کنیم با اعتمادسازی می توان به تعاملی سازنده با استکبار جهانی دست یافت. مگر آنکه ملت ایران دست از ارزشها و آرمان های الهی خویش برداشته و دست از مبارزه بکشد.

لذا از حضرتعالی خواستاریم همانطور که دیروز ملت مستضعف در جبهه های حق علیه باطل برای دفاع از آرمان های انقلاب در خون خود غلطیدند، حضرتعالی نیز در جبهه سازمان ملل متحد مانند گذشته از آرمان های ملت ایران حراست فرمایید.

به امید ظهور عدالت گستر گیتی

جنبش عدالت خواه دانشجویی

 

نامه به روحانی
نامه به روحانی

 

نامه سرگشاده مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز به دادستان استان فارس

شورای شهر
شورای شهر

مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز با ارسال نامه ای سرگشاده به علی القاصی ، دادستان عمومی و انقلاب شیراز ضمن ابراز نارضایتی خود از زیر پا گذاشتن عدالت اجتماعی توسط شورای سوم شهر شیراز از وی درخواست کرد که مانع تحمیل هزینهه های بیشتر بر نظام شود.

به گزارش عدالت خواهی، مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز با ارسال نامه ای سرگشاده به  علی القاصی ، دادستان عمومی و انقلاب شیراز ضمن ابراز نارضایتی خود از زیر پا گذاشتن عدالت اجتماعی توسط شورای سوم شهر شیراز با تصویب طرح هدف 90، تصریح کرد دانشجویان عدالتخواه هرگز زیر بار حاکمیت نامشروع افراد غربزده نخواهندرفت و خطاب به ایشان گفت:  نگذارید بیش از این، بر نظام اسلامی هزینه تحمیل کنند و بر خلاف سیاستهای کلان نظام اسلامی گام بردارند،امیدواریم با پیگیری های جنابعالی در آینده،به جای هدف 96 شاهد هدف مستضعفین باشیم.

 متن این نامه به شرح ذیل می‌باشد:

 جناب آقای علی القاصی ، دادستان محترم عمومی و انقلاب شیراز

سلام علیکم

در زمانه ای که انقلاب اسلامی به دنبال برافراشتن پرچم لااله الا الله در سراسر جهان است،متاسفانه هستند مسئولینی که در داخل ساز ناسازگاری می سرایند و با نظرات و تفکرات خود،روند رو به رشد جمهوری اسلامی را دچار خدشه می کنند.صاحب منصبانی که الگوهای برگرفته از غرب را با کلید واژه های اسلامی پیوند می زنند تا لهجه غربی خود را در اذهان عمومی پنهان کنند.اشخاصی که یک روند ثابت از مدیریت غربی را در پیش گرفته اند و در یک بیدار باش همیشگی مراقبند که از آن عدول نکنند حتی اگر با شریعت مبین اسلام در تعارض باشد.

 آقای القاصی

 متاسفانه باید به عرضتان برسانیم که در زمان حاکمیت اسلام در این مرز و بوم،در سومین حرم اهل بیت و در دهه پیشرفت و عدالت،توسط شورای سوم اسلامی،طرحی به تصویب رسید که در عین ناباوری مهم ترین هدف انقلاب اسلامی،یعنی عدالت اجتماعی را زیر پا گذاشت و تبعیض را به رسمیت شناخت.مصوبه ای که داد بسیاری از بزرگان و دلسوزان شهر را،از جمله آیت الله ایمانی به صدا در آورد.

 جناب دادستان

 طرح هدف 90،برنامه ریزی بلند مدت شورای سوم شهر شیراز بود که در سال 85 جهت پیشرفت فیزیکی شهر در نظر گرفته شد.بنا به آنالیز منتشر شده از سوی سایت رسمی شورای شهر،از مجموع اعتبارات پروژه های هدف 90،معادل 15 درصد در جنوب شهر بوده و مابقی مصروف پروژه های عمرانی-ترافیکی و فضای سبز قسمت مرفه نشین گردیده است . جمع هزینه پروژه های بیست گانه ترافیکی بیش از یکصد و نود میلیارد تومان است که از این رقم آنچه مربوط به پروژه های ترافیکی جنوب شهر می باشد،کمتر از سی میلیارد تومان است.یعنی از این رقم حدود 85 درصد آن در شمال شهر و تنها حدود 15 درصد از بودجه در جنوب شهر هزینه شده است. این در حالی اتفاق می افتد که سیاست های به یک سو کشاندن( وزنه های تجاری ، علمی-فرهنگی (دانشگاه ها) و بهداشتی (بیمارستان های) ) شهر باعث به وجود آمدن این معضلات و مشکلات ترافیکی شده است . و به تبع همین سیاست های غلط ، شاهد دور شدن قسمت های دیگر شهر از مرکز توجهات و توسعه شهری بوده ایم. بماند اینکه در همین سیاست احداث مجتمع های تجاری آن هم بدون در نظر گرفتن پشتوانه ی تولیدی شهر و استان چقدر حرف برای گفتن داریم . از این گذشته از پروژه های 9 گانه فضای سبز مصوب در این طرح،تنها یک پارک در جنوب شهر و 8 پارک دیگر همه در شمال شهر مکانیابی شده بودند. که این موضوع به وضوح تبعیض مدیران را هویدا مینماید . این ها فقط بخش کوچکی از مشکلات این طرح مصوب میباشد که به عنوان نمونه به عرضتان میرسانیم . حرف برای گفتن بسیا ر است و مجال کوتاه…

 جناب آقای القاصی

 این گونه موضوعات برای دانشجویان عدالتخواه پیرو امام روح الله غیر قابل پذیرش است که عده ای سرمایه پرست،در بلاد اسلامی،نان جمهوری اسلامی را بخورند و نمک نشناسانه خلاف مشی امام(ره) و رهبری حرکت کنند.ناراحتی فرزندان امام خامنه ای(ارواحنا له الفدا) زمانی مضاعف می شود که می بینیم مصوبین و طراحان این پروژه سراسر تبعیض،اکنون در جامعه با نام اصولگرا شناخته می شوند،با سرافرازی در خیابان های شهر راه می روند و با جسارتی بی اندازه،هنوز از فضاحت خود دفاع می نمایند.امام خامنه ای می فرمایند:” مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد‏، تبعیض‏، و نیز عدالت خواهی است. این پایه مشروعیت ماست. تکلیف ما این است که عدالت را درجامعه مستقر کنیم و این هم جز با مبارزه با فساد و افزون طلبی انسان های مفت خوار و سوء استفاده کن امکان پذیر نیست.” و اطمینان داشته باشید که با توجه به این کلام رهبری،دانشجویان عدالتخواه هرگز زیر بار حاکمیت نامشروع افراد غربزده نخواهند رفت.

 آقای دادستان

 مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز از شما مطالبه دارد که به عنوان مدعی العموم اینگونه موضوعات خلاف عدالت و خلاف قانون به استناد اصل 105 قانون اساسی که می گوید:” تصمیمات شوراها نباید مخالف موازین اسلام و قانون اساسی باشد”را پیگیری کنید و به این گفته امام روح الله که می فرمایند:”بر ما واجب است که اینگونه طرح ها را که به نفع مستضعفین نیست محکوم نمائیم.”جامه عمل بپوشانید.از شما می خواهیم که با لحاظ داشتن تدابیری از ادامه این روال در جمهوری اسلامی جلوگیری کنید و نگذارید عده ای از خدا بی خبر، شکاف طبقاتی را در جامعه تعمیق بخشند،نگذارید بیش از این، بر نظام اسلامی هزینه تحمیل

کنند و بر خلاف سیاستهای کلان نظام اسلامی گام بردارند،امیدواریم با پیگیری های جنابعالی در آینده،به جای هدف 96 شاهد هدف مستضعفین باشیم،ان شاالله.

 به امید ظهور عدالت گستر گیتی

 مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز

منبع: غریو

بیانیه بسیج دانشجویی دانشگاه قم در محکومیت تهدیدات وقیحانه غرب علیه سوریه+ کمپین امضا

سوریه
سوریه

به گزارش خبرنگار عدالت خواهی، بسیج دانشجویی دانشگاه قم در محکومیت تهدیدات وقیحانه ی غرب علیه سوریه، بیانیه ای صادر کرد. در بخشی از این بیانیه که به سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی منتشر شده آمده است:

شگفتی آنجاست که چنین ادعایی از سوی دولتی مطرح می گردد که خود نماد کامل نقض حقوق بشر است!!!  آوای ضجه کودکانی که در نقطه ای از این جهان به  جرم اسلام زنده زنده سوزانده میشوند، ناله های مادرانی که کودکان خود را در آغوش میفشرند تا آتش کمتری به آنها برسد ، صدای گریه ی فرزندانی که  ذبح پدر و مادرشان را به چشم می بینند ، صوت نگاههای مبهوت پدری که جسم بی سر فرزندش را به آغوش میکشد ، صدای لابه ی زنانی که از بدو تولد در ویرانه های قدس رشد کرده و هر ثانیه  زخم مرگ عزیزی را بر دلهای خود وارد دیده اند همه و همه سندی است بر جنایات بی بدیل این شیطان بزرگ.

برای مشاهده متن کامل بیانیه و همینطور پیوستن به کمپین امضا، کلیک کنید.

فاطمه شرمنده ایم (پرونده ای برای فاطمه نوایی)

مادر فاطمه
مادر فاطمه

فاطمه، دختر کوچولوی سه ساله قلعه گنجی به دلیل عقرب گزیدگی و عدم اقدامات فوری درمانی و در دسترس نبودن امکانات مورد نیاز پزشکی در منطقه شان، با وجود تلاش شبانه والدینش هفته گذشته دچار مرگ مغزی شد. برای نجات فاطمه، حتی کوچکترین امکانات هم در دسترس نبود و فاطمه بعد از چند روز، به دیار باقی شتافت.

سوال اینجاست که چرا باید یک دختر بچه، بر اثر یک عقرب زدگی بمیرد؟ آیا اگر حداقل امکانات بهداشتی در منطقه جنوب کرمان مهیا می بود، فاطمه نمی توانست زندگی شیرینش را ادامه دهد؟

به این منظور، پرونده ای برای فاطمه و وضعیت بهداشتی درمانی جنوب استان کرمان گشوده ایم.

(اخبار از سایت سلام جنوب)

نمایان شدن محرومیت جنوب کرمان/ فاطمه سه ساله در انتظار پادزهر عقرب دچار مرگ مغزی شد

اینجا بیمارستان کهنوج است

فاطمه کوچک نماد مظلومیت رودبار زمین

مردم جنوب کرمان شرمنده ام…

برنامه های مراسم تعطیلی آی سی یو بیمارستان کهنوج اعلام شد

قطعا یک تخلف است

چه کسی راست می گوید امام جمعه یا رئیس علوم پزشکی؟

دختربچه‌ای که خیلی آسان در آستانه مرگ قرار گرفته است/ نیش عقرب فاطمه را می‌کشد یا بی‌توجهی و کم‌کاری مسئولان؟!

خاک بر سر اُمُلِتان

با گذشت ۶ ماه از افتتاح هیچ خدماتی ارائه نمی شود/پشت پرده افتتاح آی سی یو بیمارستان کهنوج چیست ؟

وجدان هایی که مدت هاست دردی احساس نمی کنند…

خواب مسئولان، کابوس مرگ فاطمه شد

رئیس شبکه بهداشت قلعه گنج: خیلی ها بخاطر چنین مسائلی مرده اند

رئیس بیمارستان کهنوج: ما سلب مسئولیت نموده ایم / من از جزئیات رخ داده برای فاطمه اطلاعی ندارم

فاطمه
فاطمه

«مدافعان حرم» و آفت‌هایی که باید مدیریت شود

مدافعان حرم
مدافعان حرم

مدافعان حرم واژه‌ای است که طی چند ماه اخیر در رسانه‌ها و تبلیغات به گوش می‌رسد و بر اساس این عنوان تعداد قابل توجهی از جوانان مذهبی با هدایت مداحان و برخی روحانیون سرشناس کشور آمادگی خود را جهت اعزام به سوریه و دفاع از حرم شریف حضرت زینب(س) و دیگر شخصیت‌های اسلامی مدفون در سوریه اعلام می‌کنند.

همچنین  تصاویر تعدادی از مداحان معروف نیز که در قالب همین نام و عنوان خود را به حرم حضرت زینب(س) رسانده‌اند در شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های خبری بازخورد فراوانی داشته است.

با نگاهی به سیر تاریخی اعلام آمادگی جهت اعزام به خط درگیری با دشمن می‌توان در این باره به چند نکته قابل تامل دست یافت؛ شاید بتوان ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام را احیاگر دوباره این عنوان و روش در دهه گذشته دانست که با ثبت نام از جوانان علاقه‌مند بدنبال راهی برای حضور در خطوط نبرد با اسرائیل در لبنان و فلسطین و عراق بود.

از آن پس نام گردان‌های استشهادی بیش از پیش شنیده شد و در هر گوشه از کشور به‌عنوان گامی موثرتر از راهپیمایی و تجمع بکار گرفته می‌شد..

در حین جنگ 33 روزه اسرائیل ضد لبنان، اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی پرچمدار این عنوان شد و با راه‌اندازی کاروانی قصد اعزام نیرو به لبنان و کمک به نیروهای حزب الله کرد.

اما شاید قضیه جنگ 22 روزه غزه به نوعی تفاوت خاصی با قضایای مشابه خود داشته باشد؛ پس از  اعلام  موضع رهبری در قبال جنگ 22 روزه که به تعبیری حکم جهاد مسلمانان ضداسرائیل بود تعداد قابل توجهی از جوانان و تشکل‌های انقلابی خود را به فرودگاه‌ها، به‌عنوان مرزهای رهایی رسانده و خواستار اعزام به خطوط نبرد شدند و این حرکت تحسین رهبری را با تجلیلی از روحیه جهادی این جوانان در پی داشت.

در این قضایا اما شاید بتوان رفتار جوانان علاقه‌مند به جهاد و شهادت را در چارچوب الگوی جهادگران برون مرزی سال‌های دفاع مقدس و پس از آن در لبنان، بوسنی و … تفسیر کرد چنانکه حضور مستمر برخی فرماندهان و پیشتازان آن سال‌ها در میان این تجمع‌ها به تعبیری مشروعیت‌بخش این حرکت‌ها و تداعی‌کننده هم راستابودن حرکت‌های موجود و حرکت‌های سالهای طلایی دفاع مقدس است؛ آن هم به‌عنوان راهبرد خروج از بن بست برای نسلی که راهکاری عملی برای پیوستن به الگوی  سال‌های دفاع مقدس را نمی‌یابد.

وجهه اشتراک تمامی حرکت‌های مذکور در محور قرارگرفتن مقاومت در منطقه و قضیه فلسطین به‌عنوان مهمترین مسئله جهان اسلام است.

لیکن قضیه مدافعان حرم از جهات گوناگونی با موارد مذکور متفاوت است؛ شاید بتوان مهمترین تفاوت میان بحث مدافعان حرم و موارد مذکور را در خاستگاه آنها جست‌وجو کرد تفاوت عملکرد جامعه مذهبی، روحانیون و مداحان در این دو دسته حرکت‌ها مسئله‌ای است که بحث اصلی این نوشته را تشکیل می‌دهد.

مدافعان حرم
مدافعان حرم

در قضایای مربوط به جنگ 33 روزه، جنگ 22 روزه و موارد مشابه علی رغم تلاش‌های بسیار گردانندگان این حرکت‌ها موفقیت چشم‌گیری در همراه کردن هیئت‌های مذهبی، مداحان و سخنرانان کشور بدست نیامد؛ حتی همزمانی دهه عاشورا با جنگ اسرائیل علیه غزه نیز نتوانست موج مطلوبی ایجاد کند لیکن در قضیه مدافعان حرم استعداد و توان هیئت‌های مذهبی و مداحان به‌خوبی بکار گرفته می‌شود، به شکلی که در مناطق مختلف کشور به‌صورت خودجوش حرکت‌های مشابه تحت همین عنوان ترتیب داده می‌شود.

تحرک خودجوش هیئت‌های مذهبی ظرفیتی است که در قالب هیئت‌های موتلفه اسلامی به‌عنوان شبکه اجتماعی عظیمی در اختیار انقلاب و تحت رهبری امام خمینی(ره) قرار گرفت و نقش عظیمی در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی داشت.

هیئت‌ها به‌عنوان کانون‌های تولید محبت به اهل بیت(ع) و تزریق و توسعه معارف بلند عاشورایی و همچنین ایجاد و بسط عصبیت مذهبی و دینی نقشی حیاتی دارند لذا همین نکته اخیر یعنی عصبیت مذهبی است که به وقت خود به یاری حسین زمان می‌شتابد و یاری‌گر رهبر دینی می‌شود.

در این میان با توجه به اهداف گردانندگان صحنه درگیری سال‌های اخیر در سوریه که به دنبال القای جنگ مذهبی و درگیری فرقه‌ای میان شیعه و سنی در سوریه هستند و به‌خصوص در سال‌های اخیر با برنامه‌های هدفمند در فکر تحریک روحیه عصبیت مذهبی میان شیعیان و اهل‌سنت هستند بکارگیری نابجای روحیه مذهبی مداحان و تشکل‌های مذهبی می‌تواند به‌عنوان آسیبی بالقوه در نظر گرفته شود که در شکلی مشابه اما غیر منطبق، در قضیه سوریه مورد استفاده قرار گیرد؛ به‌خصوص اینکه حضور برخی چهره‌های مطرح در این حوزه در سوریه و بارگاه حضرت زینب(س) ناخودآگاه به‌عنوان الگویی قابل اجرا در اذهان مطرح می‌شود.

مدافعان حرم
مدافعان حرم

با توجه به سخنان رهبر انقلاب که قضیه سوریه را جنگ ضدمحور مقاومت در منطقه تعبیر کرده‌اند و جنگ شیعه و علوی علیه اهل‌سنت را مردود دانسته‌اند به‌نظر می‌رسد جامعه مداحان و سخنرانان کشور که در قضیه مدافعان حرم فعالیت می‌کنند باید سطح درگیری را از یک قضیه مذهبی به محوریت تعدی به مرقد مطهر حضرت زینب(س) و دیگر بارگاه‌های اهل بیت(ع) در سوریه به درگیری محور مقاومت تعبیر کرده و با مدیریت روحیه اهل بیت(ع) دوستی جوانان مذهبی با عبور از تحرکات هدفمند تکفیری‌های مسلح در سوریه دشمن اصلی و صحنه گردان اصلی را مد نظر قرار بدهند و زمینه آسیبی که می‌تواند با گسترش عصبیت مذهبی و درنهایت درگیری فرقه‌ای به جای نقش‌آفرینی در محور مقاومت پیش بیاید را از بین ببرند.

مدافعان حرم
مدافعان حرم

همچنین فعالیت‌های برون مرزی هر چهره مطرحی در این حوزه نیز باید در چارچوب قانون و نهادهای رسمی و مهمتر از آن در  پازل دفاع از محور مقاومت و جلوگیری از تعدی به بارگاه اهل بیت(ع) و اصحاب ائمه و رسول اکرم(ص) مطرح شود.

وجه بدبینانه این آسیب، محور قرار گرفتن عصبیت مذهبی، ایجاد جنگ فرقه‌ای میان شیعیان و اهل‌سنت، حرکت‌های خودسرانه در چارچوب‌هایی غیر از نهادهای رسمی کشور و به حاشیه رفتن درگیری در زمین محور مقاومت و دشمنانش است که همگی از جمله اهداف برنامه‌ریزی شده دشمن است.

در آغوشم بمان تفنگ (به بهانه جنگ سوریه)

سوریه
سوریه

در آغوشم بمان تفنگ

(به بهانه جنگ سوریه)

از خمپاره اندازهای سفیانی

صدای “پاپ” می رسد

از تانک ها

موشک ها و کلیساها

صدای “پاپ” می آید

خوب گوش کن تفنگ!

در آغوشم باش

از فردا

خون خشاب هایت را

رها خواهی کرد

و از حنجره سوزانت

صدای تکرار تکبیر

بلند خواهد شد

***

در آغوشم بمان تفنگ!

صدای “پاپ” پوک است

تو امّا فشنگ های انتقام را

که از محرم شصت و یک زاغه کرده ای بشمار

و برای هر سه شعبه

هر نیزه

هر سنگ

هر زخم

حسابی در شامات باز کن!

به انتقام خیمه های سوخته

کاخ های بلند را آتش خواهیم کشید

و به سوز گوش و گوشواره

در لاله گوششان

دانه سرب های درونت را

سنجاق خواهیم کرد

***

سوریه
سوریه

در آغوشم بمان تفنگ!

گوش کن

خدا برایت لالایی می خواند

تا تو

خواب شقایق های درعا و الزهرا بینی

و به داغ مادران حلب

تب کنی و به خود پیچی

و من در این کابوس شگرف

با انگشت شاعرانگی ام

گونه های فولادین تو را

نوازش خواهم کرد

تا خشابت بیش از این نگیرد از ظلم

***

در آغوشم بمان تفنگ!

امشبی هم

ماشه دهان گیر

که فردا ضامنت

تقّه رها خواهد کرد

تا از دهانت

حدیث کساء به گوش خلایق رسد

***

در آغوشم بمان تفنگ!

شعله پوش بر دهان بگذار

آتش درونت را

برای دنیای کاهی آنها نگاه دار

بگذار میان من و تو

گاز سارین سعودی بزنند

ما تمام دیکتاتورها را

جلّادان سلفی را

با عطر گل محمدی

مسموم خواهیم کرد

و همراه قنوت شب بوها

به شبیخونشان می نشانیم

***

در آغوشم بمان تفنگ!

امشب بر موشک هایمان

کلاهک هایی خواهم نهاد

که عشق را

به ضاحیه و منامه و دمشق

صنعا و بوسنی و میانمار

لندن و پکن و نیویورک

حمل خواهد کرد

***

در آغوشم بمان تفنگ!

من و تو

نقّاشی کرده ایم مرگ هایمان را

حال

خوب می دانیم راه زندگی در چیست!

سلمان کدیور- “سلیم” 

سوریه
سوریه
سوریه
سوریه

 

 

بیانیه مجمع دانشجویان عدالت خواه شیراز به مناسبت آغاز چهارمین دوره شورای اسلامی شیراز

شورای شهر
شورای شهر

هو العزیز

بیانیه مجمع دانشجویان عدالت خواه شیراز به مناسبت آغاز چهارمین دوره شورای اسلامی شیراز

«امروز به مستضعفان و مستمندان و زاغه نشینان که ولی نعمت ما هستند خدمت کنید.پیش خدای تبارک و تعالی کمتر خدمتی است که به اندازه خدمت به زاغه نشینان فایده داشته باشد.» امام روح ا…

اعضاء منتخب شورای چهارم شهر شیراز

حماسه ی سیاسی امت شهید پرور شیراز در دو انتخابات 24خرداد، برگ زرین دیگری بود بر کارنامه ی مردمی که در لحظات سرنوشت ساز به صحنه می آیند و تمام نقشه های«مراکز قدرت و ثروت بین المللی» را نقش بر آب می کنند. شما که مورد انتخاب این مردم ولایتمدار قرار گرفته اید از امروز رسما بر کرسی هایی تکیه خواهید زد که بواسطه ی جانفشانی های صدها هزار شهید این انقلاب، هم اکنون به شما رسیده است. امید است که بتوانید حافظ خون پاک آن بزرگ مردان در صیانت از مرزهای اعتقادی نظام اسلامی باشید.

با توجه به شرایط و مشکلات پیش روی شهر شیراز، جنبش عدالتخواه دانشجوئی بر خود لازم می داند نکاتی چند را خدمتتان تقدیم دارد.

1-    مردمی که پای صندوق های رای رفته و شما را به وکالت خود برگزیده اند، از شما توقع «خدمت بی منت  دارند». امیدواریم که در دوره 4 ساله ی شورای چهارم، در اخلاق فردی و طبقه ی اجتماعی شما تغییری ایجاد نشود. امیدواریم این گفته ی امام خامنه ای(ارواحنا له الفدا) را همیشه بخاطر بسپارید که ایشان فرمودند: «ثروت اندوزی حلال بر مسئولان جمهوری اسلامی حرام است»، امیدواریم تمام وقت و همت خود را صرف حل مشکلات مردم کنید، امیدواریم در دوره ی مسئولیت خود به سراغ فعالیتهای اقتصادی نروید و نامه ی امیر المومنین به مالک اشتر را سرلوحه ی منش مدیریتی خود قرار دهید،امیدواریم تمام وقت خود را وقف خدمت به مردم کنید.

2-    نظام جمهوری اسلامی بر مبنای اهداف و آرمانهائی شکل گرفته است. پر واضح است که کلیه ی ارکان حاکمیتی نظام، همگی موظف به اجراء سیاستهای ابلاغی توسط مقام معظم رهبری برای نیل به اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی هستند. از شما 21 عضو شورای شهر، که از امروز به عنوان مدیران نظام جمهوری اسلامی شناخته می شوید انتظار می رود جهت گیری های کلان نظام اسلامی را در سیاست گذاری های خود لحاظ کنید. این سیاست ها بایستی در جهت ایجاد فرصت برابر برای رشد و شکوفایی استعدادهای تک تک افراد جامعه باشد. پر واضح است اتخاذ تصمیماتی« تبعیض آمیز» ولو با نام فریبنده ی «کارشناسی شده»! بر خلاف سیاستهای کلان نظام اسلامی در دهه ی « پیشرفت و عدالت » است.

3-    همان طور که مستحضرید افزایش شکاف شمال – جنوب و تراکم امکانات و جاذبه های شهری در نیمه ی شمالی شهر، موجبات نارضایتی گسترده توده های مردمی را فراهم نموده است. چنین شکاف طبقاتی ای به هیچ وجه زیبنده ی پنجمین کلانشهر نظامی که بنیانگذار کبیرش، هدف آن را «تامین عدالت و نجات ضعفا و مستضعفان» اعلام کرده نیست. به فرموده ی مقام معظم رهبری« ما اگر به دنبال تحقق عدالت اجتماعی نباشیم وجودمان پوچ و بیهوده است و جمهوری اسلامی معنا ندارد». متاسفانه در دوره های گذشته، بالاخص در شورای سوم، شاهد سیاستگذاری هایی خلاف سیاست های نظام، و تئوری هایی خلاف نظریات حضرت روح ا… و مقام معظم رهبری بوده ایم. سیاست هایی که عملا نیمی از ساکنین شهر را « شهروند» نمی دانست؛ و تئوری هایی که «خرج کردن عوارض شمال شهری ها برای جنوب شهری ها را شرعا حرام اعلام می کرد» و در برابر کلید واژه های حضرت روح ا… که «جنوب شهری ها» را « ولی نعمتان انقلاب اسلامی»می نامید، آنان را  « پای منقل نشین» خطاب می کرد!!

پراکنش امکانات شهری در محدوده ی جغرافیایی شیراز به خوبی گواه نتایج فاجعه آمیز سیاستهای 20 سال اخیر است. سیاست هایی که متاسفانه هزینه ی تبعات فاجعه بار آن را نه« مصوبین» آن، که «نظام مقدس اسلامی» در حال پرداخت است! مهمترین رسالت شورای چهارم پرکردن این شکاف طبقاتی و رساندن «ولی نعمتان انقلاب اسلامی»به جایگاه اصلی خودشان است. ایجاد شهری نمونه،  نه از ترجمان نسخه های تاریخ مصرف گذشته ی «سرمایه سالاری غرب»، که ازتئوری «پیشرفت همراه با عدالت»قابل تحقق است. امیدواریم شورای چهارم راه سراسر اشتباه شورای سوم را نپیماید، که بزرگان گفته اند: «آزموده را آزمودن خطاست!»

4-    حفظ محوریت حرم مطهر شاهچراغ(ع) امر مهمی است که باید در تمام سیاستهای اتخاذی لحاظ گردد. توسعه ی مشکوک و غیر کارشناسی شیراز به سمت محور شمال غرب عملا موجبات خروج شهر از حرم را فراهم کرده است. ما بر این باوریم که تحقق محوریت حرم مطهر، نه در اجراء کارهای ویترینی، که در اجراء سیاست هایی است که نوک پرگار توسعه ی شهر را حرم مطهر شاهچراغ(ع) قرار می دهد، نه مجتمع خلیج فارس!

5-    جامعه ی دانشجوئی از اعضاء شورای چهارم درخواست دارد تا به دور از شتابزدگی، به شناخت لایه های پنهان مشکلات شهر پرداخته و متناسب با آن معضلات (که در راس آنها شکاف طبقاتی است)، برای حل آنها شهرداری در تراز «مدیریت سومین حرم اهلبیت(ع)» در دهه ی« پیشرفت و عدالت» انتخاب نماید. در دهه ی پیشرفت و عدالت،«عدالت محور همه چیز است»  . لذا توقع می رود که مجریانی معتقد و متناسب با این رویکرد انتخاب گردند.

در پایان آرزومند است در راه خدمت به اسلام، و جمهوری اسلامی، و ولی نعمتان انقلاب اسلامی موفق و موید باشید.

مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز

پایگاه اطلاع رسانی: http://edalatkhahi-shiraz.blog.ir/