رابطه گرگ و بره

 

خیال نکنید روابط با آمریکا یک چیزی است که برای ما صلاحی دارد این رابطه مثل گرگ و بره است می خواهند از ما بدوشند نمی خواهند چیزی به ما بدهند.

صحیفه جلد 10 ، صفحه 360

لیبرالیسم علیه امپریالیسم – وحید جلیلی

وحید جلیلی*

مجله مهرنامه در شماره اخیرش با انتشار سرمقاله ای  با تیتر «لیبرالیسم علیه امپریالیسم» در برابرآمریکا اعلام جهاد کرده است.

در این رساله جهادیه آمده است:

«لیبرالیسم مهم ترین سنگر علیه امپریالیسم است حتی اگر آن امپریالیسم آمریکا باشد».

در ادامه این رساله لیبرالیه آمده است:

«تنها لیبرالیسم است که لیبرالیسم را محدود می کند»

و بیت الغزل این رساله دلگشا آنجاست که کاتب با هیجانی جوانانه می گوید:

«.. و این بار این لیبرالیسم است که علیه امپریالیسم “بپا خواسته” است.»

اگرچه هیجان و سراسیمگی موجب شده نویسنده شهیر حتی املای به پا خاستن را -اگر هم بلد بوده- غلط بنویسد اما این مهم ترین اشتباهی نیست که او در این سرمقاله حماسی لیبرالیستی مرتکب شده است.

این سرباز «بپا خواسته» لیبرالیسم می نویسد:

«لیبرالیسم در دهه اول انقلاب یک نا سزای سیاسی بود. ناسزایی که کارخانه حزب توده تولید کرد و فروشگاههای زنجیره ای چپ اسلامی عرضه کرد و خریداران آن بنیادگرایان مذهبی بودند»!

بگذریم که بر خلاف لیبرال و حزب توده و چپ اسلامی که واژه های آشنای دهه اول انقلاب است سالها طول کشید تا لیبرالیست های پدر برای مقابله با «حزب اللهی ها» به واژه «بنیادگرای مذهبی» برسند و آن را در دهان کودکان نابالغ خود بگذارند اما می شود به سبک خود مفتی محترم نوشت:

“بنیادگرایان مذهبی؛ از جمله ناسزاهای سیاسی است که کارخانه امپریالیسم تولید کرد و فروشگاههای زنجیره ای لیبرالیسم عرضه کرد و خریداران آن ژورنالیست های ذوق زده ای بودند که…”

اما حرف حضرت مفتی است و اگر حرف مفتی بر ماگران آمده باید به آن پاسخ مقتضی داد. اگر بخواهیم همچون مفتی محترم تکلیف مباحث ظریف سیاسی خارجی و مفاهیم روحانی معرفت دینی را با بازی های ژورنالیستی روشن کنیم که ما نیز به جورنالیست های جورلاسیستی تشبه کرده ایم که لاس زدنشان با جور و ظلم را با کلمات متکلف ؛سهل جلوه می د هند.

پس برگردیم به درافشانی لیبرال به پاخواسته سراسیمه.

بینادگرایان مذهبی اول انقلاب کیستند؟

آیا منظور از بنیادگرایان اول انقلاب که سرمقاله نویس “مهرنامه” این چنین به قهر از آنها یاد می کند چریک هایی چون اکبر گنجی و عمادالدین باقی است؟ پس چرا به گونه ای از آنها یاد می کند که گویی از یک نسل منقرض شده و قوم مقبور حرف می زند؟ او که بهتر از همه خبر دارد نسل آنان منقرض نشده بلکه در پیوندی عمیق با لیبرالیسم راه بقای خود را پیدا کرده است.

پس قاعدتا اگر همچون پدران معنویش در آن سوی آب ها از بنیادگرایان مذهبی ایران سخن می گوید نسلی را آماج کرده و در خیال خود علم مبارزه با امپریالیسم را در غیاب و فنای  آنها به دوش گرفته که نه آن دوره مرعوب و مفتون لفاظی ها و جلوه گری ها ی جناح چپ غرب شدند و نه پس ا زآن برای ادامه بقا به عقد لیبرالیسم و سربازانش درآمدند.

کسانی که نه به فتوای کیانوری به دفاع از کیان و دین خود «برخاسته»  بودند و نه وقتی در برابر هجوم همه غرب(از آمریکا تا شوروی به پیشقراولی حزب بعث سوسیالیستی! ) جان بر سر پیمان گذاشتند؛ پیمان و جامایی را به جا می آوردند. پس این همه درشت نمایی لطیفه هایی مثل پیمان و جاما و امثالهم چه هدفی دارد؟

در برابر بالا بردن این نام ها از قله های خیالی ژورنالیسم؛ دره های تغافل برای کدام بخش از تاریخ ایران تدارک می شود؟

آیا شهدای انقلاب خمینی قرار است در این دره های کاغذین زنده به گور شوند؟ تا پیام بشارتشان در آفاق ایران بزرگ نپیچد که “و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم ان لا خوف علیهم و لاهم یحزنون”؟ آنها که گفتند:

آمریکا و تمام دشمنان اسلام در فکرند که این انقلاب رابه هر وسیله که شده از بین ببرند و هر روز باتوطئه هایی به جلو می آیند یک روز با کودتا یک روز با حمله نظامی ویک روز با جنگ تحمیلی و بایدبدانیدکه این آخرین توطئه آنها نیست و خود را باید برای مقابله با توطئه های دیگر آماده سازید و بتوانید تمام نقشه های شوم شیاطین را در نطفه خفه کنید.»/شهید سید مرتضی حسنی زاده

*«امروزتمام مزدوران و طاغوتیان به مقابله با انقلاب عزیز اسلامی پرداخته اند در راس آن به تعبیر امام، شیطان بزرگ آمریکا و به دنبال او تمامی وابستگان دیگرش. پس از خدا غافل نشوید که پشیمانی سودی ندارد و ما باید به تعبیر امام تکلیف را عمل کنیم. اگر توانستیم پیروز می شویم و اگر کشته هم بشویم شهید هستیم واین نیز خود پیروزى است.»/شهید محسن وزوایی

*به همه ی دوستان و برادران وصیت می کنم که در مقابل سختی ها تحمل کنند

و درمقابل هرگونه توطئه ی آمریکایی بایستند. حزب ا… در هرکجا که هست می جنگد،می میرد ولی هیچگونه سازش نمی پذیرد../ شهید کریم دغاغله

*«ای منافقین بیشرم که بیشتر ازهمه جنایتکاران به این انقلاب اسلامی ضربه زدید و خود هیچ نتیجه ای نگرفتید و نمی دانید چه کسی رهبری شما را دارد و چه هدفی دارید، هرکسی رسیده است دستوری داده و شما اجرا کرده اید و جنایتی که از هیچ خائنی سرنزده و در تاریخ شما انجام داده اید فقط به خاطر اینکه نوکری خود را به اربابتان آمریکا و شوروی تمام کنید.»/شهید رضا همدانی

آمریکای خائن با کمک منافقین دارند شاخ وبرگ این نهال انقلاب را می ریزند ما باید نگذاریم که ابرقدرتها، و واسطه های داخلی آنها به این انقلاب ضرر و زیان برسانند.»/شهید محمود دایه علی

*«…ای آمریکای خونخوارکه خون همه محرومان در سراسرگیتی به دست تو و یا جیره خوارانت می ریزد،به یاری حق و همت امت اسلامی دیگر عمرت به پایان رسیده است و تو را درجهان که رسوایی رسواترخواهیم کرد.توکه هر روز در جنوب لبنان و السالوادور خونها میریزی وسازمان حقوق بشرت درخواب خرگوشی فرو رفته است.»/شهید ناصر جام شهریاری

*از شما ملت مجاهد و قهرمان همیشه در صحنه میخواهم که در مقابل توطئه گران و منافقان و آمریکا همچون کوه وسدی استوار بایستید و با‌آنان مقابله کنید./ شهید مهدی اردبیلی

*نکند خود را از حیوان‌ پست‌تر کنیم‌. نکند که‌ مثل‌ حیوان‌ بشویم‌، بخوریم‌ و بخوابیم‌ مثل‌ حیوان‌. این‌ دسته‌ از مردم‌ واقعاً بدبختند، نمی‌دانند جنگ‌ شده‌، وسیله‌ کم ‌هست‌، گران‌ هست‌. در ویتنام‌؛ ویتنامی‌ که‌ همه‌ آنها مسلمان‌ هم‌ نبودند در جنگ‌ با آمریکا هفت‌ سال‌ تمام‌ به‌ جای‌ غذا علف ‌خوردند.، شاید بگویند نه‌؛ ولی‌ این‌ طور بود و آخر هم‌ پیروز شدند و مستقل‌ نه‌ به‌ آن‌ مستقلی‌ که‌ ما شده‌ایم‌ و خلاصه‌ دشمن‌ رابیرون‌ نمودند. ما چگونه‌ وجدان‌مان‌ راضی‌ ‌باشد که‌ این‌ همه‌ شهید و مفقود و اسیر بدهیم‌، یتیمان‌ شهدا داریم‌، باز بگوییم‌جنگ‌ چیه؟جان‌ و مال‌ در مقابل‌ اسلام‌ هیچ‌ هست‌./شهید جواد معصومی

*مرگ بر تو ای شیطان بزرگ که روی شیطان را سیاه کردی. آمریکا ننگت باد که هرجا ببینی حقوق بشر به نفعتان است،دم از حقوق بشرمی زنید. اما وقتی که این عنصر پلید وکثیف و نوکرحلقه به گوش شما صدام کافر،موشک های 9 متری بر سر مردم بی دفاع می اندازد، صدایتان هم درنمی آید. ای تف بر این حقوق بشرِ شما و لعنت خدابرتمامی مزدورانتان./ شهیدفتحعلی آل حکمت

*از امام حمایت کنید که حمایت از امام حمایت از اسلام است و به مبارزة خود تا انقلاب مهدی( عج) ادامه دهید و دست این گروهکهای مزدور آمریکا را از سر این ملت کوتاه کنید. اینها می خواهند دوباره آمریکا را برگردانند، اما کور خواهند خواند . ملت ما دیگر نمی گذارد آمریکا و ایادی فاسدش در مملکت اسلامی ما راه پیدا کند./ شهیدمحمدابراهیم آقایی

*به تمامى شما عزیزانم هشدار مى دهم مواظب باشید که گرگان آمریکا , شوروى – ,فرانسه ,انگلیس وغیره در فکر واندیشه خود ,جمهورى اسلامى ما را به عنوان یک خطر جدى تلقى کرده اند و مجدانه مى کوشند تا آن را از بین ببرند./ شهید حسین خادم پر

*ای امت حزب الله،ای عاشقان ابا عبدالله مواظب این امام باشید به حرفها و نداهای حسین گونه او جواب مثبت دهید و پیرواو باشید،او به ما آزادی داد،او برای ما اسلام را زنده کرد و واقعیت اسلام را به ما نشان داد،او ما را انسان کرد ما کسانی بودیم که آمریکا از ما حقّ وحشیت می خواست یعنی ما را وحشی می دانست در صورتیکه امروز ما به رهبریت امام امّت آمریکا را خرد کردیم و او را زیر پا گذاشتیم./ شهید میر محمود بنی هاشم

*به خواست خدا اگر در راه هدفم که همان پیروزی انقلاب است کشته شدم اگر جنازه ام تشییع شد در تشییع من برای آمریکا و ابر قدرتهای دیگر مرگ را آرزو کنید که بفرموده : رهبر کبیرمان امام خمینی عامل همه بدبختی ها آمریکا و ابر قدرتهاست./شهید ابراهیم (احمد) فرقان بین

***

این همه اعتماد به نفس لیبرال به پا خواسته قصه ما ؛ در سانسور تاریخ انقلاب و خط زدن نام بسیجیان خمینی از فهرست آمریکا ستیزان ایرانی از کجا می آید؟

این راست لیبرال چرا این چنین در اعماق کوچه علی چپ ماوا گرفته است؟

آیا این تغافل را هم باید با سراسیمگی و هیجان کودکانه ای که املای کلمات را هم از یادش برده توجیه کرد  یا قطعه ای از پازل رندانه ای دانست که مجموعه ذوق زدگان این روزها برای تحریف سرافرازترین انقلاب مردمی جهان تدارک می بینند؟

گروهی از این ذوق زده ها مثل لیبرال به پا خواسته مهرنامه ,امام را از تاریخ خیالی و خودساخته شان خط می زنند و گروهی دیگر تصویر او را با خاطره هایی که تنها شاهدش خودشان اند خط خطی می کنند.

***

آیا نویسنده رند ما نمی داندآن روز که خمینی گفت آمریکا شیطان بزرگ است همزمان با آمریکا؛ شوروی و ادبیات پوشالی مارکسیستی را هدف گرفته بود؟

چه کسی بیش از شوروی و بلوک مارکسیزم از انقلاب ضد آمریکایی ایرانیان مسلمان ضربه خورد و به حاشیه رفت؟

آیا مفتی لیبرال ما اینقدر نمی فهمد که استکبار ستیزی خمینی با لیبرالیسم ستیزی به قول او «بنیادگرایان مذهبی خریدار ادبیات سوسیالیستی»! آسمان تا زمین توفیر دارد؟

نخوانده است نامه  امام را به آن بت بزرگ ؟ضربه ای بر در پوسیده کمونیسم که دیوار ترک خورده لیبرالیسم بشنود:

“مذهبی که ایران را در مقابل ابرقدرتها چون کوه استوار کرده است مخدر جامعه است؟ آیا مذهبی که طالب اجرای عدالت در جهان و خواهان آزادی انسان از قیود مادی و معنوی است مخدر جامعه است؟ آری، مذهبی که وسیله شود تا سرمایه‌های مادی و معنوی کشورهای اسلامی و غیراسلامی، در اختیار ابرقدرتها و قدرتها قرار گیرد و بر سر مردم فریاد کشد که دین از سیاست جدا است مخدر جامعه است. ولی این دیگر مذهب واقعی نیست؛ بلکه مذهبی است که مردم ما آن را مذهب امریکایی می‌نامند”

«.جناب آقای گورباچف!… امروز دیگر چیزی به نام کمونیسم در جهان نداریم ولی از شما جداً می‌خواهم که در شکستن دیوارهای خیالات مارکسیسم، گرفتار زندان غرب و شیطان بزرگ نشوید»

هشداری که دقیقا برای چپ های ایرانی اعم از ملحد و نماز شب خوان روی داد و نتیجه اش را درفتنه 88 به روشنی دیدیم.

گویا از یاد تاریخ نگار محترم رفته که همان مریدان خود بزرگ بین انقلابی نمای جناب پیمان بودند که در نهضت دموکراسی خواهی! سال 88 به پا خواستند!؛ و همه هواخواهان لیبرالیسم و سوسیالیسم و کاپیتالیسم و پلورالیسم و ….اعم از سیاست مداران حرفه ای، حقوقدانان و وکلای مدافع، اقتصاددانان آزادی خواه , دیپلمات های صلح طلب و روزنامه نویسان حرفه ای ازجمله همین سرباز به پاخواسته دست به دست هم دادند تا جمهوری پارادوکسیکال! خمینی را زمین بزنند و به جایش با تهمت تقلب (بزرگترین دروغ تاریخ چند هزار ساله ایران )دموکراسی «صادقانه» سوسیال -لیبرال رفقا را جایگزین کنند و تقدیر این شد که دست آخر انگشت به دهان ؛هزیمت شورش اشرافیت بر جمهوریت خمینی را به سوگ نشستند.

پس از آن هزیمت تاریخی ؛رفیق لیبرال ما دوباره تلاش می کند رفقای سوسیالیست بنیادگرای مذهبی اش را در ظاهر هدف بگیرد و در حقیقت وسیله کند  برای آرزویی که یک  عمر همه چریک های لیبرال (که روشهای کمونیستی را با مبانی لیبرالیستی جمع کرده اند) در حسرتش می سوزند: حذف نام خمینی از تاریخ ایران بزرگ.

آیا این لقمه برای کودکان نورس لیبرالیسم کمی بزرگ نیست؟

***

جرم خمینی چیست؟ که رفقای لیبرال چنین کینه توزانه و البته مذبوحانه کمر به کمرنگ کردن راه و تفکر و منش و مبانی او بسته اند؟

و مفتیانشان همه چیز را در این مجاهده بزرگ مباح کرده اند؟

از تبرج چادریهای  هفت قلم آرایش در خیابان های فیس بوک تا پرونده سازی مارکسیستی برای مطهری و بهشتی شاگردان شهید امام (که اتفاقا هر دو توسط رفقای سوسیالیست به قتل رسیدند) تا سانسور بدیهی ترین اولیات تاریخ انقلاب تا آگراندیسمان رفقای کوتوله و… .

آنها خوب می فهمند که مفهوم شیطان بزرگ همزمان کمونیسم امریکایی و اسلام امریکایی را زمین زد. انقلاب اسلامی در چالش با شیطان بزرگ ابتدا مانعی چون آمریکاستیزی قلابی را از پیش روی برداشت. استکبار را جایگزین امپریالیسم رفقا کرد و مستضعف را به جای پرولتر برکشید و نشان داد ملتی که  علی(ع)دارد نه نیازمند قاذوراتی مثل مارکس و لنین است نه معطل و مرعوب قاعدین مدعی تدین.

***

انقلابی که آمریکاستیزی قلابی مارکسیزم و سوسیالیسم را بیرنگ کرده است مغلوب آمریکاستیزی قلابی لیبرالیستی(اعم از لائیک و اسلامی ) خواهد شد؟!

جبهه  رفقای نماز شب خوان و ملحد لیبرال به پا خواسته ما با همراهی “قاعدین زمان” با آن خدم و حشم نتوانستند جهاد موحدان با شیطان بزرگ را تحریف کنند،اینک چگونه لیبرالیسم رمانتیک و فرومایه و سانسورچی خواهد توانست انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی را حذف کند؟

***

حدود پنجاه سال پیش مهندس بازرگان که سرمقاله نویس مهرنامه دوست دارد او را سلف صالح دولت جدید بنامد در کتابی با عنوان سازگاری ایرانی چنین می نویسد:

«سر بقای ایران پفیوزی ماست! وقتی بنا شد ملتی بطور جدی با دشمن روبرو نشود، تا آخرین نفس نجنگد و بعد از مغلوب شدن سرسختی و مخالفت نکند… به هر کس و ناکس تعظیم و خدمت کند، دلیل ندارد که نقش و نام چنین مردمی از صفحه روزگار برداشته شود. سرسخت های یک دنده و اصولی ها هستند که در برابر مخالف و متجاوز می ایستند و به جنگش می روند… ما اهل نبرد و کوشش برای رقابت و مسابقه با دیگران و اهل جنگیدن و جان کندن در کشمکش با ملیت های بیگانه و با فرهنگ های بیگانه نیستیم. تقلید و سازگاری را ترجیح می دهیم. بنابراین قالب روحی مستقل نداریم» سازگاری ایرانی – اثر مهندس مهدی بازرگان.انتشارات پیام آزادی – ص37

مهرنامه در این رساله جهادیه ؛مهندس بازرگان را نماد لیبرالیسم اسلامی معرفی می کند و در ادامه اعلام می داد:

«این بار این لیبرالیسم است که علیه امپریالیسم به پا خواسته است!»

معلوم است جریانی که الفبای به پا خاستن را نمی داند و سردمدارش راز ادامه بقا را «پفیوزی» (باور بفرمایید این تعبیر از خود جناب مهندس بازرگان لیبرال معتدل مظهر عقلانیت و روشنفکری و دموکراسی خواهی است)معرفی می کند چه شاگردان و مریدانی در دامن خود برای مبارزه با امپریالیسم پرورانده و چگونه مبارزه ای را تمهید کرده است.

آن دسته از «فرزندان عزیز» مهندس بازرگان که با شعارهای چپ ؛مبارزه با آمریکا را شروع کردند امروز در واشنگتن  و بروکسل و لیبرتی ! در خون رجایی ها و بهشتی ها و صیادشیرازی ها(که راه بقا را در پفیوزی ندیدند) قلم می زنند و برای لیبرال ترین سازمان های جهانی مدافع حقوق بشر  لایحه دفاع از  جامعه باز و حکومت قانون می نویسند.

و آن دسته  که امروز مبارزه با امپریالیسم را از سنگر لیبرالیسم آغاز کرده اند…

خدا به حال آمریکا رحم کند!

***

مسیر روشن است. یک سو به قول مهندس بازرگان اصولی های سرسختی هستند که به قول ایشان با پفیوزی  مخالفند و در دیگر سو لیبرال هایی که  ….  .

یک سو رهبرشان خمینی است و پرچم سه رنگ علمدارانشان در بهشت زهرا در اهتزاز و دیگری جریانی با  مرجع لیبرالش و  آن توصیف مشعشع در مورد راز بقا!

و چه می کشند این روزها سربازان به پا خواسته جریان دوم از دست «سرسخت های یک دنده و اصولی ها که  در برابر مخالف و متجاوز می ایستند و به جنگش می روند»

در مشروطه هم سرسخت ها بودند که فروش دختران قوچانی غیرتشان را به جوش آورد و چنان خشونتی در برابر متجاوزان به خرج دادند که هنوز حکایتش باقی است.

و در نهضت نفت هم سرسخت ها  بودند که وقتی نشان دادند لولهنگ مشهور رزم آراها  چقدر آب بر می دارد ملی و مذهبی  متحد شدند و دست بریتانیای لیبرال کبیر را کوتاه کردند.

و در 15 خرداد و 17 شهریور و سوم خرداد و  والفجر 8 و کربلای 5 و 9 دی و ….  .

“سرسخت ها و اصولی هایی” که میدانند لیبرالیسم اگر کمینترن و پولیت بورو   ندارد ولی شورای امنیت و بانک جهانی و بنیاد سوروس و شورای روابط خارجی دارد. مک کارتیسم دارد. پیش تر بروی ابوغریب و گوانتانامو دارد. هیروشیما و ناکازاکی و حلبچه و سردشت هم دارد .مجاهدین خلق و جندالله و جیش العدل و … هم دارد و در عین حال مدعی ترین علمدار «حقوق بشر» است و از «حکومت قانون» و «جامعه باز» دفاع می کند و هرکس حکومت قانون و جامعه باز و حقوق بشر را نپذیرد به تحریم، به تهدید، به جنگ،به ترور ,به بمب شیمیایی, به انهدام هواپیمای مسافربری، به قتل استادان دانشگاه … مجازات می کند:”لیبرالیسم علّیّة امپریالیسم”.

یا رفقا  تحمل خشونت تشدید ها  را نداشته اند  که  از تیتر رساله جهادیه خود برداشته اند ویا این بار غلط نه املایی که تایپی است.

وگرنه معلوم است که آنها هر قدر که با الفبای برخاستن بیگانه و ناسازگارند با لیبرالیسم بیگانگان  آشنا و سازگار!ند.

این غلط های املایی و تایپی چیزی نیست. ما غلط های به مراتب رسواتری از رفقا و شیطان بزرگشان دیده ایم ؛ اما همچنان مرید آن امامیم که فرمود:آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.

*مدیرمسئول نشریه راه

جریان شناسی منازعه با آمریکا و راهکارهای امروز

پنج شنبه یازده مهر ۱۳۹۲ محمد صادق شهبازی در نشست «چرا مرگ بر آمریکا؟» که به همت مجمع مطالبه مشهد مقدس در این شهر برگزار شد به تحلیل سطوح مختلف درگیری انقلاب با آمریکا از رهگذر تاریخ انقلاب پرداخت. متن کامل سخنان وی در ادامه می‌آید.

محمدصادق شهبازی

• خداوند با ما عقد اخوت نبسته است

تقدیم کنیم به همه شهدای انقلاب اسلامی علی‏‌الخصوص دو شهید ضد امریکایی هفته. شهید بزرگوار رجب بیگی که اول هفته مزین بود به سالروز تولد ایشان و شهید بزرگوار نادر مهدوی که مظلومانه به دست نیروهای امریکایی ربوده شد و به شهادت رسید در آبهای نیلگون خلیج فارس؛ صلواتی بر محمد و آل محمد.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم ‏الله الرحمن الرحیم. یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یحِبُّهُمْ وَیحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یؤْتِیهِ مَنْ یشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ(المائدة/۵۴)

بحثی که آیه شریفه دارد به آن اشاره می‏کند این است که ای کسانیکه ایمان آوردید هر موقع که شما از پای‌بندی به اصول دینی‏‌تان برگردید و پای دینداری‌تان تا آن آخرین لحظه و آخرین مرحله نمانید و هزینه‌‏های لازم‌‏اش را نپردازید این طور نیست که امر خدا بر زمین بماند. خدا بالاخره یک نسلی را می‌‏آورد که این نسل حاضر است هزینه‌‏های ایستادگی بر اصول و مؤمن بودن را بپردازد، به همه لوازمش پایبند باشد. عزیز باشند جلو کفار، ذلیل باشند جلو مؤمنین و در راه خدا جهاد خواهند کرد و از زخم زبانها ترس ندارند.

تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلام و انقلاب اسلامی را می‌‏توانیم در همین آیه خلاصه کنیم  که هزار و چهارصد سال به جز یک برهه کوتاه در تاریخ صدر اسلام مؤمنین و مسلمانان حاضر نشدند این هزینه را بپردازند، به لوازم آن پای‌بند باشند  و حکومت اسلامی شکل نگرفت. اما یک نسل تصمیم گرفت این هزینه‏‌ها را بپردازد از حرفهایی که می‏‌زنند، تبلیغات رسانه‏‌ای، نظریه‏‌هاو چیزهای دیگر نترسد و خودش را سرگرم اینها نکرد. گفت من یک وظیفه‏‌ای که دارم باید آن وظیفه را انجام بدهم و تبدیل شد به یک پدیده‌‏ای مثل انقلاب کبیر اسلامی. این درس خیلی مهمی است و یک تلنگری است برای ما. نظام مقدس ما حکومت معصوم نیست، نظام امیرالمؤمنین و امام حسن (ع) نیست ولی همان حکومتها هم که حکومت معصوم بود و تقدس‏ش از نظام ما بیشتر بود، به علت این‌که آدم‌ها در آن لحظه‏ای که باید کاری می‌کردند آنچه که باید نکردند و حکومت اسلامی به رهبری معصوم از بین رفت. این خیلی مسئله مهمی است و درس مهمی است برای امروز ما. اما بحثی که داریم در مورد بحث امریکا.

• درگیری از کجا شروع شد؟ / چگونه به انقلاب رسیدیم؟ اساسا مبنای درگیر انقلاب کبیر اسلامی با آمریکا چیست؟ ما با پدیده استعمار نزدیک به سیصد، چهارصد سال، دست به گریبان بودیم. به صورت مستقیم‌‏تر و واقعی‌‏تر بیشتر از صد سال است، ما پدیده استعمار را درک کردیم. چه دوره استعمار سنتی که کشورها را اشغال می‌‏کردند که کشور ما به این معنا این را تجربه کرد. آمدند از شمال و جنوب کشور ما را اشغال کردند. چه دوره استعمار نو که می‌‏آمدند برای ما حکام می‌‏گذاشتند. حکام پهلوی اول و دوم و چه دوره استعمار فرا نو را که آن‌جا دیگر دنبال این نیستند آدم مستقیم بگذارند بدشان نمی‌‏آید بتوانند آدمی را جایی نصب کنند. چه دوره استعمار فرانو که دنبال تغییر فکر و بینش‏‌ها و علایق مردم‏اند که هنوز این دوره سوم ادامه دارد. سال گذشته یک تعبیر زیبایی مقام معظم رهبری در مورد جنگ نرم داشتند، ناظر بر همین کاری که الآن استعمارفرانو و نظام سلطه جهانی دارد در مورد کشور ما پی می‌گیرد. تغییر محاسبات مردم و مسئولین. می‌خواهند محاسبه را برهم بزنند.

می‏نشینیم با خودمان فکر می‏‌کنیم می‌‏گوییم آخرش که چی؟ همه رفتند وا دادند ما هم برویم تغییر کنیم. اینجا آن امتحان اصلی و اساسی بنده و شماست. ما با امریکا اولین بار با اجبار آوردن حکام داخل کشور خودمان مواجه شدیم. ما با امریکا صد وسی سال رابطه داریم. صدوسی سال مواجه‌‏ایم ولی اولین عرصه درگیری جدی ما آوردن محمدرضا شاه بود. بعد مواجه شدیم با کودتای ۲۸ مرداد. بعد مواجه شدیم با غارت منابع و مخازن کشور. بعد مواجه شدیم با تغییر ایران به ژاندارم منطقه. نفت این کشور را می‏‌دادند سلاح می‏‌گرفتند سلاح‌هایی که نمی‌‏توانستیم استفاده کنیم. کشور ما در عمل انبار اسلحه اینها جلو شوروی بود، که چون خودش نمی‌توانست اداره کند باید چندهزار مستشار آمریکایی آن را اداره می‌کرد. مواجه شدیم با همین کارهای تبلیغاتی علیه مردم ما.

اینها بود که ما را رساند به انقلاب کبیر اسلامی. می‌‏دانید انقلاب کبیر اسلامی برخلاف آن تعریف‌هایی که امثال مرحوم بازرگان و دیگران می‏‌کردند، برای تقلیل مبارزه به ضدیت با استبداد، در اصل در مقابله با امریکا شروع شد. در اصل سر قضیه کاپیتولاسیون به طور جدی شکل گرفت. در اصل اعتراضات به چه بود؟ اعتراضات بخش عمده و مهم‏ش به همین موارد برمی‌گشت. اگر به شاه هم اعتراض می‏‌شد به خاطر این بود که دست خارجی را در کشور ما می‏آورد و عامل پیشروی این قضیه بود.

جریان‌شناسی ستیز با آمریکا

تا قبل از امام چپ‌ها در ستیز با آمریکا جریان غالب بودند، حزب توده، چریک‌های فدایی و…. که محور منازعه را دعوای دو قطب می‌دیدند. می‌گفتند خب راه ایستادگی مقابل غرب برای جهان سومی‌هات وصل شدن به بلوک شرق است. راه‌شان هم مبارزه مسلحانه و… بود. یک عده دیگر گفتمان پسااستعماری بودند می‏گفتند یک استعماری است دارد می‏آید از بیرون یک چیزهایی می‏برد، باید علیه او ایستاد و بیدارگری کرد، در داخل کشور ما بخشی از روشن‌فکران از جمله مرحوم شریعتی متأثر از این نگاه بودند.یک عده دیگری بودند مثل همین آقا سید حسین نصر، شایگان و نراقی. می‏آمدند یک قضیه انتزاعی بی ربط را با واقعیات روی زمین که مردم با آن مرتبط‏ند می‏گفتند، جنگ سنت مدرنیته یا آسیا در برابر غرب است. یعنی یا منازعه سیاسی شده بود، یا منازعه چنان انتزاعی شده بود که اثر عینی نداشت، یک خط دیگری هم بود که اساساً موارد دیگری را برای مقابله انتخاب کرده بود، از قبیل انجمن حجتیه و بعضی روحانیونی که صرفاً متوجه مارکسیسم بودند. یک جریان دیگر هم بود که این استعمار را می‌فهمید اما این منازعه را صرفاً به حوزه فرهنگی تقلیل می‌داد، مثلاٌ کتاب منتشر می‌کرد، یا مدرسه می‌زد و…. مثل نگاهی که جمعیت اخوان دارند، یعنی مناظره را تک عرصه‌ای می‌دید. جریان‌های دیگری هم داشته‌ایم که باز منازعه را تک عرصه‌ای می‌بینند، مثلاً صرفاً به دنبال منازعه در فضای اقتصادی‌اند، بی‌توجه به ابعاد اقتصادی.

• مکتب انقلاب؛ شرح زندگی واقعی مردم امام آمد و مکتب انقلاب اسلامی به میان آمد و گفت دارد یک سری ظلمهای واقعی به ما و مردم ما و مردم دنیا می‏شود. این ظلمها را باید بگیریم باید بشناسیم و باید مقابل این ظلمهای عینی بایستیم. یکی از تفاوتهای مکتب امام این است که امام اولویت شناسی می‏کرد. جامعه هزارتا مشکل و مسئله داشت. هزارتا گروههای انحرافی در جامعه بودند امام همه چیز را برمی‏گرداند به اینجا می‏دانید وقتی انقلاب شد شوروی به افغانستان حمله کرد. امام سخنرانی کرد گفت ما در افغانستان داریم با کی می‏جنگیم؟ با کی؟ امریکا. حزب توده در ایران فعال شد امام گفت در ایران چه گروهی فعال شدند؟ امریکاییها. چرا؟ چون این تعریف جامع را از نظام سلطه داشت. این تعریف را داشت که ما اگر آن ریشه را بزنیم کل این ساختار فرو می‏پاشد مثل جریان‌های قبل از انقلاب اسلامی نبود که حالا خیلی خب می‏خواهیم علیه نظام سلطه و علیه امریکا و علیه کسانی‌که دارند مملکت را غارت می‏کنند بایستیم برویم تا قطب دوم جهانی. امام می‏گفت ما با کدخدا سروکار داریم ولی می‏خواست برود کدخدا را بکشد پائین. نمی‏خواست برود پیش کدخدا ابراز جان‌نثاری و ابراز عقب نشینی بکند. ابراز اینکه ما فیتیله را پائین می‏کشیم شما هم فیتیله را پائین بکشید. از طرف دیگر این مبارزه تک عرصه‌ای نبود، جامع بود، همه ساحت‌های تقابل اسلام و کفر را می‌دید. مثل اخوان نبود که صرفاً اولویت را کار فرهنگی بگذارد. از عرفان که  به تعبیر امام خلوص عشق موحدین با برائت از مشرکین حاصل می‌شود، تا حوزه فرهنگی و مقابله با فرهنگ استعماری تا استقلال اقتصادی و استقلال سیاسی و…. . این نگاه می‌گوید باید هم شعار ایستادگی داد، هم به دنبال الزمات ایستادگی و استقلال از اقتصاد تا فرهنگ و سیاست و …. رفت. هم بیدارگری کرد، هم صریحاً منافع آمریکا را یافتو آن‌ها را در خطر قرار داد و ابزار دخالت آمریکا را از بین برد.

• سطوح معارضه انقلاب اسلامی و آمریکا سه چهار لایه بحث در این جا مطرح است. یک بحث این است آقا مبنای دینی ما می‏گوید نفی سبیل. می‏گوید لاتظلِمون و لاتظلَمون نه ظلم کنید نه ظلم بپذیرید. دشمن، کفار حق ندارند بر شما سلطه داشته باشند. یک لایه دعوای امام این لایه بود. یک لایه دیگر اینجا بود که این‌ها آدم‌های ظالم و سلطه‏گری هستند. اصلاً کسی بگوید من انقلابی نیستم، ایرانی که هستی! امریکا نماد ظلم به ماست. امریکا نماد این همه جنایت است. امام به این نکته توجه می‏کرد و می‏گفت باید برویم به صورت عینی ببینیم آمریکا دارد چکار می‏کند، چه اهدافی را پیگیری می‏کند دست بگذاریم روی همان هدفها با آن شروع کنیم به مقابله کردن. خودمان را به یک سطحی از استقلال برسانیم، به یک سطحی از پیشرفت برسانیم، یک الگو ارائه بدهیم به دنیا و این آن چیزی بود که همه را با انقلاب ما وارد یک مبارزه جدی کرد. این الگو شدن هم مثل دکترین ام‌القرای جناح راست نبود، از دل مقابله و درگیری عینی با ابرقدرت‌ها می‌گذشت، نه این‌که برویم در خلأ و بدون تنش آن‌چنان که نظریات دولت‌های توسعه‌را و نوسازی و جامعه‌شناسی توسعه تجویز می‌کنند، بر مبنای تنش‌زدایی. و گرنه چه فرقی داشت قبل از ما بلوک شرق و طرفداران کمونیست‌ها و مارکسیست‌ها بودند. گروه‌های مسلحانه‏شان بودند، که تیپ‏های اتفاقهایی که در انقلاب کوبا و جاهای دیگر افتاده بود، را پی‌گیری می‌کردند. تیپ‌هایی مثل انقلاب چین و انقلاب‌های این تیپی‏ هم مدل دیگری داشت.

• امروز سر کار ما با آمریکا است فرقی که امام ایجاد کرد اینجا روی همین نکته بود. امام می‏گفت یک سری ظلم واقعی وجود دارد باید جلوی این ظلم‌های واقعی ایستاد. نه شرقی نه غربی اما یک  دشمن بزرگ اصلی داریم که رأس نظام سلطه است. به تعبیر امام این‌ها همه‏شان از هم بدتر هستند ولی امروز سروکار ما با امریکاست. این قضیه اصلی و اساسی بود. امام آمد ادبیات استکبار را مطرح کرد. استعمارستیزی و جنگ سنت و مدرنیته و دعوای مذهبی را تبدیل کرد به یک بحث عرفانی-دینی، «استکبار»، کخ این‌ها آدم‌هایی هستند دارند کبر و غرور می‏ورزند و گفت ما باید در همان عرصه نگاه خودمان در همان نوع نگاه خودمان بیاییم، بیدارگری کنیم. بگوییم انقلاب اسلامی چندتا ویژگی اصلی و اساسی دارد تفاوتش با بقیه انقلاب‌هاست. اول اسلامی است. فکری و فرهنگی است. با جان آدمه‌ا کار دارد، ولی این متوقف نمی‌شود، خودش را به عرصه‌های دیگر می‌کشد، در سیاست و… اثر خود را می‌گذارد. دوم مردمی است، هر اتفاقی می‏خواهد در این انقلاب بیفتد ما باید برویم سراغ مردم، مردم را توجیه کنیم، مردم را به صحنه بیاوریم، برآیند نگاه مردم این انقلاب را محقق کرده و پیش خواهد برد. امام این قضیه را مردمی می‏کرد یعنی با مردم هم صحبت می‏کرد، هم از سمت دیگر نیازهای واقعی مردم را برطرف کرد. تعبیر زیبایی که مقام معظم رهبری داشتند بزرگ‌ترین راه مبارزه با امریکا چیه؟ خدمت به مردم. باید این دوتا قضیه با هم اتفاق بیفتد. هم آن قدرت معنایی و معنوی جمهوری اسلامی – ما نه قدرت نظامی بودیم نه قدرت سیاسی بودیم نه فرهنگی بودیم. انقلاب که شد نفت خودمان را هم نمی‏توانستیم برداشت کنیم – یک قدرت انقلاب کبیر اسلامی داشت این قدرت چی بود؟ همین نظام نابرابر جهانی را به هم زد.  امام زیر میز زد، گفت ما می‏خواهیم الگوی خودمان را پیش ببریم و این را آمد با مردم مطرح کرد. مردم را آورد در صحنه.

• مسئولیت امروز ما

ببینید این‌که هر وقت کشور ما می‏خواهند یک سازش‌هایی صورت بگیرد می‏بینیم یک اتفاق‌هایی می‏افتد. یک‌دفعه می‏بینید فیتیله مرگ بر آمریکا اینجا کشیده می‏شود پائین، می‏گویند در فلان‌جا تکبیر نگویید. در تهران می‏گویند فلان تابلو را بکشید پائین اینها خیلی ادبیات مهمی است. چرا؟ چون اگر این حساسیت در مردم باقی باشد مردم اجازه نمی‏دهند انحراف ایجاد بشود و این روحیه مهمی است که ما باید حفظ کنیم که شاخص در این انقلاب پای‌بندی به اصول است. بخواهد تغییر صورت بگیرد باید حرف زد. این خیلی مهم است همان آیه‏ای که اول بحث خواندم را برای همین جا خواندم می‏گوید: یا ایهاالذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه. اگر دین را کنار بگذارید کار خدا روی زمین نمی‏ماند ممکن است حکومت اسلامی از دست شماها گرفته بشود یا حکومت اسلامی تبدیل بشود به یک نظام بی خاصیت در دنیا مثل همه این کشورهایی که یدک می‏کشند اسم جمهوری اسلامی و اسلام و اسم چیزهای دیگر که دور و برمان الحمدلله کشورهای اسلام امریکایی پر هستند. این‌جاست آن جای احساس مسئولیت جدی.

• تفاوت ولایت فقیه و شاهنشاهی، به نقش‌آفرینی مردم در تصمیم‌گیری‌ها

ببینید یک تفاوتی دارند حکومت اسلامی و ولایت فقیه با شاهنشاهی. حکومت شاهنشاهی داخل‏اش یک نفر است چه فرمان یزدان، چه فرمان شاه. بقیه مردم اصلاً نقشی ندارند.از بالا مثل ربات دکمه را می‌زنند دیگر همه مجبورند همان جوری فکر کنند. ولی در نگاه دینی ما اداره حکومت با حضور مردم است. امام علی(ع) می‏فرمایند: فلیست تصلح الرعیه الا بصلاح الولاه و لا تصلح الولاة الا باستقامة الرعیه مردم اصلاح نمی‏شوند الا به صلاح حاکمان، حاکمان اصلاح نمی‏شوند، مگر با استقامت مردم. برآیند ظرفیت سنجی که از مردم می‏شود و رجوع به آموزه‏های دینی که رهبر جامعه دینی انجام می‏دهد، تصمیم‌سازی می‌کند. امام حسن(ع) و امیرالمؤمنین می‏گفتند: جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم. فتنه آن موقع چه کسی بود؟ معاویه. حکومت اسلامی به بن‏بست رسید مردم همراهی نکردند ظرفیتی که لازم بود از خودشان نشان ندادند، حتی ایستادند جلوی رهبری دینی امام حسن(ع) را زخمی کردند، امام مجبور شد کنار برود اما شکست نظامی را تبدیل کرد به پیروزی سیاسی. در پیام قطعنامه اتفاقی که افتاد پذیرش قطعنامه همین مسئله بود. کشور به علت عدم اداره درست اقتصاد دچار مشکل شده بود مسئولین سیاسی و نظامی جنگ می‏گفتند ما نمی‏توانیم. این آقا نامه می‏نوشت اینقدر سلاح و سلاح هسته‏ای و چی می‏خواهیم. آن یکی نامه می‏نوشت دیگر نمی‏توانیم بین‏المللی ادامه بدهیم باعرض شرمندگی مردم هم آن لحظه‏ای که باید آن کاری که باید نشان ندادند. جبهه‏های ما خالی ببینید چند نفر در جنگ شرکت کردند؟ بین یک میلیون تا دو میلیون نفر. تازه اینها چطوری است؟ اصغر آقا سی بار رفته جبهه سی نفر حساب شده. بروید وصیت نامه شهدای سالهای آخر جنگ را ببینید. مدام پر است از اینکه من بین رفتن به جبهه و کلاس‌های ایدئولوژی مساجد بین رفتن به جبهه و درس خواندن بین رفتن جبهه و رفتن در کلاس‌ها و حجره‏های طلبگی آن لحظه‏ای که حکومت دینی مسئله اولش جنگ بود من اینجا را انتخاب کردم خب اینطوری بود. در بیمارستانهای ما حتی دعوا بود. رزمنده از جبهه می‏آمد پرستارها با او دعوا می‏کردند یک هم‌چنین فضایی است رهبر جامعه دینی را می‏رساند، به این که جام زهر را نوشیدم.

• مردم موثر و مسئولند

مردم مؤثرند، یعنی اگر عموم مردم و یک عده هم هستند که مسئولیتهای بیشتری دارند دانشجو هستند، طلبه هستند، استاد هستند، یک ظرفیتی دارند یا نه معتمد محل هستند، می‏توانند به نحوی عده‏ای را پای صحنه و پای‌کار بیاورند. این‌ها اگر به نقش خودشان عمل نکنند هیچ بعید نیست حکومت اسلامی به یک جایی برسد، که حکومت معصوم رسید. می‏بینید هی شبهه است می‏گوید آقا اجازه دادند یا آقا اجازه ندادند. این سؤال معلوم است عدم شناخت ولایت فقیه و تفاوت حکومت دینی با شاهنشاهی است. در شاهنشاهی ربطی به مردم ندارد در حکومت دینی در آن چارچوبی که رهبری دینی است می‏گوید مبارزه با استکبار باید مردم حساسیت نشان بدهند. اگر ظرفیت نشان داده نشود، رهبر دینی حتی رهبر معصوم بر این اساس ممکن است تصمیم بگیرد. باید مردم پی‌گیر باشند.

• آیا کشور مثل سالهای آخر جنگ است؟

آن تغییر محاسبه‏ای که آنها می‏خواهند انجام بدهند یک بخش عمده‏ای از آن همین است. می‏خواهند بگویند کشور بن‏بست است.خب یک سؤال! آیا کشور در شرایط فعلی بن‏بست است؟ بحران داریم. بله داریم. اقتصاد مشکل دارد. تحریم فشار آورده. منی که دارم صحبت می‏کنم تحریم در خانه خود ما فشار آورده معنی داروی تحریمی را میفهمم، کاسب تحریم به ما بگویند، بله ما کاسب تحریمیم، کسب ما از تحریم تحمل فشار آن و تلاش برای بی ‌اثر کردم اثر آن برکشور است. ولی آیا کشور در بن‏بست است؟ نه! مثل سالهای آخر جنگ نیستیم. آن موقع یادتان هست دیگر شامپو هم می‏خواستیم بگیریم باید می‏رفتیم از تعاونی‏های مسجد محله کوپن می‏دادیم شامپو می‏گرفتیم. همه چیز در این کشور در حال تحریم بود، یک سیم خاردار نمی‏شد بیاید داخل این کشور. الآن که هنوز کار به آنجا نرسیده. کلی راهکار داریم آن روز خب ما در فشار نظامی بودیم این همه راهکارهای اقتصادی پیدا نشده بود. کلی راهکار داریم که اثرگذاری اینها اقتصاد مقاومتی که رهبر انقلاب گفتند و متأسفانه یک عده آمده‏اند می‏گویند ما کاری نداریم این اقتصاد مقاومتی، استقامتی یا هر چیزی که شما می‏خواهید اسمش را بگذارید، یعنی چه باشد چه نباشد! حرف‏ش همین بود. می‏گفت بیائید یک جوری جاهایی که دشمن می‏تواند به مردم فشار بیاورد دشمن می‏تواند مردم را اثر بگذارد روی‌شان، فشار ایجاد کند. این‌ها را بیاییم اصلاح کنیم این هم دو طرفه است.

یک طرف‏اش را مردم باید بیایند پای کار یک طرف‏اش را حکومت باید انجام بدهد. یک بخش از آن که به عهده مردم است اصلاح الگوی مصرف است. مصرف داخلی است جلوگیری از فساد اقتصادی و چیزهای دیگر است همان قدر که هر کسی دایره اثرگذاری‏اش است. یکی دایره اثرگذاری‏اش این است که خودش این کار را انجام بدهد یکی دایره اثرگذاری‏اش این است که بگوید یکی دایره اثرگذاری‏اش این است که بایستد. یک بخش دیگر هم به مسئولین برمی‏گردد. اینها را باید خواست، کشور در بن‏بست نیست راه حل داریم. جلوگیری از اثرگذاری دشمن بر اقتصاد کشور راه حل دارد، این که یک عده صورت مسئله را پاک می‌کنند، معنایش این نیست که آن را حل می‌کنند، تحریم‌ها اکثرش قانون است، با ابراز غلط کردیم کدخدا و جنبش ملی یک طرفه غلط کردیم که آن استاد دانشکده علوم سیاسی دانشگاه اسمش را ابتکار یک جانبه گذاشته حل نمی‌شود. با اصلاح ساختارها حل می‌شود، خب همین موارد را باید در قبال تحریم‌های تجاری و مالی و اطلاعاتی و رسانه‌ای مطالبه کرد.

محور دوم، آیا مردم ما هم کنار کشیدند؟ نه مردم ما هم در این وضعیت نیستند شرایط مثل سالهای آخر جنگ نیست. که حالا متأسفانه دارد یک فضای رسانه‏ای ساخته می‏شود که انگار همه دارند می‏گویند مثل سپاه امام حسن(ع) که می‏گفتند شعارشان چی بود؟ البقیه، البقیه. می‏خواهیم بمانیم. در این انتخابات ۳۶% واجدین شرایط به نامزد پیروز رای داده‌اند که این مقدار کم بی سابقه است. تازه از این بخش چه مقدار برای روحانی بودن، چه مقدار برای نفی گذشته، چه مقدار به خاطر توانایی با ارتباط با مردم و چه مقدار برای شعارهای تغییر سیاست خارجی بوده است. حالا می‌خواهد ضعف جبران شود، با نظرسنجی، خیلی خوب به جای طرح دوگانه غلط حل مسائل با مذاکره یا مقاومت، که مافیای رسانه‌ای هم پشت تئوری‌سازی برایش هستند، بپرسید ملت چقدر به آمریکا اعتماد دارند؟

خب حالا چه می‏شود کرد؟ پس فهمیدیم که حرف زدن و کارکردن و اثرگذاری ما خیلی مهم است. در عرصه‌های مختلف کارهای زیادی می‌تواند شکل بگیرد:

• بازخوانی جنایت ها ما با امریکا سه چهار سطح رویارویی داشتیم یک جنایاتی است که امریکا علیه مردم ما انجام داده علیه جهان اسلام انجام داده است. علیه کل بشریت انجام داده است و حتی علیه مردم خودش. اینها را باید بازخوانی کرد. باید گفت. این جنایتهایی که در بحث‏های اقتصادی حالا در این سالها تا قبل از انقلابش را گفتیم بعد از انقلاب هم خیلی چیزهای دیگر است. ببینید آقا چه بحثهایی را می‏گویند؛ جلوی رشد علمی ما ایستادند دارند فضای رسانه‏ای علیه ما می‏سازند و جاهایی که ابزار قدرت ماست مقابله می‏کنند و ابزارهای قدرت ما را مثل بحث‌های علم و فناوری جلویش را می‏گیرند. تحریم چیز دیگر است. باید به مردم نشان داد که این‌ها یک بحث‌های مبنایی است. انقلاب ما منهای اینها دیگر چیزی از آن باقی نمی‏ماند. به قول تعبیر آقا حالا آن موقع می‏گفتند یک برزیل دوم الان برزیل یک قدری فضای اقتصادی‏اش و فضای دیگرش در دنیا تغییر کرده می‏شود یک دولتی مثل همین دولتهای کنار خودمان و دور و بر خودمان. هیچ اثری در دنیا ندارد بودن و نبودنشان، یا اثر صوری دارند. پس یک بحث جدی که ما باید در این مدتها انجام بدهیم بازخوانی جنایات اینهاست.

• باید فضا را برای مردم تبیین کرد

یک کار دیگری هم که باید انجام بدهیم این دیگر در مسجد، مدرسه، دانشگاه همه جا باید این کارها را کرد نباید گذاشت یک فضای رسانه‏ای ایجاد بشود اختناقی که در سالهای بعد از جنگ یک عده ایجاد کرده بودند ایجاد بشود که انگار یک صدا در کشور هست که دارد می‏گوید بروید دیگر ما آماده نیستیم مقاومت کنیم. ما آماده نیستیم دیگر به مسائل زندگی مردم؛ فقر و فساد و تبعیض و معیشت و این بحث‏ها برسیم. این الان تکلیف است. هر کسی که دارد سکوت می‏کند تکلیف خودش را اینجا انجام نمی‏دهد مسئول است درباره آینده جمهوری اسلامی. الآن خود نظام سرمایه‌داری که امریکا نماد آن است، در بحران است. مردم ما این بحران‌ها برایشان دیده شده نیست. همین هفته جاری دیدید چه اتفاقی افتاد دولت فدرال امریکا تعطیل شد. دولت مرکزی امریکا، به هفتصد هزارتا کارمند گفتند تشریف ببرید خانه‏های‌تان مرخصی بدون حقوق. دچار بحران اقتصادی هستند. در منطقه بیداری اسلامی ابزار قدرت برای ما شده بود اینها با سوریه برگرداندند. الان قضیه سوریه در این چندماه اخیر ورق برگشته باید این فضاها را برای مردم تبیین کرد.

• حواسمان به یک مغالطه باشد! / آنجایی که ایستادیم پیشرفت کردیم یک مسئله مهم دیگر یک جریانی در کشور می‏خواهد بین حل مسائل مردم بین چرخیدن چرخ اقتصاد کشور و بین آن هویت اصلی انقلاب دوگانگی ایجاد کند. این یک مغالطه است. اگر چرخ سانتری فیوژ بچرخد چرخ اقتصاد هم باید بچرخد، دوگانه غلطی است. نمی‏آیند بگویند که خیلی خب چرخ اقتصاد می‏خواهد بگردد چطوری می‏خواهد بگردد این‌طوری می‏گردد که ما برویم بگوییم کدخدا غلط کردیم، استقراض خارجی بکنیم مثل دهه هفتاد و اقتصاد پنهان ذیلش فعال بشود، لبخند بزنیم و آن‌ها ده قدم جلوتر بیایند، یا این طوری چرخ اقتصاد کشور می‏چرخد که بیاییم از فناوری‌های پیشرفته به ویژه فناوری‌های وابسته به انرژی هسته‏ای استفاده کنیم، کشاورزی خودمان را، مسائل دیگر را جلو ببریم. الآن می‏بینید فلسطین اشغالی یکی از مهمترین کشورهاست در بحث‏های کشاورزی. حالا هم کشاورزی هم حوزه دیگر. دلیل‏اش چیست؟ یکی ژنتیک یکی صنعت هسته‏ای. چرخ اقتصاد به انرژی هسته‏ای وابسته است. به کاربرد پرتوهای هسته‌ای مربوط است، همینطور در قضیه دارویی. ما الان ظرفیت تأمین داروهای مورد نیاز کل خاورمیانه را داریم. ظرفیت علمی‏اش را هم داریم. این‌ها اقتصاد کشور را پیش می‏برد، ولی وقتی دوگانه درست بکنیم، سرمان کلاه می‌رود. باید این بحث‌ها را نشان داد، که اتفاقاً ما آنجایی که ایستادگی کرده‏ایم اقتصادمان هم درست شده، معیشت‏مان هم درست شده، و هر وقت عقب رفتیم هم دشمن چند گام جلو آمده است،  هم اقتصاد دچار مشکل شده، این خیلی خیلی بحث مهمی است.

• خاطرات تلخ پس از جنگ به خاطر اعتماد به مسئولین

ببینید بعد از جنگ چه اتفاقی افتاد. بعد از جنگ نخبه‏ها و مردم بخاطر حسن ظنی که به مسئولین داشتند سکوت کردند در این لحظات حساس به آن وظیفه تاریخی خودشان عمل نکردند. یک دفعه چند سال بعد چشم باز کردند دیدند فرهنگ عوض شد، سیاست عوض شد، دوم خرداد شد. ببینید خیلی بحث مهمی است. مثلا توابین در آن لحظه‏ای که باید نمی‏گذاشتند عاشورا انجام بشود حالا بعدش قیام بشود، بعدش اعتراض بشود، بعدش بگوئیم چرا جامعه به اینجا رسید؟ این‌ها خیلی بحث‌های مهمی است. مؤمن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی‌شود. البته قطعاً رعایت ملاحظات خاص این دوره و نحوه تعامل مهم است.

• مطالبه راه حل‌های تحریم

باید همین راهکارهایی که برای حل مسائل معیشتی مردم هست، این‌ها از مسجد و مدرسه و دانشگاه و جاهای دیگر تکرار و مطالبه شود. رسانه و هر جایی که می‏توانیم در محل و هر جایی که می‏شود تکرار بشود که آقا راهکارهایی هست برای اصلاح وضعیت. یک مثال ساده برایتان بزنم یکی از مهمترین تحریم‏هایی که ما شدیم تحریم تجاری است از چهارتا تحریم اصلی مالی، تجاری، اطلاعاتی و رسانه‏ای. تحریم تجاری چیست؟ تحریم مالی چون مبادلات بین‏المللی است. چون مبادلات بین‏المللی کشورها بر اساس دلار است. امریکا می‏آید مبادلات ما را چون بانک مرکزی امریکا باید تأیید کند، تأیید نمی‏کند و جلوی آن را گرفته است. آیا راه دیگری نیست؟ چین مارکسیست آمده است با بیست و هفت تا کشور قرارداد بسته است می گوید من با پول داخلی شما با شما مبادله می‏کنند. آقایان ولی نمی خواهند. ببینید ما سه تا مشکل [با مدیران] داریم. یک عده هستند نمی‏دانند خب باید به آنها بگوییم، این راهکار هست! یک عده هستند از آقایان نمی‏توانند خب باید مطالبه بشود پی‌گیری بشود از ایشان اگر نمی‏توانند کنار بروند. یک عده هستند که نمی‏خواهند! باید با فضاسازی مردمی، رسانه‏ای، دانشجویی، دانشگاهی در محیط‏های عمومی جلو این قضیه را گرفت. • دو سطح کار  مربوط به  آمریکا ما دو سطح کار داریم با امریکا. یک سطح تکرار این گفتمان است. گفتمان را بسازیم یک سطح دیگر همین بحث جمله مقام معظم رهبری که اگر خدمت به مردم و تأمین معیشت مردم انجام بشود می‏شود جلو امریکا ایستاد. ببینید یک بحث مهمی که اتفاق افتاد بحث نرمش قهرمانانه .  یک بحثی بود که آقا از اول دوره رهبری‏شان گفته بودند اول می‏گفتند حکمت، عزت، تقیه. بعد آمدند تعبیر را تبدیل کردند به حکمت، عزت، مصلحت، که به این معناست ما باید عزیز باشیم اپسلیونی از عزت‏مان عقب‏نشینی نشود اما برای اقناع هم تلاش کنیم. ادبیات استکبار و استضعاف و اسلام ناب-اسلام آمریکایی هم در نگاه ایشان تبدیل شد به سلطه‌گر و سلطه‌پذیر، یعنی محتوا همان است. خیلی جالب است آقا در آن جمله‏ای هم که مثال زدند کشتی را مثال زدند. گفتند یک جوری پا عقب بگذارید که در عمل پا عقب نگذاشتن است جدی‏تر ایستادن است. نه اینکه برویم پای میز مذاکره بگوییم خب فلسطین و سوریه را می دهیم، اقتصاد داخلی کشور این طوری! منافع ملی ماست! ما در سوریه و در فلسطین جنگ خودمان را با استکبار بردیم، از لب مرز به آن‌جا. بعد یک عده حداقل می‏توانیم بگوییم برداشت کاملی از قضیه ندارند باید اینها را گفت. ببینید دیپلماسی دو سطح است. حالا سه سطح است دو سطحش را ما کار داریم. یک سطح دیپلماسی رسمی است بروند مذاکره کنند چانه بزنند یک سطح جدی هم دیپلماسی عمومی و کار کردن با افکار عمومی و فضای مردمی و اینهاست. ما باید این فضا را طوری نگهداریم که هر جفت اینها تأمین بشود. ولی بخشی از مسئولین که چون رهبری گفتند به این‌ها اعتماد داریم می‌گوییم نیت سوئی ندارند، اما مسئله را درست دریافت نکرده‌اند، ضعف کارشناسی دارند. یکی از مطالبات مقام معظم رهبری مخصوصاً از جمع‏های بسیجی و دانشجو و طلبه و اینهاست. می‏گویند بروید ببینید استکبار جهانی دارد در کشور چه می‏کند راهکارهای مبارزه با استکبار را پیدا کنید. جزو مطالباتی است که از ما شده و حالا یک عرصه‏هایی هم مثل امروز پیش روی ماست. تقدیم می‏کنیم به سی و شش شهید بزرگواری که لانه جاسوسی را فتح کردند شرّ استکبار جهانی را از این کشور قطع کردند صلواتی بر محمد و آل محمد.

جنبش دانشجویی از آغاز تا شش هشت هشتاد و یک

جریان دانشجویی بی شک یکی از مهمترین و حیاتی ترین جریانات سیاسی اجتماعی کشور  است که به تعبیر حضرت امام(ره) مبداء تحولات در تاریخ و سیاست و اجتماع کشور بوده است. از حادثه 16 آذر سال 32 الی 13 آبان 59 و تاکنون این جریان سیال اجتماعی به عنوان یک  وزنه حقیقی قدرتمند در تاریخ و تمدن سازی کشور مطرح بوده است، جریانی که به فراخور زمان داری فراز و فرودهای خاص خویش بوده است.

جریان دانشجویی در پیش از انقلاب در وحدت و انسجام ایدئولوژیک مطلوبی  قرار داشت چرا که  دارای هدف واحدی به اسم براندازی نظام شاهنشاهی بودند. این جریانات هرچند در منابع معرفتی خویش دچار اختلاف بودند امّا در غایت به یک نتیجه واحد رسیده بودند. مبارزه با ظلم و استبداد و استکبار با دیدی عدالتخواهانه و ضد تبعیض.

با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 این جریان وارد مرحله نوینی از حیات خویش گشته است. علت این نکته پر واضح است. جریان دانشجویی از همان ابتدا بر مبنای ظلم ستیزی و خوآگاهی، با جهت گیری نفی استبداد داخلی و استکبار خارجی ریشه دواندو بالغ گشت و پس از سالها مبارزه و جان فشانی با کمک سایر جریان های کشور توانست به 2500 سال استبداد و خودکامگی پایان دهد و حکومتی را بر مبنای شعاری خویش بنا سازد. حال مهمترین مسئله ای که در پیش روی این جریان بزرگ قرار دارد این است که پس از آن همه مجاهدت و تلاش و از خودگذشتگی، پس از آن همه خون دادن ها و شکنجه کشیدن ها چگونه باید ازحاصل آنها که همانا حکومت اسلامی است حفاظت و حراست کند.

پیش از پیروزی انقلاب اسلامی هدف اولیه جریان دانشجویی براندازی طاغوت و استبداد بود و حال که به این هدف نایل گشته باید پرسید این جریان برای حفظ دستاوردهای خویش چگونه عمل خواهد کرد چرا که حفظ یک انقلاب از تاسیس ان سختر و پیچیده تر است.

متاسفانه جریان دانشجویی پس از انقلاب اسلامی دارای دیدی روشن و واقع بینانه از انقلاب نگشت و این جریان پس از سال 59 نتوانست خویش و رسالتی که بر عهده دارد را رصد و تحیلیل نماید. برای همین نقص بزرگ است که پس از  27 تیرماه 1367 و نوشاندن جام زهر به امام امت این جریان اجتماعی – سیاسی فرقه فرقه گشته و دچار تشتت هویتی و رسالتی گشتند. هر چند که ریشه این ضعف بزرگ علت  دیگری چون سیاست  دولت وقت جمهوری اسلامی( دولت سازندگی ) در مهار و کنترل این جریان، نیز داشت.

برای همین امر است که وقتی آرمان های انقلاب و آن شعارهای متعالی توسط دولت سازندگی به سخره گرفته می شود و روح سرمایه داری و رانت خواری، مسابقه رفاه میان مسئولین و مانورهای تجمل آنان توسط رئیس جمهور وقت تئوریزه می شود و در تریبون های رسمی و غیر رسمی نشر داده می شود و وقتی ذائقه مردمی که با فرهنگ رمضان و جهاد و ایثار شهادت تربیت یافته بود، با فرهنگ مصرف گرایی و تجمل پرستی تغییر کرد، هیچ فریاد اعتراضی از این جریان سیاسی- اجتماعی برنیامد و اگر در گوشه کناری چنین اتفاقی هم افتاد با بایکوت و خفقان دولت وقت مواجه گشت و خاموش شد. جنبش دانشجویی در سایه اختناق دولت هاشمی به  گفتمان توجیح گرایی متوسل گشت و سعی نمود الام خود را با تلقین این تئوری که مسئولان نظام همه از صحابه انقلاب و مورد تایید رهبری هستند، پس نباید زیاد حساسیت به خرج داد، مرهم بگذارند. تئوری ای که هنوز که هنوز است سایه سنگینش را بر سر جریان حزب الله دانشجویی کوتاه نکرده و باعث رسوخ محافظه کاری ومصلحت سنجی در پیکره این جریان گشته است.

به راستی چه تحریفی در تاریخ انقلاب بزرگتر از تحریف دولت سازندگی می توان مثال زد؟ کدام ضربه بر پیکره انقلاب خمینی از این ضربه کارسازتر بوده است؟ پس چرا جریان دانشجویی در مقابل این پدیده های مخمل گون و این فتنه خفته فریاد اعتراض برنتافت و علم عدالت خواهی و ظلم ستیزی، نفی تبعیض و شکاف طبقاتی را افراشته نساخت؟ آیا این قصور علتی جز عدم درک صحیح این جریان از انقلاب می تواند داشته باشد؟

جریان دانشجویی بعد دولت سازندگی دچار آفت و بحرانی شگرف تر شد. و آن چیزی نبود جز دولتی شدن این جریان. این جریان بعد خرداد 76 همواره مامن امن گروه های تجدیدنظر طلب و گاها برانداز شد تا با استفاده از این جریان اجتماعی دست به اعمالی خلاف روح و منش انقلاب بزنند که قائله 18 تیر 87 مهمترین دلیل اثبات این مدعاست.

جریان دانشجویی در زمان حیات اطلاح طلبان تبدیل به بلندگوهای سکولاریزم و اباحه گری گشتند و دستان پنهان دولتی و غربی سعی کردند  با طرح شعارهایی خاص چون آزادی روابط در اجتماع، آزادی حقوق زن، جامعه مدنی و … و تبدیل این امور به مهمترین مطالبه جریان دانشجویی از نظام، انقلاب را شخمی اساسی و بنیانی بزنند.

مقام معظم رهبری در همان ایام پیرامون این آسیب جنبش دانشجویی فرمودند:

دانشجوها باید سیاسی بشوند؛ یعنی فهم سیاسی پیدا کنند. فهم سیاسی غیر از سیاسی کاری و سیاسی بازی است، غیر از دستخوش جریان های سیاسی شدن است. اتفاقا فهم سیاسی باعث می شود آدم دستخوش جریان های سیاسی نشود… من همیشه روی این حرفم تکیه می کنم که دانشگاه باید سیاسی باشد تا فریب نخورد و وسیله ای برای کسانی نشود که می خواهند سر به تن نظام نباشد.”( 27/6/1378)

و د رجایی دیگر می فرمایند:

“یکی دیگر از آفات،(جنبش دانشجویی) به دام احزاب و گروه ها افتادن است؛ که این را قبلا هم گفتم. مواظب باشید؛ اختاپوس خطرناک احزاب و گروه های مختلف به سراغتان نیاید و شما را به دام نیندازد.” (1/9/1378 )

طی پیروزی انقلاب تا سال 81 جریان دانشجویی همانند تکه چوب خشکیده و پوکی گشته بود که  در امواج سهمگین حاکمان و دولت های وقت به چپ و گاه به راست متمایل می گشتند و هیچ قادر به تشخیص آنچه رسالت جریان دانشجویی متعهد می باشند نبودند. این جریان یا به انحاء گوناگون دور زده می شد و سرکوب می گشت و یا دست آویز دولت های غربزده و احزاب سیاسی و  جریان های برانداز می گشت.

این سرنوشت تلخ دامنگیر جنبش دانشجویی بود تا اینکه امام امت طی پیام 6/8/81 راه روشن و مانیفستی جدید را به جنبش دانشجویی عرضه کرد تا از دام آفات و بلیات رهایی یابد و خویشتن خویش و رسالتش را به خوبی بشناسد. و آن چیزی نبود جز فرمان شش هشت.

بسم‏اللَّه الرّحمن الرّحيم‏

جوانان و دانشجويان عزيز

در اين گردهمائى دانشجوئى مجموعه‏هاى متعددى از دانشجويان شركت كرده‏اند. اين نقطه‏ى روشن ديگرى‏ست كه جذابيت طبيعى گردهمائى‏هاى دانشجوئى را مضاعف مى‏سازد.

دانشجوى متعهد و آگاه از پيش از انقلاب تا كنون همواره در جستجوى مهمترين مسائل جارى كشور بوده است. او با انگيزه‏ى آگاهى و نشاطى كه لازمه‏ى محيطهاى دانشجوئى‏ست، در پى آن است كه آرمانهاى والا و تعهدآور خود را در پيگيرى اين گونه مسائل جستجو كند و در راه آن گام نهد. اين نيز خصوصيت طبيعى ديگرى براى محيطهاى دانشجوئى‏ست .

امروز سرآغاز فهرست بلند مسائل كشور مسئله‏ى عدالت است. دانشجوى جوان اگر چه خود برخاسته از قشرهاى مستضعف جامعه هم نباشد، به عدالت اجتماعى و پر كردن شكافهاى طبقاتى به چشم يك آرزوى بزرگ و بى‏بديل مى‏نگرد.

اين احساس و انگيزه در دانشجو پر ارج و مبارك است. و مى‏تواند پايه‏ى قضاوتها و برنامه‏هاى عملى او براى حال و آينده باشد. اگر عدالت – عدالت واقعى و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت – آرزو و آرمان و هدف برنامه‏ريزى‏هاست، پس بايد هر پديده‏ى ضد عدالت در واقعيات كشور مورد سؤال قرار گيرد .

مسابقه‏ى رفاه ميان مسئولان، بى‏اعتنائى به گسترش شكاف طبقاتى در ذهن و عمل برنامه‏ريزان، ثروت‏هاى سر برآورده در دستانى كه تا چندى پيش تهى بودند، هزينه كردن اموال عمومى در اقدامهاى بدون اولويت، و به طريق اولى در كارهاى صرفاً تشريفاتى، ميدان دادن به عناصرى كه زرنگى و پرروئى آنان همه‏ى گلوگاههاى اقتصادى را به روى آنان مى‏گشايد، و خلاصه پديده‏ى بسيار خطرناك انبوه شدنِ ثروت در دست كسانى كه آمادگى دارند آنرا هزينه‏ى كسب قدرت سياسى كنند. و البته با تكيه بر آن قدرت سياسى اضعاف آنچه را كه هزينه كرده‏اند گرد مى‏آورند.

اينها و امثال آن نقطه‏هاى استفهام برانگيزى‏ست كه هر جوان معتقد به عدل اسلامى ذهن و دل خود را به آن متوجه مى‏يابد و از كسانى كه مظنون به چنين تخلفاتى شناخته مى‏شوند پاسخ مى‏طلبد. و همچنين در كنار آن از دولت و مجلس و دستگاه قضائى عملكرد قاطعانه براى ريشه‏كن كردن اين فسادها را مطالبه مى‏كند.

امروز اين مهمترين و مطرح‏ترين مسئله‏ى كشور ماست و نسل جوان دانشجوى متعهد و مؤمن نمى‏تواند نسبت به آن بى‏تفاوت بماند.

این پیام به مثابه خونی تازه و دمی مسیحایی در کالبد خسته و رنجور جنبش دانشجویی بود که او را از بن بست و رکودی که سالها به آم مبتلا شده بود رها ساخت .

بعد از این پیام بود که  مهمترین و اصلی ترین دغدغه فعالین دانشجویی پیگیری مسئله عدالت اجتماعی در تمامی سطوح آن مبدل گشت. این جریان بزرگ و تپنده را راهنمایی و خط دهی امام امت روز به روز پخته تر گشت تا هنوز که هنوز است علم عدالت خواهی و مطالبه گری برافراشته و پابرجا بماند.

سلمان کدیور: هرچند جمهوری اسلامی مستقر شده و طاغوت را برانداخته‌ایم اما نمی‌توان گفت که نظام اسلامی به صورت کامل مستقر شده است+ تصاویر

به گزارش  عدالتخواهی به نقل از خبرگزاری فارس از شیراز، سلمان کدیور سه‌شنبه شب در برنامه «فرمان فراموش ‌شده» که اشاره به فرمان هشت ماده‌ای رهبری به سران قوا در بحث مبارزه با مفاسد اقتصادی دارد و به همت مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز و بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز برگزار شد، اظهار داشت: پیام  امام خامنه‌ای به جنبش دانشجویی در سال 81، اگر اهمیتی بالاتر از فرمان امام خمینی برای تشکیل بسیج دانشجویی و طلاب نداشته باشد، کم اهمیت‌تر نیست.

کدیور ادامه داد: در بین دانشجویان افرادی هستند که دغدغه آرمان‌های انقلاب و به ثمر رساندن اهداف این نهضت را دارند و معتقدند که هرچند جمهوری اسلامی مستقر شده و طاغوت را برانداخته‌ایم اما نمی‌توان گفت که نظام اسلامی به صورت کامل مستقر شده است و در تلاش‌اند که در نقطه کنونی نمانیم.

دبیر سابق مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز، این سئوال را مطرح کرد چه اتفاقی افتاد که حضرت آقا به این نتیجه رسیدند که فرمان «شش‌هشت» را برای دانشجویان صادر کنند.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی کشور در پاسخ به این سئوال به شرح تاریخ جنبش دانشجویی پرداخت و افزود: پیش از اینکه انقلاب اسلامی شکل گیرد و با تاسیس دانشگاه در سال 1314 نخستین تشکل‌های دانشجویی منتسب به حزب توده با نگاه کمونیستی با دو هدف مبارزه با استبداد و ظلم شاهنشاهی و مبارزه با امپریالیسم و استبداد خارجی به وجود آمد.

وی افزود: پس از آغاز قیام سال 42 حضرت امام، نسل دیگری از دانشجویان مسلمان در دانشگاه‌ها به وجود می‌آید که همین دو هدف را دارد و این دو هر چند با اندیشه‌های جدا از یکدیگر اما با قرار گرفتن در یک جریان در سال 57 به هدف خود می‌رسند.

کدیور اضافه کرد: مهم‌ترین پرسش این است که پس از اینکه دانشجویان که به عنوان اپوزوسیون نظام بوده و علیه آن قیام کردند، اکنون که نظام در دست‌شان است، می‌خواهند چه کنند.

دبیر سابق مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز در ادامه گفت: زمانی جنبش دانشجویی در زیر زمین و خفا، نفرات را برای بیان بحثی مذهبی جمع می‌کرد اما اکنون، مساجد، حوزه‌ها و دانشگاه‌ها همچنین امکانات، بودجه و اختیار دارد، حالا می‌خواهد چه کار کند و در این زمین بایر چه بکارد اما این سئوال مهم‌ در حال کم‌رنگ شدن است.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی کشور بیان داشت: در زمان جنگ بسیاری از دانشجویان به سپاه و جهاد سازندگی وارد شدند تا نقش تاریخی خود را با کار عملیاتی در راه به ثمر رسیدن آرمان‌های انقلاب اسلامی، ایفا کنند اما با گذشت زمان این حرکت دچار رکود می‌شود.

وی در ادامه گفت: پس از رحلت امام  جریان و حزبی به وجود می‌آید که به تغییر در آرمان‌هایی که خودشان برای رسیدن به آن انقلاب کرده‌ بودند، می‌پردازند و به دنبال آن جریان دانشجویی به طرف مکتب توجیه‌گرایی می‌رود که هم‌اکنون نیز دچار آن است.

کدیور افزود: جریان دانشجویی در توضیح اقدامات نادرست برخی مسئولان، با بیان اینکه این افراد، حاکمان حکومت و مورد تایید هستند، کاری به این مسئولان نداشتند و هنوز این سایه سنگین بر سر جریان حزب‌الله دانشجویی‌ است چراکه تبدیل به قارچ شد و بر پیکره جنبش دانشجویی، چنگ انداخت.

دبیر سابق مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز ادامه داد: آفت دوم که به سراغ جریان حزب‌الله آمد این بود که به پایگاهی برای احزاب و گروه‌ها تبدیل شد، یک زمان برای چپ و لیبرال‌ها و زمانی برای جناح راست.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی کشور بیان کرد: امام در پیام تشکیل بسیج دانشجویی و طلاب می‌فرمایند که باید به دنبال تشکیل حکومت جهانی اسلام و پاسداری از اصول «نه شرقی و نه غربی» بود اما دانشجویان اینقدر سرگرم پاسخ به این روزنامه و آن حزب بودند که این موضوع را به کلی فراموش کرده‌ و مختصات ذهنی جوان حزب‌اللهی به این سمت نرفته‌ است.

وی گفت: جریان دانشجویی می‌خواهد چه بشود، به کجا برود، نشستیم به محافظه‌کاری و توجیه کردن که اگر حرفی بزنیم، BBC سوء استفاده می‌کند یا در پازل دشمن بازی کرده‌ایم که این کلیدواژه‌های ما حزب‌اللهی‌ها است.

دبیر سابق مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز اظهار داشت: در سال 81 جریان دانشجویی مانند چوبی بر امواج دریا بود که حضرت آقا پیام «شش‌هشت» را صادر کردند که پس از فرمان تشکیل بسیج دانشجویی و طلاب امام خمینی، مهم‌ترین و استراتژیک‌ترین فرمان برای جنبش دانشجویی بود.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی کشور به بیان بندهایی از پیام رهبری به جنبش دانشجویی پرداخت، از جمله اینکه «امروز سرآغاز مسائل کشور، مسئله عدالت است یعنی همان چیزی که مشروعیت نظام سیاسی اسلام به آن تکیه دارد».

دبیر سابق مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز، خاطرنشان کرد: برای بهتر شدن وضعیت جریان حزب‌الله چند پیشنهاد از جمله نخست پیدا کردن یک چارچوب مشخص عقیدتی، دوم رسیدن به فهمی از انقلاب اسلامی سوم هدفمند کردن تشکیلات برای اهداف بلندمدت چهارم بالا بردن فهم و درک نیروها سپس سرازیر کردن آن‌ها به دانشگاه‌ها و در آخر نقد درون‌گفتمانی جریان خودی مطرح است.

به گزارش فارس، این برنامه با بازدید دانشجویان و غلام‌علی ترابی و سعید سیف، از اعضای شورای اسلامی شهر شیراز از منطقه کوشکک به عنوان منطقه‌ای محروم همراه بود.

تصاویر:

     مراسم ختم مبارزه با مفاسد اقتصادی در دانشگاه شیراز

و اما در دانشگاه شیراز.... دانشجویان کاریکاتورهایی را به نمایش گذاشته بودند که مرگ تلخ مبارزه با مفاسد اقتصادی را به صورت طنز بیان می کرد
صدای ختم قرآن و خرمایی که کنار دستگاه پخش صوت گذاشته شده بود؛ فضا را به مراسم عزاداری بیشتر شبیه میکرد.

وقتی که رهبری می گوید لب انتظار ما از دانشجویان عدالتخواهی است؛ برایم عجیب بود که چرا وقتی که برنامه های تفریحی برگزار می شود، همین سالن از شدت هجوم جمعیت دانشجویان به انفجار خود نزدیک می شود.

خب تقریبا رسیدیم به نیمه ماجرا دانشجویان که به قصد بازدید از مناطق محروم از دانشگاه شیراز راهی کوشکک شده بودند، یکی یکی از اتوبوس ها پیاده می شدند.
اوضاع نا به سامان کوشکک همه را متعجب کرده بود جز....

دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی: راه حل مشکلات اقتصادی ارتباط با آمریکا نیست

به گزارش خبرنگار عدالتخواهی به نقل از گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، نشست خبری کمیته حفظ‌، نشر و دفاع از اندیشه‌های امام خمینی (ره) امروز در خبرگزاری فارس برگزار شد و در این نشست اعضای کمیته حفظ، نشر و دفاع از اندیشه های امام حضور داشتند که هرکدام به بیان نظرات خود پیرامون لزوم دفاع از اندیشه های امام (ره) پرداختند.

در ابتدای این نشست علی فروغی، عضو این کمیته دانشجویی و جانشین بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع) اظهار داشت: این کمیته‌ دانشجویی با یک اجماع از همه تشکل‌های مهم دانشجویی شکل گرفت و دانشجویان پیرو خط امام (ره) پای کار این کمیته ایستادند و در همین راستا اولین بیانیه کمیته دانشجویی حفظ، نشر و دفاع از اندیشه‌های امام خمینی (ره) در هفته گذشته رسانه‌ای شد.

*برنامه کمیته برای راه انداختن حلقه مطالعاتی در دانشگاه‌ها برای به جریان افتادن خط اصیل امام (ره)

وی افزود: بر اساس حساسیتی که تشکل‌های مهم دانشجویی روی خط و اندیشه امام (ره) دارند به برکت خون شهدا و نفس امام راحل (ره) کمیته‌ دانشجویی حفظ، نشر و دفاع از اندیشه‌های امام خمینی (ره) شکل گرفت و برنامه‌ها خیلی سریع راه‌اندازی شد.

فروغی در ادامه خاطر نشان کرد: مسئولین استانی این کمیته طی یکی دو هفته آینده از 15 استان کشور انتخاب می‌شوند و اصلی‌ترین برنامه ما در این کمیته راه انداختن حلقه مطالعاتی در دانشگاه‌های سراسر کشور برای به جریان افتادن خط اصیل امام (ره) است.

وی در ادامه با اشاره به اهداف این کمیته یادآور شد: هدف اصلی کمیته‌ دانشجویی حفظ، نشر و دفاع از اندیشه‌های امام خمینی (ره) تنها مقابله با بحث تحریفات نیست و اولین هدف این است که طرح خط امام (ره) در جامعه جاری شود. ما به دنبال این هستیم تا آرمان‌های جهانی امام راحل مثل بسیج مستضعفین و نابودی سلمان رشدی‌ها را در دنیا پیاده شود.

 

*وجود ابهامات گوناگون نگران‌کننده اطراف موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره)

فروغی اذعان داشت: کمیته‌ دانشجویی حفظ، نشر و دفاع از اندیشه‌های امام خمینی (ره) با هر انحرافی قاطعانه برخورد خواهد کرد، این انحرافات چه از سوی بیت امام و منصوبین و چه از سوی افراد مطرح و سیاسی کشور باشد مورد واکنش کمیته قرار خواهد گرفت.

وی با اشاره به برخی نقاط مبهم موجود در مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) گفت: جای سؤال دارد که آقای عیسی ضیایی که با مهدی هاشمی ارتباط داشته در مؤسسه چه کار می‌کند و همچنین آقای عمادالدین باقی که با امثال موسوی خوئینی‌ها و افرادی که سابقه خوبی ندارند ارتباط نزدیک دارد در مؤسسه امام چه فعالیتی انجام می‌دهند.

وی افزود: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) با بیت آقای منتظری ارتباط نزدیکی دارند و باید رابطه‌شان مشخص شود و از آقای حاج‌حسن خمینی که بوی سید احمدآقا را می‌دهد انتظار است که مشخص کند که این ارتباطات چه معنایی دارد؟

عضو شورای مرکزی کمیته حفظ، نشر و دفاع از اندیشه‌های امام خمینی(ره) تصریح کرد: همچنین عباسعلی روحانی که مسئول پژوهشکده مؤسسه بوده‌اند نیز سابقه خوبی ندارد و باید مشخص شود که چه فعالیتی در مؤسسه انجام می‌دهد.

علی فروغی در ادامه سخنان خود اظهار داشت: عباس عبدی به چه حقی باید در آثار مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) سهیم باشد.

وی افزود: بعضی از افرادی که در پایگاه خبری مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) مشغول به کار هستند، از عناصر سازمان مجاهدین و کسانی هستند که در گذشته فعالیت افراطی داشتند حال در این مؤسسه نیز حضور دارند. این افراد چه نسبتی با خط مشی امام (ره) دارند که حال در مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) حضور دارند.

*وجود نگرانی از به انحراف کشیده‌ شدن موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره)

این عضو کمیته حفظ، نشر و دفاع از ارزش‌های امام(ره) با تأکید بر اینکه جماران برای ما مأمن انقلابی و اخلاقی بودن است، خاطرنشان کرد: ما نگران این هستیم که این مأمن انقلابی منحرف شود و برای ما حضور امثال عباس عبدی در این مؤسسه قابل قبول نیست.

این دانشجوی دانشگاه امام صادق(ع) در ادامه این نشست خاطرنشان کرد: سایت جماران که در روزهای بعد از فتنه88 به عنوان بال رسانه‌ای مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) فعالیت می‌کند به پاتوق و محل تجمعی برای کسانی تبدیل شده که از طراحین و گردانندگان اصلی فتنه 88 هستند.

وی افزود: افرادی که با بهره‌گیری از مطالب و تفکرات آنان در این سایت روز به روز در جهت انحراف در بیانات و منویات امام راحل گام برداشته و هدف تخطئه راه امام خمینی(ره) را به نفع خود دارند.

فروغی در ادامه بیان داشت: شناختن گرداننده اصلی این سایت که در پوشش مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) قصد ترویج تفکرات مسموم خود در فضای رسانه با سوءاستفاده از نام امام راحل را دارند، می‌تواند در شناسایی خط نفاق در این رسانه کمک شایانی می‌کند.

* موارد تاریخی تحریف سخنان امام (ره) از بنی صدر تا منتظری

در ادامه این نشست، ناصر آراسته، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و یکی دیگر از اعضای کمیته حفظ، نشر و دفاع از ارزش‌های امام(ره) به سخنرانی پرداخت و اعلام داشت: از بدو پیروزی انقلاب اسلامی افراد مختلفی تلاش کردند اندیشه‌های امام را در مسیر تفکرات و میل خودشان تفسیر و تعریف کنند.

وی با بیان اینکه کاندیداتوری بنی صدر برای ریاست جمهوری اولین گام در تحریف سخنان امام خمینی (ره) بود و با اشاره به کتاب خاطرات بنی‌صدر یاد آور شد: بنی صدر در کتاب خاطراتش می‌آورد قبل از کاندیدا شدن برای ریاست جمهوری نزد امام رفتم و از ایشان برای کاندیداتوری اجازه گرفتم که امام به دو دلیل قبول نداشتن ولایت فقیه و روحانیت این اجازه را به من نداد اما من در برابر رسانه‌ها اظهار کردم که ایشان مخالفتی با کاندیداتوری بنده برای ریاست جمهوری نداشته است.

آراسته با بیان اینکه تحریف سخنان امام خمینی (ره) مسئله تازه‌ای نیست، یاد آور شد: تفسیر به رای در ماجرای نامه امام به منتظری و استعلام محتشمی پور وزیر وقت کشور برای استفاده از افراد حاضر در نهضت آزادی نمونه‌های دیگری از تحریف سخنان امام خمینی (ره) بود.

*امام را کسانی یاری می‌کنند که نزدیک‌ترین خط فکری را به او دارند

وی بر همین اساس ادامه داد: برخی افراد مخالفت امام با استعلام محتشمی‌پور را به دلیل، عدم توانایی ایشان در حل و فصل امور جاری کشور، تفسیر کردند و این نیز نمونه دیگری از تحریف سخنان امام خمینی (ره) است.

عضو کمیته حفظ، نشر و دفاع از اندیشه‌های امام خمینی (ره) در ادامه گفت: جریاناتی که خود را خط امامی معرفی می‌کنند، و اعلام می‌دارند که امام هیچ مخالفتی با تفکرات روشن فکری نداشتند نیز در همین راستا حرکت می‌کنند.

وی به نقل خاطراتی از امام خمینی (ره) اشاره کرد و افزود: کسی که دیروز یار امام بود امروز مدعی می‌شود که امام موافق حذف شعار «مرگ بر آمریکا» بودند و صراحتا می‌توان گفت که هاشمی همان امامی را روایت می‌کند که تکمیل کننده امام منتظری است.

آراسته در پایان با اشاره به آیه‌های قرآن کریم که می‌فرماید، «نزدیک‌ترین افراد به حضرت ابراهیم (ع)، کسانی بودند او را پیروی کردند»، افزود: امام را کسانی یاری می‌کنند که نزدیک‌ترین خط فکری را به او دارند نه کسانی که صرفا با امام عکس یادگاری داشته یا با او نسبت فامیلی دارند.

 

*امام خمینی (ره) متعلق به تمام جریان‌های آزادی‌خواه مستضعف جهان است

میکائیل دیانی عضو  دیگر این کمیته و مسئول فرهنگی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان، فرد دیگری بود که در این نشست خبری سخنرانی کرد.

وی گفت: فرهنگ انقلاب اسلامی متشکل از منظومه فکری امام راحل (ره) است و بر اساس چنین دیدگاهی امام تنها مطلق به یک خانواده نیست و حتی اگر بگوییم امام (ره) منصوب به یک کشور است در حق ایشان جفا کرده‌ایم.

وی افزود: امام خمینی (ره) متعلق به تمام جریان‌های آزادی‌خواه مستضعف جهان است و فرهنگ امام (ره)، فرهنگ انقلاب اسلامی و این فرهنگ متعلق به تمام مفاهیم استکبار ستیز انقلابی دنیا است.

دیانی در ادامه خاطر نشان کرد: عده‌ای از فاز سیاسی به فاز فرهنگی رسیده‌اند، و به دنبال تزریق اسلام ناب آمریکایی به دنیا در مقابل فرهنگ امام هستند.

عضو کمیته حفظ، نشر و دفاع از اندیشه‌های امام راحل (ره) با اشاره به فضای فعلی موسسه حفظ، نشر و دفاع از اندیشه‌های امام راحل (ره) تصریح کرد: از آنجایی که این موسسه مصوب مجلس شورای اسلامی است از مجلس محترم می‌خواهیم تا کمیته تحقیق و تفحصی برای پیگیری و بررسی شرایط اعتقادی اشخاصی که در دفتر موسسه هستند ایجاد شود.

وی افزود: بررسی‌ها باید به صورت همه جانبه باشد و کسانی که قرابت فکری، سیاسی و فرهنگی با اندیشه‌های امام ندارند باید از این موسسه اخراج شوند.

*مجلس وظیفه پاسداری از اندیشه‌های امام(ره) را به شورای عالی انقلاب فرهنگی بسپارد

دیانی همچنین تاکید کرد: درخواست ما از مجلس شورای اسلامی این است که حتی اگر می‌بیند که این موسسه نمی‌تواند پاسخگوی پاسداری از اندیشه‌های امام باشد، موسسه حفظ، نشر و دفاع از اندیشه‌های امام به ارگانی مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی واگذار شود.

عضو کمیته حفظ، نشر و دفاع از اندیشه‌های امام راحل (ره) با اشاره به فعالیت‌های دانشجویی تشکل‌ها در راستای پاسداری از اندیشه‌های امام خمینی (ره) اذعان داشت: تشکل‌های دانشجویی با ایجاد کرسی‌های امام شناسی در دانشگاه‌ها تلاش‌های خود را در جهت شناساندن افکار و اندیشه امام به دانشجویان و تمام مردم آغاز کرده‌اند و برنامه دیگری تحت عنوان «روح الله می‌گوید» در جهت معرفی مبانی استکباری و موضع‌گیری امام در مقابل آنها در دانشگاه‌ها شکل می‌گیرد.

وی در پایان خطاب به منتسبین امام راحل (ره) که سعی در تحریف بیانات ایشان در هفته‌های گذشته داشته‌اند، گفت: روی صحبت ما با منتسبین امام خمینی (ره) که به سبب رابطه ژنتیکی خود با ایشان به دنبال تحریف اندیشه امام (ره) هستند، است و به آنها می‌گوییم ایستادن در مقابل جریان اندیشه اسلام و انقلاب چیزی جز ضرر برای آنها ندارد و نتیجه چنین رفتارهایی همان برخوردی است که مردم در جریان اتفاقات سال 78و فتنه 88 داشتند.

 

*جنبش دانشجویی دفاع از اندیشه‌های امام (ره) را رسالت خود می‌داند

در ادامه فرشید جعفری دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی و عضو کمیته حفظ، نشر و دفاع از اندیشه امام خمینی (ره) در نشست خبری  با بیان اینکه امام(ره) در چهارچوب افرادی که دم از ایشان می‌زنند محدود نمی‌شود، اظهارداشت: امام (ره) یک منظومه فکری است و جنبش دانشجویی در بیان این منظومه امام هرگاه انحرافی مشاهده کند، با آن انحراف برخورد خواهد کرد و جنبش دانشجویی در این مسیر رسالت خود را فراموش نخواهد کرد.

وی افزود: امام خمینی(ره) متعلق به همه جامعه بشری است و باید تمام افکار امام (ره) نشر پیدا کند.

وی با اشاره به لزوم تغییر مدیریت موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) اظهارداشت: با این وجود هیچگاه نباید افکار و خط مشی امام (ره) کاریکاتوری نمایش داده شود.

جعفری ادامه داد: ما نباید تنها امام را در مناسبت‌ها تبلیغ کنیم، امام (ره) متعلق به همه روزها است و کم کاری در این زمینه باعث شده است که عده‌ای جرات کنند خط امام را تحریف و به ایشان توهین کنند.

 

*اجتهاد دربرابر نص جایز نیست

این عضو کمیته دانشجویی حفظ، نشر و دفاع از اندیشه‌های امام (ره) با خطرناک دانستن سنت خاطره‌گویی از امام (ره) خاطرنشان کرد: ما صحیفه، نص و قول امام (ره) را در دست داریم در این صورت چه نیازی به خاطره گویی از امام (ره) است، در حقیقت اجتهاد در مقابل نص جایز نیست.

این فعال دانشجویی در ادامه اظهارداشت: امام خمینی(ره) در تمامی عمر شریفشان در برابر استکبار ایستادند در همین رابطه سخنی از امام (ره) داریم که به ملت مستضعف می‌فرمایند: چنان بر استکبار و آمریکا سیلی بزنید که برق آن چشمان استکبار شرق را بزند. این جملات نشان می‌دهد امام (ره) انقلابی‌تر از هر فردی دیگری بوده است.

جعفری با بیان اینکه در دولت فعلی عده‌ای به این می‌اندیشند که راه‌حل مشکلات اقتصادی کشور ارتباط با آمریکاست، خاطرنشان کرد: اندیشه‌ای دیگر در برابر این تفکر وجود دارد که می‌گویند باید با مقاومت و تلاش برای کم‌کردن وابستگی به غرب کوشید.

وی با بیان اینکه چرا هاشمی در این برهه زمانی و در شرایطی که دولت به دنبال مذاکره با آمریکا است به فکر نقل خاطره از امام (ره) افتاده است، اظهارداشت: همسویی هاشمی با دولت فعلی شبهه‌هایی را به وجود می‌آورد زیرا یک دولت هدف خاصی را دنبال می‌کند و یک فرد با سوء استفاده از تفکرات امام خمینی(ره) اقدام به نقل خاطرات همسو با اهداف دولت می‌کند.

 

*راه حل مشکلات اقتصادی ارتباط با آمریکا نیست

دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی با بیان این نکته که عزم دانشگاه برای برخورد جدی با کسانی که می‌خواهند با اندیشه‌های امام (ره) بازی کنند، جزم‌ است، متذکر شد: بازی با اندیشه‌های امام (ره) خطرناک است و این افراد بدانند که اندیشه‌های امام (ره) با خون ما گره خورده است و هرگز با چنین مباحثی از روی شوخی برخورد نخواهیم کرد.

عضو کمیته حفظ، نشر و دفاع از اندیشه‌های امام (ره) با اشاره به وصیت‌نامه سیاسی الهی امام خمینی (ره) خاطرنشان کرد: دستیابی به هر آرمانی هزینه دارد و جنبش‌های دانشجویی به پای این هزینه‌ها تا پای جان ایستاده است.

جعفری در پایان با اشاره به رأی ملت ایران به دولت اعتدال به امید حل مشکلات اقتصادی متذکر شد: درست است که مردم برای مطالبات اقتصادی به این دولت رأی داده‌اند اما مطمئناً راه حل مشکلات اقتصادی را ارتباط با آمریکا نمی‌دانند.

 

*نمی‌توان با ظاهرسازی خود را منطبق با اندیشه‌های امام (ره) نشان داد

سید ایمان میرزاده نماینده اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان نیز در نشست خبری کمیته حفظ، نشر و دفاع از اندیشه‌های امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه متأسفانه هرکسی می‌خواهد در کشور خود را مطرح کند و تأثیرگذار باشد به گونه‌ای خود را تأیید شده امام مطرح می‌کند، افزود: برخی‌ها با ظاهر‌سازی قصد دارند خود را مورد تأیید رهنمودهای امام راحل نشان دهند.

وی تصریح کرد: متأسفانه برخی ارگان‌ها از جمله مؤسسه تنظیم و نشر اندیشه امام(ره) تنها به سبک زندگی این بزرگوار اشاره کردند و این در حالی است که سیاست و اندیشه امام خمینی(ره) فراتر از عنوان تنها سبک زندگی ایشان است.

 

میرزاده یادآور شد: اظهارنظرها و نقل‌قول‌های اخیر از امام(ره) نباید این چنین ناجوانمردانه باشد زیرا خوشبختانه نظام انقلاب اسلامی ما فضای آزادی مناسبی دارد که هر فردی به طور مستقل نظرات خود را بگوید نه اینکه نظرات خود را بر طبق نظرات بنیان‌گذار انقلاب اسلامی خود ارائه دهد.

نماینده اتحادیه انجمن اسلامی در پایان با بیان اینکه اندیشه امام خمینی(ره) یک اندیشه همگانی است، خاطرنشان کرد: ما از همه دانشجویان دعوت می‌کنیم در راهپیمایی روز 13 آبان حضور پرشوری پیدا کنند تا بتوانیم اندیشه‌های امام (ره) درباره استکبارستیزی را یکبار دیگر به جهانیان اعلام کنیم.

*عکس شهید نادر مهدوی، هدیه کمیته حفظ، نشر و دفاع از اندیشه‌های امام (ره) به هاشمی رفسنجانی

در پایان این نشست خبری علی فروغی خبر از هدیه این کمیته به هاشمی رفسنجانی داد و تصریح کرد:هدیه‌ای برای آقای هاشمی رفسنجانی بخاطر بیان خاطرات جعلی که در رابطه با آمریکا از امام خمینی(ره) نقل می‌کند آماده کرده‌ایم زیرا نیاز است تا گوشه‌ای از جنایات آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران برای وی بازگو شود.

وی افزود: در جنگ تحمیلی زمانی که خطر نفت‌کش‌ها وجود داشت امام فرمودند که اگر من بودم آن نفت‌کش‌ها را می‌زدم و این فرموده امام به گوش جوانان رسید و آنها به آمریکایی‌ها حمله‌ کردند و نفت‌کش آنها را مورد اصابت قرار دادند.

 

عضو شورای مرکزی کمیته حفظ، نشر و دفاع از اندیشه امام خمینی(ره) در ادامه گفت: شهید نادر مهدوی به همراه دوستانش این ضربه را به آمریکایی‌ها زدند و آمریکایی‌ها این عزیز را به شکل فجیعی بعد از شکنجه‌های طولانی به شهادت رساندند.

فروغی در پایان خاطرنشان کرد: ما تمثال این شهید بزرگوار را که در نبرد مستقیم با آمریکا به شهادت رسید به  هاشمی تقدیم می‌کنیم و امیدواریم که او با دیدن این عکس یاد آن زمان و بیانات امام خمینی(ره) بیافتند.

هر جا که فقر هست، دین نیست

دکتر سارا شریعتی
دکتر سارا شریعتی

دکتر سارا شریعتی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در جلسه ای که به مناسبت رونمایی از کتاب «منهای فقر» استاد محمدرضا حکیمی برگزار شده بود، در باب عدالت و فقر به ایراد سخنرانی پرداخت. آنچه در ادامه می‌خوانید متن این سخنرانی است:

 هر جا که فقر هست، دین نیست/ در مسائل اجتماعی ما نیز فقر دیگر سرفصل نیست

مناسبت این جلسه، رونمایی از اثر علامه حکیمی تحت عنوان «منهای فقر» است و طبیعتا موضوع این جلسه، قسط و عدالت و مبارزه با فقر. نمیخواهم بحث عالمانه ای در خصوص عدالت داشته باشم. فکر کردم در این محدودیت وقت، فقط اشاره کنم به اینکه در چه حال و هوایی کتاب را دریافت کردم و چرا این کتاب برایم اهمیت یافت؟ و بعد اشاره ای خواهم داشت به ضرورت بازگشت فقر و نابرابری به عنوان سرفصلی در مباحث فکری و علوم اجتماعی ما.

هفتۀ پیش از دریافت کتاب، به دعوت یکی از دانشجویانم که با جمعیت دانشجویی امام علی همکاری میکند، به نمایش یک تئاتر در محلۀ مولوی رفتم. تئاتری به نام «هفتمین برخون خوان رستم» نوشتۀ شارمین میمندی نژاد. این تئاتر نه در یک تماشاخانه، که در اطاق خانه ای در مولوی برگزار میشد که به نحوی پناهگاه کودکان فقر و کار و خیابان بود. نمایش، داستان زندگی دو کودک بود. اولی به اسم سهراب. پدرش پخش کنندۀ مواد. و دیگری فرزند یک مصرف کنندۀ مواد. خودش اسم نداشت. اسمش «ای بچه» بود. سهراب فال می فروخت و بچه وزنه داشت. داستان بدبختی، فقر و فحشا و خشونت و گرسنگی در محله ی غربتی ها. در این داستان فقط یک بار نام خدا آورده شد، آن هم به نقل از زن رهگذری که از سهراب فال خریده بود و گفته بود: « ناامید نشو پسرم، خدا بزرگ است» و سهراب این ماجرا را به تمسخر برای دوستش تعریف کرد و بعد به خشم پرسید : خدا کجا بود وقتی به من تجاوز شد؟ وقتی از درد کمربند پدرم به خودم می پیچیدم چون پول کافی به خانه نیاورده بودم؟ وقتی از گرسنگی خوابم نمی برد. خدا کجا بود؟ و بعد رو کرد به تماشاچیان و با چشمان خیره اش به ما زل زد و گفت شما کجا بودید؟ تو کجا بودی؟ داستان، همان داستان یکی بود، یکی نبود. آن یکی که بود فقربود، آن که نبود، ما بودیم،من بودم!

بعد از این تجربه، از خودم پرسیدم در زندگی این کودکان، خدا چگونه تصور می شود؟ امید چه مفهومی دارد؟ دین چه کارکردی می تواند داشته باشد؟ همان شب به خانه که برگشتم، تلویزیون چندین برنامۀ دینی پی در پی داشت درباره عفاف و احکام و به نظر می رسید که فقر را به عنوان یک مساله اجتماعی وا نهاده و مسائل دیگری دارد. و بعد کتاب «منهای فقر» بدستم رسید. کتابی با این عنوان می توانست کتاب محمد یونوس باشد، همان استاد اقتصاد که با ایجاد بانک فقرا، زندگی میلیونها فقیر بنگلادشی را تغییر داد. یا کتاب یک مبارز مارکسیست. اما این کتاب، اثر یک عالم دینی بود. یک عالم دینی بود که می گفت هر جا که فقر هست، دین نیست. یک کتاب یادآوری. یادآوری به ما که زمانی دین را به قسط ترجمه میکردیم و بی دین را آدمی می خواندیم که با فقر مبارزه نمی‌کند. یک کتاب یادآوری به آنها که حساسیت ما را در مبارزه با فقر و توزیع عادلانه ثروت، به تاثیر پذیری مان از مارکسیزم نسبت میدادند. و حالا این عالم دین به ما یادآوری می‌کرد که اساسا هدف از بعثت پیامبران، مبارزه با فقر، اجرای عدالت و قسط بوده است و دین را به پرداختن به مسالۀ اصلی‌اش که ساخت جامعه‌ای «منهای فقر» است، دعوت می‌کرد. یک عالم دین است که می‌گوید: « اگر هدف از انقلاب برانداختن ریشه ظلم است، باید گام نخستین در جهت برطرف کردن ظلم از مظلوم ترین یعنی محرومان باشد و گرنه قیام‌هایی خواهد بود در جهت جابه جایی قدرت و ثروت، نه بیشتر».خواهید گفت که حرف تازه ای نیست و البته که نیست. اما این حرف قدیمی، از فرط بدیهی بودنش امروز نه تنها از جانب گرایش رسمی که از جانب اغلب نخبگان فکری ما نیز مغفول مانده است. مسئلۀدر سطح گرایش رسمی مواجهه با چالش‌هایی است که قدرت سیاسی فراهم نموده و پارادایم حاکم بر جریانات فکری ما هم با فروپاشی چپ و پیروزی سرمایه داری، دیگر مبارزه با فقر و ساخت جامعه ای عادلانه نیست. از طرفی به نظر می‌رسد که در مسائل اجتماعی ما نیز فقر دیگر سرفصل نیست.

 نابرابری محصول سیاستهای سرمایه داری افسار گسیخته ای است که هدفی جز سود و بهره برداری هر چه بیشتر ندارد

با این حال فقر همواره یکی از موضوعات اصلی علوم اجتماعی بوده است و در حالیکه اقتصاد دان، تحلیلی کاملاً اقتصادی از فقرارائه می‌دهد، جامعه‌شناسی به ابعاد اجتماعی فقر هم پرداخته است. مارکس بحث را از مبارزه با فقر به مبارزه با شرایط تاریخی ای که منجر به ایجاد فقر و طبقات اجتماعی می شود گسترش داد. دورکیم با طرح مفهوم آنومی، فقر را با مسئلۀانسجام اجتماعی پیوند میزند و زیمل تعریف سنتی از فقر را دگرگون کرد و تعریفی ارتباطی از فقر ارائه داد: «فقیر کسی است که جامعه فقیر می‌نامد و به این عنوان او را محتاج کمک می‌داند». اما در دهه شصت – هفتاد میلادی این تصور شکل گرفت که در جوامع توسعه یافته امروز، در جوامع پر خطر، نان دیگر مسالۀ اصلی جامعه نیست و جامعه به سمت یکدست شدن و متوسط شدن پیش میرود. به این ترتیب طبقات متخاصم اجتماعی به اقشار متفاوت اجتماعی بدل می‌شوند که وجودشان در هر جامعه ای طبیعی است. اما از سال های 80 به بعد، فقر در سیمای عریان خویش دوباره در جوامع توسعه یافته بازگشت و مجددا از «اشکال و چهره‌های جدید فقر» چون «مشاغل کاذب»، «بی‌ثباتی شغلی»، «عدم امنیت اقتصادی» و «حاشیه نشینی» سخن رفت و برخی از جامعه شناسان به تأسی از دورکیم از «صور بنیانی فقر» سخن گفتند. این فقر جدید در «ضد- جامعه‌ها» بارز شد. در جوامع کوچکی که در حاشیه جامعۀ کل شکل گرفتند و تکثیر می شدند. جوامعی متشکل از حذف شدگان اجتماعی، مهاجران بدون اوراق هویت، کارگران و کارکنان سابقی که با تعطیلی کارخانه یا شرکتشان، از کار بیکار شده بودند… در میان ساکنان این «ضد- جامعه‌ها» حس بی کفایتی، تحقیر و عدم احساس تعلق به جامعۀ کل بارز بود. ضد- جامعه هایی که در شرایط بحران و شورش اجتماعی در جامعۀ کل حضور می یافتند و خشم و نفرت خود را با اعمال خشونت ابراز می کردند و کمربندی از ناامنی به دور جامعه بوجود آورده بودند. این فقر جدید اما با سیاست‌های توسعه ارتباط می یافت. از نظر برخی از اقتصاد دانان، این فقر محصول ثروت و اشکال سرمایه دارانه ای بود که توسعه به خود می گرفت. همچنانکه در سطح بین المللی برخی از اقتصاددانان اشاره داشتند که عقب افتادگی اقتصادی کشورهای جهان سوم اغلب به دلیل سیاست‌های کاپیتالیستی توسعۀ کشورهای ثروتمند است، وجود فقر هم در جامعه ناشی از سیاست‌های توزیع قدرت و ثروت در جامعه بود و از این رو با گسترش ثروت، فقر هم افزایش می یافت. در نتیجه جامعه شناسی انتقادی نه از فقر که از نابرابری سخن گفت. نابرابری که محصول سیاستهای نئولیبرال، سرمایه داری افسار گسیخته و سیاستهای اقتصادی‌ئی است که هدفی جز سود و بهره برداری هر چه بیشتر ندارد و منجر به رشد فقر می شود.

 در دوره ی پس از جنگ، آرمانهای انقلابی جای خود را به اراده برای زندگی دادند

در ایران نیز با همین فراز و فرود توجه به فقر روبرو بوده ایم. دورۀ انقلابی، دوره ارادۀ ساخت جامعه ای برابر بود. دوره‌ای که به گفتۀ حسین زاده، بازجوی ساواک، انقلابی شدن با دو ریال ممکن می‌شد. دو ریال، قیمت بلیط اتوبوس برای رفتن از شمال شهر به جنوب شهر بود. در این سفر، فرد با مشاهدۀ تفاوت عظیم طبقاتی میان جنوب و شمال، به سمت مبارزه کشیده می‌شد. مبارزه با شرایطی که منجر به این نابرابری ها میشد. اما آرمان های انقلابی، با گذار از آن دوره، جای خود را به ارادۀ زندگی دادند. به نظر می‌رسید که انقلابیون سابق می‌خواهند، حق خود را از زندگی، که انقلاب و جنگ و مبارزه به تعویق انداخته بود، بگیرند. در این دوره توجه به خود، خانوادۀ خود، زندگی خود، جای آرمان خواهی و جامعه خواهی و همبستگی را گرفت و «فردگرایی خودخواهانه» گسترش یافت. در این «جامعۀ افراد»، به تعبیر نوربرت الیاس، هر کسی به دنبال حل مسالۀ خود است و حتی همبستگی نیز وجهی خودخواهانه یافته است. به این معنا که کمک به فقرا برای رستگاری روح خود است، نه در جهت ساخت جامعه‌ای برابر. «کار خیر» برای ساخت آخرت خود است، نه تلاش برای «احقاق حقوق اجتماعی». کمک به محرومان در سیمای «رحم» و «ترحم مذهبی» تصور می شود نه به عنوان مطالبۀ اجتماعی و احقاق حق. در این رفتار جدید، مسالۀ فقر تبدیل شده است به توجه به فقرا. دیگر نه از فقر به عنوان یک مسالۀ اجتماعی بلکه از فقرا نام برده می‌شود و وجود فقرا، نه با نابرابری اجتماعی، روابط سلطه و بازتولید قدرت و ثروت نسل به نسل، بلکه با نابرابری‌های طبیعی فردی، عرضه/ بی عرضگی، زرنگی/ تنبلی، شایستگی یا بی کفایتی افراد … تحلیل می‌شود. شاهد بوده ام که مادری کودک فقیری را که در پیاده رو فال میفروخت را به فرزندش نشان داد و گفت: «نگاه کن عزیزم. اگه درس نخونی، اینجوری می شی».

همان روندی که در اروپا بدان اشاره کردم، در جامعۀ ما نیز امروز در حال بروز و ظهور است. از هم گسیختگی بافت اجتماعی، اشکال جدیدی که فقر به خود گرفته است، فقری که اغلب نه محصول بیکاری که محصول کار است، فقر کارگران، زحمتکشانی که کار برایشان ثروتی به همراه ندارد و فقط برای حفظ و بقای موجودیت است. چرا که ثروت در بسیاری از موارد، نه در نتیجۀ کار که محصول باروری سرمایه است.سود سرمایه است که ثروتمند میکند نه عرق جبین! ظهور و تکثیر حاشیه نشینی، شکل گیری محله‌های بستۀ فقر و خشونت، محله‌هایی که کلانتری بدان راه ندارد یا نمی‌خواهد داشته باشد، «مسکن» هایی که به دلیل تمرکز، دوری از شهر و بی امکاناتی، نه «مهر» که «خشونت» را بازتولید می‌کنند، اعتیاد که فرد را از فرایند اجتماعی شدن خارج میکند و به حاشیه جامعه می‌راند، خانواده‌های تک سرپرست، فقر پنهانی که از ابراز خود شرم می‌کند، پناهندگان همسایه … اینها اشکال کهنه و نو نابرابری و فقر در جامعه امروزمایند. فقر و نابرابری ای که در کنار مظاهر بیرونی ثروت که در خیابانها خودنمایی می‌کنند، بیش از همیشه آشکار و عریان است و ما را به عنوان انسان، به عنوان مسلمان، به عنوان روشنفکر یا جامعه شناس به پرسش می کشد و متهم می‌کند.

 چه کسی مسئول است؟

چه کسی مسئول است؟ پرداختن به فقر همواره مساله ای سیاسی بوده است. فقر هست و تکثیر می شود چون ارادۀ مبارزه با آن نیست و به عنوان مسالۀ اجتماعی در دستور کار قرار ندارد. اما جامعه نیز مسئول است. مردم هم مسئولند. من. ما. همه ! و مگر نه اینکه از آموزه‌های نسل ما بود که وقتی فقر در جامعه ای هست کل مردم مسئولند؟چه باید کرد؟ کاری که ما می توانیم کرد حساس کردن نسبت به این پرونده و مطرح کردن آن در میان جامعه، در محیط فکری و در آکادمی است. طرح آن به عنوان یک مسالۀ اجتماعی نه همچون بی کفایتی شخصی. مساله پردازی و مفهوم پردازی و مداخله در آن. چه می توان کرد؟ اینکه عادت نکنیم. عادی سازی نکنیم. از طبیعی بودن اقشار متفاوت اجتماعی صحبت نکنیم…فقر را تئوریزه نکنیم. هر بار با فقر همچون یک شوک، یک حادثه، یک تصادف برخورد کنیم و با آن مقابله کنیم.

صحبتم را با تئاتر شروع کردم و با ادامه این تجربه هم به پایان می برم. دربازگشت از تئاتر، راننده در اولین چراغ فرمزی که ایستادیم، سرش را برگرداند تا مرا که از بهت و بغض خاموش شده بودم، نصیحت کند:« خانم، خودتان را درگیر اینها نکنید. اینها، غیر شمارند. به شمارش نمی آیند. شناسنامه ندارند. حساب نمی شوند. در محلۀ خودشان، زاد و ولد می کنند و فساد و مواد و مرگ. خودشان می میرند یا در تسویه حسابهای داخلی به قتل می رسند… به ما مربوط نیستند. ربطی به ما ندارند. خودتان را درگیرشان نکنید». در همین حال، دختربچه ای دستش را از پنجرۀ باز ماشین تو آورد و جلوی صورتم گرفت و گفت: «خاله! فال می خری؟ فال!».

ششم آبان ماه هر سال باید روز پاسخگویی جنبش دانشجویی باشد


بیانیه‌ی جنبش عدالتخواه دانشجویی پیرامون یازدهمین سالگرد پیام رهبر انقلاب به جنبش دانشجویی مبنی بر پیگیری مسئله‌ی عدالت

 «امروز سرآغاز فهرست‌ بلند مسائل‌ کشور مسئله‌ی‌ عدالت‌ است‌. دانشجوی‌ جوان‌ اگرچه‌ خود برخاسته‌ از قشرهای‌ مستضعف‌ جامعه‌ هم‌ نباشد، به‌ عدالت‌ اجتماعی‌ و پر کردن‌ شکافهای‌ طبقاتی‌ به‌ چشم‌ یک‌ آرزوی‌ بزرگ‌ و بی‌بدیل‌ می‌نگرد… مسابقه‌ی‌ رفاه‌ میان‌ مسؤولان‌، بی‌اعتنایی‌ به‌ گسترش‌ شکاف‌ طبقاتی‌ در ذهن‌ و عمل‌ برنامه‌ریزان‌، ثروت‌های‌ سربرآورده‌ در دستانی‌ که‌ تا چندی‌ پیش‌ تهی‌ بودند، هزینه‌ کردن‌ اموال‌ عمومی‌ در اقدامهای‌ بدون‌ اولویت‌، و به‌ طریق‌ اولی‌ در کارهای‌ صرفا تشریفاتی‌، میدان‌ دادن‌ به‌ عناصری‌ که‌ زرنگی‌ و پررویی‌ آنان‌ همه‌ی‌ گلوگاههای‌ اقتصادی‌ را به‌ روی‌ آنان‌ می‌گشاید، و خلاصه‌ پدیده‌ی‌ بسیار خطرناک‌ انبوه‌ شدن‌ ثروت‌ در دست‌ کسانی‌ که‌ آمادگی‌ دارند آنرا هزینه‌ی‌ کسب‌ قدرت‌ سیاسی‌ کنند و البته‌ با تکیه‌ بر آن‌ قدرت‌ سیاسی‌ اضعاف‌ آنچه‌ را هزینه‌ کرده‌اند گرد می‌آورند… اینها و امثال‌ آن‌ نقطه‌های‌ استفهام‌ برانگیزی‌ست‌ که‌ هر جوان‌ معتقد به‌ عدل‌ اسلامی‌ ذهن‌ و دل‌ خود را به‌ آن‌ متوجه‌ می‌یابد و از کسانی‌ که‌ مظنون‌ به‌ چنین‌ تخلفاتی‌ شناخته‌ می‌شوند پاسخ‌ می‌طلبد و همچنین‌ در کنار آن‌ از دولت‌ و مجلس‌ و دستگاه‌ قضایی‌ عملکرد قاطعانه‌ برای‌ ریشه‌کن‌ کردن‌ این‌ فسادها را مطالبه‌ می‌کند».

پیام فوق در سال 81 در شرایطی توسط رهبر انقلاب خطاب به دانشجویان بیان می‌شود که حدود یک سال و نیم قبل از آن در تاریخ 10/2/80  فرمانی هشت ماده ای به سران سه قوه مبنی بر مبارزه ی همه جانبه با مفاسد اقتصادی و بی عدالتی در در جامعه و دستگاه های حکومتی صادر شده بود.

اینجاست که رهبر انقلاب اسلامی پس از پس از گذشت یک سال و نیم از صدور فرمان هشت ماده ای خطاب به سران قوا، دانشجویان را مخاطب قرار می‌دهد و مسئولیت مطالبه‌ی عدالت و مبارزه‌ی بی امان با فقر و فساد و تبعیض را بر عهده‌ی آنان می گذارد.

از آنجا که در طول تاریخ جریان های فاسد در دستگاه های حکومتی گوناگون وجود داشته اند، نظارت دائمی و پیگیری مستمر عدالت و مبارزه با فساد، معطوف به زمان و دوره ای خاص نبوده و مطالبه‌ای همیشه‌گی است.

اینک یازده سال از صدور این فرمان تاریخی و راهبردی می گذرد؛ فرمانی که بی شک نقطه‌ی عطفی در تاریخ جنبش دانشجویی پس از انقلاب محسوب می‌شود. جنبش دانشجویی هر چند در دوران حیات خویش با استناد به فرمایشات امام(ره) و رهبری مسئولین نظام را مورد نقد و مطالبه قرار داده است، امروز و در شرایطی که نگاه سرمایه‌سالارانه‌ی حاکم بر دستگاه های اجرایی کشور همچنان ادامه دارد، باید در قبال این فرمان تاریخی و سطح عمل به آن پاسخگو باشد. در حقیقت ششم آبان ماه هر سال را باید سالروز پاسخگویی جریان دانشجویی به مردم و رهبر انقلاب  لقب داد و تمامی تشکل‌ها موظف اند کارنامه‌ی خود را در تحقق این فرمان فراموش شده ارائه دهند؛ اما آنچه در شرایط حاضر از وضعیت جریانات دانشجویی دیده می شود، غیر آن چیزی است که توقع می رود.

جنبش دانشجویی اگرچه در طول سالهای گذشته نسبت به فرمان رهبری بی‌مهری نشان داده است، باید بار دیگر پیرامون نقاط استفهام برانگیزی که در این پیام طرح شده، حساسیت به خرج دهد و این مهم را در صدر برنامه های خویش جای دهد.

ما بر این اعتقادیم که فرمان 6/8 رهبری، رسالت اصلی جنبش دانشجویی در مقابله با تحریم‌های غرب از سویی و تحقق استراتژی اقتصاد مقاومتی از سوی دیگر است؛ پس نباید با نگاهی سطحی و جریانی با آن برخورد نمود.

جریان دانشجویی باید در مبارزه با فقر و فساد و تبعیض از نگاه سیاسی و جناحی دست بردارد و با توجه به تجارب سالهای پس از انقلاب به این نکته توجه نماید که این جناح‌های گوناگون سیاسی بر سر منافع اقتصادی و پست های سیاسی کاملاً هماهنگ و متحد با یکدیگر عمل کرده‌اند؛ پس نباید فریب ظواهر و شعارها را خورد. لذا باید با طرد محافظه کاری؛ در فضایی آرمانخواهانه و به دور از پرخاشگری و با رعایت اخلاق، فصل جدیدی از عمل به این فرمان رهبری را در تاریخ جنبش دانشجویی رقم بخورد.

بی شک آنچه بستر لازم برای اجرای این پیام مهم محسوب می شود، تغییر نگاه مسئولین کشور نسبت به دانشگاه از زاویه‌ی تهدید محور به زاویه‌ی فرصت محور است. تنها در فضایی آزاد و خردمندانه، بدون بیم از فشارهای امنیتی است که جریان دانشجویی می تواند به رسالت خویش در این باره جامه عمل بپوشاند.

به امید ظهور عدالت گستر گیتی

جنبش عدالتخواه دانشجویی

1392/8/6

بازخوانی پیام رهبر انقلاب به دومین‌ همایش‌ سراسری‌ جنبش‌ دانشجویی

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلابدرست یازده سال پیش بود که حضرت‌ آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌ رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامی‌، خطاب‌ به‌ دومین‌ همایش‌ سراسری‌ «جنبش‌ دانشجویی‌؛ گذشته‌، حال‌، آینده‌» پیامی‌ صادر فرمودند.

این پیام نقطه عطفی در تاریخ جنبش دانشجویی شد و جریانی ایجاد نمود که نتیجه آن بسط گفتمان عدالت خواهی و تجلی آن در شعارهای انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و سالهای بعد بود.

اکنون و در شرایط حاضر کشور، مثل یازده سال گذشته، این پیام نیازمند بازخوانی و تامل است.

متن‌ این‌ پیام‌ كه‌ توسط حجت‌الاسلام‌ و المسلمین‌ آقای‌ صدر قرائت‌ گردید به‌ این‌ شرح‌ است‌:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم‌

جوانان‌ و دانشجویان‌ عزیز

در این‌ گردهمائی‌ دانشجویی‌ مجموعه‌های‌ متعددی‌ از دانشجویان‌ شركت‌ كرده‌اند. این‌ نقطه‌ی‌ روشن‌ دیگری‌ است‌ كه‌ جذابیت‌ طبیعی‌ گردهمایی‌های‌ دانشجویی‌ را مضاعف‌ می‌سازد.

دانشجوی‌ متعهد و آگاه‌ از پیش‌ از انقلاب‌ تاكنون‌ همواره‌ در جستجوی‌ مهمترین‌ مسائل‌ جاری‌ كشور بوده‌ است‌. او با انگیزه‌ی‌ آگاهی‌ و نشاطی‌ كه‌ لازمه‌ی‌ محیطهای‌ دانشجویی‌ است‌ در پی‌ آن‌ است‌ كه‌ آرمانهای‌ والا و تعهدآور خود را در پیگیری‌ این‌ گونه‌ مسائل‌ جستجو كند و در راه‌ تحقق‌ آن‌ گام‌ نهد. این‌ نیز خصوصیت‌ طبیعی‌ دیگری‌ برای‌ محیطهای‌ دانشجویی‌ است‌.

امروز سرآغاز فهرست‌ بلند مسائل‌ كشور مسئله‌ی‌ عدالت‌ است‌. دانشجوی‌ جوان‌ اگرچه‌ خود برخاسته‌ از قشرهای‌ مستضعف‌ جامعه‌ هم‌ نباشد، به‌ عدالت‌ اجتماعی‌ و پر كردن‌ شكافهای‌ طبقاتی‌ به‌ چشم‌ یك‌ آرزوی‌ بزرگ‌ و بی‌بدیل‌ می‌نگرد.

این‌ احساس‌ و انگیزه‌ در دانشجو پر ارج‌ و مبارك‌ است‌ و می‌تواند پایه‌ی‌ قضاوتها و برنامه‌های‌ عملی‌ او برای‌ حال‌ و آینده‌ باشد. اگر عدالت‌ ــ عدالت‌ واقعی‌ و ملموس‌ و نه‌ فقط سخن‌ گفتن‌ از عدالت‌ ــ آرزو و آرمان‌ و هدف‌ برنامه‌ریزی‌هاست‌، پس‌ باید هر پدیده‌ی‌ ضدعدالت‌ در واقعیات‌ كشور مورد سؤال‌ قرار گیرد.

مسابقه‌ی‌ رفاه‌ میان‌ مسؤولان‌، بی‌اعتنایی‌ به‌ گسترش‌ شكاف‌ طبقاتی‌ در ذهن‌ و عمل‌ برنامه‌ریزان‌، ثروت‌های‌ سربرآورده‌ در دستانی‌ كه‌ تا چندی‌ پیش‌ تهی‌ بودند، هزینه‌ كردن‌ اموال‌ عمومی‌ در اقدامهای‌ بدون‌ اولویت‌، و به‌ طریق‌ اولی‌ در كارهای‌ صرفا تشریفاتی‌، میدان‌ دادن‌ به‌ عناصری‌ كه‌ زرنگی‌ و پررویی‌ آنان‌ همه‌ی‌ گلوگاههای‌ اقتصادی‌ را به‌ روی‌ آنان‌ می‌گشاید، و خلاصه‌ پدیده‌ی‌ بسیار خطرناك‌ انبوه‌ شدن‌ ثروت‌ در دست‌ كسانی‌ كه‌ آمادگی‌ دارند آنرا هزینه‌ی‌ كسب‌ قدرت‌ سیاسی‌ كنند و البته‌ با تكیه‌ بر آن‌ قدرت‌ سیاسی‌ اضعاف‌ آنچه‌ را هزینه‌ كرده‌اند گرد می‌آورند.

اینها و امثال‌ آن‌ نقطه‌های‌ استفهام‌ برانگیزی‌ست‌ كه‌ هر جوان‌ معتقد به‌ عدل‌ اسلامی‌ ذهن‌ و دل‌ خود را به‌ آن‌ متوجه‌ می‌یابد و از كسانی‌ كه‌ مظنون‌ به‌ چنین‌ تخلفاتی‌ شناخته‌ می‌شوند پاسخ‌ می‌طلبد و همچنین‌ در كنار آن‌ از دولت‌ و مجلس‌ و دستگاه‌ قضایی‌ عملكرد قاطعانه‌ برای‌ ریشه‌كن‌ كردن‌ این‌ فسادها را مطالبه‌ می‌كند.

امروز این‌ مهمترین‌ و مطرح‌ترین‌ مسئله‌ی‌ كشور ماست‌ و نسل‌ جوان‌ دانشجوی‌ متعهد و مؤمن‌ نمی‌تواند نسبت‌ به‌ آن‌ بی‌تفاوت‌ بماند.

توفیقات‌ همگان‌ را از خداوند متعال‌ خواستارم‌.

والسلام‌ علیكم‌ و رحمه‌ الله‌
سیدعلی‌ خامنه‌ای‌
06/08/1381

می‌ترسیدیم آژانس بگوید مجلس شورای اسلامی را هم می‌خواهیم بازدید کنیم

به گزارش تریبون مستضعفین،  ۲۷ آذرماه ۷۳ سمیناری دو روزه با عنوان «بررسی جنبه‌های حقوقی و فنی و سیاسی پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای» با همکاری وزارت امور خارجه، سازمان انرژی اتمی ایران و دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد.

در این سمینار که در محل سازمان انرژی اتمی ایران برگزار گردید، دکتر حسن روحانی نائب رئیس وقت مجلس شورای اسلامی و دبیر شورای امنیت ملی سخنران افتتاحیه بود. دکتر روحانی طی سخنانی خواستار بازنگری پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و لزوم استفاده حقه همه کشورها از انرژی هسته‌ای جهت اهداف صلح‌جویانه شد.

متن این سخنرانی در شماره ۱۸ نشریه سازمان انرژی اتمی‌ایران- پاییز ۷۴ منتشر شده است. بازخوانی بخش‌هایی از این سخنرانی در آستانه دور جدید مذاکرات هسته‌ای مفید است.

حسن روحانی

 بخشی از تکنولوژی را به ما نمی‌گویند

ما منطقمان آن بود منطق غربی‌ها امروز این نیست. از علم به عنوان ابزار قدرت، علم به عنوان ابزار سلطه گری، علم به عنوان قدرت سلطکه جویی و تفوق بر دیگران پس تا می‌شود دیگران باید محروم گردند. بحث سلاح هسته‌ای نیست، در تمام علوم. من چندی پیش با یک متخصص پارچه‌های ما با پارچه‌های خارجی متفاوت است؟ گفت: بخشی از تکنولوژی را به ما نمی‌گویند و توضیح داد که این نخ مراحلی دارد و همه این مراحل تکنولوژی را به ما داده‌اند جز مرحله نهائی، که آن مرحله را به ما نمی‌دهند. در ریسندگی هم تکنولوژی را به ما نمی‌گویندو در تمام زمینه‌ها این چنین است.

ما امروز متاسفانه با دنیایی مواجه هستیم به نام دنیایی که امروز ابزار علم و دانش و فن و تکنولوژی را در اختیار دارد که با اخلاق و تعهد توام نیست و او می‌خواهد اینها را به عنوان ابزار سلطه استفاده و بهره برداری کند.

 چرا ما در بهره‌برداری از انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز محروم باشیم؟

مگر قابل قبول است که دیگران چهار اسبه بتازند و ما عقب بمانیم. مگر می‌شود کشوری را از دانش و تکنولوژی محروم کرد؟ چرا ما در بهره‌برداری از این دانش در مقاصد صلح آمیز محروم باشیم؟ چرا میلیاردها دلار سرمایه ما در بیایان زیر باران و آفتاب باشد؟‌ به دلیل اینکه آمریکا اراده کرده، دلش نمی‌خواهد؟ این چه معاهده‌ای هست؟ این معاهده اگر تضمین کننده منافع آمریکا هست ما چرا این همه یقه چاک بدهیم؟ خوب آن‌ها بروند هر کاری می‌خواهند بکنند. به چه مناسبت کشورهای دیگر در این معاهده بهره‌مند نشوند؟ اگر اصل تساوی حقوق ملت‌ها و دولت‌ها در دنیا مطرح هست، اگر مساله امنیت به عنوان یک اصل برای همه مطرح هست اگر مخاطراتی که صلح را تهدید می‌کند برای همه مطرح است، اگر رشد و توسعه به عنوان یک حق انسانی هر جامعه مطرح است، چرا تبعیض؟ چرا برخورد ناروا؟ چرا ما بهره‌مند نشویم؟ خوب این ابزار و تکنولوژی که در بهداشت، پزشکی، کشاورزی، حمل و نقل و صنعت کاربرد دارد، و حتی آب شیرین کن، کشتی و تمام زمینه‌ها کاربرد دارد، چطور ما از این تکنولوژی محروم باشیم، بدلیل اینکه احتمال خطر وجود دارد؟ چه احتمال خطری وجود دارد؟ من در آلمان که راجع به تکمیل نیروگاه بوشهر با مسئولین آلمان صحبت می‌کردم. گفتم: «اگر شما خیلی نگرانی دارید یک خانه بغل همین نیروگاه می‌سازیم، دو نفر از آژانس بروند، یکی هم از شما بروید آنجا بمانید، حقوقتان را هم می‌دهیم که شبانه روز آنجا باشید.» دیگر چه نگرانی وجود دارد؟

کم کم به اینجاها رسیده بود
می‌ترسیدیم آژانس یک دفعه بگوید مجلس شورای اسلامی را هم می‌خواهیم بازدید کنیم

این قدر ما با آژانس همکاری زیادی کردیم که دیگر این اواخر شروع کرده بودند به لوس‌بازی. دیدند که دیگر ما خیلی رفاقت داریم می‌کنیم. ما می‌ترسیدیم آژانس یک دفعه بگوید مجلس شورای اسلامی را هم می‌خواهیم بازدید کنیم، شنیدیم زیر صندلی‌هایش بمب اتم درست می‌کنند، یعنی کم کم به اینجاها رسیده بود. با مثلا دیوارهای دانشگاه را هم بد نیست نگاهی بکنیم. می‌خواهم بگویم همکاری ما آنقدر با آن‌ها باز بود و بی‌حد که دیگر به لوس‌بازی آژانس رسیده بود. در عین حال باز هم نمی‌گذارند و از آقای هانس بلیکس می‌پرسند: مطمئن هستید در ایران سلاح‌های اتمی نیست و دنبالش نیستند و ایشان می‌گویند: بله، البته آنجاهایی که ما رفتیم چیزی نبود ولی می‌دانید که ایران کشوری خیلی بزرگی است. خوب، بله ایران کشور بزرگی است ولی چه حرفی است؟

تنها نفع قدرت‌های بزرگ مطرح نباشد
اگر می‌خواهیم عضو NPT بمانیم، باید در اصلاح آن بکوشیم

مسئولین جمهوری اسلامی ایران هم بارها و بارها اعلام کردند که ما دنبال سلاح اتمی و هسته‌ای اصلا نیستیم و به دلایل امنیتی دنبال استفاده غیر صلح‌امیز نیستیم. اما در عین حال هر وز این مشکلات هست. پس این معاهده برایمان مهم است که شکل و آینده این معاهده چه باشد. به‎دلیل اینکه هم با امنیت ملی ما مرتبط است، هم با رشد و توسعه ما به این دلیل ما باید یک حضور فعالی برای اصلاح این معاهده داشته باشیم. حالا اگر بگوئیم ما با این معاهده کاری نداریم و خداحافظ. خوب می‌دانیم شرایط بین‌المللی، تبلیغی، سیاسی به گونه‌ای است که نمی‌توانیم، مگر اینکه یک‌روز مجبور شویم و بگوئیم نمی‌خواهیم عضو معاهده باشیم و معاهده هیچ خاصیتی برای ما ندارد. اگر می‌خواهیم عضو این معاهده بمانیم، بنابراین در اصلاح این معاهده باید تلاش و کوشش بکنیم، برای اینکه تنها نفع قدرت‌های بزرگ مطرح نباشد. متاسفانه سازمان ملل متحد و تمام آنچه که به این سازمان وابسته است طراحان آن‌ها قدرت‌های بزرگ بوده‌اند. آن‌ها بلد بودند که این مقررات را چگونه بنویسند. هر جایی گوشه‌ای از تبصره و ماده‌ای درست شده است که در روز مبادا به تبصره متوسل شوند. مثل حقوق بشر ، منشور، این معاهده و تمام معاهدات دیگر، تمام کنوانسیون‌های مصوب و… توسط آن‌ها طراحی شده و همه این‌ها مربوط به آن زمان است و ایران آن زمان هم حرفی نداشت و هر چه به او می‌گفتند همان بود.‌

بنیانگذاران NPT خود ناقضان معاهده هستند

ماده یک را امریکائیها و انگلیسی‌ها و روس‌ها نقض کردند. این‌ها که دیگر از بانیان اصلی هستند. روسها در هند نقض کردند. آمریکا و انگلیس در اسرائیل و آفریقای جنوبی نقض کردند، هر سه بنیانگذار معاهده را نقض کردند و ماده یک را زیر پا گذاشتند. اسرائیل چطور دارای توان هسته‌ای شد. تردیدی نیست که با کمک آمریکا و انگلیس. حالا انگلیس‌ها و آمریکائیها می‌گویند که ما نمی‌دانستیم موساد دزدید. ولی این‌ها برای آدم‌های ساده لوح دنیا خوب است. خیلی روشن است که با کمک آمریکا و انگلیس ، اسرائیل و آفریقای جنوبی دارای سلاح هسته‌ای شوند. دیگران هم دارای سلاح هسته‌ای شدند، بعد از اینکه سر و صداها در دنیا به راه افتاد. هند، پاکستان، کره شمالی، دارای سلاح هسته‌ای شدند و چه بسا کشورهای دگیری در دنیا باشند که ما ندانیم و یا کشورهایی که هر روز بخواهند می‌توانند. آرژانتین، برزیل از آن‌هایی هستند که هر روز تصمیم بگیرند می‌توانند. بعضی از کشورها هستند که شاید چند هفته بیشتر برای تولید سلاح هسته‌ای نیاز نداشته باشند، مثل آلمان ژاپن کانادا.

اگر به دنبال صلح و امنیت هستید و صداقت دارید…

اگر واقعا می‌خواهد در جهان صلح و امنیت بوجود بیاید، باید سلاح اتمی نباشد، ماها که نداریم دنبالش باشیم، خوب این را قبول داریم، آن‌ها که دارند اضافه نکنند. جالب است وقتی از نظر کیفیت بالا می‌روند موشک‌ها و کلاهک‌های اولی که بدرد نمی‌خورد منت سرمان می‌گذارند که سالت چند، استارت چند،می‌خواهیم کم بکنیم. برای اینکه دیگر بدردشان نمی‌خورد و خطرناک است و باید منهدم بشود. ما هم نشستیم دور میز و داریم تعداد را کم می‌کنیم. ما که می‌دانیم شما چه می‌کنید. کیفیت را بالا می‌برید و دیگر سلاح‌های قدیمی بدرد نمی‌خورد. ما خودمان هم همین‌طوریم وقتی ژ-۳ خریدیم، ام-۱ را دور ریختیم و وقتی ام- ۱ خریدیم برنو را دور ریختیم، پولی هم دادیم همه ان سلاح‌ها را نابود کردیم همه همین‌طورند. سلاح‌های کهنه قدیمی را که بدرد نمی‌خورد و خطرناک است برای امنیت خودتان از بین می‌برید. اما چرا کیفیت را بالا می‌برید. اگر راست می‌گویید:

۱- ازمایش بطور کامل متوقف شود.

۲-گسترش کمی و کیفی در کشور خودتان بطور کامل متوقف شود.

۳- انهدام شروع شود. فاصله ۱۰ ساله، ۲۰ ساله، ۲۵ ساله و…. اشکالی ندارد. زمانی گذاشته شود که در ان سال یاد شده هیچگونه سلاح اتمی نباید باشد.

خوب اگر این طور است ما هم هستیم. ما هم کمک می‌کنیم، معاهده واقعا عادلانه باشد و هدف اصلی که صلح و امنیت جهانی است را تامین بکند.