عارف نوروزی از مدیریت سازمان املاک ستاد اجرای فرمان امام (ره) برکنار شد

به گزارش عدالتخواهي عارف نوروزی از مدیریت سازمان املاک ستاد اجرای فرمان امام (ره) برکنار شد. برکناری آقای نوروزی خبر خوبی برای دلسوزان محیط زیست است. در طول سالیان اخیر، مدیریت ایشان در حوزه باغات متعلق به ستاد اجرایی موجب اعتراضات بسیاری شده است. تغییر کاربری پارک 6000 متری کنار میدان ونک به برج 50 طبقه در سال 1390 موجب جنجال در شورای شهر تهران شد. پس از بیان اعتراضات شدید اعضا به اتفاق آراء با تبدیل کاربری این ملک از فضای سبز به تجاری مخالفت شد.

مورد دیگر تفکیک غیرقانونی و تخریب باغ 18000 متری حکمت در لواسان و تخریب دیگر باغات منطقه بود که مورد اعتراض شدید قرار گرفت. در آخرین مورد در نامه سرگشاده ای به امضای بیش از 20 تشکل دانشجویی شامل بسیج چندین دانشگاه و دانشکده، مجمع حزب الله دانشگاه علم و صنعت و جنبش عدالتخواه دانشجويي این اعتراضات بیان گردید.

عملکرد آقای عارف نوروزی در خصوص باغ 60000 متری بدیع الحکماء در همدان نیز باعث اعتراضات گسترده مردمی در این شهر شد. ارزش تاریخی این باغ باعث شد که اعتراضات از سطح شهر و فراتر رفته و در اقدامی ارزشمند 247 نفر از هنرمندان نام آشنا به تخریب این باغ اعتراض کردند.

این تغییر مدیریت نافی مسوولیت آقای نوروزی در خصوص موارد فوق الذکر نمی باشد و ایشان باید نسبت به این عملکرد پاسخگو باشند. امید است که جانشین ایشان با حساسیت نسبت به حفظ محیط زیست بخصوص با توجه به نگرانی شدید مقام معظم رهبری نسبت به تخریب باغات روند گذشته را اصلاح کند و در اولین گام تخریب باغات حکمت لواسان و بدیع الحکماء همدان متوقف شده و این باغات و دیگر باغات لواسان احیاء شوند. علاوه بر این پروژه برج 50 طبقه ونک که در مراحل ابتدایی است متوقف شده و این زمین طبق کاربری مقرر در طرح تفصیلی به پارک تبدیل شود.

اورانیوم ۲۰ درصد اولین قربانی توافق ژنو

مذاکرات هسته ای از ابتدای طرح پرونده هسته ای ایران فراز و نشیب زیادی را طی کرده است شاید بتوان فراز و فرود آنرا به موجی سینوسی تشبیه کرد که روزی در اعتماد و تعلیق و روزی در بی اعتمادی و تاختن و خط شکنی علمی گذرانده است .

در این میان تیم حاضر مذاکره کننده به نمایندگی از یکی از دو تفکر رایج در کشور با سبک وسیاق خود واختیارات قانونی که به پشتوانه رای مردم در اختیار انان است روند این مذاکرات را اداره میکند با استراتژی اعتماد سازی و تعامل بدنبال عادی سازی و به نتیجه نهایی رساندن پرونده هسته ای است .

و یکشنبه ۳ آذر ۹۲ تیم مذاکره کننده با اعلام پیروزی گفتمان تعامل و اعتماد سازی برای قدرتهای بزرگ در پرونده هسته ای و به ثمر رسیدن این منش در برخورد با۵+۱ توافقات حاصله در مذاکرات ژنو را به مثابه یک پیروزی تاریخی تفسیر کردند .

متن توافق ژنو از وجوه مختلفی قابل بررسی و نقد است که مطرح ترین انها ، عدم شفافیت در به رسمیت شناختن حق دائم غنی سازی است که یکی از دیر پاترین در خواستهای ایران از جامعه کشورهای ۵+۱ است .

اوباما به رسمیت شناختن حق استفاده از انرژی هسته ای را اعلام کرده و جان کری از عدم به رسمیت شناختن غنی سازی سخن گفته و البته دکتر روحانی از وجود حق غنی سازی بصراحت در متن توافق و ظریف وزیر امور خارجه عدم نیاز به وجود چنین توافقی و وجود حق غتی سازی در NPT سخن گفته اند .

بحث این نوشته اما در کنار تمام موارد فوق پرداختن به بخشی کمتر توجه شده از توافق ژنو است و مسائل مطرح و بحث شده را بعهده دیگر نوشته ها می گذارد .

بهر تفسیری در باب شناخت توافقنامه ژنو که رجوع شود توافق بر عدم پیشرفت برنامه هسته ای ما غیر قابل انکار است اما وجود یک بند کلیدی در آن را میتوان به توافق بر عقبگرد در برنامه هسته ای در نظر گرفت و نه عدم پیشرفت که باشتباه بعنوان کلید واژه تفسیر توافقات مورد توجه رسانه ها قرار گرفته است ، آنجاکه در یکی از بندهای توافق آمده است که :

۱۹۶ کیلوگرم مواد ۲۰ درصد غنی سازی شده در ایران خنثی می شود با این تفاوت که نیمی از آن قابل غنی سازی مجدد است و نیمی از آن قابلیت غنی سازی مجدد را نیز ندارد.

در این مورد جان کری در کنفرانس خبری در ژنو گفت : در حالی که ایران اکنون ۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۲۰ درصد دارد در ۶ ماه آینده به صفر خواهد رسید تاکید میکنم صفر .

و شاید این تاکید کلید بزرگترین امتیاز و اولین گام پیشروی غرب و عقب نشینی ایران در این مذاکرات است که در واقع در صورت ادامه مذاکرات عملا با ابتکار طرف غربی موضوع اورانیوم ۲۰ درصد از میز مذاکرات ایران و ۱+۵ برای همیشه کنار گذاشته و پرونده آن مختومه خواهد شد .

اما در صورت تکرار تجریه عدم پایبندی طرف غربی به توافقات خود پس از طی شدن دوران شش ماهه و تصمیم به ادامه تحریم ها و فشار به ایران که در سال ۲۰۰۳ همین تیم مذاکره کننده علی رغم توافقات با این رفتار غرب مواجه شد ، ۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۲۰ درصد که حاصل صرف هزینه هنگفت و زمان و کار طولانی و ثمره خون شهیدان هسته ای کشور است بدست خودمان از بین رفته است .

قابل ذکر است در مذاکرات اکتبر ۲۰۰۳ تهران و ادامه آن در بروکسل، ایران تمام فعالیت هسته‌ای خود را تحت عنوان «اعتمادسازی» به حالت تعلیق درآورده بود و در اجلاس پاریس با تروئیکای اروپایی – فرانسه، انگلیس و آلمان- قرار شد درباره صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای خود «تضمین عینی» بدهد و حریف در مقابل این تضمین عینی، عادی شدن پرونده هسته‌ای کشورمان را تضمین کند. اما در اجلاس بعدی – ۳ ماه بعد- تروئیکای اروپایی اعلام کرد مطمئن‌ترین تضمین آن است که ایران برنامه هسته‌ای خود را به طور کامل متوقف کند! و با زیر پا گذاشتن تعهدات خود هیچ امتیاز طولانی مدت و پایداری به ایران نداد .

تنها کمی باین فرض بیاندیشیم که کشورهای غربی پس از پایان شش ماه درست مثل سال ۲۰۰۳ در جواب اعتماد و تعهدات ما بگویند : مطمئن‌ترین تضمین آن است که ایران برنامه هسته‌ای خود را به طور کامل متوقف کند!

نویسنده: سیدمحمدمهدی پوریزدانپرست

نمایشگاه انسانی عدالتخواهان شیراز پیرامون توافق ژنو

به گزارش عدالتخواهي به نقل از سحاب‌نیوز، تعدادی از دانشجویان شیرازی در مقابل مصلای نماز جمعه این شهر، اقدام به برگزاری نمایشگاه انسانی نمودند. آنان با در دست داشتن مقوا نوشته هایی با موضوع تشریح قسمت هایی از توافقنامه ژنو 3 و مسائلی پیرامون آن و بیاناتی از مقام معظم رهبری(مدظله) در خصوص مذاکرات و نوشته هایی با موضوع افشای جنایات و دروغ های آمریکا و حراست از خون شهدای هسته ای، این نمایشگاه انسانی را تشکیل دادند. گفتنی است حلقه های داغ بحث و تبادل نظر مردم با این دانشجویان از نکات قابل توجه این نمایشگاه انسانی بود.

این دانشجویان هدف خود را از برگزاری این برنامه اینگونه عنوان کرده اند :«امروز پس از گذشت حدود یک هفته پس از مذاکرات ژنو 3 و اتفاقاتی که روی داد و کلام هایی که گفته شد، شاید زمان آن باشد که جزئی و موشکافانه وقایع اتفاق افتاده را بررسی کنیم و واقع بینانه پیرامون واقعه اخیر قضاوت کنیم، شاید زمان آن باشد که به درستی آنچه را که دادیم و آنچه را که گرفتیم با هم بسنجیم و به این سوال مهم پاسخ دهیم که آیا بازی ای که هم اکنون در آن در حال ایفای نقش هستیم، واقعا بازی برد- برد بوده است؟

بر این اساس، ما دانشجویانی که رسالت حراست از منافع ملی را بر دوش خود احساس می کنیم، بر آن شدیم تا با حضور در برابر مصلای نماز جمعه، مورخ 8 آذر، با در دست داشتن مقوا نوشته هایی، دغدغه های خویش را با مردم شریف شیراز مطرح کنیم و پیرامون وقایع اخیر، با ولی نعمتان انقلاب، گفتگویی داشته باشیم. محتوای مقوا نوشته ها، حول این موضوعات می باشد: توهین های مقامات غربی به ملت ایران از ابتدای مذاکرات تا به الان، بد قولی تاریخی مقامات آمریکایی، طمع کاری و زیاده خواهی مقامات غربی، شرح قسمت هایی از توافق نامه، توضیحاتی پیرامون این موضوع که چه بدست آوردیم و چه از دست دادیم،توضیحاتی راجع به نقش رژیم صهیونیستی در مذاکرات اخیر و …»






بیانیه تحلیلي جنبش عدالت خواه دانشجویی در رابطه با توافق نامه ژنو

پیشرفت هسته ای
پیشرفت هسته ای

مقدمه:

انقلاب مردم ایران در قرن اخیر در بستر مبارزه با استبداد داخلی و مقابله با استکبار جهانی حرکتی نو و از بنیان متفاوت با دیگر نهضت های آزادی خواهانه و عدالت خواهانه قرن اخیر را شکل داد. این قیام برای احقاق حقوق پایمال شده ی مستضعفین جهان از دست زالوصفتان و مستکبرین هم بوده است. در نگاه بنیان گذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) مقابله ما با جهان کفر در جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار، و جنگ پا برهنه‏ها و مرفهين بى‏درد تعریف می شد و در جنگ هم یک طرف برنده و طرف دیگر بازنده میدان است.
در اين ميان اهداف بلندي براي انقلاب اسلامي ترسيم شده است، كه متاسفانه عدم تعریف مشخص از شعارهای انقلاب اسلامی (مانند استضعاف، مبارزه با استکبار و …) سوء استفاده از شعارهای انقلاب اسلامی در جهت منفعت های عده ای، ظهور و بروز دعواهای سیاسی، منفعت طلبی مسئولین، عدم درک درست از دشمن و … از عواملی بوده است که موجب شده در رسيدن به برخي از اهداف انقلاب اسلامي توفيق چنداني حاصل نشود.

یکی از اهداف انقلاب اسلامي مبارزه با استکبار می باشد، استکباری که به معنى برتری خواهی، امتناع از پذیرش حق از روى عناد و تکبر و خود بزرگ بینی دروغین است، و در تمام وجوهش مد نظر می باشد و در این مقوله مبارزه با آمریکا به عنوان شیطان بزرگ و دخالت بیگانگان در امور داخلی از دو جهت در برهه تاریخی اخیر حائز اهمیت است. اول اینکه نیروهای خارجی برای تثبیت منافع خود در کشورهای دیگر در آن برهه تاریخی سیاست حمایت از استبداد و ارتجاع داخلی را اتخاذ کرده و از سوی دیگر امپریالیسم جهانی با تحمیل قدرت خود از مجرای قدرت نظامی و در شیوه های جدید آن از طریق ساختارهای بین المللی ظلمی مضاعف در حق ملل مستقل جهان و از جمله ملت ما روا داشته است. این آرمان در شعارهای مردم انقلابی ایران (نه شرقی نه غربی) و در گفتار رهبر این نهضت، امام خمینی(ره) تعین پیدا کرده است. البته ساده انگاری است که خیال کنیم استكبار هم¬چنان از ارتجاع و استبداد داخلی برای حفظ منافع خود حمایت می-کند. در سالیان اخیر استكبارجهانی برای تحکیم مواضع خود در کشورهای دیگر به دنبال حکومت¬های وابسته و با پایداری بیشتر از حکومت¬های استبدادی است. در این سناریوی جدید آنها به دنبال اولا سیاستمداران وابسته ای هستند که بتواند منافع آنان را در آن کشور حفظ کند و ثانیا چینش و شکل دهی افکار عمومی و جامعه مدنی نیز در دستور کار آنان است. لذا یادمان نرود اگر روزی ارتجاع تامین کننده منافع استكبار بود، امروز دفاع از ترقی خواهی وابسته گرا در دستور کار آنان است. مخالفت با دخالت کشورهای دیگر در سرنوشت سایر کشورها و به خصوص كشورمان از جهت دیگری نیز می تواند مورد توجه قرار گیرد. حق تعیین سرنوشت اگر چه معمولا درباره افراد ذکر می شود، اما همه ملل دنیا حق دارند سرنوشت شان را خودشان تعیین کنند. از این جهت دخالت کشورهای دیگر در امور داخلی سایرکشورها هرگز پذیرفته نیست. حتی اگر به اسم ترقی خواهی و پیشرفت صورت گیرد. باید دانست تداوم استکبار ستیزی در نهضت انقلابی مردم ایران در صورتی ممکن است که بدیل های آن در شرایط جدید گفته شده و تبیین گردد.
در این وضعیت بهترین رویکردی که با توکل بر خدا، برای یاری مستضعفان و پابرهنه ها و مقابله با دشمنان مستکبر باید مد نظر قرار گيرد، توجه به ساخت دروني نظام است.

ما باید از درون خودمان را برای فشارها و هجمه¬های دشمنان آماده سازیم و این توجه جز با درست کردن ساختارهای معیوب درون نظام محقق نخواهد شد. این روند می بایست از سالهای ابتدایی تاسیس جمهوری اسلامی در دستور کار نظام قرار می¬گرفت و با تکیه بر توان مردمی به تقویت ساختارها و روحیه ها می پرداخت. این کار علاوه بر تغییر و تحول های فیزیکی نیاز به فرهنگ سازی مناسب در فضای جامعه دارد، که مردم همراه با مسئولین اهداف این انقلاب را تحقق بخشند. اما متاسفانه در این میان شاهد هستیم برخي مسئولین تمام شعارهای جهانی را به مسائل اقتصادی تقلیل داده اند و آن چه از عملکرد و سخنان آنها بر می آید این است که تمام مشکلات ما با جهان استکبار و با شرق و غرب، بر سر مشکلات اقتصادی است. و تاسف بیشتر آن از این بابت است که بر طرف شدن مشکلات اقتصادی را در گرو برقراری روابط بهتر با دشمنان تفسیر می کنند و چه خوش خیالی است که فرض کنیم در جنگ، دشمن به ما اجازه احیا و بازسازی می دهد. مگر اینکه ما دست از آرمان های خود برداریم و سر تعظیم در مقابل استکبار خم کنیم و امید مستضعفان عالم را نا امید کنیم.

معاهده ژنو

حال با توجه به شرايط پيش رو جنبش عدالتخواه دانشجويي ضمن تاكيد مجدد بر ساخت دروني نظام، و بنا بر رسالتی که بر دوش دارد، مواضع خود را با توجه به اهداف انقلاب اسلامی اعلام می¬کند.
در آغازین ساعات روز یکشنبه دوم آذر یک هزار و سیصد و نود و دو، یکی از رخدادهای مهم تاریخ جمهوری اسلامی تحت عنوان توافق هسته ای با غرب (معاهده ژنو) به وقوع پیوست، که از منظرهای مختلفی قابل بحث و بررسی است.
ویژگی های آنچه در مذاکرات ژنو داده ایم و آنچه كه گرفته ايم!

متأسفانه توافق نامه ژنو آن چنان که تیم دولت ابراز می¬کند فتح الفتوح نبوده است. برخي ویژگی هاي امتیازات داده شده به شرح زیر است:

1-آنچه در باب توقف تحریمها از سوی سازمان ملل و اتحادیه اروپا در این توافقنامه کسب شده محل تقدیر و تشکر می باشد. امّا باز هم مانند همیشه آمریکایی ها در مورد خود راه فراری برای اعمال تحریم های دیگر و عدم تخفیف تحریم ها بازگذاشته اند چرا که تعلیق تحریم های سازمان ملل و اتحادیه اروپا بدون قید و تعلیق تحریم ها از سوی آمریکا مقید است.

2-موارد فنی گنجانده شده در تعهدات کشورمان مانند کاهش غنای اورانیوم 20درصد به 5 درصد، عدم غنی سازی بالاتر از 5 درصد، توقف تأسیسات اراک، نطنز و … کاملا شفاف و قابل کنترل است. در حالی که تعهدات طرف مقابل فاقد هیچ گونه رقم و زمان و سازوکار مشخص بوده و ضمانت اجرایی این چنین تعهداتی را ضعیف می کند.

3-امتیازات داده شده توسط تیم هسته ای کشورمان برای گام اول بسیار زیاد بوده و به حدی است که بر سر تمام ظرفیت و داشته های هسته ای کشور معامله صورت گرفته است و برای گام های بعدی تنها غنی سازی 5درصد در دست ماست. این در حالی است که تعهدات غربی ها بسیار ناچیزتر از امتیازات داده شده است. این امر سبب شده است تا توازن مناسبی بین امتیازات داده شده و گرفته شده ایجاد نشود.

4-تعهدات کشور ما اگرچه به نام تعلیق صورت می گیرد اما در مواردی به دلایل فنی مانند کاهش غنای سوخت 20درصد به 5 درصد و در باقی موارد به دلیل فشار رسانه ای سنگین طرف مقابل مانند آنچه در گذشته شاهد آن بودیم تقریبا غیر قابل برگشت است. امّا تعهدات کشورهای غربی حالت تعلیقی و موقتی دارد و به راحتی قابل بازگشت مي باشد.

5-امتیازات داده شده برای غرب (در زمینه فنی و بازرسی) به لحاظ اطلاعاتی و فناوری استراتژیک و بی سابقه است، که مساوی توقف کامل فعالیت هسته ای ایران و نیز در دسترس قرار دادن حجم بالایی از اطلاعات تاسیسات و قطعات ساخت ماشین آلات هسته ای کشور است، که با توجه به سابقه آنها دست طرف مقابل را برای اقدامات خراب¬کارانه و تهدید آمیز بازخواهد گذاشت و این در حالی که امتیازات کسب شده توسط ما ( تحریم های پتروشیمی، فلزات گران بها، قطعات هواپیما و …) فاقد اهمیت راهبردی کلان بوده و از قضا این تحریم ها به نسبت تحریم های اصلی مانند فروش نفت و تبادلات مالی کشور را کمتر آزار داده است.

6- توافقنامه عملا سبب مسدود شدن تمامی فعالیت های هسته ای بالای پنج درصد در زمان حال و پیشرفت آن در آینده شده است. اینكه ادعا شود که کشور به سوخت بالاي 5 درصد و 20درصد نیاز چنداني ندارد، از لحاظ فنی کاملا اشتباه و قابل خدشه است. سرنوشت تعداد زیادی از بیماران کشور وابسته به تامین سوخت 20 درصد، برای راکتور تحقیقاتی تهران به منظور تولید دارو و درمان برخي بیماری ها است و این امر نیاز به غنی سازی بالاتر از 5 درصد دارد و باید گفت که اگر سانتریفیوژهای کشور نچرخد چرخ صنایع استراتژیک آینده کشور نیز یا نخواهد چرخید و یا به کندی می چرخد.

7-ساختار تحریم ها (به خلاف ادعای دولت محترم) تغییر چندانی نکرده است و عملا کنترل دخل و خرج کشور به طرف های غربی سپرده شده، که این مسئله باعث وابستگی بیشتر و باج خواهی های آینده از سوی دشمنان خواهد شد.

8-در زمینه برداشتن تحریم های اصلی یعنی فروش نفت و تبادلات بانکی هیچ گونه توافق محکمی صورت نگرفته، در حالي كه اين موارد شاکله اصلی تحریم ها می باشد. اگرچه شاید ادعا شود این مسئله در گام پایانی حل خواهد شد، اما آیا می توان بدون دادن هیچ امتیازی به این دشمنان قدار چیزی به دست آورد؟ و این این نگرانی وجود دارد که شش ماه آینده برای برداشتن این دو تحریم چه امتیازات کلان و غیر قابل باور دیگری باید بدهیم؟!

9-در صورتی که این معاهده با کارشکنی غربی ها به شکست برسد، و در پاسخ به این کارشکنی، کشور ما اقدام به خروج از معاهده نماید، این بهانه به دست غرب داده می شود که بار دیگر این پرونده را به شورای امنیت ببرد (همانند سرنوشت توافق نامه سعد آباد)، که در این صورت باز تهدیدات سیاسی- نظامی بیشتری برای کشور به ارمغان خواهد آورد. با توجه به این حقیقت، کشورهای غربی علاوه بر عمل نکردن به تعهداتشان، از عمل نکردن به موافقت نامه ژنو نیز سودی کلان خواهند برد.

10- ویژگی های آنچه داده ایم و آنچه ستانده ایم باعث می شود توافق بعدی به شدت سخت و غیرممکن شود. ایران گام اول را بسیار بلند برداشته و این امر سبب شده است تا گام بعدی برای کشور به شدت هزینه آور باشد. چرا که اقدامات بعدی ما خیلی بلند نیست ( زیرا تمام گزینه های قابل معامله را در گام اول خرج کرده ایم) با توجه به روند پیشین، طرف مقابل انتظار دارد که ما گام های بعدی را همانند گام اول بلند برداریم. آیا با این حجم از امتیازات داده شده، کشور چیز دیگری برای معامله کردن در ادامه توافقات دارد یا خیر؟ همگان نیک می دانند که پذیرفتن مواردی مانند پروتکل الحاقی چه خسارت عظیمی به کشور به لحاظ امنیتی و اطلاعاتی خواهد زد!

11- دولت محترم مدعی است که در توافقنامه ژنو “حق غنی سازی در خاک ایران” به رسمت شناخته شده و این را بزرگترین دستاورد این مذاکرات می داند، اما آنچه در این توافقنامه به عنوان غنی سازی نام برده شده، دارای قیود فراوانی مانند توافق بر سر سطح، میزان و … بر اساس نیازهای عملی و … بدون اشاره به خاک ایران است، که همگی قابل تحدید و تفسیر است و عملا این غنی سازی به مثال شیر بی یال و دم و اشکم است، که برای به دست آوردن هر کدام از این قیود باید امتیازات فراوان بدهیم. این درحالی است که عزیزان مذاکره کننده ادعا می کنند که حق غنی سازی در معاهده ان پی تی آمده است. حال سوال این است که اگر این حق در غنی سازی در معاهده ان پی تی وجود دارد و ما نیز آنرا امضا کرده ایم، پس در این مذاکرات چه حقی را به دست آورده ایم؟ از سوی دیگر اظهارات وزیر امور خارجه امریکا و انگلیس نیز در این بین در باب عدم به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی برای ایران محل تامل است.

12- آزادی بخشی از دارایی های بلوکه شده ایران در قالب آنچه در توافقنامه از آن تحت عنوان “بشردوستانه” یاد می شود، شامل اقلام غذایی اساسی، دارو و تجهیزات پزشکی و … است، که عملا به معنای سیاست استعماری نفت در برابر غذاست. که باز هم کشور را در این حوزه وابسته به اجازه غربی ها خواهد کرد!

13- نکته دیگر اینکه در چندین جای توافقنامه به موضوع توافقات صورت گرفته در باب میزان دارایی هایی که برای مصارف مختلف آزاد می شود اشاره شده، امّا هیچ عدد و رقمی از این میزان ذکر نشده است و این سوال را ایجاد می کند که آیا غیر از متن رسمی منتشر شده، توافق دیگری نیز صورت گرفته یا خیر؟! که جای شفاف سازی از سوی دولت محترم را دارد.

منافع آنی، منافع آتی

با توجه به موارد فوق، جنجال رسانه ای دولت محترم و احساسي كردن فضاي جامعه، چیزی جز دست پیش گرفتنی بیش نیست؛ که البته با همکاری صدا و سیما در حال رقم خوردن است، تا افکار عمومی در بایکوت خبری، از دانستن حقیقت محروم گردند و هم زمان دهان مخالفان و منتقدان را بسته نگاه دارند.
تحلیل جنبش عدالت خواه دانشجویی این است که، منافع آنی دولت به دلیل تمام شدن فرصت صد روزه و خالی بودن دست دولت، باعث شده بود که غربی ها ابزار فشار بسیار قوی در دست داشته باشند و همین امر سبب شد که تیم مذاکرده کننده، منافع آنی کشور را بر منافع آتی ترجیح داده و این امتیازات گسترده را در مقابل دستاوردهای اندک بدهد، تا برای نگاه سنگین افکار عمومی مُسکنی فراهم آورده باشند.

سوالات و مطالبات جنبش عدالت خواه دانشجويي

1- متاسفانه رويكردي که پس از روی کار آمدن دولت یازدهم دیده مي شود، تلاش برای منزوی كردن منتقدين و نشان دادن آنها به عنوان گروهی فاقد تعقل و داری گرایشات افراط گرایانه است. دولت محترم باید توجه داشته باشد که منتقدین دوستدار آنان بوده و خواستار بهبود رفتاری در جهت پیاده سازی شعارهای انقلاب اسلامی و منافع ملی مي باشند.
استفاده از نظرات کارشناسی هر چند اگر مخالف نظر دولت باشد، می تواند نقطه ضعف های احتمالی را از بین ببرد. جنبش عدالت خواه دانشجویی از دولت محترم تقاضای سعه صدر بیشتری در تحمل نقد مصلحانه را دارد و از دولت مي خواهد بیش از اینکه به شعار دادن اکتفا کند؛ در عمل روحیه اعتدالی خویش را به اثبات برساند.

2- ایجاد فضای امید و حرکت در جهت برآوردن انتظارات، وظیفه ای همگانی است. تاثیر معاهده از این جهت، غیرقابل اغماض است. واقعیت موجود آن است که مردم در پی وضعیت اقتصادی اخیر کشور، تحت فشار شدیدی قرار گرفته و چشم انتظار گشایشی در این وضع هستند. اما در کنار این، واقعیت موجود دیگر، آن است که راه پیشرفت و داشتن اقتصاد مستحکم، تنها از جاده دیپلماسی نمی گذرد. نگاه به دیپلماسی در اقتصاد همانطور که می تواند کمکی برای آن باشد می تواند تهدیدی هم محسوب گردد. تلاش برای ایجاد امید اجتماعی، اگر با تمهیدات لازم همراه نباشد می تواند زمینه ساز سرخوردگی بزرگتری باشد، که مسلما پاسخ¬گویی و رفع آن با هزینه¬های چند برابری همراه خواهد بود.

رگه هایی از آنچه در نگاه اقتصادی دولت وجود دارد، می¬تواند شدیدا خطرساز باشد، و آن، اقتصاد برون زا و مبتنی بر روابط خارجه است. سیستم اقتصادی وابسته، زمینه ساز فشارهای خارجی بیشتر غرب با اهرم های اقتصادی چون تحریم هاست و اگر دولت به عنوان راه حل تحریم ها بدآن نگاه کند، به دلیل ماهیت سیستم بین الملل، عملا خود را در دور باطل قرار داده است.

بی اعتمادی به دشمن کذاب، مساله ای نیست که قابل مناقشه باشد. همان طور که در گذشته، دشمن اظهار می کرد که تحریم ها تنها برای فشار به دولت ایران است و با مردم ایران کاری ندارد، در حالی که بطور کاملا هدف دار معیشت مردم را هدف گرفته بود، اکنون و در آینده نیز دشمن از هیچ راهی در راستای منافع استکباری اش خودداری نمی¬کند. از این جهت متکی کردن معیشت مردم به آینده توافقات با طرف غربی، به دور از تدبیر است. کافیست پس از شکل گرفتن انتظارات در داخل، دشمن در نقطه ای حساس به عهد خود وفا نکند و این موجب نا امیدی کل مردم می گردد. آیا دولت مردان محترم به این مسئله اندیشه اند؟

3- جنبش عدالت خواه دانشجویی از دولت محترم این سوالات را دارد که با توجه به اینکه آقای روحانی بیان داشته بودند الان وقت اقتصاد است، قرار است چه تفاوتی در سیاست های اقتصادی دولت رخ دهد و چه برنامه ای برای آینده دارند؟ برای توافقات آینده چه تمهیداتی دارند؟
به جاست وزیر امورخارجه و وزیر اقتصاد دولت توامان در برنامه ای حضوریافته و بطور شفاف راجع به اقتصاد و سیاست خارجی و نسبت این دو در الگوی خود توضیح دهند و ارتباطش را با اصول سیاست خارجی انقلابی قانون اساسی و اصول مسلم ابتدایی قانون اساسی مبتنی بر حفظ استقلال کشور بیان دارند.

جنبش عدالت خواه دانشجویی آمادگی خود را برای برگزاری چنین برنامه ای اعلام می دارد. همچنین ابتدائا برای بیان روشن از معاهده ژنو و برنامه های آتی دولت در مذاکرات که قطعا موجب همدلی بیشتر در این موضوعات ملی خواهد بود، از وزیر محترم خارجه دعوت می کند در جلسه ای دانشجویی حضور یابند.

4- جنبش عدالت خواه دانشجویی توافق نامه ژنو را در شأن و مقام ملّت انقلاب کرده ایران نمی داند و تمامی نخبگان و مردم را به هوشیاری نسبت به مفاد و تعهدات این توافقنامه و همچنین مشکلاتی که برای انقلاب ایجاد می نماید دعوت می كند.

جنبش عدالت خواه دانشجویی از صداوسیما و رسانه هایی که شرایط اقتصادی و انتظارات اجتماعی را به عنوان دلیل عملکرد یک جانبه خود بیان می کنند، این سوال را دارد که چرا در برابر این موضوعات، به همان اندازه که به مذاکرات توجه دارند به کم کاری های اقتصادی دولت ها توجه ندارند؟ به ساختار سست بنیاد اقتصاد کشور توجه ندارند؟ همان قدر که به فعال بودن تیم دیپلماسی می پردازند به منفعل بودن تیم اقتصادی نمی پردازند؟ چرا مردم را به امیدهای کاذب کوتاه مدت خو دهیم؟ چرا به جای تبیین واقعی و همه جانبه معاهده، تنها به تصویرسازی تبلیغاتی آن می پردازند؟ چرا به جای تقویت تیم تبلیغات سیاسی صداوسیما، تیم اقتصادی آن تقویت نمی گردد؟

5- جنبش عدالتخواه دانشجویی از مجلس محترم شورای اسلامی مطالبه جدی دارد که به جای چشم بستن بر مضرات این معاهده و توجیه غیر منطقی آن، واقعا پاسدار حقوق ملّت بوده و مفاد آن را در مجلس مورد بررسی قرار دهند. و به این سوال پاسخ دهند که در آینده، تاریخ در مورد آنها چه قضاوتی خواهد نمود!

به امید ظهور عدالت گستر گیتی
جنبش عدالتخواه دانشجویی

کدیور: توافق نامه ژنو چندان درخشان نیست

سلمان کدیور در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، در ارزیابی توافقات صورت گرفته در مذاکرات ژنو گفت: در این مذاکرات مهمترین نکته تناقض گفتار بین مقامات ارشد دولت ایران و غربی است؛ چرا که این طور که از گفته‌های مقامات آمریکایی و غربی برمی‌آید تعهدات و تفاهم نامه‌ای که امضا شده آن چیزی نیست که دولتمردان کشورمان ادعا می‌کنند.

این تحلیلگر حوزه بین الملل با بیان اینکه اگر ما به متن توافق‌نامه دقت کنیم امتیازات بی شماری را به دولت‌های غربی داده‌ایم، اظهار داشت: توقف غنی سازی 20 درصد، انجام بازرسی‌های فراتر از پروتکل یا بستن سایت‌های نطنز و فردو یعنی هر چه ما در چنته داشتیم برای این دوره موقت شش ماهه روی میز گذاشتیم، بنابراین آن چیزی که ما دادیم و آن چیزی که گرفتیم، با هم برابر نیست.

وی افزود: ما بحث تعطیلی و مباحث فنی را داریم، اما در ازای آنها تحریم‌هایی را برداشتند که تاثیر عمومی ندارد؛ تحریم‌های برداشته شده مانند طلا و نقره تاثیر عمومی بر مردم ندارد و اولویت هفتم و هشتم است، اما مهم ترین تحریم‌های ما تحریم نفتی بوده که دست نخورده باقی ماند.

کدیور بیان کرد: در متن توافق نامه عملاً و صراحتاً تصریح شده که مسائل هسته‌ای ایران در این شش ماه پیشرفتی نخواهد کرد و نباید بیش از این جلو رود. این یک نگرانی بسیار استراتژیک است که باید مدنظر داشت. تکلیف شهدای هسته‌ای چه می‌شود؟ هزینه‌هایی که بعد از انقلاب برای پیشرفت‌های صلح آمیز دادیم چه می‌شود؟

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی با اشاره به نقش کشورهای روسیه و چین در این مذاکرات تصریح کرد: ساده انگارانه است که بگوییم کشورهای روسیه و چین هم پیمان ما هستند و به نفع ما کاری انجام می‌دهند؛ چون بیشترین نفع‌ها را از تحریم غرب این دو کشور می‌برند.

وی با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه اگر مذاکرات به نتیجه برسد باز بهانه دیگری پیدا می‌شود تا غربی‌ها مذاکرات را بهم زنند، گفت: اولین نشانه صحبت رهبری در معاهده موجود است. بعد از اینکه در معاهده، تعهدات طرفین لحاظ می‌شود، ادامه گام‌های بعدی منوط بر قطعنامه‌های شورای امنیت می گردد. قاعدتاً آنها بر روی مسائلی چون حقوق بشر تاکید خواهند کرد. ما اگر بخواهیم بازی را بعد از شش ماه ادامه دهیم ناچاریم با مهره‌های دیگری جلو رویم مثل حقوق بشر و مسائلی که غربی‌ها اعتقاد دارند جمهوری اسلامی به آنها پایبند نیست؛ چون جمهوری اسلامی طبق این معاهده چیز دیگری در حوزه هسته‌ای ندارد که بخواهد معامله کند و قطعاً آنها فشارهایشان را بیشتر خواهند کرد.

کدیور ادامه داد: احساس بنده این است که دولت روحانی از همان ابتدا امید بسیار زیادی دارد که مسائل اقتصادی کشور را از راه سیاست خارجه حل نماید، اما این توافقنامه کارنامه خیلی درخشانی نیست که دولت ادعا می‌کند؛ چراکه از این معاهده هیچ تحریمی که برای همه ملت باشد مثل تحریمات نفتی و بانکی برداشته نشده است؛ ما امتیازات درشتی دادیم، ولی امتیازات کوچک گرفتیم، از سویی در قسمت معاهده که این شش کشور امضا کرده‌اند نوشته شده تعهدات ایران، یعنی ایران متعهد است که این کارها را انجام دهد و در قسمتی که غربی‌ها باید کارهایی انجام دهند نوشته شده کارهایی که غربی‌ها داوطلبانه باید انجام دهند و خود را متعهد نکرده‌اند.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی اظهار داشت: ما نگران شش ماه آینده هستیم و نمی دانیم قرار است بر سر چه گزینه‌هایی بحث شود. قاعدتاً غربی‌ها در موضوع حقوق بشر و سوریه پافشاری خواهند کرد و آنها پاشنه آشیل تحریم‌ها را به راحتی نخواهند کشید.

وی با تاکید بر دانشجویان که باید دید آرمانگرایی خود را نسبت به انقلاب معامله و معاوضه نکنند، گفت: تیم هسته‌ای ما باید مسائلی که به خاطرش انقلاب کردیم را در مذاکرات مطالبه کند.

تفکیک باغ حکمت لواسان غیرقانونی است

به گزارش خبرنگار عدالتخواهي به نقل از مهر چندي پیش بسيج دانشجويي تعدادی از دانشگاههای تهران در نامه اي به مدير ستاد اجراي فرمان امام (ره) نسبت به تفكيك غيرقانوني و تخريب باغ 18 هزار متري حكمت در منطقه لواسان اعتراض كردند.

در این نامه سرگشاده به تأکید مقام معظم رهبری در روز درختکاری سال گذشته بر حفظ فضای سبز شهری و باغات داخل شهر توسط تمام دستگاه های مرتبط و همکاری قوای سه گانه برای جلوگیری از تخریب فضای سبز اشاره شد ه بود و به مدیر ستاد اجرای فرمان امام (ره) مکاتباتی که بسیج دانشگاه تهران اردیبهشت ماه سال جاری در خصوص تفکیک غیرقانونی و تخریب باغ 18 هزار متری حکمت در لواسان با این ستاد داشت و همچنین عدم اجرای اقدامی در این ستاد مبنی بر جلوگیری از ساخت و ساز بر اساس بازدید های گروهی از اعضای بسیج دانشگاه تهران به همراه نماینده ای از یکی از دستگاه های نظارتی یادآوری شد.

در بخش دیگری از این نامه با وجود تاکیدات مقام معظم رهبری بر قانون گرایی و تاکید مکرر ایشان بر حفاظت از باغات داخل شهر ها از اینکه دستگاه مذکور از تخريب اين باغ جلوگيري نکرده و نسبت به اعتراض افکار عمومی در صدا وسیما و رسانه ها و همچنین اعتراض بسیج دانشجویی بی اعتنا بوده انتقاد شده بود.

در این نامه همچنین بسیج دانشجویی دانشگاه تهران، صنعتی شریف، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی و دانشگاه امام صادق (ع) بر ضرورت صدور دستور سریع بازگشت این باغ به وضعیت قبلی و احیای آن توسط مدیر ستاد اجرای فرمان امام (ره) تأکید و توصیه شده بود .

اما چندی بعد ستاد اجرايي در واکنش به این اعتراض اعلام کرد: این ستاد در حال حاضر هیچ گونه مالکیتی دراین باغ ندارد و شهرداری باید پاسخگو باشد.

حمید واعظی مدیرکل روابط عمومی این ستاد گفت: چهار دانگ باغ حکمت لواسان به مساحت 17 هزار متر مربع طبق تقاضای سال 1379 ستاد و توافق سال 1383 ستاد با شهرداری لواسان و تایید کمیسیون ماده پنج سازمان مسکن و شهرسازی استان تهران به صورت کاملا قانونی تفکیک و پس از صدور اسناد تفکیکی از طریق مزایده های سراسری ستاد با کاربری باغ مسکونی و سطح اشغال و تراکم ساخت 20 درصد به فروش رسیده است. که دو دانگ دیگر مربوط به شریک مشاعی محکوم ستاد بوده که قبلا به پنج قطعه تفکیک و واگذار شده است.

به گفته وی، ستاد پس از واگذاری قطعات ملک مزبور در سنوات قبل، هیچ گونه مالکیتی در آن مجموعه ندارد تا مبادرت به قطع اشجار و احداث ساختمان نماید و در صورت وقوع تخلف احتمالی، مالکین و مراجع ذیصلاح مثل شهرداری باید پاسخگو باشند.

واعظی اظهار داشت: در طول عمر 24 ساله ستاد غیر از مورد مزبور که آن هم قبل از مدیریت کنونی ستاد بوده هیچ باغی در لواسانات از سوی ستاد برای فروش و یا ساخت و ساز افراز و تفکیک نشده و این موضوع مبتنی بر تاکیدات مستمر رئیس محترم کنونی ستاد است.

وی افزود: بعضی از املاک ستاد مثل باغ گیلاس در مدخل ورودی شهر لواسان که در حال از بین رفتن بودند، با تلاش وافر، صرف هزینه زیاد و تامین آب، مجددا بازسازی و درختهای مثمر آنها احیا گردید.

به اعتقاد واعظی، مفاد نامه سرگشاده مزبور قبلا طی مکاتباتی به بعضی از مقامات کشور منعکس شده و ستاد پاسخ لازم و مستندات کافی مبنی بر قانونی بودن اقدام یک دهه پیش را ارائه کرده ولی طرح مجدد آن در سایت های خبری و درخواست از ستاد برای انجام اقدامات در ملکی که هیچ سمتی در آن ندارد، جای تامل دارد.

اما در پی واکنش ستاد اجرای فرمان امام (ره) ، بسيج دانشجويي دانشكده فني دانشگاه تهران و چند دانشكده ديگر با وزارت مسكن مکاتبه کرده و در نتيجه اين پيگيري‌ها اداره كل راه و شهرسازي استان تهران در نامه‌اي كه نسخه اي از آن در اختيار خبرگزاري مهر قرار گرفته اعلام کرد: تفكيك باغ حكمت لواسان مغاير با طرح جامع شهر لواسان انجام شده و علاوه بر اين سابقه اي از طرح موضوع پلاك 9/19 (باغ حكمت) در كميسيون ماده 5 در دبيرخانه كميسيون (مستقر در اين اداره كل) موجود نیست.

همچنین لازم به ذکر است که در 25 مهرماه نيز برنامه تلويزيونی ثريا در مستندي به نام از نفس افتاده گزارشي از مطالبات رهبری در رابطه با تغییر کاربری ها و تخریب باغات پخش کرد که در آن به تخريب باغات لواسان از جمله باغ حكمت اشاره شده بود.

از آنجایی که بین مستندات موجود و ادعا های مسئولان ستاد اجرای فرمان امام (ره) در مورد این باغ تناقض وجود دارد بنابراین لازم است مسئولان منابع طبیعی، شهرداری و قوه قضاییه با بررسی این موضوع در راستای روشن شدن ماجرا و شفاف سازی برای افکار عمومی پیش از آنکه ساخت و ساز ها در این باغ تکمیل شود و دیگر کاری از دست کسی بر نیاید اقدام کنند.

اطلاع رسانی دقیق و کامل مفاد توافقنامه هسته ای در رسانه ملی ضرورت دارد

جناب آقاي دکتر ضرغامي

رياست محترم سازمان صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران

سلام عليكم

توافقنامه اخير دولت در ‍ژنو با 1+5 جزء رخدادهاي مهم تاريخ جمهوري اسلامي ايران است. با وجود اين اهميت، بسياري از مردم به دلیل عدم دسترسي به فضاي مجازي،از مفاد كامل توافقنامه و محتواي بيان شده در آن اطلاع کاملی ندارند.

همانگونه که مستحضرید در بند دوم از اصل سوم قانون اساسي، درخصوص برقراری عدالت رسانه ای، تصریح شده است که دولت جمهوري اسلامي ايران موظف به بالا بردن سطح آگاهي هاي عمومي در همه ي زمينه ها با استفاده ي صحيح از مطبوعات و رسانه هاي گروهي و وسائل ديگر می باشد.

با توجه به تناقضات موجود در اظهارت مقامات غربي و برخی اظهارنظرهای مسئولین کشورمان، لزوم شفاف سازی درخصوص مفاد واقعی توافقنامه، جهت تنویر افکار عمومی دوچندان مي گردد.

لذا از جنابعالي درخواست مي شود تا دستور فرمایید ضمن قرائت كامل متن موافقت نامه در شبكه هاي ملي و استاني، برنامه هاي كارشناسي در خصوص بررسی محتواي توافقنامه با توجه به ترجمه ی صحیح،از سوي اساتيد و كارشناسان علمي بدون جهت گيري سياسي تدارك ديده شود.

از صداقت انقلابی تا دیپلماسی هسته‌ای

۱- تیم های مذاکره کننده ۱+۵ دیپلماتند و اگر از تیم ایرانی دیپلمات تر نباشند حداقل به اندازه تیم مذاکره کننده ایرانی دیپلماسی بلدند! و همین کار را برای دوستان ما دشوار کرده و خواهد کرد!

۲- روزی که احمدی نژاد به قدرت رسید به صراحت وعده داد که مشکل تورم و بیکاری و کاهش قدرت خرید و مسکن و … را یک جا حل خواهد کرد! روزی هم که دوستان به قدرت رسیدند وعده دادند که پرونده هسته ای را با حفظ حقوق ملت ایران و با رفع کامل تحریم ها در مدت کوتاه فیصله خواهند داد! هر دو وعده برای اهل بصیرت گران و ناممکن می آمد و البته تاریخ بهترین داور برای قضاوت درباره چنین وعده هایی است!

۳- آدم دوراندیش فقط به فکر امروز نیست! بلکه به فردا هم می اندیشد. دوستانی که با عجله سعی دارند متن توافق نامه ژنو را جوری ترجمه کنند که دستیابی به آن فتح الفتوح قلمداد شود به خوبی می دانند که علاوه بر آنها، کسانی دیگری هم در مملکت پیدا می شوند که هم حقوق بین الملل می دانند و هم زبان انگلیسی! آن وقت یافتن تناقص میان اظهارات دوستان درباره متن توافق نامه ژنو و خود متن، کار دشواری نخواهد بود!

۴- در این توافق نامه آمده است که ایران می پذیرد غنی سازی ۲۰ درصد را متوقف و ذخایر غنی سازی شده خود در حد ۲۰ درصد را خنثی کند! آن هم ظرف شش ماه! فعالیت هسته ای در اراک را متوقف و دست بازرسان را برای بازرسی از تمامی تاسیسات هسته ای خود بازگذارد ( و قطعا فراتز از تعهدات NPT چون همین الان و همیشه درب تاسیسات هسته ای ما مطابق معاهده NPT به روی بازرسان آژانس باز بوده و دوربین های آژانس ۲۴ ساعته مشغول رصد فعالیت های ما بوده اند) نه تنها بر سانتریفیوژ های خود نیافزاید ( حتی در مورد غنی سازی ۳/۵درصد) بلکه از تعداد آنها بکاهد و …

اما در مقابل هیچ یک از تحریم های اصلی و ظالمانه علیه جمهوری اسلامی حذف نشده و طرف های غربی تعهد نداده اند که بر مقدار تحریم ها اضافه نکنند! شاید مهم ترین دستاورد این توافق نامه دسترسی دولت بر مقدار محدودی پول تا سقف ۸/۵ میلیارد دلار باشد! آن هم با حجم زیادی اما و اگر و البته خبری از قرار گرفتن تحریم ها در سراشیبی سقوط نیست! هر چند برداشت دوستان چیزی دیگری باشد !

۵- جناب آقای ظریف فرموده اند حق غنی سازی برای ایران در NPT آمده است ! مگر NPT قبلا وجود نداشت ؟ اگر قرار بود بعد از این همه مذاکره ، وزیر به NPT استناد کند، خب این استناد قبل از این میزان از رفت و آمد و مذاکره هم ممکن بود! جالب آن که سخنگوی وزارت امور خارجه (‌خانم افخم) دو ساعت پس از اظهارات جناب وزیر، با تاکید گفته اند که در توافق نامه بر حق غنی سازی ایران تصریح شده است! واقعا چه چیزی در متن توافق نامه و جود دارد که باعث شده دوستان برای داشتن پاسخی برای ملت ایران به بازی با کلمات متوسل شوند؟ آیا مقامات مذاکره کننده ۱+۵ که صراحتا از عدم پذیرش حق غنی سازی سخن می گویند می توانند جلوی انتشار متن توافق نامه را بگیرند که به قول برخی دوستان به دروغ افتاده اند؟ مگر “کری” می تواند سر اسرائیل و لابی آیپک را کلاه بگذارد و چیزی را که به قول دوستان در توافق نامه آمده انکار کند؟ آیا مذاکره کنندگان ۱+۵ شکست خورده و عقب نشینی کرده اند که مجبور به لاپوشانی و دروغ گویی باشند؟

۶- خوب است دوستان محترم بفرمایند که پس از گذشت شش ماه و با شروع مذاکرات بعدی چه امتیازی به طرف مقابل خواهند داد؟ توقف غنی سازی ۳/۵ درصد؟ کاهش مجدد تعداد سانترفیوژها؟ تعطیلی کامل فردو و نطنز؟ مگر قرار است در ادامه مذاکرات ما امتیازی ندهیم و فقط امتیاز بگیریم؟

وقتی در توافق نامه فعلی دوستان، ما پنج مورد امتیاز به طرف مقابل داده و در مقابل یک امتیاز مشخص گرفته اند( و تحریم ها کامل و بدون نقض سر جای خود باقی مانده، اعم از تحریم های شورای امنیت و تحریم های یک طرفه آمریکا) دیگر برد- برد خواندن این مذاکره و توافق نامه چه معنایی دارد؟

۷- شاید بهترین فایده این مذاکرات این باشد که اهل فکر و نخبگان برای هزارمین بار متوجه این کلام حضرت امام شوند که:” اگر ما یک قدم عقب نشینی کنیم دشمنان ما صدگام پیشروی خواهند کرد!) برتری صداقت انقلابی بر دیپلماسی این است که هیچ گاه مروارید را با آب نبات تلخ معاوضه نمی کند و اگر مجبور به چنین تعویضی شود آن را برد – برد و فتح الفتوح نخواهند خواند!

منبع: مشرق

همكاري دولت با كنگره براي وضع تحريم هاي بيشتر در صورت عدم توافق

به گزارش عدالتخواهي به نقل از فارس، باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا درباره توافق هسته‌ای بین ایران و 1+5 سخنرانی کرد.

وی در ابتدای سخنرانی خود تصریح کرد: شب بخیر، امروز ایالات متحده به همراه شرکا و هم پیمانان نزدیکمان گام مهمی در جهت راه حلی جامع برداشت که به نگرانی‌های ما درمورد برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران رسیدگی می‌کند.

اوباما با اشاره به رویکرد دیپلماسی و صلح‌آمیز برای برنامه هسته‌ای ایران گفت:من از زمان آغاز ریاست جمهوری خود روشن کردم که برای جلوگیری ایران از دستیابی به سلاح هسته ای مصمم هستم. همانطور که من بارها گفته‌ام، ترجیح شدید من این است که این مسئله به طور مسالمت‌آمیز حل شود، و ما دست دیپلماسی را دراز کردیم. با این حال، ایران مایل به انجام مسئولیت های بین المللی اش نبوده است. بنابراین، دولت من با همکاری با کنگره، شورای امنیت سازمان ملل متحد، و کشورهایی در سراسر جهان تحریم‌های بی سابقه‌ای بر ایران اعمال کرد.

وی با گفتن اینکه دیپلماسی پنجره جدیدی به سوی جهانی جدید باز کرد توافق هسته‌ای با ایران را فقط یک گام اولیه اما دستاورد بزرگی دانست.

رئیس جمهور آمریکا گفت: برای اولین بار در 10 سال گذشته توانستیم گسترش برنامه هسته‌ای ایران را متوقف و بخش‌هایی از آن را به عقب ببریم. امروز، که دیپلماسی راه جدیدی را به دنیایی باز کرده که امن تر است، آینده‌ای که در آن می‌توانیم تأیید کنیم که برنامه هسته‌ای ایران صلح آمیز است و قادر نخواهد بود سلاح هسته‌ای تولید کند.

اوباما سپس به برخی از جزئیات توافقنامه هسته‌ای با ایران اشاره کرد و گفت: توافق امروز با اینکه تنها گام اول این راه بود، دستاورد بزرگی بوده است. برای اولین بار در تقریباً یک دهه، ما پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کرده‌ایم و بخش های کلیدی این برنامه به عقب رانده خواهند شد. ایران متعهد شده است تا سطح معینی از غنی سازی را متوقف کند و بخشی از ذخایر هسته‌ای اش را خنثی نماید. ایران نمی تواند از نسل آینده سانتریفیوژهایش که برای غنی سازی اورانیوم بکار برده می‌شوند، استفاده کند. ایران نمی تواند سانتریفیوژهای جدید نصب و راه اندازی کند و تولید سانتریفیوژهایش نیز محدود خواهد بود. ایران فعالیت رأکتور پلوتونیومش را متوقف خواهد کرد و بازرسی‌های جدید دسترسی گسترده‌ای را به تأسیسات هسته‌ای ایران فراهم خواهد آورد و به جامعه بین‌الملل اجازه خواهد داد تا پایبندی ایران به تعهداتش را تأیید نماید.

وی مدعی شد: اینها محدودیت های قابل توجهی هستند که از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای جلوگیری می‌کنند. به عبارت ساده تر، این محدودیت ها راههای ممکن برای رسیدن ایران به بمب را سد می‌کنند. در عین حال، این اولین قدم، زمان و فضایی در طول ۶ ماه آینده ایجاد می‌کند تا مذاکرات بیشتر به نگرانی های جامع ما نسبت به برنامه اتمی ایران بپردازد. و بخاطر این توافق، ایران نمی تواند از مذاکرات بعنوان پوششی برای پیشبرد برنامه هسته ای اش استفاده نماید.

اوباما در خصوص امتیازاتی که این توافقنامه به ایران می‌دهد گفت: در طرف ما، ایالات متحده و دوستان و همپیمانان ما توافق کردیم تا از شدت تحریمهای ایران بکاهیم اما در عین حال تحریمهای عمده همچنان به قوت خود باقی خواهند ماند. ما از وضع تحریمهای جدید دوری‌ کرده و به دولت ایران امکان دستیابی به بخشی از درآمدهایی که به واسطه تحریمها از دسترسشان خارج شده بود را می‌دهیم اما ساختارهای وسیع تحریمها پابرجا خواهد ماند و ما با جدیت به اعمال آنها ادامه خواهیم داد و اگر ایران به صورت کامل به تعهداتش طی این دوره ۶ماهه متعهد نماند این کاهش تحریم‌ها مجدداً برداشته شده و فشارها مجدداً ابقا خواهند شد.

رئیس جمهور آمریکا در ادامه سخنانش تصریح کرد که ایران، همانند سایر کشورها حق برخورداری از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را دارد. اوباما گفت دولت همچنان با کنگره همکاری می‌کند تا در صورت عدم توافق با ایران تحریم‌های بیشتری وضع کند.

اوباما سپس ادامه داد: در این گفتگوها هیچ توافقی صورت نمی‌‌گیرد مگر اینکه در مورد همه چیز به توافق رسیده شود. ایران مسئولیت دارد که به دنیا ثابت کند که برنامه هسته‌ای اش صرفاً برای اهداف صلح آمیز خواهد بود. اگر ایران از این فرصت بهره ببرد مردم ایران از پیوستن دوباره به جامعه جهانی‌ سود خواهند برد و ما می‌‌توانیم از بی‌ اعتمادی بین دو کشور بکاهیم. این به ایران امکان می‌دهد تا مسیر شرافتمندانه‌ای را با جهانی گسترده‌تر بر اساس احترام متقابل آغاز کند اما اگر ایران خودداری کند با فشار و انزوای روزافزون مواجه خواهد شد.

وی گفت: در طول چند سال گذشته، کنگره شریک کلیدی ما در تصویب تحریم‌ها علیه دولت ایران بوده است و این تلاش فراجناحی پیشرفتی که امروز حاصل شد را ممکن ساخت. در ادامه راه ما همچنان به همکاری نزدیک با کنگره ادامه خواهیم داد. اکنون زمان تصویب تحریم های جدید نیست زیرا ما را از متحدانمان دور می سازد، و خطر انحلال این ائتلافی که تحریم‌های ما را قادر به اجرا شدن کرد را به همراه دارد.

وی در ارتباط با یک توافق جامع تصریح کرد: اتحاد بین المللی امروز به معرض نمایش گذاشته شده است. دنیا در حمایت از اراده ما بر جلوگیری از تولید سلاح هسته‌ای توسط ایران، متحد شده است. ایران باید بداند که امنیت و سعادت هرگز از دنبال کردن سلاح اتمی به دست نمی آید و باید از طریق توافق‌های صد در صد قابل تایید بدست بیایند که پیگیری ایران برای دستیابی به سلاح اتمی را غیرممکن بسازند.

وی با تأکید بر رویکرد دیپلماسی گفت: در نهایت تنها دیپلماسی می‌‌تواند راه حلی پایدار برای چالش برنامه اتمی‌ ایران به ارمغان آورد. به عنوان رئیس جمهور و فرمانده کل قوا، من هر آنچه لازم است خواهم کرد تا از دستیابی ایران به سلاح اتمی‌ جلوگیری کنم. اما من مسئولیتی اساسی‌ دارم که اختلافاتمان را به جای با عجله به سمت درگیری رفتن به طور صلح‌آمیز حل کنم. امروز ما فرصتی حقیقی‌ داریم برای رسیدن به توافقی جامع و مسالمت آمیز و من باور دارم که ما باید آن‌ را بیازماییم.

وی در پایان تأکید کرد: گام اولی‌ که ما امروز برداشتیم مهم‌ترین و ملموس‌ترین پیشرفتی است که ما از زمان آغاز ریاست جمهوری من با ایران داشته‌ایم و اکنون ما باید از ماههای آینده برای پیگیری توافقی دراز مدت و جامع برای مساله‌‌ای استفاده کنیم که برای چندین دهه امنیت ما و امنیت همپیمانانمان را تهدید کرده است. این مسئله ساده نخواهد بود و چالش‌های عظیمی‌ بر سر راه است. اما آمریکا از طریق دیپلماسی قوی و بنیادین سهم خود را از جانب دنیای بزرگتری از صلح، امنیت و همکاری میان کشورها انجام خواهد داد.

دولت باید از اشتباه سعد آباد و تقسیم کار طرف های غربی درس بگیرد

به گزارش خبرنگار عدالتخواهي، کمیته صیانت از حقوق ملت ایران در بیانیه‌ای دوازده توصیه به تیم مذاکره کننده ایرانی کرده است و خواسته است که این چارچوب را سرلوحه کار خویش قرار دهند. متن این بیانیه بدین شرح است:

باسمه تعالی

​​با عنایت به مذاکرات جاری در ژنو و با توجه به اخبار و تحلیل هایی که حکایت از قرار گرفتن تمامی تخم مرغ های دولت در سبد مذاکرات و نیاز مبرم به دستیابی به یک توافق وجود دارد، باید توجه داشت آنچه برای نمایندگان کنونی ایران در مذاکرات با نمایندگان شش کشور باید اهمیت و اصالت داشته باشد، نه رسیدن به توافق به هر شکل ممکن، بلکه حفظ و صیانت از منافع ملی در راه رسیدن به توافق است. مذاکرات هسته‌ای نمایندگان جمهوری اسلامی در شرایط فعلی حاوی الزاماتی است که تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی باید به آن توجه کنند و افکار عمومی نیز نسبت به آن حساسیت داشته باشند.

بر همین مبنا کمیته صیانت از منافع ایران ۱۲ تذکر اصلی و چارچوبی که نمایندگان ایران باید آن را سرلوحه کار خویش قرار دهند را به شرح زیر بیان می دارد:

۱- نمایندگان جمهوری اسلامی اصول مذاکره را رعایت کنند

خوب است تیم مذاکره کننده و مسئولین محترم دولت، برخی اصول و روش‌های مذاکره را از طرف های مقابل بیاموزند. برای مثال در شرایطی که در آستانه مذاکرات، هزاران کارگر اروپایی در خیابان ها به تظاهرات می پردازند و دولت های بدهکار اروپایی با در پیش گرفتن سیاست های ریاضت اقتصادی، حداقل تا چند سال آینده راهی برای برون رفت از مشکلات نمی یابند، همچنین بحران و بدهی در دولت آمریکا به جایی می رسد که رسما ۱۴ روز تعطیل می شود و کارگران و کارمندان را به مرخصی بدون حقوق اجباری می فرستد، ولی هیچ پالس منفی از مسئولین دول غربی در آستانه مذاکرات در رابطه با شرایط کشورهاشان نمی توان یافت.

لذا این جفا به شرایط کشور و حقوق ملت است اگر یک روز قبل از مذاکرات ریاست محترم جمهور در اظهاراتی از خالی بودن خزانه سخن بگوید، اعلام کسری شدید بودجه و استیصال از پرداخت یارانه ها بشود، یک وزیر در صفحه فیس بوک‌اش از نداشتن ۴۰ هزار تومان کرایه حمل و نقل ماهیانه خانمی سخن بگوید که همسرش مدرک دکترا دارد، یک وزیر بگوید تا تحریم‌ها برداشته نشود من هیچ برنامه بلند مدتی برای مدیریت نفت و پتروشیمی کشور ندارم و تهدید به استعفا کند و نهایتا اینکه شتابزدگی و رفتار عجولانه در باب از سرگیری مذاکرات، یا اقدام تامل برانگیز حذف سخن رئیس جمهور مبنی بر خوشبین نبودن نسبت به طرف غربی از سایت ریاست جمهوری، کار را به جایی برساند که طرف غربی و مخصوصاً آمریکا علت اشتیاق دولت جدید برای مذاکرات را تأثیر گذار بودن تحریم‌ها دانسته و آمادگی دولت ایران برای امتیازدهی و عقب‌نشینی را نتیجه بگیرد.

به نظر می‌رسد برای کسانی که می‌خواهند از حقوق مردم پاسداری کنند، اولین اصل این است که بیاموزند خود را در برابر دشمنِ زیاده خواه، ضعیف و محتاج دستیابی به توافق جلوه ندهند و دعواهای سیاسی داخلی موجب ارائه تصویر سیاه و بحران زده از کشور و در خطر قرار گرفتن منافع ملی نشود.

۲- دولت، کاسبان مذاکره و رابطه با آمریکا را طرد نماید

رهبر معظم انقلاب روز گذشته در دیدار با فرماندهان بسیج اشاره کردند که بنده در جزئیات مذاکرات مداخله نمی‌کنم؛ شبیه چنین عبارتی پیش از این هم در سخنان رهبری با انتقاد از برخی رفتارهای نابجا صورت گرفته بود. بنابراین نسبت دادن هماهنگی صددرصدی رفتارهای تیم مذاکره کننده با رهبری که به عنوان اهرمی برای ساکت کردن منتقدین به حساب می آید، ادعایی غیر واقعی است. لذا اعتماد به تیم مذاکره کننده و غیرسازشکار دانستن آن‌ها به مثابه بچه های انقلاب به معنای چشم و گوش بستن و برنشماردن نقاط ضعف و کم‌توجهی‌ها و ضعف کارشناسی نیست.

از همین رو در حالی که با خارج شدن پرونده هسته‌ای از شورای عالی امنیت ملی به عنوان نماد خرد جمعی نظام در حوزه امنیت ملی باب مشورت برای دولت بسته شده، دولت باید از نقد و بررسی کیفیت مذاکرات هسته‌ای در محافل مختلف دانشجویی و نخبگانی، نه تنها به عنوان یک نگرانی واقعی و طبیعی، بلکه به عنوان یک یاری دهنده و رصدگر هوشیار در صیانت از اهداف و مصالح کشور و پشتیبان امتیازگیری در میز مذاکره استفاده ببرد. اگر به راستی مشکلی در مذاکرات وجود نداشته باشد، به طور مکرر برچسب تندروی زدن به منتقدین، همصدا خواندن آنان با اسرائیل و هزینه کردن از رهبری وجهی نخواهد داشت.

در همین راستا، تن دادن دولت برخاسته از رأی مردم به فشار و لابی‌گری اقلیتی تاجر و سرمایه دار یا طرفدار سرمایه‌داری که در پس اخبار مذاکرات و وعده حل مشکلات مردم، خواب تأسیس اتاق بازرگانی ایران و آمریکا را می‌بینند و باذوق زدگی چنان از تجارت جهانی و گشوده شدن درب های واردات سخن گفته و مقاله می‌نویسند که شکی برای دلسوزان انقلاب باقی نمی‌گذارند که در صورت تحقق رؤیاهای‌شان چه بلایی را سر تولیدکنندگان و کشاورزان ایرانی خواهند آورد، مایه نگرانی است. لذا لازم است دولت محترم به گونه ای عمل نکند که تجارت‌پیشگان و کاسبان واقعی تحریم، کاسبان مذاکره و رابطه با آمریکا برندگان نهایی مذاکرات بشوند و خدای ناکرده در پایان مذاکرات نه چرخ سانتریفیوژها بچرخد و نه چرخ کارخانه ها و زندگی مردم.

۳- دولت باید از اشتباه سعد آباد و تقسیم کار طرف های غربی درس بگیرد

آنچه تیم مذاکره کننده باید از آن به خوبی درس گرفته باشند، روزهای تلخ مذاکرات سال ۱۳۸۲(۲۰۰۳) است. روزهایی که هنوز پرونده ایران در شورای حکام آژانس انرژی اتمی بود و آمریکا تمام تلاش‌اش را می کرد که با تهدید انتقال پرونده ایران به شورای امنیت از ایران امتیاز بگیرد و دنیا را برای تحریم‌های جدی علیه ایران آماده کند. آن روزها نقش پلیس بد به آمریکا تعلق گرفته بود و نقش پلیس خوب به تروئیکا (سه کشور اروپایی) که ظاهراً خود را مخالف سیاستهای آمریکا جلوه می دادند و با وجهه دلسوزی به ایران آمدند تا مسئولان ایرانی را مجاب کنند که در صورت انجام توافق از انتقال پرونده ایران به شورای امنیت توسط آمریکا جلوگیری خواهند کرد. همین تقسیم نقش باعث شد به پیشنهاد تروئیکا توافق‌نامه سعدآباد و پروتکل الحاقی و واگذاری بسیاری از امتیازات دیگر از طرف مسئولان ایرانی پذیرفته بشود که بعدها بزرگترین اشتباه و عقب نشینی در سیر پرونده هسته ای قلمداد شد. هم‌اکنون نیز دوباره ممکن است همین تقسیم کار برای تحمیل توافق‌نامه‌های استعماری دیگر که استقلال کشور را زیر سوال می برد، صورت بگیرد، و آمریکای این بار نقش پلیس بد را به فرانسه داده باشد.

دل خوش کردن به مذاکره با آمریکا و لبخندهای مقطعی و دستکش مخملی حاوی دست چدنی او، فراموش کردن آمریکا به مثابه عامل اصلی عدم به نتیجه نرسیدن مذاکرات، نقض حقوق ملت و رأس نظام سلطه و توهم امکان تفکیک رژیم اشغالگر قدس از آمریکا اشتباه محاسباتی آشکار، ساده اندیشی و به دور از واقع بینی است.

۴- باید تحریم ها و مطالبات و امتیازات را اصلی- فرعی کرد

آنچه هم اکنون مورد مطالبه مردم است و بیشترین تأثیر را روی اقتصاد کشور گذاشته است، تحریم های استراتژیک یعنی تحریم بانکی، تحریم فروش نفت، و تحریم کشتیرانی -به ترتیب اهمیت- هستند. گرفتن امتیازات مقطعی، کم اهمیت و کم اثر نظیر لغو تحریم طلا و فلزات گرانبها (که قابل دور زدن در شرایط تحریم نیز هستند)، استرداد بخش اندکی از اموال و پول‌های بلوکه شده -آن هم تنها پول های مربوط به فروش نفت-، لغو تحریم‌های فناوری و پتروشیمی، و از همه مبهم‌تر و موهوم‌تر، توقف یا تأخیر در تصویب تحریم‌های آتی، دور از واقع‌بینی و محاسبه گری عقلانی است.

این امتیازات کم اثر و کم ارزش نباید با خرج کردن گام های مهمی مثل توقف یا تحقیقاتی کردن مراکز اصلی هسته ای مثل فردو (که تحقیقاتی کردن آن به معنای از بین بردن تجهیزات و انتقال از سطح صنعتی به سطح محدود، و در واقع بدتر از تعلیق است) یا تعطیلی آب سنگین اراک، تبدیل اورانیوم غنی‌شده به اکسید یا خرج کردن برگ برنده تعلیق غنی سازی بیست در صد در ابتدا همراه باشد.

۵- گامهای اعتمادسازی طرفین باید متوازن باشد

اگر رفتاری صورت بگیرد که طرف‌های غربی احساس کنند مسئولین کشور، چاره حل تمام مشکلات را در سیاست خارجی می بینند و به مذاکرات نیاز دارند، چنان‌که روزهای گذشته در اظهار نظرهای مقامات بلندپایه غربی، رسانه‌ها و کانون تفکرهای سیاسی و نظامی‌شان نمود یافت، طبعاً به فرسایشی کردن مذاکرات و خرید زمان برای امتیازگیری بیشتر از یک سو و بالا بردن سقف مطالبات خود از سویی دیگر دست خواهند زد. طبیعی است در چنین شرایطی به هیچ وجه مذاکرات متوازن و برابر به پیش نخواهد رفت و طرف غربی در ازای آب نبات تحریمهای درجه ۳ و حاشیه ای، طلب درّ موارد درجه یک هسته‌ای می کند. لذا همانگونه که در بند قبل نیز گفته شد گام های طرفین باید به شکلی متوازن برداشته شود به گونه ای که اگر طرف غربی در گام نخست از پایین آوردن سطح غنی‌سازی به عنوان اصل بنیادین برای اعتمادسازی سخن می گوید، طرف ایرانی نیز از لغو یا حداقل تعلیق تحریم‌های بانکی و نفتی به عنوان کانونی‌ترین نقطه تحریم ها در گام نخست سخن بگوید.

متاسفانه شواهد موجود از روند مذاکرات و آنچه تاکنون از مذاکرات اخیر در ژنو رسانه ای شده، گویای آن است که طرف غربی علاوه بر این که حاضر نیست حتی صحبت از لغو تحریم های بانکی و نفتی به عنوان شاکله اصلی تحریم‌ها در گام دوم و نهایی به میان بیاورد، با نمایندگان کشورمان بر سر تعلیق غنی سازی ۲۰ درصد، کاهش تعداد سانتریفیوژها، اکسید بی اثر کردن اورانیوم ۲۰ درصد، افزایش بازرسی ها و تعیین سقف برای انباشت اورانیوم ۵ درصد در همان گام های اول و دوم به توافق رسیده است و محل اختلاف به جز برخی حواشی، توقف تکمیل رآکتور آب سنگین اراک بوده است که همگی را در گام اول اعتماد سازی از ایران طلب کرده است. این در حالی است که طرف غربی در گام اول تنها کاهش برخی تحریم‌های حاشیه‌ای هم‌چون واردات خودرو و اجازه دسترسی به پول‌های نفت بلوکه شده -آن هم به مبلغ تنها چند میلیارد دلار- و از همه مضحک‌تر تعلیق یا تأخیر تصویب تحریم‌های آتی را به میان گذاشته است.

توجه به منافع آنی سیاسی و نمایش بهتر شدن وضع اقتصاد با مذاکره و بی‌توجهی به منافع میان مدت و بلندمدت و پذیرش تعهدات هزینه‌زا برای کشور بدون دستاورد عینی، ورطه‌ای است که مذاکره کنندگان و مسئولین دولت باید از افتادن در آن اجتناب کنند.

۶- تضمین طرف غربی برای برداشته شدن تحریم ها چیست؟

باید توجه کرد که تحریم هایی که از منظر طرف مقابل صورتی حقوقی و قانونی یافته است، به آسانی لغو شدنی نیست. اولاً که با لغو هر یک از تحریم های اصلی، ساختمان به هم پیوسته تحریم های مالی، تجاری و اطلاعاتی فرومی ریزد. ثانیاً تحریم ها از منظر طرف مقابل قانون هستند و بدون تغییر قانون تغییر نمی‌کنند. تجربه عدم لغو تحریم‌های پابرجای قانونی در کشورها نظیر تحریم‌های جنگ جهانی دوم علیه آلمان، ایتالیا و ژاپن به ویژه در بخش مرتبط به گسترش تسلیحاتی بعد از گذشت سال‌ها، تحریم‌های تکنولوژی علیه روسیه بعد از فروپاشی شوروی، برخی تحریم‌ها علیه چین به خاطر جنگ کره در سال‌های دهه ۵۰ میلادی، بقای تحریم‌های تصویب شده علیه عراق در فاصله سال‌های ۱۹۸۸ تا ۲۰۰۳ و تحریم‌های لیبی با وجود فروپاشی نظام گذشته آن دو کشور، نشان دهنده عدم لغو اساسی تحریم‌هاست. تجربه تحریم‌های لغو نشده کشور خودمان مثل تحریم های مربوط به فتح لانه جاسوسی با وجود بیانیه الجزایر، و تحریم های مربوط به جنگ با وجود پذیرش قطعنامه، نمونه‌ای از تجربه ما در عدم لغو تحریم‌هاست. شرط لغو تحریمهای مصوب شورای امنیت نیز تعطیلی کامل برنامه هسته ای کشور است، که تحقق آن منوط به لگدمال شدن عزت ملی و حقوق نسل فعلی و نسل‌های آینده است. لذا این سوال مطرح می‌شود که آیا نگاه تیم مذاکره کننده ایرانی به لغو تحریم‌ها واقع‌بینانه است و تضمین مناسب و به جایی برای لغو تحریم‌ها جهت جلوگیری از تکرار تجربیات تلخ پیش گفته گرفته خواهد شد؟

۷- کوتاه آمدن از خط قرمز چرخه کامل سوخت، پذیرفتنی نیست

چرخه کامل سوخت بومی و به رسمیت شناخته شدن حقوق هسته‌ای ملت، مسئله مهم و قانونی است که طبق ماده چهارNPT باید مورد تصریح طرف‌های غربی قرار بگیرد. این امر مورد تأکید مردم و رهبری نیز می‌باشد، چنانکه همین نظر صریح ایشان که در سخنرانی نوروزی حرم رضوی نیز به آن تأکید کردند، در زنجیره انسانی فردو، با شعارهای «چرخه کامل سوخت / حق مسلم ماست»، «چرخه کامل سوخت / خواسته ملت ماست»، «چرخه کامل سوخت / خطوط قرمز ماست»، «فردو بدون صنعت / نقض حقوق ملت»، «فردوی تحقیقاتی / نمیخوایم نمیخوایم»، از جانب دانشجویان تکرار شد.

توسعه چرخه سوخت، امری مهم و بر اساس بخش دوم بند ب از ماده ۱۳۵ برنامه پنج ساله پنجم توسعه کشور تکلیفی قانونی است. نیاز به غنی سازی با غنای بالا برای تولید ۲۰ هزار مگاوات از برق مورد نیاز کشور (به عنوان تکلیف قانونی دیگر)، راه‌اندازی رآکتورهای متعدد هسته‌ای بر اساس بخش سوم تا ششم بند ب ماده ۱۳۵، موتور کوچک اتمی برای حضور در آبهای آزادِ و زیردریایی اتمی، تولید بیش از پیش رادیودارو (با توجه به نیاز کشور که امکان صدور آن به منطقه غرب آسیا چرخ صنعت کشور را فعال می کند)،‌ وکاربرد پرتوداروها در کشاورزی و پزشکی، نیازهای مبرمی است که عقب نشینی از آنها، نه تنها چرخیدن چرخ سانتریفیوژها که چرخیدن چرخ صنعت و زندگی مردم را در میان مدت با مشکلات جدی مواجه می کند.

کوتاه آمدن از این خطوط قرمز در قبال مواردی بدون اثر حقوقی مثل احترام گذاشتن به حقوق هسته ای به جای به رسمیت شناختن آن (به معنای اجازه دادن غرب به داشتن چند آبشار شامل تعداد محدودی سانتریفیوژ، یا غنی سازی بدون چرخه سوخت یا غنی سازی مشروط) خواسته ملت ایران از مذاکرات نمی باشد و نمایندگان این ملت باید در برابر فریب بیگانگان هوشیار باشند، و از انجام اظهارات و اقدامات ناامید کننده برای داخل و امیدآفرین برای طرف غربی خودداری کنند.

همچنین لزوم شفاف کردن خطوط قرمز ایران توسط تیم مذاکره کننده کشورمان، در شرایطی که برخی اظهارات موجب نگرانی نسبت به جابجایی خطوط قرمز، و معرفی خطوط قرمز جعلی به جای خطوط قرمز واقعی است، امری ضروری به نظر می رسد.

۸- دولت باید از سایر پتانسیل های کشور در دیپلماسی استفاده کند

دولت اوباما و کشورهای اروپایی در حالی وارد توافق با ایران شده‌اند که از تمامی پتانسیل‌های داخلی برای تحت فشار قرار دادن ایران استفاده می کنند. به عنوان نمونه، دولت اوباما از طرفی از ظرفیت همراهان دموکرات خود در کنگره استفاده می‌کند که جاده صاف کن تصمیمات وی هستند، از طرفی از ظرفیت مخالفان وی و جمهوریخواهان کنگره که با تصویب تحریم‌های سخت‌تر، دست تیم آمریکایی را برای اعمال فشار بیشتر و مانور بهتر در این زمینه باز می‌کنند، از طرفی از ظرفیت منتقدین و مخالفان داخلی اوباما که نقش پلیس بد را بازی کرده و تلاش ظاهری وی برای توافق با ایران را محکوم می کنند تا جلوی امتیاز دادن های بیشتر از طرف آمریکا را بگیرند.

این در حالیست که دولت مردان ما نه تنها هیچ استفاده ای از این ظرفیت ها، و از جمله ظرفیت قانونگذاری مجلس و توان آن برای خط و مرز قرار دادن در عقب نشینی‌های هسته‌ای نمی کنند، حتی محتوای مذاکرات از نمایندگان نیز مخفی می‌شود. نه تنها تکلیف نمایندگان است که به‌صورت کنش‌گران فعال با تصویب قوانین الزام آور به صحنه مذاکرات هسته ای ورود کنند و تیم مذاکره کننده را در دفاع از حقوق هسته ای ملت همراهی کنند و جلوی هرگونه عبور از خطوط قرمز و عقب نشینی را بگیرند، بلکه باید به شکل‌گیری سایر جریانات انتقادی در کشور نیز کمک کرد؛ چرا که در نگاه کلان باعث پایین آوردن مطالبات طرف های غربی از نمایندگان ایرانی می شود. لذا برخورد تهدیدمحور و امنیتی با نمایندگان ملت و گروه‌های مردمی و دانشجویی، که با پروپاگاندای رسانه‌ای علیه منتقدان نیز همراه است، نه تنها کمکی به این روند نخواهد کرد که دست تیم مذاکره کننده را خالی می‌نماید.

۹- لزوم هوشیاری نسبت به دو فریب بزرگی که غربی ها ممکن است از آن بهره ببرند

مسئولین ایرانی اولاً باید هوشیار باشند که طرف غربی به شدت در صدد خواهد بود امتیازات حداقلی که در مذاکرات می دهد، برگشت پذیر باشد تا در هر زمانی که اراده کرد، مسیر طی شده را به عقب بازگرداند و شرایط را به نقطه اول برساند، و یا امتیازهایی صوری بدون نتیجه عینی را روی میز بگذارد. در مقابل از طرف ایرانی مطالبه گام هایی را دارد که در صورت انجام، دیگر هیچ مسیری برای برگشت و گروکشی وجود نداشته باشد.

تن دادن به تعهدات برگشت ناپذیر یا با برگشت‌پذیری هزینه‌زا و ایجاد کننده رویه حقوقی قابل سوء استفاده دشمن (نظیر تعلیق داوطلبانه فعالیت های هسته‌ای ده سال پیش که منجر به افتادن بهانه به دست دشمن برای ایجاد اجماع در موقع لغو آن توسط ایران و ارجاع پرونده به شورای امنیت شد) نمونه ای از موارد اشتباه است. انجام موارد برگشت‌ناپذیر یا برگشت‌پذیر بسیار سخت مثل تحقیقاتی کردن مراکز هسته‌ای، تبدیل اورانیوم غنی‌شده به پودر و در مرحله پایین‌تر میله سوخت، اشتباه استراتژیک است. به ویژه در شرایطی که طرف مقابل دست به لغو تحریم ها نزده و فقط بخش‌هایی جزئی از دارایی های بلوکه شده را آزاد می‌کند که بخش عمده‌ای از آن نیز به صورت پول نقد به دست ما نخواهد رسید.

اما در رابطه با دومین فریب دشمن؛ اشتباهی که در مذاکرات سعدآباد از جانب ما رخ داد این بود که در برابر تعهداتی که انجام دادیم -به تأیید کتاب خاطرات آقای روحانی و همچنین کتاب خاطرات آقای البرادعی- هیچ تضمینی برای همان معدود تعهداتی که غربی ها داده بودند، نگرفتیم و به تعبیر جک استراو -وزیر خارجه وقت انگلیس- میوه اشغال عراق و افغانستان در تهران چیده شد. یعنی پس از دوسال آن‌ها هیچکدام از وعده هایی که داده بودند را عملی نکردند و ما هیچ ابزاری برای مطالبه و پیگیری نداشتیم. این اتفاق ممکن است در مورد وعده‌های مبهمی که هم‌اکنون غربی‌ها خواهند داد نیز رخ بدهد. ضمن آن‌که حتماً مسئولین ایرانی می دانند هرگونه سرباز زدن طرف‌های غربی از انجام دادن تعهدات‌شان مانند عدم انجام تعهدات سعدآباد یا سرباز زدن از بیانیه ۳ جانبه تهران یا رد تعهدات مدالیته ۲۰۰۷ در نهادهای وابسته‌ و غیرمستقلی چون شورای امنیت یا شورای حکام آژانس امری طبیعی تلقی خواهد شد، ولی هرگونه رفتار ایران چون شکستن تعلیق مراکز هسته‌ای در یک اقدام طبیعی بعد از عهدشکنی غربی ها، از جانب نهادهای به ظاهر مستقل وابسته به غرب به شدت محکوم و همراه با قطعنامه ها و تحریم‌های جدید خواهد بود. لذا بدیهی است باید در توافقات امتیازاتی از طرف مقابل گرفت که عینی و ملموس و دارای زمان‌بندی روشن برای اجرا و به همراه ضمانت اجرای مشخص باشد.

۱۰- با وجود آرمیتا رضایی و علیرضا احمدی روشن، معنای پذیرش پروتکل استعماری الحاقی چیست؟

پروتکل الحاقی که با نقش آفرینی مستقیم آمریکا (۱۹۹۷) و ابرقدرتهای هسته ای بوجود آمد و قرار بود پیوستن به آن یک اقدام داوطلبانه باشد، رسماً تبدیل به اهرم فشاری شد که به اجبار، کشورهایی که در مسیر هسته‌ای شدن قرار گرفته‌اند را به زانو در بیاورند و با نظارت بی‌سابقه بر تأسیسات زیر زمینی و محدودیت‌های گسترده و آن‌چه حتی کارشناسان دیپلماسی و حقوق معاهدات، جاسوسی بی‌سابقه می‌خوانند، از پیوستن کشورهای جدید به جمع هسته‌ای‌ها و برون رفت آنها از وابستگی در چرخه سوخت جلوگیری کنند.

بررسی تجربه تلخ بعضی کشورها مثل لیبی در دادن امتیازهای هسته‌ای وابسته‌ساز به خوبی نشانگر آن است که پروتکل به مثابه امری وابسته‌ساز، مخل امنیت ملی، ایجاد کننده امکان دخالت دشمن در کشور و جاسوسی گسترده اطلاعات مهم کشور از جمله عرصه نظامی و فلج‌کننده فرآیند تکمیل چرخه هسته‌ای کشور است و در مورد لیبی و بسیاری دیگر از کشورها به معنی خداحافظی رسمی با هسته‌ای شدن بود. ابرقدرت‌ها معاهده‌ای را وضع کرده اند که رسماً ابزار فشار با ظاهری محترمانه‌ برای محروم کردن جهان سوم و کشورهای مستضعف از حقوق رسمی هسته‌ای است. در واقع به نظر می‌رسد دو راه برای خداحافظی با هسته‌ای شدن وجود دارد. یکی راه کوتاه مدت که همان تعلیق است و دیگری که وجهه و ظاهر خوش رنگ و لعاب‌تری دارد پذیرش پروتکل الحاقی است.

شاید اشتباه صورت گرفته در مذاکرات سعد آباد در پذیرش داوطلبانه پروتکل الحاقی را قبل از لو رفتن وسیع اطلاعات تاسیسات هسته‌ای و خراب کاری ها و ترور بزرگانی چون احمدی روشن، شهریاری، علیمحمدی و رضایی نژاد بتوان به سختی در قالب بی‌تجربگی و ضرورت بالارفتن سطح فکر و تحلیل مردم و مسئولین با اقدامی غلط، قابل توجیه دانست، ولی بعد از رخدادهای تلخ مذکور و در شرایطی که آژانس برای لو رفتن همان اطلاعات ارائه شده در سطح ان پی تی به یک عذرخواهی ساده قناعت می کند، ارائه این سطح از اطلاعات در قالب پروتکل الحاقی -که در سخنان مقامات رسمی مذاکره کننده چون آقای عراقچی در آخرین گام‌های مذاکرات آمده- را بدون شک باید یکی از اشتباهاتی قلمداد کرد که غیر قابل فهم و غیرقابل توجیه است.

باید توجه کرد دستاوردهای بی‌بدیل و عظیم هسته‌ای کشور با هزینه های بسیار اقتصادی و انسانی مثل فداشدن مهم‌ترین دانشمندان کشور و شهادت تعداد قابل توجهی از مردم در شرایط تحریم صورت گرفته است و با تصمیم‌های دفعی و مقطعی و بدون توجه به آثار بلندمدت و هزینه‌های داده شده ممکن است همه آنچه را که شهدای هسته‌ای شبانه‌روزی برای آن تلاش کرده‌اند یک‌جا از کف داد.

۱۱- توافق نامه اخیر ایران و آژانس مصداق یک اقدام نابجای دیگر است

ایران و آژانس حدود ده روز پیش سند همکاری دوجانبه مشترکی امضا کردند که به نظر قابل تأمل می‌رسید. اولین نکته اینکه طرف غربی ظاهرا با نگرانی از گرفتار شدن پروتکل در پیچ و خم مجلس شورای اسلامی، در صورت پذیرش دولتی‌ها، دست به درخواست مطالبات رده بالایی زده که در بسیاری از موارد تعهداتی بالاتر از پروتکل برای کشور بوجود می آورد و دادن این امتیازات از جانب ایران قبل از مذاکرات بدون دریافت مابه ازاء عینی اقدامی شتاب زده و غیرکارشناسی بوده است. هم‌چنین با نظر به متن کامل توافق‌نامه، در مواردی آژانس مطالباتی را مطرح کرده است که چون در مدالیته سال ۲۰۰۷ بسیاری از آنها حل و مختومه اعلام شده بود، نامی جز بهانه‌تراشی مجدد نمی توان بر آن نهاد و قابل تأمل این‌که این بهانه‌تراشی‌ها با امضای نماینده ایران به رسمیت شناخته شده است.

به عنوان نمونه در بند اول توافق‌نامه ایران و آژانس، در مورد معدن گچین سخن به میان آمده است و ایران اجازه بازرسی از آن را می دهد، در حالی که ابهامات راجع به این معدن مدت‌ها پیش در زمان آقای البرادعی بصورت رسمی از طرف آژانس حل شده اعلام شده بود. ضمن این‌که مذاکره هم‌زمان با آژانس و در حین مذاکره با ۵+۱ اگرچه در ظاهر اقدامی ابتکاری است، ولی در واقع به نظر باز کردن جبهه جدید، بی‌فایده و اقدام هزینه‌زایی است که صرفاً موجب می شود امتیازاتی که بخشی از آن می‌توانست در سر میز مذاکره اصلی برای دریافت ما به ازاء عینی داده شود، پیش‌پیش و بدون دریافت هیچ گونه امتیاز متقابل آن هم در نقطهای حاشیهای داده شده است و احتمالاً ما مجبور به دادن امتیازهای بیشتر دوباره در مذاکرات آتی با آژانس و ۵+۱ به صورت مجزا نیز خواهیم بود.

قابل تأمل‌تر این‌که طبق گزارش رسمی آژانس ایران از مرداد ماه به دلایلی نامعلوم دست به تعطیلی شصت درصد از صنعت هسته‌ای و عدم به کاراندازی هشت هزار سانتریفیوژ و توقف سه ماهه توسعه صنعت هسته‌ای زده است که باید مسئولین دلیل این اقدام مخفیانه را به افکار عمومی توضیح دهند. آنچه از این گزارش می‌شود فهمید این است که امتیازات اعطایی ایران به غرب نه در پای میز مذاکرات و نه حتی در دیدار با رئیس سازمان آژانس انرژی اتمی بلکه ماه‌ها قبل بدون اطلاع مردم واگذار شده است.

۱۲- دولت باید بحث احتمال خروج ایران از ان پی تی را مطرح کند

تیم مذاکره کنندگان ایران باید برای هرگونه واکنش به سنگ‌اندازی نهایی غربی‌ها و به نتیجه نرسیدن مذاکرات، برنامه روشن و غافل‌گیر کننده داشته باشند. یعنی باید دقیقا روشن باشد اگر مذاکرات این بار نیز با عهدشکنی غربی‌ها به نتیجه مطلوب ملت نرسید، این دولت می خواهد چه کند؟‌ به نظر می رسد بعد از تجربه این دور از مذاکرات، یکی از مهمترین سؤالاتی که مردم با آن مواجه خواهند شد، این است که کشور ما در شرایطی که پاداش سال‌ها همکاری با آژانس را با کمرشکن‌ترین تحریم‌های تاریخ جهان دریافت کرده است، آیا نیاز به یک تجدید نظر جدی در همکاری با آژانس نمی بیند؟ به عبارتی دیگر یک بازنگری لازم نیست تا از خود بپرسیم اگر ما اکنون عضو ان پی تی نبودیم، چه برخورد دیگری با ما می توانست انجام بشود که هم اکنون نشده است؟! از چه دستاوردی محروم می‌شدیم که اکنون به دست آورده‌ایم؟! و این عضویت یا عدم عضویت چه تأثیری در سیر پرونده ما و برخوردهای غیر انسانی که باکشورمان شده داشته است؟!

در شرایطی که مسیر اعتمادسازی‌های یکجانبه از طرف ایران این بار نیز به هیچ دستاوردی ختم نشود، یکی از بهترین اقدامات و راه‌های تحت فشار دادن طرف مقابل، روبرو کردن وی با این واقعیت است که ملت ایران ممکن است به این نتیجه برسد که در صورت ادامه داشتن تحریم‌ها مسیر خود را خارج از ان پی تی و با یک هدف گذاری آزاد برای رسیدن به پیشرفت‌های هسته‌ای انتخاب میکند. ما یک بار دیگر تجربه کرده ایم که تنها راه امتیاز گرفتن از غربی‌ها در مذاکرات، بالابردن سطح غنی سازی و افزایش تعداد سانتریفیوژها و نمایش قدرت کشور در عرصه‌های دیگر مثل نظامی یا استفاده از عمق استراتژیک خود در جهان اسلام است؛ لذا توان دانشمندان ما ثابت کرده است که با تکیه بر ظرفیت نخبگان‌مان می توانیم علی رغم تحریم‌ها این بار با خروج از ان پی تی شرایطی را مهیا کنیم که به جمع قدرت‌های هسته ای ورود کنیم و پس از آن برای تثبیت حقوق هسته ای خود در سطوحی به مراتب بالاتر به مذاکره بنشینیم.

مسئولین دولتی باید در نهایت توجه کنند که دعوای ما با ابرقدرت مستکبر زیاده‌خواه، با رفع امکان اثرگذاری او بر اقتصاد کشور از طریق تقویت ساخت درونی نظام، حمایت از تولید ملی، پدافند غیرعامل اقتصادی و برداشته شدن راه های تأثیرگذاری دشمن بر اقتصاد کشور ذیل اقتصاد مقاومتی محقق می‌شود. حتی اگر قرار است مذاکره‌ای هم جریان داشته باشد، از بین بردن راه‌های اثرگذاری دشمن شرط لازم حفاظت منافع ملی است و نباید با رها کردن آن با دست پایین راهی میز مذاکره شد.

کمیته صیانت از منافع ایران