برسی اقتصاد مقاومتی از دیدگاه امام(ره) با سخنرانی دکتر رزاقی

دکتر رزاقی استاد برجسته اقتصاد دانشگاه تهران، روز پنجشنبه، این هفته ساعت 10 صبح میهمان جنبش عدالتخواه دانشجویی است تا اقتصاد مقاومتی در اندیشه حضرت امام(ره) را به بحث بگذارند. این برنامه در تالار کوثر، واقع در دفتر مرکزی اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی برگزار می گردد، لذا به این وسیله از تمامی فعالان دانشجویی و اقتصادی برای دعوت در این برنامه دعوت به عمل می آید.

بیانیه مجمع دانشجویان حزب الله به مناسبت ۱۶ آذر

لوگو مجمع حزب اللهواقعه­ ی ۱۶ آذر ۱۳۳۲ که در پی اعتراض دانشجویان به بازگشت استبداد و استعمار پس از کودتای سیاه ۲۸ مرداد رخ داد، نماد بیداری دانشجو است. نماد وظیفه­ای است که دانشجو به عنوان موذن جامعه برای آگاهی بخشی به بدنه­ی جامعه برعهده دارد. ۱۶ آذر هر سال را با یاد سه شهید دانشجوی آن روز گرامی می داریم تا یادآور شویم که دانشجو همیشه ظلم­ ستیز است و استکبارستیز. دانشجو بیدار است و اجازه نمی دهد عده ­ای با اغتشاش و قلب پیام اصلی واقعه­ ی ۱۶ آذر، آن را تبدیل به محفلی برای خوش ­خدمتی به اربابان امپریالیستی خویش نمایند و یا عده­ای دیگر با نگاهی حزبی و ابزاری به دانشجو، آن را از عمل به وظیفه­ی اصلی خویش که همانا آگاهی بخشی به بدنه­ ی مردم است، باز دارند.

و اما بعد؛

اولین ۱۶ آذر دولت تدبیر و امید را که یکی از شعارهای اصلی آن، خارج کردن دانشگاه از فضای رخوت فعلی بوده است، از سر می گذرانیم. دولت در راستای تحقق این شعار دست به اقداماتی در دانشگاه ­های کشور زده و این اضطراب در بخشی از دانشگاهیان بروز کرده است که مبادا فضای دانشگاه به دوران اصلاحات برگردد. مسلما بازگشت فضای دانشگاه به دوران اصلاحات نه ممکن است و نه مطلوب، چرا که این دوره نیز مشکلات بسیاری چون؛ دین ­زدایی در دانشگاه، نگاه به دانشجو به عنوان پیاده نظام احزاب، ایجاد فضای اغتشاش و لمپنیسم در دانشگاه ­ها و … را دارا بود.

اما جریان حمایت از مدیران فعلی دانشگاه علم و صنعت، با سیاه ­نمایی و در پشت این ادعا که دانشگاه با رویکرد دولت تدبیر و امید، بازگشتی به دوران اصلاحات و مشکلات و ضعف های آن خواهد داشت، سعی در مخفی کردن مشکلات عدیده فعلی دانشگاه که بسیاری از آن­ها ناشی از سوء مدیریت بوده است، دارد. شکی نیست که مشکلات فعلی دانشگاه اگر بیشتر از دوران اصلاحات نباشد، کمتر از آن نیست.

۱۶ آذر بهانه­ای شد تا نگاهی به کارنامه مدیریت دانشگاه در ۷ سال اخیر داشته باشیم، باشد که این نقدها توجه مسئولین، مطالبه دانشجویان و پیشرفت همه جانبه دانشگاه علم و صنعت ایران را در پی داشته باشد.

حوزه سیاسی- اجتماعی

وظیفه­ ی دانشگاه تربیت نیروهای متخصص و متعهدی است که با درک سیاسی و اجتماعی بالا، مسئولیت خود نسبت به جامعه را درک کنند و در تعیین سرنوشت خود و دیگران در جامعه شرکتی فعالانه داشته باشند. در تفکر ناب انقلاب اسلامی، اساسا پیشرفت و ترقی از بستر تضاد و کثرت می­گذرد. بنابر این دانشگاه برای تحقق اهداف والای خود که همان انسان سازی است، باید محل تضارب آراء و افکار مختلف باشد و برخورد این افکار با هم باعث رشد فکری و ارتقاء درک سیاسی دانشجویان شود. از این رو اداره­ دانشگاه از نوع اداره­ کارخانه یا یک بیمارستان نیست و ظرافت­های خاص خودش را دارد و هرگونه تلاش برای همرنگ سازی و یکدست سازی دانشگاه از لحاظ فکری، آن را از تحقق اهدافش باز می­دارد.

متاسفانه افکار و بینش مدیران ۷ ساله اخیر دانشگاه چیزی مغایر با دیدگاه مذکور بوده است. مدیران دانشگاه، دانشجوی خوب را دانشجویی می دانستند که صرفا کار علمی انجام دهد و از هرگونه فعالیت سیاسی که مدیریتشان را زیر سوال ببرد، بپرهیزد. این مدیران تمام سعی­ شان را برای تربیت چنین دانشجویانی انجام می­دادند. اینان نه تنها هیچ تلاشی برای رشد و شکوفایی فعالیت­ های دانشجویی نکردند بلکه با برخوردهای حذفی با صداهای مخالف و منتقد؛ چه در سطح مدیران و چه در سطح دانشجویان و تشکل­های دانشجویی، تلاش می­کردند تا رخوت سیاسی در دانشگاه ایجاد کنند.

در زمان فتنه ۸۸ ، مدیریت دانشگاه به بهانه­ ی جلوگیری از فعالیت فتنه گران با بستن نشریات دانشجویی، احکام انضباطی سنگین و … فضای بسته و تک سویه ای در دانشگاه ایجاد کرد. مسلم است که کسی برخورد امنیتی و اطلاعاتی را در برابر فعالیت­های مخرب و ضد امنیت ملی، مطلقا رد نمی کند اما مسئله این است که برخی دانشجویان به علت برخی القائات، سوال­هایی در ذهن­شان پیش آمده بود و نباید این افراد را با گروه­های اغتشاش­گر یکی دانست. تنها راه حل، تغییر سطح مسئله از تنازع و کشمش در قالب اغتشاش به بحث و شفاف سازی مسائل در قالب کرسی­های آزاد اندیشی بود و همین خود موجب تمیز اغتشاش­گران از پرسشگران می­شد. به نظر می رسد برخورد صحیح را در همان زمان مقام معظم رهبری با بسط موضوع همین کرسی­ها با این گروه­ها داشتند. متاسفانه ادامه روند امنیتی در دانشگاه علم و صنعت باعث شد تا مدت­ها پس از فروکش کردن آتش فتنه در سایر دانشگاه­ها، شاهد باقی ماندن فضای آشفته در دانشگاه علم و صنعت باشیم.

فضای امنیتی و تک قطبی ایجاد شده حتی پس از مقطع سال ۸۸ نیز ادامه پیدا کرد و به تبع آن رخوت سیاسی دانشگاه تشدید شد. چرا که مدیران دانشگاه با تجربه فضای تک صدایی، دیگر تاب انتقاد ساده را هم نداشتند و ترجیح می دادند در فضایی آرام و بدون مخالفت به مدیریت خویش بپردازند. عدم اجازه به تشکیل مجدد انجمن اسلامی، انحلال شورای صنفی و عدم اجازه به تشکیل دوباره آن، برجسته کردن نقش حراست در دانشگاه، اعمال فشارهای فرا قانونی به نشریات و دانشجویان و عدم پاسخگویی به مطالبات دانشجویی از جمله نمونه های برخوردهای امنیتی در این دوران بوده است. البته در کنار این برخوردها از جریان­ها و گروه­های موافق سیاست­های مدیریت، حمایت­های جدی صورت می گرفت.

مجمع دانشجویان حزب ا…  به عنوان تشکلی مستقل در دانشگاه که خود از قربانیان تنگ نظری­ها و تمامیت خواهی­ها در این دوران بوده است، یکی از مهمترین دلایل برای تداوم این فضا را علاوه بر مدیریت دانشگاه بالاخص مدیریت فرهنگی آن، تایید ضمنی و هماهنگی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری با مدیریت دانشگاه در این سیاست غلط می داند. سوال مهم این است که چرا این نهاد مهم در برابر اقدامات مدیریت، نگاهی بیشتر جانبدارانه و کمتر انتقادی داشته است؟ و چرا به جای حمایت از تشکل­ها و گروه­های مستقل و منتقد دانشجویی، خود به عنوان اهرم فشار عمل کرده است؟

حوزه فرهنگ

مدیران فرهنگی دانشگاه نیز که از تخصص کافی در امر فرهنگ و هنر برخوردار نبودند با نگاهی ابزاری و سابقه­ساز نسبت به تشکل­های دانشجویی، تمام تلاش خود را می کردند تا از طرفی با انجام برنامه­های سطحی و روبنایی، کمبود یک چشم­انداز مدون، کارشناسانه و دقیق فرهنگی را جبران کنند و از طرف دیگر بیلان کاری مناسبی برای خود آماده سازند.

دیدگاه غیر تخصصی نسبت به امور فرهنگی و هنری، تنگ نظری­های مدیران فرهنگی نسبت به فعالیت­های کانون­های فرهنگی و هنری، عدم توجه و رسیدگی کافی به امور فرهنگی دانشجویان خوابگاهی از جمله­ دیگر انتقادهای وارده به مدیریت فرهنگی این دوره­ی ۷ ساله است.

امور صنفی

شورای صنفی واسطه ­ی میان دانشجویان و مدیران برای انتقال و پیگیری مطالبات صنفی­شان می­باشد. مدیرت دانشگاه با انحلال شورای صنفی و مخالفت با تشکیل مجدد آن در چند سال گذشته، موجب شده است که مشکلات عدیده­ ای برای دانشجویان و به ویژه دانشجویان خوابگاهی بوجود آید. توجه به این نکته ضروری است که انجام وظایف شورای صنفی برای سیستم اداری دانشگاه نیز غیرممکن بوده و به هیچ عنوان به تنهایی نمی تواند از عهده انجام آن برآید و نیاز به یک تشکیلات داشنجویی برای حل مشکلات دارد.

از طرف دیگر نگاه به دانشجو به عنوان منبعی برای تامین کسری بودجه­ دانشگاه باعث شد تا دانشگاه به جایکسب درآمد از طریق ارتباط با صنعت و حذف بسیاری از خرج­های اضافی، تلاش کند این کمبود را با اقداماتی نظیر؛ افزایش سالانه قیمت غذاها و سرویس­های صنفی دانشگاه، دریافت پول از مهمان­های دانشجویان خوابگاهی، افزایش فشار بر روی دانشجویان کارشناسی برای چهار ساله تمام کردن دانشگاه و ارائه­ خدمات صنفی به دانشجویان سال پنجم با قیمت­های چندین برابر، جبران کند.

باید توجه داشت که تمام اقدامات مذکور و بسیاری از اقدامات دیگر، نتیجه­ی مستقیم و غیر مستقیم نبود شورای صنفی در دانشگاه است.

امور علمی و پژوهشی

ارتباط دانشگاه با صنعت، یکی از ضروریات پیشرفت صنعتی یک کشور است و دانشجویانی که در مرحله­ ی آموزش، هیچ تجربه­ ی صنعتی نداشته باشند، نمی ­توانند نیروی کار موثر در صنعت و عاملی برای پیشرفت صنعتی کشور باشند. درست است که برای تحقق این امر هماهنگی دستگاه­های ذی­ربط و یک برنامه­ی مدون لازم است، اما حداقل کارهایی نیز برای مقام­های مدیریتی دانشگاه وجود دارد تا بتوانند حداقل ارتباط میان صنعت و دانشگاه را حفظ نمایند؛ جذب اساتید مرتبط با صنعت به جای اساتید صرفا نظری، محول کردن پروژه­ های صنعتی روز و مورد نیاز صنعت به دانشجویان به جای پروژه­ های صنعتی تکراری و قدیمی و غیر قابل پیاده سازی، پیگیری جدی کارآموزی دانشجویان و نظارت دقیق بر آن، نمونه ­های همین حداقل­­های مدیریتی است که مدیران می توانند برای حفظ ارتباط دانشگاه با صنعت انجام دهند و متاسفانه در این دوران هیچ تلاش جدی در این امر صورت نگرفته است.

البته ارتباط مستقیم دانشگاه با صنعت ماهواره سازی که از دستاوردهای این دوران می باشد، قابل تقدیر است اما این تنها یک مورد از موارد بسیاری است که مدیریت می توانست با برنامه ریزی جدی آن را عملی کند.

مسئله­ ی جذب و دفع سلیقه­ ای و به دور از معیارهای مشخص اعضای هیئت علمی نیز یکی از مشکلات مدیریتی این دوران بوده است. سخت­گیری و تنگ­نظری های بی­جا برای جذب برخی افراد از یک سو و تساهل و تسامح در جذب افرادی خاص از سوی دیگر، مسئله­ ای به ظاهر متناقض نماست که مدیریت دانشگاه باید پاسخگوی آن باشد.

یکی دیگر از مشکلاتی که در این دوران گریبان­گیر فضای دانشگاه شده است، فشار برای کوتاه شدن دوره تحصیل دانشجویان و همچنین افزایش ظرفیت پذیرش دانشجویان است. افزایش ظرفیت ورودی­ها به ویژه دانشجویان تحصیلات تکمیلی بدون در نظر داشتن ظرفیت اساتید و امکانات دانشگاه، امری است که موجب کاهش راندمان آموزشی دانشجویان می شود. کوتاه شدن سنوات مجاز تحصیل نیز علاوه بر کاهش راندمان آموزشی، دانشجویان را از فعالیت­های پژوهشی و مرتبط با صنعت و همچنین فعالیت­های سیاسی و فرهنگی باز می­دارد.

ساختن ساختمان­های جدید برای دانشکده ­هایی که ساختمان فرسوده­ ای داشتند و ایجاد رشته­ های جدید، از نقاط قوت این دوران می­باشد. اما سوال اساسی اینجاست که آیا توسعه­ی سخت افزاری دانشگاه مقدم بر توسعه­ ی نرم افزاری آن است؟ آیا ساماندهی به اموری مانند: فعالیت­ گروه­ های پژوهشی، تجهیز سایت­ها و کتابخانه ­های دانشکده­ها و … که تنها به بهانه­ی کمبود بودجه معلق مانده­ اند اولویتی کمتر از ساخت و ساز در دانشگاه دارد؟

***

یکی از وظایف اصلی دانشجویان نقد فعالیت مدیران دانشگاه و مطالبه­ی حقوق خویش از آنان است و لازمه­ ی رسیدن به دانشگاه آرمانی که وظیفه­ ی انسان سازی را بر عهده دارد، همین نقدها و مطالبه­ گری­هاست. فلذا بر ما دانشجویان است که علاوه بر کار علمی و پژوهشی و رشد علمی کشور، با تمام قوا در جهت ایجاد فضای سیاسی و فرهنگی سالم و پرنشاط در دانشگاه، شرکتی فعالانه داشته باشیم و با نظارت خویش بر مدیران آینده­ی این دانشگاه و مطالبه­گری از آنان، در جهت رفع نقایص و کاستی­ها، یاری­شان دهیم.

 و السلام علی من اتبع الهدی

مجمع دانشجویان حزب ا

بیانیه مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز به مناسبت روز دانشجو

بيانيهبسم رب المستضعفین و الشهدا و الصدیقین

 16 آذر سال 32 یادآور روحیه استکبارستیزی و نشان از بیداری دانشجوست که جا دارد این روز را که در آن دانشجو با خون خود، از بندگی در برابر غیر و استعمار، اعلام برائت کرد را به تمام مبارزان طول تاریخ که با خون خود، نهال آزادگی را آبیاری کرده‌اند، تبریک عرض کنیم. اینجاست که با توجه به مبارزات دانشجویان ما برای به ثمر رساندن انقلاب اسلامی و به ودیعه گذاشتن این نعمت الهی برای ما، جریان دانشجویی رسالتی بزرگ درر راه حفظ، حراست و انتشار پیام شهیدان این نهضت، بر عهده دارد.
 تحلیل وقایع اجتماعی و بررسی اهمیت آنان، معمولا بدون در نظرگرفتن جایگاه آن رویداد در تسلسل تاریخی، تحلیلی ناقص و ضعیف است. اگر می‌خواهیم نقش واقعه 16 آذر را که به نام روز دانشجو نامگذاری شده است در تکمیل و تکوین روند پیشرفت انقلاب اسلامی در این سال‌ها بررسی کنیم باید این اقدام دانشجویان را در طول واقعه مهم 13 آبان ماه و همچنین فرمان 6 آبان سال 81 رهبری خطاب به جنبش دانشجویی تعریف کنیم. شاید بتوان شاخصه اصلی 16 آذر سال 32 را  «استکبار ستیزی» شاخصه اصلی13 آبان سال 58 را «استقلال‌طلبی» و 6 آبان سال 81 را «عدالتخواهی» جنبش دانشجویی عنوان کرد.
 با این توضیحات، می‌توان برخی از مهم‌ترین ویژگی‌ها و وظایف جنبش دانشجویی را مسائل زیر عنوان نمود:
 آغاز گری
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جنبش دانشجویی که در هر سه واقعه ذکر شده، نمود یافته است،آغاز‌گری و خط‌شکنی آن است. در این سال‌ها، شان جریان دانشجویی به موتور محرکه بودن و ورود در عرصه‌هایی بوده است که تشکیلات‌های دیگر از ورود به آن به هر دلیلی ابا داشتند. از این منظر، یکی از وظایف جریان دانشجویی، ورود به موقع در بزنگاه‌ها و شکستن مارپیچ سکوتی است که در برخی از مواقع، انقلاب را به مخاطره می‌اندازد.جریان دانشجویی نباید اجازه دهد عده‌ای با ابزار‌های “سکوت و توجیه” انقلاب را به مذبح برند و در این باره رهبر انقلاب می‌فرمایند: «محافظه‌کاری قتلگاه انقلاب است.»
 آرمان‌خواهی و دوری از مصلحت‌اندیشی
یکی از مهم‌ترین رسالت جریان دانشجویی، مبارزه با انحراف انقلاب اسلامی است.مبارزه با هر عاملی که از پیاده‌شدن آرمان‌های انقلاب در جامعه جلوگیری کند؛ چه عامل خارجی باشد،چه داخلی. برای جلوگیری از انحراف در انقلاب، بهترین راه، بیان مکرر آرمان‌ها و اهداف انقلاب است. باید شعارها و اهداف انقلاب، آنقدر برای مسئولین و مردم تکرار و تکرار شود، تا مجالی برای تغییر و یا تحریف آرمان‌های انقلاب، تحت هر عنوانی و یا ذیل هر لوایی فراهم نیاید. به فرموده امام خامنه‌ای(ارواحنا له الفدا) وظیفه دانشجویان آرمان‌گرایی و وظیفه مسئولین مصلحت‌اندیشی است؛ البته آرمان‌خواهی باید با در نظرگرفتن واقعیت‌های جامعه انجام گیرد در غیر اینصورت آرمان‌خواهی جز خیال‌پردازی و شعارزدگی نیست.
 قائل نبودن تقدس اولیه برای افراد
همان‌گونه که عنوان شد، اقتضای جریان دانشجویی، مبارزه با انحراف انقلاب است؛ در این راستا دانشجویان از ابزار بسیار مهم “نقد”، برای پیشگیری و یا اصلاح موضوعاتی که مظنون به انحراف هستند بهره می‌برند؛ در این راه، دانشجویان باید این نکته را مد نظر قرار دهند که سابقه و یا انتساب افراد به شخصیت‌های بلند پایه نظام، نباید مانع انتقاد آنان از این افراد شود؛ برای دانشجویان اصالت با انقلاب اسلامی است، هر شخصی و با هر عنوانی اگر عملکردش به نفع انقلاب و تلاشش در راه عدالت بود مورد احترام است در غیر اینصورت جنبش دانشجویی با هیچ‌کس عقد اخوت نبسته است. برای جریان دانشجویی، مهم‌تر از “من قال”، “ما قال” است؛ مهم‌تر از ظاهر و رسم افراد، عملکرد و مرام آنان است. جنبش دانشجویی تقدس ابتدایی برای هیچ‌کس قائل نیست، تمام تقدس‌ها مشروط است.
 دید صحیح به ولایت فقیه
متاسفانه نوعی نگاه نادرست به ولایت‌فقیه در قشر مذهبی ما رسوخ کرده است که منشا بسیاری از سکوت‌ها و یا سکون‌ها در جامعه شده است؛ نگاهی که ولایی بودن را در این می‌بیند که  بست بنشیند تا رهبری بجود و در دهان او بگذارد، نگرشی که به جای اینکه باعث قیام و حرکت شود، باعث قعود و سکون می‌شود. در صورتی‌که از منویات ایشان مبرهن است که وظیفه جنبش دانشجویی، جاده صاف‌کن‌بودن برای ولی‌فقیه است، تنظیم دغدغه‌های خویش با رهبری و تصمیم‌گیری بر اساس هندسه فکری ایشان است، وظیفه ما عمل‌کردن قبل از فرمان مستقیم رهبری بر اساس منظومه فکری ایشان است، ما موظفیم با اعمال به موقع خود، فضا را برای بیان نظرات و مواضع صریح رهبری فراخ و باز کنیم.
 قرار دادن دغدغه‌های رهبری در صدر مطالبات
در سال‌های گذشته آرمان‌گرایی فعالان دانشجویی در دو عرصه‌ی اقتصاد مقاومتی و پیشرفت علمی كمتر مشاهده شده است و انگار چنین آرمان‌هایی برای جنبش دانشجویی آرمان‌هایی لوكس محسوب می‌شدند. با توجه به اهمیت این دو مقوله در استحكام ساخت درونی كشور، به تغییر نگاه جنبش دانشجویی در مقوله‌ی «پیشرفت علمی» و «اقتصاد مقاومتی» نیازمندیم. تحریم‌های اقتصادی كشور نشان داد كه استقلال حقیقی و استكبارستیزی پایدار نیازمند شكل‌دهی اقتصادی است كه با نارضایتی جهان غرب دست‌خوش تنش و ناپایداری نشود. به عبارت دیگر، اقتصادی كه صرفاً با سیاست خارجی سامان یابد، با سیاست خارجی هم نابسامان خواهد شد و لذا مسئولان كشور نباید لحظه‌ای از بنانهادن اقتصاد مقاومتی غفلت كنند. به همین دلیل، جنبش دانشجویی هم باید نسبت به این آرمان مهم و كلیدی واكنش فعال داشته باشد.
همچنین «پیشرفت علمی» كلید قدرت و استحكام درونی كشور است. رهبر معظم انقلاب بارها حدیث«العلم سلطان» را بیان كرده‌اند و همان‌طور كه ایشان مكرراً فرموده‌اند، علم اصلی‌ترین میدان رقابت در آینده خواهد بود. كشور در سال‌های گذشته با هدایت رهبر انقلاب جهش بزرگی را آغاز كرده و همان‌طور كه ایشان فرمودند، چنان‌چه پیشرفت علمی كشور به‌درستی ادامه یابد، مشكلات اقتصادی كشور نیز برطرف خواهد شد. از این رو در دوره‌ی جدید این موضوعات باید به‌طور ویژه در اولویت‌های جنبش دانشجویی -كه خود در محیط علمی فعالیت می‌كند- قرار گیرد.
 حساسیت نسبت به وقایع جهان اسلام
امروز بحمدلله نظام اسلامی در آستانه الگو شدن برای دیگر کشور‌های اسلامی است، اکنون ایران در جایگاه صدور انقلاب است، همان خواسته و آرزوی امام روح الله(ره). پس بر جنبش دانشجویی فرض است که با شناخت جایگاه ایران در منطقه، برای  تحقق هر چه بیشتر آمال امام خمینی(ره)، قدم بردارد و نسبت به هر عملی که شان پدر معنوی بودن ایران را در جهان خدشه دار می کند، واکنش نشان دهد. قطعا یکی ازمهم‌ترین دلایل رسیدن ایران به این جایگاه، مقاومت در این چند سال است. ایران برای الگو شدن در منطقه، نیازمند نظام اقتصادی عادلانه(حماسه اقتصادی) و تقویت هرچه بیشتر ساختار درون است. با این اوصاف جریان دانشجویی باید بتواند با مطالبات خود، بیش از پیش رویکرد مسئولین را معطوف به درون و تلاش در راه شکوفایی استعداد‌های داخلی کند. الهام بخش بودن در منطقه و جهان، به پیشتازی علمی، کارآمدی اقتصادی و …مرتبط است.
 در پایان با گرامی‌داشت روز دانشجو، وظیفه خود را ادامه راه شهدای انقلاب اسلامی برای گسترش نهضت امام روح الله(ره) در جهان، دانسته و در این راه “مثنی و فردی”  برای ایجاد حکومت جهانی اسلام و ظهور عدالت‌گستر گیتی، به پا خاسته و ان‌شاالله که در این راه ثابت‌قدم و استوار بمانیم و شاهد سپردن زمین به وارثان حقیقی‌اش که همان مستضعفان و صالحان‌اند، باشیم.
السلام من اتبع الهدی
مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز- آذر 92
انتهای پیام/

بیانیه تشکل های دانشجویی دانشگاه حکیم سبزواری

دانشگاه سبزوارباز هم ماه آذر و باز هم بوی شهادت و بصیرت. انگار هنوز هم صدای رگبار مسلسل سال 1332 بر گوشمان طنین می اندازد. و آه بلند و جان گداز مجروحین را در میان این سکوت غم بار می شنویم. انگارهمین دیروز بود که دانشگاه تهران در خون فرو غلتیده بود و دیوار هایش بوی خون به خود گرفته بود. آری 16 آذر روز بصیرت بود و روز عمل، روز دلدادگی بود و خط بطلانی بر سیاست های نظام وابسته و سرسپرده حاکم. نظامی که ادامه سلطنت منحوس خود را مدیون حمایت دولتهای مستکبر جهان بود.

این رژیم بعد از کودتای 28 مرداد 1332 به خیال خامش مسیر را منحرف کرده بود حال آنکه در این کارزار دانشگاهیان و دانشجویان بصیر نیز مانند برخی از مردم بصیر در اعتراض به  سرسپردگی حکام و دخالت مستکبرین جهان در امور داخلی کشورشان، به جرگه معترضین و مبارزین پیوستند. اندک زمانی نگذشت که در 16 آذر 1332 دانشکده فنی تهران و تاریخ درخشان و سرشار از عبرت ایران روزی را در خود به ثبت رسانید که حال با گذشت 60 سال از آن واقعه سترگ، نه خونشان خشک شده است و نه راهشان به نسیان سپرده شده است. سه دانشجویی که(مصطفی بزرگ نیا، مهدی شریعت رضوی، احمد قندچی) در قربانگاه عشق، جام شهادت سر کشیدند و به هم قطارانشان درس بصیرت، جسارت و دشمن شناسی  آموختند و نامشان برای همیشه در تاریخ استکبار ستیزی ملت ایران به نیکی ماندگار خواهد ماند.
آری 16 آذر به عنوان روز بصیرت دانشجویان برای آمریکا ستیزی و البته نه روز آمریکا ستایی در تاریخ این مرز و بوم ثبت شد. روزی که ملتی سرافراز، تاوان درخواست استقلال از استکبار جهانی را در قالب 3 اهورایی پرداخت . و البته از این روزها در تاریخ این مرز و بوم کم نبوده است.آری 16 آذر نمرده است که برایش مجلس ختم بگیریم، بلکه شهید شده است و شهید هم همیشه زنده است.
حال  با مدیریت الهی امام راحل و رهبری جانشین برحقش امام خامنه ای و در سایه انقلاب پر برکت اسلامی و گذراندن ایام پر افتخار دفاع مقدس توانسته ایم کشور خود را از زیر ذلت و سرسپردگی ابرقدرتهای غرب و شرق برهانیم. به فرموده رهبر انقلاب ، امروز دانشجوی خوب و موفق، دانشجویی است که  خوب درس بخواند-خوب فکرکند و معرفتش را بالا ببرد. امروز یکی از مسئولیت های سنگین جریان دانشجویی تلاش برای فهمیدن است، یعنی تفکر. عرصه جنگ امروز تغییر کرده است و جنگ سخت و رو در رو جایش را به جنگ نرم داده است جنگی که افکار و ایمان مردم را نشانه رفته است.
آری  کشورهایی که هنوز رد پای آمریکا در آنها مشهود است هم اینک در زمره بی ثبات ترین کشورهای جهان اند و این است نتیجه اعتماد به شیطان.
ما دانشجویان آگاه و همیشه در صحنه اینک با ندای تکبیر ،با اعلام بندهای ذیل، ضمن ادامه راه آن سه شهید اهورایی یک بار دیگر با آرمان های انقلاب، امام و رهبری بیعت می نماییم.
1- ما دانشجویان از تمامی مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی می خواهیم ضمن توجه بیشتر به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب در نامگذاری سال به نام حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی و پس از تحقق بعد سیاسی آن، تمامی تلاش خود را در تحقق حماسه اقتصادی و رفع مشکلات معیشت مردم مبذول نموده و ضمن توجه هرچه بیشتر به مسائل داخلی کشور از سیاه نمایی های بی مورد پرهیز نمایند.
2- ما دانشجویان ضمن تشکر از تلاش های بی وقفه تیم مذاکره کننده ایرانی در به ثمر رساندن توافقنامه ژنو از مسئولین می خواهیم با توجه دقیق و عمیق به مفاد این توافقنامه و توافقنامه های بعدی در جهت عدم اجازه سوء استفاده دشمنان قسم خورده انقلاب، به دنبال احقاق کامل حقوق هسته ای ایران در عرصه نظام بین الملل باشند و از یاوه گویی ها و دوپهلو صحبت نمودن های کشورهای غربی هراسی به خود راه ندهند و بدانند که موفقیت های امروز نتیجه مقاومت های 10 ساله گذشته بوده است. لذا مسئولین امر باید این آیه قران را نصب العین خود قرار دهند که : همانا کسانی که گفتند پروردگار ما خداست و استقامت ورزیدند هیچ ترس و اندوهی نداشته باشند.
3- ما دانشجویان به کشورهای 5+1اعلام می داریم مذاکرات هسته ای آزمایشیست بزرگ برای شما. لذا چنانچه بخواهید با مکر و حیله و سیاست های مزورانه خدشه ای به حقوق مسلم جمهوری اسلامی ایران در استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای وارد آورید در راستای سیاست های کلان نظام و گوش به فرمان رهبر انقلاب، لغو توافقنامه را با جدیت تمام دنبال خواهیم کرد
4- ما دانشجویان ضمن ابراز انزجار از سیاستهای شیطانی و مکارانه دولت های مستکبر بالاخص ایالات متحده آمریکا یکبار دیگر نگرانی عمیق خود را از دخالت های منفعت طلبانه این دولت در  کشورهای منطقه اعلام می داریم.
5- در پایان، این نکته بسیار کلیدی را اعلام می داریم که دشمنی و «شعار مرگ بر آمریکای» ما با توافق هسته ای پایان نخواهد یافت.لذا با اتحاد و انسجام بیشتر و کوبنده تر از همیشه نفرت و انزجار خود را از سیاست های دولت مردان آمریکا و البته رژیم منحوس و نامشروع صهیونیستی با این  شعار تکرار می نماییم که: « مرگ بر امریکا» «مرگ بر اسرائیل»
تشکل های  دانشجویی  دانشگاه حکیم سبزواری آذر 1392

شاخص ها، مطالبات و آفت‌های جنبش دانشجویی از منظر رهبر انقلاب اسلامي

نزدیک شدن به 16 آذر فرصت مناسبی است برای بازنگری و بازخوانی پرونده قطور جنبش دانشجویی برای درک آنکه تا به امروز این جنبش چه فرازها و فرودهایی به خود دیده است و امروز در کدام نقطه ایستاده و به کجا قرار است برسد.

برای بررسی کارشناسی هر حرکت اجتماعی نیاز به شاخص وجود دارد شاخصی که بتوان بر اساس نزدیکی و دوری از آن این حرکت را موشکافی کرد که تا چه حد به فلسفه وجودی و اساس خودش نزدیک است و تا چه حد می تواند به رسالت خود بر اساس معیارها عمل کند و با توجه به همین معیارها می توان آفات محتمل بر آن را بررسی نمود.

نزدیک شدن به روز دانشجو بهانه خوبی را فراهم می‌کند که جنبش دانشجویی که به تعبیر مقام معظم رهبری نماد بیداری دانشجویان است نگاهی دوباره به نقطه‌ای که ایستاده است بیاندازد و آن را با نقطه مطلوب مقایسه کند.

اما سوالی که دانشجویان از ابتدای دوران دانشجویی با آن سروکار دارند این است که در کنار تحصیل علم که وظیفه اصلی آنهاست چه تکالیف دیگری برعهده دارند و برای دستیابی به آنها چه باید بکنند؟

پتانسیل بالای جنبش دانشجویی که در محیط دانشگاه وجود دارد اگر از آن به طور مناسبی استفاده شود می تواند این شور و دغدغه مندی حرکت انقلاب را تسری بخشد و باعث افزایش بیداری و نیروی محرک قوی در راستای حرکت رو به جلوی جامعه شود. اما اگر از آن غفلت شود این پتانسیل قوی از مسیر خارج خواهد شد و خسارات جبران ناپذیری را برای جامعه و مردم به همراه خواهد داشت چرا که دشمن به راحتی می تواند بر موج احساسات و شور جوانی دانشجویان سوار شود و از آن به نحو مطلوب استفاده کند.

_ اما شاخص‌های اصلی جنبش دانشجویی چیست؟

رهبر معظم انقلاب طی دیدارهای متعددی که در سالهای اخیر با جمع دانشجویان و نخبگان کشور داشته اند، با برشمردن شاخص ها و خصوصیات اصلی جنبش دانشجویی به تشریح آنها برای دانشجویان پرداخته اند و دانستن این شاخص ها را لازمه “بیداری دانشجویی” در ایران دانسته اند.

“آرمانگرايى در مقابل مصلحت گرايى” یکی از این خصوصیت ها و شاخص های اصلی جنبش دانشجویی است. مقام معظم رهبری در این خصوص فرموده اند: «انسان وقتى كه در محيط تلاش و كار معمولى زندگى قرار مى‌گيرد، گاهى موانع جلوِ چشم او را مى‌گيرد؛ آرمانها را دور دست و غيرقابل دستيابى به انسان نشان مى‌دهد و اين خطر بزرگى است. گاهى آرمانها فراموش مى‌شوند. در محيط جوان، آرمانها محسوس، ملموس، زنده و قابل دسترسى و دستيابى است؛ لذا براى آنها تلاش مى‌شود. خودِ اين تلاش، تلاش مباركى مى‌شود.»

“صدق و صفا و خلوص است” از دیگر شاخص های جنبش دانشجویی است. مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند: «در حركت دانشجويى، كلك، تقلّب، حيله و شيوه‌هاى غيرانسانى‌اى كه معمولاً در محيطهاى زندگىِ رايج به كار مى‌رود، كمرنگ است و يا به‌طور طبيعى نيست.

در محيط معمولى زندگى، در محيط سياست، در محيط تجارت و در محيط بده بستانهاى اجتماعى، هر كس هر حرفى كه مى‌زند، مواظب است ببيند از اين حرف چه گيرش مى‌آيد و چه از دست مى‌دهد. حالا بسته به اين است كه چقدر زرنگ، چقدر پشت هم‌انداز و چقدر عاقل باشد – يا در نقطه مقابلش قرار گرفته باشد – تا چيزى از دست بدهد، يا چيزى به‌دست آورد.

اما در محيط حركت دانشجويى، نه؛ حرف را براى خوب بودنش، براى درست بودنش، براى جاذبه داشتنش براى خود و براى حقيقت، بيان و دنبال و تعقيب مى‌كنند. نمى‌خواهم تعميم دهم و بگويم كه هر نفر از آحاد دانشجو، هر تك تكى از اين حرفهايى كه مى‌زند، اين‌طور است؛ نه، اما اين رنگِ غالب است.»

“رهايى از وابستگي‌هاى گوناگونِ حزبى و سياسى” شاخص دیگری است که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی درباره جنبش های دانشجویی برشمرده‌اند.

مقام معظم رهبری در این باره خطاب به دانشجویان فرموده‌اند: «در اين مجموعه حركت دانشجويى، انسان مى‌تواند اين خصوصيت را مشاهده كند كه اين هم يك شعبه از همان مصلحت‌گرايى است. غالباً در اين‌جا از تقيّداتى كه معمولاً مجموعه‌هاى گوناگون سياسى و غيرسياسى براى افراد خودشان فراهم مى‌كنند، خبرى نيست و جوان حوصله اين قيد و بندها را ندارد.

لذا در گذشته پيش از انقلاب، احزابى بودند و كارهايى مى‌كردند؛ اما به دانشگاه كه مى‌رسيدند، ضابطه از دستشان در مى‌رفت! ممكن بود چهار نفر عضو هم يارگيرى مى‌كردند، اما نمى‌توانستند انضباطهاى مورد نظر خودشان را – انضباطهاى حزبى خيلى شديد كه در احزاب دنيا معمول بود و هست – در محيط دانشجويى به‌درستى اعمال كنند؛ زيرا دانشجو بالاخره در جايى به اجتهاد مى‌رسد. آن زمانها حزب توده، حزب فعّالى بود؛ تشكيلات خيلى وسيعى هم داشت؛ با شورويها هم مرتبط بود و اصلاً براى آنها كار مى‌كرد؛ اما به دانشگاه كه مى‌رسيد، مجبور بود بسيارى از حقايق حزبى را از چشم دانشجو پنهان كند!»

“ظلم‌ستیزی و استکبارستیزی” مشخه دیگر جنبش های دانشجویی است که رهبر فرزانه انقلاب اینگونه در مورد این شاخص توضیح می دهند: در مقابل مظاهرى كه ازنظر فطرت انسانى زشت است – مثل ظلم، زورگويى، تبعيض، بى‌عدالتى، تقلّب، دورويى و نفاق – حسّاسيت منفى دارد و آن را دفع مى‌كند.

يك وقت در اوّل انقلاب، همين گروه منافقين، با استفاده از فرصت انقلاب توانست در ميان جوانان و دانشجويان نفوذى پيدا كند؛ اما وقتى معلوم شد كه اعضاى اين گروه، منافقند، غالباً روى برگرداندند. چرا به آنها منافق مى‌گفتند؟ چون ادّعايشان اين بود كه براساس ايدئولوژى دين تشكيلات دارند، تلاش مى‌كنند و آينده معيّن مى‌كنند؛ اما در عمل معلوم مى‌شد كه نه، از ايدئولوژى دين هيچ خبرى نيست؛ تفكّرات، تفكّرات التقاطى ماركسيستى است؛ آن هم نه ماركسيستىِ يك دست؛ التقاطى، مخلوط و آشفته؛ و در عمل خارجى و فعّاليت و مبارزات هم آن چيزى كه حاكم بر بيشترين فعّاليتهاى آنهاست، قدرت‌طلبى است.

تلاش براى اين كه به قدرت دست پيدا كنند؛ قدرتى كه در پديد آمدنش نقش زيادى نداشتند؛ بلكه به‌عنوان يك مجموعه اصلاً نقش نداشتند؛ هرچند ممكن بود افرادى از آنها هم در خلال ملت نقش داشته باشند. لذا چون نفاق آنها معلوم شد – معلوم شد كه ظاهرشان با باطنشان؛ حرفشان با دلشان؛ ادّعايشان با آنچه كه حقيقتاً آن را دنبال مى‌كنند، يكى نيست – مجموعه جوانِ دانشجويى از اينها اعراض كرد و روى برگرداند.

“منطق و تفكّر و بينش صحیح” از جمله شاخصه های جنبش دانشجویی است. مقام معظم رهبری در اینباره می فرمایند: «ششمين خصوصيت اين حركت دانشجويى و اين پديده ذاتى محيط دانشگاهها اين است كه بر اين حركت، فقط احساسات حكومت نمى‌كند؛ بلكه ضمن اين كه احساسات هست، منطق و تفكّر و بينش و تحصيل و ميل به فهميدن و تدقيق هم در آن وجود دارد.

البته شدّت و ضعف دارد؛ گاهى كم و گاهى زياد. از نظر ما، اينها خصوصياتى است كه در اين مجموعه موسوم به حركت دانشجويى، يا بيدارى دانشجويى وجود دارد. البته كسانى كه اهل تحليل و تدقيقهاى اين‌طورى هستند، بگردند و خصوصيات ديگرى هم پيدا كنند؛ كه حتماً هم وجود دارد و من حالا نمى‌خواهم آن‌طورى بحث كنم. {بيانات در ديدار دانشجویان دانشگاه صنعتى شريف‌ ۱۳۷۸/۰۹/۰۱}

_ برررسی مطالبات رهبرانقلاب از دانشجویان

حالا می رسیم به سوالی که دانشجویان از ابتدای دوران دانشجویی با آن سروکار دارند و آن سوال این است که در کنار تحصیل علم که وظیفه اصلی آنهاست چه تکالیف دیگری برعهده دارند و برای دستیابی به آنها چه باید بکنند؟ مقام معظم رهبری در دیدارهای مختلف خود مجموعه‌ای از مطالبات از دانشجویان را مطرح می‌کنند که ممکن است در ابتدای امر دستیابی به همه آنها مشکل باشد ولی خود ایشان در این باره توضیح می‌‌دهند که: «ما در دیدارهاى دانشجوها معمولاً مطالباتى را مطرح می کنیم؛ آیا این پرتوقعى است؟ این یک سؤال است. اگر انسان مجموعه‌ عرایضى را که من در دیدارهاى دانشجویى، چه در ماه رمضان‌ها، چه در دانشگاه‌هایى که من در شهرستان‌ها یا در تهران شرکت کردم، جمع کند، یک فهرست طولانى از مطالبات این حقیر از مجموعه‌ دانشجویان به وجود مى‌آید. ممکن است کسى بگوید آقا اینها پرتوقعى است. من عقیده ندارم پرتوقعى است. چرا؟ توجه به نیروى متراکم در دانشگاه، گمان پرتوقعى را نفى می کند. اگر چنانچه شما از یک جوان ورزشکارِ پرنشاطِ نیرومندى بخواهید یک بار سنگینى را از یک جائى بردارد، به یک جاى دیگرى بگذارد، این به‌هیچ‌وجه توقع زیادى نیست. بله، اگر چنانچه فرتوت باشد، پیر باشد، ضعیف باشد، لاغر باشد، نمی شود توقع داشت؛ اما وقتى تواناست، خب بکند (91/5/17)».

پس دستیابی به این اهداف امری غیرقابل دسترس نیست و شدنی است. به طور کلی می توان مجموعه مطالبات ایشان را در حوزه های سیاسی، اجتماعی، علم و تحصیل و اخلاق بررسی کرد.

مطالبه در حوزه سیاسی: رهبر معظم انقلاب یکی از تکالیف دانشجویان را کسب آگاهی و هوشیاری در زمینه های سیاسی می دانند و از دانشجویان می خواهند که درباره کوچکترین مسائل دنیا تحلیل داشته باشند و از مسئولانی که به دنبال سیاست زدایی از فضای دانشگاه ها هستند انتقاد می کنند: «بنده دلم مى‏خواهد این جوانان ما شما دانشجویان؛ چه دختر، چه پسر و حتّى دانش‏آموزان مدارس روى این ریزترین پدیده‏هاى سیاسى دنیا فکر کنید و تحلیل بدهید. گیرم که تحلیلى هم بدهید که خلاف واقع باشد؛ باشد! خدا لعنت کند آن دست‏هایى را که تلاش کرده‏اند و مى‏کنند که قشر جوان و دانشگاه ما را غیر سیاسى کنند. کشورى که جوانانش سیاسى نباشند، اصلًا توى باغ مسائل سیاسى نیستند، مسائل سیاسى دنیا را نمى‏فهمند، جریانهاى سیاسى دنیا را نمى‏فهمند و تحلیل درست ندارند. مگر چنین کشورى مى‏تواند بر دوش مردم، حکومت و حرکت و مبارزه و جهاد کند؟!(12/8/72)»

دانشجو باید مرد زمان خود باشد: تاکید مقام معظم رهبری بر این فضا داشتن «احساس، درک و تحلیل سیاسی» است: «دانشجویى که اصلًا نفهمد در دنیا چه مى‏گذرد، این دانشجو، دانشجوى زمان خودش نیست؛ مرد زمان خودش نیست. دانشجو باید احساس سیاسى داشته باشد، درک سیاسى داشته باشد، تحلیل سیاسى داشته باشد.(12/8/72)»

دانشجویان در کنار تحصیل علم و خودسازی روحی، تکالیفی را نیز در برابر اجتماع دارند و نباید نسبت به جامعه اسلامی و انقلاب اسلامی و آرمانهای آن بی تفاوت باشند: «حال باید ببینیم یکی از اساسی ترین وظایف هر جوان که در دوران دانشجویی و تحصیل به سر می برد یا به امور دیگر مشغول است، چیست؟ به نظر من از اساسی ترین وظایف این است که این روحیه دفاع، احساس مسئولیت و تکلیف در مقابل این کشور و آرمان های آن را در خود زنده نگه دارد.(14/7/73)»

بی تفاوتی دانشجو نسبت به مسائل جامعه درد بزرگی است: ایشان با مصیبت بزرگ خواندن بی تفاوتی دانشجو نسبت به جامعه و مسائل آن می فرمایند: «اگر هدف دانشجو این باشد که درس بخوانم، برای اینکه زندگی شخصی خودم را -مثلاً- آماده کنم، بقیه هرچه شد، بشود؛ خطر خیلی بزرگی است».

ایشان اضافه می کنند: «اگر جهت زندگی دانشجو این باشد که به مسائل جامعه و آنچه که می گذرد بی اهمیت، بی اهتمام، بی علاقه و بی مبالات باشد، مصیبت خیلی بزرگی است. فرض بفرمائید به دانشجو گفته شود که بخشی از نیروهای کشور دچار آفات عقیدتی و فکری اند، شانه بالا بیندازد و بگوید به من چه!! همچنان که اگر بگویند بخشی از مردم در فلان جا دچار زلزله شدند و از بین رفتند شانه بالا بیندازد و بگوید به من چه!! بخشی از مردم از لحاظ وضع معیشتی دچار دشواری و مشکل اند، شانه بالا بیندازد و بگوید به من چه!! این حالت بی تفاوتی مصیبت خیلی بزرگی است.(11/11/76)»

حتی رهبر معظم انقلاب این احساس مسئولیت را نیز در فضای دانشگاه ارزشمند خوانده و پذیرش مسئولیت در این عرصه را باعث افزایش قدر و قیمت دانشجو می دانند: «من نسبت به مسئولیت درمحیط دانشگاه یک حساسیت دارم. یعنی احساس می کنم شما هرچه که قدر و قیمت دارید، به مجرد اینکه درمحیط دانشجویی مسئولیت به عهده گرفتید، این قدر و قیمت، مضاعف خواهد شد، همه خصوصیات فکری و ذهنی و عملی و منش ها و رفتارهای شما، اهمیت پیدا می کند.(15/9/1375)»

مطالبات در حوزه علم و تحصیل:
مقام معظم رهبری در دیدارهای مختلف خود تأکید کرده اند که وظیفه اصلی دانشجو تحصیل است و سایر فعالیت ها نباید این موضوع را تحت شعاع قرار دهد و به فضای علمی دانشگاه ها لطمه بزند. « بى‌رودربایستى باید به شما عرض کنم که اگر شما بخواهید درس خواندنتان را فداى این کارهایى بکنید که خیال مى‌کنید خوب است – حالا یا خوب است، یا خوب هم نیست – بنده هیچ اعتقادى به این کار ندارم. درس، اوّل است. فلسفه‌ حضور شما در آن‌جا درس خواندن است. اگر واقعاً دانشجویى درس نخواند، بلاشک بدانید که او مشغول ذمّه است . . . حالا در دنیا ممکن است کسى یقه‌ کسى را در این‌طور چیزها نگیرد؛ اما در روز قیامت یقیناً سؤال خواهند کرد که چرا درس نخواندى؟!4/12/77»

لزوم مرجع علمی شدن در جهان: در این حوزه نیز هدف اصلی و قله مدنظر جریان دانشگاهی باید دستیابی به «مرجعیت علمی» و «تولید علم دینی و بومی» است: «عرض کردیم که کشور باید به عزت علمى‏ برسد. هدف هم باید مرجعیت‏ علمى باشد در دنیا؛ همین طور که بارها عرض کرده‏ایم. یعنى همین طور که شما امروز ناچارید براى علم و دستیابى به محصولات علمى به دانشمندانى، به کتاب‏هایى مراجعه کنید که مربوط به کشورهاى دیگرند، باید به آنجا برسیم که جوینده‏ى دانش، طالب علم، مجبور باشد بیاید سراغ شما، سراغ کتاب شما؛ مجبور باشد زبان شما را یاد بگیرد تا بتواند از دانش شما استفاده کند. هدف باید این باشد. این یک آرزوى خام هم نیست. این چیزى است که عملى است. اینجایى هم که ما امروز از لحاظ علمى و فناورى قرار داریم، این هم یک روزى جزو آرزوهاى خام به حساب مى‏آمد.(24/9/87)»

البته این هدفی است که باید جریان غالب دانشگاهی کشور به دنبال آن بروند و الا ممکن است عده ای از افراد باشند که توانایی رسیدن به آن قله را نداشته باشند. ایشان در همین باره در پاسخ به سوالی که یکی از دانشجویان در دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی مطرح کردند فرمودند: « اینکه ما مسأله‏ تولید علم را مکرّر در دانشگاه مطرح کردیم و بازهم مطرح مى‏کنیم و در آینده هم إن شاءاللّه مطرح خواهیم کرد، معنایش این نیست که از یک‏یک مخاطبان مى‏خواهیم تولید علم کنند؛ بلکه معنایش این است که این ارزش، هدف و حرکت جمعى- که انگیزه‏هاى فردى در پى آن است- بشود.»

مطالبات در حوزه اخلاق و معنویت:
یکی از برنامه های اساسی هر مسلمان تزکیه و خودسازی معنوی است دانشجویان نیز در این باره وظیفه خودسازی و تزکیه نفس را دارند: «البته در درجه‏ اول، جوان دانشجو و دانش‏آموز باید خودسازى کند. خودتان را با تربیت دینى بسازید. امور تربیتى خوب است، معلم تربیتى خوب است، گوینده‏ تربیتى‏ خوب است؛ اما آن کسى که از درون خود، موعظه‏کننده و تربیت‏کننده‏یى نداشته باشد «واعظ من نفسه» این تربیتها به کارش نمى‏آید. خودتان را بسازید، با نفس مبارزه کنید، اجراى حکم الهى را در محدوده‏ شخص خودتان بزرگ بشمارید و به نماز، به توجه به خدا، به دعا و به توکل اهمیت بدهید؛ این شما را پولادین خواهد کرد.(15/8/70)»

_ چه آفت‌هایی جنبش‌های دانشجویی را تهدید می‌کند؟

اما در کنار بیان شاخص های و همچنین مطالبات ایشان از دانشجویان و جنبش‌های دانشجویی نکته‌ای که ایشان به شدت بر روی آن تاکید می فرمایند، آفت‌هایی است که این مجموعه را تهدید می کند. همه دانشجویان باید به شدت مراقب این آفات باشند چرا که گرفتار شدن به آن می تواند کشور را دچار بحران اساسی کند. دشمن به شدت به تحولات جنبش دانشجویی و حرکات آن حساس است و دائما رصد می‌کند تا ببیند موقعیت مناسبی دست می دهد تا بتواند از این پتانسیل در جهت اهداف خود استفاده کند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی طی سخنرانی در دانشگاه صنعتی شریف به تفصیل به واکاوی و بررسی آفات جنبش‌های دانشجویی پرداختند که در ادامه این گزارش به صورت گزیده شده می خوانید؛


آفت اول:
طمع مجموعه های ناباب/ يكى از آفات حركت دانشجويى اين است كه عناصر و مجموعه‌هاى ناباب به آن طمع بورزند و بخواهند از آن سوءاستفاده كنند. در دوره‌اى – كه ما هم در آن دوره، خودمان از نزديك شاهد و واقف به كارهاى اينها بوديم – بعضيها بودند كه دلشان مى‌خواست سربه‌تن جنبش دانشجويى نباشد! هرجا كه حركت جوانان، بخصوص دانشجويان بود، اينها رويشان را درهم مى‌كشيدند و طاقت نداشتند! اينها وقتى ببينند كه ميدانى هست و بالاخره دانشجو و نسل جوان در كشور حرف مى‌زند و تعيين كننده است، بنا مى‌كنند اوّل سينه‌خيز، بعد يواش‌يواش نيم خيز، بعد هم يواش‌يواش با گردن افراشته مى‌آيند كه بله، ما هم هستيم! اگر مجموعه‌هاى سياسىِ قدرت طلبِ بدنيّتِ بددلِ بدسابقه، طرف حركت دانشجويى آمدند و خودشان را به آن چسباندند و بر آن دست گذاشتند، اين مى‌شود آفت. گاهى از همين تجمّعها و تشكّلهاى دانشجويى كه پيش من مى‌آيند، به آنها صريحاً گفته‌ام كه آن مجموعه‌هاى خطرناك چه كسانى هستند. چون اين صحبت ممكن است پخش شود، در اين جا پيش شما اسم نمى‌آورم؛ اما براى آنها اسم هم آورده‌ام.

مواقعى هست كه يك انسان بد و يك نيّت ناپاك مى‌خواهد از يك نيّت خوب، از يك انسان خوب، از يك حركتِ خوب سوءاستفاده كند كه انسان دلش مى‌سوزد و اگر بتواند، حاضر نيست چنين چيزى اتفّاق بيفتد. اين‌جا هم از همان قبيل است. دانشجويان بايد مواظب باشند. نمى‌شود بگوييم كسانى مواظب دانشجويان باشند؛ اين نقض غرض خواهد شد. خودِ دانشجويان بايد مواظب باشند كه انسانهاى بد نيّت، تجمّعهاى بد نيّت، تشكيلاتهاى بد نيّت، مجموعه‌هاى بد نيّت و بد سابقه و بد نام، نزديك نشوند. اگر هم مى‌خواهند كار خيرى بكنند، بروند خودشان كار خير بكنند؛ به مجموعه دانشجويى كارى نداشته باشند.

آفت دوم: دور شدن از آرمانگرايى و آرمان‌ها/ يكى ديگر از آفات جنبش دانشجويى دور شدن از آرمانهاست. عزيزان من! ببينيد؛ سالها قبل از انقلاب، يك واقعه جنايت‌آميز در روز شانزده آذر اتّفاق افتاد. از اوّلِ انقلاب، مى‌شد كارى كنند كه شانزده آذر اصلاً فراموش شود؛ چون آن‌قدر ما حوادث داشتيم! اما نه، مسؤولان كشور و علاقه‌مندان به مسائل كشور، مايلند خاطره اين روز زنده بماند. چرا؟ چون آن روز به‌خاطر سخن حقّى، اتّفاقى در دانشگاه افتاد كه بعدها جبهه دژخيمان به‌خاطر همان هدفى كه جوانان داشتند – و هدف والايى هم بود – با آنها مقابله كردند و به كشته شدن سه نفر انجاميد.

مسأله آن روز چه بود؟ ضدّيت با امريكا. چه زمانى؟ آن زمان كه سياست امريكا و دولت امريكا و رژيم امريكا و عناصر اطّلاعاتى و نظامى امريكا، در تمام شؤون اين كشور حاكم بودند. در اين كشور، چه آشكار و چه پنهان، همه چيز در دست امريكاييها بود.

امروز كه شما مى‌بينيد امريكاييها از اين كه ايران اسلامى به طرفشان نمى‌رود، زنجير مى‌جوند، به ياد آن روز است؛ چون اين جا جايى بود كه اينها مى‌ايستادند و از اين جا به همه منطقه – كشورهاى عربى و تركيه و … – فخر و آقايى مى‌فروختند و اعمال نفوذ مى‌كردند؛ چون اين‌جا را مال خودشان مى‌دانستند! …در چنين شرايطى، حالا يك عدّه بيايند به‌عنوان دانشجو، نقطه مقابل حركت شانزده آذر را عَلَم كنند؛ يعنى گرايش به امريكا تحت عناوين بسيار پوچ و سست و غيرمنطقى و غيرمستدل.

اين پشت كردن به جنبش دانشجويى است؛ اين اصلاً جنبش دانشجويى نيست؛ اين به‌كلّى يك چيز ديگر است؛ عكس آن است. مسأله مخالفت با امريكا را در قالبهاى بسيار كوچك و سست و بى‌بنيادِ جناح‌گرايى و امثال آن قرار دهند، براى اين كه اصل قضيه را از بين ببرند. اين نمى‌شود. اين از آفات جنبش دانشجويى است.

پس، يكى از آفات جنبش دانشجويى همين است كه به آرمانها و آرمانگرايى پشت كنند. يا مثلاً وقتى كه مسأله عدالت اجتماعى در كشور مطرح مى‌شود، دانشجو بايد از اين مسأله حمايت كند. عدالت اجتماعى، آن چيزى است كه حتى كسانى كه اصرار داشتند شعار عدالت اجتماعى را به دلايل سياسى و با انگيزه‌هاى گوناگون كمرنگ كنند، بالاخره نتوانستند؛ مجبور شدند عدالت اجتماعى را مطرح كنند. در دنيا، غير از مستكبران و زورگويان و چپاولگران عالم، هيچ انسانى نيست كه به عدالت اجتماعى و شعار آن پشت كند. اين شعار در كشور مطرح مى‌شود؛ چه كسى بايد از اين شعار حمايت كند؟ چه كسى بايد بيشتر از همه درباره آن بينديشد؟ چه كسى بايد براى آن كار كند و درباره راههاى تأمين آن، تحقيق و بحث كند و ميزگرد بگذارد، غيردانشجويان؟ بايد توجّه داشت كه اين حركت دانشجويى و بيدارى دانشجويى، مطلقاً به سمت عكس جهتها نرود. پس، يكى از آفات اين جنبش، پشت كردن به آرمانها، فراموش كردن آرمانها و از ياد بردن آرمانهاست.

آفت سوم: سطحی شدن جنبش دانشجویی است/ یكى ديگر از آفات مهمّ جنبش دانشجويى، سطحى شدن است. عزيزان من! از سطحى‌انديشى به‌شدّت پرهيز كنيد. خصوصيت دانشجو، تعمّق و تدقيق است. هر حرفى را كه مى‌شنويد، رويش فكر و دقّت كنيد.

چرا در اسلام هست كه: «تفكّر ساعة خير من عبادة سبعين سنه»(2)؛ يك ساعت فكر كردن، ارزشش از عبادت سالها بيشتر است؛ به‌خاطر اين كه اگر شما فكر كرديد، عبادتتان هم معنا پيدا مى‌كند؛ تلاش سازندگيتان هم معنا پيدا مى‌كند؛ مبارزه‌تان هم معنا پيدا مى‌كند؛ دوستتان را مى‌شناسيد، دشمنتان را هم مى‌شناسيد. شما فرض كنيد در يك جبهه جنگى آدمهايى پيدا شوند كه جبهه خودى را از جبهه دشمن تشخيص ندهند – حيران و سرگردان دور خودشان بچرخند – گاهى اين‌جا تير بزنند، گاهى آن‌جا تير بزنند؛ گاهى بالا تير بزنند، گاهى به خودشان تير بزنند! ببينيد فكر كه نباشد، آدم اين‌طورى مى‌شود.

عدّه‌اى مى‌خواهند در هاى‌وهوى فريادها و شعارها و رنگ و روغنها و رنگ و لعابهاى دروغين، مجموعه دانشجويى را به اين سمت بكشانند. اين براى جنبش و حركت دانشجويى خطر است. بايد فكر كرد. با فكر، انتخاب، انتخابِ درستى خواهد بود. اگر در انتخاب اشتباه هم بكند، چنانچه انسانِ اهل فكر باشد، با او راحت‌تر مى‌شود حرف زد. آن آدمى كه اهل فكر نيست، هرگونه انتخابى بكند، اگر اندك خطايى در آن باشد، نمى‌شود با او حرف زد و منطقى صحبت كرد؛ تسليم تعصّبها و ندانستنها و جهالتهاى خودش است؛ اما وقتى اهل فكر و دقّت بود، اگر خطايى هم اتّفاق افتاده باشد، يك نفر آدم خيرخواه مى‌تواند با او حرف بزند و بگويد به اين دليل، اين كار خطاست. نبايد سطحى بود. به هر شعارى، به هر حرف گرمى، به هر دهان گرمى و به هر نقلى، نمى‌شود اعتماد كرد؛ بايد فكر كرد. اساس قضايا فكر است. آن چيزى كه انتظار عمده از انسانهاى فرزانه و هوشمند است، اين است.

آفت چهارم: به دام احزاب و گروهها افتادن است/ یكى ديگر از آفات، به دام احزاب و گروهها افتادن است؛ كه اين را قبلاً هم گفتم. مواظب باشيد، اختاپوس خطرناك احزاب و گروههاى مختلف به سراغتان نيايد و شما را به دام نيندازد. از آن مجموعه آزادانديش، اغلبِ خصوصيات مثبت را خواهند گرفت؛ كه اگر اين شد، آن وقت انسان در خدمت دشمنان انقلاب قرار مى‌گيرد و چيز خطرناكى مى‌شود و زندگى و سرمايه و آينده انسان حقيقتاً به باد مى‌رود و انسان دچار حسرت مى‌گردد. صحبت قدرى طولانى شد. من فقط در پايان اين بخش از صحبتم توصيه كنم كه شما عزيزان با نهج‌البلاغه اُنس پيدا كنيد.

نهج‌البلاغه، خيلى بيدار كننده و هوشيار كننده و خيلى قابل تدبّر است. در جلساتتان، با نهج البلاغه و كلمات اميرالمؤمنين صلوات‌اللَّه‌وسلامه‌عليه انس پيدا كنيد. اگر خداى متعال توفيق داد و يك قدم جلو رفتيد، آن وقت با صحيفه سجّاديه – كه على‌الظاهر فقط كتاب دعاست؛ اما آن هم مثل نهج‌البلاغه، كتاب درس و كتاب حكمت و كتاب عبرت و كتاب راهنماى زندگى سعادتمندانه انسان است – اُنس بگيريد. البته حرفِ نگفته و گفتنى بسيار است؛ منتها چون تا ظهر، وقت بسيارى باقى نمانده و مى‌خواهم به سؤالات پاسخ دهم، اين است كه اين بخش را تمام مى‌كنم.

منبع:مشرق

جلسه فرمايشي 16آذر دانشگاه شهيد بهشتي راتحريم و سوء استفاده از نام دانشجو را محكوم مي كنيم

«من عقيده‌ام اين است كه مسئولين بايد در دانشگاه‌ها شركت كنند؛ رؤساى سه قوه، مسئولين ميانى، رئيس صدا و سيما، مسئولين سپاه و نيروهاى مسلح؛ اينها بروند با دانشجوها جلسه بگذارند و حرفهاى گفتنىِ دانشجوها را بشنوند.»

«هيچ چيزى جاى اين گفتگوى رو در رو و چهره به چهره را نميگيرد؛ همانى كه سنت قديمى روحانيون ما بوده كه بنشينند روى منبر، با مردم چهره به چهره حرف بزنند. من الان از همين جا به مسئولين سفارش ميكنم كه در جلسات دانشجوئى شركت كنند؛ بيايند، بشنوند از دانشجوها، و بگويند به دانشجوها. » رهبر معظم انقلاب ۱۳۹۱/۰۵/۱۶

دانشجو به مثابه مؤذن جامعه با ذهني فعال و روحيه اي آزادانه و مطالبه گرانه همواره موتور محرك جوامع مختلف در جهت رسيدن به آرمانها و ارزشهاي والاي انساني و اسلامي بوده است.ما بر اين باوريم كه 16 آذرماه به عنوان روز بزرگداشت دانشجويان بايد تجلي كامل روحيات آزادمنشانه، عدالتخواهانه و مطالبه گرانه دانشجويان قلمداد شود. رسيدن به اين مهم زماني تحقق خواهد پذيرفت كه اين باور در مسئولين كشور بوجود آيد و به جاي برگزاري مراسم صرفا تشريفاتي زمينه را آنگونه فراهم سازند تا دانشجويان بتوانند به رسالت هميشگي خود كه همانا بازگوكردن مشكلات كشور و نقد عالمانه و منصفانه عملكرد حاكمان است جامعه ي عمل بپوشانند. بديهي مي نمايد كه هر عملي به نام بزرگداشت روز دانشجو بدون پذيرفتن نقش فعال دانشجويان و بدون توجه به بيان دغدغه ها و مطالبات آنان، با فلسفه وجودي اين روز در تضاد است.

مثل چنين روزي قرار بود رياست محترم جمهوري، نكات و دغدغه هاي نمايندگان اتحاديه هاي دانشجويي را بشنوند. اما متاسفانه به دلايل نامعلومي اين حق از دانشجويان سلب و برخلاف وعده قبلي مسئولين وزارت علوم، اعلام شد كه دانشجويان نمي توانند سخنان خود را با رئيس جمهور در ميان بگذارند و باز مانند هميشه قرار است مراسمي با نام دانشجو برگزار شود، حال آنكه ديگران به سخنراني خواهند پرداخت و به جاي اينكه شنونده انتقادات باشند، با بذل و بخشش تعارفات هميشگي به ارائه گزارش هاي هميشه خوب خود خواهند پرداخت.

ما ضمن اعتراض به روند برگزاري جلسات يك طرفه سخنراني مسئولين در دانشگاه ها همه ي مسئولين نظام را به اجرايي كردن فرمايشات رهبري و شنيدن دغدغه هاي دانشجويان توصيه مي كنيم.

به همين دليل جنبش عدالتخواه دانشجويي كه خود را موظف به پيگيري مطالبات به حق دانشجويان و مردم سربلند ايران اسلامي مي داند، حضور در جلسه تشريفاتي 16آذر دانشگاه شهيد بهشتي با حضور رئيس جمهور را تحريم كرده و هر گونه اقدامات مشابه و سوء استفاده از نام دانشجو را محكوم مي كند.

به اميد ظهور عدالت گستر گيتي
جنبش عدالت خواه دانشجويي

بیانیه جمعي از دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز در خصوص بازگرداندن يك استاد مساله دار

بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ (رعد/11)

امروز چشم امید هر ملتی به دانشگاه و دانشگاهیانش دوخته شده است؛ چرا که سرنوشت هر جامعه ای وابسته به انسان هایی است که در این محیط، تربیت می شوند.

بی شک دانشگاه ها زمانی می توانند این رسالت تاریخی خود را به درستی ایفا کنند که از هرگونه دست اندازی نا اهلان درامان باشند و آرامش و حریم اهالی علم به ویژه اساتید و دانشجویان در آن حفظ شود.

حکومت و خانواده ها به این امید فرزندان این ملت را به دامان دانشگاه می سپارند که در محیطی آرام با وجود اساتیدی دانشمند و بزرگوار، این سرمایه های بزرگ جامعه، پرورش یابند و مایه ی افتخار آنها شوند.

ولی در نهایت بهت و حیرت ، در سالهای اخیر شاهد آلوده شدن محیط پاک و مقدس دانشگاه ها توسط برخی افراد بودیم که با وقاحت و بی شرمی تمام با سوء استفاده از عنوان مقدس “استاد” ، دست به انجام کارهایی زده اند که حتی گفتن آنها شرم آور است و نمونه ی بارز آن یکی از به اصطلاح اساتید دانشکده الهیات است که چندین نفر از دختران این دانشکده را با دسیسه های گوناگون به دام شیطانی خود گرفتار کرد.

با پیگیریهایی که از طرف تعدادی از دانشجویان با غیرت دانشگاه و دانشکده الهیات و با دادن هزینه های گزاف روحی و عاطفی و حتی خانوادگی دانشجویان ، فرد مذکور از دانشگاه اخراج شد.

اما این روزها در کمال ناباوری و بهت و حیرت جامعه دانشگاهی به ویژه دانشجویان آسیب دیده، زمزمه هایی مبنی بر بازگشت این فرد بیمار شنیده می شود که این فرد با تغییر فضای سیاسی کشور ، امیدی برای بازگشت به دانشگاه حس کرده است.

ما جمعی از دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز ضمن اعلام تنفر و انزجار از عملکرد کسانی که قداست جایگاه معلم و دانشگاه را قربانی هوس ها ی خود کرده و با توجه به لطمه بزرگی که توسط این شخص به بدنه دانشگاه زده شده به کلیه مسئولین مربوطه هشدار می دهیم که از عواقب اخروی و دنیوی چنین عملی بیم نموده و تقوا پیشه کنند که در غیر این صورت علاوه بر واگذاری نتیجه کوتاهی آنها به خداوند و امام عصر (عج) ، دست از اقدامات لازم بر نداشته و نسبت به بازگشت این فرد بیمار و فاسد که به زعم اظهارات دانشجویانش قدرت برقراری ارتباط سالم با زنان را ندارد هشدار جدی می دهیم و عواقب ناشی از اقدامات انقلابی دانشجویان را بر عهده ی کسانی می دانیم که کار را برای بازگشت وی هموار کرده اند.

و السلام علی من اتبع الهدی
از طرف جمعی از دانشجویان دانشکده الهیات دانشگاه شهید چمران اهواز

مردم ايران سنگيني ظلم و ستم آمریکا را بر روي شانه هايشان احساس مي كنند

به گزارش عدالتخواهي فرشید جعفری دبیر جنبش عدالتخواه دانشجوی در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، اظهار داشت: 16 آذر یکی از مقاطع حساس تاریخ جنبش دانشجویی است که نکته حائز اهمیت و غیر قابل کتمان این روز وجه ضد امریکائی و استکبار ستیزی بودن آن است.

دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی ادامه داد: اینکه در 16 آذر سال 1332 چند دانشجوی دانشگاه تهران به علت مخالفت با سیاستهای امپریالیستی امریکا کشته می شوند گواه خصوصیت بارز ضد امریکائی روز دانشجو در کشور ماست و نشانگر این موضوع است که جریان دانشجویی برای مبارزه با استکبار نمی‌تواند راهی جز راه این شهیدان در پیش گیرد.

وی ادامه داد: کشور ما بعد از کودتای 28 مرداد 32تا انقلاب اسلامی و بعد از آن همیشه مورد تهاجم آمریکا بوده است و امروز کشور ما در مقطعی قرار دارد که تمامی آحاد جامعه از عوام مردم تا جریانات مختلف ظلم و ستم آمریکا را بر روي شانه هايشان احساس مي كنند.

جعفری در پایان خاطرنشان کرد: متاسفانه عده ای از گروه های سیاسی سعی کردن با پرچم های مختلف این وضعیت ضد آمریکایی را از جنبش دانشجویی بگیرند اما دانشجویان نشان داد‌ه‌اند که مبارزه با آمریکا را صدر فعالیتهای خود قرار داده‌اند.

تا آمریکا خوي استكباري خود را را رها نکند با او کنار نخواهیم آمد

مهمترین محورهای سخنان فرشید جعفری، دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی در میزگرد دبیران تشکل‌های دانشجویی در خبرگزاری«نسیم» بدین شرح است:

– معتقدم عده‌ای در تلاش هستند که نه تنها شانزدهم آذر را غصب کنند بلکه قصد دارند بزرگداشتی همچون روز شانزدهم آذر نباشد چرا که این روز نقطه تلنگر جنبش دانشجویی به حساب می‌آید.

– عده‌ای در تلاش هستند که شانزدهم آذر را از اولویت های جنبش دانشجویی و از آرمانهای این جنبش خارج کنند.

– برخی تلاش کردند که در جامعه دانشگاهی جا بیندازند که این حادثه شانزدهم آذر همانند اتفاقات دیگر است و باید از آن گذشت ولی به دليل مقاومت دانشجويان موفق به این امر نشدند.

– خیلی ها در این سالهای اخیر تلاش کردند که بگویند این مسأله 16 آذر مسأله ای بود که گذشت و این واقعه را یک واقعه عادی جلوه دهند.

– ممکن است این اتفاقی که برای سه شهید 16 آذر افتاد برای سه دانشجو در مبارزه با امپریالیسم می‌افتاد، اما کلید واژه ماندگاری آنان مبارزه با استکبار بوده است.

– برخی‌ها می‌گویند که بعد از انقلاب‌اسلامی و بافشارهای حاکمیتی جنبش‌های دانشجویی حکومتی شده‌اند و این حکومتی شدن جنبش‌های تحمیلی بوده است که این حرف کاملا اشتباه است و 16 آذر نشان مي دهد كه جنبش دانشجويي ايران از قبل انقلاب استكبارستيز بوده است.

– تمامی جریانات جنبش دانشجویی در 16 آذر سال 1332 بر سر دو مسأله توافق داشتند یکی مبارزه با آمریکا و دیگری برچیده شدن نظام پهلوی ، حال یک عده در این میان کم آوردند، و ما می بینیم آنان که قبل از پیروزی انقلاب مخالف رابطه با آمریکا بودند، بعد از پیروزی انقلاب نتوانستند مقاومت کنند و حتی فرش قرمز برای آمریکا پهن کردند، همان هایی که اول انقلاب رفتند لانه جاسوسی امریکا را فتح کردند و بعد از مدتها از نظرشان برگشتند و از موافقین رابطه با آمریکا شدند.

– توجه به اسلام و مبانی دینی و توجه به فطرت انسان و همین طور روح فطرتی که درانسان وجود دارد باعث می شود وقایعی همچون شانزدهم آذر ماندگار شوند.

– ما امروز چند تشکل و اتحادیه دانشجویی می‌بینیم که این اتحادیه ها نسبت به این مسأله ادعا دارند که بر مرام 16 آذر همچنان مانده‌اند.

– اگر می‌بینید که امروز برخی از تشکلهای دانشجویی همچنان بر مرام 16 آذر همچنان مانده‌اند بخاطر این است که دچار انحراف و جهت گیری های بیجای سیاسی نشده‌اند بخاطر این است که برسرآرمانهای 16 آذر و استکبارستیزی پایدار مانده اند.

– بعد از انقلاب این چالش را داشتیم که یک عده‌ای می‌آمدند و می‌گفتند که ما نسبت به جریان 16 آذر دیدگاه داشتند که این جریان یک جریان اصیل نیست و عده‌ای دیگر معتقد بودند که جریان 16 آذر همان جریان اصیل است.

– تفسیر های زیادی از 16 آذر شده عده‌ای 16 آذر را آزادیخواهانه تفسیر می‌کردند ، عده‌ای دیگر سیاسی تفسیر می کردند اما سوال من از مفسرین این است که بالاخره آن کسانی که می‌گویند این شانزده آذر آن شانزده آذر سابق نیست چه چیزی را می خواهند بگویند حتی اگر بر مبنای اولیه برگردیم آنهایی که به ما می‌گویند شما تشکل‌های حکومتی هستید.

– ما می خواهیم بگویم هنوز زمان ، زمان مبارزه با آمریکا است، زمان، زمان مبارزه با استکبار است بالاخره که هیچ وقت استعمار از ما دست بر نداشته حتی در این شرایط که بالفرض مصلحت نظام بر این است که توافق های را صورت دهد مصلحت جنبش دانشجویی در این زمان چیست؟ آرمان جنبش دانشجویی چیست؟

– جنبش دانشجویی که ادعا می‌کند ظلم ستیز است، جنبش دانشجویی که ادعا می‌کند عدالت طلب است و جنبش دانشجویی که ادعا دارد که بر علیه استبداد و استعمار قیام کرده است آیا امروز استکبار ازبین رفته یا که نوع مواجهه ما با آن تفاوت کرده است.

– ما اعتقاد داریم که استکبار از بین نرفته است بلکه اعتقاد داریم که استکبار امروز وجود دارد و ما باید با آن مبارزه کنیم و حال آنکه ممکن است نوع مواجهه آن با ما عوض شده باشد.

– ما دو جبهه در جنبش دانشجویی امروز برای خودمان تعریف کردیم؛ یکی جبهه‌اش جبهه علمی است، بالاخره امروز که دیگر همانند روزهای زمان جنگ نیست که بخواهیم برویم بجنگیم بالاخره مبارزه با استکبار نوع و جنسش عوض شده است و ما در فضای علمی باید شروع کنیم به کار کردن و با پیشرفت و عدالت جلوی استکبار را در جامعه مان بگیریم. البته بعضیها به این مسأله اعتقادی ندارند ولی ما اعتقاد داریم که در این جبهه باید کار کنیم و نمونه از این نوع را می توان به شهید احمدی روشن اشاره کرد.

– کسانی که در روند جبهه علمی خود دچار حیله های انگلیسی، اسرائیلی نشدند و سر آخر به دستان همان مزدوران به شهادت نائل شدند از همین جنبش دانشجویی بودند.

– شهید احمدی روشن کسی بود که با فضای علمی خودش و با کارها وجهاد علمی خود خواست مبارزه با استکبار کند.

– در جبهه دیگری که برای خود تعریف کردیم این است که ما رصد کنیم؛ رصد کنیم و معیار برای خود قرار دهیم که انقلاب اسلامی چیست، عدالتخواهی اسلامی چیست و جریان‌های انحرافی و کسانی که می خواهند بدعت بگذارندچه اشخاصی هستند. که با این هم مبارزه کنیم.

– ما داریم می بینیم خیلی از آقایانی که در خلاف جهت جنبش دانشجویی شعارهای دیگری دارند می دهند مگر چه اشخاصی بودند مگر همان‌های نبودند که یک زمانی شعار نه غزه، نه لبنان سر می‌دادند، نه غزه و نه لبنان که فقط برای مسلمانان نیست یک اتفاقی است که در عالم استکبار و استعمار علیه ملت های مظلوم دنیا دارد رخ می دهد.

– آیا اینکه دانشجویی که دارد می گوید نه غزه نه لبنان هم صدا با جریان های بیرون از دانشگاه می توانید بگویید جریان دانشجویی مستقل و استکبارستیزی است و یا بر مرام 16 آذر پایدار مانده است، آیا کسانی که در 16 آذر کشته شدند در مقابله با استکبار اگر امروز بودند همنوا با آقایون می گفتند نه غزه نه لبنان!؟ آیا همنوا با اینها می‌آمدند بگویند که ما مواجه با استکبار نداریم مواجهه با امریکا نداریم ما وظیفه مان این طور حکم می کند که مقابل این بدعت ها به ایستیم و بگوییم این کار هم در ذات جریان جنبش دانشجویی است.

– کسانی که به ما می‌گویند شما با آمریکای لاتین شروع کردید مراوده برقرار کردن، شما چرا دست از حمایت سوریه و لبنان و فلسطین و بحرین وغیره بر نمی دارید یک سوال از حضورشان دارم مگر آنان جزوء کشور های ظلم روا شده جهان که چه حاکمتی باشند و چه نباشند نیستند و ما پشتیبان مردم مظلوم آزاده جهان نیستیم. اما سوالی که ما از آنان می پرسیم این است که اگر ما از آنان حمایت نکنیم، اگر ما از دانشجویان آنان حمایت نکنیم و نسبت به آن دغدغه نداشته باشیم پس به چه کسی و به چیزی باید دغدغه مند باشیم.

– حتی اگر رابطه آمریکا با ما خوب شود ما طبق اصول اسلامی تا آمریکا دست از سر مظلومان جهان برندارد ما با او کنار نخواهیم آمد. لذا مخالف این تصور در جامعه هستم و معتقدم نباید آرمانهای جنبش دانشجویی تقلیل یابد.

– نباید بگوییم که ما را چه کار با بقیه مردم دنیا داریم، این همان حرفهایی است که در سال 88 مدام از برخی افراد می شنیدیدم، اینها همان شعارهای نه غزه و نه لبنان است.

– ما میخواهیم بگوییم باید فراتر از خودمان و حتی چارچوب جغرافیای کشور به مسائل دنیا نگاه کنیم و با تفکر استکباری وظلم ستیزی مبارزه کنیم.

– در مورد حضور آقای روحانی در دانشگاه ما این توقع را داشتیم که ای کاش این مراسم دولتی برگزار نمی شد. روز 16 آذر متعلق به دانشجویان است و این تشکل های دانشجویی بودند که مکررا از آقای روحانی دعوت کردند که در دانشگاه حضور پیدا کنند. ای کاش اجازه داده می شد که بانی این مراسم تشکل های دانشجویی باشند.

– دوم اینکه الان فضایی دارد اتفاق می افتد که به سمت منزوی کردن منتقدین حرکت می کند و این دقیقا مقابل شعار های آقای روحانی است و یعنی دقیقا متضاد تدبیر و در مقابل امید است. اینکه دهان همه را با برچسب افراط گرایی ببندید خلاف امید است و حتی چون امیر المومنین می گویند به مسئولان تحت امر خود که مشاوران خود را از منتقدان قرار دهید، پس این نوع رفتار خلاف تدبیر هم هست.

– بنام اینکه می خواهند فضای دانشجویی را باز کنند دانشجویان متخلف اخراجی را با ز میگردانند و در همان حال از تشکل هایی که تابلو دار هستند و به صورت رسمی در دانشگاه ها فعالیت می کنند اجازه اظهار نظر را می گیرند. این شائبه به وجود آمده است که این برخورد سیاسی است.

– رهبری تاکیدی بسیار مهم در بحث تولید علم به این دولت داشته اند اما با این وضعیت و با ورود این چنین افرادی به دانشگاه و البته ورود افرادی که دارای مسائله هستند به وزارت علوم تولید علم به حاشیه رفته و مسائل سیاسی اصل می شود.

– دانشجویی اخراجی نمیتواند به فضای علمی دانشگاه کمک کند.

– ما از مناظره آقای احمدی نژاد به آقای روحانی حمایت می کنیم چون به نظرمان باعث می شود که فضا باز شود. آقای روحانی شعاری داشتند که می گفتند که ما دولت سازنده هستیم لذا یک طرفه صحبت کردن فضار باز نمی کند. آقای روحانی به شعار ها و وعده های خود طی صد روز عمل نکردند و اکنون همه را به گردن دولت قبل می اندازند. دولت قبل هم که میگوید اینطور نبوده. مردم باید از این سردرگمی نجات یابند.

– آقای روحانی در این کشور در مجمع تشخیص مسئولیت داشتند و آمدند دولت را تحویل گرفتند و وعده دادند. ایشان می دانستند که شرایط چگونه است، حال چرا می آیند و اینکه نتوانسته اند به وعده های خود عمل کنند آن را گردن دولت قبل می اندازند؟

منبع:نسيم

اعتراض اتحاديه هاي دانشجويي كشور در خصوص روند نامناسب برگزاري جلسه 16آذر باحضور رئيس جمهور

16آذر روز دانشجو نامگذاري گرديد ، تا ضمن زنده نگه داشتن شعار هميشگي جنبش دانشجويي ايران يعني مبارزه با استكبار و استعمار، جايگاه خيل عظيم دانشجويان و آينده سازان كشور مورد احترام واقع شود. از همين رو حضور رياست محترم جمهوري جناب آقاي دكتر روحاني در اين روز در دانشگاه شهيد بهشتي، مايه خوشحالي دانشجويان شد و در جلسه اي با حضور مسئولين وزارت علوم، مقرر گرديد كه نمايندگان اتحاديه هاي دانشجويي كشور چند دقيقه اي دغدغه ها و مواضع خود را با رئيس جمهوري كشورشان صميمانه در ميان بگذارند.

اما متاسفانه ديري نپاييد كه اين احترام به توهين مبدل و سخنراني نمايندگان اتحاديه ها از طرف برگزاركنندگان جلسه لغو شد. ما ضمن اعتراض به عدم برآورده شدن اين حداقل توقع دانشجويان وديگر برخوردهاي نامناسب و توهين آميز صورت گرفته در روند دعوت و توزيع كارتهاي جلسه، اينگونه اقدامات را نشانه عدم صداقت متوليان جلسه واهانت به دانشجو در روز دانشجو دانسته و ازجناب آقاي رئيس جمهور مي خواهيم كه بستر لازم براي طرح آزادانه دغدغه هاي دانشجويان را فراهم آورند، چراكه بر اين باوريم هدف ايشان ازحضور در جمع دانشجويان، براي تكريم و احترام به ساحت دانشگاه و دانشجويان و شنيدن مطالب آنانست، نه يك حضور نمايشي و تشريفاتي.

بسيج دانشجويي دانشگاه هاي سراسر كشور
دفتر تحكيم وحدت
اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل
اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان
اتحاديه جنبش عدالت خواه دانشجويي