ژنو بدون روتوش

به گزارش سایت عدالتخواهی ، مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز، اقدام به برگزاری نمایشگاهی با هدف تبیین توافقنامه ژنو و گفتگوی صمیمانه با مردم پیرامون این موضوع و مسائل متعلقه آن نمود . این نمایشگاه، صبح امروز، جمعه، در بلوار چمران و محل تفریح مردم شیراز دایر گشت.

 

محتوای این نمایشگاه متشکل از موارد زیر بود:

1. عکس‌هایی از جنایات آمریکا در جهان و منطقه

2. کاریکاتورهایی پیرامون توافقنامه ژنو

3.دست نوشته هایی با عنوان:توفقنامه ژنو بدون روتوش

4. دست نوشته هایی متشکل از توهین های مقامات آمریکایی به ایران با عنوان:ابراز علاقه مقامات آمریکایی به مردم ایران

5. دست نوشته‌ایی پیرامون معوقات بانکی و آمار و ارقام مربوط به آن

6. دست نوشته هایی از گزیده متن فکت شیت(تفسیر آمریکایی‌ها از توافقنامه ژنو)

7. اینفوگرافی از داده‌ها و ستانده‌ها به صورت تفصیلی

محور اصلی گفتگوی این دانشجویان با مردم نیز، موضوعات ذیل بود:

 1. آیا واقعا توافقنامه ژنو همانگونه است که در رسانه ها بازتاب داده شده است؟ آیا این توافقنامه یک فتح الفتوح است؟

 2. چند درصد مشکلات و گرانی های امروز جامعه ایران،معلول تحریم ها می باشد؟

 3. راه حل اصلی مشکلات امروز ایران آیا مبارزه با مفاسد اقتصادی، مبارزه با دلالی، مبارزه با پدیده آقا زادگی، اقتصاد درون زا، احداث شرکت های تولیدی است یا راه حل اصلی، نگاه معطوف به بیرون و کلید حل مشکلات را در سیاست خارجه جستجو کردن است؟

4. آیا اگر ایران به بندهای متعهد شده در توافقنامه ژنو به صورت کامل عمل کند، در گام نهایی تمامی تحریم‌ها برچیده می‌شود و یا فقط  تحریم های مربوط به موضوع هسته ای آن هم پس از طی یک دوره زمانی بلند مدت از بین می‌رود؟

5. آیا داده ها و ستانده های ما در این توافقنامه متناسب هستند؟ با توجه به امتیازات داده شده در گام اول، آیا دست ما برای چانه زنی در گام های بعدی خالی نیست؟

6. آیا اینکه ما متعهد نظارت های همه جانبه و کم نظیری از جانب آژانس بر تمام تاسیسات و معادن و نیروگاه و … شده ایم، احتمال جاسوسی و  به خطر افتادن حاکمیت ملی ما وجود ندارد؟

لازم به ذکر است که در این نمایشگاه متن مکتوبی با موضوع «معرفی مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز» و داستان «ما و کدخدایی که نمی خواست فرفره بسازیم» نوشته محمدرضا سرشار توزیع شد.

IMG_5904 [1600x1200]

IMG_5873 [1600x1200]

IMG_5916 [1600x1200]

IMG_5918 [1600x1200]

IMG_5940 [1600x1200]

IMG_5948 [1600x1200]

IMG_5987 [1600x1200]

شش پرسش بنیادین درباره انقلاب كبیر اسلامی ایران

به گزارش عدالتخواهی به نقل از پایگاه اطلاع رسانی Khamenei.ir: «انقلاب كبیر اسلامى» كه بزرگترين تحول و تغيير قدرت در طول تاريخ ما بود و اساس سلطنت و حكومت فردى را به حكومت مردمى تبديل كرد، شايسته‌ى آن است كه از ابعاد گوناگون مورد توجه و بررسی قرار بگيرد.

با گذشت ۳۵ سال از حادثه‌ى انقلاب اسلامى، و رشد و بالندگی بیش از سه نسل در دامان این انقلاب، نگاه كلان و فراگير به اين حادثه ضرورتی جدی دارد. از نظر رهبر معظم انقلاب اسلامی «نگاههاى جزئى، نگاه به حوادث ميانه‌ى راه و نگاه به افت‌وخيزها، خيلى گويا نيست؛ بايد نگاه كلان و فراگير به انقلاب اسلامى در سطح افكار عمومى زنده بشود و به آن توجه پيدا بشود.» ۱۳۸۷/۰۲/۱۱

این نگاه كلان به انقلاب موجب مى‌شود كه ما به مسائل جزئى و كوچك اهمیت بیش از حد ندهیم و به عظمت انقلاب و حركت عمومى انقلاب كه در طول اين سى سال، با قدرت و قوّت ادامه داشته و پیشرفت روزبه‌روز ملت ايران نگاه كنيم و بتوانیم موانع و آسیب‌های امروز انقلاب را به خوبی و بر اساس اولویت تحلیل كنیم.

از سوی دیگر و با ایجاد فاصله از زمان وقوع انقلاب اسلامی و فاصله گرفتن نسل‌ها از نسلی كه خودش سیاهی دوران طاغوت را با تمام وجود درك كرده‌ بود، نورانیت امام امت و شهدای سلف را به چشم خود دیده بود، در راه پیروزی انقلاب مبارزه كرده بود و در دوران پس از پیروزی و دفاع مقدس برای حفظ این نهال نوپا از لگدمال دشمنان مجاهدت‌های بسیار كرده بود، پاسخگویی به برخی ابهامات و سوالاتی كه نسل‌‌های جوان با آن مواجه هستند ضرورت دارد.

اكنون و در آستانه سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران، پایگاه اطلاع رسانی Khamenei.ir پاسخ‌ به ۶ پرسش كلان و بنیادین درباره انقلاب اسلامی از زبان رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران را جهت مطالعه كاربران منتشر می‌نماید.

جهت رعایت اختصار، سرفصل‌های اصلی پاسخ‌ رهبر معظم انقلاب به پرسش‌های ذیل در قالب جدول منتشر شده و كاربران جهت مطالعه تفصیلی پاسخ‌های مربوط به هر یك از سوالات می‌توانند به لینك‌های مربوطه مراجعه نمایند.

۱) علل و عوامل شكل‌گیری انقلاب اسلامی ایران چه بود؟

– وابستگی تمام عیار به غرب، خصوصا آمریكا و بی‌اختیاری پادشاهان پهلوی در تصمیمگیری

– فساد و دینستیزی حاكمان طاغوت

– تلاش برای انحراف و ضایع كردن جوانان

– بی اعتنایی به رأی مردم، اختناق و مقابله جدی با آزاداندیشی

– ظلم و بی عدالتی گسترده در كشور با حمایت مستقیم حكومت

– عقب ماندگی كشور در علم، صنعت و برخورداریهای عمومی از اولیات رفاهی

۲) اهداف و شعارهای اصلی انقلاب اسلامی چه بود؟

– استقلال‌خواهی و قطع هر نوع وابستگی

– حاكمیت اسلام بر جامعه و رواج ارزش‌های دینی در كشور

– آزادی بیان و قلم

– عدالت و رفع تبعیض ها

– پیشرفت مادی و گسترش رفاه

– احیای كرامت انسانی و نقش داشتن مردم در حاكمیت بر تعیین سرنوشت خود

– زمینه‌سازی برای رشد و تكامل انسانها در جامعه و حذف عوامل فساد

 

۳) واكنش‌ها و برنامه‌های دشمنان انقلاب اسلامی چه بوده است؟ 

– ایجاد تفرقه قومی و ترویج جداییطلبی در بین اقوام

– حمله نظامی ناجوانمردانه ۸ ساله به كشور

– تحریم و محاصره اقتصادی

– تهاجم فرهنگی و هجمه به باورها و اعتقادات مردم

– جلوگیری از پیشرفت علمی، صنعتی كشور

– برنامه‌ریزی برای براندازی نظام اسلامی

 

۴) انقلاب اسلامی تاكنون چه دستاوردهایی داشته است؟

– استقلال در تصمیمگیری، حفظ تمامیت ارضی كشور، و رساندن ایران به عزّت و كرامت لایق خود

– ارتقاء جایگاه ایران در جهان، صدور شعارهای انقلاب و الهامبخشی به حق‌طلبان عالم

– گسترش آزادی‌های عمومی، تشویق جوانان به آزاداندیشی و طرح آزاد مباحث

– گسترش برخورداریهای عمومی و امكانات مادّی (در مقایسه با پیش از انقلاب و كشورهای همتراز)

– پیشرفت در معنویات و امكان سیر تكاملی در فضای انقلاب

– گسترش عدالت اجتماعی

– اهتمام به مبارزه با فساد و برخورد با عوامل فساد

– توان ایستادگی در برابر زورگویان و سلطهطلبان جهانی

– رشد علمی و صنعتی

 

۵) علل عدم تحقق كامل اهداف انقلاب اسلامی چه بوده است؟

– زمانبر بودن دستیابی به این اهداف بلند

– تحمیل فشارهای خارجی (جنگ، تحریم و…) برای كند كردن حركت نظام به سمت آرمانها

– موانع درونی (ضعف‌های فكری، راحت‌طلبی، عادت‌های اجتماعی غلط)

– عدم اهتمام برخی از مسئولین به همه آرمانهای انقلاب

 

۶) فرجام این انقلاب چه خواهد بود؟

– تحقق حیات طیبه برای همه ملت ایران

– تشكیل تمدن نوین اسلامی

– زمینه‌سازی ظهور حضرت بقیة الله عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف

 

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=25277

پاسخگوي سوءمديريت هاي سرنوشت ساز در جريان آزمون كارشناسي ارشد كيست؟

بسمه تعالی

جناب آقای دکتر فرجی دانا

وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری

با سلام

در پی نامه مورخ 24بهمن جنبش عدالتخواه دانشجویی به رییس سازمان سنجش، مبنی بر برخی اقدامات نسنجیده در روند آزمون کارشناسی ارشد امسال، و برخورد ساده انگارانه آن سازمان با این مساله در مصاحبه ی مشاور آن سازمان با یکی از خبرگزاریها، به دلیل عدم دریافت پاسخهای لازم برای اکثر موارد مطرح شده و ارتباط بخشی از موضوع به عملکرد هیئت وزیران، خواهشمند پاسخگویی حضرتعالی هستیم.

بر طبق اطلاعات کسب شده توسط جنبش عالتخواه، مبلغی معادل 52 هزار و 500 تومان از داوطلبین متقاضی تغییر حوزه امتحانی و اصلاح کدرشته امتحانی، در باجه های رفع نقص استانی اخذ میشده که هیچگونه اطلاع رسانی از قبل در این باب توسط سازمان سنجش انجام نگرفته بود و بنا به اطلاعات مستقیم از چند باجه استانی، این مورد تا قبل از 22 بهمن (یعنی آخرین روز اصلاح اطلاعات پس از 11 روز) به باجه ها ابلاغ نشده و توسط باجه ها به اطلاع داوطلبین نرسیده است. بنابه گفته جناب توکلی، مشاور سازمان سنجش، دریافت مبلغ ذکرشده، مصوبه جلسه 2 مهر هیئت وزیران بوده است.

خواهشمندیم پاسخگویی و رسیدگی به موارد ذیل در رابطه با عملکرد هیئت وزیران، وزارت علوم و سازمان سنجش انجام و اطلاع رسانی لازم صورت پذیرد.

1- در حالی که کل هزینه لازم ثبت نام آزمون کارشناسی ارشد، 17 هزار و 800 تومان است، دریافت چنین هزینه ای چه توجیهی دارد؟ اگر حتی هزینه های لازم برای انجام دوباره امور مربوط به داوطلبین مذکور مطرح باشد، باز هم توجیه گر هزینه هنگفت ذکر شده از داوطلبین متقاضی نیست. مگر نه اینکه وظیفه وجودی سازمان سنجش به عنوان نهاد دولتی زیرمجموعه وزارت علوم، ارائه خدمات به داوطلبین است و طبعاً تفاوتهایی بین این سازمان و موسسات پول درآور به هر بها و بهانه ای وجود دارد.

2- در حالی که مصوبه هیئت وزیران مربوط به مهرماه می باشد، آیا سازمان سنجش نمیتوانست در هفته های قبل از آزمون، طی اطلاعیه ای این موضوع را به اطلاع داوطلبیان برساند تا تغییرات مذکور از جمله اصلاح کدرشته، به روزهای منتهی به آزمون نیفتد تا داوطلبان امکان پرداخت به موقع هزینه را داشته باشند، باعث تشویش داوطلبان در روزهای نزدیک آزمون نشود و همچنین طبیعتاً باعث کاهش هزینه های مالی چنین مواردی شود؟ حتی بسیاری از داوطلبان از امکان چنین امری که توسط هیئت وزیران مصوبه شده بود باخبر نبودند. جالب است که مشاور سازمان سنجش تازه بعد از نامه جنبش عدالتخواه و در انتهای روز دوم آزمون، به اطلاع رسانی این مصوبه هیئت وزیران به داوطلبان روی آورده است!

3- در حالی که تغییر تاریخ آزمون توسط سازمان سنجش، دلیل عدم امکان حضور بسیاری از داوطلبین در حوزه های ثبت نامی سابق و در نتیجه نیاز به تغییر حوزه بوده، کسب هزینه از داوطلبین مذکور چه منطقی دارد؟ آیا همانطور که هیئت وزیران و وزارت علوم چنین مصوبه ای را می گذارند و سازمان سنجش مجری مصوبه است، مسئولیت بررسی و تغییر مصوبه پس از تغییر تاریخ آزمون، با هیچیک از اینها نیست؟ پاسخگوی این سهل انگاری مدیریتی کیست؟

4- در حالی که حتی در روزهای اصلاح اطلاعات هم کوچکترین اطلاع رسانی توسط سازمان سنجش صورت نگرفته بود تا داوطلبین آمادگی آن را داشته باشند، در آخرین روز اصلاح اطلاعات و در آستانه برگزاری آزمون، دریافت چنین هزینه ای به باجه های رفق نقص اعلام شده و باجه ها به تماس با داوطلبین روی آورده اند، که باعث تشویش روانی داوطلبین و همچنین عدم امکان پرداخت هزینه در آن مدت محدود توسط برخی از داوطلبین و انصراف آنها از شرکت در آزمون شده است. براستی پاسخگوی این سوء مدیریت ها و بازی با سرنوشت داوطلبان کیست؟

باتشکر
جنبش عدالتخواه دانشجویی

دریافت هزینه های گزاف از داوطلبان را متوقف کنید

بسمه تعالی

جناب آقای دکتر خدایی

ریاست محترم سازمان سنجش آموزش کشور

 با سلام

در پی برنامه برگزاری آزمون کارشناسی ارشد در روزهای جاری، مطلع شدیم جهت تغییر حوزه امتحانی و نیز تغییر اصلاح کد رشته امتحانی داوطلبان، مبالغ هنگفتی از داوطلبان اخذ می‌شود که  مدت‌ها پس از آغاز اصلاح اطلاعات به داوطلبان اعلام‌شده و به اذعان نمایندگان سازمان سنجش در برخی باجه‌های رفع نقص استانی، باعث انصراف تعدادی از داوطلبین از انجام آزمون به دلیل عدم توان پرداخت هزینه شده است.

با پیگیری این موضوع از طریق ریاست کمیسیون آموزش مجلس، ضمن عدم رد اصل این موضوع در تماس‌های انجام‌شده ایشان با سازمان سنجش، اعلام شد که مبالغ دریافت شده جهت تغییر حوزه امتحانی به داوطلبین بازگردانده خواهد شد!

با توجه به درجریان بودن آزمون در این روزها، ضمن بیان اینکه مجال تحقیق کامل‌تر راجع به موضوع توسط این تشکل نبوده، درخواست رسیدگی و پاسخگویی هر چه سریع‌تر به موارد ذیل را داریم:

1 –  در صورت عدم صحت قانونی بودن دریافت این هزینه‌ها، خواستار اقدام هر چه سریع‌تر، اطلاع‌رسانی لازم، تمهیدات لازم برای داوطلبین متقاضی مذکور، برخورد با خاطیان و پاسخگو بابت این اقدامات در زیرمجموعه مدیریتی‌تان هستیم.

2 –  در صورت صحت موضوع، درحالی‌که مجموع هزینه لازم ثبت‌نام برای آزمون 17800 تومان است، دریافت مبلغی حدوداً سه برابر کل هزینه ثبت‌نام (52500) برای تغییر در اطلاعات ثبت نامی چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟  آیا این به معنای فراموش کردن جایگاه خود به عنوان نهادی دولتی که فلسفه وجودی و وظیفه‌اش، انجام بهتر خدمات به داوطلبین است و سرمایه محوری ناشیانه آن سازمان نیست؟

 3-حتی در صورت موجه بودن دریافت هزینه برای موردی مثل تغییر و اصلاح کد رشته امتحانی، چنین هزینه گزافی و اعلام آن در بیش از ده روز پس از فعالیت باجه‌های رفع نقص چه منطقی میتواند داشته باشد؟

4 –  در صورت قانونی بودن دریافت وجوه بابت تغییر حوزه امتحانی، در حالی که تغییر تاریخ آزمون توسط سازمان سنجش (که البته اقدامی بجا بوده)، دلیل عدم امکان حضور بسیاری از داوطلبین در حوزه های ثبت نامی سابق است، سازمان سنجش به چه حق و منطقی اقدام به دریافت هزینه (صرف نظر از این هزینه سنگین) از داوطلبین خواستار تغییر حوزه امتحانی می کند؟

 5 –  در مورد اظهار نظر جالب انجام‌شده مبنی بر بازگردانده شدن هزینه های دریافتی بابت تغییر حوزه امتحانی و نیز اظهارات نمایندگان استانی سازمان سنجش مبنی بر ابلاغ بخشنامه از روز 22 بهمن (  وسط روز تعطیل وآخرین روزاصلاح اطلاعات) برای دریافت این هزینه از متقاضیان و  تماس با داوطلبین متقاضی قبل از آن برای اخذ این وجوه، چه پاسخی برای این بی انضباطی های مدیریتی دارید؟

6 –  در حالی که همین موضوع باعث تشویش روانی داوطلبین متقاضی در آستانه آزمون، اجبار برای حضور در حوزه سابق و عدم شرایط مناسب احتمالی برای این امر، و حتی انصراف برخی از داوطلبین از آزمون شده، چه پاسخی  به این فجایع مدیریتی و بازی با سرنوشت داوطلبین می دهید؟ چه پاسخی به داوطلبین مذکور و چه تمهیداتی برای داوطلبین متقاضی احتمالی که منصرف از آزمون شده اند خواهید داشت؟

به امید ظهور عدالت گستر گیتی

جنبش عدالت خواه دانشجویی

تخريب باغات و محيط زيست

سالهاست كه رهبري نسبت به جلوگيري تخريب باغات و محيط زيست به خصوص در اطراف و ارتفاعات تهران تذكر مي دهند.

اما متاسفانه نه تنها اين روند متوقف نشده بلكه روز به روز بر شدت آن افزوده مي شود. زيست گاه ها و محيط زيست و زادگاه حيوانات كم ياب در اطراف تهران به شكل وحشي گونه اي در حال تخريب و تبديل شدن به سيمان و آهن و خانه هاي اشرافي مرفهين بي درد است.

متاسفانه در اين بين برخي نهادهايي كه اسامي ارزشي را به يدك مي كشند تقريبا همه كاره بوده و پيش قراول اينگونه تخريب ها هستند.

در اين پرونده گزارشي در خصوص اقدامات جنبش عدالت خواه دانشجويي در قالب «كميته پيگيري تخريب باغات» و  گزارشات و اخبار برگزيده تقديم مي گردد.

وزارت نیرو: ساخت و ساز در باغ حکمت لواسان غیرقانونی است

اعلام موجوديت «كميته صيانت از عزت و کرامت ملی» در شيراز

به گزارش عدالتخواهي، در پی اظهار نظرهای مداخله جویانه مقامات آمریکایی و عدم موضع گیری تیم دیپلماسی دولت درقبال آنان و همچنین توزیع نامناسب سبد کالا از طرف دولت، جمعی از دانشجویان عدالت خواه و فعالان سیاسی و اجتماعی شيراز با تشکیل ستادي با عنوان «ستاد صیانت از عزت و کرامت ملی» برای حفظ و صیانت از منافع ملی که با برخی موضع گیری های رجل سیاسی طمع چپاولگران خارجی را برانگیخته است اعلام موجودیت می کند تا در حد توان از حقوق حقه مردم ایران دفاع کند.

متن نامه این کمیته به شرح ذیل است:

«سی و اندی سال از انقلاب عدل و استقلال و عزتمندی گذشته است. ایران اسلامی به پیش بینی یا اعتراف بسیاری از تحلیلگران خارجی قدرت نوظهور جهانی است که پایه های فکری بزرگترین مکاتب حاکم را به لرزه درآورده است.

نظامی با 250هزار شهید اکنون به بزرگترین قدرت سیاسی منطقه در مقابل شیطان بزرگ بدل گردیده است اما این نظام مظلوم متاسفانه روزهایش را چنان می گذراند که خودباختگی بزرگ برخی مسئولین، بدون توجیه عقلی و منطقی ناسپاسانه یا ناآگاهانه چوب حراج بر دستاوردها گذاشته است و با حرکت های نابجا، برنامه ریزی های غلط و موضع گیری های اشتباهی که هر بی سوادی هم می تواند متوجه شود؛ عزت و کرامت ملت ایران را زیر سوال می برد.

انتظار می رفت که دولتمردان وقت از فرصت پیش آمده و حضور حداکثری مردم در انتخابات ریاست جمهوری و تحقق حماسه سیاسی که به معنی پاسخ «نه» به توطئه های خارجی و لبیک به ندای رهبر انقلاب بود، استفاده ای بهینه بکنند و در مذاکرات و سیاست خارجه به جای آنکه به «‌بازگشت از راه طی شده اعتراف کنند» طرف مقابل را وادار به عقب نشینی از مواضع خصمانه و دخالت در امور داخلی جمهوری اسلامی ایران بکنند.

متاسفانه در چند ماه اخیر بارها شاهد گستاخی سیاست مدارانِ خود گنده پندارِ غربی و کاخ سفید نشین در برابر مواضع دولت و ملت ایران بوده ایم. حال سوال این است که اگر چنین گستاخی هایی و بعضا دخالت هایی در امور داخلی کشور رسم دیپلماتیک است؛ چرا شما مسئولین عزیز مقابله به مثل نمی کنید و جواب در خور آنان نمی دهید؟ و اگر گردن کشی و قلدری است چگونه تحقیر ملت ایران را روا می دارید و موضع شایسته ای نمی گیرید؟

حال آنکه شما مسئول پاسداری از عزت ملی وطن خود هستید!! چرا هر اتفاقی می افتد تنها صدایی که از شما در مقابل آنان می شنویم خنده ای تلخ از ته گلویی است که انگار زیر فشار پوتین های آنان به هم چسبیده است؟ چرا فریاد نمی زنید و از حقوق ملت دفاع نمی کنید؟ چرا فریادهایتان را فقط در داخل و بر سر منتقدین خود می کشید؟ چرا غیر کارشناسانه عمل می کنید؟

مسئله دیگری که متاسفانه بعد از خدشه دار شدن عزتِ ملت؛ قلب هر ایرانیِ آزاده ای را جریحه دار کرد و کرامت ایرانی را هدف گرفت، به صف کردن مردم در صف سبد کالا طی یک اقدام بدون تدبیر و یا توطئه گرانه بود. صفی که بیش از هرکس وندی شرمنِ مفلوک و نظام یک درصدی حاکمه بر قدرت جهانی را در آستانه 22 بهمن شاد کرد و سبب شکاف بین اقشار ملت شد.

برادران و خواهران و تمام مخاطبینی که روزی پیام ما به شما خواهد رسید، این احساس نگرانی، خطری است که دهان باز کرده تا سرنوشت ملتی را در جلوی چشمان ما ببلعد. چه باید کرد در روزگاری که عده ای خود برتر بین چرخ بر گرده محرومین و مستضعفین گذاشته اند تا از خون دل طبقه فرودست جامعه، آسیاب توسعه را بچرخانند؟ اما چه توسعه ای؟ توسعه همه مردم یعنی پیشرفت و عدالت یا توسعه مالی طبقه ای خاص به قیمت له شدن اکثریت جامعه؟ چه باید کرد با برنامه ریزی های غلط و سایه دستانی که شبهه فساد و ویژه خواری را در ذهن مردم و در جامعه به پایکوبی واداشته است؟

ستاد صیانت از عزت و کرامت ملی در شیراز برای حفظ عزت و کرامت ملت ایران در نظام بین الملل و در مرز برنامه ریزان و تئورسین های داخلی، برای جلوگیری از مفاسد اقتصادی که گمان برده می شود با سیاست های غلط اقتصادی فرصت مناسبی برای استثمار مردم مستضعف پیدا کنند، به وسیله امر به معروف و نهی از منکر ناظر بر حکومت برای بر هم زدن هژمونی رسانه ای این دروغ بزرگ که بر ضرر و زیان ملت ایران به نفع استکبار داخلی و خارجی سرپوش گذاشته و بر دهان دادخواهان مهر سکوت زده است.

برای حفظ و صیانت از منافع ملی که متاسفانه با برخی موضع گیری های رجل سیاسی طمع چپاولگران خارجی را برانگیخته است اعلام موجودیت می کند تا در حد توان از حقوق حقه مردم ایران دفاع کند در همین راستا دست هر ایرانی و بلکه هر آزاده ای که بخواهد در کنار ما قرار بگیرد به گرمی می فشاریم و اعلام می کنیم که این ستاد به هیچ دسته و گروه سیاسی تعلق ندارد.»

اطلاعیه شماره دو نشست زمستانه جنبش عدالتخواه دانشجویی

ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمام دوستانی که در نشست شرکت خواهند کرد.

اطلاعات تکمیلی نشست به استحضار می رسد.

زمان: 21 تا 25 بهمن ماه

مکان : کرمان دانشگاه شهید باهنر (بزرگراه امام خمینی، میدان پژوهش )

Capture

دوستان به منظور برگزاری هر چه بهتر نشست حتما راس ساعت 10 صبح روز دوشنبه 21 بهمن در دانشگاه باهنر حضور داشته باشند.

نشست در محورهای تشکیلات، بررسی سیاست خارجه جمهوری اسلامی بعد از جنگ تحمیلی، اقتصاد، نقد رویکردهای سرمایه داری دولت های بعد از جنگ، آسیب شناسی فعالیت های فرهنگی، اولویت های امروز جنبش دانشجویی و تببین گفتمان امام رحمه الله و رهبری برگزار می گردد.

 

خیلی‌‌ها مانند ‘گرین کارتی‌ها’ شعار انقلاب می‌دهند اما در موقع حساس موضع انقلابی نمی‌گیرند

به گزارش عدالتخواهي مهمترین محورهای سخنان دكتر عماد افروغ در گفتگو با «نسیم» به شرح زير است:

-آنهایی که اهل فن بودند و هستند و غرب سرمایه‌داری را خوب می‌شناسند و سیاست‌های لیبرال دموکراسی و استکباری را خوب می‌فهمند و پیوند مشترک استکبار و صهیونیزم را درک می‌کنند از همان روز اول به آمریکا اعتماد نداشتند.

-آنهایی که منفعتی برای خود در نظر نمی‌گرفتند و یک نگاه مبنایی نسبت به انقلاب اسلامی داشتند و آن را به منافع خود گره نمی‌زدند، هیچگاه به غرب اعتماد نداشتند.

-خیلی‌‌ها هستند که شعار انقلاب را می‌دهند اما در مواقع حساس موضع انقلابی اتخاذ نمی‌کنند؛ این را باید از “گرین کارتی‌ها” پرسید که دم از انقلاب هم می‌زنند اما ندیدم در بحبوحه برگزاری مراسم 13 آبان حضور داشته باشند و همینطور با دلداگی‌هایی که اخیرأ نسبت به آمریکا انجام شد این‌ها یک موضع انتقادی داشته باشند.

-خیلی‌ها فراموش کار شدند و عقب نشینی کردند و تصور کردند استکبار عوض شده و چراغ سبز نشان دادند و فکر کردند آمریکا سر عقل آمده و می‌خواهد باب دوستی را باز کند.

-آنهایی که بحث نرمش قهرمانانه را دنبال کردند می‌خواستند یکبار دیگر این بی اعتمادی را به همه ثابت کنند و الان این بی اعتمادی معلوم و مشخص شد؛ حداقل اگر قرار است مذاکره‌ای صورت بگیرد صرفا مذاکره هسته‌ای باشد و پای جنبه‌های دیگر به میان نیاید.

-حدس‌ها و شک‌های ما در مورد آمریکا دارد به یقین تبدیل می‌شود و دیگران هم متوجه این بی اعتمادی شدند؛ باید دانست چه کسانی موضع‌گیری و چه کسانی سکوت کردند مخصوصا گرین کارتی‌ها چراکه گرین کارت به معنای وفاداری به برخی تعهدات است.

-جامعه ما از درون دچار شکاف است، برخی در لباس انقلاب به انقلاب ضربه می‌زنند. سازمان‌های بین‌المللی و جهانی بی طرف نیستند و باید این پنبه را از گوش بیرون بیاوریم که آنها بی طرفانه حرف می‌زنند. اوج بی طرفی آنها همین اقدام اخیر دبیرکل سازمان ملل است که بر اثر لابی‌های موجود به سرعت دعوت خود را از ایران پس گرفت.

-نهاد سازمان ملل مستقل نیست، البته ما باید از این فرصت و تریبون استفاده و اعتراض خود را بیان کنیم؛ دیپلمات‌های ما باید هوشیار باشند و با توجه به هوشیاری خود باید با آنها برخورد کنیم، و ضروری است که سازمان‌های دیگر و نهادهای منطقه‌ای و بین المللی و آسیایی و بی طرفی ایجاد کنیم.

-اکنون منافع آمریکا و اتحادیه اروپا با هم گره خورده که نمونه بارز آن ایجاد “یورو” است. چرا ما پول آسیایی و اتحادیه آسیایی و سازمان تجارت آسیایی نداریم ؟ ما نباید قابلیت نهادهای فعلی را فراموش کنیم اما باید هوشیارانه با آنها برخورد کنیم و وابستگی این‌ها را با استکبار تلطیف و کم کنیم.

-متأسفانه عقلی قابل قبول در فهم انقلاب و اهداف انقلاب که آنها را تدوین کند وجود ندارد؛ با یک نگرش انتقادی می‌توان جهان کنونی را تغییر داد و عقب ماندگی را درک کرد، اگر ذات استکبار و پیوند آن را با صهیونیزم می‌شناختیم اینقدر دلداده و شیفته به سمت آنان حرکت نمی‌کردیم. امروزه غرب بهتر از ما جایگاه و ذات انقلاب اسلامی را می‌فهمد.

-عزت و کرامت باید برای دیپلمات‌های ما مهمتر باشد، این عزت باید در کنار مصلحت و حکمت مطرح می‌شد تا به اسم حکمت، عزت ما زیر سوال نرود.

-وقتی آقای جان کری برای ملت ما دهن کجی می‌کند باید مقام هم سطح آن و از دوستان وزارت امورخارجه بر دهن آنها می‌زدند؛ جواب‌های مدنی داده شد اما باید جواب رسمی داده شود؛ چرا سکوت کردند؟ کاری نکنند که اعتماد ما به دیپلمات‌ها سست شود.

-قشر روشنفکر وظیفه خود را انجام می‌دهد و ما بنا بر توصیه رهبری به آرامی رفتار کردیم اما وقتی مقام رسمی آمریکا به ما توهین و تهدید می‌کند طبیعتأ باید مقام رسمی ما پاسخ بدهد. در نظام جمهوری اسلامی و نظام حقیقت‌گرا اگر قرار باشد امر دایر شود به حقیقت و مصلحت ما باید در نهایت حقیقت را انتخاب کنیم.

-مصلحت مربوط به عرصه رسمی ماست و خود مسئولین عرصه رسمی ما در حد متعارف نیز در مقام طرفداری از مبانی نظام تعلل کردند؛ متأسفانه مشکل ما مبنایی است.

-ما دنیای غرب، مصاف نرم، استکبار و مبنای انقلاب اسلامی را درک نکردیم و قابلیت‌های خود را به فعلیت نرساندیم تا به سمت توسعه درون‌زا برویم و تحریم‌ها را به فرصت تبدیل کنیم و نباید اهداف انقلاب را بی جهت به هدر داد.

-متأسفانه دولتی هم که به اسم عدالت آمد شعار داد و درک صحیحی از عدالت نداشت؛ عدالت با توجه به منابع دینی ما راهگشا است؛ برخی در حوزه نظر حرف‌هایی می‌زنند اما در عمل متأسفانه کاری نمی‌کنند؛ هم در نظر و هم در عمل به این موضوع توجه نمی‌شود. امروز آمریکا از این سنخ حرف‌ها و نظر انقلاب اسلامی می‌هراسد نه از وادادگی‌ها.

-برای مثال در اجلاس داووس قرار است اقتصاد جهانی مطرح شود اما از همه چیز بحث شد جز اقتصاد. دراینجا بحث منافع صهیونیزم مطرح است. این مجالس روکشی غیر سیاسی دارند، اما در واقع سیاسی اند، باید درک شود که مسائل هسته‌ای سیاسی است و نباید صرفاً پشت میز مذاکره و پشت درهای بسته انجام شود؛ اما شاهدیم که در این موضوع اعتراضی نمی‌شود، مواجهه با این مسائل باید سیاسی باشد.

-نمی‌شود با نگاه صرف به سازمان ملل و بدون توجه به سازمان‌های دیگر گامی در جهت اصلاح ساختار این سازمان برداشت بلکه باید برای آن محرک ایجاد کرد.

-صرفأ از طریق توصیه و نصیحت و تذکر نمی‌توان این ساختار را بهم ریخت بلکه باید برای آن رقیب و سازمان موازی و منطقه‌ای و اسلامی ایجاد کرد تا بستر تغییر فراهم شود که قطعأ تغییر آن ساختار لازم و ضروری است.

نامه ي مجمع دانشجويان عدالت خواه شيراز به آرمیتا رضایی‌نژاد

به گزارش عدالتخواهي، مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز در نامه ای سرگشاده به آرمیتا رضایی‌نژاد، فرزند شهید هسته‌ای، داریوش رضایی‌نژاد چنین نوشت:

آرمیتا جان سلام.

امیدواریم که حالت خوب باشد و دلت آرام.

مدتی است که هوای صحبت با تو را داریم، گویا که این روزها فقط تو می توانی این حرف ها را از ته دل درک کنی…

میدانی، یاد آن روز افتاده ایم. آن روزکه حالا از آن چند سال گذشته و تو بزرگتر شده ای… همان روزی که با خرج چند گلوله‌ی ناقابل بابای تو را – که نه!- همه ی دنیای تو را از تو و ما گرفتند.

آری، تو آن روز کوچک بودی که با خرج چند گلوله ی ناقابل ، « مرد» ما و «بابای» تو را را از میان ما محو کردند. اما حالا… چه بگوییم؟! حتما خبرها را شنیده ای. انگار آن ها که قطره ای آب از دستشان نمیچکید، این روزها بخشنده شده اند و خرج های بزرگتری می کنند!

مثلا خرج های 4.2 میلیارد دلاری، در مقابل هر آنچه بابای تو و بقیه ی مردهای مردِ این کشور با خون دل خوردن، برای ما و تو و تمام مردم کشورشان به ارمغان آورده بودند. 4.2 میلیارد دلاری که حق ما و اصلا مال خود ما بود…!! 4.2 میلیاردی که در مقابل هرآنچه که پدرت با تلاش بی نهایت برایمان به جا گذاشته بود، به ما صدقه دادند!…

بله آرمیتا جان؛ حالا انگار آمریکا هم خوب دست به خرج شده و حرف از بذل و بخشش های بزرگ بزرگ می زند… حرف از آزادی، لغو تحریم. اجازه صادر میکند، برای پرواز هواپیماهایمان! برای رفتمان، آمدمان، داد و ستدمان! و در قبالش هم از ما هیچ چیز نمی‌خواهد…!!!!

می بینی؟ این است که می گوییم بخشش های بزرگ… بالاخره کدخدا می نامندش! ناسلامتی ادعا می کند جای خدا نشسته؛ اصلا می گویند در حیطه ی اختیاراتش است!

ولی گفتیم که، تو حالا بزرگتر شده ای و خواندن و نوشتن یادگرفته ای؛ حتما یک جایی از کتاب هایت، وقتی راجع به قهرمانان کشورت و مردهای بزرگ ایران می خوانی، یادت به بابا می افتد و شاید نگران می شوی که آن ها که برای گرفتن «دنیای تو» از «دنیای مان» خرج کردند، نکند باز بخشنده شده اند و دست به خرج، تا این بار تمام دارایی مان را با خود ببرند؟!…

شاید نگرانی در دلت موج بزند، نگرانی برای قهرمانان کشورمان…

نگرانیت به جا است؛ از تو چه پنهان ما هم این روزها نگرانیم. نگران آینده، نگران گذشته و میراث گذشتگان.

می دانیم که می دانی ما هیچ زمانی از اجنبی چیزی عایدمان نشده است… چه آن زمانی که اجنبی در داخل کشورمان بود و چه حالا که سودای پیوستن به جامعه ی جهانی را سر دست گرفته و تبلیغ می کنند…

شاید، منتظری. منتظر تمام این مرد هایی که همیشه ی تاریخ بوده اند و حالا هم هستند…

همیشه ی تاریخ که هیچ وقت، نه آمریکا و نه هیچ زور دیگری نتوانست و «نخواست» که برای ما کاری بکند.

همان از اول تا اخر این گذشته و این تاریخ که همیشه هر زمان که سرزمین ما و مردم ما به سختی قله ها را یکی یکی فتح کردند و هر چه که عزت ما را برای ما به ارمغان آورد، همه از دل همین مردم و همین قهرمانان می جوشید.

همین ما مردمی که اگر پیروزی ای نصیبمان شد از همت خودمان بود و خودمان بودیم که برخاستیم تا کشورمان را از جا بلند کنیم.

و می دانیم که میدانی این بخشنده های امروز که لبخند می زنند و دست می دهند، همان ویران کننده های دیروز هستند..همان ها که پدرت را از ما گرفتند…

که راه پیشرفت این مملکت به «امثال پدر تو» بسته است و نه هیچ کس دیگر… و نه هیچ چیز دیگر…

تو باور داری، ما هم باور داریم… باور داریم که پیشرفت میهن مان، این همه در اوج بودنش که حالا هر کسی سنگش را به سینه می زند، نه نیاز به آن مردان آمریکایی دارد و نه هیچ کس دیگر. ما خوب میدانیم و باور داریم که هر اتفاقی که قرار است در سرنوشت کشورمان رقم بخورد، فقط و فقط در دستان خودمان است…

آری، یقین داریم که تو و ما، سربلندی کشورمان را فقط در دستان خودمان خواهیم یافت و نیاز به بخشندگی هیچ کدام از آن ها که در همه حال و در هر فرصتی به دنبال راهی برای سقوطمان بودند، نداریم!

این همه را گفتیم که بگوییم، آرمیتا! می‌دانیم، ما امید داریم که می توانیم. می توانیم که همه چیز را از نو با دست های خودمان بسازیم. آرمیتا ما نه از یک دل، ما نه از یک زبان، ما از دل و زبان یک ملت با تو حرف می زنیم…آرمیتای ایران، ما همیشه ی این تاریخ ثابت کردیم که می توانیم…و حالا هم ثابت خواهیم کرد، نه به اندازه ی بابای تو، که در حد توان خودمان از میراث بزرگ پدرت محافظت خواهیم کرد…

از انقلاب اسلامي تا جمهوري اسلامي

35 سال پیش در چنین روزهایی بزرگترین حادثه قرن بیستم رخ داد و امروز بر خوان نعمت گسترده آن نشسته ایم . برخی سعی دارند این رویداد بزرگ را کوچک و سطحی نشان دهند و مانند ختم و سالمرگ بستگانشان، با صلوات و بستنی قضیه را در چند روز محدود به پایان ببرند و در نهایت آرمانهای خمینی کبیر و شهدای قدسی انقلاب اسلامی را محترمانه دفن كنند.

شناخت انقلاب اسلامی باید مانند هر شناخت علمی دیگر وسیع، عمیق و دقیق باشد. انقلاب اسلامی به طور مجمل عبارت است از ”دگرگونی بنیادی افکار و رفتار انسان و جامعه به صورت سریع توام با خشونت و خونریزی برای حاکم کردن عقاید و احکام الهی؛ جهت محقق کردن انسان و جامعه طراز اسلامی و نهایتا نیل به کمال مطلوب و قرب الی الله”. ماهیت انقلاب از دگرگونی بنیادی در افکار و رفتار انسان و جامعه ایرانی [و البته جهانی] خبر می داد. البته باید دانست هر تغییری انقلاب نیست [اصلاح یعنی دگرگون کردن سطحی و شاخ و برگ را زدودن و روببنا را بر هم ریختن] و انقلاب تغییر بنیادی و سریع است که ریشه های نادیدنی اش در دراز مدت شکل می گیرد اما بروز و ظهورش با سرعت اتفاق می افتد.

اگر خمینی عزیز بر میراث چند صد ساله علما و زعمای شیعه نشست و این تغییر الهی را سامان داد، امام عصر(عج) بر میراث تمام انبیاء و اوصیا و مومنان تاریخ خواهد نشست و حکومت جهانی الهی را تشکیل می دهد و بدینسان ارض و دستاوردهای انسان در همه اعصار به میراث ولی عصر و مستضعفانی که گرد اویند، خواهد رسید.

انقلاب اسلامی از نوع بازگشت به خویشتن و احیاگری است. زیرا احکام و عقاید اسلامی سابقه 1400 ساله داشته اما در حال محو و غیر رسمی شدن بود و انقلاب اسلامی آن را احیا و مجددا حاکم نمود. چون جمهور مردم ایران میل به اصالت و براندازی آن نظام التقاطی باستان گرا – غربی منحط داشت، بنابراین جمهوریت در کنار اسلامیت [قید اسلامیت به انقلاب، جدا از مکتبی بودن محتوای ادعای انقلابیون ، نقشی است که خداوند در آن دارد و از دید آموزه های کلامی ، فقهی و عرفانی ، خداوند علت غایی و نهایی همه موجودات و پدیده هاست] از علل اصلی و اولای انقلاب اسلامی در ایران بوده است.

اگر نقش آفرینی جمهور ملت ایران در تحولات اجتماعی و انقلابی را ملاک قرار دهیم، ریشه های تاریخی و سابقه انقلاب 57 را در بستر 1400 ساله می توان به 3 دوره تقسیم کرد: 1 – از انقلاب صدر اسلام تا انقلاب مشروطیت (تاریخ سیاسی حیات ائمه اطهار باید پررنگ تر دیده شود) 2 – از انقلاب مشروطیت تا قیام 15 خرداد 3 – از قیام 15 خرداد 42 تا انقلاب اسلامی 57 . مهم ترین و اصلی ترین اهداف انقلاب، ساختن انسان و جامعه اسلامی بر اساس عقاید و احکام اسلامی است و ساختن انسان اسلامی که افکار و رفتارش اسلامی است در دستور اول کار است و این انسان اسلامی شالوده و سنگ بنا و شرط لازم برای تاسیس جامعه اسلامی است (نیروی کارآمد متعهد ) و پس از آن باید به فکر بود تا اقتصاد، سیاست و فرهنگ نیز اسلامی شود.

در این چارچوب و تعریف از انقلاب، شهادت و شعار (( جنگ جنگ تا پیروزی )) و فتح سنگر به سنگر وادی های طاغوت زده، کمال و سعادت است؛ سفره و مائده آسمانی است که خود مقصد است و متاسفانه برخی ظاهر این خون ها را دیدند و پشتشان لرزید و مانند بنی اسرائیل تقاضای سبزی و سیر و خیار و سیر و عدس کردند! و از ”من و السلوی” دست کشیدند و مصداق آیه شریفه 61 سوره بقره گردیدند. خمینی کبیر نیز چون چنین دید فرمان ”اهبطوا“ داد و جام زهر را سر کشید و چندی بعد از میان ما رفت . قرار بود انقلاب کنیم تا نهایتا به کمال برسیم اما غافل از اینکه کوره گداخته جنگ و مبارزه با طاغوت، جوان عصر سینما و کاباره و الواتی را به جایی رساند که مقام ”شهادت” مقدمه آن بود و این خود بزرگترین کمال است! دریغ و درد از نافهمی ها و جُبن و کوچکی برخی رجال حزب قاعدین که مجاهده را کوچک انگاشتند و خداوند اکنون هرروز در چشم مردم کوچک ترشان می گرداند.

اهداف انقلاب اسلامی از نظر زمانی ، کوتاه مدت و میان مدت و بلند مدت بود که دگرگونی و براندازی شاه هدف فوری و استقرار و استمرار جمهوری اسلامی از جمله اهداف بلند مدت آن بوده است.
از بعد مکانی ایران کوتاه مدت و مبارزه با استکبار جهانی بلند مدت است و… آنهایی که جنگ را نخواستند و ترس خود را تبلیغ می کردند، خود را از خوان و نعمت محروم ساختند؛ ”قالوا سمعنا و عصینا” گفتند و منافقانه در پوستین تدین و انقلابی گری نفوذ نموده و به جویدن ریشه های انقلاب مشغولند.

انقلاب اسلامی یک مفهوم متعالی بزرگ و جمهوری اسلامی اولین سکوی تعبیه شده برای حرکت و پرتاب به سوی آن بوده است. حزب الله لبنان و مقاومت فلسطین، دومین و سومین سکوهای آن هستند و هسته های مقاومت در تمام دنیای اسلام و در مرحله بعد جهان که در حال شکل گیری است سایر کمپ های استقرار این تفکر است. انقلاب اسلامی یک استخر پر از آب است و جمهوری اسلامی یک لیوان از این آب! لذا نباید همت پایین داشت و به این لیوان قناعت کرد که متاسفانه برخی ناآگاهانه و يا آگاهانه، ما را در این دام می اندازند و انتظارات را تقلیل میدهند.

این سالگردها برای تلنگر به این موضوع است و نباید جشن و پایکوبی و ولخرجی، تنها نتیجه 35 امین سالگرد انقلاب باشد . آرمان انقلاب ها تاکنون یا آزادی بوده یا عدالت و یا جامعه بی طبقه؛ آرمان اسلام بالاتر از تکامل (جهت دادن به استعداد های تکامل یافته) رشد و هدایت است و هر اسلامی که حتی تا حد تکامل آرمان داشته باشد، ارتجاع و اسلام آمریکایی است! اسلام جهت نامحدود را برای انسان نامحدود از جانب پروردگار مطلق مطرح می کند و ایستایی ندارد و مفهوم ظلم را گسترش میدهد و آن را تا به ظلم به نفس خود می رساند و لذا باید گفت:
اسلام آقایانی که آرمانشان متوقف شده و دیگر خواسته ای برای مطرح کردن ندارند و از توبره می خورند، اسلام آمریکایی و مرتجعین است و لذا مطرود است و آن را منهزم خواهیم کرد. ان شاء الله