نامه تشکل های دانشجویی به رئیس دستگاه قضا/ چرا دستگاه قضا با دستپاچگی مه آفرید را اعدام کرد؟

به گزارش عدالتخواهی، شش تشکل دانشجویی در نامه ای سرگشاده خطاب به دستگاه قضا، از ایشان پیرامون ابهامات اعدام مه آفرید امیرخسروی سوال کردند. در این نامه آمده است:

شیوه مجازات مه‌آفرید این شبهه را در برخی اذهان به وجود آورد که شاید دستگاه قضا تحت تأثیر جو رسانه‌ای و فشار افکار عمومی، از جهت رفع تکلیف این چنین عجولانه و با دستپاچگی اقدام به اجرای حکم اعدام کرده است.

متن این نامه به شرح زیر است.

امام خامنه ای (مد ظله العالی): «ازجمله مسائلی که در این مبارزه وسیع حتما باید مورد توجه قرار گیرد، این است که تنها با کسی که فساد کرده و فسادی که تحقق پیدا کرده است،برخورد نشود؛ مواظب باشند فساد به وجود نیاید. بنده به مسئولان دستگاه های اجرایی و قضایی تاکید کرده ام، بگردند ببینندجاهایی که گلوگاه فساد است،کجاست؛آنجا را تحت نظارت قرار دهند و نگذارند از اول فسادی به وجود بیاید.» 19/3/74
محضر مبارک حضرت آیت الله آملی لاریجانی؛ ریاست محترم قوه قضائیه
سلام علیکم؛
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات جنابعالی در ماه پر فیض شعبان و همچنین تبریک به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان فرزندان حضرت روح الله و سربازان حضرت سید علی من باب وظیفه مطالبه گری از مسئولین نظام اسلامی، بر خود لازم دیدند تا برخی ابهامات پیرامون عملکرد آن قوه محترم را با جنابعالی در میان بگذارند. انشاالله که طرح این مسائل،چون دفعات قبل با سعه صدر مسئولان محترم قضایی مواجه گردیده و ابهامات موجود در افکار عمومی را بزداید:
1.یکی از موضوعاتی که چند سالی است ذهن مردم و مسئولین را به خود مشغول کرده و تبدیل به موضوع مرسوم رسانه ها و مجالس مردم و توده ها قرار گرفته، پرونده فساد بزرگ بانکی، موسوم به فساد سه هزار میلیاردی است. راجع به این پرونده حرف های بسیاری گفته شده و صحبت های ضد و نقیض زیادی مطرح گردیده که ما در این چند خط قصد پرداختن به کم و کیف این پرونده و جزئیات آن را نداریم. مطالبه همیشگی جریان عدالتخواه در سال های اخیر، مبارزه با دانه درشت ها و یقه سفیدها که مسببین اصلی مفاسد اقتصادی و هتک آبروی نظام می باشند بوده است و شعف ما پس از شنیدن پیگیری مداوم دستگاه قضا پیرامون پرونده فساد بزرگ بانکی، قابل انکار نیست و نفس پرداختن به این نوع مفاسد، بسیار با ارزش و قابل ستایش است اما موضوعی که ذهن ما و بسیاری دیگر را به خود مشغول نموده، اعدام ناگهانی آقای مه آفرید امیر خسروی است.

 

از باب اینکه فضای غبارآلود در جامعه اسلامی، راه را برای مغرضان و سوءاستفاده کنندگان و بدخواهان نظام باز می گذارد، از شما تقاضا داریم جهت تنویر افکار عمومی به سوالات فرزندان انقلاب اسلامی در جنبش های دانشجویی که احتمالا سوال بسیاری از افراد جامعه نیز هستند پاسخ دهید این نکته قابل ذکر است که بعضا شبهات ایجاد شده و پاسخ داده نشده باعث تنزل ارزش کار مهم و قابل توجه دستگاه قضا در اذهان شده است و صرافت ما دانشجویان در جهت زدودن حجاب ها و رونمایی از ارزش واقعی و عمل قابل تقدیر قوه قضائیه می باشد.

یکی از اتهاماتی که در پرونده آقای خسروی آمده است، اخلال در نظام اقتصادی کشور بوده است. سوال ما اینجاست نه فقط برای این پرونده، بلکه برای رفع ابهام پیرامون پرونده های مشابه، ملاک اخلال در نظم عمومی جامعه و نظام اقتصادی کشور دقیقا چیست؟

یکی از موضوعاتی که مورد اشاره وکیل مه آفرید نیز می باشد آن است که دادسرای انقلاب با این پیش فرض برای نامبرده حکم صادر نموده است که ایشان با تشکیل باند به همراه تعدادی از مسئولین بانکی، قصد فساد و پولشویی و ضربه به نظام اسلامی را داشتند. سوال ما اینجاست؛ چگونه می شود فردی که تمام مطالبات بانک ها از او وصول شده و حتی یک ریال هم از کشور خارج نکرده و پول ناشی از تنزیل ال سی ها را وارد کار تولیدی نموده، باعث ایجاد 17000 شغل گردیده و سالی یک میلیون تن فولاد تولید کرده است، قصد ضربه به نظام اسلامی و اخلال در نظم عمومی داشته است؟ آیا برای ضربه زدن به نظام می توان یک ریال از پول های به دست آمده را به خارج از کشور منتقل ننمود و بیش از بیست و چند کارخانه بزرگ در کشور ایجاد نمود؟

سوال دیگر ما راجع به مصداق این موضوع، یعنی نحوه اجرای اعدام آقای خسروی است اگر حکم ایشان واقعا هم اعدام بوده است، چرا بدون اعلام قبلی به وکیل و همسر ایشان و بدون اعلام شفاف جرم فرد فوق الذکر در روزنامه های کثیر الانتشار، در عملی عجولانه و پر شبهه، حکم اجرا گردید؟ چرا برای مردم این موضوع به صورت شفاف بیان نگردید؟
2.نکته دیگر آنکه حال پس از اعدام مه آفرید، آیا روند رسیدگی دستگاه قضا به مفاسد اقتصادی از همین جنس و به همین سبک خواهد بود؟ یعنی آن مفسدین اصلی  که اتفاقا شاید در بدنه نظام اسلامی هم نفوذ کرده باشند، مورد سوال و مواخذه قرار خواهند گرفت؟ سوال ما این است که آیا ادامه روند مبارزه با مفاسد اقتصادی که بسیار مورد تاکید امام خامنه ای(ارواحنا له الفدا) نیز می باشد، معطوف به مبارزه با معلول ها باقی خواهد ماند و یا به مبارزه پیگیر با «علت ها» اقدام خواهد شد؟ این شیوه مجازات مه آفرید این شبهه را در برخی اذهان به وجود آورد که شاید دستگاه قضا تحت تاثیر جو رسانه ای و فشار افکار عمومی، از جهت رفع تکلیف این چنین عجولانه و با دست پاچگی اقدام به اجرای حکم اعدام نموده است. امام خامنه ای می فرمایند:«مسئولان دستگاه های اجرایی و قضایی مواظب باشند تمایلات و احساسات و بازی های سیاسی و خطی و جناحی و غیره –که دشمنان از اینکه این چیزها در بین مسئولان ما رواج پیدا کند خوشحال می شوند-به میان نیاید؛جلو حق را نگیرد و مانع دیدن و نظر کردن و فهمیدن چشم ها نشود.»3/11/80
3.سوال دیگری که ذهن ما را به خود مشغول نموده آن است که حاصل اجرای اصل 44 قانون اساسی که به شدت مورد تاکید رهبری معظم نیز می باشد چه بوده است؟ این نکته قابل انکار نیست که رهبری از روند اجرایی شدن اصل 44 قانون اساسی اظهار نارضایتی کرده اند. متاسفانه تا به حال 95 درصد خصوصی سازی به دست نهادهای شبه دولتی افتاده است و فقط 5 درصد آن به دست صاحبان اصلی اش(یعنی مردم) رسیده است. اصولا در نظام اقتصادی ما که دولتی است، «مردم و بخش خصوصی» متهم ردیف دوم می باشند و متهمان ردیف اول، مسئولین فاسد و تسهیل کنندگان و مشوقان و محرکان افراد برای مفاسد اقتصادی می باشند.

4.در پایان لازم می دانیم ضمن تقدیر و تشکر از تلاش های حضرت عالی و همکارانتان در دستگاه قضا،این مطالبات را از محضرتان داشته باشیم که:
پرونده مفاسد اقتصادی آقا زاده معروف، مهدی هاشمی به کجا رسید؟ چرا شخصی که عملکردش چوب حراج به آبروی جمهوری اسلامی زده است به راحتی در حال پرسه زنی در جامعه است؟
چرا بیشترین تخلفات سال‌های اخیر در سیستم بانکی صورت گرفته است؟ چرا بانک ها سپرده ها را  وارد خرید فروش زمین و سکه و ارز کرده اند؟
آیا به پرونده افراد دیگری که برخی از آنان از جهات سیاسی واجد مراتب بالاتری هستند نیز، رسیدگی و به صدور حکم قطعی می رسد؟
با استفاده از کدام حفره‌های بانکی این سوءاستفاده‌ها صورت گرفته و آیا هیچ اقدامی برای پر کردن این حفره‌ها و جلوگیری از تکرار جرم انجام شده است؟
به امید ظهور عدالت گستر گیتی
مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز
مجمع دانشجویان عدالتخواه مشهد
کانون عدالتخواهی قسط دانشگاه شاهرود
مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه زابل
انجمن اسلامی مستقل دانشگاه زابل
جامعه اسلامی دانشگاه زابل

حامیان پشت پرده داعش چه کسانی هستند؟

به گزارش عدالتخواهی، به نقل از مشرق، سعدالله زارعی در یادداشتی به تحلیل حملات اخیر داعش در سه استان سنی نشین عراق پرداخته و نوشته است:

فرضیه‌های مختلفی برای درگیری‌های اخیر مناطق غرب عراق مطرح شده است. بعضی‌ گفته‌اند این درگیری‌ ماهیت درون کشوری داشته و به نتایج انتخابات اخیر پارلمانی و چشم‌انداز تشکیل دولت عراق مربوط می‌شود به این معنا که بازنده روند سیاسی عراق که به نسبت انتخابات 4 سال قبل، اینک ضعیف‌تر هم شده است، از ظرفیت‌ نظامی امنیتی برای بهبود وضع سیاسی حقوقی خود استفاده کرده و در یک بده بستان با گروه تروریستی داعش نمایی از جداسازی سه استان سنی‌نشین را به تصویر کشیده است.
فرضیه دیگر می‌گوید، این درگیری‌ ماهیت منطقه‌ای داشته و به نوعی بازتاب‌دهنده جنگ عربستان علیه بلوک مقاومت و در ادامه تحرکاتی است که دست کم از ده سال پیش با شکل دادن به جوخه‌های ترور در عراق دنبال شده و نیز در ادامه نقش‌آفرینی فعال امنیتی است که عربستان طی 3 سال گذشته علیه سوریه به نمایش گذاشته است.
یک فرضیه دیگر که آن هم بر منطقه‌ای بودن درگیری‌های غرب عراق تاکید دارد، بیانگر آن است که درگیری‌های داخلی در عراق محصول اقدامات مشترک عربستان، ترکیه، اردن، قطر و رژیم صهیونیستی است که با هدف ترساندن عراق از یکی شدن با جبهه مقاومت و دور کردن آن از ایران صورت می‌گیرد.
یک فرضیه دیگر با تاکید بر بین‌المللی بودن بحران سه استان غرب عراق می‌گوید، این در ادامه نزاعی است که از چندی قبل میان آمریکا و بلوک مقاومت از یک سو و آمریکا و روسیه از سوی دیگر جریان دارد و پیش از این در دو حوزه سوریه و اوکراین خود را به شکل عریان‌تر به نمایش گذاشته است.
یک فرضیه دیگر بیانگر آن است که بحران کنونی عراق، یک بحران ترکیبی است که در آن شاهد سطحی از توافق و همکاری داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی به چشم می‌خورد و لذا نباید فریب تغییر لحن‌ها میان سران داعش، سران سعودی و… و سران آمریکا را خورد بلکه باید به نتیجه و راهبرد این سه دسته نگاه کرد که در «لزوم تغییر سیاست عراق» به هم می‌رسند.
هر کدام از این فرضیه‌ها با اسناد و مدارک قابل توجهی توام می‌باشند. برای سنجش صحت فرضیه اول کافی است به عدم شکل‌گیری اکثریت در جلسه روز پنج شنبه گذشته پارلمان عراق نگاه بیندازیم که در آن سه فراکسیون «ائتلاف کردستان»، «فهرست العراقیه» و «ائتلاف متحدون» به رهبری مسعود بارزانی، ایاد علاوی و اسامه نجیفی در عمل مانع تصویب قانون «اعلام حالت فوق‌العاده» شدند.

جالب این است که نجیفی رئیس پارلمان و رئیس ائتلاف متحدون که در واقع نمایندگی استان‌های سنی‌نشین را در اختیار دارد اعلام کرد که با اعلام حالت فوق‌العاده، تنها در زمانی موافقم که یک واحد نظامی ارتش را در اختیار او قرار دهند! برای سنجش میزان اهمیت فرضیه دوم کافی است به شبکه سعودی العربیه نگاه بیندازیم تا دریابیم که هر نوع عملیات دو هفته اخیر داعش مبتنی بر فضاسازی جدی العربیه و بزرگ‌نمایی قدرت داعش از سوی این شبکه بوده است. کما اینکه روز گذشته پایگاه خبری آمریکایی «ورلدنت دیلی» با استناد به سخنان  منابع مطلع در اردن نوشت: «عربستان به تجهیز داعش برای تصرف شهرهای عراق سرگرم است» و هفته‌نامه آمریکایی فارین پالیسی در تحلیلی نوشت: «اسناد زیادی وجود دارد که به همراه شواهد فراوان از حضور مقامات امنیتی سعودی در میان سرکردگان داعش در عراق حکایت دارد.

این نقش پیش از این هم توسط بندر بن سلطان به طور جدی دنبال می‌شد». در مورد فرضیه سوم- یعنی منطقه‌ای و مشترک بودن- هم اسنادی وجود دارند. سکوت دولت‌های قطر، ترکیه و اردن در قبال بحرانی که با مرزهای آنان مماس است، بیانگر وجود رابطه بین اقدامات تروریستی و نگاه آنان به منفعت خود در این بحران می‌باشد. رجب طیب اردوغان بدون دلیل به مردم ترکیه اطمینان نداد که تهدیدی متوجه شهرهای ترکیه نیست و اطمینان‌دهی به سلامت همه اتباع و ماموران ترکیه در الانبار، صلاح‌الدین و نینوا توسط نخست‌وزیر آنکارا بدون دلیل روشن نبود.

احمد داود اوغلو یکی از دو شخصیت مؤثر دولت ترکیه وقتی از «اخبار خوب در سریع‌ترین زمان ممکن» در مواجهه با تحولات عراق حرف می‌زند و در عین حال از اتباع ترکیه می‌خواهد که خاک عراق را ترک کنند،  حتماً دلیل دارد. کما اینکه بعضی از منابع با اشاره به سکوت قطر گفته‌اند که برای بهبود مناسبات با عربستان در کنار داعش قرار دارد و برجسته‌سازی عملیات داعش در عراق توسط اصلی‌ترین رسانه‌های وابسته به رژیم صهیونیستی شامل «هاآرتص» و «اسرائیل تودی» و اطمینان دادن به اینکه داعش بر بغداد مسلط می‌شود، موضع غیر علنی این رژیم را مشخص می‌نماید.
اما درباره فرضیه چهارم هم نشانه‌هایی وجود دارد. عملکرد شورای امنیت سازمان ملل تا حد زیادی بیانگر اعمال حداکثر تسامح در مواجهه با تروریزم در عراق است. شورای امنیت در روز پنجشنبه و طی یک جلسه محرمانه دو ساعته اگرچه اقدامات تروریستی در عراق را محکوم کرد اما اولاً با تصریح بر اینکه هیچ نوع اقدام نظامی را مد نظر ندارد و ثانیاً ارائه درخواست گفتگوی فوری میان طرف‌های درگیر و رسیدن به تفاهم، نشان داد که تروریست‌ها را بعنوان شهروندانی که برای حقوق سیاسی مبارزه می‌کنند، نگاه می‌کند. کما اینکه ویلیام هیگ وزیر خارجه انگلیس و آندره فوگ راسموسن فرمانده ناتو نیز با صراحت از عدم علاقه به سنگین‌تر کردن وزنه نظامی دولت عراق خبر دادند و این هم به نوعی اطمینان بخشی به داعش برای اقدامات تروریستی بود.
اما فرضیه آخر- ترکیبی بودن بحران- هم نشانه‌های خود را دارد. شورای امنیت و کشورهای غرب موضع خود مبنی بر عدم قطعی حمایت نظامی از دولت بغداد را اعلام کرده‌اند. کشورهای عربستان، ترکیه، رژیم صهیونیستی- و به احتمال زیاد قطر، اردن و امارات- با سکوت دیپلماتیک و در عین حال برجسته‌سازی رسانه‌ای موفقیت‌های داعش و اعلام رسانه‌ای اینکه بغداد سقوط خواهد کرد، نقش برجسته خود را در درگیری‌های هفته‌های اخیر در استانهای الانبار و صلاح‌الدین به نمایش گذاشته‌اند. ائتلاف پارلمانی کردها به رهبری بارزانی و ائتلاف پارلمانی سنی‌ها به رهبری اسامه نجیفی هم در رفتار عملی خود نشان داده‌اند که در بحران فعلی دنبال سود و سهم افزون‌تر خود می‌باشند. تحویل گرفتن کرکوک از ارتش در عین اینکه پیشمرگه‌های کرد به رهبری بارزانی در تسلیم کلید شهر موصل به داعش نقش داشتند یکی از نشانه‌های این فرضیه است.
اما با نگاه به صحنه تحولات امنیتی نظامی عراق می‌توانیم بگوئیم:
1- علیرغم هیاهوهای فراوان و عملیات روانی گسترده‌ای که با محوریت طرف‌های بین‌المللی و منطقه‌ای صورت می‌گیرد و برخی از محافل شیعی درون عراق و درون ایران نیز بدون توجه به دام این عملیات افتاده و اوضاع را خیلی خطرناک می‌خوانند، اولاً این یک بحران فراگیر نیست و علی‌الاصول از سه استان سنی‌نشین الانبار، صلاح‌الدین و نینوا فراتر نخواهد رفت. البته تروریست‌ها در آینده هم مثل گذشته سعی می‌کنند از طریق اقدامات امنیتی- بمب‌گذاری- و نه نظامی استانهای مرکزی و جنوبی و شرقی- که عمدتاً شیعه‌نشین می‌باشند- را ناامن کنند. کما اینکه این استانها علیرغم شهدایی که نثار استقلال عراق و حاکمیت ملی خود کرده‌اند، هیچ زمان به اشغال تروریست‌ها در نیامده‌اند. البته این سخن به این معنا نیست که سیطره نسبی تروریست‌ها در سه استان سنی‌نشین اهمیت ندارد. چطور می‌توان بحران سه استانی که اگرچه حداکثر 18 درصد جمعیت عراق را به خود اختصاص داده‌اند، 46 درصد خاک عراق را شامل می‌شوند، کم اهمیت دانست و نیز چگونه می‌توان تأثیر این بحران بر استانهای همجوار، از جمله نجف و کربلا را نادیده گرفت. صحبت بر سر این است که یک موج تبلیغاتی وانمود می‌کند که این موج آنقدر قدرت دارد که می‌تواند حکومت را در بغداد ساقط کرده و بر کل عراق سیطره یابد. این گروه اگر اینقدر قدرت دارد چرا در سوریه شکست خورده و دائماً در حال فرار است؟ این در حالی است که قدرت مذهب، مردم و دولت در عراق بیش از سوریه است.
2- بحران در عراق زودتر از بحران در سوریه به ضعف می‌گراید چرا که عربستان بعنوان مهمترین حامی تروریزم در منطقه با موانع جدی‌تری در عراق مواجه می‌باشد. در عراق نزدیک به 60 درصد جمعیت را شیعیان و نزدیک به 20 درصد را کردها تشکیل می‌دهند و این دو گروه بزرگ عراقی به یکدیگر وابستگی و دلبستگی تاریخی و سیاسی دارند. عربستان نمی‌تواند به اهل سنت عرب عراق- 17 درصد جمعیت- تکیه کند چرا که از یک سو اکثریت سنی‌ها در عراق به عربستان خوشبین نیستند و از سوی دیگر وقتی دامنه بحران در عراق بالا می‌گیرد بیش از هر طایفه‌ای، به سنی‌ها لطمه می‌زند کما اینکه این روزها آنان از دو سو در معرض آسیب قرار گرفته‌اند. حجم کشته‌ها در عراق در این دو استان صلاح‌الدین و الانبار از هر جای دیگر عراق بیشتر است. طبعاً اهل سنت برای مدت طولانی نمی‌توانند این وضع را تحمل کنند. در سطح بین‌المللی نیز آن حمایتی که از تروریزم در سوریه امکانپذیر بود در عراق امکان‌پذیر نیست و از این رو حمایت غرب از تروریزم در سوریه آشکار و در عراق پنهانی صورت می‌گیرد.
3- عراق از نظر ساختاری دچار مشکل است. اولاً در عراق اکثریت حقوق خود را برای رسیدن به تفاهم نادیده گرفته به این امید که دو گروه اقلیت کرد و سنی همکاری بیشتری با دولت در بغداد داشته باشند. امروز این فرضیه باطل شده است به این معنا که رهبران دو گروه یاد شده در عمل نشان داده‌اند که در مواجهه با خطراتی که اقتدار دولت مرکزی و مصالح عالیه عراق را تهدید می‌کند، سهم خود را ادا نمی‌نمایند و در عمل به گونه‌ای رفتار می‌کنند که کار دولت مرکزی در عراق سخت‌تر هم می‌شود. عدم رأی این دو گروه به «اعلام حالت فوق‌العاده» و کوتاهی‌های مشترک این دو گروه که منجر به سیطره سه ساعته داعش بر شهر موصل گردید، تداعی‌کننده عدم حسن نیت بخش‌هایی از ساختار کنونی است.

همین ساختار دستگاه‌های امنیتی و نظامی را در معرض نفوذ و خرابکاری دشمنان استقلال، تمامیت ارضی و اقتدار دولت مرکزی قرار داده است. تا جایی که یک روز پس از سقوط موصل، نوری مالکی در مقام فرمانده کل قوای عراق از خیانت در ارتش و دستگاه امنیتی خبر داد. با این وصف عراق با یک بحران مقطعی – اقدامات تروریستی داعش – و با یک بحران ساختاری مواجه است و از قضا بحران مقطعی آن زائیده بحران ساختاری آن است. بحران مقطعی عراق طبعاً طی هفته‌های آینده به پایان می‌رسد کما اینکه خبرهای فراوان از شکل‌گیری یک جریان قوی مردمی ضدتروریستی در عراق خبر می‌دهد. اما بحران ساختاری اگر حل نشود امکان تکرار چنین بحرانی یا مشابه آن در فواصل زمانی کوتاه وجود دارد.
برای حل بحران ساختاری، در بغداد بعنوان پایتخت کل عراق باید دولت اکثریتی شکل گیرد و ارتش عراق نه فقط تحت فرماندهی نخست وزیر اکثریت بلکه تحت سیاست‌ها و تدابیر اکثریت قرار بگیرد و از طیف‌‌بندی‌ها و فرقه‌گرایی‌ها که آن را در زمان بحران کم‌خاصیت می‌کند، به دور باشد. دولت اکثریت باید دو طیف کُرد و سنی را مشارکت دهد اما این مشارکت نباید دولت و ارتش را به پاره‌های ناهمگون تبدیل نماید و مانع شکل‌گیری اقتدار مرکزی که رمز پیشرفت هر کشور است، شود.

 

بیانیه جنبش عدالتخواه دانشجویی پیرامون حوادث عراق

به گزارش عدالتخواهی، جنبش عدالتخواه دانشجویی، در واکنش به حملات گروه تروریستی داعش به عراق و به خاک و خون کشاندن مردم مسلمان آن، بیانیه ای به شرح زیر صادر کرد.

بسم قاسم الجبارین

حمله ددمنشانه گروه داعش به کشور عراق و وقوع جنایت های بی سابقه توسط این جریان تروریستی، قلوب تمام مسلمین جهان را سخت متأثر نموده است.

قتل عام کودکان و زنان، آواره ساختن مردم غیرنظامی، جنایت های خبیثانه و فجایع دلخراش، همه و همه نشان از آن دارد که جبهه استکبار با پشتیبانی شیطان بزرگ آمریکا و متحدان اروپاییش، عزم خویش را برای نابودی جهان اسلام جزم نموده اند.

هم اکنون برای تمام مسلمین جهان پر واضح است که جنگ زرگری شیعه و سنی، تنها بهانه ای برای توجیه و تطهیر این اقدامات کثیف است. چرا که وجدان های بیدار با چشم و گوش خود می بینند و می شنوند که این جریان تروریستی چگونه برای قتل عام انسان های بیگناه، کمترین توجهی به مذهب و مسلکشان نمی کند و هر کس که روبرویشان بایستد را چه از برادان اهل سنت و چه از اهل تشیع، با بدترین روش ها به خاک و خون می کشند.

تمام این حوادث برای همه مسلمین جهان پیامی جز وحدت در مقابل دشمن مشترک نداشته و ندارد. امروز تمام علمای اسلام و پیروانشان، از هر مذهبی که باشند، باید با هم متحد شوند و روبروی پدیده شوم افراطی گری و تفکر تکفیری بایستند. همه باید به این درک رسیده باشند که این اعمال جماعت وحشی و این دست پرودگان آمریکا، با هدف تسلط بر خاورمیانه و تأمین امنیت رژیم منحوس صهیونیستی است، نه انگیزش های مذهبی و دینی.

امروز دست دشمن در آستین اسلام، به سوی گلوی مسلمین چنگال انداخته است. آنها با راه انداختن جنگ های نیابیتی از سویی سعی در به ضعف و انزاوا کشاندن کشورهای مسلمان و سرگرم و وابسته کردن آنها دارند، و از سوی دیگر نمایش چهره ای خشن و خوفناک از اسلام در جهان را در دستور کار خود قرار داده اند، تا به این وسیله حرکت جهانی اسلام به سوی تمدن سازی برای آینده بشریت را متوقف سازند.

جمهوری اسلامی نباید اجازه دهد که این جنایتکاران بر  جان و مال و نوامیس مسلمانان عراق دست اندازی کنند. بر مردم و مسئولین جمهوری اسلامی ایران به عنوان ام القرای جهان اسلام واجب است با تمام قوا، به یاری ملّت و دولت عراق بشتابد و همانگونه که توطئه های خنّاسان را در سوریه با شکست مواجه ساختند، در عراق نیز  نقش تاریخی خود را ایفا کنند.

بی شک هزاران هزار جوان انقلابی در حسرت جهاد با آمریکا و عُمّالش لحظه شماری می کنند و هر دم شوق شهادت در راه خداوند را از آستان رب بی نیاز طلب می نمایند.

«اگر از صدام بگذریم، اگر مسأله قدس را فراموش کنیم، اگر از جنایت های آمریکا بگذریم، از آل سعود نخواهیم گذشت. ان‌شاالله اندوه دلمان را را در وقت مناسب با انتقام از آمریکا و آل سعود برطرف خواهیم کرد و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم گذاشت و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفر و نفاق و آزادی کعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجد الحرام وارد خواهیم شد.

مگر مسلمانان نمی بینند که امروز مرکز وهابیت در جهان به کانون‌های فتنه و جاسوسی مبدل شده اند که از یک طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیانی، اسلام ملاهای کثیف درباری، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت و اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومان و پابرهنه ها و در یک کلمه، اسلام آمریکایی را ترویج می کنند و از طرف دیگر سر بر آستان سرور خویش آمریکای جهانخوار می گذارند» (امام روح الله .ره.)

به امید ظهور عدالت گستر گیتی

جنبش عدالتخواه دانشجویی