متن سخنان نماینده‌ی جنبش عدالت‌خواه دانشجویی در محضر رهبر انقلاب

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب، ساعاتی پیش برگزار شد. احسان چنارانی، عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی، در این دیدار به نمایندگی از این تشکل طی سخنانی نکات، مسائل و سوالات این تشکل دانشجویی در مورد شرایط کشور را بیان نمود. متن کامل این سخنان را در ادامه می خوانید:

 

بسم‌الله الرّحمن الرّحیم

ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی و حضار محترم و با تشکر از فرصتی که در اختیار قرار داده شده. در ابتدا جنایات رژیم غاصب صهیونیستی در نوار غزه را محکوم کرده و در این ماه عزیز از خداوند متعال نصرت و پیروزی مستضعفان جهان را بر ظالمان و مستکبران طلب می‌کنیم.

***

«إنّ اللّه سبحانَهُ فَرَضَ في أموالِ الأغنياءِ أقواتَ الفُقَراءِ ، فما جاعَ فَقيرٌ إلاّ بما مُتِّعَ بهِ غَنيٌّ ، واللّه تعالى سائلُهُم عن ذلكَ»

امیر مؤمنان علی علیه‌ السّلام میفرمایند : خداوند سبحان خوراك تهيدستان را در اموال توانگران قرار داده است. پس هيچ تهيدستى گرسنه نماند، مگر به سبب اين‌كه ثروتمندی از حقّ او بهره‌مند شده است. و خداى بزرگ در اين باره از آنان بازخواست خواهد کرد. «نهج‌البلاغه، حكمت 328»

***

انقلاب اسلامی ایران به واسطه‌ی تعالیم عاشورایی، تحت رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی رسید و برای تحقق اهداف خود، نظامی را تحت عنوان «جمهوری اسلامی» در نظر گرفت. استمرار این انقلاب و تحقق آرمان‌های آن، منوط به آسیب‌شناسی مستمر نظام جمهوری اسلامی و نقد درون گفتمانی آسیب‌ها و آفات موجود است. از آن‌جا که یکی از رسالت‌های جنبش دانشجویی تأکید و توجه بر این آسیب‌ها و طرح منتقدانه‌ی آن است، در دو بخش، به برخی آسیب‌های اقتصادی و سیاسی موجود در فضای کشور و تبعات فرهنگی آن اشاره می‌شود:

بخش اول: روندهای اقتصادی کشور و چالش‌ها و مسائل فرهنگی ناشی از آن

1- بسط ید سرمایه‌داران و قدرتمندان و بدل شدن صاحبان انقلاب به زائده‌ی آنان:

به تعبیر امام عظیم الشانمان، محرومین و مستضعفین صاحبان اصلی انقلاب‌اند، و به تبع، سمت‌وسوی سیاست‌های اقتصادی کشور بایستی در راستای نقش‌آفرینی هرچه بیشتر آنان در فضای کشور باشد، سیاست‌های اقتصادی شبه لیبرال و سرمایه‌دارانه‌ی اتخاذشده در سال‌های پس از جنگ تحمیلی با شدت و ضعف متفاوتی در تمامی دولت‌ها ، عملاً در راستای میدان دادن به سرمایه‌داران و متصلان به قدرت سیاسی حرکت کرده ، و موانع را یکی پس از دیگری برای انحصار و تمتع هر چه بیشتر آنان از سر راه برداشته است. سیاست‌های ابلاغی اصل 44 قانون اساسی نیز اگرچه بیشتر باهدف مردمی کردن اقتصاد ابلاغ شد،اما به علت قرار گرفتن در بستر همین اقتصاد لیبرال و عدم نظارت کافی کارایی لازم را نداشت ،و عملاً در مقام اجرا ،موانع موجود بر سر راه حرکت اقتصاد کشور به سمت سرمایه سالاری را تسهیل نمود و فضا را برای سیطره‌ی کامل این جریان اقتصادی فراهم ساخته است. و از طرف دیگر با بی‌توجهی به بخش تعاونی و در نتیجه پس رانده شدن سرمایه‌های خُرد و پراکنده‌ی مردمی به عرصه‌ی مصرف، و نه تولید، محرومان و مستضعفان و بخش بزرگی از طبقه‌ی متوسط به زائده‌ی سرمایه‌داران و قدرتمندان مبدل گشته‌اند.بنابراین از نظر ما راه‌حل اساسی مردمی کردن اقتصاد بیش از آن‌که واگذاری بنگاه‌های دولتی به سرمایه‌داران و نهادهای شبه‌دولتی باشد، توقف هر چه سریعتر قطار خصوصی‌سازی و پرداختن به توسعه‌ی بخش تعاونی است.

با توجه به این تجربه تاریخی ،جای این پرسش مهم وجود دارد که چه تضمینی است که مجریان قانون، همین رفتار را با اصول سیاست‌های اقتصاد مقاومتی نیز انجام ندهند؟ یعنی بخش‌هایی که مترادف با اقتصاد لیبرال است مانند توسعه حوزه عمل مناطق آزاد ،به سرعت اجرایی شود و بخش‌هایی که در تقابل با این روش و منش است ،مانند رفع وابستگی خود به کشورهای دیگر، به بهانه ارتباط با دنیا و اقتصاد آزاد، فراموش شود.

2- استحاله‌ی «مدیریت جهادی» و جایگزینی آن با بروکراسی فَشَل اداری:

حضرت‌عالی در نام‌گذاری سال جاری بر مسئله “مدیریت جهادی” تأکید نموده‌اید . مدیریت جهادی در دهه‌ی اول انقلاب بیش از هر عرصه‌ی دیگر در قالب نهاد «جهاد سازندگی» متجلی شد که برکات آن در اقداماتی چون محرومیت‌زدایی از روستاها، جهاد مهندسیِ جنگ تحمیلی و بسیاری موارد دیگر متجلی گشت. اما با در دستور کار قرار گرفتن سیاست‌های اقتصادی لیبرال در سال‌های پس از جنگ، مدیریت جهادی قربانی نگاه‌های سرمایه‌سالار و بروکراتیک گشت. پرسش ما این است که آیا برای نیل به آرمان مدیریت جهادی اولین قدم اصلاح نظام فشل اداری رایج نیست؟و اصلا آیا به نظر حضرت‌عالی اولین مقدمه‌ی تحقق مدیریت جهادی، کشیدن ترمز سیاست‌های اقتصادی سرمایه سالارانه نیست؟

3- پیدایش لیبرالسیم فرهنگی به دنبال لیبرالیسم اقتصادی:

سال جاری به نام «اقتصاد و فرهنگ» نام‌گذاری شده است. در رابطه با تحولات فرهنگی کشور در سال‌های پس از انقلاب اسلامی، ما بر این اعتقادیم که قسمت اعظمی از این تحولات، نشات گرفته از تغییرات اقتصادی رخ داده در کشور است. به این معنی که آزادسازی و لیبرالیسم اقتصادی، لیبرالیسم فرهنگی را به دنبال خواهد داشت و نمی‌توان از سویی سیاست‌های اقتصادی لیبرال را به مرحله اجرا گذاشت و از سوی دیگر تبعات فرهنگی آن را نپذیرفت. در سال‌های پس از جنگ که نسخه‌های اقتصادی بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، در دستور کار مسئولین کشور قرار گرفت، بحث تهاجم فرهنگی در فضای کشور مطرح گشت؛ درحالی‌که در آن دوران و سال‌های پس از آن، بیش و پیش از تهاجم فرهنگی، کشور مورد تهاجم اقتصادی واقع گشت و تحولات فرهنگی متأثر از تحولات اقتصادی کشور بود. ما معتقدیم در نسبت میان اقتصاد و فرهنگ باید تأملی جدی‌تر صورت پذیرد و به این اقتضائات و پیامدها توجه شود.

4- کارکردهای منفی نظام بانکی در اقتصاد کشور:

نظام بانکی کشور یکی از اصلی‌ترین چالش‌های حال حاضر اقتصاد ایران است. نظامی که به عینه همان کارکرد نظام فاسد بانکی ربوی را ایفا می‌کنند و حتی معدود کار ویژه‌های مثبت بانک در غرب را هم ندارد،  مواردی چون ربوی بودن و اخلال در نظام اقتصادی به واسطه‌ی ورود در سوداگری به جای تولید، از مصادیق این امر است.حال شاید از بانک‌های خصوصی که هدفشان را در حداکثر سازی سود می‌بینند و برای رسیدن به این هدف از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کنند انتظاری نباشد ،اما برایمان قابل‌درک نیست که چرا بانک‌های دولتی و حتی متأسفانه بانک‌های تحت امر نهادهای وابسته به رهبری نظیر بانک‌های انصار،حکمت ایرانیان،قوامین،سینا،کارآفرین و غیره که باید الگوی دیگر بانک‌ها در پیاده‌سازی بانکداری مطلوب باشند،در عمل هیچ تفاوتی با دیگر بانک‌ها ندارند. ازاین‌رو ما به جد خواهان تغییر عملکرد در این‌گونه نهادها و بانک‌ها هستیم.

بخش دوم: روندهای سیاسی کشور و چالش‌ها و مسائل فرهنگی ناشی از آن

یکی از چالش‌های حال حاضر کشور، برخی رویه‌های غلط موجود در فضای سیاسی و اجتماعی است که می‌توان ذیل عنوان «تربیت سیاسی» از آن یادکرد. در ادامه به برخی از مصادیق این مسئله اشاره می‌شود:

1- فرهنگ سیاسی انتقام‌جویانه به جای فرهنگ سیاسی همیارانه در فضای کشور

اداره‌ی امور کشور، مستلزم گرایش جناح‌ها و گروه‌های سیاسی به وفاق و دوری از قبیله گرایی سیاسی است. این تنش و حاشیه‌سازی که ناشی از سیاست زدگی مفرط و دشمن پنداری طرف مقابل است، کشور را دچار حاشیه‌های مخرب و دعواهای سیاسی کم‌اهمیت می‌نماید، و موجب اتلاف سرمایه‌های فکری و انسانی می‌شود. اشکال گیری و بهانه‌جویی، متهم نمودن دولت به سازش‌کاری و خوشنود شدن از شکست دولت در برنامه‌های خود، از یک سو و سعی در منزوی نمودن منتقدان با زدن برچسب افراطی‌گری از سوی دیگر، از جمله نمودهای روحیه‌ی انتقام‌گیری سیاسی در فضای کنونی کشور است. لازمه‌ی اجتناب از چنین فضایی، کنار گذاشتن تنگ‌نظری سیاسی و افزایش آستانه‌ی تحمل دیدگاه‌های متفاوت است.

 2- غلبه‌ی رسالت جناحی بر رسالت انقلابی در میان جوانان انقلابی:

متأثر از آسیب فوق، جنبش دانشجویی و گروه‌های مردمی با فراموش کردن نقش مستقل خود در پیگیری و مطالبه‌ی اهداف انقلاب اسلامی، دچار وابستگی فکری به نهادهای خاص و یا گروه‌های سیاسی شده‌اند؛ تا آن جا که سقف نقش‌آفرینی خود در مسائل کشور را محدود به موضع‌گیری له یا علیه افراد و گروه‌های سیاسی تصور نموده و با قرار گرفتن پشت سر این جریانات، عملاً به ابزاری برای تبلیغات انتخاباتی و رقابت بر سر کسب مناصب سیاسی بدل گشته‌اند. ولایتمداری به شعارزدگی و احساس‌گرایی تقلیل یافته و به ابزاری برای طرد مخالفان مبدل شده است و «قدرت تحلیل»ی که حضرت‌عالی به مراتب روی آن تأکید دارید، به تربیت سازمانی و نگاه کد محور محدود شده است که به مخاطبش بدون مطالعه و بدون فکر و اندیشه، موضع و تحلیل می‌خوراند. در حقیقت رسالت جناحی جوانان انقلابی در حمایت یا مخالفت با دولت خاصی، بر رسالت انقلابی آنان غلبه یافته و به جای پیگیری مسائل اساسی کشور، آنان را درگیر مسائل دست چندم سیاسی نموده است.

اعتقاد ما بر این است که تسلط فضای امنیتی بر تشکل‌های دانشجویی و اقدام این تشکل‌ها بر اساس کدهایی که از جلسات محرمانه با چندین واسطه به آن‌ها میرسد باعث رکود و عدم رشد سیاسی آن‌ها می‌شود.

و به نظر ما علت عمده‌ی این مشکلات نهادمند نبودن بحث خطیر تربیت سیاسی است . متأسفانه برای این مهم، متولی خاصی نبوده و نهادهای متعددی به صورت سلیقه‌ای عمل می‌نمایند و از طرف دیگر، دستور کار یا روش تربیتی ای هم برای این موضوع اندیشیده نشده است.

* مشکلات و مسائل مربوط به خدمت سربازی

در انتها به نکته‌ای اشاره می‌کنیم که به نظر می‌رسد در این برهه از جمهوری اسلامی بسیار اهمیت دارد: حضرت‌عالی بارها به اهمیت مسئله‌ی جمعیت اشاره‌کرده‌اید؛ اما متأسفانه برای پیگیری این موضوع بازخوردهای مناسبی در بین مسئولین وجود نداشته است. برای نمونه یکی از مهم‌ترین مسائلی که سن ازدواج جوانان را به تأخیر می‌اندازد ،مسئله‌ی سربازی است هر چند ما نیز به داشتن مهارت نظامی واقف هستیم ،اما مدت زمان بیش از حد سربازی و هم چنین عدم ثبات قانون نظام‌وظیفه سبب شده است که سن ازدواج در بین جوانان به تأخیر افتاده و این موضوع تأثیر مستقیمی در نرخ رشد جمعیت داشته باشد. حداقل پیشنهادی که به نظر ما می‌رسد خدمتتان عرض کنیم، کاهش مدت زمان سربازی به آموزش مسائل نظامی و هم چنین تخصصی کردن سربازی مانند بسیاری از کشورها می‌باشد.

 در پایان شعری از شاعر جوان، هادی فردوسی، تقدیم می‌گردد:

ما دور مداری از خطر می‌گردیم

تا صبح به دنبال سحر می‌گردیم

سوگند به لاله‌ها که هم‌چون خورشید

زرد آمده ایم و سرخ برمی‌گردیم

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

دبیر جنبش عدالتخواه:بانک ها مهمترین مراکز تولید و تکثیر فساد در کشورند

به گزارش عدالتخواهی  سلمان کدیور درباره مفاسد اقتصادی که در سیستم بانکی کشور رخ می دهد، گفت: در تمام فرمایشات رهبری پس از شروع تحریم های یک جانبه غرب علیه کشورمان یک وجه مشترک وجود داشت و آن هم این بود که غرب علیه جمهوری اسلامی یک جنگ تمام عیار را شروع کرده و رهبری نیز برای دفع چنین هجمه اقتصادی که از سوی دشمن به ما صورت گرفت، راهکار اقتصاد مقاومتی را مطرح و سیاست های آن را به مسئولان تبیین و ابلاغ کردند و از مسئولان رسیدگی به این مسئله را مطالبه نمودند.

وی افزود: همان طور که در فرمایشات رهبری عیان بود، ایشان به محور اقتصاد مقاومتی و تحقق آن و نیز توسعه درون زا و تولید داخلی تاکید داشتند که این نگاه رهبری نگاهی ضد لیبرالی به وضعیت اقتصادی و نوعی اعتراض به سیستم لیبرالی اقتصاد کشور است.

دبیرکل جنبش عدالتخواه دانشجویی تصریح کرد: نکته ای که مورد غفلت مسئولان قرار گرفته این است که تحقق اقتصاد مقاومتی بدون اصلاح نظام بانکی تقریباً محال است؛ چرا که متأسفانه نظام بانکی ما براساس سیستم لیبرالی می باشد.

کدیور ابراز داشت: زمانی که رهبری در سیاست های اقتصاد مقاومتی تاکید دارند که پول و سرمایه باید در خدمت تولید قرار بگیرد یعنی سیستم بانکی باید با دقت بیشتری در این زمینه ها تلاش کند؛ چرا که بیشتر مسائلی که رهبر معظم انقلاب در سیاست های اقتصاد مقاومتی مطرح کردند مرتبط با سیستم بانکی است و تا زمانی که سیستم بانکی و مالیاتی کشورمان اصلاح نشود می توان گفت تحقق اقتصاد مقاومتی در حد شعار باقی می ماند.

وی اظهار داشت: بانک ها از دو جهت برای جامعه مهم هستند. همان طور که می دانید بانک ها سرمایه های تولیدی ها را تأمین می کنند و چرخ اقتصادی کشور را می چرخانند و همچنین بانک ها سیاست نظام مالی اجتماع را برنامه ریزی کرده و بر این اساس وضع اقتصادی با وضع فرهنگی، اعتقادی و دینی جامعه مرتبط است و وضع معیشتی مردم به سیاست های نظام بانکی بستگی دارد.

دبیرکل جنبش عدالتخواه دانشجویی با بیان اینکه نظام بانکی جریانی دو سویه به سوی فرهنگ و اقتصاد دارد، گفت: با توجه به اینکه امسال، سال اقتصاد و فرهنگ نامگذاری شده باید برای اصلاح وضعیت فرهنگی و مطالبات فرهنگی به بانک ها روی بیاوریم نه به چیزهای دیگر.

کدیور با تاکید بر اینکه اگر به بررسی مسأله فحشا و فساد جامعه بپردازیم یکی از ریشه ها را در سیستم های بانکی می یابیم، تصریح کرد: متأسفانه بانک ها با سیستمی که اکنون دارند نمی توانند در خدمت اقتصاد مقاومتی قرار بگیرند؛ چرا که چندین معضل بزرگ دارند.

وی افزود: اولین معضل بانک ها این است که بزرگترین گرداننده چرخه اقتصادی کشور هستند و همیشه مورد طمع احزاب سیاسی بوده اند و باندهای بزرگ اقتصادی و احزاب برای تصاحب بانک های بزرگ و شریک شدن در آنها همیشه با یکدیگر مسابقه گذاشته و به نوعی می بینیم که بانک ها حیاط خلوت احزاب هستند، یعنی احزابی که به طور علنی در صحنه سیاسی کشور با هم درگیر هستند و نزاع می کنند در پستوی بانک ها عمیقاً با هم شراکت دارند و بسیاری از مفاسد کلانی که رخ می دهد ریشه در همین مسأله دارد.

دبیرکل جنبش عدالتخواه دانشجویی با بیان اینکه یک پای فساد اقتصادی، فساد سیاسی است که در بانک ها تولید و ترویج می شود، گفت: سرمایه و پولی که در بانک ها وجود دارد، متأسفانه در خدمت تولید قرار نگرفته است؛ یعنی نمی بینیم که بانک ها در امر تولید دخالت داشته باشند بلکه سرمایه ها وارد بورس می شوند و این مسئله سم مهلکی برای نظام بانکداری است تا جایی که می شود گفت سیستم بانکداری به جای اینکه وارد عرصه تولید شود وارد عرصه دلالی شده است و این اتفاق موجب شده تا مردم نیز به طبع از بانک ها این فرهنگ غلط را بیاموزند و تمایل شدیدی به دلالی داشته باشند.

کدیور افزود: اینکه بانک ها وارد عرصه دلالی شده اند به این دلیل است که در این مسیر ریسک کمتر بوده و سود بیشتر است بنابراین مسئله سیستم بانکی امروز ما به دنبال اصلاح اقتصاد امروز مردم نیست بلکه به دنبال افزایش سود است.

وی تصریح کرد: تعلق گرفتن سرمایه ها به نحوی صورت می گیرد که نیازمند نفوذ سیاسی است یعنی بسیار بعید است که یکی از مردم طبقه پایین جامعه بدون اینکه نفوذ خاصی در نظام بانکی داشته باشد بتواند برای راه اندازی یک تولیدی از بانک وامی چندصد میلیونی بگیرد و تسهیلاتش به گونه ای باشد که بتواند به راحتی پرداخت کند.

دبیرکل جنبش عدالتخواه دانشجویی اظهار داشت: متاسفانه پرداختن وام های بزرگ برای کارهای تولیدی نیاز به نفوذ درسیستم های بانکی دارد و روسای بانک ها نیز توقع بازگشتی از میزان وام را به حساب خودشان دارند و می گویند باید درصدی از وام را به خودم پرداخت کنید.

کدیور افزود: برای گرفتن وام های ساده هزار سنگ اندازی وجود دارد از طرفی وام های بزرگ به راحتی در اختیار سرمایه دارها قرار می گیرد که کف آنها از صد میلیارد شروع می شود و در صورتی که باید این وام ها در کشور مصرف شود و در خدمت تولید داخلی باشد اما حجم عظیمی از این وام ها به خارج از کشور می رود.

وی با بیان اینکه نظام بانکی ما با پدیده ای به نام معوقات بانکی روبه رو است، اظهار داشت: طبق آمار رسمی که بانک مرکزی اعلام کرده است نزدیک به ۵۵ درصد معوقات بانکی در دست ۲۰۰ نفر بوده اما سیستم بانکی هیچ گاه معوقات را از آنها مطالبه نمی کند چرا که بانک ها نیز در وام های که به آنها داده اند شراکت اقتصادی کرده اند.

دبیر کل جنبش عدالتخواه دانشجویی اظهار داشت: اگر فردی وام ازدواج را گرفته و قادر به پرداخت آن نباشد متاسفانه بانک به چندین صورت همچون جریمه، دیرکرد و گاهی با دادگاهی کردن از آنها انتقام می‌گیرد.

کدیور تصریح کرد: یکی از آماری که سازمان توسعه صنایع و معادن داده این است که از هر ده بنگاه بزرگ اقتصادی کشور چهار بنگاه متعلق به بانک‌ها هستند و این سوال پیش می‌آید که آیا بانک‌ها بنگاه‌های اقتصادی هستند که به دنبال تولید سود شخصی می‌باشند و تعداد زیادی از آنها در این زمینه فعالیت می‌کنند؛ کاملا واضح است که این اقدامات نظام بانکی خلاف سیاست‌های اقتصادی کشور است که بانک‌ها با روش دلالی بدون اینکه وارد عرصه تولید شوند برای خودشان سود تولید می‌کنند.

وی ابراز داشت: اگر دقت کنیم بانک‌ها پای ثابت مفاسد اقتصادی هستند یعنی از دهه ۷۰ که سیستم بانکی فعلی آغاز به کار کرد تاکنون هر پرونده فساد مالی که اتفاق افتاد یک پای ثابت آنها بانک‌ها بودند که هیچ گاه مورد سوال قرار نگرفته و با آنها برخورد نشده است.

دبیر کل جنبش عدالتخواه دانشجویی ادامه داد: در پرونده فساد ۳ هزار میلیاردی با بازوهای اقتصادی برخورد شد اما با روسای بانک ها آنچنان برخوردی صورت نگرفت و حتی برخی از روسا فرار کردند و تحت حمایت‌های خاص سیاسی قرار گرفتند و علت این است که متاسفانه برخی از مسئولان ما در این قضایا شریک هستند و چون با استفاده از نفوذ سیاسی‌شان سایه امنی را برای روسای بانک‌ها ایجاد می‌کنند آنها می‌توانند در این زمینه به فعالیت‌های اقتصادی‌شان برسند.

کدیور افزود: کسی از پرونده فساد مالی علت و ریشه این فساد را بررسی نمی‌کندکه بانک‌ها چه نقشی در این قضایا دارند در صورتی که باید صرفا با عاملان فساد برخورد شود.

وی با تاکید بر اینکه سازوکار بانکی موجود در کشور هیچ شفافیت مالی ندارد گفت: به دلیل عدم شفافیت در نظام بانکی کشور افرادی همچون شهرام جزایری، بابک زنجانی و مه‌آفرید خسروی توسط بانک‌ها تولید، تکثیر و حتی به سازمان‌های مختلف صادر می‌شوند و تنها لانه‌ای که این افراد در آنجا پرورش می‌یابند و دلالی یاد می‌گیرند همان بانک‌ها هستند.

دبیر کل جنبش عدالتخواه دانشجویی افزود: اگر افرادی قوانین بانکی را خوب بدانند می‌توانند با سوءاستفاده از عدم شفافیت مالی تبدیل به قول‌های بزرگ مفاسد اقتصادی شوند.

کدیور تاکید کرد: زمانی که مردم با چشم خود می‌بینند که بانک‌ها از آنها ریال به ریال پول دریافت کرده و میلیاردی به سرمایه‌داران پرداخت می‌کنند و موجب فقیرتر شدن مردم می‌شوند و عده قلیلی را ثروتمند می‌کند که در خدمت جامعه نیستند قاعدتا به نظام بدبین می‌شوند.

وی اضافه کرد: زمانی که مردم هر ساله مفاسد اقتصادی زیادی را می‌بینند که با سرمایه‌های آنها صورت می‌گیرد و پول مردم در خدمت اقتصاد کشور قرار نمی‌گیرد و متاسفانه با دیدن پیکره فسادمالی اداری و بانکی به نظام بدبین می‌شوند.

دبیر کل جنبش عدالتخواه دانشجویی بیان داشت: مسئله مهم دیگر ربوی بودن بانک‌هاست و طبق نظریه تمامیه کارشناسان مراجع دینی نظام بانکی جمهوری اسلامی برپایه ربا و حرام شکل گرفته است چه پولی که بانک‌ها به مردم می‌دهند و چه سودی که از مردم در قبال وام‌ها دریافت می‌شود.

کدیور ابراز داشت: می‌دانیم که ربا در اسلام از کفر نیز بدتر است و قرآن می‌فرماید که ربادهنده و رباگیرنده علیه خدا می‌جنگند بنابراین بانک‌ها پول حرام را از راس هرم اداری کشور تا سر سفره‌های مردم می‌آورند و این پول نیز اثر وضعی دارد که موجب افزایش گناه و فحشا در جامعه می‌شود.

وی ادامه داد: اگر دقت کنید می‌بینیم که بسیاری از مردم سال‌های سال به بانک‌ها بدهکار هستند و بیش از آنچه وام می‌گیرند باید با سود بیشتر به بانک‌ها برگردانند که تمام این مسائل باعث فقیرتر شدن مردم، افزایش شکاف طبقاتی، بی‌حجابی، منکرات و بی‌اخلاقی در جامعه می‌شود.

دبیر کل جنبش عدالتخواه دانشجویی تصریح کرد: امروز جنبش دانشجویی باید به جای اینکه بیشتر به مطالبات سیاسی بپردازد به مسائلی که مردم با آن سروکار دارند پرداخته و برخورد با مفسدین را مطالبه تخصصی کنند.

کدیور افزود: باید یک جریان دانشجویی، نخبگانی و اجتماعی علیه نظام بانکداری و سیستم فسادساز شکل گرفته و مطالبه عمومی برای اصلاح نظام بانکداری صورت بگیرد.

 

کدیور:فساد و بی عدالتی در صنعت خودرو رایج است/حقوق مردم ضایع شده است

به گزارش عدالتخواهی، سلمان کدیور دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، ضمن انتقاد از افزایش قیمت‌ها در تولیدات صنایع خودروسازی، گفت: همه ما فشارهای ناشی از تحریم‌های یکجانبه غرب علیه کشورمان را به خوبی دیده و تأثیراتش را بر زندگی و شئونات اجتماعی کشور را درک کرده‌ایم، تحریم‌هایی که هر چند همه جانبه و تمام عیار بوده‌است، اما به نظر من فقط درصد کمی مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم ما در آن ریشه دارد و باید علل و سرچشمه این همه فشاری که به مردم و مستضعفین می‌آید را در ضعف‌های مدیریتی و عدم عزم جهادی برخی از مدیران کشور که با فرهنگ غلط مصرف‌گرایی ما عجین شده جستجو کرد.

وی ادامه داد: تحریم‌های غرب و جنگ اقتصادی تمام عیار آنان علیه ملت ایران اگر چه بسیار زشت و رنج آور است، اما از آن رنج‌آورتر، ظلمی است که برخی از مدیران و تصمیم گیران کشور، بر مردم روا می‌دارند.

کدیور با بیان اینکه نمونه بارز ظلم آشکار به حقوق ملت و اجحاف و بی‌عدالتی در حقوق آنان وضعیت کنونی صنعت خودرو است، خاطرنشان کرد: صنعت خودرو با شروع تحریم‌ها یا بهتر بگوییم به بهانه تحریم‌ها، فصل جدیدی از روش و منش خود را در ضایع کردن حقوق مردم به نمایش گذاشته است، روش و منشی که همواره طی این سال‌ها با سکوت مراجع ذیصلاح دولتی، قضایی و قانون‌گذاری روبرو بوده و هیچکدام از سه قوه مانع جدی بر سر این مظالم آشکار ایجاد نکردند و هیچکدام، قدم موثری برای استیفای حقوق از دست رفته مردم بر نداشته‌اند.

این فعال دانشجویی با بیان اینکه اخیرا قیمت خودروهای کشور برخلاف نظر مجلس و دولت به شدت رشد کرده‌است، یادآور شد: این افزایش قیمت به نظر شورای رقابت چند درصد بیشتر نبود اما تا نزدیک 20 درصد در بازار آزاد قیمت خودرو را افزایش داد و متاسفانه رئیس جمهور و مجلس هم واکنش موثری در این قبال انجام ندادند و این در حالی است که قیمت‌گذاری خودرو در شرح وظایف شورای رقابت نبوده و نیست.

وی تصریح کرد: افزایش قیمت‌ خودروها در حالی صورت می‌گیرد که خودروسازان هیچ ارتقایی در کیفیت خودروها لحاظ نکرده بودند و خودروسازی ایران همچنان یکی از گرانترین و بی‌ کیفیت‌ترین‌صنایع، در صنایع خودروسازی جهان باقی ماند.

کدیور با بیان اینکه اتفاقاتی که در صنعت خودروسازی در رابطه با افزایش قیمت‌ها صورت می‌گیرد، اجحاف در حق مردم است، اظهار داشت: شرکت‌های خودروسازی با این کارها و اقدامات، فقط سنگینی فشار اقتصادی را بر مردم بیشتر کرده‌اند.

دبیر جنبش عدالتخواهی دانشجویی تاکید کرد: گرانی غیر منطقی خودرو در کشور ما در حالی به یک عرف تبدیل شده‌است، که خودروسازان بالا رفتن قیمت ارز را بهانه این امر قرار داده‌اند، این در حالی است که تا پیش از این خودروسازان خودروهای ساخت خودشان را ملّی و بومی اعلام می‌کردند و با افتخار تمام شعار «خودروی ملی» را سر می‌دادند، حال سوال اینجاست که آیا آن تبلیغات و آن شعارهای سابق غیرواقعی بوده‌است و ما در حقیقت صنعت خودروی ملّی نداشته‌ایم، یا خلاف این مدعا را باز تکرار کنیم، که در این صورت سوال این خواهد بود که اگر خودروی ما ملّی و بومی است پس چرا بالا رفتن قیمت ارز و تحریم‌ها را بهانه افزایش قیمت آن کرده‌اند؟

وی با اشاره به اینکه طبق گفته رسمی برخی نمایندگان مجلس و کارشناسان، خودرو سازان با احتکار خودرو طی سال‌های اخیر از سویی و پایین آوردن تیراژ آن توانسته‌اند سودهای کلان غیرمشروعی به جیب بزنند، افزود: همانطور که می‌دانیم احتکار یکی از جرایم بزرگ اجتماعی در اسلام است که با اخلال در معیشت و اقتصاد جامعه، مردم را از حکومت اسلامی و اقامه عدالت اجتماعی ناامید می‌کند و این فعل زشت یکی از مصادیق فساد فی‌الارض است.

کدیور تصریح کرد: به نظر بسیاری از کارشناسان، خودروسازان از زمان آغاز تحریم‌ها، به عدم عرضه محصولات خود به بازار اقدام کردند و در حالی‌که انبارهای کارخانجات پر از اتومبیل است، مردم در بازار با کمبود آن روبرو هستند و این اتفاق باعث به هم خوردن توازن عرضه و تقاضا و رشد تورم و گرانی از سویی و شیوع دلال بازی و تشکیل بازار سیاه خودرو از سوی دیگر شده‌است.

وی اظهار داشت: علاوه بر احتکار خودرو، موضوع کاهش تیراژ خودرو که برخی از کارشناسان آن را ترفندی از سوی خودروسازان برای فشار در جهت افزایش قیمت خودرو می‌دانند مزید بر علل فوق گشته است.

به گفته کدیور ظرفیت تولید خودرو در کشور درحال حاضر بیش از 2 میلیون و 200 هزار دستگاه است اما شاهد آن هستیم که خودروسازان حداکثر یک میلیون و 500 دستگاه تولید می‌کنند یعنی 700 تا 800 هزار دستگاه از ظرفیت موجود خالی است.

این فعال دانشجویی تصریح کرد: احتکار و کاهش تیراژ در کنار هم منجر به آن شده‌است که قیمت حاشیه بازار یا همان بازار آزاد خودرو در کشور همواره از قیمت نمایندگی، در حدود 5 تا 10 درصد بالاتر باشد که البته این رقم در برخی خودروها حتی به 30 تا 40 درصد هم می‌رسد.

دبیر جنبش دانشجویی تاکید کرد: نکته مهم‌تر آن است که خودروسازان برخلاف اساسنامه صنعت خودروسازی سود و درآمد حاصل از صنعت خودرو را برخلاف قانون نه تنها در خدمت صنعت خودروسازی یا قطعه‌سازی یا افزایش کیفیت و امنیت خودروها مصرف نکرده‌اند، بلکه این درآمدهای کلان در عرصه بورس و بانک سرمایه گذاری شده‌است؛ تا ازاین طریق به کسب سودهای بیشتر مبادرت کنند؛ که این امر باعث افزایش نقدینگی و به طبع آن بالارفتن نرخ تورم، و اخلال در نظام اقتصادی کشور شده‌است.

کدیور با انتقاد از سکوت مسئولان در رابطه با این مشکلات یادآور شد: دولت چرا با وجود این وضع حمایت‌های بی چون و چرا و غیرمشروط خود را از صنایع خودروسازی ادامه می‌دهد؟ چرا وزارت صنعت معدن و تجارت در مقابل جریان سرمایه‌داری این‌قدر مستاصل به نظر می‌رسد؟ مگر نه این است که سالانه طبق آمارها نزدیک به 25 هزار نفر از هموطنان ما در حادثه‌های رانندگی جان خود را از دست می‌دهند، مشکلات ایمنی خودروهای داخلی یکی از علل اصلی این وبای جاده‌ها است و مسئولین نباید بر سر جان مردم کوتاه بیایند.

وی با بیان اینکه چرا مجلس در قبال کلاهبرداری برخی صنایع خودروسازی اروپایی مثل رنو از صنعت ما، هیچ اقدامی انجام نداده است؟ گفت: خبرهایی که از مسئولان درز کرده نشان از مفاسد بسیار کلان در صنعت خودرو سازی می‌دهد پس مجلس شورای اسلامی چرا نتایج طرح تحقیق و تفحص از صنایع خودروسازی را منتشر نمی‌کند؟ چرا قوه قضاییه و سازمان بازرسی در قبال این مشکلات ساکت نشسته‌اند، دادستان کل کشور به عنوان مدعی العموم حقوق مردم را استیفا کند.

دبیر جنبش عدالتخواه در خاتمه با بیان اینکه جنبش عدالتخواه دانشجویی در حال تهیه نامه‌ای به رئیس جمهور در اعتراض به این روند است، اظهار داشت: مطالبه ما از سه قوه برخورد با این مسائل است و نباید بر سر حقوق مردم با برخی کمپانی‌دارها و سرمایه‌دارها مسامحه کرد.

مشروح کنفرانس خبری اتحادیه های دانشجویی در محکومیت جنایات در غزه

به گزارش عدالتخواهی به نقل از  فارس، نشست خبری 4 اتحادیه بزرگ دانشجویی، پیرامون محکومیت تجاوز وحشیانه رژیم صهیونیستی به غزه، برگزار شد.

بنابراین گزارش، این نشست در مقابل سازمان ملل متحد و در میان فضای سبز خیابان و با حضور پرشور خبرنگاران، عکاسان و تصویر برداران رسانه‌های خبری برگزار شد.

در زمان برگزاری این نشست خبری خبرنگاران روی چمن نشسته بودند و نمایندگان 4 اتحادیه دانشجویی پشت به سازمان ملل و روبه خبرنگاران حملات اسرائیل را به غزه محکوم کردند.

* سازمان ملل صدای مردم مظلوم غزه را بشنود/ماهیت تاسیس سازمان ملل حمایت از حقوق ملت‌ها است

ناصر آراسته دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور در این نشست خبری گفت: ما اتحادیه‌های دانشجویی اولین اقداممان را نسبت به حمایت از مردم مظلوم فلسطین برگزاری این نشست خبری برای اعتراض به سکوت سازمان ملل انجام می‌دهیم.

وی افزود: از آنجا که ماهیت ایجاد مجامع بین‌المللی و خصوصا سازمان ملل متحد حمایت از حقوق ملت‌ها بوده است اما امروز شاهدیم این نهاد بین‌المللی صرفا از طرف نهادهای قدرت و کشورهای استکباری اداره می‌شود و تنها صدای مردم مظلوم غزه است که شنیده نمی‌شود.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: ملت ایران باور دارند که مجامع بین‌المللی و خصوصا سازمان ملل حامی ملت‌ها نیستند بلکه حامی مستکبرین‌اند، نهاد ناعادلانه‌ای که چشمشان را بر روی تمامی فجایع صهیونیستی بسته‌اند. آراسته خطاب به مردم مظلوم فلسطین گفت: ملت ایران در 35 سال گذشته این تجربه را کسب کرده‌اند که مجامع بین‌المللی تنها ابزاری در دست مستکبرین هستند و ما از مردم فلسطین می‌خواهیم در مقابل رژیم صهیونیستی مقاومت کنند و از اینکه چند کشور مستکبر آنان را تروریست می‌خوانند واهمه نداشته باشند.

این فعال دانشجویی تاکید کرد: ملت فلسطین بداند که تنها راه پیروزی مقاومت و ایستادگی است و بدانند که حمایت ملت ایران از فلسطین باور قلبی ما است اگرچه عده قلیلی در سال 88 نه غزه نه لبنان سر دادند اما آنان امروزه به زباله‌دان ملت ایران پیوسته‌اند و مردم ایران حمایت همه‌جانبه خود را از مردم غزه در روز قدس نشان می‌دهند. دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور تنها راه برون‌رفت از وضعیت کنونی را اتحاد امت اسلامی دانست و افزود: امروزه آمریکا و اسرائیل سعی دارند با ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی به اهداف خود برسند و مسلمانان باید بدانند که تنها راه مقابله با رژیم صهیونیستی و آمریکا اتحاد و همبستگی آنان است. آراسته در پایان خاطرنشان کرد: سران کشورهای اسلامی نیز موظفند از مردم مظلوم غزه حمایت و دفاع کنند و اگر سکوت کنند به تمامی مسلمانان خیانت کرده‌اند و بدانند سرنوشت آنان نیز همچون مبارک دیکتاتور سابق مصر خواهد بود.

* سازمان‌های بین‌المللی در مقابل جنایات رژیم صهیونیستی سکوت نکنند

علیرضا کریمی دبیر اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل کشور در ادامه نشست خبری 4 اتحادیه بزرگ دانشجویی گفت: ما شاهدیم که مردم غزه در زیر چتر ناجوانمردانه سانسور خبری رسانه‌های صهیونیستی قرار دارند و متاسفم در این ماه عزیز که ملت مسلمان روزه‌دار هستند، این فجایع علیه مردم مظلوم غزه صورت می‌گیرد. وی ادامه داد: سکوت مجامع بین‌المللی از 60 سال گذشته کار را به جایی رسانده است که دولت غاصب صهیونیستی خود را به عنوان مالک اصلی فلسطین قلمداد می‌کند. رژیمی که هرگونه آپارتاید، جنایت و نسل‌کشی را علیه مردم مظلوم فلسطین صورت داده است و شرم‌آورتر از آن، این است که در مقابل چنین اقدامات وحشیانه رژیم صهیونیستی سازمان‌های بین‌المللی و خصوصا سازمان ملل متحد سکوت کردند.

کریمی با انتقاد از سکوت کشورهای حامی حقوق بشر گفت: کشورهایی که دم از حقوق بشر می‌زنند چرا امروز دفاع از مردمی که در مقابل حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی قرار گرفته‌اند را قبیح می‌دانند.

دبیر اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل کشور در ادامه تصریح کرد: هدف از حمله رژیم صهیونیستی به غزه ضربه زدن به محور مقاومت است و البته گروه تروریستی داعش نیز تکمیل‌کننده این نقشه آمریکا و رژیم صهیونیستی است. کریمی با اشاره به شکست‌های رژیم صهیونیستی در جنگ‌های گذشته گفت: رژیم صهیونیستی بعد از جنگ 33 و 22 روزه لبنان و غزه به گونه‌ای ضربه خوردند که دیگر نمی‌تواند سر بلند کند و ما شاهدیم که در تمامی جنگ‌های اخیر رژیم صهیونیستی این اسرائیل بوده است که جنگ را شروع کرده اما در پایان با خواری، ذلت و خواهش به دنبال پایان دادن به جنگ بوده است.

این فعال دانشجویی تاکید کرد: امروز نیز وقتی رژیم صهیونیستی متوجه شد نمی‌تواند در مقابل مقاومت غزه کاری انجام دهد از مجامع بین‌المللی می‌خواهد تا آنان دفاع مردم غزه را محکوم کنند. کریمی خطاب به سران کشورهای اسلامی نیز گفت: سران کشورهای اسلامی بدانند که پیروزی با مومنین است و اکنون فرصتی برای آنان به وجود آمده است تا تمام کارشکنی‌ها و کاستی‌های گذشته خود را با حمایت از مردم مظلوم غزه جبران کنند. وی همچنین از مجامع بین‌المللی که هنوز تحت سیطره رژیم صهیونیستی قرار نگرفته‌اند خواست در حمایت از مردم مظلوم غزه اقدام کنند و با توجه به اینکه ابهت پوشالی اسرائیل ترک خورده است این رژیم غاصب را رسوا کنند.

دبیر اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل کشور در پایان خاطرنشان کرد: ما جوانان مسلمان و دغدغه‌مند جمهوری اسلامی اعلام می‌کنیم که برای آزادی قدس شریف تا آخرین نفس ایستاده‌ایم و این رژیم صهیونیستی است که محکوم به نابودی است.

*دستگاه دیپلماسی در اعتراض به حملات اسرائیل وین را ترک کند

سعید اصغریان دبیرکل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در ادامه این نشست خبری با بیان اینکه یک هفته از حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به غزه گذشته است و حدود 200 نفر در این حملات شهید و بیش هزار نفر مجروح شده‌اند، گفت: متاسفانه علی‌رغم اینکه در این حملات زنان و کودکان فلسطینی زیر حملات رژیم صهیونیستی کشته می‌شوند شاهد سکوت مرگبار کشورهای غربی و سازمان ملل متحد هستیم.

اصغریان ادامه داد: با توجه به این حملات وحشیانه و حیوان‌صفت و سکوت مرگبار مجامع بین‌المللی چند نکته قابل توجه است اول اینکه موضوع حقوق بشر برای کشورهای غربی جز کلمه‌ای برای رسیدن به اهداف و بازیچه‌ای برای اعمال فشار جهت دستیابی به اهداف پلیدشان چیزی بیش نیست.

وی خاطرنشان کرد: مردم مظلومی که در ماه مبارک رمضان در فلسطین و غزه به خاک و خون کشیده می‌شوند مسلمانانی هستند که طبق آیین اسلامی برادران و خواهران ما هستند و من از کشورهای عربی درخواست می‌کنم در رابطه با حملات رژیم صهیونیستی بیش از این سکوت نکنند و مواضع جدی در این خصوص داشته باشند.

اصغریان در حملات اسرائیل به غزه چند نکته را قابل توجه دانست و افزود: همزمانی حملات و موشک‌باران رژیم صهیونیستی به نوار غزه که هر انسان عاقلی آن را محکوم می‌کند با فستیوال جام جهانی یکی از نکات قابل توجه این موضوع است زیرا اسرائیل همیشه سعی کرده در زمانی که نظر تمام رسانه‌های خبری دنیا معطوف به جای دیگری است حملات خود را انجام دهد زیرا به پستی و رذالت کار خودشان واقف هستند و به همین خاطر می خواهند روشنگری و آگاه‌سازی کمتری نسبت به این حملات انجام شود.

دبیرکل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در ادامه ضمن درخواست از رسانه‌های خارجی و داخلی برای پرداختن به موضوع حملات اسرائیل به غزه گفت: رسانه‌های داخلی و خارجی باید با پیگیری این موضوع اجازه ندهند حملات غیرانسانی اسرائیل ادامه پیدا کند.

اصغریان از همزمانی حملات اسرائیل با فعالیت‌های گروه تکفیری داعش به عنوان یک نکته قابل توجه دیگر یاد کرد و افزود: گسترش و فعالیت‌های گروه‌های تکفیری اولین و بیشترین سودی که دارد برای اسرائیل و آمریکای جنایت‌کار است چراکه حملات اسرائیل تحت‌الشعاع فعالیت‌های این گروه قرار گرفته و می‌گیرد و اذهان دنیا به نوعی به سمت حملات و فعالیت‌های این گروه معطوف شده است.

وی اظهار داشت: همزمانی مذاکرات هسته‌ای کشورمان با 1+5 نیز نکته قابل توجهی است که باید به آن اشاره کنیم زیرا تمام توان وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران امروز به مذاکرات هسته‌ای معطوف است و از طرفی کشورهای دیگر نیز نسبت به این مذاکرات بی‌تفاوت نیستند و اسرائیل از این موضوع استفاده کرده تا در زمانی که نگاه رسانه‌های دنیا به سمت این مذاکرات است به حملات وحشیانه خود ادامه دهد.

اصغریان ضمن حمایت و قدردانی از دستگاه دیپلماسی کشور و وزارت خارجه به خاطر تلاش برای احقاق حقوق ملت ایران یادآور شد: از دستگاه دیپلماسی و وزارت خارجه درخواست می‌کنیم جهت تامین منافع ملی و آگاه‌سازی اذهان دنیا در اعتراض به حملات وحشیانه اسرائیل مذاکرات وین را به طور موقت و حداقل برای چند روز ترک کرده و به ایران بازگردند و در رابطه با این موضوع ضمن پیگیری جدی کارگروهی ویژه تشکیل دهند زیرا با این کار نظر رسانه‌های جهان جلب خواهد شد و پیگیری بیشتری در رابطه با حملات اسرائیل خواهند داد.

دبیرکل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان خاطرنشان کرد: تمام جامعه جهانی و جامعه مسلمان و غیرمسلمان باید موضوع جدی در رابطه با حملات غیرانسانی اسرائیل به نوار غزه داشته باشند.

اصغریان در ادامه اظهار داشت: شوق شهادت در جوانان ایران به خصوص در اعضای جامعه اسلامی دانشجویان فوران می‌زند و سال‌هاست ما منتظریم تا دین خود را به شهدا ادا کنیم و الان آمادگی داریم در این پیچ تاریخی از این فرصت استفاده کنیم.

وی با اشاره به اینکه قدرت آمریکا و اسرائیل در حال ضعیف شدن است، افزود: روز به روز نفوذ و قدرت جمهوری اسلامی ایران در منطقه بیشتر می‌شود و ما نیز دوست داریم نقش خود را در راستای تشکیل امت اسلامی ایفا کنیم.

*حملات اسرائیل پتانسیل خوبی برای وحدت بین مسلمانان است

ابراهیم خداشناس نماینده جنبش عدالتخواه دانشجویی در نشست خبری 4 اتحادیه بزرگ دانشجویی گفت: امروز ما شاهد فجیع‌ترین خون‌ریزی در نوار غزه هستیم و به عنوان مردم مسلمان ایران می‌خواهیم به آنها بگوییم که دل‌های مستضعفان برای شما می‌تپد.

وی در رابطه با حملات رژیم صهیونیستی به نوار غزه افزود: این حملات می‌تواند پتانسیل خوبی برای ایجاد وحدت اسلامی در بین مسلمانان باشد. خداشناس تاکید کرد: ماجرای فلسطین یک ماجرای ایدئولوژیک است و این هم برای ما و هم برای اسرائیل حیاتی است.

وی خاطرنشان کرد: امروز در منطقه به برکت گروه‌های تکفیری جنگ‌هایی صورت می‌گیرد و حملات اسرائیل به غزه و همزمانی آن با فعالیت‌های گروه‌های تکفیری قابل توجه است. وی ضمن اشاره به موضوع پروژه اسلام‌هراسی گفت: این بحث کاملا جدی است و امروز می‌بینیم که گروه‌های تکفیری بانی اسلام‌هراسی هستند و خوراک رسانه‌های غربی را در این رابطه تامین می‌کنند و این موضوع برای امت اسلام بزرگترین ضربه است و اینکه اسرائیل به خودش اجازه می‌دهد به نوار غزه حمله کند به خاطر به وجود آمدن این فضا است.

نماینده جنبش عدالتخواه دانشجویی با بیان اینکه مسئله فلسطین مسئله اصلی انقلاب اسلامی است، خاطرنشان کرد: ما به عنوان جنبش‌های دانشجویی بعد از گذشت 35 سال از انقلاب اسلامی هنوز نتوانسته‌ایم تحلیل جامعی در رابطه با این جنگ و نزاع ایدئولوژیک داشته باشیم و متاسفانه به این تحلیل که فلسطین مسئله اصلی انقلاب اسلامی است و برای ما اولویت دارد نرسیده‌ایم و یکی از دلایل این موضوع شاید اصلی کردن و فرعی کردن مسائل باشد، ما باید تحلیل جامعی از مسائل داشته باشیم. خداشناس اظهار داشت: حماس متشکل از یک جمع کثیری است که شاید تفکرات مختلفی داشته باشد و این موضوع دلیل نمی‌شود ما از جبهه مقاومت دست بکشیم به خاطر اینکه بعضی‌ها تحلیل متفاوتی از این ماجرا دارند.

وی در خاتمه خاطرنشان کرد: یکبار دیگر به برادران و خواهران مظلوم غزه باید بگویم که این دل‌های مستضعفان است که برای شما می‌تپد.

بررسی یک مشکل همیشگی

سوال اقتصادی پرسشبسیاری از مشکلات آن­چنان در روزمره ما تکرار می­شوند که گویی بدل به بایسته­ها و حقایقی می­گردند که نبودشان آزاردهنده است. وقتی سخن از کار اداری پیش می­آید ناخودآگاه ذهن به سوی اتلاف وقت و هزینه و نیز عدم پیشرفت کار گرایش می­یابد. گویی این عدم پیشرفت کار برای ما بدل به امری جاری شده است. متاسفانه رویه­ای که همه­هنگام پدیده­ها و مشکلات را با آن می­سنجیم و سعی در حل آنان داریم نادرست است. در بسیاری مواقع ما به جای برخورد با علت، برخورد محکمی با معلول می­کنیم؛ غافل از این­که این مشکل، باز هم تکرار خواهد شد چراکه علت را ریشه­یابی و درمان نکرده­ایم.

در این زمینه نیز کمتر کسی به بررسی چرایی مشکلات اداری و راه حل برخورد و برطرف ساختن علل به وجود آورنده آن، پرداخته است. شاید برایتان جالب باشد که از سوی مسئولان نیز هیچ­گاه قدم مثبت و موثری در جهت برطرف ساختن آن، برداشته نشده است. اما این مسئله از کجا آب می­خورد؟

علل به وجودآورنده یک پدیده می­تواند بسیار زیاد باشد. اما بررسی، یافتن و نیز برطرف ساختن همه علل امکانپذیر نیست. ما در اینجا تنها به یکی از علل به وجودآورنده می­پردازیم. پرداختن به دیگر علل، شاید در هنگامی دیگر. فرض بفرمایید اداره­ای برای جذب نیرو اطلاعیه می­دهد. کار توسط دو نفر قابل اجرا است؛ ولی کار را به سه نفر می­سپارند. حتی ممکن است شخصی خارج از روند جذب نیروی انسانی، جذب سازمان شود. این موضوع که چرا خارج از روند، جذب صورت می­گیرد را رها می­کنیم. شاید دلیل آن رابطه­های فامیلی یا پایین آوردن میزان آمار بیکاری یا جلب محبت کسانی و یا هر چیز دیگری باشد. بگذریم. به مشکلاتی که روند ناصواب جذب ایجاد می­کند می­پردازیم.

اشخاص به موجب شور و نشاطی که بدوا در کار دارند، تمام تلاش را در جهت به انجام رساندن هر چه بهتر وظایف، به کار می­بندند؛ بی­توجه به نظراتی که همکاران با سابقه بیان می­دارند. آن­ها بدون توجه به تمامی توصیه­ها، کارهای ارباب رجوع را به هنگام و در وقت مقتضی انجام می­دهند. هفته به نیمه می­رسد. کارهایی که باید در طول آن هفته، صورت می­پذیرفت، همگی انجام شده است. در حالی که همکاران او، زمان­هایی را اضافه کار می­ایستند تا بتوانند کارهایی را که از اول هفته انبار کرده­اند را انجام دهند، شخص تازه­ استخدام­شده، کاری برای انجام ندارد. این وضعیت می­تواند چهره­ای تنبل از او به مدیر بالادستی­اش نشان دهد و حتی می­تواند موید این مسئله باشد که وجود شغل شخص تازه استخدام­شده، ضرورتی ندارد و باید حذف گردد. فرد، به مجرد آن­که این مطالب را می­شنود دلیل همکارانش را برای پشت­گوش انداختن کارها متوجه می­گردد و …

یکی دیگر از دلایل می­تواند نبود فرهنگ سازمانی مناسب باشد. در یک فرهنگ سازمانی غنی، افراد خود را در برابر پیشرفت سیستم مسئول می­دانند و تمام همّ و غم خود را برای  جلوگیری از رکود و عقب­گرد و نیز پیشرفت سیستم به کار می­بندند. در یک فرهنگ سازمانی بیمار، شرایط کمی تفاوت دارد. افراد خود را از سیستم طلب­کار می­بینند و سیستم را مسئول تمامی مشکلات زندگی خود. در آن فرهنگ، کارکنان به همکاران خود، به دیده یک رقیب می­نگرند؛ رقیبی که اگر نتوانند او را مهار کنند ممکن است پست، پاداش و حقوقی بیشتر دریافت کند. آن هنگام که رقابت از بیرون سازمان و میان دو سازمان، به درون آن سازمان راه یابد و افراد جنگی را برای تصاحب امکانات بیشتر آغاز کنند، دیگر مسئله و هدف اصلی سازمان گم می­شود. افراد وظیفه خدمت­رسانی خود را از یاد می­برند. وضعیت هنگامی بدترمی­شود که مدیر بالادستی، درک درستی از شرایط موجود نداشته باشد. در آن­هنگام نه تنها کارکنان برای اعتلای سازمان تلاشی نمی­کنند بلکه در جهت ضربه­زدن به آن گام برمی­دارند. ارباب رجوع بدل به فردی مزاحم می­شود، کسی که تنها موجب آزار و دردسر است. صحبت­های میان کارکنان از صحبت برای چگونگی ارتقا خدمات، به چگونگی دریافت پاداش و وامِ بیشتر تغییر می­یابد و دیگر باید آن سازمان را یک مرده دانست.

کمی این وضعیت آشنا به نظر می­رسد! کارکنان بی­انگیزه، از زیرکار در رو، بداخلاق و در نتیجه ارباب رجوع­هایی ناراضی.

می­توان دلیل بیان­شده را نادیده گرفت و از کنار آن به سادگی گذشت، چون ما هم ساخته­شده توسط یک فرهنگ سازمانی بد هستیم. تنها یک اداره، سازمان نیست بلکه جامعه نیز یک سازمان بزرگتر است. فرهنگ کار جاری در آن سازمانِ بزرگتر نیز به دلایلی فاجعه­بار به نظر می­رسد. بنا بر بررسی فرهنگ سازمانی موجود در جامعه نداریم؛ پس می­گذریم.

چنانچه تمایلی برای برطرف ساختن دلیل مطرح شده داشته باشیم، می­توان امیدی به بهبود فضای سازمان­ها و اداره­ها داشت. بسیارخب! نخستین و بدیهی­ترین امری که می­بایست اتفاق بیفتد کارشناسی دقیق و حقیقی کار است. می­بایست یک کارسنجی جامع و دقیق صورت پذیرد و در آن مشخص گردد که چه زمان و چه تحصیلاتی برای پیشبرد یک فرآیند لازم و ضروری است. باید دقت شود که اگر شغل نیازمند فردی با تحصیلات دیپلم است به هیچ عنوان آن را به فردی با تحصیلات کارشناسی نسپارند. این امر دلایل خود را دارد لکن این نوشته فضای کافی برای طرح آن دلایل را دارا نیست.

پس از آنکه مشاغل، دقیق و بی­نقص تعیین گردید نوبت به تهییه برنامه­ای در جهت ایجاد فرهنگ سازمانی غنی و موثر می­رسد. دلیل مطرح ساختن این موضوع پیش از موضوع استخدام افراد، آن است که تا سر حد امکان می­بایست افراد را با روحیاتی نزدیک به آن فرهنگ جذب کرد.

جذب افراد و نیز آموزش آنان به اندازه جذب یک مدیر کاردان دارای اهمیت است. برگزاری دوره­های آموزشی صحیح، نه آنچه امروز متداول است، نیز می­تواند تا حدی به ایجاد یک فرهنگ سازمانی مناسب یاری رساند.

دلایل طرح شده بخشی از دلایل موجود است. از طولانی شدن این یادداشت عذرخواهی می­کنم. سپاس

سیاسی کاری یعنی مرگ جنبش دانشجویی

یاداشت/ سلمان کدیور- دبیر جنبش

« اخیرا مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید، پیرامون فضای حاکم بر دانشگاه‌ها و وضعیت مطلوب آن، از اینکه دانشگاه تبدیل به باشگاه سیاسی شود، هشدار دادند.

قدر مسلم آن است که جنبش  دانشجویی پیش و پس از انقلاب اسلامی در تحولات تاریخی جامعه ایرانی نقش بسیار گسترده‌ای داشته است، به حدی که امام راحل (ره) از آن به عنوان مبدأ تحولات یاد کرده‌اند.

دانشجو و جریان دانشجویی به عنوان وجدان آگاه جامعه و صدای آزاد اجتماع نتوانسته است هیچگاه خودش را از آنچه در بطن تحولات سیاسی اجتماعی جامعه می‌گذرد بی‌تفاوت ببیند امّا فهم یک مسئله مهم برای این جریان همیشه حیاتی بوده‌است و چه بسا در مقاطعی عدم درک درست از این موضوع باعث تصمیمات احساسی و تشکیل بحران‌های اجتماعی شده‌است و آن نکته چیزی نیست جز تشخیص فعالیت سیاسی سازنده.

چند ویژگی را می‌توان ذکر کرد که زیر سوال رفتن آنها به مفهوم انحراف در جنبش دانشجویی محسوب می‌شود، استقلال و عدم وابستگی به منابع قدرت، عدم منفعت طلبی، آرمان خواهانه بودن، ظلم ستیز بودن، مخلصانه بودن مطالبات دانشجویی نه مغرضانه بودن آن، از جمله این ویژگی ها است.

جریان دانشجویی نشأت گرفته از احساسات پاک جوانانی است که خود را حنجره‌ای برای مردم و تاریخ می‌دانند، نه ابزاری در دست کارتل‌های قدرت و ثروت و وقتی مقام معظم رهبری سخن از این باب می‌کنند که دانشگاه‌ها نباید تبدیل به باشگاه احزاب شوند، دقیقا توجه به حفظ این ارزش‌ها است نه اینکه ایشان مدافع رکود فعالیت سیاسی در دانشگاه باشند.

حضور فعالانه جنبش دانشجویی در عرصه سیاست ضرورتی غیر قابل انکار است اما نکته قابل توجه و تامل در این عرصه، قرائت‌ها و برداشت‌های مختلف از مفهوم «دانشجوی سیاسی» است که باعث انحرافات و آسیب‌هایی بر تشکل‌های دانشجویی می‌شود.

«دانشجوها باید سیاسی بشوند؛ یعنی فهم سیاسی پیدا کنند، فهم سیاسی غیر از سیاسی کاری و سیاسی بازی است، غیر از دست‌خوش جریان‌های سیاسی شدن است، اتفاقا فهم سیاسی باعث می‌شود آدم دست‌خوش جریان‌های سیاسی نشود…من همیشه روی این حرفم تکیه می‌کنم که دانشگاه باید سیاسی باشد تا فریب نخورد و وسیله‌ای برای کسانی نشود که می‌خواهند سر به تن نظام نباشد.» ( مقام معظم رهبری27 شهریور 78) ‬‬‬‬‬‬

گرفتار شدن در دام جریانات و احزاب سیاسی به حدی برای حیات و ذات جنبش دانشجویی خطرناک است که مقام معظم رهبری از آن تعبیر اختاپوس می کنند:

«یکی از آفات جریان دانشجویی، به دام گروه ها و احزاب افتادن است، مواظب باشید اختاپوس احزاب و سازمان ها به سراغتان نیاید»

( بیانات امام خامنه‌ای 1 آذر 76)

متأسفانه یکی از آسیب‌های همیشکی جنبش دانشجویی همین نکته بوده‌است، با روی کار آمدن هر دولت و هر حزبی بر ساختار اجرایی و سیاسی کشور، این گروه‌ها و احزاب سعی بر شبکه سازی حزبی تحت لوای جریان دانشجویی را داشته‌اند تا از طریق آن اهداف و منافع حزب و جریان خودشان را پیگیری کنند، نه آن حقیقتی را که روح جوان مومن و معتقد دانشجو به دنبال آن است و به تبع این فرایند، ما شاهد این قضیه بوده‌ایم که برخی تشکیلات‌های دانشجویی عملا و علنا تبدیل به پیاده نظام برخی احزاب شده‌اند.

این ابزار قرار گرفتن جریان دانشجویی همیشه منتسب به یک حزب خاص نبوده و ما می‌بینیم در هر دو طیف جریان اصلاح طلب و اصولگرا، جریانات دانشجویی وابسته و ابزار شکل گرفته است.

جریان دانشجویی در مقاطعی از این نکته غافل شد که دعوای اصلاح طلب و اصولگرا، دعوای چپ و راست و سایر دعواهای جناحی رایج در کشور هیچ‌گاه اصالت نداشته است بلکه یک دعوای زرگری برای انحراف اذهان توده‌ها بوده است.

جریان دانشجویی بعضا از این نکته غفلت کرده‌است که چپ و راست علی رغم اینکه در بلندگوها و تریبون‌های اجتماعی سیاسی با هم رقابت شدید دارند، امّا در پشت پرده یا زیر میز بر سر مسائلی چون تقسیم قدرت و منافع اقتصادی با هم رفاقت نزدیکی داشته‌اند و آن جنجال‌ها برای احساسی کردن فضای سیاسی و استفاده ابزاری از احساسات پاک جوانان و دانشجویان به عنوان ابزار بوده‌است.

برای همین است که می‌بینیم برخی مقاطع خواست و مطالبه جنبش دانشجویی، نه خواست و مطالبه مردم، انقلاب و اسلام است، بلکه دغدغه جریان دانشجویی چیزی جز دغدغه‌های احزاب و سازمان‌ها نیست.

وقتی چنین آسیبی رخ دهد و حرف و کلام دانشجویان با مرام و مقصد احزاب و سازمان‌ها یکسان بشود، خصوصیت استقلال گفتمانی از جریان دانشجویی سلب می‌شود و این جریان که باید در خدمت مردم و مستضعفین باشد و مشکلات و مسائل جامعه را در محیطی علمی طرح و حل کند، به ناگاه در دام مطالبات و نگاه‌های منفعت طلبانه گروه‌های سیاسی قرار می گیرند.

یکی دیگر از آسیب‌های تبدیل جنبش دانشجویی به ابزار سازمان‌ها و دولت‌ها این است که مسائل مربوط به تقسیم و تسهیم قدرت بین احزاب برای دانشجویان اصالت پیدا کرده و تبدیل به دغدغه می‌شود اینجاست که احزاب و گروه‌های سیاسی برای کسب قدرت بیشتر در عرصه سیاسی کشور، دانشگاه‌ها را ابزار و اهرم فشار قرار می‌دهند.

آنچه در واقعه 18 تیر رخ داد تبلور همین امر بود، استفاده از جنبش دانشجویی به عنوان اهرم فشاری علیه حاکمیت برای کسب قدرت سیاسی، اجتماعی.

با توجه به شرایط امروز انقلاب و جهان اسلام دانشگاه‌های ما باید دو رسالت مهم را به انجام برسانند که تحقق این دو هدف در فضایی آرمان‌خواهانه و انقلابی محقق می‌شود، نه فضایی سیاست زده و ابزاری.

اولین محوری که جریان دانشجویی باید خود را نسبت به آن حساس نشان دهد، مسئله انقلاب اسلامی و حراست از آن است.

این امر نیاز به گفتمان‌سازی عمیق توسط جریان دانشجویی دارد، گفتمانی که به روح و آفات انقلاب واقف باشد و هر گاه احساس خطری برای آرمان‌ها و اهداف این انقلاب حس کرد، وارد صحنه شده و با فریاد کردن آرمان‌ها، مانع از انحراف انقلاب شود.

در نگاه جریان دانشجویی باید میان انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی تفاوت قائل شد انقلاب اسلامی روحی واحد و ثابت و ساکن است که فقط یک قرائت از آن صحیح است و آن قرائتی بر مبنای اسلام ناب است.

امّا جمهوری اسلامی با روی کار آمدن هر حزب یا گروه، رنگ و بویی متفاوت می‌گیرد و هر دولتی به نوعی متفاوت با سایرین از آن تعریف ارائه می‌کند.

در نگاه جریان دانشجویی، جمهوری اسلامی، کالبدی برای انقلاب اسلامی است، دانشجوی مومن و معتقد باید نگاهش به تمام جریانات سیاسی و اجتماعی؛ به تمامی دولت‌ها و احزاب و عملکردشان، بر مبنای انقلاب اسلامی باشد، یعنی از دریچه انقلاب اسلامی به کشور و نیازهایش توجه کند، نه از زاویه سیاست و سیاست زدگی.

دومین رسالت، رسالت تولید علم برای رفع نیازهای کنونی انقلاب و جهان اسلام است، جمهوری اسلامی به عنوان کشوری که برآمده از اراده آزاد مردم بوده و در وادی نوع زندگی و نوع جهان بینی، عقیده‌ای مخالف عقیده رایج در جهان دارد، باید برای اثبات این ادعاها به تولید علم پیرامون نظرات راهبری خویش مبادرت کند.

به عبارت صحیح‌تر باید چنین گفت که با تحقق انقلاب اسلامی، کشور ما در زمینه‌های مختلف از شئونات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی شعارهایی را سر داده است که اگر این شعارها به تحقق نرسد، انقلاب در آینده‌ای نه چندان دور با بحران کار آمدی روبرو خواهد شد.

هدف از روی دادن انقلاب تاسیس یک حکومت با تابلوی اسلام شیعی نبوده است، بلکه هدف آن تحقق تمدن اسلامی است.

تمدنی با اقتصادی متفاوت از اقتصاد لیبرالی، سیاستی فارق از نگاه قدرت و استعمار، فرهنگی عاری از برهنگی و اباحه.

جامعه دانشگاهی باید نرم افزار تحقق چنین تمدنی را تهیه کند و علت تاکید بسیار زیاد رهبری بر مسئله تولید علم و حرکت علمی دقیق نیل به این اهداف است.

امروزه جهان اسلام با پدیده بیداری اسلامی روبرو شده است که نشأت گرفته از انقلاب ایران بوده است.

هدایت و برنامه دادن به این جریانات به این نیازمند است که جمهوری اسلامی از لحاظ علمی و تجربی به یک الگوی بالنده برای سایر ملّت ها تبدیل شود، این رسالت بی شک بر عهده دانشجو و جامعه دانشگاهی است.

با روشن شدن این دو هدف کلان استراتژیک به خوبی روشن می‌شود که سیاسی شدن و در دام احزاب و دولت‌ها افتادن چه سم مهلکی برای بقا و امتداد انقلاب است.

سیاسی شد و دستمایه احزاب شدن، و فارغ گشتن از نگاه کلان به مقوله انقلاب اسلامی و نیازهای آن، باعث می‌شود جنبش دانشجویی به مسائل دست چندم قشری سرگرم شده و زمینه تشویش و بی ثباتی در دانشگاه‌ها را فراهم آورد و وقتی چنین شد، تولید علم برای نیازهای امروز و فردای انقلاب، از اولویت افتاده و به حاشیه می‌رود.

پیامد سیاسی شدن جریان دانشجویی چیزی جز محافظه کاری و مصلحت سنجی های کاذب در صحنه داخلی و بین الملل نخواهد بود، همان چیزی که به تعبیر رهبری انقلاب، به عنوان قتلگاه انقلاب اسلامی معرفی شده‌است، اینجاست که مطالبات جنبش دانشجویی مطالباتی فرمایشی و غیرضروری می‌شود که نه اصلاحی را ایجاد می‌کند و تغییری را در وضع موجود ایجاد می‌سازد و این چیزی نیست جز مرگ جنبش دانشجویی.»

انتصاب جدید در شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی

به گزارش عدالتخواهی، طی آخرین تصمیم شورای مرکزی جنبش عدالتخواه، پس از استعفای آقای حیدری از شوای مرکزی این اتحادیه، آقای ابراهیم خداشناس که سابقه یک دوره عضویت در شورای مرکزی این اتحادیه را داشته و  از فعالین عدالتخواه دانشگاه ههای مشهد می باشند را به عضویت جدید این اتحادیه انتخاب کردند.

 

دموکراسی؟ اینجا نه!

 

نویسنده : محمدمهدی فروزان­فر

هرگاه واژه دموکراسی به گوش می­رسد، ناخودآگاه ذهن درگیر انتخابات ریاست جمهوری می­گردد. گرچه این سوگیری ذهنی به دور از حقایق نیست، چنانکه برخی تاریخچه دموکراسی را مربوط به قرن پنجم میلادی و نظریه­های افلاطون و ارسطو در خصوص حاکمیت عوام که مدلی برای حکومت اکثریت بر جامعه بوده است، می­دانند؛ اما با گذر زمان این واژه بسط معنایی بیشتری یافته است.

فارغ از تاریخچه دموکراسی، دموکراسی با همان معنای نخستین خویش دارای اشکالات فراوانی است. آن­هنگام که مسئله، تصمیم­گیری است، بسیاری از مردم حقیقتن قدرت تمییز درست از نادرست را ندارند؛ دچار تعصبات پنداری و یا اسیر جوسازی­های محیطی می­گردند. همه ما کم و بیش همین خصایص را در خود احساس می­کنیم. گرچه عوامل تشدیدکننده و یا تحدیدکننده­ای چون سن، سطح تحصیلات، جنسیت و… بر این خصایص اثرگزارند؛ اما در هر اندازه، این خصایص از ما جداناشدنی و تفکیک­ناپذیر به نظر می­رسد. برخی عوامل تاثیری دوسویه دارند. به طور مثال گرچه با افزایش سن، چارچوب­های فکری شکل یافته و فرد دچار شانتاژهای خبری و جوسازی­های محیطی نمی­گردد اما همین چارچوب­های بسته می­تواند زمینه تعصبات فکری را پدید آورد.

تنها عوام، مسئول تصمیمات نادرست نیستند. بسیاری از تصمیماتی که عوام می­گیرند تحت تاثیر جریان­های فکری تحمیل­شده و رپرتاژهای خبری از سوی خواص جامعه است. در بسیاری از موارد عدم درک صحیح موقعیت، ناشی از عدم وجود اطلاعات کافی و حقیقی و حتی عدم وجود منابع اطلاع­رسانی بی­طرف و راستگو است.

بنا بر نقد نظریه خواست اکثریت نداریم، چرا که به هر تقدیر این نظریه تقریبن در تمام جهان اجرا می­شود. بسیار خب! این نظریه را پذیرفتیم! اما از نگاه نویسنده، بسط نظریه از خود آن می­تواند مثمر ثمرتر باشد.

آنچه متاسفانه رویه جاری در انتخاب ریاست دانشگاه­ها می­باشد، فاجعه­انگیز است. جدا از این موضوع که چه حزب یا گروهی متولی وزارت علوم گردد و چه کسانی را به ریاست دانشگاه­ها برگزیند این مسئله فاجعه­انگیز است. تنها چندی از مشکلات حاصل از این نوع انتصاب را مورد بررسی قرار خواهیم داد. مجددن تاکید می­کنم که این موضوع می­بایست بدون موضع­گیری­های سیاسی بررسی شود.

نخستین و بدیهی­ترین مشکلی که این انتصاب پدید می­آورد، موضوع منشا قدرت و وابستگی است. آن­هنگام که رئیس یک دانشگاه، توسط کسی غیر از دانشجو انتخاب گردد، خود را به هرکس پاسخگو می­بیند به غیر از دانشجو. رئیس یک دانشگاه می­بایست برای دانشجو باشد و نه بر او. در این نوع به­کارگماری شخص منتصب به واسطه آن­که منشا و منبع قدرت خود را خارج از دانشگاه می­بیند، تمام تلاش خود را در جهت رضایت عامل خارجی قدرت، به عمل می­آورد. این او را از خدمت به دانشجو بازداشته و وادار به انجام اعمال تبلیغاتی و ظاهری می­نماید.

دومین مشکل ایجادشده به واسطه این نوع انتصاب، اهداف شخص منصوب­کننده از نصب آن منصوب است. اگر شخص منصوب­کننده هدف­های پنهانی را دنبال کند و نه رشد علمی دانشگاه­و دانشجو، این امر نیز می­تواند فاجعه­انگیز باشد. آن­هنگام که فرد منصوب­شده، دلیل نصبش را پیشبرد اهداف سیاسی افرادی بداند، طبیعتن و باید تلاش خود را در جهت برطرف ساختن آمال و خواست­های سیاسی به کار بندد. این امر، شدیدن موجب کاهش رشد علمی و تردید برای گام نهادن در فضای مترقی علمی می­گردد. بودجه­ها جای آن­که در راه علم هزینه شود، در راه سیاست­بازی مصرف می­گردد. ضرر دیگر در همین راستا خفقان حاصل، برای اندیشه­های سیاسی موجود اما متفاوت است. منصوب خود را موظف به آرام ساختن سخنان متفاوت و حتی سرکوب اندیشه می­داند. و نمی­توان این مشکل بزرگ را تنها متوجه او دانست.

سومین مشکل ایجاد شده حاصل این انتصاب، دور شدن دانشجو، از فضای موجود دانشگاه است. اگر شما در انتخاب فردی سهم نداشته باشید، در کمک به او نیز سهمی برای خود قائل نیستید. دانشجو خود را مسئول وضع موجود دانشگاه نمی­داند و برای برطرف ساختن مشکلات همتی به خرج نمی­دهد. در چنین شرایطی اصلن عجیب نیست که دانشجو نه تنها رئیس دانشگاه را یک بار از دور ندیده باشد، بلکه حتی از روی ظاهر او را نشناسد و حتی نام او را نداند. این اصلن عجیب نیست.

موارد بیان­شده، تنها چندی از مشکلات حاصل از این نوع نگاه به دانشگاه را نشان می­دهد. حال سوالی که  مطرح می­شود این است: راه حل در کجاست؟ جواب ساده است! وقتی مدل دموکراسی را با همه ایراداتش برای جامعه به اجرا در می­آوریم، چرا این مدل را در دانشگاه­ها پیاده نکنیم؟ دانشجوها قشر باسواد و فهمیده این جامعه هستند و اگر حق انتخاب را برای آنان قائل نباشیم، برای هیچ کس نمی­توان این حق را قائل شد.

پیاده­سازی این رویه در دانشگاه می­تواند موجبات فعال­سازی دانشجوها و زنده شدن روحیه همکاری، مسئولیت­پذیری و نیز بیدار شدن روحیه مطالبه­گری شود. آن­هنگام، دانشگاه برای دانشجو است؛ و این دانشجو است که برای خود تصمیم می­گیرد و نه کس دیگری.