سوء استفاده از فرمان رهبری برای افزایش دوازده میلیونی قیمت …

به گزارش عدالتخواهی به نقل از حق مسکن؛ متولیان مسکن مهر تصمیم گرفته اند برای جبران هزینه های مسکن مهر و تکمیل آن، ۱۲ میلیون تومان از مشارکت کنندگان در این طرح که اغلب آنها زیر فشار مالی هستند، اخذ کنند.

نامه ای به این افراد ارسال می شود و پس از ذکر برخی مقدمات مالی، عنوان می شود که در راستای منویات معظم رهبری در مورد تکمیل مسکن مهر لطفا ۱۲ میلیون بدهید!

 

 

 

 

حق مسکن44

 

نکته جالب ماجرا در اینجا نهفته است که بسیاری از کسانی که مبلغ آورده اولیه را به حساب شرکت عمران شهر جدید پردیس واریز کرده اند تا کنون قراردادی دریافت نکرده اند و جالب تر آن که آن دسته از متقاضیانی که به اصطلاح پیش قرار داد دریافت کرده اند در این پیش قرارداد نه مبلغ نهایی پروژه! و نه هیچ نشانی از زمان تحویل و همچنین قیمت نهایی پروژه مشخص نکرده اند و این بدان معناست که دست دولت و مجموعه پیمان کار برای هر گونه اجحاف یا به عبارت دیگر ستاندن امثال این دوازده ملیون تومان ها باز است.

 

نکته دیگر این که با توجه به اطلاعات کسب شده ، مبلغ اولیه ی پروژه های فاز یازده  پردیش ۳۵۰۰۰۰ تومان بابت هر متر مربع بوده است ، که با احتساب مثلا صد متر مربع ناخالص، این رقم به ازا هر واحد سی و پنج ملیون تومان میشود که با احتساب ۲۵ ملیون تسهیلات مسکن مهر ، متقاضیان باید تنها ده ملیون تومان پرداخت کنند.

 

ولی با احتساب تورم های یکی دو سال گذشته و با فرض افزایش قرار داد به متری ۴۵۰ هزار تومان ، در این شرایط متقاضیان باتید تنها بیست ملیون تومان آورده واریز کنند و این در حالی است که بسیاری از متقاضیان در حال حاضر بیست و پنج ملیون تومان آورده پرداخت کردند و با احتساب دوازده ملیون تومان افزایش اخیر از سوی شرکت عمران شهر جدید پردیس در مجموع ۱۷ ملیون تومان بیش از قیمت تمام شده هر واحد از متقاضیان دریافت شده است.

حق مسکن09003

 

 

حال باید به پاسخ  این سوال بیندیشیم که به راستی  ارتباط درخواست رهبری برای اتما پروژه مسکن مهر با این افزایش قیمت چیست؟

 

رهبری اتمام پروژه را درخواست کرده اند نه افزایش قیمت را! ، که انصافا توجیه افزایش قیمت ، با فرمان مقام معظم رهبری ، قدری از اخلاق به دور است.

 

یکی از مبانی مطالبه رهبری برای اتمام پروژه های مسکن مهر قطعا و قاعدتا این است که این پروژه ها برای تامین نیاز اقشار ضعیفی از جامعه است که به این مسکن نیاز مبرم و اساسی دارند  ، حال با این هفده میلیونی که متقاضی باید بیش از قیمت تمام شده بپردازد ،آیا اصل منظور مسکن مهر و فرمان رهبری نقض نمیشود؟

 

رشد 36 درصدی واردات کالاهای لوکس/تعطیلی اغلب کارگاه های سرامیک سازی خراسان رضوی

به گزارش عدالتخواهی  بر اساس آمارهای گمرک واردات کالاهای غیر نفتی در چهار ماهه ابتدای سال 93 نسبت به مدت مشابه سال قبل رشد 36 درصدی داشته‌است. طبق مستندات، کشور فرانسه در ماه‌های ابتدایی سال‌جاری رقمی در حدود سه میلیون دلار لوازم آرایشی به ایران صادر کرده است. همچنین ارزش واردات خودروي سواري در دو ماه نخست سال گذشته 93ميليون دلار بوده و اين ميزان در دوماه نخست سال جاري به 263ميليون دلار رسيده است.

بر اساس آمارهای منتشر شده گمرک، وزن واردات کالاهای غیرنفتی در4 ماهه اول امسال 13192 هزار تن به ارزش 17655 میلیون دلار بوده‌است که نسبت به مدت مشابه سال قبل از لحاظ ارزشی 36 درصد و از لحاظ وزنی 48 درصد رشد داشته‌ است. دولت گذشته واردات بیش از 77 قلم کالاهای لوکس و غیرضروری مانند لوازم بهداشتی، خودرو و … را ممنوع کرد و باعث رونق بخشی از تولیدات داخلی شد اما دولت یازدهم با مصوبه ای 39 بندی که با عنوان حمایت از کسب و کار تهیه شده بود، بخشنامه سفت و محکم دولت دهم در منع واردات کالاهای لوکس را کمی تعدیل کرد.

وزیر صنعت نیز با تأکید بر اینکه اولویت بندی کالاها و ممنوع کردن واردات دو اولویت کار غیر قانونی از سوی دولت گذشته بوده است، می گوید “در سال ۹۲ بیشتر معطوف به کالاهای سرمایه های و مواد اولیه بوده و کالاهای مصرفی در آنجایی نداشته است. نعمت زاده در ادامه می افزاید “سیاست‌های اقتصاد مقاومتی هیچ ارتباطی به ممنوع کردن واردات تمامی کالاها ندارد.”

سید شریف حسینی عضو کمیسیون صنایع مجلس شورای اسلامی مهمترین ضرر واردات کالاهای لوکس را ضربه به تولید داخلی و در نتیجه بالا رفتن نرخ بیکاری در کشور میداند “بعضا شاهد هستیم که کالاهایی به ایران وارد می‌شوند که نه تنها جزو اولویت‌ها و نیازهای کشور نیست بلکه حضور این محصولات بی‌کیفیت تولید داخلی را نیز از بین برده‌است. به این ترتیب ارزش افزوده و اشتغالی که با ورشکست شدن تولید داخلی به دلیل افزایش واردات از دست رفته‌است، نصیب سایر کشور ما می‌شود”.

رضا بنی هاشم هنرمند پیشکسوت صنایع دستی با انتقاد از واردات بی رویه معتقد است که کالاهای تولیدی کشور روی دست صنعت گران مانده است “وقتی چین کالاهای تزئینی رنگ وارنگ اما بی کیفیت خود را چندین برابر زیر قیمت محصولات هر چند زیبا و با کیفیت و هنر دست ایرانی وارد بازار ایران می کند و فروشندگان هم برای سود بیشتر از آنها استقبال می کنند صنایع تولیدی هنرمند ایرانی روی دستش می ماند.

بنی هاشم در ادامه به دلسردی هنرمندان اشاره می کند و میگوید “کالاهای چینی نفس هنرمندان صنایع دستی ایرانی را بریده و خیلی از آنها را در ادامه کار دلسرد کرده است. در خراسان رضوی در حال حاضر ۱۰ کارگاه سرامیک سازی بیشتر نداریم و بقیه هنرمندان به علت مشکل اصلی یعنی فروش، دستشان دلسرد شده و کنار کشیده اند”.

محمد‌رضا پورابراهيمي نايب رئيس كميسيون اقتصادي مجلس بر این باور است که توجه به تولید داخل، اقتصاد مقاومتی را محقق می کند و دولت باید با برنامه ریزی کشور را از وابستگی به واردات دور کند “براي تحقق اقتصاد مقاومتي بايد حمايت از توليد در اولويت كارها قرار بگيرد به اين معنا كه بايد حمايتي همه‌جانبه از كليه اقدام‌هایی که می‌تواند موجب ارتقاي توانمندی‌های داخلی شود صورت گيرد. قدر مسلم برنامه‌ريزي‌ها و سياست‌های دولت بايد مطابق خواسته‌ها و رهنمودهای رهبری در حمایت از تولید داخلی و ملی پیش رود و جلوگيري از خام‌فروشي يكي از اين موارد است”.

واردات بی رویه که تنها نتیجه آن بیکاری و نابودی تولید داخلی است در دولت یازدهم روند رشد بسیار شتابانی را داشته است. بی توجهی به رهنمودهای رهبری و اقتصاد مقاومتی و همچنین بی توجهی به وعدهای انتخاباتی رئیس جمهور اقدامی است که اکنون دولت تدبیر و امید انجام می دهد. مسئولین اقتصادی باید پاسخگوی نتایج رفتارهای خود باشند و به تناقضات رفتار خود با وعده های که در انتخابات ریاست جمهوری داده اند باشند.

مراسم«لبیک به استاد حسن رحیم پور»درشیراز برگزار شد

به گزارش عدالتخواهی به نقل از، عدالتخواهان مراسم«لبیک به استاد حسن رحیم پورازغدی» به همت مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز برگزار شد.

گفتنی است،این مراسم با موضوع حقیقت شیعه و مسئولیت زمان،تشیع انگلیسی،اسلام آمریکایی و سیری در تاریخ مداحی و آئین عزاداری با سخنرانی، حجت الاسلام والمسلمین دکترعرفانی فر،مدیرموسسه امام خمینی(ره) و مهندس سلمان کدیور،دبیر سابق جنبش عدالتخواه دانشجویی، در کلبه سعدی،مسجد حضرت ابوالفضل (ع) شیراز برگزارشد.

 

مشروح خبر برروی سایت عدالتخواهان شیراز

از انجمنی بسیجی تا بسیجی انجمنی

یادداشت/صادق شهبازی- کارشناس ارشد جامعه شناسی از دبیران سابق جنبش عدالتخواه دانشجویی

«این یادداشت در شماره دوم نشریه دانشجویی مستضعفین در پاییز ۱۳۸۵ منتشر شده است.»

مهم‌ترین گزاره‌‌ی انقلاب و به تبع آن فضای حاکم بر جامعه و دانشگاه در دهه‌ی ۶۰ و پایان دهه‌ی ۵۰ بازگشت به فطرت و در نتیجه رشد و نهادینه‌شدن نگاه حداکثری به اسلام در ابعاد فردی و اجتماعی بود. جریان اسلام‌گرا (نگاه حداکثری به اسلام) در دانشگاه‌ها در تقابل با جریان چپ (کمونیست، مارکسیست و…) و چپ‌گرا ( التقاط اسلام و سوسیالیسم نظیر سازمان منافقین(مجاهدین خلق و…)) و جریان راست و التقاط لیبرالی و هم‌چنین نگاه حداقلی و فردی به اسلام (نظیر نهضت آزادی، جبهه ملی، انجمن حجتیه و…) در آن دوران در انجمن‌های اسلامی دانشجویان سازمان یافت. اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانشجویان – دفتر تحکیم وحدت انجمن‌های اسلامی – و دفاتر دانشگاهی و دانشکده‌ای انجمن‌ها به عنوان مهم‌ترین محمل حضور حضور جریان اسلام‌گرا در دانشگاه‌ها به تبع فضای انقلاب و تعریف ارائه شده از اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) به وسیله‌‌ی امام راحل:« اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنج‌دیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاک‌طینتان عارف، اسلام ائمه هدى، اسلام فقراى دردمند، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت‌ها و…» در تقابل با اسلام آمریکایی: «اسلام سرمایه دارى، اسلام مستکبرین، اسلام منافقین، اسلام راحت‌طلبان، اسلام فرصت‌طلبان، اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاهاى کثیف دربارى، اسلام مقدس‌نماهاى بی‌شعور حوزه‌هاى علمى و دانشگاهى، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه‌ها، اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگى، اسلام مقدس‌نماهاى متحجر و سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بى درد و…» جریان دانشجویی اسلام‌گرا را که به وی‍ژه در اواخر دهه‌ی ۵۰ و ابتدای دهه‌ی ۶۰ ویژگی‌های جنبش دانشجویی را یافته بود. (آن چه بعدها و حتی پیش از انقلاب جز در برهه‌هایی کوتاه مجال تحقق آن حتی برای جریانات چپ و راست نیز محقق نشد.) به تعامل فکری، فرهنگی، اجتماعی و حتی بعضا اقتصادی با مستضعفین و لایه‌های فرودست جامعه روی آورد. تولید محصولات متعدد فرهنگی، تشکیل تیم‌های وِیژه برای گروه‌ها و طبقات مختلف نظیر کارگران و کشاورزان و… با تقسیم بندی و سطوح متفاوت، رفتن به مناطق محروم و اجرای کارهای سازندگی در آن مناطق – که دو دهه بعد الگوی ناقصی از آن تحت عنوان اردوی جهادی در کشور رایج شد. – و بعدها تاسیس جهاد سازندگی برای سازماندهی و علمی‌کردن فعالیت‌های صورت گرفته، مطالبه‌ و برخورد با سرمایه‌دارای و رفاه‌طلبی چه در بعد نظری و هنری که در نشریات دانشجویی جریان اسلام‌گرا و مقالات شاخص به جا مانده از آن دوره نظیر کتاب «می‌رویم تا خط امام بماند» شهید رجب‌بیگی، دانشجوی عمران دانشکده فنی دانشگاه تهران، متجلی است و چه در بعد عملی فعالیت‌های صورت گرفته در نهادهای انقلابی آن روز که بسیاری ا ز آنان را بدنه‌ی این جریان به راه انداختند و اداره کردند متجلی شد.

انجمن‌های اسلامی در جبهه‌ی استکبارستیزی نیز در دو بعد نظر و عمل حضوری جدّی داشت، که برجسته‌ترین نماد آن فتح لانه‌ی جاسوسی به دست آن عده از انجمن‌ها بود، که بعدها خود را دانشجویان مسلمان پیرو خط امام نامیدند. با آغاز جنگ تحمیلی، اداره‌ی جنگ چه در سطح فرماندهی و تشکیل سپاه و اداره‌ی آن، چه در سطح بسیجیان و چه در سطح پشتیبانی فنی و مهندسی مانند جهاد سازندگی و چه در سطح امدادگری به وسیله‌ی آن‌ها انجام شد.

با پایان یافتن جنگ امام با تعریف جبهه‌ی جدید جنگ فقر و غنا و لزوم سازماندهی جدید نیروهای حزب‌اللهی برای جبهه‌ی مبارزاتی جدید ، برای تشکیل بسیج دانشجو و طلبه، به عنوان ضروری‌ترین تشکّل پیامی صادر کرد. «دفاع با تمام توان از اسلام و انقلاب و پاس‌داری از اصول تغییر ناپذیر «نه شرقی و نه غربی» در حوزه و دانشگاه، اتحاد و یگانگی حوزه و دانشگاه، جلوگیری از نفوذ ایادی شرق و غرب در دانشگاه و حوزه، و ارائه‌ی چارچوب‌های اصیل اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) به سایر بسیجیان، و از همه مهم‌تر تولید فکر و فعالیت برای تشکیل حکومت بزرگ اسلامی، ایجاد هسته‌های مقاومت در سراسر جهان، ایجاد پشتوانه برای اثبات امکان تحقق زندگی مسالمت‌آمیز توام با صلح و آزادی با استقلال از شرق و غرب» از جمله وظایف بسیج دانشجو وطلبه اعلام شد.

بلافاصله پس از پیام امام حدود۳۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه امام صادق (علیه السلام) اقدام به تاسیس تشکلی به همین نام در دانشگاه خویش نمودند.

در کشاکش حاکم شدن تفکر لیبرالی در کشور پس از جنگ تحت گفتمان غالب سازندگی در اوایل دهه‌ی ۷۰ حرکت عدالتخواهانه‌ِ بچه‌های دفتر تحکیم وحدت، معدود بچه‌هایی از بسیج دانشحو و طلبه ادامه داشت. راه‌پیمایی جداگانه‌ی سیزده آبان آن سال‌ها – که البته این میراث بعد از ۷۶ و استحاله‌ی دفتر تحکیم به وسیله‌ای برای عقده‌گشایی علیه آرمان‌ها تبدیل شد.- با شعرهایی نظیر «کاخ‌نشینان همه دین‌فروشند، برضد آمریکا نمی‌خروشند، جاسوس‌خانه را ما گرفتیم، ابهت آمریکا را شکستیم»  ادامه داشت. ضدیت با سیاست‌های ضد عدالت و سرمایه‌داری محور آن دوره به کلیدواژه‌‌های اصلی جنبش اسلام‌گرای فعال که کم‌کم در اقلیت قرار گفته بودند، تبدیل شده بود. تجمع‌های چندهزارنفری جلوی وزارتخانه‌ها از جمله کارهایی بود که با همراهی جریان حزب‌اللهی بیرون دانشگاه نیز همراه شده بود. در بعد استکبارستیزی نیز به طور نمونه اعتراض شدید دفتر تحکیم به طرح مذاکره‌ی مستقیم با آمریکا به وسیله‌ی مهاجرانی مشاور رئیس‌ جمهور وقت قابل ذکر است.

اما روی دیگر سکه در این دوره بخش عمده‌ای از جریان اسلام‌گرا بود که با آوردن این توجیه که مسئولین دولت از انقلابیون و مورد تایید امام و رهبری‌اند، در مقابل اشتباهات و انحرافات سکوت اختیار کردند. حتی در مقابل جریان اسلام‌گرای فعال ایستاده و برچسب ضد ولایت فقیه به آن حرکت‌ها زده شد. و با کمک دولت و جناح حاکم، تشکل‌های حاشیه‌ای مانند جامعه‌ی اسلامی دانشجویان و جنبش اعتدال و توسعه تشکیل شد( بعدها بعضی از این تشکل ها به صورت تشکل های مستقل انقلابی درآمدند.)

از سوی دیگر در کشاکش تحکیم و سپاه و جهاد و دیگران برای تشکیل بسیج دانشجو و طلبه ، با پیروزی سپاه و تحریف نظریه‌ی امام با تفکیک طلاب و دانشجویان و تشکیل سازمان بسیج دانشجویی به جای تشکل مدنظر امام، رویه فعالیت های‌ جریان اسلام‌گرا صورت دیگری گرفت.

یادگار آن علم سوخته را گم کردیم

آخرین آتش افروخته را گم کردیم

تضعیف شدید جریان اسلام‌گرای فعال، قدرت گرفتن جریان راست و لیبرال در انجمن‌ها کم‌کم و در دورانی که مسئولین وقت فضای خفقان و پخمه کردن دانشگاه‌ها را برای توسعه و رشد کشور(!) پیش گرفته بودن، کلید خورد. از سویی نگاه سازمانی و اداری و بالا به پایین و بخش‌نامه‌ای به تشکل مد نظر امام و غلبه‌ی سازمان بر آرمان که به شدت مد نظر جریان‌های حاکم دوران سازندگی(!؟) و اصلاحات(!؟) بود، و رفتن به دنبال مسائل بی اولویت، به صورتی که تنها دغدغه‌ی نیروهای اسلام‌گرا اسلامی کردن دانشگاه از طریق برگزاری دعای کمیل و توسل و برخورد شدید با بی‌حجابی – و نه با عوامل آن و فقر و فساد و تبعیض بود- فعال‌کردن جریان وابسته به راست و چپ، به وسیله‌ی اپوزیسیونی که دیگر حاکمیت را در دست گرفته بود، و نیز چمدان پول‌های آمریکایی و انگلیسی که کم‌کم افشا می‌شد، همه و همه کاتالیزور تشتت و تضعیف جریان اسلام‌گرا شد، و کم‌کم دفتر تحکیم به طور کامل به دست لیبرال‌ها افتاد. جریان اسلام‌گرا که به شدت تضعیف شده بود، به جای پی‌گیری آرمان‌هایی که امام برای تشکل جدید ترسیم کرده بود، یعنی «ارائه‌ی چارچوب‌های اصیل اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) به سایر بسیجیان، و از همه مهم‌تر تولید فکر و فعالیت برای تشکیل حکومت بزرگ اسلامی، ایجاد هسته‌های مقاومت در سراسر جهان و…» به برخورد واکنشی به هجمه‌ی همه جانبه‌ به اسلام پرداخت. کلاس‌های پاسخ‌گویی به شبهات، کلاس‌های غرب‌شناسی و فمینیسم شناسی، درگیر شدن با مسائل کلامی صرف و در نتیجه حاکم شدن فضای رخوت،

رفتن به سراغ معنویت منهای عدالتخواهی (با چاشنی نصفه نیمه‌ی عقلانیت – ، زیاد کردن ظواهر شرعی بدون رجوع به باطن دین یعنی عدالت که به تعبیر معصوم« العدل حیات الاحکام»، اقدام‌های بی‌اولویت و دوری از فضای عمومی جامعه و دانشجویان و در یک کلمه انجمن حجتیه ای عمل کردن برآیند عمل جریان اسلام‌گرا شد. جریان اسلام‌گرای حداکثری نیز در دل مجموعه‌ی بسیج و بعدها تشکل‌های دیگر به صورت محدود وارد عمل شد. البته شعار اسلام‌گرایی حداکثری و مبارزه با سکولاریسم از اکثر جریانات مذهبی بلند بود، اما در عمل اکثر این جریان سکولار شده بودند. جدا کردن مسائل اجتماعی دین و کنار گذاشتن عدالتخواهی اسلامی(در کنار مورجود بودن عدالتخواهی جناحی) و آرمان‌های جهانی و محدود کردن فعالیت‌های اجتماعی به مبارزه با بدحجابی(که بعد از سال‌ها امروز موفقیت این مدل کاملا مشهود است!؟) و کار تئوریک در حوزه این که ولایت فقیه انتخابی است یا انتصابی محدود شده بود. از سویی جریان‌های دانشجویی به پیاده نظام جریان‌های سیاسی تبدیل شده بود. بسیج پیاده نظام جناح راست و انجمن پیاده نظام جناح چپ(که خود این چپ مخلوطی از راست لیبرال تا چپ و چپ‌گرا و از خط امام تا اپوزیسیون بود) شد. در نتیجه جنگ زرگری جناح‌ها(که در مواقع حساس نظیر انتخابات ریاست جمهوری دوره‌ی نهم نشان داده‌اند هر دو سر در یک آبشخور دارند) دفاتر بسیج و انجمن به اتاق جنگ علیه یکدیگر تبدیل شد.

بعد از سوم تیر با پیروزی گفتمان عدالت(فارغ از قضاوت در باره‌ی نتیجه‌ی عملی بعد از آن) یک اتفاق افتاد با توجه به آرمان‌های مطرح شده که اقبال عمومی را هم دربرداشت، این جریان بار دیگر پی‌گیری آن‌ها را به خود دولت‌مردان سپرد و در نتیجه فضای رکودی که به وسیله‌ی تلاش‌های رهبری با یادآوری جبهه‌بندی طرح شده به وسیله‌ی امام و درخواست از جنبش دانشجویی برای مطالبه‌ی عدالت صورت گرفته‌ بود، و در نتیجه‌ی آن معدود حرکت‌های اصیلی صورت گرفته بود، از بین رفت.

انجمن‌ها که با شکست جریان لیبرال مضمحل شده‌اند و سرگرم لمپنیسم، بسیج و سایر تشکل‌ها هم که عملاً کنار کشیده‌اند. دوباره حرکت‌های معنوی منهای عدالتخواهی و عقلانیت در حال شکل‌گیری است. معدود حرکت‌های منفعلانه هم با توجه به شرایط موجود تنها راه زنده نگاه‌داشتن جنبش دانشجویی را حمله به قوه‌ی قضائیه یافته است، کاری که تا چند زمانی پیش که به وسیله‌ی جریان اسلام‌گرای فعال صورت می‌گرفت، برچسب ضدیت با ولایت فقیه می‌خورد.

۱۷سال بعد در اول شهرویور ۸۵ رهبری در پیامی دوباره به مسئولین بسیج، دورنمایی دیگر از بسیج دانشجویی تعریف کردند:« به میدان آوردن همه ی توانایی های خود در راه آرمان های نظام اسلامی، تکاپوی امیدوارانه و هدفدار در راه تحقق این آرمان‌ها، سلوک مؤمنانه و رو به کمال، کانون الهام بخشی آرمان‌های انقلاب و وسعت‌بخشیدن به پرتو بیداری اسلامی» از مهم‌ترین اهداف بسیج شمرده شد. جریان‌شناسی حضور جریان‌اسلام‌گرا در دانشگاه و نقد بسیج نه به منزله ی تخریب، که به عنوان نقد درون‌پارادیمی زمینه‌ی بالندگی این جریان است. چه این که خط و ربط نویسندگان این مجموعه با بسیج مشخص و واضح است، لذا شبهه‌ی تخریب باقی نمی‌ماند، مسئله این‌جاست، فروردین ۵۸ و نشست انجمن‌ها با امام که منجر به تشکیل دفتر تحکیم وحدت شد، ۲ آذر ۶۷ که منجر به تشکیل سازمان بسیج دانشجویی، با تمام کشو قوس‌‌ها و انتقادات شد. بعدها که در مورد ۱ شهرویور ۸۵ مقاله می‌نویسند عملکرد جریان اسلام‌گرای موجود را چگونه تحلیل می‌کنند؟

براستی طراحی وبرنامه ریزی برای جامعه اسلامی” خانواده محور” قراراست به دست چه کسی سپرده شود؟

جناب آقای رئیس جمهورودولت محترم،مابعنوان دانشجویان دلسوز انقلاب باتوجه به وضعیت تقریبا بحرانی جمعیت بامسئولین اتمام حجت می کنیم که سیاست گذاری درحوزه حساسی چون جمعیت نباید محدود به افرادخاصی باشد وبه یک راهبردجمعی وعلمی نیاز دارد وانتظارداریم تدوین سیاست های کشوررامتکی به مطالعه وکارعلمی باتوجه به بوم وفرهنگ ونیازکشوردانسته ودغدغه اصلی رهبرانقلاب درخصوص مبحث جمعیت به عنوان یک پدیده استراتژیک نگریسته شودومطالبات ایشان درراستای سیاست های ابلاغی ۱۴گانه جمعیتی جهت گذرازچالش ملی موردتوجه ودقت همه دستگاهها، خصوصا معاونت امورزنان وخانواده ریاست جمهوری واقع شود وبرنامه ریزی مطلوبی برای عملیاتی شدن سیاست های ابلاغی صورت پذیرد.

پس از انتشار متن تفاهم نامه معاونت امور زنان ریاست جمهوری با صندوق جمعیت سازمان ملل، خواهران بسیجی دانشگاه های استان مرکزی طی بیانیه ای مخالفت خود را با مفاد این تفاهم نامه ابراز کردند.

متن بیانیه به شرح زیر است:

«بسمه تعالی»

«بلاشک ازنظرسیاست کلی کشور،کشورباید برود به سمت افزایش جمعیت.

مقام معظم رهبری(مدظله العالی)»

۸/۸/۹۲

 

درشرایط کنونی که رشد جمعیت نیاز کشور است و یکی ازشاخصه های پیشرفت اقتصادی وعلمی ،حضورجمعیت جوان وفعال درعرصه های مختلف اجتماعی است وضمن توجه به سیاست های کلان نظام،تلاش برای شکوفایی وایجاد جمعیت شاداب که به رشد اقتصادی وعلمی منجرمی شود،برخی عملکردها برخلاف شعارهای دولت اعتدال وامید، به شکلهای مختلف ،برضدسیاست افزایش جمعیت درحال اجراست.

 

تفاهم نامه معاونت امور زنان ریاست جمهوری با صندوق جمعیت سازمان ملل،ازجمله این موارداست که این تفاهم نامه بعداز امضاء فی مابین صندوق جمعیت سازمان ملل و معاونت امور زنان وخانواده ریاست جمهوری درروز۲۱خردادماه درمحل معاونت امورزنان وخانواده ، به تصویب مجلس شورای اسلامی نرسیده درصورتی که می بایست  برای دریافت تائیدقانونی،مطابق اصول۷۷و۱۲۵قانون اساسی ،به تایید مجلس شورای اسلامی برسد.

 

جناب آقای رئیس جمهور متاسفانه والیان امر با بهانه قراردادن اینکه یکی ازبندهای کاملا فرعی برنامه پنجم توسعه به این تفاهم نامه مربوط است ،پیش ازتصویب این تفاهم نامه توسط مجلس،واردفازاجرایی آن شده اند.تفاهم نامه ای که حتی متن آن،بعدازاعتراض جمعی ازنمایندگان مجلس رونمایی شد.

 

بسیج دانشجویی دانشگاههای استان مرکزی ضمن ابرازنگرانی ازمفاد این تفاهم نامه چندنکته رامطرح میکند:

 

1- معاونت امور زنان وخانواده که تاکنون درعملیاتی کردن ارائه تعریف ازخانواده مطلوب که سنگ بنای حرکت برای دستیابی به خانواده سالم است سرباززده با کدام توجیه دست نیروهای خارجی را تحت عنوان صندوق جمعیت سازمان ملل متحد برای جهت دهی به خانواده ایرانی به قوه مجریه باز می کند؟

 

آنچه نیاز داریم عملیاتی کردن طرح ها درابعاد مختلف به طور متعادل برای دستیابی به خانواده  مطلوبی است که بااستانداردهای جامعه اسلامی – ایرانی وانقلابی تعریف کرده باشیم.

 

2- باتوجه به این که فعالیت های صندوق جمعیت به حساس ترین و خصوصی ترین گستره های هستی انسان ازجمله حق انتخاب تعداد ،زمان وفاصله بین تولد فرزندان،بهداشت باروری ومسائل جمعیتی و…مربوط می شود جای تامل است که صندوق درمواجهه بافرهنگ های متفاوت که اساسا متفاوت می باشند چگونه می تواند برنامه ها وسیاست های موافق وهماهنگ با فرهنگ های بومی کشورها راارئه دهد.آیا با دقت درماهیت ماموریت این صند وق چیزی جزءجهانی سازی با مفهوم غربی استنباط می شود؟

 

3- استخدام مشاوران بین المللی برای ارائه کمکهای”فنی”امورزنان وخانواده که موضوعی است فرهنگی-اجتماعی به صندوق جمعیت سازمان ملل متحد سپرده شده است ، این درحالی است که  اجازه به کارگرفتن مشاوران وکارشناسان ملی جهت ارائه کمک “فنی”به معاونت امور زنان وخانواده آن هم به صورت کوتاه مدت منوط به موافقت  صندوق مذکور می باشد که مخالف صریح اصول۸۲و۱۵۳قانون اساسی می باشد.

 

4-عقل سلیم حکم می کند داده های مبسوط ودقیق جمع آوری شده توسط پژوهشکده آمارومراکزآمار ایران که کاملا مرتبط با مسائل امنیت ملی وراهبردی جمهوری اسلامی ایران است،دراختیار سازمانهای غیرقابل اعتماد بین المللی قرارنگیرد :چرا که یک اشتباه فاحش است.

 

5– آیا با وجود پژوهشگاهها ،مراکز تحقیقاتی حوزه زنان وخانواده،نظریه پردازان توانمندبومی ،اساتید صاحب مقالات بین المللی داخلی درطراحی واجرای طرح ها برای دستیابی به خانواده سالم، ناتوان ودرمانده ایم؟ قراراست چه راهبردکلانی درحوزه تحقیقات درزمینه زنان وخانواده به ایران دیکته شود؟

 

6– سازمان بین المللی با مبانی غربی وسکولار دریکی ازدینی ترین زمینه ها وشئونات اد اری جامعه یعنی خانواده وخانواده سالم چگونه میتواندبرای کشورمسلمان ایران به ارائه الگو ونقشه راه بپردازد ؟اساسا خانواده سالم ازمنظر این نهادبین المللی چه نسبتی با خانواده سالم ازمنظر اسلام دارد؟ با این تفاسیر طبق این تفاهم نامه این مهم به صندوق جمعیت واگذارشده است.

 

7– جمهوری اسلامی ایران باید مبنای تدوین سیاست های کلی رامطالبات رهبری ،مطالعات راهبردی درون کشور ومصوبات نهادهایی چون مجلس شورای اسلامی ومجمع تشخیص مصلحت وسایرارگانها قراردهد نه اینکه طبق بند۸ تفاهم نامه،تدوین سیاست های نظام رابه سازمانهای بین المللی واگذارد اگر این سیاست های بین – المللی کارآمد بود،به دنیای بحران زده ی خشونت وضداخلاق غرب علیه بشریت وخصوصا “زن” غربی کمک میکرد.

 

8– ابلاغ سیاست های کلی جمعیت ازسوی نظام بعنوان نقشه راهی کامل وجامع،برای جلوگیری ازپدیده کاهش جمعیت ،افزایش پویایی ونشاط نسل جوان وهمچنین عدم نیازمندی به بر نامه های بین المللی است که دراین تفاهم نامه بدان هیچ توجهی نشده است.

 

براستی طراحی وبرنامه ریزی برای جامعه اسلامی” خانواده محور” قراراست به دست چه کسی سپرده شود؟

 

فاین تذهبون…….

 

جناب آقای رئیس جمهورودولت محترم،ما بعنوان دانشجویان دلسوز انقلاب باتوجه به وضعیت تقریبا بحرانی جمعیت بامسئولین اتمام حجت می کنیم که سیاست گذاری درحوزه حساسی چون جمعیت نباید محدود به افرادخاصی باشد وبه یک راهبردجمعی وعلمی نیاز دارد وانتظارداریم تدوین سیاست های کشوررامتکی به مطالعه وکارعلمی باتوجه به بوم وفرهنگ ونیازکشوردانسته ودغدغه اصلی رهبرانقلاب درخصوص مبحث جمعیت به عنوان یک پدیده استراتژیک نگریسته شودومطالبات ایشان درراستای سیاست های ابلاغی ۱۴گانه جمعیتی جهت گذرازچالش ملی موردتوجه ودقت همه دستگاهها، خصوصا معاونت امورزنان وخانواده ریاست جمهوری واقع شود وبرنامه ریزی مطلوبی برای عملیاتی شدن سیاست های ابلاغی صورت پذیرد.

 

                                                                                                         و السلام علی من اتبع الهدی….

دانشجویان خواهر بسیجی استان مرکزی

                                                                            

نظارت و تصمیم گیری های کلان از سوی نهادهایی چون سازمان صنفی نظام پزشکی مردود است/جنبش عدالتخواه مهیای مناظره با مدافعان طرح تحول سلامت است/در کجای دنیا به فرد خاطی هدیه می دهند؟

به گزارش عدالتخواهی؛ با توجه به اقدام اخیر وزرات بهداشت و 5/2 برابرنمودن تعرفه ها، جنبش عدالتخواه دانشجویی لازم می داند نکاتی را عرض نموده و تبیین نماید:

 

1.در رابطه با فضای رسانه ای ایجاد شده باید متذکر شد، ریاست محترم صدا و سیما و شخص جناب آقای سرافراز مراقب باشند همان اشتباهی که صدا و سیما در قبال موضوع هدفمندی یارانه ها مرتکب شد را تکرار نکنند؛ رسانه ملی در ابتدای اجرایی شدن این طرح در قامت یک مدافع تمام عیار ظاهر گشت و سپس با پدیدار شدن آثار سوء آن در جامعه با چرخش کامل، به صف مهم ترین منتقدان هدفمندی یارانه ها پیوست. بیم آن می رود که حکایت طرح تحول سلامت هم بدین گونه رقم بخورد، رسانه ملی به گونه ای کاملا یک طرفه فضا را برای حمایت از طرح تحول سلامت مهیا نماید و اجازه شنیده شدن صدای منتقدین را ندهد. در صورتیکه انتقادات جدی و علمی بسیاری از جانب کارشناسان و دلسوزان بر این طرح وارد است. به رسانه ملی پیشنهاد می کنیم با باز کردن فضا، تمامی منتقدین و موافقین طرح را زیر چتر خود جمع نموده و از یک طرفه نمودن فضا اجتناب نماید.

 

2. اما نکاتی را خدمت وزیر محترم بهداشت عرض می نماییم؛

­

گر عده ای قلیل، بدلیل حرص و ولع و زیاده خواهی که دارند، اهل گرفتن زیر میزی هستند، چرا باید با افزایش تعرفه ها به صورت یکسان، همه را با یک چوب راند و بدون توجه به نتایج این کار(افزایش شکاف طبقاتی، هدر رفت بیت المال و…) به جای برخورد با مفسدین و زالو صفتانی که بر نظام سلامت کشور چنبره زده اند، با افزایش تعرفه ها، به آنان جایزه داد؟ اصولا در کجای دنیا به فرد خاطی هدیه داده و همه را به یک چشم می نگرند؟

 

– طبق سیاست های کلی نظام سلامت ابلاغ شده توسط رهبری باید حق الزحمه پزشکان در بیمارستان های دولتی و خصوصی یکسان شده و قانون تمام وقتی پزشکان اجرا شود. یکی از مهم ترین دلایل فساد در این بخش، تبعیض در حق الزحمه های پزشکان است؛ در صورتیکه تعرفه پزشک باید در بخش دولتی و خصوصی یکسان و تفاوت فقط در هتلینگ(سود سرمایه، استهلاک و خدمات رفاهی بیمارستان ) باشد.

 

از نظر ما، نظارت و تصمیم گیری های کلان از سوی نهادهایی چون سازمان نظام پزشکی، که یک نهاد صنفی و فقط متعلق به هفت درصد جامعه پزشکی است منجر به دفاع از حقوق عده ای قلیل و معدود شده که هیچگاه نمی تواند در اصلاح نظام سلامت ما به سود مردم واقع شود.

 

3.جنبش عدالتخواه دانشجویی بر خود لازم می داند از تمامی گروه ها، افراد و نهادهایی که درد مردم و محرومین جامعه را داشته و به دور از فضای سیاست زده، مقدمات برپایی عدالت اجتماعی را با نقد و رصد فعالیت های دولت به خصوص در این موضوع مهم و حیاتی مهیا می کنند تشکر و قدردانی نماید؛ همچنین جنبش عدالتخواه دانشجویی مراتب تقدیر و تشکر خود را از دست اندرکاران برنامه تلویزیونی ثریا اعلام می دارد و امیدوار است که دیگر برنامه ها، با الگو گیری از این سبک برنامه های منطقی و همدرد با مردم، پیشرفت هر روزه نظام اسلامی را موجب شوند.

 

ضمنا این مقطع زمانی، بهترین فرصت برای شناخت مسئولینی است که دمادم از مردم و رهبری دم می زنند؛ اما از یک طرف با تبعیض های گسترده فشار بر مردم را بیشتر می کنند و از طرفی دیگر قوانینی صد در صد خلاف سیاست های ابلاغی رهبری در کشور اجرا می کنند. نقش مجلس شورای اسلامی در این بازه بسیار مهم است؛ امروز است که می توان آزادگی،حریت و وقت شناسی نمایندگان مردم را محک زد. به راستی ما چه تعداد نمایندگانی در مجلس شورای اسلامی سراغ داریم که حاضر باشد به دور از خط و مرزهای سیاسی(که قشری و سطحی است)، در رسانه ملی حاضر شده، درد مردم و مستضعفین را فریاد زده و آزادانه بی عدالتی های موجود در طرح تحول نظام سلامت را(با وجود تمام کف و سوت هایی که برای وزیر محترم زدند) بر شمارد و مورد نقد جدی قرار دهد؟ وجود این افراد که در تنگناها به داد مردم جامعه خود رسیده و جدای از خط و مرزهای موهوم سیاسی، دغدغه عدالت اجتماعی را داشته باشند، کمیاب و مغتنم است.

 

و در آخر جنبش عدالتخواه دانشجویی، آمادگی خود را جهت مهیا نمودن فضای آزاداندیشانه و نقد و بررسی اصولی طرح تحول سلامت، با حضور منتقدین و موافقین اعلام می دارد و البته که خود نیز آماده مناظره با موافقان و مدافعان این طرح می باشد.

 

به امید ظهور عدالت گستر گیتی

 

جنبش عدالتخواه دانشجویی

 

نشریه اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی(قسط) منتشر شد

به گزارش عدالتخواهی، ویژه نامه اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی(قسط) به مناسبت سالگرد توافقنامه ضعیف ژنو و درآستانه مذاکرات تیم دیپلماسی ایران وگروه 1+5 در وین،منتشر شد.

 

لطفا جهت دانلود نشریه اینجا کلیک کنید.

نامه سرگشاده مجمع دانشجویان عدالتخواه کرمان پیرامون کرسنت، به مسئولین نظام

بسم ا…الرحمن رحیم

به مسئولان خیرخواه در قوای سه گانه بیاموزید که تسامح در مبارزه با فساد، بنوعی همدستی با فاسدان و مفسدان است.
(رهبر معظم انقلاب حضرت آیت ا… خامنه ای)
در سکوت مرگبار رسانه ملی ،در فرافکنی مسئولین،در انزوای مستاجرین کاخ هرمی مجلس که آن چنان که باید و شاید و انتظار عامه ی مردم است ورود پیدا نمی کنند یا بدتر از آن هر جا که غالبا” ورود یافتند مثل صنعت خودرو سازی جز شکستن تابوی مجلس به عنوان نهادی کارآمد نتیجه ای به بار نیاوردند.وظیفه خود می دانیم نکاتی چند را به مسئولین یادآوری کنیم.
رئیس جمهورمحترم:
مردم کشور در خرداد ماه سال گذشته شما را به عنوان حافظ دین ،ناموس ،استقلال و تمامیت ارضی کشوربه پاستور فرستادند به امید آنکه دولت تدبیرو امیدی که شما ماه ها و روزها درهر فرصت ممکن وعده امید آفرینی،تدبیر اندیشی و چاره جویی را می داد راهگشای مشکلاتشان باشد.
حال بعد از گذشت یکسال و چند ماه است که اکثریت مردم بالاخص قشر نخبه را به این نتیجه رسانده که گفتار و عمل غالب مسئولین محترم دولت شما شده معضل کشور: از خلف وعده در احیای دریاچه هامون ومهاجرت بیش از دویست هزار نفر از مردم منطقه، از آمارهای خنده آور نرخ بیکاری در کشور و نرخ رشد اقتصادی، از کوتاه آمدن در در مذاکرات هسته ای، از انتقادهای بیجا از دولت قبل و بدتر از همه هدر دادن تلاش چند ساله در پروژه کرسنت. آقای ریس جمهور زمانی که عده ای در کشور در پی اینند که افتضاح چند سال قبل دولت اصلاحات در عقد قرارداد نفتی فی مابین ایران و شرکت کرسنت را از حافظه تاریخ پاک کنند و تخلف های صورت گرفته در این قرارداد ننگین را در دادگاه لاهه اثبات نمایند،،شما با بی تدبیری فردی را به مجلس برای تکیه زدن به صندلی وزارت روانه کردید که متهم ردیف اول این تخلف است. آقای ریس جمهور شما نه تنها امید را از دل جوانان بربستید، بلکه ثابت نمودید در صرف واژه تدبیرو امید به بیراهه رفتید. ونشان دادید در رسیدن به سمت ریاست جمهوری خود را وامدار خیلی ها نموده، و با منصوب شدن آقای زنگنه به وزارتخانه آن شد که همه دیدند:یعنی برگشت رای دادگاه لاهه ،یعنی خسارتی هجده میلیارد دلاری(پنجاه و چهار هزار میلیارد تومان) از جیب این ملت به حساب اعراب!
تذکری مسئولانه و دلسوزانه به مسئولان دستگاه قضا:
جناب آقای لاریجانی ریاست محترم قوه ی قضائیه:

اگر رأفت در قبال آقازاده ها و ترس از آنها،چشم تو چشم بودن با برخی از مسئولین ،عدم نظارت جدی، و تبعیض در اجرای قوانین نبست به آحاد مردم وآقازاده ها(فقیر وغنی) ،فساد در خود قضات و خود قوه قضائیه نبود، ما امروز شاهد نبودیم که برخی آقازاده ها در سکوت دستگاه قضاء و سایر مسئولین کشورو بایکوت رسانه ای بروند و با کشوری که سنش اندازه ی انقلاب اسلامی می رسد ، قراردادی امضا کنند که ترکمنچای نفتی لقب بگیرد و حال با اختلاس های آن چنانی و دادگاه های غیر علنی در کشور بگردند و حتی در دوره شما دوباره در قوه ی مجریه پست و منصب بگیرند.کاش در لباس روحانیت و مقدس پیامبر و جایگاهی که دارید همانند سیره پیامبر وامامان شدت اسلامی به خرج می دادید تا کسی جرات نزدیک شدن به منافع مردم را به خود راه ندهد همانطور که هنگامى كه امیر مومنان علی علیه السلام از خيانت ابن هَرمَه(مأمور بازار اهواز) اطلاع پیدا کرد، به رفاعه(حاکم اهواز) نوشت: او را فورا” زندانی کن. اى رفاعه ! روزهاى جمعه ، او را از زندان خارج كن و سى و پنج تازيانه بر او بزن و او را در بازار بگردان ، پس اگر كسى از او شكايتى با شاهد آورد، او و شاهدش را قسم بده ، آن وقت ، حق او را از مال ابن هرمه بپرداز، سپس دست بسته و با خوارى او را به زندان برگردان و برپايش زنجير بزن ، فقط هنگام نماز زنجير را از پايش دراور…. آقای لاریجانی شما نه تنها به عنوان یک مسئول بلکه روحانی دینی مسئولید وباید پاسخگوی مردم و خدای این مردم باشید؟؟؟؟؟
ریاست محترم صدا و سیما :
بایکوت و سانسور شدید اخبار و نبود فضای آزاد و رسانه ای و متاسفانه فضای یکطرفه و ناعادلانه رسانه به ظاهر ملی ،پخش دیالوگ ها ،سخنرانی ها و تخریب های اخیر از جانب عده ای مکررا” و به طور روتین در رسانه به اصطلاح ملی یا عدم پوشش اخبار و مطالبی که دولت را نقد می کند، که در دستور کار خود قرار داده اید نشان دهنده ضعف جدی سازمان صدا وسیما است. سکوت در قبال افتضاحی به بزرگی قرارداد کرسنت و ظلم وارد شده در حوزه صنعت خودرو سازی ضربه ای جدی به حیثیت رسانه ملی وارد کرده است. رسانه ای که نتوا ند به نام ملیت و مردم حتی چهره ای برخی از مفسدان یا مفاسد اقتصادی را بر ملا سازد یا مسولین متخلف را به مردم معرفی نماید ،یا فسادی به نام کرسنت، آقازاده های فاسد و دخیل در آن را رسوا نماید و چهره های مفسد را شطرنجی نشان دهد یعنی چه؟ مگر مولایمان در عهدنامه مالک اشتر نسبت به کارگزاران خائن چنین دستور نمی دهند:«…اگر يكي از آنان دست به خيانت زد و گزارش بازرسان تو هم آن خيانت را تأييد كردند، به همين مقدار گواهي قناعت كرده، او را با تازيانه كيفر كن، و آنچه را كه از اموال در اختيار دارد از او باز پس گير، سپس او را خوار دار و خيانت كار بشمار و قلاده بدنامي به گردنش بيفكن.» حال رسانه ای که نتواند از حقوق مردم دفاع نماید،آن رسانه، رسانه ملی نیست بلکه این رسانه ، صدا وسیمای مسئولین دولتی و وامدار احزاب و جناح هاست و باید درآن را تخته کرد و بالای سردرآن نوشت این خانه به اجاره داده می شود،همان طور که امروز نیز این چنین است و داستان تکراری متهم اقتصادی شین میم الف … .
خطاب به مستاجرین خانه ملت:
مصلحت اندیشی های کاذب ،دعواهای سیاسی ،لابی گری ،عدم فکر و تحقیق نکردن و ندانسته عمل کردن غالب نمایندگان در ادوار مختلف مجلس باعث شد، افرادی رأی بیاورند نه از جنس مردم، افرادی بر کرسی وزارت تکیه زنند که هنوز بعد از گذشت چندین سال صداقت و درستی آن ها در هاله ای از ابهام است .نه! این نبود آن عهد وآن پیمان ما با شما.خدا علم بما تعملون است،ما یادآور شماییم که خدا علم بما تعملون است.
شما بودید که با سکوت خود به فراموشی سپردید سوگند خود را که با ملت تعهد نموده بودید تا مدافعین حقوقشان باشید نه نظاره گر فساد ،غارت بیت المالشان،اختلاس هزاران میلیاردی ، رشوه های آن چنانی،لابی گری و بدتر از همه دست داشتن عده ای از نمایندگان مجلس در این مسائل.
از انتخاب وزرا گرفته تا استیضاح چند ماهه آنها!از انتخاب وزرائی که قرار بود حلال مشکلات صنعت باشند حال خود شده اند بزرگترین مشکل صنعت نفت و خودرو.شما مسئولید، شما مسئول هدر رفت ثروت ملی و پابرهنگی مستضعفین هستید که امام مان (ره)تار مویی از آنان را با کاخ نشینان معاوضه نمی کرد. به کجا میروید؟ این ره که شما در آن گام نهاده اید به ترکستان است .
مسلم است که در نبود قانون شفاف و متقن، رأی آوردن عده ای که در انتخابات مجلس خود را میفروشند و با ورود به مجلس در پی تسویه حساب بدهی اند، تا اینکه به فکر صنعت خودرو ،فولاد،صادرات و نفت و گاز… !حال بعد از انتخابات مجلس، شده اید فروشنده رأی ،دلیل بر مدعایمان رأی آوردن پیرمردهای میلیاردی،فاسد و دخیل در قرارداد کرسنت و گرانی های (خودرو) که با پررویی ازکاهش قیمت ها جلوگیری می کنند.
و ختم کلام:
حکومتی که مفتخر به الگو ساختن نظام علوی است باید در همه حال تکلیف بزرگ خود را کم کردن فاصله‌ی طولانی خویش با نظام آرمانی علوی و اسلامی بداند، و این جهادی از سر اخلاص و همّتی سستی‌ناپذیر میطلبد. جمهوری اسلامی که جز خدمت به مردم و افراشتن پرچم عدالت اسلامی، هدف و فلسفه‌ئی ندارد نباید در این راه دچار غفلت شود؛ رفتار قاطع و منصفانه‌ی علوی را باید در مدّ نظر داشته باشد؛ و به کمک الهی و حمایت مردمی که عدالت و انصاف را قدر میدانند تکیه کند.(رهبر معظم انقلاب حضرت آیت ا… خامنه ای)
مردم تابع کارگزارانند. آن ها وقتی از کارگزاران حکومتی ،عدالت،صداقت،امانتداری،و خدمت به همنوع را ببینند به حق می گرایند.
(امیرالمومنین خطاب به مالک اشتر)
اگر امروز تاریخ از برخورد علی علیه السلام با کارگزاران نظام خود به عنوان مصادیق عدالت گستری و پاسداری از حقوق مردم به نیکی یاد می کند ، جمهوری اسلامی نیز برای نیکنامی تاریخی ، چاره ای جز پیمودن راه علی (ع) ندارد و برخورد شدید و بی تعارف با مسئولان مجرم یکی از مولفه های سنجش میزان قرابت جمهوری اسلامی با حکومت امیرالمومنین (ع) است ؛ این یک آزمون تاریخی و قضاوت ساز است.

والسلام

شهبازی زاده: بر خود فرض میدانم که از دست اندر کاران برنامه ثریا اعلام حمایت کنم/نظام پزشکی پاسخگوی شبهات به مردم باشد

به گزارش عدالتخواهی؛ دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی در گفتگو با غریو با اشاره به اینکه فلسفه تعرفه های جدید نظام پزشکی مقابله با زیر میزی و تمام وقت کردن شغل پزشکان بود؛ گفت: از سال 83 که تعیین تعرفه ها در اختیار نظام پزشکی قرار گرفت ، تعرفه ها طی دو سال ده برابر شدند ! تا پیش از این که این اتفاق بیفتد کار در بیمارستان دولتی و پزشکی برای پزشکان تفاوتی نداشت ، چون دستمزد هر دو جا برای پزشک یکسان بود ، البته بابت هتلینگ قدری هزینه ها در بیمارستان خصوصی بیشتر بود اما ما به تفاوت درمان وارد جیب بیمارستان میشدذ نه پزشک!

حسین شهبازی زاده افزود: از آن تاریخ به بعد پزشکان دو شغله شدند، یعنی هم در بیمارستان دولتی و هم در بیمارستان خصوصی کار میکردند ، زیر میزی گرفتن و فساد از همین جا شروع شد. وقتی به پزشک بیمارستان دولتی رجوع میشد ، در پاسخ یا رسما یا غیر رسمی از شما زیر میزی میگرفت ، یعنی یا شما را در همان بیمارستان دولتی عمل میکرد که باید ما به تفاوت هزینه با بیمارستان خصوصی را همان جا از بیمار میگرفت یا بیمار را وادار میکرد که برای عمل به بیمارستان خصوصی رجوع کند.

وی با تاکید ر اینکه زیر میزی حاصل جمع فقدان تدبیر در نظام سلامت، و زیاده خواهی پزشکان بود؛ بیان کرد:در مقابله با این فساد ، واضح بود که نظام پزشکی چه باید میکرد؛ باید قدری تعرفه دولتی را قدری افزایش و تعرفه بخش خصوصی را قدری کاهش میداد نه این که هر دو را به طور متوسط دو و نیم برابر افزایش دهد!!مضاف بر این که زیر میزی محصول کم در آمد بودن پزشکان نبود که با افزایش تعرفه بخواهد حل بشود.

این فعال دانشجویی ادامه داد:خب معلوم است وقتی جناب وزیر خودشان بیمارستان های خصوصی دارند و ذی نفعند همین میشود، چه کسی گفته وزیر حتما باید مدرک پزشکی داشته باشد؟وزیر باید بتواند مدیریت کند ، ضرورتی ندارد که خودش از جامعه اطباع باشد، نهاد نظارتی بالا دستی ، برای نظارت بر پزشکان کجاست؟ و انصافا چه کسی میتواند حقوق بیماران را پیگیری کند؟؟

شهبازی زاده با تاکید بر اینکه تعرفه های جدید نه تنها مشکل زیرمیزی را حل نکرد بلکه به ابعاد ، پیچیدگی و عمق آن افزود؛ تصریح کرد: جناب وزیر اگر بنا دارد مشکل بیماران و مرضا را حل کند این کافی نیست که برود با قربانیان عزیز اسید پاشی عکس بگیرد و مجله ها با ذوق و شوق این فداکاری بزرگ ایشان را تیتر یک کنند. اگر عزم ایشان برای حل مشکلات نظام سلامت جدی است چرا تعرفه های دولتی و خصوصی را همزمان دوبرابر کردند؟؟

دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی با اشاره به نامه انتقادی رئیس نظام پزشکی از برنامه ثریا به رئیس رسانه ملی؛گفت:معتقدم ریاست محترم نظام پزشکی مقصد نامه شان را اشتباه انتخاب کرده اند!به ایشان پیشنهاد میکنیم به جای نگاشتن نامه به رئیس صدا و سیما ، نامه ای به مردم بنویسند و به اشکالات موجود پاسخ بدهند. در مورد برنامه اخیر ثریا پیرامون نظام سلامت نیز بر خود فرض میدانم که از دست اندر کاران این برنامه اعلام حمایت کنم ؛ معتقدیم برنامه اخیر ثریا از یک ظلم بزرگ در نظام سلامت پرده برداشت که جای تقدیر و تشکر دارد.

می ترسم مذاکرات آخر ژنو…و جشن باخت بگیریم…

به گزارش عدالتخواهی؛ علیرضا قزوه شاعر انقلابی کشور شعر کوتاهی درباره مذاکرات هسته ای سروده است که در ادامه می آید:

می ترسم مذاکرات آخر ژنو
درست مثل بازی آرژانتین باشد
با آن همه دوام که آوردیم
درست در دقیقه ی آخر
ناگاه کسی مثل مسی
بیاید و کار را تمام کند
می ترسم بعد بازی
عراقچی دوباره تبلت اش را بیرون بیاورد
تا به یادگار فیلم بگیرد
و کاپیتان ظریف
کراوات جان کری را به یادگار بگیرد
و ما بی خود به خیابان بریزیم
و جشن باخت بگیریم.