فرش قرمز برای فابیوس، ضرب و شتم برای دانشجویان

و خداوند تا ابد اجازه نداده که کافران کمترین سلطه ای برمؤمنان داشته باشند (141.نسا)

 
این روزها بازهم توجه جهان به کشوری معطوف شده که در صف بندی های “این سمت جهان” به علاوه ی “آن سمت جهان” دربرابر خود و در مقابل مستکبران تشنه قدرت -که کاری جز چپاول منابع و سرمایه های کشورهای تحت سلطه، برای جبران ورشکستگی های اقتصادی خود بلد نیستند- عادت کرده است یک تنه بایستد و از حقوق مسلّم خود دفاع کند! صحبت از کشوریست که مردمی دارد، که در عین اینکه به خوش قلبی و مهمان نوازی شهره اند، سرمایه ای عظیم به نام غیرت مندی و اقتدار در برابر ظلم در تاریخچه خود دارند. غیرت و اقتداری که برخواسته از باورهای آیینی و دینی آن هاست. غیرتی که آن ها را در صف اول دفاع از مظلومین جهان و ستیز با صهیونیسم خونخوار و دولت های حامی آن ها قرار داده است. بحث از مذاکرات بر سر حق استفاده از یک فناوری است که بسیاری از کشورهای جهان بدون هیچ مانعی در حال بهره برداری از آن هستند. و خیال خامی که به زور تحریم، بتوانند ما را به پای میز مذاکره و تحمیل هر ذلتی بکشانند و از ما امتیاز بگیرند تا بتوانند خوی زورگویی خود را ارضا کنند اما با پافشاری و اقتدار عزتمندانه ایران مواجه شدند و دیدند جمهوری اسلامی ایران از مواضع خود عقب نشینی نخواهد کرد!
این روزها پس از توافق اولیه بدست آمده در وین، در چهاردهم ژوئیه2015 (23تیرماه94) شاهد رقابت کشورهایی برای برقراری ارتباط با ایران هستیم که تا دیروز با بی رحمی تمام، هیچگونه فشار تحریم را از ما دریغ نکرده بودند و حالا شاهراهی برای استفاده از بازار ایران برای بهبود رکود اقتصادی شان باز شده است!

 
بعد از ورود “هیئت آلمانی” مشتاق به تخریب نیروگاه های هسته ای ایران، خبر قدم رنجه کردن “وزیر امور خارجه فرانسه” به ایران، دردنامه ای از الطاف فرانسویان به ایرانیان را در خاطرها زنده کرد. “لوران فابیوس”، از متهمین پرونده ورود محصولات خونی آلوده به ویروس ایدز و هپاتیتC، در سال‌هاي نخست وزیری اش(61تا63) که نه تنها زیر بار پرداخت غرامت نرفت حتی حاضر به عذرخواهی هم نشد!
هنوز حمایت فرانسه از گروههای تروریستی ضد ایرانی همچون مجاهدین خلق، خوش خدمتی برای رژیم بعث در جنگ تحمیلی و کمک به صدام دردستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی و جنگنده های میراژ۳۰۰ و۴۰۰ مجهز به اشعه لیزر به عراق و توهین نشریه “شارلی” به نبی اکرم و حمایت شدنش توسط مسئولان فرانسوی از حافظه تاریخی ما پاک نشده است. فرانسه ای که با تلاش بر ایجاد پل راهبردی با عربستان به عنوان دشمن ایران و نماینده کشورهای واپس‌گرای عرب و رژیم صهیونیستی، نقش پلیس بد مذاکرات را ایفا کرد تا جایی که در آخرین دور مذاکره وين سه شرط اسرائيل‌پسند یعنی کاهش درازمدت توانمندی های هسته ای ایران در زمینه تحقیق و تولید، راستی آزمایی سایت ها از جمله سایت های نظامی و بازگشت خودکار تحریم ها در صورت نقض تعهدات ایران، را به ایران تحمیل کرد. جالب اینجاست فرانسه ای دارد حرف از امنیت هسته ای ما میزند که انفجار کشتی متعلق به “سازمان غیردولتی صلح سبز” که علیه آزمایش‌های اتمی دولت فرانسه اعتراض می‌کرد را در تاریخچه درخشان خود دارد! با یادآوری خوش خدمتی های فرانسه به صهیونیست ها دیگر شنیدن این ادعای فابیوس عجیب نیست که در سفرش به تهران موضوع عادی‌سازی روابط ایران و اسرائیل را دنبال خواهد کرد! همچنین فراموش نکرده ایم که شرکت های اتومبیل سازی فرانسوی با لغو یک شبه قرار دادها خسارت 3.2 تریلیون تومانی به ایران تحمیل کردند و ماجرای آتش گرفتن خودرو های پژو و سوختن هموطنان بی گناه، ثمره نقشه های فنی اشتباه همان شرکت ها بود!

 
پر واضح است سرمایه دارانی که طبل رکود اقتصادی و بدهی های کلانشان آوازه جهان شده، دلشان برای ایرانی ها نسوخته و هدفشان تضمین نفع خود و بهره کشی اقتصادی از بازار آینده ایران است و گویا همیشه ایران جای خوبی برای فروش کالاهاییست که روی دستشان باد کرده است! تا کی باید شاهد چپاول سرمایه های کشورمان آن هم با منت و تحقیر باشیم؟ از غارت نفت توسط کمپانی های انگلیسی قبل از نهضت ملی شدن صنعت نفت، تا …
با وجود همه این ها درد آنجا بالا میگیرد که با انعکاس جشن و پایکوبی عده ای در رسانه ها، ایرانیان را آنچنان نیازمند به حمایت و دلسوزی غرب نشان می دهند که باید هر لحظه منتظر صدقه های ارسالی شان باشیم!

 
همانطور که خواسته رهبری از جنبش دانشجویی و جوانان این مرزو بوم بیداری، بصیرت و مطالبه است با مطالبه از مسئولان و وزارت خارجه خواستار موضع گیری قاطع و مقتدرانه در برابر این رخداد بودیم اما … فرش استقبالی زیرپای فابیوس پهن کرده ایم که قرمزی اش به رنگ خون هزاران ایرانی بیگناهیست که طعمه خونهای ایدزی، بمب های شیمیایی و دسیسه های منفعت طلبانه و مکارانه فرانسه است!

اکنون که ماه ها تلاش و زحمت نمایندگان سیاسی ایران عزیزمان به مرحله حساس و سرنوشت ساز خود نزدیک شده است آیا وقت آن نرسیده است که با تقویت روحیه استکبار ستیزی خود با دسیسه عادی سازی ارتباط با استعمارگران همراه نشویم و هوشیارانه بر مواضع مقتدرانه خود پایبند بمانیم؟ قابل انکار نیست که از دیدگاه اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی این توافق، توافق بدی است و نه تنها تحریم های ظالمانه برداشته نمیشود بلکه امنیت کشور را زیر سوال می برد.

 
آیا سرکوب منتقدان و اینکه خود گوییم و خود خندیم در شان رسانه ملی و دولت جمهوری اسلامی است؟ فرانسه، تنها نماینده ای برای بروز اوج خباثت حریف بود. نباید در این بازی دور خورد و از اصل ماجرا و مکر امریکایی شیطان بزرگ غافل شد. نتیجه اشرافی گری نرمش با ظالمان و شدت برخورد با هم وطنان و مستضعفان است. اگر دانشجویان به اعتراض ورود هیئت فرانسوی با در دست گرفتن پلاکارد در فرودگاه مهرآباد حاضر شدند آیا ضرب و شتم و بازداشت و تعقیب آنان مشی مناسبی برای نیروی انتظامی و دستگاه دیپلماسی ایران است؟ نکند توقع استقبال با گل و شربت از آن ها میرفت؟!

 
آیا وقت آن نرسیده است که محدود افراد خودباخته شیفته چشم آبی های غربی، اندکی تاریخ را ورق زده و غیرت فراموش شده ایرانی خود را به یاد بیاورند تا اینگونه مدهوش توجه سودجویانه ی دولت هایی که خوی استکباری در وجودشان نقش بسته نباشند؟!
خواسته ما از مردان سیاست مدار میهن عزیزمان این است که با بهره مندی از رهنمودهای ارزنده رهبری و همچنین با ارزش قائل شدن به نقد ها و راهکارهای کارشناسان و منتقدلان و تحلیل گران، همدلانه و صادقانه با مردم، با حفظ اقتدار و منافع ملت ایران بستر مناسبی را برای پیشرفت اهداف ملی و اقتصادی و سیاسی کشور فراهم کنند.

اتحادیه دانشجویی جنبش عدالتخواه
مرداد ماه 1394

تجمع دانشجویان در اعتراض به سفر فابیوس +عکس

به گزارش عدالتخواهی، صبح امروز جمعی از دانشجویان ومردم در اعتراض به سفر وزیر امور خارجه فرانسه به ایران در فرودگاه تجمع کردند.

 

تسنیم دراین باره نوشت: در پی سفر وزیر امور خارجه فرانسه به ایران که از مسببین صادرات فرآورده‌های آلوده خونی به ایران بوده است طی روزهای اخیر انتقادات شدیدی نسبت به عملکرد ضعیف دولت از مطالبه نکردن غرامت ایران از فرانسه صورت پذیرفته است.

بسیاری از مسئولان اجرایی کشور منتظر اظهار نظر فابیوس و همچنین عذرخواهی وی از ایران هستند.

 

در این تجمع اعتراضی دانشجویان  ومردم با در دست داشتن پلاکاردهایی با مضامینی همچون «ایدز، هدیه فرانسه به ایران»، «نه می بخشیم، نه فراموش می‌کنیم»، «بعد از 30 سال کدام جنایت است؟ تسخیر جاسوس خانه یا انتقال ایدز»، «فرانسه و آمریکا، سر و ته تحریم‌ها»، «فابیوس نوکر آمریکا، جاسوس اسرائیل» خشم وانزجار خود را نسبت به حضور فابیوس اعلام کردند.

 

 

 

 

 

 

سیاست و مبانی حکومت مطلوب در وصیت‌نامه امام خمینی(ره)

جهت دریافت جزوه اینجا کلیک کنید

 

مقدمه این مقاله به شرح ذیل می‌باشد: 
سیاست و حکومت از جمله اموری است که قدمت آنها پایه تاریخ زندگی بشر است، یعنی از هنگامی که انسان نخستین زندگی جمعی خویش را پایه نهاد و دریافت که بقای او در گرو زندگی با جمع و دیگران است. حیات جمعی بشری زمینه‌ساز درگیری و منازعه است میان افراد بر سر فرصت‌ها و خیرهای محدود و از این مقطع زمانی است که انسان لزوم قدرتی جهت حل اختلاف و ممانعت از درگیری‌ها را احساس نمود. از سوی دیگر حس برتری‌جویی و قدرت‌طلبی او را بر آن داشت تا در صورت وجود امکانات و توانایی‌ها قدرت خود را بر همنوعانش اثبات کرده و بر آنها مسلط شود. با کنار هم قرار گرفتن دو امر فوق شکل ابتدایی حکومت و به تبع آن سیاست صورت گرفت و هم از اینروست که پیشینه دو پدیده سیاست و حکومت را به آغازین روزهای حیات جمعی بشر باز می‌گردانند. در این میان تمایز دو عنصر سیاست و حکومت (در عین پیوستگی و یگانگی در عالم واقع) را می‌توان به خوبی احساس نمود. این تمایز حتی در ابتدایی ترین اشکال حیات جمعی بشر قابل بازشناسی است.

 

حکومت عبارت است از نهادهای مقتدر که در عین تسلط بر جامعه به حفظ نظم و موجودیت آن می پردازد و سیاست روشی است که حکومت در انجام این دو کار ویژه اساسی به کار می‌گیرد. بدیهی است که با رشد انسان و به تبع آن رشد جوامع بشری و پیچیده‌تر شدن روابط انسان بر کار ویژه‌های حکومت نیز افزوده شده و در این راستا سیاست‌ها نیز تنوع یافته‌اند.

 

اگر در جوامع نخستین اعمال اجبار فیزیکی و خشونت اولین و کارآمدترین سیاست‌ها به شمار می‌آمد رفته رفته در طول تاریخ حیات اجتماعی بشر شاهد افزایش روشها و سیاست‌ها (در عین روشهای اولیه) بود. امری که از گسترش دانش و تجربیات انسانی نشأت می‌گرفت و اکنون نیز ادامه دارد. در هر حکومتی سه عنصر اساسی قابل بازشناسی است. اول مبانی و اصولی که آن حکومت براساس آن شکل گرفته است و دوم اهدافی که آن حکومت برای خود فرض کرده و برای تحقق آنها تلاش می‌کند و سوم روش‌هایی که آن حکومت برای وصول به آن اهداف در نظر داشته و بکار می‌گیرد. از اینجاست که می‌توان نتیجه گرفت هر حکومت با توجه به مبانی و اهدافی که برای خود در نظر گرفته ناگریز از گزینش سیاست و روشهای خاص خود و تعریف و تبیین آن است چرا که برای بنا نهادن حکومت بر یک سری اصول مشخص و در پی آن وصول به اهدافی معین نمی‌توان از هر روش و سیاستی بهره گرفت چون ماهیت حکومت همانند ظرفی نیست که بتوان هر سیاستی را مظروف آن فرض کرد بلکه قالبی است که می‌باید با محتوای خود سنخیت و نزدیکی داشته باشد.

این قاعده را می‌توان در خصوص تمامی مدلهای حکومتی صادق دانست خصوصاً در مورد مدل حکومتی اسلام که این قاعده به خصوص در قرائت شیعی از آن مدل به خوبی صدق می‌کند. با توجه به اینکه در این نوشتار ارائه نظام حکومتی جزء شؤون دین اسلام و مذهب تشیع فرض شده است تمرکز اصلی بحث بر روی معرفی و تبیین این نظام و سیاست‌های منطبق با آن قرار خواهد گرفت.

 

هر چند که متون و منابع اسلامی و (خصوصاً شیعی) در حجم قابل توجهی به تبیین و ارائه نظام حکومتی و معرفی سیاستهای منطبق با آن پرداخته است اما دوران معاصر کمتر شاهد طرح این نظریات بوده است و هم از این روست که می‌توان حضرت امام خمینی را به عنوان محیی و مجدد دیدگاه حکومت اسلامی (و شیعی) به شمار آورد. حضرت امام با دقت در این مجموعه نظریات به طرح آنها با زبان عصر حاضر پرداختند. ایشان با شناخت دقیق از جهان معاصر و نیازهای، آن قرائتی نوین از نظام حکومتی اسلام را پایه نهادند. قرائتی که کاملاً ریشه در منابع و متون اسلامی داشته و منطبق بر برداشت معصومین از نظام سیاسی اسلام است و اطلاق صفت نوین به این قرائت نه از سر بدعت پنداری این قرائت به کار گرفته شده و نه حاکی از بی‌سابقه بودن آن است. بلکه ناظر به این واقعیت است که حضرت امام نظریه حکومت اسلامی را در عصری مطرح ساختند که به راستی عصر سکولاریسم نام گرفته و نگاه بشر مدرن به حکومت دینی نگاه بدبینانه و توام با تردید است و طبعاً سخن گفتن از حکومت اسلامی در چنین عصری بهره‌ای از تازگی در خود دارد.

 

همانگونه که پیشتر نیز به آن اشاره رفت مقصود اصلی این نوشتار پرداختن به (تا سرحد امکان) معرفی نظام حکومتی اسلام و تبیین سیاست سازگار با آن است لذا با توجه به مطالب پیشین در آراء و نظریات حضرت امام خمینی به جست‌وجوی نظریات اسلام درباره سیاست و حکومت پرداخته خواهد شد و در واقع قرائت حضرت امام خمینی از اسلام و تشییع محور این نوشتار قرار گرفته است. دیدگاه‌های حضرت امام خمینی به علل دیگری سوای علتی که ذکر آن رفت حائز اهمیت بوده و قابلیت آن را دارد که منبعی برای کشف دیدگاه‌های سیاسی اسلام قرار گیرد و حضرت امام علاوه بر تبحر در عرصه تئوری (تفقه در متون اسلامی و استنباط اسلامی و استنباط نظریات سیاسی از آن) در میدان تجربه نیز از ید طولایی برخوردار بوده و تجربه رهبری یک نهضت موفق و اداره یک نظام کارآمد را طی ده سال پرآشوب و خطر (۱۳۵۷ـ۱۳۶۸ ) را به عنوان پشتوانه عینی دیدگا‌ه‌های خود در اختیار داشته‌اند. همین امر نشانگر آن است که قرائت ایشان از حکومت و سیاست در اسلام در عین اتکا به منابع و متون، ناظر به واقعیات صحنه عمل نیز بوده و امتحان خود را با موفقیت پشت سر نهاده است. از آنجا که بررسی کلیه آراء ایشان در خصوص سیاست و حکومت در اسلام امری گسترده و پیچیده است لذا وصیت‌نامه سیاسی – الهی ایشان به عنوان چکیده و خلاصه دیدگا‌ه‌ها و آراء ایشان درباره موضوع فوق، منبع اساسی این نوشتار قرار گرفته و مبانی سیاست و حکومت در اسلام (سیاست و حکومت مطلوب از دیدگاه حضرت امام) از آن گردیده است.

بخش نخست این تحقیق به ارائه دیدگاه‌های غیردینی (عمدتاً غربی) در خصوص سیاست و حکومت مطلوب و مبانی آن اختصاص یافته است. وجود چنین بخشی باعث خواهد شد تا پس از مطالعه بخش دوم که به طرح مبانی سیاست و حکومت مطلوب از منظر وصیت‌نامه حضرت امام اختصاص یافته است کار تطبیق میان این دو دیدگاه به سهولت انجام پذیرفته و از دیگر سوی به درک برجستگی‌ها و امتیازات دیدگاه‌های حضرت امام کمک خواهد نمود. بخش سوم به جمع‌بندی و نتیجه‌گیری اختصاص پیدا کرده است.

در این نوشتار سعی بر آن است تا علاوه بر روش مرسوم کتابخانه‌ای (جست وجوی مویدات در منابع و تألیف آن) از نمودارها و روش تحلیل محتوی نیز یاری گرفته شود تا مخاطب را در فهم بیشتر و بهتر مطالب مساعدت نماید.

این قسمت به عنوان مقدمه بخش دوم ارائه خواهد شد.

 

سکوت در مقابل فاجعه (برجام) جایز نیست

نمایندگان محترم مجلس

ائمه محترم جمعه

علمای اعلام

آقایان ، حداد عادل، احمد توکلی، دکتر قالیباف، علی لاریجانی، سردار عزیز جعفری، سرلشکر فیروزآبادی، شمخانی، فدایی، زاکانی،سردار نقدی ،صفار هرندی
حضرات بزرگوار؛ بالانشینان و خواص جامعه 
سلام علیکم؛
«امروز، یک روز تاریخی است» 
این یک فرصت تاریخی است برای بازشناسی شیطان بزرگ و مصداق اتم استکبار که تا چه میزان غیر قابل اعتماد است، که گاهی میتواند چنان کلاه گشادی بر سر برخی بگذارد که شکست را تبریک بگویند!
و نیز یک فرصت تاریخی است برای شما تا نشان دهید عنان قدرت و جایگاه مدیریتی که خون جوانان شهید و اعتماد این مردم زجر دیده در اختیارتان قرار داده در کدام جهت استفاده خواهید کرد؟ رفتن به کنج امنیت و تبریک گویی یا حضور در میدان هزینه دادن و روشن گری؟ 
در همین رابطه ضروری دانستیم تا نکاتی را به استحضار برسانیم :
متاسفانه متن برجام آینه تمام نمای نقض خطوط قرمز رهبری در مذاکرات هسته ای است
_محدودیت های بلند مدت که از خط قرمز های مشهور بود به دفعات زیر پا گذاشته شده
_بازرسی های غیر متعارف پذیرفته شده
_ لغو تحریم ها در روز اجرای توافق صورت نخواهد پذیرفت
_ اجرای تعهدات طرف مقابل موکول به گزارش آژانس شده است
_ و….
تاسف بار تر آن که  در متن قطعنامه تصویب شده توسط شورای امنیت، ایران  موظف شد که تا 8 سال از موشک های بالستیک خود هیچگونه استفاده ای نکند و همچنین متعهد شده تا 5 سال محدودیت تسلیحاتی داشته باشد.
با توجه به بند 6  قطعنامه ما دیگر اجازه کمک به برادران مسلمان و مبارزمان در سوریه و لبنان را نداریم ،  شاهدیم که یکی از مهم ترین خطوط قرمز رهبری که تاکید بر محدود بودن مذاکرات به  مسائل هسته ای بود به این روشنی و به طرز تاسف آوری در این متن مورد خدشه قرار گرفته است.با توجه به این قطعنامه، هر کشتی و هواپیمایی که بخواهد به ایران بیاید دولت های دنیا این حق را دارند که محموله آن را بررسی کنند، که این قضیه به شدت استقلال کشور را زیر سوال برده و گلوگاه های ورودی و خروجی کشور عملاً به دست برخی کشورها می افتد.
در این میان ، عجیب آن است که برخی آقایان درست همان طور که پس از بیانیه لوزان شاهد بودیم،  در میدان تبریک گویی از هم سبقت میگیرند تا آن جا که یکی از ائمه جمعه کشور میفرمایند : پیروزی کشورمان در مذاکرات در این چند قرن بی سابقه بود! 
آن قدر در شروط و خطوط قرمز پایمان را پس کشیده ایم که معاون مرکل( صدر اعظم آلمان) در سفر به ایران ، در مورد به رسمیت شناخته شدن اسرائیل توسط ایران سخن به میان می آورد و نماینده آمریکا در سازمان ملل با تحریم ها که حالا دیگر مطمئن شده جواب میدهند، تهدیدمان میکند که آزادی همجنس بازان و ازدواجشان را بپذیریم! 
خطوط قرمزی که رهبری اعلام فرمودند جنبه مشورتی داشت؟ برای بالا بردن قدرت چانه زنی بود؟ یا این که خطوط قرمز واقعا خطوط قرمز بودند؟
اگر خطوط قرمز مرز استقلال و چهارچوب منافع کشور بودند،چطور زیر پاگذاشتنشان را به سکوت نظاره گرید؟ 
در چنین شرایطی ادعای آقای نهاوندیان ،دکتر عراقچی و جناب رئیس جمهور مبنی بر رعایت خطوط قرمز در توافقات بیشتر به شوخی میماند
حضرات بزرگوار؛ 
برای هر انسان حقیقت یاب و دلسوزی از همان ابتدا مشخص بود، که رسیدن به یک توافق خوب با دشمن امری محال است. محال بودن توافق خوب را از جهت زیر سوال بردن شجاعت و غیرت و امانت داری و تدین تیم مذاکره کننده نمی گوییم؛ بحث بسیار ساده تر از این حرف ها ست.از همان آغاز می شد فهمید با جنایتکارانی که چند وقت پیش دانشمندان مظلوم کشورمان را با امید لطمه زدن به کشور در مقابل زن و فرزندانشان به خاک و خون کشیده اند نمیشود طوری مذاکره کرد که هر دو طرف برنده بشوند. 
آقایان!
خواص جامعه بودن، اقتضائات و شروطی دارد، در ساده ترین حالت خواص به کسانی گفته می شود که دارای سطح درک و فهم بالاتری از عموم مردم بوده و توانایی این را داشته باشند که در بزنگاه ها با خطر پذیری و تلاش راه را برای حضور هر چه موثر تر ولی باز نمایند. نقشی که خواص یک جامعه در حاکمیت بازی می کنند، به حد سرنوشت یک ملّت، شقاوت یا سعادت آنها اهمیت دارد.
اکنون که روز واقعه است  ، حضور در کارزار هزینه دادن ارزش دارد وگرنه فردای عاشورا که میدان از تیر و شمشیر خالی شد ،یک شبانه روز هم که در فرات شنا کنی کسی کاری به کارت ندارد .
جنبش عدالتخواه دانشجویی در این شرایط حساس که تیغ خطر، عزت و استقلال کشور را تهدید میکند ، شما را دعوت به نقش آفرینی و حضور جدی در عرصه دفاع از انقلاب دعوت میکند که چشم بستن و سکوت در مقابل فاجعه ی (برجام) جایز نیست.
امروز یک روز تاریخی است!
بسم الله…
به امید ظهور عدالت گستر گیتی
جنبش عدالتخواه دانشجویی

فعالیت های نظامی متعارف باید تحت نظارت شورای امنیت قرار گیرد!

قرار است صبح دوشنبه قطعنامه جدیدی در شورای امنیت سازمان ملل درباره پرونده هسته‌ای ایران صادر شود که پیش نویس این قطعنامه در طول مذاکرات ایران و ۵+۱ تهیه شده است. پیش نویس این قطعنامه ایرادات مهمی دارد که لازم است به آن توجه شود:

–  این قطعنامه برجام را قبول کرده و خواستار اجرای آن توسط کشورهای طرف می‌شود.

در بند ۱ از بخش مفاد اجرایی تاکید می‌کند «برجام را تصویب کرده و بر اساس جدول‌ زمان بندی تدوین شده در آن، خواستار اجرای آن می‌شود»

این بند یک جو عمومی در فضای بین‌الملل ایجاد میکند که ایران باید برجام را بپذیرد و به اجرای آن بپردازد. در صورتی که باید روند قانونی در نظر گرفته شده در ایران طی شود و اگر خلاف منافع ملی تشخیص داده شد آن را نپذیرد. و نپذیرفتن احتمالی نباید برای ایران در فضای بین‌المللی هزینه جدیدی ایجاد کند.

– ایراد بعدی که در قطعنامه وجود دارد این است که کلیه فعالیت‌های هسته‌ای و نظامی متعارف ایران باید تحت نظارت شورای امنیت سازمان ملل قرار گیرد. شاید برای فعالیت های هسته‌ای مساله‌ای نباشد اما اینکه تعاملات نظامی متعارف با اطلاع شورای امنیت باشد به معنای اطلاع داشتن آمریکا و سایر کشورهای متخاصم بوده و این مساله از نظر امنیتی کار صلاحی نیست. در بند ۵ بیانیه مستقل که در پیوست B آمده است، تاکید می‌کند «تمامی کشورها، مشروط به اینکه شورای امنیت پیشاپیش بر مبنایی مورد به مورد، تصمیم به تصویب بگیرد، باید در این فعالیت‌ها مشارکت داشته و اجازه آن را صادر کنند» به عبارت دیگر تمامی کشورها در تعاملات نظامی متعارف با ایران نیازمند تایید شورای امنیت به صورت مورد به مورد هستند.

– ایراد مهم دیگر قطعنامه که به نوعی سرریز شدن مساله هسته‌ای به مساله موشکی ایران است به بند ۳ از بیانیه مستقل ضمیمه برمی گردد. در این بند آمده «از ایران خواسته می‌شود تا هیچ فعالیتی مرتبط با موشک‌های بالستیک طراحی شده با قابلیت حمل تسلیحات هسته‌ای صورت ندهد، از جمله شلیک هرگونه موشک با استفاده از چنین فناوری‌های مربوط به موشک‌های بالستیک، تا زمان هشت سال پس از «روز پذیرش برجام» و یا تا زمانی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارشی ارائه دهد که «جمع‌بندی مبسوط» را تأیید کند، بسته به اینکه کدام زودتر اتفاق افتد» این عبارت به معنای سرریز شدن پرونده هسته‌ای به مسایل موشکی است. همچنین این درخواست از ایران مستلزم یک مکانیزم نظارت می‌باشد تا شورای امنیت بتواند از انجام شدن این بند اطمینان حاصل کند. لذا می توان انتظار داشت که یک مکانیزم نظارتی برای آزمایشات موشکی ایران در نظر گرفته شود.

– ایراد دیگر قطعنامه شورای امنیت ایجاد ممنوعیت در فروش تسلیحات توسط ایران است. در بند ۶ بخش b از کشورهای عضو خواسته شده است تا «بایستی تمهیدات لازم را جهت جلوگیری از تأمین، فروش یا انتقال تسلیحات یا مواد مرتبط از خاک ایران، توسط اتباع یا کشتی‌ها و هواپیماهای تحت پرچم خود به عمل آورند» این بند به معنای این است که ایران نمی تواند متحدان خود در منطقه را تجهیز کند. متحدانی مانند سوریه، عراق و یا حزب الله لبنان. معنای دیگر این عبارت سرریز شدن مساله هسته‌ای ایران به حوزه سیاست‌های منطقه‌ای ایران است.

– آخرین ایراد قعطنامه شورای امنیت مساله تحریم‌هاست. اولا مکانیزم بازگشت تحریم‌ها کاملا یک طرفه بوده و ایران کمترین دخالت را در این مکانیزم دارد. در قطعنامه این اختیار به کشورهای ۵+۱ از جمله آمریکا داده شده است که هرگاه لازم دیدند گزارشی به شورای امنیت ارایه بدهند مبنی بر عدم انجام تعهدات از سوی ایران. به صورت پیش‌فرض ۳۰ روز بعد از این گزارش تمامی تحریم‌ها باز خواهد گشت. مگر اینکه ایران بتواند مسایل پیش آمده را حل کند. در صورت حل شدن نیاز به تصمیم‌گیری دوباره برای ادامه معافیت‌های تحریمی است و اگر این تصمیم‌گیری نشود قطعنامه‌های قبلی بازمی‌گردد.

نکته دوم این است که معافیت‌های تحریمی کمترین معافیت‌ها را در نظر گرفته است. به طور مشخص در بند c قسمت ۶ بیانیه ضمیمه از کشورهای عضو خواسته شده است: «تا هشت سال بعد از «روز پذیرش» برجام یا تا تاریخ ارائه گزارش تأییدیه «جمع‌بندی مبسوط» توسط آژانس – هر کدام که زودتر باشند – به مسدودکردن وجوه یا سایر دارایی‌های مالی و منابع اقتصادی‌ای که در روز پذیرش برجام در خاک آنها موجود است ادامه دهند و همچنین وجوه و سایر دارایی‌های مالی و منابع اقتصادی که در هر زمان ما بعد، تا تصویب قطعنامه جدید، وارد خاک آنها می‌شود و مالکیت یا کنترل آنها از آنِ افراد و موسساتی باشد که نامشان در فهرستِ تهیه و نگهداری شده توسط «کمیته»، متعاقب قطعنامه شماره ۱۷۳۷ (۲۰۰۶) قرار گرفته را مسدود کنند. (به استثنای افراد و موسساتی که در اینجا در ضمیمه ۱ مشخص شده‌اند یا شورای امنیت ممکن است نام آنها را از فهرست مذکور خارج کند) و دارایی‌های افراد و موسسات دیگری که شورای امنیت آنها را مشمول شرایط ذیل قرار دهد را مسدود کنند» امتیاز بسیار ناچیزی است که به ایران داده شده است.

قرار است صبح دوشنبه قطعنامه جدیدی در شورای امنیت سازمان ملل درباره پرونده هسته‌ای ایران صادر شود که پیش نویس این قطعنامه در طول مذاکرات ایران و ۵+۱ تهیه شده است. پیش نویس این قطعنامه ایرادات مهمی دارد که لازم است به آن توجه شود:

–  این قطعنامه برجام را قبول کرده و خواستار اجرای آن توسط کشورهای طرف می‌شود.

در بند ۱ از بخش مفاد اجرایی تاکید می‌کند «برجام را تصویب کرده و بر اساس جدول‌ زمان بندی تدوین شده در آن، خواستار اجرای آن می‌شود»

این بند یک جو عمومی در فضای بین‌الملل ایجاد میکند که ایران باید برجام را بپذیرد و به اجرای آن بپردازد. در صورتی که باید روند قانونی در نظر گرفته شده در ایران طی شود و اگر خلاف منافع ملی تشخیص داده شد آن را نپذیرد. و نپذیرفتن احتمالی نباید برای ایران در فضای بین‌المللی هزینه جدیدی ایجاد کند.

– ایراد بعدی که در قطعنامه وجود دارد این است که کلیه فعالیت‌های هسته‌ای و نظامی متعارف ایران باید تحت نظارت شورای امنیت سازمان ملل قرار گیرد. شاید برای فعالیت های هسته‌ای مساله‌ای نباشد اما اینکه تعاملات نظامی متعارف با اطلاع شورای امنیت باشد به معنای اطلاع داشتن آمریکا و سایر کشورهای متخاصم بوده و این مساله از نظر امنیتی کار صلاحی نیست. در بند ۵ بیانیه مستقل که در پیوست B آمده است، تاکید می‌کند «تمامی کشورها، مشروط به اینکه شورای امنیت پیشاپیش بر مبنایی مورد به مورد، تصمیم به تصویب بگیرد، باید در این فعالیت‌ها مشارکت داشته و اجازه آن را صادر کنند» به عبارت دیگر تمامی کشورها در تعاملات نظامی متعارف با ایران نیازمند تایید شورای امنیت به صورت مورد به مورد هستند.

– ایراد مهم دیگر قطعنامه که به نوعی سرریز شدن مساله هسته‌ای به مساله موشکی ایران است به بند ۳ از بیانیه مستقل ضمیمه برمی گردد. در این بند آمده «از ایران خواسته می‌شود تا هیچ فعالیتی مرتبط با موشک‌های بالستیک طراحی شده با قابلیت حمل تسلیحات هسته‌ای صورت ندهد، از جمله شلیک هرگونه موشک با استفاده از چنین فناوری‌های مربوط به موشک‌های بالستیک، تا زمان هشت سال پس از «روز پذیرش برجام» و یا تا زمانی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارشی ارائه دهد که «جمع‌بندی مبسوط» را تأیید کند، بسته به اینکه کدام زودتر اتفاق افتد» این عبارت به معنای سرریز شدن پرونده هسته‌ای به مسایل موشکی است. همچنین این درخواست از ایران مستلزم یک مکانیزم نظارت می‌باشد تا شورای امنیت بتواند از انجام شدن این بند اطمینان حاصل کند. لذا می توان انتظار داشت که یک مکانیزم نظارتی برای آزمایشات موشکی ایران در نظر گرفته شود.

– ایراد دیگر قطعنامه شورای امنیت ایجاد ممنوعیت در فروش تسلیحات توسط ایران است. در بند ۶ بخش b از کشورهای عضو خواسته شده است تا «بایستی تمهیدات لازم را جهت جلوگیری از تأمین، فروش یا انتقال تسلیحات یا مواد مرتبط از خاک ایران، توسط اتباع یا کشتی‌ها و هواپیماهای تحت پرچم خود به عمل آورند» این بند به معنای این است که ایران نمی تواند متحدان خود در منطقه را تجهیز کند. متحدانی مانند سوریه، عراق و یا حزب الله لبنان. معنای دیگر این عبارت سرریز شدن مساله هسته‌ای ایران به حوزه سیاست‌های منطقه‌ای ایران است.

– آخرین ایراد قعطنامه شورای امنیت مساله تحریم‌هاست. اولا مکانیزم بازگشت تحریم‌ها کاملا یک طرفه بوده و ایران کمترین دخالت را در این مکانیزم دارد. در قطعنامه این اختیار به کشورهای ۵+۱ از جمله آمریکا داده شده است که هرگاه لازم دیدند گزارشی به شورای امنیت ارایه بدهند مبنی بر عدم انجام تعهدات از سوی ایران. به صورت پیش‌فرض ۳۰ روز بعد از این گزارش تمامی تحریم‌ها باز خواهد گشت. مگر اینکه ایران بتواند مسایل پیش آمده را حل کند. در صورت حل شدن نیاز به تصمیم‌گیری دوباره برای ادامه معافیت‌های تحریمی است و اگر این تصمیم‌گیری نشود قطعنامه‌های قبلی بازمی‌گردد.

نکته دوم این است که معافیت‌های تحریمی کمترین معافیت‌ها را در نظر گرفته است. به طور مشخص در بند c قسمت ۶ بیانیه ضمیمه از کشورهای عضو خواسته شده است: «تا هشت سال بعد از «روز پذیرش» برجام یا تا تاریخ ارائه گزارش تأییدیه «جمع‌بندی مبسوط» توسط آژانس – هر کدام که زودتر باشند – به مسدودکردن وجوه یا سایر دارایی‌های مالی و منابع اقتصادی‌ای که در روز پذیرش برجام در خاک آنها موجود است ادامه دهند و همچنین وجوه و سایر دارایی‌های مالی و منابع اقتصادی که در هر زمان ما بعد، تا تصویب قطعنامه جدید، وارد خاک آنها می‌شود و مالکیت یا کنترل آنها از آنِ افراد و موسساتی باشد که نامشان در فهرستِ تهیه و نگهداری شده توسط «کمیته»، متعاقب قطعنامه شماره ۱۷۳۷ (۲۰۰۶) قرار گرفته را مسدود کنند. (به استثنای افراد و موسساتی که در اینجا در ضمیمه ۱ مشخص شده‌اند یا شورای امنیت ممکن است نام آنها را از فهرست مذکور خارج کند) و دارایی‌های افراد و موسسات دیگری که شورای امنیت آنها را مشمول شرایط ذیل قرار دهد را مسدود کنند» امتیاز بسیار ناچیزی است که به ایران داده شده است.

مسعود براتی / دبیر سابق جنبش عدالتخواه دانشجویی

ما کار حزبی نمیکنیم، داریم وحدت میکنیم!/ تریبون نماز جمعه جناحی نیست

به گزارش عدالتخواهی به نقل از خبرگزاری مهر ؛ رئیس شورای همگرایی اصولگرایان با بیان اینکه حرکت ما در جهت همگرایی است و کار حزبی نمی کنیم گفت: بنا نداریم در انتخابات آتی به عنوان جریان همگرایی لیست انتخاباتی بدهیم.

به گزارش خبرنگار مهر، حجت الاسلام سید رضا تقوی رئیس شورای همگرایی اصولگرایان در مراسم ضیافت افطار شورای همگرایی اصولگرایان با بیان اینکه کارها در رابطه با همگرایی تاکنون خوب پیش رفته است و یک احساس عمومی برای نیروهای ارزشی ایجاد شده است اظهار کرد: همه باید با هم باشیم و این موضوع یک سرمایه است و در این مسیر بسیاری از برادران و احزاب کمک کردند.

وی افزود: بنده به عنوان یک فرد مطلع عرض می کنم که ما موفق بودیم و جوسازی ها شما را تحت تاثیر قرار ندهد چرا که برخی می خواهند با اعمال شگردهایی کارهای مثبت را خنثی کنند.

رئیس شورای همگرایی اصولگرایان با تاکید بر اینکه باهار اعلام کرده ایم کار ما کار حزبی نیست گفت: ما تنها در جهت همگرایی، وحدت و یکپارچگی کار می کنیم.

وی گفت: ما برای این آمده ایم تا نیروهای ارزشی را کنار یکدیگر قرار دهیم. ما یک کار جمعی انجام می دهیم و باید اختلافات نیروهای ارزشی را برطرف کنیم و این یک کار حزبی نیست بلکه یک وظیفه دینی محسوب می شود.

حجت الاسلام تقوی با بیان اینکه تریبونهای نمازجمعه تریبون جناحی و حزبی نیست خاطرنشان کرد: ما در اکثر استانهای اعلام کردیم حرکت ما حرکت حزب نیست اما مخلص همه نیروهای ارزشی هستیم چه حزبی و چه غیر حزبی و به این نیروها توصیه می کنیم وحدت خود را حفظ کنند.

وی با بیان اینکه باید خودخواهی و خود شیفتگی را از خود برطرف کنیم وگرنه وحدت تحقق پیدا نمی کند تاکید کرد: باید از شرایط موجود تحلیل درستی داشته باشیم و ارائه بدهیم و تقدم مصالح عمومی نظام  بر منافع شخصی را رعایت کنیم.

رئیس شورای همگرایی اصولگرایان ادامه داد: متاسفانه در جریان ارزشی و نیروهای اصولگرا نگاه صفر و صدی داریم. گاهی کندروی و گاهی تندروی می کنیم. ائتلاف ها برخی اوقات فصلی و مقطعی است که باید این مسائل را کنار بگذاریم.

حجت الاسلام تقوی افزود: در برخی جریانها خودباوری کاذب وجود دارد که می گویند فقط ما هستیم و دیگران نیستند. عدم تحمل سلایق درون حوزه ای نیز از جمله خصوصیات منفی برخی جریانها است.

رئیس شورای همگرایی اصولگرایان تاکید کرد: وحدت و همگرایی تنها با گذشت انجام می گیرد.

وی با بیان اینکه باید یک مرجع هماهنگ کننده در جریان اصولگرایی داشته باشیم گفت: ما امروز با جامعتین در ارتباط هستیم  و می خواهیم نیروهای ارزشی کنار یکدیگر باشند.

رئیس شورای همگرایی اصولگرایان در پایان گفت: جریان همگرایی کار انتخاباتی نمی کند و بنا ندارد در انتخابات آینده لیست انتخاباتی بدهد.

گفتنی است یک روز پیش از این، نماینده جنبش عدالتخواه در دیدار دانشجویان با رهبری پیرامون نماز های جمعه و عملکرد حجت الاسلام تقوی انتقاداتی را ابراز داشته بود که در ادامه می آید :

گفتنی است یک روز پیش از این، نماینده جنبش عدالتخواه دانشجویی در دیدار دانشجویان با رهبری پیرامون نماز های جمعه و عملکرد حجت الاسلام تقوی انتقاداتی را ابراز داشته بود که در ادامه می آید :
وی در بخش پایانی صحبت‌های خود با بیان اینکه نمازهای جمعه در سراسر کشور، فرصتی بسیار بزرگ برای کشور و استعدادی عظیم برای بسیج توده‌ها و متمرکز کردن آن‌ها برای حل مشکلات کشور و حرکت به سمت عالی جامعه است، گفت: با این وجود که تأثیرات مثبت و فراوان این فریضه عبادی-سیاسی مشهود است، اما ما متأسفانه بخش مهمی از این ظرفیت، هنوز بالقوه مانده و بالفعل نشده است و در نقاط زیادی به تقویم خوانی و اشاره به واضحات اکتفا می‌شود. یا اینکه که سخنانی که حضرتعالی فرموده‌اید بدون این که فرآوری بومی و اقلیمی باشد فقط تکرار می‌شود. مثلاً از کلیدواژه‌ها و شعارهای اساسی مثل جهاد اقتصادی، سبک زندگی، جنگ نرم و…، بدون تشریح، ایجاد ارزش افزوده و توجه به ظرفیت‌های اقلیمی و فرهنگی کلیشه‌سازی می‌شود.

به گفته وی، اقدامات نادری نظیر سخنرانی پیش از خطبه‌های استاد حسن رحیم‌پورازغدی نیز، که موجب جذابیت عمومی و بازگشت نماز جمعه به جایگاه حقیقی آن بود، با تنگ‌نظری‌های جناح‌های حاکم و مسئولین رسانه ملی و نماز جمعه متوقف شده است.

شهبازی خطاب به رهبر انقلاب گفت: مردم هیچ‌گاه از جنابعالی رفتار جناحی ندیده‌اند و این باید سیره‌ای آموزنده برای نمایندگان شما در جایگاه امامت جمعه و بعضی مسئولیت‌های دیگر نظیر سازمان تبلیغات اسلامی یا نمایندگی ولی‌فقیه در بعضی نیروهای مسلح در اقصی نقاط کشور باشد، اما آنچه تا کنون از برخی ائمه جمعه و بعضی مسئولیت‌های دیگر مشاهده شده خلاف رویه رهبری بوده است و با وجود این که حضرتعالی بر شأن پدری ائمه جمعه تأکید فرموده‌اید، برخی از ایشان، رفتارهای غلیظ جناحی از خود نشان داده‌اند و حتی به عنوان یک فعال انتخابی پرتلاش به نفع یک جناح سیاسی عمل نموده‌اند تا آنجا که رئیس شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه کشور اکنون به عنوان رئیس شورای همگرایی اصولگرایان شناخته شده است.

نماینده جنبش عدالت‌خواه دانشجویی از رهبر انقلاب پرسید: حال سؤال این است که با این وجود که تمامی آحاد ملت به خصوص نخبگان و از آن جمله ائمه جمعه باید دارای درک سیاسی باشند اما میزان مشارکت سیاسی آقایان مثلاً در عرصه انتخابات تا چه حد باید باشد و آیا ایشان برای فعالیت‌های سیاسی با شائبه حزبی از حضرتعالی کسب اجازه می‌کنند؟

تنگ نظری و تبعیض تا کجا؟

یادداشت حسین شهبازی زاده – دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی/ پیرامون مسائل و حواشی دیدار دانشجویان با رهبری

دیدار با رهبری از جنبه های گوناگون برای تشکل های دانشجویی مهم و حیاتی محسوب میشود؛ اول این که دیدار انعکاس رسانه ای بالایی دارد و میتواند حصر رسانه ای خیلی از مواضع و حرف ها را که معمولا منتشر نمیشوند را بشکنند دوم اینکه دانشجویان فرصت صحبت  رو در رو با شخص اول مملکت را می یابند که همین،فرصت پیگیری مطالبات را به بالاترین حد میرساند و فرصت پیگیری خواسته ها را بسیار فراهم میکند .

مهم ترین نکته نیز آن است که ولی فقیه دارای یک شان رفیع اعتقادی میباشد که رهنمودهایش در مورد مسائل مختلف گره کارها را میتواند باز کند آن چنان که تا کنون بارها چنین شده… به همین جهت بسیار پیش تر از زمان دیدار دانشجویان با رهبری ، نمایندگان تشکل ها و مجموعه های دانشگاهی خود را برای دیدار مهیا میکنند.

جنبش هم مثل بقیه تشکل ها و مجموعه های دانشجویی از خیلی وقت پیش روی نوشتن متن دیدار متمرکز شده بود.

در مورد نکاتی که در متن جنبش قرار گرفت چند متغیر اثر گذار بود :

1. حرف تکراری نزنیم : 

تلاش بر این بود حرف هایی که قبلا بارها مطرح شده برای چندمین بار مطرح نشود و اگر ضرورتی ندارد وارد متن نشود.حرف هایی که رهبری فرموده اند به خودش بازگردانده نشود یا شعارهای خوبی که فقط با انگیزه تکبیر گرفتن از جمعیت تعبیه شده باشند ، سعی کردیم در متن جنبش نباشد و اشاره به مسائل جدیدی مورد توجه قرار بگیرد که کمتر مطرح شده باشند یا این که هیچ گاه به آن ها نشاره نشده باشد.

2. حرف، به جلسه ربط داشته باشد :

علی القاعده ، آن دست از سخنانی که مربوط به نهادهای زیرمجموعه رهبری هستند و آن بخش از عرائضی که رهبر معظم انقلاب در جایگاه پاسخگویی به آن ها هستند میبایست ضریب بیشتری بگیرند.

حرف هایی بزنیم که برایش قدمی برداشته باشیم :

از میان تمام حرف های مهمی که میشود مطرح کرد، آن بخش از مسائل که از حوزه نظر به حوزه عمل سرایت کره باشند و موجب بروز فعل شده باشند قطعا اولویت بالاتری برای مطرح شدن دارند نسبت به مواردی که فقط در مباحث تئوریک مانده اند و بریش هیچ قدمی برداشته نشده است.حرف هایی که فقط حرف هستند و توصیه هایی که خودمان هیچ گاه به آن ها عمل نکرده باشیم.

بر همین مبنا موضوعات را اولویت بندی و گزینش کردیم، و شاید موردی نبود که مطرح کنیم اما برایش قبلا کاری نکرده باشیم.

3.دغدغه مردم دیده بشود :

حرف های سماوی و آسمانی که هیچ ربطی به عوارض و ابتلائات زمینی و ملموس مردم ندارند، را باید با حرف هایی که دغدغه توده هاست و ارتباط تنگاتنگ با مشکلات آن ها دارد باید جایگزین گردد.

متاسفانه گاهی، مسائل یک قبیله اقتصادی کوچک و یک جناح قدرتمند سیاسی، بر مشکلات عموم مردم سایه می افکند و در ما انگیزه های قوی تری ایجاد میکند.

بر اساس  معیارهای زیادی ،که چند مورد از آن ها را آوردم متن تنظیم شد.

تلاشمان هم بر این متمرکز شده بود در کوتاه ترین زمان قرائت بشود و جملات گاهی در کلمات خلاصه بشود تا متن هرچه می شود کوتاه تر بشود. هرچه به زمان دیدار نزدیک تر می شدیم، استرس و نگرانی پیرامون این مساله که تا چه میزان خواهیم توانست در ارائه متن موفق باشیم ،بیشتر میشد.

چرا که یک ارائه (بد) ممکن است یک متن (خوب) را خراب کند…

روز دیدار :

از درگاه های متعدد بازرسی گذشتیم که در یکی از همین گیت های بازرسی همه متن ها جمع آوری شد و قرار شد خیلی سریع باز گردانده شود، وارد حسینیه که شدیم ،سالن تقریبا پر بود و مداح در حال دعاخوانی بود. در همین مدتی هم که مداح داشت سرود را با دانشجویان تمرین میکرد، تمام تمرکزم روی متن قفل شده بود و به ارائه فکر میکردم.

جلسه با سخنرانی نماینده تحکیم وحدت آغاز شد، و پس از او دانشجویان پیاپی می آمدند و دیدگاه هایشان را ارائه میکردند و گویا قرار نبود نوبت جنبش بشود، تقریبا همه هم از حدود معهود زمانی بیشتر صحبت کردند و گاهی این تصور در ما به یقین نزدیک میشد که برخی بنا دارند جنبش را از دیدار حذف کنند!

چند نکته نیز لازم است همین جا عرض کنم که معمولا در دیدار دانشجویان با رهبری به چشم میخورد:

از در که میخواستیم برویم داخل برخی سخنران ها از هم سوال میکردند : (متن تو چند تا تکبیر داره ؟!) و دیگری مثلا پاسخ میداد : (3 تا تکبیر داره دو تا صلوات !) ؛ و بعد من توی دلم میگفتم زرشک!

یا این که حین قرائت متن ، قشنگ معلوم بد یک نفر دیگری متن را نوشته و سخنران فقط دارد متن را میخواند؛ متنی که او هم مثل ما اولین بار است که میبیند!

خلاصه با فشار زیاد آخرین سخنرانی به جنبش رسید ، که چون آخر وقت بود همه آن اتفاقاتی که میترسیدیم بیافتد، افتاد!

زمان به شدت کم بود و متن تخلیص شده ای که 12 دقیقه خواندنش طول میکشید در پنج دقیقه خواندم و به گمانم یک رکورد جدید در تندخوانی ثبت شد…برخی آقایان 20 دقیقه خطابه خواندند اما نوبت ما که شد ،آقایان دست اندرکارِ… از دقیقه سوم به بعد با خودکار به جان پای ما افتادند که وقت تمومه…. جمع کن بریم حرکته….

حرف هایم که تمام شد و  رفتم سمت آقا، ایشان به محض این که رسیدم، همان اول، سوال آخرم را جواب دادند و فرمودند: ائمه جمعه از من کسب اجازه نمی کنند(نقل به مضمون)…(در مورد حدود ورود ائمه جمعه به کارهای سیاسی و انتخاباتی سوال کرده بودیم و پرسیده بودیم آیا برای این رفتارهای غلیظ جناحی از شما اجازه میگیرند؟)

بعد هم فرمودند کمی تند خواندید برخی نکات را نشنیدم متنتان را بگذارید بعد بخوانم…

یکی دو جمله خصوصی دیگر مطرح شد و رفتم سرجای خودم نشستم و مشغول خودخوری شدم و از این که این طور متن جنبش را با لطمه مواجه کردند به فکر فرو رفتم…

آقا، چند ارجاع خوب به متن جنبش دادند که شاید مهم ترین آن ها پیرامون انتقادات ما در مورد سیاستهای برنامه ششم توسعه بود که صراحتا و پشت تریبون انتقادات را پذیرفتند و اعلام فرمودند  اگر قبل از ابلاغ برنامه این مطالب را به من می رساندید اصلاحش می کردم؛ اما حالا هم به گونه ای که بشود ابلاغ می کنیم که جبران بشود (نقل به مضمون )

و تا همین الآن در این فکر هستم که تنگ نظری و خشک اندیشی حضرات برگزار کننده چقدر زننده بود و همین توانست زحمات حداقل یک سال گذشته ما که چکیده اش شده بود همین متن، را با مشکل مواجه کند.

یک سینه حرف موج زند در دهان ما…

فعلا همین…

در طول 10 سال گذشته، 4 هزار هکتار از باغات ِ شهرِ تهران، نابودشده است/مسکن در سیاست های ابلاغی برنامه ششم جایگاه مورد انتظار را ندارد/مسکن مهر نیز در کنار مسائلی نظیر هسته‌ای، کرسنت و طرح تحول سلامت در منطقه ممنوعه نقد قرار گرفت/متاسفانه رئیس شورای سیاست‌گذاری ائمهٔ جمعهٔ کشور اکنون به‌عنوان رئیس شورای همگرایی اصولگرایان شناخته‌شده است

جنبش عدالتخواه دانشجویی

 

 

 

به گزارش عدالتخواهی؛ شنبه 20 تیرماه مانند هر سال، دانشجویان میهمان رهبر معظم انقلاب بودند. دبیر جنبش عدالتخواه در این دیدار مقابل معظم له نطق نمودند و نقطه نظرات جنبش عدالتخواه را در محضر ایشان عنوان نمودند. متن کامل نماینده جنبش عدالتخواه به شرح زیر است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

«وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثین»

ضمن عرض سلام خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی

مسیر عدالت‌خواهی، متناسب با فضای عمومی حرکت انقلاب، باید روزآمد شود. شاید روزگاری رسالت اصلی عدالت‌خواهان، احیای گفتمان عدالت‌خواهی و بازگرداندن واژگان فراموش‌شدهٔ این عرصه چون مستضعفین به ادبیات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور بود و بعدتر در مبارزه با برخی مصادیق فساد، تعین می‌یافت.

امروز با توجه به پیچیده‌تر شدن مناسبات سیاسی – اقتصادی در کشور  و افزوده شدن به عمر مبارک انقلاب، رسالتِ عدالت‌خواهان و به‌خصوص جریانات ِ دانشجویی ورود جدی به مرحلهٔ نوینی از مبارزه با فساد و مطالبهٔ عدالت است یعنی هدف‌گیری فساد و مناسبات ضد عدالت و تبعیض‌آمیز در سازوکارها و ساختارهایی در کشور که استعداد فساد در آن‌ها برای تمام انقلاب خطر جدی ایجاد می‌نماید.

در این مجال، ۳ مصداق از زمینه‌های فسادخیز در مدیریت کشور را از میان فعالیت‌های سال گذشتهٔ جنبش عدالت‌خواه دانشجویی خدمتتان عرض می‌کنم:

۱. مدیریت شهری:

در طول یک دههٔ گذشته، درآمد شهرداری‌ها با سرعت افسارگسیخته‌ای رشد یافته تا آنجا که بودجهٔ شهرداری تهران، با رقم نجومی 17 هزار میلیارد تومان به بودجهٔ عمرانی کل کشور نزدیک شده است.

قدرت برخاسته از این درآمدها تا آنجاست که با کمی اغراق، مدیریت شهری کشور را می‌توان به‌عنوان قوهٔ غیررسمیِ جدید در کنار قوای رسمی ِ ۳ گانهٔ کشور نام برد.

درآمدهای شهرداری‌ها غالباً از محل تراکم‌فروشی که خود یک ابداع باطل و از نتایج حاکمیت تکنوکرات‌ها در دههٔ ۷۰ است کسب می‌شود و شهرها را آن‌چنان به بودجهٔ تراکم‌فروشی وابسته کرده است که بودجهٔ کشور به نفت وابسته است؛ در دولت، نفت که سرمایه ملی و متعلق به نسلهای آینده است را می فروشیم و خرج امور روزمره می کنیم و در شهرها محیط تنفس مردم و آیندگان را می فروشیم.

یکی از عوارض این نحوهٔ کسب درآمد، انباشت امکانات در شهرهای بزرگ، به‌ویژه پایتخت و تمرکز جمعیت زیادی در آن‌ها است که خود یک بی‌عدالتی آشکار است و مدیریت شهرها را با گره‌های کور مواجه کرده است. در همین بستر است که برج سازی، زمین خواری و کوه خواری رشد می یابد.

با رجوع به نمای شهرهایی مثل تهران، مشهد و شیراز و گذر از معابر و خیابان‌ها به‌خصوص در نقاط بالای شهر، آنچه در کنار کارهای مثبت، به‌وضوح قابل‌مشاهده است، واگذاری شهر به سرمایه‌سالاران و زراندوزانی است که تبدیل شهر به یک مجتمع بزرگ تجاری را وظیفهٔ خود می‌دانند. ده ها پروژه تجاری بزرگ که مثل قارچ هر روز در شهر میرویند، اسناد مصور  تغییر کاربری پایتخت هستند، که اگر به اثر شهر بر شهروند معتقد باشیم _که هستیم_ آیا این تغییر کاربری شهر به تغییر سبک زندگی شهروندان نخواهد انجامید؟ و آیا فرهنگ شهر متناسب با همین تجاری سازی ِبی هویت عوض نخواهد شد؟

از طرفی بسیاری از این پروژه‌های تجاری بر ویرانهٔ باغ‌ها ساخته می‌شوند. وسعت این تخریب‌ها تا آنجاست که دبیر شورای عالی معماری و شهرسازی خیرا اعلام کرده در طول 10 سال گذشته، 4 هزار هکتار از باغات ِ شهرِ تهران، نابودشده است.

به‌رغم تذکرهای مکرر حضرت‌عالی برای حفظ باغات در محدودهٔ شهرها و علی‌رغم تأثیر محیط زیست بر سلامتی شهروندان، مدیران و دستگاه‌های مختلفی، دست‌اندرکار این جرم آشکار می‌باشند.

اگر قرار باشد مطالبات رهبری در مبارزه با زمین‌خواری و کوه‌خواری و هم‌چنین شهرسازی اسلامی-ایرانی و امثال آن تحقق عینی بیابد، باید ساختار فسادخیز تأمین درآمدهای شهرداری‌ها تغییر پیدا کند و الا با توصیه و یا برخورد موردی به نتیجهٔ جدی نخواهیم رسید و این مهم علی‌رغم تأکید در سیاست‌های کلی شهرسازی، مغفول مانده و متأسفانه در سیاست‌های کلی برنامه ششم در کنار مواردی نظیر محیط‌زیست، کشاورزی و آب موردتوجه واقع نشده است.

البته جنبش عدالت‌خواه در کنار مطالعه، موشکافی و مطالبهٔ مسئلهٔ مذکور به‌حسب وظیفه شرعی، در ۲ مورد از این موارد متعدد در زمینه تخریب باغات که یکی از این‌ها توسط ستاد اجرایی فرمان امام (ره) در شمال تهران صورت پذیرفت، نسبت به بانیان قضیه اعلام‌جرم کرد که متأسفانه مورد توجه دستگاه قضایی قرار نگرفت و در پیچ‌وخم‌های بروکراتیک، غیرشفاف و زائد و البته قابل اصلاح دستگاه قضا نادیده انگاشته شده است.

۲. مدیریت حوزهٔ زمین و مسکن:

حضرت امام (ره) ۲ ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اولین پیام اقتصادی خود که مشهور به پیام حساب 100 امام خمینی است، ضمن ابراز انزجار از بی‌خانمانی مستضعفان و زندگی برخی از مردم در بیغوله‌های تنگ‌وتاریک، خانه‌دار کردن ملت را از وظایف حاکمیت دانسته و برای آن حتی راهکارهایی نیز مشخص نمودند.

در اصول ۳، ۳۱ و ۴۳ قانون اساسی نیز بر تکلیف دولت در ایفای حق مسکن مردم که از نیازهای اساسی یک جامعه است، تأکید شده است.

اما بی‌توجهی مدیران و مسئولان به پیام تاریخیِ امام و وظایف اساسی‌شان باعث شده در سی‌وچندسالگی انقلاب، کماکان در موضوع مسکن شاهد مشکلات فراوانی باشیم. یک نفر برای خانه‌دار شدن، گاهی ۴۰ سال و گاهی بیشتر، آن‌هم با پس‌انداز غالب درآمدش نمی تواند صاحب خانه بشود.

این را باید جمع زد با 12 میلیون جوان که در حال گذر از سن ازدواج هستند و درصورتی‌که مقدماتی نظیر مسکن فراهم نشود، به مسائلی نظیر سن ازدواج، جمعیت و مقولهٔ مهم فرهنگ ضربات جبران‌ناپذیری وارد خواهد شد که هیچ نهاد فرهنگی اجتماعی نخواهد توانست علاجی برایش نیابد.

مسکن مهر باوجود نواقصی که داشت، گامی در جهت خانه‌دار کردن مستضعفین بود که اقشار کم‌درآمد متقاضیان اصلی آن بودند. بگذریم از حدود ۲ میلیون شغلی که به‌واسطهٔ توقف آن، از بین رفت.

مردمی که با مشقت فراوان پول‌هایشان را جمع کرده و به امید خانه‌دار شدن، تحویل نظام دادند برخلاف تصریح حضرت‌عالی برای اتمام پروژهٔ مسکن مهر به‌خاطر دعوای سیاسی دولت‌ها باهم سرگردان و پریشان شده‌اند.

در این موضوع، وظیفهٔ خود دانستیم پشتیبان متقاضیان مسکن مهری باشیم که چشم‌انتظار خانه‌شان هستند اما برخورد قوهٔ قضائیه مجال تداوم این وظیفه دانشجویی را از ما سلب کرد تا مسکن مهر نیز در کنار مسائلی نظیر هسته‌ای، کرسنت و طرح تحول سلامت از جانب برخی مسئولین و نهادها منطقهٔ ممنوعهٔ نقد و اطلاع‌رسانی باشد.

در کنار بعد معیشتی، زمین و مسکن، از فسادخیزترین حوزه‌های کشور است که به دلیل عدم شفافیت و عدم توجه و نقش‌آفرینی جدی دولت‌ها بهشتی برای سوداگران فراهم ساخته است. گرانی مسکن در کشور،  به‌واسطهٔ گرانی زمین است و گرانی زمین ریشه در عدم شفافیت این بازار و دلالی در آن دارد.

از راهگشاترین کارها برای حل مشکل این ساختار معیوب، اجرای طرح کاداستر زمین و مسکن بود که چند سال پیش در همین دیدار توسط نمایندهٔ جنبش خدمت شما عرض شد. بعدتر معاون محترم رئیس قوهٔ قضائیه اعلام فرمودند که اجرای کاداستر ۹۸ درصد پیشروی داشته است. با توجه به اینکه چندسال از صحبت های ایشان میگذرد امیدواریم 2 درصد باقی مانده بالاخره تمام شود و مجبور نشویم چند سال دیگر صبر کنیم.

با این‌ وجود که مسکن و صنایع وابسته به آن حدود یک‌سوم اقتصاد کشور را تشکیل می‌دهد و سهم آن در دغدغه‌های معیشتی مردم جدی است اما دربندهای متعدد سیاست‌های برنامه ششم توسعه که اخیراً ابلاغ شد موضوع مسکن آنچنان جایگاه موردانتظار ندارد.

۳. محدود کردن جمهوریت

تعبیه کردن جمهوریت در نظام سیاسی ما، مرهون درایت امام و حضرتعالی است. اتفاقی که موجب ایستادن مردم مقابل انحرافات و ضمانت بقای نظام بر اصول و آرمان‌های انقلابی و اسلامی آن است؛ اما بعضی محافظه‌کاری‌ها و تهدید انگاری ها، به انحای مختلف در حال تقلیل دایرهٔ نقش‌آفرینی عموم مردم در نظام سیاسی و ادارهٔ کشور است. درحالی‌که در یک نظام مردم‌سالارِ دینیِ مقتدر، می‌توان با نگاه فرصت‌محور ضمن گذاشتن چارچوب معقول و جلوگیری از سوءاستفاده‌ها راه را برای حضور بیشتر مردم در میدان فراهم کرد.

اما مثلاً با بهانه‌هایی نظیر ضرورت ثبات سیاسی، تخصصی کردن ادارهٔ کشور، کلان‌نگری و جلوگیری از پاسخ‌گویی مسئولین به مردم در موارد خرد، بر محوریت قبایل سیاسی در ادارهٔ کشور إصرار می‌شود که با قالب‌هایی مثل پافشاری بر استانی کردن انتخابات و تغییر ساختار سیاسی کشور با محوریت احزاب و مجلس نمود بیرونی یافته است.

نمونهٔ دیگر برگزاری تجمعات و راهپیمایی‌ها است. علی‌رغم نگاه موسع قانون اساسی، برای حضور مردم درصحنه‌های انقلاب، به بهانهٔ بعضی سوءاستفادههای قطعاً غلط و شایستهٔ محکومیت به‌ویژه در سال‌های ابتدایی انقلاب یا آشوب‌های سال ۷۸ و ۸۸، حضورهای خودجوش و مردمی حتی برای دفاع از انقلاب، با تنگ‌نظری‌های گسترده و رویکرد سلیقه‌ای روبه‌رو شده است.

هم‌چنین برای اجرای فرمان قرآن برای دادخواهی مظلومان در آیهٔ کریمهٔ «لا یحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِم» سازوکار قدرتمند دیده نشده است و همین فقدان سازوکار قوی موجب شده تا تفاسیر امنیتی و تهدیدمحور در موارد زیادی بین فریاد دادخواهی بعضی اقشار مستضعف نظیر معلمان، کارگران و پرستاران با بعضی حرکت‌های سوءاستفاده‌چی، ضدامنیتی و وابسته یکسان انگاشته شوند و بعضاً این مطالبات به دلیل سوءتعبیرها، حالت انفجاری به خودگرفته است.

حذف مردم از چرخه مدیریت کشور یا کمرنگ شدن نظارت ملت بر حاکمیت، می تواند این فرصت را در اختیار عده ای قلیل قرار بدهد تا در محیط هایی در بسته و بدون توجه به دغدغه های مردم ، قدرت و حاکمیت را ابزار نیل به اهداف قبیله ای و شخصی قرار دهند.

بازنمود این مسئله در عرصه‌ٔ اقتصادی، محدود کردن فعالان بخش خصوصی به جمعی از نخبگان تجار در قالب اتاق بازرگانی و یافتن اختیار قانونی برای آن‌هاست که موجب شده تا تولید فدای تجارت شود و رانت‌های حاصل از آن برای ۷۵میلیون نفر مشکل ایجاد کند.

عرایض را با اشاره به چند نکته پیرامون نمازهای جمعه و یک سؤال به پایان می‌بریم:

نمازهای جمعه در سراسر کشور، فرصتی بسیار بزرگ برای کشور و استعدادی عظیم برای بسیج توده‌ها و متمرکز کردن آن‌ها برای حل مشکلات کشور و حرکت به سمت تعالی جامعه است.

بااین‌وجود که تأثیرات مثبت و فراوان این فریضهٔ عبادی-سیاسی مشهود است، اما اما متأسفانه بخش مهمی از این ظرفیت، هنوز بالقوه مانده و بالفعل نشده است و در نقاط زیادی به تقویم‌خوانی و اشاره به واضحات اکتفا می‌شود.

یا این‌که سخنانی که حضرت‌عالی فرموده‌اید بدون این‌که فرآوری بومی و اقلیمی بشود فقط تکرار می‌شود. مثلاً از کلیدواژه‌ها و شعارهای اساسی مثل جهاد اقتصادی، سبک زندگی، جنگ نرم و…، بدون تشریح، ایجاد ارزش‌افزوده و توجه به ظرفیت‌های اقلیمی و فرهنگی کلیشه‌سازی می‌شود.

اقدامات نادری نظیر سخنرانی پیش از خطبه‌های استاد حسن رحیم‌پور ازغدی نیز، که موجب جذابیت عمومی و بازگشت نماز جمعه به جایگاه حقیقی آن بود، با تنگ‌نظری‌های جناح‌های حاکم و مسئولین رسانهٔ ملی و نمازجمعه متوقف شده است.

سؤال آخر این‌ که:

رهبر معظم انقلاب؛

مردم هیچ‌گاه از جنابعالی رفتار جناحی ندیده‌اند و این‌ باید سیره‌ای آموزنده برای نمایندگان شما در جایگاه امامت جمعه و بعضی مسئولیت‌های دیگر نظیر سازمان تبلیغات اسلامی یا نمایندگی ولی‌فقیه در بعضی نیروهای مسلح در اقصی نقاط کشور باشد، اما آنچه تاکنون از برخی ائمهٔ جمعهٔ و بعضی مسئولیت‌های دیگر مشاهده‌شده خلاف رویهٔ رهبری بوده است و باوجود این‌که حضرت‌عالی بر شأن پدری ائمهٔ جمعه تأکید فرموده‌اید، برخی از ایشان، رفتارهای غلیظ جناحی از خود نشان داده‌اند و حتی به‌عنوان یک فعال انتخاباتیِ پرتلاش به نفع یک جناحِ سیاسی عمل نموده‌اند تا آنجا که رئیس شورای سیاست‌گذاری ائمهٔ جمعهٔ کشور اکنون به‌عنوان رئیس شورای همگرایی اصولگرایان شناخته‌شده است، حال سؤال این است که با این وجود که تمامی آحاد ملت به خصوص نخبگان و از آن جمله ائمه جمعه باید دارای درک سیاسی باشند اما میزان مشارکت سیاسی آقایان مثلا در عرصه انتخابات تا چه حد باید باشد و آیا ایشان برای فعالیتهای سیاسی با شائبه حزبی از حضرت عالی کسب اجازه می کنند؟