تجمع مقابل وزارت نفت ابتر نماند/اعتراض ما به تاراج ثروت ملی‌مان است

یه گزارش عدالتخواهی، مائده تدینی عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی درباره اتفاقات روز گذشته خیابان طالقانی نوشت: براساس اصل بیست و هفت قانون اساسی«تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است». شنبه دهم بهمن 94 ما خیلی آرام، در خیابان حافظ به طرف وزارت نفت در حال حرکت بودیم. فضای امنیتی خیابان را به شدت احساس می‌کردیم اما غلظت نیروهای امنیتی در تقاطع حافظ- طالاقانی، زیر پل حافظ، بیشتر می‌شد. همان جا دانشجویان پسر پلاکاردهای دست‌نوشته خود را که تماما شعارهایی درباره قراردادهای جدید نفتی موسوم به  ipc بود را بالا بردند و نیروی انتظامی و یگان ویژه که انگار در همین نقطه منتظر رسیدن ما و اجرای موج دستگیری بودند، به طرف ما حمله کرد و شروع به ضرب و شتم شدید بچه‌ها کرد.

 

پس از آن یگان ویژه به دنبال ما در پیاده رو افتاد و در این تعقیب و گریز توانست بیشتر از سی دانشجو را بازداشت کند. درست متوجه نمی‌شدیم چه اتفاقی در حال وقوع است و اصلا انتظار چنین برخورد سنگینی نداشتیم. چون اعلام کرده بودیم که تجمعی آرام و صرفا در اعتراض به قراردادهای نفتی‌ای خواهیم داشت که فسادها و ضررهای بسیار بزرگتری نسبت به کرسنت در پی دارد. همین.

 

متوجه شدیم که حد و مرزی برای دستگیری دانشجویان مشخص نشده و بهتر بود برای جلوگیری از آسیب ناشی از باتوم‌ها و کتک‌های یگان ویژه، همه بچه‌ها پراکنده شوند و چنین هم شد اما حدود 40 دختر دانشجو توانستیم در خیابان فرعی سمیه، پایین‌تر از تقاطعی که بچه‌ها را بازداشت کردند؛ جمع شویم و مقابل نیروی انتظامی و یگان ویژه که به دنبال ما در حال دویدن بودند، بایستیم و آزادی دوستان‌مان را خواستار شویم.

 

درست نمی‌دانستیم چه تعداد از بچه‌ها و چه کسانی را دستگیر کردند، اما دستگیری حتی یک نفر برای‌مان مهم بود. بنابراین در همان مکان توقف کردیم و به مدت یک ساعت در محاصره ون های نیروی انتظامی و موتورهای سنگین یگان ویژه شعارهای خود را درباره این روند فسادانگیز که سال‌هاست در وزارت نفت وجود دارد که اکنون به ipc  رسیده است و مربوط به این دولت و آن دولت نیست؛ سر دهیم.

 

خوشبختانه بنا نبود در همان ابتدا با دانشجویان دختر نیز مانند دانشجویان پسر برخورد کنند. وقتی توانستیم از تنش و سردرگمی خارج شویم، اولین چیزی که به ذهن‌مان رسید، دستگیری بچه‌ها بود، به مدت چند دقیقه شعار دادیم «دانشجوی حزب‌الله آزاد باید گردد». یگان ویژه در همین مدت توانست تمرکز خود را روی نقطه تجمع ما بگذارد؛ پس به سرعت حدود 15 موتور سنگین که بعضی از آنها دو سرنشین داشت و نفر دوم با شلیک هوایی گلوله غیرجنگی، قصد ایجاد ترس در ما داشت، در یک طرف ما ایستاد و قصد فراری دادن ما به سمت خیابان سمیه را داشت.

 

اما ما به عقب نرفته و در همان عرض کم پیاده‌رو چند نفرمان دست‌مان را در هم گره زدیم تا مبادا به دیگر بچه‌ها آسیبی برسد. موتورها هم مدام در حال گاز دادن و سرنشین‌ها هم بی وقفه تیر هوایی شلیک می‌کردند. حدود چهار یا پنچ دقیقه محکم ایستادیم که من از دیواره جدا شدم و توانستم با این وجود که بر دستم ضربه‌های باتوم و مشت یگان ویژه وارد می‌شد؛ سوئیچ سه موتور ردیف اول را به بیرون بکشم و آن‌ها را خاموش کنم؛ چون به شدت واهمه این داشتم که مبادا مانند دانشجویان پسر، به ما هم حمله‌ور شوند.

 

با این کار موتورها از جمعیت ما دور شد و یگان ویژه با باتوم در صف‌های مرتب به سراغ‌مان آمدند. یک طرف ما باغچه بود و پشت سر ما خیابان هم خیابان سمیه. به نظرم واقعا قصد داشتند که ما در این خیابان فراری شویم. به سرعت دیواره دفاعی را تشکیل دادیم و هر کدام‌مان با دو دست باتوم‌ها را گرفته بودیم. یگان‌ ویژه ابتدا شروع به فشار آوردن به جمعیت ما و هل دادن ما کرد. چند نفر از بچه‌ها در باغچه کنار پیاده‌رو افتادند و چادرهایشان پاره شد. اما چاره‌ای نبود باید دیواره‌ را نگه می‌داشتیم. پس از آنکه باتوم‌های نیروهای صف اول را چند دقیقه‌ای متوقف کردیم، از صف دوم، با باتوم به پهلوها و شکم‌های ما ضربه می‌زدند. اگر کوتاه می‌آمدیم، با آن فشارها و هل دادن‌ها، بی شک مثل دانشجویان پسر زمین می‌خوردیم و ضربه‌های اصلی باتوم، نثار سرها و کمرهایمان می‌شد.

 

پس از ده دقیقه نگه داشتن باتوم‌ها و البته فریاد زدن‌هایمان که قصد دادن شعار ساختارشکنانه و سیاسی نداریم و فقط می‌خواهیم به تاراج ثروت ملی‌مان اعتراض کنیم، باتوم‌دارها کمی به عقب رفتند و از عصبیت و اضطراب ما کم شد. نباید این حرکت ما ابتر می‌ماند، خیابان حافظ خالی از دانشجو شده بود و فقط چهل دختر دانشجو در محاصره نیروهای امنیتی وجود داشت. باید لاقل شعارهایمان را سر می‌دادیم. پس شروع کردیم. به مدت بیست دقیقه تا نیم ساعت در همان نقطه شعارهایمان را در اعتراض به قرارداد ننگین‌تر از کرسنت سر ‌دادیم. در این مدت هم هل‌دادن‌ها و تهدیدها ادامه داشت. حتی به محض اینکه موبایلی را می‌دیدند سریع گرفته و با برخوردی نامناسب با خود می‌بردند.

 

تجمع دانشجویان مقابل وزارت نفت با حاشیه همراه شد +عکس

 

کم کم جمعیتی از مردم متوجه ما شد و داشت به طرف‌مان می‌آمد که فورا توسط نیروی انتظامی متفرق شدند. سپس دو ون بزرگ را در دو طرف خیابان قرار دادند تا از دید مردم و ماشین‌های در حال عبور، خارج شویم. ما هم برای شکستن این فضا و در نظر گرفتن این نکته که بند آوردن خیابان، حساسیت بالایی به وجود می‌آورد؛ وارد خیابان شدیم و در طول خیابان زنجیره انسانی تشکیل دادیم. یک ون در پیاده‌روی رو به روی ما پارک شده بود که در پشتی آن باز بود و مدام به من که حرکاتم برایشان تحریک‌کننده بود؛ می‌گفتند برو سوار ماشین شو یا تهدید می‌کردند که می‌اندازیمت داخل ماشین. بین ادبیات افرادی که اطرافمان بودند تفاوت بود. بعضی‌هاشان توهین می‌کردند و بعضی‌ها آرام‌تر برخورد می‌کردند اما به هر حال تنش بالا بود و ما سعی می‌کردیم درگیر نشویم.

 

چون امکان داشت که در صورت جدا شدن یک نفر از زنجیره، وی را به سمت ماشین‌های بازداشت ببرند؛ مدام کنترل می‌کردیم که همه در یک خط باشند و شعارهایشان را بدهند. هنوز چند ده پلاکارد بین بچه‌ها قایم بود و با برخوردی سختی که با دانشجویان پسری که پلاکارد دارشتند، شده بود؛ آن‌ها را زیر ماشین یکی از ماشین‌های کنار پیاده‌رو انداختیم تا مبادا با دیدن آن‌ها در دست یکی از بچه‌ها؛ وی را بازداشت کنند. حدود بیست دقیقه تا نیم ساعت نیز زنجیره انسانی ما به طول انجامید و از جمله شعارهای ما این‌ها بود:« آی‌پی‌سی، آی‌پی‌سی ملغی باید گردد»؛ «هم ارسی، آی‌پی‌سی، خدعه انگلیسی»؛ «اسم جدید دارسی، آ‌پی‌سی آی‌پی‌سی»؛ «تکنوکرات آوردن، نفت ماها رو بردن» و… .

 

ماشین‌های عبور کننده متوجه ما ‌شدند و برای دیدن ما سرعت خود را کم کرده بودند که عصبانیت شدید محاصره‌کننده‌های ما را در پی داشت. به نظرمان رسید که لااقل حرف‌مان را زدیم و خواسته دوستان بازداشت شده و کتک خورده ما کمی برآورده شده است. پس در پایان، چند خطی بیانیه پایانی‌مان را خواندیم و کم کم از محل دور شدیم. به هر حال صدای ما به گوش آنانی که باید برسد، می‌رسد!

 

 

تجمع دانشجویان مقابل وزارت نفت با حاشیه همراه شد +عکس

 

اکنون دانشجویان و دوستان ما آزاد شده‌اند؛ اما واقعا دلیل این برخورد شدید را متوجه نمی‌شویم. امیدواریم در فضای سخت و خشن فعلی و سرکوب دانشجو؛ ضربه‌ای کاری بر پیکیره نحیف اقتصاد ما وارد نشود. مگر جمهوری اسلامی تحمل چه حجم از خیانت‌ها و فسادها را دارد؟! مگر دانشجویی که روزها و ماه‌‌ها در مقالات تحلیلی و یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها و تحقیق‌‌ها و نامه‌ها و بیانیه‌هایش در مورد یک موضوع به صورت مستدل زبان نقد می‌گشاید؛ مصداق یک ضد نظام یا حامل سلاح گرم است که باید چنین برخوردی با او بشود؟ همچنین مگر دختران دانشجویی که هر کدام لااقل با یک متخصص حوزه نفت گفت‌و‌گو داشته‌اند و در تشکیلات‌ دانشجویی خود درباره موضوعی مانند قراردادهای جدید نفتی توجیه شده و جزوه‌ها و مقاله‌های دقیق و تخصصی در این مورد مطالعه کرده‌اند، بی‌غیرت هستند که حق اعتراض به تاراج ثروت ملی‌شان نداشته باشند؟

 

این دست اقدامات و فسادانگیزی‌ها و در پی آن آگاهی کنونی جامعه از این حرکات فاسد که نتیجه‌ای جز ضربه به معیشت مردم نخواهد داشت؛ ضربه‌ای مهلک به دیدگاه توده مردم درباره حاکمان حکومت اسلامی است و در اصل تیشه به ریشه درخت یا نهال انقلاب اسلامی. درد ناشی از ضربه‌های باتوم و لگد بر پیکرهای جوانان دانشجو، طولی نمی‌کشد و از بین می‌رود؛ اما این ضربه‌‌ها و خیانت‌ها بر پیکره نظام، به راحتی قابل بازگشت نیست و چه بسا تنها به خاطر جیب عده‌ای قلیل، یک مملکت آنچنان به عقب رانده شود که جبران آن، گاه صدها سال زمان ببرد! در این برهه حساس تاریخی، جمهوری اسلامی ماموریت‌های بس عظیم‌تری در جهان اسلام و عرصه بین‌الملل بر دوش دارد و حیف است که مدام از داخل، ضربه ببیند و در این مسیر با خارهایی که به ایش فرو می‌رود بخواهد از سرعت خود بکاهد.

ضرب و شتم شدید دانشجویان عدالتخواه و بسیجی که مقابل وزارت نفت در اعتراض به انعقاد قرارداد ipc تجمع کرده بودند!

به گزارش عدالتخواهی؛ مجتبی رئیسی دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، گفت: قرار بود دانشجویان در اعتراض به قراردادهای جدید نفتی که خلاف اقتصاد مقاومتی و تاراج منابع ملی است، صبح امروز مقابل وزارت نفت تجمع کنند.

وی افزود: همزمان با حضور دانشجویان نیروی انتظامی ضمن برخورد شدید با دانشجویان بسیاری از آنان را بازداشت کرد.

دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی ادامه داد:‌ ما دانشجویان معتقدیم قراردادهای جدید نفتی به تاراج گذاشتن منابع ملی است. ما در گذشته نیز چنین قراردادهایی از جمله کرسنت داشته‌ایم و بر این باوریم قراردادهای جدید نفتی نیز سرنوشتی همچون کرسنت به دنبال خواهد داشت.

به گزارش فارس، در اعتراض به بازداشت دانشجویان پسر در این تجمع، تعدادی از دانشجویان خواهر ضمن اعتراض به نحوه برخورد نیروی انتظامی، اعتراض خود را نسبت به قراردادهای جدید نفتی اعلام کردند.

این دانشجویان با سر دادن شعار «قرارداد IPC ملغی باید گردد» خواستار لغو این نوع قراردادها شدند.

انتهای پیام/

 

در هر جمله برخی‌‌ها ده تا «مقام معظم رهبری» وجود دارد اما کار خودشان را می‌کنند/خواندن تاریخ انقلاب جزو واجبات است/ به شکل اتفاقی در روز شهادت مصطفی احمدی‌روشن، قلب رآکتور اراک بتن می‌شود!!

به گزارش عدالتخواهی؛ سردار سعید قاسمی، از فرماندهان ارشد جنگ تحمیلی، در سومین روز از سی و دومین نشست سراسری اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی به سخنرانی با موضوع «تحریف امام» پرداخت.

 

وی با اشاره به اینکه در حال ورود سی و هشتمین سال پرشکوه انفجار نور انقلاب می‌شویم، اظهار داشت: اخیرا در چند دیدار رهبری با علما دیدم ایشان مانند کلاس‌ اول برای این بزرگان درس انقلاب گذاشته و توضیح می‌دهند که بودیم و چه می‌خواهیم بشویم. این توضیحات سطح پایین برای این شیوخ، نشان از این دارد که جایی از کار می‌لنگد.

 

قاسمی افزود: در حالی که بسیاری از اتفاقات انقلاب مستند و آرشیو نشده است و نسل چهارمی دارد بر سر کار می‌آید و صاحب حق رای می‌شود که عقبه و تاریخچه خود را به خوبی نمی‌داند و آن نکاتی که باعث شکست‌ها و پیروزی‌هایش شد، به او درست انتقال نشده است. این جوان ما با اینکه به امام و رهبری علاقه دارد، اما چون اصل و کلید اساسی انقلاب به او فهمانده نشده، خطر سقوط او وجود دارد.

 

قاسمی در ادامه گفت: از آن‌جایی که مانیفست و مطالب راهبردی انقلاب، نه در کتاب‌های درسی و دانشگاهی آمده است و نه درحوزه ها درس داده می‌شود- که به نظر من سهوی نیست-  باید به آموزش نسل جوان توجه داشت. برخی فکر می‌کنند آقا روح‌الله فقط برای شهادت و جنگ صحبت کرده است اما او دست روی نکاتی گذاشت که معادله تاریخ و موازنه جهان را به هم ریخت وگرنه همه مدل آیت الله داشتیم. اکنون سی و چند سال است هر اتفاقی در دنیا رخ می‌دهد، منشا اثرش انقلاب روح‌الله است.

 

وی در جمع دانشجویان عدالتخواه سراسر کشور بیان کرد: بنابراین یک بچه‌ایرانی با داشتن این امام، حیف است نداند که امام خمینی بر اساس چه تاکتیک‌ها و استراتژی‌هایی این معادلات را به هم زد؟ چون روحانی بود؟ سید بود؟ خیلی‌ها روحانی و سید بودند و چنین نشدند. پس بر شمایی که نامتان را می‌گذارید “جنبش دانشجویی” واجب است یک دوره تفکر آقا روح‌الله را مرور کنید. خواندن تاریخ انقلاب جزو واجبات است و اینکه بدانیم چگونه این انقلاب را نگه داشتیم و البته چرا اکنون اینجاییم و نباید ده ها پله بالاتر قرار گرفته باشیم.

 

این فرمانده ارشد دفاع مقدس اضافه کرد: یک دفعه بر اثر مدل مزخرف دموکراسی که ما انتخاب کرده‌ایم، یعنی مدل کثرت آرایی، هر زمان بادی قوی می‌‌آید، اغلب افراد اصل را رها کرده و به ظواهر توجه می‌کنند و یک دفعه از 12 میلیون حق رای، 11 میلیون را بنی‌صدری می‌آورد که در ظاهر همه ویژگی‌ها را دارد. از جمله سید است، پدرش آیت‌الله است و خودش دکتر. مانیفست اقتصاد اسلامی می‌داند، یعنی کتاب دارد و مدرس دانشگاه است و اگر این کتاب را به اجرا بگذارد کل ایران تغیر می‌کند. اکثر علمای قم موید وی هستند. کاریزمای صحبت دارد یعنی وقتی حرف می‌زند، مجاهدین خلق به هیجان می‌آمدند.

 

قاسمی افزود: به فاصله کمی پس از تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام، سندی بنی‌صدر یافت شد که مشخص می‌کرد او در زمان دانشجویی جاسوس CIA بوده است؛ فردی که فرمانده کل قواست و در حین حمله عراق و کشت و کشتارها، دستور داده است حتی یک دست لباس به نیروهای مردمی داده نشود. حالا این سند را به حضرت امام دادند؛ وی باید چه اقدامی می‌کرد؟ نباید امام می‌آمد در رادیو و تلوزیون این موضوع را اعلام می‌کرد؟ اما می‌بینیم که وقتی این سند به دست امام می‌رسد، او سند را زیر تشک خود می‌گذارد و می‌گوید باشد تا وقتش برسد.

 

وی با طرح این سوال که وقت افشای سند خیانت بنی‌صدر چه زمانی است، ادامه داد:  وقتش برای زمانی است که تک به تک کسانی که به ابوالحسن بنی‌صدر رای دادند، خیانت او را متوجه شوند و خودشان وارد شده و حذفش کنند. زیرا اگر امام وارد می‌شد، مردمی که به وی رای داده بودند، قبول نکرده و برداشت می‌کردند که آخوندها از بنی‌صدر تکنوکراتِ کراواتی خوش‌شان نمی‌آمد و سندسازی کردند! اما امروز با این اقدام امام، همه می‌دانند که در این مملکت بنی‌صدری آمد و چگونه خیانت کرد و اکنون کجا هست و… . حتی این موضوع در مورد دیگر مسئولان کشور نیز مصداق دارد. امام حتی “حاصل عمرش” را برکنار می‌کند یعنی منتظری‌ای که شکنجه می‌کشد و می‌شود امید امت و امام، قائم‌مقام رهبری. منتظری‌ای که کتاب‌هایش در زمینه ولایت فقیه، در حوزه رو دست ندارد!

 

قاسمی با انتقاد از عدم ثبت این تجارب در تاریخ انقلاب اسلامی، گفت: مصیبت است که این تجربه‌های تاریخی نه کتاب می‌شود و نه فیلم می‌شود. داستان جامعه ما این است که یک عده قلیلی که پای کار نظام هستند و شهید دادند و همین الان هم برای نگه‌داشتن خط‌های سوریه می‌روند؛ در کنار آن  طایفه‌ای دیگر با تفکر شهنشاهی وجود دارد که کمربند بسته‌است به نابودی انقلاب و تعدادشان هم کم نیست؛ در این بین هم عده‌ای به تعبیر مولا “حزب الریح” یا حزب باد هستند و در اصول و مبانی کلمات دیپلماسی به اینها می‌گویند “جناح خاکستری” به این معنا که اگر باد سنگین از هر طرف بوزد، به ویژه در چند روز منتهی به انتخابات؛ رسانه‌ها مخ‌ این‌ها را می‌زند! با این خیل عظیم در جامعه طرف هستیم که دغدغه ندارند و نمی‌شود با آن‌ها برخورد کرد.

 

این فرمانده ارشد دفاع مقدس خاطرنشان کرد: اینجایی که هستیم درست نیست. اگر به ما خیانت نشده بود امروز این مرکز تجمع آراء و هم‌اندیشی جهان اسلام در بوسنی‌ای بود که بیست سال پیش بودیم! در اثر عقب‌نشینی سپاه اسلام به دلیل خیانت آشکاری که به ما شد، اکنون در آبعلی جلسه داریم. اگر جریان کثیف نفوذی که تاکنون در پیکره تمام نهادهای انقلابی و غیرانقلابی، رسوخ کرده است، نبود اینگونه نمی‌شد که دو سه دهه بعد از انقلاب، قلب راکتور را بتن کنند.

 

وی با اشاره به اینکه هدف از بتن‌ریزی راکتور اراک،فقط بتن‌کردن قلب رآکتور نیست! به کنایه گفت: به شکل اتفاقی در روز شهادت مصطفی احمدی‌روشن، قلب رآکتور اراک بتن می‌شود!! کاملا اتفاقی!!! بعد در همین روز زندانی های ایرانی و آمریکایی مبادله می‌شوند!! باز هم به شکل اتفاقی!! اگر بصیرت نباشد به شکل اتفاقی قصه‌های بسیاری دیگر اتفاق می‌افتد، که اکنون دارداتفاق می‌افتد!

 

این فرمانده ارشد دفاع مقدس افزود: می‌بینید که در هر جمله برخی‌ ها در کشور ده تا مقام معظم رهبری وجود دارد اما کار خودشان را می‌کنند. در فتنه 88 متوجه شدم که رسانه‌ها غیرواقعیات را می‌توانند به مردم بفهمانند. برای اینکه بفهمیم از کجا داریم می‌خوریم و چرا در این سی و هفت سال بارها و بارها از سوراخ‌هایی گزیده شده‌ایم، چه باید کرد؟ در این راه باید پوستت کلفت باشد، چون در فشار قرار می‌گیری و باید مقاوم باشی چون از همه طرف برایت می‌‌زنند.

 

سردار قاسمی در پایان خاطرنشان کرد: من به این نتیجه رسیده‌ام که تلاش جنبش دانشجویی در دانشگاه‌ها برای اینکه این را چادری کنند و آن را حزب اللهی جواب نمی‌دهد؛ باید یک پله بیایند پایین‌تر و روی فکر کار کنند و بیان اصول و مبانی.

 

گفتنی‌ست، سی و دومین نشست سراسری اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی با حضور دانشجویان عدالتخواه از سراسر کشور، از ششم تا یازدهم ماه جاری در اردوگاه سیدالشهدای آبعلی برگزار می‌شود. در این دوره استادان و اعضای هیئت علمی، فارغ‌التحصیلان جنبش عدالتخواه دانشجویی، فعالان اجتماعی و فرهنگی به ارائه بحث و کارگاه‌هایی در موضوعات فرهنگی، جهان اسلام، اقتصادی، سیاسی، هنر، زنان و … می‌پردازند.

 

انتهای متن/

 

 

 

 

 

 

 

جنبش عدالتخواه دانشجویی انواع و اقسام فشارها را تحمل کرد زیرا معایب مشترک هر دو جناح را می‌دید

به گزارش عدالتخواهی، وحید جلیلی، مسئول سیاست گذاری جبهه مطالعات فرهنگی انقلاب اسلامی امروز در چهارمین روز از سی و دومین نشست سراسری اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی به سخنرانی با موضوع «چه باید بکنیم؟» پرداخت.

 

وی اظهار داشت: خدا را شاکریم که جنبش عدلتخواه دانشجویی به صورت خودجوش در اوج مظلومیت شکل گرفت و اکنون به نشست سی و دوم خود رسیده است.

این کارشناس رسانه افزود: در اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 فضایی در کشور وجود داشت که بسیاری از اصول در آن گنگ شده بود. درگیری‌های سیاسی شدید بین جناح‌های مختلف رواج داشت و ادبیات خاصی هم شکل گرفته بود. فضای فکری و سیاسی کشور، مشغول به مجموعه‌ای از کلیدواژه‌هایی بود که در واقعیت جامعه حس می‌شد آن کلیدواژه‌ها و آن جنس نگاه‌ها و دیدگاه‌ها، تناسبی با فضای واقعی اجتماعی و سیاسی جامعه ندارد.

 

مسئول شورای سیاست‌گذاری جشنواره عمار ادامه داد: در فضای دانشگاهی هم عده‌ای ای طرفدار آن جناح می‌شدند و عده‌ای این جناح. اما جنبش عدالتخواه دانشجویی از وسط و نقد عیب‌های مشترک دو جناح شروع کرد و به جناح های سیاسی اعلام کرد که هر دوی شما برخی معایب اختصاصی و البته یک فصل مشترک دارید و آن فصل مشترک این است که هر دو به یک اندازه از عدالت دور هستید. بنابراین جنبش عدالتخواه دانشجویی پرچم عدالتخواهی را در دانشگاه‌ها بلند کرد و به مرور فضای کشور به سمت این گفتمان رفت. کم کم سال به سال فضای حاکم بر کشور رنگ باخت و معلوم شد پرچمی که جنبش عدالتخواه دانشجویی به تأسی از رهبرانقلاب به دست گرفته است، حرف‌های اصلی انقلاب زده می‌شود و در این گفتمان، حرف‌های رنگ و رو رفته جناح‌های سیاسی جایی ندارد.

 

جلیلی با بیان اینکه رهبری فرموده‌اند که شروع جریان عدالتخواهی در کشور، با علم‌داری عدالت در دانشگاه‌ها بوده است، تصریح کرد: گفتمان عدالتخواهی در یک شب به وجود نیامد بلکه جریانی بود که سال‌ها کار گفتمانی و عملی برایش شد و جواب داد.

 

وی عنوان کرد: جنبش عدالتخواه دانشجویی انواع و اقسام فشارها را تحمل کرد زیرا معایب مشترک هر دو جناح را می‌دید و به همین دلیل فشار زیادی بر آن وارد شد. بعضی از ما وقتی در جلسات جنبش عدالتخواه شرکت می‌کردیم، در همه دانشگاه‌ها ممنوع‌الورود می‌شدیم. در این حد فشار سنگین بود. یعنی اگر بین بچه‌های جنبش سخنرانی می‌کردیم، فلان تشکل حزب‌اللهی فلان دانشگاه به سرعت تماس می‌گرفت، که شرمنده‌ایم و نباید بیایی به سخنرانی دانشگاه ما!

 

مسئول سیاست گذاری جبهه مطالعات فرهنگی انقلاب اسلامی ادامه داد: چه شد که جنبش عدالتخواه دانشجویی با وجود این فشارها قوی شد؟ دیگر تشکل‌ها حامیان بسیار قوی‌ای داشتند اما جنبش تنها بود و فقط  و فقط یک حامی داشت و آن هم رهبر انقلاب بود؛ که اگر ایشان نبودند، جنبش عدالتخواه دانشجویی در سال‌های گذشته، منهدم شده بود.

 

این فعال اجتماعی و رسانه‌ای اضافه کرد: با تمام فشارها و با وجود خط نفوذی که تلاش کرد وارد جنبش عدالتخواه دانشجویی شود، این جنبش سرپا ماند و همه دیدند این تشکل، بی‌مهابا، نترس، شجاع، زنده و پایدار ایستاد. خدا را شکر می‌کنیم که امروز یک چنین ظرفیتی به نام جنبش عدالتخواه دانشجویی ایجاد شد و همچنان فعال است.

 

جلیلی در ادامه ه بیان پیشنهادان و تحلیل خود برای اقدام موثر دانشجویان در دانشگاه و جامعه پرداخت. وی بیان کرد: در فضای فعالیت دانشجویی دو سرفصل را می‌توان بررسی کرد. اول اینکه حرف ما چیست و امروز چه حرفی برای گفتن داریم؟ دوم اینکه این حرف را چگونه می‌خواهیم مطرح کنیم و در دل و جان مخاطب‌مان بنشانیم که به نظر من هر دو بحث هم اهمیت یکسان دارند.

 

این نویسنده و هنرمند افزود: تفاوتی که فضای امروز با ده سال گذشته دارد این است که کشور تبدیل به بازار مسگرها شده است. از هر طرف سرو صدایی بلند شده است. اگر حرف جدی داشته باشد باید فریاد زد و اما امروز آن فریاد در فضا گم می‌شود؛ مانند بازار مسگرها که صدا به صدا نمی‌رسد. هیاهوها اجازه نمی دهد که حرف درست شنیده شود. اینجا هنر می‌طلبد که در این فضای پرهیاهو و ازدحام انواع و اقسام حرف‌ها، تو حرفت را چگونه بزنی؟

 

عضو شورای ساستگذاری جشنواره “عمار” اضافه کرد: در این فضا حرف زدن همت، هنر و ابتکار می‌خواهد. از ویژگی‌های جنبش عدالتخواه دانشجویی این بود که بچه ها تک‌بعدی نبودند. اگر نشریات سال‌های 80 و 81 جنبش را نگاه کنید می‌بینید که نزدیک‌ترین تشکل به فضای فرهنگی کشور، جنبش بود. خیلی از هنرمندان جبهه انقلاب توسط جنبش به فضای عمومی معرفی شدند. اکنون نیز شما باید کارگاه‌های ارتقای مهارت های فرهنگی و هنری جدی‌تر بگیرید.

 

جلیلی با بیان اینکه رهبر انقلاب در رمضان امسال، شش قالب مشخص و مصداقی برای کار در فضای دانشجویی تعریف کردند، تاکید کرد: این قالب‌ها تئاتر، سرود، کاریکاتور، شعر، طنز، مجله صوتی است. معتقدم امروز مشکلی برای “حرف” نداریم. ما حرف‌های بسیاری و البته جدی و محکم در زمینه‌های مختلف داریم. شاید مشکل ما این است که از ابتکار و ونوآوری در انتقال حرف‌هایمان غافل شدیم. پیشنهاد می‌کنم پیشنهاد رهبر انقلاب و ابزارهای ایشان را جدی بگیرید.

 

جلیلی تصریح کرد: مثلا در زمینه کاریکاتور مجموعه‌ای عظیمی از کاریکاتور داریم که مدافع آرمان‌های ما در داخل و خارج است. امکاناتی که در اختیار شماست، صد برابر امکانات دانشجوها در دهه 70 است. این فرصتی عظیم و بزرگ است برای ما. در همین زمینه کاریکاتور، تعداد بسیار زیادی کاریکاتوریست ضدآمریکایی وجود دارد. ما انبار مهمات‌هایی داریم که از آن‌ها استفاده نمی‌کنیم و گذاشته‌ایم برای روز مبادا. به عنوان مثال سید مسعود شجاعی، از کاریکاتوریست‌های انقلابی و مطرح بین‌المللی است. این همه تولیدات که در فضای فکری و هنری و رسانه‌ای شده است برای روز مبادا! خب باید استفاده شود. گاهی یک کاریکاتور به اندازه ده مقاله حرف می‌زند. مازیار بیژنی نیز در همه موضوعات کاریکاتور کار کرده است. این کاریکاتورها و آثار هنری را نشان دهید تا همه ببینند که شما تنها نیستید و افرادی با چهره‌های آمریکایی، چینی، آفریقایی و… حرف‌های شما را می‌زنند حتی تندتر از شما.

 

مسئول سیاست گذاری جبهه مطالعات فرهنگی انقلاب اسلامی خاطرنشان کرد: ده‌ها هنرمند انقلابی درجه یک ما به هم وصل نیستند و تشکیل یک جبهه را نمی‌دهند. شما به عنوان یک تشکل  در دانشگاه، کارتان این نیست که شعرتان را بزنید وسط مجله‌تان! کارتان این است که آثار بروز و درجه اول را بشناسانید. مثلا هدف بگذارید که می‌خواهیم تا آخر ترم، بچه‌های دانشگاه، پنج هنرمند انقلاب را بشناسند. یک مزیت نسبی پیدا کنید. یکی حرف تان است و دیگری ابزارها و روش هایی است که برای انتقال این حرف به مخاطب به کار می‌برید.

 

 

این فعال اجتماعی و رسانه‌ای عنوان کرد: العدل حیات الحکام. نظر امام این بود، دین همه دین است. اگر نگاه کشکولی به دین و همه ارزش‌ها پیدا کردیم مجبور می‌شویم به سراغ نظریه جذب برویم؛ یعنی مجبوریم دین را با حاشیه پرجاذبه کنیم و حرف اصلی‌مان را با شجاعت بیان نکنیم. دینی که برای اختلاس سکوت می‌کند اما برای بدحجابی داد می‌زند، از نظر ما اصلا دین نیست. نمی‌شود به بهانه جذب، حرف خود را کامل نزنیم یا غیرمستقیم بزنیم. مردم از حرف غیرمستقیم و نااستوار خوش‌شان نمی‌آید. ببینند که ما بر مواضع خود محکم نایستاده‌ایم، حرف ما را قبول نمی‌کنند. در عمار ما با صداقت گفتیم، ما حزب اللهی هستیم پس اگر فردی مدعی شود، عماری‌ها من را به خاطر حزب‌اللهی بودن، حذف کرد؛ چون ما مستقیم اعلام کرده‌ایم حزب‌اللهی هستیم، کسی باور نمی‌کند. با گفته مستقیم ما کسی نمی‌تواند پز شعارهایش را بدهد همه مجبور می‌شوند رقابت هنری کنند. صادق باشید و به حرفی که می‌زنید، ایمان داشته باشید.

 

وی تاکید کرد: مصرف فرهنگی و هنری‌تان را بالا برید. امروز تا می‌خواهید فیلم و کتاب خوب وجود دارد. خودتان را تک بعدی نکنید. یکی از دلایلی که باعث شد، بچه‌های جنبش عدالتخواه دانشجویی نبرند، همین چند بعدی بودن‌شان بود؛ چون اگر سیاسی صرف باشی، روزی می‌بری و خسته می‌شوی اما اگر در عرصه فرهنگی نیز فعال باشد و بین ساحات مختلف وجود خود ارتباط داشته باشی، روحی وسیع‌تر خواهی داشت. این معنای عدالت است. جنبش عدالتخواه دانشجویی باید مظهر توازن باشد در فضای دانشجویی. یعنی بچه‌های عدالتخواه باید هم در سیاست باشند هم فرهنگ، هم هنر و هم مهدویت و… . بچه‌های فعال عدالتخواه باید معنویت و خلوت بیشتری با خود داشته باشند زیرا در غیر اینصورت در این فضا، خواهند برید.

 

این هنرمند و نویسنده گفت: باید تاریخ بخوانید تا تحمل بالاتری داشته باشید و نبرید. زمانی بنی‌صدر در زمان ریاست جمهوری آمد به محله ما. جمعیت بسیاری اطراف او جمع شده و از او استقبال کردند؛ همین مردم یک سال بعد او را ساقط کردند. پس اگر تاریخ را بدانید، با مشاهده برخی اتفاقات و فضاها، نا امید نمی‌شوید و نمی‌برید.

 

این فعال اجتماعی و فرهنگی عنوان کرد: امام ساختار جمهوری اسلامی را تشکیل داد تا بچه حزب‌اللهی‌ها تنبل نشوند و بدانند که به تک تک رای مردم نیاز دارند و باید بروند در میان مردم کار کنند. جمهوری اسلامی یعنی وقت را تلف نکن، خودت را متهم کن. مدل بسیار خوبی است. بهترین راهکار، خودِ کار است. ننشینید فکر کنید که چه کنید؛ هرچه می‌دانید درست است عمل کنید.

 

گفتنی‌ست، سی و دومین نشست سراسری اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی با حضور دانشجویان عدالتخواه از سراسر کشور، از ششم تا یازدهم ماه جاری در اردوگاه سیدالشهدای آبعلی برگزار می‌شود. در این دوره استادان و اعضای هیئت علمی، فارغ‌التحصیلان جنبش عدالتخواه دانشجویی، فعالان اجتماعی و فرهنگی به ارائه بحث و کارگاه‌هایی در موضوعات فرهنگی، جهان اسلام، اقتصادی، سیاسی، هنر، زنان و … می‌پردازند.

 

 

 

 

«آشتی با جهان» بزرگترین توهین، دروغ و تهمت به انقلاب است/«استکبار»، جهانی عمل می‌کند، «ضداستکبار» نیز باید جهانی عمل کند

به گزارش عدالتخواهی، استاد حسن رحیم‌پور ازغدی در دومین روز از سی و دومین نشست سراسری اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی به سخنرانی با موضوع «تلاش برای انحلال انقلاب در نظم نوین جهانی» پرداخت.

 

 

وی با بیان اینکه به دلیل علاقه به بچه‌هایی که پرچم عدالت را در دست گرفته‌اند، خدمت رسیده‌ام، اظهار داشت: ما برای دعوت از من گفته بودید که نسل نو انقلاب احساس خطر می‌کند زیرا این گمان می‌رود که در داخل نظام، فکری وجود دارد که در پی انحلال انقلاب اسلامی است. شاید بهترین زمان برای ارائه این بحث، اکنون باشد، نزدیک به پیروزی انقلاب و ایامی که به خاطر مذاکرات هسته ای و معامله‌ای که صورت گرفته، افرادی نگران اندکه این مذاکرات از حوزه هسته ای فراتر برود و کسانی بخواهند بر سر همه چیز مذاکره کنندحتی بر سر اهداف و مبنای انقلاب اسلامی.

رحیم‌پور ازغدی با بیان اینکه این انقلاب به وجود آمد برای بر هم زدن نظم بین‌الملل، نظم بین غارت گر و غارت‌شده؛ نظم بین مستکبر و مستضعف، نظم بین ظالم و مظلوم، ادامه داد: علت عمده بسیاری از بلایایی که بر سر ما آمده از استبداد داخلی و عمده آن از استکبار خارجی بوده است. پیش از ما هم جهان از استکبار به عنوان امپرایالیسم و استعمار نام می‌برد.

 

کسانی در داخل معتقدند حرف‌های انقلابی ارزش ریسک ندارد

 

عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اینکه کسانی در داخل حتی با حسن نیت، احساس می‌کنند که انقلاب اسلامی باید دست از آن ادبیات شورانگیز و انقلابی امام و همچنین الگوی مبارزه جهانی و صدور انقلاب دست بردارد، عنوان کرد: این انقلاب فقط ضد استبداد و شاه نبود؛ بلکه از ابتدا ضد استعمار و استکبار بود و هنوز هم این خط توسط رهبری دنبال می‌شود.

نیت برخی در داخل انقلاب است بدون لبه تیزش که اسمش باشد اما رسمش نباشد

این استاد حوزه و دانشگاه افزود: کسانی در داخل معتقدند، این حرف‌ها ارزش ریسک ندارد و بیشتر از اینکه برای ما منافع مادی داشته باشد، ضرر دارد. فکر می‌کنند چه خوب است توافق هسته ای با غرب را گسترش دهند به همه حوزه‌ها از جمله: فلسطین، منطقه، شبه جزیره هند و حتی گسترش در زمینه های فرهنگی و… . ما بنا را بر سوءنیت نمی‌گذاریم و می‌گوییم نیت‌شان تنها انقلاب است اما بدون لبه تیزش که اسمش باشد اما رسمش نباشد.

 

این محقق و پژوهشگر اضافه کرد: این افراد اعتقاد دارند که بالاخره دنیا خدایان و کدخدایانی دارد و قرار است در برابر آن‌ها تا کی مقابله کنیم؟ در حالی که آمده‌ایم به نام خدا، حساب‌مان را با کدخدایان عالم تسویه کنیم.

 

 

دموکراسی نیم‌بند+ شعارهای انقلابی+ ادبیان نیم‌بند انقلابی

 

رحیم‌پور ازغدی در ادامه گفت: امام ادبیاتی کاملا غیردیپلماتیک و سازش‌ستیزانه در برابر مستکبران جهان داشت اما اکنون ادبیاتی وجود دارد بر این مبنا که باید با آمریکا، صهیونیسم، ناتو، قدرت‌های فاسد و دیکتاتورهای منطقه؛ تنش‌ها به پایان برسد. همچنین معتقد است دیگر این بحران بس است و تا کی باید بگوییم‌”شرایط حساس”. می‌گویند که در برابرشان تمکین کنیم اما مانند زمان شاه زیر بار زور و استکبار نرویم. یک دموکراسی نیم‌بند به اضافه شعارهای انقلابی به علاوه ادبیات نیم بند انقلابی. می‌خواهند بگویند که هندسه قدرت جهانی را شناخته‌ایم و می‌خواهیم وارد میدان شویم.می‌خواهیم در این هندسه به زندگی عادی برگردیم و حتی حاضریم از پیشروی‌هایی که در این چند سال داشته‌ایم، عقب‌نشینی داشته و از قدرت‌مان کم کنیم. حاضریم از قدرت بین‌المللی‌مان کوتاه آمده و بازگردیم به یک قدرت داخلی درون‌گرا. دیگر دشمن نخواهیم بود و نه حتی رقیب و حتی شریک؛ مگر اینکه خودتان جایی به ما سهم دهید. در اصل ما می توانیم متحد شما باشیم؛ فقط مانند دوره شاه، به ما توهین نکنید، ما هم از ادبیات انقلابی‌ مان کم می کنیم زیرا معتقدیم این ادبیات، ربطی به دیپلماسی و حکومت‌داری ندارد و جزو شعائر دین است!!

 

وی بیان داشت: زمانیکه امام حکم درباره سلمان رشدی زد، همه سفارت‌خانه ها در ایران خالی شدند. امام گفت که خب برون! بگذاریم به پیامبرمان توهین کنند که سفارت‌خانه داشته باشند؟. اتفاقا پس از مدتی خارجی‌ها خودشان برگشتند. اما کسانی هستند که می گویند این حرف ها قشنگ و برای ثبت در تاریخ خوب است و منظورمان از جشن گرفتن دهه فجر، یادمان است نه بررسی دوباره مواضع انقلاب بلکه تنها خواندن تاریخ است نه اصول و راهنمای نظام. اما شما دانشجوها باید بدانید که اساس و اصل حرف انقلاب همین‌ها بود.

 

به همان دلیل که انقلاب کردیم، به  همان دلیل باید صادر کنیم

 

این استاد حوزه و دانشگاه گفت: امام این سخن‌ها را می‌گفت و عمل هم می‌کرد. می‌گفت:«من قلبم را برای سنگ‌ریزه‌هایتان آماده کرده‌ام؛ بیایید». صدور انقلاب به جامعه بین‌الملل امری مستقل از انقلاب نیست بلکه تداوم و بس انقلاب است. استدلال ما تفاوتی نکرده به همین دلیل پنجه در پنجه استکبار می اندازیم. به همان دلیل که انقلاب کردیم، به  همان دلیل باید صادر کنیم. که البته انقلاب خودش صادر شد و ما کاری نکردیم. انقلاب ما منطقه را به هم ریخت.

 

این محقق و پژوهشگر خاطرنشان کرد: غربی ها در آن طرف میز، قدرت انقلاب را درک کرده‌اند، اما این طرف میز هنوز این قدرت را درک نکرده‌اند. قاعده بازی این است: کسی که خودش را ببازد، قافیه را باخته است. به جای اینک آن‌ها بترسند، ما داریم می‌ترسیم.

 

وی ادامه داد: اما معتقد بود که کل جهان اسلام باید متشبث به اسلام شود و این اسلام است که می‌تواند، آن را نجات دهد. اسلام جلوی دیکتاتوری می‌ایستد و ما به دلیل مسلمان بودن باید جلوی اینها بایستیم.

 

“استکبار”، جهانی عمل می‌کند، “ضداستکبار” نیز باید جهانی عمل می‌کند

 

رحیم پور ازغدی تصریح کرد: “استکبار”، جهانی عمل می‌کند، “ضداستکبار” نیز باید جهانی عمل می‌کند. “مرگ بر آمریکا” مصداق مرگ بر ظالم است. ما که با کلمه آمریکا مشکل نداریم، با استکبار و ظلم بین‌الملل مخالف‌ایم. اسمش هرچه می‌خواهد باشد، با او مخالفیم. امام به مسئولان جمهوری اسلامی خطاب می گوید:« مسوولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت – ارواحنا فداه – است».

وی عنوان کرد: اگر 12 سال مقاومت ما در مذاکرات هسته‌ای نبود،اگر همین بچه‌های هسته‌ای، شهید نمی‌شدند، اگر ذره‌ای کوتاه می‌آمدند، همین انعطاف کم هم از غرب نمی‌دیدیم. حالا نمی‌دانم به آنچه گفته‌اند عمل می‌کنند یا خیر، اما همین انعطاف کم هم حاصل کار دانشمند هسته‌ای شهید ما و مقاومت 12 ساله ما در مذاکرات هسته ای است. اینها جز در برابر قوی، انعطاف نشان نمی دهند. هر جایی ببینند که که ضعیفی وجود دارد و تعظیم می‌کند، کوتاه نمی‌آیند می‌گویند حالا که خم شدی و رکوع کردی باید سجده کنی. بعد از سجده می‌گویند که باید کفش‌هایم را ببوسی. بعد که بوسیدی باید بلند بگویی غلط کردم، تا بقیه هم بفهمند!

 

 

اگر مبارزه نکنی حتی اقتصادت هم خراب می‌شود

این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: حتی برای کسانی که معتقدند تنها منافع مادی مهم است، امام می گوید که منافع ما در مبارزه ماست و اگر مبارزه نکنی حتی اقتصادت نیز خراب می‌شود. امام می‌گوید که مردم از مسئولان محکم‌تر هستند، نمی‌گذارند این انقلاب متزلزل شود اما مسئولان گاه می ترسند که دچار خطر بزرگ مادی شوند که این مسئولان باید بدانند که اگر خود را ضعیف نشان دهی، به اقتصاد تو حمله می‌کنند. مگر مستکبر و قدرتمند با ضعیف مذاکره می‌کند؟ مگر ارباب با نوکرش مذاکره می‌کند؟ دستور می‌دهد.

این محقق و پژوهشگر با بیان اینکه این شبهه به وجود می‌آید که آیا ما از پس اینها برمی‌آییم؟، تاکید کرد: امام در پاسخ به این شبهه می‌گوید: «اسلام ابرقدرتها را به خاک مذلت می‌نشاند، اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یکی پس از دیگری برطرف و سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد. ». اینها اصل و اساس انقلاب است.

 

وی بیان کرد: سوالی مطرح می‌شود و آن اینکه «چه کسی می‌خواهد جلوی آمریکا و شوروی را بگیرد؟» که امام می‌گوید:« این قدرت ملت است و قدرت اسلام است که نمی‌گذارد امریکا بیاید بریزد، از آن‌ور شوروی بیاید بریزد اینجا». در 200 سال گذشته هر کسی از راه رسیده، یک تکه از ایران را به خود برده مگر این ایران همان ایران نیست  پس چرا کسی جرئتنمی کند به ایران بیاید؟ هر جای دیگر لانه جاسوسی امریکا گرفته شده بود، آمریکا حتما حمله می‌کرد اما چرا آمریکا به ما حمله نکرد؟ آن زمان د حکومت خیلی ها ترسیده‌بودند؛ اصلا بازرگان از ترس همین موضوع استعفا داد.که امام روز بعد از تسخیر گفت:«آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند». گفتند ناو‌های آمریکایی آمده‌اند؛ گفت: بیایند. گفتند هواپیما ها آمده‌اند و دو روزه کل ایران را نابود می‌کنند، گفت: اگر می‌توانند بیایند مگر جوانان ما می‌گذارند؟ تمام چتربازهایشان ر ادر هوا می‌زنیم.

 

وی گفت: این پیرمرد 80- 90 ساله به گونه‌ای حرف می‌زد که انگار یک جوان چریک 20 ساله حرف می‌زند. در پاریس خیلی ‌ها به امام می‌گفتند که نگو شاه باید برود، ملت ظرفیت این حرف را ندارد. امام پاسخ می‌داد شما این ملت را نشناخته‌اید. این ملت پای این حرف ایستاد و شما نایستادید.

 

رحیم‌پور ازغدی همچنین گفته که هنر اسلام این است که حکم از طهارت و نجاست بدنی و شخصی دارد تا حکم نجاست و طهارت عالم. انقلاب هم جزو حکم نجاست و طهارت است؛ نجس‌زدایی از کل عالم.

وی با بیان این سوال که آیا انقلاب پیروز و کارش تمام شده است؟، گفت: امام معتقد است انقلاب از 22 بهمن 57 تازه شروع شده است. امام بیان می کند:« انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت (ع) است… مسایل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسؤولین را از وظیفه ای که بر عهده دارند، منصرف کند، خطر بزرگ و خیانت سهمگین را به دنبال دارد».

این استاد حوزه و داشگاه با بیان اینکه برخی در کشور معتقدند نه نه اصلی به نام استقلال داریم و نه وابستگی بلکه عالم یک بازار جهانی اقتصادی و رسمایه‌داری است و اصلا مگر می‌شود بدون وابستگی به حیات ادامه داد؟ این افراد فکر می کنند، استقلال یعنی انزوا و ارتباطات جهانی یعنی وابستگی.

آشتی با جهان بزرگترین توهین، دروغ و تهمت به انقلاب است

این محقق و پژوهشگر بیان داشت: عده‌ای در داخل می‌گویند می‌خواهیم با جهان آشتی کنیم؛ این بزرگترین توهین، دروغ و تهمت به انقلاب است. کدام جهان؟ ما با استکبار جهانی وارد درگیری و قهر شد. اگر می‌خواهی با آن جهان آشتی کنی، خیانت کرده‌ای به امام و شهیدان؛ غلط می‌کنی که چنین کنی! هر کس بگوید که می خواهد با آن‌هایی که امام با آن‌ها وارد رابطه قهرآمیز شد، آشتی کند، او خائن است و وظیفه داریم با او مبارزه کنیم. امام با جهان قهر نبود. اتفاقا برای نجات جهان از دست اینها، انقلاب کرد.

 

وی با یادآوری این گفته امام مبنی بر اینکه «باید تمام وابستگی ها را قطع کنیم» ادامه داد: این جمله یعنی دیگر نباید جایی باشد که بتوانند ما را از آن نقطه، تحریم کنند. امام می‌گوید:«تمام وابستگی‌ها به تمام ابرقدرت‌ها را باید قطع کنیم». تا این وابستگی ها قطع نشود، آن‌ها می‌توانند ما را تحت فشار قرار دهند. قطع وابستگی به معنای انزوا و قطع رابطه سیاسی، علمی، تجاری، فرهنگی و… نیست. رابطه باید باشد اما وابستگی نباید باشد. یعنی خودت برای خودت تصمیم بگیری. با همه دنیا رابطه داشته باش اما مستقل باش.

 

رحیم‌پور ازغدی با بیان این سوال که «آیا انقلاب ادامه دارد»؟ تاکید کرد: امام از تعبیر مبارزه آشتی‌ناپذیر یاد می‌کند. برخی در درون می‌گویند که مشکلاتی که با آمریک داریم، سوءتفاهم است! مگر قهر و آشتی بچه‌هاست که یک روز قهر کنی و بعد آشتی؟ مبارزه حق و باطل از آدم تا ختم عالم ادامه دارد. مبارزه همیشه ادامه دارد.

 

عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی گفت: امام می‌گوید:«جهان اسلام در انتظار به ثمر رسیدن کامل انقلاب ماست، ما از تمام کشورهاى زیر سلطه براى به دست آوردن آزادى و استقلال کاملاً پشتیبانى مى‌نمائیم و به آنان صریحاً مى‌گوییم که حق گرفتنى است، قیام کنید و ابرقدرت‌ها را از صحنه تاریخ و روزگار براندازید. امام برای مبارزه زمان تعیین می‌کند:«تا شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم».

 

این استاد حوزه و دانشگاه با طرح این سوال که آیا هدف از انقلاب ایران، تشکیل امپراطوری ایرانی و شیعی بوده است؟» تصریح کرد: امام می گوید:« ما تصمیم داریم پرچم لا اله الا اللّه را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم.»

 

وی خاطرنشان کرد: آیا ما باید تنها به فکر خودمان باشیم؟ امام پاسخ می دهد:« جهانخواران و سرمایه داران و وابستگان آنان توقع دارند که ما شکسته شدن نونهالان و به چاه افتادن مظلومان را نظاره کنیم و هشدار ندهیم. این وظیفه اولیه ما و انقلاب اسلامی ماست که در سراسر جهان صلا زنیم که‌ای خواب رفتگان! ای غفلت زدگان! بیدار شوید و به اطراف خود نگاه کنید که در کنار لانه‌های گرگ منزل گرفته‌اید. برخیزید که اینجا جای خواب نیست! و نیز فریاد کشیم سریعاً قیام کنید که جهان ایمن از صیاد نیست! امریکا و شوروی در کمین نشسته‌اند، و تا نابودی کاملتان از شما دست بر نخواهند داشت.». اگر دست از مبارزه برداری، ریشه‌ات را می‌زنند زیرا وقتی که ضعیف شده باشی دست از مبارزه برمی‌داری.

 

 

آمریکا جهان نیست که می‌گویید آشتی با جهان می‌کنیم؛ آمریکا جهان‌خوار است

 

رحیم‌پور ازغدی افزود: هدف نهایی از انقلاب چه بود؟ آیا هدف این بود که فشار از روی ما کم شود؟ امام پاسخ می‌دهد:« آمریکای جهانخوار باید بداند که ملت عزیز و خمینی تانابودی کامل منافعش او را راحت نخواهد گذاشت». امام می‌گوید منافع آمریکا، نه امریکا یا تمدن غرب. یعنی روح و شاخ استکباری تو را می‌شکنیم. پس آمریکا جهان نیست که می‌گویید آشتی با جهان می‌کنیم؛ آمریکا جهان‌خوار است.

 

این مدرس حوزه و دانشگاه با بیان اینکه تا پیش از انقلاب اسلامی، علما، روحانیون و مبارزان، مبارزه‌شان بر سر موضوعی با غیرت اسلامی بود، مانند قضیه ملی شدن نفت و مشروطه و… . خمینی می‌گوید اگر اسلام بیاید، نفت و مشروطه و استقلال و … درست می‌شود.

شرف و شکم با هم تأمین می‌شوند

وی عنوان کرد: اغلب اوقات شرف و شکم با هم تامین می‌شود. امام می‌گوید این ملت شرف را انتخاب می‌کند. شرف که درست شود، شکم هم درست می‌شود. زیرا ملت با شرف، اقتصاد ملی، دانشگاه، کشاورزی‌اش را قوی می‌کند و در نتیجه شکمش نیز سیر می‌شود.

 

رحیم‌پور با اشاره به این دوقطبی که اگر مبارزه کنیم، وضع اقتصادی‌مان خراب می‌شود، در ادامه بیان کرد: این ملت‌های مبارز بودند که تمدن‌‌ساز شدند نه ملت‌های ضعیف و اهل تسلیم! ملت اهل تسلیم به قدرت و ثروت نمی‌رسد. اینکه تسلیم شو تا مشکلاتت حل شود، دروغ است. این وعده شیطان است. قرآن می‌گوید که شیطان شما را به فقر و فحشا می‌دهد.

 

رحیم‌پور اضافه کرد: این حرف‌ها را برای شما می‌گویم که جوان هستید و انقلاب و امام و جنگ را ندیده‌اید. از این قبیل حرف ها که اکنون در برخی داخلی های ما به گوش می رسد، زمان امام هم بیان می‌شد. کلاه از سرتان برداشته نشود که اکنون حرف تازه‌ای در حال کشف است و امام نمی‌دانست که بله! مبارزه هزینه دارد. ما این حرف ها را شنیده‌ایم و تکراری‌ است. کلاه از سرتان برداشته نشود که این حرف‌ها تازگی دارد و کشف تازه است!

 

این محقق و پژوهشگر اظهار داشت: امام می گوید:« کوه مصیبتها در مقابل حیثیت اسلامی – ایرانی ما چون کاهی است و مردم ما باید خود را آماده این درگیری حسینی تا پیروزی کامل بنمایند، که مرگ سرخ به مراتب بهتر از زندگی سیاه است. و ما امروز به انتظار شهادت نشسته‌ایم تا فردا فرزندانمان در مقابل کفر جهانی با سرافرازی بایستند و بار مسئولیت استقلال واقعی را در تمامی ابعادش به دوش کشند و با افتخار پیام رهایی مستضعفین را در جهان سر دهند.». وقتی بترسی، شکست می‌خوری وقتی بگویی ما نمی‌توانیم، نمی‌توانی؛ حتی اگر قدرت داشه باشی، چون جرئت نداری، نمی توانی.

رحیم‌پور تصریح کرد: امام می گوید مراقب باشید چنین کسانی وارد اتاق فرمان جمهوری اسلامی نشوند. در مجلس و صدا و سیما و دانشگاه ها و… . اینها نمی گذارند دنیایتان آباد شود و دوباره ایران 200 – 300 سال به عقب می‌افتد. در کشور، ظرفیت‌های قوی‌ای وجود دارد اما برخی در داخل ترسیده‌اند. حتی اگر بر فرض هم ما ضعیف باشیم و آن‌ها قوی، ما «کربلا» را داریم.

 

این استاد حوزه و دانشگاه گفت: امام می گوید:«بار مسئولیت استقلال واقعی در تمام ابعادش را به دوش بکشید». امام می گوید که اگر ما شهید شدیم، نسل‌های بعد از ما این وظیفه را بر عهده دارند. امت اسلام باید عزیز باشد، نه ذلیل. امام می‌گوید:«با افتخار پیام رهایی مستضعفین در سراسر جهان سر دهید».

 

وی مطرح کرد: آیا انقلاب برای دنیا پیامی دارد که می‌گوید مستضعفین دنیا؟ امام پاسخ می دهد:« امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی است. و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامی رونق و زرق و برق کاخهای سفید و سرخ را از بین خواهند برد.» یعنی ما باید با تمام نهضت‌های اسلامی و مقاومت ارتباط بگیریم. ابتدا با شیعیان و مسلمانان و سپس غیرمسلمان ها. اما ادامه می دهد:« امروز خمینی آغوش و سینه خویش را برای تیرهای بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشکهای دشمنان باز کرده است و همچون همه عاشقان شهادت، برای درک شهادت روزشماری می‌کند. جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمی‌شناسد».

برای مبارزه باید منظم شویم و فساد و اختلاس را به صفر نزدیک کنیم

وی در پایان خاطرنشان کرد: این ادبیات انقلاب بود در برابر کسانی که می‌گویند باید در برابر نظام سرمایه‌داری هضم شویم ورنه حذف می‌شویم. امام می‌گوید ما نه هضم می‌شویم و نه حذف؛ ما شما را از صحنه به در می‌کنیم. ما برای ادامه مبارزه باید منظم شویم، فساد و اختلاس و.. را به صفر نزدیک کنیم تا بتوانیم به همبارزه هچنان ادامه دهیم. باید سیستم‌های خود را بهبود ببخشیم.

 

مجلس کارخانه تولید قانون است/ با تورم قانون مواجه‌ایم

به گزارش عدالتخواهی، اسماعیل رئیسی، کارشناس اقتصادی و مترجم کتاب «بهای نابرابری» به نویسندگی نوبلیست اقتصاد، ژوزف استیگلیتز، در دومین روز از سی و دومین نشست سراسری اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی به سخنرانی درباره «آسیب‌شناسی مجلس» پرداخت.

 

وی اظهار داشت: از پیتر دراکر که به عنوان پدر مدیریت جهان شناخته می‌شود پیش از مرگش این سوال پرسیده شد که بزرگترین مشکل پیش روی قرن آینده چیست؛ که پاسخ داده بود: «تفکیک کارایی از اثربخشی».

 

رئیسی با بیان اینکه اگر فردی از اصفهان به مقصد تهران با ماشین و امکانات مناسب آغاز به حرکت کند اما این حرکت او به سمت شیراز باشد، این یعنی این فرد با وجود امکانات و ابزار لازم و کارآیی مناسب، حرکتی اثربخش ندارد. او دارد در هدف و مقصدش دور می‌شود با اینکه ابزار لازم را در اختیار دارد.

این محقق و مترجم اضافه کرد: بسیاری از شرکت‌های بزرگ دنیا به دلیل اشتباه گرفتن کارآیی از اثربخشی، متحمل شکست‌های سنگینی شده‌اند. به این معنا که لوازم و ابزار را به خوبی فراهم آورده بودند، اما هدف و مسیر را اشتباه تعیین کردند.

 

 

TITR1

 

مترجم کتاب «بهای نابرابری» عنوان کرد: به عنوان مثال بخش مربوط به اشتغال کشور. می‌بینید که حجم قابل توجهی از قوانین در کشور داریم که مستقیم و غیرمستقیم برای بخش اشتغال در نظر گرفته شده اما حفره‌ای به نام قاچاق، در نظر گرفته نمی‌شود و در نتیجه کل این قوانین و مصوبات از بین می‌رود و خنثی می‌شود. سالانه 25 میلیارد دلار واردات قاچاق به ایران ماست در حالی که 50 میلیارد دلار واردات کل کشور است و در ازای هر یک میلیارد دلار واردات قاچاق، 100 شغل از بین می‌رود. قاچاق را نمی‌بینیم و برایش برنامه‌ریزی نمی کنیم در نتیجه کل نظام قانونی‌ای که برای اشتغال چیده‌ایم، ابتر و خنثی می‌شود.

چرا از ظرفیت شهرداری‌ها برای حل مشکلات کشور استفاده نمی‌شود؟

این فعال اجتماعی با بیان اینکه شهرداری تهرن برای سال آینده بودجه 18 میلیارد تومانی پیشنهاد داده است، گفت: دولت بودجه حدود 50 تا 60 هزار میلیادرد تومان تسلیم مجلس کرده است. بودجه عمرانی کشور رقمی حدود 30 هزار میلیار تومان است. یعنی بودجه شهرداری تهران نصف بودجه عمرانی کل کشور است. آیا نمی‌توان از توان و ظرفیتی که در شهرداری‌های کشور با بودجه های بالا وجود دارد، برای حل بسیاری از مشکلات کشور از جمله بیکاری، استفاده کرد؟

رئیسی با اشاره به بودجه بالای شهرداری تهران و ساخت و سازها و هزینه‌های جاری این شهر، تاکید که این موضوع ناشی از تفکری است که بین مرکز و پیرامون، تفاوت قابل توجهی قائل است. به مرکز رسیدگی و پیرامون فراموش می‌شود.

 

با وجود 720 قانون مالیاتی، از مالیات‌گریزترین کشورهای جهانیم

 

این کارشناس اقتصادی بیان کرد: 110 سال است که داریم در کشور قانون تصویب می‌کنیم. ده هزار قانون داریم. تنها 720 قانون در حوزه مالیات داریم اما یکی از مالیات گیریزترین کشورها هستیم. این فرارها و گریزهای مالیاتی از کجاست؟ این فرارها یعنی خوردن سرمایه‌های ملی و بیکاری جوانانی مانند شما. اکنون یکی از اصلی‌ترین مشکلات اصلی کشور، بیکاری است. موضوعی که بسیاری از مردم نیز آن را به عنوان یکی از اصلی‌ترین مشکلات می دانند.

وی با بیان اینکه بحث کارایی و اثربخشی را در بسیاری از حوزه‌ها می‌توان مد نظر قرار داد و در حالی که در کشور ساختار بسیار عریض و طویلی وجود دارد اما عملا خروجی‌ای از این ساختارها نمی‌بینیم، تصریح کرد: به عنوان مثال در سازمان تبلیغات اسلامی که برایش هدف تبلیغ دین و دین‌دارتر کردن مردم به وجود آمده، این هزینه‌های هنگفت صورت می گیرد اما خروجی آن انگار می‌شود چاپ تراکت در زمان راهپیمایی‌ها. آن وقت مردم می‌بینند که جوانان‌شان بیکار هستند اما این حجم عظیم از امکانات و بودجه‌ها صرف جایی می‌شود که اثربخشی خاصی ندارد.

 

300 نفر را با هزینه 20 میلیون در دقیقه در مجلس جمع کنیم که تعرفه ثبت‌نام کنکور تصویب کنند؟

 

فرض کنیم یک قرن به عقب بازگشته‌ایم و برای اولین بار می‌خواهیم مجلس تشکیل دهیم. 300 نفر از چهار گوشه کشور را جمع می‌کنیم با هزینه‌ای که اکنون هر دقیقه از جلسات مجلس مبلغ 20 میلیون تومان هزینه برمی‌دارد. آنگاه رسالت آن‌ها چیست؟ وضع قانون؟ چرا باید 300 نفر را از چهار گوشه کشور جمع کنیم که قانون تصویب کند؟ که بیایند تعرفه ثبت‌نام کنکور تصویب کنند یا ایران به انجمن امور باغبانی الحاق شود؟ لیست مصوبات مجلس را نگاه یبیندازید. وقت نمایندگان ما صرف بحث د رمورد چه چیزهایی می‌شود؟ آیا از مجلس قوانینی برای رفع مشکلات اصلی کشور به تصویب می‌رسد؟

 

پارلمان‌ها در سراسر دنیا از مسیر اصلی خود خارج شده‌اند

این کارشناس اقتصادی در ادامه گفت: به نظر من پارلمان‌ها در جهان از مسیر اصلی خود خارج شده‌اند؛ ایران و فرانسه و … هم ندارد. ببینید در سوگندنامه نمایندگان ایران یک بار سوگند به پایبندی به قرآن مجید آمده است و دو بار سوگند برای حفظ استقلال کشور. در اصل 300 نفر را در زیر یک سقف جمع می‌کنیم که از استقلال کشور حمایت کنند. بسیاری از طرح‌هایی که در مجلس مورد بررسی قرار می‌گیرد باید در خانه‌های اصلی خود که همان نظام مهندسی و نظام پزشکی و…. تصویب شود نه مجلس.

 

بحث «تخصص‌گرایی» در مجلس صد در صد غلط است

رئیسی با بیان اینکه اکنون دارند بحث صد در صد غلط «تخصص‌گرایی» در مجلس را مطرح می‌کنند، توضیح داد:  قوانین چرا به وجود می‌آیند؟ بستر بسیاری از قوانین که دولت در قالب لایحه به مجلس ارائه و مجلس در قالب طرح تصویب می‌کنند، برای رفع مشکلات کشور است. یعنی دولت فلان مشکل را در فلان استان یا شهر می‌بیند و به عنوان لایحه به مجلس می‌دهد و این لایحه توسط متخصصان دولت و حاصل کار ده‌ها یا صدها نفر است. البته همین لایحه اشکالات بسیاری دارد اما به هر حال وارد مجلس می‌شود. در مجلس چه اتفاقی می‌افتد؟ 273 نفر در مجلس نشسته‌اند. شاید تنها دو یا سه نفر در این حوزه‌ای که لایحه به مجلس ارائه شده، تخصص داشته باشند. چطور می‌شود این حاصل کار صدها کارشناس  وارد مجلسی با دو سه کارشناس می‌شود؟ و به این صورت لایحه دولت با نواقص بسیاری در مجلس چکش‌کاری شده و با مشکلات بیشتری بیرون می‌آید.

 

IMG_0088 copy

این محقق و مترجم اضافه کرد: گفته می‌شود فلان لایحه در مجلس کارشناسی شد، در حالی که درست عکس این اتفاق می‌افتد و قوانین غیرکارشناسی تصویب می‌شود. باید بررسی و تصویب بسیاری از این طرح‌ها و  قوانین را به عهده مراکز دیگر از جمله شورای عالی استان‌ها بگذاریم و اطراف مجلس را خلوت کنیم، برای رسیدگی به مشکلات اساسی و تصویب قوانین اصلی کشور.

 

اگر در هر دوره چهارساله مجلس‌ها، تنها یک مشکل اساسی کشور حل شده بود، اکنون مشکلی اساسی نداشتیم

رئیسی بیا اشاره به اینکه اکنون به استقبال مجلس دهم می‌رویم، اظهار داشت: اگر در هر دوره چهارساله مجلس‌ها، تنها یک مشکل اساسی کشور حل شده بود، اکنون دیگر مشکل بزرگ و اساسی‌ای در کشور وجود نداشت. مگر کشور ما چند مشکل اساسی و عمقی دارد؟

 

این فعال اجتماعی و پژوهشگر بیان داشت: عملا آنچه به عنوان شأن و وظیفه مجلس برای قانون‌گذاری تعیین شده از بین رفته است و کار نمایندگان مجلس ّایران شده پیگیری‌ برای حل مشکلاتی خرد و جزئی، نظیر فراهم‌آوری دستگاه MRI بیمارستان حوزه انتخابی‌شان یا افتتاح فلان جاده و… . نمایندگان بسیار پرکار و تلاشگر هستند اما این کارها و تلاش‌ها برای این چارچوب مشکل‌داری است که ذکر شد. یعنی تلاش نماینده به جای صرف شدن در راه حل مشکلات اساسی کشور و تصویب قوانین اصلی، به کار در حوزه انتخابیه‌اش هدایت می‌شود.

IMG_0105

 

وی افزود: این تلاش‌های نمایندگان در مسائل ریز حوزه انتخابیه‌شان، یعنی کارآیی و نه اثربخشی. نمایندگان ما اینقدر درگیر مسائل کوچک و خرد حوزه انتخابیه خود هستند که مسائل ملی را از یاد می‌برند. همین به قول شما دانشجوها، تصویب بیست دقیقه‌ای برجام در مجلس، یعنی هنوز برای نمایندگان ما اهمیت این موضوع جا نیفتاده و این تناسبات و اولویت‌بندی‌ها در کشور مغفول واقع شده است. گاه درباره یک موضوع خیلی ریز و جزئی در مجلس، طولانی مدت بحث می‌شود اما درباره مسائل کلان و اصلی کشور گاه می‌بینید ظرف چند دقیقه کارشان پایان می گیرد.

مترجم کتاب «بهای نابرابری» با اشاره به اینکه رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز رسما اعلام کرد که گمرگ بندعباس به عنوان اصلی‌ترین کانال وارداتی کشور تنها یک دستگاه اسکنر دارد، عنوان کرد: یعنی روزانه 4 هزار کانتینر در این گمرک تنها با یک اسکنر کنترل می‌شود!! چرا نماینده مجلس ما باید برای ساخت پل در حوزه انتخابیه‌اش تلاش کند اما برای معضل قاچاق که حل آن 70 درصد مشکل بیکاری کشور را حل می‌کند، تلاشی نداشته باشد؟ واردات 25 میلیارد دلار کالای قاچاق در سال یعنی بیکاری 2.5 میلیون نفر در سال. مگر ما چند بیکار در کشور داریم؟ 4 میلیون نفر.

مجلس کارخانه تولید قانون است/ با تورم قانون مواجه‌ایم

این محقق و مترجم با بیان اینکه یکی از وظایف بسیار مهم مجلس که تا الان جدی گرفته نشده  «نظارت بر اجرای قوانین» است، گفت:  بخش قابل توجهی از مشکلاتی که امروز در کشور مشاهده می‌کنید به این دلیل است که هر جا قانون جامعی داریم، به خوبی اجرا نمی‌شود در حالی که نظارت بر حسن اجرای قانون بر عهده مجلس است. اما انگار مجلسی‌ها علاقه دارد در ساختمان خود بنشینند و قانون تولید کنند و اکنون مجلس تبدیل به کارخانه تولید قانون است و با تورم قوانین مواجه هستیم. به عنوان نمونه تنها در حوزه مالیات 720  قانون داریم اما این قوانین اجرا می‌شود؟ چرا سهم مالیات کشور از مجموع درآمد کشور کمتر است و نیمی از این حجم را حقوق‌بگیران ثابت دولت پرداخت می‌کنند. یعنی کشور برای اخذ مالیات ابتدا به سراغ خرده‌پاها می‌رود و آنجاهایی که سرمایه‌های هنگفت جمع شده است، از پرداخت مالیات فرار می‌کنند.

در ایران گزارش‌های تحقیق و تفحص تنها در میان دعوای جناح‌های سیاسی بیرون می‌آید

توماس پیکتی ، یکی از اقتصاددان‌های مشهور دنیا، پیشنهادی برای جامعه آمریکا داده است اما باید ما هم تاملی داشته باشیم، وی گفته است که هر کس بیش از یک میلیون دلار در سال درآمد دارد باید 80 درصدش را مالیات دهد. این یعنی در دنیا مالیات از اهمیت بالایی برخوردار است. اما ما اغلب درآمد مالیاتی‌مان از آن کاسب خرده‌پایی است که در حقیقت اصلا نباید از او مالیات گرفته شود. این‌ها کار را سخت می کند. هم دلخوری‌ها را از جمهوری اسلامی بالا می‌برد و هم نشانه این است که اثربخش عمل نمی‌کنیم. اگر مالیات را جذب می‌کردیم و به چرخه جامعه بازمی‌گردانیدم نباید اکنون اینقدر بیکار داشته باشیم.

 

IMG_0179 copy

این مترجم و کارشناس اقتصادی اضافه کرد: نظارت بر حسن اجرای قانون اگر از تصویب قانون پراهمیت‌تر نباشد، کم اهمیت‌تر هم نیست. تا به حال چه تعداد گزارش تحقیق و تفحص در مجموعه‌های مختلف وجود دارد؟ اغلب این گزارش‌های تحقیق  و تفحص کشور ما در دعواهای جناح‌های سیاسی برای رو کم کنی و ضعیف کردن طرف مقابل به وجود می‌آید.

 

کاداستر سال‌های سال است بر زمین مانده

رئیسی همچنین با اشاره به طرح “کاداستر” به عنوان یکی از طرح‌های اساسی‌ای که با شناسایی دقیق املاک، شیرازه زمین‌خواری در کشور را از بین می‌برد، گفت: «کاداستر» سال‌های سال است که روی زمین مانده است. آیا برای مبارزه با زمین‌خواری باید اینقدر تعلل از خود نشان دهیم. این تعلل و ضعف ما بازمی‌گردد به ضعف در نظارت بر حسن اجرای قانون.

 

این کارشناس مسائل اقتصادی تاکید کرد: از نمایندگان‌تان متفاوت مطالبه داشته باشید. پیگیری مشکلات جدی کشور را از نمایندگان‌تان بخواهید. آن‌ها را به چالش بکشید که چرا در دوره‌های مختلف مجلس، مشکلات اصلی کشور حل نشده است؟ به طور جدی درباره بیکاری چه طرحی دارند؟

سرمایه خارجی گاه از سرباز خارجی خطرناک‌تر است

وی با اشاره به اینکه اکنون دولت تمرکز خود را روی سرمایه‌گذاری خارجی گذاشته است ، بیان کرد: بارها گفته‌ام که سرمایه خارجی گاه از سرباز خارجی خطرناک تر است زیرا می‌تواند قدرت چانه‌زنی بین‌المللی را به نفع خودش و ضرر ما تغییر بدهد. می‌تواند با سرمایه‌اش بسیاری از ساختاری کشور ما را تحت تاثیر قرار داده و یا حتی دگرگون کند.

 

از نمایندگان‌تان متفاوت مطالبه کنید/ نمایندگان را به چالش بکشید

این مترجم و فعال اجتماعی همچنین گفت: تا زمانی که مردم ندانند چه چیزی از نماینده می‌خواهند، این وضعیت باقی می‌ماند. اگر شما قشر روشنفکر این بحث های جدی را وارد جامعه نکنید، مطالبه مردم در سطح پایین باقی می‌ماند. به مردمی که تنها مطالبه‌شان از نماینده، تعویض لامپ یا آسفالت کوچه است، نباید نقدی وارد کنیم زیرا باید پرسید که ما چقدر مباحث جدی را در بین مردم رواج داده ایم؟

نتیجه توسعه لیبرال‌سرمایه‌داری یعنی در ایران فردی در وان شیر حمام ‌کند و دیگری آب آشامیدنی‌اش را از چاه بگیرد

در ادامه رئیسی در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان مبنی بر اینکه نمایندگان ما از حوزه انتخابیه‌شان رای می‌آورند چرا نباید به مسائل ریز حوزه خود توجه داشته باشند، تصریح کرد: چرا تمام فعالان اقتصادی کشور تمایل دارند اولین جا برای کارشان، تهران باشد؟ واضح است زیرا تهران 15 میلیون نفر جمعیت دارد. این یعنی مدل توسعه ما اشتباه است و نتیجه‌اش این است که در جایی از کشور فردی با شیر حمام می‌کند و فردی آب آشامیدنی‌اش را از چاه می گیرد.

 

IMG_0095 copy

 

وی با اشاره به اینکه نماینده تمام بار مشکلات در حوزه انتخابیه را به دوش می‌کشد و مقصر تنها نماینده نیست و به مدل توسعه کشور نیز مربوط می‌شود،افزود:  مدل توسعه کشور مبنای فلسفی‌اش این است که نباید همه امکانات را در اختیار همه مردم قرار دهی زیرا توجیه اقتصادی ندارد!! این یعنی تئوریزه کردن عقب‌ماندگی برخی مناطق ایران در قبال پیشرفت برخی مناطق دیگر.

 

مدل توسعه لیبرال‌سرمایه‌داری حاکم بر کشور یعنی توسعه بر مبنای توجیه اقتصادی

این کارشناس مسائل اقتصادی اذعان داشت: ریشه مشکلات ما برمی‌گردد به مدل توسعه کشور که مدلی مبتنی بر اندیشه لیبرال سرمایه‌داری است، اندیشه‌ای که همه چیز را بر پایه اقتصاد توجیه می‌کند. مثلا زمانی بحث بر سر این بود که راه‌آهن برای شیراز مناسب نیست، زیرا توجیه اقتصادی ندارد. یعنی مردم یک شهر از امکانی محروم شوند زیرا مبنای توسعه کشور ما بر مبنای اقتصادی است.

اسماعیل رئیسی در پایان خاطرنشان کرد: مردم اگر توجیه شوند، این مدل توسعه کشور دوام نمی‌یابد زیرا مدیران مجبور می‌شوند با فشار مردم این مدل را اصلاح کنند. از هرجا که شروع کنیم، برنده‌ایم. ما باید تک به تک مردم شهر و کشورمان را نسبت به این قضایا آگاه کنیم.

 

 

کمیلی: نباید این احساس به وجود بیاید که آرمان‌های انقلاب تنها محدود به شعار است و توانایی بروز و ظهور ندارد

به گزارش عدالتخواهی، علیرضا کمیلی، عضو شورای مرکزی اتحادیه امت واحده اسلامی عصر امروز در سی و دومین نشست سراسری اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی به ارائه بحث با موضوع «نقش جنبش دانشجویی در مسائل جهان اسلام» پرداخت.

 

وی گفت: از اصلی‌ترین دغدغه‌های ما در تشکیل اتحادیه امت واحده اسلامی، این بود که در کنار تشکیلات‌های دیگر، مجموعه‌ای به صورت تخصصی به مسائل جهان اسلام توجه داشته باشد و این انفعالی که در موضوع جهان اسلام پس از انقلاب اسلامی خمینی(ره) وجود داشت، زیبنده نبود. باید کاری می‌کردیم که این احساس به وجود نیاید که آرمان‌های انقلاب تنها محدود به شعار است و توانایی بروز و ظهور ندارد.

 

کمیلی با اشاره به اینکه در قرآن اشاره شده «اگر اختلاف داشته باشید ضعیف می‌شوید و بعد قدرت خود را از دست می‌دهید» به جریان‌شناسی افول امپراطوری اسلامی و ضعیف شدن قدرت حاکمیتی و اثرگذاری مسلمانان در کشورهای اسلامی پرداخت.

 

این فعال اجتماعی با اشاره به دوران فروپاشی امپراطوری عثمانی، عنوان کرد: در آن دوران، علمای بزرگ شیعه و سنی حکم وجوب دفاع از حاکم عثمانی دادند. با اینکه در دوران عثمانی، رابطه شیعیان و اهل تسنن به تیرگی گرایید؛ اما علمای بزرگ شیعه و سنی می‌دانستند وقتی که دشمن غربی وارد کشورهای اسلامی شود، چه اتفاقاتی در پی دارد. علمای شیعه و سنی می دانستند هنگامی که استعمار می‌آید، همان دستی که چادر از سر زن مسلمان سنی مذهب در ترکیه به وسیله آتاتورک می‌کشد، همان دست توسط رضاشاه چادر از سر زن شیعه ایرانی می‌کشد.

 

کمیلی افزود: بعد از فروپاشی عثمانی که آخرین امپراطوری بزرگ اسلامی بود، یک سوال در ذهن متفکران مسلمان شکل گرفت و آن این بود که چرا عقب ماندیم و به نظر من نا امروز نیز مهمترین سوال است. شهید مطهری در کتاب انسان و سرنوشت می‌گوید که به مدت بیست سال دغدغه‌اش این است که چرا مسلمانان عقب ماندند و یکی از دلایل را نگاه اشتباه به قضا و قدر می‌داند. پس این کتاب را نوشت تا این تفکر اشتباه را حل کند. این متفکر از خاستگاه و نیاز اجتماعی است که به سراغ مساله می‌رود نه صرفا نظریه‌پردازی و کتاب نوشتن.

 

این فعال حوزه جهان اسلام اضافه کرد: در پاسخ به این سوال، سه پاسخ داده شد. یکی از پاسخ‌ها ناسیونالیستی و ملی‌گرایی بود که گفتند غربی‌ها بعد از کنار گذاشتن دین در رنسانس، ناسیونالیسم را در دستور کار قرار دادند و نتیجه این پیشرفت آن ها و نتیجه‌ این تفکر در کشورهای اسلامی شد، پان‌ایرانیست‌ها و پان ترکیست‌ها. برخی این پیشرفت علم را به لیل علم غرب می دانستند و عده‌ای نیز می گویند که دلیل این است که مسلمانان از اصول اسلامی و اصیل خود جدا ماندند.

 

وی بیان کرد: فروپاشی عثمانی چند اثر جدی داشت که هنوز ما مسلمانان حس می‌کینم که نخستین از اثرات این بود که کشورها را تجزیه کردند و گفتند کشور کوچک یعنی ضعیف و اری کردند که حکومت بزرگ اسلامی برای ما مسلمانان تبدیل به خاطره و آرزویی دور و دراز شود.

 

‌کمیلی در ادامه تاکید کرد: پس از آن هاشمی‌ها را از اردن بردند و وهابیت را در حجاز پایه‌گذاری کردند. وهابیت در دوره عثمانی ریشه‌کن و نابود شد و پس از آن آمدند و خاندان سعودی را در حجاز بر سر کار گذاشتند. اقدام بعدی غرب که هنوز اثرات آن‌ها در جهان اسلام وجود دارد، اشغال فلسطین است.

 

IMG_2976

 

ین فعال اجتماعی اظهار داشت: اینکه اکنون می‌بینید در کشورهای اسلامی درگیری‌های مذهبی هست به این دلیل است استعمار سنگ بنای خود را محکم گذاشته است. به برکت انقلاب کرد و ترک و لر و… در کنار هم می‌نشینند اما ساختار اجتماعی در برخی کشورهای اسلامی به گونه‌ای است که هیچ حس ملی‌ای وجود ندارد و تنها حس قومی وجود دارد.

 

وی افزود: فروپاشی امپراطوری‌ها، حس شکست بسیار سنگینی در میان مسلمان‌ها به وجود آورد و پس از آن ده‌ها هزار جریان اسلامگرا در کشورهای اسلامی به وجود آمد. فعالیت‌ خود را گسترش دادند به عنوان مثال اخوانی‌ها معتقد به تشکیل حکومت اسلامی داشتند و برخی دیگر گروه‌ها چنین نبودند. اخوانی‌ها یکی از قوی‌ترین تشکیلات‌های جهان اسلام را دارند و از سال 1928 که شروع بع کار کردند بعد از 15 سال دو و نیم میلیون عضو داشتند. دوره‌‌های آموزشی قوی و ضدیت با رژیم صهیونیستی و غرب نیز داشتند.

 

کمیلی اضافه کرد: «ضدیت با غرب»، «ضدیت با رژیم صهیونیستی»، «وحدت اسلامی» و «حاکمیت دین»؛ باعث شده است انقلاب اسلامی را نزدیک به تفکر اخوانی‌های منطقه بدانند.

 

وی در ادامه تصریح کرد: جریان های غربگرا به دلیل حضور مستقیم استعمار در کشورهای اسلامی محبوبیت‌شان را از دست داند زیرا مردم جنایات غرب در کشورهای ما را می‌دیدند.

 

این فعال حوزه جهان اسلام ادامه داد: اولین اتفاقی که یک شوک تلخ در جهان اسلام به وجود آورد، در سال 1948 و تشکیل اسرائیل بود. مسلمانان ابرقدرت و شاهزاده بودند و به ناگاه تبدیل به برده شدند. این اتفاق مانند یک سیلی بود که مسلمانان را از گیجی خارج کرد و پس از آن رشد و افول همه جریان فکری اسلامی، وابسته به مسئله فلسطین می‌شود.

 

وی با اشاره به اینکه آنچه که باعث می‌شود اندیشه‌ای طرفدار پیدا کند، کارایی آن اندیشه در عمل است، گفت: به عنوان مثال جریان ناصریم به دلیل اینکه توانست به غرب در کشورهای اسلامی ضربه بزند، محبوبیت پیدا کرد. پس از فروپاشی قدرت‌ها بزرگی جریان ناسیونالیست و غربگرا از هم فروپاشیدند و تنها جریانی که توانست زنده بماند و موج ایجاد کند، جریان اسلامگرا بود که به تبع آن، گرایش اسلامگرایی رشد کرد.

 

کمیلی تاکید کرد: انقلاب اسلامی اولین تلاش اسلامگراها بعد از فروپاشی قدرت های اسلامی است و به دلیل اینکه مذهبی‌ها  و اسلامگراها میدان‌دار و عناصر اصلی در این انقلاب بودند، موجی از امید را در میان اسلامگرایان منطقه ایجاد کرد و به همین دلیل استقبال بسیاری از انقلاب ایران شد.

 

عضو شورای مرکزی اتحادیه امت واحده اسلامی عنوان کرد: تا پیش از انقلاب اسلامی، محور مبارزه با رژیم صهیونیستی، عرب‌ها بودند در حالیکه  ایران شاهنشاهی سفارت اسرائیل در خود داشت و  از این رژیم حمایت می‌کرد؛ اما در روزی که عرب ها پیمان کمپ دیوید را امضا کردند، انقلاب اسلامی رخ می‌دهد و به بزرگترین پایگاه علیه غرب و رژیم صهونیستی و دفاع از فلسطین تبدیل می‌شود. این اتفاق توانست موج امیدی را در دل مسلمانان و جریان‌های اسلامگرای منطقه ایجاد کند.

 

گفتنی‌ست، سی و دومین نشست سراسری اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی با حضور دانشجویان عدالتخواه از سراسر کشور، از ششم تا یازدهم ماه جاری در اردوگاه سیدالشهدای آبعلی برگزار می‌شود. در این دوره استادان و اعضای هیئت علمی، فارغ‌التحصیلان جنبش عدالتخواه دانشجویی، فعالان اجتماعی و فرهنگی به ارائه بحث و کارگاه‌هایی در موضوعات فرهنگی، جهان اسلام، اقتصادی، سیاسی، هنر، زنان و … می‌پردازند.

قرار نبود به اسم وحدت اصولگرایی، مجلسی اصول‌گریز تشکیل دهید/ اصولگرایی دیگر یک گفتمان نیست! همچون اصلاح‌طلبی به یک شرکت سهامی خاص سیاسی تبدیل شده است

به گزارش عدالتخواهی، جنبش عدالتخواه دانشجویی در نامه ای خطاب به شورای ائتلاف اصولگرایان بیان داشتند اصولگرایی دیگر یک گفتمان نیست! همچون اصلاح طلبی به یک “شرکت سهامی خاص سیاسی” تبدیل شد، لازم آمد نکاتی چند را خدمتتان تقدیم داریم:

متن نامه به شرح زیر است:

 

شورای ائتلاف اصولگرایان

سلام علیکم

با نزدیک شدن به موعد انتخابات، تب وتاب انتخاباتی رفته رفته شکل گرفته و فضای عمومی کشور را سیاسی تر کرده است. آرایش سیاسی کشور نیز حاکی از آن است که انتخابات آتی مجلس نیز همچون ادوار گذشته، از رقابت اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان متأثر خواهد بود. از آنجا که بیم آن میرود که با تشخیص هایی غلط، تصمیماتی غلط تر، و سازوکارهایی غلط اندر غلط، مجالسی اشرافی و مردم‌گریز شبیه به مجالس پنجم و یا ششم، که کشور را به دام غربگرایی و سرمایه سالاری بردند تشکیل شود، لازم آمد نکاتی چند را خدمتتان تقدیم داریم.

بدیهی است تکلیف فرزندان انقلاب اسلامی با فتنه انگیزی ها، مرزهای کم‌رنگ‌شده با دشمن و سوءاستفاده از مردم در جناح به اصطلاح اصلاح طلب کاملا روشن است که عن قریب در نامه ای مستدل خطاب به شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان بدان خواهیم پرداخت. لذا بینات و بدیهیات را فاکتور گرفته و به سراغ اصل بحث میرویم.

در روزهایی که از وحدت بسیار سخن گفته میشود و همایش های وحدت اصولگرایان یکی پس از دیگری برگزار میشود برای مردم و نسل جوان دانشجو و انقلابی این سوال جدی مطرح است که این وحدت اصولگرایان چیست؟ هدفش چیست؟ و حول چه محوری قرار است تشکیل شود؟ آیا وحدت صرفا برای این است که اصولگرایان وارد مجلس شوند تا رقیبشان وارد مجلس نشود؟!  اساساً اصولگرا کیست که چنین چتر بزرگی از نیروهای انقلاب تا محافظه‌کاران، ساکتین فتنه، عاملان تصویب برجام و صاحبان روحیه‌های اشرافی ِفاصله گرفته از مردم را در برگرفته است؟ نسبت این وحدت و کارنامه ی عناصری که در چتر اصولگرایی جا می‌گیرند با مؤلفه‌های اصول‌گرایی انقلابی شامل: عدالت‌خواهی، استکبارستیزی، فساد ستیزی، ساده‌زیستی، مردم‌گرایی و رفع مشکلات مردم، مسئولیت‌پذیری و… چیست؟

این سوالات از این روی مطرح است که متاسفانه به باور بسیاری از مردم، جوانان و دانشجویان، اصولگرایی دیگر یک گفتمان نیست! همچون اصلاح طلبی به یک “شرکت سهامی خاص سیاسی” تبدیل شده. شرکت سهامی خاصی که در آن “شایسته سالاری” جای خود را به “سهمیه بندی های کوپنی” داده و گروههای مختلف اصولگرا به ‌قدر کوپنشان، که ازقضا بی‌نسبت با میزان دارایی‌هایشان از قدرت، ثروت و اطلاع‌رسانی نیست،  می توانند نیرو معرفی کنند! کوپن هایی که خود محصول لابی ها و زدو بندهای سیاسی اند!

نتیجه ی این سهمیه بندی کوپنی در شب انتخابات میشود برافراشته شدن لیست هایی شبیه به “لیست های ساندویچی”، که انتظار از مردم و نیروهای انقلاب دل بستن به آن بدون چون ‌وچرا کردن است، و در صورت پیروزی در فردای انتخابات، میشود تشکیل مجلسی “شهرفرنگی” که معلوم نیست برنامه اش چیست و می خواهد کشور را به کدام سمت و سو به پیش ببرد.

نتیجه ی چنین سازوکاری میشود مجلس اصولگرایی که برجام را در 20دقیقه تصویب میکند، با کارتل اقتصادی دانشگاه آزاد همراهی میکند، با تصویب لایحه ی بهبود فضای کسب و کار، امورات ملت را به حزب ثروتمندان میسپارد، به وزاری مسئله داری همچون زنگنه و آخوندی رای اعتماد می دهد، و در آخرین مورد هم در برابر نسل جدید قراردادهای نفتی و حل کردن اقتصاد کشور در نظام سرمایه‌داری بین‌المللی سکوت می‌کند!

نتیجه آن‌که مجلسی که نمایندگانش از ابتدا با لابی‌گری، سیاست‌بازی و سهمیه‌بندی دورهم جمع شده باشند، در آن‌همه چیز یافت می‌شود جز آرمان‌های انقلاب، مشکلات مردم و درد محرومین! نتیجه آنکه به باور بسیاری از مردم، «اینان» با «آنان» تفاوتی ندارند! جالب این‌که بسیاری از کسانی که در انتخابات های گذشته ، با همین سازوکار  به مردم قالب شده‌اند، امروز در جریان‌های رقیب شما هستند! بازخوانی سابقه ی اصول‌گرایانه ی بعضی از چهره‌های اصلی دولت بسیار درس‌آموز است!

برادران عزیز!

آزموده را آزمودن خطاست! قرار نبود انقلاب را بین گروههای سیاسی تقسیم کنید، قرار بود گروههای سیاسی را حول محور آرمانهای انقلاب جمع کنید. قرار نبود به اسم “وحدت اصولگرایی”، “مجلسی اصول گریز” تشکیل دهید.

مشفقانه توصیه میکنیم قبل از اینکه پشیمانی به بار آید مسیر خود را اصلاح کنید. صلاحیت، قابل سهمیه بندی نیست. اساساً صلاحیت با عضویت در فلان حزب، وابستگی و تأیید به‌وسیله  فلان شخصیت و فلان مسئولیت به دست نمی‌آید.

اصول گریزان را نمیتوانید به اسم اصولگرایی به جامعه قالب کنید! با هیچ چسبی نمیتوانید مسببان تصویب برجام را به گفتمان اصولگرایی بچسبانید. با هیچ ترفندی نمیتوانید غیبت غائب بزرگ روز تصویب برجام را از اذهان پاک کنید. هیچ شعار و لولوسازی نمی‌تواند فاصله گرفتن از آرمان‌های انقلاب و مسائل عینی مردم را جبران کند. با صد من شعار و خرج کردن از دین و دیانت نمی‌توان چهره‌های تکراری و پدرسالاران تاریخ‌گذشته، مشهوران به دعواهای قدرت، ساکتین در لحظه‌های حساس،  راه رفتگان بین حق و باطل و حتی پرکنندگان پازل دشمن را بدون توجه و برنامه برای حل مسائل مردم به جامعه قالب کرد.

باور کنید اگر لیست هایتان راچنان ببندید که شوقی برنیانگیزد، روحی به شهرها دمیده نشود، بوی انقلاب را به مشام نرساند، دیگر حتی ” شرایط حساس کنونی” هم کسی را متقاعد نمیکند.

باور کنید حتی اگر با عقل ابزاری کاسب کارانه سیاسی هم به مسائل کشور بنگرید، خواهید دید هیچ راهی جز محور قرار دادن آرمانهای انقلاب و شایسته سالاری بر مبنای پایبندی به اصول انقلاب وجود ندارد.  باور کنید حتی اگر با عقل ابزاری کاسب کارانه سیاسی هم به مسائل اجتماعی نگاه کنید، خواهید دید هیچ راهی جز همراهی با مردم، پیگیری درد مردم، و زندگی با مشکلات مردم وجود ندارد.

تا دیر نشده کاری باید کرد…

 

به امید ظهور عدالت گستر گیتی

جنبش عدالتخواه دانشجویی

 

محکومیت انفصال از خدمت رکن‌الدین جوادی مدیر عامل شرکت گاز / سنگ‌اندازی تیم حقوقی زنگنه در شرکت نفت خسارت ۱۵ تا ۵۰ میلیارد دلاری به ایران در لاهه می‌زند

به گزارش عدالتخواهی،معاون اول قوه قضائیه اعلام کرد با توجه به اعمال ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی مدنی توسط رئیس قوه قضائیه، حکم قضائی محکومیت تیم متهم کرسنت که اکنون نیز تیم اصلی زنگنه در وزارت نفت هستند قطعی شد.

رکن الدین جوادی مدیر عامل شرکت گاز در زمان انعقاد کرسنت که امضا کننده و فرد اصلی این پرونده است بر اساس حکم دادگاه به انفصال از خدمت محکوم شده است. اما وی از ابتدای دولت یازدهم به سمت مدیر عاملی شرکت نفت منصوب شد و باعث گردید تا شرکت کرسنت لایحه ای ۹۹ صفحه ای به دادگاه ارائه کند و مدعی شود که چگونه ممکن است قرارداد باطل باشد در حالیکه متهم اصلی فساد دوباره به مسئولیت برگشته است.

با قطعی شدن حکم دادگاه زنگنه اکنون باید نفر اصلی خود در شرکت نفت را برکنار کند. همچنین لازم است اصغر هندی وکیل مدافع زنگنه در پرونده های رشوه خواری استات اویل و توتال از مدیریت پرونده کرسنت برکنار شود.

گفتنی است در دو سال گذشته به دلیل سنگ اندازی تیم حقوقی زنگنه در شرکت نفت، پرونده ایران وضعیت وخیمی در دادگاه لاهه پیدا کرده است. بر اساس اطلاعات افشا شده از سوی شرکت اماراتی داناگاز (وابسته به کرسنت) دادگاه لاهه حکم به تایید قرارداد داده که به تبع آن خسارت ۱۵ تا ۵۰ میلیارد دلاری در انتظار ایران است.

قرارداد استعماری کرسنت که گاز را برای مدت ۲۵ سال به ثمن بخس(کمتر از یک پنجم قراردادهای مشابه) در اختیار شیخ نشینان امارات میکرد در دوره قبلی وزارت زنگنه بر نفت بسته شد. علی رغم اینکه اسناد و مدارک رشوه خواری افرادی در ایران و خارج از کشور قطعی شده اما با تلاش مضاعف تیم حقوقی زنگنه، وضعیت پرونده ۱۸۰ درجه (از زمان دولت یازدهم) به نفع کرسنت تغییر کرد و اکنون این اقدام زنگنه می رود تا ضربه نفتی دیگری بر پیکر اقتصاد ایران بزند.

شنیده ها حاکی است زنگنه زیر بار حکم قضایی نرفته است و باید دید بالاخره سرنوشت متهمان ترکمانچای کرسنت به کجا میرسد.

 

منبع: رجا

برخی از بالا فشار می‌آورند که سریعتر قرارداد IPC اجرایی شود/ شرکتهای خصوصی قدرتمند وابسته به غرب در ایران شکل خواهد گرفت

به گزارش عدالتخواهی، دکتر مسعود درخشان استاد نخبه و برجسته اقتصاد انرژی و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی چندی قبل در نشست علمی در دانشگاه جامع امام حسین(ع) ابعاد پنهان قراردادهای جدید نفتی را رمزگشایی کرد.

دکتر درخشان گفت: متأسفانه کاری که وزارت نفت همیشه انجام می‌دهد، این است که هر مسئله‌ای را مطرح می‌کند سند آن را نشان نمی‌دهد؛ یعنی نمی‌دانی که حرف رسمی چه‌چیزی است. چیزهایی را شفاهی می‌گویند، بعد نقد می‌کنی می‌گویند که مسئله این نبود، اینها چیز دیگری را نقل کردند.

متن زیر صحبتهای دکتر درخشان در این نشست است که با توجه به اهمیت فوق العاده خواندن آن به مسئولان و دست اندر کاران مسائل راهبردی و امنیت ملی توصیه می‌شود:

 

* اقتصاد مقاومتی اساساً جایگاهی برای عقد قرارداد با شرکت‌های نفتی خارجی نیست 

ببینید دوستان داستان نفت در کشور ما همیشه با سیاست پیوند خورده و مشکلات ما هم به لحاظ اقتصادی و هم به لحاظ سیاسی عمدتاً به خاطر وجود نفت بوده است. یک اقتصاد وابسته به نفت داریم و یک نظام سیاسی و مدیریتی کشور که در خلال چندین سال به نحو زیادی متأثر از این درآمدهای نفتی بوده و لذا کارایی‌ها پایین است. قراردادهای نفتی محور این داستان نفت ما می‌شود.

من دو مقاله در مورد قراردادهای نفتی نوشته‌ام در مقاله اول تصویری از کل این قراردادهای نفتی را ترسیم کرده‌ام. مقاله‌ی دوم این است که قراردادهای نفتی با شرکت‌های نفتی خارجی با اصول اقتصاد مقاومتی سازگاری ندارد و من به‌زعم خود توانسته‌ام در آنجا این را ثابت کنم که در اقتصاد مقاومتی اساساً جایگاهی برای عقد قرارداد با شرکت‌های نفتی خارجی نیست. پس این موضع‌گیری من است که اصلاً من مخالف عقد قرارداد با شرکت‌های نفتی خارجی هستم و این را با توجه به موازین اقتصاد مقاومتی نشان داده‌ام. این مقاله‌ی دوم در دانشگاه امام صادق (ص) به چاپ رسیده که من دوستان علاقه‌مند را به آن مقاله ارجاع می‌دهم. پس اگر من بحثی می‌کنم در ادامه راجع به قراردادهای نفتی با این پیش‌فرض است که اصلاً من معتقد به قرارداد با شرکت‌های نفتی خارجی نیستم و این را خلاف موازین اقتصاد مقاومتی می‌دانم.

* شرکت بی پی انگلیس محصول قراردادهای امتیازی رویترز و دارسی

اما در رابطه با قراردادهای جدید ابتدا دورنمایی از قراردادهای نفتی ترسیم کنیم؛ نخستین قرارداد (نفتی) زمان ناصرالدین‌شاه قاجار بسته شد با رویترز (جولیوس بارون دو رویتر) که بعداً خبرگزاری رویترز را این‌ها ساختند ولی در آن موقع خبرگزاری نبود. با اینکه اسمش فرانسوی است اما در اصل انگلیسی بوده است. این قرارداد هیچ‌وقت به اجرا نرسید. منعقد شد اما به اجرا نرسید. بعد هم به خاطر  مسائلی که در جریانش هستید این امتیازنامه (قرارداد که نبود) لغو شد و به‌جای آن برای جبران خسارت امتیاز بانک شاهنشاهی را به رویترز دادند. جالب اینکه امتیاز این بانک شاهنشاهی که داده شد با اینکه امتیاز بود یک‌بندی در آن قرار گرفت که کلیه‌ی مخازن نفتی کشور را می‌تواند بهره‌برداری بکند. یعنی مخازن نفتی کشور دوباره تحت عنوان تأسیس بانک شاهنشاهی به ایشان داده شد. این بند اجرا نشد بلکه به دارسی داده شد و دارسی نه خودش بلکه نماینده‌اش آمد و قرارداد نفتی دارسی نوشته شد. دارسی شروع به فعالیت کرد خب شرکت نفتی در کار نبود. یک شخص بود (ماریوت فرستاده دارسی به ایران) و تعدادی مهندس مخزن و حفاری و بعد از چند سال جستجو نفت پیدا شد و ثابت شد که نفت تجاری است. این تقریباً یکی دو سال قبل از انقلاب مشروطه است. نکته‌ی جالب در آن قرارداد این بود که مدت قرارداد ۶۰ سال بود و بعد از انقضای قرارداد کلیه ما یملک آن شرکت از ساختمان‌ها و ادوات و تجهیزات و این‌ها ۵۰% متعلق به ایران می‌شد. شرکتی تأسیس شد به نام anglo Persian oil company  یا شرکت نفت ایران و انگلیس که بعدها شد همین شرکت BP فعلی. چون BP آن زمان وجود نداشت شرکت BP از همین نفت ایران به وجود آمد یک شرکت درست کردند به نام شرکت APOC.

بعدا رضاشاه گفت این قرارداد استعماری است و پرونده‌ی نفت را انداخت در شومینه گفت من این قرارداد را باطل می‌کنم. ۱۰ تا ۱۵ روز بعد یک قرارداد دیگر امضا کردند تقریباً همان قرارداد ولی یک قسمتش فرق می‌کرد. رضاشاه جشن گرفت که من آن قرارداد استعماری را سوزاندم و حالا یک قرارداد جدید درست کردم.

زمان مرحوم مصدق نفت ملی شد و تازه کشور به استقلال رسید. شرکت ملی نفت ایران تأسیس شد اساسنامه‌اش نوشته شد. البته دوام نداشت. کودتا شد و مصدق سرنگون شد. در دوره پهلوی ابتدا کنسرسیوم نفتی درست شد. بعد محمدرضا شاه گفت این هم استعماری است. تغییرش می‌دهم. آسکو درست شد و امثال آن‌که واردش نمی‌شوم. تا انقلاب اسلامی شد. انقلاب که شد فرم‌های قراردادها هم ‌تغییر کرد.

انقلاب اسلامی که شد شرکتهای نفتی خارجی اخراج شدند. آنها در لاهه شکایت کردند و ایران غرامت‌های سنگین پرداخت کرد. البته در دادگاه مسائل ایران مطرح نشد و در همان بیرون دادگاه کارها حل‌وفصل شد. گذشت و دیگر صنعت نفت کشور دست ایرانی‌ها بود تا رسید به بعد از جنگ تحمیلی که گفتند ما منابع مالی نداریم و باید از شرکت‌های خارجی دعوت کنیم بیایند ایران ولی در چهارچوب قرارداد جدیدی به نام بیع متقابل.

بنابراین سیر تحول قراردادهای نفتی در ایران به این صورت است که اول امتیازی بود بعد مشارکت در تولید شد و اواخر حکومت شاهنشاهی به قراردادهای خدمات (service contract) تبدیل شد که در واقع به‌صورت همین بیع متقابل است. در واقع یک کلکسیونی از همه‌ قراردادها تاکنون تجربه شده است.

* شروع بیع متقابل و تحریم کونوکو آمریکا 

کونوکو اولین شرکتی بود که قرار بود بعد از انقلاب با ایران قرارداد بنویسد. ایران اعلام کرد با کونوکو در چهارچوب بیع متقابل قرارداد می‌نویسد. آمریکا کونوکو را تحریم کرد و گفت تو نمی‌توانی با ایران قرارداد بنویسی. پس استقبال از جهت جمهوری اسلامی بود که قرارداد خارجی بنویسد و رئیس‌جمهور آمریکا تحریم کرد. توتال آمد و قرارداد نوشت و میدان سیری A وE  را انجام داد. یک سری قرارداد بیع متقابل نوشته شد تا تحریم‌های آمریکا شدت گرفت که چند سال پیش این‌ها (شرکتهای خارجی) رفتند و دوباره کل صنعت نفت کشور در اختیار مهندسان ایرانی قرار گرفت. آخرین برگ این تاریخ جریان اخیر قراردادهای IPC است.

یک داستان ۱۴۳ ساله را برایتان گفتم این داستان قراردادهای نفتی ایران است. این‌ها را بیرون می‌کنیم چراغانی می‌کنیم و جشن می‌گیریم، دومرتبه می‌آوریمشان باز هم جشن می‌گیریم. بعد از یک مدتی می‌بینیم اوضاع ناجور شد دوباره بیرونشان می‌کنیم جشن می‌گیریم .بعد دوباره یک سری لابی می‌کنند یا زمینه‌سازی می‌کنند دوباره این‌ها را می‌آورند و دوباره جشن می‌گیریم. این داستان نفت کشور ما است.

* قراردادهای جدید نفتی ساختار صنعت نفت ایران را از لحاظ مدیریتی تغییر می‌دهد

اما این قراردادهای IPC نقطه‌ی عطف قراردادهای نفتی کشور است. این آخری یک‌ کمی متفاوت با قبلی‌ها است. قبلی‌ها این بود که آن‌ها می‌آمدند سود بسیار هنگفتی داشت و در مقابل درآمد نفتی ایران هم بالا می‌رفت. قبلا مسئله‌ی سهم بری مطرح بود. یعنی اگر نمایندگان مردم، توده‌های مردم اعتراض می‌کردند به خاطر این بود که می‌گفتند نفت ما را دارند می‌برند و آن‌ها دارند سود بیشتری می‌کنند.

اما این دفعه داستان سهم بری نیست. سهم بری یک‌بخشی از این است. ساختار صنعت نفت به لحاظ مدیریتی تغییر خواهد کرد. باید ببینیم بعد از بیست سال چه اتفاقی می‌افتد. اقتصاد مقاومتی بر مبنای رویکرد استراتژیک است. اقتصاد مقاومتی تبلور اقتصاد اسلامی در مقطع خاص جمهوری اسلامی است. با دید استراتژیک باید پیش‌بینی آینده را کرد. آنالیز من این است. این نقطه‌ی عطفی است در تاریخ صنعت نفت کشور ما به خاطر اینکه ساختار مدیریتی و ساختار مهندسی نفت ما را تغییر می‌دهد. پس از لحاظ امنیت و قوام نظام بسیار مهم است! باید اقتصاد را با توجه به آثارش روی نظام سیاسی نگاه کنید. اقتصاد را با توجه به آثارش روی نظام اجتماعی، نظام فرهنگی و نظام سیاسی نگاه کنید و منتج همه‌ی این‌ها را در نظام ولایت ببینید.

* مقوم نظام ولایت است یا تضعیف‌کننده!

انقلاب اسلامی ایران وجه مشخصه‌اش با همه‌ی انقلاب‌های دیگر و با همه‌ی تحولات اسلامی دیگر فقط در مفهوم ولایت ظاهرمی‌شود. یک کلمه است. بقیه‌اش که همیشه بوده فقط همین کلمه‌ی ولایت است. بنابر این  چیزی که در  دانشگاه بین متفکران و صاحب‌نظران ما دارد کم‌رنگ می‌شود همین است؛ باید ببینیم این قراردادهای نفتی وقتی‌که اجرا می‌شود و آثار خود را ظاهر می‌کند در فضای اقتصاد و نظام مدیریتی چه تأثیری روی نظام ولایت می‌گذارد و تأثیرش روی نظام سیاسی از دیدگاه ولایت چه خواهد بود. این را باید بسنجیم. معیار و شاخص درست کنیم و اندازه‌گیری کنیم. اقتصاد اسلامی از دیدگاه من یعنی همین!

* شرکتهای خصوصی قدرتمند وابسته به غرب در ایران شکل خواهد گرفت

با اجرای قراردادهای جدید در ده سال آینده شرکت‌های بسیار قدر از لحاظ مالی در ایران شکل خواهد گرفت. یعنی این جریان که جلو برود شرکت‌های خصوصی که به لحاظ مالی بسیار توانمند خواهند بود شکل خواهند گرفت. شما می‌گویید مگه مشکلی دارد؟ ما همیشه می‌خواهیم که یک تعداد شرکت‌های فقیر که فقط کارشان تولید پفک‌نمکی ،پنیر ،دوغ و نوشابه هاست داشته باشیم؟!

بخش خصوصی نباید وارد صنعت نفت بشود؟ من می‌گویم که همه این‌ها محل بحث هستند. ساختار شرکت‌ها چه چیزی است؟ شرکتی که قرار است ۲۷ سال در دامن یک شرکت نفتی بین‌المللی رشد کند (بچه‌ای که در دامن همچنین مادری رشد کند)؛ دلسوز چه کسی خواهد بود؟ خدمت گذار جمهوری اسلامی خواهد شد؟ یا خدمت گذار نظام استکبار جهانی خواهد شد؟ شما بگویید ما نمی‌دانیم ، تو می‌دانی؟ می‌گویم من هم نمی‌دانم اما روی قرائن و شواهد اگر بچه‌ای را بگذاریم در دامن دایه‌ای به نام BP,Shell,…  بگذاریم وقتی این نوزاد یک فرد ۳۰ ساله شد چه چیزی می‌خواهی درآمده باشد؟ این اتفاقی است که در کشور ما دارد می‌افتد.

چه شرکت قدری از لحاظ مالی نیز بشود! شما تصور کنید نفوذی که این شرکت‌ها در آینده کشور خواهند داشت در مجلس، نمایندگان، مطبوعات و روی رسانه‌ها و فرهنگ عمومی با این قدرت مالی و با فرهنگی که از کودکی  در دامن شرکت‌های نفتی رشد کرده. می‌گویید واقعاً از کودکی؟ بله از کودکی. من به شما نشان می‌دهم. عرض من این است، به آن توجه کنید!

حالا این فرمول را اگر گوشه‌اش را آن‌طوری بکنیم منافع ما کمی بیشتر می‌شود، اگر آن فرمول را این‌طوری بکنیم منافع ایران از درآمد نفتش بیشتر می‌شود. حالا یا بیشتر می‌شود یا نمی‌شود. اینها خیلی اهمیت ندارد. قیمت نفت ۲۰ دلار برود بالا شما خیلی بیشتر از تغییر در مفاد قرارداد سود میکنید. اگر اینجا زحمت بکشید و جای پای خودتان در سهم بری‌ها را محکم کنید با سقوط قیمت نفت به‌ اندازه ۲۰ دلار همه‌اش از بین رفته است. نمی‌گویم که ما نسبت به قیمت نفت مان بی‌تفاوت هستیم حتی به یک دلارش هم حساسیم! اما خطر اولی بیشتر از دومی است. خطری که آنجا گفتم به‌مراتب بیش از این است که حالا ما بیاییم بگوییم که این ماده‌اش را این‌طوری تغییر بدهیم این‌جوری می‌شود. کل را مواظبت کنیم! حالا کل چیست؟

* قراردادهای جدید نفتی اجرا خواهد شد 

 

ببینید عزیزان من، این قرارداد همان‌طور که قبلاً گفته شد یک نقطه‌ی عطف در قراردادهای نفتی کشور است. اگر از حالا به فکر نباشیم در آینده می‌گویید مرحوم درخشان یک‌چیزی گفت مثلاً.

این نقطه‌ی عطف است. پیش‌بینی من این است. این قرارداد اجرا خواهد شد. من این‌طورمی‌بینم. این‌طور که می‌بینم مقدمات این قرارداد تقریباً به این دولت و آن دولت و این  رئیس‌جمهور و آنرئیس‌جمهور مربوط نیست. یک فرضیه است البته! بالاخره من هم حق‌دارم یک فرضیه‌ای بگویم دیگر! به‌عنوان یک شهروند ایرانی و یک معلم دانشگاه فرضیه می‌گویم. مقدمات این قرارداد تقریباً از ۱۰ سال پیش طراحی‌شده است. اصلاً کاری به این وزیر و آن وزیر و این دولت و آن دولت ندارد. یک جریانی است در کشور از ۱۰ سال پیش حداقل تا جایی که من می‌دانم. زمینه‌هایش ریخته شده گام‌به‌گام آمده جلو تا به اینجا رسید و گام‌به‌گام به جلو خواهد رفت و اجرا می‌شود. این آنالیز من است.

حالا بیاییم ببینیم این‌که من می‌گویم نقطه عطف است یعنی چه؟! ببینید دوستان این قراردادویژگی‌ای دارد که قراردادهای قبلی ندارند؛ یعنی هیچ قراردادی در طول تاریخ ۱۴۳ ساله‌ی قراردادهای نفتی ما ندارد. ما ۱۴۳ سال تجربه داریم از زمان قرارداد رویتر. البته عملیات نفتی سابقه کمتری دارد چون قرارداد رویتر اجرایی نشد. یک وجه افتراقی دارد این‌که شرکت‌های نفتی خارجی باید با یک شرکت ایرانی همکاری داشته باشد. در هیچ قراردادی ما چنین چیزی نداشتیم. یک شرکت ایرانی با یک شرکت خارجی همکاری داشته باشد. بلافاصله شما می‌فرمایید چه همکاری؟ از چه صنفی است این همکاری؟ لوازم حقوقی این همکاری چی است؟ همه‌ی این‌ها مبهم است. روشن نیست! وجه افتراق این قرارداد با کلیه‌ی قراردادهای جمهوری اسلامی در تاریخ نفت کشور در وجود این شرکت ایرانی است. این همکاری چه همکاری است، تعریف شده نیست. اما در مصوبه هیئت وزرا آمده که این شرکت خارجی باید همکاری کند با شرکت ایرانی تا شرکت ایرانی با حضور در جریان عملیات نفتی دانش فنی و مدیریت را بهدست بیاورد. دانش فنی و مدیریت به این شرکت ایرانی منتقل شود. این جمله‌ای است که در مصوبه هیئت‌وزیران ما دیده‌ایم!

* پنهان کاری در وزارت نفت برای تصویب بی سر و صدا

متأسفانه کاری که وزارت نفت همیشه انجام می‌دهد این است که هر مسئله‌ای را مطرح می‌کند سند آن را نشان نمی‌دهد؛ یعنی نمی‌دانی که حرف رسمی چه چیزی است.چیزهایی را شفاهی میگویند بعد نقد می‌کنی می‌گویند که مسئله این نبود. این‌ها چیز دیگری را نقل کردند. وقتی هم که کتبی منتشر می‌شود بعد از مدتی می‌گویند این هم نیست و چیزی دیگر است. در مصاحبه‌ها هم که معمولاً هر چیزی می‌شود گفت چون سندیت ندارد. در عمل می‌بینیم یک‌ چیز دیگر اجرا می‌شود. این روشی بوده که ما همیشه دیده‌ایم و در این مورد هم همین‌طور است.

* نحوه همکاری شرکت داخلی و خارجی کاملا مبهم است

این اولین سؤال برای ما همین بود که حضور به چه معناست؟ حضور شرکت ایرانی در کنار شرکت خارجی یعنی چه؟ مشارکت به چه معناست؟ مشارکت در سرمایه است یا مدیریت ؟چه شرکت ایرانی می‌خواهد در ردیف شرکت‌های مثل BP,Shell,Total قرار بگیرد و بتواند دانش فنی و مدیریتی را جذب کند؟

این برای ما سؤال بود. تا یک متن دیگری دیدیم که در آن متن نوشته قرارداد مابین یک شرکت نفتی خارجی و یک شرکت عملیات مشترک به انجام می‌رسد. آن شرکت عملیات مشترک JVC یا JOC  فرقی نمی‌کند، این شرکت یا مشارکت در سرمایه‌گذاری مشترک است یا مشارکت در عملیات مشترک؛ که متشکل است از سه شرکت؛ شرکت نفتی بین‌المللی، یک شرکت ایرانی که در ایران به ثبت رسیده است و یک شرکت دیگر که می‌تواند ایرانی باشد یا در خارج به ثبت رسیده باشد و یا شرکت دیگری باشد. من اسناد مختلفی را که دیده‌ام می‌توانم بگویم که یک شرکت نفتی ایرانی حتماً باید باشد در کنار آن شرکت نفتی خارجی! با چه هدفی؟ بتواند فناوری و مدیریت را یاد بگیرد. استدلالش چی است؟ من از طرف شرکت نفت استدلال می‌کنم؛ در این صد و خرده‌ای سال حضور خارجی‌ها در ایران دانش فنی منتقل شد؟ می‌گوییم نه! مدیریت درست‌ و حسابی منتقل شد؟ می‌گوییم نه! می‌گویند پس راهکار این است که این‌ها بروند در کنار هم بنشینند کار کنند و با هم چیزی یاد بگیرند. می‌گوییم آیا این کارآموزی است؟ مثل استاد و شاگرد هستند؟ معلوم نیست و مبهم است.

اگر کارآموزی است ساز و کار این کارآموزی چیست؟ نهادهایی باید باشد برای کارآموزی. می‌گوییم یک‌ چیزی می‌خواهیم یاد بگیریم! الآن شما در این دانشگاه دور هم جمع شدید تا چیزی یاد بگیرید و یاد بدهید. خوب چرا نرفتید مثلاً در یک کافی‌شاپ بنشینید و یک‌چیزی یاد بدهید و یاد بگیرید؟می‌گویید نهاد مناسب می‌خواهد. دانشگاهی باید باشد. حساب‌ و کتابی باید باشد. پس نهاد مناسب برای انتقال این فناوری کجاست؟ سازوکار انتقال چیست؟ می‌گویند در پیوست اِن (n) در حال تدوین است! این خودش یک اشکالی است بر این جریان! هنوز نمی‌دانیم این راه درست است یا نه ولی اصلش را پذیرفته‌ایم. چون این  قرارداد را هیئت‌وزیران تصویب کرده ولی ساز و کارش را نمی‌دانیم. در پیوستی هست که هنوز نوشته ‌نشده است. ساز و کار این ‌که این شرکت ایرانی و شرکت خارجی در چه رابطه‌ای قرار می‌گیرند یا از لحاظ حقوقی در چه رابطه‌ای هستند؟ این شرکت ایرانی چه مسئولیتی در مقابل شرکت ملی نفت دارد؟ مشخص نیست. مشترکا چه مسئولیتی دارند مشخص نشده! آیا حضور این شرکت ایرانی باعث می‌شود مسئولیت شرکت بین‌المللی در مقابل شرکت ملی نفت کمتر بشود؟ مشخص نیست. می‌گویند در پیوستی در حال تدوین است. پس ابهامات خیلی زیاد است.

* شرکتهای داخلی توسط شرکت خارجی انتخاب می‌شوند

اما یک‌چیزی مشخص است که شرکت ملی نفت نمی‌تواند به شرکت نفتی خارجی توصیه کند مثلاً با شرکت درخشان و شرکا همکاری کند. نمی‌تواند این کار را بکند. شرکت ملی نفت می‌گوید خودتان بروید همدیگر را پیدا کنید. تا اینجا به نظر می‌رسد این‌طور باشد. منی که تمام جزئیات را دنبال می‌کنم و با این مسائل آشنا هستم الآن نشسته‌ام می‌گویم «به نظر می‌رسد این‌طور است!»

این‌یک فرهنگ خاص است در این کشور که جواب می‌دهد و جواب هم داده است. شفاف عمل نکنید موفقید. کار را جلو می‌برید. بعد کم‌کم می‌بینید کار تمام شد و کسی هم حرفی نزد. بالاخره کار به نتیجه می‌رسد. ما در خیلی موارد دیده‌ایم شفاف عمل نمی‌کنند و خیلی کارها خوب پیش می‌رود. دلیلش هم این است که این قراردادها شفاف نیست.

خود مدیران ارشد وزارت نفت هم می‌گویند ما هم حرف‌های مختلف می‌شنویم. این تصادفی نیست. یک سیاست آگاهانه است. حرف‌های مختلف مطرح می‌کنند تا بخواهی متوجه بشوی چی به چیه قضیه تمام شده است. پس قدر متیقن  این است که شرکت نفتی ایرانی به وجودمی‌آید و خودش می‌رود با یک شرکت نفتی خارجی دست دوستی می‌دهد و همدیگر را تأییدمی‌کنند. ایران هم می‌آید این شرکت نفتی ایرانی را تأییدمی‌کند و دو شرکت باهم شروع می‌کنند به کار کردن. پولش از کجا می‌آید؟چه کسی پول آن‌ها را می‌دهد؟ حقوق این شرکت نفتی ایرانی و سودش از کجاست؟ مشخص نیست! اما یک چیزهایی از درونش مشخص می‌شود و آن این است که این شرکت نفتی ایرانی می‌تواند حتی پول بیاورد و سرمایه تأمین کند و کارش مسائل مدیریتی می‌شود. درست مثل شرکت‌های نفتی بین‌المللی. به لحاظ مهندسی فنی و مخازن باید آگاه باشد تخصص کافی را داشته باشد. همین‌جا چند سؤال به وجودمی‌آید! نیروهای تخصصی از کجا گرفته می‌شوند؟ از بدنه‌ی شرکت ملی نفت! از کجا می‌خواهند این نیروهای آگاه و متخصص را بیاورند که راجع به مخازن نفتی کشور آشنایی داشته باشند؟ شما تصور کنید که این جریان چه فرهنگی را در کشور به وجودمی‌آورد. یک استاندارد دوگانه به وجود می‌آید. یک عده‌ای که توانسته‌اند بروند عضو این شرکت ایرانی بشوند، احساس برتری می‌کنند نسبت به مهندسانی که نتوانسته‌اند عضو شوند. چون تصور کنید مثلاً دانشگاه لندن یا آکسفورد بیاید در تهران یک شعبه بزند ؛ شهریه را به دلار بگیرد و از استادان ایرانی هم استفاده کند به مدت ۳۰ سال و به دلار هم حقوق بدهد و به‌عنوان استاد با دانشگاه مرتبط هستی. هر استادی که قوی‌تر باشد طبعاً به سمت آن دانشگاه و آن‌هایی را که نرفته‌اند را می‌گویندحتماً شما چیزی بارتان نبوده که شما را نبرده‌اند. حال فرض کنید هم دانشگاه آکسفورد هم   لندن و میشیگان و پنسیلوانیا و هاروارد هم برای شعبه زدن بیایند.بعد هم همه‌ی استادان خوب می‌روند به این سمت چون برای ۳۰ سال با این‌ها هستند. از بدنه‌ی دانشگاه‌های کشور چه چیزی باقی می‌ماند؟ چیزی باقی نمی‌ماند.

 

* قراردادهای جدید چه زیبا و کارا قلب شرکت ملی نفت را هدف قرار داده است

این اتفاق دارد در بدنه‌ی صنعت نفت می‌افتد. شرکت‌های خارجی آمده و هرکدام می‌گویند یک شرکت ایرانی بیاید در کنار من و لایخفی که اون شرکت نفتی خارجی واقعاً روی ایرانی‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند. اما چه چیزی گیر شرکت ملی نفت می‌آید؟ شرکت ایرانی در دامن شرکت خارجی رشد می‌کند و بعد از مدتی اگر ما خواستیم بهش بگیم شرکت نفتی فلان حاضری فلان کار هم برای ما انجام بدهی؛ می‌گوید منم دیگر بین‌المللی هستم قرارداد من هم در همان حد قراردادهای خارجی است.

هیچ فرقی نمی‌کند. چه فایده‌ای برای شرکت ملی نفت داشت؟چه چیزی رشد کرد؟ یک تعداد شرکت‌های نفتی ایرانی که در دامن شرکت‌های نفتی خارجی رشد می‌کنند و درنهایت برای آن‌ها کار خواهند کرد چون مهندسان ایرانی نسبت به محیط‌های بین‌المللی ارزان‌تر می‌گیرند. به‌طور مثال به شرکت نفتی ایرانی بعد از ۱۵ سال می‌گوید برو و در شمال آفریقا از جانب من فلان میدان را مثلاً مدیریت کن و شرکت ایرانی هم می‌گوید چشم! چه چیزی عاید شرکت ملی نفت می‌شود از این ارتباطات؟ آیا بدنه‌ی شرکت ملی نفت قوی‌ترمی‌شود؟ نه، برعکس مرتباً نیروهایش را از دست می‌دهد. این همان خطری است که من متوجه آن هستم.

نه‌ تنها نیروهایش را از دست می‌دهد، یک نوع بی‌تفاوتی در نیروهایی که مانده‌اند هم به وجودمی‌آید. می‌گویند ببینید فلان کس زد و بند کرد یک شرکت درست کرد و رفت. ما موندیم! و الآن دارد این اتفاق می‌افتد. برخی از مهندسان نفت می‌گویند در شرکت‌های نفتی ولوله‌ای افتاده که خارجی‌ها دارند می‌آیند، برویم صلاحیت خودمان را مصوبه‌اش را بگیریم و برویم با آن‌ها!ولوله‌ای در نفت افتاده که برای چه اینجا بمانیم؟ برویم با خارجی‌ها کار بکنیم. اینجاست که من آن جمله را گفتم که خیلی‌ها ناراحت شدند. گفتم این قراردادهای نفتی چه زیبا و کارا قلب شرکت نفت را هدف قرار داده است.

* پیش فرضها و تبعات تخریب نفت در شورایعالی امنیت ملی باید بحث شود

در جلسه‌ای من همین مسئله را مطرح کردم یکی از مقامات ارشد نفت گفت : شرکت ملی نفت ۱۵۰هزار کارمند دارد، یک موجودگنده‌ی بی‌تحرک شده که هیچ امیدی به آن نیست .اگر می‌توانست کاری بکند تا الآن انجام داده بود. به عبارت الاخری یعنی چه؟ همان حرف من است. باید قلبش را هدف قرار بدهیم و جمعش کنیم برود .معنی‌اش این است. حرف من را تأیید نکرد ولی این‌گونه جواب داد. پاسخ من چه بود؟ مسئله‌ای به این اهمیت از لحاظ ایدئولوژیک و سیاسی  در کجا بحث شده است؟ چند جلسه مباحثه در مورد آن داشتیم؟ آیا در شورای امنیت ملی بحث شده که شرکت نفت را کم‌کم جمع کنیم؟ نه! مسئله‌ای با این درجه اهمیت پذیرفته تلقی شده است؟ ما گفتیم این را قبول کرده‌ایم؟ متناسب با این فرض قرارداد نوشته‌ایم؟

اول بیایید این بحث را در جایی انجام بدهید. با توجه به سیاست‌های کلی نظام ؛ مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای امنیت ملی ، نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کشور و دانشگاه‌ها بنشینند روی این کار کنند. تا به این نتیجه برسند که یکی از راه‌های نجات کشور این است که شرکت نفت را جمعش کنیم. اگر به این نتیجه رسیدیم، بله راهش هم همین است. اتفاقاً دقیقاً این راه راه خوبی است. من هم تأییدش می‌کنم. اما ابتدا به این نتیجه‌گیری برسیم.

ببینید پیش‌فرض‌های این قراردادها هیچ جا بحث نشده اما با این هدف دارد اجرایی می‌شود. فرضیه‌ای که من مطرح کردم، تست شد! یکی از مقامات ارشد نفت که دست‌کم چند سالی در پست‌های ارشد نفت تجربه دارد گفت که دیگر هیچ امیدی نیست! عیب ندارد ولی درجایی تصویب بشود بعد این قرارداد را اجرا کنید. این قرارداد مانند عدد ۱۲ است بشماری به ۲۰ خواهی رسید. هیچ راهی نداری؛ منطق حاکم برشمارش اعداد حکم می‌کند که از یک شروع کردی و تا ۱۲ شمردی ناچار به ۲۰ هم خواهی رسید. پس این مهم‌ترین مسئله است.

* برخی از بالا به وزارت نفت فشار می‌آورند که سریعتر قرارداد IPC اجرایی شود

مسئله‌ی دیگری که در کنار این باز به لحاظ دقت‌های نظری که شما دارید در حول‌وحوش این قرارداد مطرح است، این است که امضای این قراردادها موجب می‌شود که ما در مقابل تحریم‌های آینده و یا بازگشت تحریم‌هامقاوم‌تر خواهیم بود.این معنای اقتصاد مقاومتی است. می‌گویید چرا؟

تصور کنید که ما با ۲۰ شرکت نفتی خارجی قرارداد ببندیم دو مرتبه بعد از مدتی این آقای رئیس‌جمهور آمریکا دوباره رقاص بازی‌اش گُل کرد و خواست یک بازی جدید دربیاورد و ایران را تحریم کند. این شرکت‌های نفتی حامی ما هستند. می‌روند لابی می‌کنند و دارای نفوذ هستند. پس بهتر است که ما خیلی گیر ندهیم.  برای حفظ کشور از بازگشت تحریم‌ها در آینده از این‌ها بهره ببریم. پاسخ این چیست؟ اینجا هم باز یک سفسطه دارد اتفاق می‌افتد. اشکالش کجا است؟ بازهم من یک شاهد مثال برایتان بیاورم بازهم یکی از مقامات نفت گفت که ما از مقامات بالاتر از نفت تحت‌فشاریم که زودتر قراردادها منعقد بشود. این فقط مسئله‌ی خود نفت نیست همه ‌چیز را پای ما حساب نکنید ما از مقامات بالاتر تحت‌فشار هستیم که زودتر این قراردادها منعقد بشود. توجیه آن چیست؟ من که نمی‌دانم بازهم فرض این است که فکر می‌کنند با عقد این قراردادها شرکت‌های خارجی، در مقابل تهدیدات آینده‌ی دولت‌های خارجی مدافع منافع جمهوری اسلامی ایران می‌شوند. چون منافعشان در ایران در معرض خطر قرار می‌گیرد. این‌گونه نیست!

 

* شرکت خارجی هیچ ریسکی از تحریم مجدد ما متحمل نشده است

عزیزان اگر به‌دقت چهارچوب کلی این قراردادها را مطالعه کنید، این‌طور نوشته است که اگر به هر دلیلی تولید نفت ایران کم شود. (به هر دلیلی ؛ ممکن است تصمیم ایران یا OPEC باشد یا هر دلیل دیگری که من در اینجا تحریم‌ها تعبیر می‌کنم.) اگر بخواهند ایران را تحریم کنند که نمی‌گویند شما حق ندارید در اینجا حفاری کنید یا تولید نکنید. تحریم روی فروش دست می‌گذارد. همان‌گونه که قبلاً این کار را کرده است. مگر غیر از این است؟ روی فروش هم اگر دست بگذارد تأثیرش بر تولید ما هست. چون اگر نتوانیم نفت را بفروشیم تولیدمان پایین می‌آید. به همین دلیل در این قرارداد آمده به هر دلیل اگر تولید نفت ایران کاهش یافت، تولید از میادین موضوع قرارداد نباید کاهش پیدا بکند. از میادین دیگر کم کنید. این قراردادها که می‌بندیم مثلاً برای ۱۵۰ هزار بشکه در روز در فلان میدان این باید به تولید خودش ادامه بدهد؛ یعنی تحریم به ما ارتباطی ندارد. آمریکا تحریم کند فوقش صادرات نفت را تحریم می‌کند و در بدترین حالت به صفر برساند. در داخل کشور ما نفت مصرف نمی‌کنیم؟ پس تولید این میدان‌ها حتی برای مصرف داخلی هم تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد. باید میزان تولید سایر میادین را کاهش دهید. ببینید پس این شرکت‌ها در آینده مدافع ما نخواهند بود زیرا میزان تولید این میادین از امنیت برخوردار است.

در ضمن تبصره‌ای دارد که تماشایی هست. اگر به هر دلیلی شرکت ملی نفت تولید از این میادین را کاهش داد مانعی ندارد ولی مبلغ به ازای هر بشکه تولید که باید به شرکت‌های خارجی پرداخت شود بر اساس همان قرارداد اولیه است؛ یعنی اگر طبق قرارداد ۱۵۰ هزار بشکه تولید می‌کردیم و به ازای هر بشکه مثلاً ۵ دلار به آن‌ها پرداخت می‌کردیم باید همان میزان را پرداخت کنیم. حتی اگر تولید را تا ۵۰ هزار بشکه پایین بیاوریم هم باید به ازای ۱۰۰ هزار بشکه کاهش‌یافته نیز مبلغ کامل را پرداخت کنیم. پول سرمایه‌گذاری اولیه را هم که گرفته است.پس دیگر ضرری نمی‌کند. اندکی در هزینه‌های بهره‌برداری ضرر می‌کند که رقم خاصی نیست. پس اگر تولید را کاهش دادیم هرچند دیگر تولید نمی‌کند اما پولش را دریافت می‌کند؛ یعنی آن انعامی که بابت هر بشکه باید می‌پرداختی را کامل دریافت می‌کند. و اگر از محل فروش و نصف نفت خام تولیدی، هزینه‌های سرمایه‌گذاری و غیره من تأمین نشد الباقی آن را باید از منابع دیگر به آن‌ها پرداخت کنیم. اطمینان کامل دارند که پولشان را به‌طور کامل دریافت می‌کنند. تحریم‌ها هم هیچ تأثیری در حوضه‌های نفتی آن‌ها نخواهد داشت. بنابر این اگر مسئولان سیاسی کشور بر این باورند که با امضای این قراردادها این شرکت‌ها بعداً طرف ما را گرفته و علیه آمریکا لابی می‌کنند، اشتباه می‌کنند. چون منافع آن‌ها در خطر نمی‌افتد. قراردادها را به‌درستی نخوانده‌اند. به گونه ای طراحی شده که انتقال فناوری واقع نشود.

در مورد مسئله‌ی انتقال فناوری هم به شما بگویم چند روز پیش من مطلع شدم فردا در وزارت نفت این مسئله را بررسی می‌کنند. مسئله‌ی ابلاغیه‌ی وزیر در مورد تأیید صلاحیت شرکت‌های ایرانی است. هم‌اکنون ۳ نوع شرکت نفتی در دنیا داریم .یکی از این‌ها شرکت‌هایی هستند به نام خدمات نفتی OSC معروف‌ترین شرکت‌های در این گروه شلوم برجر و هالی برتون هستند. چه‌کاری انجام می‌دهند؟ لرزه‌نگاری برای کشف میدان، حفاری برای اطمینان از وجود نفت، تأیید تجاری بودن نفت، تعمیق چاه‌های نفت، سیمان‌کاری داخل چاه‌ها، ازدیاد برداشت از مخازن نفتی، لوله‌گذاری کف دریا و غیره. تمامی این‌ها خدمات فنی این شرکت‌ها هستند. اتفاقاًهمین‌ها هستند که ما باید در آن‌ها دانش فنی بهدست بیاوریم. پس دانش فنی که ما می‌خواهیم درOSC ها نهفته است. ما به دنبال این فناوری‌هاهستیم و ازدیاد برداشت نفت از مخزن‌ها، مطالعه‌ی سازند مخزن که این مخزن چه ویژگی‌هایی دارد روش‌های ازدیاد برداشت از این مخزن چه است؟ گاز (کربنیک، طبیعی، ازت) تزریق کنیم یا از روش‌های حرارتی استفاده کنیم؟ ویژگی‌های سیالی که در این مخزن است چیست؟ نفت فوق سنگین را چگونه استخراج‌کنیم؟ مته حفاری نیاز داریم برای فلان حوضه از چه نوعی باشد؟دستگاه‌ها و ابزارهای دقیق می‌خواهیم  برای اینکه از مخازنمان بهره‌برداری کنیم ما به این‌ها نیاز داریم که همه در نزد شرکت‌های خدمات نفتی است.

شرکت‌های دیگری هستند به نامEPC شرکت‌هایی که مهندسی تفصیلی انجام می‌دهند (همانند پروژه ساخت یک ساختمان) تمامی مواد اولیه را تأمین می‌کند حتی اگر لازم باشد می‌دهد از طریق دانش‌هایپیشرفته‌ی مهندسی  برایش بسازند و در انتها کامل شده‌ی پروژه را تحویل شما می‌دهد. بخشی از کارشانdetail engineering است که اتفاقاً ما در بخش مخازن به آن احتیاج داریم. یا مثلاً ما اجزا را خوب می‌سازیم و تولید می‌کنیم اما در سرهم‌بندی کردن و مجموعه‌سازی ضعیف هستیم که نزد این شرکت‌ها است. چون فرآیند ساخت با این شرکت‌ها است.پس سه نوع شرکت داریم شرکت‌های خدمات که اکثر دانش فنی که نیازمند آن هستیم نزد آن‌هاست و EPC ها که در مباحث فنی به دانش این‌ها نیز نیازمندیم. نوع سوم شرکت‌هایی هستند به نام E&P (اکتشاف و تولید) که از ابتدای اکتشاف تا توسعه و تولید از وظیفه این شرکت‌هاست.شرکت‌های نفتی بین‌المللیازجملهBP و توتال از این دسته شرکت‌ها هستند. حالا کار این‌ها چیست؟ سرمایه تأمین می‌کنند و از بانک‌های بزرگ بین‌المللی وام می‌گیرند برای مدیریت کل پروژه که بر عهده‌ی این‌هاست. مثلاًپروژه‌ای مانند میدان آزادگان را بر عهده می‌گیرند و با جذب سرمایه با شرکت‌های خدمات نفتی وEPC هاsub contract  می‌بندند برای انجام کارها.

 

 

* فقط شرکتهای E&P ایرانی می توانند شریک خارجیها شوند

حالا این بزرگواران می‌خواهند تشریف بیاورند ایران و یک شرکت ایرانی هم باید برود کنار این‌ها. حالا این شرکت ایرانی از کدام نوع شرکت های بالاست؟کدام باید باشد؟ گفته‌اند باید E&P باشد! جذب دانش فنی زلزله‌نگاری که به E&P منتقل نمی‌شود. دانش فنی از یک شرکت خدمات نفتی به یک شرکت دیگر منتقل می‌شود. دانش حفاری هوشمند که از E&P به E&P منتقل نمی‌شود. دانش حفاری هوشمند(حتی در آن سطح) از BP به Shellمنتقل نمی‌شود. هالی برتون دومین شرکت خدمات نفتی دنیا که دفترش در هیوستون، تگزاس آمریکا است می‌خواهد یک دفتر در قطر بزند. برای اینکه این شیخ‌نشین‌های جنوب خلیج‌فارس عقلشان رسیده که اگر بخواهند رشد کنند باید بروند با این شرکت‌ها همکاری کنند. عربستانی سعودی با آن حجم نادانی عقلشان رسیده که الآن خیلی از شرکت‌های خدمات نفتی مستقیم از خود عربستان سعودی فعالیت می‌کنند. عقلشان به این رسیده است. آن‌وقت ما به دنبال این هستیم که برویم کنار BP و Total پبنشینیم.پدوستان من این‌ها قدیمی شده است. این شرکت‌ها نمی‌توانند دانش فنی منتقل کنند. قدیم‌ها این بود. زمان مرحوم مصدق و قبل آن بود که یک شرکت تمام‌کارها از جمله توسعه، ساخت و مهندسی تفصیلی با خودش بود. الآن تمامی این کارها توسط شرکت‌های دیگر انجام می‌شود. ما هنوز فکر می‌کنیم راز به دست آوردن دانش فنی و مدیریت پیشرفته کار کردن با E&P ها است. این موضوع درابلاغیه‌ای که وزیر نفت ابلاغ کرده وجود دارد که فقط شرکت‌های نفتی ایرانی  E&P می‌توانند با شرکت‌های خارجی همکاری کنند و بعد تبصره‌ای آورده در دستورالعمل وزیر که اگر شرکتی خدماتOSC یا EPC دارد باید آن خدمات را واگذار کند و یک E&P خالص بشود  بعد بیاید با شرکت خارجی همکاری کند. پس این قراردادها دارد ساختار مهندسی نفت ما را هم تغییر می‌دهد؛ یعنی الآن اگر شرکتی باشد که هم خدمات فنی در ایران ارائه بدهد و فرآیند ساخت و مدیریت را دارد مانند شرکت‌هایی که فازهای پارس جنوبی را توسعه دادند نمیتوانند با طرفهای خارجی شریک شوند!

در شرایط تحریم همین ایرانی‌ها کل فازهای پارس جنوبی را بدون کمک شرکت‌های خارجی توسعه دادند. اکنون‌که می‌گویند گاز و نفت پارس جنوبی به حداکثر میزان خودش می‌رسد به خاطر توسعه فازها در دولت قبلی بوده است. همه‌ی این توسعه‌ها در شرایط تحریم و توسط شرکت‌های ایرانی صورت گرفته است. حالا این شرکت‌های ایرانی باید بروند قسمت‌های خدمات نفتی و ساخت و مهندسی تفصیلی و procurement را کنار بگذارند تا بتوانند شریک شوند. باید این شرکت‌ها کارهایشان را واگذار کنند و یک شرکت نفتی E&P بشوند. پس ساختار نفتی ما را هم هدف قرار داده است. این قراردادها هم ساختار آینده‌ی شرکت نفت را تحت تأثیر قرار می‌دهد هم آینده‌ی صنعت مهندسی در صنعت نفت. اگر این شرکت ایرانی که می‌خواهد برود طرف همکاری با شرکت‌های خارجی اگر E&P نباشند که با وظیفه‌ی شرکت خارجی در تعارض است دیگر از یک جنس نیستند و نمی‌توانندباهم کار بکنند. یک شرکت خدمات نفتی که نمی‌تواند با یکE&P کار بکند. یک شرکت EPC که نمی‌تواند با Total کار بکند. توتال می‌گوید که من خود به چندین شرکت EPC کارهایم را ارجاع می‌دهد. پس یک شرکت EPC ایرانی نمی‌تواند با یک شرکت خارجی از جنس E&P همکار بشود. حالا اگر خواستید این شرکت‌ها را از جنس E&P کنید ، شرکت‌هایی که شکل‌گرفته‌اند را متلاشی می‌شوند. یعنی این قراردادهایIPC می‌آیند برای انتقال دانش فنی و مدیریت ولی شرکت‌های که بعد از چندین سال در ایران شکل‌گرفته‌اند را متلاشی می‌کنند چون دستور مستقیم وزیر است که شرکت‌های ایرانی باید وظایف OSC  وEPC  خود را واگذار کنند. این عین دستورالعمل وزیر است.

دو نکته است که می‌گویم و بعد از خدمت دوستان مرخص می‌شوم. اول اینکه در مورد قرارداد ها همیشه استدلال نفت این است که مخازن مشترک را دارند می‌برند. هرگاه می‌خواهند به موضوعی برسند مخازن مشترک را مثال می‌زنند. اما در عمل می‌بینیم به این بهانه، کار دیگری اتفاق می‌افتد. هر وقت شرکت ملی نفت به بن‌بست می‌رسد از مخازن مشترک صحبت می‌کند. ما هم معتقدیم اگر مشکل این است همین الآن شورای هماهنگی و مدیریت مخازن مشترک تشکیل بشود و در مورد این‌ها تصمیم بگیرد. در مورد هر مخزن باید جداگانه تصمیم گرفت در بعضی‌ها با کشور مقابل طرف هستیم و باید با آن‌ها صحبت کنیم که آن‌ها نیز مذاکره می‌کنند.اما نه اینکه به بهانه‌ی مخازن مشترک کل ساختار صنعت نفت کشور تغییر بدهیم.

* شرکتهای خارجی دنبال تخریب مخازن ما هستند

ببینید من قبلاً هم گفتم به دلایلی که در مقاله قبلاً شرح داده‌ام با عقد قرارداد با شرکت‌های خارجی مخالفم ؛ یکی از دلایلش این‌که مهندسان ما که روی مخازن کار می‌کنند مخالف‌اند و می‌گویند خودمان می‌توانیم اما آن‌هایی که در تهران هستند و هیچ‌وقت این مخازن را ندیده‌اندمی‌گویندنمی‌توانیم. این مسئله جدی است. مهندسان ایرانی می‌گویندمی‌توانیم و نیازی نداریم. آفتاب آمد دلیل آفتاب! بعد از انقلاب اسلامی و در دوران جنگ تحمیلی چه کسانی هم تخریب‌های عراق را تعمیر می‌کردند و هم تولید می‌کردند؟ الآن که فقط مسئله‌ی تولید است. خودمان در آن زمان تولید می‌کردیم. کل بیع متقابل که شرکت‌های نفتی خارجی آمدند ۴۰۰ هزار بشکه تولید می‌کردند. که آن‌هم تحریم شد رفتند. ما تا ۳۷۰۰۰۰۰ هزار بشکه در روز را خودمان تولید می‌کردیم تا قبل از تحریم. پس کشوری نیستیم که هیچ‌چیزی ندانیم و جامعه مهندسان ما قوی هستند. ببینید اگر دانش و فناوری نزد شرکت‌های خارجی باشد و بیایند ایران در جهت تخریب مخازن ما استفاده خواهند کرد. این را بدانید.

* فاجعه در پیش رو پارس جنوبی محصول نابودی مخازن توسط شرکتهای غربی

الآن فاجعه‌ی بزرگی در پارس جنوبی در شرف شکل‌گیری است. مطالعاتی که ما در حال انجام آن هستیم نشان می‌دهد در ۱۴۱۴ یعنی حدوداً ۲۰  سال دیگر کشور دچار بحران عظیم گاز می‌شود. پارس جنوبی بر اساس یک پیش‌بینی تولیداتش از ۸۰۰۰۰۰ مترمکعب در روز که در سال ۱۳۹۹ قرار است به آن برسد به حدود ۶۵۰۰۰ مترمکعب می‌رسد؛ یعنی ۵سال دیگر پارس جنوبی به اوج تولیدش می‌رسد و پس‌ازآن در طی ۱۵ سال کاهش میابد و به ۶۵۰۰۰ می‌رسد یعنی هیچ دیگر.چگونه می‌شود این کشور را اداره کرد؟ مگر اینکه کمپرسورهای قوی بر سر هر چاه بگذاریم که گاز را بمکد که غالباً ساخت زیمنس آلمان هستند. اگر به ما بدهند و ما پول داشته باشیم بخریم حداکثر تولید به ۴۰۰۰۰۰ متر مکعب می‌رسد.فقط ابعاد این از جهت امنیتی را ببینید در کشور چه اتفاقی می‌افتد. نه در مجلس بحث می‌شود نه در شورای امنیت ملی بحث می‌شود و نه نهادهای اطلاعاتی کشور نسبت به این مسئله پیگیری می‌کنند. یک فاجعه در شرف تکمیل است. دلیل چیست؟

قطر نحوه‌ی بهره برداریش با راهنمایی شرکت‌های خارجی چنان بوده که از لوله‌های ۹ اینچ در مقابل ۷ اینچ که ما استفاده می‌کنیم بهره برده و حفر افقی و تخلیه شدید نفت ما از حوزه‌های مرزی باعث بالا آمدن سفره‌های آبی شده است. پارس جنوبی ۴ طبقه دارد که در بعضی از فازها آب تا طبقه سوم بالا آمده است. یکی از فازها تا ۳ سال دیگر از مدار خارج می‌شود. به خاطر کارهایی که شرکت‌های نفتی در قطر کرده‌اند .این جنایت بزرگ را نه تنها به ما بلکه به بشریت کرده‌اند. این‌ها این گاز مورد نیاز بشر را در لایه‌های آبی مدفون کردند. این‌هاحقایق‌اند که من خدمتتان می‌گویم.

*۲۰ سال بعد بحران انرژی در ایران خواهیم داشت

در یکی از گزارش‌ها گفتند معاون وزیر یا یکی از مسئولان گفته تا ۲۰۰ سال گاز داریم. ولی اطلاعات دیگر می‌گویند تا ۲۰ سال دیگر کشور در بحران گاز فرو می‌رود. تصور کنید شما فازی را به یک شهر متصل کرده‌ای و از مدار خارج می‌شود. شهر با مشکل کمبود گاز مواجه می‌شود ؛ یعنی نصف تهران مثلاً گاز ندارد.بحران امنیتی آن موقع است. این عدد ۱۵ که در برجام آمده من گاهی وقت‌ها به بحران انرژی که ۱۵ سال بعد دامان کشور را می‌گیرد، ربطش می‌دهم. بنابر این مسئله هسته‌ای و بحران انرژی را باید در ارتباط با هم قرارداد. ۱۵ سال بعد اتفاقات مهمی در کشور اتفاق می‌افتد. بنابر این شرکت‌های خارجی به بشریت خیانت کردند و گاز پارس جنوبی زیر آب مدفون شد.این در حالی است که ما هنوز از یکی از فازها که قطر دارد از آن نفت استخراج می‌کند، بهره‌برداری نکرده‌ایم. آمده‌ایم فازهای پشتی آن را برداشت می‌کنیم. این‌ها اشتباه نیست، این‌ها برنامه‌ریزی‌ شده است. این شرکت‌های خارجی که دشمن قسم‌خورده‌ی ما هستند دوباره دعوتشان می‌کنیم. مسئله‌ی ما اینجاست. عملکردشان در پارس جنوبی و سروش مشخص است.

من با مرحوم دکتر سعیدی از طرف دفتر ریاست جمهوری رفتیم برای حقیقت‌یابی میدان سروش. دکتر سعیدی به شرکت شل گفت : شما پدر سروش را درآوردید. چرا این کار را کردید؟ ضربه‌ای که شل به سروش زد از لحاظ مهندسی اثبات‌شده است. نشسته بودند و لبخند می‌زدند. می‌گفتند اگر می‌خواستید بهتر کارکنیم باید بیشتر پول می‌دادید. دکتر سعیدی گفت: در قانون نفت و عرف نفت جهانی شرکت نفتی باید منافع نفتی طرف مقابل را رعایت کنید. و گرنه نباید امضا می‌کردید. شما به حرفه‌تان خیانت کردید. یکی از منابع نفتی دنیا را شما مسئله‌دار کردید. ایران شل را جریمه کرد که گفتند می‌دهیم ولی بعد که سر و صداها خوابید گفتند ما طبق قرارداد عمل کردیم و جریمه ندادند. این شرکت‌ها و این هم سابقه‌ی آن‌ها و ما دوباره داریم دعوتشان می‌کنیم ایران.

منبع: خبرنامه دانشجویان ایران