برادرمان، محمدجواد جلالفرد پر کشید…

انا لله و انا الیه راجعون

برادرمان، دانشجوی انقلابی و عدالتخواه، محمدجواد جلالفرد، ساعاتی پیش به نزد الله شتافت.

محمدجواد جلالفرد، عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی و مسئول کمیته مطالبه حق مسکن مردم ساعاتی پیش به دلیل عارضه قلبی، درگذشت.

مراسم تشییع این جوان انقلابی، فردا جمعه ساعت 14:30 در قبرستان شرف‌آباد یاسوج برگزار می‌شود.

این واقعه دردناک را به خانواده این عزیز و تمامی دانشجویان انقلابی و عدالتخواه کشورمان، تسلیت عرض می‌نماییم و طلب آمرزش و مغفرت وی را از خداوند متعال خواستاریم.

برای این عزیز از دست رفته، فاتحه‌ای قرائت بفرمایید.

 

بیانیه تحلیلی مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز به مناسبت روز ملی شدن صنعت نفت

به گزارش عدالتخواهی، مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه های شیراز به مناسبت روز ملی شدن صنعت نفت، بیانیه‌ای تحلیلی صادر کرد.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر در پس گرامی داشت های فانتزی و همایش های دهن پر کن به مناسبت روز ملی شدن صنعت نفت نگاهی گذرا به تاریخ ایران بیاندازیم یکی از نماد های عینی استکبار ستیزی واقعه ی ملی شدن صنعت نفت بود ،که با توجه به حضور گسترده ی مردم این مهم شکل گرفت.


حال سال ها از آن واقعه می گذرد و رفته رفته این استقلال نفتی رو به نابودی است. به طوری با توجه به تاکیدات مکرر مقام معظم رهبری در مورد عدم خام فروشی نفت باز هم شاهد این امر هستیم چنانچه اگر بخواهیم با یک دید کلی به این قضیه نگاه کنیم به این مهم پی می بریم که استقلال کشور تنها در زمینه اختیار داشتن قدرت فروش نفت آن هم بصورت خام نیست و اگر نتوانیم از مشتقات نفت استفاده کنیم و کماکان آن را به صورت خام بفروشیم به دیگر کشور ها و به طور غیر مستقیم  آن مشتقات نفتی که توسط شرکت های دیگر وارد کشور می شوند را مصرف می کنیم، این هم نماد عینی نفی استقلال است .


رهبر معظم انقلاب می فرمایند:
((اداره کشور برمبنای فروش نفت خام شبیه «بچه پولداری ملی» است))

حال با توجه به مجال به وجود آمده به چند نکته در مورد چرایی عدم فروش نفت خام توجه می کنیم:

  1. 1. به هم ریختن محاسبات عقلانی تصمیم گیران:

خام فروشی به مثابه فروش منابع ملی یک جامعه است؛ خام فروشی مثل فروش طلا است. خام فروشی در نگاه اولیه ی سودی بسیار هنگفت برای یک جامعه به ارمغان می آورد و این باعث میشود که حاکمیت سود های کمتر ناشی از مشتقات آن را اصلا حس نکند، وقتی دولت از فروش نفت خام مثلا 700 درصد سود میکند، دیگر هیچوقت سود ناشی از یکی از فرآورده های نفت(مثلا بنزین) که حداکثر 25 درصد هست به چشمش نمی آید و این باعث میشود که مفهومی به نام رقابت از بین رفته و توازن نابود شود؛ چرا که برای یک دولت هیچ چیزی با درآمد ناشی از فروش نفت خام برابری نمیکند(در نگاه سطحی( در واقع خام فروشی فهم دولت را از اقتصاد به هم ریخته، دولت مزیت ها را تشخیص نداده، تفاوت ها را متوجه نمیشود و تبدیل به یک بچه پولدار میشود که با یک فعالیت کم مقدار پول هنگفتی کسب می کند.


  1. 2. ارزش افزوده بالاتر:

نفت خام به عنوان ماده اولیه و انرژی، کاربرد دوگان های در اقتصاد دارد. در واقع نفت، خون درون رگ حیاتی دنیای صنعتی کنونی است و به همین دلیل از آن به عنوان کالای راهبردی یاد میشود.  نفت میتواند مبنای توسعه قرار گیرد و ارزش افزوده بسیاری را عاید کشور کند، اما صادرات این کالای راهبردی بصورت خام، کشور را از درآمدهای بالقوه آن محروم مینماید.
در واقع، در صورتی که نفت به فرآورده تبدیل و صادر شود یا در بخشهای گوناگون اقتصاد مانند حمل و نقل و صنعت مورد مصرف قرار گیرد، ارزش افزوده بسیار بالاتری عاید کشور خواهد شد. امروزه صادرات هر بشکه نفت خام 55 دلار عاید کشور میکند در حالیکه با تبدیل آن به فرآورد ههای نفتی بین 7 تا 18 دلار به این رقم اضافه میشود. (وابسته به درجه پیچیدگی
پالایشگاه است).
این موضوع بدان معنی است که پالایش هر یک میلیون بشکه نفت خام و صادرات فرآورد ههای آن (با در نظر گرفتن ارزش افزوده در کمترین حالت یعنی 7 دلار در هر بشکه) حدودا 7 میلیون دلار به درآمد کشور اضافه میکند، بنابراین، پالایش نفت خام و صادرات فرآورده در هر زمان و شرایطی قابل توجه و با اهمیت می باشد.


3.کاهش امکان رصد معاملات و ممانعت از انجام آن:

در بازار جهانی نفت، عرضه کنندگان عموما شرکتهای بزرگ بین المللی و ملی محدودی هستند و متقاضیان نیز شرکت های پالایشی هستند که تعدادشان بسیار محدود است. این موضوع در کنار حجم بالای تراکنش مالی مورد نیاز در معاملات بازار نفت (بین 7.3 میلیون دلار تا 365 میلیون دلار برای محمول ههای  10,000تا،500,000 تنی) موجب میشود به راحتی بتوان این معاملات را رصد و ردیابی کرد و مانع انجام آن شد. مشکلی که امروز کشور ما در شرایط تحریم با آن روبرو است.


  1. بازار کشورهای همسایه:

مشتریان نفت خام ایران عمدتا کشورهای چین، هند، ژاپن،کره جنوبی و ترکیه هستند که از نظر جغرافیایی از ایران دور هستند،اما مشتریان فراورده های نفتی علاوه بر کشورهای اشاره شده، کشورهایی مانند عراق، افغانستان، پاکستان، ترکمنستان،ارمنستان، ترکیه و آذربایجان هستند که از نظر جغرافیایی جزو همسایگان ایران هستند، بنابراین،تغییر بازار هدف ایران میتواند به افزایش امنیت ملی، دیپلماسی منطقه ای و روابط تجاری منطقه ای کمک شایانی نماید. در مجموع، سیاست افزایش صادرات فراورده های نفتی از نظر اقتصادی، امنیتی، مقابله با تحریمهای فعلی و دیپلماسی منطق های حائز اهمیت است و ضروری است مسئولین اجرایی با درک صحیح اهمیت موضوع موانع پیش روی سرمایه گذاران را برداشته و زمینه را برای توسعه ظرفیت پالایشی کشور آماده نمایند.
در مقابل، در بازار فراورده های نفتی تعداد عرضه کنندگان و متقاضیان بسیار بیشتر از بازار نفت خام است. شرکتهای پالایشی، واسطه‌ها و تجار فرآورده به عنوان عرضه کنندگان و شرکتهای پخش، جایگاهداران و واسطه‌های خرد به عنوان متقاضیان فرآورده هستند. به علاوه حجم تراکنش مالی مورد نیاز در بازار فراورده میتواند بسیار کوچکتر از بازار نفت باشد. در نتیجه، رصد و ردیابی معاملات فراورده های نفتی بسیار مشکل تر از رصد و ردیابی معاملات نفت خام است.


  1. نیاز داخل به فرآورده های نفتی:

انرژی یعنی سوخت؛ اصل حمل و نقل و جابجایی و تبادل بسیار وابسته به سوخت است. حلقه اول توسعه اقتصادی نباید وابسته شود. نمی توان وارد کننده بنزین بود و بعد احساس توسعه یافتگی و پیشرفت کرد. نفت مهم ترین منبع فسیلی جهان است؛ یکی از کاربرد های اصلی نفت جابجایی است. امنیت حمل و نقل بسیار مهم است و مهم ترین عامل تامین حمل و نقل و بالتبع انرژی، نفت است. پس تامین نفت بسیار بسیار مهم است و خام فروشی به صورت بی در و پیکیر و بی برنامه، کاری بس غلط است

با توجه به عناوین مطرح شده جای تعجب دارد چطور وزیر محترم نفت پیوسته به دنبال افزایش خام فروشی هستند، اخیرا ایشان اعلام کردند ((هدف ما تولید ۴ میلیون بشکه در روز است)) چنانچه می دانید نفت یکی از ذخایر ملی محسوب می شود که باید آن را برای آیندگان نیز حفظ است بهر حال بسی جای تامل دارد با توجه به اقتصاد حال کشور و تاکیدات بسیارمقام معظم رهبری در حوزه ی اقتصاد مقاومتی چرا دولت پیوسته برای ترمیم ضعف های اقتصادی خود از طریق فروش نفت خام و یا ارتباط با غرب می باشد؟
این ماجرا به همین جا نیز ختم نمی شود و فاجعه ای که احتمال وقوع آن توسط دولت در پسا برجام وجود دارد قرارداد های ننگین  Ipc   می باشد که در سکوت خواص جامعه این قرار داد ها در حال تصویب می باشد.
به گونه ای که صنعت نفت کشور را برای سالیان متوالی به دست بیگانگان واگذار می کند و این به معنای از  بین رفتن استقلال کشور در حوزه ی نفت پس ملی شدن صنعت نفت می باشد؟
باید از دولت محترم پرسید  تا کی میخواهند خود و کشور را حقیر جلوه دهند و در صدد جلب رضایت کدخدا باشند چطور ظرفیت ها و توان علمی وفنی مهندس و نیرو کار داخل را نادیده گرفته اند و به جای توجه به منویات رهبری در راستای اقتصاد مقاوتی ،اقتصاد کدخدا محورانه را در پیش گرفته اند.
امیدواریم دولت محترم به سوی آرمان اصیل انقلاب یعنی استکبار ستیزی رجعت کند و تلاش خود را بر پایه ی توجه به ظرفیت و نیروی داخل معطوف بدارد

به امید ظهور عدالت گستر گیتی

مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه های شیراز

روایت دو دانشجوی عدالتخواه از تجمع مقابل وزارت نفت+ دانلود فیلم

به گزارش عدالتخواهی، خبرگزاری بسیج در گفت‌و‌گویی تصویری با مجتبی رئیسی و مائده تدینی، دبیر و عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی، اقدام به ثبت مشاهدات عینی این دو فعال دانشجویی از وقایع تجمع 10 اسفند مقابل وزارت نفت کرده است.

این دو فعال دانشجویی همچنین دیدگاه های خود را درباره قراردادهای جدید نفتی موسوم به ipc و برخورد سنگین دولت با دانشجویان معترض به فسار گسترده نفتی در کشور، بیان کرده‌اند.

 

فیلم پنج قسمتی این مصاحبه تصویری را می‌توانید در لینک زیر دنبال کنید.

 

بسیج

 

مشاهده فیلم مصاحبه 

 

برای مشاهده راحت‌تر، بر روی “دانلود” زیر هر قسمت کلیک کرده و یکی از گزینه‌های “باز کردن” یا “ذخیره” را انتخاب کنید.

 

آیا راست است که بنیاد مستضعفین، بنیاد مستکبرین گردیده است؟

ریاست محترم بنیاد مستضعفان، جناب آقای دکتر سعیدی کیا

با عرض سلام

احتراما پیرو جوابیه بنیاد مستضعفان در خصوص نامه جنبش عدالتخواه دانشجویی پیرامون برج 121 طبقه که در پیوست ارائه شده اند، مواردی عنوان شد که لازم دانستیم نکاتی را پیرامون آن بیان کنیم.

اول) نگاهی کلی به پاسخ بنیاد مستضعفان

  • در جوابیه بنیاد مستضعفان، اعلام شده است که “بنیاد وابستگی به منابع عمومی ندارد“، در حالی که بنیاد به منابع عمومی که در اول انقلاب از اموال شاه مصادره شده است وابسته است.
  • بیان شده است که “یک بخش اصلی از بنیاد با ماموریت کمک به محرومین و محرومیت زدایی تشکیل شده که در موسسه ای به نام بنیاد علوی متمرکز شده است“، در حالی که ماهیت بنیاد باید در راستای مستضعفین و محرومیت زدایی باشد نه یک بخش آن همچون بنیاد علوی، که در آن صورت نیازی به بنیاد نخواهد بود و بنیاد علوی جایگزین آن خواهد شد. هرچند بنیاد علوی خود بخش اصلی نیست و قابل مقایسه با دیگر بخش های بنیاد محسوب نمی شود.
  • بیان شده است که “هلدینگها و شرکت های وابسته به بنیاد با مدیریت منابع و برنامه ریزی و سرمایه گذاری برای انجام وظیفه کمک به محرومین تشکیل شده اند“، در حالی که حجم این هلدینگ ها در قیاس با بنیاد علوی مشخص نیست و سوال اساسی تر این است که درآمدزایی به چه قیمتی خواهد بود و درآمدهای کسب شده آیا در جهت کمک به محرومین خرج خواهد شد؟
  • بنیاد در پروژه هایی سرمایه گذاری میکند که در رقابت با مردم نباشد و فعالیت هایی را انجام میدهد که بخش خصوصی توان انجام آن را ندارد“، حال آنکه هتل داری، بلندمرتبه سازی و … رقابت با بخش خصوصی است و بخش خصوصی توان اجرای پروژه ها را دارد.
  • اولویت در انجام سرمایه گذاری، مناطق محروم کشور هستند” حال آنکه سرمایه گذاری در برج 121 طبقه نه تنها سرمایه گذاری در مناطق محروم نیست که سرمایه گذاری در کالای لوکس خواهد بود.

دوم) ویژگی های ساختمان 121 طبقه و اهداف این پروژه

در بخشی از نامه دلیل اجرای پروژه را صدور مجوز توسط شهرداری برای پروژه هایی بزرگتر از پروژه برج 121 طبقه از لحاظ سطح زیربنا معرفی کرده اند. آیا هر عمل خلاف قانونی که توسط دیگران انجام شود دلیلی خواهد بود که بنیاد مستضعفان نیز اقدام به آن عمل کند؟ رویه خلاف در تراکم فروشی در شهر تهران سالیانی است که به منافع عمومی ضربه زده است و ادامه این رویه توسط بنیاد مستضعفان که وظیفه محرومیت زدایی را دارد و باید منافع عمومی را بر منافع بنیاد ترجیح دهد، غیر قابل پذیرش است.

در جدول زیر اهداف پروژه آسمانخراش 121 بر اساس نامه بنیاد مستضعفان در کنار اهداف بنیاد مستضعفان قرارگرفته شده است.

 

Untitled


جناب آقای مهندس سعیدی کیا

مقایسه اهداف پروژه و اهداف بنیاد مستضعفان گواه این است که ساخت آسمانخراش 121 طبقه هیچ سنخیتی با مهم ترین ماموریت بنیاد مستضعفان یعنی تهیه مسکن برای محرومین ندارد. نه تنها سنخیتی با اهداف بنیاد ندارد که به دلیل تراکم فروشی حاصل از آن اثرات منفی همچون افزایش قیمت زمین، افزایش ترافیک، افزایش سوداگری، افزایش واردات، تغییر سبک زندگی و … در بر خواهد داشت، سبب لوکس گرایی و در مخالفت با سیاست های اقتصاد مقاومتی است، متناسب با نیاز طبقه متوسط و محروم نیست و تجاری سازی آن سبب افزایش مصرف گرایی میشود. همچنین تجربه های تجاری سازی همچون مجتمع تجاری نور، مجتمع جهان کودک متعلق به بانک مهر اقتصاد، مجتمع تجاری نیایش و بسیاری از مجتمع های تجاری اطراف حرم رضوی از ناکارآمدی این روش پرده برداشته است. زیرا ارزش افزوده حاصل از ساخت برج در حدی نیست که ساخت مسکن برای محرومین از مسکن را توجیه کند.

شایسته کشور عزیز اسلامی ایران نیست که 18 میلیون حاشیه نشین داشته باشد، عده ای قابل توجه کارتن خواب داشته باشد و بنیاد مستضعفان که وظیفه تامین مسکن مستضعفان را برعهده دارد، برج سازی و آسمانخراش سازی کند و در این شرایط که سیاست های وزارت راه و شهرسازی هم در تقابل با خانه دار شدن مردم است، از صاحبان اصلی انقلاب غفلت شود.

امروزه در اذهان مستضعفین و محرومین، بنیاد مستضعفان ملجا محرومین و مستضعفین نیست و بیشتر از آنکه مستضعفین امید حل مشکلاتشان را از بنیاد مستضعفان داشته باشند، سرمایه سالارها چشم طمع به اموال بنیاد مستضعفان را دارند تا با اسامی گول زننده سرمایه گذاری و افزایش ارزش افزوده وظیفه اصلی بنیاد را تحت شعاع قرار دهند و اموال متعلق به محرومین را به یغما ببرند.

ریشه اینگونه فساد ها را باید در تفکراتی دانست که رقابت با کشورهای منطقه همچون دبی و ترکیه در مظاهر غربی همچون آسمانخراش را، وظیفه بنیادی میداند که باید برای مستضعفان مسکن متناسب با نیاز فراهم آورد و این همان اسلام آمریکایی است که سبب شد امام، این بیم و نگرانی از آینده بنیاد مسکن و مستضعفین را در بیان توصیه های سیزده گانه به مسلمین در تاریخ 1/1/1359 گوشزد کنند:

“بنیاد مسکن باید روشن کند که چه میزان کار کرده است و بنیاد مستضعفین صورت اموال منقول و غیرمنقول طاغوتیان خصوصاً شاه و خاندان و دار و دستۀ کثیفش در سراسر ایران را به روشنی برای مردم بیان دارند و بگویند چه کرده‏اند، اموال شاه خائن را به چه کسانی داده‏اند؟ آیا راست است که بنیاد مستضعفین، بنیاد مستکبرین گردیده است؟ اگر چنین است تصفیه ضروری است و غفلت از این امر مهم حرام. باید این دو نهاد دقیقاً برای مردم شرح دهند که چرا از این سریعتر نتوانسته‏اند کار نمایند، و اگر کسانی به اسم مستضعفین خلاف می‏کنند، بر دادگاههای سراسر ایران است که سریعاً اقدام نمایند. امام خمینی 1/1/1359

 

به امید ظهور عدالت گستر گیتی

جنبش عدالتخواه دانشجویی

 

اخبار مرتبط:

نامه سرگشاده جنبش عدالتخواه دانشجویی به رییس بنیاد مستضعفان

جوابیه بنیاد مستضعفان به نامه جنبش عدالتخواه دانشجویی

جوابیه بنیاد مستضعفان به نامه جنبش عدالتخواه دانشجویی

پس از انتشار نامه سرگشاده جنبش عدالتخواه پیرامون ساخت برج 121 طبقه بنیاد مستضفان مورخ 21 مرداد سال 94 (آقای سعیدی کیا ! سنخیت برج سازی با مدیریت جهادی و مستضعفین چیست؟)، بنیاد مستضعفان هر چند دیر اما در اقدامی تحسین برانگیز در تاریخ 9 اسفند 94 جوابیه ای به دفتر اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی فکس نمودند.

پاسخ بنیاد مستضعفان در خصوص نامه سرگشاده جنبش عدالتخواه دانشجویی:

 

Picture 001

 

Picture 002

 

Picture 003

Picture 004

 

جنبش عدالتخواه دانشجویی در راستای وظیفه مطالبه گری خود بزودی پاسخ خود را به جوابیه بنیاد مستضعفان انتشار خواهد داد.

یک سال بی تفاوتی قوه قضائیه نسبت به تخریب محیط زیست

آیت الله صادق آملی لاریجانی ؛ رئیس قوه قضائیه

سلام علیکم

سال گذشته (۲۱ اسفند ۱۳۹۳) جمعی از دانشجویان تهرانی از تشکل‌های مختلف دانشجویی مقابل ساختمان دادستانی در مقابل پارک شهر تهران تجمع کردند؛ در این تجمع نامه ۱۵ تشکل دانشجویی به حضرتعالی در خصوص لزوم برخورد با دانه درشتهای تخریب باغات در کشور قرائت و تحویل دادستانی شده و در رسانه های مهم کشور نیز منتشر شد.

پیگیری موارد ذکر شده در نامه نشان می دهد که هیچکدام از موارد مزبور به جز تعدادی که توسط برخی دستگاههای متولی و تشکلهای دانشجویی مقداری جلوی آن گرفته شده است، توسط قوه قضائیه حتی مورد بررسی و بازخواست قرار نگرفته چه برسد به آنکه دادستان بخواهد به عنوان مدعی العموم وارد آن شود. جدول زیر ۱۰ بندی است که در طول یکسال گذشته قوه قضائیه هیچ اقدامی روی آن صورت نداده است.

 

جدول تخریب باغات

رئیس محترم قوه قضاییه

همانطور که ملاحظه می فرمایید علیرغم اینکه ۱۰ پروژه مربوط، به طورکامل توسط دانشجویان احصا، شناسایی و معرفی شد اما متاسفانه در طول یکسال گذشته حتی یک اقدام کوچک برای این پروژه ها توسط دستگاه قضایی صورت نپذیرفت و متاسفانه دستگاه قضائی تنها در حد بخشنامه ها و نامه ها و دستورالعملهای کلی نسبت به بیانات مهم و موضوعی و مصداقی رهبر انقلاب واکنش نشان داد، در صورتی که مقام معظم رهبری در ابلاغ سیاست های کلی محیط زیست، “جرم‌انگاري تخريب محيط زيست و مجازات مؤثر و بازدارنده آلوده كنندگان و تخريب كنندگان محيط زيست و الزام آنان به جبران خسارت” را عنوان نمودند، ولی در حال حاضر قوه قضائیه نسبت به تخریب محیط زیست و قطع درختان که از پیش از انقلاب به صورت روشن جرم انگاری شده است بی تفاوت است.

این در حالیست که در کنار بی تفاوتی به پرونده های سال گذشته در حال حاضر به پروژه های بالا در طول سال ۹۴ بازهم اضافه شده است و اقدامی از سوی دستگاه قضایی برای آن صورت گرفته نشده است:

۱ـ ساخت مشهدمال۲ یا جهان مال با سرمایه گذاری مشترک آستان قدس و موسسه عسکریه

۲ـ ساخت هتل – تجاری دیدار و پارکینگ تجاری طبقاتی نوروز در تپه های ممنوعه عباس آباد توسط پیمانکاران شهرداری با همکاری وزارت راه و شهرداری تهران

۳ـ تغییر کاربری آموزشگاه نظامی صفر شش ارتش در خیابان پاسداران تهران به تجاریهای گسترده با همکاری وزارت دفاع، ارتش و شهرداری تهران

۴ـ بلاتکلیفی باغ ۱۵ هکتاری لارک (باغ بهشت) در انتهای شمالی بزرگراه امام علی با مصوبه کمیسیون ماده ۵ و همکاری وزارت راه و شهرداری تهران برای تغییر کاربری و ساخت مجتمع مختلط تجاری، اداری، فرهنگی

۵ـ شروع ساخت اضافه اشکوب (اضافه کردن غیرقانونی طبقه سوم) توسط مالکان سوداگر در شهر لواسان با بی تفاوتی شهرداری این شهر

۶ـ بلاتکلیفی فروش کاخ شمس (کاخ مروارید کرج) و تغییر کاربری فضای سبز آن به مسکونی های بلندمرتبه توسط بنیاد مستضعفان و یک نهاد نظامی که توسط دادستانی کرج در حال حاضر متوقف شده است

۷ـ آتش زدن تعمدی باغ اوقافی ۳ هکتاری در اراج تهران و عدم پاسخگویی قضایی سازمان اوقاف

۸ـ عدم رسیدگی و تخریب گسترده باغات در کنار اهمال شهرداری تهران برای تملک و احیای باغهای درون شهری (بی تدبیری شهرداری در ایجاد بانک اطلاعات باغات تهران)

همانطور که مشاهده می کنید دادستان به عنوان مدعی العموم در موارد بالا هم ورود پیدا نکرده و هیچ حکمی تابحال صادر نشده است؛ البته موارد بالا گوشه ای از تخریبهای گسترده زیست محیطی است که روزانه در سراسر کشور صورت می پذیرد و در هیاهوی اخبار مختلف به فراموشی سپرده می شود. به عنوان مثال شهرداری ها بخصوص شهرداری تهران به طور غیرقانونی اجازه قطع درختان را صادر می کنند و بر اساس مصوبات غیرقانونی شورای شهر اقدام به اخذ مبالغ هنگفت از قطع کنندگان درختان می کنند. یعنی شهرداری دکان جرم فروشی باز کرده و قوه قضاییه هم چشمانش را بر روی این جرم فروشی بسته است.

لازم است قوه قضائیه قطع کنندگان درختان و شهردارانی را که در این امر معاونت می کنند تحت تعقیب قرار داده و جلوی اقدامات مجرمانه شهرداران که با اخذ وجوه هنگفت صورت می گیرد را بگیرد.

حضرت آیت الله لاریجانی

هرچند در سخنرانی ۱۶ اسفند ۹۴ عرض کردید که “باید برخورد با مجرمین محیط زیست را جدی بگیریم” اما اوضاع اگر به همین منوال پیش رود و دانه درشتهای تخریب باغات و محیط زیست همچنان به کار خود ادامه دهند و دستگاه قضایی نیز اقدامی صورت ندهد، آینده خوبی را برای کشور از بعد زیست محیطی که مورد تاکید رهبرانقلاب در سخنرانی سال گذشته بود را نخواهیم داشت.

 

اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی

 

رونوشت:

مقام معظم رهبری                                           دفتر مقام معظم رهبری

شهرداری تهران                                               تعاونی مجلس شورای اسلامی

وزارت راه و شهرسازی                                       صندوق بازنشستگی وزارت اطلاعات

بنیاد تعاون ناجا                                                بانک ملت

آستان قدس رضوی                                          بانک انصار

وزارت دفاع                                                   ارتش جمهوری اسلامی ایران

سازمان اوقاف

آرمان دانشگاه تهران مجوز فعالیت گرفت

به گزارش عدالتخواهی تشکل آرمان جنبش عدالتخواه دانشجویی در دانشگاه تهران مجوز فعالیت رسمی گرفت.

پس از کش و قوس های فراوان، سرانجام ” مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه تهران (آرمان)” با اخذ پروانه فعالیت از شورای نظارت بر تشکلهای دانشجویی دانشگاه تهران، رسما کار خود را آغاز کرد.

رابطه اقتصادی با آمریکا از راههای نفوذ است/ رابطه تحصیل‌کرده‌های غرب با نفوذ /دنبال افراد مستقلی باشیم که به داشته‌های خود افتخار می‌کنند

به گزارش عدالتخواهی  ــ پرونده ویژه “نفوذ” ــ  رسول بابازاده و عباس کلاهدوز: “نفوذ” کلیدواژه‌‌ای است که از گذشته تاکنون در ادبیات سیاسی کشورمان وجود داشته اما این روز‌ها بار معنایی متفاوت‌تری به خود گرفته است. رهبر معظم انقلاب اسلامی اگرچه در سالیان گذشته بارها نسبت به مسئله “نفوذ” و “رخنه” دشمن در ابعاد گوناگون هشدار داده‌اند اما از دوران ماقبل برجام و به‌ویژه پسابرجام هشدارهای معظم‌له در این زمینه فزونی یافته تا جایی که ایشان خود به تبیین ابعاد و اشکال مختلف موضوع “نفوذ” پرداختند. ایشان در این زمینه می‌فرمایند: “به‌نظر من مسئله بعد از برجام از مسئله برجام مهم‌تر است… آنها در  اظهاراتشان حرف‌هایی می‌زنند که به‌کلی خارج از مقوله هسته‌ای و مانند این حرف‌ها است … از جمله حرف‌هایی که می‌زنند و ما را حساس می‌کند این است که می‌گویند برجام فرصت‌هایی را ــ هم در داخل ایران و هم در بیرون از ایران و در منطقه در اختیار آمریکا ــ قرار داده است.” و یا در سخنان دیگری تأکید می‌کنند: “نیت آنها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور.” اهمیت موضوع “نفوذ” ما را بر آن داشت تا برای بررسی و تحلیل این موضوع با دکتر منوچهر محمدی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران به گفت‌وگو بنشینیم.

دکتر منوچهر محمدی دارای دکترای مطالعات بین‌الملل از دانشگاه کارولینای جنوبی شهر کلمبیای آمریکا است که تاکنون موفق به انتشار دهها مقاله پژوهشی و کتب علمی شده است که از جمله کتابهای ایشان می‌توان به «تحلیلی بر انقلاب اسلامی»، «انقلاب اسلامی در مقایسه با انقلابهای فرانسه و روسیه»، «انقلاب اسلامی: زمینه‌ها و پیامدها»، «سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران: اصول و مسائل»، «مروری بر سیاست خارجی ایران دوران پهلوی»، «استراتژی نظامی آمریکا بعد از یازده سپتامبر؛ آمریکا رویاروی اسلام»، «بازتاب جهانی انقلاب اسلامی» و «آینده نظام بین‌الملل و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران» اشاره کرد.

او در سمتهای مختلفی همچون معاون نخست‌وزیر، معاون دانشجویی وزارت فرهنگ، مدیریت گروه روابط بین‌الملل دانشگاه تهران، معاون حقوقی و امور مجلس وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، رئیس کمیته حقوقی شورای عالی انقلاب فرهنگی و معاون آموزش و پژوهش وزارت امور خارجه انجام وظیفه کرده است.

آنچه در ادامه از منظرتان می‌گذرد مشروح گفت‌وگوی خبرنگاران تسنیم با منوچهر محمدی است.

 لطفا در ابتدا بفرمایید تعریف شما از بحث نفوذ چیست؟ شما از جریان شناسی نفوذ چه تعریفی ارائه می‌کنید؟

– محمدی: مسئله نفوذ امر جدیدی نیست از قدیم‌الایام هرگروه‌، تشکیلات و قدرتی سعی داشته در قبال تضعیف جناح مقابل در ساختار رقیب نفوذ کند. به خصوص که در دوران مدرن این موضوع اهمیت بیشتری پیدا کرده است. به طور کلی وقتی شما یک دشمن دارید، این دشمن سعی می‌کند اولاّ از احوالات و تصمیم‌گیریهای  شما مطلع و سعی کند بر روی تصمیم‌های شما تاثیرگذار باشد و آنها را در جهت خواسته‌ها و منافع خود تغییر دهد. با توجه به اینکه کشور ما دارای موقعیت حساس و اهمیت بالایی است، قدرتهای استعماری و استکباری همواره سعی داشته‌اند به هر طریقی در کشورمان نفوذ داشته باشند.

به طور مثال در دوران صفویه قدرتهای استعماری تلاش‌ داشتند از طریق نفوذ برادران شرلی به دربار زمینه‌ای برای نفوذ در ساختار تصمیم‌گیری کشور پیدا کنند. این وضعیت در زمان قاجاریه هم در حد اعلا  ادامه داشت، به خصوص انگلیس که از قدرت سخت‌افزاری زیادی برخوردار نبود، سعی داشت با ایجاد شبکه فراماسونری در غالب قدرت نرم، اهداف خود را پیش برده و در ساختار تصمیم‌گیری و نخبگان کشور تاثیر‌گذار باشد. انگلیس پس از ماجرای تحریم تنباکو و مسائلی که در جریان مشروطه به وجود آمد نفوذ خود را در بدنه جامعه با سیاست کلی تفرقه بیانداز و حکومت کن توسعه داد که ایجاد اختلافات قومی، قبیله‌ای و مذهبی و حتی ایجاد و خلق مذاهب و نهله‌های جدیدی مانند بهائیت، شیخیه، صوفیه و … در همین راستا بود. اما جالب اینجاست که نفوذ انگلیس از طریق تحصیل‌کردگان حوزه علمیه نجف و نه تحصیل‌کردگان غربی انجام می‌شد، در این زمان افرادی مانند علی محمد باب، شیخ احمد احزایی، محمد ابن عبدالوهاب که در نجف تحصیل کرده‌ بودند، انتخاب می‌شوند  و با استفاده  از نقاط ضعف آنها، راه نفوذ انگلیسی‌ها هموار می‌شود.

اما در دوره پهلوی کلید ساختار قدرت در دستان انگلیسی‌ها قرار می‌گیرد، اگر قاجار با یک پایگاه قبیله‌ای به قدرت می‌رسد این موضوع دیگر در باره پهلوی صدق نمی‌کند و مشخصا رضاخان که فردی بیسواد بود پس از ملاقات با آیرون ساید به خدمت غرب درمی‌آید و آنها از این طریق به وسیله افراد نفوذی که درون سیستم داشتند، کشور را اداره می‌کردند.

پیروزی انقلاب اسلامی، در اوج قدرت پهلوی و شرایط خاص کشور به رهبری امام خمینی(ره) که نهضتی را از سال 42 با حضور گسترده مردم در تقابل با تفکر و نفوذ غرب به راه انداخته بود برای غرب به ویژه انگلیس و آمریکا بسیار تاسف‌آور و تعجب‌آور بود. آنها در این فکر بودند که چگونه چنین حرکتی می‌تواند با دست خالی بر رژیم تا دندان مسلح پیروز شود و آنها نتوانستند در برابر این موج بایستند و بر همین اساس  دوباره برای  اعمال نفوذ به دنبال احیای جریان مشروطه افتادند تا اوضاع را  همان‌گونه که پس از مشروطه رقم خورد و مشروطه خواهان به دست نفوذیهایی مثل میرزا ملکم خانها و تقی‌زاده‌ها افتاد، برگردانند و استبداد را در کشور حاکم کنند.

** اعدام شیخ فضل‌الله نوری حاصل نفوذ بود

شما معتقدید که انگلستان با نفوذ توانست مشروطه را به استبداد بکشاند؟

– محمدی: بله شکی در این نیست، زمانی که حکم اعدام  شیخ فضل‌الله نوری به وسیله شیخ زنجانی صادر می‌شود و رئیس پلیس (داروغه) آن زمان که فردی ارمنی بود آن را اجرا می‌کند، طبیعتا همه اینها براثر نفوذ بود، یا قراداد  1919 با پولی که انگلیسی‌ها به وثوق‌الدوله پرداخته بودند نوشته می‌شود. زمانی که روزولت بعد از کودتای 28 مرداد با  محمدرضا شاه ملاقات می‌کند، محمدرضا شاه صراحتا می‌گوید که تاج و تخت خود را مدیون شما هستیم و اگر کمک شما نبود ما به قدرت نمی‌رسیدیم.

** کودتای 28 مرداد از منزل دکتر مصدق با عوامل نفوذی و هزینه آمریکاییها شکل گرفت

 به نظر شما تفاوتی بین جاسوس و عامل نفوذی وجود دارد؟

– محمدی: بله فرق عمده‌ای بین جاسوس و عامل نفوذی وجود دارد و نباید این دو را با یکدیگر اشتباه بگیریم، جاسوس گزارش‌گر و از خود اراده و تحلیلی ندارد و موظف است آنچه را که در درون ساختار می‌بیند گزارش دهد ولی عامل نفوذی نقش متفاوتی دارد. نفوذگر در درون ساختار و بدنه جامعه  سیاستهای استعمارگران را اجرا می‌کند و حتی می‌تواند یک سیسیتم را به نابودی بکشاند به طور مثال کودتای 28 مرداد از خانه خود مصدق با هزینه آمریکاییها و با عوامل نفوذی مانند، سرتیپ دفتری برادرزاده مصدق و داماد او متین دفتری و رشیدیان شکل گرفت.

در  انقلاب هم از این عوامل نفوذی داشته‌ایم؟

– محمدی: بله وجود داشتند اما با هوشیاری امام خمینی(ره) و درس گرفتن از گذشته ایشان اجازه نمی‌داد حرکتی شکل بگیرد. به طور مثال آن افرادی که در پاریس به سه تفنگدار امام معروف شده‌ بودند (بنی صدر، یزدی و قطب‌زاده) بعدها مشخص شد که نفوذی آمریکا بوده‌اند و حتی نفوذ را به جای رسانده بودند که اولین رئیس‌جمهور ایران(بنی‌صدر) نفوذی بود و در اسنادی که پس از تسخیر لانه جاسوسی کشف شد مشخص شد که بنی صدر از آمریکا ماهیانه هزار دلار دستمزد دریافت می‌کرده‌ و یا قطب‌زاده که بعدها کودتای کزایی به راه انداخت و یا یزدی که مشخص شد دو تابعیتی بوده است، دشمن سعی داشت با این عوامل در جبهه‌ای که شکل گرفته بود نفوذ کند.

** ضرباتی که انقلاب از نفوذ خورده است

در دوران 37 ساله پس از انقلاب همواره عوامل نفوذی ضربات سنگینی به انقلاب وارد کرده‌‌اند، نمونه بارز آن شهادت رجایی و باهنر به وسیله امام جماعتی که این دو شهید بزرگوار پشت‌سر وی نماز می‌خواندند اتفاق می‌افتد. حتی پس از رخ دادن این اتفاق باورش سخت بود که کشمیری این کار را انجام داده باشد حتی در ابتدا او را شهید به حساب می‌آوردند.

** جنگ سخت جواب ندهد نفوذ راهبرد اصلی دشمن می‌شود

نفوذ امری طبیعی است که دشمن هرگز برای رسیدن به اهداف خود از آن  دست بر‌ نمی‌دارد. نفوذ زمانی به عنوان کمک به راهبرد اساسی و کلان جامعه تلقی می‌شود و زمانی به عنوان راهبرد اصلی تلقی می‌شود. در جنگ سخت نفوذ به عنوان کمک برای زمینه سازی است که در 10 سال اول انقلاب نفوذ برای کمک به جنگ سختی بود که دشمن طراحی کرده بود که در آن مقطع 17 مورد جنگ سخت ضد کشورمان طراحی شد. اما زمانی که جنگ سخت به نتیجه نمی‌رسد، نفوذ به عنوان راهبرد اصلی قرار می‌گیرد و در حقیقت نفوذ بر افکار و اندیشه‌ها سایه می‌افکند تا بدون ابزار سخت اهداف پیش برود.

** رابطه تحصیل‌کرده‌های غرب با نفوذ

 نحوه شناخت افراد نفوذی چگونه است؟

– محمدی: زمانی که من استاندار سیستان و بلوچستان بودم، شهیدرجایی سفری به آن استان داشت، به وی گفتم شما باید به کسانی که تحصیل‌کرده غرب هستند با دقت بیشتری توجه کنید چون آنها در جو متفاوتی نسبت به ایران تحصیل کرده‌اند مگر اینکه خود را استثنا و بیمه کرده باشند وگرنه با توجه به جو موجود آنجا تاثیرات خود را خواهند گذاشت. یکی از آفات انقلاب نفوذ فرصت‌طلبهایی است که به سرعت رنگ عوض می‌کنند و باید مراقب باشیم در جایگاه‌های بالایی قرار نگیرند. اول انقلاب به دلیل مسئولیتهای اجرایی که داشتم برخی موارد را به عینه دیدم به طور مثال در دفتر حقوق بین الملل در زمان نخست وزیری موسوی مسئولیت اجرایی داشتم  و فردی از سوی یکی از علما برای کار به ما معرفی شد در گزینش متوجه شدیم او یکی از ماموران ساواک بوده که تا آخرین لحظات اطلاعات را به آنها داده و تلاش دارد به عنوان نفوذی وارد سیستم شود.

این را باید قبول کرد که دشمن عاقل است و در دشمنی هم چیزی کم نمی‌‌گذارد به خصوص اگر دشمن در مبانی با طرف مقابل مشکل داشته باشد، دشمنی ما با استکبار بعد از انقلاب بر روی مبنایی است. به طور مثال مارکسیس زمانی که انقلاب روسیه به ثمر رسید مبنای مشترکی با غرب داشت که آن اعتقاد به ماتریالیسم بود و همان‌ نقطه بود که دو طرف می‌توانستند با یکدیگر توافق کنند اما مبنای جمهوری اسلامی ماتریالیسم نیست بلکه مبنا  خداست که بر همین اساس ما نمی‌توانیم با آمریکا کنار بیاییم، مشکلات ما با آنها بنیادی است. ایده آمریکاییها در طول 10 سال بعد از انقلاب این بود که از طریق جنگ سخت  نظام را ساقط کنند و زمانی که متوجه شدند این کار عملی نیست به جنگ نرم که جنگ افکار است، روی آوردند.

به طور مثال در دروران اصلاحات جنگ بی‌رحمانه‌ای را آمریکاییها با افکار و عقاید ایرانیها که موتور محرک انقلاب اسلامی است، آغاز کردند و از طریق افرادی مانند سروش و مجتهد شبستری اندیشه‌هایی که سالیان سال در جامعه رسوخ کرده بود را به سخره گرفتند و به طور مثال می‌گفتند قرآن وحی نیست بلکه تراوشات فکری پیامبراسلام است و یا اینکه واقعه عاشورا را زیر سئوال بردند که اینها همگی نشانگر جنگ نرمی است که آمریکاییها در اتاق فکرهای کاخ سفید  ضد کشورمان به راه انداخته‌اند بوند.

 آیا تشکیک در مبانی و اصول برای تغییر باورهای جامعه انجام می‌شود؟

– محمدی: بله برای تغییر باورهاست.

 مقام معظم رهبری بارها بر این مسئله تاکید داشته‌اند که خطرناک‌ترین نفوذ، نفوذ فرهنگی و فکری است بنابراین برای مقابله با اینگونه نفوذ‌ چه باید کرد؟

– محمدی: گلدستون نخست وزیر انگلیس در اواخر قرن 19 در مجلس عوام این کشور قرآن را برزمین می‌کوبد و می‌گوید تا زمانی که این قرآن در میان مسلمانان هست ما نمی‌توانیم در بین آنها نفوذ و سلطه داشته باشیم که بر همین اساس قرآنهای زیادی را منتشر کردند که ارزش صحافی نداشتند و پس از مدتی باید دور ریخته می‌شد و من یادم هست که حوضچه‌هایی در مساجد ساخته شده بود که قرآنهای پاره را در آن می‌ریختند و نتیجتا قرآن‌ تنها برای سرسفره عقد و سرقبرها استفاده می‌شد و افکار غربی جایگزین تفکر قرآنی شد و حتی زمانی که می‌خواستیم از اسلام دفاع کنیم به سراغ غربیها می‌رفتیم و از آنها استناد می‌جستیم و در نتیجه اسلام شد اسلام لیبرالیستی یا مارکسیستی که نشانه‌هایش را در گروهکهایی که قبل از انقلاب به وجود آمدند شاهد بودیم.

** دشمن با استفاده از ساده‌لوحی برخی‌ها خواسته‌های خود را اجرایی می‌کند

برای مقابله با نفوذ فرهنگی باید چه چاره‌ای اندیشید؟

– محمدی: ابتدا باید دید نفوذ چگونه پیدا می‌شود، نفوذ از چهار طریق انجام می‌شود، اول نفوذ فردی، دوم نفوذ برروی گروهها و شخصیتها، سوم نفوذ بر اندیشه‌های جامعه و چهارم نفوذ از طریق‌ خانواده‌ها است. دشمن نقطه ضعف هر جامعه و فردی را که می‌تواند شهوت قدرت یا ثروت باشد را پیدا می‌کند و از آن طریق نفوذ می‌کند و با استفاده از ساده‌لوحی برخی افراد خواسته‌های خود را اجرایی می‌کند.

** طرح شورای رهبری یا بازگشت رهبری به بیت امام حرف دشمن است/کسی نظارت استصوابی را قبول نکند نفوذی است

چگونه می‌توان راههای نفوذ را شناسایی کرد؟

– محمدی: برای شناسایی راههای نفوذ شاخصهایی وجود دارد، هر فرد یا گروهی که آن را رعایت نکند و با آن زاویه پیدا کند زمینه‌های نفوذ پیدا می‌شود و خواسته یا ناخواسته آن فرد یا گروه تبدیل به عوامل نفوذی دشمن می‌شوند. اولین شاخص، اسلام ناب محمدی است که امام خمینی (ره) نیز بر آن تاکید داشتند و می‌فرمودند در برابر آن اسلام آمریکایی  قرار دارد که زمینه‌های نفوذ را فراهم می‌کند. دومین شاخص، انقلاب و ارزشهای آن است که برخاسته از انقلاب 1357 است که در قانون اساسی کشور نیز تبلور یافته و هر فردی در برابر آن ایستاد و به طور مثال گفت نظارت استصوابی یا ولایت مطلقه فقیه را قبول ندارد قطعا از عوال نفوذی است. سومین شاخص، خط امام -که خطی روشن است و در صحیفه امام خمینی(ره) و در کلام و نوشته‌های ایشان به صراحت بیان شده – است و در اینجا خاطره‌گویی معنایی ندارد، زمانی که امام (ره) می‌گوید آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند نمی‌توانیم بیایم در خاطرات بگوییم امام خمینی(ره) نمی‌‌خواسته شعار مرگ بر آمریکا سر داده شود. چهارمین شاخص ولایت فقیه و رهبری است، زمانی که امام می‌فرمایند پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد نشان از اهمیت این موضوع دارد، هر فرد یا گروهی که بخواهد ولایت مطلقه فقیه را زیر سئوال ببرد و از شورای رهبری بحثی به میان آورد و یا اینکه بگوید رهبری باید به بیت امام بازگردد حرفهایی را بیان کرده که دشمن بیان می‌کند.

** راهبرد نفوذ؛ کم اهمیت جلوه دادن دستاوردهای انقلاب و بزرگ نمایی مشکلات و دشمن

 پس در این‌ گونه بحثها و اظهار نظرها می‌توان نفوذ را دید؟

– محمدی: بله، هر فرد یا گروهی از این چهار شاخص دور شود و با آن زاویه بگیرد قطعا زمینه‌های نفوذ را فراهم کرده است. اگر به اسنادی که در اتاق فکرهای کاخ سفید به ویژه در سال 1997 تهیه شده نگاهی داشته باشیم درمی‌یابیم که تغییر رویکردها و رفتار جامعه  برای اعمال نفوذ به شدت زیر ذره‌بین دشمن بوده است. در سناریویی که بر اساس این رصدها  برای نفوذ به داخل ایران نوشته شد باید  3 کار انجام شود، در جامعه نسبت به آنچه که داریم اکراه ایجاد کنند و دستاوردهای انقلاب را کوچک و کم اهمیت و مشکلات را بزرگ جلوه دهند تا به آنجایی برسد که گفته شود تحریمها استخوانهای مردم را خرد کرده است و یا اینکه گفته شود اگر کدخدا را نبینیم مشکلات ما حل نمی‌شود و مشکلات اقتصادی تنها با برداشتن تحریمها حل می‌شود.

** گره زدن مشکلات اقتصادی به بحث هسته‌ای، حرفهای نفوذی است

زمانی که یک مسئولی می‌گوید آمریکا با یک بمب می‌تواند ساختار دفاعی ما را نابود کند این در واقع بزرگ‌نمایی دشمنی است که در طول این 37سال بارها از طرف ما تحقیر شده است. یا اینکه آن مسئول نظام بگوید به نظام سلطه ثابت می‌کنیم که هرگز تهدیدی برای آنها نیستیم، یا اینکه گفته شود تا چه زمانی می‌خواهیم با آمریکا دشمنی داشته باشیم و باید با آنها آشتی کنیم تا چرخ اقتصاد و سانتریفیوژها بچرخد، اینها تماما حرفهای نفوذی است که بیان می‌شود و در جهت خواسته‌های دشمنی است که مترصد شنیدن این کلمات از طرف ماست.

اگر به مسئله فتنه 88 به صورت دقیق‌تر نگاه کنیم متوجه می‌شویم غرب برنامه‌ای 20 ساله برای رسیدن به این فتنه طراحی کرده بود، زمانی که ما فکر می‌کردیم میرحسین موسوی در خانه در حال کشیدن نقاشی است به موازات اقداماتی که آمریکاییها در اتاقهای فکر خود طراحی می‌کردند اتاق فکری با عنوان جمعیت تعاون و توحید تشکیل شده بود که در آن کل نظام را حلاجی می‌کردند و بر همین اساس بود که میرحسین اعلام کرد که نظام به آخر رسیده و پس از این باید زیست مسلمانی با حکومتی سکولار تشکیل شود. تعجب‌آور این است که میرحسین در سال 76 و 84که شانس پیروزیش در انتخابات بیشتر بود وارد صحنه انتخابات نشد و در زمانی که عموما شانس کمتری داشت وارد کارزار انتخاباتی شد و اعلام کرد من برای تغییر آمده‌ام و با شکست و یا پیروزی من نیز تغییرات انجام می‌شود.

 مقام معظم رهبری بارها اعلام کرده‌اند اگر دشمن نتواند در تصمیم‌گیران نفوذ کند در تصمیم سازان نفوذ می‌کند، نظر شما در این باره چیست؟

– محمدی: بله نفوذ برمشاوران که تصمیماتی را به تصمیم‌گیران القا می‌کنند نیز یکی از روشهای دشمن است.

** تلاش آمریکاییها برای نفوذ از طریق مذاکره

آیا برجام نیز زمینه‌های نفوذ را فراهم می‌کند؟

– محمدی‌: در جریان تسخیر لانه جاسوسی، آمریکا با قطع روابطش با ایران، حماقت بزرگی را مرتکب شد و در اثر این کار تماس آنها با جامعه ما قطع شد، در جریان فتنه نیز آنها از سفارتخانه‌های سایر کشورها استفاده می‌کردند و مسیر تماس آنها فضای مجازی بود و پس از  شکست در فتنه 88 به این جمع‌بندی رسیدند که باید تماس مستقیم با نخبگان جامعه از طریق مذاکره برقرار شود که بر همین اساس نامه‌های متعددی را به مقامات ایرانی نوشتند. مهم‌ترین بحثی که آمریکا‌ییها دریافتند که می‌توانند از طریق آن با ایران تماس داشته باشند برنامه هسته‌ای کشورمان بود که در زمان دبیری جلیلی بر شورای عالی امنیت ملی در پوشش مداکرات هسته‌ای سعی شد درباره موضوعات دیگر نیز مذاکراتی انجام شود که موفق نبودند و پس از آنکه منوچهر متکی از وزارت امورخارجه کنار گذاشته شد و علی اکبر صالحی رئیس دستگاه دیپلماسی شد آمریکاییها هم‌چنان بر مواضع خود برای داشتن تماس مستقیم با ایران اصرار داشتند و با اصرارهای وزیر خارجه وقت مقام معظم رهبری با مذاکرات محدود و در سطح محدود موافقت کردند که در واقع آمریکاییها در این مرحله به خواسته خود رسیدند، و در دولت یازدهم هم در این مورد افراط شد چون روحانی پیش از انتخابات اعلام کرده بود باید دم کدخدا را دید تا مشکلات حل شود و پس از انتخاب وی به عنوان رئیس‌جمهور با اوباما تلفنی صحبت کرد و صحبتهای طولانی کری و ظریف وزیر خارجه دو کشور را شاهد بودیم که همگی زمینه‌هایی بود که آمریکا به خواسته‌هایش برسد. اما با هوشیاری مقام معظم رهبری اجازه‌ای برای توسعه مذاکرات در باره مسائل منطقه‌ای داده نشد که اوضاع را برای آمریکاییها سخت کرد، یعنی برای آن‌ چیزی که می‌خواستند از طریق برجام  به دست بیاورند نتوانستند استفاده کنند، اگرچه هنوز هم نا امید نیستند و امیدوارند با توجه به تماسهایی که درباره اجرای  برجام وجود دارد به مقاصد خود برسند.

 پس از تسخیر لانه جاسوسی و قطع رابطه ایران و آمریکا، تلاش زیادی از سوی آمریکاییها برای حضور در ایران صورت گرفته، آیا در این مورد موفق بوده‌اند؟

– محمدی: نه، موفق نبودند، آمریکاییها در دوره‌ای تلاش داشتند سفارتخانه خود را در تهران دایر کنند اما این کار آنها از موضع مغرورانه بود و حتی شروطی مانند عدم حمایت ایران از تروریسم که منطور آنها حمایت نکردن از حزب‌الله لبنان و نیروی مقاومت فلسطین بود، رعایت حقوق بشر، عدم دخالت در صلح اعراب و رژیم صهیونیستی و دست برداشتن ایران از ساخت سلاح‌های کشتار جمعی، برای ایران گذاشتند  که پس از مدتی دریافتند در جایگاهی نیستند که برای ایران شرط تعیین کنند به همین دلیل به سراغ مذاکرات هسته‌ای رفتند تا از این طریق به دنبال تماس با ایران باشند.

**  رابطه اقتصادی با آمریکا از راههای نفوذ است/برخی در تلاشند که آمریکا را به عنوان ابرقدرت ببینند

 به نظر شما راهکارهای مقابله با نفوذ آمریکا چیست؟

– محمدی: اولا ما باید راههای نفوذ را بشناسیم و آنها را سد کنیم به طور مثال برقراری رابطه اقتصادی و تجاری با آمریکا از راههای نفوذ است. دوم اینکه در مقابل حرکتهای فرهنگی غرب ایستادگی کنیم، به طور مثال ارکستر سمفونی غربی که در ایران اجرا می‌شود، موجب ترویج فرهنگ غربی است که نباید اجازه این کار را داد. ما باید در مقابل تهاجم فرهنگی غرب هجمه متقابل داشته باشیم، زمینه‌های زیادی برای هجمه به آمریکا و غرب وجود دارد که متاسفانه از آنها استفاده نکرده‌ایم. زمانی که قدرت انقلاب ما به قدری است که می‌تواند به پشت دروازههای آمریکای لاتین و حتی به داخل آمریکا نفوذ کند و جنبشی به نام تسخیر وال استریت ایجاد کند چرا نباید از این ظرفیت استفاده کنیم.

برای مقابله با نفوذ دشمن، آگاهی دادن به جامعه به خصوص نسل جوان بسیار مهم است، برخی در این تلاش هستند که آمریکا را به عنوان ابرقدرت ببینند در حالی که این کشور در حال ضعف و فروپاشی است و حتی برخی منابع اطلاعاتی آمریکا به این موضوع که اگر آمریکا بر ایران مسلط نشود تا سال 2025 فروپاشی این کشور قطعی است، اشاره داشته‌اند. آمریکا کشوری است که امروز بیست هزارمیلیارد بدهی، 60 میلیون گرسنه و 12 میلیون کارتن خواب دارد، در این کشور روزی نیست که در مراکز علمی آدم‌کشی اتفاق نیفتد که اینها نشانگر فروپاشی این کشور است.حتی مهاجرت به آمریکا معکوس شده است. و تنها دو  عنصر آمریکاییها را  دورهم جمع کرده که رفاه و امنیت است که هر دو را آمریکاییها از دست داده‌اند.

** دنبال افراد مستقلی باشیم که به داشته‌های خود افتخار می‌کنند

 در برابر نفوذ فرهنگی و سیاسی چه باید کرد؟

– محمدی: البته از اینکه بر روی تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیرانی که دچار خودباختگی شده‌اند  بتوانیم تاثیرگذار باشیم مایوس هستم و باید به دنبال کسانی باشیم که مستقل باشند و به آنچه که دارند افتخار کنند.

منبع خبرگزاری تسنیم

انتهای پیام/

چرا غرب از اجرای برجام استنکاف می‌کند؟

به گزارش عدالتخواهی پنجاه روز از اجرای برجام گذشت؛ بیست و هفتم دی ماه بود که ایران تمام تعهداتش را در زمینه‌ی کاهش ظرفیت غنی سازی و نابودی ذخایر استراتژیک اورانیوم غنی شده انجام داد. اطراف غربی اما هم‌چنان هیچ‌کدام از تکالیفشان را به طور کامل انجام نداده اند؛ نه از پول‌های بلوکه شده خبری شد، نه از آن روزی صد میلیون دلار ضرر که بنا بود بعد از توافق به گفته‌ی ترکان، مرتفع شود. حتی تحریم‌ها نیز به طور کامل لغو نشد، نه تحریم‌های پولی، نه مالی و نه حتی بانکی! مجید تخت روانچی دیروز گفت: «یکی از چالش‌های ما احتیاط بیش از حد بانک‌های اروپایی در برقراری ارتباط با بانک‌های ایرانی است. در حالی که قطعنامه‌های سازمان ملل و قانون اجازه همکاری با ایران را صادر کرده، اما بانک‌های اروپایی به شدت نگران هستند و برای برقراری ارتباط احتیاط می‌کنند.»

چرا غربی‌ها از عمل به تکالیفشان مطابق برجام شانه خالی می‌کنند؟

احتیاط می‌کنند! این تازه‌ترین اختراع مقامات وزارت خارجه برای توجیه اهمال‌ غربی‌ها در اجرای برجام است. در حالی که دولت روحانی حالا مدت‌ها است تمام تکالیفش را در معاهده‌ی برجام مو به مو به اجرا درآورده، غربی‌ها هر روز به بهانه‌ای نو از عمل به تعهداتشان سر باز می‌زنند. پیشتر اما، ترکان مشاور دوست داشتنی روحانی، هر روز تأخیر در اجرای برجام را معادل 100 میلیون دلار ضرر ارزیابی کرده بود. با همین چرتکه روشن است که تا امروز اجرایی نشدن این معامله به صورت کامل دست‌کم 5 میلیارد دلار ضرر روی دست مردم گذاشته است؛ گذشته از تمام ضرر و زیان‌هایی که از سربند نابودی تأسیسات غنی سازی، سانتری‌فیوژها، فوردو، آب سنگین اراک و نابودی ذخایر استراتژیک اورانیوم به بار آمده بود.

سؤال اینجا است؛ اگر آنچان که روز گذشته تخت روانچی در همایش تجاری و بانکی ایران و اروپا گفته بود، تا این اندازه قوانین و قطعنامه‌های تنظیم شده محکم و شفاف تنظیم شده، و دست مقامات ایرانی پُر است، چرا هم‌چنان اروپایی‌ها از عمل به ساده‌ترین تعهداتشان استنکاف می‌کنند؟ و چرا وزارت خارجه به جای استناد به همان اسناد و قوانین و تعقیب و پیگیری حقوقی قانون‌گریزی اروپایی‌ها، در قامت توجیه‌گر آنان ظاهر شده است؟ استمرار این اوضاع و تداوم قانون‌گریزی اطراف غربی، مردم را بیشتر از گذشته به وجود هم‌چه قوانینی بدبین کرده است. به نظر می‌رسد اساساً ابزار حقوقی اطمینان بخشی برای ایران در برجام پیش بینی نشده است، ابزاری که بتوان با تمسک به آن دیگر اطراف ماجرا را مجاب به اجرای تعهداتشان در قبال ایران کرد.

معاهده ای که نه آب شد نه نان!

برجام سند بی چفت و بستی است، آنقدرها که نمی‌تواند اطراف غربی ماجرا را به انجام تعهداتشان ناگزیر کند. نامتوازن نیز هست، چرا که در ازای انواع تعهدات واقعی و اجرایی برای ایران، هیچ تکلیف اجرایی روشنی برای دیگر طرف‌ها در نظر نگرفته است، تمام آنچه غربی‌ها تعهد کرده اند به تعبیر ظریف وزیر امور خارجه، یک مُشت امضا روی کاغذ است. برجام حتی مکانیزم تنبیهی مشخصی برای غربی‌ها در صورت استنکاف از قول و قرارهایشان در نظر نگرفته است. این‌ها البته مطالبی است که پیشتر متواتراً از سوی کارشناسان در نقد برجام عنوان شده بود؛ با این همه امروز صحت و سقم آن بیشتر از گذشته روشن است.

امروز ایران تمام تعهداتش را ریز و درشت در قبال برجام با حسن نیت به سامان رسانده است، ولی غربی‌ها برای تکمیل تعهداتشان مدام این دست و آن دست می‌کنند. دست روحانی خالی است! او نه ابزاری برای گروکشی دارد، نه استناد روشنی برای چانه‌زنی، غربی‌ها به تمام آنچه از مذاکرات اتمی می‌خواستند (و بلکه بیشتر)، رسیدند. آنها به خوبی توانستند با مذاکره بسیاری از آن‌چه دانشمندان هسته ای کشور با خون و پشتکار در چند دهه به دست آورده بودند، به طرفه العینی ویران کنند؛ در مقابل اما یک دوجین امضای بی اعتبار کاغذی تمام آن چیزی است که دولت روحانی دشت کرده است. مع الاسف متن نامتوازن و چندپهلوی برجام، دست روحانی را برای پیگیری حق و حقوق ملت ایران لای پوست گردو می‌گذارد. مطلبی که چنان‌چه پیشتر تدبیر شده بود، می‌توانست در متن معامله پیش بینی شود. با این اوضاع اما حالا حالاها ظریف و رفقا باید به دنبال حقشان بِدوند.

معاهده ای که کلاً هیچی نشد!/ اعترافات پساانتخاباتی

«آمریکا باید تعدادی تحریم را روی کاغذ لغو می‌کرد که انجام دادند اما این یک روند است و باید ببینم آن‌چه در روی کاغذ لغو کردند در عمل هم کمک می‌کند تحریم‌ها برداشته شود یا خیر. البته این روند مقداری کُند بوده است.» این‌ها را ظریف چند روز پیش گفت، اعترافاتی که چند روز بعد با سخنان صالحی در گفتگو با یک روزنامه عربی تکمیل شد: «غرب در اجرای تعهدات خود بر اساس برجام، تأخیر دارد و هنوز برخی تحریم‌ها برداشته نشده است. تهران به آنچه باید، متعهد است، اما تأخیری در طرف مقابل هست که مسئولیتش هم با خودش است.»

اعترافات پساانتخاباتی دولتی‌ها فقط تلخ نیست، دردآور است؛ جماعتی که تا همین چند روز پیش قبل از انتخابات، آنچنان در خصوص برجام و تأثیرات شگرفی که روی معیشت مردم می‌گذارد، مبالغه می‌کردند، حالا به نوبت اعتراف می‌کنند. دیروز هم تخت روانچی دیگر مقام مذاکره کننده‌ اعتراف کرد. شتابزدگی و سیاسی‌کاری در روزهای تنظیم برجام مشهود بود، دولت روحانی توافق هسته ای را بیشتر برای مصرف داخلی می‌خواست، برای فتح بهارستان احتمالاً؛ برای پوشاندن ضعف‌ها و کوتاهی‌های اقتصادی اش، برای بستن دهان منتقدین. با این همه با اجرای برجام نه تنها کمترین تغییری در وضع معیشت و زندگی مردم حاصل نشد، بلکه انتخابات هم از دست رفت. دولت روحانی از کسب حداکثر کرسی‌ها در مجلس پیش رو ناکام ماند، تا برجام حتی به کارِ مدیریت افکار عمومی و مهندسی آرای مردمی هم نیاید.

دولت روحانی بدجور گیر کرده است، او نه تنها نتوانست با تمسک به برجام تغییری اساسی در روند معیشت یومیه ایجاد کند، که از مدیریت انتخابات نیز ناکام ماند. برجام برای روحانی و دولتش نه آب شد نه نان