کنفرانس خبری «فساد در سیستم حمل ونقل کشور و ترویج قاچاق» با حضور نماینده کامیون‌داران معترض

به گزارش عدالتخواهی، کنفرانس خبری با موضوع «فساد در سیستم حمل ونقل کشور و ترویج قاچاق» با حضور سید منصور صفائیان(نماینده کامیون داران معترض جنوب کشور) به همراه جمعی از نمایندگان کامیون‌داران برخی شهرهای کشور در دفتر مرکزی اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی برگزار می‌شود.

این کنفرانس فردا 24 خرداد ساعت 10 در دفتر مرکزی اتحادیه جنبش عدالتخواه واقع در خیابان انقلاب، چهارراه کالج(تقاطع حافظ و انقلاب) جنب پاتوق کتاب، پلاک 713 دفتر جنبش عدالتخواه دانشجویی برگزار می‌شود.همچنین در پایان این کنفرانس از برچسب نمادین اعتراضی کامیون داران رونمایی خواهد شد.

 حضور در این کنفرانس برای عموم آزاد است و از همه رسانه‌ها برای شرکت و هم‌اندیشی در این جلسه، دعوت می‌شود.

جفری ساکس چه بر سر بولیوی آورد؟

1985، تنها چند ماه مانده به برگزاری انتخاباتی سرنوشت ساز میان هوگو بنزر، دیکتاتور سابق، و ویکتور پاز استنسورو، رئیس جمهور پیشین بولیوی بود که گروه بنزر، عازم آمریکا شد و از اقتصاددان سی ساله گمنامی به نام جفرس ساکس، برای طراحی یک برنامه اقتصادی ضد تورمی درخواست کمک کرد. ساکس ستاره در حال طلوع بخش اقتصاد دانشگاه هاروارد بود که جایزه های علمی را یکی پس از دیگری از آن خود می کرد. ساکس به آنها گفته بود که یک روزه به بحران خاتمه می دهد!!
توصیه ساکس به بنزر بر این بود که فقط شوک درمانی است که می تواند بحران تورم لگام گسیخته بولیوی را درمان کند. پیشنهاد او افزایش ده برابری بهای نفت، آزادسازی بهای طیفی از اقلام دیگر، و کاهش بخش های مختلف بودجه بود!
سرانجام، در انتخاباتی پر فراز و نشیب، هوگو بنزر با اختلاف کمی به عنوان رئیس جمهوری بولیوی انتخاب شد و گروهی مامور به برنامه ریزی جهت پیاده سازی الگوی جفری ساکس شدند! ساکس که به هاروارد برگشته بود می گوید:” برایم باعث خوشحالی بود که می شنیدم حزب بنزر نسخه ای از طرح تثبیت اقتصادی ما را در اختیار رئیس جمهور جدید و تیمش گذاشته است.”
به مدت هفده روز متوالی، این تیم اضطراری در اتاق نشیمن خانه بزرگ و با شکوهی جلسه داشت. پس از هفده روز، پیش نویس یک برنامه شوک درمانی نمونه مبتنی بر حذف یارانه های مواد غذایی، لغو کلیه کنترل قیمت ها و 300درصد افزایش بهای نفت به وزیر برنامه ریزی ارائه شد. وقتی اعضاء تیم اضطراری کار تهیه پیش نویس را به اتمام رساندند، هنوز حاضر نبودند آن را با نمایندگان منتخب ملت در میان گذارند! آنها به صورت تیمی به دفتر نماینده ” صندوق بین المللی پول” در بولیوی رفتند و به وی گفتند قصد انجام چه کاری را دارند. واکنش وی در آن واحد هم روحیه بخش بود و هم آزار دهنده! او گفت:” این همان چیزی است که همه مسئولان صندوق بین المللی پول آرزویش را داشتند، اما اگر درست از آب در نیاید، من- که خوشبختانه مصونیت سیاسی دارم- اولین پرواز را میگیرم و پا به فرار میگذار”!
بولیویایی هایی که برنامه مزبور را نوشته بودند، بر خلاف نماینده صندوق، راه گریزی نداشتند و چند تن از آنان مشوش بودند که واکنش مردم چه خواهد بود؟ یکی از مولفین برنامه با تشبیه تیم به خلبانان هواپیمای جنگی که به مواضع دشمن حمله ور میشدند، سعی می کرد به آنها پشت گرمی بدهد. او می گفت:” ما باید مثل خلبان مامور بمباران هیروشیما باشیم. او وقتی بمب اتم را پرتاب کرد، نمی دانست دارد چه کار می کند، اما وقتی دود را دید گفت:”آخ! ببخشید”!! و این درست همان کاری است که ما باید بکنیم.
درنتیجه بمب اتمی ساکس برای بولیوی، جمع کوچکِ خواص ثروتمندتر شدند، در حالی که بخش های بزرگی از جمعیت که تا آن زمان جزء طبقه کارگر بودند کلا از صحنه اقتصاد و به مردمی مازاد و ناخواسته تبدیل شدند. در سال 1987، دهقانان بولیویایی به طور میانگین فقط سالی 140 دلار به دست می آوردند، که از یک پنجم میانگین درآمد هم کمتر است. نرخ بیکاری از 20درصد در زمان انتخابات، به 25 تا 30درصد ظرف دو سال رسید! دستمزدِ حداقل هرگز ارزش پیشین را نیافت و دوسال پس از شروع برنامه، دستمزد حقیقی 40 درصد کاهش یافت. صدها هزار شغل تمام وقت متکی به حقوق بازنشستگی حذف شدند و جایشان را مشاغلی گرفت که از هیچگونه حمایتی برخوردار نبودند.به این ترتیب بین سالهای 1983-1988 تعداد بولیویایی های واجد شرایط برخورداری از تامین اجتماعی 61درصد کاهش یافت.
ساکس که در میانه راه به عنوان مشاور به بولیوی بازگشت، با افزایش حققوق و دستمزدها برای مطابقت با قیمت مواد غذایی و بنزین مخالفت کرد و در عوض از ایجاد یک صندوق اضطراری برای کمک به آسیب پذیرترین اقشار جامعه جانبداری کرد. درست دو سال پس اجرای تئوری جناب ساکس در مهار تورم بولیوی، 35000نفر از بخش های مختلف تجارت مواد مخدر در این کشور کسب درآمد می کردند.
ساکس که بر اهمیت تاریخی توفیقاتش در اجرای برنامه شوک درمانی در بولیوی وقوف کامل داشت سالها بعد گفت: به نظر من تجربه بولیوی واقعا نخستین آمیزه اصلاحات دموکراتیک و تغییرات نهادی ِ اقتصادی بود. تجربه بولیوی خیلی بهتر از شیلی( برنامه شوک درمانی پس از کودتای پینوشه) نشان داد که آزادسازی سیاسی و دموکراسی را می توان با آزاد سازی اقتصادی در آمیخت. کارکرد توأمان این دو و قوت یافتن هر یک از دیگری، آموزه ای بی نهایت حائز اهمیت است.”
منبه : کتاب دکترین شوک

پروژه نفوذ کلید خورد/همکار جرج سوروس در تهران چه می‌کند؟

پروفسور جفری ساکس این هفته به تهران سفر و در دانشگاه امیرکبیر سخنرانی می‌کند. این پیرمرد سابقاً هارواردی که در دوران جوانی جای میلتون فریدمن پیر را در اجبار کشورها به شوک‌درمانی یا طراحی اقتصادهای پس از کودتا و روی کار آمدن غرب را برای غرب‌گرایان و طرفداران سرمایه‌داری فراهم کرد، در کشورهای مختلف دست به اقدام و طراحی اقتصاد زده که اکثر آن‌ها با ناکارآمدی گسترده و فروپاشی اقتصادها همراه بوده است.

نسخهٔ ساکس با میلتون فریدمن پدر اقتصاد بازار آزاد یک وجه مشترک دارد، باید اصلاحات سرمایه‌داری و به‌اصطلاح آن‌ها بازار آزاد با فشار و یک‌دفعه اجرا شود، آنچه به آن شوک‌درمانی می‌گویند. اهمیت شوک‌درمانی اجرای بدون فوت وقت، مبهوت کردن طرف مقابل و گرفتن امکان مقاومت اوست.

فرق جفری ساکس با پدر مکتب شیکاگو این بود که شوک‌درمانی فریدمن خونین‌تر و شوک‌درمانی او ظاهری دموکراتیک‌تر داشت. گرچه درنهایت عواقب این اصلاحات نتایج خونین داشت. ساکس برگ برندهٔ دیگری هم داشت و این‌که هر جا نسخه می‌داد، مدعی می‌شد برای اجرای نسخه‌هایش پول به آن کشورها می‌آورد و از ارتباطات با امثال صندوق بین‌المللی پول برای این کار استفاده می‌کند.

اگر فریدمن زمینهٔ کودتاهای اندونزی و شیلی را با طراحی اقتصادهای پساکودتاهای خونین با کشتارهای میلیونی انجام داد، جفری ساکس دست به مهندسی اقتصاد بولیوی، لهستان و اکثر اروپای شرقی بعد از استقلال از شوروی و طراحی روسیه بعد از فروپاشی زد.

ساکس با پرچم مقابله با تورم، افتخار بیکاری ۳۰ درصدی مردم بولیوی، ترک خدمات تأمین اجتماعی برای ۶۱ درصد بولیویایی‌ها، رجوع میلیونی بیکاران بولیوی به کاشت و فراوری مادهٔ مخدر کوکائین را درنتیجهٔ طراحی‌های خود در دههٔ ۸۰ به بار آورد. در بولیوی حالت فوق‌العاده اعلام شد، رفت‌وآمد احتیاج به کارت اجازه داشت، پلیس به همهٔ نهادهای مدنی حمله کرد، راهپیمایی و گردهمایی سیاسی غدغن، گاز اشک‌آور و شلیک گلوله رایج شد. ۱۵۰۰ نفر ازجمله وزرای سابق کار و سناتورها، دستگیر و به زندان‌هایی دورافتاده در جنگل آمازون منتقل شدند، کارگران معادن قلع به‌خاطر اعتراض اخراج شدند. قیمت مهم‌ترین صادرات بولیوی هم که قلع بود ۵۵% سقوط کرد. مواردی که زمینهٔ به قدرت رسیدن اوو مورالس برای اعتراض به این اقتصاد ازهم‌گسیخته و آمریکا زده را همپای چاوز در ونزوئلا فراهم آورد.

بلایی که با نسخه‌های مریدان جفری ساکس آرژانتین دههٔ ۹۰ را به خاک سیاه نشاند و موجب اخراج ۷۰۰هزار کارگر و چوب حراج به همهٔ آرژانتین شد.

حزب همبستگی لهستان که برای دفاع از حقوق کارگران به قدرت رسیده بود، با نسخه‌های جفری ساکس، لهستان را از نعمت اصلاح اقتصادی و بازار آزاد برخوردار کند. جفری ساکس، این همکار جورج سوروس، عامل انقلاب‌های رنگی که با پیشنهاد و تأمین مالی او راهی لهستان شده بود نسخه‌های مشابهی برای آنجا تجویز کرد. این طرح شامل حذف آنی کنترل قیمت‌ها و یارانه‌ها، حراج معادن، کارخانه‌ها، رفتن از کارخانه‌های صنعتی سنگین به تولید کالاهای مصرفی و… بود. نتیجه تکان‌دهنده بود نرخ بیکاری ۲۰ درصد و ۴۰ درصد برای افراد زیر ۲۴ سال، ۵۹% زیرخط فقر، ۷۵۰۰ اعتصاب در یک سال درنتیجهٔ فشارها و… و یک سلسله سرکوب و تبدیل جنبش مردمی حامی کارگران به یک گروه دیکتاتور و غیرمردمی شد.

نقطهٔ بعدی حضور او اتاق فکر یلتسین برای فروپاشی شوروی بود، او آنجا نیز با وعدهٔ کمک ۱۵ میلیارد دلاری وارد شد. در همین دوره به‌عنوان رئیس انستیتو توسعهٔ بین‌المللی هاروارد منصوب شد و به‌عنوان مشاور یلتسین نقش‌آفرینی کرد. اتفاقی که در روسیه فقط با انحلال پارلمان و محدود کردن دموکراسی و کودتای نرم یلتسین پیش رفت، حراج به ثمن بخس شرکت‌های بزرگ نفتی روسیه مثل یوکس، شرکت نیکل نوریلسک و… که با آلوده کردن مدیران روسیه به فساد و شکل‌گیری یک طبقهٔ مرفه فاسد شکل گرفت. اوضاع به‌هم‌ریختهٔ سیاسی و بعدها امنیتی روسیه در انتهای دههٔ ۹۰ و ابتدای قرن ۲۱ کار را به‌جایی رساند که جز رفتن یلتسین و آمدن پوتین راهی برای تداوم حیات روسیه نماند.

بعد از فروپاشی شوروی ساکس با سرمایهٔ سوروس به کشورهای مختلف اروپای شرقی مسافرت کرده و اقتصادهای آنان را طراحی می‌کرد و کسی که با خریدهای بزرگ مجموعه‌های دولتی این کشورها سودهای سرشار می‌کرد، کسی نبود جز جرج سوروس!

یکی از نکات الگوی ساکس متحدشدن با اقتصاددانان داخلی برای پیگیری نقشهٔ او بعد از ارتباطات اولیهٔ وی است. ساکس بعدها به‌ویژه بعد از افتضاح روسیه مدل کار خود را عوض کرد و پز کمک به کشورهای مستمند مثل آفریقا گرفت و حتی دانشگاه خود را که در اثر این برنامه‌ها موردانتقاد قرارگرفته بود، تعویض کرد و در سال ۲۰۰۲ به کلمبیا رفت. بماند که این انتقادات و تلاش برای اصلاحات بیش از همه راه را برای شرکت‌های آمریکایی و اروپای غربی برای رهایی از رکود اقتصادی باز می‌کند. حالا او تلاش کرده قرائتی تعدیل‌شده‌تر از شوک‌درمانی و اجرای بازار آزاد ارائه دهد و داد حمایت از کشورهای مستمند هم سر داده است.

حال سؤال اینجاست که ۳ روز بعد از تحذیر رهبر انقلاب به نسخه‌های ناکارآمد خارجی برای اقتصاد چه کسی با چه انگیزه‌ای زمینهٔ حضور چنین کسی را در کشور فراهم کرده است؟ آیا قرار است مانند دیدارهای سال گذشتهٔ آلن گودمن و جک استرا، در روزهای تعطیلی و عزای عمومی در کشور، باب جدیدی برای نفوذ و به هم ریختن اقتصاد کشور باز شود؟ آیا آقای ساکس برای محاکمه و پاسخگویی به جنایت‌های اقتصادی و فقر و بیکاری مردم اروپای شرقی و آمریکای لاتین به تهران و دانشگاه امیرکبیر آمده یا برای نسخه‌گیری ما و به فلاکت رساندن اقتصاد کشور و زندگی مردم؟

همین مطلب در ۵۹۸، نسیم آنلاین، پارست، جوان آنلاین، بصرنیوز